اعتصاب غذای سیامک میرزایی، بهنام شیخی و کیانوش اصلانی در زندان اوین

امروز دوشنبه ۲۴ خردادماه، سیامک میرزایی، بهنام شیخی و کیانوش اصلانی فعالان ترک (آذربایجانی) محبوس در زندان اوین، دست به اعتصاب غذا زدند. اعتصاب این شهروندان در حمایت از عباس لسانی و چهار تن دیگر که در زندان اردبیل در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم و انتقال زندانیان جرائم خشن به بند زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا به سر میبرند، صورت گرفته است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۰، سیامک میرزایی، بهنام شیخی و کیانوش اصلانی فعالین ترک (آذربایجانی) محبوس در زندان اوین، دست به اعتصاب غذا زدند.

اعتصاب این شهروندان در حمایت از عباس لسانی، یوسف کاری، مهرداد شیخی، علی واثقی و رضا واثقی که در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم و انتقال زندانیان جرائم خشن به بند زندانیان سیاسی زندان اردبیل اقدام به اعتصاب کرده‌اند، صورت گرفته است.

عباس لسانی و یوسف کاری، مهرداد شیخی، علی و رضا واثقی به دلیل عدم رسیدگی به مطالبات خود کماکان در اعتصاب به سر می برند. این زندانیان روز یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰، به قرنطینه زندان اردبیل منتقل و از برقراری تماس تلفنی با خانواده خود منع شده اند. عباس لسانی و یوسف کاری سومین روز اعتصاب خود را سپری می کنند. مهرداد شیخی، علی واثقی و رضا واثقی، نیز روز یکشنبه ۲۳ خردادماه، در حمایت از عباس لسانی که در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم و انتقال زندانیان جرائم خشن به بند زندانیان سیاسی اقدام به اعتصاب کرده است، دست به اعتصاب غذا زدند.

بهنام شیخی در اسفندماه ۱۳۹۲ در نسیم شهر تهران بازداشت و پس از مدتی با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت آزاد شد. وی در سال ۱۳۹۵ مرحله بدوی توسط شعبه یک دادگاه انقلاب شهرستان بهارستان از بابت اتهام “مشارکت در تشکیل جمعیت به منظور برهم زدن امنیت کشور” به ۱۰ سال حبس تعزیری و دو سال تبعید به مسجد سلیمان از توابع استان خوزستان محکوم شد. این حکم توسط شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی بابایی به ۲ سال حبس تعزیری و ۲ سال تبعید تقلیل یافت. او نهایتا در تاریخ ۳۱ تیرماه ۹۹ جهت تحمل مدت محکومیت خود توسط نیروهای امنیتی در محل کار خود در تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

کیانوش اصلانی در تاریخ ۲ اسفندماه سال ۹۷ توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و در فروردین سال ۹۸ به بند ۴ زندان اوین منتقل شد. وی نهایتا توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی” به ۵ سال حبس و دو سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و دسته‌جات سیاسی محکوم شد. این حکم نهایتا توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد.

عباس لسانی، در تاریخ ۲۵ دی‌ماه ۹۷ در پی حضور در شعبه ۲ دادگاه انقلاب تبریز بازداشت و به زندان اردبیل منتقل شد. وی مدتی بعد توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب اردبیل از بابت اتهام “تشکیل گروه به قصد برهم زدن امنیت کشور” به ۸ سال حبس و ۲ سال تبعید به شهر یزد محکوم شد. این حکم در مهرماه ۹۸ توسط دادگاه تجدید نظر استان اردبیل به ۱۵ سال حبس تعزیری و ۲ سال تبعید به شهر یزد افزایش یافت. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۱۰ سال حبس تعزیری برای وی قابل اجرا است. عباس لسانی در اردیبهشت ماه ۹۸ و در پرونده ای دیگر توسط شعبه ۲۶ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی، از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام و به نفع گروه های مخالف نظام” به ۱۰ ماه حبس تعزیری محکوم شد.

آقای لسانی علیرغم مواجهه با مشکلات پزشکی متعدد از جمله فشار خون، دیسک کمر و مشکلات قلبی از رسیدگی پزشکی و اعزام به بیمارستان خارج از زندان محروم مانده است. وی روز سه شنبه ۴ خرداد ۱۴۰۰، در پی بروز درد در ناحیه کمر و زانو به بیمارستانی خارج از زندان اعزام شده و مجددا به زندان بازگردانده شده بود.

یوسف کاری، مهرداد شیخی، رضا و علی واثقی نیز در حال تحمل دوران محکومیت خود در زندان اردبیل هستند.

با وجود بروز بسیاری از مشکلات جسمی و روحی که این اقدام اعتراضی به همراه دارد و تا سالها اثرات آن بر زندگی افراد باقی می ماند، بسیاری از زندانیان در ایران به عنوان آخرین راه برای رسیدن به خواسته‌هایشان دست به اعتصاب غذای اعتراضی می‌زنند. بسیاری از این اعتصاب‌ها در اعتراض به عدم رسیدگی به مشکلات پرونده، مراعات نشدن حقوق زندانی و یا بازداشتی و بلاتکلیفی‌های بلندمدت صورت می گیرد.

در بیست‌و‌یکمین سال حبس؛ نامه سعید ماسوری از زندان رجایی شهر کرج

سعید ماسوری، از قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی ایران با نوشتن نامه ای نسبت به تحولات پیش رو از جمله انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، واکنش نشان داده است. او در بخشی از این نامه به درگیری ها و دوگانه های درون حاکمیت اشاره کرده و می گوید “این بازی سالهای سال خون هزاران هزار جوان ایرانی را بر سنگ فرش خیابانها ریخت و در زندان و خانه های امن تکه تکه کرد و یا در خیابانها به شکل اسید بر سر و صورت دخترانمان پاشیده شد و جوانانمان را در فقر و بیکاری و بی آیندگی فرو برد و انبوه کودکان معصوممان را در زباله های بیرون شهرها، به زباله گردی کشاند”. آقای ماسوری بیست‌ویکمین سال از دوران محکومیت حبس ابد خود در زندان رجایی شهر کرج سپری می کند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سعید ماسوری، از قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی ایران با نوشتن نامه ای نسبت به تحولات پیش رو از جمله انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، واکنش نشان داده است.

آقای ماسوری در بخشی از این نامه به درگیری ها و دوگانه های درون حاکمیت که “بازی کثیف” می خواند اشاره کرده و می گوید “این بازی “سالهای سال خون هزاران هزار جوان ایرانی را بر سنگ فرش خیابانها ریخت و در زندان و خانه های امن تکه تکه کرد و یا در خیابانها به شکل اسید بر سر و صورت دخترانمان (به بهانه بی حجابی و بد حجابی ) پاشیده شد و جوانانمان را در فقر و بیکاری و بی آیندگی فرو برد و انبوه کودکان معصوممان را در زباله های بیرون شهرها، به زباله گردی کشاند…” و هر بار توصیه می کردند که برای اینکه وضع بدتر از این که هست، نشود… به همان “در” رضایت بدهید….و هر بار انتخاب “بد” برای مقابله با “بدتر” … تا مردم را از مطالبه واقعی شان که همان “آزادی و حاکمیت مردمی” است باز دارند”.

آقای ماسوری نامه خود را چنین آغاز می کند “إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَیَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ (آل عمران ۲۱)

علت اینکه “رای من سرنگونی” حرف قاطبه مردم ایران شده را میتوان از مردمی که زیر بار فقر کمر خم کرده و توان تهیه قوت لایموت خود را هم ندارند پرسید، از کودکان کار، زباله گردان و گورخوابان …… میتوان از سوختبران بلوچ و کولبران کردستان پرسید، میتوان از کارگران و پرستاران و معلمان و بازنشستگان که هر روز مطالبه دسترنج به یغما رفته خودشان را میکنند، پرسید، میتوان از دختران و پسرانی که نه زندگی و سبک زندگی که حتی اختیار پوشش خود را هم ندارند، پرسید … میتوان از مادرانی که فرزندانشان در آبان ۹۸ در خیابان و نیزارها به خاک و خون کشیده شدند، پرسید، و میتوان از خانواده های هواپیمای اوکراینی و خانواده هایی که به خاطر بی لیاقتی و تلاش عامدانه در ممنوع کردن ورود واکسن کرونا، عزیزانشان را از دست داده اند، پرسید، میتوان از همه زندانیان سیاسی و خانواده هایشان پرسید و از من، که به جرم هواداری از سازمان مجاهدین خلق ۲۱ سال را در زندان گذرانده ام پرسید…. همان مجاهدینی که از همان خرداد ماه سال ۱۳۶۰ بر اصلاح ناپذیری این رژیم تاکید کردند و مقهور کشتار و شکنجه و زندان های دهه ۶۰ نشدند”.

او در ادامه به درگیری ها و دوگانه های درون حاکمیت که “بازی کثیف” می خواند اشاره کرده و می گوید: این بازی “سالهای سال خون هزاران هزار جوان ایرانی را بر سنگ فرش خیابانها ریخت و در زندان و خانه های امن تکه تکه کرد و یا در خیابانها به شکل اسید بر سر و صورت دخترانمان (به بهانه بی حجابی و بد حجابی ) پاشیده شد و جوانانمان را در فقر و بیکاری و بی آیندگی فرو برد و انبوه کودکان معصوممان را در زباله های بیرون شهرها، به زباله گردی کشاند…”

آقای ماسوری در نامه خود اضافه می کند: “و هر بار توصیه می کردند که برای اینکه وضع بدتر از این که هست، نشود… به همان “در” رضایت بدهید….و هر بار انتخاب “بد” برای مقابله با “بدتر” … تا مردم را از مطالبه واقعی شان که همان “آزادی و حاکمیت مردمی” است باز دارند.
طرفه آنکه امروز شرایط به جایی کشیده شده که “رئیسی” که بر اساس نص صریح قران نه تنها از قاتلان مردم ایران که در زمره قاتلین انبیا است( چرا که مطابق آیه صدر کشتن مردم عدالت خواه و عدالت طلب به مثابه کشتن انبیا است) کاندید اول منتخب و مطلوب حاکمیت شده و البته زهی مباحات که قاطبه هموطنانمان هم به اوجی از آگاهی واقعی رسیده اند که مناسب ترین پاسخ به این شرایط را در “رای من سرنگونی” یافته اند چون عباراتی نظیر”نه به جمهوری اسلامی” (انگار زمانی هم جمهوریت و اسلامیت در کار بوده) ،” من رای نمیدهم” و ” به من دخلی ندارد” و “من مشارکت نمیکنم” و امثالهم را، کسانی مثل احمدی نژاد هم علنی میگویند و طبیعی است که مردم در مطالبه و خواست واقعی خود”آزادی و حق تعیین سرنوشت خود” فراتر از همه اینها به ” رای من سرنگونی ” رسیده باشند.

زنده باد آزادی / زنده باد مقاومت مردم ایران / سعید ماسوری زندان رجایی شهر / خرداد ۱۴۰۰”

دکتر سعید ماسوری متولد ۱۳۴۴ است. وی به منظور ادامه تحصیل در کشور نروژ به سر می‌برد تا اینکه در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۸۰ به خانواده ایشان اطلاع دادند که سعید در حین بازگشت به ایران توسط ماموران وزارت اطلاعات در شهرستان دزفول دستگیر شد. او در تاریخ ۱۹ دی‌ماه ۱۳۷۹ به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران در شهرستان دزفول بازداشت شد؛ هر چند باید اشاره کرد که در اردیبهشت سال بعد به خانواده وی بازداشت او اطلاع داده شد. ایشان از زمان دستگیری مدت ۱۴ ماه را در یکی از سلول‌های انفرادی اداره اطلاعات اهواز سپری کرد و پس از آن به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.

این زندانی سیاسی نهایتا در سال ۱۳۸۱ در دادگاه انقلاب تهران با اتهام محاربه به اعدام محکوم شد ولی در ‌‌‌‌نهایت حکم وی به حبس ابد تقلیل پیدا کرد.

آقای ماسوری از زمان بازداشت تا این لحظه بدون هیچ‌گونه مرخصی در اماکن مختلفی از جمله بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز، زندان اوین و زندان رجایی شهر کرج حبس خود را سپری کرده است. این زندانی سیاسی در طی بیش از ۲۰ سال تحمل حبس، بارها و در مواجهه با اقدامات غیرقانونی مسئولان زندان‌ها و نیروهای امنیتی اعتصاب غذا کرد و سابقه آسیب‌دیدگی جسمی و محرومیت از مراقب پزشکی در زندان را نیز دارد.

معوقات مزدی و بیمه ای کارگران شهرداری امیدیه

کارگران شهرداری امیدیه واقع در استان خوزستان، از عدم دریافت ۳ ماه حقوق معوقه خود خبر دادند و گفتند، پرداخت حق بیمه ما نیز همسان با حقوق به تاخیر افتاده است.

به نقل از ایلنا، کارگران شهرداری امیدیه از تاخیر در پرداخت معوقات مزدی و بیمه‌ای خود خبر دادند.

بر اساس این گزارش، جمعی از کارگران شهرداری امیدیه گفتند: در سه ماه سپری شده از سال جدید، هنوز حقوقی دریافت نکرده‌ایم. پرداخت حق بیمه کارگران نیز همسان با حقوق به تاخیر افتاده است.

این کارگران که هر ماه مطالبات خود را با تاخیر دریافت می‌کنند، گفتند: شهردار مدعی است منابع مالی کافی ندارد، به همین دلیل حقوق کارگران به تاخیر افتاده است.

این کارگران با بیان اینکه در تامین هزینه‌های اولیه زندگی درمانده‌ایم؛ اظهار داشتند: نمی‌توانیم تامین معاش خانواده‌هایمان را تامین کنیم. گرانی امان‌مان را بریده و خسارات غیرقابل جبرانی به زندگی‌مان وارد شده است.

این کارگران خواستار پرداخت هرچه زودتر معوقات مزدی خود شدند و گفتند: شهرداری باید هرچه سریعتر مطالبات مزدی‌مان را کامل پرداخت کند تا از این وضعیت خارج شویم.

آنها گفتند: ۴۰۰ نفر در مجموعه شهرداری امیدیه کار می‌کنند که جدا از حقوق در سال جاری مطالباتی از سالهای گذشته بابت حقوق عقب افتاده طلبکارند و به‌رغم وعده‌های داده شده درخصوص پرداخت معوقات حقوقی کارگران، هنوز هیچ اقدامی ازسوی شهرداری جهت پرداخت این مطالبات صورت نگرفته است.

به گفته آنها؛ کارفرما به جای پرداخت کامل حقوق، اعلام کرده به دلیل نداشتن منابع مالی کافی قصد دارد بخشی از حقوق اردیبهشت ماه کارگران را به صورت علی‌الحساب پرداخت کند که موجب انتقاد و گلایه کارگران قرار گرفته است.

طبق اظهارات این کارگران؛ بخش عمده‌ای از مشکلات شهرداری امیدیه پرداخت نشدن به‌موقع مطالبات شهرداری از سوی شرکت نفت است. به همین دلیل شهرداری برای جبران کسری منابع مالی مزدی؛ آن‌ها را با تاخیر پرداخت می‌کند.

طبق اظهارات آنها؛ مشکل دیگر این است که حق بیمه کارگران پرداخت نشده و کارگرانی که برای گرفتن خدمات درمان به مراکز درمانی و آزمایشگاهی مراجعه می‌کنند از پذیرش‌شان جلوگیری می‌شود.

این کارگران با ابراز نگرانی از وضعیت بوجود آمده برای همکاران خود اظهار داشتند: از مسئولان شهرداری و شورای شهر می‌خواهیم با درک همه مشکلاتی که در نتیجه‌ عدم دریافت مزد برای مجموعه کارگران شهرداری بوجود می‌آید، درخصوص پرداخت مطالبات مزدی ما اقدام کنند.

تداوم اعتصاب غذای پنج فعال ترک در زندان اردبیل

عباس لسانی، یوسف کاری، مهرداد شیخی، علی واثقی و رضا واثقی، فعالین ترک (آذربایجانی) محبوس در زندان اردبیل، به دلیل عدم رسیدگی به مطالبات خود کماکان در اعتصاب غذا هستند. این زندانیان امروز یکشنبه ۲۳ خردادماه، به قرنطینه زندان اردبیل منتقل و از برقراری تماس تلفنی با خانواده خود منع شدند. مهرداد شیخی، علی واثقی، رضا واثقی، امروز یکشنبه ۲۳ خردادماه، در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم و انتقال زندانیان جرائم خشن به بند زندانیان سیاسی، دست به اعتصاب غذا زدند. عباس لسانی و یوسف کاری نیز دومین روز اعتصاب خود را سپری می کنند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عباس لسانی، یوسف کاری، مهرداد شیخی، علی واثقی و رضا واثقی، فعالین ترک (آذربایجانی) محبوس در زندان اردبیل، به دلیل عدم رسیدگی به مطالبات خود کماکان در اعتصاب به سر می برند.

این زندانیان امروز یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰، به قرنطینه زندان اردبیل منتقل و از برقراری تماس تلفنی با خانواده خود منع شده اند. عباس لسانی و یوسف کاری دومین روز اعتصاب خود را سپری می کنند. مهرداد شیخی، علی واثقی و رضا واثقی، نیز امروز یکشنبه ۲۳ خردادماه، در حمایت از عباس لسانی که در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم و انتقال زندانیان جرائم خشن به بند زندانیان سیاسی اقدام به اعتصاب کرده است، دست به اعتصاب غذا زدند.

عباس لسانی، در تاریخ ۲۵ دی‌ماه ۹۷ در پی حضور در شعبه ۲ دادگاه انقلاب تبریز بازداشت و به زندان اردبیل منتقل شد. وی مدتی بعد توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب اردبیل از بابت اتهام “تشکیل گروه به قصد برهم زدن امنیت کشور” به ۸ سال حبس و ۲ سال تبعید به شهر یزد محکوم شد. این حکم در مهرماه ۹۸ توسط دادگاه تجدید نظر استان اردبیل به ۱۵ سال حبس تعزیری و ۲ سال تبعید به شهر یزد افزایش یافت. تیرماه ۹۹ نیز درخواست فرجام خواهی آقای لسانی در دیوان عالی کشور رد شد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۱۰ سال حبس تعزیری برای وی قابل اجرا است.

پیشتر شعبه ۱ دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل با صدور دادنامه‌ای تقاضای دادیار اجرای احکام دادگاه انقلاب اردبیل جهت اعمال قانون کاهش مجازات حبس در پرونده عباس لسانی، فعال ترک (آذربایجانی) را نیز رد کرده بود.

عباس لسانی در اردیبهشت ماه ۹۸ و در پرونده ای دیگر توسط شعبه ۲۶ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی، از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام و به نفع گروه های مخالف نظام” به ۱۰ ماه حبس تعزیری محکوم شد.

آقای لسانی علیرغم مواجهه با مشکلات پزشکی متعدد از جمله فشار خون، دیسک کمر و مشکلات قلبی از رسیدگی پزشکی و اعزام به بیمارستان خارج از زندان محروم مانده است. وی روز سه شنبه ۴ خرداد ۱۴۰۰، در پی بروز درد در ناحیه کمر و زانو به بیمارستانی خارج از زندان اعزام شده و مجددا به زندان بازگردانده شده بود.

یوسف کاری، در تاریخ ۱۲ شهریورماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی در اردبیل بازداشت و پس از پایان مراحل بازجویی به زندان این شهر منتقل شد. آقای کاری آذرماه همان سال در مرحله بدوی توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب اردبیل مجموعا به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در مرحله تجدیدنظر به ۲ سال حبس تعزیری تقلیل یافت. یوسف کاری در تاریخ ۲۲ فروردین ماه سال جاری، در پی اعتراض به بازرسی نامتعارف و تفتیش بند ۱ زندان اردبیل و تخریب وسایل زندانیان توسط گارد زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.

رضا و علی واثقی پیشتر در تاریخ ۲۱ خردادماه ۹۹، در محل کار خود همراه با ضرب و شتم بازداشت و در تاریخ ۲۷ خرداد همان سال با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شدند. محل کسب این شهروندان نیز روز پنج‌شنبه ۲۲ خردادماه ۹۹ توسط ماموران اداره اطلاعات مورد بازرسی قرار گرفت. در جریان این بازرسی تعدادی از وسایل شخصی و کامپیوتر آنان ضبط شد.

رضا و علی واثقی توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب اردبیل به ریاست قاضی مهدوی راد پیشتر به تربیت به ۲ و ۳ سال حبس تعزیری محکوم شدند. از مصادیق صدور حکم علیه این شهروندان انتشار آثار ضرب و شتم نیروهای امنیتی بر روی بدنشان در فضای مجازی و همچنین نوشتن جمله «زنده باد قهرمانانی که در راه آزادی تلاش می‌کنند» در تلگرام رضا واثقی عنوان شده است.ئ نهایتا این حکم در مرحله تجدیدنظر توسط شعبه ۱ دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل به ریاست قاضی عتباتی و مستشاری سیدشاکر موسوی قدیر محمدی از بابت اتهامات مشارکت در تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی کشور از طریق چاپ شب نامه و فعالیت تبلیغی علیه نظام برای رضا واثقی تایید و برای علی واثقی به ۲ سال حبس تعزیری تقیل یافت.

رضا و علی واثقی در آبان‌ماه ۹۹ پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اردبیل بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اردبیل منتقل شدند.

مهرداد شیخی در جریان اعتراضات سراسری آبان ماه ۹۸، در تاریخ ۲۹ آبان ماه همان سال توسط نیروهای امنیتی در شهر اردبیل بازداشت و نهایتا در تاریخ ۹ آذرماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اردبیل آزاد شد. آقای شیخی همچنین روز چهارشنبه ۱۸ دی ماه ۱۳۹۸ پس از پایان جلسه دادگاه توسط نیروهای امنیتی در اردبیل بازداشت و در تاریخ ۲۶ دی ماه ۹۸، با تودیع قرار به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.

این شهروند توسط دادگاه انقلاب اردبیل از بابت اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۶ ماه حبس تعزیری کاهش پیدا کرد. وی نهایتا در تاریخ ۹ اسفندماه ۹۹ جهت اجرای حکم حبس راهی زندان این شهر شد.

با وجود بروز بسیاری از مشکلات جسمی و روحی که این اقدام اعتراضی به همراه دارد و تا سالها اثرات آن بر زندگی افراد باقی می ماند، بسیاری از زندانیان در ایران به عنوان آخرین راه برای رسیدن به خواسته‌هایشان دست به اعتصاب غذای اعتراضی می‌زنند. بسیاری از این اعتصاب‌ها در اعتراض به عدم رسیدگی به مشکلات پرونده، مراعات نشدن حقوق زندانی و یا بازداشتی و بلاتکلیفی‌های بلندمدت صورت می گیرد.

پس از گذشت دوسال؛ بی خبری از سرنوشت یک شهروند بازداشت شده در نیکشهر

حمیدالله اربابی، شهروند اهل شهرستان نیکشهر، با گذشت بیش از دو سال از زمان دستگیری کماکان در بازداشت و بیخبری به سر می برد. این شهروند در تاریخ ۱ فروردین ماه ۹۸ در منزل شخصی خود واقع در روستای نکهچ آهوران از توابع شهرستان نیکشهر، توسط ماموران امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده بود.

به نقل از کمپین فعالین بلوچ، حمیدالله اربابی، شهروند اهل روستای نکهچ آهوران شهرستان نیکشهر پس از دو سال کماکان در بازداشت و بیخبری به سر می‌برد.

آقای اربابی پیشتر در تاریخ ۱ فروردین ماه ۹۸، توسط ماموران امنیتی از منزل شخصی خود واقع در روستای نکهچ نیکشهر بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده بود.

گفتنی است که با گذشت بیش از دو سال از زمان بازداشت آقای اربابی و با وجود پیگیری خانواده و سازمان‌های حقوق بشری، تاکنون هیچ‌گونه خبری از وضعیت او در دست نیست.

در این گزارش آمده است، خانواده اربابی با اشاره به عدم پاسخگویی نهادهای امنیتی درباره وضعیت وی، نسبت به سرنوشت او ابراز نگرانی می کنند.

عدم رسیدگی پزشکی؛ گزارشی از آخرین وضعیت حسین سپنتا در زندان عادل آباد شیراز

حسین سپنتا زندانی سیاسی بیمار، هشتمین سال از دوران محکومیت خود را در زندان عادل آباد شیراز سپری می کند. آقای سپنتا که از یک اختلال مزمن و پیش‌رونده‌ نخاعی رنج می‌برد از رسیدگی پزشکی محروم مانده است. به گفته یک منبع مطلع علیرغم وخامت حال، تاکنون ۸ بار با درخواست آزادی مشروط او مخالفت شده است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حسین سپنتا زندانی سیاسی بیمار، هشتمین سال از دوران محکومیت خود را در زندان عادل آباد شیراز سپری می کند.

آقای سپنا علیرغم آنکه از یک اختلال مزمن و پیش‌رونده‌ نخاعی رنج می برد از رسیدگی پزشکی محروم مانده است. یک منبع مطلع وضعیت آقای سپنتا را اسفناک و دارای کیست نخاعی توصیف کرده و همچین افزود: «علیرغم وخامت حال تاکنون ۸ بار با درخواست آزادی مشروط او مخالفت شده و از اعزام به مرخصی محروم مانده است. آقای سپنتا دچار کاهش وزن شدید شده و توانایی راه رفتن را نیز از دست داده است. او توان انجام کارهای روزمره را ندارد و امورات شخصی از جمله شست‌و‌شو و رفتن به سرویس بهداشتی با کمک هم بندی‌های وی انجام می‌شود. او نیازمند قرص‌های مسکن قوی است که با هزینه خانواده‌اش تهیه می‌شوند، پدر ایشان بازنشسته ارتش است و برای تامین این هزینه‌های گزاف با مشکل مواجه می‌شود.»

به گفته این منبع؛ حسین سپنتا در اسفندماه سال گذشته دچار سکته شده و به مدت دو هفته به بیمارستان منتقل شده بود. وی همچنین در اردیبهشت ماه امسال به بیمارستان منتقل و پس از گذشت ۲۰ روز به زندان بازگردانده شد.

گفته می شود آقای سپنتا در سال ۹۷ اقدام به اعتصاب غذا کرده و خواستار رسیدگی به مطالبات خود شده بود.

سازمان عفو بین الملل، سال گذشته طی فراخوانی خواستار اقدام فوری در خصوص وضعیت این زندانی سیاسی شده بود. براساس این بیانیه؛ آقای سپنتا از دردهای شدید، بی‌حسی، عدم تعادل، اختلال حرکتی، دشواری در بلع و ناتوانی در کنترل ادرار و مدفوع رنج می‌برد. به علاوه در بخشی از این فراخوان گفته شده بود؛ تداوم حبس آقای سپنتا در حالیست که سازمان پزشکی قانونی کشور در خردادماه ۱۳۹۶ گواهی داده بود که “حسین سپنتا تنها در صورت فراهم بودن شرایط زیر شامل رعایت اصول و موازین ‌بهداشتی، استفاده از عصا هنگام راه رفتن، پرهیز از هرگونه فعالیت، کمک حمایتی سایرین جهت راه رفتن و انجام اموری که نیاز به ایستادن دارد، ویزیت دوره‌ای متخصص و مصرف منظم داروها، قادر به تحمل کیفر حبس خواهد بود”.

بر اساس گزارش این سازمان، آقای سپنتا پیشتر از بابت اتهام همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام به تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

حسین سپنتا هم اکنون در زندان عادل آباد شیراز به سر می‌برد.

بازداشت یک شهروند توسط نیروهای امنیتی در اهواز

 یک شهروند ساکن شهرستان اهواز، بدنبال اعتراض به اقدام اخیر ستاد انتخاباتی ابراهیم رئیسی، بامداد یکشنبه ۲۳ خردادماه توسط نیروهای امنیتی در محل کارش بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. به تازگی ویدیویی از سخنرانی این شهروند در خصوص انتخابات در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است که در آن می گوید ستاد انتخاباتی ابراهیم رئیسی از حوزه داران میدان میوه و تره بار این شهرستان مبلغی را به اجبار و بهانه کمک به ستاد مذکور از آنها اخذ کرده است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بامداد امروز یکشنبه ۲۳ خردادماه ۱۴۰۰، یک شهروند ساکن شهرستان اهواز، در پی اعتراض به اقدام اخیر ستاد انتخاباتی ابراهیم رئیسی، توسط نیروهای انتظامی در این شهرستان بازداشت شد.

به گفته یک منبع مطلع، بازداشت این شهروند که منشی حسابدار غرفه شماره ۳۰ میدان میوه و تره بار الغدیر اهواز است، در پی افشاگری در خصوص اقدام جدید ستاد انتخاباتی ابراهیم رئیسی مبنی بر دریافت اجباری وجه نقد از حوزه داران میدان میوه و تره بار شهرستان اهواز صورت گرفته است.

این منبع مطلع همچنین افزود: «بازداشت این شهروند اهل دهدشتیه استان کهگیلویه و بویراحمد، در ساعت یک نصف شب توسط نیروهای انتظامی در حالی که وی در محل کارش مشغول فعالیت بوده، صورت گرفته است.»

تا زمان تنظیم این گزارش، از اتهامات مطروحه و محل نگهداری این شهروند اطلاعی در دست نیست.

زخمی شدن یک کولبر بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی در مناطق مرزی نوسود

روز گذشته شنبه ۲۲ خردادماه، در پی تیراندازی نیروهای نظامی در مناطق مرزی شهرستان نوسود، یک کولبر زخمی شد.

به نقل از کردپا، روز گذشته شنبه ۲۲ خردادماه ۱۴۰۰، در پی تیراندازی نیروهای نظامی در مناطق مرزی شهرستان نوسود، یک کولبر زخمی شد.

بر اساس این گزارش، هویت این کولبر، ولی رستمی اهل روستای “پشت کر” از توابع شهرستان ثلاث باباجانی عنوان شده است.

این کولبر که بدون اخطار قبلی هدف شلیک نیروهای نظامی قرار گرفته، از ناحیه شانه و دست راست زخمی شده و جهت رسیدگی پزشکی به یکی از مراکز درمانی بانه منتقل شده است.

کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می شوند.

در بخشی از گزارش سالانه وضعیت حقوق بشر در ایران؛ ویژه سال ۲۰۲۰ به شهروندانی که توسط ارگان‌های نظامی کشته و یا زخمی شده‌اند پرداخته شده است.

به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، در این گزارش قتل ۳۶ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۱۰۹ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی ثبت شده است.

لازم به ذکر است که ۹ کولبر دیگر نیز به واسطه شرایط اقلیمی و جغرافیایی مانند سرمازدگی و سقوط از ارتفاع دچار حادثه شدند که از این تعداد ۴ کولبر زخمی شدند و ۵ کولبر جان باختند.

آنیسا جعفری مهر و داریوش مرادی از اتهام انتسابی تبرئه شدند

آنیسا جعفری مهر و داریوش مرادی، فعالین فرهنگی اهل اسلام آباد غرب، توسط دادگاه انقلاب این شهرستان از اتهام انتسابی تبرئه شدند. این افراد پیشتر در تاریخ ۳ آذرماه سال ۹۹ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از مدتی با تودیع قرار آزاد شدند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آنیسا جعفری مهر و داریوش مرادی، فعالین فرهنگی اهل اسلام آباد غرب، توسط دادگاه انقلاب این شهرستان از اتهام انتسابی تبرئه شدند.

بر اساس این حکم که توسط دادگاه انقلاب اسلام آباد غرب صادر شده است، آنیسا جعفری مهر و داریوش مرادی از اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام تبرئه شدند.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان در تاریخ ۸ خردادماه امسال در دادگاه انقلاب اسلام آباد غرب برگزار شده بود. جلسه رسیدگی به اتهامات این دو فعال فرهنگی نیز در تاریخ ۲۶ فروردین‌ماه امسال در شعبه دادستانی دادسرای عمومی و انقلاب اسلام‌آباد غرب برگزار شده و این شهروندان از اتهام عضویت در یکی از گروه های مخالف نظام تبرئه شده بودند.

داریوش مرادی و آنیسا جعفری مهر پیشتر در تاریخ ۳ آذرماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. ماموران در زمان بازداشت، ضمن بازرسی منزل، شماری از لوازم شخصی این افراد از جمله لپ‌‌تاپ، تلفن همراه و برخی از کتاب‌ها را ضبط کرده و با خود بردند. خانم جعفری مهر در تاریخ ۱۹ آذرماه با تودیع قرار وثیقه ۳۵۰ میلیون تومانی و آقای مرادی در تاریخ ۱۷ آذرماه با تودیع قرار کفالت به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شدند.

به گفته یک منبع مطلع بازداشت‌ این شهروندان توسط ماموران وزارت اطلاعات و با دستور دادستان اسلام آباد غرب صورت گرفته است.

آنیسا جعفری مهر و داریوش مرادی نهایتا در بهمن ماه سال گذشته جهت ارائه آخرین دفاع به دادستانی دادسرای عمومی و انقلاب این شهرستان احضار شدند.

آنیسا جعفری مهر، ۲۷ ساله و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان‌شناسی دانشگاه کردستان و داریوش مرادی از نویسندگان سایت فرهنگی-ادبی «هساره» است.

خانم جعفری مهر، آذرماه ۹۸ نیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت و مدتی بعد آزاد شده بود.

آقای مرادی نیز پیشتر به دلیل فعالیت‌های مدنی خود سابقه بازداشت توسط نهادهای امنیتی را داشته است.

نامه آتنا دائمی از زندان رشت؛ انتخابات پیش روست، ما را تبعید کردند تا آنچه را که باید نگوییم

آتنا دائمی، کنشگر مدنی، در زندان لاکان رشت، در اعتراض به تبعید زندانیان زن از زندان‌های تهران به سایر شهرستان‌ها پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، با نوشتن نامه‌ای واکنش نشان داده است. خانم دائمی در بخشی از این نامه می گوید “پس از آنکه تعداد زیادى از دوستان و هم بندیانم را به زندان‌هاى دیگر ایران تبعید کردند، مرا نیز به تبعیدگاه لاکان رشت منتقل کردند تا از بودن زنان فعال و پیشرو در کنار یکدیگر آن هم پیش از انتخابات ١۴٠٠ جلوگیرى کنند، غافل از اینکه با این قبیل اعمال عجولانه و کورکورانه پیش از هر چیز براى هر یک از ما تجربه‌اى مفید، خلق و ما را به اهدافمان نزدیکتر و در هر یک از شهرهاى ایران تکثیرمان کردند.” آتنا دائمی در تاریخ ۲۶ اسفندماه ۹۹ از زندان اوین به زندان لاکان رشت تبعید شد. وی از آذرماه ۹۵ تا پیش از تبعید، دوره محکومیت خود را در بند زنان زندان اوین و بدون یک روز مرخصی سپری کرده است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آتنا دائمی، کنشگر مدنی، در زندان لاکان رشت، در اعتراض به تبعید زندانیان زن فعال از زندان‌های تهران به سایر شهرستان‌ها پیش از انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰، با نوشتن نامه‌ای واکنش نشان داده است.

در بخشی از این نامه آمده است: «در آستانه کمدى انتخاباتى دیگر شاهدیم که طبق معمول بازیگران و طنزپردازان ثابت این کمدى، با رنگ‌ها و اسم‌ها و شعارهاى گوناگون، اما با یک هدف که همان نجات و بقاى حکومت جمهورى اسلامى است وارد میدان شده اند و سعى در فریب افکار عمومى دارند.»

متن کامل این نامه که جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته در ادامه می آید:

«سال ٩٩، پس از آنکه تعداد زیادى از دوستان و هم بندیانم را به زندان‌هاى دیگر ایران تبعید کردند، مرا نیز به تبعیدگاه لاکان رشت منتقل کردند تا از بودن زنان فعال و پیشرو در کنار یکدیگر آن هم پیش از انتخابات ١۴٠٠ جلوگیرى کنند، غافل از اینکه با این قبیل اعمال عجولانه و کورکورانه پیش از هر چیز براى هر یک از ما تجربه‌اى مفید خلق و ما را به اهدافمان نزدیکتر و در هر یک از شهرهاى ایران تکثیرمان کردند!

طى سالیان گذشته من و خانواده‌ام شاهد بیشترین اعمال فشارها از سوى نهادهاى امنیتى (وزارت اطلاعات و سپاه) بوده‌ایم، همانگونه که در دىماه ٩٨ وقتى حین تحصن اعتراضی به کشتار بی امان آبان آن سال به مقر سپاه در اوین منتقل شدم، عمالشان اعتراف کردند که از سال ٩٣ تاکنون از هر راهى برای به قول خودشان “رام کردنم” استفاده کردند اما جز “افسار گسیختگى” بیشتر نتیجه‌ای عایدشان نشده!

از گزینه‌هاى عبث و باقى مانده‌شان گفتند که هزاران بار علیه افراد و گروه‌هاى مخالف خود به کار برده‌اند که از آن جمله ترور شخصیتى و حیثیتى و صدور و اجراى حکم شلاق و تبعید به شهرستان و در نهایت حذف فیزیکى بود که پاسخ‌هاى لازم را به آنها دادم و در اینجا نیز تاکید مى کنم که با هیچ یک از این شیوه‌هاى منسوخ نمی‌توانند مرا از راه مبارزه با ظلم و تلاش براى احقاق حقوق انسان‌ها بازدارند! در هر زندانى، آزادم چرا که هرگز نمى‌توانند افکارم را به زنجیر کشند! و تکرار مى کنم که تماشاى این ترس و سردرگمى در برابر زنان و مردان فعال در عرصه‌هاى گوناگون سیاسى، مدنى و عقیدتى برایم خوشایند است چرا که نشان دهنده‌ى ضعف روزافزون مدعیان قدرت است!

حال در آستانه‌ى کمدى انتخاباتى دیگر شاهدیم که طبق معمول بازیگران و طنزپردازان ثابت این کمدى، با رنگ‌ها و اسم‌ها و شعارهاى گوناگون، اما با یک هدف که همان نجات و بقاى حکومت جمهورى اسلامى است وارد میدان شده‌اند و سعى در فریب افکار عمومى دارند. اما بسیارى از مردم آگاهند که هر یک راى در صندوق‌ها، چه پر و چه خالى، تنها به معنای آری به تکرار تاریخ و سیاست‌های غیر انسانی ۴۲ ساله حکومت است و دوره‌های ۴ ساله‌ی ریاست جمهوری و انتخابات، تنها نمایشی دروغین از حضور و نقش مردم در سیاست است! من و دوستانم را به نقاط مختلف ایران تبعید کردند که آنچه را که باید نگوییم. اما من در کنار مردم به این انتخابات نمایشی نه خواهم گفت!

آتنا دائمی / خردادماه ۱۴۰۰/ زندان لاکان رشت.»

در ارتباط با نویسنده نامه گفتنی است؛ آتنا (فاطمه) دائمی در تاریخ ۲۹ مهر ۹۳ بازداشت در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۹۴ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری” به ۱۴ سال حبس محکوم شد. حکم وی توسط دادگاه تجدیدنظر به ۷ سال تقلیل یافت و نهایتا با اعمال ماده ۱۳۴، ۵ سال آن قابل اجرا بود. خانم دائمی نهایتا در بهمن‌ماه ۹۴ با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شد. این زندانی سیاسی از آذرماه ۹۵ دوره محکومیت خود را آغاز کرد و سال ۹۷ زمانی که در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در بند زنان زندان اوین بود، به همراه گلرخ ابراهیمی ایرایی با گشایش پرونده دیگری مواجه و نهایتا توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه همچنین علاوه بر این هر یک از این دو شهروند را به ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه ها و احزاب محکوم کرد. این حکم مدتی بعد در مرحله تجدید نظر بدون تشکیل جلسه دادگاه عینا تائید شد. با اعمال ماده ۱۳۴ مدت ۲ سال و ۱ ماه از این حبس برای هر یک از آنها قابل اجرا است.

خانم دائمی تیرماه ۹۹، از بابت پرونده‌ای که در دوران حبس علیه او گشوده شده توسط شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمدرضا عموزاد به ۲ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. این پرونده با شکایت وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه علیه وی گشوده شده بود. اسفندماه ۹۹ دیوان عالی کشور درخواست اعاده دادرسی وکلای آتنا دائمی را رد کرد. آتنا دائمی و اعضای خانواده او علاوه بر این نیز بارها با پرونده‌ها و فشارهای امنیتی و قضایی دیگر روبرو بوده اند. آتنا دائمی نهایتا ظهر روز سه‌شنبه ۲۶ اسفندماه ۹۹، با پابند و دستبند از زندان اوین خارج و ساعت ۸ شب از زندان اوین به زندان لاکان رشت تبعید شد.

Design a site like this with WordPress.com
Get started