
«رضا مهرگان»، یکی از امضاکنندگان بیانیهی «۱۴ امضایی» درخواست استعفای رهبر جمهوری اسلامی و درخواست از نهادهای حقوق بشری برای به رسمیت نشناختن جمهوری اسلامی که در بند ۴ زندان اوین، طی حکمی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به هفت سال زندان، ۷۴ ضربه شلاق و دو سال تبعید محکوم شد.
به گفته علی شریف زاده، وکیل مدافع آقای مهرگان در صورت تأیید نهایی این حکم و بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ حبس تعزیری بابت اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام» در مورد وی اجرا خواهد شد.
آقای مهرگان روز جمعه اول شهریور۱۳۹۸ در روستای «کتالم» از توابع شهرستان رامسر توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بازداشت شد. این فعال سیاسی پیشتر، با انتشار ویدیویی از زندگی مخفی خود، پس از بازداشت دیگر امضاکنندگان بیانیه ۱۴ نفر خبر داده بود. او در رشته مدیریت بازرگانی تحصیلکرده اما به دلیل پروندههای سیاسیاش، امکان استخدام در مراکز دولتی را نداشته است. مهرگان، متولد تهران و محله مجیدیه است اما از ۲۰ سال قبل در نزدیکی سهراه افسریه سکونت داشته است.
این فعال سیاسی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «ایمان افشاری»، بابت اتهامات «اجتماع و تبانی علیه نظام»، «تبلیغ علیه نظام» و «اخلال در نظم و آسایش عمومی» به هفت سال زندان، ۷۴ ضربه شلاق و دو سال تبعید به روستای جعفرآباد از توابع آرین شهر خراسان جنوبی محکوم شد.
علی شریف زاده، وکیل مدافع آقای مهرگان با تأیید این خبر در صفحه شخصی خود نوشته است: «حکم موکلم رضا مهرگان از امضاکنندگان بیانه ۱۴ نفر به استعفای رهبری، در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی افشاری ابلاغ شد. درمجموع به ۷ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال تبعید محکوم شدند. از بابت اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس، از بابت تبلیغ علیه نظام ۱ سال حبس و برای اخلال در نظم و آسایش عمومی به ۱ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و برای مجازات تکمیلی به ۲ سال تبعید به روستای جعفرآباد از توابع آرین خراسان جنوبی.»
رضا مهرگان که از هواداران «نظام پادشاهی پارلمانی» است. پیش از بازداشت در گفتگو با ایرانوایر گفته بود: «از سال ۱۳۷۵، بدون اینکه ذرهای کوتاه آمده یا ابراز پشیمانی کرده باشم، بهصراحت گفتهام هوادار پادشاهی پارلمانی هستم.»
وی وضعیت تامین معیشت زندگی خود را اینگونه توصیف کرده بود: «با ماشینی که متعلق به یکی از اقوام است، مسافرکشی میکنم. اما گاهی خجالت میکشم از مردم پول بگیرم. یکی دو تا از دوستان و بستگان هستند که اگر خارج از شهر بخواهند بروند یا کار و سفارشی دارند، به من میسپارند.»
اولین تجربه بازداشت برای این امضاکننده برمیگردد به امضای بیانیه «نه به جمهوری اسلامی» در سال ۱۳۷۵؛ وقتی در شهر کرمان سرباز بوده توسط اطلاعات ارتش بازداشت میشود: «اطلاعات کرمان در این قضیه دخیل بود. من خدمت سربازیام آنجا بود. اتهام مرا “اقدام علیه امنیت ملی” و “تبلیغ علیه نظام از طریق پخش اعلامیه” اعلام کردند.»
این فعال سیاسی در سال ۱۳۷۵ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» توسط نیروهای امنیتی در کرمان بازداشت و توسط دستگاه قضایی به شش ماه حبس محکوم و دوران محکومت خود را در زندان شهاب کرمان سپری کرد.
دومین بازداشت وی در سال ۱۳۷۸ به دلیل فعالیت در جنبش دانشجویی رخ داد. بازداشتی که منجر به صدور حکم شش ماه تعزیری و هجده ماه تعلیقی از سوی دستگاه قضایی شد. او دوران محکومیت خود را در سالن ۳ بند ۷ زندان اوین سپری نمود.
به گفته این امضاکننده بیانیه درخواست استعفای رهبر جمهوری اسلامی در فاصلهی سالهای ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۰ وی یازده مورد بازداشت و پنج پرونده محکومیت دارد: «هنوز سه پرونده باز دارم که حکمی در مورد آنها ندادهاند و در دو مورد، تبریه شدهام.»
او درباره علت همراهی و امضای بیانیهی درخواست استعفای رهبر جمهوری اسلامی و نه به جمهوری اسلامی، به ایرانوایر گفته بود: «خواستههای ما ۱۴ نفر در بسیاری از موارد باهم یکی است. اصولا اپوزیسیون ایرانی یکی است. اما آنچه مانع شده تا ما قدمهای موثری در مبارزات، در اعتراضات، در اعتصابات کارگران، فرهنگیان، و… برداریم، تفرقه است. تفرقه باعث شده که نتوانیم بر سر آن اشتراکات دورهم جمع شویم و همیاری داشته باشیم. البته تلاشهای جمهوری اسلامی در این مورد بیتاثیر نبود. همینکه نگذارد گروههای متفاوت اپوزیسیون کنارهم بنشینند و همکاری کنند. با دشمن مشترک مبارزه کنند. این شد که ما ۱۴ نفر گفتیم یک نمادی باشیم از ۱۴ ایده و گرایش سیاسی مختلف. تا به مردم و اپوزیسیون بگوییم اگر ما ایران را اولویت قرار دهیم، تغییر، ممکن است. خوشبختانه گروههای مختلفی از اپوزیسیون که امروز واقعا به این نتیجه رسیدند بهتنهایی نمیشود کاری کرد، حمایت بسیار کردند. ما هم در بیانیه اول و بیانیه تکمیلی دوم، مردم را مخاطب قرار دادیم.»
او بر این باور است که این گروه باید به دموکراسی معتقد باشد تا به هدف نهاییاش برسد: «حواسمان باشد از حالا نخواهیم دیکتاتوری را پیاده کنیم. برای ۸۰ میلیون ایرانی تعیین تکلیف نکنیم که چه حکومتی پس از جمهوری اسلامی، برای شما خوب است یا نیست. بپذیریم همهچیز بر عهده مردم هست. اگر در اصل اولیه برای دموکراسی به توافق برسیم؛ چرا نتوانیم کنار هم قرار بگیریم؟ تمام ارکان جمهوری اسلامی در ظلم و جنایت و کشتار و شکنجه و اعدام دخیل است. بنابراین گذر از جمهوری اسلامی، انتخاباتی آزاد، حذف جمهوری اسلامی و مهمتر از همه دموکراسی و یک حکومت سکولار دموکرات برای ایران، هدف ماست.»
رضا مهرگان، به دنبال انتشار بیانیه مشهور به ۱۴ نفر، در خیابان هم توسط لباس شخصیها مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.