اعتصاب غذای محمد مرادی, زندانی سیاسی محبوس در زندان نقده

امروز پنجشنبه ۲۴ بهمن ماه ۱۳۹۸, محمد مرادی, شهروند اهل روستای قبر حسن, واقع در شهرستان پیرانشهر و محبوس در بند ۳ زندان نقده در اعتراض به تعلیق تاریخ دومین جلسه محاکمه وی از ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۹ به تیر ماه همان سال و تداوم بلاتکلیفی و ممانعت از تائید درخواست وی برای تودیع قرار وثیقه و آزادی موقت اعلام اعتصاب غذا کرد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از شبکه حقوق بشر کردستان, روز سه شنبه ۲۲ بهمن ماه ۱۳۹۸, محمد مرادی, دارای ۳۵ سال سن, متاهل و دارای ۲ فرزند, اهل روستای قبر حسن از توابع شهرستان پیرانشهر, محبوس در بند ۳ زندان نقده در اعتراض به تعلیق برگزاری دومین جلسه دادرسی بر پرونده وی توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب مهاباد از اردیبهشت ۱۳۹۹ به تیرماه همان سال که منجر به تداوم بلاتکلیفی بیشتر وی در بازداشت می شود و از سوی دیگر مخالفت مسئولان قضائی و دادستان با تبدیل قرار وی از بازداشت به وثیقه برای آزادی موقت اعلام اعتصاب غذا کرد. 

براساس این گزارش: “محمد مرادی در تاریخ ۲ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۷, در گذرگاه مرزی کیله, واقع در شهرستان سردشت و در هنگام ورود به کشور توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و پس از انتقال به بازداشتگاه این ارگان امنیتی در شهرستان ارومیه تحت بازجوئی و تفهیم اتهام قرار گرفت. در طی دوران بازجوئی محمد مرادی از سوی بازجویان تحت ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفت که باعث بروز آسیبهای جسمی در این شهروند شده و در حال حاضر از حق دسترسی به درمان و خدمات پزشکی هم محروم مانده است”. 

اتهاماتی که محمد مرادی از بابت آنها توسط بازجویان اطلاعات سپاه به مدت ۴۵ روز تحت بازجوئی قرار گرفت؛ “خروج غیرقانونی از کشور” و همچنین”عضویت در احزاب کورد مخالف نظام” عنوان شد. 

لازم به ذکر است, اولین جلسه دادرسی بر پرونده محمد مرادی, در شهریور ماه ۱۳۹۸, توسط شعبه ۱دادگاه انقلاب مهاباد به ریاست “جواد غلامی” برگزار شده بود که در این جلسه دادرسی “خروج غیرقانونی از کشور” و همچنین “عضویت در احزاب کورد مخالف نظام” علیه وی مطرح شد اما تاکنون حکمی بر علیه وی صادر نشده. 

جان انیس سعادت، نویسنده و سینماگر جوان بازداشتی در خطر است

جان «انیس سعادت»، نویسنده و سینماگر جوان شیرازی، که در بازداشت اطلاعات سپاه شیراز است به خاطر ابتلا به بیماری لوپوس (نوعی بیماری خودایمنی) و محرومیت از درمان در خطر است.

انیس سعادت، یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۸ در جریان مراسم یادبود جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی در خیابان معالی آباد شیراز همراه با علی فرمانی یکی دیگر از سینماگران شیرازی از سوی اطلاعات سپاه شیراز بازداشت شد و همچنان در بازداشت به سر می‌برد. 

خانم سعادت متولد ۱۳۶۸ و کارشناسی ارشد روانشناسی است و در محافل ادبی و هنری شیراز به عنوان یک نویسنده و فیلمنامه‌نویس مستعد شناخته می‌شود. انیس سعادت به تازگی جایزه اول فیلمنامه‌ را برای فیلم «وا کَس‌ چِه» در جشنواره سینما حقیقت از آن خود کرد. 

شنبه ۲۲ دی، حدود ساعت ۹:۳۰ شب، انیس سعادت همراه با علی فرمانی و دو تن دیگر از دوستان‌شان در پایان مراسم یادبود جان‌باختگان ساقط کردن هواپیمای اوکراینی در معالی‌آباد در حالی‌که در یکی از خیابان‌های فرعی معالی‌آباد در اتومبیلی نشسته بودند تا آن‌جا را ترک کنند به دست ماموران اطلاعات سپاه شیراز بازداشت می‌شوند.

به گفته یکی از آشنایان این دو هنرمند، ماموران که لباس شخصی بوده و کاپشن‌های سیاه به تن داشتند بدون ارائه حکم بازداشت، این دو سینماگر و دو تن دیگر از دوستان‌شان را از اتومبیل پیاده کرده و رو به دیوار نگه داشته و پس از چشم‌بند زدن با خود می‌برند. ماموران اطلاعات سپاه همان شب دو تن دیگر را پس از گرفتن تعهد آزاد می‌کنند اما این دو هنرمند را روانه بازداشت‌گاه می‌کنند.

انیس سعادت صبح روز دوشنبه با خانواده‌اش تماس کوتاهی می‌گیرد و خبر بازداشتش به دست اطلاعات سپاه را به آنان می‌دهد. چند ساعت بعد، یکی از ماموران امنیتی با خانواده تماس گرفته و از خانواده می‌خواهد برای خانم نقاش، پتو و لباس گرم و وسایل بهداشتی را آماده کنند تا آن‌ها برای گرفتن آن مراجعه کنند اما آن روز خبری از آنان نمی‌شود.

بعد از ظهر سه‌شنبه ۲۴ دی، ماموران اطلاعات سپاه مجددا با خانواده خانم سعادت تماس گرفته و از آن‌ها می‌خواهند وسایل گفته شده را به میدان ستاد برده تا آن‌جا از آن‌ها تحویل بگیرند. روز چهارشنبه ماموران برای بازرسی خانه انیس سعادت مراجعه می‌کنند و برخی از وسایل خانم سعادت را با خود می‌برند اما موفق نمی‌شوند لپ‌تاپ او را بیابند.

یک ساعت بعد، خانم سعادت به خانواده‌اش زنگ می‌زند و به آن‌ها آدرس خانه یکی از دوستانش را می‌دهد و از آن‌ها می‌خواهد به آن‌جا رفته و لپ‌تاپ او را گرفته تحویل ماموران بدهند چون آن‌ها او را برای یافتن لپ‌تاپ تحت فشار گذاشته و اذیتش می‌کنند. 

خانواده انیس سعادت هنوز موفق به ملاقات او نشده‌اند. در همین مدت، خانم سعادت توانسته است دو بار دیگر در هفته دوم و سوم  بازداشت با خانواده‌ش تماس‌های کوتاهی بگیرد و خبر از سلامتی‌اش بدهد. خانواده سعادت به علت ابتلای انیس به بیماری لوپوس به شدت نگران سلامتی او هستند. 

ابتلای انیس سعادت به لوپوس نزدیک به ده روز پیش از دستگیری‌ او تشخیص داده شد. این بیماری که زنان ده برابر بیش از مردان به آن مبتلا می‌شوند بیشتر پوست را درگیر می‌کند اما ریه‌ و کلیه‌های خانم سعادت هم درگیر این بیماری شده‌اند و وضعیت سلامتی بسیار ناپایداری دارد و باید تحت مراقبت دایمی باشد. 

هنوز مشخص نیست خانم سعادت به چه اتهامی بازداشت شده است و چه زمانی تفهیم اتهام می‌شود و مراجعه خانواده او به دادگاه و اطلاعات سپاه برای گرفتن اطلاع از وضعیت او تاکنون بی‌نتیجه بوده است.

دادگاه انقلاب کرمانشاه سه شهروند را مجموعا به ۱۷ سال و ۶ ماه حبس محکوم کرد

سه شهروند اهل کرمانشاه به نام های صحبت امیدی، مهدی ابدالی و خلیل اسدی توسط دادگاه انقلاب این شهر مجموعا به ۱۷ سال و ۶ ماه حبس محکوم شدند. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان روز دوشنبه ۲۱ بهمن ماه، در شعبه سوم انقلاب کرمانشاه برگزار شد. شعبه رسیدگی کننده همچنین بابت اتهام اجتماع و تبانی مطروحه علیه محی الدین اصغری، دیگر متهم این پرونده، قرار عدم صلاحیت رسیدگی صادر کرد. این شهروندان، پس از اعتراضات سراسری آبان ماه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صحبت امیدی، مهدی ابدالی و خلیل اسدی توسط شعبه سوم انقلاب کرمانشاه مجموعا به ۱۷ سال و ۶ ماه حبس محکوم شدند.

بر اساس احکام صادره، خلیل اسدی بوژانی از بابت اتهام “عضویت در گروه معاند نظام” به ۳ سال حبس و از بابت اتهام “اجتماع و تبانی بر ضد امنیت کشور” به ۳ سال و ۶ ماه حبس محکوم شد. در صورت قطعی شدن این حکم در دادگاه تجدیدنظر و با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، از این میزان مجازات اشد یعنی ۳ سال و شش ماه حبس تعزیری از بابت اتهام “عضویت در گروه معاند نظام” در خصوص وی قابل اجرا خواهد بود.

همچنین از بابت دیگر اتهام مطروحه علیه این شهروند مبنی بر “فعالیت تبلیغی علیه نظام” با این استدلال که جرم عضویت و فعالیت تبلیغی را نیز در خود دارد، در این جلسه دادگاه حکمی صادر نشده است.

صحبت اله امیدی، نیز از از بابت اتهام “عضویت در گروه معاند نظام” به ۵ سال حبس و از بابت اتهام “اجتماع و تبانی” به ۵ سال حبس محکوم شد. مهدی ابدالی، دیگر شهروند بازداشت شده نیز توسط این دادگاه به ۱ سال حبس محکوم شده است.

شعبه رسیدگی کننده همچنین بابت اتهام اجتماع و تبانی مطروحه علیه محی الدین اصغری، دیگر متهم این پرونده، قرار عدم صلاحیت رسیدگی صادر کرد.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان روز دوشنبه ۲۱ بهمن ماه، در دادگاه انقلاب کرمانشاه برگزار شد. در این جلسه متهمان به همراه وکیل خود مصطفی احمدیان در دادگاه حاضر شدند.

صحبت امیدی، خلیل اسدی بوژانی، مهدی ابدالی و محی الدین اصغری شهروندان اهل کرمانشاه در اواخر آبان ماه و اوایل آذرماه امسال و پس از اعتراضات سراسری آبان ماه در واکنش به افزایش قیمت بنزین توسط نیروهای اطلاعات سپاه نبی اکرم استان کرمانشاه بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد در کرمانشاه منتقل شدند.

خیلیل اسدی در تاریخ ۲ دی‌ماه در تماسی تلفنی با خانواده خود از انتقالش به زندان دیزل‌آباد کرمانشاه خبر داد و محی‌الدین اصغری و صحبت امیدی اواسط دی‌ماه با سپردن قرار وثیقه‌ ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

بازداشت امان محمد خجملی, روزنامه نگار اهل گنبدکاووس توسط نیروهای امنیتی

روز یکشنبه ۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۸, در پی یورش ماموران امنیتی به منزل شخصی امان محمد خجملی, روزنامه نگار و فعال رسانه ای اهل روستای “حاللی آخوند” از توابع شهرستان گنبد کاووس واقع در استان گلستان, پس از تفتیش منزل و ضبط وسائل شخصی بازداشت شد. این فعال رسانه ای پس از تفهیم اتهام با تودیع قرار کفالت بطور موقت آزاد شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از توهرا, صبح روز یکشنبه ۲۰ بهمن ماه ۱۳۹۸, امان محمد خجملی, روزنامه نگار و فعال رسانه ای و از اهالی روستای “حاللی آخوند” از توابع گنبد کاووس واقع در استان گلستان, در پی یروش ماموران اداره اطلاعات این شهرستان,  به منزل شخصی وی از بابت فعالیتهای وی در فضای رسانه ای و انتشار مقالات انتقادی پس از تفتیش منزل و ضبط لوازم شخصی بازداشت و پس از تفهیم ۲ اتهام در شعبه بازپرسی, با تودیع قرار کفالت بطور موقت و تا اتمام مراحل دادرسی از بازداشت موقت آزاد شد. 

براساس این گزارش: بازداشت امان محمد خجملی, در پی شکایت اداره اطلاعات گنبد کاووس از این فعال رسانه ای و با حکم بازداشت صادره از سوی شعبه ۴ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب این شهرستان صورت گرفت و این شهروند پس از بازداشت جهت تفهیم اتهام و بازپرسی به دادگستری شهرستان گنبدکاووس منتقل شده بود.

همچنین پس از انتقال این روزنامه نگار و فعال رسانه ای به شعبه ۴ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب گنبد کاووس در غیاب بازپرس شعبه مذکور این فعال رسانه ای بصورت نیابتی از سوی شعبه ۱ بازپرسی مورد تفهیم اتهامات “نشر اکاذیب در فضای مجازی” و “تشویش اذهان عمومی” قرار گرفت و پس از تامین قرار کفالت صادره بطور موقت تا روز شنبه هفته آینده از بازداشت آزاد شد. 

آزادی موقت آرمان وفایی؛ تداوم بازداشت لیلا تیراندازی

آرمان وفایی، فعال محیط‌زیست و از اعضای شاخه کردستان حزب وحدت ملی با تودیع وثیقه دویست میلیون تومانی به‌صورت موقت آزاد شد. لیلا تیراندازی، مسئول سابق کمیته زنان شاخه کردستان حزب وحدت ملی و همسر آقای وفایی کماکان در بازداشت بسر می برد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی؛ روز چهارشنبه ۲۳ بهمن ۹۸، آرمان وفایی، فعال محیط‌زیست و از اعضای شاخه کردستان حزب وحدت ملی با تودیع وثیقه دویست میلیون تومانی به‌صورت موقت آزاد شد. لیلا تیراندازی، مسئول سابق کمیته زنان شاخه کردستان حزب وحدت ملی و همسر آقای وفایی که پس از حضور در ستاد خبری اداره اطلاعات سنندج، توسط مأموران این نهاد امنیتی بازداشت شد کماکان در بازداشت بسر می برد.

آرمان وفایی، روز ۲۸ آبان ماه توسط نیروهای امنیتی در سنندج بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل‌شده‌بود.

روز ۲۶ آذرماه، آقای وفایی از بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به شعبه دوم بازپرسی سنندج منتقل‌شده و قرار بازداشت وی به مدت یک ماه دیگر تمدیدشده‌بود.

روز شنبه ۷ دی ماه ۱۳۹۸، لیلا تیراندازی، مسئول سابق کمیته زنان شاخه کردستان حزب وحدت، علیرغم وضعیت نامناسب جسمانیپس از حضور در  ستاد خبری اداره اطلاعات سنندج ، توسط مأموران این نهاد امنیتی بازداشتشده‌بود.

شبکه حقوق بشر کردستان در زمان بازداشت خانم تیراندازی به نقل از منابع آگاه نوشته بود: «بازداشت خانم تیراندازی در حالی صورت گرفته است که  ایشان حدود دو هفته پیش در تهران تحت عمل جراحی کلیه قرارگرفته بود و وضعیت جسمانی‌اش نامناسب گزارش‌شده است. این فعال حقوق زنان، ظهر روز یکشنبه هشتم دی‌ماه در یک تماس تلفنی از بازداشتگاه اداره اطلاعات به خانواده خود اطلاع داده است که از زمان بازداشت در اعتراض به فشارهای وارده بر وی و همسرش جهت اخذ اعترافات اجباری دست به اعتصاب غذا زده است.»

مضروب ساختن و تحقیر کردن؛ گزارشی از آخرین وضعیت ماری محمدی در زندان قرچک

فاطمه (ماری) محمدی، زندانی سیاسی، با گذشت بیش از یک ماه از زمان بازداشت، همچنان به صورت بلاتکلیف در زندان قرچک ورامین بسر می‌برد. خانم محمدی شب یکشنبه ۲۲ دی ماه در جریان تجمعات اعتراضی نسبت به ساقط کردن هواپیمای اوکراینی توسط پدافند نیروی هوا فضای سپاه و ابراز همدردی با خانواده قربانیان، توسط نیروهای امنیتی در حوالی میدان آزادی تهران همراه با ضرب و شتم شدید بازداشت شد. پرونده ماری محمدی پس از تفهیم اتهام در دادسرای اوین به دادگاه عمومی و جزائی تهران ارجاع شده ولی تاکنون تعیین مجتمع قضائی و شعبه نشده است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز پنج‌شنبه ۲۴ بهمن ماه ۱۳۹۸، با گذشت بیش از یک ماه زمان بازداشت، فاطمه (ماری) محمدی، زندانی سیاسی، همچنان به صورت بلاتکلیف در زندان قرچک ورامین بسر می‌برد.

فاطمه (ماری) محمدی، شب یکشنبه ۲۲ دی ماه ۱۳۹۸، در جریان تجمعات اعتراضی نسبت به ساقط کردن هواپیمای اوکراینی توسط پدافند نیروی هوا فضای سپاه و ابراز همدردی با خانواده قربانیان، توسط نیروهای پلیس امنیت در حوالی میدان آزادی تهران همراه با ضرب و شتم شدید بازداشت و به بازداشتگاه وزرا تهران منتقل شد.

یک منبع مطلع در این خصوص به هرانا گفت: “ماری محمدی پس از بازداشت به بازداشتگاه وزرا تهران منتقل شد. پیش از شروع بازجویی‌ها او را به حیاط بازداشتگاه وزرا منتقل کردند و در آنجا مجبورش کردند در سرمای شدید بر کف آسفالت و روبروی توالت‌ها بنشیند. پس از آن توسط ۳ مامور مورد بازجویی قرار گفت. ماموران علاوه بر این برگه‌هایی حاوی ۳۰ سوال به خانم محمدی دادند که او در پاسخ به آنها گفت تا زمان حضور نداشتن وکیل خود به آنها پاسخ نمی‌دهد. ماموران از زمان بازداشت و طی ۲۴ ساعت حضور خانم محمدی در این بازداشتگاه هیچ غذایی به او نداده بودند”.

این منبع مطلع در ادامه به هرانا گفت: “خانم محمدی در زمان بازداشت در میدان آزادی تهران، توسط ماموران زن و مرد به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت. او پس از بازداشت و انتقال به بازداشتگاه وزرا مجددا توسط ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفت. شدت ضرب و شتم خانم محمدی به حدی بوده که آثار کبودی روی برخی قسمت‌های بدن او تا حدود سه هفته قابل مشاهده بود. ماموران علاوه بر این در بازداشتگاه وزرا دو بار به طور غیرمعمول خانم محمدی را مورد بازرسی بدنی قرار دادند. در این بازرسی‌ها ماموران زن خانم محمدی را مجبور کردند لباس‌های خود را به طور کامل دربیاورد و چندین بار پشت به ماموران زن و رو به ماموران زن بدون لباس بنشین پاشو برود. ماموران او را تهدید کرده بودند در صورتی که خودش این کار را نکند آنها به زور لباس‌هایش را درمی‌آوردند و گفته بودند اگر لمس شود لابد برایش خیلی بدتر است”.

ماری محمدی پس از یک روز ابتدا به دادسرایی در یکی از خیابان‌های مرکز شهر تهران منتقل شد و ماموران پس از آنکه متوجه شدند اشتباهی به آنجا رفته‌اند این بار او را به شعبه ۶ بازپرسی دادسرای اوین منتقل کردند. خانم محمدی نهایتا پس از تفهیم اتهام در این شعبه به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

به گفته این منبع مطلع “خانم محمدی همراه با یک بازداشتی دیگر از بازداشتگاه وزرا به بیرون منتقل شده بود. ماموران دستان خانم محمدی و دیگر زن بازداشتی را از پشت به حالت ضربدری به یکدیگر دستبند زده و آنها را هل می‌دادند. علیرغم آنکه آنها چندین بار از فشار و زخم شدن دست‌هایشان گلایه کردند ماموران به آنها توجهی نکردند”.

پرونده خانم محمدی در شعبه ۶ دادسرای ناحیه ۳۳ مقدسی اوین (دادسرای اوین) مورد بررسی قرار گرفته و نهایتا به دادگاه عمومی و جزائی تهران ارجاع شده ولی تاکنون تعیین مجتمع قضائی و شعبه نشده است. اتهام مطروحه علیه خانم محمدی “اخلال در نظم و آسایش عمومی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی (تجمع دی ماه ۹۸ هواپیما)” عنوان شده است.

از سوی دیگر در دادسرای اوین برای ماری محمدی قرار کفالت ۳۰ میلیون تومانی صادر شد. با این حال پس از حضور شخص تودیع کننده قرار در دادسرا بازپرس پرونده با تودیع قرار موافقت نکرد؛ از آنجا که پرونده خانم محمدی از دادسرا خارج و تاکنون تعیین شعبه نشده، وی کماکان به صورت بلاتکلیف در بازداشت بسر می‌برد.

فاطمه (ماری) محمدی، زندانی سیاسی و نوکیش مسیحی سابقه بازداشت و محکومیت دارد.

او پیشتر در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۷ جهت محاکمه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی احمدزاده حاضر و به اتهام “عضویت در گروه‌های تبشیری، فعالیت مسیحیت و اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام” به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود. وی نهایتا در بهار سال گذشته با پایان دوران محکومیت از زندان آزاد شد.

این نوکیش مسیحی که در حال تحصیل در رشته مترجمی زبان انگلیسی، در واحد تهران شمال دانشگاه آزاد بود، روز شنبه ۳۰ آذرماه ۱۳۹۸، امکان ورود به دانشگاه را نیافت و به او بدون ارایه توضیحات بیشتر گفته شد ادامه تحصیل او در این دانشگاه ممکن نیست.

خانم محمدی هم‌اکنون در بند تازه تاسیس این زندان (باشگاه) بسر می‌برد.

۴۷۱ روز بی خبری از یک جوان کرد؛ منابع معتبر می‌گویند اطلاعات او را بازداشت کرده است

«فرید از آبان ۹۷ ناپدید شده است. امام جمعه و رئیس پلیس آگاهی مریوان به نقل از مسئولان اداره اطلاعات مریوان به ما گفتند که برادرم را اطلاعات بازداشت کرده است و یکی از بازداشتی‌های آزاد شده هم او را در بازداشت‌گاه اطلاعات کردستان در سنندج دیده است، اما اطلاعات زیر بار نمی‌رود. نمی‌دانیم چکار کنیم. این که نمی‌دانیم چه بلایی سر او آمده است و کجاست از شنیدن خبر مرگش هزار بار سخت‌تر است.»

«فرید پژوهی» جوان دانشجوی کُرد ۲۵ ساله اهل مریوان است که چندین شاهد و مقام دولتی بازداشت و نگهداری او را در بازداشت‌گاه‌های اداره اطلاعات در مریوان و اداره‌کل اطلاعات کردستان در سنندج تائید کرده‌اند، اما بازداشت او هیچ‌گاه به صورت رسمی اعلام نشد و اکنون مقامات امنیتی منکر بازداشت او می‌شوند.

این اولین بار نیست که چنین اتفاقی می‌افتند.  هفت ماه پیش خانواده آرام ظفری به «ایران وایر» خبر دادند که آرام از  ۲۸‌ آبان ماه ۹۶ و پس از احضار به اداره اطلاعات کردستان ناپدید شده است.

فرید و آرام طبق تعریف سازمان ملل ناپدید شده قهری خوانده می‌شوند.

ناپدیدشدگان اجباری (قهری) کسانی هستند که به دلیل فعالیت‌های‌شان یا صرفا برای ایجاد وحشت عمومی به دست دولت‌ها و یا سازمان‌های سیاسی قدرتمند و یا با اجازه و اطلاع آنان ربوده شده، زندانی شده و یا سربه‌نیست می‌شوند اما در مورد مکان نگهداری و یا سرنوشت آنان اطلاع‌رسانی نمی‌شود.

فرید پژوهی متولد ۱۳۷۳ در مریوان، دانشجوی ترم آخر دوره کارشناسی مهندسی عمران دانشگاه آزاد مریوان و صاحب یک مغازه موبایل فروشی در شهر مریوان است. او آخرین فرزند یک خانواده با ۷ فرزند است. سه برادر و چهار خواهر. فرزند آخری که ساعات ابتدایی بامداد سه شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷، ناپدید شد و اکنون ۴۷۱ روز است خانواده‌اش چشم به راه خبری از او هستند.

شب دوشنبه ۷ آبان، فرید تا دیروقت همراه دو دوستش «آرمان کریمی» و «زانیار (مرتضی) سلیمانی» بوده است. حوالی ساعت ۲ بامداد، فرید و زانیار، آرمان را در نزدیک خانه‌اش در محله نوبهار مریوان پیاده می‌کنند. زانیار بعدا می‌گوید، چند دقیقه بعد از پیاده کردن آرمان، فرید هم در سه‌راه بهاران (بسیار دورتر از خانه‌اش) نزدیک یک مغازه سنگ‌فروشی از اتومبیل او پیاده می‌شود و زانیار هم به طرف خانه‌اش می‌رود. از این لحظه فرید پژوهی ناپدید می‌شود.

به گفته آرمان که دوست و فامیل نزدیک فرید است، آن شب به آن‌ها خیلی خوش گذشته است و آن‌ها همیشه دوستان خوبی بوده‌اند اما خانواده فرید به زانیار مشکوک می‌شوند چون به گفته حمید برادر فرید، آن‌ها نتوانسته‌اند در دوربین‌های مداربسته مغازه‌های اطراف سه‌راه بهاران، توقف اتومبیل سفید پراید زانیار و پیاده شدن فرید از آن را ببینند: «اداره آگاهی، زانیار را بازجویی کردند اما چیزی از او به دست نیامد. چند روز هم به طور جدی به دنبال فرید گشتند اما هیچ ردی از او به دست نیامد. در مورد دوربین مداربسته هم گفته شد شاید فرید در یک نقطه کور پیاده شده است.»

اما چرا آگاهی موضوع تناقض در گفته زانیار را جدی نگرفته است. حمید می‌گوید خانواده او به این موضوع مشکوک هستند که نیروهای امنیتی فرید و زانیار را با هم بازداشت کرده باشند و پس از آزاد کردن زانیار، به او هشدار داده باشند حق ندارد در مورد بازداشت فرید چیزی بگوید.

حمید می‌گوید اگر این مساله هنوز برای آن‌ها راز است اما دانسته‌های بعدتر آن‌ها را مطمئن کرده است که نیروهای امنیتی برادرش فرید را بازداشت کرده‌اند. ۱۲آبان، بعد از ۴ روز جستجوی بی‌نتیجه برای یافتن فرید، «حامد»، برادر بزرگترشان نامه‌ای برای درخواست کمک به «مصطفی شیرزادی»، امام جمعه مریوان می‌نویسد و همراه با دو تن از دوستان معلمش به دیدن او می‌رود و از او کمک می‌خواهد.

امام جمعه نامه را تحویل می‌گیرد و قول می‌دهد پیگیری کند و آن‌ها را خبر کند: «سه روز بعد، حاجی ادریس، پسر امام جمعه، به برادرم حامد زنگ زد و گفت مژدگانی بدهید که فرید زنده است، پدرم در راهپیمایی ۱۳ آبان، از “خیرخواه”، رئیس اطلاعات مریوان درباره فرید پرسید و او جواب داد خودشان او را بازداشت کرده‌اند و به اطلاعات استان در سنندج منتقل شده و آن‌جا زیر بازجویی است.»

اما وقتی خانواده فرید پژوهی به اطلاعات مریوان مراجعه می‌کنند آن‌ها منکر چنین گفتگویی با امام جمعه می‌شوند: «ما فردای آن روز، به ستاد خبری اطلاعات مریوان مراجعه کردیم و گفتیم خبری از فرید می‌خواهیم. اطلاعات گفتند ما چنین چیزی به امام‌جمعه نگفته‌ایم و خبری از فرید ندارند و همان‌جا هم گفتند الان به امام جمعه زنگ می‌زنند و بعد گفتند امام جمعه هم می گوید چنین چیزی نگفته است.»

خانواده فرید دست از پیگیری برنمی‌دارند و باتوجه به این‌که پرونده ناپدید شدن فرید برای بررسی به پلیس آگاهی مریوان ارجاع شده باز به آن‌جا مراجعه می‌کنند: «ده روزی از ناپدید شدن فرید می‌گذشت، برای پیگیری مقابل اداره آگاهی رفته بودیم و شاکی از این‌که چرا جوابی به ما نمی‌دهند. سروان عطا نادری که آن زمان رئیس پلیس آگاهی مریوان بود و اکنون به دهگلان منتقل شده است، ما را به دفترش برد و گفت نگران نباشید، خبر خوب این است که فرید زنده است اما آن روز هرچه اصرار کردیم نگفت از کجا می‌داند زنده است و الان کجاست.»

یک ماه بعد، اوایل آذر، و با تداوم بی‌خبری از وضعیت فرید، حمید و عمویش دوباره به دیدار سروان نادری می‌روند و رئیس پلیس آگاهی مریوان این بار در مقابل اصرار و التماس آن‌ها می‌گوید مسئولان یک نهاد امنیتی به او گفته‌اند فرید را آن‌ها بازداشت کرده‌اند و فعلا باید صبر کنند تا خودشان اعلام کنند و این‌که به هرحال فرید زنده است و نگران نباشند: «گفت ما هم نمی‌توانیم دیگر کاری بکنیم چون از استان به ما گفته‌اند موضوع امنیتی است و به شما ربطی ندارد. پس از این صحبت پیش “ستار اکبری”، رئیس دادگستری مریوان و “علی‌زاده”، دادستان عمومی و انقلاب مریوان رفتیم و صحبت‌های رئیس پلیس آگاهی را به آن‌ها گفتیم. ما را از اتاق بیرون فرستادند و گفتند خودشان با رئیس آگاهی صحبت می‌کنند. بعد که به اتاق برگشتیم دادستان به ما گفت حرف جای مدرک را نمی‌گیرد، باید مکتوب به ما اعلام کنند تا بتوانیم پیگیری کنیم.»

با نومید شدن خانواده فرید از مراجع رسمی، حمید چند روز بعد در اواسط آذر به کمک یکی از دوستانش با شخصی تماس می‌گیرد که روابطی با نهادهای امنیتی دارد: «دوستم این شخص را که اهل سریش‌آباد قروه بود، حاجی صدا می‌کرد. حاجی نام و نام فامیل و کد ملی برادرم فرید را از ما گرفت و گفت به ما خبر می‌دهد. ۵ دقیقه بعد حاجی به ما زنگ زد و گفت اگر همان کسی است که مغازه موبایل فروشی هم داشته به دلایل امنیتی بازداشت شده و در اختیار نهادهای امنیتی است و خداحافظی کرد.»

دو ماه از ناپدید شدن فرید پژوهی گذشته بود که شخصی به نام «اریوان شعبانی» که از اهالی مریوان است به خانواده فرید پژوهی خبر می‌دهد که فرید را در بازداشت‌گاه اداره‌کل اطلاعات در سنندج دیده است: «اریوان نوه یکی از شهروندان شناخته شده مریوانی است. او اواسط آذرماه پارسال، پیش برادر بزرگم حامد در بازار رفته و به او می‌گوید در بازداشت‌گاه اداره‌کل اطلاعات، فرید در سلول کناری او نگهداری می‌شد و وقتی فرصت شده با هم صحبت کردیم، به من گفته نامش چیست و کجایی است و خواسته به شما خبر بدهم.»

به گفته حمید با ادامه انکار اطلاعات مریوان، تقریبا چهار ماه بعد از ناپدید شدن برادرش او ناچار می‌شود به وزارت اطلاعات نامه‌ای بنویسد: «نامه‌ای با عنوان وزیر اطلاعات به آن وزارت‌خانه فرستادم و شرح ماوقع را نوشتم و اینکه چه مقاماتی تائید کرده‌اند فرید را اطلاعات بازداشت کرده است. هیچ جوابی به من ندادند، اما مدتی بعد یکی از مسئولان اطلاعات مریوان را رد رفت‌و‌آمدم به دادگاه دیدم. به محض این‌که من را دید، گفت چرا به وزارت‌خانه نامه داده‌ام؟ گفتم چون امام‌ جمعه و رئیس پلیس آگاهی تائید کرده‌اند برادرم دست شماست و شما به ما جواب نمی‌دهید. گفت برادرت دست ما نیست و بی‌خود هم پیگیری نکن. اگر دست ما بود، می‌گفتیم هست.»

حمید می‌گوید برادرش فرید وابستگی سیاسی نداشت و تا جایی که او می داند اهل فعالیت سیاسی هم نبود و اصلا نمی‌داند چرا باید بازداشت یا ربوده شود و چرا کسی مسئولیت بازداشت او را برعهده نمی‌گیرد: «چیزی که بسیار عجیب است و خانواده ما را نومید و کلافه کرده است این‌ است که هربار که پیگیری می‌کنند اگر برای نخستین بار به کسی، نهادی یا واسطه‌ای رجوع کرده باشند، جواب آن‌ها این است که اطلاعات فرید را بازداشت کرده است و زنده است اما وقتی بیشتر پیگیر می‌شویم، به کلی زیر همه چیز می‌زنند.»

مکاتبات خانواده پژوهی با نماینده شهر مریوان در مجلس شورای اسلامی و قوه قضائیه هم بی‌نتیجه بوده است و هر بار پاسخ داده‌اند آن‌ها هیچ خبری ندارند و همه این شواهد و سخنان پیشین را از قول مقامات دیگر نادیده گرفته‌اند.«مرداد ۹۸، وقتی ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضائیه به استان کردستان آمد، نماینده‌اش به مریوان آمد. من پدر و مادرم را پیش او بردم و شرح حال گفتیم و نامه‌ای به او دادیم. خیلی‌های دیگر هم آمده بودند و نامه دادند، جواب برای بسیاری آمد، اما ما هیچ جوابی نگرفتیم.»

خانواده فرید در این جستجوی بی‌نتیجه، سراغ دفتر ریاست قوه قضائیه در تهران هم می‌رود و آن‌جا هم شکوائیه‌ای می‌نویسد: «مدتی بعد از دفتر ستاد حقوق‌بشر دادگستری استان کردستان تماسی با ما گرفتند و رفتیم آن‌جا و شرح ماوقع را به آنان هم دادیم و آن‌ها هم قول پیگیری دادند اما همه در همین حد قول پیگیری ماند.»

حمید برای پاسخگو کردن پلیس آگاهی برای شهادت دادن در مورد آن‌چه رئیس آگاهی به او و عمویش گفته است به دادسرای نظامی استان در سنندج هم شکایت می‌برد، شکایتی که بی‌نتیجه می‌ماند: «اواخر بهار امسال برای ادای توضیحات احضار شدم، رفتم توضیح دادم و گفتم که شاهد دارم پسر امام جمعه به نقل از  پدرش خبر بازداشت برادرم را داده است و رئیس پلیس آگاهی هم مستقلا و جدا از ایشان، همین موضوع را دو بار تائید کرده است. کسانی دیگر هم همین موضوع بازداشت برادرم و دیدن او در بازداشت‌گاه را تائید کرده‌اند، اما الان کسی پاسخگو نیست.»

در همان روزها، همزمان با ماه رمضان در اوایل خرداد ۹۸، حمید دوباره به دوستش متوسل می‌شود تا بتواند یک بار دیگر با حاجی صحبت کنند و خبر تازه‌ای از برادرش فرید بگیرند: «مرتب با شماره او تماس می‌گرفتیم اما جواب نمی‌داد. این رفیقم واسطه شد و قرار شد ما را در پارکی در سنندج ملاقات کند. پدر و مادرم هم با من آمدند و حاجی را دیدیم. گفت من دلم برای پدر و مادرت سوخت و نخواستم با گفتن این‌که نمی‌دانم و نیست شما را مثل بقیه آزار دهم. تنها می‌دانم دست نهادهای امنیتی است و چیز دیگری هم نمی‌دانم.»

خانواده فرید به امید بازگشتنش، اجاره مغازه موبایل‌فروشی او را تا ۸ ماه پس از ناپدید شدنش همچنان پرداخت می‌کنند: «مغازه او را که در طبقه همکف پاساژ مولوی بود تا تیر ۹۸ نگه داشتیم، مغازه بسته بود اما اجاره‌اش را پرداخت می‌کردیم. دیگر از پس اجاره‌اش برنیامدیم و آن را بستیم.»

حمید می‌گوید در مریوان، این تنها برادر او نیست که ناپدید شده است و یکی از ناپدیدشده‌ها به نام «آرام کرمی» پس از ۱۵ ماه ناپدید شدن از یکی از زندان‌ها با خانواده‌اش تماس گرفته و خبر از زنده بودنش  داده است: «تنها ما نیستیم. من شنیده‌ام چند خانواده دیگر هم هستند. آرام کرمی بعد از ۱۵ ماه به خانه زنگ زده و گفته در زندان است و زنده است. او هم همان پائیز سال ۹۷ ناپدید شده بود.»

هنوز مشخص نیست ماموران امنیتی چه انگیزه و بهانه‌ای برای بازداشت فرید پژوهی داشته‌اند. حمید می‌گوید رابط امنیتی به نام حاجی برای اطمینان از هویت او به جای دانشجو بودنش روی موبایل فروش بودن او تاکید کرده است، آیا این به این معنا است که این بازداشت به نحوی به مغازه او و یا کارش ربط دارد؟  این سوال هنوز برای خانواده فرید بی جواب مانده است. آن‌ها به هر راهی متوسل شده‌اند تا از عزیزشان خبر بگیرند. اول چند شاهد و منبع معتبر بازداشت او را تایید کرده‌اند اما پس از پیگیری‌های مجدد همگی راه تکذیب را پیش گرفته‌اند.

آن‌چنان که حمید وصف می‌کند آن‌چه بر سر خانواده او آمده است هزار بار از شنیدن خبر مرگ عزیزی از دست رفته بدتر است: «ما روزی هزار بار می‌میریم و زنده می‌شویم. وقتی عزیزی از خانواده می‌میرد پس از چند روز عزاداری به زندگی عادی بازمی‌گردید و مدتی بعد به نبودنش عادت می‌کنید. ما الان در وضعیت برزخی هستیم. به اصلاح کُردی “کافر با دیدن وضعیت پدر و مادرم مسلمان می‌شود”، بلایی سر ما آورده‌اند که از هر شکنجه و مرگی دردآورتر است. زنده یا مرده به ما بگویند چه بلایی سر او آورده‌اند. حق ماست بدانیم.»

 

 

بازداشت یک فعال تلگرامی در سمنان توسط نیروهای امنیتی

امروز پنجشنبه ۲۴ بهمن ماه ۱۳۹۸, ماموران امنیتی در استان سمنان یک فعال تلگرامی که  مدیریت ۱ کانال تلگرامی را برعهده داشت پس از بازداشت به مکان نامعلومی منتقل کردند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از مهر؛ امروز پنجشنبه ۲۴ بهمن ماه ۱۳۹۸, یک فعال تلگرامی ساکن سمنان که مدیریت ۱ کانال تلگرامی با تعداد اعضای ۸۰۰ نفره را برعهده داشت توسط ماموران امنیتی در این شهرستان از بابت ۲ اتهام “نشر اکاذیب” و “انتشار مطالب خلاف واقع”, بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. 

حسین صادقی, رئیس پلیس فتا در استان سمنان با بیان اینکه این کانال تلگرامی ۸۰۰ عضو داشت، ادعا کرد: “بعد از تحلیل داده‌ها و مستندات ادمین کانال شناسایی متهم دستگیر و به همراه ادله دیجیتال مجرمانه به محاکم قضائی قانونی تحویل شد”.

این مقام امنیتی در ادامه ادعای خود همچنین گفت: “فرد بازداشت شده از بابت اتهامات انتشار اکاذیب و مطالب خلاف واقع در فضای رسانه ای بازداشت شد که این اتهامات بر مبنای توهین وی به مسئولان بوده است”. 

Javad Lale Mohammadi Arrested and Sentenced to Nine Years in Prison

Javad Lale Mohammadi, a writer, civil activist and member of the Iranian Teachers’ Association, was arrested following a summoned to the Intelligence Office in Mashhad by phone on Tuesday, February 4th, 2020. This activist was sentenced to 9 years in prison.

According to the Campaign for the Defense of Political and Civil Prisoners, Javad Lale Mohammadi, author, civil activist, member of the Iranian Teachers’ Association and a signatory of the Declaration known as 14 People, was arrested following a summoned to the Intelligence Office in Mashhad by phone on Tuesday, February 4th, 2020. This activist was sentenced to 9 years in prison.

After being detained at the Mashhad Intelligence Office, the civil and trade union activist during a brief phone conversation with his family, notified them of his 9 years detention sentence.

Civil activists calling for the resignation of Khamenei, the leader of the Islamic Republic of Iran, were arrested by security forces along with several other civil activists in front of the appeals court of Kamal Jafari Yazdi, who is detained in Mashhad prison, on August 11th, 2019.

Mr. Lal Mohammadi was released on bail on October 23rd, 2019.

Eight civil activists calling for the resignation of Iran’s Supreme Leader Khamenei in a June 6, 2009, call for the resignation of Mashhad’s Revolutionary Court Branch Judge Judge Mansouri, with a total of two years’ imprisonment, three years. Withdrawal from the country and sentenced to five years in exile.

On February 2nd, 2020, 8 civil activist and authors of the open letter calling for ‘Khamenei Resignation’, in Mashhad Revolutionary Court Branch 4 chaired by Judge mansouri, sentenced to total of 72 years in prison, 6 years in exile, and 6 years band on leaving the country.

Mohammad Nourizad, Mohammad Maleki, Hashem Khastar, Gohar Eshqhi, Abas Vahedian Shahrodi, Horieh Farajzadeh, Kamal Jafari Yazdi, Mohammad Mahdavifar, Javad Lale Mmohammadi, Reza Mehrgan, Mohammad Reza Bayat, Mohammad Karimbeigi, Zartosht Ahmadi Ragheb, Mohamad Hossain Sepehri are the signatories of this statement.

اتحادیه آزاد کارگران ایران در بیانیه‌ای خواستار افزایش دستمزد کارگران شد

اتحادیه آزاد کارگران ایران، در بیانیه‌ای که به تازگی منتشر کرده خواستار افزایش دستمزد کارگران به میزان حداقل ۹ میلیون تومان در سال ۱۳۹۹ شده است.

در تاریخ ۲۱ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، اتحادیه آزاد کارگران ایران در بیانیه‌ای که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده است، علاوه بر افزایش دستمزد کارگران به حداقل ۹ میلیون تومان در سال ۹۹، خواهان تعیین دستمزد کارگران توسط خودشان شده است.

در این بیانیه علاوه بر انتقاد از افزایش سرسام‌آور هزینه‌های زندگی و افول وضعیت اقتصادی شهروندان ایرانی به خصوص از قشر کارگران، از عملکرد دولت در رفع نیازهای این قشر و فراهم آوردن حداقل‌ترین شرایط برای معیشت آن‌ها انتقاد شده است.

این اتحادیه همچنین اعلام کرد که هر ساله شورای عالی کار، با سر باز زدن از اجرای ماده ۴۱ قانون کار، حداقل مزد کارگران را چندین برابر زیر خط فقر تعیین می‌کند. به عنوان مثال: ” سال گذشته و در جریان جلسات کمیته مزد شورای عالی کار میزان سبد هزینه خانوار را حدودا سه میلیون و هفتصد هزار تومان اعلام کردند که نصف نرخ واقعی بود؛ با اینحال حداقل مزد کارگران برای سال ۹۸ را کمتر از نصف همین مبلغ اعلامی خودشان و به میزان ۱۵۱۶۰۰۰ تومان تعیین کردند.”

در بخش دیگری از این بیانیه به افزایش سرکوب اعتراض‌های مردمی از دی‌ماه سال ۱۳۹۶ تا امروز و پرونده‌سازی، دستگیری و شکنجه تظاهرات کنندگان اشاره شده است: ” حاکمیت با نادیده انگاشتن مطالبات معیشتی جامعه و اعتراضات و اعتصابات روزانه کارگران در مراکز مختلف کارگری و تظاهرات‌های مردمی، در آبان‌ماه امسال با افزایش سه برابری قیمت بنزین به بزرگترین دوره تعرض به معیشت آحاد جامعه دست زد و اعتراضات گسترده و سراسری مردم به گرانی بنزین را با بیرحمانه‌ترین یورش و کشتار سرکوب کرد.”

Design a site like this with WordPress.com
Get started