کرونا در ایران؛ شمار پزشکان و پرستاران جان‌باخته بر اثر کرونا به یازده تن رسید

با جان باختن سه پزشک دیگر طی روز شنبه در استان‌های گیلان و مازندران، شمار پزشکان و پرستارانی که بر اثر ابتلا به کرونا جان خود را از دست دادند به یازده تن رسید.

محمدعلی ربیعی، پزشک عمومی شهرستان شفت در استان گیلان، روز شنبه هفدهم اسفند ماه در بیمارستان مسیح دانشوری تهران جان‌ باخت.

در نخستین ساعات بامداد یک‌شنبه هجدهم اسفند ماه نیز سازمان نظام پزشکی رشت اعلام کرد که محمد محمدی، پزشک سرشناس در رشت بر اثر ابتلا به کرونا جان خود را از دست داده است. او سال‌ها رییس انجمن پزشکان عمومی رشت بود و در سال‌های دورتر ریاست پزشکی قانونی این شهر را نیز بر عهده داشت.

در استان مازندران نیز فرید نیرویی، متخصص جراح عمومی در شهر بابل بر اثر ابتلا به کرونا جان باخت. او متولد سال ۱۳۲۶، فارغ التحصیل دانشگاه علوم پزشکی تبریز و سال ۱۳۹۴ از سوی سازمان نظام پزشکی شهرستان بابل به عنوان پزشک نمونه معرفی شده بود.

مرگ سه پزشک طی روز شنبه تا بامداد یک‌شنبه در استان‌های گیلان و مازندران در حالی رخ داد که روز جمعه نیز خبر  جان باختن سیامک دیوشلی پزشک بیمارستان بهشتی بندر انزلی، علی شیخ مرادی پرستار بیمارستان قائم رشت، حمید لطفی جراح استخوان و مفاصل در صومعه‌سرا، و مصطفی صمدی پزشک بابلی منتشر شده بود.

علی شیخ‌مرادی، پرستار بیمارستان قائم رشت، پرستار بازنشسته بیمارستان‌های محلات در استان مرکزی و اهل گیلان بود که پس از شیوع کرونا داوطلبانه به کار بازگشته و در بیمارستان قائم رشت فعالیت می‌کرد. او روز جمعه شانزدهم اسفند ماه بر اثر ابتلا به کرونا جان خود را از دست داد.

سیامک دیوشلی، دیگر قربانی روز شنبه ویروس کرونا در استان گیلان، پزشک بیمارستان بهشتی شهر بندر انزلی بود. شهری که از دوازدهم اسفندماه وضعیت شیوع کرونا در آن قرمز اعلام شده است.

ارسلان سالاری، رییس دانشگاه علوم پزشکی گیلان که خود به کرونا مبتلا شده و تحت قرنطینه است در پیام تسلیتی از سیامک دیوشلی به عنوان پزشک متعهد و مردمی نام برد و تاکید کرد که این پزشک وظیفه‌شناس و انسان دوست، در راه خدمت‌رسانی و مراقبت از بیماران جان‌باخته است.

مصطفی صمدی، پزشک خانواده در شهر بابل بر اثر ابتلا به کرونا نیز روز جمعه شانزدهم اسفند ماه و شش روز پس از آنکه دستور بستری خود را به عنوان آخرین بیمارش صادر کرد و روز جمعه شانزدهم اسفند، در بیمارستان یحیی‌نژاد بابل بر اثر ابتلا به کرونا جان باخت.

 حمید لطفی، متخصص ارتوپدی در صومعه‌سرا، نیز پس از ابتلا به کرونا و بستری در بیمارستان قائم رشت، روز جمعه جان خود را از دست داد.

به این ترتیب طی روزهای جمعه و شنبه در استان گیلان سه پزشک و یک پرستار و در استان مازندران دو پزشک و در مجموع شش تن از اعضای کادر درمان جان خود را بر اثر ابتلا به کرونا از دست دادند.

پیشتر نیز در استان گیلان یک پزشک به نام رضا کوچکی‌نیا و دو پرستار به نام‌های نرجس خانعلی‌زاده و محمد وثوقی‌کیا بر اثر ابتلا به کرونا جان‌باخته‌اند.

خبر جان‌باختن نرجس خانعلی‌زاده، پرستار ۲۵ ساله بیمارستان میلاد لاهیجان، که ششم اسفند ماه بر اثر ابتلا بر کرونا جان باخت، ابتدا در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد اما مقام‌های مسئول در استان گیلان و همچنین رییس بیمارستان میلاد لاهیجان، تا یک هفته بعد که نتیجه آزمایش کرونای این پرستار مثبت اعلام شد، هر گونه ابتلای او به کرونا را تکذیب کردند.

رامین عزیزی‌فر، پرستار بیمارستان بهارلو تهران و دومین پرستاری است که پس از یک هفته بستری در بیمارستان مسیح دانشوری درگذشت.

خبر جان‌باختن رضا کوچکی‌نیا، اولین پزشکی که در ایران قربانی شیوع ویروس کرونا شد، فقط در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و تنها مقام رسمی که در نهایت خبر درگذشت او بر اثر ابتلا به کرونا را به طور ضمنی تایید کرد، ارسلان زارع، استاندار گیلان، بود.

در همین حال، کامران منتظری، معاون انتظامی سازمان نظام پزشکی اصفهان، تایید کرد که شماری از پزشکان اصفهانی در سطوح مختلف به ویروس  کرونا مبتلا شده‌اند و گفت: «تعدادی از پزشکان نیز در بیمارستان‌ها و یا بخش‌های بیمارستانی ویژه بیماران کرونایی بستری هستند، دو نفر از پزشکان شرایط مناسبی ندارند اما تاکنون فوتی در بین پزشکان بر اثر ابتلا به کرونا نداشته‌ایم.»

در قم نیز شماری از پزشکان و پرستاران بیمارستان کامکار و از جمله ابتلای جواد خدادادی رییس این بیمارستان به کرونا تایید شده است. تست کرونای فریبا فرهی، پزشک اورژانس بیمارستان کامکار قم نیز مثبت شده و او نیز به این ویروس مبتلا شده است.

موج ابتلای پزشکان، پرستاران و کادر درمانی و خدماتی بیمارستان‌ها در ایران به ویروس کرونا فراگیرتر از اخبار رسمی منتشر شده است برای نمونه قاسم رضیعی، دکترای هسته‌ای شاغل در بیمارستان شهدای تجریش، در هفته دوم اعلام رسمی شیوع کرونا در ایران  از ابتلای قطعی پنج تن از پزشکان و کادر درمانی این بیمارستان و همسران‌شان به کرونا خبر داد و گفت حال یکی از آنها وخیم است.

با این حال مقام‌های وزارت بهداشت درباره وضعیت جسمی و بیماری این پزشکان و کادر درمانی و نیز دلایل جان باختن پیاپی پزشکان و پرستاران بر اثر ابتلا به کرونا تاکنون توضیحی ارائه نکرده‌اند.

فاطمه رهبر درگذشت؛ از ساخت کوکتل مولوتف تا مبارزه با وازکتومی

فاطمه رهبر، نماینده ادوار مجلس هفتم، هشتم و نهم و نماینده منتخب مجلس یازدهم، به‌خاطر ابتلا به ویروس کرونا درگذشت. درباره او چه میدانیم؟

سابقه سیاسی؛ از احمدی‌نژادی‌گری تا حمایت از قالیباف

فاطمه رهبر متولد ۱۳۴۳، در دوران انقلاب نوجوان بود و به گفته خودش، در آن دوران کارش ساختن و پرتاب کوکتل مولوتف بوده. رهبر توانست در انتخابات اول اسفند ۱۳۸۲ از حوزه انتخابیه تهران رای آورده و وارد مجلس هفتم شود. این حضور او تا پایان مجلس نهم به‌طول انجامید. رهبر که در طول این ۱۲ سال به‌عنوان عضوی از فراکسیون زنان مجلس بود، آن‌قدر در سخت‌تر کردن شرایط برای زنان مصمم بود که ناطق نوری، رییس مجلس پنجم در بررسی عملکرد او و دیگر اعضای فراکسیون زنان در مجلس نهم، گفته بود: «نمایندگان زن مجلس نهم دیدگاهها و نظرات ضد زن دارند.» در ضد‌زن بودن رهبر همین بس که وقتی از او پرسیده‌بودند، کدام زن در عالم سیاست الگوی شماست؟ پاسخ داده‌بود: امام و مقام معظم رهبری!

دلیل اینکه فاطمه رهبر را ضد زن می‌خوانیم، فعالیت‌های او در مجلس‌های هفتم تا نهم است. رد پای او در طرح‌هایی مانند طرح افزایش نرخ باروری و پیشگیری از کاهش نرخ رشد جمعیت (طرح مبارزه با وازکتومی و ممنوعیت تبلیغ و توزیع کاندوم)؛ لایحه کاهش ساعت کاری زنان از ۴۴ ساعت در هفته به ۳۶ ساعت؛ افزایش مرخصی زایمان؛ بیمه زنان خانه دار؛ قانون حمایت از خانواده (طرح چند همسری مردان)؛ راه اندازی شورای راهبردی زن و خانواده و تصویب و اجرای قانون عفاف و حجاب دیده می‌شود. تمام این طرح‌ها به وضوح با هدف محدود کردن زنان و تشویق آن‌ها به خانه‌نشینی ارایه و پیگیری شده‌است.

سابقه سیاسی رهبر به نمایندگی در مجلس محدود نمی‌شود. او، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی و از حامیان جدی محمود احمدی‌نژاد بود. در واقع، ورود او به مجلس هفتم نیز به‌دلیل حضورش در لیست آبادگران بود که بعدها تبدیل به لیست حامیان محمود احمدی‌نژاد شد. 

در نزدیکی او به جریان احمدی‌نژاد همین بس که سه روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در۲۲ خرداد  ۱۳۸۸، با شفافیت گفته‌بود: « منتظر رای ۲۴ میلیونی احمدی نژاد باشید. با توجه به شور هیجانی که در شهرهای مختلف در خصوص انتخابات ایجاد شده بیش از ۳۵ میلیون از مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد که حدود ۷۰ درصد آرا متعلق به آقای احمدی‌نژاد خواهد بود.» 

در اوج ناباوری، پیش‌بینی فاطمه رهبر درست از آب درآمد و این امر خبر از این می‌داد که تقلب بزرگی در انتخابات رخ‌ داده‌است و فاطمه رهبر آن‌قدر محرم جریان متقلب بوده‌ که از کم و کیف تقلب باخبر باشد.

مجلس یازدهم

با طرد احمدی‌نژاد از حلقه معتمدان رهبر جمهوری اسلامی در اواخر دوران ریاست‌جمهوری او، فاطمه رهبر نیز از فضای سیاسی فاصله گرفت. اما، با روی‌کار آمدن دوباره بسیاری از احمدی‌نژادی‌ها در مجلس یازدهم، او هم توانست وارد لیست ائتلاف اصولگرایان یا همان نیروهای انقلاب به سرلیستی محمدباقر قالیباف، شهردار سابق تهران، شود و به‌عنوان نفر دوازدهم این لیست رای بیاورد.

رهبر در مجلس یازدهم توانست با ۷۸۷ هزار و چهارصد و هشتاد و پنج رای،  ۴۲.۷ درصد آرای ماخوذه را بدست آورد. که البته با توجه به نرخ پایین مشارکت در تهران، درصد واقعی آرای او نزدیک به ۱۱ درصد تهرانی‌هاست.

او پیش از انتخاب شدن به‌عنوان نماینده در مجلس یازدهم، در مصاحبه‌ای گفته‌بود قالیباف «تنها کسی است که رهبر انقلاب مدیر جهادی‌اش خوانده‌است».

پیروزی و ابتلا به کرونا

درست است که اصولگرایان توانستند اکثریت قاطع کرسی‌های مجلس را به دست آورند، اما رفت‌وآمدهای مکرر به قم که سر‌منشا گسترش این ویروس در ایران است و شرکت در میتینگ های انتخاباتی و دیدارهای دسته‌جمعی، باعث شده بلای کرونا به جان عده‌ای از آن‌ها بیافتد. هفته گذشته خبرهایی مبنی بر ابتلای قالیباف به این ویروس نیز منتشر شده بود که تکذیب شد. محمد علی رمضانی منتخب آستانه اشرفیه در انتخابات مجلس یازدهم نیز چند روز پیش در اثر ابتلا به کرونا درگذشت. حالا خبر درگذشت فاطمه رهبر، منتشر شد . در چند روز گذشته خبرهایی از وخامت حال این نماینده منتخب مجلس منتشر شده بود. او هم مانند رمضانی نتوانست به مجلس یازدهم راه یابد. 

علاوه بر فاطمه رهبر، روز پنج‌شنبه، ۱۵ اسفند ۱۳۹۸، از گوشه و کنار، اخبار مرگ برخی مقام‌های جمهوری اسلامی منتشر شد. علی خلفی، معاون قضایی قوه قضاییه، حسین شیخ‌الاسلام، سفیر سابق ایران در سوریه و مشاور جواد ظریف،  احمد خسروی، مدیر روابط عمومی سازمان مدارس معارف اسلامی صدرا وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، هادی خسروشاهی، سفیر پیشین ایران در واتیکان، و محمد میرمحمدی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، از جمله مقامات جمهوری اسلامی هستند که در اثر ابتلا به ویروس کرونا در ایران مرده‌اند. 

برخی دیگر از مقامات از جمله چند نماینده مجلس و چند نماینده منتخب مجلس یازدهم نیز به این ویروس مبتلا شده‌اند.

دولت ایران، با لاپوشانی‌کردن گسترش کرونا در ایران در آستانه راهپیمایی ۲۲ بهمن و انتخابات ۲ اسفند، سعی در بهتر برگزار کردن این مراسم داشت که آن‌گونه که به‌نظر می‌رسد، حالا بلای جانش شده‌است.

بیانیه انجمن صنفی معلمان کردستان‌،مریوان به مناسبت هشتم مارس روزجهانی زنان

انجمن صنفی معلمان کردستان‌،مریوان با انتشار بیانیه‌ای به استقبال روز هشتم مارس، «روز جهانی زن» رفت. این انجمن در بیانیه خود با اشاره به مساله «ازدواج کودکان دختر، دستمزد نابرابر با مردان، قوانین تبعض آمیز، محرومیت و فقر ساختاری زنان» این موارد را «تنها گوشه‌ای از وضعیتی دانسته که بصورت قانونی و فرهنگی بر این بخش از جامعه تحمیل شده است .

متن کامل این بیانیه را در ادامه بخوانید:

جهان در آستانه هشت مارس امسال همچنان روند رو به رشد بیکاری، فقر، جنگ،آوارگی، تبعیض جنسیتی و بسیاری نابسامانی‌های از این دست را به خود می‌بیند و در صورت تداوم حاکمیت سیستم نابرابر کنونی از دهشت و سیه‌روزی انسان نه تنها کاسته‌ نخواهد شد؛ بلکه حتی زیست بوم بطور عام و ادامه  حیات انسان و موجودات زنده دیگر با خطر جدی روبرو خواهد بود.

اولویت کسب سود به هرقیمتی، جنگ های نیابتی، تعمیق هرچه بیشتر شکاف فقر و غنا، عرصه را بر اکثریت مردمان ساکن این کره تنگ‌تر کرده؛ حاکمیت‌ها برای بازتولید وضعیت موجود علاوه بر استثمار و سرکوب مبارزات حق‌طلبانه در سراسر دنیا، ارتجاعی‌ترین و ضد انسانی‌ترین ایدئولوژی‌ها مانند نژاد پرستی، بنیادگرایی مذهبی، مردسالاری و مهاجر ستیزی را باد می‌زنند و در این میان کودکان و زنان بیشتر از همیشه قربانی  می‌گردند.

چنین شرایط سراسر غیرانسانی و غیر قابل تحملی میلیون‌ها انسان را به خیابان ها و میادین شهرها کشانده و از لبنان و عراق گرفته تا فرانسه و شیلی و سودان، عرصه مصاف با مناسباتی گشته که انسان را قربانی کسب منفعت و تداوم حاکمیت نابرابرش نموده است.

خوشبختانه زنان در صف مقدم این پیکار بر حق و رهایی بخش جهانی هستند. چرا که صنعت  سکس، دستمزد نابرابر در قبال کار مساوی، ازدواج کودکان دختر، به اسارت بردن زنان و فروش آن‌ها، زنانه شدن فقر و … به میدان آمدن در صفوف متشکل و متحدانه و پیکار در راه ساختن دنیایی شایسته انسان را به ضرورتی مبرم و تاریخی تبدیل کرده است.

در ایران نیز بیکاری گسترده روزبروز بخش بیشتری از مردم را به فقر و تهیدستی کشانده و دولت هیچ برنامه‌ای برای عبور از این شرایط نابسامان ندارد.

کارگران، معلمان، پرستاران و سایر اقشار فرودست جامعه به دلیل پیگیری مطالبات‌شان با تهدید و زندان و تبعید مواجه‌اند و بی تدبیری حاکمان و فضای سرکوب و ارعاب این جامعه را به سوی یک انفجار اجتماعی کشانده است.

تهیدستان شهری در چهارچوب وضعیت موجود افقی برای کسب شغل و معیشت و برخورداری از حداقل‌های زندگی نمی‌بینند و اعتیاد، خشونت، مشکلات خانوادگی، ترک تحصیل و… هر روز سایه شوم‌اش را هرچه وسیع تر بر جامعه می‌گستراند.

روشن است که این موج وسیع فقر و فشار در درجه  اول متوجه زنان است. چرا که به‌دلیل سلطه مناسبات و فرهنگی ایدئولوژیک و مرد سالار، زنان اولین قربانیان هستند . هم اکنون زنان کمتر از بیست درصد نیروی کار شاغل را تشکیل می‌دهند و با وجود افزایش قابل توجه زنان تحصیل‌کرده از دستیابی به شغل شایسته محرومند.

مساله ازدواج کودکان دختر، دستمزد نابرابر با مردان، قوانین تبعض آمیز، محرومیت و فقر ساختاری زنان تنها گوشه‌ای از وضعیتی است که به صورت قانونی و فرهنگی بر این بخش از جامعه تحمیل شده است .

زن ستیزی نهادینه و دارای پشتوانه قانونی، دانش‌آموزان دختر را هر روز با مشکلات تازه‌ای روبرو کرده، فقر فزاینده و بیکاری، باعث افزایش روند ترک تحصیل دختران شده و این مساله پیامدهای مخربی چون ازدواج در سنین پایین و پدیده تراژیک مادر-کودک را به دنبال داشته است.

در چنین شرایطی است که اقشار مختلف مزد بگیر و تهی‌دست جامعه راهی بجز پیگیری خواسته‌ها و مطالبات‌شان نداشته و مدام برای ایجاد ظرف‌های ممکن فعالیت و تشکل، تلاش نموده‌اند و در این مسیر همان گونه که عیان است با مشکلات و ناملایمات زیادی روبرو بوده ولی کماکان‌ از راه نایستاده‌اند. زیرا که انتخابی بجز مبارزه در راه به دست آوردن یک زندگی در شان انسان در پیش روی خود نمی‌بینند.

در این میان زنان در هیچ عرصه‌ای از مبارزه و طرح و پیگیری مطالبات غایب نبوده و در بیشتر عرصه‌ها بخشی تعیین‌کننده و غیر قابل انکار از مبارزه بوده‌اند و  روز به روز بیشتر و تکامل یافته‌تر علیه مناسبات ضد زن حاکم می‌شورند و در این مسیر هم حتی از بذل جان هم نهراسیده‌اند.

در آستانه هشت مارس و روز جهانی زن، ضمن تبریک این روز تاریخی به تمام انسان‌های آزادی‌خواه و طرفدار برابری انسان، اعلام‌ می‌داریم که تا رسیدن به دنیایی عاری از هر گونه ستمی و تحقق برابری زن و مرد دست از مبارزه بر نخواهیم داشت و یقینا پیروزی از آن ماست.

 

سه زندانی در زندان قزلحصار کرج به اعدام محکوم شدند

سه زندانی در زندان قزلحصار کرج، توسط دادگاه انقلاب این شهر از بابت جرایم “مرتبط با مواد مخدر” به اعدام محکوم شدند. این حکم روز شنبه مورخ  ۱۷ اسفندماه در زندان به آنها ابلاغ شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سه زندانی توسط دادگاه انقلاب کرج به اعدام محکوم شدند.

هویت این زندانیان “فرهاد فردینی، صمد هاشمی و فرزاد میرزایی” توسط هرانا احراز شده است.

این افراد در یک پرونده مشترک به اتهام مالکیت و نگهداری ۲۸ کیلو و ۵۰۰ گرم مرفین دستگیر شدند و بر اساس بند ۶ ماده ۸ و ماده ۴۵ الحاقی و مادتین ۱۷ و ۳۰ قانون مبارزه با مواد مخدر هر یک به یک فقره اعدام و مصادره اموال ناشی از جرم و ضبط خودرو نقلیه به نفع دولت و همینطور ابطال گذرنامه محکوم شدند.

این حکم امروز شنبه ۱۷ اسفندماه ۱۳۹۸ در زندان به آنها ابلاغ شد. این محکومان تا بیست روز آینده فرصت فرجام خواهی از دیوان عالی کشور را دارند.

لازم به توضیح است این افراد که فاقد سابقه موثر هستند در آبان ماه ۱۳۹۶ از بابت یک پرونده مشترک بازداشت و از آن زمان تاکنون در زندان بسر می‌برند.

بنا بر گزارش نهادهای بین‌المللی، ایران به تناسب سرانه جمعیت و میزان اعدام، رتبه نخست اعدام شهروندان خود در دنیا را دارد.

بر اساس گزارش مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در دوره یکساله (اول ژانویه ۲۰۱۹ تا ۲۰ دسامبر ۲۰۱۹) دستکم ۲۴۸ شهروند اعدام شدند و ۱۰۸ تن دیگر به اعدام محکوم شدند. از جمله اعدام شدگان باید به اعدام ۴ کودک-مجرم اشاره کرد و همینطور به محل اجرای ۱۳ حکم اعدام که در ملا عام بوده است.

بنا بر همین گزارش بیش از ۷۵ درصد اعدام های صورت گرفته در ایران توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمی‌شوند که نهادهای حقوق بشری اصطلاحا آن را اعدام “مخفیانه” می‌خوانند.

معوقات مزدی کارگران شرکت رامپکو ایلام و شهرداری الوند

کارگران شاغل در شرکت رامپکو ایلام و شهرداری الوند در آستانه سال جدید شمسی، از عدم پرداخت مطالبات مزدی خود خبر دادند.

جمعی از کارگران شرکت رامپکو در ایلام، از عدم پرداخت مطالبات مزدی خود انتقاد کردند.

این کارگران که تعداد آنها حدود ۱۹۰ نفر است، می‌گویند در یک سال گذشته، دستمزد ما فقط به صورت علی‌الحساب پرداخت شده و اکنون چندین ماه معوقات مزدی پرداخت نشده داریم.

این کارگران که به صورت پیمانکاری و در قسمت تعمیرات مشغول به کار هستند، گفتند: “با وجود عدم پرداخت دستمزد، به کارمان ادامه دادیم و انتظار داشتیم که حداقل در شب عید معوقات مزدی ما پرداخت شود اما اکنون نه عیدی گرفته‌ایم نه مطالبات مزدی ما را پرداخت شده است.”

مطالبات این کارگران در حالی به چند ماه رسیده است که پتروشیمی ایلام عنوان کرده مطالبات و صورت وضعیت‌های پیمانکار مربوطه را پرداخته است؛ با این حال، بر اساس ماده ۱۳ قانون کار، کارفرمای مادر موظف است بر عملکرد پیمانکار و نحوه تعاملات مزدی با کارگران نظارت دقیق داشته باشد.

معوقات مزدی کارگران شهرداری الوند

به گزارش ایلنا، کارگران شهرداری الوند در آستانه سال نو از عدم پرداخت مطالبات مزدی خود خبر دادند.

این کارگران گفتند: “بابت مطالبات مزدی دو تا چهار ماه طلبکاریم و با توجه به مخارج سنگین سال نو خانواده‌هایمان، از کارفرما می‌خواهیم تا بدهی خود را پرداخت کند”.

بر اساس گفته این کارگران، به صورت مشخص حجم معوقات مزدی کارگران خدماتی دو ماه و کارگران فضای سبز حدود ۴ ماه برآورد می‌شوددر عین حال تاخیر در پرداخت عیدی‌ها نگران‌کننده است.

بیانیه کانون نویسندگان ایران: موضوع زن در ایران همچنان امنیتی است

کانون نویسندگان ایران» به مناسبت روز جهانی زن (هشتم مارس) با انتشار بیانیه‌ای خواستار توقف آزار و اذیت زنان فعال در جامعه و آزادی زندانیان زنی شده که به دلیل عقیدتی یا فعالیت‌های مدنی در حوزه اجتماعی و سیاسی بازداشت شده‌اند. 

در این بیانیه که در تاریخ جمعه ۱۶ اسفند ماه منتشر شده با اشاره به اینکه موضوع زن در ایران همچنان «یک مساله امنیتی است»، آمده: «به هر کنشگر زن که با تکیه بر حقِ آزادی بیان، ساختارهای سلطه را به پرسش و نقد بکشد با ابزارهای زندان، شکنجه، آزار جنسی، تهدید و دیگر شکل‌های آشکار و پنهان ِسرکوب پاسخ داده می شود.»

کانون نویسندگان ایران در بخش دیگری از بیانیه خود با اشاره به سرکوب فعالیت‌های زنان از سوی حکومت نوشته است: «همچنان حق مشارکت آنان در عرصه‌های عمومی با کنترل و سانسور حداکثری حاکمیت رو در روست و نیروهای قضایی و امنیتی با همه‌ توان به سرکوب هر فعالیتی می‌پردازند که قصد متشکل ساختن زنان را داشته باشد.»

در بخش دیگری از این بیانیه با انتقاد از برخورد حکومت ایران با فعالیت‌های زنان در جامعه نوشته شده است: «اکنون که در سراسر جهان جنبش‌های زنان‌، بسیاری ازدولت‌ها را ناگزیر کرده است به مطالبات آنان در عرصه‌های گوناگون اجتماعی و سیاسی گردن نهند، نظام حاکم بر ایران با رواداشتنِ تبعیضِ مضاعف بر زنان همچنان از پرچم‌داران حذف آنان از سطوح خرد و کلان نهادهای تصمیم‌گیری است؛ نظامی که با تصویب قوانین مردسالارانه و ناعادلانه‌ای چون حجاب اجباری، تفکیک‌های جنسیتی، منع حضور و کنشگری زنان در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، از بدن، خانه، خانواده، خیابان، قانون و جامعه برای زنان زندان‌ ساخت و همه‌ی امکانات خود را برای ساختن جامعه‌ای با فرهنگی زن‌ستیز و خشونت‌هایی برآمده از نابرابری جنسیتی به کار گرفت تا از گلوگاه فشارهای ناشی از آن، دختران ِ محکوم ِخیابان انقلاب، دختران ِدر آتش سوخته‌ی ورودی ورزشگاه‌ها، مادرانِ دادخواه در حبس و زندانیان زن ِ سیاسی و عقیدتی فریاد برآورند.

کانون نویسندگان ایران در انتهای بیانیه خود خواستار آزادی همه زنان فعال اجتماعی، سیاسی و عقیدتی شده است و همچنین خواستار «کناره‌گیری همه‌ی نیروهای انتظامی و نهادهای امنیتی از سانسور و سرکوب زنان» شده است.

کرونا در ایران؛ رفتار‌های پرخطر روحانیون ادامه دارد

قم، شهر روحانیون است. قرار داشتن حوزه علمیه قم و آرامگاه خواهر امام هشتم شیعیان در این شهر و نزدیکی به تهران از عواملی بوده که روحانیون سنتی این شهر را برای زندگی انتخاب کرده­اند و دفاتر آیات عظام و مراجع تقلید شیعه در آنجا دایر شده­اند و بسیاری از طلاب و مسئولان کشوری به این شهر رفت‌وآمد دارند. حالا قم به مرکز شیوع کرونا در ایران تبدیل شده است. روحانیون و طلاب زیادی گرفتار این بیماری شده­اند و جانشان را ازدست‌داده‌اند اما رفتارهای پرخطر آن‌ها در زمینه بهداشت عمومی که می­تواند منجر به گسترش بیشتر این ویروس کشنده شود، ادامه دارد.

***

قم، کانون بحران «کرونا» بود؛ قرنطینه نشد تا تمام ایران را آلوده کرد، حالا گزارش‌هایی از مرگ‌ومیر قابل‌توجه روحانیون و طلاب در این شهر بر اثر ابتلا به این ویروس منتشر می‌شود. آماری از تعداد واقعی جان‌باختگان مبتلابه این ویروس در قم منتشرنشده، اما «عبدالکریمحسینزاده»، نماینده مجلس گفته اجساد این قربانیان در این استان «تلنبار» شده است. آمار دقیق این قربانیان و بعد ترکیب آن‌ها (زن، مرد، روحانی یا غیرروحانی) و سپس علت اصلی مرگشان، سه موضوع مهمی است که مقام‌های مسئول تاکنون حاضر به اطلاع‌رسانی دراین‌باره نشده‌اند.

قم، شهری مملو از طلاب و روحانیونی است که در آنجا زندگی می‌کنند و دروس مذهبی می‌خوانند. وقتی وجود ویروس «کرونا» در این شهر تائید شد، نه مدرسه‌ای دینی تعطیل شد و نه مراکز و برنامه‌های مذهبی و دینی. این مراکز برخلاف هشدار‌ها به فعالیت‌های خود ادامه دادند تا اینکه وضعیت بحرانی‌تر از چیزی شد که فکرش را می‌کردند، این بحران از زمانی برای آن‌ها ملموس شد که شمار طلاب قربانی «کرونا» هم افزایش یافت و تعداد قابل‌توجهی از خانوادههای این طلاب بیمار شده و جان باختند.

آمارهای رسمی می‌گوید در حال حاضر بیش از هزار و ۶۰۰ نفر در قم بر اثر ابتلا به این ویروس در بیمارستان‌ها بستری شده‌اند که معلوم نیست چه تعداد از آن‌ها را طلاب و روحانیون تشکیل داده‌اند. طی دو هفته اخیر هم تعداد قابل‌توجهی از روحانیون، طلاب و اعضای خانواده آن‌ها درگذشته‌اند، اما بسیاری از آن‌ها و رسانه‌های محلی در قم حاضر نیستند علت اصلی فوت این افراد را اعلام کنند. بررسی‌های آماری تاکنون نشان می‌دهد که دست‌کم ۱۳ روحانی یا طلبه طی دو هفته گذشته در قم و برخی از شهر‌های ایران درگذشته‌اند که به نظر می‌رسد علت مرگ آن‌ها «کرونا» بوده باشد.

از «فاضل مرندی» باید به‌عنوان نخستین روحانی نام برد که گزارش‌شده در طول حیاتش به بیش از ۶۰ کشور جهان سفر کرده بود و یک هفته پس از اعلام ورود «کرونا» به ایران، جان باخت. «جمال خلیلیان»، استاد اقتصاد و عضو هیئت‌علمی موسسه آموزشی و پژوهشی «امام خمینی» وابسته به «محمدتقی مصباح یزدی»، دومین روحانی است که گزارش‌ها حکایت از مرگ وی به علت ابتلا به ویروس «کرونا» داشت. سید «هادیخسروشاهی»، یکی دیگر از روحانیون شناخته‌شده بود که اعلام شد هشتم اسفندماه در پی ابتلا به این ویروس در بیمارستان «مسیح دانشوری» جان باخته است.

سید «صالح حکیم» از اعضای دفتر آیت‌الله سید «محمدسعید حکیم»، از دیگر روحانیونی بود که ۱۰ اسفند اعلام شد در قم درگذشته است، اما علت دقیق فوت وی هرگز اعلام نشد. در همین روز «محمدرضااعتمادی»، از اساتید حوزه علمیه قم هم درگذشت که گفته شد به علت یک بیماری باسابقه بوده است. یک روز بعد یعنی در ۱۱ اسفندماه گزار شد که «ولی لطفی»، مسئول آموزش مدرسه علمیه «الهادی» در قم جان باخته و علت مرگ او هم تاکنون اعلام نشده است.

شیخ «عبدالحمید مقدسیان» و شیخ «حامدظاهری» دو روحانی دیگری هستند که روز ۱۳ اسفندماه امسال «علیرضا اعرافی»، مدیر حوزه‌های علمیه درگذشت آن‌ها را تسلیت گفته است.

شیخ «احمد امینپور»، روحانی دیگری است که روز ۱۶ اسفند خبر درگذشت وی بدون علت دقیق مرگ اعلام شده است.

۱۴ اسفندماه خبری مبنی بر درگذشت شیخ «محسنحبیبی»، تولیت حوزه علمیه آیت‌الله مجتهدی در تهران منتشر شد که بازهم علت دقیق مرگ این روحانی اعلام نشد.

شیخ «رضا محمدی لنگرودی» و «احمد خسروی»، دو روحانی دیگری هستند که ۱۴ و ۱۵ اسفند جان باخته‌اند. «اکبر دهقان»، از استاد تفسیر حوزه علمیه قم یکی دیگر از روحانیونی است که گزارش‌شده ۱۶ اسفند در قم جان باخته است.

این روحانیون تنها طی کمتر از دو هفته جان باخته‌اند و به نظر می‌رسد با گسترش شیوع ویروس «کرونا» در قم و سایر شهر‌های ایران تعداد روحانیون مبتلابه این ویروس نیز افزایش یابد. فعالیت مذهبی در قم و بسیاری دیگر از شهر‌های دیگر ایران، تقریبا به‌طور کامل لغو شده و معلوم نیست این فعالیت‌ها از چه زمان دوباره آغاز خواهد شد، اما در حال حاضر اولویت بسیاری در ایران حتی روحانیون معطوف به شکست ویروس «کرونا» است که تاکنون طبق آمار رسمی جان ۱۲۴ نفر را در ایران گرفته است.

روحانیونی که تا همین چند روز پیش مخالف تعطیلی مراکز دینی و برنامه‌های مذهبی در قم و سایر شهر‌های ایران بودند، حالا بدون آموزش‌های لازم وارد بیمارستان‌ها شده و از بیماران مبتلابه «کرونا» عیادت می‌کنند و تصاویری هم از «خدمت‌رسانی» خود در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌‌کنند. این روحانیون همچنین تصاویری از مراسم تشییع و تدفین برخی از روحانیون جان‌باخته بر اثر ابتلا به ویروس «کرونا» منتشر می‌کنند که نشان از رعایت نکردن اصول بهداشتی در تدفین است.

خبرگزاری‌های وابسته به حوزه علمیه قم در یک هفته گذشته تصاویر قابل توجهی از روحانیون در بیمارستان‌ها منتشر کرده‌اند که نشان می‌دهد گروهی از روحانیون بدون رعایت اصول بهداشتی به محل بستری شدن بیماران مبتلابه «کرونا» در قم و برخی دیگر از شهر‌ها رفته‌اند.

یکی از این روحانیون احمد خسروی بود که دو روز پیش بر اثر ابتلا به ویروس «کرونا» درگذشت و چند روز پیش به همراه همین روحانیون با کمترین تجهیزاتبهداشتی وارد قرنطینه بیماران مبتلابه «کرونا» در بیمارستانی در قم شده بود.

خسروی، روز گذشته در قم به خاک سپرده شد، بدون آنکه اصول بهداشتی در دفن او از سوی نزدیکانش رعایت شده باشد.

این دسته از فعالیت‌های روحانیون که به نظر می‌رسد هیچ نهادی توان مقابله با فعالیت‌های آن‌ها را ندارد، به یکی از مهم‌ترین رفتارهای پرخطر در شیوع ویروس «کرونا» در ایران تبدیل شده است.

برآورد ستاد ملی مقابله با کرونا: قرنطینه نکنیم تا پایان اردیبهشت ۷۰۰ هزار نفر تلفات می‌دهیم

یکی از مقامات دولتی مرتبط با ستاد ملی مدیریت و مقابله با ویروس کرونامی‌گوید: «در صورت عدم اجرای سیاست قرنطینه کامل در همه مناطق آلوده کشور و در صورت ادامه همین روند تا پایان اردیبهشت ۱۳۹۹، آمار تلفات انسانی ناشی از ابتلا به ویروس کرونا در ایران می‌تواند به ۷۰۰ هزار نفر برسد
به گفته این مقام دولتی، در برآوردی رسمی که ستاد ملی مقابله با کرونا به خواست دولت تهیه و ارائه داده است، اگر در وضعیت فعلی، تغییر پیش‌بینی‌نشده‌ای رُخ ندهد، در صورت قرنطینه کامل مناطقی از کشور که به ویروس کرونا آلوده شده‌اند، این نگرانی وجود دارد میزان تلفات انسانی این ویروس نزدیک به ۲۰۰ هزار باشد اما اگر این قرنطینه انجام نشود و تغییری هم در وضعیت فعلی پیش نیاید، این رقم می‌تواند به حدود ۷۰۰ هزار نفر خواهد برسد.
این مقام دولتی تائید می‌کند آمار رسمی با این توجیه که نباید به جو وحشت در میان مردم دامن زد بسیار کمتر از رقم واقعی اعلام می‌شود هرچند برخی از مقامات مرتبط با ستاد ملی مقابله با کرونا با این سیاست مخالف هستند.
این مقام دولتی می‌گوید مخالفان سیاست پنهان‌کاری معتقد هستند عدم اعلام دقیق میزان مبتلایان و جان‌باخته‌های کرونا در ایران هم جذب کمک‌های فوری جهانی را با دشواری مواجه می‌کند و هم مردم را سردرگم می‌کند. سردرگمی‌ای که از نتایج فوری آن ازجمله نادیده گرفتن اهمیت قرنطینه خانگی است چون مردم متوجه ناکارآمدی ساختاری حکومت در مهار بحران و عمق فاجعه نیستند: «برای نمونه اگر مردم در قزوین می‌دانستند که آمار واقعی مبتلایان شناسایی‌شده در این شهر تا روز جمعه ۱۶ اسفند، ۶۰۰ نفر و آمار جان‌باختگان ۱۹ نفر است، شاید خودشان را تا حد امکان در خانه‌هایشان قرنطینه می‌کردند
به گفته این مقام دولتی، تا پایان روز جمعه ۱۶ اردیبهشت، تنها در تهران ۲۶۰ نفر در اثر کرونا جان خود را ازدست‌داده‌اند که پیکر بیش از ۲۰۰ نفر از آن‌ها در بهشت‌زهرا دفن شده و پیکر نزدیک به ۶۰ نفر از آن‌ها هم برای خاک‌سپاری به شهرستان‌های محل اقامت خانواده‌های آنان ارسال شده است.
این مقام دولتی می‌گوید ازجمله اقدامات دولت برای آماده شدن با افزایش تعداد مبتلایان تاسیس بیمارستان صحرایی در محل نمایشگاه بین‌المللی است. بیمارستانی که با استفاده از سوله‌های پیش‌ساخته در حال ساخت است و با تخت‌های سربازی تجهیز می‌شود.
به گفته این مقام دولتی از سران نظام خواسته شده است در مناطق آلوده کشور حکومت‌نظامی اعلام کنند تا رفت‌وآمد به‌کلی ممنوع شود، درخواستی که با آن مخالفت شده است: «ساعات کار اداری را هم به‌این‌علت به حالت عادی برگرداندند که ظاهرا رفت‌وآمد و مسافرت زیاد شده بود. البته وقتی به مردم درباره ابعاد فاجعه اطلاع‌رسانی نمی‌کنند، باید انتظار این را هم داشته باشند، مردمی که به آمار دولتی اعتماد دارند، موضوع را به‌اندازه کافی جدی نگیرند
این مقام دولتی می‌گوید مسئولان نظام جان همه مردم را به بازی گرفته‌اند و او امیدوار است سازمان‌های جهانی با اعلام وضعیت فوق‌العاده در مورد ایران به داد مردم برسند: «نورچشمی‌های نظام به دارو و خدمات پزشکی دسترسی کافی دارند و اگر مبتلا شوند و بیماری زمینه حادی نداشته باشند، بهبود می‌یابند. نمونه این‌ها هم اسحاق جهانگیری است که وضعیتش تثبیت شده است و پزشکان گفته‌اند روبه بهبود است، هرچند هنوز در حال استراحت است
مساله مهم دیگری که این مقام دولتی به آن اشاره می‌کند نایاب یا کمیاب شدن داروهایی است که در تلاش برای درمان بیماری ناشی از ویروس کرونا از آن‌ها استفاده می‌شود: «دو دارویی که این روزها بیش از هر دارویی برای بیماران مبتلابه ویروس کرونا تجویز می‌شود. باید دنیا بداند تا سران نظام مجبور شوند با اعلام وضعیت فوق‌العاده در سراسر کشور از خارج درخواست کمک کنند

محمود بهشتی لنگرودی به مرخصی اعزام شد

روز شنبه ۱۷ اسفندماه، محمود بهشتی لنگرودی، فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران محبوس در زندان اوین به مرخصی اعزام شد.

به نقل از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، امروز شنبه ۱۷ اسفندماه ۱۳۹۸، محمود بهشتی لنگرودی، فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران محبوس در زندان اوین به مرخصی اعزام شد.

پس از شیوع گسترده ویروس کرونا و افزایش نگرانی ها از سرنوشت صدها هزار زندانی، رئیس قوه قضائیه طی دو بخشنامه در اسفندماه سال جاری به هدف کنترل وضعیت بهداشتی زندانها شرایطی را برای اعزام به مرخصی زندانیان اعلام کرد که عمدتا شامل زندانیان مالی و همینطور زندانیان با محکومیت کمتر از ۵ سال می شد.

این شرایط در مورد زندانیان سیاسی سختگیری مضاعفی دارد علاوه بر اینکه مسئولان قضایی یا سازمان زندانها در روند اداری مرخصی برخی زندانیان عقیدتی مانع تراشی های فراقانونی می کنند. با این حال در روزهای اخیر تعدادی از زندانیان سیاسی موفق شدند با توسل به این بخشنامه و تامین قرار در به مرخصی اعزام شوند.

محمود بهشتی لنگرودی در سال ۸۹ از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” و به موجب حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. در سال ۹۴ نیز بازداشت شد و شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب وی را به ۵ سال حبس محکوم کرد. پس از تجمیع این احکام توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران، حکم آقای بهشتی لنگرودی به ۵ سال حبس قابل اجرا تبدیل شده است.

این فعال صنفی معلمان پیش از این نیز یک بار در ۲۴ تیرماه سال جاری و بار دیگر در تاریخ یکم بهمن ماه به مرخصی اعزام شده و با پایان دوران مرخصی به زندان اوین بازگشته بود.

عبدالرضا کوهپایه، از متهمین پرونده فعالان محیط زیست به مرخصی اعزام شد

عبدالرضا کوهپایه، از متهمین پرونده فعالان محیط زیست محبوس در زندان اوین به مرخصی اعزام شد. وی که بیش از دو سال گذشته را به همراه دیگر متهمین این پرونده در بازداشت و زندان اوین گذرانده، اخیرا به تحمل ۴ سال حبس تعزیری قطعی محکوم شده است

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عبدالرضا کوهپایه، از متهمین پرونده فعالان محیط زیست محبوس در زندان اوین به مرخصی اعزام شد.

پیش از این خانواده‌های ۸ فعال محیط زیست زندانی در نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضاییه از شیوع ویروس کرونا در زندان ها ابراز نگرانی کرده و خواستار اعطای مرخصی به این زندانیان شده بودند.

پس از شیوع گسترده ویروس کرونا و افزایش نگرانی ها از سرنوشت صدها هزار زندانی، رئیس قوه قضائیه طی دو بخشنامه در اسفندماه سال جاری به هدف کنترل وضعیت بهداشتی زندانها شرایطی را برای اعزام به مرخصی زندانیان اعلام کرد که عمدتا شامل زندانیان مالی و همینطور زندانیان با محکومیت کمتر از ۵ سال می شد.

این شرایط در مورد زندانیان سیاسی سختگیری مضاعفی دارد علاوه بر اینکه مسئولان قضایی یا سازمان زندانها در روند اداری مرخصی برخی زندانیان عقیدتی مانع تراشی های فراقانونی می کنند. با این حال در روزهای اخیر تعدادی از زندانیان سیاسی موفق شدند با توسل به این بخشنامه و تامین قرار در به مرخصی اعزام شوند.

مراد طاهباز، سام رجبی، امیرحسین خالقی، هومن جوکار، سپیده کاشانی، نیلوفر بیانی، طاهر قدیریان و عبدالرضا کوهپایه، فعالان محیط زیست در ایران بیش از ۲ سال گذشته را در بازداشت و در زندان اوین به سر برده اند.

گفتنی است پس از برگزاری جلسات اول، دوم، سوم،چهارم و پنجم دادگاه این فعالان محیط زیستی در تاریخ ۱۰، ۱۳، ۲۳، ۲۴ و ۲۹ بهمن ۱۳۹۷ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی ادامه جلسات دادگاه رسیدگی به این پرونده به سال جاری موکول شده بود.

بر اساس حکم دادگاه انقلاب تهران، نیلوفر بیانی و مراد طاهباز هرکدام به ۱۰ تحمل سال حبس تعزیری، طاهر قدیریان و هومن جوکار هرکدام به تحمل ۸ سال حبس تعزیری، امیرحسین خالقی، سام رجبی و سپیده کاشانی هر کدام به تحمل ۶ سال حبس تعزیری و عبدالرضا کوهپایه نیز به تحمل ۴ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

روز سه شنبه ۲۹ بهمن ماه ۱۳۹۸، غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضاییه از صدور رای قطعی توسط دادگاه تجدید نظر برای ۸ متهم پرونده فعالان محیط زیست خبر داد.

اسماعیلی در خصوص اتهامات مطروحه و احکام قطعی این شهروندان گفت: “مراد طاهباز و نیلوفر بیانی به اتهام همکاری با آمریکا به ۱۰ سال حبس و رد وجوه دریافتی از دولت امریکا محکوم شده‌اند”.

وی افزود: “هومن جوکار و طاهر قدیریان به اتهام همکاری با دولت امریکا هر کدام به ۸ سال حبس و سام رجبی و سپیده کاشان دوست (کاشانی) به اتهام همکاری با دولت امریکا هر کدام به ۶ سال حبس محکوم شده‌اند”.

سخنگوی قوه قضاییه تصریح کرد: “امیرحسین خالقی حمیدی به اتهام جاسوسی به ۶ سال حبس و عبدالرضا کوهپایه به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور به تحمل ۴ سال حبس محکوم شدند”.

Design a site like this with WordPress.com
Get started