هفت فعال صنفی معلم مجموعا به ۴۱ سال زندان و بیش از ۲۰۰ ضربه شلاق محکوم شدند

محمدرضا رمضان زاده، سعید حق پرست، علی فروتن، مصطفی رباطی، حسن جوهری، حمیدرضا رجایی و حسین رمضان پور اعضای انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی توسط دادگاه انقلاب و دادگاه کیفری بجنورد مجموعا به ۴۱ سال و هشت ماه حبس تعزیری، ۲۲۲ ضربه شلاق و ۳ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شدند. عمده اتهامات این فعالان صنفی “اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل گروه غیرقانونی با هدف برهم زدن امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام” عنوان شده است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز چهارشنبه ۹ بهمن ماه ۱۳۹۸، محمدرضا رمضان زاده، سعید حق پرست، علی فروتن، مصطفی رباطی و حسن جوهری، حمیدرضا رجایی و حسین رمضان اعضای انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی توسط دادگاه انقلاب بجنورد مجموعا به ۴۱ سال و هشت ماه حبس تعزیری، ۲۲۲ ضربه شلاق و ۳ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شدند.

براساس حکمی که توسط دادگاه انقلاب بجنورد صادر شده است، محمدرضا رمضان زاده، حسین رمضانپور و حمیدرضا رجایی به اتهامات “اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل گروه غیرقانونی با هدف برهم زدن امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ترتیب به ۱۳ سال حبس تعزیری، ۸ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق و ۴ سال حبس تعزیری محکوم شدند. همچنین علی فروتن، مصطفی رباطی، سعید حق پرست و حسن جوهری هر یک به ۳ سال و هشت ماه حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

محمدرضا رمضان زده علاوه بر این به محرومیت از فعالیت‌های صنفی نیز محکوم شده است.

این احکام قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر خواهند بود.

همچنین این فعالین صنفی در پرونده‌ای دیگر به “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی” متهم شده بودند. آقای رمضان پور علاوه بر این اتهام “توهین به مسئولین نظام” و آقای رمضان زاده اتهام “خیانت در امانت” را در پرونده داشتند که در نهایت دادگاه رسیدگی به اتهامات آنان در تاریخ ۱۱ و ۱۳ تیرماه امسال در شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری شهرستان بجنورد به ریاست قاضی جوان برگزار شد. براساس حکم این دادگاه محمدرضا رمضان زاده به دو سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربی شلاق و ۳ میلیون تومان جریمه نقدی و حسین رمضانپور به ۷۴ ضربه شلاق محکوم و سایرین از اتهام وارده تبرئه شدند. این احکام در مرحله تجدیدنظر نیز تایید شد.

محمدرضا رمضان زاده، مسئول هیات مدیره، سعید حق پرست، علی فروتن، حمیدرضا رجایی و حسن رمضان پور از اعضای هیات مدیره و مصطفی رباطی و حسن جوهری از اعضای انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی هستند.

به علاوه این فعالین صنفی از سوی هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری آموزش و پرورش نیز محاکمه شده و بعضا به صورت کتبی و یا شفاها با تذکر و توبیخ روبرو شده اند.

محمدرضا رمضان زاده، دبیر انجمن صنفی معلمان استان خراسان شمالی، با حکم صادره توسط هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری آموزش پرورش به بازنشستگی پیش از موعد با تقلیل یک گروه محکوم شده بود.

تقلیل گروه حالتی است که در آن حقوق و مزایای بازنشستگی فرد به طبقه شغلی پایین‌تر کاهش پیدا می‌کند. این در حالی است که آقای رمضان زاده بیست و ششمین سال از دوران خدمت خود را سپری کرده است.

محمدرضا رمضانزاده، مسئول شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی ایران در تاریخ ۲۲ مهرماه سال گذشته در جریان تحصن سراسری معلمان در شهرستان بجنورد بازداشت و در تاریخ ۱ آبان ماه با تودیع قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.

از سوی دیگر سعید حق پرست از اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان بجنورد توسط شورای تخلفات اداری به صورت کتبی مورد توبیخ قرار گرفته و حسین رمضان پور، دیگر عضو هیئت مدیره این کانون نیز توسط هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری به یک سال تبعید به شهرستان مانه و سملقان در استان خراسان شمالی محکوم شده است.

پیشتر نیز شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران طی بیانیه ای نسبت به عدم صدور حکم مرخصی بدون حقوق محمد حبیبی و احکام هیات رسیدگی به تخلفات اداری برای فعالان صنفی خراسان شمالی اعتراض کرد. در این بیانیه به حراست و هیات رسیدگی به تخلفات اداری، پرونده سازی و صدور حکم علیه فعالین صنفی و معلمان در تهران و شهرهای دیگر اشاره شده است. شورای هماهنگی همچنین ضمن هشدار نسبت به عواقب سرکوب فعالان صنفی و معلمان اعلام کرده است که در صورت تداوم این وضعیت شورا در راستای دفاع از حقوق فعالان صنفی به اقدامات اعتراضی دست خواهد زد.

در جریان تحصن سراسری معلمان در روزهای ۲۲ و ۲۳ آبان‌ماه، دستکم ۱۴ معلم در استان‌های خراسان شمالی، فارس، مرکزی، کردستان، خوزستان و کردستان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و مدتی بعد با تودیع قرار و به صورت تدریجی آزاد شدند.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران پیش‌تر با صدور بیانیه‌ای ضمن انتقاد از اجرایی شدن طرح “معلم تمام وقت”، نسبت به عدم رسیدگی به مطالبات صنفی فرهنگیان از سوی مسئولان در قوای سه‌گانه اعتراض کرده و از فرهنگیان کشور درخواست کرده بود تا در روزهای ۲۲ و ۲۳ آبان‌ماه ۹۷ در دفتر مدارس تحصن نمایند.

Civil Activist Fardin Moradi was Arrested in Sanandaj

Fardin Moradi, a civil activist from Sanandaj, was arrested by security forces at his home and taken to an unknown location.

According to the Campaign for the Defense of Political and Civil Prisoners, security forces arrested Fardin Moradi at his home and taken him to an unknown location on Wednesday January 22nd, 2020. Security officials are said to have searched the detainee’s home and seized some of his personal belongings.

The reason for the arrest and whereabouts of this Kurdish citizen is not known at this time.

Mr. Moradi was previously arrested and sentenced to two years in prison on charges of “collaborating with one of the Kurdish opposition parties” on October 2006. The sentenced was increased to 3 years in appeal court.

He was released from Sanandaj Central Prison after serving three years in prison.

یک میلیون نخل تشنه آبادان در یک قدمی مرگ

بیش از یک میلیون نفر نخل در حاشیه «اروندرود» آبادان به دلیل اختلال در برق شبکه آبیاری در سه ماه گذشته، با بی‌آبی روبه‌رو بوده و در آستانه خشک شدن هستند.

«احمد شهابی»، یکی از نخل‌داران روستای «منیوحی» آبادان گفته است: «نخلستان‌های این منطقه از ۱۶ سال گذشته تا کنون همواره  با مشکل تامین آب روبه‌رو بوده است.»

شهابی افزوده است: «از سه ماه گذشته با از کارافتادن ایستگاه‌های پمپاژ شبکه آبیاری، وضعیت تامین آب نخل‌ها به حالت بحرانی درآمده است.»

به گفته وی، برق ایستگاه‌های پمپاژ آب منطقه به طور مکرر قطع می‌شود به طوری که یک روز وصل و پنج تا شش روز قطع است.

او گفته است روستاهای «منیوحی»، «شطیط»، «رمیله»، »شلحه حاج حسین«، »شلحه ثوامر«، »شلحه امام حسن«، »حیر» و بخش اروندکنار از جمله مناطقی هستند که به دلیل قطع برق شبکه آبیاری با مشکل روبه‌رو شده‌اند.

حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر نخل در بخش اروندکنار و حاشیه رودخانه اروند وجود دارد که هشت هزار کشاورز از آن‌ها ارتزاق می‌کنند.

نخلستان‌های این منطقه در میان دو رودخانه بزرگ اروندرود و «بهمنشیر» قرار دارند اما نخل‌ها همیشه تشنه هستند زیرا سیستم سنتی آبیاری نخل‌ها از بین رفته است.

بخش اروندکنار در ۴۵ کیلومتری جنوب آبادان و روبه‌روی شهر فاو عراق قرار دارد.

یک شهروند ساکن حمیدیه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد

شهاب صیاحی، شاعر و از اهالی حمیدیه، توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۸، شهاب صیاحی از اهالی حمیدیه ا توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل‌شده است.

از دلایل دقیق بازداشت و محل نگهداری این شهروند عرب، تا این لحظه اطلاعاتی در دست نیست، اما گفته می‌شود که بازداشت او در رابطه با سرودن اشعار حماسی در تجمعات و شبکه‌های اجتماعی بوده است.

آقای صیاحی پیش‌ازاین به همراه پنج شهروند اهل حمیدیه در تاریخ ۱۱ مردادماه ۱۳۹۷، توسط ماموان امنیتی بازداشت‌شده بود.

شهاب صیاحی در تاریخ ۱۲ مردادماه سال گذشته از بازداشتگاه اداره اطلاعات حمیدیه  به همراه علی صیاحی، امیر صیاحی، عباس سواعدی، ماهر منبوهی و مالک منبوهی به زندان مرکزی اهواز (شیبان) منتقل‌شده و در تاریخ ۲۱ مردادماه هرکدام با تأمین وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی به‌صورت موقت از این زندان آزاد شده بودند.

اعتراضات تاریخ ساز آبان ۹۸ به مثابه طغیان نیروی کار علیه استثمار و استبداد/رضا شیرازی

سنخ شناسی جنبش های اجتماعی جدید ما را فرا می خواند که با نظریه های کلاسیک سیاسی در باره جنبش های اعتراضی قدری فاصله بگیریم. تا قادر شویم به فراز و فرود آن ها پی برده و با روند دیالکتیکی آن ها بهتر آشنا شویم. بنابراین برای درک درست حضور فرودستان و نقش آن ها در خیزش آبان ماه، نیازمند تکیه به نظریه جامعه جنبشی که برخی از متفکرین ایرانی بدان اصرار دارند، هستیم.

روشن و آشکار است که حضور و نقش پررنگ فرودستان؛ کارگر زاده ها، بیکاران و نیروی حاشیه تولید و حاشیه نشینان، در اعتراضات آبان ماه تعیین کننده بود و چنین امری نشان از سمت گیری آتی جنبش اجتماعی – اعتراضی در ایران می دهد، به تعبیری دیگر مشارکت فعالانه فرودستان در رخداد آبان، به مثابه حلقه دیگری در ادامه دی نود و شش به شمار می آید.

در اصل ما با یک فرآیند طبقاتی و اجتماعی جدید و در عین حال پیچیده مواجه ایم، که آن نه تنها سرفصل جدیدی از نظر اجتماعی در ایران محسوب می شود بلکه نشان از آن می دهد که بافت اجتماعی ایران طی چند دهه گذشته به شدت دگرگون شده و همین امر تغییرات ریشه داری را به وجود آورده است که قابل انکار نیست.

اساسا ما در یک بزنگاه تاریخی قرار گرفته ایم، که اعتراضات اخیر – دی و آبان – نماد آن هستند. در یک تعبیر کلان تر، آغازی از شکل گیری یک دوره کاملا جدید در ایران قابل پیش بینی ست. چرا که از یک سو تغییرات اجتماعی در متن جامعه را نشان می دهد و در عین حال تحولات کیفی، مابه ازای اجتماعی به بار می آورد. طوری که همه نحله های اجتماعی و فکری را در ایران به شدت متاثر و دگرگون کرده، که در فرهنگ سیاسی، اجتماعی و عرفی جامعه قابل درک است.

اگر توانست در متن و بستر جامعه جنبشی که مطالبات صنفی، اجتماعی نیروی کار، جنبش زنان و دانشجویی را یک دستاورد کلان و تاریخ ساز بدانیم شاید بهتر به شکل گیری مرجع نو و جدید پی خواهیم برد. مرجعی که هم اکنون دارای نیروی اجتماعی عظیم و تعیین کننده و مهمتر از آن گفتمان ساز و جریان ساز است.

هنگامی که از برش و زاویه نیروی اجتماعی مخالف وضع موجود، به اعتراضات آبان ماه نگاه کنیم، پی می بریم که مشارکت فعالانه فرودستان در اعتراضات از جمله دو رخداد دی و آبان موید امر خودآگاهی طبقاتی و اجتماعی ست، نیاز به نان و آزادی و درک و احساس اختلاف درمصرف در همه شئون زندگی از آموزش تا بیمه های درمانی، از تعذیه تا مسکن، از استانداردهای زندگی شهری تا حداقل های اولیه حیات از قبیل کار و امنیت شغلی و … همه و همه بخشی از زمینه های عینی را فراهم کرده است تا فرودستان در اعتراضات اجتماعی مشارکت کنند. مشارکت فعالانه طبقات پائین جامعه موید آن است که امروزه بیشتر از هر چیزی به نان، کار و آزادی محتاجند. طبقه کارگر، کارگر زاده ها، بیکاران و به کل فرودستان، خوب می دانند که با تکیه به آزادی، قادر خواهند بود از منافع طبقاتی خود با ایجاد سندیکا و نهادهای خود حراست کنند. نیروی کار به درستی پی برده است که بدون حضور در ساحت اجتماعی و بدون طرح مطالبات صنفی، اجتماعی و طبقاتی، هیچ گونه تغییر و تحولی قابل تصور نیست و شرایط دهشت بار کنونی ادامه خواهد یافت.

می خواهم دوباره به مقدمه بحث بازگردم و تاکید کنم که بر مبنای کدام چهارچوب نظری، حضور فرودستان در اعتراضات آبان ماه بهتر قابل توضیح است؟
به گمانم چهارچوب و نظریه در خور توجه ای که بتواند توضیح دهنده نقش فرودستان در اعتراضات تاریخ ساز آبان ماه باشد، همان نظریه جامعه جنبشی است که توسط دو متفکر ایرانی _ پرویز پیران و سعید مدنی _ طی سال های گذشته تدوین شده است.

هر دو متفکر با تاکید و تبیین جامعه جنبشی و جنبش های چندگانه شهری مواردی را طرح کردند که در چهارچوب آن نظریه بتوان نقش فرودستان جامعه را در تغییر و تحولات بهتر فهمید و درک کرد. چرا که مطالبات انباشته شده آن ها در هیچ یک از عرصه ها پاسخی نگرفته و به همین دلیل در شرایط آماده، هزاران هزار جوان معترض بیکار، حاشیه نشین و فرودست، در خط مقدم تسخیر خیابان قرار می گیرند. البته فورا باید اضافه کرد که مبارزات صنفی کارگران ایران علیه حقوق های معوقه، اخراج های بی رویه، تعطیلی خط تولید، دستمزد ناچیز، قراردادهای موقت، عدم امنیت جانی در حین کار، مهمتر از همه سرکوب اعتراضات کارگری، دستگیری رهبران میدانی اعتراضات و نقره داغ کردن فعالین کارگری، همه و همه در یک شرایط آماده و بستر کافی، به مبارزات سیاسی گره می خورد و تسخیر خیابان را تنها چاره کار می بینند و علیه وضع موجود قیام می کنند و ما همه دیدیم که تعدادی از شاهدان همیشه زنده اعتراض آبان ماه کارگران آگاه بودند.

به نظر می رسد که شرکت فرودستان در اعتراضات آبان دارای عقبه مشخصی ست؛ اگر بخواهیم به طور مصداقی سخن بگوییم؛ نیروی کار ایران، هم در عرصه صنعت هم در عرصه آموزش، خصوصی سازی را در ایران کاملا به چالش کشیده است. به طوری که سازمان خصوصی سازی و سیاست های به حراج گذاشتن سرمایه و منابع کشور و به کل حاکمیت راه چاره ای ندارد، جز این که بپذیرد که برنامه خصوصی سازی جز فلاکت نیروی کار و ورشکستگی کثیری از بنگاه های تولیدی، دست آوردی نداشته است.

مشارکت در اعتراضات آبان نشانی از رشد آگاهی و خودآگاهی طبقاتی نیروی کار ایران است که در مبارزات مستمر، صیقل یافته است و به بار نشسته است. چرا که اعتراضات پیاپی این نیروی اجتماعی به وضع وخیم اقتصادی و طبقاتی به روشنی توسط هزاران کارگر، در فولاد اهواز، هپکوی اراک، پل اکریل اصفهان، هفت تپه شوش و …، بستر و فضای حضور در طغیان عمومی را برای نیروی کار ایجاد کرد.

عنصر آگاهی و خودآگاهی طبقاتی بخش کثیری از کارگران، معلمان، کارگر زاده ها، نیروی حاشیه تولید، چنان رشد و تعمیق یافته است که برای به عقب راندن چنین نیروی اجتماعی راهی جز سرکوب نمی بینند و دیدیم که با توسل به قتل عام عمومی و سرکوب عنان گسیخته به دنبال خفه کردن صدای معترضین آبان ماه برآمدند حال آن که خواهیم دید که در خیزش های آتی، مشارکت فرودستان افزایش خواهد یافت.

به گمان من، اگر بتوان مقایسه کلانی به عمل آورد تحولات آتی، نه کاستی ها مشروطه را خواهد داشت و نه ناکامی های انقلاب بهمن را. زیرا مطالبات و خواسته ها کاملا روشن و نیروی اجتماعی توان سازمان یابی و سازمان دهی را داراست. به علاوه مرجع جدیدی که خود از متن و بطن مردم است، یعنی فعالین اجتماعی، مدنی و صنفی، خواستار تغییر بنیادی هستند. دیگر نه نهادهای محافظه کار و ارتجاعی و نه حتی روشنفکران طبقات برخوردار جامعه، در روند فوق چندان نقش تعیین کننده دارند و نه قدرت های خارجی قادرند روند جنبش اجتماعی را به نفع خود رقم زنند. لذا سرشت خیزش فرودستان علیه بیداد و استثمار آماده تر از هر وقت دیگری ست و دو بال مشارکت عمومی و مطالبات اجتماعی – طبقاتی امکان تحقق آن است. میلیون ها انسان بیکار و فقیر، بدون این که به دنبال خونریزی، ویرانی و چپاول باشند در پی از میان برداشتن نظم موجودند که جز نکبت، فلاکت و بهره کشی، هیچ چیز دیگری را برایشان به ارمغان نیاورده است.

به تعبیری روشن تر در بطن و ماهیت جامعه جنبشی ما، اعتراضات برای مهار خشونت دولتی ست و هرگز خود مسبب خشونت نبوده و نخواهد بود. به طور تجربی در تجربه دی و هم در قیام آبان دیدیم که توده های فرودست عاصی از وضع موجود، در پی ویرانی جامعه و ایجاد شورش کور نبودند.

در حالی که حاکمیت جهت تسلط به اوضاع به خشونت متوسل شده و در عین حال با تکیه به انواع و اقسام رسانه صوتی، تصویری و نوشتاری همراه طبقات برخوردار و بخشی از لایه های بالای طبقه متوسط، به طور یک ریز از فتنه و فتنه گری، دو قطبی شدن جامعه و بی سرانجامی اعتراضات داد سخن می راند. در حالی که جنبش اعتراضی در ایران نه یک انتخاب که یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. زیرا استبداد مذهبی که مسبب شکاف طبقاتی عظیم است، جز از طریق اعتراضات میلیونی فرودستان با همراهی لایه های فقیر طبقه متوسط نابود نخواهد شد. به نظر می رسد برای به زانو درآوردن استبداد حاکم، مقاومت مدنی، کم هزینه ترین شیوه است.

تجربه آبان ماه نشان داد که نه تنها جناح بندی در جمهوری اسلامی بیشتر به یک ترفند شبیه است بلکه محرز شد که اساسا قوه مجریه مقننه و قضائیه، به طور کامل و دربست، تحت تملک بیت رهبری و خود رهبر است. در اصل برای ملت ستمدیده ما بیش از پیش روشن شد که حاکمیت ایران توسط رهبر و بیت رهبری، سپاه و شورای امنیت ملی و شورای تامین استانها و نهادهای ریز و درشت سرکوب از قبیل یگان های ویژه و گارد، لباس شخصی ها، وزارت اطلاعات، دادستانی اداره می شود و چنین ساختار امنیتی و نظامی نشان داد که استعداد آن را دارد که به قتل عام عمومی متوسل شود، همچنان که طبق آخرین گزارش ها، قریب به ۱۵۰۰ تن از معترضین آبان به دست نیروی سرکوب کشته شدند. بنابراین جامعه در مقابل مهار خشونت حاکمیت به راستی به جز نافرمانی همگانی، مقاومت مدنی، طغیان عمومی و در نهایت دفاع مشروع راه دیگری دارد؟

آبان ماه باعث شد که سطح تحلیل و نگاه به تحولات سیاسی و اجتماعی در جبهه ملت ستمدیده و دوستداران آزادی، رفاه و آبادی، یک دست تر شود و برای همگان روشن شد که مشارکت فرودستان در اعتراضات، حاکمیت مستبد را کاملا در تنگنا قرار داد و ابتکار عمل نیروهای مخالف در خیابان او را درمانده کرد.

به نظر می رسد که جامعه در ادامه آبان خود را آماده می کند تا در گام های بعدی با نیروی میلیونی وارد کارزار شود و ما همه خوب می دانیم که به دلیل فقر گسترده در ایران و شکاف طبقاتی غیرقابل تصور ناشی از سیاست های نادرست جمهوری اسلامی در عرصه های اقتصادی و اجتماعی، فرودستان بیشتری به قیام خواهند پیوست، همان طور که دیدیم در آبان ماه عرصه را بر حکومت تنگ تر کردند. بنابراین قابل تاکید است که؛ نیروی کار در ایران از لحاظ عملی و نظری، در همراهی با بزرگترین جنبش مدنی ایران یعنی جنبش زنان و همچنین با همگامی جنبش دانشجویی و دیگر اقشار آگاه جامعه، اعتراضات سراسری بعدی را تدارک خواهد دید و در چنین جدالی نیروهای حافظ وضع موجود، راهی جز عقب نشینی ندارند. همچنین باید به خاطر داشت که آرزواندیشی قادر است ما را از واقعیت غیرقابل انکار دورکند چرا که فرودستان ایران به رغم آگاهی و خودآگاهی فاقد سندیکاهای سراسری و تشکلات محلی و … هستند. بنابراین نقش غیرقابل انکار فرودستان در اعتراضات آتی، زمانی تعیین کننده تر خواهد شد که متشکل شوند، چرا که نهادهای مستقل کارگران، معلمان و پرستاران، بازنشستگان و …، در ایجاد جبهه متحد نهادهای مدنی به عنوان یک بلوک در مقابل نظام زر، زور و تزویر، نیازی مبرم و حیاتی ست.

دلنوشته سهیل عربی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ

امروز چهارشنبه ۹ بهمن ماه ۱۳۹۸, سهیل عربی, زندانی سیاسی که اخیرا از اندرزگاه ۸ زندان اوین به تیپ ۵ زندان تهران بزرگ منتقل شد با انتشار دلنوشته ای به شرح مشکلات و وضعیت زندانیان سیاسی محبوس در این زندان که در جریان تجمعات اعتراضی آبان ماه سالجاری توسط ماموران امنیت بازداشت شده و با پرونده سازی و بازجوئی و اتهامات واحی به احکام حبس محکوم شدند پرداخته است. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, امروز چهارشنبه ۹ بهمن ماه ۱۳۹۸, زندانیان سیاسی محبوس در تیپ ۵ زندان اوین که بیشتر آنها از جمله بازداشت شدگان تجمعات اعتراضی آبان ماه سالجاری هستند از قشر طبقه کارگر و ضعیف جامعه هستند که در پی این تجمعات با اتهاماتی واحی و بدور از واقعیت در سایه پرونده سازی ارگانهای امنیتی مثل وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شدند. وسعت سرکوب گسترده شهروندان از نوع برخورد ارگانهای امنیتی گرفته تا مراحل بازجوئی و رسیدگی های پزشکی به شهروندان و حتی روند دادرسی بر پرونده این شهروندان بازداشت شده در جریان تجمعات آبان ماه سالجاری جملگی از جمله مصادیقی است که سهیل عربی زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ آنها را به رشته تحریر در آورده است. 

در بخشی از دلنوشته سهیل عربی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ که به شرح وضعیت این افراد پرداخته وضعیت زندانیان محبوس در تیپ ۵ این زندان پرداخته این زندانی سیاسی می گوید: “چند روز قبل از تبعید بازجوی ۲۰۹ گفت در صورت ادامه دادن به نوشتن، مقاله ها و بیانیه ها، با عواقب سختی مواجه خواهی شد، تبعید و ایجاد محدودیت ها و فشارهای بیشتر. یکی از مسئولان « نماینده های دادستان » نیز سربسته گفت اینها خیلی از افرادی که کله شان بوی قرمه سبزی می دهد بدشان می آید، برای دخترت هم که شده زبان سرخت را کنترل کن تا سرت زیر آب نرود”.

متن دلنوشته سهیل عربی که جهت انتشار در اختیار حقوق بشر در ایران قرار گرفته در ادامه می آید

هر آنکس عاشق است از جان نترسد 
دلم همراه می خواهد صدایم بشنو ای یارا
اگر چه به جرم صدای ستمدیدگان بودن و رساندن صدای هم بندیهای دردمندم به شما، زندانی مخوف تر و زجرآورتر از اینجا در انتظارم خواهد بود اما انسان دشواریِ وظیفه است و مبارز وظیفه ای بزرگتر از این که یاور ستمدیدگان بماند ندارد. هرآینه باید صدای میثم ها باشم و هراسی از بند۲الف، ۲۰۹، الف ۱ و زندانهای مخوف تر رژیم نداشته باشم. میثم جوان ۱۸ ساله ای از محله پرند که به دلیل اعتراض به افزایش قیمت بنزین در آبان ماه سال جاری توسط عوامل قرارگاه ثارالله سپاه دستگیر شد و اکنون به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ حبس را تحمل می کند. دستهایش در ابتدای جوانی پینه بسته است از ۵ سال پیش که پدرش را در اثر یک تصادف از دست داد نان آور خانواده و تکیه گاه مادر و خواهر خود شد، از صبح زود تا نیمه شب در سرمای زمستان و زیر آفتاب داغ تابستان با موتور غذا به خانه های مردم می برد و شبها به تحصیل ادامه می دهد. پس از گران شدن ناگهانی بنزین به خیابان آمد تا صدایش شنیده شود. گفت من تا پیش از این هم به سختی می توانستم پاسخگوی نیازهای حداقلی خانواده خود باشم. مسافرت و تفریح که برای من و امثال من همیشه چیزی شبیه به سراب بوده اما با این افزایش قیمتها من دیگر حتی توان تامین مبلغ اجاره خانه خود، خورد و خوراک، درمان، آب و برق را هم نخواهم داشت. چه کسی به فریاد ما می رسد؟ کسی به فریادش نرسید و حتی پاسخ انتقادش را با شوکر و باتوم دادند. و چندین نوبت مورد بازجویی تحت شکنجه و اکراه قرار گرفت (بازجو با شوکر و باتوم ایستاده بالای سر او می گوید) بنویس از جانب اسرائیل و آمریکا تحریکشدم و عضو فلان گروه برانداز بودم. پاسخ می دهد اسرائیل و آمریکا دیگر کجاست؟ ما تا حالا از شاه عبدالعظیم دورتر نرفته ایم. ما حقوق مکفی و اقتصاد سالم می خواهیم. براندازی یعنی چه؟ یک بازجو با شکنجه و تهدید بازجویی دیگر با وعده های دروغ، هرچه می گویند بنویس، می‌خواهیم کمکت کنیم، او چیزی ندارد که بگوید، می گوید: چرا باید به عملی که آن را انجام نداده ام اعتراف کنم؟ من چیزی از سیاست و گفته های شما نمی دانم. من فقط میدانم که یک پیتزا را چگونه باید سالم به مشتری تحویل داد. می دانم وقتی مشتری می خواهد پیتزا را تا طبقه چهارم بالا ببرم باید بی چون و چرا بپذیرم و با تبسم غذا را به او تحویل بدهم. بلکه شاید دویست، پانصد یا گاهی هزار تومان انعام دهند تا دلم خوش باشد با پول جمع شده از انعام ها بالاخره امسال برای خواهرم تولدی با کیکی هرچند کوچک بگیرم. تا با حسرت به عکسهای مهمانیهای دوستانش خیره نشود. 
آقا اواخر این ماه تولد خواهرمان است، شما را به خدا همین حالا هم کلی بدهکار تر و مقروض تر شده ام. اگر من در زندان باشم اجاره خانه و هزینه خورد و خوراک مادر و خواهرم را چه کسی می دهد؟ بازجو اما هیچ تلاشی برای فهمیدن او انجام نمی دهد. برای بازجو تنها مهم این است که یک پرونده کلفت برای شخصی که قرار است او را به عنوان مجرم امنیتی به مقامات قضایی معرفی کند تشکیل دهد تا جایزه ای بزرگ برای دستگیری یک مجرم امنیتی خطرناک، معاند، منافق، فتنه گر، مرتد، عامل اسرائیل، آمریکا، موساد، سی آی ای و هزار اتهام مضحک که با هیچ چسبی مگر چسب قرارگاه ثارالله به جوانی زجر کشیده از پرند که هیچ از زندگی نفهمیده به جز کار، کار، کار و بازهم مقروض ماندن 
میثم خاکی، میلاد ارسنجانی، ابوالفضل کریمی و ده ها جوان دیگر که در راهپیمایی های پس از آبان ۹۸ دستگیر شده و امروز در زندان تهران بزرگ حبس را تحمل می کنند همه از نقاط فقیرنشین، آسیب دیده و محروم ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، جوانهایی که حتی از حداقل ها نیز محروم بوده اند و حق دارند معترض باشند، تحریم ها و بی تدبیری دولتها حقیقت روی زندگی آنها تاثیر گذاشته، ای کاش صدای این جوانها شنیده شود، ای کاش که آنها را فریاد رسی باشد. بازجوی ۲۰۹ می گوید نوشتن این مقاله ها عواقب سنگینی برایت دارد ما زندانهای بدتر از این هم داریم. به او پاسخ می دهم نشنیدن صدای ما نیز عواقبی سنگین و حتی سنگین تر برای شما دارد. گیرم که سهیل، آرش، مجید، آتنا، گلرخ ها را به زنجیر کشیدید و پوریا ها را به رگبار گلوله بستید با رویش ناگزیر میثم و میلاد ها چه می کنید؟ اوین، تهران بزرگ، قرچک، گوهر دشت، هزار زندان دیگر هم که بسازید باز نمی توانید میل بشر به عدالت، آزادی و برابری را از بین ببرید. به جای سرکوب، صدای مردم ستمدیده را بشنوید وگرنه سرنگونی رژیم جور و فساد قطعی است و زودتر اتفاق می افتد. ما می‌خواهیم دادگاهمان را آباد کنیم. ما آزادی، عدالت، برابری و امنیت می خواهیم. ما با ظلم، فساد، نابرابری، سرکوب و هرج و مرج مخالفیم و برای خواسته هایمان تا روز پیروزی می جنگیم. هر آنکس عاشق است از جان نترسد، عاشق از کنده و زندان نترسد

چند روز قبل از تبعید من به تیپ 5 زندان تهران بزرگ, بازجوی وزارت اطلاعات در بند ۲۰۹ به من گفت در صورت ادامه دادن به نوشتن، مقاله ها و بیانیه ها، با عواقب سختی مواجه خواهی شد، تبعید و ایجاد محدودیت ها و فشارهای بیشتر. یکی از مسئولان « نماینده های دادستان » نیز سربسته گفت اینها خیلی از افرادی که کله شان بوی قرمه سبزی می دهد بدشان می آید، برای دخترت هم که شده زبان سرخت را کنترل کن تا سرت زیر آب نرود. اما نظر من این است که بازجوهای ۲۰۹ پاپیون را زیاد جدی گرفته اند. « فیلم پاپیون »، زندان جای بدی است و جابه جایی، انتقال و تبعید اتفاق های بدتری است. اینها شکنجه و عذاب را برای زندانی شدیدتر می کنند، تا اینجا درست، حتی دقیق و حساس تر اینکه یک تماس تلفنی، خبری خوب یا بد لبخند یا اخم مراقب، افسر نگهبان، وکیل بند و جزئی ترین چیزها با افراد و آنچه از نظر افراد نا آشنا به دنیای زندانیان، حاشیه یا بی اهمیت تر در زندگی ما تاثیرگذار و بسیار مهم است. ولی اهم مساله و مهمترین مساله این است که زندان اگرچه بد و تخریب گر است اما بدترین جا نیست.

دستکم برای یک مبارز بدترین جا نیست، زندان نه تنها توان تخریب مبارز را ندارد بلکه او را محکم تر و مصمم تر از پیش می سازد. و آنارشیست نه تنها ظلم و فساد را ریشه کن می کند بلکه مرزها و حصارها را نابود می کند. بنابراین بازنده قدرتها هستند و ابزار شکنجه ای که بر علیه ما از آنها استفاده می کنند تبدیل به ابزار سرنگونی خود آنها می شود. آنها مرا به قصد تنبیه به اینجا تبعید کردند و نمی‌دانستند آرزوی من بودن کنار این جوانهای آزادی خواه و انتقال تجربه هایم به آنها بود. از عدو ممنونم که شد سبب خیر…”. 

زنده باد مقاومت
سهیل عربیزندان تهران بزرگ/ بهمن ماه ۱۳۹۸

در توضیحاتی پیرامون نویسنده این دلنوشته لازم به توضیح است؛ سهیل عربی, زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۸ سالن ۸ زندان اوین در تاریخ ۱ بهمن ماه ۱۳۹۸,  بدون هماهنگی قبلی و با فریب انتقال وی از اندرزگاه ۸ به اندرزگاه ۴ زندان اوین از این زندان به زندان تهران بزرگ منتقل شد. انتقال سهیل عربی به زندان تهران بزرگ در حالی صورت گرفت وی اخیرا جهت شرکت در جلسه بازپرسی به دادسرای امنیت تهران احضار شده بود و این زندانی سیاسی از حضور در این جلسه امتناع کرده بود. 

در تاریخ ۱۹ آبان ماه ۱۳۹۸, “سهیل عربی”, پس از انتقال با چشم بند, دستبند و پابند به بند امنیتی ۲۰۹ وزارت اطلاعات مستقر در زندان اوین از بابت ۲ اتهام جدیدتوهین به رهبریواجتماع و تبانی از طریق تحریک زندانیان سیاسی به اعتصاب غذاتحت بازجوئی توام با تهدید قرار گرفته بود

سهیل عربی علاوه بر حکمی که شعبه ۷۶ دادگاه کیفری تهران برای او به اتهام سب النبی صادر کرده است، در اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ به اتهام توهین به رییس وقت دانشگاه علامه طباطبایی، آیت‌الله احمد جنتی و غلامعلی حدادعادل از طریق نوشته‌هایش در فیسبوک در شعبه ۱۰ دادگاه ویژۀ کارکنان دولت به ۵۰۰ هزار تومان جریمه نقدی و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شد. او همچنین در شهریورماه ۱۳۹۳ به اتهامتوهین به علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامیوتبلیغ علیه نظامدر شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به ۳ سال حبس محکوم شد که این حکم نیز به فاصله کوتاهی در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر تایید شد.
این زندانی عقیدتی در تاریخ ۱۵ آذر ماه ۱۳۹۷ از سوی شعبه ۱۱۶۶ دادگاه کیفری تهران به اتهام اخلال در نظم عمومی و تخریب عمدی اموال دولتی به تحمل یک سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد و با ارجاع پرونده به دادگاه تجدیدنظر عین حکم صادره در دادگاه بدوی تائید و به این زندانی سیاسی ابلاغ گردید

این عکاس و شهروند خبرنگار زندانی، در آبان ماه ۱۳۹۶ برنده جایزه شهروند خبرنگار ۲۰۱۷ گزارشگران بدون مرز شده بود

اعتراضات سال ۹۶؛ گزارشی از وضعیت دانیال منفرد زندانی سیاسی در زندان اوین

دانیال منفرد، زندانی سیاسی دوره محکومیت خود را در زندان اوین سپری می‌کند. آقای منفرد پیشتر در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۹۶ توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و توسط دادگاه انقلاب تهران به ۲ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شد

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دانیال منفرد، زندانی سیاسی دوره محکومیت خود را در زندان اوین سپری می‌کند.

دانیال منفرد پیشتر در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۹۶ توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام “اجتماع و تبانی علیه نظام” به تحمل یک سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.

این شهروند ۳۶ ساله در اردیبهشت ماه امسال به اندرزگاه ۸ زندان اوین منتقل شده و هم اکنون نیز در این بند به بسر می‌برد.

در اعتراضات اواخر سال ۹۶ که بعضاً با عنوان «اعتراضات دی ماه» از آن یاد می‌شود، تعداد پرشماری از افراد در شهرهای مختلف بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفتند. طی این اعتراضات در سراسر ایران دستکم ۲۵ تن کشته و حدود ۵ هزار نفر نیز بازداشت شدند.

رحمانی فضلی، وزیر کشور در آخرین گفتگوی خود در این باره اذعان کرد: “اعتراضات دی ماه ۹۶ در ۱۰۰ شهر ایران روی داد که این اعتراضات در ۴۰ شهر به خشونت کشیده شد”. چندی پیش نیز علی ربیعی، وزیر سابق تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره اعتراضات دی ماه ۹۶ گفت که این اعتراضات ۱۶۰ شهر کل کشور را در بر گرفت.

تشدید بحران میانکاله؛ اختلاف‌نظر درباره منشاء مرگ ۱۵هزار پرنده

در حالی که برخی روزنامه‌نگاران ایران از افزایش شمار پرندگان تلف‌شده در تالاب میانکاله مازندران تا ۱۵ هزار بال خبر می‌دهند؛ اظهار نظر رسمی مقام‌ها درباره علت این مرگ‌و‌میر با چالش جدی از سوی کارشناسان محیط‌زیست مواجه شده است.

شهاب‌الدین منتظمی، مدیرکل حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست ایران، روز چهارشنبه نهم بهمن‌ماه در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا‌، علت مرگ و میر گسترده پرندگان مهاجر در میانکاله را ابتلا به بیماری «بوتولیسم» اعلام کرد.

او گفت این نتیجه بر اساس «تحلیل یافته‌های اپیدمیولوژیکی و نتایج آزمایشگاهی حاصل از بررسی‌های میدانی» به دست آمده است.

بوتولیسم یک بیماری نادر ولی به صورت بالقوه کشنده است که می‌تواند از چند راه مختلف ایجاد شود. وجود اسپورهای باکتریایی عامل این بیماری در خاک و آب رایج است.

از سویی در حالی که آخرین آمار رسمی منتشرشده از سوی رییس سازمان دامپزشکی ایران حاکی از تلف شدن حداکثر ۱۰ هزار پرنده است؛ زهرا کشوری، روزنامه‌نگار حوزه محیط زیست، در صفحه توئیتر خود از مرگ  ۱۵ هزار بال خبر می‌دهد.

پرندگانی از ۲۰ گونه مختلف در این حادثه تلف‌ شده‌اند؛ اما ۹۰ درصد آن‌ها فلامینگو و چنگر بوده‌اند.

بوتولیسم نمی‌تواند عامل حادثه باشد

کارشناسان حوزه محیط زیست روایت مقام‌های رسمی درباره منشا این فاجعه در شمال ایران را رد کرده‌اند. 

اسماعیل کهرم، بوم‌شناس و مدرس حوزه محیط زیست، شامگاه سه‌شنبه در گفت‌وگو با ایران اینترنشنال، امکان ابتلا و مرگ گسترده پرندگان در اثر این بیماری را نادرست دانست.

او گفت: «ما،‌ اهالی منطقه،‌ محیط‌بان‌ها و خود مسئولینی که این مسائل را اعلام می‌کنند، می‌دانیم که بوتولیسم نمی‌تواند عامل این اتفاق باشد.»

کهرم، بوتولیسم را دارای منشا حیوانی از جمله گوشت یا ماهی فاسد دانست و اعلام آن به عنوان دلیل این فاجعه را از روی «بی‌سوادی و بی‌انصافی» دانست.

این کارشناس محیط زیست با اشاره به سوابق اتفاق‌های مشابه در دهه‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ گفت که سم و اقدام‌های عمدی احتمالا دلیل این حادثه باشد. 

کهرم اشاره کرد که شکارچیان در سال ۱۳۷۳ نیز یک‌بار میزان بسیاری سم آفات کشاورزی را در حوض اصلی تالاب میانکاله ریختند و باعث تلف شدن تن‌ها ماهی در آن شدند. 

حر منصور عبدالملکی، دیده‌بان میانکاله، درباره سابقه این اتفاق در گذشته به وبسایت خبری فرارو گفته بود که در دهه ۱۳۸۰ نیز «محیط‌زیست صیدهای شکارچیان غیرمجاز را از آن‌ها گرفته بود و شکارچیان به تلافی چند ١٠ لیتر سم آفت‌کش مرکبات را داخل تالاب ریختند که چند صد‌هزار پرنده مردند و تالاب تا ماه‌ها بوی تعفن می‌داد.»

یک فعال محیط زیست که نخواست نامی از او منتشر شود به ایران اینترنشنال گفت اظهارات مقام‌ها در این‌باره به دلیل وجود شواهدی دیگر «قطعی و قابل اعتماد» نیست.

میانکاله جعبه سیاه دارد

ناصر کرمی،‌ اقلیم‌شناسی و فعال محیط زیست،‌ با انتقاد از شیوه و نوع اطلاعات داده شده در زمینه این فاجعه، آن را «مغشوش» دانست.

او با مقایسه حادثه سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراین از سوی سپاه پاسداران با این موضوع به لحاظ شفافیت،‌ از «جعبه سیاه میانکاله» سخن گفت و از عدم دسترسی تشکل‌ها و گروه‌های مستقل محیط زیستی برای بررسی این موضوع ابراز تاسف کرد.

این کارشناس محیط زیست همچنین به جدال اهالی منطقه،‌ سازمان محیط زیست و دولت در ارتباط با میانکاله و بهره‌برداری از آن اشاره کرد و محیط زیست را «قربانی» این جدال خواند.

تعطیلی بازار پرندگان و توقف شکار

طی روزهای گذشته مقام‌های محلی گلستان و مازندران اقدام به تعطیلی بازارهای فروش پرندگان در تعدادی از شهرهای این دو استان کرده و از مردم خواسته‌ند در مصرف گوشت پرنده‌ها نیز مراقبت کنند. 

از سویی،‌ مجوز شکار پرنده‌ها در مازندران تا اطلاع بعدی باطل شده است. 

پیشتر یک فعال محیط زیست در گفت‌وگو با ایران اینترنشنال احتمال ابتلای پرندگان تلف‌ شده به آنفولانزا را نیز مطرح کرده بود. مقام‌های ایران این موضوع را رد می‌کنند.

او با اشاره به شیوع موج دوم این بیماری در استان‌های شمالی و ابتلای افراد بسیاری به آن، از «نگرانی» مسئولین از عواقب احتمالی اعلام دلیل واقعی این موضوع سخن گفت.

این فعال محیط زیست همچنین از وجود دست کم «۳۰۰ هزار شکارچی پرندگان» در مازندران خبر داد و گفت معمولا در زمینه این دست اتفاق‌ها منافع و اقدام‌های عمدی نیز مطرح است.

میانکاله از جمله تالاب‌های مهم بین‌المللی تحت نظر کنوانسیون «رامسر» است که در شرق استان مازندران قرار دارد.

این تالاب به عنوان یکی از ۹ ذخیره‌گاه مهم زیست‌کره کشور سالانه میزبان بیش از یک میلیون و ۵۰۰ هزار پرنده از ۱۵۰ گونه مختلف است.

 سازمان دامپزشکی ایران حادثه فعلی در میانکاله را «غیرعادی» خوانده است.

 

بازداشت یک شهروند در شهرستان دماوند

روز گذشته چهارشنبه ۴ دی ماه، فرزین رستمی، شهروند ساکن شهرستان دماوند در استان تهران، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، شب چهارشنبه ۴ دی ماه ۱۳۹۸، یک شهروند ساکن شهرستان دماوند توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.

بر اساس این گزارش هویت این شهروند “فرزین رستمی” ۳۳ ساله فرزند علی از اهالی شهرستان سنندج عنوان شده است.

این شهروند از مدتی قبل در شهرستان دماوند اقامت داشته است.

تا لحظه‌ی انتشار این خبر از دلایل بازداشت و محل نگهداری این شهروند اطلاعی در دست نیست.

همچنین در گزارشی دیگر مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان در تاریخ ۱۲ آذرماه اسامی ۸۶ تن از بازداشت شدگان اعتراضات آبان در شهرهای مختلف کشور را منتشر کرده بود. از میان اسامی این شهروندان اسامی ۵۶ تن پیشتر طی گزارشات مختلف توسط خبرگزاری هرانا منتشر شده و اسامی ۳۰ تن دیگر نیز در ادامه می آید:

سنندج؛ بهنام وکیلی، آرمین فلاحی، فاروق باغبانی، سهیب اسدی، فرزاد گلی، پیمان فریدونی، محمد زارع/ مریوان؛ پیمان اسکندری، فواد خضری، آزاد روحی، حبیب شریف‌نژاد/ سقز؛ شیرکو کریمی / جوانرود؛ دیاکو میراحمدی، ذکریا احمدی، صلاح بهروجە، عالم عبدی، احمد حسینی، مسعود طاهری، آروین رضایی‌نژاد، کمال ظاهری، یاسر هدایتی / بوکان؛ فردین داوند، سعدی احمدپور/ ثلاث‌ باباجانی؛ برهان سبحانی، سرکوت احمدی، عبید احمدی، سالار نوروزی، آکو ایازی، برهان کاکایی/ ایلام؛ سهراب اعرابی.

تجمع دوستداران محیط زیست در ژئو پارک قشم

امروز سه شنبه ۸ بهمن ماه، جمعی از دوستداران محیط زیست در اعتراض به تعرض به حریم آثار طبیعی و تاریخی ژئو پارک قشم از طریق واگذاری اراضی، در محدوده این اثر طبیعی ملی دست به تجمع زدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مهر، امروز سه شنبه ۸ بهمن ماه ۱۳۹۸، جمعی از دوستداران محیط زیست در محدوده ژئو پارک قشم، تجمع کردند.

این روزها تصاویری از تخریب این غار نمکی در ژئوپارک قشم در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود که این موضوع واکنش فعالان محیط زیست را به همراه داشته است. این اقدام در ژئو پارک قشم در شرایطی انجام می‌شود که پیش از این یونسکو نسبت به فعالیت‌ها در حریم و عرصه ژئوسایت‌ها اخطار داده بود.

ژئو پارک قشم، سال ۸۵ توسط یونسکو ثبت جهانی شد. ۶ سال بعد در سال ۹۱ به دلیل آنچه “مشکلات مدیریتی” عنوان شد، این ژئو پارک از فهرست یونسکو خارج شد. در سال ۹۶ پس از اصلاح ایرادها بار دیگر به فهرست یونسکو بازگشت. اکنون به دلیل تعرض به حریم آثار طبیعی و تاریخی قشم از طریق واگذاری اراضی، خطر خط خوردن از فهرست یونسکو، این گنجینه‌ ملی ایران را تهدید می‌کند.

مسئولان محلی واگذاری اراضی در محدوده‌ غار نمکی با هدف احداث اقامتگاه و مرکز پرورش آبزیان و شهرک‌های صنعتی را تهدیدی بزرگ برای ژئو پارک قشم و اخراج دوباره‌ آن از سوی یونسکو می‌دانند.

امری‌کاظمی، مدیر ژئو پارک جهانی قشم پیشتر گفته است: «به دلیل بی‌توجهی مسئولان ذیربط اکنون کار به جایی رسیده که تخریب گسترده در اصل اثر اتفاق افتاده است. با این وجود پروژه نه تنها متوقف نشده، بلکه با قوت ادامه پیدا کرده است»

Design a site like this with WordPress.com
Get started