انتقال آرام اسماعیلی به بازداشتگاه نیروهای امنیتی در سنندج

امروز شنبه ۲۰ دی ماه ۱۳۹۹، یک شهروند بازداشت شده در شهرستان دیواندره از توابع استان کردستان جهت تکمیل مراحل بازجوئی به بازداشتگاه یکی از ارگانهای امنیتی سنندج منتقل شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، طی روزهای اخیر، آرام اسماعیلی – متولد: ۱۳۶۴ – متاهل و دارای ۱ فرزند – اهل روستای کلیه کبود از توابع شهرستان دیواندره از توابع استان کردستان، پس از طی بخشی از بازجوئی ها در بازداشتگاهی در شهرستان دیواندره جهت تکمیل مراحل تحقیق و بازجوئی به بازداشتگاه یکی از ارگانهای امنیتی شهرستان سنندج منتقل شد. 

براساس این گزارش، شهروند مذکور از زمان بازداشت از حق ملاقات و دسترسی به وکیل و سایر حقوق شهروندی یک متهم محروم بوده است. 

کماکان از دلایل بازداشت و اتهامات منتسب شده به آرام اسماعیلی تا لحظه تنظیم این خبر اطلاعی در دسترس نیست. 

لازم به ذکر است، آرام اسماعیلی، در تاریخ ۲۵ آذر ماه ۱۳۹۹، توسط نیروهای امنیتی شهرستان دیواندره بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده بود. 

تداوم بازداشت و انتقال یک شهروند اهل دیواندره به بازداشتگاه امنیتی در سنندج

یک شهروند بازداشتی اهل دیواندره جهت طی مراحل بازجویی به بازداشتگاه یک نهاد امنیتی در سنندج منتقل شد. آرام اسماعیلی در تاریخ ۲۵ آذرماه توسط نیروهای امنیتی در دیواندره بازداشت شده بود.

به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، آرام اسماعیلی شهروند بازداشتی اهل شهرستان دیواندره، به بازداشتگاه یک نهاد امنیتی در سنندج منتقل شد.

آرام اسماعیلی ۳۵ ساله، اهل روستای کیله کبود از توابع شهرستان دیواندره در تاریخ ۲۵ آذرماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

بر اساس این گزارش، بازداشت این شهروند بدون ارائه حکم قضایی صورت گرفته و تاکنون پیگیری‌های خانواده این شهروند جهت اطلاع از سرنوشت و محل نگهداری وی بی‌نتیجه بوده است

جلسه اول محاکمه فروغ تقی پور و نسیم جباری برگزار شد

امروز جمعه ۱۹ دی ماه ۱۳۹۹، جلسه تفهیم اتهام و دادگاه رسیدگی به اتهامات فروغ تقی پور، نسیم جباری، مادر و فرزند، توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست محمدرضا عموزاد برگزار شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز سه شنبه ۱۶ دی ماه ۱۳۹۹، نسیم جباری – متولد: ۱۳۴۱ و فرزندش فروغ تقی پور – متولد: ۱۳۷۴ – توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست محمدرضا عموزاد، از بابت اتهام « فعالیت تبلیغی علیه نظام » و « اجتماع و تبانی از طریق عضویت در یکی از گروههای سیاسی مخالف نظام » برگزار شد و این افراد پس از قرائت کیفر خواست و تفهیم اتهام به همراه وکیل مدافع خود دفاعیات خود را به دادگاه ارائه کردند. نسیم جباری در حال حاضر با تودیع وثیقه آزاد است. 

به نقل از یک منبع مطلع در گفتگو با حقوق بشر در ایران: “در حالی که نسیم جباری و مادرش فروغ تقی پور، دفاعیات خود را به محمدرضا عموزاد ارائه می کرد این قاضی ضمن قطع کردن صحبتهای آنها این افراد را تهدید به تغییر اتهام از « فعالیت تبلیغی علیه نظام » به « محاربه » کرد و فروغ تقی پور ضمن رد این اتهام آن را بی پایه و اساس خواند و محمدرضا عموزاد هم ادعا کرد می خواهد بازجوی پرونده را به دادگاه فراخواند. جلسه دادرسی دیگری برای این افراد برگزار خواهد شد.”

حقوق بشر در ایران، در تاریخ ۲۳ آبان ماه ۱۳۹۹، با انتشار گزارشی، تعیین تاریخ دادرسی به پرونده فروغ تقی پور و مادرش نسیم جباری را اطلاع رسانی کرده بود. 

لازم به ذکر است، نسرین جباری به همراه دخترش فروغ تقی پور و زهرا صفایی به همراه دخترش پرستو معینی در تاریخ ۵ اسفندماه ۱۳۹۸، توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و پس از انتقال به سلول انفرادی در یند ۲۰۹ این ارگان امنیتی و طی مراحل بازجوئی و تفهیم اتهام در تاریخ ۲۷ اسفند ماه ۱۳۹۸، نسرین جباری، با تودیع قرار وثیقه بطور موقت آزاد شد.

اواخر فرودین ماه ۱۳۹۹, زهرا صفایی, پرستو معینی و فروغ تقی پور در حالی که بطور بلاتکلیف در بازداشت بسر می بردند پس از اتمام مراحل بازجوئی و تفهیم اتهام « همکاری با سازمان مجاهدین خلق », از بند امنیتی ۲۰۹ وزارت اطلاعات به زندان قرچک ورامین منتقل شدند و در نهایت زهرا صفایی در تاریخ ۸ تیر ماه ۱۳۹۹ با تودیع قرار وثیقه ای به مبلغ ۳۵۰ میلیون تومان تا اتمام مراحل دادرسی از بازداشت آزاد شد. 

زهرا صفایی, در تاریخ ۵ مرداد ماه ۱۳۹۹, پس از مراجعه به شعبه بازپرسی دادسرای امنیت اوین برای پیگیری وضعیت حقوقی پرونده دخترش, « پرستو معینی » بازداشت و پس از انتقال به سلول انفرادی بند امنیتی ۲۰۹ وزارت اطلاعات در تاریخ ۶ مرداد ماه به زندان قرچک ورامین منتقل شد و در وضعیت بلاتکلیفی قرار گرفته که وزارت اطلاعات، با همدستی بازپرس پرونده از تبدیل قرار زهرا صفایی و دخترش پرستو معینی از بازداشت به وثیقه ممانعت می کنند.

زهرا صفائی، پیش از این هم در دهه ۶۰ خورشیدی سابقه بازداشت و تحمل حبس تعزیری را در پرونده خود دارد .  او در سال ۱۳۸۵  بازداشت و مدتی بعد آزاد شده بود. 

۵۰ هزار واحد مسکن روستایی استان فارس در حد کومه و کپر است

مدیرکل بنیاد مسکن استان فارس می‌گوید ۵۰ هزار واحد مسکونی روستایی در این استان در حد کومه و کپر هستند و به دلیل استفاده از مصالح گلی، وضعیت بحرانی دارند.

«عطاءالله زمانی» صبح روز جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۹ در نشست خبری که با حضور مدیرکل بازسازی مسکن و مدیرکل مسکن روستایی بنیاد مسکن کشور برگزار شده بود، از شناسایی ۳۷۶ هزار واحد مسکن روستایی خبر داد که نیازمند بازسازی و مقاوم‌سازی هستند.

به گفته این مقام بنیاد مسکن، در استان فارس ۲۵۶ هزار واحد از این تعداد مقاوم سازی شده‌اند و از میان ۱۳۱ هزار واحد مسکونی باقی‌مانده، ۵۰ هزار واحد هم‌چنان در گروه سازه‌های ناپایدار قرار دارند و در حد کومه و کپر هستند و باید به صورت ویژه به آن‌ها رسیدگی شود.

گزارشی از آخرین وضعیت ایوب پرکار در سیزدهمین سال حبس

ایوب پرکار، زندانی سیاسی تبعیدی در زندان شیبان اهواز طی ماه جاری وارد سیزدهمین سال از مدت محکومیت خود شد. آقای پرکار دیماه ۱۳۸۷ بازداشت و در دادگاه انقلاب تهران با اتهام محاربه به اعدام محکوم شد، این حکم نهایتا به ۲۰ سال حبس تعزیری تقلیل پیدا کرد. او از زمان بازداشت تاکنون بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بسر برده است.

ارگان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ایوب پرکار، زندانی سیاسی تبعیدی در زندان شیبان اهواز طی ماه جاری وارد سیزدهمین سال از مدت محکومیت خود شد.

آقای پرکار دیماه ۱۳۸۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پورعباسی به اتهام محاربه از طریق همکاری با سازمان مجاهدین خلق به اعدام محکوم شد، این حکم نهایتا توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ۲۰ سال حبس تعزیری تقلیل یافت.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری محبوس در زندان قرچک ورامین که در آن زمان وکالت آقای پرکار را بر عهده داشت پیشتر در این خصوص به رسانه‌ها گفته بود که «عقاید» موکلش مبنای صدور حکم اعدام قرار گرفته است و به نظر او چنین حکمی به هیچ وجه قابل انتظار نبود.

ایوب پرکار پس از تائید حکم ابتدا از بند ۳۵۰ زندان اوین به زندان بهبهان تبعید و سپس به زندان کارون اهواز منتقل شد. وی که هم اکنون دوران محکومیت خود را در زندان شیبان اهواز سپری می‌کند، از حق آزادی مشروط و حتی یک روز مرخصی طی دوران حبس خود محروم مانده است. خانواده این زندانی سیاسی، به ویژه مادر سالمند وی نیز به دلیل دوری راه قادر به ملاقات با او نیستند.

آقای پرکار، متولد ۱۳۴۲ است، وی در زمان جنگ ایران و عراق به مدت ۴ سال در ارتش خدمت می‌کرد، اما به دلیل انتقادات خود به دولت از کار اخراج شد.

۴۵۰ هزار نفر در چهارمحال و بختیاری مشکل آب شرب دارند

نماینده بروجن در مجلس شورای اسلامی گفته در حال حاضر ۴۵۰ هزار نفر در استان‌ چهارمحال و بختیاری مشکل آب آشامیدنی دارند و منابع آبی در این استان به‌جایظرفیت بهتهدید تبدیل شده است.

به گفته «امیرقلی جعفری بروجنی»، در‌حوزه صنعت استان چهارمحال و بختیاری، قطب‌های صنعتی از طریق تانکر آبرسانی می‌شوند و در حوزه شرب نیز فاجعه آبرسانی با تانکر رخ داده است و شهری همچون فرادنبه در دوره ترسالی با ۱۴ ساعت قطعی آب روبرو است.

وی اضافه کرده، در استان چهارمحال و بختیاری با وجود منابع آبی،‌ ۹۵ درصد از دشت‌ها‌ توسط وزارت نیرو دشت ممنوعه و دشت ممنوعه بحرانی تعیین شده است.

به گفته این نماینده مجلس در این استان ۹۰ درصد آب شرب، ۹۵ درصد آب مورد نیاز بخش صنعت و ۷۰‌ درصد آب کشاورزی از منابع آب زیرزمینی تامین می‌شود که منجربه تخلیه آبخوان‌ها شده است.

وجود مشکل آب آشامیدنی برای ۴۵۰ هزار شهروند در استان چهارمحال و بختیاری درحالی از سوی این نماینده مجلس گزارش می‌شود که این استان یکی از غنی‌ترین منابع آب کشور را در اختیار دارد.

The case of Hoda Amid and Najmeh Vahedi, Two Women’s Rights Activists, Was Referred to the Court of Appeals

The case of two women rights activists; Hoda Amid and Najmeh Vahedi were referred to Branch 36 of the Tehran Court of Appeals.

According to the Campaign for the Defense of Political and Civil Prisoners, the case of Hoda Amid and Najmeh Vahedi, two women rights activists who were previously sentenced by Branch 15 of Tehran Revolutionary Court to a total of 15 years in prison and supplementary punishment, has been referred to Branch 36 of the Tehran Court of Appeals.

Branch 15 of Tehran Revolutionary Court of, headed by Abolghasem Salavati, issued an indictment for Najmeh Vahedi, a sociologist, and lawyer Hoda Amid, today, December 12th, 2020. They were sentenced to a total of 15 years in prison on charges of “collaborating with a hostile US government”. In addition, Hoda Amid was sentenced to 2 years deprivation of social rights and 2 years deprivation of practicing law.

According to the judgment, Najmeh Vahedi, a graduate student in women studies at Allameh Tabatabai University and a women’s rights activist, was sentenced to seven years in prison and 2 years deprivation of some social rights on the charges of “collaborating with the hostile United States government”.

Hoda Amid, a lawyer and women’s rights activist, was also sentenced to eight years in prison, two years deprivation of some social rights, and two years deprivation of the right to practice law on charges of “collaborating with a hostile US government.”

Hoda Amid, a lawyer and women’s rights activist, was arrested by security forces at her home on September 1st, 2018.

This women’s rights lawyer was temporarily released from Evin Prison on bail on Sunday, November 4th, 2018.

Najmeh Vahedi, a women’s rights activist, was also arrested by security forces on September 1st, 2018.

She was temporarily released from Evin Prison after 67 days of temporary detention on 300 million Tomans bail pending trial on Tuesday, November 6th, 2018.

Hoda Amid and Najmeh Vahedi have also been active in empowering women and girls, including holding workshops on women’s rights in the field of marriage and divorce.

Najmeh Vahedi and Hoda Amid held workshops to teach Iranian women the terms of marriage. One of the main activities of Najmeh Vahedi has been focusing on women’s domestic work and trying to pay attention to the economic value of women’s domestic work and eliminate gender discrimination caused by domestic work.

بیست‌ویکمین سال حبس؛ گزارشی از آخرین وضعیت غلامحسین کلبی در زندان شیبان اهواز

غلامحسین کلبی از قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی ایران که امروز جمعه ۱۹ دی‌ماه در زندان شیبان اهواز وارد بیست‌ویکمین سال از مدت محکومیت خود شد، همچنان محروم از مرخصی و بدون چشم‌اندازی از آزادی، حکم حبس ابد خود را تحمل می‌کند. آقای کلبی در دی‌ماه سال ۱۳۷۹ در شهرستان دزفول بازداشت و در دادگاه انقلاب تهران با اتهام محاربه به اعدام محکوم شد، این حکم نهایتا به حبس ابد تقلیل پیدا کرد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۳۹۹، غلامحسین کلبی، زندانی سیاسی در زندان شیبان اهواز علیرغم تحمل ۲۰ سال حبس از محکومیت ابد خود همچنان بدون مرخصی و چشم‌اندازی از آزادی زودهنگام تحمل حبس می‌کند.

غلامحسین کلبی در تاریخ ۱۹ دی‌ماه ۱۳۷۹ به همراه سعید ماسوری به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران در شهرستان دزفول بازداشت و در سال ۱۳۸۱ در دادگاه انقلاب تهران با اتهام محاربه به اعدام محکوم شد ولی در ‌‌‌‌نهایت حکم وی به حبس ابد تقلیل پیدا کرد.

 آقای کلبی پس از دستگیری مدت ۱۴ ماه را در سلول انفرادی اداره اطلاعات اهواز سپری کرد و سپس به بند ۲۰۹ و پس از آن به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شده بود. این زندانی سیاسی پس از محکومیت به زندان ماهشهر و سپس زندان کارون اهواز منتقل شد. آقای کلبی پس از تعطیلی این زندان در بهمن‌ماه سال ۹۴ همراه با دیگر زندانیان به زندان شیبان معروف به مجتمع حرفه آموزی منتقل شد.

آقای کلبی در زمان تحمل دوران محکومیت خود مادر و خواهر خود را از دست داد ولی هیچ‌گاه به وی مرخصی داده نشد و علیرغم تحمل ۲۰ سال حبس، کماکان محکومیت خود را بدون مرخصی سپری می‌کند. آقای کلبی از بیماری فشار خون رنج می‌برد.

برادر آقای کلبی که تنها عضو باقی مانده از خانواده‌اش محسوب می‌شد نیز در تاریخ اول آبان‌ماه سال ۹۵ در راه زندان برای ملاقات حضوری با وی که بعد از پنج سال تلاش موفق به اخذ آن شده بود، دچار سکته شد و فوت کرد.

یک منبع مطلع از وضعیت این زندانی گفت: “غلامحسین کلبی به بیماری قلبی دچار است و از طرف دیگر عفونت پیوسته گوش چپ باعث ضعف شدید شنوایی او شده است. او همچنین بر خلاف اصل تفکیک جرائم در میان زندانیان جرائم عمومی و مجرمین خطرناک نگهداری می‌شود. غلامحسین کلبی از سوی حفاظت زندان شیبان اهواز جهت پذیرش توبه نامه تحت فشار قرار دارد”.

پیش از این در آبان ماه سال ۹۵ یک منبع نزدیک به این زندانی سیاسی در مورد فوت برادر آقای کلبی و عدم اعطای مرخصی جهت شرکت در مراسم خاکسپاری به گزارشگر هرانا گفته بود: “برادر آقای کلبی به عنوان تنها عضو باقی‌مانده از خانواده‌اش در مسیر رفتن به زندان جهت ملاقات حضوری با وی دچار سکته شد و فوت کرد. پنج سال دوندگی کرد تا موفق شود ملاقات حضوری بگیرد اما هرگز به این ملاقات نرسید و همچنان هم به آقای کلبی مرخصی جهت حضور در مراسم خاکسپاری نداده‌اند.”

گزارشی از آخرین وضعیت و نامه سعید ماسوری در آغاز بیست‌ویکمین سال حبس

سعید ماسوری، از قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی ایران که امروز جمعه ۱۹ دی‌ماه در زندان رجایی شهر کرج وارد بیست‌ویکمین سال از مدت محکومیت خود شد، با نوشتن نامه‌ای یاد و خاطره شماری از اعدام شدگان در سال‌های حبس خود را گرامی داشته است. آقای ماسوری همچنان محروم از مرخصی و بدون چشم‌اندازی از آزادی، حکم حبس ابد خود را تحمل می‌کند. سعید ماسوری در دی‌ماه سال ۱۳۷۹ در دزفول بازداشت و در دادگاه انقلاب تهران با اتهام محاربه به اعدام محکوم شد، این حکم نهایتا به حبس ابد تقلیل پیدا کرد. این زندانی سیاسی در بخشی از نامه خود نوشته است «بیست سال از ۱۹ دی‌ماه ۷۹ گذشت و وارد بیست و یکمین سال زندان شدم. شاید برای کسانی ”۲۰” تنها یک عدد باشد ولی با نگاه ”تحمل حبس در زندان“ چیزی بیشتر از یک عمر است… ۲۰ سال تمام، اوج شقاوت‌ها و رذالت‌ها و در مقابل اوج زیبائی‌ها و رشادت‌ها را نه فقط تجربه که زندگی کردم.»

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۳۹۹، سعید ماسوری، زندانی سیاسی در زندان رجایی شهر کرج علیرغم تحمل ۲۰ سال حبس از محکومیت ابد خود همچنان بدون مرخصی و چشم‌اندازی از آزادی زودهنگام تحمل حبس می‌کند.

آقای ماسوری اکنون با نوشتن نامه‌ای یاد و خاطره شماری از اعدام شدگان در سال‌های حبس خود را گرامی داشته است.

متن کامل این نامه که جهت انتشار در اختیار قرار گرفته است، عینا در ادامه می‌آید:

«به بهانه بیستمین سالگرد دستگیری و زندان

بیست سال از ۱۹ دی‌ماه ۷۹ گذشت و وارد بیست و یکمین سال زندان شدم. شاید برای کسانی ”۲۰” تنها یک عدد باشد ولی با نگاه ”تحمل حبس در زندان“ چیزی بیشتر از یک عمر است… ۲۰ سال تمام، اوج شقاوت‌ها و رذالت‌ها و در مقابل اوج زیبائی‌ها و رشادت‌ها را نه فقط تجربه که زندگی کردم.

از اولین لحظات دستگیری که تلخی آن به حدی بود که حتی حافظه‌ام هم از پذیرفتن آن سر باز می‌زد و نمی‌خواست آن را در دایره محفوظات خود نگاه دارد تا دیدار و زندگی کردن هر چند کوتاه با زیباترین، بالابلندترین و رشیدترین فرزندان این آب و خاک، سروقامتانی که جلادان و شمریان زمان تک به تک آن‌ها را با طناب‌های حقه و کین و شقاوت خود، بر تیرک‌های اعدام، به دارشان آویختند و عاجز از درک این مفهوم که به قول آن بزرگ زن آزاده “ما رایت الا جمیلا” (که من چیزی جز زیبایی نمی‌بینم) که اشاره‌اش به زیبایی، انسان‌ها و قهرمانانی بود که آگاهانه و سرافرازانه به پای چوبه‌های دار رفتند و آنچنان مرگ و نیستی را هم مغلوب خود کردند که امثال رئیسی و اژه‌ای و …. را هم با “طناب” و “ساطورهای خونین قصابی‌شان” به سخره گرفتند… از خودگذشتگانی که بر فراز چوبه های دار و در زیر سنگ چین دیوارهای زندان و حتی گورستان هم بر آزادی و حیات انسانی هم نوعانشان اصرار می ورزند، تا دیگر دخترکان معصوم برای لقمه ای نان در خیابان پرسه نزنند و پسرکان‌مان تا کمر در سطل های زباله خم نشوند و جوانانمان به خاطر کولبری و یا قاچاق سوخت به گلوله بسته نشوند. قهرمانانی که حاضر شدند به این خاطر آخرین سلاح یعنی “مرگشان” را هم به کار گیرند… و اگر این اوج زیبایی انسان و قهرمانی نیست، پس چیست؟؟ و به همین خاطر هم مرگشان آن هم به دست این سفله‌ترین سفله‌گان فریادی است که هیچ گاه بی‌پاسخ نمانده و نمی‌ماند. آری، “و ما رایت الا جمیلا”.

از اولین اعدام‌هایی که در زندان شاهد بودم، یعنی حجت زمانی، ولی الله فیض، قهرمانانی از ایلام و کرمانشاه تا علی صارمی راد مردی از لرستان و شاهرخ زمانی سرافراز مردی از آذربایجان تا حاج محمد آقایی (اصفهان)، جعفر کاظمی و محسن دگمه چی از دلیران تهران تا علی حیدری، فرهاد وکیلی و فرزاد کمانگر و شیرزن کرد شیرین علم هولی که شهادت قهرمانانه‌اش گواهی بود بر عظمت روح انسانی او و به هیچ انگاشتن موانع و بن‌بست های امنیتی و سنتی … و انبوه انبوه دیگر ستارگان این آسمان شب زده: محمد ثلاث، احسان فتاحیان، شیرکوه معارفی… و عاقبت به خون غلتاندن جگرگوشگانم زانیار و لقمان مرادی که هنوز عطر وجودشان را در کنارم احساس می‌کنم و رامین حسین پناهی و همه از کوه مردان کردستان و البته جوشش این خون‌های “به زمین ریخته” و به ” آسمان سر کشیده” را در میان مردم در سال‌های ۹۶ ،۹۷ و ۹۸ تاکنون شاهد بودیم و باز خون‌های دیگر: محمدرضا صالحی و نوید افکاری و و و که همه نه اجسادی که بذرهایی شدند در زیر خاک و خون‌هایی که در رگان تاریخ جاری گردیدند.

براستی اگر نبود انسان‌هایی از این گونه که با فدای خود، هستی و زندگی را برای دیگران مطالبه کنند، البته بربریت بر چرخه حیات غالب بود نه انسانیت! اگر فدا و ایثار را خواستن برای دیگران و پرداخت به دیگران بدانیم و یا صرف نظر کردن از آنچه می‌تواند برای خود و از آن خود باشد، به نفع و به خاطر دیگران… آنگاه فصلی ممیزه برای انسان و حیوان ترسیم کرده‌ایم… و هرچه درجه فدا بالاتر به همان میزان مدار انسانی بالاتر.

چه بسا با این ویژگی بوده که انسان اجتماعی شد و اساسا انسان شد. همین فدا کردن و گذشتن از درهمی و نانی، از کامی و از نامی تا عاطفه و جانی است (برای دیگران) که برای خدا باوران روز حساب و معاد را معنا می‌کند و برای خداناباوران انسان و انسانیت را… و در نبود آن نه ”خدا“ و ”حساب“ معنایی داشت و نه انسانیت، همه چیز کماکان در مدار ماقبل انسانی.

نمی‌دانم منظور شاملو چه بود آنجا که می‌گفت: …همچنان‌که سکوت آفتاب ظلمات است، سکوت آدمی اما، فقدان جهان و خداست… و ای کاش پیش‌تر اضافه می‌شد که ”غیبت فدا، فقدان آدمی است و انسان! در غیر اینصورت اگر انسان تنها ”تلاشی از پی زیستن” بود ”به رنج‌بارتر گونه‌ای ابلهانه“ سفری بود از دهلیزهای خم اندر خم و پیچ در پیچ… از پی هیچ!

فدا و ایثار اوج آگاهی است، اوج آزادی است، اوج اراده و والاترین انتخاب است، فلذا برای فرزند انسان تنها تجلی‌گاه واقعی ”عشق“.

و از آنجایی که کشته‌شدگان ما هم عاشق‌ترین عاشق‌ها بودند، در اوج انسانیت خود حامل خبر بزرگ ”پیروزی انسان“ بودند و در مسیر مداوم تاریخ از قلمرو ضرورت و اجبار به سوی آزادی و رهایی.

نتیجه آنکه با این سرمایه انسانی که از سال‌های شصت و شصت و هفت تا به امروز شاهد آن بوده‌ایم تهدید و ارعاب‌های مهره‌های ریز و درشت حکومتی به اعدام و سرکوب راه به جایی نخواهد برد.

صبح آزادی نزدیک است.

سعید ماسوری/ دیماه ۱۳۹۹/ زندان رجایی شهر کرج.»

دکتر سعید ماسوری متولد ۱۳۴۴ است. وی به منظور ادامه تحصیل در کشور نروژ به سر می‌برد تا اینکه در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۸۰ به خانواده ایشان اطلاع دادند که سعید در حین بازگشت به ایران توسط ماموران وزارت اطلاعات در شهرستان دزفول دستگیر شد. او در تاریخ ۱۹ دی‌ماه ۱۳۷۹ به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران در شهرستان دزفول بازداشت شد؛ هر چند باید اشاره کرد که در اردیبهشت سال بعد به خانواده وی بازداشت او اطلاع داده شد. ایشان از زمان دستگیری مدت ۱۴ ماه را در یکی از سلول‌های انفرادی اداره اطلاعات اهواز سپری کرد و پس از آن به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.

این زندانی سیاسی نهایتا در سال ۱۳۸۱ در دادگاه انقلاب تهران با اتهام محاربه به اعدام محکوم شد ولی در ‌‌‌‌نهایت حکم وی به حبس ابد تقلیل پیدا کرد.

آقای ماسوری از زمان بازداشت تا این لحظه بدون هیچ‌گونه مرخصی در اماکن مختلفی از جمله بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز، زندان اوین و زندان رجایی شهر کرج حبس خود را سپری کرده است. این زندانی سیاسی در طی ۲۰ سال تحمل حبس، بارها و در مواجهه با اقدامات غیرقانونی مسئولان زندان‌ها و نیروهای امنیتی اعتصاب غذا کرد و سابقه آسیب‌دیدگی جسمی و محرومیت از مراقب پزشکی در زندان را نیز دارد.

احضار و بازجوئی از خلیل الله بلوچی در اداره اطلاعات زاهدان

امروز جمعه ۱۹ دی ماه ۱۳۹۹، اداره اطلاعات زاهدان مرکز استان سیستان و بلوچستان خلیل الله بلوچی، شهروند ساکن این شهر را پس از احضار مورد بازجوئی قرار داد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از شبکه جهانی کلمه، روز پنجشنبه ۱۸ دی ماه ۱۳۹۹، خلیل الله بلوچی، نویسنده و فعال رسانه ای اهل سنت ساکن زاهدان در پی احضار تلفنی به اداره اطلاعات این شهرستان از بابت فعالیتهای اش مورد بازجوئی قرار گرفت. 

براساس این گزارش، از اتهامات و علت احضار این شهروند ساکن زاهدان اطلاعی در دسترسی نیست اما احتمال می رود مبنی این احضار مرتبط با فعالیت های عقیدتی و سایر فعالیت های وی در شبکه های اجتماعی بوده باشد. 

خلیل الله بلوچی، پیش از این هم به دفعات از سوی اداره اطلاعات زاهدان مورد احضار و بازجوئی قرار گرفته است. 

همچنین در تاریخ ۲۴ دی ماه ۱۳۹۸, ماموران اداره گذرنامه مستقر در فرودگاه بین المللی قشم گذرنامه خلیل الله بلوچی را پس از ورود وی به کشور ضبط کرده بودند. 

لازم به ذکر است، مولوی امان الله بلوچی، مدرس یکی از مکتب های حوزه علمیه کوه ون شهرستان سرباز و بردار این شهروند اهل سنت، از زندانیان سیاسی – عقیدتی محبوس در زندان زاهدان در تاریخ ۵ شهریور ماه ۱۳۹۸, به تحمل حبس تعزیری و اعدام محکوم شد و در حال حاضر در وضعیت بلاتکلیفی بسر می برد. 

Design a site like this with WordPress.com
Get started