یورش نیروی انتظامی برای بازداشت ۳فعال کارگری در هفت تپه

«اسماعیل بخشی» از بازداشت سه تن از فعالان کارگری «شرکت کشت و صنت نیشکر هفت‌تپه» خبر داد.

این فعال کارگری در حساب توییتر خود از یورش ماموران نیروی انتظامی به منزل سه تن از فعالان کارگری هفت تپه به نام‌های «یوسف بهمنی» و «حمید ممبینی» و «مسعود حیوری» و بازداشت آن‌ها خبر داد.

به گفته او، این افراد بدون ابلاغ یا اطلاع قبلی بازداشت شده‌اند.
از یک ماه پیش مقامات دولتی خبر از خلع ید مدیران فعلی هفت تپه ظرف ۴۵ روز آینده داده بودند اما اسماعیل بخشی با انتقاد از این بازداشت‌ها و با هشتگ «‏⁧#دزد_آزاد_کارگر_زندانی»⁩ ‌نوشته است: «بله! و اینچنین وعده خلع ید کارفرمای فاسد و اختلالگر ارزی هفت تپه در آبان ماه به خلع ید فعالین کارگری تغییر یافت.»

هفته ای که گذشت؛ نگاهی به گزارشات محیط زیستی در ایران

حق بر محیط زیست و مبانی فلسفی آن، از قواعد حقوق بشر و حقوق طبیعی نشأت گرفته شده است. ابتدایی ترین حق طبیعی انسان در این کره خاکی، «حق حیات» است. اما طی دهه های اخیر به دلیل استفاده بی رویه از منابع طبیعی، عدم نظارت و توجه به مباحث زیست محیطی و الگوهای صحیح، محیط زیست طبیعی به شدت مورد صدمه واقع شده است. گزارش پیش رو حاصل ثبت ۵۵ واقعه محیط زیستی ایران است که در روزهای اخیر منتشر و به هدف آگاهی سازی گردآوری شده اند. بر اساس این گزارش در یک هفته اخیر دستکم ۸۰ شکارچی و صیاد غیرمجاز بازداشت شدند، بیش از ۲۰ تن چوب جنگلی کشف و ضبط و ۶ متهم در این خصوص بازداشت شدند. در همین ایام در سایه فقدان تجهیزات اطفای حریق و بی توجهی مسئولان بیش از ۲۵۶ هکتار از مراتع و جنگل‌های شش استان کشور طعمه حریق شد. طی هفته ای که گذشت هوای شهرهای تهران، تبریز، اراک و اصفهان برای گروه‌های حساس و شهر اهواز با شاخص ۱۵۵ برای همه گروه‌ها ناسالم اعلام شد. در حوزه پسماند و آلاینده های محیط زیستی می‌توان به وجود مشکلات متعدد محیط زیستی در جایگاه پسماند شهرهای اهرم و دلوار اشاره کرد. همچنین رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان اردبیل از صدور ۲۹ فقره اخطاریه به واحدهای آلاینده این شهرستان طی سه ماه دوم سال جاری خبر داد. از دیگر اخبار محیط زیستی این هفته می‌توان به تلف شدن تعداد زیادی از ماهیان رودخانه جره در منطقه کهمره شهرستان شیرازو صدور مجوز شکار قوچ های بالای ۹ سال اشاره کرد. همچنین بر اساس اعلام سازمان حفاظت محیط زیست و کارشناسان محیط زیست گوزن زرد ایرانی و کرکس ها در معرض خطر انقراض قرار دارند. در گزارشی دیگر مدیر امور استان‌های ستادهای دریاچه ارومیه از کاهش ۱۶ میلیون متر مکعبی آب این دریاچه خبر داد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آسیب رسانی به جنبه های مختلف محیط زیست در ایران کماکان ادامه دارد. از سویی شهروندانی وجود دارند که به دلیل عدم آموزش یا نیازهای مالی دست به تخریب و آسیب رسانی به محیط زیست می زنند و از سوی دیگر نهادهای متولی در تلاش هستند تا از حجم این آسیب ها بکاهند، هر چند این تلاش ها قابل تقدیر است اما به نظر نمی آید حجم آن با شرایط محیط زیستی ایران تطبیق داشته باشد.

بازداشت و محکومیت متخلفان محیط زیست

یکی از موضوعات مورد بحث محیط زیست مسئله حمایت از منابع طبیعی بوده و از سوی دیگر، حفاظت از جنگل‌ها،حیات وحش و جلوگیری از قاچاق چوب، شکار و صید بی رویه به عنوان بخشی از مقوله حفاظت از منابع طبیعی، و در نهایت حفظ محیط زیست تلقی می‌شود. بسیاری از حیوانات، به دلیل شکار غیرقانونی در معرض خطر قرار دارند.

طی هفته‌ای که گذشت، با تلاش محیط بانان و جنگل بانان، دستکم ۸۰ شکارچی و صیاد متخلف که حاصل جمع آوری ۲۴ گزارش منابع رسمی است، در استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، اصفهان، البرز، ایلام، تهران، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خوزستان، فارس، کرمانشاه، لرستان، مازندران و هرمزگان بازداشت و به مراجع قضایی ارجاع داده شدند.

بر اساس گزارشات منابع رسمی در هفته ای که سپری شد، بیش از ۲۰ تن چوب جنگلی در استان های اصفهان، تهران، سمنان، کرمانشاه، فارس و مازندران کشف و ضبط شد. در این خصوص ۶ متهم بازداشت و با تشکیل پرونده به مرجع قضائی معرفی شدند.

در گزارشی دیگر؛ مهدی علیپور، عضو هیأت رئیسه اتحادیه صادرکنندگان کالاهای صنعتی و معدنی از فروش شاهین ایرانی در قطر خبر داد و گفت: “این شاهین ایرانی در ایران زنده‌گیری شده است و در نمایشگاه شکار سهیل قطر به حراج گذاشته شد.آنطور که علیپور می‌گوید: این شاهین ایرانی به قیمت ۲۰۰ هزار ریال قطر معادل یک میلیارد و ۶۵۰ میلیون تومان به فروش رفت”.

حق تنفس و هوای پاک

بر اساس گزارش‌ها، سالانه تعداد پر شماری از شهروندان بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست می‌دهند. این مشکل علتی جز سو مدیریت و عدم توجه به کنوانسیون‌ها و قراردادهای بین‌المللی در این زمینه ندارد.

طی هفته ای که گذشت هوای شهرهای تهران، تبریز، اراک و اصفهان به ترتیب با شاخص‌های ۱۰۷، ۱۰۸، ۱۲۰، ۱۲۸ ناسالم برای گروه‌های حساس (بیماران قلبی و ریوی، زنان باردار و کودکان) و شهر اهواز با شاخص ۱۵۵ در شرایط ناسالم برای همه گروه‌ها نا سالم اعلام شد.

در همین زمینه گزارش شده؛ مهر ماه امسال با ۹ روز هوای ناسالم برای گروه‌های حساس و ۲۱ روز قابل قبول، آلوده‌ترین ماه در ۵ سال گذشته تهران بوده است.

رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران اعلام کرد: “مطابق با آمارهای وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در تهران سالیانه بین چهار تا پنج هزار مرگ به دلیل آلودگی هوا اتفاق می‌افتد”.

رئیس کمیته میراث شورای شهر تهران نیز با بیان اینکه حدود ۴۰ درصد از آلایندگی‌ها مربوط به صنایع آلاینده‌ فعال در اطراف تهران است اعلام کرد: “متاسفانه در هفته‌های گذشته با حضور رئیس سازمان محیط زیست استان تهران و محیط زیست شهرستان ری واحد شش کارخانه سیمان تهران که یکی از صنایع آلاینده است و از کار افتاده بود، مجددا افتتاح شد”.

همچنین به گفته مدیرکل حفاظت محیط زیست استان مرکزی؛ شاخص کیفیت هوای کلانشهر اراک در شرایط هشدار گزارش شده و استمرار آن از مرز ۲ هفته متوالی گذشت.

به طور کلی جنگل‌ها در نتیجه عمل کربن گیری مرتباً گاز کربنیک هوا را که در اثر تنفس موجودات زنده و فعل و انفعالات شیمیایی و آلودگی های محیط زیست وارد هوا می‌شود جذب کرده و گاز اکسیژن را پس می‌دهد. از این رو می‌بایست مورد توجه ویژه ای قرار گیرند.

در هفته ای که گذشت منابع رسمی اعلام کردند که بیش از ۲۵۶ هکتار از جنگل‌ها و منابع طبیعی کشور در استان های آذربایجان غربی، خراسان شمالی، خوزستان، فارس، کردستان و کهگیلویه و بویراحمد طعمه آتش شد. آتشی که در فقدان تجهیزات اطفای حریق حتی به مناطق حفاظت ‌شده نیز گسترش پیدا کرده و فعالان زیست‌محیطی بارها از بی‌توجهی مقام‌های دولتی انتقاد کرده‌اند.

در همین زمینه فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی و آبخیزداری کردستان گفت: “امسال تا پایان مهر در ۱۷۴ فقره آتش‌سوزی عرصه‌های طبیعی استان، یک هزار و ۴۰۷ هکتار از جنگل‌ها و مراتع استان دچار آتش سوزی شد”.

در خبری دیگر، رییس اداره محیط زیست شهرستان شهریار اعلام کرد: “در گشت های اخیر محورهای اتوبان ساوه، صباشهر، باغستان، ویره، شاهد شهر و شهریار مورد پایش قرار گرفتند که متاسفانه ١٧ مورد آتش زدن ضایعات و لاستیک توسط نیروهای این اداره و آتش نشانی اطفا شد و جز در دو مورد، در سایر موارد عاملین آتش سوزی در محل شناسایی نشدند”.

بحران پسماند و آلاینده های محیط زیستی

از گزارشاتی که در این راستا طی یک هفته گذشته منتشر شده می‌توان به وجود مشکلات متعدد محیط زیستی در جایگاه پسماند شهرهای اهرم و دلوار اشاره کرد.

در خبری دیگر مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب کردستان، به ورود فاضلاب روستای سراب قامیش به سد قشلاق سنندج اشاره کرد و گفت: “ورود این مواد باعث رشد جلبک در سد و بدطعم شدن آب شرب سنندج می‌شود که نیاز است جهاد کشاورزی و محیط زیست هم برای آن چاره‌ای بیندیشند”.

همچنین رییس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان اردبیل اعلام کرد: “در سه ماهه دوم سال جاری تعداد ۲۹ فقره اخطاریه به واحدهای آلاینده در این شهرستان صادر شد”.

از سویی دیگر کارخانه سیمان گالیکش که به سبب مشکلات زیست محیطی از هفتم مهرتعطیل بود با نصب سیستم های فیلتراسیون دوباره از سرگرفته شد. این درحالیست که کارخانه سیمان علاوه بر آلودگی هوا، مشکلات زیست محیطی دیگری مانند تخریب رویشگاه‌های جنگلی و دست اندازی به چشم اندازهای محیطی و آلودگی بصری در نیلکوه را به دنبال دارد.

از دیگر اخبار محیط زیستی این هفته می‌توان به تلف شدن تعداد زیادی از ماهیان رودخانه جره در منطقه کهمره شهرستان شیراز اشاره کرد. طرحی با عنوان مدیریت شوری رودخانه جره در محدوده گنبد نمکی رمقان توسط سازمان آب منطقه‌ای در دو مرحله در کوهمره سرخی در حال اجرا است که در مرحله نخست آن آب‌های شور گنبد نمکی کنترل و جمع آوری می‌شود و در مرحله دوم آب شور با خط انتقال به طول ۱۸ کیلومتر به پایین دست و حوضچه‌های تبخیری منتقل خواهد شد.

مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای فارس در این خصوص گفت: “افرادی که آب شور را وارد رودخانه کرده اند، هیچ مجوزی از این شرکت نداشته و این کار اشتباه از طرف آب منطقه‌ای و محیط زیست شیراز پیگیری می‌شود”.

همچنین پروانه خارجی و داخلی شکار قوچ های بالای ۹ سال صادر شد. اسماعیل کهرم، مشاور سابق سازمان محیط زیست، بوم‌شناس و فعال محیط زیست در واکنش به صدور مجوز شکار در ازای پرداخت ۲۰ هزار دلار، گفت: “مشاورین آقای کلانتری افرادی علاقه‌مند به شکار هستند و به همین دلیل چنین تصمیماتی گرفته می‌شود، این‌ها گفتند، کل و بز و قوچ و میش آب زیاد می‌خورند به همین دلیل باید شکار شوند، این چه نوع منطقی است؟ قبلا وقتی صدای تیر در مناطق حفاظت شده می‌آمد در منطقه همه نگران شکار غیرمجاز می‌شدند، الان شکارچی می‌گوید جواز دارد. آقای کلانتری باید رئیس کمیته شکار می‌شدند”.

در گزارشی دیگر کارشناسان هشدار دادند؛ کرکس ها در طول ۱۰ سال آینده در خطر انقراض قرار دارند. کارشناسان معتقدند عواملی مانند شکار مستقیم، تخریب زیستگاه، باورهای ناردست، استفاده از مواد شیمیایی در دامداری ها و دامپروری ها و رها کردن پسماندهای آنها در طبیعت برخی از عواملی است که حیات کرکس ها را به خطر انداخته است، این در حالی است که این حیوانات ارزشمند جزو گونه های حمایت شده ملی هستند بنابراین باید بیشتر مراقب آنها بود.

دفع نامناسب پسماند و عدم تفکیک زباله های شیمیایی و بیمارستانی به طور گسترده این پرنده را در معرض مسمومیت قرار داده و در کشور ما در چند دهه اخیر تا ۵۰ درصد کاهش جمعیت را نشان می دهد، در این میان دیکلوفناک یکی از عوامل اصلی مرگ و میر کرکس ها است که با رها شدن در طبیعت به طور مستقیم باعث مسمومیت و مرگ آنها می شود.

همچنین بر اساس اعلام سازمان حفاظت محیط زیست گوزن زرد ایرانی طبق قوانین این سازمان از جمله گونه‌های در معرض خطر انقراض است.

این گونه غالبا در مناطق جنگلی و جنگل‌های جلگه‌ای استان خوزستان زندگی می‌کند و در حال حاضر نیز به دلیل از بین رفتن زیستگاه‌های طبیعی آن و شکار بی رویه، جمعیت آن ها بسیار کاهش یافته و تنها پراکندگی طبیعی گوزن زرد به مناطق حفاظت شده دز و کرخه محدود شده است. امروزه جمعیت هایی از این گونه در دشت ناز ساری، جزیره اشک، منطقه حفاظت شده دنا، جزیره کبودان و چند منطقه دیگر به‌وسیله کارشناسان منتقل شده‌اند.

در گزارشی دیگر مدیر امور استان‌های ستادهای دریاچه ارومیه با بیان اینکه اکنون دریاچه ارومیه ۳ میلیارد و ۱۰۰ میلیون متر مکعب آب دارد، اعلام کرد: “حجم آب دریاچه نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۱۶ میلیون متر مکعب کاهش داشته است”.

بهمن زاهدیان از زندان لاکان رشت آزاد شد

بهمن (فرهاد) زاهدیان، زندانی سیاسی در تاریخ ۲۸ مهرماه، با پایان دوره محکومیت خود از زندان لاکان رشت آزاد شد. آقای زاهدیان اردیبهشت‌ماه امسال بازداشت و در تیرماه امسال به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز دوشنبه ۲۸ مهر ۹۹، بهمن (فرهاد) زاهدیان، زندانی سیاسی از زندان لاکان رشت آزاد شد.

بهمن زاهدیان در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۹۹، توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران در رشت بازداشت و به زندان لاکان این شهر منتقل شد. او نهایتا در تاریخ ۳۰ تیرماه، توسط دادگاه انقلاب رشت از بابت اتهامات توهین به رهبری و فعالیت تبلیغی علیه نظام به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد.

وی در بخش دوم پرونده خود نیز از بابت اتهام توهین به مامورین در حین انجام وظیفه محاکمه و از این اتهام تبرئه شد. یک منبع مطلع از وضعیت پرونده آقای زاهدیان در این خصوص به هرانا گفت: “پیشتر برای دو بخش پرونده آقای زاهدیان قرار وثیقه ۷۰ میلیون تومانی و قرار کفالت صادر شد و به این دلیل که در بخش دوم پرونده حکمی صادر نشده بود، ایشان تا زمان صدور حکم تبرئه در این بخش در زندان لاکان رشت بسر برد.”

آقای زاهدیان نهایتا در حالی که تاریخ پایان محکومیت وی ۸ آبان‌ماه ۹۹ عنوان شده بود، در تاریخ ۲۸ مهرماه ۹۹، ده روز مانده به پایان دوره محکومیت خود با اعطای مرخصی پایان حبس از زندان آزاد شد.

این شهروند پیش از این سابقه بازداشت توسط نهادهای امنیتی را دارد. وی در تاریخ ۲۲ بهمن ۹۶ توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و مدتی بعد از زندان اوین آزاد شد. اتهام مطروحه علیه آقای زاهدیان در زمان بازداشت تبلیغ علیه نظام عنوان شده بود.

بهمن (فرهاد) زاهدیان بازقلعه، فرزند محرمعلی، متولد ۱۳۵۲، پدر دو فرزند و اهل روستای سراوان از توابع شهرستان رشت است.

زخمی شدن یک کولبر بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی در سردشت

امروز پنج‌شنبه ۸ آبان‌، یک کولبر در مناطق مرزی سردشت واقع در استان آذربایجان غربی، هدف تیراندازی نیروهای نظامی قرار گرفت و زخمی شد.

به نقل از کردپا، روز پنج‌شنبه ۸ آبان‌ماه ۹۹، یک کولبر در منطقه مرزی “زله” سردشت واقع در استان آذربایجان غربی، در پی شلیک مستقیم نیروهای نظامی زخمی شد.

بر اساس این گزارش هویت این کولبر “آواره فتحی” اهل روستای “الیە مران” از توابع سردشت عنوان شده است.

این کولبر جهت مداوای پزشکی به مراکز درمانی کردستان عراق منتقل شده است.

کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می شوند.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیشتر با انتشار یک گزارش مشترک به بررسی عملکرد نیروهای نظامی و تلفات وارده به شهروندان به خصوص در نقاط مرزی کشور در محدوده زمانی سال ۲۰۱۸ پرداخته است.

بر اساس این گزارش به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، قتل ۴۸ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۱۰۴ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی در محدوده غرب و شمال غربی کشور مستند شده است.

مطابق این آمار، در کنار افرادی که هویت آنان به عنوان کولبر روشن شده، ۳۰۰ شهروند در ۱۱ استان کشور به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به واسطه عمل قوای نظامی دچار حادثه شدند.

سکینه پروانه از زندان اوین به زندان قوچان منتقل شد

سکینه پروانه، زندانی سیاسی که دوران محکومیت ۵ سال حبس خود را در بند زنان زندان اوین سپری می‌کرد، روز سه‌شنبه از زندان اوین به زندان قوچان اعزام شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز سه‌شنبه ۶ آبان‌ماه ۱۳۹۹، سکینه پروانه، زندانی سیاسی از بند زنان زندان اوین به زندان قوچان اعزام شد.

سکینه پروانه در نیمه دوم سال ۹۸ توسط نیروهای وزارت اطلاعات دستگیر و پس از یک هفته نگهداری در بازداشتگاهی در مریوان و ۳ روز در سنندج، به بازداشتگاه اطلاعات سپاه تهران موسوم به بند ۲_الف زندان اوین منتقل شد. خانم پروانه پس از چند روز به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و سپس اوایل اسفند ۹۹ به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

این زندانی سیاسی فروردین امسال در پی شعارنویسی در زندان اوین همراه با توهین و ضرب و شتم به زندان قرچک ورامین منتقل شد. وی به مدت چهار روز با دستبند و پابند در سلول انفرادی این زندان نگهداری شده و سپس به بیمارستان روان‌درمانی امین‌آباد در تهران منتقل و پس از ۲۵ روز به بند قرنطینه زندان قرچک ورامین منتقل شد. او اواسط تیرماه امسال از زندان قرچک ورامین به بند زنان زندان اوین منتقلشد.

خانم پروانه نهایتا توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری از بابت اتهام “عضویت در گروه یا دستجات معاند نظام با هدف بر هم زدن امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و از باب مجازات تکمیلی به ۲ سال ممنوعیت از عضویت در دستجات سیاسی محکوم شد. گفته می شود که پرونده دیگری نیز همچنان برای خانم پروانه مفتوح است.

سکینه پروانه پیشتر طی یادداشتی که توسط هرانا منتشر شد، روند بازداشت و آخرین وضعیت خود را شرح داد. خانم پروانه در بخشی از یادداشت خود گفته بود: «من به عنوان یک شهروند حتی از داشتن وکیل مدافع نیز محروم شدم و وکیل من آقای پیام درفشان نیز اخیرا بازداشت شده است.»

سکینه پروانه، فرزند حسن، متولد ۱۳۶۷ از کردهای کرمانج اهل استان خراسان رضوی است.

هرانا در تاریخ ۳۰ مهرماه نیز در گزارشی از انتقال یاسمن آریانی و مادرش منیره عربشاهی، دو فعال مدنی مخالف حجاب اجباری از بند زنان زندان اوین به زندان کچویی کرج و انتقال سمانه نوروز مرادی، زندانی سیاسی به زندان لاکان رشت خبر داد. روز سه‌شنبه ۲۹ مهرماه نیز نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر زندانی که دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری می‌کرد به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

تجمع در پارک جیرال: ۸ فعال ترک با تودیع قرار وثیقه از بازداشتگاه مرکزی اردبیل آزاد شدند

عسگر اکبرزاده، مهدی هوشمند، مجتبی پروین، مصطفی پروین، بهمن خیرجو، مرتضی پروین، سبحان بخشی و میثم جولانی، ۸ تن از فعالان ترک (آذربایجانی) بازداشت شده در جریان تجمع در پارک جیرال اردبیل امروز پنج‌شنبه ۸ آبان‌ماه با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی از بازداشتگاه مرکزی اردبیل آزاد شدند. این افراد در تاریخ ۸ مهرماه همراه با چند شهروند دیگر پس از تجمع در پارک جیرال اردبیل توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند. تجمع این شهروندان در پی فراخوان قبلی و در واکنش به تحولات منطقه صورت گرفته بود.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز پنج‌شنبه ۸ آبان‌ماه ۱۳۹۹، عسگر اکبرزاده، مهدی هوشمند، مجتبی پروین، مصطفی پروین، بهمن خیرجو، مرتضی پروین، سبحان بخشی و میثم جولانی، ۸ فعال ترک (آذربایجانی) از بازداشتگاه مرکزی اردبیل آزاد شدند.

آزادی هر یک از این شهروندان با تودیع قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی صورت گرفته است.

روز سه‌شنبه ۸ مهرماه عسگر اکبرزاده، مهدی هوشمند، سجاد جولانی، حسین بالاخانی، مجتبی پروین، مصطفی پروین، محمد جولانی، حامد حیدری باریس، بهمن خیرجو، مرتضی پروین، پرویز سیابی گرجان، سبحان بخشی و میثم جولانی پس از تجمع در پارک جیرال اردبیل توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند. این شهروندان روز چهارشنبه ۹ مهرماه در شعبه ۱۰ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب اردبیل به ریاست قاضی بابک نونهال تفهیم اتهام شده و نهایتا پس از صدور قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی برای هر یک از آنها به زندان اردبیل منتقل شدند. آنها نهایتا در تاریخ ۲۹ مهرماه از زندان اردبیل به بازداشتگاه مرکزی اردبیل  منتقل شدند.

از میان این شهروندان سجاد جولانی و محمد جولانی در تاریخ ۲۸ مهرماه و حامد حیدری باریس، پرویز سیابی گرجان و حسین بالاخانی به ترتیب در تاریخ ۱۲، ۱۴ و ۲۷ مهرماه امسال هرکدام با تودیع قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان اردبیل آزاد شدند.

اتهامات مطروحه علیه این شهروندان توهین به رهبری، اخلال در نظم و آسایش عمومی، تمرد از مامورین دولتی و اقدام علیه امنیت ملی از طریق مشارکت در ایجاد تجمع عنوان شده است.

در ادامه اعتراضات گسترده در شهرهای مختلف استان‌های آذربایجان و سایر مناطق ترک نشین طی روزهای ۹ مهرماه تا روزهای ۱۳ و ۲۷ مهرماه تعداد پرشماری بازداشت شدند. هرانا پیشتر در گزارشی هویت ۸۱ تن از بازداشت شدگان در شهرهای اردبیل، تبریز، ارومیه، مشکین شهر، رشت، پارس آباد مغان، هادی شهر، جلفا، کلیبر و زنجان را احراز کرد.. این بازداشت‌ها در خیابان، محل کار یا منازل این افراد صورت گرفته و خشونت زیادی در زمان بازداشت این افراد توسط نیروهای انتظامی-امنیتی اعمال شده است که در مواردی به شکستگی دست یا بینی منجر شده است.

تیرماه امسال نیز در جریان تجمعاتی مشابه در شهرهای تهران و تبریز شماری از شهروندان بازداشت و مدتی بعد با تودیع قرار آزاد شدند.

از میان این افراد عسگر اکبرزاده، مجتبی پروین، مهدی هوشمند، مرتضی پروین، محمد جولانی، سجاد جولانی و میثم جولانی پیش از این نیز به دلیل فعالیت‌های مسالمت‌آمیز خود سابقه احضار، بازداشت و یا محکومیت دارند.

رسول حمزه پور با تودیع قرار وثیقه زندان ارومیه آزاد شد

رسول حمزه پور، روحانی اهل سنت امروز پنج‌شنبه ۸ آبان‌ماه با تودیع قرار وثیقه از زندان ارومیه آزاد شد. آقای حمزه پور در تاریخ ۱۳ مهرماه امسال توسط نیروهای امنیتی در پیرانشهر بازداشت شد و روز یکشنبه ۴ آبان‌ماه با پایان بازجویی‌ها از بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به زندان این شهر منتقل شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز پنج‌شنبه ۸ آبان‌ماه ۱۳۹۹، رسول حمزه پور، روحانی اهل سنت با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان ارومیه آزاد شد.

رسول حمزه پور در تاریخ ۱۳ مهرماه امسال توسط ماموران اداره اطلاعات در سه راه پسوه شهرستان پیرانشهر بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد امنیتی در ارومیه منتقل شد. آقای حمزه پور نهایتا روز یکشنبه ۴ آبان‌ماه با پایان بازجویی‌ها از بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به زندان این شهر منتقل شد. ماموران پس از بازداشت منزل وی را مورد بازرسی قرار داده و برخی از وسایل شخصی او را ضبط کرده و با خود بردند.

اتهام مطروحه علیه آقای حمزه پور در مراحل بازجویی “تبلیغ علیه نظام” عنوان شده است.

یک منبع مطلع پیشتر در خصوص دلایل بازداشت آقای حمزه پور به هرانا گفت: “چندی قبل یک بازیکن فوتبال به اهل سنت توهینی کرد و آقای حمزه پور در فضای مجازی نسبت به این امر واکنش نشان داد و همین مساله موجب بازداشت او عنوان شده است”.

رسول حمزه پور، حدودا ۵۰ ساله، متاهل، روحانی اهل سنت و امام جماعت روستای “اندیزه” از توابع بخش لاجان در شهرستان پیرانشهر است.

بازداشت یک شهروند توسط نیروهای امنیتی در تکاب

روز سه شنبه ۶ آبان ماه، یک شهروند ساکن شهرستان تکاب توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. بازداشت این شهروند بدون ارائه حکم قضایی و همراه با ضرب و شتم صورت گرفته است.

به نقل از کردپا، روز سه شنبه ۶ آبان ماه ۹۹، یک شهروند ساکن شهرستان تکاب توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

بر اساس این گزارش هویت این شهروند “حسین شیرزاد” ٢٧ ساله اهل محله “شریف آباد” تکاب عنوان شده است.

بازداشت این شهروند بدون ارائه حکم قضایی و همراه با ضرب و شتم صورت گرفته است.

تا لحظه انتشار این خبر، از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی در دسترس نیست.

بازگرداندن فاطمه مثنی به زندان علیرغم مخالفت کادر درمانی و نگرانی‌های پزشکی

فاطمه مثنی، زندانی سیاسی در زندان اوین روز سه‌شنبه ۶ آبان‌ماه در پی خونریزی شدید روده به بیمارستان طالقانی تهران اعزام و علیرغم مخالفت کادر درمانی و نگرانی‌های پزشکی به دستور امین وزیری، دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی به بند زنان زندان اوین بازگردانده شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز سه‌شنبه ۶ آبان‌ماه ۱۳۹۹، فاطمه مثنی، زندانی سیاسی در پی خونریزی شدید روده از زندان اوین به بیمارستان طالقانی تهران اعزام و علیرغم مخالفت کادر درمانی و نگرانی‌های پزشکی به زندان بازگردانده شد.

یک منبع نزدیک به خانواده خانم مثنی در این خصوص گفت: “خانم مثنی روز سه‌شنبه بر اثر خونریزی شدید روده به بیمارستان طالقانی منتقل شد. این خونریزی از چند ماه پیش آغاز شد و طی یک هفته اخیر بیشتر شد. ایشان پیشتر مزالازین درمانی می‌کردند ولی دکتر فاطمی، (پزشک بیمارستان طالقانی) بعد از دیدن کلونوسکوپی، کورتون درمانی را برایشان تجویز کرد و گفتند با این شرایط نباید در زندان باشند و باید در بیمارستان بستری شوند. دکتر فاطمی گفته است باید دوره  کورتون درمانی خانم مثنی به صورت مداوم زیر نظر پزشک باشد و اگر جواب نداد تحت عمل جراحی قرار گیرند. متاسفانه با این شرایط ایشان را به دستور امین وزیری، دایار ناظر بر زندانیان سیاسی به زندان برگرداندند. ضمن اینکه پزشک ایشان شرایط حادشان و عدم تحمل حبسشان (دو هفته پیش) را تایید کردند. ولی وزارت اطلاعات و امین وزیری با آزادی و حتی مرخصی یا بستری شدن ایشان مخالفت کردند.”

فاطمه مثنی در تاریخ ۱۷ شهریور امسال نیز در پی وخامت حال عمومی از زندان اوین به بیمارستان طالقانی تهران اعزام شد. او یک روز بعد نیز مجددا جهت انجام آزمایشات آندوسکوپی و کلونوزکوپی به بیمارستان اعزام و مجددا به قرنطینه بند زنان زندان اوین بازگردانده شد. پیشتر یک منبع مطلع در خصوص آخرین وضعیت خانم مثنی به هرانا گفته بود: “فاطمه مثنی اسهال و استفراغ شدید دارد، به طوری که غذا خوردن او نیز با اختلال مواجه شده و نیازمند رسیدگی پزشکی است، با این وجود تمام مدت به صورت ایزوله در یک اتاق که به عنوان قرنطینه در نظر گرفته شده نگهداری می‌شود. در عوض انتقال به بهداری و رسیدگی پزشکی، پزشک به داخل بند می‌رود و تاکنون ۲ تا ۳ بار به او سرم تزریق کرده‌اند. دستور نگهداری و ایزوله خانم مثنی توسط امین وزیری، دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی صادر شده است “.

خانم مثنی روز چهارشنبه ۲۹ مردادماه ۹۹، در پی وخامت حال و بیهوشی از زندان اوین به بیمارستان طالقانی اعزام شد. وی در بیمارستان نیز به دستور امین وزیری، دادیار ویژه زندانیان سیاسی با دستبند و پابند به تخت بیمارستان بسته شد و در تاریخ ۵ شهریور بدون رسیدگی پزشکی کافی و علیرغم مخالفت پزشک با دستور امین وزیری به قرنطینه زندان اوین بازگردانده شد. بازگرداندن خانم مثنی به زندان شرایطی بود که پزشک بیمارستان به دلیل حاضر نبودن پاسخ آزمایشات و عدم تکمیل مراحل درمان با اعزام وی مخالف بود.

خانم مثنی از بیماری‌های کولیت روده و میگرن شدید عصبی رنج می‌برد.

فاطمه مثنی و همسرش حسن صادقی در تاریخ ۹ بهمن ماه سال ۹۱ در پی برگزاری مراسم ترحیم برای پدر آقای صادقی که از مخالفان حکومت جمهوری اسلامی ایران بود، به صورت خانوادگی به همراه دو فرزند خود بازداشت شدند و همزمان درب منزلشان نیز پلمب شد. دختر آنها پس از گذشت سه روز و پسرشان نیز که زیر سن قانونی بود پس از حدود یک ماه و نیم بازداشت و بازجویی از زندان آزاد شدند.

آقای صادقی و خانم مثنی پس از گذشت یک سال بازداشت و بازجویی که حدود ۵ ماه از آن در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین گذشت با قرار وثیقه تا زمان برگزاری دادگاه از زندان آزاد شدند.

نهایتا خانم مثنی به همراه همسرش توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب توسط قاضی احمدزاده از بابت اتهام بغی و محاربه از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق هر کدام به ۱۵ سال حبس محکوم شدند و حکم مصادره اموال این خانواده ازجمله محل کسب آقای صادقی و منزل شخصی‌شان صادر شد. وی در تاریخ هشتم مهرماه سال ۹۴ جهت اجرای حکم حبس مجددا بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد. در اسفندماه سال ۹۷ حکم مصادره محل کسب این زوج توسط ستاد اجرای فرمان امام اجرا شد. منزل این شهروندان نیز اردیبهشت ۹۹ توسط ستاد اجرای فرمان امام مصادره شد.

این زندانی مادر دو فرزند است که به همراه مادربزرگ بیمارشان زندگی می‌کنند. از طرفی از بهمن ۹۷ تنها سه ملاقات با حسن صادقی، همسرش که در زندان رجایی شهر کرج محبوس است، داشته است. آخرین بار در اردیبهشت ماه ۹۸ یک بار این ملاقات صورت گرفته و مجددا محرومیت آنان از ملاقات ادامه دارد. ملاقات این دو زندانی با یکدیگر منوط به موافقت امین وزیری، دادیار ناظر بر زندانیان شده است در صورتی که ملاقات سایر زندانیان زوج طبق روال عادی صورت می‌گیرد. محرومیت این دو زندانی سیاسی از ملاقات در حالی است که در قانون پیش‌بینی‌هایی برای ملاقات بین اعضای زندانی خانواده‌ها شده است، حتی اگر آنها در زندان‌های جداگانه تحمل حبس کنند.

فاطمه مثنی متولد ۵ خرداد ۱۳۴۶ است؛ وی زمانی که تنها ۱۳ سال سن داشت، همراه با مادرش به مدت ۳ سال در زندان بود. اتهام آنها محاربه و بغی از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق بود. سه برادر فاطمه مثنی همراه با همسر یکی از برادرانش در سال‌های دهه شصت اعدام شده‌اند.

روایت تکان‌دهنده بهنام محجوبی از شکنجه‌ در امین آباد: روی من ادرار می‌کردند

نفسش مدام می‌گیرد. زبانش انگار در دهانش سنگینی می‌کند. پاهایش بی‌حس شده‌اند. در زندان چندین بار زمین خورده است. داروهایش را نداده‌اند. به جای درمان، به امین آباد منتقلش کردند. شکنجه‌اش دادند. پرسنل تیمارستان او را به شکل صلیب به تخت بستند و رویش ادرار کردند. در همان حال به آمپولی تزریق کردند که نمی‌دانست چیست. او را به زندان بازگرداندند. نیمی از بدنش فلج شد. قرار بود به بیمارستان منتقل شود. به جای انتقال از او پرسیدند که آیا زندانی امنیتی است یا نه. منتقلش نکردند. باز به زمین خورد. در سرش صداهایی می‌شوند. در تماس با دوستانش به دنبال برادرش بود. او برادری ندارد. باز هم به او داروهایی دادند که نمی‌دانست چیست. پس به این نتیجه رسید که قصد جانش کرده‌اند؛ اعتصاب غذا کرد و گفت: «من اجازه این کار را نمی‌دهم و خودم دست به اعتصاب غذا می‌زنم تا بمیرمنفسی گرفت و در پایان تماس تلفنی از زندان زمزمه کرد: «مرگ اگر مرد است آید پیش من، تا کشم خوش در کنارش تنگ تنگ 

این مقدمه، خلاصه‌ای است از آن‌چه با «بهنام محجوبی» درویش گنابادی محبوس در اوین انجام دادند. 

***

هفتم آبان است و پاسی از شب گذشته که فایل صوتیاز «بهنام محجوبی» منتشر می‌شود. او با زبانی که به سختی در دهانش می‌چرخد، کلمات را هجی می‌کند و خبر می‌دهد که به علت بی‌حسی بدنش، در زندان زمین خورده است. او بارها به مسئولان زندان و پزشک بهداری گفته بود که بیماری «اختلال پانیک» دارد و بدنش بی‌حس می‌شود. اما مقامات نه تنها توجهی نشان ندادند، بلکه چنان برخوردی با او کردند که حالا تصمیم گرفته است با اعتصاب غذا، به زندگی خود پایان دهد. او در این فایل صوتی می‌گوید سرگیجه و حالت تهوع دارد و پاهایش سیاه شده‌اند. اما انگار کسی صدایش را نمی‌شنود که بدنش تحمل این حبس را ندارد. 

حبس اما تنها مساله او نیست. بهنام محجوبی را به جای درمان به «امین آباد» منتقل کرده بودند. پنجم مهر بود که این زندانی سیاسی در زندان از حال رفت و توان نیمی از بدنش را از دست داد. اما مسئولان، انگار در عملی انتقام‌جویانه مقابل اعتراض‌های بهنام و اطلاع‌رسانی‌هایش، او را به تیمارستان فرستادند. در آن زمان، «صالحه حسینی» همسرش، در نامهای سرگشاده جمهوری اسلامی و مقامات قضایی را مسئول حفاظت از جان بهنام دانسته بود.

روایت‌های این زندانی سیاسی از روزگاری است که بر او در امین آباد گذشت. در این فایل صوتی هم بهنام کلمات را به سختی ادا می‌کند؛ شهادتی بر بدنی که دارد تحلیل می‌رود و تکه‌تکه، بی‌حس می‌شود.

او می‌گوید که زبانش سنگین شده است و حتی برای چند روز نمی‌توانست حرف بزند. نمی‌داند چرا او را به بیمارستان برای درمان اعزام نمی‌کنند: «می‌گویند شما باید مثل سگ این‌جا بمیریدپای راستش سر شده است و حالا با بدنی نیمه فلج، آن‌چه بر او گذشته را روایت می‌کند. همان روایتی که «مسیب رئیسی‌یگانه» زندانی سیاسی هم‌بند با او که مدتی به امین آباد فرستاده شده بود، از زبان پرسنل تیمارستان شنید و بر نگرانی‌هایش افزود. مسیب در فایل صوتی که برای «ایران وایر» ارسال شد، گفته بود: «شنیدن اتفاقاتی که برای آقای بهنام محجوبی آن‌جا افتاده بود، از زبان پرسنل آن‌جا، من را نگران کرد 

بهنام پیش از انتقال به امین‌آباد، نزد پزشک بهداری می‌رود و می‌گوید که دست چپش درد می‌کند. به او می‌گویند قرار است نزد پزشک داخلی در منطقه «راه آهن» تهران فرستاده شود: «من بچه‌ شهرستان نمی‌دانستم خیابان راه‌آهن کجاست. من را سوار ماشین کردند و با ضرب و شتم [مقابل تیمارستان] پیاده کردند و به من آمپول زدند. آن‌موقع نمی‌دانستم کجا هستم. ناگهان وارد حالت خلسه شدم. تا صبح هیچ نفهمیدم. من را به شکل صلیب به تخت بستند. آمپول و قرص دمی‌داند. کارهای خلافی که رویم نمی‌شود بگویم انجام دادند. کم‌ترین آن‌که ادرار خودشان را عمدی کنترل نمی‌کردند و روی ما می‌پاشیدند. یک کار دیگر را نمی‌توانم بگویم. آن‌ را هم انجام می‌دادند 

به روایت بهنام در آن بخشی که او بستری بود، چهار اتاق قرار داشت. اما بیماران را به اتاق او می‌آوردند و او نمی‌توانست شب‌ها بخوابد. 

«یک لحظه من یک نفس بکشم…» و صدای ضبط شده نوار زندان است که می‌گوید: «تماس با زندان برقرار شده. تماس‌گیرنده زندانی می‌باشد 

بهنام به روایت‌ امین آباد بازمی‌گردد: «به من گفتند باید امروز به حمام بروی. گفتم من مشکلی ندارم. اما همه را لخت [چند بار تکرار می‌کند] کردند. گفتم این دور از شخصیت و انسانیت است. اما همه را لخت کردند و با آن‌ها مسخره‌بازی درمی‌آوردند. من زیر بار نرفتم. اما آن صحنه را دیدم. من [در امین آباد] افول و فنای انسانسیت را دیدم 

پرسنل امین‌آباد به مسیب‌ یگانه‌رئيسی پیغام داده بودند که از بهنام محجوبی معذرت‌خواهی کند. بهنام اما با ذکر این مساله ادامه می‌دهد: «زندان برای ما مهم نیست. چیزهایی می‌بینیم و چیزهایی می‌کشیم که برای‌مان غیر قابل تحمل استاو باز هم به عریان کردن بیماران مقابل یکدیگر اشاره می‌کند و می‌گوید: «برای بیماران غذای نذری می‌فرستند. اما پرسنل آن را به راحتی در اختیار بیماران قرار نمی‌دهد. پرسنل پاهای‌شان را روی پا می‌اندازند و بعد از آن‌که بیماران زمین‌ها را تمیز می‌کنند، غذا را به آن‌ها می‌دهد. این اتفاق برای ما افتاد. دژبان من را دستبند و پابند می‌زند و می‌رود سراغ استعمال سیگار و مخدر. من دست‌شویی دارم، دژبان را از کجا پیدا کنم؟»

«نفسم…» و باز هم برای چند ثانیه صدای بهنام قطع می‌شود تا بتواند نفسی تازه کند: «نفسم می‌گیرد. به خاطر داروها و قرص‌ها این‌جوری شدم 

بهنام اما در پایان روایت‌هایش به موضوعی دیگر غیر از شکنجه‌هایی که در امین‌آباد متحمل شد، می‌پردازد: «این را از طرف من بگویید. حداقل سلبریتی‌ها این را بگویند. آن‌جا ظرف غذا، قاشق و لیوان مشترک است. یعنی قاشقی که در دهان من می‌رود در دهان همه می‌رود. اگر من مریضی داشته باشم، همه می‌گیرند. اگر هم بگویم [اعتراض کنم] مشت و لگد می‌خورم و تهدید به ایزوله می‌کنند. خودم نمی‌دانم چه مریضی گرفتم. حافظه‌ام را از دست داده‌ام. شماره خانمم را هم نوشته‌ام و با او تماس می‌گیرم. این هم به خاطر فشاری بود که شب تا صبح روی من انجام می‌شد 

یک‌بار یکی از بیمارانی که با بهنام هم‌اتاق بود، از روی دل‌سوزی به او دلستر [آب‌جو بدون الکل] تعارف می‌کند. بهنام به او می‌گوید اول خودش بنوشد. اما بیمار جواب می‌دهد: «نه تو بخور. من هپاتیت دارمو بهنام باز هم تکرار می‌کند: «من واقعا افول انسانیت را در امین آباد دیدم 

وقتی هم اعتراض می‌کند و از پزشک تیمارستان می‌پرسد که چرا در این شرایط نگهش داشتند، پزشک پاسخ می‌دهد: «از قاضی نامه داریمبهنام نفسی می‌گیرد و می‌گوید: «پس شرافت دکتری شما کجا رفته است؟» او وقتی در امین آباد نگهداری می‌شد، اعتصاب غذا همکرده بود. اما هیچ‌کدام از اعتراض‌هایش پاسخی جز اعمال خشونت بیشتر نگرفت. 

حالا، هم‌زمان با اعلام اعتصاب غذایی دیگر که بیشتر به اعلام خودکشی می‌ماند، جمعی از زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین، در حمایت از بهنام محجوبی، بیانیه‌‌ای امضا کرده‌اند. آن‌ها شهادت داده‌اند که وضعیت بهنام پس از بازگشت از امین‌آباد وخیم‌تر شده است:‌ «بهنام محجوبی در بیمارستان امین‌آباد با رفتارهای وحشیانه، غیر انسانی و غیر اخلاقی روبه‌رو شد و با شوک‌هایی که به ایشان داده‌اند، دچار تخریب روحی، روانی و جسمانی گشته است. چنان‌که با گذشت چندین روز از بازگشت بهنام به زندان، حال او وخیم‌تر، دچار فراموشی، بی‌حسی دست و پا و تورم پا شده است

خواسته آن‌ها رسیدگی به وضعیت درمانی این زندانی سیاسی و موافقت با مرخصی او است. 

بهنام محجوبی ۳۱ خرداد خودش را برای گذراندن دو سال حبس به زندان اوین معرفی کرد. با وجود گواهی پزشک مبنی بر عدم تحمل کیفر به خاطر بیماری عصبی، مقامات زندان از ارائه داروهای این زندانی خودداری کردند تا اعتصاب غذا کرد. از چهاردهم مرداد اما وضعیت جسمانی‌اش به هم ریخت و دست و پاهایش درد گرفت و بی‌حسی‌ها به او بازگشت. اما به جای رسیدگی به وضعیت او، مورد ضرب و شتم تعدادی از زندانیان مالی قرار گرفت. 

۲۰ مرداد، بهنام محجوبی و تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی اوین در حمایت از اعتصاب غذای «نسرین ستوده» وکیل در بند و تاکید بر خواسته‌های او از جمله آزادی زندانیان واجد شرایط، اعتصاب غذا کرد. اما بر اثر فشار اعتصاب غذا، پس از مدتی زمین خورد و او را با دستبند و پابند به بیمارستان منتقل کردند و پس از چند ساعت به زندان بازگرداندند. او پس از چند روز به اعتصاب غذای خود پایان داد. 

۱۲ شهریور، بهنام محجوبی با ارسال فایلی صوتی از زندان اوین، در حالی‌که گفته بود مشکوک به ابتلا به ویروس کرونا شده است و مدام سرفه می‌کرد، شهادت داد که «بهنام موسیوند» زندانی سیاسی و هم‌بندی سابق او را به اسم انتقال به بهداری، به زندان رجایی‌شهر منتقل کرده‌اند. 

در پی این اقدامات بود که مقامات زندان بدون توجه به شرایط جسمانی بهنام محجوبی، به جای آن‌که داروهایش را در اختیار او قرار دهند، روزانه ۱۴ تا ۱۷ قرص خواب‌آور به او خوراندند. پنجم مهر و پس از چند روز مصرف مداوم داروهای که به گواهی پزشک معالجش، برای او خطرساز بود، از حال رفت و نیمی از بدنش فلج شد. این‌بار انگار قرص‌های خواب‌آور نمی‌توانست بیماری او را به خواب ببرد، پس تصمیم گرفتند خودش را راهی تیمارستان کنند تا هم از طرف پرسنل شکنجه شود و هم مورد تزریق آمپول‌هایی قرار بگیرد که نمی‌دانست چیست تا بلکه صدایش را ساکت کنند. 

او حالا، با زبانی سنگین و گوش‌‌هایی که صداهای عجیب می‌شنود، در حالی‌که پاهایش سیاه و متورم شده‌اند و نیمی از بدنش فلج شده است، با روایت آن‌چه در امین آباد بر او رفته است، شهادت می‌دهد که احساس می‌کند مقامات جمهوری اسلامی کمر به قتلش بسته‌اند. بهنام محجوبی با چنین شرایط جسمی و روحی که شکنجه شده است، اعتصاب غذا کرده تا لااقل کنترل مرگش را در اختیار جمهوری اسلامی قرار ندهد. 

Design a site like this with WordPress.com
Get started