لقمان پیرخضرانیان، فعال مدنی امروز چهارشنبه ۷ مهرماه پس از پرداخت جریمه نقدی از زندان اوین به مرخصی متصل به آزادی اعزام شد. آقای پیرخضرانیان در تاریخ ۲۸ شهریورماه بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد. وی پیشتر به ۲ سال حبس محکوم شده بود که ۱۵ ماه از این محکومیت به مدت ۵ سال به حالت تعلیق در آمده بود.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه ۷ مهرماه ۱۴۰۰، لقمان پیرخضرانیان، فعال مدنی پس از پرداخت جریمه نقدی از زندان اوین به مرخصی متصل به آزادی اعزام شد.
آقای پیرخضرانیان در تاریخ ۲۸ شهریورماه بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد.
این شهروند در تاریخ ۱۵ مهرماه ۹۹ به همراه دخترش ندا پیرخضرانیان و الوار قلی وند توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. آقای پیرخضرانیان نهایتا در تاریخ ۱۹ آبانماه همان سال با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پیان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.
وی پیشتر از بابت اتهام “تشویش اذهان عمومی” محاکمه و به ۲ سال حبس محکوم شده بود که ۱۵ ماه از این محکومیت به مدت ۵ سال به حالت تعلیق در آمده بود.
امروز چهارشنبه ۷ مهرماه، باپیر برزه زندانی سیاسی به صورت مشروط از زندان نقده آزاد شد. آقای برزه در مردادماه سال ۹۹، توسط دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی به ۲ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم و در تاریخ ۱ مهرماه همان سال، جهت اجرای حکم حبس، راهی زندان نقده شده بود.
به نقل از مرکز دموکراس و حقوق بشر کردستان، امروز چهارشنبه ۷ مهر ۱۴۰۰، باپیر برزه زندانی سیاسی به صورت مشروط از زندان نقده آزاد شد.
پیشتر شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی با آزادی مشروط این زندانی مخالفت کرد و اوایل سال جاری نیز درخواست آزادی با پابند الکترونیکی این شهروند رد شد. وی پس از موافقت مسئولان قضایی به زندان باز منتقل شده بود.
باپیر برزه در تاریخ ۱۹ آذرماه ۹۷، به همراه یک شهروند دیگر به نام “کیوان نژادرسول، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و توسط شعبەی ١٠٢ دادگاه کیفری این شهرستان از بابت اتهام همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام به ترتیب به ۸ ماه و ۴ سال حبس تعزیری محکوم شدند. این شهروندان همزمان با صدور رأی دادگاه بدوی، با تودیع وثیقه آزاد شدند.
حکم صادره علیه وی مردادماه سال گذشته توسط دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی به ۲ سال و شش ماه حبس تعزیری تقلیل یافت.
پیش از کاهش حکم حبس، محکومیت باپیر برزه در شعبه یکم دادگاه تجدیدنظر ارومیه به ۴ سال حبس افزایش و حکم صادره علیه کیوان نژادرسول در همین شعبه به ۴ سال حبس تقلیل پیدا کرد.
باپیر برزه در تاریخ ۱ مهر ۹۹، جهت اجرای حکم حبس، راهی زندان نقده شد. وی در تاریخ ۲۰ مهر ۹۹، پس از ابتلا به ویروس کرونا از این زندان به مرخصی اعزام و ۲۱ آذرماه ۹۹ با پایان ایام مرخصی به زندان بازگشته بود.
این زندانی سیاسی همچنین در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتش در زندان نقده دست به اعتصاب غذا زده بود.
باپیر برزه فرزند عثمان و از اهالی روستای چیانه از توابع شهرستان پیرانشهر است.
سعید اقبالی، فعال مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج در یادداشتی با عنوان “معنای زندگی در حکومت دیکتاتوری” به بیان نظرات خود در این خصوص پرداخته است. آقای اقبالی در بخشی از این یادداشت اصلیترین عامل بقای دیکتاتوری را “ایجاد ترس و وحشت عمیق” دانسته و گفته است در این نوع حکومت اقشار فرودست جامعه “اگر بخواهند لب به اعتراض باز کنند بلافاصله با آنها به شدیدترین نوع ممکن برخورد می شود”.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سعید اقبالی، فعال مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج در یادداشتی با عنوان “معنای زندگی در یک حکومت دیکتاتوری» به بیان نظرات خود برای مقاومت در این شرایط پرداخته است.
متن کامل این یادداشت که جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته است، عینا در ادامه میآید:
«معنای زندگی در حکومت دیکتاتوری
از تولد تا مرگ را یک بازه زمانی تشکیل میدهد که در این بازه زمانی هر فرد در اجتماع خود با فرهنگ و زبان و … مخصوص به خود این دوره را با تجربههای مختلف میگذراند. اساسا زندگی کردن و زنده بودن مختص به همه جانداران است اما این سازوکار برای انسانها شکل پیچیدهتری دارد.
هر انسانی با توجه به غرایز مشترک میل به بقا و زندگی دارد اما خود این میل چندین شاخصه متفاوت دیگر نیز دارد. مانند میل به ثبات، آزادی، اراده فردی و خوشبختی و …. اما هنگامی که تمامی این شاخصهها تحت عوامل مختلف تغییر کند یا در حالتی منفیتر وجود نداشته باشد معنای بقا و زندگی روبهروی یکدیگر قرار خواهد گرفت!
بقا یا تلاش برای زنده ماندن با زندگی کردن تفاوت دارد برای زنده ماندن چندین عامل نظیر تغذیه و قرارگرفتن در یک مکان امن شاید کافی باشد، اما هر چه که جوامع بزرگتر و پیشرفتهتر باشند طبعا این عوامل و نیازها بدیهیتر و سطحیتر میشوند. اگر بخواهیم این موضوع را در یک دستگاه سیاسی_اجتماعی بررسی کنیم خود شامل تحلیل دیگری است.
در حکومتهای دیکتاتوری همیشه قشر عظیمی از مردم که متعلق به طبقات ضعیف جامعهاند هیچگاه زندگی با ثبات و توان با آرامشی را تجربه نکرده و نمیکنند و به واسطه سیاستهای این شکل از حکومتها همواره در فقر و عدم آرامش روانی بسر میبرند. اقدامات سیستمهای دیکتاتوری برای محدود و حذف کردن زندگانی مردم فقط شامل قرار دادن آنها در تنگناهای اقتصادی که صد البته موضوع مهمی به شمار میرود نیست اما اجتماع علاوه بر اینها مورد سرکوب و تحقیر و سلب آزادیهای شخصی و اجتماعی و قومیتی و … قرار میگیرد.
اما اصلیترین عامل بقای دیکتاتوری ایجاد ترس و وحشت عمیق است، اقشار فرودست جامعه که با شرایط بیکاری، درآمد ناکافی و تورم و گرانی و هزار مشکل دیگر دست و پنجه نرم میکنند و از فراهم کردن نیازهای اولیه خود و خانوادهشان عاجز هستند اگر بخواهند لب به اعتراض باز کنند بلافاصله با آنها به شدیدترین نوع ممکن برخورد می شود. حکومت که آگاه به شرایط موجود و نظر مردم نسبت به خود است با سیاست کج دار و مریز و دادن امتیازهای بسیار کوچک از حق قانونی و انسانی خود مردم که به یغما برده شده، سعی در این دارد که از طرفی با شیوه سرکوب شدید در مقابل اعتراض و یک رضایت از حداقل هم پایینتر افراد در مرز میان ترس و اجبار قرار دهد و این تفکر را با همین سیاست الغا کند که زندگی همین شکل را با شرایط فعلی دارد و فرد را به سمتی سوق دهد تا از سر اجبار و ترس دچار کرختی و توهم از زندگی شود، یا سادهتر بگوییم توهمی از زندگی برای از دست ندادن همین امکانات حال حاضر!
توهم (delusion) در علم روانپزشکی اصرار به اعتقاد و شرایط نادرست علی رغم شواهد آشکار است [در زبان فرانسه نیز معنای تصور غلط و خیال باطل است (illusion)]. اما این اصرار و خیال باطل همانگونه که گفته شد، از سر اجبار، ترس و ایضا قرار گرفتن در یک دوره تاریخی استبداد است.
اما مهمترین وظیفهای که در مقابل زندگی خود و دیگران داریم این است که برای کسانی که در این توهم بسر میبرند توضیح دهیم؛ این زندگی چیزی نیست جز تلاش برای زنده ماندن! و جایگاه و حقوقشان را به آنها بازشناسانیم تا در قدم بعدی عامل ترس را با کمک یکدیگر، همبستگی و فداکاری از ببین ببریم! زیرا که اگر این گردونه استبداد و استثمار ادامه پیدا کند، تفاوتی ندارد که شغل و درآمد و فرهنگ شما چه باشد! وضعیت با توجه به تمامیت خواهی حکومتهای دیکتاتوری هر روز وخیمتر خواهد شد. ما انسانها از بدو پیدایش یک سیر تکاملی را پیمودهایم و تنها وقتی به زندگی واقعی دست پیدا میکنیم که به ضرورتهای طبیعت و تاریخ پاسخ مناسب دهیم.
آیا ضرورت این زمان قبول شرایط فعلی و تن دادن به این چیزی است که اسمش را زندگی گذاشتهاند و حاکمان به ما تحمیل کرده اند؟
سعید اقبالی / مهرماه ۱۴۰۰/ زندان رجایی شهر کرج.»
در رابطه با نویسنده این یادداشت گفتنی است؛ سعید اقبالی در تاریخ ۱۲ بهمن ۹۶ توسط ماموران اداره اطلاعات در منزل خود در کرمانشاه بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و نهایتا در تاریخ ۲۲ فروردین ۹۷ با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد. این فعال مدنی شهریورماه ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در مرحله تجدیدنظر عینا تایید شد. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” برای وی قابل اجرا است. سعید اقبالی نهایتا روز یکشنبه ۱۱ خردادماه ۱۳۹۹ پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوره محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد. وی در تاریخ ۲ فروردین ماه، از زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج تبعید و در تاریخ ۱۷ فروردینماه، ۱۶ روز پس از تبعید و نگهداری در یک سلول انفرادی، به بند عمومی این زندان منتقل شد.
این فعال مدنی که با وجود پارگی هفتاد درصدی پرده گوش راست و عفونت و درد شدید ناشی از آن، بیش از ۸ ماه از دستور پزشک مبنی بر اعزام به بیمارستان، از رسیدگی مناسب پزشکی محروم بوده به دلیل مراجعه دیرهنگام با مشکلات جبران ناپذیری در زمینه شنوایی مواجه شده است.
آرشام (محمود) رضایی، فعال مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج امروز چهارشنبه ۷ مهرماه در پی مثبت اعلام شدن تست کرونا به قرنطینه این زندان منتقل شد.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه ۷ مهرماه ۱۴۰۰، آرشام رضایی، فعال مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج به قرنطینه این زندان منتقل شد.
انتقال آرشام رضایی به قرنطینه به دنبال مثبت اعلام شدن تست کرونای او صورت گرفته است.
آرشام رضایی در تاریخ ۱۷ دیماه ۹۷ توسط نیروهای اطلاعات سپاه در تهران بازداشت و در تاریخ ۲۲ آبان ۹۸ با تودیع قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این فعال مدنی در تاریخ ۷ اسفندماه ۹۷ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه بدون حضور وکیل و بدون اطلاع قبلی برگزار شد و آقای از بابت اتهامات تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی و توهین به رهبری مجموعا به ۸ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم نهایتا توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی سید احمد زرگر عینا تایید کرد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” در خصوص وی قابل است.
آرشام رضایی در تاریخ ۲۷ آبانماه سال گذشته جهت تحمل دوره محکومیت ۵ ساله خود بازداشت و به یکی از سلولهای انفرادی زندان رجایی شهر معروف به سوئیت منتقل شد. وی مجددا در تاریخ ۲۹ آبان از زندان رجایی شهر به مکانی نامعلوم منتقل و پس از ۳ روز به یکی از سلولهای انفرادی بند امن این زندان منتقل شد. او نهایتا در تاریخ ۲۹ آذرماه ۹۹ به بند سیاسی زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. این فعال مدنی پیش از انتقال به زندان در شعبه ۲ بازپرسی دادسرای اوین به ریاست قاضی حاجی مرادی مورد تفهیم اتهام قرار گرفت و قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی برای او صادر شد.
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای رضایی از بابت پرونده جدید وی در تاریخ ۱ بهمنماه امسال در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، برگزار شد. وی در این جلسه از بابت اتهامات “فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیتی داخلی و خارجی کشور” به ۱۵ ماه حبس تعزیری و ۴ ماه کار اجباری در جهاد کشاورزی محکوم شد. وی نهایتا در این پرونده که به صورت مشترک با دو زندانی دیگر به نام های محمد ابوالحسنی و شکیلا منفرد علیه وی گشوده شده بود، از سوی دادگاه تجدیدنظر به عنوان متهم ردیف دوم، به ۱۱ ماه حبس تعزیری و ۴ ماه کار اجباری در سازمان جهاد کشاورزی محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، از این میزان مجازات اشد یعنی ۱۱ ماه حبس در خصوص وی قابل اجرا است.
امروز چهارشنبه ۷ مهرماه، یعقوب یزدانی، معلم و عضو هیات مدیره انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی، از زندان بجنورد به مرخصی ۵ روزه اعزام شد. آقای یزدانی دوران محکومیت ۲ سال حبس خود را در این زندان سپری میکند.
به نقل از کانال صنفی معلمان ایران، امروز چهارشنبه ۷ مهر ۱۴۰۰، یعقوب یزدانی، از زندان بجنورد به مرخصی ۵ روزه اعزام شد.
این معلم و عضو هیات مدیره انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی، روز یکشنبه ۲۱ شهریورماه، در پی مراجعه به واحد اجرای احکام دادگستری بجنورد بازداشتو جهت اجرای حکم حبس، به زندان این شهر منتقل شد.
آقای یزدانی، در حالیکه جهت پیگیری پرونده دیگری به اجرای احکام دادگستری بجنورد مراجعه کرده بود، بازداشت و جهت اجرای حکم پیشین خود به زندان منتقل شده است.
او پیشتر از بابت اتهام اخلال در نظم عمومی به ۲ سال حبس محکوم شده بود.
روز چهارشنبه ۳۱ شهریورماه، یک شهروند اهل بانه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. بازداشت این شهروند همراه با تفتیش منزل و ضبط برخی از وسایل شخصی او صورت گرفته است.
به نقل از کردپا، روز چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰، یک شهروند اهل بانه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
هویت این شهروند صلاح حسینپناه، اهل شهرستان بانه در استان کردستان عنوان شده است.
بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی پس از بازداشت آقای حسین پناه اقدام به تفتیش منزل و ضبط برخی از وسایل شخصی او کردند.
تا لحظه تنظیم این خبر، علیرغم پیگیری خانواده این شهروند از محل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه او اطلاعی در دست نیست.
با گذشت زمان هویت ۱ تن دیگر از شهروندان بهائی شرکت کننده در کنکور سراسری امسال که در نتایج این آزمون با ایرادات مختلفی از جمله “مردود” و “مردود صلاحیت عمومی” در سایت سازمان سنجش مواجه شده و به دلیل بهائی بودن از ادامه تحصیل محروم شدهاند احراز شد. با احتساب این فرد شمار شهروندان بهائی محروم از تحصیل در کنکور ۱۴۰۰ که تاکنون هویت آنها توسط هرانا احراز شده به ۱۳ تن رسید.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، تعدادی از شهروندان بهائی که در کنکور سراسری شرکت کرده بودند، در سایت سازمان سنجش با پیغامهایی از جمله “مردود” و “مردود صلاحیت عمومی” روبهرو و به دلیل بهائی بودن از ادامه تحصیل محروم شدند.
هویت یک تن دیگر از این شهروندان بهائی “نگار سبحانی عزابادی، متولد ۱۳۸۲ و ساکن شهر پردیس واقع در استان تهران” توسط هرانا احراز شده است.
با احتساب این فرد شمار شهروندان بهائی شرکت کننده در کنکور سراسری ۱۴۰۰ که با عناوین مختلفی از جمله “مردود” و “مردود صلاحیت عمومی” به دلیل بهائی بودن از ادامه تحصیل محروم شدهاند تاکنون به ۱۳ رسید.
پیشتر طی گزارشاتی از مواجه شدن ۱۲ شهروند بهائی دیگر به نامهای نورا ترانه دوست متولد ۱۳۸۱ ساکن شهریار، سمیر زکائی ارانی متولد ۱۳۸۲ ساکن شهریار، رزا مخلصی متولد ۱۳۸۱ ساکن تهران، الینا قلیزاده روشنکوهی متولد ۱۳۸۲، نورا نبی پورکلنکاری متولد ۱۳۸۱، مصباح میثاقی و پارسا چرخند، از ساکنین ساری و فروزان نیکوکار رتبه ۷۹۰۰ ساکن تهران، نسیم شهریاری، مهسا فروهری، فروتن رحمانی رتبه ۱۰۹ در کنکور رشته ریاضی و فیزیک و لنا کامجو، متولد ۱۳۸۲ و ساکن چابهار”، با این پیغامها خبر داده بود.
در پی تماس یکی از این شهروندان با سازمان سنجش، دخالت وزارت اطلاعات دلیل صدور پیغام مردود عنوان شده و به او گفته شده است در صورت اعتراض به صورت کتبی آن را به سازمان سنجش اعلام کرده و آنها به وزارت اطلاعات ارجاع خواهند داد.
از میان این افراد مهسا فروهری پیش از این نیز بارها پس از شرکت در کنکور سراسری با ایرادات مختلف مواجه و به دلیل بهائی بودن از ادامه تحصیل محروم شدند.
علیرغم نص صریح قانون، طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی ایران، بهائیان علاوه بر محرومیت از اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز محروم هستند.
هر ساله گزارشات زیادی از محروم شدن شهروندان بهائی از ادامه تحصیل در دانشگاههای ایران منتشر میشود. این موضوع حتی افرادی را که در آستانه فارغالتحصیلی هستند را نیز در بر میگیرد.
شهروندان بهائی در ایران از آزادیهای مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.
بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار شهروند بهائی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهائیان را به رسمیت نمیشناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.
روزبه پیری، فعال ترک (آذربایجانی) به زندان تبریز منتقل شده است. آقای پیری در تاریخ ۱۸ شهریورماه، توسط نیروهای امنیتی در تبریز بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده بود.
ارگان خبری مجموعه فعالین حقوق بشر در ایران، روزبه پیری، فعال ترک (آذربایجانی) طی روزهای اخیر به زندان تبریز منتقل شده است.
گفته میشود که آقای پیری هم اکنون در بند قرنطینه این زندان بسر میبرد و در پی ضرب و شتم در زمان بازداشت از درد در نواحی مختلف بدن رنج میبرد. خانواده آقای پیری با حضور در شعبه ۱۶ بازپرسی دادسرای تبریز خواهان برخورد با عاملان ضرب و شتم فرزندشان شدهاند.
آقای پیری در تاریخ ۱۸ شهریورماه، توسط نیروهای امنیتی در تبریز بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
روزبه پیری پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای مسالمت آمیز خود سابقه بازداشت و محکومیت داشته است. وی در جریان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ توسط نیروهای امنیتی در تبریز بازداشت و توسط شعبه ۲ دادگاه انقلاب تبریز به ۱۰ ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در مرحله تجدیدنظر به ۹۱ روز حبس تعزیری تقلیل یافت. آقای پیری نهایتا در تاریخ ۱۵ تیرماه با پایان دوره محکومیت خود از زندان تبریز آزاد شد.
روزبه پیری مجددا توسط شعبه ۱۰۳ دادگاه کیفری دو تبریز به ریاست قاضی میکائیل وطن خواه الوار، از بابت اتهام نشر اکاذیب در فضای مجازی به پرداخت ۵ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شد. حکم دادگاه بدوی توسط دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی عینا تایید شد. گفته می شود این پرونده به دلیل انتشار مطالبی در خصوص وضعیت جسمانی برادرش یاشار پیری، گشوده شده بود. پیشتر روزبه پیری از “آزار و شکنجه” برادرش توسط نیروهای امنیتی خبر داده بود.
روزبه پیری متولد ۱۳۶۸، فارغالتحصیل رشته کامپیوتر در مقطع کارشناسی و دانشجوی کارشناسی ارشد رشته حقوق است. آقای پیری سردبیر نشریه تبریز و مؤسس تشکل مستقل دانشجویی نوید اعتدال در دانشگاه آزاد تبریز است.
با گذشت زمان هویت ۳ تن دیگر از شهروندان بهائی شرکت کننده در کنکور سراسری امسال که در نتایج این آزمون با ایرادات مختلفی از جمله “مردود” و “مردود صلاحیت عمومی” در سایت سازمان سنجش مواجه شده و به دلیل بهائی بودن از ادامه تحصیل محروم شدهاند احراز شد. با احتساب این افراد شمار شهروندان بهائی محروم از تحصیل در کنکور ۱۴۰۰ که تاکنون هویت آنها توسط هرانا احراز شده به ۱۲ تن رسید.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، تعدادی از شهروندان بهائی که در کنکور سراسری شرکت کرده بودند، در سایت سازمان سنجش با پیغامهایی از جمله “مردود” و “مردود صلاحیت عمومی” روبهرو و به دلیل بهائی بودن از ادامه تحصیل محروم شدند.
هویت این شهروندان “نورا ترانه دوست متولد ۱۳۸۱ ساکن شهریار، سمیر زکائی ارانی متولد ۱۳۸۲ ساکن شهریار و رزا مخلصی متولد ۱۳۸۱ ساکن تهران، توسط هرانا احراز شده است.
با احتساب این افراد شمار شهروندان بهائی شرکت کننده در کنکور سراسری ۱۴۰۰ که با عناوین مختلفی از جمله “مردود” و “مردود صلاحیت عمومی” به دلیل بهائی بودن از ادامه تحصیل محروم شدهاند تاکنون به ۱۲ رسید.
هرانا پیشتر طی گزارشاتی از مواجه شدن ۹ شهروند بهائی دیگر به نامهای الینا قلیزاده روشنکوهی متولد ۱۳۸۲، نورا نبی پورکلنکاری متولد ۱۳۸۱، مصباح میثاقی و پارسا چرخند، از ساکنین ساری و فروزان نیکوکار رتبه ۷۹۰۰ ساکن تهران، نسیم شهریاری، مهسا فروهری، فروتن رحمانی رتبه ۱۰۹ در کنکور رشته ریاضی و فیزیک و لنا کامجو، متولد ۱۳۸۲ و ساکن چابهار”، با این پیغامها خبر داده بود.
در پی تماس یکی از این شهروندان با سازمان سنجش، دخالت وزارت اطلاعات دلیل صدور پیغام مردود عنوان شده و به او گفته شده است در صورت اعتراض به صورت کتبی آن را به سازمان سنجش اعلام کرده و آنها به وزارت اطلاعات ارجاع خواهند داد.
از میان این افراد مهسا فروهری پیش از این نیز بارها پس از شرکت در کنکور سراسری با ایرادات مختلف مواجه و به دلیل بهائی بودن از ادامه تحصیل محروم شدند.
علیرغم نص صریح قانون، طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی ایران، بهائیان علاوه بر محرومیت از اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز محروم هستند.
هر ساله گزارشات زیادی از محروم شدن شهروندان بهائی از ادامه تحصیل در دانشگاههای ایران منتشر میشود. این موضوع حتی افرادی را که در آستانه فارغالتحصیلی هستند را نیز در بر میگیرد.
شهروندان بهائی در ایران از آزادیهای مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.
بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار شهروند بهائی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهائیان را به رسمیت نمیشناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.