نامه آرش صادقی از زندان؛ عامل شیوع کرونا در ایران سکوت مقامات بود

آرش صادقی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج، بعد از بحران شیوع گسترده ویروس کرونا در ایران با انتشار نامه سرگشاده‌ای، عامل شیوع این بیماری در ایران را سکوت مقامات خواند.

آقای صادقی در مورد ریشه این فاجعه نوشت:«‏در حقیقت ریشه فاجعه کرونا را این بار به شکل نمادینی میشود در جمهوریت نظام یعنی انتخابات و اسلامیت نظام یعنی حوزه دید. راهپیمایی ۲۲ بهمن و انتخابات دوم اسفند، بهانه‌ای بود تا تمامی اطلاعات مربوط ورود ویروس کرونا به ایران و شیوع آن در ایران پنهان بماند.»

این زندانی سیاسی در بخش پایانی این نامه نوشته است: «امروز دیگر خبر افشای دروغ‌گویی مسولان جمهوری اسلامی کمتر کسی را متعجب می‌کند. بسیاری از مردم ایران به چرخه پایان‌ناپذیر بی صداقتی حاکمان، تکذیب‌ رسمیِ وقایع و سپس افشای دروغ‌گویی مسولان در شبکه‌های اجتماعی عادت کرده‌اند.»

در ادامه متن کامل نامه آرش صادقی را بخوانید:

«بعد از سرکوب خونین اعتراضات آبان ماه و سقوط هواپیمای اوکراینی توسط پدافند سپاه پاسداران، در فقره بیماری کرونا هم یکی از بحران هایی که جامعه ایران با آن روبرو بود، پنهانکاری و آمارهای دروغین مسئولان بود که بر ابعاد بحران افزود. در ادبیات حاکمان جمهوری اسلامی همواره یک دشمن فرضی وجود دارد تا در تمامی بحران‌ها (به جای پذیرش مسئولیت و پیشگیری) تقصیرها و قصورها به توطئه آن دشمن نسبت داده شود. آخرین مورد بحث بروز کرونا در ایران بود که به توطئه و شایعه پراکنی دشمنان نسبت داده شد.

تشبیه بیمارستان به سنگر و خط مقدم، تشبیه ویروس کرونا به دشمن، تشبیه پزشک و پرستار به سرباز، تشبیه درمان به پیروزی و تشبیه مرگ پزشکان به شهادت در چارچوب همین گفتمان تعریف می‌شود. البته بکارگیری این گفتمان بهانه‌ای است برای پنهانکاری، مسدود کردن فضای نقد و توجیه ناکارآمدی حاکمیت و لاغیر. فقط در سایه این گفتمان است که می‌توان درک کرد که چرا جریان پروازها و آمد و شدها از کشور چین، باز نگه داشته شد و صرفا برای باشکوه برگزارکردن یک راهپیمایی حکومتی و انتخاباتی با نتایج از پیش تعیین شده، ریسک به کام مرگ فرستادن هزاران نفر از شهروندان بی اهمیت تلقی گردید. نکته دقیقا آنجا است که در این نظام ارزشی، مفهومی به عنوان جان انسان فاقد ارزش وجودی می‌باشد. حتی کسانی که از ابتدا در مورد بروز و فاجعه احتمالی انسانی کرونا در ایران (از اواسط بهمن ماه) سخن گفتند توسط باورمندان به این دشمن فرضی، به خیانت و شایعه سازی متهم شدند.

رهبر جمهوری اسلامی در ابتدای جلسه‌ درس خارج فقه از درخشش ملت ایران در امتحان بزرگ الهی انتخابات و ناکام گذاشتن تبلیغات همه‌جانبه دشمنان تشکر کرد و گفت: “شما می دانید که علیه شرکت مردم در انتخابات چه حجمی کار شد؛ در فضای مجازی، در دستگاه‌های گوناگون، از هر عاملی که توانستند استفاده کردند، حالا آخری هم این بیماری که این هم شد یک بهانه‌ خوبی. شب پنج‌شنبه که جمعه‌اش انتخابات بود، خبر بروز این ویروس و این بیماری در قم داده شد، دشمن از سحرگاه پنج‌شنبه شروع کرد تبلیغات کردن که مردم مبادا بروید در صف انتخابات بایستید، در صف رأی دادن بایستید، آنجا چنین است، چنان است، بیماری هست، مرض هست، ویروس هست، ببینید، یعنی از کمترین فرصتی استفاده کردند و نگذاشتند حتی چند ساعت هدر برود، بلافاصله شروع کردند به گفتن و دائم تأکید کردند”.

حسن روحانی هم، در نخستین جلسه ستاد ملی مبارزه با کرونا گفت: “توطئه دشمنان ماست که با هراس‌افکنی زیاد در جامعه کشور را به تعطیلی بکشند. اگر فرد مشکوکی دیده شد باید به بیمارستان برود اما همه باید مشغول کار خودمان باشیم. اگر موضوعی را ستاد ملی مبارزه با کرونا تصمیم گرفت، آن تصمیم را همگی یک امر لازم تلقی کنند”. حسن روحانی در ادامه تعطیلی کشور را نتیجه هراس‌افکنی و توطئه دشمنان می‌داند. حسین طائب رییس سازمان اطلاعات سپاه در جلسه شورای عالی امنیت ملی با قرنطینه کردن قم مخالفت می کند و میگوید: “قم آبروی اسلام است و قرنطینه کردن قم باعث بهره‌گیری رسانه‌ای دشمنان خواهد شد”.

جدال علم و ایدئولوژی

شاید اگر یک شهر دیگر در ایران میزبان اولین مبتلای به کرونا بود، شرایط به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. انتشار خبر بیماری در شهر قم شهری که میزبان حرم حضرت معصومه است معادلات در ایران را به گونه‌ای دیگر شکل داد. به نقل از احادیث شیعیان، امام ششم گفته است: “خداوند برای ما فرزندان علی و خاندان اهل بیت حرمی دارد. قم حرم ما اهل بیت است، قم کوفه دوم ما اهل بیت می‌باشد”. در حدیثی دیگر آمده: “گرفتاری ها ومشکلات از قم و مردمش به دور است و روزگاری خواهد رسید که قم و مردم آن، حجت بر همه مردمان باشند و آن هنگام در زمان غیبت قائم ما تا به هنگام ظهور حضرتش می باشد”. مشاور فرهنگی ستاد نماز جمعه نیز پیشتر مدعی شده بود: “در قرآن کریم آمده است که بهشت دارای هشت در است و سه در از این هشت در به سوی قم باز می‌شود”.

بر اساس روایات متعدد دیگری شهر قم مکانیست مقدس برای شفا گرفتن. حال اما بیماری کرونا از این شهر آغاز شده است. همزمان با انتشار خبر ورود ویروس کرونا در ایران و بخصوص شهر قم، خواسته تعطیلی اماکن مذهبی از جمله حرم معصومه در قم مطرح شد. تعطیلی حرم با مخالفت علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در استان قم، مواجه شد. علی سعیدی میگوید:ما این حرم مقدس را دارالشفا می‌دانیم. دارالشفا یعنی مردم بیایند و از امراض روحی و جسمی شفا بگیرند. با پیشنهاد قرنطینه شهر قم هم مخالفت میشود. پس از آن که قرنطینه شدن قم صلاح دانسته نشد، نهادهای مربوطه تصمیم به ضد عفونی ضریح و محوطه داخلی حرم میگیرند. مسئولین حرم معصومه اعلام میکنند، نیازی به ضدعفونی کردن حرم یا بستن آن نیست زیرا محیط معنوی و ایمانی و ضریح نقره حرم بهترین سلاح علیه باکتری‌ها هستند.

تحت بسط چنین باورهایی شیوع یک بیماری مانند کرونا از شهر قم در تضاد با تمامی گفتمان های روحانیت و اسلام فقاهتی است. از همین رو با قرنطینه این شهر مخالفت میشود.

عامل شیوع کرونا در ایران سکوت مقامات برای هر چه باشکوه برگزار کردن انتخابات و راهپیمایی ۲۲ بهمن و تعطیل نکردن اماکن مذهبی شهر قم به عنوان مرکز انتشار این بیماری بود. ‏در حقیقت ریشه فاجعه کرونا را این بار به شکل نمادینی میشود در جمهوریت نظام یعنی انتخابات و اسلامیت نظام یعنی حوزه دید. راهپیمایی ۲۲ بهمن و انتخابات دوم اسفند، بهانه‌ای بود تا تمامی اطلاعات مربوط ورود ویروس کرونا به ایران و شیوع آن در ایران پنهان بماند.

آزادی رسانه‌ها در حکومت‌های دموکراتیک به روزنامه‌نگاران، فعالان مدنی و مستقل این اجازه را می‌دهد تا از ابعاد پنهان هر واقعه ای پرده بردارند و دولت و مسئولین را به مسئولیت‌پذیری، پاسخ‌گویی و حتی استعفا وادارند در حالی که سانسور و سرکوب رسانه‌ها در حکومت‌های تمامیت‌خواه از مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی دولتمردان جلوگیری میکند. پایه و اساس همه نظام‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مبتنی بر اعتماد شهروندان به نهادها است. بی صداقتی به بی‌اعتمادی دامن می‌زند و مرور زمان به زوال تدریجی این نظام‌ها می‌انجامد.

امروز دیگر خبر افشای دروغ‌گویی مسولان جمهوری اسلامی کمتر کسی را متعجب می‌کند. بسیاری از مردم ایران به چرخه پایان‌ناپذیر بی صداقتی حاکمان، تکذیب‌ رسمیِ وقایع و سپس افشای دروغ‌گویی مسولان در شبکه‌های اجتماعی عادت کرده‌اند. وقتی که حاکمیت تنها منبع اطلاع‌رسانی باشد و جریان آزاد اطلاعات به بهانه‌های گوناگون مخدوش و محدود شود،مصلحت‌اندیشی‌های سیاسی و جناحی جای حقیقت را خواهد گرفت و زندگی و جان انسان‌ها در زبان و آمار سیاستمداران به چند عدد و رقم فروکاسته خواهد شد.

اما چرا حکومت ایران تا این حد از شفافیت و حقیقت می‌هراسد؟ اگر زیستن در چنبره دروغ، ستون اصلیِ نظام تمامیت خواه باشد، پس جای شگفتی ندارد که مهم‌ترین تهدید برای آن زیستن در دایره حقیقت و واقعیت باشد. برای همین است که بیش از هر چیز دیگری سرکوب می‌شود…چون همه مشکلات واقعی و مسائل حیاتی را زیر پوسته ضخیمی از دروغ‌ها پنهان کرده‌اند.

آرش صادقی / ۷ اسفندماه ۱۳۹۸ / زندان رجایی شهر کرج»

انتشار گزارش مدون بنیاد عبدالرحمن برومند، درباره اعدام کودکان در جمهوری اسلامی

بنیاد عبدالرحمن برومند، برای اولین بار نسخه فارسی گزارش مدون خود درباره اعدام کودکان در جمهوری اسلامی را منتشر کرد.

گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور ایران، گزارش خود درخصوص آخرین وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران را در روز ۹ فوریه ۲۰۲۰ در اجلاس چهل و سوم شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه کرد. در این نشست، جاوید رحمان با دولت‌های عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل در مورد موارد نقض حقوق بشر در ایران گفت‌وگو کرد.

گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران، در گزارش اخیر خود همانند گزارش‌های قبلی، از اینکه جمهوی اسلامی ایران هم‌چنان به اعدام کودکان ادامه می‌دهد ابراز نگرانی کرد و از مقامات ایران خواست که به مجازات اعدام برای تنبیه افرادی که پیش از ۱۸ سالگی متهم به ارتکاب جرم شده‌اند پایان دهد

در نشست روز ۹ فوریه (۱۹ اسفند) شورای حقوق بشر سازمان ملل، گزارشگر ویژه در امور ایران نگرانی خود از اعدام کودکان زیر ۱۸ سال در جمهوری اسلامی را ابراز کرد.

جاوید رحمان در گزارش خود به اجلاس چهل و سوم شورای حقوق بشر سازمان ملل، چون گزارش‌های قبلی از اینکه جمهوری اسلامی همچنان به اعدام کودکان ادامه می‌دهد ابراز نگرانی کرد و از مقامات ایران خواست که به مجازات اعدام برای تنبیه افرادی که پیش از ۱۸ سالگی متهم به ارتکاب جرم شده‌اند پایان دهد.

بر اساس آمار جمع‌آوری شده، در حال حاضر ( فوریه ۲۰۲۰/اسفند ۱۳۹۸) ده‌ها کودک-مجرم در جمهوری اسلامی ایران در آستانه اعدام نشسته‌اند. در سال میلادی گذشته در ایران ۴ نوجوان اعدام شده و از سال ۲۰۰۰ میلادی دستکم  ۱۴۰ نفر از کودکانی که ادعا می‌شود جرمی مرتکب شده بودند را اعدام کرده‌اند.

گزارش بنیاد برومند با عنوان «با اینکه کودک‌اند اما همچون بزرگسالان محاکمه و محکوم می‌شوند» توجیهات ایران در خصوص استفاده از مجازات اعدام برای کودکان را به چالش می‌کشد و ارتباط  بلوغ با رشد کامل عقلی را از نقطه نظر تحقیقات علمی و شواهد تجربی زیر سوال می‌برد.

نسخه کامل این گزارش را با مراجعه با آدرس زیر مطالعه کنید:

https://www.iranrights.org/fa/library/document/3629

شادمان بنی‌بشر، فعال محیط زیست با وثیقه از زندان آزاد شد

شادمان بنی‌بشر، فعال محیط زیست و سرپرست شورای گروه کوهنوردی”چل چمە“ سنندج که چندی پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده‌بود با تودیع قرار وثیقه از زندان آزاد شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی؛ روز سه‌شنبه ۲۰ اسفندماه ۱۳۹۸، شادمان بنی‌بشر، فعال محیط زیست و سرپرست شورای گروه کوهنوردی”چل چمە“ سنندج که روز پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده‌بود با تودیع قرار وثیقه از زندان آزاد شد.

گفته شده، این فعال محیط زیست در هنگام بازداشت از سوی نیروهای امنیتی مورد آزار، ضرب و شتم و هتاکی قرار گرفته است.

از دلایل بازداشت و اتهامات این شهروند کرد اهل سنندج اطلاعی در دست نیست.

صبح روز پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، شادمان بنی‌بشر، فعال محیط زیست، عضو و سرپرست شورای گروه کوهنوردی”چل چمە“ سنندج در حین مراجعە بە محل کار از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر منتقل شدە‌بود.

آقای بنی‌بشر، یک روز بعد از بازداشت، روز جمعە۲۵ بهمن ۱۳۹۸ طی یک تماسی کوتاه تلفنی، خبر بازداشت خود را اعلام کرده‌بود.

گزارشگران بدن مرز: ایران یکی از سرکوب گرترین کشور برای روزنامه نگاران و شهروند خبرنگاران

امروز چهارشنبه ۲۱ اسفند ماه ۱۳۹۸, سازمان گزارشگران بدون مرز, با انتشار گزارشی به وضعیت رسانه ها و روزنامه نگاران در ایران پرداخت و از این کشور با عنوان سرکوب گرترین کشور در جهان یاد کرد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, امروز چهارشنبه ۲۱ اسفند ماه ۱۳۹۸, در ادامه سرکوب و روز نامه نگاران و شهروند خبرنگاران در ایران سازمان گزارشگران از ایران با عنوان کشوری سرکوبگر در سرکوب شهروندان یاد کرد. در این گزارش به تحت تعقیب قرار گرفتن ۸۶۰ روزنامه نگار و شهروندان فعال رسانه ای اشاره کرده است. 

براساس اعلام این سازمان بین المللی مدافع آزادی بیان و روزنامه نگاران: “تعداد ۸۶۰ روزنامه نگار و شهروند خبرنگار در فاصله زمانی سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸ تحت تعقیب قضائی قرا گرفته و یا بازداشت, زندانی و یا حتی اعدام شدند. 

سازمان گزارشگران بدون مرز در ادامه همچنین اعلام کرد: “در ۳۹ سال گذشته، مهار دولتی اخبار و اطلاعات در ایران همه‌گیر بوده ‌است. جمهوری اسلامی بیشترِ رسانه‌های خبری را سخت در چنگ خود دارد و در برخورد با روزنامه‌نگاران مستقل، شهروند خبرنگاران و رسانه‌های خبری هرگز نرمش نمی‌کند و حکومت جمهوری اسلامی در این راه از ابزارهای ایجاد هراس، بازداشت‌های خودسرانه، و حبس‌های طولانی مدتِ، پس از محاکمه‌های ناعادلانه در دادگاه‌های انقلاب استفاده می کند.

همچنین رسانه‌هایی که برای گزارش گری به شکلی آزاد و بدون وابستگی، مقاومت ‌کنند با دشواری برای انجام وظیفه اطلاع رسانی شان مواجه می‌شوند. اینگونه، این شهروند خبرنگاران فعال در شبکه‌های اجتماعی هستند که برای گزارش آزادانه اخبار و اطلاعات و تحولات سیاسی در مرکز نبرد برای حق دانستن قرار دارند.

رژیم جنگ خود علیه آزادی اطلاع رسانی را به خارج از مرزهای این کشور نیز کشانده است. با آنکه تلاش در بهتر نشان دادن چهره خود دارد، اما رسانه‌های جهانی و فارسی زبان در خارج از مرزهایش را نیز مورد حمله سانسور قرار می‌دهد.

اعمال سرکوب های گسترده بر فعالان رسانه ای و روزنامه نگاران در ایران در حالی رو به گسترش است که در تاریخ ۶ بهمن ماه ۱۳۹۸, منزل شخصی یاسمن خالقیان, خبرنگار سابق خبرگزاری ایلنا, همزمان با یورش ماموران اطلاعات سپاه پاسداران مورد تفتیش قرار گفت و لوازم شخصی وی از قبیل لپ‌تاپ ،‌تلفن همراه و کارت خبرنگاری این فعال رسانه ای و خبرنگار توسط ماموران امنیتی ضبط شد. در تاریخ ۱۶ بهمن ماه ۱۳۹۸ هم منزل شخصی احسان بداغی در پی یورش ماموران امنیتی مورد تفتیش قرار گرفت و لوازم شخصی وی از سوی ماموران امنیتی ضبط شد. 

از سوی دیگر در تاریخ ۱۳ بهمن ماه ۱۳۹۸, ماموران امنیتی پس از مراجعه به منزل شخصی یغما فشخامی, روزنامه نگار و فعال رسانه ای پس از تفتیش منزل اقلام شخصی وی از قبیل کامپیوتر, تبلت, و گوشی تلفن همراه وی را ضبط کرده و به همراه خود بردند. ماموران امنیتی سپس به یغما فشخامی اعلام کردند که در زمان معین جهت پاره ای از توضیحات به مکانی که به وی اعلام خواهد شد جهت بازجوئی حاضر شود.

همچنین در تاریخ ۱۴ بهمن ماه ۱۳۹۸, منزل شخصی مولود حاجی زاده, روزنامه نگار حوزه زنان و فعال رسانه ای در پی یورش ماموران اطلاعات سپاه پاسداران مورد تفتیش قرار گرفت و اقلامی از قبیل تلفن همراه، لپ‌تاپ،‌ تبلت،‌ کارت شناسایی و برخی از کتاب‌های وی را ضبط کردند.

حائز اهمیت است که در گزارش سالانه منتشر شده از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز که بررسی وضعیت روزنامه نگاران و سطح آزادی مطبوعات در کشورهای جهان پرداخته این سازمان بین المللی مدافع حقوق بشر و آزادی بیان ضمن تاکید بر اعمال فشار بر فعالان رسانه ای و روزنامه نگاران ایران اعلام کرد: “با وجود آنکه جمهوری اسلامی ایران در بیلان ۲۰۱۹ در میان شش کشوربزرگترین زندان‌های جهان برای روزنامه‌نگارانقرار نگرفته است، اما سرکوب آزادی اطلاع‌رسانی در این کشور همچنان ادامه دارد. جمهوری اسلامی ایران همچنان یکی از بزرگترین زندان‌های جهان برای روزنامه‌نگاران و شهروندخبرنگاران است. شمار بسیاری از این روزنامه‌نگاران قربانی بازداشت‌های خودسرانه هستند. در پی اعتراض های مردمی آبان ماه امسال، شمار زیادی از روزنامه‌نگاران و شهروندخبرنگاران بازداشت و یا به دادگاه‌های انقلاب و نهادهای امنیتی احضار شده‌اند”. 

شورای عالی فضای مجازی ایران در میان ۲۰ نهاد سرکوبگر آزادی رسانه‌ها

سازمان گزارشگران بدون مرز در بیانیه‌ای در تاریخ ۲۱ اسفندماه فهرست ۲۰ نهاد دولتی و غیردولتی که توسط اینترنت به جاسوسی و آزار علیه روزنامه‌نگاران در سراسر دنیا در سال ۲۰۲۰ پرداختند، منتشر کرده است. شورای عالی فضای مجازی ایران در صدر نهادهای سرکوبگر سایبری قرار دارد.

سازمان گزارشگران بدون مرز به مناسبت «بزرگداشت روز جهانی مبارزه با سانسور اینترنت» که در تاریخ ۲۲ اسفند (۱۲ مارس) نام‌گذاری شده اقدام به انتشار این لیست کرده است. 

این سازمان که مدافع حقوق روزنامه‌نگاران در جهان است از این ۲۰ نهاد دولتی و غیردولتی با عنوان «۲۰ درند دیجیتال آزادی رسانه‌ها» در سال ۲۰۲۰ نام برده که فعالیت‌هایشان «دریدن کار روزنامه‌نگاری» است. 

این ۲۰ نهاد اصلی با عنوان‌های «آزارگری، سانسور دولتی، اطلاعات نادرست یا جاسوسی و زیر نظر گرفتن» به چهار دسته تقسیم شدند. 

در این بیانیه نام شورای عالی فضای مجازی ایران در بخش سانسورهای دولتی قرار گرفته است. در این بیانیه درباره روش کار شورای عالی فضای مجازی این‌طور توضیح داده است: «کنترل و دسترسی گزینشی به شبکه‌های آنلاین، مسدود کردن شبکه‌های خبری، سکوها و کارافزارهایی مانند تلگرام، سیگنال، واتس‌اپ، فیس‌بوک و توییتر.»

این سازمان در توضیح اهداف و کارکرد این نهاد در ایران آورده است: «نهادی متشکل از شخصیت‌های ارشد نظامی و سیاسی در  اسفند ۱۳۹۰ ایجاد شد که معمار «اینترنت حلال» است، شبکه ملی اطلاعات که از سایر نقاط جهان قطع شده است. این اینترنت دیوار آتشینی است با استفاده از تکنیک‌های فیلتر اینترنت ساخته شده است. اینترنت به‌طور فزاینده‌ای برای مهار و سرکوب موج‌های اعتراضات خیابانی و محدود کردن انتقال و پخش اطلاعات مستقل که به‌عنوان عمل «ضدانقلاب» یا «براندازانه» تلقی می‌شود، قطع می‌شود.»

سازمان گزارشگران بدون مرز تاکید کرده این ۲۰ نهاد «بازتاب واقعیتی از قدرت در پایان دهه دوم قرن بیست و یکم هستند که در آن روزنامه‌نگاران کاوشگر و سایر روزنامه‌نگاران که خوشایندشان نیستند، طعمه بازیگران پنهان قرار می‌گیرند.»

در بخش «آزارگری» روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها نام پنج نهاد در کشورهای هند، روسیه، برزیل، الجزایر و مکزیک ذکر شده است. 

در بخش «سانسور دولتی» نهادهای در کشورهای روسیه، ایران، هند، ونزوئلا، چین، مصر، ویتنام، فیلیپین، عربستان و سودان آمده و در بخش «زیر نگر داشتن» نهادهای از کشورهای اسراییل، سوئیس، ایتالیا، عربستان سعودی، ایالات‌متحده آمریکا، اسپانیا، آلمان و انگلستان ذکر شده است. 

سازمان گزارشگران بدون مرز تاکید کرده است: «قدرت این دشمنان اطلاعات آزاد در اینترنت گوناگون است. آن‌ها هویت روزنامه‌نگارانی که برای قدرت حاکم دردسر ایجاد می‌کنند شناسایی و زیرنظر می‌گیرند. با ترساندن، آزارگری آنلاین، روزنامه‌نگاران را می‌ترسانند و با سانسور کردن به ‌روش‌های مختلف، آن‌ها را به سکوت وا‌می‌دارند؛ حتی با  انتشار گسترده عامدانه اطلاعات دروغین سعی در بی‌ثبات کردن کشورهای دموکراتیک دارند.»

«کریستف دلوار»، دبیرکل گزارشگران بدون مرز در این بیانیه با اشاره به اینکه افراد قدرتمند درندگان اصلی آزادی رسانه‌ها هستند: «افراد قدرتمند اقتدارگرا که درندگان آزادی رسانه‌ها هستند با کمک لشگر همدست، زیردستان و مزدوران فرمانروایی خود را به دنیای رقمی گسترش داده‌اند. آن‌ها به همان میزان درندگان رقمی سازمان‌یافته و مصمم هستند، ما تصمیم گرفتیم تا این فهرست را از ۲۰ درنده رقمی را منتشر کنیم تا نه‌تنها جنبه دیگری از نقض آزادی رسانه را نشان دهیم که به این واقعیت توجه کنیم که این همدستان گاهی از طریق کشورهای دموکراتیک یا در درون این کشورها عمل می‌کنند. مخالفت با رژیم‌های مستبد همچنین به این معنا است که به آن‌ها سلاح‌های سرکوب روزنامه‌نگاری از خارج کشور داده نشود.»

روحا ایمانی، شهروند بهایی از زندان یزد آزاد شد

روحا ایمانی، شهروند بهایی امروز چهارشنبه ۲۱ اسفندماه از زندان یزد آزاد شد. خانم ایمانی شهریورماه امسال بازداشت و جهت تحمل ادامه محکومیت ۹ ماهه خود به زندان کرمان منتقل شد. او نهایتا در تاریخ ۱۸ آذرماه از زندان کرمان به زندان یزد منتقل شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه ۲۱ اسفندماه ۱۳۹۸، روحا ایمانی، شهروند بهایی از زندان یزد آزاد شد.

آزادی خانم ایمانی با اعطای مرخصی پایان حبس و در حالی صورت گرفته که حدود سه هفته تا پایان مدت محکومیت ۹ ماهه‌ی وی باقی مانده بود.

روحا ایمانی، شهروند بهایی اهل کرمان در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از پایان مراحل بازجویی به زندان منتقل شده بود. وی در تاریخ ۱۰ تیرماه همان سال با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شده بود.

خانم ایمانی نهایتا در آبان ماه سال ۹۷ توسط دادگاه انقلاب شهر یزد به تحمل ۹ ماه حبس تعزیری محکوم شد.

روحا ایمانی، در تاریخ ۱۲ شهریورماه امسال در منزل پدری خود در کرمان بازداشت و جهت تحمل ادامه محکومیت ۹ ماهه خود به زندان کرمان منتقل شد. در حالی که خانم ایمانی بیش از یک سوم مدت محکومیت خود را در زندان کرمان سپری کرده بود، پس از مدتی درخواست عفو مشروط و مرخصی وی نیز رد شد و نهایتاً در تاریخ ۱۸ آذرماه ۹۸ به زندان یزد منتقل شد.

یک منبع نزدیک به خانواده ایمانی پیشتر در این خصوص به هرانا گفته بود: “خانم ایمانی از زمان منتقل شدن به زندان کرمان چندین مرتبه از طرف مسئولین مورد تهدید قرار گرفته بود که به قرنطینه یا تبعید فرستاده می‌شود. این در حالی است که به تقاضای ایشان که مادر سالخورده و بیماری دارند و با پیگیری‌های مکرر خانواده و مراجعه به یزد قرار شد که مدت محکومیت خود را در کرمان باشد تا مادرش بتواند ملاقات راحت تری داشته باشد”. انتقال خانم ایمانی به زندان یزد در حالی صورت گرفت که در تبصره ۳ ماده ۵۱۳ قانون آیین دادرسی کیفری آمده است “زندانی حق دارد حبس موضوع محکومیت خود را در زندان محل اقامتگاهش سپری نماید مگر آنکه این امر موجب مفسده باشد که در این صورت با تشخیص قاضی صادر کننده رأی قطعی، محکوم علیه به نزدیک‌ترین زندان به محل اقامت وی منتقل می‌شود”.

شهروندان بهایی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهایی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهاییان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.

سه عضو کانون نویسندگان ایران جهت تحمل حبس احضار شدند

روز سه شنبه ۲۰ اسفند ماه، بکتاش آبتین، رضا خندان (مهابادی) و کیوان باژن، سه نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران جهت تحمل دوران محکومیت خود به شعبه یک اجرای احکام دادسرای شهید مقدسی فراخوانده شدند. دادگاه تجدیدنظر استان تهران در دی ماه امسال بکتاش آبتین و رضا خندان مهابادی، هر یک را به ۶ سال حبس تعزیری و کیوان باژن را به ۳ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از کانون نویسندگان ایران، روز سه شنبه ۲۰ اسفند ماه ۹۸، شعبه یک اجرای احکام دادسرای اوین، با ارسال ابلاغیه‌های جداگانه رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین و کیوان باژن را برای اجرای حکم حبس احضار کرد.

در این ابلاغیه ها، از این شهروندان خواسته شده است که تا مدت چهار روز آینده خود را به این شعبه معرفی کنند.

احضار این افراد جهت اجرای حکم حبس در حالی صورت گرفته است که پیشتر ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضاییه در بخشنامه ای که جهت کنترل شیوع بیماری کرونا در زندانها صادر کرده از مسئولین قضایی خواسته است: «محکومانی که آرای محکومیت آنها قطعیت یافته و در حال حاضر با قرار تأمین آزاد هستند جز در موارد ضروری از معرفی آنها به زندانها تا پایان فروردین ۹۹ خودداری شود.»

هرانا پیشتر در گزارشی از ارسال پرونده این سه عضو کانون نویسندگان ایران به اجرای احکام دادسرای اوین خبر داده بود.

 روز شنبه ۷ دی ماه ۱۳۹۸ شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی احمد زرگر این سه عضو کانون نویسندگان ایران را مجموعا به ۱۵ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود.

بر اساس رای صادره که به ناصر زرافشان و راضیه زیدی، وکلای مدافع آنان ابلاغ شد، بکتاش آبتین و رضا خندان مهابادی دو تن از اعضای هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران هر یک از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به ۱ سال حبس و از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شدند. کیوان باژن نیز از بابت این اتهامات، به دلیل نداشتن سابقه‌ی کیفری به ۳ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه بدون دعوت از متهمان و وکلای آنها تشکیل و اقدام به صدور رای کرد.

این سه نویسنده در تاریخ ۲۵ اردیبهشت‌ماه امسال توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه هرکدام به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به تحمل پنج سال حبس تعزیری محکوم شده بودند.

عضویت در کانون نویسندگان ایران، انتشار خبرنامه‌ی داخلی کانون نویسندگان، آماده کردن کتاب پژوهشی درباره‌ی تاریخ پنجاه ساله‌ی کانون برای انتشار داخلی، بیانیه‌های کانون نویسندگان، حضور بر مزار جانباختگان قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای محمدجعفر پوینده و محمد مختاری و شرکت در مراسم سالانه‌ی احمد شاملو مصادیق این اتهامات عنوان شده بود.

صدور این حکم واکنش‌های زیادی میان اهل قلم داخل و خارج ایران برانگیخت و نهادها و نویسندگان بسیاری آن را محکوم کردند.

در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴ پنج مأمور وزارت اطلاعات با حکم شعبه ۱۲ بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه به خانه بکتاش آبتین رفتند و ضمن تفتیش منزل او بیش از دو هزار قلم فیلم، عکس‌های خانوادگی، موبایل، لپ‌تاپ و اسناد کانون نویسندگان ایران را ضبط کردند و پس از آن ایشان طی بیش از ۱۷ جلسه در خصوص فعالیت‌های هنری، ادبی و سینمایی خود بازجویی شدند. دلیل احضار و بازجویی ایشان “انتشار نشریه غیرقانونی” و “تبلیغ علیه نظام” عنوان شده بود. یک هفته بعد از احضار بکتاش آبتین، رضا خندان (مهابادی) و کیوان باژن نیز به ترتیب احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفتند. دلیل احضار و بازجویی ایشان، تبلیغ علیه نظام عنوان شده بود.

در تاریخ ۲ بهمن‌ماه ۹۷، کیوان باژن، رضا خندان مهابادی و بکتاش آبتین برای رسیدگی به پرونده‌شان در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران حاضر شده و به دلیل افزایش قرار صادره از کفالت به وثیقه یک میلیارد تومانی و عدم توانایی در تامین آن بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند. طی این جلسه قاضی مقیسه با درخواست آنها جهت حضور وکیل مورد نظرشان مخالفت کرده بود. رضا خندان مهابادی در تاریخ ۶ بهمن‌ماه، بکتاش آبتین در تاریخ ۸ بهمن ماه و کیوان باژن در تاریخ ۱۰ بهمن ماه هر یک با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شدند.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این سه عضو کانون نویسندگان ایران در تاریخ ۷ و ۸ اردیبهشت ماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. بکتاش آبتین، رضا خندان مهابادی و کیوان باژن در مردادماه سال گذشته از بابت همین پرونده در شعبه ۷ دادسرای اوین با عنوان تبلیغ علیه نظام و در تاریخ ۱۲ آبان‌ ماه در پی احضار مجدد به این شعبه با عناوین دیگر “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” و “تشویق بانوان کشور به فساد و فحشا” تفهیم اتهام شدند.

کانون نویسندگان ایران یک نهاد غیردولتی متشکل از نویسندگان، مترجمان، ویراستاران و بخشی از انجمن جهانی قلم است، این کانون در سال ۱۳۴۷ رسما با هدف تشکل یابی صنفی نویسندگان و مبارزه با سانسور اعلام موجودیت کرد، کانون نویسندگان و اعضای آن از ابتدای تشکیل و به ویژه طی دهه های ۶۰ و ۷۰ با درجات مختلف سرکوب، از سانسور و تعقیب قضایی گرفته تا قتل روبرو بوده‌اند. محمدجعفر پوینده و محمد مختاری از از جمله اعضای کانون نویسندگان بوده‌اند که در جریان قتل‌های زنجیره‌ای توسط وزارت اطلاعات به قتل رسیدند

سه عضو کانون نویسندگان ایران جهت تحمل حبس احضار شدند

روز سه شنبه ۲۰ اسفند ماه، بکتاش آبتین، رضا خندان (مهابادی) و کیوان باژن، سه نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران جهت تحمل دوران محکومیت خود به شعبه یک اجرای احکام دادسرای شهید مقدسی فراخوانده شدند. دادگاه تجدیدنظر استان تهران در دی ماه امسال بکتاش آبتین و رضا خندان مهابادی، هر یک را به ۶ سال حبس تعزیری و کیوان باژن را به ۳ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از کانون نویسندگان ایران، روز سه شنبه ۲۰ اسفند ماه ۹۸، شعبه یک اجرای احکام دادسرای اوین، با ارسال ابلاغیه‌های جداگانه رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین و کیوان باژن را برای اجرای حکم حبس احضار کرد.

در این ابلاغیه ها، از این شهروندان خواسته شده است که تا مدت چهار روز آینده خود را به این شعبه معرفی کنند.

احضار این افراد جهت اجرای حکم حبس در حالی صورت گرفته است که پیشتر ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضاییه در بخشنامه ای که جهت کنترل شیوع بیماری کرونا در زندانها صادر کرده از مسئولین قضایی خواسته است: «محکومانی که آرای محکومیت آنها قطعیت یافته و در حال حاضر با قرار تأمین آزاد هستند جز در موارد ضروری از معرفی آنها به زندانها تا پایان فروردین ۹۹ خودداری شود.»

هرانا پیشتر در گزارشی از ارسال پرونده این سه عضو کانون نویسندگان ایران به اجرای احکام دادسرای اوین خبر داده بود.

 روز شنبه ۷ دی ماه ۱۳۹۸ شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی احمد زرگر این سه عضو کانون نویسندگان ایران را مجموعا به ۱۵ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود.

بر اساس رای صادره که به ناصر زرافشان و راضیه زیدی، وکلای مدافع آنان ابلاغ شد، بکتاش آبتین و رضا خندان مهابادی دو تن از اعضای هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران هر یک از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به ۱ سال حبس و از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شدند. کیوان باژن نیز از بابت این اتهامات، به دلیل نداشتن سابقه‌ی کیفری به ۳ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه بدون دعوت از متهمان و وکلای آنها تشکیل و اقدام به صدور رای کرد.

این سه نویسنده در تاریخ ۲۵ اردیبهشت‌ماه امسال توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه هرکدام به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به تحمل پنج سال حبس تعزیری محکوم شده بودند.

عضویت در کانون نویسندگان ایران، انتشار خبرنامه‌ی داخلی کانون نویسندگان، آماده کردن کتاب پژوهشی درباره‌ی تاریخ پنجاه ساله‌ی کانون برای انتشار داخلی، بیانیه‌های کانون نویسندگان، حضور بر مزار جانباختگان قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای محمدجعفر پوینده و محمد مختاری و شرکت در مراسم سالانه‌ی احمد شاملو مصادیق این اتهامات عنوان شده بود.

صدور این حکم واکنش‌های زیادی میان اهل قلم داخل و خارج ایران برانگیخت و نهادها و نویسندگان بسیاری آن را محکوم کردند.

در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴ پنج مأمور وزارت اطلاعات با حکم شعبه ۱۲ بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه به خانه بکتاش آبتین رفتند و ضمن تفتیش منزل او بیش از دو هزار قلم فیلم، عکس‌های خانوادگی، موبایل، لپ‌تاپ و اسناد کانون نویسندگان ایران را ضبط کردند و پس از آن ایشان طی بیش از ۱۷ جلسه در خصوص فعالیت‌های هنری، ادبی و سینمایی خود بازجویی شدند. دلیل احضار و بازجویی ایشان “انتشار نشریه غیرقانونی” و “تبلیغ علیه نظام” عنوان شده بود. یک هفته بعد از احضار بکتاش آبتین، رضا خندان (مهابادی) و کیوان باژن نیز به ترتیب احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفتند. دلیل احضار و بازجویی ایشان، تبلیغ علیه نظام عنوان شده بود.

در تاریخ ۲ بهمن‌ماه ۹۷، کیوان باژن، رضا خندان مهابادی و بکتاش آبتین برای رسیدگی به پرونده‌شان در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران حاضر شده و به دلیل افزایش قرار صادره از کفالت به وثیقه یک میلیارد تومانی و عدم توانایی در تامین آن بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند. طی این جلسه قاضی مقیسه با درخواست آنها جهت حضور وکیل مورد نظرشان مخالفت کرده بود. رضا خندان مهابادی در تاریخ ۶ بهمن‌ماه، بکتاش آبتین در تاریخ ۸ بهمن ماه و کیوان باژن در تاریخ ۱۰ بهمن ماه هر یک با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شدند.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این سه عضو کانون نویسندگان ایران در تاریخ ۷ و ۸ اردیبهشت ماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. بکتاش آبتین، رضا خندان مهابادی و کیوان باژن در مردادماه سال گذشته از بابت همین پرونده در شعبه ۷ دادسرای اوین با عنوان تبلیغ علیه نظام و در تاریخ ۱۲ آبان‌ ماه در پی احضار مجدد به این شعبه با عناوین دیگر “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” و “تشویق بانوان کشور به فساد و فحشا” تفهیم اتهام شدند.

کانون نویسندگان ایران یک نهاد غیردولتی متشکل از نویسندگان، مترجمان، ویراستاران و بخشی از انجمن جهانی قلم است، این کانون در سال ۱۳۴۷ رسما با هدف تشکل یابی صنفی نویسندگان و مبارزه با سانسور اعلام موجودیت کرد، کانون نویسندگان و اعضای آن از ابتدای تشکیل و به ویژه طی دهه های ۶۰ و ۷۰ با درجات مختلف سرکوب، از سانسور و تعقیب قضایی گرفته تا قتل روبرو بوده‌اند. محمدجعفر پوینده و محمد مختاری از از جمله اعضای کانون نویسندگان بوده‌اند که در جریان قتل‌های زنجیره‌ای توسط وزارت اطلاعات به قتل رسیدند.

اعتصاب غذای ایرج صوفی محمد در زندان ارومیه

ایرج صوفی محمد، زندانی سنی مذهب در زندان ارومیه از روز سه‌شنبه ۲۰ اسفندماه در اعتراض به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی دست به اعتصاب غذا زده است. آقای صوفی محمد حدود شش ماه قبل بازداشت و به زندان ارومیه منتقل شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ایرج صوفی محمد، زندانی سنی مذهب در زندان ارومیه از روز سه‌شنبه ۲۰ اسفندماه ۱۳۹۸ دست به اعتصاب غذا زده است.

اعتصاب آقای صوفی محمد در اعتراض به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی خود صورت گرفته است. این شهروند از شش ماه قبل به اتهام “عضویت در گروه‌های سلفی” بازداشت شده است.

ایرج صوفی محمد، فرزند ابراهیم و شهروند اهل مهاباد است.

آقای صوفی محمد پیشتر نیز سابقه بازداشت و زندان را داشته است. وی در سال ۱۳۹۶ به اتهام “عضویت در گروه انصار الاسلام” به ۱۸ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود و پس از پایان دوره محکومیت خود از زندان ارومیه آزاد شده بود.

بسیاری از زندانیان در ایران به عنوان آخرین راه برای رسیدن به خواسته‌هایشان دست به اعتصاب غذای اعتراضی می‌زنند. بسیاری از این اعتصاب‌ها در اعتراض به عدم رسیدگی به مشکلات پرونده، مراعات نشدن حقوق زندانی و یا بازداشتی و بلاتکلیفی‌های بلندمدت بوده است.

اجرای حکم اعدام دو زندانی در تبریز و کرج

امروز چهارشنبه ۲۱ اسفند ماه، حکم اعدام یک زندانی که پیشتر از بابت اتهام “افساد فی‌الارض” به اعدام محکوم شده بود، در زندان تبریز به اجرا درآمد.  همچنین طی روزهای اخیر یک زندانی دیگر که پیشتر از بابت اتهام “قتل” به اعدام محکوم شده بود، در زندان رجایی شهر کرج اعدام شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از تسنیم، امروز چهارشنبه ۲۱ اسفند ماه ۹۸، یک زندانی در زندان تبریز اعدام شد.

بر اساس این گزارش، متهم در سال ۹۶ بازداشت و به اتهام  “افساد فی‌الارض” در شهرستان میانه از طریق “تجاوز به عنف” و “هتک حرمت” بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.

در این گزارش اشاره ای به هویت متهم نشده است و از وی تحت عنوان “مرد نقاب‌دار” نام برده شده است.

همچنین روز جاری روزنامه ایران در گزارشی از اعدام یک زندانی متهم به قتل در زندان رجایی شهر کرج خبر داده است.

در این گزارش هویت زندانی اعدام شده “امیر” عنوان شده و از بابت اتهام “قتل” در سال ۹۳ به اعدام محکوم شده بود.

بر اساس این گزارش، امیر در پی اعتراف به اتهام خود عنوان کرده بود: “یاشار، بچه محلمان بود و مغازه پدرش را نیز اجاره کرده بودم. اوایل آبان سال ۹۳، یاشار از پس اندازش برایم گفت و اینکه قصد خرید خانه‌ای دارد. من هم گفتم بازار مسکن راکد است و چون وسوسه شدم پول‌هایش را سرقت کنم، گفتم دوستم طلا را به قیمت ارزان می‌فروشد، می‌توانی از این راه سود خوبی به‌دست بیاوری”.

وی در ادامه گفته بود: “سه روز قبل از حادثه هم به مغازه‌ام آمد و از تصمیمش برای خرید طلا خبر داد و از من خواست با دوستم تماس بگیرم تا برایش طلا بیاورد. همان روز از یکی از مشتری هایم اسلحه شاه کشی به مبلغ یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان خریدم. با کمک دو کارگر هم یک چاه شش متری داخل مغازه حفر کردم. صبح روز حادثه با یاشار تماس گرفتم و از او خواستم به مغازه بیاید. وقتی او وارد مغازه شد کرکره را پایین کشیدم و یک ساعتی باهم حرف زدیم. ناگهان اسلحه‌ای را که زیر کاپشنم مخفی کرده بودم، بیرون آوردم و دو تیر به او شلیک کردم. بعد هم جسد را داخل چاه انداختم و او را دفن کردم. چهار میلیون تومان از پول‌ها را بابت بدهی به پدرم دادم. برای فرار از عذاب وجدان چند معتاد را برای ترک به کمپ فرستادم و به چند پیرزن هم کمک مالی کردم. باقی پول‌ها را هم برای زنم طلا خریدم و مقداری از آنها هم در حسابم است. بعد از مدتی مغازه را تخلیه کردم و مغازه دیگری در سه راه آذری اجاره کردم”.

با اعتراف متهم به قتل، و کشف جسد، متهم جوان در دادگاه پای میز محاکمه رفته و به اعدام محکوم شده بود.

بنا بر گزارش نهادهای بین‌المللی، ایران به تناسب سرانه جمعیت و میزان اعدام، رتبه نخست اعدام شهروندان خود در دنیا را دارد.

بر اساس گزارش مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در دوره یکساله (اول ژانویه ۲۰۱۹ تا ۲۰ دسامبر ۲۰۱۹) دستکم ۲۴۸ شهروند اعدام شدند و ۱۰۸ تن دیگر به اعدام محکوم شدند. از جمله اعدام شدگان باید به اعدام ۴ کودک-مجرم اشاره کرد و همینطور به محل اجرای ۱۳ حکم اعدام که در ملا عام بوده است.

بنا بر همین گزارش بیش از ۷۵ درصد اعدام های صورت گرفته در ایران توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمی‌شوند که نهادهای حقوق بشری اصطلاحا آن را اعدام “مخفیانه” می‌خوانند.

Design a site like this with WordPress.com
Get started