احضار پویا جگروند, فعال مدنی ساکن شهریار به پلیس امنیت

فردا دوشنبه ۱۹ اسفند ماه ۱۳۹۸, پویا جگروند, فعال مدنی ساکن شهرک وحیدیه از توابع شهرستان شهریار, با توجه به دریافت ابلاغیه ای کتبی به پلیس امنیت این شهرستان احضار شد. احضار این فعال مدنی در حالی صورت گرفته ماموران امنیتی طی هفته گذشته اقدام به بازداشت وی کرده بودند که به دلیل عدم حضور وی در خانه این بازداشت صورت نگرفت. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز یکشنبه ۱۱ اسفند ماه ۱۳۹۸, شعبه ۹ دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شهریار با صدور و بلاغ احضاریه ای کتبی, پویا جگروند, فعال مدنی ساکن شهرک وحیدیه از توابع شهرستان شهریار را به مقر پلیس امنیت عمومی غرب استان تهران واقع در شهرک اداری شهرستان شهریار احضار کرد. 

براساس این ابلاغیه که از سوی پلیس امنیت غرب استان تهران در تاریخ ۱۱ اسفند ماه سالجاری و بنا به دستور شعبه ۹ دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شهریار صادر و در تاریخ ۱۳اسفند ماه سالجاری به این فعل مدنی ابلاغ شده از وی خواسته شد تا ظرف مدت ۵ روز کاری جهت پاره ای از توضیحات خود را به پلیس امنیت عمومی غرب استان تهران واقع در شهرستان شهریار,  فاز ۴ شهرک اندیشه حضور بهم رساند. 

این احضار در حالی صورت گرفته که پیش از این و در تاریخ ۱۱ اسفند ماه ۱۳۹۸, ماموران امنیتی با مراجعه به منزل پویا جگروند, در شهرک وحیدیه از توابع شهرستان شهریار, قصد بازداشت وی را داشتند که با توجه به عدم حضور این فعال مدنی این اقدام ماموران ناموفق ماند. 

لازم به ذکر است, پویا جگروند, پیش از این و در تاریخ ۲۸ آذر ماه ۱۳۹۷, جهت بازجوئی به پلیس امنیت شهرستان شهریار احضار شده بود

این فعال مدنی همچنین در سال ۱۳۹۶ نیز پرونده ای به جهت فعالیت های  مدنی و مسالمت آمیز وی در دادگاه انقلاب شهرستان شهریار گشوده شده بود که در نهایت این فعال مدنی از اتهامات منتسبه تبرئه شده بود.

همچنین این فعال مدنی, در سال ۱۳۹۶ به اداره اطلاعات تهران و شهرستان نهاوند نیز احضار شده بود.

اعزام ماشالله پسرکهن, زندانی عقیدتی یهودی به مرخصی

در ساعات پایانی پنجشنبه ۱۵ اسفند ماه ۱۳۹۸, ماشالله پسر کهن, زندانی عقیدتی یهودی محبوس در تیپ ۵ سالن ۴ سلول ۲ زندان تهران بزرگ, که در حال سپری کردن دوران محکومیت حبس ۳ ساله خود می باشد به مرخصی اعزام شد. این زندانی سیاسی از زمان بازداشت و طی مراحل بازجوئی از حق انتخاب وکیل محروم بود و در روندی پر ابهام از سوی دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, در ساعات پایانی پنجشنبه ۱۵اسفند ماه ۱۳۹۸, ماشالله پسرکهن, ۶۷ ساله, متولد ۲۶ تیرماه ۱۳۳۹, دارای ۲ فرزند و شهروند یهودی محبوس در تیپ ۵ سالن ۴ سلول ۲ زندان تهران بزرگ, که در حال سپری کردن دوران محکومیت حبس ۳ ساله خود از بابت اتهام “ورود به کشور اسرائیل” می باشد به مرخصی ۴۵ روزه  اعزام شد. با توجه به سکونت خانواده “ماشالله پسرکهن” در کشور اسرائیل به این زندانی عقیدتی اجازه هیچگونه تماس تلفنی با خانواده اش داده نشد. این مرخصی با توجه به شیوع ویروس کرونا و وسعت ابتلای شهروندان ایران به این ویروس صورت گرفته است.

اعطای این مرخصی به ماشالله پسرکهن, در راستای شیوع ویروس کرونا در کشور می باشد. عدم دسترسی زندانیان محبوس در زندانهای ایران به مواد ضدعفونی کننده محیط و تکمیل نبودن تجهیزات پزشکی در بهداری زندانها از جمله دلایلی است که می تواند جان زندانیان را از مراحل اولیه ابتلا به ویروس مرگ بار کرونا در معرض تهدید صد در صد قرار بدهد.

ماشالله پسرکهن, در تاریخ ۲۶ دی ماه ۱۳۹۸, به همراه جمعی دیگر از زندانیان سیاسی از اندرزگاه ۸ سالن ۹ زندان اوین به تیپ ۵ سالن ۴ سالن ۲ منتقل شد. 

لازم به ذکر است, این شهروند یهودی و زندانی عقیدتی از زمان بازداشت از حق تماس تلفنی با خانواده اش که در کشور اسرائیل زندگی می کنند محروم بوده و با محدودیتهای دیگری از قبیل عدم اعزام به بیمارستان جهت درمان ضعف اعصاب, بیماری گوارشی, چشم و همچنین خرابی دندانهایش که منجر به بروز درد در وی شده مواجه بوده است. 

بازداشت این شهروند یهودی” جهت اجرای حکم حبس تعزیری ۳ ساله اش در حالی صورت گرفته بود که این شهروند یهودی از سوی واحد اجرای احکام کیفری دادسرای امنیت تهران یا دادگاه انقلاب احضاریه ای جهت مراجعه برای اجرای حکم حبس خود دریافت نکرده بود. 

“ماشالله پسرکهن”, پس از محکومیت به تحمل ۳ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “ورود به کشور اسرائیل” توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست “ابوالقاسم صلواتی” و پس از ارجاع این حکم به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست “احمد زرگر” حکم صادره توسط دادگاه بدوی عینا به تائید دادگاه تجدیدنظر هم رسید.

این شهروند یهودی, در تاریخ ۵ مهرماه ۱۳۹۶, پس از دیدار با خانواده خود در کشور اسرائیل و پس از بازگشت به ایران در فرودگاه امام خمینی تهران توسط ماموران وزارت اطلاعات به اتهام “ورود به کشور اسرائیل”  بازداشت و پس از گذشت روز و طی مراحل بازجوئی و تکمیل پرونده جهت ارجاع به دادگاه با تودیع قرار وثیقه بطور موقت و تا اتمام مراحل دادرسی از بازداشت آزاد شده بود.

اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸: سالار طاهری افشار, فعال ملی مدنی ساکن ارومیه محاکمه شد

روز شنبه ۱۷ اسفند ماه ۱۳۹۸, جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سالار طاهری افشار, فعال ملی مدنی ساکن ارومیه, توسط شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ واقع در مجتمع بهشتی این شهرستان برگزار شد. این فعال ملی مدنی در جریان تجمعات اعتراضی آبان ماه سالجاری از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده بود و پس از طی مراحل بازجوئی با تودیع قرار وثیقه بطور موقت آزاد شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز شنبه ۱۷ اسفند ماه ۱۳۹۸, سالار طاهری افشاری, , شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ مجتمع بهشتی ارومیه و از بازداشت شدگان تجمعات اعتراضی آبان ماه سالجاری توسط شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ این شهرستان مورد محاکمه قرار گرفت و و دفاعیات خود را به دادگاه ارائه کرد. این فعال ملی مدنی پیش از این طبق ابلاغیه ای کتبی به این جلسه دادرسی احضار شده بود. 

براساس ابلاغیه ای که در تاریخ ۲۵ دی ماه ۱۳۹۸, از سوی شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ شهرستان ارومیه به سالار طاهری افشار ابلاغ شده بود اتهامات وی “تخریب پمپ بنزین و اخلال در نظم عمومی”, “اخلال در نظم آسایش عمومی از طریق شرکت در تجمعات و اعتراضات غیر قانونی”, “شعار دادن و اخلال در نظم عمومی از طریق بارگذاری فیلم‌های اخلال در نظم عمومی در فضای مجازی”, “اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات غیر قانونی و دعوت به تجمعات” و “اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات و اعتراضات غیر قانونی و ایجاد راهپیمایی و سر دادن شعار”, عنوان شده بود. 

لازم به ذکر است, سالار طاهر افشار, در تاریخ ۲۹ آبان ماه ۱۳۹۸, پی یورش ماموران اداره اطلاعات ارومیه به محل سکونت وی پس از تفتیش منزل بازداشت و به بازداشتگاه نیروهای امنیتی در این شهرستان منتقل شده بود و پس از اتمام مراحل بازجوئی و تکمیل پرونده جهت ارجاع به دادگاه در تاریخ ۷ آذر ماه ۱۳۹۸, با تودیع قرار وثیقه ای به مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان بطور موقت و تا اتمام مراحل دادرسی از بازداشت آزاد شد

تغییر اقلیم و جنسیت؛ بارش نابرابری

برای نخستین بار، گزارش منتشر‌شده پیرامون توسعه انسانی در سال ۲۰۰۷ تایید کرد که تغییرات اقلیمی تهدیدی جدی برای آزادی‌های فردی و اجتماعی است و انتخاب ساکنان زمین در مورد محل زندگی، کار، تحصیل و زندگی سالم را به‌شدت محدود خواهد کرد. اما تاکید مهم این گزارش بیشتر بر افزایش انواع نابرابری‌ها در جهان و رابطه آن با خطرها، آسیب و آسیب‌پذیری اقلیمی بود.

دسترسی محدود زنان به منابع، حقوق محدود آن‌ها در مالکیت بر خانه و زمین، امکان جابه‌جایی محدود در بسیاری از روستاها و شهرهای غیر‌مرکزی و صدای فراموش‌شده‌شان در اغلب تصمیم‌گیری‌های کلان این آسیب‌پذیری را به‌شدت افزایش داده است.

آثار تغییر اقلیم سیستم‌های سیاسی، طول و عرض جغرافیایی، گروه‌ها و نهادهای اجتماعی شکننده و آسیب‌پذیر را بیشتر و شدیدتر در هم می‌شکند و تمام نابرابری‌های جهان، از جمله نابرابری جنسیتی، را عمیق‌تر می‌کند.

 

ضرورت نگاه جنسیتی به موضوع مدیریت تاثیر تغییر اقلیم

زنان و مردان از جهت‌های مختلف با واقعیت‌های اجتماعی، اقتصادی و محیطی مواجه می‌شوند. نحوه مشارکت و نقطه اثرشان متفاوت است. نقش آن‌ها در هویت‌های بومی و فرهنگی، در شرایط سنتی و طبقه‌های اقتصادی متفاوت، تغییر می‌کند.

به این ترتیب، تجزیه و تحلیل نیازها، آسیب‌ها، دامنه و حوزه فعالیت‌ها در یک دستگاه سنجش متفاوت، به ایجاد جامعه‌ای عادلانه کمک می‌کند. این موضوع همچنین بر تعریف هویت‌های جنسیتی متفاوت اثر دارد، فضایی فراهم می‌کند که هر کس با توجه به توانایی و نیازش، در قوانین و پروتکل‌ها و تصمیم‌ها جایی و نقشی داشته باشد.

گروه Women’s Major Group* در سندی که سال گذشته منتشر شد، اعلام کرد رسیدن به برابری در جامعه‌ای پایدار امری است که هر روز سخت‌تر و دست‌نیافتنی‌تر می‌شود. «امروز ما زنان خود را در شرایط بسیار سختی می‌بینیم. گویی حمایت دولت‌ها را از دست داده‌ایم، مسیری که کاملا به ضرر جهان است. قدرت بین عده محدودی از نخبگان و شرکت‌های بزرگ متمرکز شده است. تخریب محیط زیست و منابع محدود نادیده گرفته می‌شود. همین‌طور نقض حقوق زنان، خصوصی‌سازی کالاهای عمومی و طرد حاشیه‌نشین‌ها نگران‌کننده است. دیدن نوری در انتهای این تونل طولانی و تاریک دشوار است. استعمار و آثار نئولیبرالیسم بی‌حد‌و‌حصر، از جمله فقر گسترده، بیکاری، عدم در نظر گرفتن حق مالکیت بومیان و تعامل سازشکارانه با مردسالاری و سایر سیستم‌های ستم و سرکوب علیه زنان به ابزاری تبدیل شده است برای تقویت نابرابری‌ها و مانع مهمی است در پیشرفت به سمت توسعه پایدار.»

در اسناد سازمان ملل، هفت آسیب مهم ناشی از تغییر اقلیم تعریف شده که بر زندگی زنان موثر است: جابه‌جایی و مهاجرت تحمیلی به‌دلیل حوادث طبیعی، نبودِ دسترسی به آب سالم و پایدار، کمبود مواد غذایی و منابع، کمبود سوخت، دسترسی نامتناسب با نیاز به خدمات بهداشت و درمان، جنگ‌های داخلی بر سر تصاحب آب و زمین، مرگ و صدمه در اثر حوادث طبیعی.

 

زنان روستایی و جوامع محلی

اولین جنبش زنان بومی برزیل برای حفظ جنگل‌های استوایی در سال ۱۹۸۰ تشکیل شد. صدای نارا، مسئول جنبش بومیان آمازون، صدای بسیاری از زنان بومی و روستایی در سراسر جهان است. او می‌گوید: «آمازون همواره‌ به‌عنوان قلمرویی برای بهره‌برداری دیده شده است، نه به‌عنوان سرزمینی که باید از آن محافظت شود. ما مردم بومی همیشه مهم‌ترین مانع از بین بردن آن هستیم. به همین دلیل، به‌مرور زمان مجبور به تحمل فرایندی از اشغال و آزار و شکنجه شدیم که تا امروز ادامه دارد. زنان بومی دیگر نمی‌توانند شاهد ویرانی سرزمینشان و خشونت‌هایی باشند که به مردانشان تحمیل شده است. ما فهمیدیم که زمان جنگیدن با آن‌ها فرا رسیده است. ما برای پدران، برادران و همسران خود این مساله را روشن كردیم كه مشاركت در طرح حمایت از این سرزمین زندگی همه را بهبود می‌بخشد. امروز بسیاری از زنان بومی، صدای خود را بلند می‌کنند و نماینده مردمان خودند.»

تغییر اقلیم بر زندگی زنان کشاورز و روستایی، به‌عنوان تولید‌کننده و مدیر شیوه و مقدار مصرف منابع، بسیار موثر است. آخرین آمار جهانی منتشر‌شده نشان می‌دهد ۷۰ درصد زنان جهان در کشورهای کمتر‌توسعه‌یافته، کم‌برخوردار و در صف مقدم مشکلات ناشی از تغییر اقلیم زندگی می‌کنند. بسیاری از محصولات زراعی و سبزیجات و ماهی و غیره، که امکان فروش در بازارهای محلی را نیز دارند، به‌دلیل بارندگی‌های نامرتب که تحت تاثیر تغییر اقلیم است، به‌راحتی از بین می‌روند. دختران زیادی به‌خاطر مشکلات اقتصادی تحمیل‌شده در اثر تغییر اقلیم مجبور به ترک مدرسه‌اند و اغلب آن‌ها شانسی برای بازگشت به فضای آموزشی ندارند.

بنا بر قوانین و فرهنگ نانوشته و ناگفته، گویی دختر‌بچه‎ها و زنان‌اند که مسئول نظافت و شست‌و‌شو و حمل و مدیریت آب در خانواده به شمار می‎آیند. در مجموع، تخمین‎ زده می‌شود برای جمع‌آوری آب، روزانه به‌طور میانگین حدود ۲۰۰ میلیون ساعت زمان صرف می‌شود، زمانی که زنان و کودکان آب‌آور می‌توانند در کار و درآمدزایی، رشد فرهنگی و اقتصادی، یا در مدرسه صرف کنند. در ایران نیز بیش از هفت هزار روستا با تانکر آبرسانی می‎شوند. هرچه زیرساخت‌های شبکه آبرسانی کشوری عقب‌مانده‌تر و برنامه‌ریزی برای تامین منابع آب به‌شکل پایدار و عادلانه ضعیف‌تر باشد، تاثیر این موضوع آشکارتر است.بر اساس سندی که وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی منتشر کرد، مرگ‌و‌میر ناشی از بیماری‎های عفونی دستگاه گوارش و تناسلی ششمین عامل مرگ زنان میانسال در ایران به شمار می‎آید. آمار مرگ‌و‌میر زنان و کودکان در

مناطقی که از دسترسی به آب سالم و پایدار محروم‎اند به‌شکل معناداری بالاتر است.

به‌عبارتی، این زمان هدر‌رفته، که حتی از کل ساعت‌های کار هفتگی کارکنان تقریبا تمام بزرگ‌ترین زنجیره‎های صنعتی جهان بیشتر است، برای سلامت جسمی این زنان و دختران کافی نیست.

 

زنان و حوادث طبیعی                                                                                                                                                                                   

در سال ۱۹۹۱، در سیل بزرگ کشور بنگلادش، آمار مرگ‌و‌میر زنان بیش از پنج برابر مردان بود. زنان و کودکان نخستین قربانیان حوادث طبیعی‌اند. بسیاری از زنان شنا کردن بلد نیستند، در جابه‌جایی محدودیت و مانع دارند و به‌شکل سنتی مسئول مراقبت از کودکان و سالمندان خانواده‌اند، مسئولیتی که نجات جانشان در شرایط مختلف را به تعویق می‌اندازد. هنوز در کمک‌رسانی پس از حادثه، برخی نیازهای ویژه آنان مانند لباس زیر و نوار بهداشتی تابو است.

در برخی کشورها، به زنان بازمانده حوادث کمک‌های دولتی تعلق نمی‌گیرد چون اغلب حساب بانکی یا مدارک هویت لازم را ندارند. در برخی کشورها، مانند تایلند، حتی کمک‌هزینه دولتی به خانواده برای مراسم خاکسپاری پس از حوادث طبیعی، برای مردان بیش از زنان است. زنان بازمانده حوادثی چون سیل و زلزله اغلب از طرف خانواده خود یا همسرشان تحت فشار قرار می‌گیرند. آن‌ها به‌شدت در معرض فقر، ازدواج‌های اجباری و کارگری در شرایط استثماری قرار دارند. آن‌ها در مدیریت و تصمیم‌های پس از این حوادث نقشی ندارند و به همین دلیل، اغلب نیازهایشان در وضعیت تازه در نظر گرفته نمی‌شود.

 

زنان مهاجر اقلیمی

تا سال ۲۰۵۰، از هر ۴۵ نفر، یک نفر به‌علت آثار ناشی از تغییر اقلیم مجبور به مهاجرت خواهد شد. نیمی از این جمعیت را زنان تشکیل می‌دهند. زنان اغلب در انتخاب محل مهاجرت نقش چندانی ندارند. آن‌ها مجبور به تغییر الگوی فرهنگی، اقتصادی و تربیتی خانواده، کودکان و حتی سالمندان‌اند، بی‌آن‌که آمادگی و آموزش کافی دریافت کرده باشند. زنان در غیاب همسری که مهاجرت کرده است، مسئول خانواده می‌شوند و این دوری و مشکلات زندگی در شرایط تحمیلی و غیر‌انتخابی، فشار زیادی را به آن‌ها تحمیل می‌کند.

اهمیت توجه به نقش زنان در آسیب‌های ناشی از تغییر اقلیم، مدیریت شرایط تازه پیش‌ روی جهان را ممکن می‌کند. دانش، تجربه و شناخت آن‌ها از طبیعت و نیاز خانواده، توانشان در تطبیق و شناخت متفاوتشان از جهان می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های خرد و کلان در حوزه‌های مرتبط با منابع، انرژی، آب و مواد غذایی کارگشا باشد.

اعزام حسین موسی خانی, زندانی سیاسی به مرخصی

در ساعات پایانی شنبه ۱۶اسفند ماه ۱۳۹۸, حسین موسی خانی, ساکن شهرستان شهریار, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۵ سالن ۴ سلول ۲ زندان تهران بزرگ, که پیش از این از سوی شعبه ۱ دادگاه انقلاب شهرستان شهریار از بابت اتهام “توهین به رهبری فضای رسانه ای” به تحمل ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود به مرخصی ۴۵ روزه اعزام شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, در ساعات پایانی شنبه ۱۶ اسفند ماه ۱۳۹۸, حسین موسی خانی, فرزند شاه علی, ساکن شهرستان شهریار, متولد ۱۳۵۶, که در حال تحمل دوران محکومیت حبس ۸ ماهه خود از بابت اتهام “توهین به رهبری” بود پس از تودیع قرار کفالت به مرخصی اعزام شد. این مرخصی با توجه به شیوع ویروس کرونا و وسعت ابتلای شهروندان ایران به این ویروس صورت گرفته است.

اعطای این مرخصی به حسین موسی خانی, در راستای شیوع ویروس کرونا در کشور می باشد. عدم دسترسی زندانیان محبوس در زندانهای ایران به مواد ضدعفونی کننده محیط و تکمیل نبودن تجهیزات پزشکی در بهداری زندانها از جمله دلایلی است که می تواند جان زندانیان را از مراحل اولیه ابتلا به ویروس مرگ بار کرونا در معرض تهدید صد در صد قرار بدهد.

بنقل از یک منبع مطلع در گفتگو با گزارشگر حقوق بشر در ایران ضمن اعلام این خبر گفت: “اعزام به مرخصی این زندانی سیاسی با توجه به شیوع ویروس کرونا و گسترش ابتلای زندانیان محبوس در زندانهای ایران حسین موسی خانی تا روز ۱۵ فروردین ماه سالجاری اعزام شد”. 

با آغاز روند دادرسی بر پرونده حسین موسی خانی, وی در فروردین ماه ۱۳۹۷, توسط شعبه ۴ دادگاه انقلاب شهرستان شهریار از بابت اتهام “توهین به رهبری در فضای رسانه ای”, مورد محاکمه قرار گفت و به تحمل ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم پس از ارجاع پرونده وی به دادگاه تجدید نظر عینا مورد تائید قرار گرفت. 

در تاریخ ۱۱ آذر ماه ۱۳۹۸, پس از ابلاغ اجرائیه حکم صادره توسط شعبه ۴ واحد اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی  و انقلاب شهرستان شهریار به حسین موسی خانی, پس از بازداشت به قرنطینه زندان اوین منتقل شد و پس از ۳ روز به اندرزگاه ۸ سالن ۹ منتقل شد و پس از آن به اندرزگاه ۷ سالن۱ منتقل شد. 

حسین موسی خانی, در تاریخ ۲۶ دی ماه سالجاری از زندان اوین به همراه جمعی دیگر از زندانیان سیاسی به تیپ ۵ سالن ۴ سالن ۲ منتقل شده بود. 

لازم به ذکر است, در تاریخ ۷ اسفند ماه ۱۳۹۸, خانواده های ۲۴ نفر از زندانیان سیاسی محبوس در زندانهای تهران بزرگ, زندان اوین و زندان رجائی شهر کرج در نامه ای سرگشاده به ابراهیم رئیسی از وی خواستند برای پیشگیری از فاجعه انسانی که شیوع ویروس کرونا می تواند برای هر انسانی داشته باشد خواهان آزادی یا اعطای مرخصی به زندانیان شدند. در این نامه خطاب به ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه آمده است “زندانیان به خاطر عدم برخورداری از امکانات بهداشتی و درمانی مناسب و قابل قبول و به دلیل زندگی جمعی و تنگاتنگ به شدت در معرض خطر ابتلا به این ویروس هستند”.

زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندانهای کشور, علیرغم بخشنامه رئیس قوه قضاییه مبنی بر اعطای مرخصی به زندانیان با محکومیت زیر ۵ سال، کماکان از اعزام به مرخصی محروم هستند.

همچنین وزارت بهداشت ایران از روز ۳ اسفند با انتشار آمار روزانه موارد ابتلا و مرگ را آغاز کرد. اطلاعاتی در مورد موارد احتمالی در روزهای قبل وجود ندارد. همچنین تردیدهایی درباره دقیق بودن آمارهای اعلام شده مطرح شده است. از جمله از سوی نماینده قم در مجلس ایران. با این حال تنها آمار رسمی داده‌های وزارت بهداشت ایران است.پ

نامه جمعی از فعالان صنفی، مدنی و روزنامه‌نگاران گیلانی به رئیس جمهور و استاندار

جمعی از فعالان صنفی و مدنی و روزنامه نگاران استان گیلان با امضای نامه مشترک سرگشاده‌ای خطاب به حسن روحانی رئیس جمهور و ارسلان زارع،استاندار خواستار اعلام وضعیت فوق‌العاده در این استان شدند.

این فعالان در نامه خود ۹ پیشنهاد و راهکار را برای عبور از بحران شیوع ویروس کرونا ارائه کردند.
متن این نامه را در ادامه بخوانید:

رییس جمهور منتخب ایران و استاندار محترم گیلان
سلام علیکم
وضعیت اسفناک بیمارستان‌های رشت و شیوع بیماری کرونا و مشکلاتی که گیلانی‌ها با آن دست و پنجه نرم می کنند بر کسی پوشیده نیست.

شما مسئولان مملکت، بهتر از ما مردم عادی به وخامت اوضاع آگاه هستید و می‌دانید چه فاجعه‌ای در انتظار گیلانی‌ها است. 

بهتر می ‌دانید که پرسنل و کادر درمانی استان باتوجه به کمبود امکانات دارویی و سخت افزاری با چه مشکلات تاسف باری دست و پنجه نرم می‌کنند و به مانند بیماران شان مبتلا شده و با مرگ رو در رو می‌شوند. 

آقای روحانی شما به عنوان منتخب جمهور مردم وظایفی در قبال جان و مال این ملت برعهده دارید که عدول از آن‌ها می‌تواند کشور را غرق در ماتم و خسران بزرگ کند. همان طور که با تعلل در قرنطینه شهر قم هنوز هیچ شنبه‌ای نیامده که خطر ویروس کرونا ریشه کن شود.

اقای زارع شما هم به‌عنوان عالی‌ترین مقام اجرایی استان وظایفی دارید که عدول از آن‌ها می‌تواند استان را وارد خطری بی‌بازگشت کند.

ما فعالان مدنی استان گیلان بی‌تعارف نگران زندگی خانواده‌هایمان و خانواده‌های مردم گیلان هستیم. می‌دانید این بلای خانمان برانداز که ظاهرا پیر و جوان نمی‌شناسد و اگر شما مسئولان مملکتی دیر بجنبید که از نظر ما دیر متوجه وخامت اوضاع شده‌اید و وضع به مراتب بدتر خواهد شد و دیگر نه نشانی از ما می‌ماند و نه شما.

پس از شما قاطعانه می‌خواهیم که هرچه سریع‌تر اقدامات ذیل را مبذول فرمایید:

۱_اعلام وضعیت فوق العاده و آگاهی رسانی دقیق برای جلوگیری از تردد بی مورد افراد. زیرا مهم ترین عامل کنترل این بیماری ،قطع چرخه ناقل ویروس است که تنها با قرنطینه مردم در خانه‌ها میسر است.
۲_صدور دستورالعمل شفاف و قاطعانه مبنی بر تعطیلی و توقف فعالیت واحدهای تولیدی که اقدام به تولید و توزیع اقلام غیرضروری می‌کنند به منظور ماندن کارگران در کنار خانواده‌هایشان در منازل. با حفظ پرداخت حقوق و دستمزد کارگران و عندالزوم کمک به صاحبان صنایع در ترغیب به انجام این کار.
۳_کم کردن ساعت کاری ادارات دولتی و خصوصی و شیفتی کردن کارمندان به منظور تشویق آن‌ها برای ماندن در منازل.
۴_واریز کردن یارانه نقدی اضطراری برای آحاد ملت در روزهای قرنطینه.
۵_موظف کردن بانک‌ها و سازمان تامین اجتماعی برای عدم دریافت اقساط و جریمه از مردم و کارفرماها.
۶_قرنطینه کامل شهرها و جلوگیری از عبور مرور غیرضروری در جاده‌ها و ورودی شهرها.
۷_احداث بیمارستان صحرایی یا تبدیل مراکز دولتی دارای شرایط ویژه به بیمارستان به منظور درمان تعداد بیشتر بیماران.
۸_توزیع عادلانه داروهای مربوطه و اقلام پیشگیرانه مانند ماسک و دستکش بین مردم و مخصوصا پرسنل بیمارستان‌های درگیر.
۹-تعطیلی پروژه‌های پیمانکاری و خدمات مشاوره 

در پایان ما فعالان مدنی استان عهد می بندیم که در این شرایط و روزهای سخت به یاری هموطنان مان بیاییم و از بار محنت شان بکاهیم. فقط تعجیل کنید که امروز هم دیر شده است.
با تشکر فراوان 

فعالان مدنی استان گیلان
محمد رضا حق پناه فعال اجتماعی
کوروش پورتوکلی فعال اجتماعی
اسحاق راستی فعال سیاسی
هدیه خسروی فیلمساز
امیر دارابی فعال اجتماعی
پونه نیکوی شاعر و فعال مدنی
پرویز ایمان پور مستند ساز صداوسیما
لعیا شهریوریان خبرنگار و فعال اجتماعی
امین حق ره نویسنده و مددکار اجتماعی
شیرین پارسی فعال محیط زیست و کار آفرینی زنان پویا قلیپور فعال سیاسی
شاهد وزیری روزنامه نگار
فرشته رضایی روزنامه نگار
پیمان برنجی روزنامه نگار
مزدک پنجه ای شاعر و روزنامه نگار
سید فرزام حسینی روزنامه نگار
فرزام‌خباز فعال سیاسی و روزنامه نگار
فاطمه صابری روزنامه نگار
رضا فرصتی فعال سیاسی
فرهاد علیپور فعال اجتماعی
فرهام زاهد عضو شورای شهر رشت
بهراد ذاکری عضو شورای شهر رشت
بهنام ربیع زاده فعال سیاسی و روزنامه نگار
وحید احمدی آرا فعال اجتماعی و روزنامه نگار
پرویز فکرآزاد فعال فرهنگی 
محمد کهنسال فعال سیاسی
سحر اخوان فعال فرهنگی
رضا میرمعنوی بازیگر و فعال فرهنگی
رضا كهنموي فعال فرهنگي
کامبیز نویدی فعال مدنی 
فاطمه شعاع شرق فعال اجتماعی و سیاسی
یعقوب امیری فعال اجتماعی فرهنگی
ژاله گیتی نژاد فعال فرهنگی
مهدی گلپور مرکیه فعال مدنی
نگار نجاتی فعال اجتماعی
امین حسنپور نویسنده
پیمان مقدم خدادوست روزنامه نگار
بابک مهدیزاده روزنامه نگار
بهروز مهدیزاده فعال اجتماعی
سروش علیزاده فعال اجتماعی و روزنامه نگار

فرشاد قربانپور روزنامه نگار
مجید شفیع زاده حقوقدان و فعال اجتماعی
حجت ابراهیم زاده فعال صنفی معلمان
فخری کوچکی فعال صنفی معلمان
حسین مهدیزاده فعال صنفی معلمان
فیروزه جوادی فعال صنفی معلمان
زهره خوشکار فعال صنفی معلمان
علی اصغر فلاح آستانه فعال صنفی معلمان
علی بدخشان فعال صنفی معلمان
مسعودبدخشان فعال صنفی معلمان
صغرا خشکدامن فعال صنفی معلمان

جعفر صحرا نورد خطیبانی فعال صنفی معلمان
فریبا حسین پور فعال صنفی معلمان 
محمد حسینی امام  شاعر و فعال اجتماعی
پرستو عباس پور ورزشکار و فعال اجتماعی 
مهراب زمانی فعال سیاسی
امیر دهقانپور فعال اجتماعی
حسین چابک فعال اجتماعی
مژگان باستان فر فعال اجتماعی
روجا درود فعال اجتماعی
حسن نورزاد فعال اجتماعی
پیمان صالحی کوهنورد و فعال اجتماعی
محمود صدیقی پور فعال صنفی معلمان
عیسی وحدانی فعال صنفی معلمان
احسان رضایی فعال مدنی
فلور قاسم زاده فعال مدنی
عزیز قاسم زاده خواننده و فعال صنفی معلمان

پایان اعتصاب غذای چنگیز قدم خیری، زندانی سیاسی بیمار

چنگیز قدم خیری، زندانی سیاسی تبعیدی در زندان مسجدسلیمان روز شنبه ۱۷ اسفندماه با درخواست پزشک معالج خود و پس از خونریزی شدید کلیه به اعتصاب غذایش پایان داد. آقای قدم خیری روز چهارشنبه۱۴ اسفندماه در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی و مخالفت مسئولان زندان با اعزام وی به مرخصی دست به اعتصاب غذا زده بود. این زندانی سیاسی به دلیل نارسایی و عفونت کلیه نیازمند به عمل جراحی است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۱۷ اسفندماه ۱۳۹۸، چنگیز قدم خیری، زندانی سیاسی تبعیدی در زندان مسجدسلیمان با درخواست پزشک معالج خود به اعتصاب غذایش پایان داد.

آقای قدم خیری شب جمعه ۱۶ اسفندماه به دلیل خونریزی شدید کلیه به بیمارستان خارج از زندان اعزام اما بدون رسیدگی پزشکی به زندان بازگردانده شد.

یک منبع نزدیک به خانواده این زندانی سیاسی در این خصوص به هرانا گفت: “روز جمعه شب ۱۶ اسفندماه، چنگیز را به دلیل خونریزی شدید از کلیه و همچنین خونریزی معده به بیمارستان خارج از زندان اعزام کردند که بدون رسیدگی پزشکی خاصی به زندان بازگردانده شد. حتی چنگیز را مجبور کردند تا بنویسد با رضایت خودش از بیمارستان خارج می‌شود. روز شنبه پزشک معالج آقای قدم خیری احتمال از کار افتادن کلیه سمت چپ وی را داده و اجازه ادامه اعتصاب غذا را به او نداد. امروز یک روز پس از شکستن اعتصاب، فشار خون چنگیز به ۱۵ روی ۹ رسیده است”.

به گفته این منبع مطلع با وجود موافقت پزشکی قانونی، مسئولان زندان و دادستانی همچنان با وزارت اطلاعات از رسیدگی پزشکی به آقای قدم خیری ممانعت به عمل می‌آید. اداره اطلاعات کامیاران در تماس با اداره اطلاعات مسجد سلیمان اجازه رسیدگی پزشکی به این زندانی سیاسی را نمی‌دهد و مسئولان زندان نیز اعزام وی به بیمارستان را منوط به تاییدیه اداره اطلاعات می‌دانند.

چنگیز قدم خیری روز چهارشنبه ۱۴ اسفندماه در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی و مخالفت مسئولان زندان با اعزام وی به مرخصی دست به اعتصاب غذا زده بود.

یک منبع نزدیک به خانواده این زندانی سیاسی درخصوص وضعیت سلامت آقای قدم خیری به هرانا گفته بود: “پزشک بیمارستان به او اعلام کرد به دلیل نارسایی و عفونت بالای کلیه جانش در خطر است و باید هرچه زودتر عمل شود. چنگیز که پیشتر درخواست اعزام به مرخصی داده بود، در پی جواب منفی باز هم دست به اعتصاب غذا زد”.

او پیشتر نیز در تاریخ ۲۱ آذرماه به مدت ۱۳ روز در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی و ممانعت اداره اطلاعات از اعزام وی به مرخصی دست به اعتصاب غذا زده و در پی وعده مساعد مسئولان قضایی و ملاقات با خانواده به اعتصاب غذای خود پایان داده بود.

این زندانی سیاسی چندین بار به دلیل وخامت حال عمومی ناشی از نارسایی کلیوی به بیمارستان خارج از زندان اعزام شده و بنا به تشخیص پزشک باید به مرخصی اعزام شود که اداره اطلاعات کامیاران از این امر نیز ممانعت به عمل می آورد. پیشتر یک منبع نزدیک به آقای قدم خیری در گفتگو با هرانا در خصوص اعزام پیشین او به بیمارستان گفته بود: “چنگیز قدم خیری مدت زیادی است که از درد کلیه رنج می برد و یک کلیه‌اش را از دست داده است. با توجه به اینکه به وضعیت سلامتی وی رسیدگی تخصصی نشده، بهداری زندان به مسئولان زندان هشدار داده است در صورتی که در طی  ماه‌های آینده مداوا نشود، سلامت وی با تهدید جدی مواجه خواهد شد.”

چنگیز قدم خیری متولد ۱۳۶۷ که در سال ۱۳۹۰ بازداشت و به زندان مرکزی سنندج منتقل شده بود، پس از تحمل دو سال حبس به زندان مسجد سلیمان تبعید شد.

این زندانی پس از برگزاری چند جلسه محاکمه توسط دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی بابایی به اتهام محاربه از طریق عضویت در یکی از گروه های مخالف نظام به ۴۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

آقای قدم خیری بیش از دو سال پیش با تودیع قرار وثیقه ۳۵۰ میلیون تومانی به مرخصی استعلاجی ۱۵ روزه اعزام شد. علیرغم تشکیل پرونده پزشکی در بیمارستانی واقع در شهر دزفول به دلیل سانحه‌ای که برای اعضای خانواده وی رخ داد قادر به انجام عمل جراحی و بستری شدن در بیمارستان نشد.

چنگیر قدم خیری در بهمن ماه سال گذشته طی نامه ای که متن کامل آن توسط هرانا منتشر شده است، خطاب به جاوید رحمان گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران علاوه بر طرح این موضوع که تحت شکنجه روحی و روانی قرار گرفته است و از بیمارهای متعدد جسمی و ضعف عمومی رنج می برد می گوید که بی گناه است و قربانی سناریوسازی دستگاه امنیتی شده است.

دادگاه علی عزیزی، فعال ترک (آذربایجانی) به صورت غیابی برگزار شد

دادگاه علی عزیزی، به‌ دلیل بازداشت این فعال ترک (آذربایجانی) در قرنطینه زندان تبریز به صورت غیابی برگزار شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز شنبه، ۱۷ اسفند ۱۳۹۸، دادگاه علی عزیزی، فعال ترک (آذربایجانی)، که روز یکشنبه چهارم اسفندماه سال جاری توسط ماموران امنیتی بازداشت و هفتم اسفند به بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز و سپس به قرنطینه زندان مرکزی تبریز منتقل شده بود، در شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری دو مجتمع شهید بهشتی شهر اورمیه به صورت غیابی برگزار شد.

به گفته منابع آگاه به کمپین: طی احضاریه ای که پیشتر به آقای عزیزی ارسال شده‌بود از این فعال ترک (آذربایجانی) خواسته شده بود برای دفاع از اتهام ” اخلال در نظم و آسایش عمومی از طریق شرکت در تجمعات و اعتراضات غیرقانونی ….” در دادگاه حاضر شود.

این دادگاه به دلیل حبس این فعال مدنی در قرنطینه زندان مرکزی تبریز، بابت پرونده جداگانه‌ای، بصورت غیابی برگزار شده است.

یکشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۸، علی عزیزی، فعال ترک (آذربایجانی) بدون ارائه حکم از سوی ماموران امنیتی در منزل پدری خود بازداشت شده‌بود.

روز چهارشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۸، علی عزیزی طی یک تماس تلفنی کوتاه با خانواده از انتقال خود به بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز خبر داده‌بود.

آقای عزیزی دوشنبه ۱۲ اسفندماه سال جاری، با پایان مراحل بازجویی، از بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز به قرنطینه زندان مرکزی این شهر منتقل شد.

آقای عزیزی پیش تر در جریان اعتراضات سراسری به گرانی ناگهانی بنزین در آبان ماه سال جاری در محل کار خود بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات نیروی انتظامی ارومیه منتقل شده بود.

این فعال ترک (آذربایجانی) شنبه ۲ آذرماه ۱۳۹۸، با تودیع قرار وثیقه تا زمان پایان دادرسی به صورت موقت آزاد شده بود.

این شهروند ساکن ارومیه در روز شنبه ۱۱ خردادماه، به صورت تلفنی به شعبه ۶ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ارومیه احضار شده‌بود.

آقای عزیزی روز یک‌شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸، در شعبه ۶ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان ارومیه برای ارائه دفاعیات خود حاضر شده‌بود که بازپرس شعبه پس از تفهیم اتهام جدید “اقدام علیه امنیت ملی” قرار وثیقه آقای عزیزی را به ۱۵۰ میلیون تومان افزایش داد و پس از اتمام وقت اداری او را روانه بازداشتگاه کرد.

این فعال ترک (آذربایجانی) روز شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸، با سپردن وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی، به صورت موقت، تا پایان مراحل دادرسی، از زندان مرکزی ارومیه آزاد شده‌بود.

علی عزیزی، پیش‌تر در خرداد ۱۳۹۴ از سوی ماموران امنیتی در ارومیه بازداشت و با سپردن وثیقه، به‌صورت موقت تا پایان مراحل دادرسی آزاد شده‌بود.

پیش از این اتهام “تبلیغ علیه نظام” در زمان بازداشت در سال ۱۳۹۴ به آقای عزیزی تفهیم شده بود.

در سال ۱۳۹۵ از سوی بازپرسی شعبه ۶ دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان اورمیه در خصوص این پرونده قرار منع تعقیب صادر شده بود که معاون دادستان از صدور قرار منع تعقیب ممانعت کرده و خواستار جریان یافتن دوباره پرونده شده‌بود.

آقای عزیزی، به دفعات و طی سال‌های گذشته با حضور در شعبه مربوطه نسبت به تعلل در روند رسیدگی به این پرونده اعتراض خود را نشان داده‌اند.

اعتصاب غذای مصطفی سبزی, زندانی سیاسی محبوس در زندان خوی

امروز یکشنبه ۱۸ اسفند ماه ۱۳۹۸, مصطفی سبزی, زندانی سیاسی محبوس در زندان شهرستان خوی از توابع استان آذربایجان غربی, در پنجمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود جهت انتقال به زندان ماکو و همچنین محرومیت وی از حق مرخصی بسر می برد. این زندانی سیاسی پیش از این از زندان ارومیه به زندان ماکو منتقل شده بود اما به دلیل عدم پذیرش وی از سوی مسئولان آن زندان به زندان خوی منتقل شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از شبکه حقوق بشر کردستان, روز دوشنبه ۱۲ اسفند ماه ۱۳۹۸, مصطفی سبزی, زندانی سیاسی محبوس در زندان خوی از توابع استان آذربایجان غربی که در حال سپری کردن دوران محکومیت حبس ۱۵ ساله خود از بابت اتهام “عضویت در احزاب کورد مخالف نظام” میباشد در اعتراض به عدم انتقال وی به زندان ماکو که محل زندگی وی می باشد و همچنین در اعتراض به محرومیت از حق اعطای مرخصی دست به اعتصاب غذا زد. این زندانی سیاسی به دفعات در اعتراض به تحمل حبس وی در تبعید و دوری از شهرستان محل زندگی خود و خانواده اش دست به اعتصاب غذا زده بود اما هر بار مسئولان زندان با وعده وی را ناگزیر به ترک اعتصاب غذا کردند. 

بنقل از یک منبع مطلع ضمن اعلام این خبر گفت: “مصطفی سبزی, پس از ۲ بار اعتصاب غذا برای انتقال به زندان شهرستان ماکو که شهر محل زندگی و تولد وی هست در تاریخ ۸ آذر ماه ۱۳۹۸, از بند ۱۲ زندان مرکزی ارومیه به زندان ماکو منتقل شده بود اما مسئولان زندان ماکو از پذیرش وی خودداری کرده و در نهایت این زندانی سیاسی به زندان شهرستان خوی منتقل شد”. 

این منبع مطلع در ادامه همچنین افزود: “در این مدت به دفعات خانواده مصطفی سبزی, به دادگاه انقلاب شهرستان ارومیه مراجعه کردند و خواستار انتقال فرزندشان به شهرستان ماکو شدند و با توجه به پیگیرهای مستمر از سوی این زندانی سیاسی و خانواده وی و عدم پاسخگویی مسئولان برای انتقال به زندان ماکو برای مصطفی سبزی راهی جز اعتصاب غذا نماند و از روز دوشنبه هفته گذشته دست به اعتصاب غذا زد”. 

حقوق بشر در ایران, در تاریخ  ۷ آذر ماه ۱۳۹۸, با انتشار گزارشی, از انتقال مصطفی سبزی از زندان مرکزی ارومیه به زندان شهرستان ماکو اطلاع رسانی کرده بود که ظاهراً پس از چند روز با توجه به عدم قبول مسئولان زندان ماکو این زندانی سیاسی به زندان شهرستان خوی منتقل شد. 

لازم به ذکر است, مصطفی سبزی, پیش از این هم در تاریخ  ۲۶ شهریور ماه ۱۳۹۸, در دورانی که در بند ۱۲ زندان مرکزی ارومیه بسر می برد در اعتراض به عدم موافقت مسئولان این زندان با انتقال وی به زندان محل سکونت وی در ماکو اعلام اعتصاب غذا کرده بود.

همچنین مصطفی سبزی,  در تاریخ ۱ مردادماه ۱۳۹۸, در اعتراض به عدم موافقت مسئولان اجرای احکام کیفری و زندان مرکزی ارومیه با انتقال وی به زندان ماکو دست به اعتصاب غذا زده بود و پس از گذشت بیش از ۱ ماه در تاریخ ۲ شهریورماه ۱۳۹۸, با وعده مساعدت مسئولان نسبت به رسیدگی به خواسته اش به اعتصاب غذای خود پایان داده بود.

مصطفی سبزی، ۲۴ ساله، اهل شهرستان ماکو واقع در استان آذربایجان غربی, در خرداد ماه سال ۱۳۹۳ در یکی از روستاهای حومه شهرستان ارومیه توسط اطلاعات سپاه پاسداران از بابت اتهام “عضویت در حزب حیات آزاد کردستان موسوم به پژاک, بازداشت شد و به مدت ۲ ماه در بازداشتگاه اطلاعات سپاه ارومیه تحت بازجوئی قرار گرفت.

این فعال سیاسی, پس از اتمام دوره بازجوئی و تکمیل پرونده جهت ارجاع به دادگاه به زندان مرکزی ارومیه منتقل شد و پس از چند ماه بلاتکلیفی در این زندان توسط شعبه ۲ دادگاه انقلاب ارومیه از بابت اتهام “عضویت در حزب حیات آزاد کردستان موسوم به پژاک” به تحمل ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. 

نگرانی کارگران شهرداری الوند از وصول‌نشدن طلب مزدی پیش از پایان سال

کارگران شهرداری الوند در آستانه سال نو خواستار دریافت بخشی از مطالبات معوقه خود برای تامین خرج و مخارج مربوط به خود و خانواده‌هایشان شدند.

تعدادی از کارگران شهرداری الوند در استان قزوین به ایلنا گفته‌اند: «بابت مطالبات مزدی دو تا چهار ماه طلبکاریم و با توجه به مخارج سنگین سال نو خانواده هایمان از کارفرما می‌خواهیم تا بدهی خود را پرداخت کند.»

به گفته آنان هم اکنون در شهرداری الوند که یکی از شهرستان‌های استان قزوین است نزدیک به ۳۰۰ کارگر خدماتی و فضای سبز به صورت قراردادی و پیمانکاری مشغول کارند که در روزهای پایانی سال نگران تامین نیازهای خانواده‌های خود برای نوروز هستند.

براساس گفته این کارگران، به صورت مشخص حجم معوقات مزدی کارگران خدماتی دو ماه و کارگران فضای سبز حدود ۴ ماه برآورد می‌شوددر عین حال تاخیر در پرداخت عیدی‌ها نگران‌کننده است.

کارگران شهرداری الوند با بیان اینکه شهرداری الوند دچار کمبود منابع مالی است و نبود درآمد کافی و وجود مطالبات موجب شده تا شهرداری نتواند دستمزد کارگران و کارکنان شاغل در مجموعه خود را بپردازد، در ادامه افزودند: «کارگران علیرغم اینکه به دلیل دریافت نکردن  چندین ماه دستمزد دچار مشکلات معیشتی هستند اما با صبوری و نجابت خود، همچنان در حال انجام خدمات‌رسانی به شهروندان هستند.»

به گفته آنان، اگر شهرداری راهکاری برای پرداخت بدهی خود به کارگران پیدا نکند، همه کارگران برای تامین هزینه‌ای سال نو خانواده‌های خود دچار مشکل خواهند شد.
کارگران تصریح کردند؛ تعویق در پرداخت مطالبات حقوقی کارگران شهرداری الوند در حالی ادامه‌دار شده است که مرتبا مسئولان شهری وعده پرداخت مطالبات کارگران را می‌دهند که تا این لحظه عملی نشده است. 

یکی از کارگران شهرداری الوند می‌گوید: «جدا از مشکلاتی که در پرداخت مزدی وجود دارد ، او همکارانش با مشکل پرداخت حق بیمه مواجه‌اند». 
به گفته او در حال حاضر حدودا چهار ماه حق بیمه کارگران شهرداری الوند پرداخت نشده است. در عین حال بخشی دیگر از مشکلات ما کارگران شهرداری الوند به غیر واقعی بودن احکام شغلی ثبت شده در لیست بیمه تامین اجتماعی برمی‌گردد.»

Design a site like this with WordPress.com
Get started