
روز چهارشنبه، شانزدهم بهمن ماه سالجاری، همایشی با عنوان «نسل سلیمانیها» در مصلی تهران برگزار شد. همایشی با حضور دانشاموزان نوجوان که زیر نظر سازمان بسیج دانشاموزی برگزار شد. شهروند خبرنگار ایران وایر در این همایش حضور پیدا کرده است. روایت او را در این گزارش میخوانید
«این مشتهایی که گره کردهاید فقط برای مرگ بر آمریکا گفتن نیست، با همین مشتها باید توی دهان آمریکا زد.» صدای مرگ بر آمریکا فضا را پر میکند درست مثل صدای دانشاموزان دهه شصت سر صف.
روز چهارشنبه شانزدهم بهمن ماه در و دیوار و اطراف مصلا با بنرهای قاسمی سلیمانی پوشیده شده است و رسانههای حکومت از چند روز پیش بارها این گردهمایی دانشاموزی را تبلیغ کردهاند. گردهمایی با عنوان «نسل سلیمانیها» که در شبکههای اجتماعی با عنوان «#من _سلیمانی _ام» تبلیغ شده است. دانشاموزان با پلاکاردها و عکس قاسم سلیمانی و نوشتههای من قاسم سلیمانیام وارد مصلا میشوند. این برنامه را سازمان بسیج دانشاموزس ترتیب داده است.
اجازه ورود به همه داده نمیشود. جلوی همه درها ماموران انتظامات ایستادهاند و میگویند این گردهمایی فقط مختص دانشاموزان و فرهنگیان است. پیشتر خبرگزاری فارس نوشته بود قرار است سی هزار دانشآموز در این گردهمایی شرکت کنند. که نیمی از آنها از مدارس علوم و معارف اسلامی صدرا و دیگر معارف اسلانی هستند و پانزده هزار دانشاموز هم از طرح شهید بهنام محمدی در این همایش حضور مییابند.
مدارس صدرا توسط سازمان تبلیغات اسلامی تاسیس شده و وطیفه خودش را تربیت گروههای دینی و انقلابی عنوان کرده است. حتی به گفته موسسان مدرسه فرهنگیانی که برای تدریس به این مدارس میروند باید مومن، ولایتمدار براساس اهداف نظام اسلامی باشند.
طرح شهید «بهنام محمدی» هم طرحی است برای تربیت کودکان و نوجوانان انقلابی و به گفته مسوولان سازمان بسیج قرار است اهداف، عقاید و باورهای نظام جمهوری اسلامی در فکر و ذهن آنها نهادینه شود. بهنام محمدی طبق روایت رسمی نظام سرگذستی مثل حسین فهمیده دارد. گفته میشود او نوجوان سیزده ساله آبادانی بوده که برای کسی اطلاعات به پایگاه دشمن نفوذ میکرده و خبر میآورده او در سیزده سالگی در جنگ ایران و عراق کشته میشود. البته هنوز مشخص نیست این روایت چقدر در واقعسا ریشه داشته باشد. چندی پیش مشخص شد داستان حسین فهمیده که سالها با عنوان نوجوانی که با فداگاری نارنجک به خود بست و برای نجات سربازان دیگر زیر تانک رفت، معرفی شده بود، قصه پردازی روزنامهنگاری به نام حمید هوشنگی بود.
با این حال سال گذشته درباره طرح بهنام محمدی، رییس وقت بسیج سازمان مستضعفین سخنرانی کرده و هدف این طرح را درست کردن یک کانون از نوجوانانی انقلابی دانسته که قرار است پای کار باشند. این طرح از سوی سازمان بسیج نقطه پیوند مسجد، مدرسه و خانه معرفی شده و در توضیح آن امده است: «در هر مدرسه مربی یک روحانی است که امام جماعت مدرسه است و افرادی که از مراحل توجیه، گزینش و آموزش گذشتهاند، هر کدام سرگروه یک پایه از مدرسه میشوند. در سه ماهه اول این سه نفر با نظارت مربی برای دوستی و انس و الفت با دانشآموزان ارتباطگیری میکنند. در سه ماهه دوم از هر کلاس دو دانشآموز که جزو ۱۰ نفر برتر علمی کلاس، اهل آن محل و دارای خانواده سالم هستند، شناسایی میشوند. این افراد هسته کار تربیتی مدرسه هستند و اولین حلقه صالحین مدرسه را تشکیل میدهند.» این طرح از سال گذشته آغاز به کار کرده است.
مرتضی از بسیجیهای مدارس صدرا است. چفیه به گردن انداخته و عکس کوچکی از قاسم سلیمانی کنار خامنهای را در دست گرفته است. شانزده ساله است اما سبیلهای جوانه زده و ریشهای تنکش را نتراشیده، قبل از این که وارد همایش شود، میگویم: چرا در این همایش شرکت میکنی؟ چند ثانیه مکث میکند و میگوید: «برای عشقم آمدهام برای حاج قاسم. ما که خاک پای حاج قاسم هم نمیشویم اما با فرهنگ حاج قاسم زندگی کردن و رسیدن به مقام والای شهادت بزرگترین آرزوی من است.»
دخترها اغلب با چادرآمدهاند و چفیه بستهاند. یکی از آنها قبل از ورود میگوید: «ما آمدهایم تا بگوئیم آماده گرفتن انتقام سخت هستیم.» سیزده چهارده ساله به نظر میرسد و موقع گفتن این جملات انگار دارد سرود میخواند. سرش را هم بالا نمیآورد.
پرچمهای زرد فاطمیون هم در دست چند دانشاموز دیده میشود. از ظاهرشان مشخص است از اتباغ افغانستانی هستند. اما دوست ندارند حرف بزنند. یکی از آنها میگوید: «درکشور ما اگر مردم بدانند عضو فاطمیون هستی یا از طرفدارانشان هستی فکر میکنند به خاطر پول یا کارت اقامت عضو شدهای. نمیدانند پدران و برادران ما بخاطر دفاع از حر بیبی زینب رفتند و برنگشتند یعنی میدانند اما باور نمیکنند.»
گفته میشود سپاه پاسداران برای جذب افغانستانیها برای پیوستن به لشکر فاطمیون وعده پول و کارت اقامت داده و مردم افغانستان به کسانی که به لشکر فاطمیون میپیوندند به دیده خوبی نگاه نمیکنند.
زینب سلیمانی هم در این مراسم حضور دارد او از حضور نوجوانان در مراسم تشکر میکند و میگوید: «انشالله با کمک شما نوجوانان و پشت سر مقام معظم رهبری انتقام خون پدرم را میگیریم.»
انتقام سخت، کلید واژه مشترک حرف تمام نوجوانان شرکت کننده هم هست. یک استاد علوم سیاسی ساکن تهران میگوید: «شست و شوی مغزی یکی از ابزارهای مهم حکومتهای دیکتاتویر یدر تربیت نسل اینده است. الان جمهوری اسلامی این نوجوانان را در مدرسه و مسجد شست و شوی مغزی میدهد. آنها را تبدیل به یک نسلی میکند که انتقام و مرگ و خشونت در وجودشان نهادینه میشود. آنها میخواهند از این نوجوانان معصوم سرباز نظام درست کنند.» به اعتقاد او حکومت در سالهای اخیر هزینه و تبلیغات زیادی برای تربیت نیروهای متعهد به انقلاب و نظام کرده است: «تا حدودی هم موفق بودهاند. پبشتر در فضای مجازی کسی را نداشتند. الان همین لشکر سایبری که تا حدودی در بحثها شرکت میکنند و عقاید و باورهای حکومت را بیان میکنند از دستاوردهای همین تبلیغات و هزینه هاست.»
سمیرا معاون اموزشی یکی از مدارس غیر اننتفاعی مذهبی در تهران است. او میگوید برای شرکت در این همایش هیچ بخشنامه یا نامهای دریافت نکردهاند. اما معتقد است این کارها بچهها را دانشاموزان در محیط خانه و مدرسه دچار دوگانگی هستند: «در مدرسه میبینند از قاسم سلیمانی به عنوان قهرمان و منجی یاد میشود و در خانه که خانواده از کشته شدن او چندان هم ناراحت نیستند. او نمیداند کدام الگو را بگیرد و دچار سردرگمی و پرسش میشود. پرسشهایی که در مدرسه مطرح میکند، معمولا سرکوب میشوند. در خانههم خیلی خانوادهها از ترس اینکه بچه در مدرسه چیزی از جانب آنها نگوید و دردسر درست نکند، معمولا جواب درستی به پرسشهای او نمیدهند.»
آنها پس از کشته شدن قاسم سلیمانی از دانشاموزان مدرسه میخواهند که دلنوشتههایشان را برای قاسم سلیمانی در یک دفتر بنویسند: «در حیاط یک قسمت سر پوشیده کوچک است که به پیشنهاد مدیر مدرسه بعد ازکشته شدن حاج قاسم یک میز قرار داده شد و روی آن یک دفتر بزرگ و خودکار گذاشتیم که دانش آموزان دلنوشتههای خودشان را با قاسم سلیمانی بنویسند و وقتی کامل شد چند نفر از پرسنل مدرسه به منزل حاج قاسم بروند و دفتر را تقدیم کنند و به این ترتیب دل آنها را تسلی داده باشیم.»
اما چند ساعت بعد ار خواندن برخی نوشتهها شوکه میشوند: «وقتی مهلت نوشتن دل نوشتهها تمام شد و دفتر را برداشتیم وسط چند صفحه از دفتر، فحشهای رکیک نوشته شده بودند و زیر فحشها توضیح داده بودند که چرا قاسم سلیمانی را دوست ندارند و برایش احترام قائل نیستند. مثلا نوشته بودند قاسم سلیمانی برای نظام آدم ارزشمندی بود چون هر کاری برای حفظ و حراست از جمهوری اسلامی میکرد نه از جنس مردم بود و نه در کنار مردم که اگر در کنار مردم بود یک بار به کشتن ۱۵۰۰ نفر توسط حکومت در اعتراضات مردمی آبان ماه شکایت میکرد»
همایش در حال تمام شدن است قرار است دانشاموزان شرکت کننده طوماری امضا کنند و روی آن بنویسند: » ما خواهان انتقام سخت هستیم و راه سردار را ادامه میدهیم. »
سمیرا میگوید: «رییس سازمان بسیج دانش آموزی تقریبا در تمام سخنرانیهایشان به تاثیر فضای مجازی در بهم ریختن جو خانوادهها و جایگزینی اینترنت به جای روابط خانوادگی اشاره میکند و نتیجهٔ این اتفاقات را بروز خشونت، از بین رفتن اخلاق و گسترش فساد عنوان کرد آیا امضای طوماری که روی آن نوشته شده است ما خواهان انتقام سخت هستیم در بچهها ایجاد خشونت نمیکند؟»