یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸ بود؛ ساعت هشت و ۴۵ دقیقه شب که «عرفان فایقی» از محل کارش در «چهاردانگه» به منزل باز میگشت. اما در شلوغیها و درگیریها به ضرب تیر مستقیم نیروهای امنیتی کشته شد. ۲۱ سال داشت و در زمان مرگ، برادر ۱۱ سالهاش همراه او بود.
عرفان فایقی که در چهاردانگه جوشکاری میکرد، بعد از اتمام کارش به خانه بازمیگشت که درگیریهای خیابان باعث شد از خودروی خود پیاده شود. اما در همان زمان تیرهای بیهدف نیروهای امنیتی در قلب جوان او نشستند و عرفان فایقی جان خود را از دست داد.
به روایت یکی از اقوامش، هنگام مرگ، در حالیکه برادر ۱۱ سالهاش بالای سر او بود، فقط یک جمله گفت و جان باخت. عرفان به برادرش گفته بود: «مراقب مامان باش.»
این آخرین جملهای است که خانواده عزادار او، به یادگار از عرفان به یاد میآورند.
زمانیکه خانواده به دنبال پیکر عرفان رفته بودند، نهادهای امنیتی به آنها گفته بودند که پیکرش را تحویل نخواهند داد و خودشان او را دفن خواهند کرد و به آنها خبر خواهند داد. اما بیقراریهای مادرش باعث شدند یکی از اقوام بانفوذ او بتواند پیکر عرفان را از مقامات امنیتی تحویل بگیرد.
حالا پیکر او در «امامزاده زید» آرام گرفته است؛ آنهم پس از طی مراسمی امنیتی و با حضور نیروهای امنیتی.
خانواده عرفان در مقابل دریافت پیکر عزیزشان ناچار به سکوت شدهاند و مقامات امنیتی از آنها تعهد گرفتهاند که اجازه هیچگونه اطلاعرسانی ندارند. گفته میشود که فیلمی از لحظه تیر خوردن عرفان وجود داشته است اما خانواده از نگرانی و مواجهه با تهدیدهای امنیتی، ناچار به پاک کردن این فیلم شدهاند.
عرفان فایقی، یکی دیگر از کشتهشدههای اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸ است که هدف گلوله مستقیم نیروهای امنیتی قرار گرفت و جان باخت.
کانال تلگرام وبسایت کلمه با استناد به اظهارات “یک منبع آگاه” شمار ثبتشده قربانیان اعتراضهای اخیر ایران را ۳۶۶ نفر اعلام کرد. سازمانهای حقوق بشری خواهان انتشار آمار واقعی کشتهشدگان و مجروحان و بازداشتشدگان هستند.
کانال تلگرام وبسایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی روز پنجشنبه ۶ آذر (۲۸ آبان) نوشت: «یک منبع آگاه در تماس با کلمه، شمار جان باختگان ثبت شده حوادث اخیر را تاکنون ۳۶۶ نفر اعلام کرد.»
“کلمه” نوشته که “در حال تحقیق بیشتر در اینباره است” و “با توجه به شدت بیسابقه اعمال خشونت علیه معترضان و دستور شلیک مستقیم به جمعیت تظاهرکننده، احتمال صحت این خبر بسیار زیاد است”.
سازمان عفو بینالملل در آخرین گزارش خود از جانباختن ۱۴۳ نفر در جریان اعتراضات اخیر در ایران خبر داده بود، ولی تاکید داشت که شمار واقعی کشتهشدگان به مراتب بیشتر از این رقم است.
حکومت ایران همچنان در باره شمار کشتهشدگان و بازداشتشدگان اعتراضهای اخیر سکوت کرده و حاضر به اطلاعرسانی نیست.
دیدهبان حقوق بشر روز گذشته (چهارشنبه ۶ آذر) در بیانیهای با اعلام این که “مقامات ایران به عمد میزان سرکوب سراسری علیه اعتراضات را مخفی میکنند” از دولت ایران خواست “فوراً تعداد افراد کشتهشده، دستگیرشده، و بازداشتشدگان اعتراضات اخیر را اعلام کند و اجازه تحقیقی مستقل درباره نقضهای حقوق بشری احتمالی را صادر کند”.
این سازمان حقوق بشری تاکید کرده: «مقامات باید به تمام خانوادهها درباره مکان بستگان بازداشتشدهشان اطلاع دهند و تضمین کنند که بازداشتشدگان فوراً از اتهامها علیه خود مطلع شوند و دسترسی فوری به مشاوره حقوقی و اعضای خانواده داشته باشند. ناپدیدشدگی اجباری زمانی اتفاق میافتد که مقامات فردی را بازداشت میکنند و بازداشت را انکار میکنند یا درباره شرایط یا مکان نگهداری آنها اطلاعاتی ارائه نمیکنند.»
پس ازگذشت ۱۳ روز از اعتراضهای گسترده، واکنش محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران، به این اعتراضات منتشر شد. واکنشی که ممکن است از نظر خود جسورانه و متفاوت با برخی از نظرات اصلاح طلبان باشد اما تناسبی با وضعیت این اعتراضات ندارد
در روزهای گذشته برخی از کاربران شبکههای اجتماعی این سکوت خاتمی را به سخره گرفته بودند، به خصوص وقتی که برای او فوت خواهر حسن روحانی پیام تسلیت فرستاد، گروهی از این کاربران به تمسخر نوشتند که «خاتمی سکوت خود را شکست.»
محمد خاتمی روزهای گذشته را «تلخ و نفسگیر» خوانده و با خانواده معترضان و همچنین نیروهای امنیتی کشته شده ابراز همدردی کرده است: «عمیقاً از جانباختن عدهای از هموطنانم متأسف و دردمندم و به مردم ایران تسلیت میگویم.»
او دلیل این اعتراضات را موضوعاتی چون «نارضایتی و فقر و تبعیض» خوانده و خواستار «اصلاحات اساسی» در رویکردهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و بینالمللی شده است.
پیش از سخنان خاتمی نیز اصلاح طلبان به دلیل همراهی با حاکمیت در حمله به معترضان مورد انتقاد بودند. بیانیه خاتمی هر چند متفاوت از مواضع اصلاح طلبان است و تلاش کرده با معترضان تا حدودی همدلی کند اما برای فضای تند این روزها قانع کننده نیست.
بحثها درباره بیانیه خاتمی و اصلاح طلبان اما محدود به فضای مجازی بود، چرا که عملا فضای اعتراضها به طور کلی خارج از فضای سیاسی مرسوم در ایران و حتی در خارج از کشور بوده است.
اگر در اعتراضات دی ماه شعار «اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تمومه ماجرا» نماد اعتراضات شد، در این اعتراضات معترضان کمتر شعار میدادند و درگیری با نیروهای امنیتی بر فضای اعتراضات بیشتر حاکم بود.
این اتفاق شاید از آن جهت رخ میداد که نیروهای امنیتی از ابتدا پاسخ تجمعات را با گلوله دادند و از سوی دیگر معترضان نیز نسبت به دی ماه ۹۶ خشمگینتر بودند. در این فضا اما عملا گروههای سیاسی داخل شانسی برای عرض اندام در بین معترضان نداشتند.
به گفته وزیر کشور ایران این اعتراضات در نقاط «حاشیه نشین» رخ داده است که اصلاحطلبان دورههای گذشته کمتر بر روی آنان سرمایه گذاری کردهاند و این مناطق را بیشتر پایگاه افرادی چون محمود احمدی نژاد میدانستند.
شبیه همین موضوع در اعتراضات دی ماه نیز رخ داد و عملا اصلاح طلبان در برابر اعتراضات غافلگیر شدند. در همان زمان مجمع روحانیون مبارز به ریاست محمد خاتمی معترضان را «عناصر فرصتطلب و عوامل آشوبگر» توصیف کرد.
بقیه اصلاح طلبان نیز مواضع مشابهی داشتند. در آنزمان تحلیل اصلاح طلبان این بود که این اعتراضات توسط گروههای اصول گرا و برای زمین زدن دولت طراحی شده است. آنان اما در مقابل اعتراضات اخیر تحلیلهای متفاوتی دارند وبه نوعی غافیلگر شده اند. مواضع برخی از آنان شبیه اعتراضات دی ماه است و برخی از درگیری داخلی و سوریهای شدن ایران سخن میگویند.
تحلیل محمد خاتمی درباره این اعتراضات اما تا حدودی متفاوت با اعتراضات دی ماه است. او این بار تلاش کرده از فرصت اعتراضات استفاده کند و حاکمیت را خطاب قرار دهد و بگوید که «ضمن هوشیاری نسبت به تهدیدات خارجی در بسیاری از سیاستها و رویکردهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و بینالمللی که منجر به این وضعیت شده است و امکان تکرار آنچه را گذشت ایجاد میکند، بازنگری شده و اصلاحات اساسی در آن صورت گیرد».
هر چند در این میان خاتمی همچنان بر مرزبندی با معترضان در خارج از کشور و براندازان تاکید کرده اما بعید است که این سخنان او با اقبالی از سوی رهبر جمهوری اسلامی مواجه شود.
رئیس جمهور سابق ایران در حالی سعی کرده مرز خود و معترضان را جدا کند که خود پیش از این اجازه شرکت کردن در مراسمهای سیاسی را نداشته است.
اعتراضات اخیر مشکل اصلاح طلبان با انتخابات مجلس را نیز دو چندان میکند. حتی پیش از اعتراضات نیز مصطفی تاجزاده، فعال سیاسی اصلاحطلب، گفته بود که «در هیچ دورهای به اندازه امسال میان اصلاحطلبان درباره انتخابات اختلاف نظر وجود نداشته است».
در این میان محمد خاتمی که با دو «تَکرار میکنم» خود مسئول انتخابات مجلس و انتخاب دوباره حسن روحانی شناخته میشود نیز کار سختتری پیش رو دارد. او در انتخابات مجلس گذشته و ریاست جمهوری با انتشار ویدئوهایی از مردم خواست پای صندوقهای رای بروند. او در انتخابات مجلس از مردم خواست به لیست اصلاحطلبان به طور کامل رای دهند و روی این موضوع با عبارت «تکرار میکنم» تاکید کرد.
خاتمی اینک میخواهد مردم را به انتخاب مجلسی تشویق کند که در ماجرای افزایش قیمت بنزین و اعترضات هیچ صدایی از آن بلند نشد.
از سوی دیگر هنوز چند ماه از تمسخر سخنان خاتمی درباره انتخابات مجلس نگذشته است.
او در تیر ماه امسال با تاکید بر اینکه «انتخابات نباید تحریم شود» گفته بود که «اصلاحطلبان و مردمِ ناراضی باید فداکاری و از خودگذشتگی کنند و به خاطر ایران پای صندوقها بیایند تا جلوی خطر اصلی گرفته شود.»
این سخنان واکنشهای زیادی را به دنبال داشت او در مهر ماه در سخنانی جدید گفت: «لزوم شرکت در انتخابات، غیر از لیست دادن در انتخابات است. باید شرایطی فراهم شود که بتوان خود را به ارائه لیست قانع کرد.»
پس از این اعتراضات مشخص نیست که خاتمی و دیگر اصلاح طلبان چگونه میتوانند حامیان خود را راضی به شرکت در انتخابات کنند. آنان تازه زمانی میتوانند به این مرحله برسند که حاکمیت اجازه حضور نامزدهایشان در انتخابات را بدهد.
اینک محمد خاتمی که مسئول بخشی از ناکارآمدی دولت حسن روحانی و مجلس دهم در مواجهه با حاکمیت شناخته میشود ترجیح داده که همچنان موضعی در محدوده حاکمیت داشته باشد. مواضعی که نه برای معترضان دلگرم کننده است و نه شاید بتواند جایگاه او در ساختار حاکمیت را تغییر دهد. او اما شاید همچنان امیدوار است که آیت الله خامنهای «تَکرار» او را بشنود و تغییری در مواضعش داشته باشد.
اعتراضات به افزایش سه برابری نرخ بنزین در بیشتر شهرها، برخی روستاها و استانهای کشور از روز جمعه ۲۴ آبانماه آغاز شد و در روزهای پس از آن شدت گرفت.
این اعتراضات از آخرین ساعات روز پنجشنبه ۲۳ آبان که دولت به طور ناگهانی و بدون اعلان قبلی نرخ بنزین سهمیهای را به ۱۵۰۰ و بنزین آزاد را به ۳۰۰۰ تومان افزایش داد، در چند شهر از جمله اصفهان، شیراز و اهواز آغاز شد، اما فردای آن روز یعنی از تاریخ ۲۴ آبانماه اعتراضات در شهرهای مختلف کشور آغاز شد و در روزهای بعد شدت گرفت.
ماموران امنیتی در این اعتراضات با اعمال خشونت به اعتراضکنندگان با ایجاد ضرب و جرح توسط باتون یا با شلیک مستقیم گلوله شهروندان را مورد هدف قرار دادند. همچنین ماموران امنیتی در برخی شهرها با شلیک گازاشکآور و استفاده از اسلحههای ساچمهای سعی بر متفرق کردن مردم داشتند.
عفو بینالملل گفتهاست که طی ۵ روز نخست این اعتراضها دستکم ۱۴۳ نفر جان خود را از دست دادهاند، هر چند با بررسیهای صورت گرفته از منابع مختلف کمپین شمار کشتهشدگان بالغ بر ۲۵۰ نفر گزارش شدهاست.
نیروهای امنیتی با شلیک مستقیم به جمعیت متعرض در دستکم ۳۵ شهر از استانهای کشور باعث کشتهشدن شماری از شهروندان معترض شدند.
ویدئوهایی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که نشان میداد، نیروهای امنیتی از بالای پشتبامها یا حتی هلیکوپتر به معترضان غیر مسلح در خیابان شلیک کردهاند.
از سوی دیگر گزارش شده که از ابتدای اعتراضات تا کنون صدها تن مجروح و هزاران نفر بازداشت شدهاند.
در حال حاضر بسیاری از خانوادهها از وضعیت نزدیکان خود که در بازداشت به سر میبرند، اطلاعی ندارند.
مقامات حکومت ایران دسترسی شهروندان به اینترنت را از روز شنبه ۲۵ آبان، به دلیل شدت گرفتن اعتراضات قطع کردند، اما گزارش شده که از روز یکشنبه ۳ آذر در بیشتر شهرهای کشور وضعیت اینترنت به حالت قبلی بازگشتهاست.
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، توانستهاست اسامی نزدیک به ۱۶۰ کشتهشده اعتراضات اخیر را جمعآوری کند. (این اسامی به روز رسانی خواهند شد.)
این اسامی به تفکیک مناطق استانی از شهرهای مختلف گردآوری شده و کمپین مستقلا قادر به تایید همه آنها نیست.
هویتکشتهشدگاناعتراضاتسراسریآبانماە۹٨درایران؛
استان آذربایجان غربی:
شلیر دادوند-بوکان
هیوا نادری-بوکان
ادریس (نام خانوادگی نامشخص)-بوکان
استان اصفهان:
محمد پورپیرعلی-نجفآباد
عیدی وندی-یزدان شهر
داوود وندی-یزدان شهر
رسول امانی-یزدانشهر
محمد ابراهیمی-قهدریجان
نعمتالله شفیعی-قهدریجان
حسین کرمی علویجه-ملکشهر
جواد شیازی-زینبیه
استان تهران:
محسن جعفرپناه-اسلام شهر
امیرضا عبداللهی-۱۳ ساله اسلامشهر
فریدون کاظمی-سرآسیاب
قربانی (نام کوچ نامشخص)- نسیمشهر
سیدقاسم حسینی-نسیمشهر
حسن طاووسی-کیانشهر
نوید بهبودی-قلعه حسن خان
اسماعیل رضایی پیرپشته-قلعه حسن خان
حسین شهبازی-قلعه حسن خان
عبدالله آجرلو-قلعه حسن خان
جواد بابایی-قلعه حسن خان
علیزاده (نام کوچک نامشخص)-قلعه حسن خان
مینا شیخی-تهران-اهل سقز
مهرداد حسابی
حسین قاسمی-چهاردانگه
سیدمحمد حسین طاهایی-شهریار
گلناز صمصامی-تهران
ایمان رسولی-اسلامشهر
آرش کهزادی-اسلامشهر
محمدمهدی حقگوی-اسلامشهر
رضا حسنوند-شهریار
ابراهیم محمدپور-شهریار
آزاده ضربی-شهریار
حسین قدمی-شهریار
مهدی دائمی-شهریار
محمد پاپی-شهریار
احسان شیری-شهریار
میلاد نجهوند-شهریار
علی الله امینی-شهریار
قاسم رضایی-شهریار
یارمحمدی (نام کوچ نامشخص)-شهریار
مومنی (نام کوچک نامشخص)-شهریار
فاطمه حبیبی-بهارستان
گلآقا نوری-بهارستان
علی بهبودی-تهران
سجاد باقری- تهران-اهل کرمانشاه
استان زنجان:
امیرحسین عباسی
استان خوزستان:
علی بغلانی-آبادان
میثم مجدم-اهواز
حمزه سواری-اهواز
محمدرضا عسافی زرگانی-زرگان اهواز
رضا نیسی، منطقه گرانه (پاستوریزه) اهواز
محمدحسین قنواتی-بهبهان
احسان عبدالله نژاد-بهبهان
مهرداد دشتیزاده-بهبهان
محمود دشتیزاده-بهبهان
شبنم دیانی-بهبهان
تدین (نام کوچک نامشخص)-بهبهان
محمد حشمدار-بهبهان
فرزاد تضمیپور-بهبهان
علی (نام خانوادگی نامشخص)-بهبهان
میثم عبدالوهاب عدگیپور-خرمشهر
علی غزلاوی-خرمشهر
میلاد حمیداوی-خرمشهر
میثم منیعات (ناصری)-خرمشهر
سیداحمدجعاوله-خرمشهر
ابراهیم مطوری-خرمشهر
حسن تمیمی-خرمشهر
خالد منیعات-خرمشهر
موسوی (نام کوچک نامشخص) رامهرمز
سیداحمد موسوی-شوشتر
احمد موسوی جعاوله-شوشتر
احمد خواجه آلبوعلی-ماهشهر
منصور الباوی-ماهشهر
آرین رجبی-ماهشهر
علی خواجه آلبوعلی-ماهشهر
محسن آلبوعلی-ماهشهر
قاسم باوی-ماهشهر
محمد خالدی-ماهشهر
عدنان هلالی-ماهشهر
حطاوی (نام کوچک نامشخص)-ماهشهر
مختار عتقی-ماهشهر
عباس (رضا) عساکره-ماهشهر
یوسف خالدی-ماهشهر
حمید شیخانی-ماهشهر
مجتبی عبادی-ماهشهر
هادی قربانی-ماهشهر
محمد خالقی-ماهشهر
منصور دریس-ماهشهر
حمید شیخانی-شهرک طالقانی-ماهشهر
حطاوی (نام کوچک نامشخص)-ماهشهر
استان سمنان:
حسن طاووسی-گرمسار
استان فارس:
مهدی نیکویی علیآبادی -شیراز
مجید هاشمی-شیراز
محمدحسین داستانخواه-شهرک صدرا
امیر الوندیمهر-شهرک گویم
کلار رسول قویمی-شیراز
عبدالله قویمی-شیراز
بهمن (رضا) جعفری-شیراز
پارسایی (نام کوچک نامشخص)-شیراز
جانفشان اسدی-شیراز
استان کرمان:
روحالله (جواد) نظری فتحآبادی-سیرجان
استان کردستان:
مظفر سیفی-سنندج
علی بغلانی-سنندج
عثمان احمدی-مریوان
عثمان نادری-مریوان
مهران تاک-مریوان
بهروز ملکی-مریوان
ادریس بیواره-مریوان
آرین رجبی-مریوان
دانیال استواری-مریوان
مهران تاک-مریوان
جواد نظری فتحآبادی-مریوان
برهان منصور نیا-مریوان
شاهو ولیدی-مریوان
امیررضا عبداللهی فرزند محمد، نوجوان ۱۳ سالهای است که در جریان اعتراضات روز شنبه ۲۵ آبان، در اسلامشهر با گلوله ماموران امنیتی جانباخته است. بنابر اطلاعات در دسترس، این نوجوان در اعتراضات شرکت نداشته است اما زمانی که برای کاری از منزل خارج شده بود در حال عبور از نزدیک یکی از مناطقی که معترضان تجمع کرده بودند هدف تیراندازی بیهدف ماموران امنیتی قرار گرفته است.
خانواده این نوجوان جانباخته که ساکن اسلامشهر در استان تهران هستند پس از ۳ روز پیگیری توانستهاند پیکر امیررضا را ۲۸ آبان تحویل بگیرند و برای خاکسپاری به زادگاه او در پارسآباد مغان منتقل کنند و به صورت خصوصی و صرفا با حضور اعضای خانواده همانجا به خاک بسپارند.
امیررضا محمد عبداللهی پدر این نوجوان جانباخته کارگر گچکار ساختمان است و ۵ سال است از پارسآباد مغان به اسلامشهر مهاجرت کرده بود. خانواده عبداللهی به دلیل تهدید نیروهای امنیتی که در صورت خبررسانی مانع خاکسپاری خواهند شد تاکنون درباره کشته شدن فرزندشان سکوت کرده بودند.
اگرچه مقامات رسمی جمهوری اسلامی تاکنون از ارایه آمار دقیق کشته شدگان اعتراضهای اخیرخودداری کردهاند اما آمار کشته شدگانی که از سوی سازمانهای غیردولتی و رسانههای مستقل خارج از کشور ارایه میشود، مرتبا در حال بالا رفتن است.
سازمان عفو بین الملل که در اولین گزارش خود تعداد کشته شدگان را ۱۰۶ تن اعلام کرده بود، در جدیدترین بیانیه اش نوشت تعداد کشته شدگانی که از سوی این سازمان تایید شدهاند، به ۱۴۳ تن رسیده است.
یک مقام وزارت کشور گفت: «تا ظهر روز دوشنبه چهارم آذر ۱۳۹۸، کشته شدن ۲۱۸ نفر از معترضان از سوی فرمانداریها تایید شده است. انتظار میرود تعداد کشتهها از این بیشتر باشد. از این تعداد، ۸۷ نفر در استان تهران کشته شدهاند.»
به گفته این مقام مطلع که نمیخواهد نامش فاش شود، تعداد بازداشتیهای اعلام شده به وزارت کشور تا سهشنبه هفته پیش(۲۸ آبان)، چهار هزار و ۵۲۳ نفر بوده و وزارت کشور از سهشنبه گذشته آمار جدید بازداشتیها را دریافت نکرده است.
او گفت: «سردار سرتیپ غلامحسین غیبپرور، جانشین فرمانده کل سپاه در قرارگاه مرکزی امنیتی امام علی اجازه تام تیر داشته و در کشتار معترضان در سراسر کشور، مسوولیت مستقیم داشته است.»
قرارگاه مرکزی امنیتی امام علی مسوولیت فرماندهی گردانهای امام علی در کل کشور را برعهده دارد که برای سرکوب ومقابله سازمانیافته و همهجانبه اعتراضات مردمی تأسیس شدهاند. گردانهای امنیتی امام علی وابسته به بخش رزمی بسیج هستند و زیر مجموعه نیروی زمینی سپاه پاسداران قرار دارند.
اعتراضات به افزایش سه برابری نرخ بنزین همانند دیگر شهرهای کشور در بهبهان از روز جمعه ۲۴ آبانماه آغاز شد و در روزهای بعد شدت گرفت.
گفته میشود طی اعتراضات این شهر ۱۵ نفر جان خود را از دست دادهاند و دهها نفر زخمی و شمار زیادی بازداشت شدهاند.
یکی از شهروندان بهبهان به کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی میگوید: «خاکسپاری ۱۲ نفر از کشتهشدهها روز سهشنبه ۲۸ آبان برگزار شدهاست و خانوادههای آنها در سوگ از دست دادن عزیزان خود هستند.»
در بهبهان ابتدا ورودیهای شهر توسط شهروندان مسدود شد و در شهر نیز به گونهای مسالمتآمیز مردم خیابان اصلی را با نشستن در مسیر بستند.
این شهروند اهل بهبهان که مایل نیست نام او افشا شود به کمپین میگوید: «در این منطقه اولین اعتراضها با مسدود کردن جاده اهواز-امیدیه اتفاق افتاد، اما در خصوص بهبهان، این شهر یک خیابان اصلی دارد که از میدان بانک ملی شروع میشود تا میدان جوانمردی که منطقه اصلی این شهر است ادامه دارد. مردم روز جمعه ۲۴ آبانماه به صورت مسالمتآمیز روی زمین در این مسیر نشسته بودند و اعتراض خود را نشان میدادند که نیروهای امنیتی و انتظامی با خشونت با آنها برخورد کرده و به این تجمع مسالمتآمیز حمله میکند.»
این منبع اضافه میکند: «برخی از مردم فقط نشسته یا ایستاده شعار میدادند شعارهایی از قبیل “نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران”. اما موضوع مهم این است که شروع کننده خشونت در بهبهان نیروهای امنیتی بودهاند. مردم بهبهان مردمی بسیار آرام، محترم و محتاط هستند. اما از همان لحظه که پلیس به مردم یورش برد، اوضاع تغییر کرد و فضا متشنج شد.»
“وقتی وضعیت به این شکل شد، شدت اعتراضها اطراف میدانهای بانک ملی، جوانمردی و عدالت افزایش یافت.”
نیروهای امنیتی چند روز اول عملا امکان مقابله و سرکوب نداشتند، به همین دلیل از روز دوشنبه ۲۷ آبان نیروهای کمکی زیادی از خرمآباد وارد شهر شد.
بنا به گفته وی؛ “در بهبهان بیشتر دو قشر از مردم زندگی میکنند. یک عده از آنها فارس و عدهای لرهای کهگیلویه و بویراحمد هستند. در همان شب اول یعنی در جمعه شب (روز اول اعتراضات) احسان عبداللهنژاد با شلیک مستقیم به ناحیه گردن کشته میشود و سه نفر از شهروندان از طایفه لرها کشته شدند و در روزهای بعد هم شماری کشته و عده زیادی زخمی شدند.”
این منبع میگوید که نسبت به کشته شدن ۱۲ نفر از همشهریان خود اطمینان دارد، اما اضافه میکند که تعداد کشته شدهها ۱۵ نفر یا حتی بیشتر هستند.
در روز سهشنبه ۲۸ آبان خاکسپاری ۱۲ نفر از کشته شدهها در بهبهان برگزار شد. از خانوادهها تعهد و ضمانت گرفتهاند که مراسم سوگواری را در سکوت برگزار کنند و با رسانهها مصاحبه نکنند.
در میان کشتهشدهها نوجوان ۱۲ ساله هم دیده میشود و بیشتر آنها جوان هستند.
این شهروند در خصوص اینکه چه کسانی به مردم شلیک کردهاست گفت: «تکتیر اندازها از ساختمان چند طبقه مقابل میدان بانک ملی که اداره دارایی سابق است به مردم شلیک میکردند و این موضوع را دهها شاهد گزارش کردهاند، اما بیشتر کسانی که کشتهشدهاند گلوله به گردن یا سر آنها اصابت کرده و به نظر میرسد که دستوری برای کشتار داشتهباشند، وگرنه کجای دنیا اینطور به شهروندان خودشان شلیک میکنند.»
بنا به گفته این شهروند اهل بهبهان: «یکی ازاین همین تکتیراندازها فردی به نام احمدیفر است که از نیروهای بسیج بود. توسط مردم شناسایی شد و بلافاصله بعد از شناسایی با چند محافظ به همراه خانوادهاش از شهر متواری شد. من دقیق نمیدانم که جزو تکتیراندازها بود یا نه اما از اینکه از شهر خارج شده و فرار کردهاست، را مطمئن هستم.»
در بهبهان بانکهای زیادی در سراسر خیابان اصلی شهر آتش گرفت.
شاهدان عینی گزارش دادهاند؛ در کل شهر همه پمپ بنزینها و بیشتر بانکها به آتش کشیده شده، اما در میان شهروندان در اینکه چه کسانی مسبب این موضوع هستند، اختلاف نظر و شبهه وجود دارد که به عنوان نمونه بانکی که وسعت زیادی دارد و ۵ طبقه است چطور آتش از پشت پنجره و داخل بانک به کل ساختمان سرایت میکند خوب کمی شبهه برانگیز است و چون حکومت ایران سابقه خوبی در خصوص تخریب اموال مردم ندارد بیشتر مردم حدس میزنند که این کار توسط خود نیروهای امنیتی یا لباس شخصی باشد.»
او افزود: «اکنون موضوع این است که جان برخی از زخمیها در خطر است چرا که پس از اصابت گلوله از ترس بازداشت به بیمارستان نرفتند. اما این را هم بگویم که پرسنل بیمارستان بعد از مداوای زخمیها با آنها همکاری میکردند. آنها را فراری میدادند یا کمک می کردند که شناسایی نشوند و به همین دلیل یکی از مسئولان بیمارستان بازداشت شد.»
شهر اکنون به دلیل حجم بالای نیروهای یگان ویژه در فضای رعب و وحشت قرار گرفته و عملا امکان اعتراض نیست و نیروهای یگان ویژه و ضدشورش همه جای شهر مستقر شدهاند و شمار بازداشتشدهها طی چند روز اعتراض به قدری زیاد است که عملا امکان ارائه آمار وجود ندارد.
اسامی برخی از کشتهشدههای بهبهان عبارتند از: (هویت برخی از این افراد که از سوی کمپین تایید نشده، کماکان در دست بررسی است)
محمدحسین قنواتی
مهرداد دشتیزاده
احسان عبداللهنژاد
محمود دشتیزاده
احمد حشمدار
شبنم دیانی
محمدحسین قنواتی
تدین (نام کوچک نامشخص)
فرزاد انصاری
علی (نام خانوادگی نامشخص)
در آخرین ساعات روز پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸، دولت به طور ناگهانی و بدون اعلان قبلی اعلام کرد که نرخ بنزین سهمیهای به ۱۵۰۰ و بنزین آزاد به ۳۰۰۰ تومان افزایش یافتهاست. همان شب ویدئوهایی از چند شهر مانند اصفهان و اهواز منتشر شد که نشان دهنده اعتراض شهروندان به این افزایش سه برابری بود. نیروهای امنیتی، پلیس ضدشورش و نیروهای انتظامی نیز در سطح کشور برای مقابله با اعتراضهای احتمالی مستقرشدند.
اما از فردای همان شب از روز جمعه ۲۴ آبانماه اعتراضات به سرعت گسترش یافت.
شهروندان که به افزایش نرخ بنزین اعتراض داشتهاند با شعارهای عمده معیشتی به خیابانها آمدهبودند، اما دامنه شعارها به «توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه»، «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنهای» نیز رسیدهاست.
گزارش شده است که این لحظه صدها در سراسر کشور کشته و زخمی شدهاند. عفو بینالملل تا این لحظه شمار کشتهشدگان را ۱۱۵ نفر اعلام کرده، اما بررسیهای کمپین نشان میدهد که تعداد کشتهشدهها بسیار بیشتر از این است. برخی منابع گفتهاند که تا ۲۵۰ نفر جان خود را از دست دادهاند و همچنین هزاران نفر بازداشت شدهاند و بسیاری از خانوادهها از وضعیت نزدیکان خود خبر ندارند.
مقامات حکومت ایران دسترسی شهروندان به اینترنت را از روز شنبه ۲۵ آبان، به دلیل شدت گرفتن اعتراضات قطع کردند، اما گزارش شدهاست که از روز یکشنبه ۳ آذر بیشتر شهرهای کشور وضعیت اینترنت به حالت قبلی بازگشتهاست.
درآمد حاصل از نفت در ایران به دلیل افزایش دامنه تحریمهای آمریکا در سال اخیر کاهش شدیدی داشته و افزایش نرخ بنزین در شرایط کنونی میتواند تاثیرات منفی بر وضعیت معیشتی مردم داشتهباشد.
برخی کشورهای اروپایی و آمریکا میگویند که ایران سود حاصل از درآمد نفتی خود را در کشورهای دیگر خرج میکند و ثروت کشور خود را به جای مردم، صرف حمایت از گروه های تروریستی و بی ثبات سازی در خاورمیانه میکند.