بازداشت احمدرضا انصاری فر, شهروند ساکن بهبهان توسط نیروهای امنیتی

امروز جمعه ۳ مرداد ماه ۱۳۹۹, ماموران امنیتی شهرستان بهبهان احمدرضا انصاری فر, ساکن این شهرستان را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز پنجشنبه ۲ مرداد ماه ۱۳۹۹, احمدرضا انصاری فر, متولد: ۱۳۷۸, عموی فرزاد و فرزانه انصاری فر, توسط نیروهای امنیتی بهبهان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. 

از زمان بازداشت از وضعیت احمدرضا انصاری فر در مقابل منزل شخص اش از مکان نگهداری و اتهامات منتسب شده به وی اطلاعی در دسترس نیست.

در تاریخ ۳ مرداد ماه ۱۳۹۹, فرزانه انصاری فر, برادرزاده احمدرضا انصاری فر, پس از تکمیل مراحل بازجوئی و تفهیم اتهام با تودیع قرار کفالتی به مبلغ ۲۰ میلیون تومان بطور موقت و تا اتمام مراحل دادرسی از بازداشت آزاد شد.

انتقال مریم خوش اندام و رقیه حسن زاده به بند زنان زندان اوین

مریم خوش اندام و رقیه حسن زاده، دو زندانی سیاسی از حدود دو هفته پیش جهت تحمل دوران محکومیت خود به بند زنان زندان اوین منتقل شده‌اند. خانم خوش اندام پیشتر توسط نیروهای امنیتی در کردستان و خانم حسن زاده در تهران بازداشت شده بود.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مریم خوش اندام و رقیه حسن زاده، دو زندانی سیاسی دوران محکومیت خود را در بند زنان زندان اوین سپری می‌کنند.

خانم خوش اندام حدود دو هفته پیش توسط نیروهای امنیتی در استان کردستان بازداشت و برای تحمل مدت محکومیت خود به زندان اوین منتقل شده است.

این زندانی سیاسی درخواست انتقال به زندان محل سکونت خود را داده اما تاکنون با درخواست وی موافقت نشده است.

مریم خوش اندام، حدودا ۴۵ ساله، شهروند کرد و اهل استان کردستان است.

رقیه حسن زاده نیز از دو هفته قبل برای تحمل مدت محکومیت خود بازداشت و به بند زنان بندان اوین منتقل شده است،

وی چندی پیش به دلیل داشتن پرچم شیر و خورشید در خانه خود در تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت و مدتی بعد با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود.

رقیه حسن زاده، حدودا ۵۵ ساله است.

این دو زندانی سیاسی به اقدام علیه امنیتی ملی متهم هستند؛ با این حال از مصداق‌های اتهامات، جزئیان پرونده و میزان محکومیت آنها تا زمان تنظیم این گزارش اطلاعی در دست نیست.

بازداشت مجید رضایی و فریبا فریدونی توسط نیروهای امنیتی در شهرستان خمین

فریبا فریدونی و مجید رضایی دو فعال مدنی دیروز پنج‌شنبه ۲ مرداد توسط ماموران اطلاعات سپاه در شهرستان خمین بازداشت شدند. مجید رضایی پس از بازداشت به زندان خمین و فریبا فریدونی به زندان اراک منتقل شده است. گفته می‌شود این شهروندان فردا شنبه به زندان اوین منتقل خواهند شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز پنج‌شنبه ۲ مردادماه ۱۳۹۹، فریبا فریدونی و مجید رضایی دو فعال مدنی توسط ماموران اطلاعات سپاه در منزل پدری خانم فریدونی در شهرستان خمین بازداشت شدند.

مجید رضایی پس از بازداشت به زندان خمین و نامزد وی فریبا فریدونی به زندان اراک منتقل شده‌اند.

به گفته یک منبع نزدیک به خانواده این شهروندان در زمان بازداشت ماموران به آنها گفته‌اند که روز شنبه ۴ مردادماه به زندان اوین منتقل خواهند شد.

تا زمان تنظیم این گزارش از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروندان اطلاعی در دست نیست.

از سوی دیگر گفته می‌شود بازداشت آقای رضایی در ارتباط با ویدیویی است که سال گذشته از تعدادی از فعالان مدنی در حین گل دادن به مردم در مترو و گفتگو با آنها در حمایت از تعدادی از زندانیان عقیدتی منتشر شده بود.

مردادماه سال گذشته ویدیویی از تعدادی از فعالان مدنی در خصوص گل دادن به مردم در مترو و گفتگو با آنها در حمایت از تعدادی از زندانیان عقیدتی منتشر شد. پس از انتشار این ویدئو هفت فعال مدنی به نام‌های رها احمدی، آرمین سورانی، سامان زندیان، معین حاجی زاده، وحید قدیرزاده، لیلا میرغفاری و محمد ابوالحسنی بازداشت و توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران مجموعا به ۲۹ سال حبس تعزیری محکومشدند.

 مجید رضایی، متولد سال ۱۳۵۹ است و پیش از این نیز به دلیل فعالیت‌های مسالمت‌آمیز مدنی خود سابقه بازداشت و محکومیت دارد. آقای رضایی در تاریخ ۱۱ مردادماه ۹۷، در جریان “اعتراضات مردادماه در تهران، در اعتراض به شرایط رو به افول اقتصادی و فساد” توسط نیروهای امنیتی بازداشت و توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی محمد مقیسه، به اتهام “تجمع و تبانی علیه امنیت ملی” از طریق “شرکت در اعتراض بدون مجوز مختل‌کننده نظم عمومی” به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد. آقای رضایی پیشتر از دانشگاه اخراج شده و تجربه حبس در بازداشتگاه کهریزک در سال ۸۸ را نیز دارد.

خمین یکی از شهرهای استان مرکزی است.

تمدید قرار و تداوم بازداشت احمد صبری،‌ شهروند اهل پیرانشهر در ارومیه

 با گذشت بیش از یک ماه از بازداشت سید احمد صبری، قرار بازداشت این شهروند اهل روستای پسوه از توابع شهرستان پیرانشهر به مدت ۲۰ روز دیگر تمدید شد. آقای صبری روز یکشنبه ۱ تیر در منزل پدری بازداشت شد و هم اکنون در یکی بازداشتگاه‌های اطلاعات سپاه در ارومیه به سر می‌برد.

به نقل از کردپا، علیرغم سپری شدن بیش از یک ماه از بازداشت سید احمد صبری شهروند اهل روستای پسوه از توابع شهرستان پیرانشهر قرار بازداشت او به مدت ۲۰ روز دیگر تمدید شد.

بر اساس این گزارش آقای صبری هم‌اکنون در بازداشتگاه المهدی اطلاعات سپاه در ارومیه به سر می‌برد و از دسترسی به وکیل نیز محروم است. او در تاریخ ۱ تیرماه ۱۳۹۹، در منزل پدری بازداشت شد.

روز یکشنبه یازدهم اسفندماه ٩٨ نیز، نیروهای امنیتی احمد صبری به همراه پدرش مصطفی صبری را بازداشت کردند که مصطفی صبری پس از چند ساعت بازجویی آزاد شد و احمد صبری جهت بازجویی به بازداشتگاه سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در ارومیه منتقل شد.

او در نهایت اوایل فروردین سال جاری با قرار وثیقه ٢۵٠ میلیون تومانی موقتا آزاد شد.

اتهام مطروحه علیه این شهروند “همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام” عنوان شده است.

Corona in Prison; Narrated by Narges Mohammadi

Narges Mohammadi, a human rights activist imprisoned in Zanjan Prison, wrote a letter on Saturday, July 11th, 2020, announcing the segregation of 18 female prisoners on Sunday, July 5th, 2020. Six of these woman prisoners who had no corona symptoms were taken out of the ward and 12 other women, including herself, were quarantined inside the ward.

On Wednesday, July 22nd, 2020, “Narges Mohammadi”, a journalist and vice president and spokesperson of the Defenders of Human Rights Association, in a note from the beginning of July, 2020 to the second half of July, 2020, narrates the health and medical conditions of prisoners with corona in Zanjan Prison.

Narges Mohammadi, a journalist, begins her account of having corona in Zanjan prison as follows:

July 6: 12 prisoners with corona are in a prison ward. A few days ago, when the disease was diagnosed, several healthy people were separated from us. There are absolutely no facilities and no medical care. We do not even have hand washing gel. They only give profane. We do not have energy. I feel absolutely paralyzed from the knee down. My breath does not rise. Terrible pain. I am exhausted. We are all the same. I think it’s over. I will not survive until morning. It is finally happening. I imagine Kiana for a moment. It’s as if I went to Kiana’s body.

The bitterness of hearing the news of the mother of a prisoner death reaches to my bone marrow. Kiana should not experience such a moment. I have to stay alive. The guard had said that she brings the doctor, so where is the doctor?

July 11: I wrote a public letter and explained the status of the ward. Today they gave each of us a mask. The hand washing gel that we had been begging for and they did not give for a long time, was finally bought and given with our own money yesterday. Only 3.

Our general situation is awful. Our energy is gone. I cannot walk. I grab the bed that is 30 inches above the ground and pull myself to bed.

July 13: Vomit, lack of energy. Our sense of smell is also gone. I think this disease is more difficult than the three surgeries I did. Whatever I did, I could not put my foot under the blanket. One of the staff came to help me get under the blanket. I think she was as scared as I was. Said will call the doctor.

July 14: The doctor did not come yesterday either. But today they came and told the doctor has come and asked me to go. I said I do not have energy. They said it was mandatory. I pushed and pulled myself to the doctor’s room. He is the same doctor who took me over when I was transferred to Zanjan Prison. I had never seen him here. I stick my hand on the chair and sit down.

The doctor asks me how am I doing. I say I do not have energy, do something so that our energy returns. Says: Deep breath! The breath gets stuck in the middle of my chest. I was coughing. My lungs are involved. The doctor writes the prescription. Serum and B. complex and a 10-cc injection that I do not know what is it. I barely get up and come to the prison ward.

Staff says that prison does not have your drug. We have to procure from outside. I wish they would let us eat the right food for two days and gain our energy. The food here is awful. Buying from prison store is even worse. I remember from January to April we were able to buy only 4 times from the prison store. They do not allow buying from outside.

July 15: They came last night and gave I.V. They also injected the ampoules. The purchaser said that we did not find the ampoule in any pharmacy in Zanjan. We had to go and get it from somewhere.

The doctor came again. They say it is obligatory for Mohammadi, she must come. I am better than yesterday. Medications have worked. The doctor asks: How are you? “I am fine”. The prison guard says: “She is better than last night when we gave her I.V.” The doctor says: Take a deep breath! I started coughing.

We go back. Not to the ward. To the carpet weaving workshop. Why?! .. They also brought the sick ward inmate. They do not let anyone go out. They are not feeling well.

We return to the ward in a few hours. We see the news at 20:30 there. They did not even bring the washing gel with them. They took it from my belongings. I just understood why going to the doctor was forced. And that the clip could not be broadcast yesterday, because I was not well enough. With I.V. on me, they filmed me.

They just couldn’t broadcast the whole thing. The cough did not go away. The words of the prison guards themselves could not be broadcast!

One of these sick women is a shepherd. Another is shepherd girl. These are not poor. What they are in is not just poverty, it is beyond poverty. I’m ashamed for them.

To refute the situation here and my claim, they have used these as well. They do not even know that they can expect anything in return. They think this is life. They also play a political game with them.

July 16: Yesterday, the prisoners were threatened by the security chief of somewhere to not speak in front of the camera. But the children have told the truth. Except for one. She was told to take off her chador and wear a colored scarf.

This is the same girl who told me 2 months ago that I am going to be buried, I will take you with me … and a sexual threat. And locking doors and shutters down. And no prison guard came. I stayed with her and 4 others. No matter how much we knocked on the door and shouted, it was useless. These 4 people came with me everywhere in turn. One of them was sleeping beneath my bed for a long time.

July 18: From 20:30 news until today, there is no news about the doctor. We ended up with the same one mask they gave us. That fake film also disturbed the prisoners badly.

The next day, after 20:30 news, two kilos of minced meat were brought by the director general of prisons. They said you should eat. I did not touch. One of the prisoners said that once they brought eggplants to peel. Peeled eggplants were sent to restaurants in the city, while we were dying of hunger, sometimes they would give us eggplant caps to eat. I was humiliated in those days. Today, when we said that after that movie of your lies, we do not want your meat and they came and said “you have to eat”, we were just as humiliated.

July 22: I feel better. I still can’t walk around the yard one full round. But I’m better. Some people say go on a hunger strike to get the call to Ali and Kiana. But I do not want to go on a hunger strike for my personal request. I told Dadiar that the only things left for them to do is to turn off the faucet. You imprisoned me, took my children, beat me, exiled me, and did not spare any torture. Turn off the water too.

I’m not worried about that. I have no personal demands. I stand somewhere else after the massacres of January 2018 and November 2019. Reform was not our covenant; it was our solution for another covenant. I am faithful to that covenant. And I have no reconciliation.

تداوم بازداشت ژوزف شهبازیان، شهروند مسیحی علیرغم تعیین وثیقه

ژوزف شهبازیان شهروند مسیحی، با گذشت بیش از ۲۰ روز از بازداشت همچنان در زندان اوین به سرمیبرد. دادسرای امنیت تهران برای آزادی موقت این شهروند وثیقه سنگین ۳ میلیارد تومانی تعیین کرده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ماده ۱۸، ژوزف شهبازیان شهروند مسیحی، با گذشت بیش از ۲۲ روز از بازداشت همچنان در زندان اوین به سرمیبرد.

بر اساس این گزارش، شعبه بازپرسی دادسرای امنیت تهران پس از اتمام مراحل بازجوئی و بازپرسی برای آزادی این شهروند ۵۶ ساله، قرار وثیقه ای به مبلغ ۳ میلیارد تومان صادر کرد.

آقای شهبازیان در تاریخ ۱۰ تیرماه در یک مراسم کلیسای خانگی در منطقه یافت آباد تهران بازداشت شد.

روز چهارشنبه ۱ مرداد، ملیحه نظری، دیگر نوکیش مسیحی ساکن تهران نیز با گذشت بیش از ۲۰ روز از زمان بازداشت، در پی ناتوانی در تامین مبلغ بالای وثیقه تعیین شده، از زندان اوین به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

نیروهای امنیتی، بین عصر سه شنبه و صبح چهارشنبه، ۱۰ و ۱۱ تیر ماه، در تهران، کرج و ملایر دست به تفتیش منازل شهروندان مسیحی زده، عده ای از آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و دستکم ۹ نفر را بازداشت کردند و از این میان «فرهاد خزایی»، «سالار اشراقی مقدم»، «مینا خواجوی» هرکدام با وثیقه یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومانی بطور موقت آزاد شده‌اند. وثیقه این افراد توسط دادگاه ۸۰۰ میلیون تعیین شده بود که در هنگام تودیع وثیقه با احتساب «برخی مخارج اضافی» به یک میلیارد و دویست میلیون تومان افزایش یافت.

خانم «سمیه (سونیا) صادق» از دیگر نوکیشان مسیحی بازداشت شده ‌روز پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹، با تودیع قرار وثیقه و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.

از میان این شهروندان دستکم ده نوکیش مسیحی بازداشت شده تفهیم اتهام شدند. بر اساس این گزارش، اتهام مطروحه علیه این شهروندان “عضویت در مسیحیت صیهونیستی”، “تبلیغ علیه نظام” و “اقدام علیه امنیتی ملی” عنوان شده است.

سرکوب مسیحیان در ایران به دلیل باور و فعالیت عقیدتی، همچنان ادامه دارد و اخیراً دادگاه انقلاب بوشهر، روز یکشنبه، اول تیرماه، هفت نوکیش مسیحی را به دلیل باور دینی و فعالیت‌های صلح آمیز عقیدتی، متهم به «تبلیغ علیه نظام» کرده و به زندان، جزای نقدی، تبعید، محرومیت از کار و حقوق اجتماعی محکوم کرده‌ است.

علیرغم اینکه طبق قانون مسیحیان به عنوان یک اقلیت دینی به رسمیت شناخته می‌شوند، با این حال دستگاه‌های امنیتی مسئله‌ی گرویدن مسلمانان به مسیحیت را با حساسیت خاصی دنبال می‌کنند و برخورد قهرآمیزی با فعالان این عرصه دارند.

آلودگی در سه شناگاه بوشهر بحرانی و پرخطر اعلام شد

رئیس حفاظت محیط زیست شهرستان بوشهر اعلام کرده که ۵۰ درصد شناگاه‌های این شهرستان از نظر وضعیت آلودگی «بحرانی» و «پرخطر» تشخیص داده شده‌اند.

صادق پورسالم گفته که «براساس نمونه برداری‌های انجام شده یک شناگاه وضعیت آلودگی آن بحرانی و دو شناگاه نیز پرخطر تشخیص داده شده است.»

پوسالم گفته «شناگاه‌های بوشهر شامل پارک لیان، بندرگاه، پلاژ بانوان، جفره، ریشهر و پارک سیادت است که شناگاه پلاژ بانوان و ریشهر پرخطر و شناگاه جفره در وضعیت بحرانی قرار دارد.»

وی اضافه کرده «شناگاه‌های لیان و بندرگاه در وضعیت سالم و شناگاه پارک سیادت بوشهر نیز به طور نسبی پاک است.»

این مقام مسئول گفته «شهروندان به طور جد از شنا در شناگاه جفره بپرهیزند چراکه شنا در این محل آنها را در معرض ابتلا به بیماری‌های متعددی قرار می‌هد.»

پورسالم همچنین اضافه کرده «بخشی از مناطق ساحلی بوشهر که محل ورود فاضلاب خام شهری است به محل شناگاه پرخطر و بحرانی تبدیل شده است.»

یورش نیروهای امنیتی به منزل شخصی یاسمن ظفری, فعال ملی مدنی در بازداشت

امروز جمعه ۳ مرداد ماه ۱۳۹۹, نیروهای امنیتی تبریز با یورش به منزل شخصی یاسمن ظفری, فعال ملی مدنی محبوس در زندان این شهر و از بازداشت شدگان اعتراضات اخیر در تبریز پس از تفتیش منزل برخی اقلام شخصی وی را ضبط کردند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز پنجشنبه ۲ مرداد ماه ۱۳۹۹, منزل شخصی یاسمن ظفری, فعال ملی مدنی در بازداشت و تحت بازجوئی توسط نیروهای امنیتی تبریز مورد تفتیش قرار گرفت و تعدادی از وسائل شخصی وی ضبط شد. 

بنقل از یک منبع مطلع در گفتگو با گزارشگر حقوق بشر در ایران ضمن اعلام این خبر گفت: “پیش از ظهر دیروز پنجشنبه ۲ مرداد ماه ۱۳۹۹, ماموران اداره اطلاعات تبریز به محل سکونت یاسمن ظفری, فعال ملی مدنی  آذربایجان, یورش برده و وسائل شخصی وی از قبلی کتاب, لب تاپ و چند برگه دست نوشته را ضبط کرده و به همراه خود بردند”. 

یاسمن ظفری, در تاریخ ۲۶ تیر ماه ۱۳۹۹, در جریان برگزاری تجمع اعتراضی مسالمت آمیزی که در مقابل سفارت جمهوری آذربایجان در تبریز برگزار شده بود توسط ماموران امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه امنیتی جهت بازجوئی منتقل شد. 

نامه سرگشاده زندانیان سیاسی تیپ ۵ زندان تهران بزرگ و اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم

امروز جمعه ۳ مرداد ماه ۱۳۹۹, زندانیان سیاسی محبوس در تیپ ۵ اندرزگاه ۱۰ زندان تهران بزرگ در نامه ای سرگشاده به شرح مشکلات و فشارهای روحی و روانی که در این زندان با آن دست به گریبان هستند پرداختند. این زندانیان سیاسی که اکثر آنها از بازداشت شدگان اعتراضات آبان و دی ماه ۱۳۹۸ هستند بنا به دستور مسئولان زندان تهران بزرگ طی روزهای گذشته بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در میان سایر تیپهای زندان تهران بزرگ در حال جابه جا شدن هستند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز پنجشنبه ۲ مرداد ماه ۱۳۹۹, مسئولان زندان تهران بزرگ در ادامه اعمال فشار و گسترش سرکوب و شکنجه در تیپ های این زندان و نقض آشکار قوانین حقوق بشر و اصل تفکیک جرائم در حال ادغام زندانیان سیاسی محبوس در تیپ ۵ بند ۱۰ که آن را اندرزگاه ۱۰ نامگذاری کردند در میان سایر تیپهای این زندان که محل نگهداری زندانیان جرائم خشن از قبیل قتل, درگیری مسلحانه و سایر جرائم غیر مرتب با فعالیتهای سیاسی و مدنی است بدون رعایت اصل تفکیک جرائم هستند. 

انتقال این زندانیان سیاسی که اکثر آنها از بازداشت شدگان اعتراضات آبان و دی ماه ۱۳۹۸ هستند در حالی به تیپهای دیگر زندان تهران بزرگ در جریان است که علاوه بر نقض اصل تفکیک جرائم ضریب درگیری و گسترش خشونت را در میان زندانیان در سایه ادغام زندانیان سیاسی و با زندانیان جرائم خشن از قبیل قتل, سرقت مسلحانه و سایر جرائم غیر سیاسی بیش از پیش افزایش می دهد. 

براساس تحقیقات میدانی صورت گرفته توسط حقوق بشر در ایران, این نقل و انتقال به دستور ازاجی, از مسئولان ارشد زندان تهران بزرگ برای پنهان کردن وخامت وضعیت نگهداری و شکنجه زندانیان سیاسی محبوس در این تیپ از زندان تهران بزرگ در حال انجام است و زندانیان حق انتقال وسائل زندگی از قبیل یخچال, تلویزیون, فرش و سایر اقلامی که با هزینه شخصی خود خریداری کردند هم ندارند و باید آن را در تیپ ۵ رها کنند و فرمی برای وقف این وسائل به زندان تهران بزرگ را پُر کنند. 

زندانیان سیاسی محبوس در این تیپ از زندان تهران با انتشار نامه ای سرگشاده به شرح مشکلات خود پرداختند. 

متن نامه مذکور جهت انتشار در اختیار حقوق بشر در ایران قرار گرفته که در ادامه می آید

تبعیض و نقض اندک حقوق مانده از زندان، شکنجه ضربدر شکنجه

درود بر مردم آزادی خواه، درود به تمام آنان که با شکنجه، خشونت، تبعیض و بی عدالتی مخالف هستند
نویسندگان این متن از هم نوعان شما هستند که یه دلیل اعتراض به گرانی و اوضاع نابسامان اقتصاد و سیاست در آبان ۱۳۹۸ و گروهی دیگر عزیزانی که پس از فاجعه اصابت موشک با هواپیما در دی ماه ۱۳۹۸ برای هم نوعان خود سوگواری کردند به جرم شمع روشن کردن و هم دردی با خانواده‌هایی که با جگر گوشه‌هایشان در هواپیما جان باختند حبس را تحمل می‌کنند.

طی این چند ماه علاوه بر دشواریهای محبس، دشواریهای دیگری چون تبعیض بین زندانیان و محرومیت از اندک حقوقمان را تحمل کرده‌ایم هر چه می‌گذرد شکنجه‌ها و دردهایمان افزوده می‌شود ما هیچ وقت به همبندی هایمان به چشم عادی نگاه نمی‌کنیم هرگز نمی‌گوییم ما زندانی سیاسی، شما زندانی مالی، می‌گوییم ما انسان هستیم و شما هم انسان مثل ما گرچه با اکثر همبندی ها روابط خوبی داریم و تلاش بر هم‌زیستی مسالمت آمیز است اما متاسفانه برخی از اختلاف گران متصل به حکومت همواره در اندیشه برتری جویی بوده‌اند آنها با پرداخت رشوه به تعدادی از مسئولان حفاظت اطلاعات زندان و مسئولان زندان امکانات بهتر و بیشتری را کسب کردند البته که تمام مشکلات در انحصارطلبی و احتکار اجناس خلاصه نمی‌شود.

روز چهارشنبهسیا منصوری رئیس بند گفت: “آقای ازاجی دستور داده زندانیان سیاسی بین بندهای مختلف پخش شوند و این در حالی است که ما با دشواری فراوان که خانواده‌هایمان دارند اندک لوازمی را تهیه کرده‌ایم. اما نکته حائز اهمیت این است که حین انتقال بسیاری از آنها را نمی‌توانیم با خود به همراه ببریم چون در حین انتقال تخریب می‌شوند. 

پولهایمان را روی هم گذاشتیم یخچال و تلویزیون خریداری کردیم به ما گفتند باید فرم وقف و اهدا لوازم به زندان را پر کنید در غیر این صورت لوازم به شما تحویل داده نمی‌شود تعداد زیادی از ما نان آور و سرپرست خانواده هستیم. کارگر و دانشجو هستیم و قطعا مثل اختلاس گران متصل به حاکمیت خریداری مجدد تلویزیون، یخچال و دیگر لوازم برای ما مقدور نیست. 

برخی از جابجایی ها و انتقال و تبعید در زندان تنبیهی و برخی دیگر جز سیاستهای سازمان زندانها، دادستان، قوه قضاییه، اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات است برای مثال وقتی از آبان یا دی ماه ۱۳۹۸, مردم را روی زمین یا آسمان کشتند من و هم بندیهایمان بیانیه‌ای در اعتراض به کشتار مردم نوشتیم و گفتیم مردم حق دارند اعتراض کنند و مردم نیاید بکشید اما بجای قاتلها ما را که یه قتل اعتراض کردیم تنبیه کردند و من به عنوان شخصی که دیگران تحریک به نوشتن بیانیه کرد به زندان تهران بزرگ تبعید شدم برخی انتقال‌ها هم جز سیاست‌هاست برای مثال سال گذشته گفتند تمام محکومان باید از اوین به تهران بزرگ منتقل شوند اما حقیقت این است که تمام محکومان به این زندان منتقل نشدند و باز هم تعدادی نور چشمی از متخلفین متصل در اوین ماندند با اینکه تمام آنها هم محکوم هستند.

بارها از مشکلاتمان برای مسئولان زندان, سازمان زندانها و سایر مسئولان قضایی نامه نوشتیم. حتی راهکار برای جلوگیری از معتاد شدن جوانها و نجات آنها ارائه کردیم اما در کوتاه مدت برای جلوگیری از تشدید فاجعه باید جوانهای سالم را از معتادها جدا کرد زیرا معتاد برای تامین مخارج خرید مواد مخدر مجبور است افراد دیگر را نیز آلوده کند و البته شوربختانه تعدادی از این جوانها هم این چند ماه اخیر از آبان تا کنون معتاد شده‌اند در آخر لازم است توضیح در مورد تفاوت بین زندانیهایی که تمام آنها را به عنوان زندانیهای مالی می‌شناسیم ارائه کنم من زندانیان مالی را ذهنم به ۲ گروه تقسیم می‌کنم که گروه اول قربانی هستند افرادی که به دلیل گرفتاری و مشکلات معیشتی و اقتصادی، خواسته یا ناخواسته مرتکب جرمی شدند و البته که برخی از آنها مثل عزیزانی که برای ناتوانی در پرداخت نفقه با مهریه در زندان هستند را هرگز مجرم نمی‌خوانم اما گروه دوم را که حتی متهمین گروه اول از آنها بی آزار هستند را متخلفین متصل می‌نامیم ما خواهان تبعیض نیستیم و حتی با تبعیض مبارزه می‌کنیم اما آنها یعنی متخلفان متصل به حاکمیت باعث تبعیض می‌شوند در یک بند زندانیها کف راهرو می‌خوابند و شب‌ها با دمپایی کثیف از روی آنها عبور می‌کنند اما یکی مثل مهدی شمس معروف به جعبه سیاه بابک زنجانی تنها با دو خدمتکار در یک اتاق بزرگ در زندان اوین که آب و هوا خوبی دارد و مثل اینجا کویر و جهنم وار نیست محکومیتش را تحمل می‌کند و به مرخصی‌های طولانی مدت می‌رود در حالی که افرادی مثل آرش صادقی که هرگز مجرم نیستند حتی از یک روز درمانی محروم بودند متخلفین متصل در اتاقهای خود دیگران را راه نمی‌دهند در حالی خیلی‌ها کف خواب یا کریدور خواب هستند آنها اجازه نمی‌دهند زندانیهای دیگر از تختهایشان استفاده کنند حتی به دیگران توهین می‌کنند و آنها را کارتن خواب می‌نامند و کسی به آنها کاری ندارد زیرا خرج ماموران، ناهار، شام و هدایای آنها را می‌دهند وقت انتقال سراسری زندانیان از اوین به تهران بزرگ آنها را منتقل نکردند. یا چند ماه بدبختی این بندهای خالی و کثیف توسط زندانیهای ستم دیده با پول کارگری تعمیر و آباد شد آنها را به اینجا فرستادند زندانیهای سیاسی برای بندها سقف کاذب زدند که وقتی موش روی فنس سقفها میدود فضله اش روی سر و غذای آنها نیافتد با هزار سختی، اعتصاب و مذاکره چند کتاب شابک وارد کردیم درها را تمیز کردیم از اندک پولی که برایمان مانده بود فرش و برخی دیگر از اقلام مورد نیاز و خریدیم و باز هم انتقال و جابجایی ادامه دارد.

زندانیان سیاسی تیپ ۵, اندرزگاه ۱۰ زندان تهران بزرگ / ۲ مرداد ماه ۱۳۹۹

گزارشی از آخرین وضعیت سعدالله ساسانی, فعال ملی مدنی محبوس در زندان تبریز

امروز جمعه ۳ مرداد ماه ۱۳۹۹, سعدالله ساسانی, فعال ملی مدنی و از بازداشت شدگان اعتراضات اخیر تبریز از بند قرنطینه زندان تبریز به بند ۱۵ این زندان منتقل شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, صبح پنجشنبه ۲ مرداد ماه ۱۳۹۹, سعدالله ساسانی, فعال ملی مدنی ساکن تبریز و از بازداشت شدگان اعتراضات مدنی شهروندان این شهر از بند قرنطینه زندان مرکزی تبریز به بند ۱۵ این زندان منتقل شد. 

بنقل از یک منبع مطلع در گفتگو با گزارشگر حقوق بشر در ایران ضمن اعلام این خبر گفت: “این فعال ملی مدنی, علیرغم اینکه دوران بازجوئی خود را سپری کرده اما قرار وی همچنان بازداشت است و با توجه به پی گیری خانواده و نزدیکانش نه تنها با آزادی موقت وی موافقت نشده بلکه از بند قرنطینه به بند ۱۵ زندان تبریز جابه جا شد”.

سعدالله ساسانی, در تاریخ ۲۶ تیر ماه ۱۳۹۹, در جریان برگزاری تجمع اعتراضی مسالمت آمیزی که در مقابل سفارت جمهوری آذربایجان در تبریز برگزار شده بود توسط ماموران امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه امنیتی جهت بازجوئی منتقل و سپس به بند قرنطینه زندان مرکزی تبریز منتقل شد. 

حقوق بشر در ایران, از اولین ساعات بازداشت فعالان ملی مدنی در شهرهای تبریز, ارومیه و تهران به صورت دوره ای و با توجه به ارتباط با فعالان ملی مدنی و از منابع خبری موثق احضار, بازجوئی, بازداشت و آخرین وضعیت این شهروندان را در قالب گزارشهای خبری پوشش داده است. 

در روزهای اخیر درگیری‌های مرزی میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان, دو کشور همسایه در فاصله ۳۰۰ کیلومتری منطقه مورد مناقشه قره‌باغ و در منطقه‌  توووز رخ داده که به‌دنبال آن شماری از نیروهای نظامی ۲ کشور و یک شهروند غیرنظامی از کشور آذربایجان جان خود را از دست دادند. 

این تجمعات اعتراضی با هدف اعتراض و در محکومیت تهاجم اخیر ارتش ارمنستان به کشور آذربایجان توسط فعالان ملی مدنی در مقابل کنسولگری جمهوری آذربایجان در ارومیه و تبریز برگزار شد و اکثر میادین اصلی شهرهای بزرگ آذربایجان غربی از جمله تبریز، ارومیه، اردبیل، زنجان، نقده، مراغه و چند شهر دیگر توسط ماموران انتظامی و امنیتی تحت پوشش قرار گرفت”.

این فعال ملی مدنی پیش از این نیز در تاریخ ۴ آبان ماه ۱۳۹۷, در جریان برگزاری  مراسم سالگرد درگذشت غلامرضا امانی, از فعالان ملی مدنی با سابقه تبریز در مقابل آرامستان مارالان این شهر به همراه چند تن دیگر از فعالان ملی مدنی بازداشت و پس از مدتی آزاد شده بود. 

ساسانی همچنین در تاریخ ۱۶ تیر ماه ۱۳۹۷, در جریان برگزاری مراسم قلعه بابک به همراه عباس لسانی و بیش از ۵۰ تن دیگر از سایر فعالان ملی مدنی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود. این فعال ملی مدنی چندی بعد از بازداشت آزاد شد. 

Design a site like this with WordPress.com
Get started