آزیتا رفیع‌زاده شهروند بهایی با پایان دوران محکومیت از زندان آزاد شد

آزیتا رفیع‌زاده شهروند بهایی با پایان دوران محکومیت از زندان اوین آزاد شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸، آزیتا رفیع‌زاده، همسر پیمان کوشک‌باغی، شهروند بهایی که از سوم آبان ۱۳۹۴ در بند زنان زندان اوین به‌سر می‌برد، با پایان دوران محکومیت از زندان اوین آزاد شد.

همسر خانم رفیع‌زاده کماکان در زندان اوین در حال سپری کردن دوران محکومیت ۵ ساله خود است.

«آزیتا رفیع‌زاده» در خردادماه ۱۳۹۳، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «مقیسه»، به اتهام «عضویت در تشکیلات غیرقانونی بهائیت با هدف اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت غیر قانونی در موسسه آموزشی (BIHE)» به ۴ سال حبس تعزیزی محکوم شده‌بود.

همسر این شهروند بهایی پیمان کوشک‌باغی نیز که پیش‌تر به اتهام همکاری با دانشگاه بهاییان بازداشت و محاکمه شده بود، با اتهامات مشابه همسرش در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴ به ۵ سال زندان محکوم شده‌ و در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در زندان اوین است.

آزیتا رفیع‌زاده، پیش از این، یک‌بار نوروز ۱۳۹۶ به مرخصی ۶ روزه آمده بود. وی ۹ روز بعد از مرخصی‌اش به زندان بازگشت. بعدها به او گفته شد “این سه روز تاخیر در بازگشت به زندان جرم محسوب می‌شود.”

او همچنین روز پنج‌شنبه ۹ فروردین ۱۳۹۷، برای مدت یک هفته به مرخصی رفتهبود.

آزیتا رفیع‌زاده و پیمان کوشک‌باغی، هر دو سال اول زندان را در زندان اوین به سر می‌بردند که سال دوم زندان در مهر ۱۳۹۵ پیمان کوشک‌باغی به زندان رجایی شهر منتقل شد، اما پس از پیگیری‌های مداوم خانواده و همینطور تلاش و نامه نگاری‌های فراوان این زوج، پیمان کوشک‌باغی شهریور ۱۳۹۶ مجدد به زندان اوین بازگردانده می‌شود.

Payman Koshkbaghi1-kampain.info. این زوج بهایی پیش‌تر در اول خردادماه ۱۳۹۰، به دنبال هجوم نیروهای امنیتی به منازل اساتید موسسه «آموزش عالی بهاییان» بازداشت شدند. «نیروهای امنیتی مطالب مربوط به دیانت بهایی، از جمله کتاب‌ها و عکس‌های روی دیوار، دیوارنوشته‌ها و جزوه‌ها و سی‌دی‌ها، لپ‌تاپ و هارد کامپیوتر آنها را توقیف کردند.»

آنها پس از اخذ تعهد مبنی بر قطع همکاری با این «دانشگاه غیر قانونی» و همچنین قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی به طور موقت آزاد شده بودند.

«آزیتا رفیع‌زاده» از سال ۱۳۸۱ با موسسه عالی آموزشی بهاییان (BIHE) همکاری و در رشته مهندسی کامپیوتر تدریس کرده است. او دوره کارشناسی مهندسی کامپیوتر را در موسسه آموزش عالی بهاییان (BIHE) گذرانده و مدرک کارشناسی ارشد خود را نیز در همین رشته از دانشگاهی در هند دریافت کرده است.

سرپرستی «بشیر» فرزند ۱۰ ساله این زوج بهایی در غیاب والدین به خانواده دیگری سپرده شده‌بود.

گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل، بارها به بهایی ستیزی توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران اعتراض کرده‌اند و این سرکوب سیستماتیک را مصداق بارزی از بی‌توجهی این حکومت به معاهدات حقوق بشری دانسته‌اند.

قانون اساسی جمهوری اسلامی، بهاییت را به عنوان دین یا مذهب به رسمیت نمی‌شناسد، از این رو بازداشت و زندانی کردن بهاییان نیز در طول چهار دهه کماکان ادامه داشته است.

در سال‌های اخیر، بدرفتاری با بهاییان تشدید شده است و شامل تخریب قبرستان‌های آنان، دستگیری‌های خودسرانه، حمله به منازل، ضبط اموال، اخراج از کار، و سلب حقوق مدنی اساسی از آنها شده است. جوانان بهایی ایرانی همچنان از حق تحصیلات دانشگاهی محرومند و هر دانشگاهی که دانشجویان بهایی در آن مشغول به تحصیل باشند وادار به اخراج آنها می‌شود. متخصصین بهایی از انتصاب در شغل‌های دولتی محروم هستند و به دلیل اعتقاداتشان از جانب شرکت‌های خصوصی مورد تبعیض قرار می‌گیرند. حتی کسانی که از آنها دفاع می‌کنند نیز مورد حمله قرار می‌گیرند.

ارائه چند اثر از نقاش ایرانی ساکن هلند در حمایت از فعالان در بند+ تصویر

ایمان رضایی، هنرمند و نقاش ساکن هلند است که تلاش می‌کند، قدم‌هایی هر چند کوچک برای رساندن صدای فعالان زندانی بردارد.

آقای رضایی فارغ‌التحصیل رشته نقاشی که مدت یک‌سال از سکونت او در هلند می‌گذرد، به کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی می‌گوید: «آگوست ۲۰۱۹ بود که تصمیم گرفتم مجموعه‌ای از چهره‌های عزیزانی که در زندان‌های حکومت ایران هستند را نقاشی کنم و به نوبه خودم صدای آن‌ها باشم.»

ایمان رضایی

او در ادامه اضافه‌کرد که کار بر روی این آثار حدودا ۲ ماه به طول انجامید: «حدود ۲ ماه روی این نقاشی‌ها کار کردم، هر چند باید این را هم بگویم که تعداد عزیزان در بند آنقدر زیاد است، از جمله کسانی که سال‌هاست‌ در زندانند یا در آن زندانهای لعنتی جان باختند، آنقدر زیاد بوده‌اند که واقعا برای من، انتخاب چند نفر از میان آن‌همه اسامی کار دشواری بود.»

ایمان رضایی، می‌گوید: «من این هفت چهره را از میان هزاران زندانی در زندان‌های حکومت جمهوری اسلامی نقاشی کردم و در تلاشم از طریق هنرم بتوانم قدمی هر چند کوچک در جهت بازتاب صدای این عزیزان بردارم تا اول خودشان بدانند که ما هم به عنوان یک هموطن این فعالین را فراموش نکرده‌ایم و به چشم یک قهرمان آنان را می‌بینیم و دوم همه دنیا از جنایتهای حکومت ایران آگاه شوند که چطور عده‌ای بی گناه که برای احقاق حقوق اولیه شهروندی و آزادی تلاش کرده‌اند را اینگونه جان و جوانی‌شان را می‌گیرند و سال‌های سال به بند می‌کشند.»

این نقاشی‌ها در انتهای همین مطلب آمده‌اند؛

نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر که به ۳۸ سال زندان و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شده‌است.

سعید شیرزاد، فعال سیاسی که در زمینه دفاع از حقوق کودکان کار فعالیت می‌کرد و به ۵ سال حبس محکوم شده.

صبا کرد افشاری دختر ۲۰ ساله و فعال مدنی که به خاطر اعتراض به حجاب اجباری به حبس طولانی مدت یعنی به ۲۴ سال زندان محکوم شده‌است.

کیومرث مرزبان هنرمند، نویسنده و طنزپرداز به ۲۳ سال زندان محکوم شد.

آتنا دائمی، فعال حقوق بشر، فعال مدنی و فعال در زمینه حقوق کودکان که ابتدا به ۱۴ سال زندان و سپس به ۵ سال حبس محکوم شد و اکنون هم در پرونده‌ای دیگر به ۳ سال و ۷ ماه زندان محکوم شده‌است.

اسماعیل بخشی، فعال کارگری و بازداشت‌شدگان هفت‌تپه که به ۱۴ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

سپیده قلیان فعال مدنی که به ۱۹ سال و ۶ ماه حبس محکوم شد.

نامه نازنین زاغری از زندان اوین خطاب به وجدان‌های بیدار

نازنین زاغری شهروند دوتابعیتی ایرانیبریتانیایی که سومین سال حبس خود را در زندان اوین سپری می کند، با انتشار نامه ای ضمن توصیف احوال خود به عنوان مادری زندانی، از عملکرد حکومت ایران در مورد پرونده خود انتقاد کرد.

وی در توصیف شرایطش میگوید: «من مادر زندانی کودکی هستم که کشورش لذت داشتنش را از من دریغ کرده است […] شاید برای تو درآغوش نکشیدن دخترت غیر قابل تصور باشد اما من بیش از سه سال است که با آن در کشمکش هستم و این‌ برایم بدترین عذاب است.»

در ادامه این نامه به نقد عملکرد مسوولان جمهوری اسلامی می پردازد. در این راستا ابتدا به آزادی نگار قدس کنی، از زندانهای آمریکا اشاره می کند. نازنین در این باره می گوید: «اما بین من و نگار تفاوت بزرگیست. قاضی دادگاه ]آمریکا[ به دلیل شرایطش و دوری از فرزندش حکم به پایان حبس می دهد. حبس او برابر با آزادی اوست […] من و نگار هموطنیم. او در کشوری غریب محکوم شده و من در وطنم. من را حتی به گفته سازمان ملل، در دادگاهی ناعادلانه به ۵ سال حبس محکوم کرده و وادار کرده اند علیرغم التماس ها و اشکهایی که ریخته ام در عین بی گناهی، سه سال و نیم از آنرا تا به امروز پشت میله های زندان و به دور از فرزندم ‌سپری کنم.»

سپس، در واکنش به سخنان محمد جواد ظریف، وزیرخارجه جمهوری اسلامی ایران، در حاشیه ی اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در مورد ارتباط آزادی نازنین زاغری و بدهی ۴۰۰ میلیون پوندی دولت انگلیس به ایران، نازنین در نامه ی خود بیان می کندکشور من هفته گذشته مرا در ازای مبلغ هنگفتی که مطالبات سیاسی خودش است به حراج گذاشت […] کشور من سنگ مادران سوری و یمنی و فلسطینی را به سینه می زند اما بَرغم دوری مادری از فرزندش در خاک سرزمین خود چشم می پوشد.”

متن نامه نازنین زاغری به نقل از وبسایت کانون مدافعان حقوق بشر در ادامه می آید:

شاید برای تو شانه کشیدن بر گیسوان دخترکت تنها بخشی از روزمرگی هایت باشد اما برای من آرزوییست که سه سال و نیم در انتظارش بوده ام. شاید برای تو قصه های شبانه و بوسه های قبل خواب و رفتن به پارک و کتابخانه آنقدرعادی باشد که حتی گاهی برایش وقت هم نداشته باشی اما برای من حسرت سالیان پشت آن نهفته است. شاید برای تو درآغوش نکشیدن دخترت غیر قابل تصور باشد اما من بیش از سه سال است که با آن در کشمکش هستم و اینبرایم بدترین عذاب است.

قلب من هر صبح یکشنبه برای دیدن دخترم در سالن ملاقات زندان اوین از فرط هیجان و اضطراب درون سینه ام تندتر از همیشه می تپد. درب سالن ملاقات باز می شود و گیسوی منبه سمتم می دود و نامم را صدا می زند و مرا در آغوش می کشد. آغوشی که شاید کوتاه ترین اما بدون شک زیباترین و هیجان انگیزترین آغوش دنیاست. اما این یکشنبه ها نیز دیری نخواهد پایید که از میان دستانم بلغزند و در غبار مه آلود زندان محو شوند.

من مادر زندانی کودکی هستم که کشورش لذت داشتنش را از من دریغ کرده است.

من مادر زندانی کودکی۵ ساله ام که از ۲۲ ماهگی کشورم لذت داشتنش را از من دریغ کرده است. روزهای سیاه دوری از کودکم، درست زمانی که تازه زبان به سخن گفتن گشوده بود، به تلخی سپری شدند. باید مادر باشی و غم دوری از فرزند را چشیده باشی تا بدانی و بفهمی که من از چه حرف می زنم.

هفته گذشته مادری از زندان آزاد شد، مادری که محکومیتش به زندانی بودن من گره خورده بود.

نگارمادری است که فرزندش را در زندان درکشوری غریب به دنیا آورده و باید زندان را تجربه کرده باشی تا بدانی او چه کشیده. باید کودک شیرخواره ات را از سینه ات جدا کرده باشند و تو روزها و شب ها با صدای گریه های او در کابوست از خواب پریده باشی، خیس عرق، و او را کنار خود نیافته باشی تا بدانی او چه رنجی را متحمل شده. هنگامی که صدای ضجه های خودت و دلتنگی های کودکت و آغوشی که او را کم دارد در سلول های انفرادی سرد و تاریک شهری غریب می پیچید، شاید این همان رنجی است که او کشیده. من زجری را که او کشیده تجربه کرده ام. . من هم مانند نگار حسرت در آغوش کشیدن، بوسیدن و بوییدن نوزادم را در ماهها و سالهای طولانی و سخت و تیره و غم انگیز زندان تجربه کرده ام و میدانم و خوب می فهمم که با هیچ رنجی در دنیا قابل قیاس نیست.

اما بین من و نگار تفاوت بزرگیست. قاضی دادگاه به دلیل شرایطش و دوری از فرزندش حکم به پایان حبسش می دهد. حبس او برابر با آزادی اوست.

من و نگار هموطنیم. او در کشوری غریب محکوم شده و من در وطنم. مرا، حتی به گفته سازمان ملل، در دادگاهی ناعادلانه به ۵ سال حبس محکوم کرده و وادار کرده اند علیرغم التماس ها و اشکهایی که ریخته ام در عین بی گناهی، سه سال و نیم از آنرا تا به امروز پشت میله های زندان و به دور از فرزندمسپری کنم.

و ما اکنون در ابتدای مسیری سخت تر ایستاده ایم.

در آینده ای نزدیک، آنان که مرا به دور از فرزندم نگه داشته اند می نشینند و نظاره می کنند دخترم پس از بیش از سه سال و نیم نزد پدرش برای رفتن به مدرسه به انگلستان بازگردد؛ سفری که برای هر دوی ما پر از اضطراب و دلهره خواهد بود.

این در حالیست که کشور من هفته گذشته مرا در ازای مبلغ هنگفتی که مطالبات سیاسی خودش است به حراج گذاشت. امید من به کشورم برای رهایی سالهاست که از قلبم رخت بربسته است. کشور من سنگ مادران سوری و یمنی و فلسطینی را به سینه می زند اما بر غم دوری مادری از فرزندش در خاک سرزمین خود چشم می پوشد و زجرش را با نظاره کردن رفتن کودک ۵ ساله اش صد چندان می کند.

آنان که به زعم ایران، ناقضین حقوق بشرند، از خطای نگار به حکم مادر بودنش می گذرند و او را نزد کودکشمیفرستند. اما مسوولانکشور من، مرا بیگناه متهم می کنند و به گناه ناکرده رای می دهند و قصاص می کنند و گذشت هم ندارند.

کشور من به جای حمایت از حق من و کودکم، آزادی ام را در قبال مذاکره به حراج می گذارد و تنها من، فرزند و همسرم بهای آنرا می پردازیم.

چه تلخ است روزی که بفهمی در نهایت بی عدالتی در وطنت حبس شده ای و راهی برای آزادی پیش پایت نیست. من هیچ امید و انگیزه ای برای رهایی از این قفس پس از ترک گیسویم ندارم، و درد و رنج بی پایان مرا با هیچ معیاری نمی توانسنجید. من یکمادرم که با رفتن دختر کوچکم مانند تل خاکی فروخواهم ریخت و از من جز مشتی خاک چیزی برجای نخواهد ماند.

نگار زمانی به ایران باز می گردد که کودکش دقیقا همسن گیسوی من است زمانی که او را از من جدا کردند و این خاطرات آن روزها را برایم تداعی میکند. گمان نمی کنم هیچ قانون و سیاستی برای جدایی مادری از فرزندش توجیهی داشته و آنرا بربتابد.

من و کودکم هنوز بازیچه دست سیاستمدارانی هستیم که در داخل و خارج از مرزهای وطنم ما را ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی و سیاست های خود قرار داده و از هر آنچه در توان داشتند برای دست یافتن به مقاصد خود و بهره کشی از مادری بی گناه که به هیچچیز جز کودکش نمی اندیشد، فروگذار نکردند. آخرین تیر ترکششان هم به حراج گذاشتن مادری است که دوری از فرزندش را بیش از این تاب نمی آورد.

شاید اگر انسانیت و اخلاق و دینداری به معنای واقعی که یک کشور اسلامی ادعا می کند در دل سیاستمداران حلول می کرد، دنیای ما جای بهتری بود و رنج مادران سرزمینمان سبکتر. بی شک آن روز من در حسرت دیدن دخترم در اولین روز مدرسه اش نمی ماندم

آن روز آزادی سرودی میخواند طولانی تر و نرم تر از شانه کشیدن بر گیسوان گیسوی کوچکم.

نازنین زاغری، مادر گابریلا گیسو رتکلیف

زندان اوین، تهران

مهر ۱۳۹۸

نازنین زاغری تبعه ایرانی ــ انگلیسی است که ۱۵ فروردین سال ۱۳۹۵ توسط نیروهای سازمان اطلاعات سپاه کرمان در فرودگاه امام خمینی بازداشت و به کرمان منتقل شد. سپاه ثارالله کرمان ۲۶ خرداد سال ۹۵ طی اطلاعیه‌ای از این دستگیری به عنوان “یکی از سرشبکه‌های اصلی وابسته به بیگانگان که مأموریت‌های مختلفی در راستای تحقق اهداف شوم دشمنان نظام” انجام داده بود، یاد کرد و مدعی شد: «وی با عضویت در شرکت‌ها و مؤسسات بیگانه در طراحی و اجرای پروژه‌های رسانه‌ای و سایبری با موضوع براندازی نرم نظام مقدس جمهوری اسلامی مشارکت داشته است. نامبرده یکی از سرشبکه‌های اصلی مؤسسات معاند بوده که تحت هدایت و حمایت سرویس‌های رسانه‌ای و جاسوسی دولت‌های بیگانه فعالیت‌های مجرمانه خود را طی سالیان گذشته انجام داده است.»

پرونده زاغری برای ادامه رسیدگی‌ها به دادستانی تهران انتقال یافت و پس از انجام تحقیقات با صدور کیفرخواست به دادگاه انقلاب ارسال شد و شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، زاغری را به پنج سال حبس محکوم کرد که این محکومیت در دادگاه تجدیدنظر تأیید شد.

۲۵ مهر سال ۹۶ عباس جعفری دولت آبادی در خصوص نازنین زاغری گفت: شوهر وی تبعه انگلیس و خود وی نیز دارای تابعیت مضاعف از انگلیس بوده و در سیستم آن کشور فعالیت می‌کرده است. وی مسئول آموزش خبرنگاری آنلاین بی بی سی فارسی بوده که با هدف جذب و آموزش افرادی برای فعالیت تبلیغی علیه ایران اقدام کرده است. چگونگی استفاده از ایمیل‌ مستعار، پسوردهای پیچیده و طولانی، ذخیره سازی پسوردها و استفاده از نرم‌افزارهای رمزنگاری مطالب و اطلاعات، از جمله مواردی است که در این آموزش‌ها لحاظ می‌شده است و اساتید این دوره، افرادی همچون مهدی یحیی‌نژاد (مدیر سایت بالاترین)، اردوان روزبه (رادیو کوچه) و محمود عنایت (مدیر گروه اسمال مدیا) هستند.

جعفری دولت‌آبادی ارسال نامه از سوی دیوید کامرون، نخست وزیر سابق انگلیس برای نازنین زاغری را موید ارتباط وی با دولت انگلیس و اهمیت این متهم برای آن کشور دانست.
خرداد سال گذشته، مسئولان قضایی از مفتوح بودن بخش دوم پرونده زاغری خبر دادند.

برخی معتقدند که جمهوری اسلامی از بازداشت دوتابعیتی‌ها هدفی دارد و از آن‌ها به نوعی به عنوان گروگان برای رسیدن به اهداف سیاسی خود استفاده می‌کند.

در سال‌های کنونی شهروندان دوتابعیتی دیگری هم‌چون، عباس عدالت، ارس امیری، سیامک نمازی، نازنین زاغری، احمدرضا جلالی، امید کوکبی، کمال فروغی و حمید بابایی بازداشت شده و با اتهام‌هایی نظیر جاسوسی به احکام زندان مواجه شده‌اند. در تازه‌ترین مورد می‌توان به بازداشت فریبا عادلخواه شهروند ایرانی-فرانسوی در تهران اشاره کرد که مدتی پس از بازگشت به ایران، در روز ۱۷ خردادماه ۱۳۹۸، توسط نیروهای اطلاعات سپاه پاسداران در منزل شخصی خود در تهران بازداشت شد.

عفو بین‌الملل؛ کامران قادری زندانی دو تابعیتی نیاز به مراقب‌های پزشکی فوری دارد

سازمان عفو بین‌‌الملل خواهان آزادی فوری کامران قادری، بازرگان دو تابعیتی ایرانی-اتریشی از زندان و دسترسی او به خدمات پزشکی شد.

این سازمان می‌گوید: «وضعیت سلامت این زندانی نگران کننده است و او به مراقبت‌های پزشکی مستمر نیاز دارد.»

کامران قادری، بازرگان ۵۵ ساله‌ی ایرانی -اتریشی، در حال گذراندن دوره‌ی محکومیت ۱۰ ساله در زندان است.

حکم حبس او به دنبال برگزاری محاکمه‌ای به شدت ناعادلانه در مرداد ۱۳۹۵ با اتکا به «اعترافات» اجباری‌ صادر شد که پس از تهدیدهای مکرر و حبس طولانی‌مدت او در سلول انفرادی اخذ شده بود. او در مورد اتهام «همکاری با دول متخاصم علیه جمهوری اسلامی» مجرم شناخته شد، اتهامی که کلی‌تر و مبهم‌تر از آن است که با اصل شفافیت قانون مطابقت داشته باشد.

کامران قادری در هفت ماه نخست بازداشت خود از حق دسترسی به وکیل محروم شده و تنها دو روز مانده به برگزاری محاکمه به او اجازه‌ی ملاقات با یک وکیل داده شد. این زندانی از حق برخورداری از کمک‌های کنسولی نیز محروم شده است. وضعیت سلامت این زندانی از زمان دستگیری‌اش در دی ماه ۱۳۹۴ رو به وخامت گذاشته و برای معالجه‌ی تومور پای چپ، به مراقبت‌های پزشکی مستمر نیاز دارد.

کامران قادری بعد از بیرون آمدن از سلول انفرادی در بند ۲۰۹ زندان اوین که زیر نظر وزارت اطلاعات قرار دارد، به همسرش گفته که آن سلول برای او مثل «گور» بوده است. پهنای این سلول حدود یک متر و نیم بوده، هیچ پنجره و تخت‌خوابی نداشته و این زندانی مجبور بوده روی موکتی کف زمین بخوابد. او بعد از سپری کردن حدود یک سال در این سلول، به سلول دیگری باز هم در بند ۲۰۹ منتقل شد که در آن‌جا یک هم‌سلولی داشت، او نهایتاً در فروردین ۱۳۹۶ به بند عمومی انتقال یافت.

کامران قادری ۱۲ دی ماه ۱۳۹۴، در حالی که برای دیدار خانواده‌اش به ایران سفر کرده بود، در فرودگاه امام خمینی تهران به دست مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شد. او جز یک تماس تلفنی برای این که خبر دستگیری‌اش را به همسرش در اتریش بدهد، تا فروردین ۱۳۹۵ اجازه‌ی تماس گرفتن با خانواده‌اش را نداشت. به گفته‌ی کامران قادری، بازجویان در طول این مدت به او گفته بودند که مادر و برادرش را هم دستگیر کرده‌اند و تهدید کرده بودند که آن‌ها را در زندان نگه می‌دارند، مگر این که او دو «اعتراف‌نامه‌» آماده شده توسط مقام ها و مسئولان مبنی بر این که او در خدمت دولت‌های اتریش و آمریکا بوده است، امضا کند.
نهایتاً در فروردین ۱۳۹۵ بود که کامران قادری اجازه‌ی ملاقات با مادرش را پیدا کرد و متوجه شد که نه او و نه برادرش بازداشت نشده بودند.

عفو بین‌الملل خطاب به حکومت ایران می‌گوید: «محکومیت و حکم حبس کامران قادری باید لغو و فورا آزاد شود، چرا که محکومیت او تنها در صورتی اعتبار دارد که به ارتکاب جرمی قابل تصدیق در سطح بین‌المللی متهم شده و در دادگاهی مطابق بر موازین بین‌المللی برای محاکمه‌ی عادلانه محاکمه شده باشد.»

عادل گرجی دانشجوی دانشکده هنر و معماری بازداشت شد

عادل گرجی، دانشجوی دانشکده هنر و معماری از سوی ماموران امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده‌است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز پنج‌شنبه ۷ شهریورماه ۹۸، عادل گرجی، دانشجوی دانشکده هنر و معماری تهران در پی شرکت در تجمعی در اعتراض به انتقال دانشکده هنر و معماری تهران به سوهانک بازداشت شده‌است و تا این لحظه خبری از او در دست نیست.

روز هفتم شهریورماه شماری از دانشجویان دانشکده هنر و معماری تهران به دستور انتقال این دانشگاه به سوهانک اعتراض کردند.

این دانشگاه بر اساس تصمیمات گرفته شده توسط مسئولین قرار است به سوهانک انتقال داده‌شود.

یک منبع مطلع در این خصوص به کمپین می‌گوید:‌ «در آن روز آقای گرجی بازداشت شد، اما به نظر می‌رسد که شمار بیشتری بازداشت شده‌باشند، چرا که تلفن‌های همراه آن‌ها خاموش است و سایر دانشجویان اطلاعی از آن‌ها ندارند.»

تا لحظه تنظیم این خبر نزدیکان آقای گرجی، با وجود پیگیری‌هایی که کرده‌اند، نتوانسته‌اند، اطلاعی از محل نگهداری او کسب کنند.

عادل گرجی، دانشجوی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، پیش‌تر نیز در روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ برابر با اول ماه می، روز جهانی کارگر بازداشت و ۱۵ اردیبهشت با قرار کفالت از زندان تهران بزرگ به صورت موقت آزاد شده‌بود.

تداوم محرومیت از مرخصی لطیف حسنی زندانی سیاسی در زندان رجایی‌شهر

لطیف حسنی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی‌شهر کرج مدت چند ماه است که از حق مرخصی محروم است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، لطیف حسنی، زندانی سیاسی اهل خلخال که بیشتر از شش سال از محکومیت ۸ ساله خود را سپری‌کرده‌است، طی ماه‌های اخیر از سوی مسئولان قضایی کشور از حق مرخصی محروم شده‌است.

یک منبع مطلع به کمپین گفت: «نماینده دادستان به خانواده آقای حسنی در پیگیری‌هایی که کرده‌اند، گفته‌ که این زندانی به بهانه سوء رفتار ممنوع المرخصی شده‌است.»

این منبع افزود: «این زندانی به همراه سایر زندانیان سیاسی سالن ۱۰ زندان رجایی شهر بیش از دو سال است که محروم از بسیاری از حقوق زندانیان، تحت شدیدترین شرایط امنیتی قرار گرفته و با اینکه از چهار سال پیش به طور مداوم هر چهار ماه یکبار به مدت ۵-۳ روز به مرخصی می‌رفت اما طی سال گذشته مرخصی ایشان دستخوش شرایط حاکم بر زندانیان سیاسی این سالن قرار گرفته، به طوری که این زندانی در طول ۱۵ ماه گذشته فقط یکبار، آنهم در نوروز ۹۸، به مرخصی رفته است.»

این فعال آذربایجانی پیش‌تر در ۱۸ بهمن‌ماه ۱۳۹۱، در شهر «کرج» به هنگام تدریس، از سوی ماموران امنیتی بازداشت شد.

پس از چند ماه تحمل بازداشت در اداره اطلاعات «تبریز»، قاضی «باقرپور»، رییس شعبه‌ی سوم دادگاه انقلاب «تبریز»، در ۹ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۲، «لطیف حسنی» را به همراه «آیت(یوروش) مهرعلی بیگلو»، «شهرام رادمهر»، «محمود فضلی» و «بهبود قلیزاده» به اتهام تشکیل گروه غیرقانونی به ۸ سال حبس تعزیری و به اتهام “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران” به ۱ سال حبس تعزیری محکوم کرد.

او در طول دوران حبس خود بارها دست به اعتصاب غذای اعتراضی زد.

این زندانی سیاسی روز ۲۸ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۳، در حمایت از اعتصاب غذای «آیت (یوروش) مهرعلی بیگلو» و در “اعتراض به نقض حقوق زندانیان سیاسی از سوی نهادهای امنیتی و انتقال زندانیان سیاسی به شهر محل سکونت خود”، در زندان مرکزی «تبریز» دست به اعتصاب غذا زد.

در جریان این اعتصاب غذا، این فعال ترک آذربایجانی ابتدا به زندان «اوین» سپس به زندان «رجایی شهر کرج» منتقل شد. «لطیف حسنی» در نهایت، روز سه‌شنبه ۱۷ تیرماه ۱۳۹۳، پس از ۵۲ روز، به اعتصاب غذای خود در زندان «رجایی شهر» پایان داد. پیش از آن نیز «لطیف حسنی» همراه ۴ تن دیگر از فعال آذربایجانی در اعتراض به حکم ۹ سال حبس تعزیری در ۲۲ تیرماه ۱۳۹۲، دست به اعتصاب غذا زده بود.

سازمان «عفو بین‌الملل» در ۱۳ تیرماه ۱۳۹۳، با انتشار بیانیه‌ای از وضعیت سلامتی این فعال آذربایجانی ابراز نگرانی کرده بود.

«لطیف حسنی» متولد شهرستان «خلخال» است. او تحصیلات خود را در رشته علوم سیاسی گرایش حقوق بین‌الملل، مقطع فوق لیسانس و دکترای خود را در دانشگاه دولتی «باکو» به پایان رسانده است.

بین ۱۶ تا ۲۵ درصد جمعیت ایران ترک‌زبان هستند که به اغلب آنان در استان‌های آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل و زنجان سکونت دارند. برخی از این شهروندان برخورد حاکمیت با شهروندان ترک‌زبان را توام با تبعیض می‌دانند و منع تدریس زبان‌های غیر فارسی در مدارس را یکی از برجسته‌ترین موارد تبعیض می دانند که همواره با اعتراض بخشی از فعالان مدنی این مناطق روبرو بوده است.

گیتی پورفاضل، یکی دیگر از امضاء کنندگان بیانیه ۱۴ نفره زنان بازداشت شد

طی روزهای اخیر یکی دیگر از امضاکنندگان نامهٔ ۱۴ نفرهٔ دوم (زنان داخل ایران) که در آن خواستار استعفای علی خامنه‌ای از رهبری شده‌بودند، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز دوشنبه ۲۸ مردادماه ۹۸، گیتی پورفاضل، فعال حقوق زنان، وکیل دادگستری و عضو کانون نویسندگان ایران، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده‌است.

«جبهه ملی ایران» که گیتی پورفاضل از اعضای شورای مرکزی آن است، با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرده؛ “خانواده خانم پورفاضل با وجود پیگیری‌هایی که کرده‌اند، تا این لحظه هیچ اطلاعی از نهاد بازداشت‌کننده یا محل نگهداری او ندارند.”

با احتساب بازداشت خانم پورفاضل تا این لحظه ۶ نفر از زنانی که بیانیه دوم زنان، موسوم به بیانیه ۱۴ نفره زنان داخل ایران را امضا کرده‌اند، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند.

شهلا انتصاری، فاطمه سپهری، نرگس منصوری، شهلا جهانبین و فرنگیس مظلوم از جمله این افراد هستند که پیشتر خبر بازداشت آنها از سوی رسانههای حقوق بشری اطلاع رسانی شدهبود.

شهلا انتصاری، نصرت بهشتی، فرشته تصویبی، پروا (سکینه) پاچیده، گیتی پورفاضل، زهرا جمالی، شهلا جهان‌بین، عزت جوادی‌حصار، فاطمه سپهری، مریم سلیمانی، سوسن طاهرخانی، فرنگیس مظلوم، نرگس منصوری و کیمیا نوروزی‌صابر ۱۴ زنی هستند که نامهٔ ۱۴ نفرهٔ دوم (زنان داخل ایران) را در اعتراض به “آپارتاید جنسی” موجود در حکومت ایران امضا کرده‌اند و خواستار “گذار از نظام جمهوری‌ اسلامی و تدوین قانون اساسی جدید شده‌بودند.”

روز یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، نیز دست‌کم ۱۰ فعال مدنی و سیاسی که قصد داشتند یک تجمع اعتراضی در مقابل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد برگزار کنند، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان‌های نامعلومی منتقل شدند.

این شهروندان بنا بر اطلاعیه‌ای که از سوی گروه موسوم به ۱۴ تن در اعتراض به صدور حکم ۱۳ سال زندان کمال جعفری یزدی، یکی از امضاء کنندگان این بیانیه منتشر شده‌بود، هم‌زمان با برگزاری دادگاه تجدیدنظر آقای جعفری یزدی، در مقابل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد گرد هم‌ آمده بودند که شماری از آن‌ها بازداشت شدند.

هاشم خواستار، جواد لعل محمدی، محمد حسین سپهری، محمد نوری زاد، عبدالرسول مرتضوی، غلام‌حسین بروجردی، رضا جنگی، مرتضی قاسمی، هاشم رجایی، حوریه فرج‌زاده طارانی، فاطمه سپهری و پوران ناظمی جزو بازداشت شده‌های روز یکشنبه ۲۰ مرداد بودند.

رضا شرفخانی، شهروند ساکن مشهد و از جانبازان جنگ ایران و عراق نیز از جمله کسانی است که احتمالا در همین ارتباط بازداشت شده‌است.

آقای شرفخانی شامگاه چهارشنبه ۲۳ مردادماه ۹۸ در منزل شخصی‌اش در مشهد بازداشت شد.

گروه بیانیه موسوم به ۱۴ تن اخیرا با انتشار اطلاعیه‌ای در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرده بود؛ “همزمان با برگزاری دادگاه آقای جعفری در مقابل ساختمان این دادگاه حاضر شده و اعتراض خود را نسبت به احکام ناعادلانه سیستم قضایی علیه منتقدین نشان خواهند داد.”

زرتشت احمدی راغب، محمد رضا بیات، کمال جعفری یزدی، سید هاشم خواستار، محمد حسین سپهری، گوهر عشقی، حوریه فرج زاده، محمد کریم بیگی، جواد لعل محمدی، محمد ملکی، محمد مهدویفر، رضا مهرگان، محمد نوریزاد و عباس واحدیان شاهرودی، ۱۴ نفری هستند که با امضای بیانیه ای مشترک خواستار عزل علی خامنه ای از رهبری شده اند.

صدور حکم سنگین ۲۳ سال و ۹ ماه زندان برای کیومرث مرزبان طنزنویس ایرانی

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، کیومرث مرزبان، نویسنده و طنزنویس ایرانی را که از شهریورماه سال گذشته تا کنون در زندان است، با چند اتهام در مجموع به ۲۳ سال و ۹ ماه زندان محکوم کرده‌است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی، کیومرث مرزبان طنزنویس ایرانی را با چند اتهام در مجموع به ۲۳ سال و ۹ ماه حبس محکوم کرده‌است که در صورت تایید این حکم در دادگاه تجدیدنظر با توجه به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، ۱۱ سال آن قابل اجرا خواهد بود.

محمد حسین آقاسی وکیل مدافع آقای مرزبان در این خصوص در گفتگوی کوتاهی به کمپین گفت: «آقای مرزبان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با چندین اتهام روبه‌رو شد و در مجموع به ۲۳ سال و ۹ ماه زندان محکوم شده‌است. ما به رای صادره اعتراض کردیم، اما در صورت تایید این حکم در دادگاه تجدیدنظر، با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، ۱۱ سال حبس تعزیری در خصوص اتهام “ارتباط با دول متخاصم” قابلیت اجرا دارد.»

مأموران اطلاعات سپاه، کیومرث مرزبان طنزنویس ۲۷ ساله را یک سال پس از بازگشتش به ایران در تاریخ چهارم شهریورماه ۹۷ بازداشت کردند.

۴ ماه پس از بازداشت آقای مرزبان یکی از نزدیکان او به کمپین گفتهبود: «با وجود آنکه بیشتر از ۴ ماه از بازداشت این نویسنده و طنزپرداز گذشته‌است، اما هنوز دلیل بازداشتش مشخص نیست و تنها اطلاعات ضد و نقیضی در باره وی به دست خانواده‌اش رسیده‌است، ولی تنها موضوعی که خبر داریم این است که هنوز دادگاهی برای او تشکیل نشده و حکمی هم صادر نشده است».

وب‌سایت وابسته به حکومت «پایگاه عدالت خواهان» به طرح برخی اتهامات علیه او پرداخته و در خبری نوشت که او به آمریکا برای انعقاد قراردادی با هدف «شبکه‌سازی در ایران» سفر کرده است در حالی که به گفته منبع آگاه کیومرث مرزبان هرگز به این کشور سفری نداشته است.

«پایگاه عدالت خواهان» مدعی شده کیومرث مرزبان تحت عنوان دایر کردن کلاس‌های هنری اقدام به ارتباط‌گیری با هنرمندان کشور کرده و از این طریق «التهاب‌افکنی» و «ایجاد شکاف اجتماعی در بدنه جامعه» می‌کرده است.

پیش‌تر انجمن جهانی طنز فارسی، نسبت به تداوم بازداشت این عضو خود واکنش نشان داده و با صدور بیانیه‌ای اظهارات یک وبسایت اینترنتی علیه او را “مخدوش و بی‌پایه و اساس” دانسته‌بود.

کیومرث مرزبان فعالیت خود را با ساختن فیلم‌های کوتاه آغاز کرد. او در سال ۸۸ به کشور مالزی سفر کرد و در آنجا پادکست اینترنتی با محتوای طنز به نام «رادیو سنگ‌تاب» را راه‌اندازی کرد. او همچنین کتاب طنزی با عنوان «خام بدم پخته شدم بلکه پسندیده شدم» را نوشت. مرزبان پس از بازگشت به ایران در سال ۹۶ نیز کلاس‌های نویسندگی و فیلم‌نامه‌نویسی را برای جوانان تشکیل داد.

دادگاه تجدیدنظر؛ حکم ۱۳ سال زندان کمال جعفری یزدی استاد دانشگاه مشهد عینا تایید شد

حکم ۱۳ سال زندان کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه مشهد در دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی عینا تایید شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، شعبه ۱ دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی، حکم ۱۳ سال زندان دادگاه بدوی کمال جعفری یزدی، استاد مدیریت استراتژیک دانشگاه غیرانتفاعی مشهد و فعال مدنی را با اتهامات “تشکیل گروه و دسته به قصد بر هم زدن امنیت کشور”، “تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروه های معاند” و “توهین به رهبری” را عینا تایید کرده‌است.

دادگاه تجدیدنظر آقای جعفری یزدی روز یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، برگزار شد و این حکم روز دوشنبه ۲۸ مرداد به او ابلاغ شده‌است.

او با اتهام “تشکیل گروه و دسته به قصد بر هم زدن امنیت کشور” به ۱۰ سال، اتهام “تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروه های معاند” به ۲ سال و بابت “توهین به رهبری” به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شده‌است.

مجموع احکام صادر شده برای این استاد دانشگاه به ۱۳ سال می‌رسد که بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی حکم ده سال زندان بابت اتهام “تشکیل دسته و گروه به قصد برهم زدن امنیت داخلی” به عنوان مجازات اشد قابل اجرا خواهد بود.

دادگاه بدوی این فعال مدنی، ۲۰ فروردین ۹۸ برگزار و حکم ۱۳ سال حبس او ۲۷ فروردین ۹۸ به وکیلش ابلاغ شده‌بود.

او در خصوص صدور حکم ۱۳ سال زندانش در دادگاه بدوی گفتهبود: «پرونده من به شعبه ۴ دادگاه انقلاب ارجاع شده بود که دادگاه روز ۲۰ فروردین ۹۸ برگزار شد، ولی در دقیقه ۹۰ پرونده‌ام به شعبه دوم ارجاع شد که البته بعد از دفاعیاتم در شعبه دوم، رای توسط شعبه ۴ صادر شده که اصلا خود این کار غیرقانونی است.»

آقای جعفری ۲ مردادماه ۹۷ با شکایت وزارت اطلاعات در مشهد بازداشت و به زندان وکیل آباد منتقل شد و پس از سپری کردن حدود ۳ ماه با سپردن وثیقه یک و نیم میلیاردی آزاد شد.

این استاد دانشگاه که خود از آسیب دیدگان جنگ ایران و عراق است، همسری بیمار و یک فرزند دختر دارد.

روز یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، نیز چند تن از فعالان مدنی و سیاسی که قصد داشتند یک تجمع اعتراضی در مقابل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در حمایت از کمال جعفری یزدی برگزار کنند، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

شهلا انتصاری یکی دیگر از امضاء کنندگان بیانیه ۱۴ نفره زنان بازداشت شد

یکی دیگر از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ نفره زنان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، ماموران امنیتی، روز پنج‌شنبه ۳۱ مردادماه ۹۸، شهلا انتصاری، یکی دیگر از امضاکنندگان نامهٔ ۱۴ نفرهٔ دوم (زنان داخل ایران) را در باغ شخصی‌اش در شهر رشت بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.

خانم انتصاری یکی از زنانی است که نامه‌ ۱۴ نفره درخواست استعفای «علی خامنه‌ای» و «انحلال قانون اساسی» را امضا کرده بود و تا این لحظه از محل نگهداری او اطلاعی در دست نیست.

شهلا انتصاری پیش‌تر نیز در تجمع ۱۷ اسفند ۱۳۹۶ (۸ مارس، روز جهانی زنان) مقابل وزارت کار، به همراه چند زن دیگر بازداشت و شامگاه دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶ از زندان قرچک ورامین با قرار کفالت آزاد شده‌بود.

پیش‌ از این در شامگاه چهارشنبه ۳۰ مردادماه ۹۸، شهلا جهانبین، همسر عباس واحدیان شاهرودی، نویسنده و فعال مدنی در منزل پدری‌اش در تهران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

تا کنون ۶ نفر تن از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ نفره زنان داخل ایران به نامهای شهلا انتصاری، فاطمه سپهری، حوریه فرجزاده، نرگس منصوری، شهلا جهانبین و فرنگیس مظلوم بازداشت شدهاند.

روز یکشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، نیز دست‌کم ۱۰ فعال مدنی و سیاسی که قصد داشتند یک تجمع اعتراضی در مقابل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد برگزار کنند، از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان‌های نامعلومی منتقل شدند.

این شهروندان بنا بر اطلاعیه‌ای که از سوی گروه موسوم به ۱۴ تن در اعتراض به صدور حکم ۱۳ سال زندان کمال جعفری یزدی، یکی از امضاء کنندگان این بیانیه منتشر شده‌بود، هم‌زمان با برگزاری دادگاه تجدیدنظر آقای جعفری یزدی، در مقابل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد گرد هم‌ آمده بودند که شماری از آن‌ها بازداشت شدند.

هاشم خواستار، جواد لعل محمدی، محمد حسین سپهری، محمد نوری زاد، عبدالرسول مرتضوی، غلام‌حسین بروجردی، مرتضی قاسمی، حوریه فرج‌زاده طارانی، فاطمه سپهری و پوران ناظمی جزو بازداشت شده‌های روز یکشنبه ۲۰ مرداد بودند.

رضا شرفخانی، شهروند ساکن مشهد و از جانبازان جنگ ایران و عراق نیز از جمله کسانی است که احتمالا در همین ارتباط بازداشت شده‌است.

آقای شرفخانی شامگاه چهارشنبه ۲۳ مردادماه ۹۸ در منزل شخصی‌اش در مشهد بازداشت شد.

گروه بیانیه موسوم به ۱۴ تن اخیرا با انتشار اطلاعیه‌ای در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرده بود؛ “همزمان با برگزاری دادگاه آقای جعفری در مقابل ساختمان این دادگاه حاضر شده و اعتراض خود را نسبت به احکام ناعادلانه سیستم قضایی علیه منتقدین نشان خواهند داد.”

زرتشت احمدی راغب، محمد رضا بیات، کمال جعفری یزدی، سید هاشم خواستار، محمد حسین سپهری، گوهر عشقی، حوریه فرج زاده، محمد کریم بیگی، جواد لعل محمدی، محمد ملکی، محمد مهدویفر، رضا مهرگان، محمد نوریزاد و عباس واحدیان شاهرودی، ۱۴ نفری هستند که با امضای بیانیه ای مشترک خواستار عزل علی خامنه ای از رهبری شده اند.

Create your website with WordPress.com
Get started