جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مهتاب قلیزاده، خبرنگار ساکن تهران، روز سه شنبه ۱۶ فروردین ماه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران برگزار خواهد شد.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مهتاب قلیزاده، خبرنگار ساکن تهران، به دادگاه انقلاب تهران احضار شد.
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات خانم قلیزاده در تاریخ ۱۶ فروردین ماه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران برگزار خواهد شد.
حانم قلیزاده در تاریخ ۲۰ آذرماه، پس از تفهیم اتهام توسط شعبه دوم دادسرای اوین با تودیع قرار آزاد شده بود. طی این جلسه اتهامات مطروحه علیه وی “تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و تشویق به فساد از طریق تلاش برای ورود به ورزشگاه در بازی تیم ملی ایران و سوریه در جریان رقابت های مقدماتی جام جهانی” عنوان شد.
منزل مهتاب قلیزاده پیشتر در مردادماه سال جاری توسط ماموران امنیتی مورد تفتیش قرار گرفته بود. ماموران در جریان این تفتیش برخی از لوازم شخصی خانم قلیزاده از جمله تلفن همراه و لپ تاپ او را ضبط کردند. اندکی پس از این تفتیش، خانم قلیزاده در چند نوبت به دفتر یکی از نهادهای امنیتی احضار شد و مورد بازجویی قرار گرفت.
هاشم خوران از اهالی روستای آلیان شهرستان اشنویه توسط شعبه اول دادگاه انقلاب این شهرستان به ۲ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد.
به نقل از کردپا، هاشم خوران از اهالی روستای آلیان شهرستان اشنویه توسط دادگاه انقلاب این شهرستان به حبس محکوم شد.
براساس این گزارش آقای خوران توسط شعبه اول دادگاه انقلاب اشنویه به ریاست قاضی رضایی از بابت اتهام “همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام” به ۲ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروند روز یکشنبه ۲۲ اسفندماه ١۴٠٠ در این شعبه برگزار شده بود.
آقای خوران در تاریخ ۳ تیرماه ١۴٠٠ توسط نیروهای امنیتی بدون ارائه حکم قضایی بازداشت و نخست به یکی از بازداشتگاههای امنیتی در ارومیه و نهایتا با اتمام مراحل بازجویی به زندان اشنویه منتقل شد.
نیروهای امنیتی در حین بازداشت این شهروند اقدام به تفتیش منزل وی کرده و شماری از وسایل شخصی او را ضبط کرده و با خود برده بودند.
هاشم خوران در تاریخ ۶ مردادماه سال گذشته با تودیع قرار وثیقه ۵٠٠ میلیون تومانی به شیوه موقت تا پایان مراحل دادرسی از زندان اشنویه آزاد شد.
این شهروند طی مدت بازداشت از “دسترسی به وکیل” و “ملاقات با خانواده” محروم بوده است.
طی روز گذشته و امروز پنجشنبه ۴ فروردین ماه، دو شهروند اهل سنندج به نام های امید اسدی و عادل نادری توسط اطلاعات سپاه احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفتند.
به نقل از کردپا، روز چهارشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۱، امید اسدی شهروند اهل سنندج توسط اطلاعات سپاه احضار شد.
در این گزارش به نقل از یک منبع مطلع آمده است: “این شهروند از طریق تماس تلفنی و به دلیل شرکت در مراسم نوروز در پارک کودک سنندج به اطلاعات سپاه احضار شده است”.
این منبع مطلع افزود: “آقای اسدی پس از چند ساعت بازجویی و اخذ تعهد کتبی مبنی بر عدم شرکت در مراسمات و فعالیتهای مدنی آزاد شده است”.
همچنین امروز پنجشنبه ۴ فروردینماه، عادل نادری، شهروند اهل روستای “بوریدر” از توابع سروآباد ساکن سنندج از طریق تماس تلفنی توسط اطلاعات سپاه احضار شده و به مدت چند ساعت مورد بازجویی قرار گرفت.
در این گزارش به نقل از یک منبه مطلع آمده است: “نیروهای امنیتی این شهروند را تهدید کردند که از شرکت در مراسمات نوروزی خودداری کند. نیروهای امنیتی به وی اعلام کردند که تنها حق شرکت در مراسمات نوروزی را دارد که زیر نظر نهادهای امنیتی و حکومتی برگزار شوند”.
آقای نادری در همان روز پس از چند ساعت بازجویی و اخذ تعهد کتبی آزاد شده است.
به علاوه بتول عظیمی شهروند ۷۵ ساله و آریانا سلیمی، نوجوان ۱۴ ساله ای که روز دوشنبه یکم فروردین در جریان این مراسم بازداشت شده بودند، روز سه شنبه ۲ فروردینماه، با تودیع قرار کفالت و اخذ تعهد کتبی آزاد شدند.
روز چهارشنبه ۳ فروردین ماه شهروند دیگری به نام سامان میرکی پس از احضار به سازمان اطلاعات سپاه این شهر بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد امنیتی منتقل شده است.
جمعی از فعالان سیاسی، مدنی و فرهنگی کردستان با انتشار بیانیهای خواستار آزادی بازداشت شدگان اخیر در جریان مراسم نوروز در سنندج شدند. در جریان برگزاری این مراسم و پس از آن تعدادی از شهروندان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جمعی از فعالان سیاسی، مدنی و فرهنگی کردستان با انتشار بیانیهای خواستار آزادی بازداشت شدگان اخیر در جریان مراسم نوروز در سنندج شدند.
در بخشی از این بیانیه ضمن اشاره به وظایف دولتها در جهت رفع تبعیض و اختصاص امکانات برای همه آمده است: «برخوردهای ناصواب و خلاف قانون و اصول و حقوق بنیادین انسان در روزهای اول سال شادی خانوادههای بازداشت شده را به غم و اندوه و نگرانی بدیل کرده و موجی از نگرانی را در سنندج و دیگر شهرها ایجاد کرده است. ما جمعی از فعالان سیاسی و مدنی و فرهنگی کردستان از نهادهای مسئول در این قضیه می خواهیم ضمن دلجویی از تمامی آنان و تغییر رویکرد نسبت به حقوق فرهنگی انسان و رفع محدودیتهای رسمی و غیررسمی ایجاد شده هر چه زودتر زمینه آزادی افراد بازداشت شده را فراهم نمایند و خانواده های آنان را در این روزهای ابتدای سال شاد نمایند.»
متن کامل این بیانیه عینا در پی میآید:
«بازداشت شدگان جشن نوروز در سنندج را آزاد کنید
در روزهای گذشته تعدادی از بانیان و برگزارکنندگان جشن نوروز در سنندج احضار و یا بازداشت شدهاند. در میان بازداشت شدگان افراد پا به سن گذاشته هم دیده میشود. فارغ از اینکه دولتها ملزم به رفع تبعیض و اختصاص امکانات برای همگان بوده و تامین حقوق فرهنگی همه شهروندان وظیفه بدیهی دولت است که بدلیل عدم انجام آن مردم خود مناسک و زبان و آداب خود را حفظ و برای برگزاری جشن نوروز تلاش کردهاند، برخوردهای ناصواب و خلاف قانون و اصول و حقوق بنیادین انسان در روزهای اول سال شادی خانوادههای بازداشت شده را به غم و اندوه و نگرانی بدیل کرده و موجی از نگرانی را در سنندج و دیگر شهرها ایجاد کرده است.
ما جمعی از فعالان سیاسی و مدنی و فرهنگی کردستان از نهادهای مسئول در این قضیه می خواهیم ضمن دلجویی از تمامی آنان و تغییر رویکرد نسبت به حقوق فرهنگی انسان و رفع محدودیتهای رسمی و غیررسمی ایجاد شده هر چه زودتر زمینه آزادی افراد بازداشت شده را فراهم نمایند و خانواده های آنان را در این روزهای ابتدای سال شاد نمایند.
به علاوه بتول عظیمی شهروند ۷۵ ساله و آریانا سلیمی، نوجوان ۱۴ ساله ای که روز دوشنبه یکم فروردین در جریان این مراسم بازداشت شده بودند، روز سه شنبه ۲ فروردینماه، با تودیع قرار کفالت و اخذ تعهد کتبی آزاد شدند.
سعید اقبالی، فعال مدنی زندانی طی یادداشتی از تجربه خود در جوار محل اعدامهای هفتگی زندان رجایی شهر کرج نوشته است. آقای اقبالی در بخشی از این یادداشت ضمن توصیف شرایط اجرای حکم در این زندان نوشته است: «صدای ماشینهایی که سهشنبه شبها فعالانه برای اجرای مراسم اعدام در رفت و آمدند از پشت پنجرههای فنس کشیده اتاق من شنیده میشود. صداهایی آشنا که از دهه شصت تا به امروز در آجر به آجر این زندان لانه کردهاند.»
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سعید اقبالی، فعال مدنی زندانی طی یادداشتی از تجربه خود در جوار محل اعدامهای هفتگی زندان رجایی شهر کرج نوشته است.
آقای اقبالی در بخشی از این یادداشت ضمن توصیف شرایط اجرای حکم در این زندان نوشته است: «بامداد چهارشنبهها، روز اجرای حکم در جایی نزدیک به بند فعلی ما (بند۴) است. گاهی دو یا سه نفر و گاهی تا بیش از ده زندانی برای اجرای حکم به این مکان منتقل میشوند. مسئولین زندان، دادستانی و اجرای احکام نیز برای اطمینان از اجرای حکم اعدام و مرگ زندانی در این مراسم شرکت میکنند! صدای ماشینهایی که سهشنبه شبها فعالانه برای اجرای مراسم اعدام در رفت و آمدند از پشت پنجرههای فنس کشیده اتاق من شنیده میشود. صداهایی آشنا که از دهه شصت تا به امروز در آجر به آجر این زندان لانه کردهاند.»
متن این نامه، که جهت انتشار رسیده است، در ادامه می آید:
«روایت اعدام از زندان رجایی شهر کرج
اولین بار که با مقوله اعدام مواجه شدم کودکی چند ساله بودم که در میدان اصلی شهرمان مرگ را در حال دست و پا زدن دیدم. اما بعد از تبعید به رجایی شهر اعدام را با تمام وجود حس کردم.
پیش از هرچیزی میخواهم یادی کنم از رفیق و همبندی عزیزم بهنام محجوبی که او هم به نوعی طناب دار را بر گردنش انداختند. رفیقی که پیش چشمانم پرپر شد و هنوز هم وقتی به عکسش که بالای تختم گذاشتهام، نگاه میکنم قلبم میسوزد از آن همه قساوت و ستمکاری و یاد تنهاییام می افتم و زار زار گریههایم در حمام بند هشت!
برای کسانی همچون من که از پایینترین و فراموش شدهترین طبقه جامعه هستند مرگ و از دست دادن با وجود ظالمان امری عادی است. از دست دادن و مرگ جان، مال، شغل، رویا، آرامش، عشق و همه چیز! در طبقه ما از دست میدهی یا بهتر است بگویم از دستت میربایند مثل بهنام محجوبی….
در زندان رجایی شهر این روند شکل خوفناکتری هم دارد، اعدام هفتگی! در اینجا مکانی به نام “سوییت” وجود دارد که متشکل از چندین سلول انفرادی است و از این سلولها استفادههای متفاوتی میشود. انتقال تنبیهی کسانی که دست به نزاع میزنند تا اعتصابگران و کسانی که اصطلاحا مرتکب “خلاف زندان” میشوند، به این سلولهای انفرادی. اما هولناکترین آن انتقال زندانیان محکوم به اعدام به این سلولها چند روز پیش از اجرای حکم است.
بامداد چهارشنبهها، روز اجرای حکم در جایی نزدیک به بند فعلی ما (بند۴) است. گاهی دو یا سه نفر و گاهی تا بیش از ده زندانی برای اجرای حکم به این مکان منتقل میشوند. مسئولین زندان، دادستانی و اجرای احکام نیز برای اطمینان از اجرای حکم اعدام و مرگ زندانی در این مراسم شرکت میکنند! صدای ماشینهایی که سهشنبه شبها فعالانه برای اجرای مراسم اعدام در رفت و آمدند از پشت پنجرههای فنس کشیده اتاق من شنیده میشود. صداهایی آشنا که از دهه شصت تا به امروز در آجر به آجر این زندان لانه کردهاند.
صدای ماشینها مرا به یاد زانیار و لقمان میاندازد که حتی نشانی از قبرشان هم نیست! یاد همه چهرههایی که در سالن ملاقات و کریدور اصلی میبینم! شبهای سهشنبه از خودم میپرسم این کدامشان بود که امروز طناب بر گردنش انداختند؟! همه مرا به یاد بهنام عزیزم می اندازند….
همه روزه کسانی را در اینجا میبینم که با اتهامات مختلف محکوم به اعدام شدهاند و هر لحظه حبسشان را با اضطراب و ترس سپری میکنند. هربار که نامشان را به بهانههای مختلف صدا میزنند رنگشان میپرد و برای امید دادن به خودشان حتی لحظهای کوتاه هم که شده بنا را به شوخی و خنده میگذرانند و رو به همبندیهایشان میگویند: حلال کنید بچهها….
تا قبل از سهشنبه روزها پر از نگرانی و اضطراب است که مبادا با چوب و چماق بر سرشان بریزنند و دستبند و پابند شده به سوییت منتقلشان کنند و بامداد چهارشنبه اهرمی کشیده شود و تمام….
چه انسانهایی که اینجا ثانیه به ثانیه در انفرادی که بوی تعفن از دیوارهایش میبارد و در سرمای استخوان سوزش تا قبل از مرگ هزار بار مردند و زنده شدند! موادمخدر و قرصهایی هم که مسئولین زندان برای تسکین وجدانشان در آخرین لحظات زندگی فرد محکوم به اعدام به او میدهند پاسخگوی این سوالش نیست که چرا من باید بمیرم؟ چه شخصی تصمیم میگیرد من بمیرم؟ یک پیرمرد ۸۰ ساله که خود را نماینده خدا بر روی زمین میداند؟!
افرادی را اینجا میشناسم که شبهایی را دیوار به دیوار سلول یک شخص محکوم به اعدام سپری کردهاند و صدای ناله و فریاد و زنجیرهای دست و پایشان و کتکهایی که از زندانبان میخوردند هنوز از گوششان بیرون نرفته! منم مدت کوتاهی را در بند ۲۰۹ در سلول شماره ۱۱۳ با اسماعیل و خسرو که محکوم به اعدام بودند، گذراندهام و دست آخر هم پیش از ترک بند ۲۰۹ اعدام شدند.
ریشه و چرایی هر قتل و تجاوز و سرقتی را میتوان در ساختار رژیمی کشف کرد که خود مولد و مروج فقر و بیعدالتی و ناحقی، فساد، مرگ و خفقان است. هر فرد محکوم به اعدامی آینه تمام نمای خودم است. چرا که از همان طبقه و مردمی است که رویاها و آرزوهایش در دنیای پر از سیاهی که جمهوری اسلامی خلق کرده تباه شده و حال باید با پایی لرزان به استقبال مرگی از پیش تعیین شده برود.
نویسنده این روایت سعید اقبالی از رجایی شهر نیست من همان کارگر سقوط کرده از بالای ساختمانم! گورخواب بهشت زهرا، زن تنفروشی که تن و جانش را به آتش کشیدهاند، کودکی که کودکیاش را در سطل آشغال جستجو میکند، معتادی که با سرنگ در دست زیر پل یخ زده، آن دست فروشی که زیر چشمش کبود است و تمام کسانی که هر روز در این هوایی که بوی مرگ میدهد به بهانهها و اتهامات مختلف اعدام میشوند، منم!
اما با تمام این تجربیات و مشاهدات که وجود آدمی را به صلابه میکشد. قدرتمندان بیقدرت بدانند! زیر بار این مصائب نه تنها کمر خم نمیکنیم بلکه هر طناب دار، هر گلوله و باتومی که نثار مردممان میکنید ما را مصممتر و شما را به پایان نزدیکتر میکند.
به یاد برادران نازنین حمزه سواری، زانیار و لقمان مرادی، فرزادکمانگر، علی صارمی، غلامرضا خسروی، رامین حسین پناهی، ریحانه جباری و شیرین علم هولی
سعید اقبالی / فروردینماه ۱۴۰۱/ زندان رجایی شهر کرج.»
در رابطه با نویسنده این یادداشت گفتنی است؛ سعید اقبالی در تاریخ ۱۲ بهمن ۹۶ توسط ماموران اداره اطلاعات در منزل خود در کرمانشاه بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و نهایتا در تاریخ ۲۲ فروردین ۹۷ با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد. این فعال مدنی شهریورماه ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در مرحله تجدیدنظر عینا تایید شد. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” برای وی قابل اجرا است. سعید اقبالی نهایتا روز یکشنبه ۱۱ خردادماه ۱۳۹۹ پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوره محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد. وی در تاریخ ۲ فروردین ماه، از زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج تبعید و در تاریخ ۱۷ فروردینماه، ۱۶ روز پس از تبعید و نگهداری در یک سلول انفرادی، به بند عمومی این زندان منتقل شد.
این فعال مدنی که با وجود پارگی هفتاد درصدی پرده گوش راست و عفونت و درد شدید ناشی از آن، بیش از ۸ ماه از دستور پزشک مبنی بر اعزام به بیمارستان، از رسیدگی مناسب پزشکی محروم بوده به دلیل مراجعه دیرهنگام با مشکلات جبران ناپذیری در زمینه شنوایی مواجه شده است.
امروز چهارشنبه ۳ فروردینماه، یک شهروند اهل سنندج پس از احضار به سازمان اطلاعات سپاه این شهر بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد امنیتی منتقل شد.
هرانا به نقل از کردپا، امروز چهارشنبه ۳ فروردینماه ۱۴۰۱، یک شهروند در سنندج، توسط ماموران اطلاعات سپاه این شهر احضار و بازداشت شد.
در این گزارش هویت وی سامان میرکی و اهل سنندج عنوان شده است.
این شهروند از طریق تماس تلفنی به سازمان اطلاعات سپاه سنندج احضار شده و پس از مراجعه به این نهاد امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه امنیتی شهرامفر منتقل شده است.
احضار و بازداشت آقای میرکی به دلیل شرکت در مراسم نوروز روز دوشنبه ۱ فروردینماه، در پارک کودک سنندج صورت گرفته است.
پیش از این در پی یورش نیروهای امنیتی به مراسم نوروز در سنندج و پس از آن دستکم ۱۵ شهروند دیگر بازداشت و احضار شدند.
همچنین بتول عظیمی شهروند ۷۵ ساله، آریانا سلیمی، نوجوان ۱۴ ساله و بهرام بهرامیفرد و طاهره شمشکی که روز دوشنبه یکم فروردین در جریان این مراسم بازداشت شده بودند، با تودیع قرار کفالت و اخذ تعهد کتبی آزاد شدند
امروز چهارشنبه ۳ فروردین ماه، کاظم هوت شهروند بازداشتی ساکن شهرستان دشتیاری، آزاد شد.
به نقل از کمپین فعالین بلوچ، امروز ۳ فروردین ماه ۱۴۰۱، کاظم هوت فعال محیط زیست و شهروند بازداشتی آزاد شد.
وی روز شنبه ۷ اسفندماه ۱۴۰۰، توسط نیروهای امنیتی در چابهار بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه منتقل شده بود.
کاظم هوت، ۲۰ ساله، فرزند محمدکریم، اهل روستای نلنت از توابع بخش باهوکلات شهرستان دشتیاری است.
تا لحظه تنظیم این گزارش از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی در دسترس نیست با این حال وی با فعالیتهای محیط زیستی و ساخت و انتشار مستندهایی در صفحات شبکههای اجتماعی خود شناخته میشود.
امروز چهارشنبه ۳ فروردین ماه، بهرام بهرامیفرد و طاهره شمشکی شهروندان بازداشت شده در مراسم نوروز پارک کودک سنندج، با اخذ تعهد آزاد شدند.
به نقل از کردپا، امروز چهارشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۱، بهرام بهرامیفرد و طاهره شمشکی از بازداشتشدگان مراسم نوروز پارک کودک سنندج با اخذ تعهد کتبی از بازداشت آزاد شدند.
این زوج روز دوشنبه یکم فروردینماه در جریان مراسم نوروز در پارک کودک سنندج توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند.
پیش از این در پی یورش نیروهای امنیتی به مراسم نوروز در سنندج و پس از آن دستکم ۱۴ شهروند دیگر بازداشت شدند.
همچنین بتول عظیمی شهروند ۷۵ ساله و آریانا سلیمی، نوجوان ۱۴ ساله ای که روز دوشنبه یکم فروردین در جریان این مراسم بازداشت شده بودند، روز سه شنبه ۲ فروردینماه، با تودیع قرار کفالت و اخذ تعهد کتبی آزاد شدند.
مهران سلیمان پور شهروند اهل شهرستان اشنویه، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب اشنویه به ریاست قاضی رضایی به یک سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. این شهروند اوایل تیرماه توسط نیروهای امنیتی در شهرستان اشنویه بازداشت و اواخر همان ماه، با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود.
به نقل از کردپا، مهران سلیمان پور شهروند اهل شهرستان اشنویه، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب این شهر به حبس محکوم شد.
بر اساس این گزارش، آقای سلیمان پور روز یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۰، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب اشنویه به ریاست قاضی رضایی از بابت اتهام “همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام” به ۱ سال و ۶ ماه ماه حبس محکوم شده است.
مهران سلیمان در تاریخ ۳ تیرماه، توسط نیروهای امنیتی در روستای آلیان از توابع شهرستان اشنویه بازداشت و روز پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰، با تودیع قرار وثیقه از یکی از بازداشتگاه های امنیتی در ارومیه آزاد شد.
مهران سلیمان پور اهل روستای “آلیان” از توابع شهرستان اشنویه است.
خسرو صادقی بروجنی، نویسنده و روزنامهنگار محبوس در زندان اوین به بهانه مشارکت در برنامه بزرگداشت نوروز در زندان از برقراری تماس تلفنی محروم شده است. این محرومیت بدون رعایت اصول و ضوابط سازمان زندان ها و برگزاری جلسه شورای انضباطی صورت گرفته است.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خسرو صادقی بروجنی، نویسنده و روزنامهنگار محبوس در زندان اوین از برقراری تماس تلفنی محروم شده است.
به گفته یک منبع مطلع از روز سه شنبه ۲ فروردین ماه، کارت تلفن آقای صادقی بروجنی قطع شده است. گفته میشود که این امر به بهانه مشارکت در برنامه بزرگداشت نوروز و ایراد سخنرانی صورت گرفته است.
این محرومیت بدون رعایت اصول و ضوابط سازمان زندان ها و برگزاری جلسه شورای انضباطی صورت گرفته است.
از سوی دیگر بنا به خبرهایی که از رشت به هرانا رسیده، حمزه درویش، زندانی محبوس در زندان لاکان رشت نیز به دلایل نامعلومی از حق تماس تلفنی محروم شده است.
خسرو صادقی در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۹۸ پس از احضار به شعبه ۲ دادسرای اوین بازداشت و مورد تفهیم اتهام و بازجویی قرار گرفت. قرار بازداشت وی نهایتا به قرار وثیقه تغییر داده شد. آقای صادقی در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۹۸ با تودیع قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.
آقای صادقی بروجنی در مرحله بدوی توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت ملی داخلی و خارجی” به ۵ سال حبس، از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱ سال حبس و از بابت اتهام “توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی” به ۲ سال حبس و در مجموع به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شد.
این حکم نهایتا توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران تایید و با تبرئه آقای صادقی از اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۷ سال حبس تعزیری تقلیل یافت. از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و خارجی” در خصوص آقای وی قابل اجرا است.
آقای صادقی بروجنی در تاریخ ۲۸ مردادماه ۹۹ جهت تحمل حبس بازداشت و در تاریخ ۸ مهرماه از قرنطینه اندرزگاه ۴ زندان اوین به اندرزگاه ۸ این زندان منتقل شد.
خسرو صادقی بروجنی، نویسنده و روزنامه نگار و دانشآموخته رشته جامعه شناسی است که در سالهای اخیر ضمن پژوهش در حوزه نئولیبرالیسم و اقتصاد سیاسی ایران، مقالات متعددی را در این زمینه نوشته است. کتاب “نئولیبرالیسم در بوته نقد” مجموعهای از مقالات ایشان است که توسط نشر اچ.اند.اس مدیا (H&S Media) در انگلستان منتشر شد. کتاب جهانیسازی و نابرابری نیز به قلم وی توسط انتشارات پرسش در سال ۱۳۹۰ منتشر شده است.