اپیدمی آنفولانزا در ایران؛ مرگ با علائمی شبیه سرماخوردگی

«علیرضا رئیسی»، معاونت وزیر بهداشت امروز در جمع خبرنگاران از فوت ۱۹ نفر در یک هفته بر اثر ابتلا به آنفولانزا خبر داده است. او گفته: «متاسفانه طی این یک هفته ۱۹ نفر به دلیل ابتلا به آنفلوانزا فوت شده‌اند که البته همه افراد فوتی یا بستری شده، مبتلا به بیماری زمینه‌ای اعم از بیماری‌های تنفسی، قلبی، سرطان و… بوده‌اند.»

دکتر «سعید صفر نژاد»، متخصص داخلی و ساکن تهران می‌گوید: «یک ماه است که آنفولانزا شایع شده است؛ اما نمی‌دانم اطلاعات آماری چقدر درست است، دبه نظر من این عدد باید بالاتر باشد. احتمال دارد داده‌های عمومی شهرهای کوچک ناقص باشد یا نمونه ترشحات حلق برخی افراد فوت‌شده برای آزمایش ارسال نشده باشد و مرگ آن‌ها بر اثر آنفولانزا محرز نشده باشد.»

به گفته این پزشک، ویروس آنفولانزایی که امسال شیوع پیداکرده تهاجمی‌تر است و گسترش آن سریع‌تر رخ می‌دهد: «نمونه‌هایی که آزمایش می‌شوند بیشتر آنفولانزای نوع H1N1 هستند درصورتی‌که سال قبل نوع H3N2 شیوع بیشتری داشت. هر دو این آنفولانزا در دسته آنفولانزای نوع A قرار می‌گیرند اما ویروس امسال تهاجم بیشتری دارد و شاید به همین دلیل شیوع آن سریع‌تر رخ می‌دهد.»

آنفولانزا علائم عمومی مثل درد عضلانی، تب بالای ۳۸، ضعف و بی‌حالی، سرفه‌های خشک و گاهی گلودرد همراه دارد که ازاین‌جهت به سرماخوردگی شبیه است. متخصصان برای تشخیص آنفولانزا از ترشحات ته گلوی بیمار نمونه می‌گیرند و با بررسی نمونه در آزمایشگاه متوجه ابتلا به آنفولانزا و نوع ویروس می‌شوند. جواب آزمایش آنفولانزا البته در بسیاری از بیمارستان‌های ایران به‌سرعت آماده نمی‌شود؛ «برخی بیمارستان‌های دانشگاهی که سانتر عفونی مجزا ندارند باید نمونه‌ها را برای آزمایشگاه دانشگاه بفرستند و جواب را از آنجا بگیرند گاهی زمان مراجعه مریض آزمایشگاه دانشگاه تعطیل است و ممکن است جواب نمونه دو روز بعد بیاید اما اگر درمان را شروع نکنیم مریض از بین می‌رود.»

او توضیح می‌دهد در بیمارستان‌هایی که مجهز به بخش عفونی هستند، نمونه در آزمایشگاه بیمارستان بررسی می‌شود. در آزمایشگاه بیمارستان‌های خصوصی هم نمونه‌ها یا در خود آزمایشگاه بیمارستان و یا با کمک آزمایشگاه‌های دیگر بررسی می‌شوند اما هزینه آزمایش در بیمارستان‌های خصوصی بالاتر است.

به گفته این پزشک متخصص داخلی درمان برای گروه‌های پرخطر و مریض‌های بدحال در بسیاری موارد قبل از رسیدن نتیجه آزمایش آنفولانزا شروع می‌شود: «گروه پرخطر افرادی هستند که بیماری‌های مزمن و زمینه‌ای مثل فشارخون و دیابت دارند، خانم‌های بارداری تا دو هفته بعد زایمان، بچه‌های شش ماه تا ۵ سال، افراد بالای ۵۰ سال، کسانی که به هر عنوان بیماری‌ای دارند که سیستم ایمنی ضعیف شده است مثلا شیمی‌درمانی می‌کنند، پیوند عضو انجام دادند و یا مبتلابه تالاسمی و خون دریافت می‌کنند، در گروه بیماران پرخطر قرار می‌گیرند.»

او توضیح می‌دهد که در اوایل شیوع بیماری امسال در بیمارستان‌ها با کمبود دارو مواجه بوده‌اند: «تقریبا یک ماه پیش اپیدمی آنفولانزا شایع شد؛ یعنی اوایل آبان ماه اپیدمی یک‌دفعه به شکل برق‌آسا گزارش شد. اوایل دارو گیر نمی‌آمد یعنی داروی اسلتامیویر oseltamivir خیلی در دسترس نبود. یعنی برای شروع درمان، معاونت درمان‌های مراکز دانشگاهی که دارو را در اختیار بیمارستان‌ها می‌گذارند، می‌گفتند باید نمونه به‌طور قطعی مثبت شود تا ما دارو را بدهیم؛ اما گاهی اگر صبر می‌کردیم برای رسیدن جواب آزمایش، مریض فوت می‌کرد. ما نمونه را می‌دادیم و با شک بالینی درمان را شروع می‌کردیم اما بعد از حدود دو هفته این موضوع رفع‌ورجوع شده و تقریبا حل شد.»

کانال خبری پزشکان از قول «غلامحسین مهرعلیان»، مدیرکل دارو و مواد تحت کنترل سازمان غذا و دارو روایت دکتر صفر نژاد را تائید کرده است. مهرعلیان گفته: «متاسفانه تولیدکننده داخلی داروی درمان آنفولانزا ناگهان در نزدیکی فصل پاییز اعلام کرد که باوجود تامین مواد اولیه، شرایط تولید این دارو را ندارد و ما با شرایط غیرمترقبه‌ای مواجه شدیم؛ چراکه در نزدیکی فصل پاییز تامین دارو مشکل است و ما داروی درمان آنفولانزا را از سورس‌های خارجی و منابع فوریتی به‌سختی تامین کردیم.»

دکتر صفر نژاد می‌گوید آنفولانزای امسال از کادر پزشکی هم قربانی گرفته است: «یک جراح قلب و از اساتید دانشگاه تهران که حدودا چهل و یکی دو ساله بود متاسفانه بر اثر آنفولانزا درگذشت.» او نامی از این پزشک نمی‌برد اما آگهی ترحیم دکتر «علیرضا صفوی‌زاده»، فوق تخصص جراحی قلب در کانال‌های تلگرامی پزشکان با توضیح این‌که در اثر ابتلا به آنفولانزا درگذشته است در کانال تلگرامی پزشکان دست‌به‌دست می‌شود.

سعید صفرنژاد می‌گوید: «گویا ایشان به دیدن شخصی که از سفر عتبات عالیات کشورهای همسایه رفته بوده، می‌رود و بعد مبتلا می‌شود.»

کیوان کثیریان، روزنامه و منتقد سینما در صفحه اینستاگرامش با انتشار عکس مهندس همایون خسروی دهکردی، مدیر مسوول مجله سینما ادبیات و منتقد سینمایی از مرگ او بر اثر ابتلا به آنفولانزا خبر داد.

این ویروس از کشورهای همسایه آمده است؟ او در پاسخ به این سوال می‌گوید: «ما گزارش‌های غیرتائید شده یا میدانی داریم که نشان می‌دهد بیشتر افراد مبتلا با افرادی که به اماکن زیارتی کشورهمسایه سفر کرده‌اند، در ارتباط بوده‌اند. در کل، احتمال انتشار ویروس به خاطر حجم بالای مراجعه‌کننده در مکان‌های عمومی بیشتر است.»

این پزشک متخصص داخلی به افراد گروه‌های پرخطر و پرسنل و کادر درمانی توصیه می‌کند در فصل پاییز واکسن آنفولانزا را فراموش نکنند: «تا جایی که من می‌دانم واکسن آنفولانزا در کشور موجود هست و مشکلی وجود ندارد اما نمی‌دانم چرا گروه‌های پرخطر توصیه پزشکان را برای واکسیناسیون جدی نمی‌گیرند. آموزش بهداشت عمومی و اطلاع‌رسانی درست می‌تواند کمک زیادی برای مقابله با شیوع این بیماری انجام می‌دهد.»

اعتراض هنرمندان ایران به سرکوب اعتراضات آبان: مردم به کدام گناه کشته‌ شدند؟

جمعی از هنرمندان ایرانی با انتشار بیانیه‌ای در غروب شنبه ۹ آذر ماه به سرکوب خونین مردم ایران در اعتراضات سراسری آبان اعتراض کردند. در این بیانیه به حذف ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی از سوی دولت که همان حق اعتراض است و کشتار وسیع جوانان اعتراض شده است. 

این جمع از هنرمندان که شامل چهره‌های مطرح اهالی سینما، موسیقی، نویسنده، ناشر و تئاتر ایران هستند در بیانیه‌ای با عنوان «صدای آبان ۹۸» به معترضان کشور پیوسته‌اند. این بیانیه آنلاین و امضا آن آزاد برای تمامی اهل فرهنگ و هنر ایران است. 

در ابتدای این بیانیه که در شبکه‌های اجتماعی در حال بازنشر است، آمده «در این روزهای تلخ که از پس آبان ۹۸ گذشته است، لحظه‌اتی چهر‌ه‌ی جوانان جان‌باخته، مردمان زخم‌خورده، مادران داغدار و پدران بی‌تاب از برابر چشم دور نمی‌شود.»

در ادامه این بیانیه با اعتراض به کشتار وسیع مردم آمده است: «جوانانی که خون پاک آنها با بی‌تدبیری بر خاک ریخته شد و با انتساب‌شان به بیگانگان سعی بر نادیده گرفتن‌شان شده است. مردمانی که امروز از پس غبار غلیظ بی‌خبری و بی‌ارتباطی، نام و نشان یکان یکان‌شان آشکار می‌شود، به کدام گناه کشته‌ شده‌اند؟ آنها فقط به جان‌آمدگانی بودند که چون هیچ گوش شنوایی نیافتند، ناکارآمدی‌ها را در کوی و برزن فریاد زدند.»

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: «با مردم چه می‌کنید؟ کدام روزن را برای شنیدن صدای مردم باز گذاشته‌اید؟ کدام تجمع اعتراضی مردم را تاب آورده‌اید؟ کدام حزب و تشکیلاتی که بتواند بیانگر خواست‌های مردم باشد را باقی گذاشته‌اید؟ همچنان برآنید تا با خشونت، مردم را از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی و بدیهی‌ترین نیازهای شهروندی‌شان محروم کنید؟ »

هنرمندان جامعه ایران در انتهای بیانیه خود آورده‌اند: «بدانید که فریاد فروخفته در گلوی مردم این سرزمین در تاریخ ماندگار خواهد شد.»

از جمله امضاکنندگان این بیانیه «اصغر فرهادی، کیهان کلهر، حسین علیزاده، رخشان بنی‌اعتماد، جعفر پناهی، لیلی گلستان، محمدرسول اف، رضا درمیشیان، داریوش مهرجویی، بهمن فرمان‌آرا، مهتاب نصیرپور، محمد رحمانیان، نگار اسکندرفر، محمد رضایی راد، باران کوثری، پگاه آهنگرانی، مجید برزگر، فاطمه معتمدآریا، حسین سناپور، ارشد طهماسبی و امیر اثباتی» هستند.

شامگاه ۲۴ آبان ماه افزایش سه برابری بهای بنزین به طور رسمی اعلام شد، روز بعد  بسیاری از مردم شهرهای ایران برای چند روز دست به اعتراضات گسترده نسبت به گرانی بنزین زدند که طی آن شمار زیادی کشته، مجروح و دستگیر شدند. 

محمد مساعد، در زندان گیلان و در بند مجرمان مواد مخدر نگهداری می‌شود

«هدیه کیمیایی»، روزنامه‌نگار در توییتر خود خبر داده است «محمد مساعد»، روزنامه‌نگاری که در تاریخ اول آذر بازداشت شد، در زندان «ضیابر» گیلان نگهداری می‌شود. 

خانم کیمیایی در رشته توییتی درباره وضعیت محمد مساعد نوشته است اتهام او «تبلیغ علیه نظام» است و بدون اجرای قانون تفکیک جرایم در بند سارقان و جرایم مواد مخدر در زندان ضیابر گیلان نگهداری می‌شود. همچنین براساس این اطلاعات پرونده او به تهران منتقل شده است. 

با این حال هنوز مشخص نیست که به چه دلیلی محمد مساعد در زندان ضیابر استان گیلان نگهداری می‌شود. این روزنامه‌نگار جوان اول آذر ماه در منزلش بازداشت شد. بسیاری دلیل بازداشت او را توییتی می‌دانند که در روزهای قطعی اینترنت در حساب توییتری خود با انتقاد از دولت نوشت.

محمد مساعد که یکی از خبرنگاران مطرح حوزه اقتصادی است و تا چندی پیش در روزنامه شرق کار می‌کرد، در توییتر خود نیز نقطه نظراتش را تا پیش از بازداشتش می‌نوشت.

هدیه کیمیایی، ۹ روز پس از بازداشت همکارش در توییتر خود نوشته به خانواده این روزنامه‌نگار اطلاع داده شده از این پس باید برای آزادیش با دادستان تهران مذاکره کنند: «#محمد_مساعد تو زندان “ضیابر” صومعه‌سراست و دیروز به بخش عمومی منتقلش کردن. به خانوادش گفتند پرونده‌اش رو فرستادن تهران و دادستان تهران باید برای آزادیش به قید وثیقه نظر بده. روزنامه‌نگاری که همیشه سمت مردمه و حالا که تو زندانه بخشی از صدای رسای #مردم بریده شده.»

خانم کیمیایی در توییت دیگر نوشت: «اطلاعات سپاه بازداشتش کرده و اتهامش تبلیغ علیه نظامه، الان در بند سارقان و مواد مخدری‌ها نگهداری می‌شه. پرونده‌اش رو فرستادن تهران و دیگه دادگاه‌های گیلان تصمیم‌گیرنده نیستند‌. #محمد_مساعد»

محمد مساعد  در روزهای قطعی پس‌ازاینکه برای دقایقی به اینترنت وصل شده بود در توییتر خود نوشت: «تق تق سلام جهان آزاد… من ۴۲ پروکسی استفاده کردم تا این را بنویسم. میلیون‌ها ایرانی اینترنت ندارند. صدای ما را می‌شنوید؟» 

این توییت او بیش از هزار بار ریتوییت شد. حساب توییتری محمد مساعد بیش از ۳۸ هزار دنبال‌کننده داشت. 

او  پیش از آن در تاریخ شنبه ۲۵ آبان نیز با انتقاد از سکوت رسانه‌ها از گران شدن قیمت بنزین و اعتراضات مردم در توییتر خود با انتشار عکسی از صفحه اول ۲۵ روزنامه سراسری کشور نوشت: «سهم تیتر و مطالب انتقادی درباره افزایش قیمت بنزین در صفحه اول ۲۵ روزنامه سراسری کشور میزان بازتاب صدای بخش بزرگی از جامعه در رسانه‌هایی که همگی یارانه کاغذ، سهمیه آگهی دولتی، طرح ترافیک و ده‌ها حمایت مستقیم و غیرمستقیم دیگر از جیب مردم می‌گیرند گویای بسیاری چیزهاست…»

آقای مساعد روزنامه‌نگار فعال در حوزه اقتصادی است که در تیر ۱۳۹۸ به دلیل فشارها مجبور به استعفا از روزنامه شرق شد.  

استعفای او پس از انتشار گزارش‌های انتقادی و افشاگرانه‌ای درباره عملکرد و فسادهای «محمد شریعتمداری»، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی صورت گرفت. 

دلیل استعفای او فشار اطرافیان وزیر کار دولت حسن روحانی به روزنامه شرق بود. آقای مساعد برای حفظ امنیت شغلی دیگر همکارانش مجبور به ترک روزنامه شد. 

بازداشت دست‌کم ۹ شهروند بهایی در بهارستان اصفهان

روز گذشته دست‌کم ۹ شهروند بهایی در بهارستان اصفهان بازداشت شدند.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، دست‌کم ۹ تن از شهروندان بهایی در بهارستان از توابع استان اصفهان به نام‌های شهاب فردوسیان، نسیم جابری، مهران الله دادی، شهباز باشی، وحیده نیازمند، ناصر لطفی، قدوس لطفی، ساغر منوچهرزاده و هما منوچهرزاده، روز جمعه ۸ آذرماه ۹۸، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.

گفته می‌شود این بازداشت‌ها همراه با تفتیش منزل مسکونی این افراد بوده‌است. از اتهام طرح شده یا دلیل بازداشت این شهروندان اطلاعی در دست نیست و ماموران امنیتی حین بازداشت منزل آن‌ها را تفتیش کرده و تعدادی از لوازم شخصی‌شان را ضبط کرده‌اند.

منابع کمپین می‌گویند که شمار بازداشت‌شده‌های بهایی در بهارستان بیشتر از ۹ نفر هستند، اما تنها هویت این افراد محرز شده‌است.

برخی مسئولان کشور اعتراضات سراسری آبان‌ماه ۹۸ را به عوامل بیگانه یا شهروندان بهایی منتسب کرده‌اند، این در حالی‌است که طی سال‌ها عمر حکومت ایران شهروندان بهایی بارها به دلیل عقیده خود بازداشت و زندانی شده‌اند.

گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل، بارها به بهایی ستیزی توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران اعتراض کرده‌اند و این سرکوب سیستماتیک را مصداق بارزی از بی‌توجهی این حکومت به معاهدات حقوق بشری دانسته‌اند.

قانون اساسی جمهوری اسلامی، بهاییت را به عنوان دین یا مذهب به رسمیت نمی‌شناسد، از این رو بازداشت و زندانی کردن بهاییان نیز در طول چهار دهه کماکان ادامه داشته است.

در سال‌های اخیر، بدرفتاری با بهاییان تشدید شده است و شامل تخریب قبرستان‌های آنان، دستگیری‌های خودسرانه، حمله به منازل، ضبط اموال، اخراج از کار، و سلب حقوق مدنی اساسی از آنها شده است. جوانان بهایی ایرانی همچنان از حق تحصیلات دانشگاهی محرومند و هر دانشگاهی که دانشجویان بهایی در آن مشغول به تحصیل باشند وادار به اخراج آنها می‌شود. متخصصین بهایی از انتصاب در شغل‌های دولتی محروم هستند و به دلیل اعتقاداتشان از جانب شرکت‌های خصوصی مورد تبعیض قرار می‌گیرند. حتی کسانی که از آنها دفاع می‌کنند نیز مورد حمله قرار می‌گیرند.

کلمه: کشته شدن ۱۰۰ نفر در شهریار

سایت کلمه، منتسب به نزدیکان میرحسین موسوی خبر داده که تنها در شهریار، در جنوب غربی تهران، بیشتر از ۱۰۰ نفر در جریان اعتراض‌ها به گران شدن بنزین کشته شده‌اند.

این سایت نوشته که «میزان و شدت سرکوب نیروهای گارد ویژه و امنیتی‌های لباس شخصی در شهریار بسیار گسترده و عمیق بوده است.»

آن‌طور که کلمه نوشته بسیاری از معترضان «با شلیک مستقیم نیروهای نظامی یا استفاده از تیربار مسلسل» کشته شده‌اند.

براساس این گزارش، در شهر شهریار دست‌کم پنج نفر، در بخش کهنز ۱۷ یا ۲۰ نفر، بخش‌های فردوسیه امیریه و وحیدیه ۱۰ یا ۱۳نفر، بخش ملارد هشت نفر، قلعه حسن خان هشت یا ۱۰ نفر، یوسف آباد صیرفی شش نفر، جاده ساوه ۱۰ یا ۱۲ نفر، اسلام شهر هشت یا ۱۰ نفر، حدفاصل ملارد و شهریار شامل روستاهای لم آباد، اسفند آباد و بکه حدود ۱۲ یا ۱۴ نفر، اکبرآباد و وجیه آباد بیش از ۲۰ نفر و در رودهن ۱۶ نفر کشته شده‌اند.

این سایت همچنین گزارش کرده که  پیکر ۱۵۶ نفر از قربانیان در بهشت زهرای تهران دفن شده و ۸۰ پیکر دیگر نیز به شهرستان‌های ایران فرستاده شده است.

این سایت پیش از این گزارش کرده بود که مجموع کشته شدگان اعتراض‌های اخیر دست‌کم ۳۶۶ نفر بوده است.

عفو بین الملل هم تعداد کشته شدگان را ۱۶۱ نفر اعلام کرده است.

با این حال دادستان کل کشور آمار منتشر شده درباره شمار کشته‌ها و بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر در ایران را رد کرده است.

فرشته چراغی روزنامه‌نگار در سرپل‌ذهاب بازداشت شد

فرشته چراغی، ‎روزنامه‌نگار و فعال ‎محیط زیست اهل سرپل‌ذهاب توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه در ‎کرمانشاه منتقل شده است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز جمعه ۸ آذرماه ۹۸، ماموران امینی، فرشته چراغی را در منزل مسکونی‌اش در سرپل‌ذهاب بازداشت کردند. گفته می‌شود وی پس از بازداشت به بازداشتگاه اطلاعات سپاه کرمانشاه منتقل شده‌است.

در دلیل بازداشت این روزنامه‌نگار اطلاعی در دست نیست، اما برخی منابع گفته‌اند که احتمالا بازداشت وی در ارتباط با اعتراضات سراسری آبان‌ماه ۹۸ باشد.

خانم چراغی پیش‌تر نیز در جریان زلزله در مناطق کردنشین در  آبان‌ماه ۱۳۹۶ بازداشت شده‌بود.

بازداشت رضوانه احمدخان‌بیگی فعال مدنی در تهران

یک منبع آگاه به ایران وایر خبر داد که  «رضوانه احمدخان‌بیگی» ازفعالان مدنی و یکی از حامیان کمپین «من نفر پانزدهم هستم» توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.

به گفته این منبع مطلع یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸و در کوران سرکوب اعتراضات مردم نسبت به افزایش قیمت بنزین نیروهای اطلاعات سپاه به منزل این زوج یورش برده و خانم احمد خان بیگی را بازداشت کرده و با ضبط برخی وسایل از منزل به بند ۲ الف که در اختیار نیروهای اطلاعات سپاه است منتقل کردند.

منبع آگاهی که با ایران وایر گفتگو کرده است می‌گوید ماموران برای بازداشت خانم احمدخان بیگی یک حکم کلی مربوط به دادستانی داشته اند که نام و اتهام مشخصی در آن درج نشده بود.

به گفته این منبع آگاه خانم احمدخان بیگی در بند ۲ الف و در سلول انفرادی تحت بازجویی است و همسرش نیز تهدید شده که اگر در این‌باره اطلاع رسانی کند بازداشت خواهد شد.

رضوانه احمد خان بیگی پیشتر در تاریخ شنبه ۱۱ اسفندماه ۹۷ با سپردن وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی به صورت موقت، تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد. او سابقه بازداشت در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۹۷ به همراه دو شهروند دیگر با اتهام “اقدام علیه امنیت ملی، اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام” را در کارنامه خود دارد.

 

پیام یکی از کارمندان درمانگاه دنا؛ در صدرا جنایت جنگی رخ داده است

سلام من کارمند درمانگاه دنا شهر صدرا هستم،

میخواستم خدمتتان عرض کنم در سه روز درگیری های صدرا تعداد زیادی متاسفانه از همشهری های من به خاک و خون کشیده شدند و  چشمانم ظلم و ناجوانمردی هایی در این مدت دیدم که پاک ناامید شده ام، درود میفرستم به داعش، دیگر خودم نیستم احساس میکنم دچار افسردگی شدم از امروز دیگر سرکار نمیروم از درمانگاه دنا و مشاهداتم در این سه روز برایتان می گویم.

از ظهر ۲۵ ام آبان پشت سر هم کشته و زخمی به درمانگاه می آوردند، در همان ساعت اول ۳ کشته و ۱۴ زخمی داشتیم، عصر ۲۵ ام چند مامور امنیتی به درمانگاه آمدند و گفتند کلیه بیمارانی که از قبل در درمانگاه بودند را ترخیص کنیم به جز زخمی های اعتراضات، در واقع درمانگاه را گروگان گرفته بودند، بعد چند ماشین ون و پژو که پر از بسیجی بود هم وارد درمانگاه شدند و گوشی های کلیه پرسنل را گرفتند، حتی اجازه نمیدادند به زخمی ها درست رسیدگی کنیم.

در حالی که زخمی ها تیر خورده بودند در همان وضع در حال بازجویی از زخمی ها بودند، هر چه گذشت تعداد کشته ها و زخمی های بیشتر می‌آمد، به صراحت بگویم ۹۰ درصد زخمی ها را با موتور به درمانگاه آوردند، بقیه هم با ماشین شخصی یک نفر را هم با اورژانس نیاوردند، کلیه کشته ها و زخمی ها را خود مردم آوردند و متاسفانه در درمانگاه اکثر کسانی که حامل زخمی ها و کشته ها و همراهشان بودند، به محض این که پایشان به درمانگاه می‌رسید دستگیر میشدند، تعداد کمی موفق شدند فرار کنند و دستگیر شدگان رو با شوکر و کتک زدن به زور سوار ون میکردند و به مکان نامعلومی انتقال میدادند، بدون شک در صدرا بود که زود با همان ون دوباره به درمانگاه برمیگشتند.

همین طور که کشته شدگان و زخمی ها را گروگان گرفته بودند، کلیه پرسنل را هم گروگان گرفته بودند و دائما در حال تهدید با اسلحه بودند، مختصر بگویم تا ساعت ۱۱ شب ۲۷ ام که آخرین کشته و زخمی ها را آوردند، ۲۹ کشته در این ۳ روز داشتیم که اکثر تیرها به ناحیه سر و گردن و بطور کل بالاتنه خورده بود و از قبل کشته شده بودند، زخمی ها تعدادشان بی نهایت بود،  کلیه زخمی ها در راهرو روی زمین خشک و روی کاشی سرد خوابیده بودند. ۴ نفر هم از بین زخمی ها کشته شدند، متاسفانه سردخانه نداشتیم، خود اطلاعاتی ها درخواست یخ کردند و در چندین نوبت با یک نیسان آبی متعلق به شرکت دایتی که آرم بستنی روی یخچالش بود، انتقال دادند.

بدون هیچ حرمتی برای کشته شدگان همه رو روی هم می انداختند، با مسخره کردن و فحش دادن.

نتوانستم به خاطر حضور مستمر نیروهای اطلاعاتی آمار دقیقی از زخمی ها بدست بیاورم میتوانم بگویم بین ۱۵۰ تا ۱۶۰ نفر و شاید بیشتر، در واقع درمانگاه مکانی شده بود برای به دام انداختن معترضین و زخمی ها و گروگان گیری کشته شدگان و همه پرسنل درمانگاه، هیچ رحمی نداشتند، هرکس می‌خواست با آن‌ها حرف بزند، به شدت با او برخورد میکردند، در تماسی که بعدا با همکارانم در درمانگاه علی ابن ابیطالب داشتم، آنجا هم همین شرایط حاکم بوده و آنجا هم کلی متاسفانه کشته و زخمی داشتند.

مختصر بگویم در صدرا فاجعه و جنایت جنگی رخ داده است.

ببخشید دلم پر بود، پرحرفی کردم.

احراز هویت یکی دیگر از جان‌باختگان اعتراضات سراسری آبان‌ماه ۹۸ در شیراز

مهدی جهانبازی جوان ۳۵ ساله ساکن شیراز به ضرب گلوله مستقیم نیروهای امنیتی طی اعتراضات سراسری آبان‌ماه ۹۸ جان باخت.

به گفته منابع مطلع این شهروند ساکن شیراز اهل شهرستان سپیدان استان فارس دارای دو فرزند خردسال ۳ و ۵ ساله است.

گفته می‌‌شود؛ مراسم خاکسپاری وی در زادگاهش در روستای ممبلو از توابع سپیدان در سکوت و تدابیر امنیتی برگزار شده‌است.

احراز هویت شماری از جان‌باختگان استان فارس:

محمدرضا جمشیدی-۲۰ساله-شیراز
مهدی نیکویی علی‌آبادی -شیراز
مجید هاشمی-شیراز
علیرضا انجویشهرک صدرا
محمدحسین داستان‌خواه-شهرک صدرا
امیر الوندی‌مهر-شهرک گویم
کلار رسول قویمی-شیراز
عبدالله قویمی-شیراز
بهمن (رضا) جعفری-شیراز
پارسایی (نام کوچک نامشخص)-شیراز
جانفشان اسدی-شیراز
مهدی جهانبازی-۳۵ ساله

تا کنون از منابع رسمی حکومت ایران، شمار افرادی که طی اعتراضات آبان جان خود را از دست داده‌اند، آماری ارائه نشده‌است.

نهادهای حقوق بشری و سازمان‌های بین‌المللی از ایران خواسته اند که آمار دقیق جان‌باختگان را اعلام کند.

پیش‌تر عفو بین‌الملل گفته‌ است که طی ۵ روز نخست این اعتراض‌ها دست کم ۱۶۱ نفر جان خود را از دست دادند، اما بررسی‌های کمپین نشان می‌دهد شمار کشته‌شدگان در سراسر ایران بالغ بر ۴۰۰ نفر باشد. پیش‌تر تلگرام «کلمه» به نقل از منبع آگاه خبر داده‌بود که شمار جان‌باختگان ثبت شده حوادث اخیر ۳۶۶ نفر است.

اعتراضات به افزایش سه برابری نرخ بنزین در بیشتر شهرهای کشور از روز جمعه ۲۴ آبان‌ماه آغاز شد و در روزهای پس از آن شدت گرفت.

ماموران امنیتی در این اعتراضات با اعمال خشونت به اعتراض‌کنندگان با ایجاد ضرب و جرح توسط باتون یا با شلیک مستقیم گلوله پاسخ دادند. همچنین ماموران امنیتی در برخی شهرها با شلیک گازاشک‌آور و استفاده از اسلحه‌های ساچمه‌ای سعی بر متفرق کردن مردم داشتند.

نیروهای امنیتی با شلیک مستقیم به جمعیت متعرض در دست‌کم ۳۵ شهر از استان‌های کشور باعث کشته‌شدن شماری از شهروندان معترض شدند.

ویدئوهایی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که نشان می‌داد، نیروهای امنیتی از بالای پشت‌بام‌ها یا حتی هلیکوپتر به معترضان غیر مسلح در خیابان شلیک کرده‌اند.

در حال حاضر بسیاری از خانواده‌ها از وضعیت نزدیکان خود که در بازداشت به سر می‌برند، اطلاعی ندارند.

مقامات حکومت ایران دسترسی شهروندان به اینترنت را از روز شنبه ۲۵ آبان، به دلیل شدت گرفتن اعتراضات قطع کردند، اما گزارش شده‌ که از روز یک‌شنبه ۳ آذر در بیشتر شهرهای کشور وضعیت اینترنت به حالت قبلی بازگشته‌است.

کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، اسامی حدود ۱۶۰ کشته‌شده اعتراضات اخیر را جمع‌آوری کرده‌است و سعی دارد این اسامی را به روز رسانی کند.

فرزاد انصاری‌فر، قربانی اعتراضات بهبهان؛ او فرزند یک جانباز است

«فرزاد انصاری‎فر»، جوان بی‌گناه کاشی‌کاری بود که در جریان اعتراضات شهر بهبهان از پشت ‌سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

 او دم اذن ظهر که شد، دستش را شست و سیمان و گچ ناشی از کار را از چهره‌اش زدود و از کاشی‌کاری خانه‌ای در خیابان «شصت متری» که داشت کاشی‌های حمامش را نصب می‌کرد خارج‌شده و راهی خانه خودشان شد. صدای گلوله می‌آمد و شهر آشفته بود.

 بهبهان شهر کوچکی است، خیابان‌ها محدودند و مسافت‌ها چندان طولانی نیستند و صاحبان مشاغل حوالی ظهر که می‌شود برای یک استراحت کوتاه به خانه می‌روند و چند ساعت بعد، برمی‌گردند سرکارشان.

فرزاد ساعت یک ظهر به خانه رسید، لباس کارش را عوض کرد و آبی به دست و پای کرخت و خسته‌اش زد و راهی کوچه شد تا هم سروگوشی آب بدهد و هم دو برادر کوچک‌ترش را برگرداند خانه. او نگران برادرهایش بود.

خانه پدرش، «امین انصاری‌فر» که مورد اعتماد اهالی محل و از جان به دربردگان عملیات کربلای چهار است حوالی حریم کانال واقع شده است. پدرش جانباز است و زخم‌های زیادی از انفجار ماشین بر اثر اصابت خمپاره بر تنش به یادگار دارد.

 او همان‌جا نبش کوچه نوریان ایستاده و برادرهایش را متقاعد کرده که برگردند خانه، فرزاد پسر آرام و زحمتکشی بود که کمک‌حال پدر جانبازش شده بود.

ساعت یک ظهر روز بیست و پنجم آبان ماه است. هیاهوی آشوب‌ها تقریبا آرام گرفته. مردم با فشار مامورها پراکنده و راهی خانه‌هایشان شده‌اند. فرزاد برادرهای کوچک‌ترش را برای ایمن بودنشان به خانه می‌فرستد و خودش می‌ایستد تا ببیند اوضاع‌واحوال شهر چطور است؛ اما هرگز برنمی‌گردد و با یک گلوله کلاشینکف از صدمتری دیوارهای امن خانه راهی سفر ابدی است.

«علی. ر» از دوستان نزدیک فرزاد انصاری‌فر می‌گوید او هیچ سابقه شرارت یا درگیری یا حتی پرخاش نداشت.

«فرزاد متولد سال ۱۳۷۰ و پسر آرام و سربه‌راهی بود. بزرگ‌ترین هدف و انگیزه‌اش کمک به شرایط مالی خانواده بود. سخت کار می‌کرد. ظهر روز بیست و پنجم آبان درحالی‌که هنوز هم خستگی یک صبح سخت کاری از تنش خارج نشده بود برای دقایقی از خانه خارج می‌شود. چند نفر دیگری هم داخل کوچه پرسه می‌زده‌اند. جایی که فرزاد ایستاده بوده کاملا از محل درگیری و آشوب دور بوده. حوالی ساعت یک و ۴۵ دقیقه ظهر، فرزاد و سه نفر دیگر که همان حوالی بوده‌اند، وسط کوچه پخش‌وپلا شده‌اند. آن‌ها از پشت‌ سر مورد اصابت گلوله کلاشینکف قرارگرفته‌اند.»

 به گفته شاهدانی که آن ساعت ظهر از کوچه نوریان، جنب کلانتری یازده سابق می‌گذشته‌اند، به‌جز فرزاد، یک دختر سیزده‌ساله و هر دو برادران دشتی هم هم‌زمان نقش بر زمین می‌شوند. هر چهار نفر کشته‌شدگان با گلوله‌هایی که از پشت‌ سر به آن‌ها اصابت کرده، نقش زمین شده‌اند.

یکی از همسایه‌ها روز بعد برای علی تعریف کرده که ماجرا را از پشت پنجره دیده است. برادران دشتی، دخترک رهگذر و فرزاد را. یکی از برادرها وقتی می‌بیند که برادر کوچک‌تر در حال سقوط و فرو غلتیدن روی زمین است، هجوم می‌برد تا مانع شلیک بیشتر به برادرش بشود و یا اینکه احتمالا او را از سقوط روی سنگ‌فرش‌ها نجات دهد که خودش هم هدف گلوله قرار می‌گیرد.

به گفته دوست فرزاد انصاری‌فر، گلوله در مغز فرزاد باقی‌مانده و بعد از مرگش مشخص می‌شود که از اسلحه کلاشینکف شلیک شده است.

«جنازه این چهار نفر را دو سه روز بعد از حادثه و فقط با تاکید بر اینکه هیچ سروصدایی در زمان به خاک‌سپاری نباید وجود داشته باشد و بدون درخواست پولی که برخی خانواده‌ها مطرح کرده‌اند تحویل می‌دهند ولی گویا با بالا گرفتن درگیری‌ها برای تحویل اجساد دیگر کشته‌شدگان در روزهای بعدی ناآرامی‌ها موضوع تحویل جنازه‌ها با مشکل مواجه می‌شود.»

فرزاد فرزند اول خانواده و بیست‌وهفت‌ساله بود. فاصله بین زندگی تا مرگ او فقط پانزده دقیقه بود. از وقتی‌که دست‌هایش را شست و از خانه خارج شد تا دمی که خبر مرگش را آوردند.

آن ساعت همهمه‌ها خوابیده بود و فقط صدای تک و توکی تیراندازی می‌آمد از دوردست میدان. نه تعقیبی در کار بود نه گریزی. چطور می‌شود چهار جان تشنه زندگی را در یک کوچه آرام از پشت‌ سر به گلوله بست؟ این سوال علی، جوانی است که با بغض و حیرت با ایران‌وایر گفت‌وگو می‌کند.

آنچه نزدیکان این جوان را در شوک و حیرت فروبرده، مسیر شلیک گلوله است. یکی از همسایگان خانواده انصاری‌فر به ایران‌وایر می‌گوید مسیر اصابت گلوله به سر فرزاد، برادران دشتی و دختر سیزده‌ساله‌ای که خانواده‌اش ماجرای مرگ او را پنهان کرده‌اند، در یک کوچه نه‌چندان شلوغی که محل عبور و مرور هم نبوده، آن‌هم از پشت جمجمه، نشان می‌دهد که ضارب تعمدی و از پشت‌سر آن‌ها را هدف قرار داده است.

جنازه هر سه جوان کشته‌شده را همان روز به اهواز منتقل می‌کنند و تنها پیکر بی‌جانی که در سردخانه بهبهان ماندگار می‌شود، جنازه دخترک سیزده‌ساله است.

به گفته علی علت این موضوع نامعلوم است. این‌که چرا دخترک را به اهواز منتقل نکرده‌اند یا اساسا چرا بقیه را با یک دور باطل به سردخانه‌ای در اهواز منتقل کرده و بازهم برگردانده‌اند؟ اما آن‌ها شب دوشنبه، بیست و هفتم آبان ماه جنازه‌ها را از اهواز برمی‌گردانند و به خانواده کشته‌شدگان تحویل می‌دهند و خانواده فرزاد ظهر سه‌شنبه در بهت و اندوه بسیار او را به خاک می‌سپارند.

علی می‌گوید آن‌ها از پدر فرزاد درخواست پول نکرده بودند: «به‌هرحال او فرزند یک جانباز جنگ بوده و با پیگیری پدر، تن بی‌جان پسر را به خاکستان بهبهان می‌سپارند و بی فرزاد به خانه برمی‌گردند.»

Design a site like this with WordPress.com
Get started