نامه نازنین زاغری از زندان اوین خطاب به وجدان‌های بیدار

نازنین زاغری شهروند دوتابعیتی ایرانیبریتانیایی که سومین سال حبس خود را در زندان اوین سپری می کند، با انتشار نامه ای ضمن توصیف احوال خود به عنوان مادری زندانی، از عملکرد حکومت ایران در مورد پرونده خود انتقاد کرد.

وی در توصیف شرایطش میگوید: «من مادر زندانی کودکی هستم که کشورش لذت داشتنش را از من دریغ کرده است […] شاید برای تو درآغوش نکشیدن دخترت غیر قابل تصور باشد اما من بیش از سه سال است که با آن در کشمکش هستم و این‌ برایم بدترین عذاب است.»

در ادامه این نامه به نقد عملکرد مسوولان جمهوری اسلامی می پردازد. در این راستا ابتدا به آزادی نگار قدس کنی، از زندانهای آمریکا اشاره می کند. نازنین در این باره می گوید: «اما بین من و نگار تفاوت بزرگیست. قاضی دادگاه ]آمریکا[ به دلیل شرایطش و دوری از فرزندش حکم به پایان حبس می دهد. حبس او برابر با آزادی اوست […] من و نگار هموطنیم. او در کشوری غریب محکوم شده و من در وطنم. من را حتی به گفته سازمان ملل، در دادگاهی ناعادلانه به ۵ سال حبس محکوم کرده و وادار کرده اند علیرغم التماس ها و اشکهایی که ریخته ام در عین بی گناهی، سه سال و نیم از آنرا تا به امروز پشت میله های زندان و به دور از فرزندم ‌سپری کنم.»

سپس، در واکنش به سخنان محمد جواد ظریف، وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران، در حاشیه ی اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در مورد ارتباط آزادی نازنین زاغری و بدهی ۴۰۰ میلیون پوندی دولت انگلیس به ایران، نازنین در نامه ی خود بیان می کندکشور من هفته گذشته مرا در ازای مبلغ هنگفتی که مطالبات سیاسی خودش است به حراج گذاشت […] کشور من سنگ مادران سوری و یمنی و فلسطینی را به سینه می زند اما بَرغم دوری مادری از فرزندش در خاک سرزمین خود چشم می پوشد.”

متن نامه نازنین زاغری به نقل از وبسایت کانون مدافعان حقوق بشر در ادامه می آید:

شاید برای تو شانه کشیدن بر گیسوان دخترکت تنها بخشی از روزمرگی هایت باشد اما برای من آرزوییست که سه سال و نیم در انتظارش بوده ام. شاید برای تو قصه های شبانه و بوسه های قبل خواب و رفتن به پارک و کتابخانه آنقدرعادی باشد که حتی گاهی برایش وقت هم نداشته باشی اما برای من حسرت سالیان پشت آن نهفته است. شاید برای تو درآغوش نکشیدن دخترت غیر قابل تصور باشد اما من بیش از سه سال است که با آن در کشمکش هستم و اینبرایم بدترین عذاب است.

قلب من هر صبح یکشنبه برای دیدن دخترم در سالن ملاقات زندان اوین از فرط هیجان و اضطراب درون سینه ام تندتر از همیشه می تپد. درب سالن ملاقات باز می شود و گیسوی منبه سمتم می دود و نامم را صدا می زند و مرا در آغوش می کشد. آغوشی که شاید کوتاه ترین اما بدون شک زیباترین و هیجان انگیزترین آغوش دنیاست. اما این یکشنبه ها نیز دیری نخواهد پایید که از میان دستانم بلغزند و در غبار مه آلود زندان محو شوند.

من مادر زندانی کودکی هستم که کشورش لذت داشتنش را از من دریغ کرده است.

من مادر زندانی کودکی۵ ساله ام که از ۲۲ ماهگی کشورم لذت داشتنش را از من دریغ کرده است. روزهای سیاه دوری از کودکم، درست زمانی که تازه زبان به سخن گفتن گشوده بود، به تلخی سپری شدند. باید مادر باشی و غم دوری از فرزند را چشیده باشی تا بدانی و بفهمی که من از چه حرف می زنم.

هفته گذشته مادری از زندان آزاد شد، مادری که محکومیتش به زندانی بودن من گره خورده بود.

نگارمادری است که فرزندش را در زندان درکشوری غریب به دنیا آورده و باید زندان را تجربه کرده باشی تا بدانی او چه کشیده. باید کودک شیرخواره ات را از سینه ات جدا کرده باشند و تو روزها و شب ها با صدای گریه های او در کابوست از خواب پریده باشی، خیس عرق، و او را کنار خود نیافته باشی تا بدانی او چه رنجی را متحمل شده. هنگامی که صدای ضجه های خودت و دلتنگی های کودکت و آغوشی که او را کم دارد در سلول های انفرادی سرد و تاریک شهری غریب می پیچید، شاید این همان رنجی است که او کشیده. من زجری را که او کشیده تجربه کرده ام. . من هم مانند نگار حسرت در آغوش کشیدن، بوسیدن و بوییدن نوزادم را در ماهها و سالهای طولانی و سخت و تیره و غم انگیز زندان تجربه کرده ام و میدانم و خوب می فهمم که با هیچ رنجی در دنیا قابل قیاس نیست.

اما بین من و نگار تفاوت بزرگیست. قاضی دادگاه به دلیل شرایطش و دوری از فرزندش حکم به پایان حبسش می دهد. حبس او برابر با آزادی اوست.

من و نگار هموطنیم. او در کشوری غریب محکوم شده و من در وطنم. مرا، حتی به گفته سازمان ملل، در دادگاهی ناعادلانه به ۵ سال حبس محکوم کرده و وادار کرده اند علیرغم التماس ها و اشکهایی که ریخته ام در عین بی گناهی، سه سال و نیم از آنرا تا به امروز پشت میله های زندان و به دور از فرزندمسپری کنم.

و ما اکنون در ابتدای مسیری سخت تر ایستاده ایم.

در آینده ای نزدیک، آنان که مرا به دور از فرزندم نگه داشته اند می نشینند و نظاره می کنند دخترم پس از بیش از سه سال و نیم نزد پدرش برای رفتن به مدرسه به انگلستان بازگردد؛ سفری که برای هر دوی ما پر از اضطراب و دلهره خواهد بود.

این در حالیست که کشور من هفته گذشته مرا در ازای مبلغ هنگفتی که مطالبات سیاسی خودش است به حراج گذاشت. امید من به کشورم برای رهایی سالهاست که از قلبم رخت بربسته است. کشور من سنگ مادران سوری و یمنی و فلسطینی را به سینه می زند اما بر غم دوری مادری از فرزندش در خاک سرزمین خود چشم می پوشد و زجرش را با نظاره کردن رفتن کودک ۵ ساله اش صد چندان می کند.

آنان که به زعم ایران، ناقضین حقوق بشرند، از خطای نگار به حکم مادر بودنش می گذرند و او را نزد کودکشمیفرستند. اما مسوولانکشور من، مرا بیگناه متهم می کنند و به گناه ناکرده رای می دهند و قصاص می کنند و گذشت هم ندارند.

کشور من به جای حمایت از حق من و کودکم، آزادی ام را در قبال مذاکره به حراج می گذارد و تنها من، فرزند و همسرم بهای آنرا می پردازیم.

چه تلخ است روزی که بفهمی در نهایت بی عدالتی در وطنت حبس شده ای و راهی برای آزادی پیش پایت نیست. من هیچ امید و انگیزه ای برای رهایی از این قفس پس از ترک گیسویم ندارم، و درد و رنج بی پایان مرا با هیچ معیاری نمی توانسنجید. من یکمادرم که با رفتن دختر کوچکم مانند تل خاکی فروخواهم ریخت و از من جز مشتی خاک چیزی برجای نخواهد ماند.

نگار زمانی به ایران باز می گردد که کودکش دقیقا همسن گیسوی من است زمانی که او را از من جدا کردند و این خاطرات آن روزها را برایم تداعی میکند. گمان نمی کنم هیچ قانون و سیاستی برای جدایی مادری از فرزندش توجیهی داشته و آنرا بربتابد.

من و کودکم هنوز بازیچه دست سیاستمدارانی هستیم که در داخل و خارج از مرزهای وطنم ما را ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی و سیاست های خود قرار داده و از هر آنچه در توان داشتند برای دست یافتن به مقاصد خود و بهره کشی از مادری بی گناه که به هیچچیز جز کودکش نمی اندیشد، فروگذار نکردند. آخرین تیر ترکششان هم به حراج گذاشتن مادری است که دوری از فرزندش را بیش از این تاب نمی آورد.

شاید اگر انسانیت و اخلاق و دینداری به معنای واقعی که یک کشور اسلامی ادعا می کند در دل سیاستمداران حلول می کرد، دنیای ما جای بهتری بود و رنج مادران سرزمینمان سبکتر. بی شک آن روز من در حسرت دیدن دخترم در اولین روز مدرسه اش نمی ماندم

آن روز آزادی سرودی میخواند طولانی تر و نرم تر از شانه کشیدن بر گیسوان گیسوی کوچکم.

نازنین زاغری، مادر گابریلا گیسو رتکلیف

زندان اوین، تهران

مهر ۱۳۹۸

نازنین زاغری تبعه ایرانی ــ انگلیسی است که ۱۵ فروردین سال ۱۳۹۵ توسط نیروهای سازمان اطلاعات سپاه کرمان در فرودگاه امام خمینی بازداشت و به کرمان منتقل شد. سپاه ثارالله کرمان ۲۶ خرداد سال ۹۵ طی اطلاعیه‌ای از این دستگیری به عنوان “یکی از سرشبکه‌های اصلی وابسته به بیگانگان که مأموریت‌های مختلفی در راستای تحقق اهداف شوم دشمنان نظام” انجام داده بود، یاد کرد و مدعی شد: «وی با عضویت در شرکت‌ها و مؤسسات بیگانه در طراحی و اجرای پروژه‌های رسانه‌ای و سایبری با موضوع براندازی نرم نظام مقدس جمهوری اسلامی مشارکت داشته است. نامبرده یکی از سرشبکه‌های اصلی مؤسسات معاند بوده که تحت هدایت و حمایت سرویس‌های رسانه‌ای و جاسوسی دولت‌های بیگانه فعالیت‌های مجرمانه خود را طی سالیان گذشته انجام داده است.»

پرونده زاغری برای ادامه رسیدگی‌ها به دادستانی تهران انتقال یافت و پس از انجام تحقیقات با صدور کیفرخواست به دادگاه انقلاب ارسال شد و شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، زاغری را به پنج سال حبس محکوم کرد که این محکومیت در دادگاه تجدیدنظر تأیید شد.

۲۵ مهر سال ۹۶ عباس جعفری دولت آبادی در خصوص نازنین زاغری گفت: شوهر وی تبعه انگلیس و خود وی نیز دارای تابعیت مضاعف از انگلیس بوده و در سیستم آن کشور فعالیت می‌کرده است. وی مسئول آموزش خبرنگاری آنلاین بی بی سی فارسی بوده که با هدف جذب و آموزش افرادی برای فعالیت تبلیغی علیه ایران اقدام کرده است. چگونگی استفاده از ایمیل‌ مستعار، پسوردهای پیچیده و طولانی، ذخیره سازی پسوردها و استفاده از نرم‌افزارهای رمزنگاری مطالب و اطلاعات، از جمله مواردی است که در این آموزش‌ها لحاظ می‌شده است و اساتید این دوره، افرادی همچون مهدی یحیی‌نژاد (مدیر سایت بالاترین)، اردوان روزبه (رادیو کوچه) و محمود عنایت (مدیر گروه اسمال مدیا) هستند.

جعفری دولت‌آبادی ارسال نامه از سوی دیوید کامرون، نخست وزیر سابق انگلیس برای نازنین زاغری را موید ارتباط وی با دولت انگلیس و اهمیت این متهم برای آن کشور دانست.
خرداد سال گذشته، مسئولان قضایی از مفتوح بودن بخش دوم پرونده زاغری خبر دادند.

برخی معتقدند که جمهوری اسلامی از بازداشت دوتابعیتی‌ها هدفی دارد و از آن‌ها به نوعی به عنوان گروگان برای رسیدن به اهداف سیاسی خود استفاده می‌کند.

در سال‌های کنونی شهروندان دوتابعیتی دیگری هم‌چون، عباس عدالت، ارس امیری، سیامک نمازی، نازنین زاغری، احمدرضا جلالی، امید کوکبی، کمال فروغی و حمید بابایی بازداشت شده و با اتهام‌هایی نظیر جاسوسی به احکام زندان مواجه شده‌اند. در تازه‌ترین مورد می‌توان به بازداشت فریبا عادلخواه شهروند ایرانی-فرانسوی در تهران اشاره کرد که مدتی پس از بازگشت به ایران، در روز ۱۷ خردادماه ۱۳۹۸، توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران در منزل شخصی خود در تهران بازداشت شد.

عفو بین‌الملل؛ کامران قادری زندانی دو تابعیتی نیاز به مراقب‌های پزشکی فوری دارد

سازمان عفو بین‌‌الملل خواهان آزادی فوری کامران قادری، بازرگان دو تابعیتی ایرانی-اتریشی از زندان و دسترسی او به خدمات پزشکی شد.

این سازمان می‌گوید: «وضعیت سلامت این زندانی نگران کننده است و او به مراقبت‌های پزشکی مستمر نیاز دارد.»

کامران قادری، بازرگان ۵۵ ساله‌ی ایرانی -اتریشی، در حال گذراندن دوره‌ی محکومیت ۱۰ ساله در زندان است.

حکم حبس او به دنبال برگزاری محاکمه‌ای به شدت ناعادلانه در مرداد ۱۳۹۵ با اتکا به «اعترافات» اجباری‌ صادر شد که پس از تهدیدهای مکرر و حبس طولانی‌مدت او در سلول انفرادی اخذ شده بود. او در مورد اتهام «همکاری با دول متخاصم علیه جمهوری اسلامی» مجرم شناخته شد، اتهامی که کلی‌تر و مبهم‌تر از آن است که با اصل شفافیت قانون مطابقت داشته باشد.

کامران قادری در هفت ماه نخست بازداشت خود از حق دسترسی به وکیل محروم شده و تنها دو روز مانده به برگزاری محاکمه به او اجازه‌ی ملاقات با یک وکیل داده شد. این زندانی از حق برخورداری از کمک‌های کنسولی نیز محروم شده است. وضعیت سلامت این زندانی از زمان دستگیری‌اش در دی ماه ۱۳۹۴ رو به وخامت گذاشته و برای معالجه‌ی تومور پای چپ، به مراقبت‌های پزشکی مستمر نیاز دارد.

کامران قادری بعد از بیرون آمدن از سلول انفرادی در بند ۲۰۹ زندان اوین که زیر نظر وزارت اطلاعات قرار دارد، به همسرش گفته که آن سلول برای او مثل «گور» بوده است. پهنای این سلول حدود یک متر و نیم بوده، هیچ پنجره و تخت‌خوابی نداشته و این زندانی مجبور بوده روی موکتی کف زمین بخوابد. او بعد از سپری کردن حدود یک سال در این سلول، به سلول دیگری باز هم در بند ۲۰۹ منتقل شد که در آن‌جا یک هم‌سلولی داشت، او نهایتاً در فروردین ۱۳۹۶ به بند عمومی انتقال یافت.

کامران قادری ۱۲ دی ماه ۱۳۹۴، در حالی که برای دیدار خانواده‌اش به ایران سفر کرده بود، در فرودگاه امام خمینی تهران به دست مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شد. او جز یک تماس تلفنی برای این که خبر دستگیری‌اش را به همسرش در اتریش بدهد، تا فروردین ۱۳۹۵ اجازه‌ی تماس گرفتن با خانواده‌اش را نداشت. به گفته‌ی کامران قادری، بازجویان در طول این مدت به او گفته بودند که مادر و برادرش را هم دستگیر کرده‌اند و تهدید کرده بودند که آن‌ها را در زندان نگه می‌دارند، مگر این که او دو «اعتراف‌نامه‌» آماده شده توسط مقام ها و مسئولان مبنی بر این که او در خدمت دولت‌های اتریش و آمریکا بوده است، امضا کند.
نهایتاً در فروردین ۱۳۹۵ بود که کامران قادری اجازه‌ی ملاقات با مادرش را پیدا کرد و متوجه شد که نه او و نه برادرش بازداشت نشده بودند.

عفو بین‌الملل خطاب به حکومت ایران می‌گوید: «محکومیت و حکم حبس کامران قادری باید لغو و فورا آزاد شود، چرا که محکومیت او تنها در صورتی اعتبار دارد که به ارتکاب جرمی قابل تصدیق در سطح بین‌المللی متهم شده و در دادگاهی مطابق بر موازین بین‌المللی برای محاکمه‌ی عادلانه محاکمه شده باشد.»

عادل گرجی دانشجوی دانشکده هنر و معماری بازداشت شد

عادل گرجی، دانشجوی دانشکده هنر و معماری از سوی ماموران امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده‌است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز پنج‌شنبه ۷ شهریورماه ۹۸، عادل گرجی، دانشجوی دانشکده هنر و معماری تهران در پی شرکت در تجمعی در اعتراض به انتقال دانشکده هنر و معماری تهران به سوهانک بازداشت شده‌است و تا این لحظه خبری از او در دست نیست.

روز هفتم شهریورماه شماری از دانشجویان دانشکده هنر و معماری تهران به دستور انتقال این دانشگاه به سوهانک اعتراض کردند.

این دانشگاه بر اساس تصمیمات گرفته شده توسط مسئولین قرار است به سوهانک انتقال داده‌شود.

یک منبع مطلع در این خصوص به کمپین می‌گوید:‌ «در آن روز آقای گرجی بازداشت شد، اما به نظر می‌رسد که شمار بیشتری بازداشت شده‌باشند، چرا که تلفن‌های همراه آن‌ها خاموش است و سایر دانشجویان اطلاعی از آن‌ها ندارند.»

تا لحظه تنظیم این خبر نزدیکان آقای گرجی، با وجود پیگیری‌هایی که کرده‌اند، نتوانسته‌اند، اطلاعی از محل نگهداری او کسب کنند.

عادل گرجی، دانشجوی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، پیش‌تر نیز در روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ برابر با اول ماه می، روز جهانی کارگر بازداشت و ۱۵ اردیبهشت با قرار کفالت از زندان تهران بزرگ به صورت موقت آزاد شده‌بود.

تداوم محرومیت از مرخصی لطیف حسنی زندانی سیاسی در زندان رجایی‌شهر

لطیف حسنی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی‌شهر کرج مدت چند ماه است که از حق مرخصی محروم است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، لطیف حسنی، زندانی سیاسی اهل خلخال که بیشتر از شش سال از محکومیت ۸ ساله خود را سپری‌کرده‌است، طی ماه‌های اخیر از سوی مسئولان قضایی کشور از حق مرخصی محروم شده‌است.

یک منبع مطلع به کمپین گفت: «نماینده دادستان به خانواده آقای حسنی در پیگیری‌هایی که کرده‌اند، گفته‌ که این زندانی به بهانه سوء رفتار ممنوع المرخصی شده‌است.»

این منبع افزود: «این زندانی به همراه سایر زندانیان سیاسی سالن ۱۰ زندان رجایی شهر بیش از دو سال است که محروم از بسیاری از حقوق زندانیان، تحت شدیدترین شرایط امنیتی قرار گرفته و با اینکه از چهار سال پیش به طور مداوم هر چهار ماه یکبار به مدت ۵-۳ روز به مرخصی می‌رفت اما طی سال گذشته مرخصی ایشان دستخوش شرایط حاکم بر زندانیان سیاسی این سالن قرار گرفته، به طوری که این زندانی در طول ۱۵ ماه گذشته فقط یکبار، آنهم در نوروز ۹۸، به مرخصی رفته است.»

این فعال آذربایجانی پیش‌تر در ۱۸ بهمن‌ماه ۱۳۹۱، در شهر «کرج» به هنگام تدریس، از سوی ماموران امنیتی بازداشت شد.

پس از چند ماه تحمل بازداشت در اداره اطلاعات «تبریز»، قاضی «باقرپور»، رییس شعبه‌ی سوم دادگاه انقلاب «تبریز»، در ۹ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۲، «لطیف حسنی» را به همراه «آیت(یوروش) مهرعلی بیگلو»، «شهرام رادمهر»، «محمود فضلی» و «بهبود قلیزاده» به اتهام تشکیل گروه غیرقانونی به ۸ سال حبس تعزیری و به اتهام “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران” به ۱ سال حبس تعزیری محکوم کرد.

او در طول دوران حبس خود بارها دست به اعتصاب غذای اعتراضی زد.

این زندانی سیاسی روز ۲۸ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۳، در حمایت از اعتصاب غذای «آیت (یوروش) مهرعلی بیگلو» و در “اعتراض به نقض حقوق زندانیان سیاسی از سوی نهادهای امنیتی و انتقال زندانیان سیاسی به شهر محل سکونت خود”، در زندان مرکزی «تبریز» دست به اعتصاب غذا زد.

در جریان این اعتصاب غذا، این فعال ترک آذربایجانی ابتدا به زندان «اوین» سپس به زندان «رجایی شهر کرج» منتقل شد. «لطیف حسنی» در نهایت، روز سه‌شنبه ۱۷ تیرماه ۱۳۹۳، پس از ۵۲ روز، به اعتصاب غذای خود در زندان «رجایی شهر» پایان داد. پیش از آن نیز «لطیف حسنی» همراه ۴ تن دیگر از فعال آذربایجانی در اعتراض به حکم ۹ سال حبس تعزیری در ۲۲ تیرماه ۱۳۹۲، دست به اعتصاب غذا زده بود.

سازمان «عفو بین‌الملل» در ۱۳ تیرماه ۱۳۹۳، با انتشار بیانیه‌ای از وضعیت سلامتی این فعال آذربایجانی ابراز نگرانی کرده بود.

«لطیف حسنی» متولد شهرستان «خلخال» است. او تحصیلات خود را در رشته علوم سیاسی گرایش حقوق بین‌الملل، مقطع فوق لیسانس و دکترای خود را در دانشگاه دولتی «باکو» به پایان رسانده است.

بین ۱۶ تا ۲۵ درصد جمعیت ایران ترک‌زبان هستند که به اغلب آنان در استان‌های آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل و زنجان سکونت دارند. برخی از این شهروندان برخورد حاکمیت با شهروندان ترک‌زبان را توام با تبعیض می‌دانند و منع تدریس زبان‌های غیر فارسی در مدارس را یکی از برجسته‌ترین موارد تبعیض می دانند که همواره با اعتراض بخشی از فعالان مدنی این مناطق روبرو بوده است.

گیتی پورفاضل، یکی دیگر از امضاء کنندگان بیانیه ۱۴ نفره زنان بازداشت شد

طی روزهای اخیر یکی دیگر از امضاکنندگان نامهٔ ۱۴ نفرهٔ دوم (زنان داخل ایران) که در آن خواستار استعفای علی خامنه‌ای از رهبری شده‌بودند، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز دوشنبه ۲۸ مردادماه ۹۸، گیتی پورفاضل، فعال حقوق زنان، وکیل دادگستری و عضو کانون نویسندگان ایران، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده‌است.

«جبهه ملی ایران» که گیتی پورفاضل از اعضای شورای مرکزی آن است، با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرده؛ “خانواده خانم پورفاضل با وجود پیگیری‌هایی که کرده‌اند، تا این لحظه هیچ اطلاعی از نهاد بازداشت‌کننده یا محل نگهداری او ندارند.”

با احتساب بازداشت خانم پورفاضل تا این لحظه ۶ نفر از زنانی که بیانیه دوم زنان، موسوم به بیانیه ۱۴ نفره زنان داخل ایران را امضا کرده‌اند، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند.

شهلا انتصاری، فاطمه سپهری، نرگس منصوری، شهلا جهانبین و فرنگیس مظلوم از جمله این افراد هستند که پیشتر خبر بازداشت آنها از سوی رسانههای حقوق بشری اطلاع رسانی شدهبود.

شهلا انتصاری، نصرت بهشتی، فرشته تصویبی، پروا (سکینه) پاچیده، گیتی پورفاضل، زهرا جمالی، شهلا جهان‌بین، عزت جوادی‌حصار، فاطمه سپهری، مریم سلیمانی، سوسن طاهرخانی، فرنگیس مظلوم، نرگس منصوری و کیمیا نوروزی‌صابر ۱۴ زنی هستند که نامهٔ ۱۴ نفرهٔ دوم (زنان داخل ایران) را در اعتراض به “آپارتاید جنسی” موجود در حکومت ایران امضا کرده‌اند و خواستار “گذار از نظام جمهوری‌ اسلامی و تدوین قانون اساسی جدید شده‌بودند.”

روز یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، نیز دست‌کم ۱۰ فعال مدنی و سیاسی که قصد داشتند یک تجمع اعتراضی در مقابل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد برگزار کنند، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان‌های نامعلومی منتقل شدند.

این شهروندان بنا بر اطلاعیه‌ای که از سوی گروه موسوم به ۱۴ تن در اعتراض به صدور حکم ۱۳ سال زندان کمال جعفری یزدی، یکی از امضاء کنندگان این بیانیه منتشر شده‌بود، هم‌زمان با برگزاری دادگاه تجدیدنظر آقای جعفری یزدی، در مقابل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد گرد هم‌ آمده بودند که شماری از آن‌ها بازداشت شدند.

هاشم خواستار، جواد لعل محمدی، محمد حسین سپهری، محمد نوری زاد، عبدالرسول مرتضوی، غلام‌حسین بروجردی، رضا جنگی، مرتضی قاسمی، هاشم رجایی، حوریه فرج‌زاده طارانی، فاطمه سپهری و پوران ناظمی جزو بازداشت شده‌های روز یکشنبه ۲۰ مرداد بودند.

رضا شرفخانی، شهروند ساکن مشهد و از جانبازان جنگ ایران و عراق نیز از جمله کسانی است که احتمالا در همین ارتباط بازداشت شده‌است.

آقای شرفخانی شامگاه چهارشنبه ۲۳ مردادماه ۹۸ در منزل شخصی‌اش در مشهد بازداشت شد.

گروه بیانیه موسوم به ۱۴ تن اخیرا با انتشار اطلاعیه‌ای در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرده بود؛ “همزمان با برگزاری دادگاه آقای جعفری در مقابل ساختمان این دادگاه حاضر شده و اعتراض خود را نسبت به احکام ناعادلانه سیستم قضایی علیه منتقدین نشان خواهند داد.”

زرتشت احمدی راغب، محمد رضا بیات، کمال جعفری یزدی، سید هاشم خواستار، محمد حسین سپهری، گوهر عشقی، حوریه فرج زاده، محمد کریم بیگی، جواد لعل محمدی، محمد ملکی، محمد مهدویفر، رضا مهرگان، محمد نوریزاد و عباس واحدیان شاهرودی، ۱۴ نفری هستند که با امضای بیانیه ای مشترک خواستار عزل علی خامنه ای از رهبری شده اند.

صدور حکم سنگین ۲۳ سال و ۹ ماه زندان برای کیومرث مرزبان طنزنویس ایرانی

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، کیومرث مرزبان، نویسنده و طنزنویس ایرانی را که از شهریورماه سال گذشته تا کنون در زندان است، با چند اتهام در مجموع به ۲۳ سال و ۹ ماه زندان محکوم کرده‌است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی، کیومرث مرزبان طنزنویس ایرانی را با چند اتهام در مجموع به ۲۳ سال و ۹ ماه حبس محکوم کرده‌است که در صورت تایید این حکم در دادگاه تجدیدنظر با توجه به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، ۱۱ سال آن قابل اجرا خواهد بود.

محمد حسین آقاسی وکیل مدافع آقای مرزبان در این خصوص در گفتگوی کوتاهی به کمپین گفت: «آقای مرزبان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با چندین اتهام روبه‌رو شد و در مجموع به ۲۳ سال و ۹ ماه زندان محکوم شده‌است. ما به رای صادره اعتراض کردیم، اما در صورت تایید این حکم در دادگاه تجدیدنظر، با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، ۱۱ سال حبس تعزیری در خصوص اتهام “ارتباط با دول متخاصم” قابلیت اجرا دارد.»

مأموران اطلاعات سپاه، کیومرث مرزبان طنزنویس ۲۷ ساله را یک سال پس از بازگشتش به ایران در تاریخ چهارم شهریورماه ۹۷ بازداشت کردند.

۴ ماه پس از بازداشت آقای مرزبان یکی از نزدیکان او به کمپین گفتهبود: «با وجود آنکه بیشتر از ۴ ماه از بازداشت این نویسنده و طنزپرداز گذشته‌است، اما هنوز دلیل بازداشتش مشخص نیست و تنها اطلاعات ضد و نقیضی در باره وی به دست خانواده‌اش رسیده‌است، ولی تنها موضوعی که خبر داریم این است که هنوز دادگاهی برای او تشکیل نشده و حکمی هم صادر نشده است».

وب‌سایت وابسته به حکومت «پایگاه عدالت خواهان» به طرح برخی اتهامات علیه او پرداخته و در خبری نوشت که او به آمریکا برای انعقاد قراردادی با هدف «شبکه‌سازی در ایران» سفر کرده است در حالی که به گفته منبع آگاه کیومرث مرزبان هرگز به این کشور سفری نداشته است.

«پایگاه عدالت خواهان» مدعی شده کیومرث مرزبان تحت عنوان دایر کردن کلاس‌های هنری اقدام به ارتباط‌گیری با هنرمندان کشور کرده و از این طریق «التهاب‌افکنی» و «ایجاد شکاف اجتماعی در بدنه جامعه» می‌کرده است.

پیش‌تر انجمن جهانی طنز فارسی، نسبت به تداوم بازداشت این عضو خود واکنش نشان داده و با صدور بیانیه‌ای اظهارات یک وبسایت اینترنتی علیه او را “مخدوش و بی‌پایه و اساس” دانسته‌بود.

کیومرث مرزبان فعالیت خود را با ساختن فیلم‌های کوتاه آغاز کرد. او در سال ۸۸ به کشور مالزی سفر کرد و در آنجا پادکست اینترنتی با محتوای طنز به نام «رادیو سنگ‌تاب» را راه‌اندازی کرد. او همچنین کتاب طنزی با عنوان «خام بدم پخته شدم بلکه پسندیده شدم» را نوشت. مرزبان پس از بازگشت به ایران در سال ۹۶ نیز کلاس‌های نویسندگی و فیلم‌نامه‌نویسی را برای جوانان تشکیل داد.

دادگاه تجدیدنظر؛ حکم ۱۳ سال زندان کمال جعفری یزدی استاد دانشگاه مشهد عینا تایید شد

حکم ۱۳ سال زندان کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه مشهد در دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی عینا تایید شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، شعبه ۱ دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی، حکم ۱۳ سال زندان دادگاه بدوی کمال جعفری یزدی، استاد مدیریت استراتژیک دانشگاه غیرانتفاعی مشهد و فعال مدنی را با اتهامات “تشکیل گروه و دسته به قصد بر هم زدن امنیت کشور”، “تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروه های معاند” و “توهین به رهبری” را عینا تایید کرده‌است.

دادگاه تجدیدنظر آقای جعفری یزدی روز یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، برگزار شد و این حکم روز دوشنبه ۲۸ مرداد به او ابلاغ شده‌است.

او با اتهام “تشکیل گروه و دسته به قصد بر هم زدن امنیت کشور” به ۱۰ سال، اتهام “تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروه های معاند” به ۲ سال و بابت “توهین به رهبری” به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شده‌است.

مجموع احکام صادر شده برای این استاد دانشگاه به ۱۳ سال می‌رسد که بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی حکم ده سال زندان بابت اتهام “تشکیل دسته و گروه به قصد برهم زدن امنیت داخلی” به عنوان مجازات اشد قابل اجرا خواهد بود.

دادگاه بدوی این فعال مدنی، ۲۰ فروردین ۹۸ برگزار و حکم ۱۳ سال حبس او ۲۷ فروردین ۹۸ به وکیلش ابلاغ شده‌بود.

او در خصوص صدور حکم ۱۳ سال زندانش در دادگاه بدوی گفتهبود: «پرونده من به شعبه ۴ دادگاه انقلاب ارجاع شده بود که دادگاه روز ۲۰ فروردین ۹۸ برگزار شد، ولی در دقیقه ۹۰ پرونده‌ام به شعبه دوم ارجاع شد که البته بعد از دفاعیاتم در شعبه دوم، رای توسط شعبه ۴ صادر شده که اصلا خود این کار غیرقانونی است.»

آقای جعفری ۲ مردادماه ۹۷ با شکایت وزارت اطلاعات در مشهد بازداشت و به زندان وکیل آباد منتقل شد و پس از سپری کردن حدود ۳ ماه با سپردن وثیقه یک و نیم میلیاردی آزاد شد.

این استاد دانشگاه که خود از آسیب دیدگان جنگ ایران و عراق است، همسری بیمار و یک فرزند دختر دارد.

روز یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، نیز چند تن از فعالان مدنی و سیاسی که قصد داشتند یک تجمع اعتراضی در مقابل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در حمایت از کمال جعفری یزدی برگزار کنند، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

شهلا انتصاری یکی دیگر از امضاء کنندگان بیانیه ۱۴ نفره زنان بازداشت شد

یکی دیگر از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ نفره زنان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، ماموران امنیتی، روز پنج‌شنبه ۳۱ مردادماه ۹۸، شهلا انتصاری، یکی دیگر از امضاکنندگان نامهٔ ۱۴ نفرهٔ دوم (زنان داخل ایران) را در باغ شخصی‌اش در شهر رشت بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.

خانم انتصاری یکی از زنانی است که نامه‌ ۱۴ نفره درخواست استعفای «علی خامنه‌ای» و «انحلال قانون اساسی» را امضا کرده بود و تا این لحظه از محل نگهداری او اطلاعی در دست نیست.

شهلا انتصاری پیش‌تر نیز در تجمع ۱۷ اسفند ۱۳۹۶ (۸ مارس، روز جهانی زنان) مقابل وزارت کار، به همراه چند زن دیگر بازداشت و شامگاه دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶ از زندان قرچک ورامین با قرار کفالت آزاد شده‌بود.

پیش‌ از این در شامگاه چهارشنبه ۳۰ مردادماه ۹۸، شهلا جهانبین، همسر عباس واحدیان شاهرودی، نویسنده و فعال مدنی در منزل پدری‌اش در تهران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

تا کنون ۶ نفر تن از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ نفره زنان داخل ایران به نامهای شهلا انتصاری، فاطمه سپهری، حوریه فرجزاده، نرگس منصوری، شهلا جهانبین و فرنگیس مظلوم بازداشت شدهاند.

روز یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، نیز دست‌کم ۱۰ فعال مدنی و سیاسی که قصد داشتند یک تجمع اعتراضی در مقابل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد برگزار کنند، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان‌های نامعلومی منتقل شدند.

این شهروندان بنا بر اطلاعیه‌ای که از سوی گروه موسوم به ۱۴ تن در اعتراض به صدور حکم ۱۳ سال زندان کمال جعفری یزدی، یکی از امضاء کنندگان این بیانیه منتشر شده‌بود، هم‌زمان با برگزاری دادگاه تجدیدنظر آقای جعفری یزدی، در مقابل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد گرد هم‌ آمده بودند که شماری از آن‌ها بازداشت شدند.

هاشم خواستار، جواد لعل محمدی، محمد حسین سپهری، محمد نوری زاد، عبدالرسول مرتضوی، غلام‌حسین بروجردی، مرتضی قاسمی، حوریه فرج‌زاده طارانی، فاطمه سپهری و پوران ناظمی جزو بازداشت شده‌های روز یکشنبه ۲۰ مرداد بودند.

رضا شرفخانی، شهروند ساکن مشهد و از جانبازان جنگ ایران و عراق نیز از جمله کسانی است که احتمالا در همین ارتباط بازداشت شده‌است.

آقای شرفخانی شامگاه چهارشنبه ۲۳ مردادماه ۹۸ در منزل شخصی‌اش در مشهد بازداشت شد.

گروه بیانیه موسوم به ۱۴ تن اخیرا با انتشار اطلاعیه‌ای در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرده بود؛ “همزمان با برگزاری دادگاه آقای جعفری در مقابل ساختمان این دادگاه حاضر شده و اعتراض خود را نسبت به احکام ناعادلانه سیستم قضایی علیه منتقدین نشان خواهند داد.”

زرتشت احمدی راغب، محمد رضا بیات، کمال جعفری یزدی، سید هاشم خواستار، محمد حسین سپهری، گوهر عشقی، حوریه فرج زاده، محمد کریم بیگی، جواد لعل محمدی، محمد ملکی، محمد مهدویفر، رضا مهرگان، محمد نوریزاد و عباس واحدیان شاهرودی، ۱۴ نفری هستند که با امضای بیانیه ای مشترک خواستار عزل علی خامنه ای از رهبری شده اند.

۳ دانشجو به ۷۰سال حبس تعزیری محکوم شدند؛ نامه جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران به وزیر علوم: استعفا کن

۵۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه تهران به احکام صادر شده برای فعالان دانشجویی، با نوشتن نامه‌ای خطاب به وزیر علوم، اعتراض کردند و خواستار رسیدگی به وضعیت این افراد شدند. این دانشجویان از منصور غلامی خواسته‌اند برای اینکه نامش در «یکی از دوران‌های سیاه سرکوب دانشجویان» ثبت نشود، استعفا کند.

در این نامه، دانشجویان دانشگاه تهران از وجود ۱۳ دانشجوی تحت حکم این دانشگاه به نام‌های پدرام پذیره، سینا درویش عمران، سها مرتضایی، پریسا رفیعی، علی مظفری، سینا ربیعی، محسن حق شناس، محمد قاسم الله یاری، مرضیه امیری، لیلا حسین زاده، روح الله مردانی، کسری نوری و شیما انتصاری با مجموع احکام بالغ‌ بر ۷۰ سال حبس تعزیری (بدون در نظر گرفتن حکم دادگاه مرضیه امیری که هنوز برگزار نشده است) خبر داده‌اند و نوشته‌اند نظر به ناتوانی دانشگاه و وزارت علوم در تأمین امنیت و استیفای حقوق دانشجویان، تا اندک زمانی دیگر همه این ۱۴ نفر پشت میله‌های زندان خواهند بود این به آن معناست که این دانشجویان مشغول به تحصیل در مقاطع مختلف، عملا از حق تحصیل محروم شده‌‏اند.

متن کامل این نامه را به نقل از صفحه تلگرامی شوراهای صنفی دانشجویان کشور در ادمه بخوانید:

جناب آقای منصور غلامی

وزیر علوم، تحقیقات و فناوری

این نامه در حالی نوشته می‏‌شود که دانشجویان فعال جریان صنفی سراسر کشور و دیگر فعالین، به سبب اعتراضات به‌حق‌شان، به حبس‏‌های طولانی‌مدت محکوم‌ شده و برای تحمل این احکام ظالمانه‏‌ یکی پس از دیگری روانه‏‌ی زندان می‏‌شوند.

جنابعالی ازآن‌رو مخاطب این نامه هستید که عملاً مسئولیت حقوقی نهادی را بر عهده‌دارید که وظیفه‏‌اش باید دفاع از استقلال دانشگاه، حق تحصیل رایگان و جلوگیری از تعدی نیروهای امنیتی و شبه‌نظامی به آن باشد؛ بااین‌وجود از زمان انتصاب جنابعالی به سمتِ وزارت در مهر ۱۳۹۶ تا امروز، بدنه‌ی دانشجویانِ فعال جریانِ صنفی به‏ سبب اعتراضات به‌حق خود، نسبت به روند کالا شدن و بازاری‌سازی حق رایگان تحصیل و خدمات پیرامون آن و نیز به‏‌سبب همصدایی با توده‌‏ی معترض جامعه (از کارگر و معلم تا پرستار و بازنشسته) به همین روند در حیاتِ اجتماعی‌‏شان، مشمول سنگین‌ترین برخوردهای قضایی شده‌اند.

امروز به‌خاطر مداخله‌‏ی آشکارِ انواع و اقسام نهادهای امنیتی و شبه‌نظامی در داخل دانشگاه، جهت سرکوب این صدا، عملاً مفهومی تحت عنوان «استقلال نهاد دانشگاه» به شوخی تلخی بدل شده؛ شاید مهم‌تر از این نمونه‏‌ی آشکار و سرکوب برای نابودی «استقلال دانشگاه» این نکته باشد که «انتقاد از انتصاب جنابعالی به‌عنوان وزیر علوم» به‌عنوان مصداق اتهام در احکام دانشجویان درج شده است که بی‏‌تردید از باتوم خوردن در دانشگاه هم دردناک‏‌تر است.

ما به‌عنوان یک‌ صدا از میان دیگر صداهای معترض بدنه‌‏ی دانشگاه، یعنی صدای دانشجویان دانشگاهِ تهران، مایلیم که جنابعالی، استادان، دانشجویان دانشگاه‏‌ها و سایر فعالان صنفی و مدنی را از وجود ۱۳ دانشجوی تحت حکم این دانشگاه با مجموع احکام بالغ‌ بر ۷۰ سال حبس تعزیری (تا به این لحظه هنوز حکم مرضیه امیری صادر نشده است) مطلع سازیم. از میان این ۱۳ نفر، امروز ۴ نفر در زندان‌اند و نظر به ناتوانی دانشگاه و وزارت علوم در تأمین امنیت و استیفای حقوق آنان تا اندک زمانی دیگر هر ۱۳ نفر پشت میله‌های زندان خواهند بود. لازم به گفتن نیست که وقتی می‏‌گوییم «دانشجویانِ زندانی»، یعنی این‌که کلیه‌‏ی آنان مشغول به تحصیل در مقاطع مختلف هستند و با وضعیت کنونی عملاً محروم از حق تحصیل شده‌‏اند. اسامی این دانشجویان با احکامِ صادره‌‏شان به شرح زیر است:

۱. پدرام پذیره (دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی و رسانه دانشگاه تهران) محکوم ‌به ۷ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق

۲. سینا درویش عمران (دانش‌آموخته‌ی مطالعات کشور‌های آلمانی زبان دانشگاه تهران) محکوم به ۸ سال حبس تعزیری، ۲ سال ممنوع‌الخروجی و محرومیت از فعالیت سیاسی، حضور در احزاب و دسته‌جات سیاسی و فضای مجازی

۳. سها مرتضایی (دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران) محکوم به ۶ سال حبس تعزیری، ۲ سال محرومیت از عضویت در احزاب و گروه‌ها و دسته‌جات سیاسی

۴. پریسا رفیعی (دانشجوی کارشناسی عکاسی دانشگاه تهران) محکوم به ۷ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق تعزیری ، ۲ سال ممنوع‌الخروجی، ۲ سال محرومیت از عضویت در احزاب و گروه‌های سیاسی و اجتماعی

۵. علی مظفری (دانشجوی کارشناسی انسان‌شناسی دانشگاه تهران) محکوم به ۸ سال حبس تعزیری، ۲ سال ممنوع‌الخروجی و محرومیت از فعالیت سیاسی، حضور در احزاب و دسته‌جات سیاسی، فضای مجازی، رسانه‌ها و مطبوعات

۶. سینا ربیعی (دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اجتماعی دانشگاه تهران) محکوم به ۱ سال حبس تعزیری، ۲ سال ممنوع‌الخروجی

۷. محسن حق‌شناس (دانشجوی کارشناسی طراحی صحنه دانشگاه تهران) محکوم به ۲ سال حبس تعزیری

۸. محمدقاسم الله‌یاری (دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک انرژی دانشگاه تهران) محکوم به ۲ سال حبس تعزیری

۹. مرضیه امیری (دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اجتماعی دانشگاه تهران)، (در زندان و منتظر صدور حکم)

۱۰. لیلا حسین‌زاده (دانشجوی کارشناسی ارشد انسان‌شناسی دانشگاه تهران) محکوم به ۶ سال حبس تعزیری، ۲ سال ممنوع‌الخروجی (در زندان)

۱۱. روح‌الله مردانی (معلم و دانشجوی کارشناسی ادبیات دانشگاه تهران) محکوم به ۶ سال حبس تعزیری، ۲ سال محرومیت از برخی حقوق اجتماعی و ممنوع‌الخروجی (در زندان)

۱۲. کسری نوری (دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بشر دانشگاه تهران) محکوم به ۱۲ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق، ۲ سال تبعید به ثلاث باباجانی، ۲ سال ممنوع‌الخروجی، ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و احزاب و دسته‌جات سیاسی و اجتماعی و فعالیت رسانه‌ای (در زندان)

۱۳. شیما انتصاری (دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه تهران) محکوم به ۵ سال حبس تعزیری (در زندان)

همچنین خشایار دهقان (دانشجوی دکتری برق دانشگاه تهران)، پس از گذراندن دوران محکومیت خود، تحت فشار نهادهای امنیتی جهت اخراج وی از دانشگاه در وضعیت تحصیلی نامشخصی قرار گرفته است.

اشاره به دو مورد اخیر حمله به دانشجویان دانشگاه تهران، نمایی از وضعیت سرکوب جاری را به تصویر می‏‌کشد:

در آخرین حمله‌ی صورت گرفته به بدنه‌ی دانشجویی جریان صنفی، ۶ مرداد ۱۳۹۸ علی‏‌رغم این‌که روز قبل از آن لیلا حسین‏‌زاده، دانشجوی کارشناسی ارشد انسان‌شناسی، فعال صنفی دانشجویی، جهت حضور در شعبه‌ی ۲ بازپرسی دادسرای ناحیه‌ی ۳۳ شهید مقدس، احضار و تعیین تاریخ تلفنی شده بود، به منزل وی یورش برده و برای بار دوم مبادرت به بازداشت ایشان کردند. اکنون خبرها حاکی از آن است که علی‌رغم اشتغال به تحصیل لیلا حسین‌زاده و قول پیگیری از جانب تمامی نهادهای درگیر داخل دانشگاه، وی جهت تحمل ۳۰ ماه حبس تعزیری روانه‏‌ی بند زنان زندان اوین شده است.

توجیه اسف‏‌انگیز مسئولان دانشگاه در مواجهه با اعتراضات بدنه‏‌ی دانشجویی به این رویه‏‌ها و نیز خلف وعده‏‌های آنان مبنی بر تضمین حق تحصیل دانشجویان این است که «موضوع فرا دانشگاهی است و از ما کاری ساخته نیست.»

در نمونه‏‌ای دیگر مرضیه امیری دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اجتماعی نیز که ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ مقابل پلیس امنیت بازداشت شد، بیش از ۱۰۰ روز است که در بازداشت موقت به‏ سر می‏‌برد! این در حالی است که بارها شرایط بد جسمی او اطلاع‌‏رسانی شده و از انبوه وعده‌های بی‌سرانجام مسئولان دانشگاه و وزارت علوم، هیچ گشایشی در وضعیت این دانشجوی زندانی (همچون دیگران) ایجاد نشده است.

علاوه بر این، ده‏‌ها دانشجوی دیگر از دانشگاه‏‌های سراسر کشور گرفتار همین وضع‏یت‌اند و به سبب عدم برخورداری از تریبون لازم برای دیده و شنیده شدن، در سکوت خبری در حال تحمل حبس، تعلیق از تحصیل و ازهم‏‌پاشیدگی زندگی‏‌شان هستند.

حراست دانشگاه‏‌ها عملاً شعبه‏‌ی دانشگاهی نهادهای امنیتی‏ شده‌ و این موضوع در کنار بی‌قدرتی محض ریاست دانشگاه و رؤسای دانشکده‌‏ها و نیز سرکوب تشکل مستقل دانشجویان، فارغ از شعبات دانشجویی جناحین حکومتی موجود در دانشگاه، عملاً وزارتخانه‌ی جنابعالی را به شکلی از معاونت قوه‌ قضائیه و دیگر دستگاه‌‏های امنیتی در نظارت بر دانشگاه به‌منظور برقراری سکوتی مرگ‌بار برای تداوم بازاری‌سازی‌ها و سیاست‏‌زدایی از اذهان دانشجویان تبدیل کرده است.

ما جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران ضمن محکومیت این سرکوب‌‏ها در قالب بازداشت‌‏، احکام و محرومیت‌‏های غیرانسانی و غیرقانونی، بنا به موقعیت حقوقی جنابعالی، عملاً شما و وزارت‏ علوم را مسئول اصلی این وضعیت تأسف‌‏بار برای دانشگاه تهران و دیگر دانشگاه‌‏های کشور می‏‌دانیم و بدین‌وسیله خواستار آزادی فوری دانشجویان بازداشتی این دانشگاه، لغو کلیه‌‏ی احکام صادره و نیز برداشته شدن کلیه‌‏ی محرومیت‌‏های رخ‌داده برای تحصیل آنان هستیم.

پیشاپیش اعلام می‏ کنیم بسیار شرم‌آور خواهد بود که تبدیل‌شدن احکام صادره از هشت تا نه سال در دادگاه بدوی به دو تا پنج سال در دادگاه تجدیدنظر را سندی دال بر موفقیت وزارت علوم در تعامل با قوه قضاییه عنوان کنید. عباراتی چون «احکام عادلانه»، «دادرسی منصفانه» و «رأفت اسلامی» در نظر ما نام‏‌هایی دیگر برای بی‏‌کفایتی این وزارتخانه و سرپوش گذاشتن بر سرکوب آشکاری است که در نهاد دانشگا‏ه‏ جریان دارد. از نظر ما احکام صادره در دادگاه‌‏های بدوی مصداق «به مرگ گرفتن» هستند تا دانشجویان فعال به هنگام صدور رأی دادگاه‌های تجدیدنظر «به تب» راضی شوند.

نظر به تاریخ این نوع از سرکوب‌ها (از هنگام «انقلاب فرهنگی»)، در دانشگاه تهران به‌طور خاص (و سراسر کشور به‌طورکلی)، باید برای شما واضح باشد که دغدغه‌‏ای که دانشجویان بازداشتی و تحت حکم این دانشگاه (و دیگر دانشگاه‏‌های کشور) بابت آن هزینه می‏‌دهند، دغدغه‌‏ی همه‌‏ی ماست و این شعله، خاموش نخواهد شد. به جنابعالی توصیه می‏‌کنیم که بیش از این بر ثبت ‌نام خود به‌عنوان وزیر علوم در یکی از دوران‌های سیاه سرکوب دانشجویان اصرار نورزید، دست‌کم با اعلام استعفا به‏ سبب سلب اختیارات لازم از وزارت علوم برای حفظ استقلال نهاد دانشگاه، مسئولیت اجتماعی خود را به‌ جا آورید.

در آخر تأکید می‏‌کنیم که «حق اتمام تحصیل» هیچ دانشجویی نباید به سبب محکومیت قضایی (حتی اگر قطعی شده باشد) سلب گردد. ما در دفاع از این حق، لحظه‏‌ای عقب‏‌نشینی نخواهیم کرد و بی‏‌کفایتی وزارتخانه‌ی شما را در این خصوص جزئی از پازل سرکوب دانشگاه می‏‌دانیم و در برابر آن خواهیم ایستاد.

اسامی دانشجویان امضا کننده:

۱٫ ضحی ابراهیمی روانشناسی و علوم تربیتی

۲٫ حمیدرضا ابراهیمی‌فینی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۳٫ ساناز ابزاری زبان‌ها و ادبیات خارجی

۴٫ صابر ابطهی حقوق و علوم سیاسی

۵٫ علیرضا ابوالقاسمی پردیس علوم

۶٫ امید آجرلو ادبیات و علوم انسانی

۷٫ پیمان احمدی علوم اجتماعی

۸٫ لیلا احمدی علوم اجتماعی

۹٫ فاطمه احمدی وزملائی هنرهای زیبا

۱۰٫ شهاب احمدی‌نژاد زبان‌ها و ادبیات خارجی

۱۱٫ سام اختیاری هنرهای زیبا

۱۲٫ ارغوان اخلاقی علوم اجتماعی

۱۳٫ مهتا اخیانی فنی

۱۴٫ نوشین ادگی حقوق و علوم سیاسی

۱۵٫ محمدرضا ارجمندنیا فیزیک

۱۶٫احسان آریایی موحد علوم اجتماعی

۱۷٫ رعنا آرین‌فر علوم اجتماعی

۱۸٫ علی آزاد هنرهای زیبا

۱۹٫ آرام استکی علوم اجتماعی

۲۰٫ سینا استواری فنی

۲۱٫ نازنین اسدزاده علوم اجتماعی

۲۲٫ رضا اسکندری علوم اجتماعی

۲۳٫ علی اسماعیل‌زاده هنرهای زیبا

۲۴٫ کسری اشتری زبان‌ها و ادبیات خارجی

۲۵٫ مدیحه آشتیانی اقتصاد

۲۶٫ حسین اشرفی علوم اجتماعی

۲۷٫ زهرا اشعری علوم اجتماعی

۲۸٫ امین اصانلو علوم اجتماعی

۲۹٫ سبحان افشار علوم اجتماعی

۳۰٫ علی افشار فنی

۳۱٫ رومینا افشارحسینی حقوق و علوم سیاسی

۳۲٫ میترا افشاری ادبیات و علوم انسانی

۳۳٫ ریحانه افشاری‌اسفیدواجانی علوم اجتماعی

۳۴٫ سوده آقاجانزاده علوم اجتماعی

۳۵٫ مریم آقامحمدی علوم اجتماعی

۳۶٫ فاطمه آقایی ادبیات و علوم انسانی

۳۷٫ فاطمه آقایی علوم اجتماعی

۳۸٫ مصطفی آقایی علوم اجتماعی

۳۹٫ افشین اکبری ادبیات و علوم انسانی

۴۰٫ صحرا اکرمی علوم اجتماعی

۴۱٫ الهام اکرمیه علوم اجتماعی

۴۲٫ امین الماسی پردیس علوم

۴۳٫ ساناز الماسی هنرهای زیبا

۴۴٫ نازنین الماسی علوم اجتماعی

۴۵٫ مبینا الماسیان روانشناسی و علوم تربیتی

۴۶٫ علی اله‌آبادی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۴۷٫ کامران اله‌مرادی حقوق و علوم سیاسی

۴۸٫ امیرحسین الهیار ادبیات و علوم انسانی

۴۹٫ ناهید امانی علوم اجتماعی

۵۰٫ مهدی املائی ادبیات و علوم انسانی

۵۱٫ حمید امیدخدا هنرهای زیبا

۵۲٫ زهرا امیرحسینی علوم اجتماعی

۵۳٫ امیر محمد امیرحسینی فنی

۵۴٫ مائده امیرطاهری زبان‌ها و ادبیات خارجی

۵۵٫ مطهره امیرموسوی علوم اجتماعی

۵۶٫ فاطمه امیری طاهری مدیریت

۵۷٫ نسترن امیریان ادبیات و علوم انسانی

۵۸٫ فاطمه امین ادبیات و علوم انسانی

۵۹٫ فاطمه امینی زبان‌ها وادبیات خارجی

۶۰٫ محمد امینی هنرهای زیبا

۶۱٫ ستایش انصاری هنرهای زیبا

۶۲٫ فرزانه اولیا هنرهای زیبا

۶۳٫ احمد اولیایی حقوق و علوم سیاسی

۶۴٫ بهار اولیایی دامپزشکی

۶۵٫ شقایق ایاسه علوم اجتماعی

۶۶٫ حامد ایزانلو علوم اجتماعی

۶۷٫ حسن ایقانی علوم اجتماعی

۶۸٫ فاطمه ایلون زبان‌ها و ادبیات خارجی

۶۹٫ فاطمه ایلی فنی

۷۰٫ امیرحسین بابائی فنی

۷۱٫ عرفان بابایی آتشگاه فنی

۷۲٫ امیرحسین باقری هنرهای زیبا

۷۳٫ فرزان باقری زبان‌ها و ادبیات خارجی

۷۴٫ کوثر باقری ادبیات و علوم انسانی

۷۵٫ سپیده بختیاری زبان‌ها و ادبیات خارجی

۷۶٫ فائزه بخشنده زبان‌ها و ادبیات خارجی

۷۷٫ نگین بخشی‌زاده‌ اصل مدیریت

۷۸٫ پگاه بداغی پردیس علوم

۷۹٫ یاسمن برادران فنی

۸۰٫ اُرُد براری علوم اجتماعی

۸۱٫ فرزانه برزگر علوم اجتماعی

۸۲٫ فاطمه برزگری علوم اجتماعی

۸۳٫ شایان برهانی پردیس علوم

۸۴٫ کیمیا برودتی علوم اجتماعی

۸۵٫ امیر برومند حقوق و علوم سیاسی

۸۶٫ رضا بقایی‌نژاد پردیس علوم

۸۷٫ سارا بنی‌عامریان علوم اجتماعی

۸۸٫ پیمان بهرامی ادبیات و علوم انسانی

۸۹٫ آرمان بهره‌مند هنرهای زیبا

۹۰٫ علیرضا بهلول‌بندی هنرهای زیبا

۹۱٫ فاطمه بیاری‌فرومند روانشناسی و علوم تربیتی

۹۲٫ محمد بیکران بهشت علوم اجتماعی

۹۳٫ حدیث بیگلری زبان‌ها و ادبیات خارجی

۹۴٫ صدف بیگلری علوم اجتماعی

۹۵٫ مهتا بیگی ادبیات و علوم انسانی

۹۶٫ حمید بینا حقوق و علوم سیاسی

۹۷٫ الهه بیننده علوم اجتماعی

۹۸٫ روزبه پارسی اقتصاد

۹۹٫ سعید پایدارفرد روانشناسی و علوم تربیتی

۱۰۰٫ امیررضا پرورش علوم اجتماعی

۱۰۱٫ راضیه پنده پردیس علوم

۱۰۲٫ الهه پورامینایی حقوق و علوم سیاسی

۱۰۳٫ نازنین پورشهباز روانشناسی و علوم تربیتی

۱۰۴٫ علیرضا پورنعمت زبان‌ها و ادبیات خارجی

۱۰۵٫ عطیه پیرحیاتی علوم اجتماعی

۱۰۶٫ محمدحسین پیرسبزی هنرهای زیبا

۱۰۷٫ مریم پیمانی علوم اجتماعی

۱۰۸٫ مهدی تابان علوم اجتماعی

۱۰۹٫ بهروز تاری علوم اجتماعی

۱۱۰٫ شایسته تعاونی علوم اجتماعی

۱۱۱٫ پریماه تفریحی علوم اجتماعی

۱۱۲٫ احمدرضا توکلی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۱۱۳٫ موسی تیام فنی

۱۱۴٫ فاطمه تیرگر زبان‌ها وادبیات خارجی

۱۱۵٫ زهرا تیموری روانشناسی

۱۱۶٫ محمد ثقفی فنی

۱۱۷٫ برهان ثقفیان مدیریت

۱۱۸٫ مریم جامه‌بزرگ علوم اجتماعی

۱۱۹٫ امیرحسین جدیدی علوم اجتماعی

۱۲۰٫ ملیحه جعفری هنرهای زیبا

۱۲۱٫ فائزه جعفری خاتون‌آبادی پیراپزشکی

۱۲۲٫ قاسم جعفریان ادبیات و علوم انسانی

۱۲۳٫ مریم جعفری هنرهای زیبا

۱۲۴٫ نیلوفر جلیلی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۱۲۵٫ آناهیتا جنتی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۱۲۶٫ فاطمه جهانشاهی علوم اجتماعی

۱۲۷٫ امید جهانگیری علوم اجتماعی

۱۲۸٫ حسام‌الدین جوادزاده هنرهای زیبا

۱۲۹٫ نیما جواهری حقوق و علوم سیاسی

۱۳۰٫ مهسا جورمند علوم اجتماعی

۱۳۱٫ پرنیان جوکار حقوق و علوم سیاسی

۱۳۲٫ فاطمه چاوشی هنرهای زیبا

۱۳۳٫ حدیث چهاریاری علوم اجتماعی

۱۳۴٫ دلشاد چیتگری زبان‌ها و ادبیات خارجی

۱۳۵٫ سربرز چیره هنرهای زیبا

۱۳۶٫ ابوالفضل حاجی‌زادگان علوم اجتماعی

۱۳۷٫ گل‌آسا حاجی‌میرزایی علوم اجتماعی

۱۳۸٫ امیرحسین حامدی فنی

۱۳۹٫ پارسا حبیبی علوم اجتماعی

۱۴۰٫ سهیلا حبیبی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۱۴۱٫ امیررضا حدادی هنرهای زیبا

۱۴۲٫ سارا حسامی علوم اجتماعی

۱۴۳٫ رویا حسن پردیس علوم

۱۴۴٫ پریا حسن‌پور زبان‌ها و ادبیات خارجی

۱۴۵٫ اسما حسین‌پور پردیس علوم

۱۴۶٫ حسام حسین‌زاده علوم اجتماعی

۱۴۷٫ هنگامه حسین‌زاده پردیس علوم

۱۴۸٫ پارمیس حسینی پردیس علوم

۱۴۹٫ حمید حسینی علوم اجتماعی

۱۵۰٫ زهرا حسینی هنرهای زیبا

۱۵۱٫ سارا حسینی علوم اجتماعی

۱۵۲٫ شبنم حسینی ادبیات و علوم انسانی

۱۵۳٫ محسن حسینی پردیس ابوریحان

۱۵۴٫ مریم حسینی علوم اجتماعی

۱۵۵٫ مریم حسینی فنی

۱۵۶٫ نوشین حسینی علوم اجتماعی

۱۵۷٫ رعنا حشمتی علوم اجتماعی

۱۵۸٫ علی حضرتی فنی

۱۵۹٫ احسان حمزه‌پور پردیس علوم

۱۶۰٫ محمد حیدری هنرهای زیبا

۱۶۱٫ نصیبه حیدری زبان‌ها و ادبیات خارجی

۱۶۲٫ زهرا خالقی پردیس علوم

۱۶۳٫ سامیه خانی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۱۶۴٫ حامد خدابخش زبان‌ها و ادبیات خارجی

۱۶۵٫ سهیل خدابخش پردیس علوم

۱۶۶٫ زهرا خدادادزاده ادبیات و علوم انسانی

۱۶۷٫ رضا خدارحمی حقوق و علوم سیاسی

۱۶۸٫ امیرپویا خدری‌زاده هنرهای زیبا

۱۶۹٫ زینب خرامان علوم اجتماعی

۱۷۰٫ علی خسروزاده زبان‌ها و ادبیات خارجی

۱۷۱٫ محمد خسروی پردیس فارابی

۱۷۲٫ زهرا خطیب پردیس فارابی

۱۷۳٫ کتایون خطیبی پردیس علوم

۱۷۴٫ محمد خطیبی فنی

۱۷۵٫ غزاله خلیق هنرهای زیبا

۱۷۶٫ سعید خلیلی ادبیات و علوم نسانی

۱۷۷٫ سجاد خواجه حقوق و علوم سیاسی

۱۷۸٫ فاطمه خورسند مقدم علوم اجتماعی

۱۷۹٫ امید خوئین هنرهای زیبا

۱۸۰٫ سارا خیرالهی هنرهای زیبا

۱۸۱٫ رژان داداش‌زاده محیط زیست

۱۸۲٫ یاسر دالوند حقوق و علوم سیاسی

۱۸۳٫ مصطفی درویشی علوم اجتماعی

۱۸۴٫ پویا دریس علوم اجتماعی

۱۸۵٫ نگار دشتی مقدم علوم اجتماعی

۱۸۶٫ نیایش دولتی علوم اجتماعی

۱۸۷٫ عباس دیباجی هنرهای زیبا

۱۸۸٫ کامیار ذوقی علوم اجتماعی

۱۸۹٫ بهناز راشدی علوم اجتماعی

۱۹۰٫ زهرا راعی اقتصاد

۱۹۱٫ علی راغب علوم اجتماعی

۱۹۲٫ فائزه ربانی پردیس علوم

۱۹۳٫ رویا ربانی حقوق و علوم سیاسی

۱۹۴٫ زهرا ربانی‌زاده علوم اجتماعی

۱۹۵٫ سوسن ربیعی زبان‌هاو ادبیات خارجی

۱۹۶٫ کسری رجب‌زاده فیزیک

۱۹۷٫ زهرا رجبی هنرهای زیبا

۱۹۸٫ مریم رجبی فقیهی پردیس علوم

۱۹۹٫ بابک رحمانی هنرهای زیبا

۲۰۰٫ پرستو رحمانی ادبیات و علوم انسانی

۲۰۱٫ محمد رحمانی پردیس علوم

۲۰۲٫ زینب رحمتی هنرهای زیبا

۲۰۳٫ محمدجواد رحمتی هنرهای زیبا

۲۰۴٫ بنفشه رحیمی پردیس علوم

۲۰۵٫ زبیر رحیمی علوم اجتماعی

۲۰۶٫ نیکی رزاقی علوم اجتماعی

۲۰۷٫ امیرمحمد رستگار هنرهای زیبا

۲۰۸٫ سبا رستم‌کلایی پردیس علوم

۲۰۹٫ ندا رسولی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۲۱۰٫ میلاد رضایی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۲۱۱٫ ملیکا رضائی ادبیات و علوم انسانی

۲۱۲٫ منیر رضائی مدیریت

۲۱۳٫ هانی رضوی روانشناسی

۲۱۴٫ شهاب‌الدین رفیعی فنی

۲۱۵٫ مریم رمضان‌پور کامی روانشناسی و علوم تربیتی

۲۱۶٫ منیره رمضانی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۲۱۷٫ میلاد روانبخش روانشناسی و علوم تربیتی

۲۱۸٫ صفا روشندل علوم اجتماعی

۲۱۹٫ تکتم روشن‌قیاس علوم اجتماعی

۲۲۰٫ رضا رئیسی روانشناسی

۲۲۱٫ فاطمه رئیسی فنی

۲۲۲٫ کورش زارع هنرهای زیبا

۲۲۳٫ پریناز زارعی پردیس علوم

۲۲۴٫ شقایق زارعی ادبیات و علوم انسانی

۲۲۵٫ زمرد زاهدی هنرهای زیبا

۲۲۶٫ مهسا زمان‌پور علوم اجتماعی

۲۲۷٫ فاطمه زمانی هنرهای زیبا

۲۲۸٫ امید زند کریم‌خانی علوم اجتماعی

۲۲۹٫ مهراب زندی هنرهای زیبا

۲۳۰٫ الهه ساعت‌چی علوم اجتماعی

۲۳۱٫ فاطمه ساعدی ادبیات و علوم انسانی

۲۳۲٫ مسعود سالاری علوم اجتماعی

۲۳۳٫ اشکان سبزواری علوم اجتماعی

۲۳۴٫ آنیتا ستاری علوم اجتماعی

۲۳۵٫سارا سراج‌زاده پردیس علوم

۲۳۶٫ فریده سربندی فراهانی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۲۳۷٫ شیما سعادتی ادبیات و علوم انسانی

۲۳۸٫ احمد سعیدی علوم اجتماعی

۲۳۹٫ نیلوفر سعیدی علوم اجتماعی

۲۴۰٫ زهرا سعیدی‌فر هنرهای زیبا

۲۴۱٫ محمدرضا سقائی الهیات و معارف اسلامی

۲۴۲٫ صادق سلطانی علوم اجتماعی

۲۴۳٫ یلدا سلیمان‌زاده روانشناسی

۲۴۴٫ ملیکا سلیمانی علوم اجتماعی

۲۴۵٫ نگین سلیمانی هنرهای زیبا

۲۴۶٫ ملیکا سلیمانی‌خو علوم اجتماعی

۲۴۷٫ فاطمه سمسار علوم اجتماعی

۲۴۸٫ مهسا سهاله ادبیات و علوم انسانی

۲۴۹٫ سمانه سهرابی علوم اجتماعی

۲۵۰٫ نرگس سوری علوم اجتماعی

۲۵۱٫ مبین سوسن‌آبادی مدیریت

۲۵۲٫ علیرضا سولقانی هنرهای زیبا

۲۵۳٫ حمید سیدهاشمی مدیریت

۲۵۴٫ نفیسه سیدی فنی

۲۵۵٫ سروین سیف علوم اجتماعی

۲۵۶٫ سامان سیفی علوم اجتماعی

۲۵۷٫ صادق شادمانی علوم اجتماعی

۲۵۸٫ منا شاطری ادبیات وعلوم انسانی

۲۵۹٫ محمدمعین شاکری ادبیات و علوم انسانی

۲۶۰٫ محمد شباهتی علوم اجتماعی

۲۶۱٫ سیاوش شریفی فیزیک

۲۶۲٫ سوگند شریفی عرب هنرهای زیبا

۲۶۳٫ ابوالفضل شریفیان ادبیات و علوم انسانی

۲۶۴٫ شیما شعاعی علوم اجتماعی

۲۶۵٫ چنور شفیع‌زاده روانشناسی و علوم تربیتی

۲۶۶٫ بهار شفیعی علوم اجتماعی

۲۶۷٫ شهره شفیعی علوم اجتماعی

۲۶۸٫ مائده شکری علوم اجتماعی

۲۶۹٫ مبینا شمسی‌خانی روانشناسی و علوم تربیتی

۲۷۰٫ محمدجواد شهابی‌نژاد ادبیات و علوم انسانی

۲۷۱٫ عباس شهرابی علوم اجتماعی

۲۷۲٫ فاطمه شهریاری علوم اجتماعی

۲۷۳٫ یگانه شوق‌الشعرا علوم اجتماعی

۲۷۴٫ احمد شوندی ادبیات و علوم انسانی

۲۷۵٫ حسن شویکلو مرادی حقوق و علوم سیاسی

۲۷۶٫ مصطفی شیخی حقوق و علوم سیاسی

۲۷۷٫ امین شیرپور هنرهای زیبا

۲۷۸٫ زهرا صابری علوم اجتماعی

۲۷۹٫ فرید صابری ادبیات و علوم انسانی

۲۸۰٫ پرستو صاحبی علوم اجتماعی

۲۸۱٫ محمد صادقی علوم اجتماعی

۲۸۲٫ میکائیل صادقی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۲۸۳٫ امیررضا صالحی فنی

۲۸۴٫ یاسمن صانعی ادبیات و علوم انسانی

۲۸۵٫ زهرا صباغی علوم اجتماعی

۲۸۶٫ صدف صبوری علوم اجتماعی

۲۸۷٫ زهرا صدقی علوم اجتماعی

۲۸۸٫ محمدحسین صدیق زبان‌ها و ادبیات خارجی

۲۸۹٫ محمد صفایی علوم اجتماعی

۲۹۰٫ نوشین صفائیان علوم اجتماعی

۲۹۱٫ سمانه صفری علوم اجتماعی

۲۹۲٫ هیرش صمدی تودار حقوق و علوم سیاسی

۲۹۳٫ الهام صمیمی علوم اجتماعی

۲۹۴٫ مشکات طالبی هنرهای زیبا

۲۹۵٫ فائقه طباطبائی علوم اجتماعی

۲۹۶٫ تارا ظفری هنرهای زیبا

۲۹۷٫ مهتاب عابدحیدری علوم اجتماعی

۲۹۸٫ مریم عابدینی ادبیات و علوم انسانی

۲۹۹٫ محمد عادلی علوم اجتماعی

۳۰۰٫ نسترن عادلیان فنی

۳۰۱٫ مهدی عارفان حقوق و علوم سیاسی

۳۰۲٫ هیلدا عبادی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۳۰۳٫ معصومه عبادیان زبان‌ها و ادبیات خارجی

۳۰۴٫ پرستو عباس‌شیرازی هنرهای زیبا

۳۰۵٫ امیرمهدی عباسی ادبیات و علوم انسانی

۳۰۶٫ سارا عباسی علوم اجتماعی

۳۰۷٫ مرضیه عباسی حقوق و علوم سیاسی

۳۰۸٫ آمید عبداله‌زاده زبان‌ها و ادبیات خارجی

۳۰۹٫ مهسا عبداله‌زاده فنی

۳۱۰٫ صبا عبدالهی ادبیات و علوم انسانی

۳۱۱٫ نعیم عبدلی حقوق و علوم سیاسی

۳۱۲٫ انیس عدالت‌پور فنی

۳۱۳٫ پریسا عروجی هنرهای زیبا

۳۱۴٫ زهرا عزتی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۳۱۵٫ محمدرسول عزیزی اقتصاد

۳۱۶٫ محمدمعین عزیزی دندانپزشکی

۳۱۷٫ حامد عسکری علوم اجتماعی

۳۱۸٫ حنانه عسکری ادبیات و علوم انسانی

۳۱۹٫ قنبر عسکری فنی

۳۲۰٫ سارا عسکری وادقانی علوم اجتماعی

۳۲۱٫ پارمیدا عطاری ادبیات و علوم انسانی

۳۲۲٫ غزاله عطازاده هنرهای زیبا

۳۲۳٫ محمد عظیمی یانچشمه مدیریت

۳۲۴٫ عاطفه علاالدین هنرهای زیبا

۳۲۵٫ محدثه علامی روانشناسی و علوم تربیتی

۳۲۶٫ مرضیه علایی مدیریت

۳۲۷٫ مصطفی علایی مدیریت

۳۲۸٫ فاطمه علمایی علوم اجتماعی

۳۲۹٫ محمدحسین علی ادبیات و علوم انسانی

۳۳۰٫ امیرحسین علی‌بخشی علوم اجتماعی

۳۳۱٫ ریحانه علی‌زاده علوم اجتماعی

۳۳۲٫ کیمیا علی‌زاده پردیس علوم

۳۳۳٫ محمد علی‌زاده هنرهای زیبا

۳۳۴٫ مریم عمونجف‌آبادی پردیس علوم

۳۳۵٫ محمد عنایت‌پور زبان‌ها و ادبیات خارجی

۳۳۶٫ پرنیان عیسی‌زاده مدیریت

۳۳۷٫ امیر غدیری حقوق و علوم سیاسی

۳۳۸٫ صابر غرضی علوم اجتماعی

۳۳۹٫ ملیکا غزنوی‌راد پردیس علوم

۳۴۰٫ اشکان غفاری هنرهای زیبا

۳۴۱٫ سمیرا غفاری هنرهای زیبا

۳۴۲٫ امیرحسین غلام‌پور علوم اجتماعی

۳۴۳٫ زینب غیاثی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۳۴۴٫ لاله غیاثی یکتا حقوق و علوم سیاسی

۳۴۵٫ علی فاضل‌زاده فیزیک

۳۴۶٫ راضیه فاطمی‌نیا اقتصاد

۳۴۷٫ علیرضا فتحی حقوق

۳۴۸٫ فرنوش فخار حقوق و علوم سیاسی

۳۴۹٫ فروغ فرامرزی‌خواه زبان‌ها و ادبیات خارجی

۳۵۰٫ راحیل فراهانی علوم اجتماعی

۳۵۱٫ فریده فراهانی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۳۵۲٫ علیرضا فرزانه‌جو ادبیات و علوم انسانی

۳۵۳٫ عارفه فرهمندی فنی

۳۵۴٫ فرتاش فرهمین فراهانی فنی

۳۵۵٫ معین فضلی علوم اجتماعی

۳۵۶٫ میلاد فکور علوم اجتماعی

۳۵۷٫ سبا فلاح علوم اجتماعی

۳۵۸٫ محمد فیروزی علوم اجتماعی

۳۵۹٫ مهسا فیروزی هنرهای زیبا

۳۶۰٫ آرمان قادری فنی

۳۶۱٫ رضا قاسمی هنرهای زیبا

۳۶۲٫ مائده قاسمی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۳۶۳٫ نادر قاسمی فنی

۳۶۴٫ علی قاصد زبان‌ها و ادبیات خارجی

۳۶۵٫ انیس قانع‌پسند هنرهای زیبا

۳۶۶٫ محمدحسین قائمی علوم اجتماعی

۳۶۷٫ فاطمه قدیری علوم اجتماعی

۳۶۸٫ صبا قدیمی علوم اجتماعی

۳۶۹٫ علیرضا قدیمی علوم اجتماعی

۳۷۰٫ فائزه قربانی علوم اجتماعی

۳۷۱٫ شیما قلی‌زاده زبان‌ها و ادبیات خارجی

۳۷۲٫ مریم قناد علوم اجتماعی

۳۷۳٫ معصومه قناد علوم اجتماعی

۳۷۴٫ وحید قناعتی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۳۷۵٫ آرش قنبری ادبیات و علوم انسانی

۳۷۶٫ کیمیا قنبری هنرهای زیبا

۳۷۷٫ یاشار کاربینی فنی

۳۷۸٫ هومن کاسبی علوم اجتماعی

۳۷۹٫ مجتبی کاشانی مدیریت

۳۸۰٫ ابراهیم کاظمی پردیس علوم

۳۸۱٫ داود کاظمی‌نیا هنرهای زیبا

۳۸۲٫ شادی کامرانی هنرهای زیبا

۳۸۳٫ محمدنادر کردی علوم اجتماعی

۳۸۴٫ علیرضا کرمی پردیس علوم

۳۸۵٫ هدی کرمی هنرهای زیبا

۳۸۶٫ هانیه کرمیان علوم اجتماعی

۳۸۷٫ زهرا کریمی روانشناسی و علوم تربیتی

۳۸۸٫ زهرا کریمی روانشناسی و علوم تربیتی

۳۸۹٫ سوزان کریمی ادبیات و علوم انسانی

۳۹۰٫ فاطمه کریمی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۳۹۱٫ محمد کریمی حقوق و علوم سیاسی

۳۹۲٫ امیرحسن کریمی‌زاده پردیس علوم

۳۹۳٫ کتایون کلایی‌راد علوم اجتماعی

۳۹۴٫ هانیه کلهر علوم اجتماعی

۳۹۵٫ سینا کمالی فنی

۳۹۶٫ ستایش کوچک‌زاده روانشناسی

۳۹۷٫ پیام کوشکی فنی

۳۹۸٫ زهرا کوهی ادبیات و علوم انسانی

۳۹۹٫ هستی کیمیائی هنرهای زیبا

۴۰۰٫ گلچهره کیوان علوم اجتماعی

۴۰۱٫ مهران کیوان‌منش روانشناسی و علوم تربیتی

۴۰۲٫ شایان کیوان‌نیا زبان‌ها و ادبیات خارجی

۴۰۳٫ امیرحسین کیومرثی هنرهای زیبا

۴۰۴٫ محمدحسن گچ‌پزپور علوم اجتماعی

۴۰۵٫ مینا گرامی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۴۰۶٫ ابراهیم گرانپایه هنرهای زیبا

۴۰۷٫ حسام گل‌چمن زبان‌ها و ادبیات خارجی

۴۰۸٫ علی گلستانی فنی

۴۰۹٫ مینا گلستانی ادبیات و علوم انسانی

۴۱۰٫ هستی گمرکی هنرهای زیبا

۴۱۱٫ ایلیا گیاهچی هنرهای زیبا

۴۱۲٫ امیرحسین لطفی فیزیک

۴۱۳٫ زهرا ماستری فراهانی ادبیات و علوم انسانی

۴۱۴٫ سارا مالمیر الهیات و معارف اسلامی

۴۱۵٫ حسین متوسل‌الحق ادبیات و علوم انسانی

۴۱۶٫ مریم مجیدی علوم اجتماعی

۴۱۷٫ یاسمن محبوبی متین علوم اجتماعی

۴۱۸٫ آکیتا محمدزاده ادبیات و علوم انسانی

۴۱۹٫ مرتضی محمدی هنرهای زیبا

۴۲۰٫ مهرداد محمدی حقوق و علوم سیاسی

۴۲۱٫ مهتاب محمودی علوم اجتماعی

۴۲۲٫ فاطمه مختاری علوم اجتماعی

۴۲۳٫ فاطمه مداحی ادبیات و علوم انسانی

۴۲۴٫ تارا مدرس‌پناه فنی

۴۲۵٫ علی مرادی فیزیک

۴۲۶٫ محمد مرادی علوم اجتماعی

۴۲۷٫ محمدحسین مرادی علوم اجتماعی

۴۲۸٫ سهند مرتضوی فنی

۴۲۹٫ سعید مردانی هنرهای زیبا

۴۳۰٫ احسان مسجدی فیزیک

۴۳۱٫ فاطمه مسرور حقوق و علوم سیاسی

۴۳۲٫ شکیبا مسعودی‌نسب علوم اجتماعی

۴۳۳٫ راستین مشتاق اقتصاد

۴۳۴٫ مهدی مشکاتی هنرهای زیبا

۴۳۵٫ تارا مظفری علوم اجتماعی

۴۳۶٫ محمدحسین معلم هنرهای زیبا

۴۳۷٫ پویا معماری ‌آزاد علوم اجتماعی

۴۳۸٫ غزل معماریان هنرهای زیبا

۴۳۹٫ امیرحسین معین مدیریت

۴۴۰٫ ساجده مقدس فنی

۴۴۱٫ هادی ملایری هنرهای زیبا

۴۴۲٫ پریچهر ملکشاهی علوم اجتماعی

۴۴۳٫ فاطمه ملکی هنرهای زیبا

۴۴۴٫ حامد ملیانی هنرهای زیبا

۴۴۵٫ زهرا منصوری علوم اجتماعی

۴۴۶٫ زهرا مهدوی‌راد علوم اجتماعی

۴۴۷٫ محسن مهدوی‌فر فنی

۴۴۸٫ مهتا مهدی‌زاده علوم اجتماعی

۴۴۹٫ محمدمهدی مهرابی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۴۵۰٫ رسول مهران‌فر ادبیات و علوم انسانی

۴۵۱٫ غزل مهربان‌پژوه پردیس علوم

۴۵۲٫ سجاد موسوی علوم اجتماعی

۴۵۳٫ میلاد موسوی علوم اجتماعی

۴۵۴٫ فاطمه موسوی‌پور زبان‌ها و ادبیات خارجی

۴۵۵٫ بهار موسوی‌راد ادبیات و علوم انسانی

۴۵۶٫ مریم موسیوند علوم اجتماعی

۴۵۷٫ الهام میرسلیمی علوم اجتماعی

۴۵۸٫ فاطمه میرکاظمیان زبان‌ها و ادبیات خارجی

۴۵۹٫ هادی میری آشتیانی علوم اجتماعی

۴۶۰٫ پریا میری‌زاده زبان‌ها و ادبیات خارجی

۴۶۱٫ مریم مینایی ادبیات و علوم انسانی

۴۶۲٫‌علی نانوایی حقوق و علوم سیاسی

۴۶۳٫ جلال نباتی علوم اجتماعی

۴۶۴٫ مارال نجفی هنرهای زیبا

۴۶۵٫ مهدی نجفی علوم اجتماعی

۴۶۶٫ محمدمهدی نجفی‌خواه محیط‌ زیست

۴۶۷٫ حمید نصرت‌آباد هنرهای زیبا

۴۶۸٫ ابوالفضل نصیرالاسلامی علوم اجتماعی

۴۶۹٫ زهرا نصیریان‌فر علوم اجتماعی

۴۷۰٫ داریوش نظری اقتصاد

۴۷۱٫ محمد نظیفی هنرهای زیبا

۴۷۲٫ الناز نعمت‌الهی فنی

۴۷۳٫ هیوا نقیبی ادبیات و علوم انسانی

۴۷۴٫ محمود نوایی فنی

۴۷۵٫ فاطمه نورورزی ادبیات و علوم انسانی

۴۷۶٫ علی نوریان اردکانی علوم اجتماعی

۴۷۷٫ نگار نیازمند علوم اجتماعی

۴۷۸٫ سحر نیرومند فنی

۴۷۹٫ سپهر نیرومندفر پردیس علوم

۴۸۰٫ بهار نیک‌بخت ادبیات و علوم انسانی

۴۸۱٫ سعید نیک‌بخت علوم اجتماعی

۴۸۲٫ کیا هاشمی حقوق و علوم سیاسی

۴۸۳٫ مریم هاشمی علوم اجتماعی

۴۸۴٫ شهره هاشمی قوچانی روانشناسی

۴۸۵٫ علی هاشمیان علوم اجتماعی

۴۸۶٫ مریم همتی پردیس علوم

۴۸۷٫ کوثر هوشنگی روانشناسی و علوم تربیتی

۴۸۸٫ آرمیتا هومان علوم اجتماعی

۴۸۹٫ زهرا وثوق مدیریت

۴۹۰٫ امیر ودیعی علوم اجتماعی

۴۹۱٫ کیارش وزیرزاده مدیریت

۴۹۲٫ فاطمه وطن‌پرست مقدم علوم اجتماعی

۴۹۳٫ سوگند وهابی فنی

۴۹۴٫ سپیده یادگار علوم اجتماعی

۴۹۵٫ زهرا یاری زبان‌ها و ادبیات خارجی

۴۹۶٫ زهرا یاسی زبان‌ها و ادبیات خارجی

۴۹۷٫ فاضل یزدان‌پناه علوم اجتماعی

۴۹۸٫ انیسه یعقوبی ادبیات و علوم انسانی

۴۹۹٫ زهرا یعقوبیان زبان‌ها و ادبیات خارجی

۵۰۰٫ زهرا یغماییان روانشناسی و علوم تربیتی

 

سازمان ملل: “مقامات ایرانی باید در مورد چهار زندانی سیاسی کُرد ناپدید شده پاسخ بدهد”

کارگروه تحقیق سازمان ملل درباره ناپدید شدن های قهری یا ناخواسته سازمان ملل، در نشست شماره ۱۱۸، چهار زندانی سیاسی کُرد اعدام شده را به عنوان ناپدید شده های قهری به رسمیت شناخت.

مقامات جمهوری اسلامی در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ به خانواده‌های ۴ زندانی سیاسی کرد خبر دادند که فرزندان‌شان را اعدام کرده‌اند. اما هیچگاه پیکر آنان به خانواده‌ها داده نشد و با گذشت بیش از نُه سال هنوز محل دفن آن‌ها مشخص نشده است.

بر اساس گزارش کارگروه تحقیق سازمان ملل درباره ناپدیدشدگان قهری یا ناخواسته که اخیراً منتشر شده است، فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، علی حیدریان و فرهاد وکیلی به‌عنوان ناپدیدشدگان قهری شناخته شده‌اند.

مهرداد کمانگر، برادر فرزاد کمانگر درباره به رسمیت شناخته شدن فرزاد به عنوان ناپدیدشده قهری توسط سازمان ملل به عدالت بر ای ایران می‌گوید: «هم اکنون نزدیک به ١٠ سال کابوس فرزند، آرام و قرار را از خانواده برده…هیچ ارگان یا مرجعی دولتی حاضر به پاسخگویی و ارائه توضیحى به خانواده فرزاد در خصوص جسد و محل دفن او نیست. بر این اساس خانواده فرزاد کمانگر تمام تلاش‌ها، از سوى نهادهای حقوقى بین‌المللى براى باز خواست و فشار بر حکومت ایران که این جنایت را روا داشته و با اختفاى جسد از خانواده بعد از ١٠ سال بر عمق این فاجعه افزوده را مثبت ارزیابی می‌کند و ارج می‌نهد.»

ملائکه علم‌هولی، عمه شیرین علم‌هولی نیز درباره روند رسیدگی به پرونده شیرین و اعدام مخفیانه او به عدالت برای ایران می‌گوید: «به‌عنوان عضو خانواده شیرین علم هولی اعلام می‌کنم غیر از آنکه حق شیرین ضایع شدە، حکم ظالمانه‌ای برایش صادر کردند، به او اجازە دفاع از خود ندادند و طبق آن، حکم ظالمانه را بدون اطلاع خانوادە و وکیلش، و به شیوەای مخفیانه او را همراە با رفقایش اعدام کردند.»

ملائکه علم‌هولی می‌افزاید که پیکر شیرین را «ربودند» و آن را از خانواده مخفی کردند. او با اشاره به مراجعه‌های مکرر خانواده شیرین به نهادهایی چون دادگاه انقلاب، مجلس، استانداری و نهادهای دیگر برای یافتن نشانی از پیکر و یا محل دفن او، می‌افزاید:« پدرش بعد از تحویل نگرفتن جنازە شیرین در مدت کوتاهی دق مرگ شد و وفات کرد… با وجود این خانوادە هنوز چشم انتظار تحویل گرفتن جنازه او هستند.»

ملائکه علم‌هولی با بیان اینکه شیرین حق دارد در میهن خودش(کردستان) گوری داشته باشد از سازمان‌های دفاع از حقوق بشر، نهادهای بین‌المللی و جامعه جهانی درخواست می‌کند تا بر جمهوری اسلامی ایران فشار بیاوردند تا پیکر شیرین را به خانوادەاش تحویل بدهند.

همچنین سعدیه وکیلی، خواهر فرهاد وکیلی در گفتگویی با عدالت برای ایران با تاکید بر تلاش‌های نافرجام خانواده برای دریافت پیکر و یا حتی آگاهی یافتن از محل دفن فرهاد، از ظلم و رنجی که بر او و خانواده‌اش از سوی جمهوری اسلامی تحمیل شده، سخن می‌گوید: «این موضوع به شکل بسزایی روح و روان ما را آزرده و رنجور کرده، تا جایی که شاید گفتن این موضوع برای دیگران تعجب برانگیز باشد، اما باید بگوییم که با گذشت چندین سال از این اتفاق دلخراش کماکان فرزندان و همسر شهید فرهاد وکیلی این امید را دارند که او زنده باشد. تداوم این رنج بی پایان که به شکل هدفمند از سوی دستگاه سرکوب و خفقان رژیم جمهوری اسلامی انجام می‌شود، برای ما شبیه به کابوسی سریالی و ادامه‌دار است.»

خواهر فرهاد وکیلی درباره اینکه سازمان ملل برادر او را به ‌عنوان ناپدیدشده قهری به رسمیت شناخته است، می‌گوید:«ما امید داریم که با پیگیری این موضوع از سوی سازمان‌ها و نهادهای حقوق بشری همچون عدالت برای ایران، ترتیب اثری به جهت ایجاد گشایشی در این رنج بی پایان داده شود.»

بنا‌ بر گزارش کارگروه تحقیق سازمان ملل، مقامهای ایران موظف هستند که ضمن روشن کردن سرنوشت آنان، در صورت ادعای اجرای حکم اعدام، محل دفن این زندانیان را اعلام کنند. این چهار زندانی سیاسی کرد به همراه مهدی اسلامیان در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ در زندان اوین اعدام شده و تاکنون محل دفن آنها به خانواده‌های‌شان اعلام نشده است.

در این گزارش آمده است که ناپدید شدگی قهری نقض مداوم حقوق بشر بوده و مشمول گذشت زمان نمی شود. تا زمانی که فرد ناپدیدشده پیدا یا سرنوشتش به‌طور کامل معلوم نشود تحقیقات در مورد آنها ادامه خواهد داشت.

بر اساس این گزارش و با به ‌رسمیت شناخته شدن این چهار زندانی سیاسی به عنوان ناپدیدشده قهری، قوانین بین‌المللی ، حکومت ایران را موظف می‌داند که حق خانواده‌های آنها را برای دانستن حقیقت درباره سرنوشت و محل دفن عزیزان شان ادا کند و مسئولان آن را تحت تعقیب قرار دهد.

فرزاد کمانگر، آموزگار و فعال مدنی، در مرداد ۱۳۸۵ به اتهام همکاری با «پژاک و مشارکت در عملیات بمب‌گذاری» و  شیرین علم‌هولی در خرداد ۱۳۸۷ به اتهام عضویت در«گروه پژاک» توسط سپاه پاسداران در تهران بازداشت شدند. فرهاد وکیلی، فعال سیاسی کرد، در شهریور ۱۳۸۵ در سنندج دستگیر شد و چندین ماه را در سلول انفرادی گذراند.

مقامات جمهوری اسلامی در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ به خانواده‌های شیرین علم هولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و فرزاد کمانگر خبر دادند که فرزندان‌شان را اعدام کرده‌اند. اما هیچگاه پیکر آنان به خانواده‌ها داده نشد و با گذشت بیش از نُه سال هنوز محل دفن آن‌ها مشخص نشده است.

د

Design a site like this with WordPress.com
Get started