نرگس منصوری، فعال مدنی و از امضا کنندگان بیانیه استعفای خامنه‌ای به ۶ سال زندان محکوم شد

نرگس منصوری، از فعالان سیاسی و مدنی در ارتباط با نامه درخواست استعفای علی خامنه‌ای و از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری به ۶ سال زندان و «به‌عنوان مجازات تکمیلی تحت عنوان کار معین(رونویس از روی کتاب)» و «به مدت دو سال ممنوعیت در عضویت در احزاب، دستجات سیاسی و اجتماعی» محکوم شد. همچنین گزارش‌شده است که از حضور خانم منصوری علیرغم سابقه ۲۵ سال خدمت در شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه تا روشن شدن وضعیت پرونده ممانعت بهعمل‌آمده و حقوق و مزایای ایشان نیز تا اطلاع ثانوی قطع شده است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸، نرگس منصوری، طی حکمی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۶ سال زندان و «به‌عنوان مجازات تکمیلی تحت عنوان کار معین رونویس از روی دو کتاب» و «به مدت دو سال ممنوعیت در عضویت در احزاب، دستجات سیاسی و اجتماعی» محکوم شده است.

بر اساس دادنامه صادره، خانم منصوری از بابت «اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۵ سال زندان و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال زندان و «به‌عنوان مجازات تکمیلی تحت عنوان کار معین(رونویس از روی دو کتاب عدالت در گرداب و داء)» و «به مدت دو سال ممنوعیت در عضویت در احزاب، دستجات سیاسی و اجتماعی» محکوم شد.

اتهامات «اجتماع تبانی علیه نظام»، «تبلیغ علیه نظام»، «تشویق به فساد و فحشا» و «اخلال در نظم و آسایش عمومی» به این فعال  مدنی در شعبه دوم بازپرسی دادسرای اوین، توسط بازپرس نصیری پور تفهیم شده بود که  خانم منصوری از اتهامات «تشویق به فساد و فحشا» و «اخلال در نظم و آسایش عمومی» تبرئه و برای ایشان قرار منع تعقیب صادر شد.

خانم منصوری روز یکشنبه  ۲۰ مرداد ۱۳۹۸، هنگام مراجعت از محل کار خود، پس از توقف سرویس کارکنان شرکت واحد اتوبوس‌رانی توسط مأموران اطلاعات سپاه بازداشت و جهت بازجویی به بند دو الف این نهاد امنیتی در زندان اوین منتقل شد.

این فعال مدنی از روز پنجم بازداشت به دلیل توهین و فشارهای بازجویان و همچنین ممانعت از تماس تلفنی با دختر ۱۲ ساله خود دست به اعتصاب غذا زده بود.

خانم منصوری روز دهم شهریورماه ماه، به زندان قرچک ورامین منتقل و  در تاریخ ۱۳ شهریور با وعده مسئولان قضایی مبنی بر تماس تلفنی با خانواده و دخترش، رسیدگی به وضعیت پرونده  و همچنین انتقال  ایشان به بند زنان زندان اوین به اعتصاب غذای خود پایان داد.

روز سه شنبه  ۲۱ آبان ماه، جلسه رسیدگی به اتهامات ایشان در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، برگزار و روز چهارشنبه ۲۲ آبان با تأمین وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.

گزارش شده است، در زمان بازداشت  خانم منصوری، پرونده‌ای جدید بر اساس گزارش بازجویان بند دو الف سپاه مبنی بر اتهامات «توهین به رهبری و نظام جمهوری اسلامی» در زمان بازجویی ایشان در شعبه دوم دادسرای امنیت اوین مفتوح شده است که این پرونده در حال رسیدگی است.

 

محمد مهدوی‌ فر، فعال مدنی به ۹ سال زندان محکوم شد

محمد مهدوی‌ فر، فعال مدنی با اتهامات، «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیت کشور» به ۹ سال زندان محکوم شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی؛ محمد مهدوی فر، فعال مدنی توسط دادگاه کیفری آران و بیدگل با اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام»به یک سال و شش ماه حبس وبا اتهام « تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به‌قصد برهم زدن امنیت کشور» به هفت سال و شش ماه  حبس محکوم شد. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی هفت سال و شش ماه حبس تعزیری در خصوص آقای مهدوی فر قابل اجرا خواهد بود.

آقای مهدوی‌‌فر به همراه سیزده تن از فعالان مدنی و سیاسی داخل کشور با امضای بیانیه‌ای مشترک موسوم به ۱۴ تن در روز سه‌شنبه، ۲۱ خردادماه ۹۸ و انتشار آن در صفحه تلگرام خود، خواستار استعفای علی خامنه‌ای از رهبری و تغییر قانون اساسی شده بود.

این فعال مدنی، جانباز دوران جنگ و سراینده شعر الفبا روز شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۸، از سوی ماموران امنیتی در آران و بیدگل با اتهام “توهین به رهبری” و پس از آزادی از زندان دستگرد اصفهان و تبعید به شهرستان سرباز و در زمانی که به مرخصی آمده‌بود بازداشت شد.

محمد مهدوی‌فر ۴۸ ساله، غواص و تخریب‌چی جنگ هشت ساله ایران و عراق، شهریور ۱۳۹۶ در دادگاه انقلاب آران و بیدگل به اتهام “تبلیغ علیه نظام”، “توهین به رهبری” و “توهین به آیت‌الله خمینی”، به ۳ سال حبس تعزیری و ۴ سال تبعید به شهرستان خاش در جنوب شرقی ایران محکوم‌ شده‌بود، پس از اعتراض به رای صادره، حکم وی از سوی دادگاه تجدیدنظر به ۲ سال حبس تعزیری تقلیل پیدا کرد.

وی در ۲۴ دی‌ماه ۹۶ در مشهد بازداشت و برای تحمل دوران محکومیت دو ساله خود به زندان مرکزی اصفهان منتقل شده‌بود.

این شاعر اهل آران و بیدگل پیش‌تر نیز به اتهام سرودن شعر الفبا، مورد بازجویی قرار گرفت و از سوی شعبه ۱۰۵ کیفری دو دادگستری استان کاشان به اتهام «نشر اکاذیب» محاکمه و به یک‌‌سال‌ و نیم حبس محکوم شده بود. اتهام «نشر اکاذیب» به این شاعر اهل آران و بیدگدل در مرداد ۱۳۹۵ از سوی «حمیدرضا امانی» ریاست شعبه بیست‌وسوم دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان به «فعالیت تبلیغاتی علیه نظام» تغییر یافت و حکم صادره از یک سال و نیم حبس به ده ماه حبس تقلیل یافت و با رعایت بند ب از ماده ۳ قانون وصول مجازات تایین شده برای «محمد مهدوی فر» به سی میلیون ریال جزای نقدی تبدیل شد.

محمد مهدوی‌فر تا کنون بارها به دلیل اشعار، نامه‌های خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران، نامه به پاپ، باراک اوباما و همچنین شرکت در تجمعات مسالمت‌آمیز بازداشت و بارها با اتهاماتی چون «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به رهبری»، «اخلال در نظم عمومی» مواجه شده‌است.

Parvin Advaei was Transferred to Prison to Serve her Sentence

Parvin Advaei was transferred to the Sanandaj Correctional Center to serve her sentence. The civil activist was sentenced to 5 years in prison in a lower court, which was reduced to two years by the appeal court.

According to the Campaign for the Defense of Political and Civil Prisoners, Parvin Advaei was transferred to the Sanandaj Correctional Center to serve her two-year sentence on Thursday January 30th, 2020.

Ms. Advaei was sentenced to 5 years in prison for “cooperating with one of the Kurdish opposition parties of the Iranian government (PJAK)” by the Revolutionary Court, which was reduced to 2 years imprisonment after appeal and re-trial.

The Kurdish activist was arrested by security forces in Marivan and at her father’s home on Saturday, September 27th, 2019. After 90 days of detention, she was releases temporarily from the Sanandaj Correctional Center on 500 million Tomans bail.

Informed sources told the Campaign: ” On Saturday, September 27th, 2019, after arresting her at her father’s house, security agents searched the house and seized some of her personal belonging.”

On Sunday, September 29th, 2019, Ms. Advaei was transferred from the Intelligence Office’s detention center to the Sanandaj Correctional Center, known as the Women’s Ward.

Prior to her arrest, Ms. Advaei is said to have been following a child abuse case from the village of Celine Huraman. She was also a civil activist in the Marivan area for women and children.

لیست زنان زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین؛ نگاهی به شرایط غیرانسانی حاکم بر این زندان

زندان قرچک ورامین (ندامتگاه شهرری) ویژه زنان و دارای یازده بند است. متهمان و محکومان از همه نوع در این زندان به سر می‌برند، متهمان و زندانیان سیاسی نیز بدون رعایت اصل تفکیک جرایم به منظور فشار بیشتر به این زندان منتقل شده‌اند. نبود امکانات اولیه رفاهی، پزشکی و بهداشتی، عدم اعزام‌های پزشکی و تراکم بالای زندانیان موجب بروز مشکلات عدیده شده است. کیفیت بسیار بد غذای زندان، شیوع و توزیع مواد مخدر، نگهداری زندانیان مبتلا به بیماری‌های واگیردار در کنار سایر زندانیان و همچنین تجاوز و بی‌توجهی مسئولین زندان نسبت به این امر نیز مشکلات را دو چندان کرده است. گزارش پیش رو به وضعیت و اتهامات ۹ زن متهم و زندانی سیاسی که در حال حاضر در این زندان نگهداری می‌شوند، اختصاص دارد. این گزارش همچنین به شرح وضعیت زنانی پرداخته است که در جریان اعتراضات سراسری آبان بازداشت شده و از آن زمان تاکنون در سالنی مجزا در بندی خاص در این زندان نگهداری شده و مراحل بازجویی خود را می‌گذرانند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، هم اکنون دست‌کم ۹ متهم و زندانی سیاسی بدون رعایت اصل تفکیک جرایم و محروم از امکانات اولیه در زندان قرچک ورامین بسر می‌برند.

در این خصوص می‌توان به برخی از مشکلات همچون کمبود امکانات پزشکی و دارو در این زندان نیز اشاره کرد. همچنین زندانیان از رسیدگی‌های پزشکی، دندانپزشکی، انجام آزمایشات، چک‌آپ و بیماری های هورمونی که شایع‌ترین بیماری در بین زنان زندانی است، محروم هستند و در صورت نیاز نیز به درمانگاه یا بیمارستان اعزام نمی‌شوند.

شماری از زندانیان محبوس در این زندان به اچ آی وی، هپاتیت و یا سل مبتلا هستند. این زندانیان بدون تفکیک و بدون رسیدگی پزشکی و دریافت دارو در زندان به سر می‌برند و بیماری آنها به صورت مداوم در حال پیشرفت است.

یک منبع نزدیک به خانواده یکی از زندانیان محبوس در این خصوص به هرانا گفت: “بیش از ۱۳۰ زندانی مبتلا به ایدز یا هپاتیت در بندهای مختلف زندان قرچک با جرائم عمومی نگهداری می‌شوند. این زندانیان اغلب به دلیل جرایمی از جملهفساد و فحشا و یا جرائم مرتبط با موارد مخدردر زندان بسر می‌برند. این زندانیان اغلب طی درگیری با سایر زندانیان آنها را تهدید می‌کنند. به عنوان مثال در مواردی زندانیان مبتلا به ایدز پس از درگیری با ابزار نوک‌تیز همچون درب کنسرو دست و پای خود را زخمی می‌کنند و سپس با بدن خونی یا جسم تیز آلوده به خون، دیگر زندانیان را تهدید به ضربه زدن و انتقال ویروس می‌کنند. زندانیان دیگر نیز از ترس مبتلا شدن به حمام یا توالت‌ها پناه می‌برند و یا از درگیری با آنها پرهیز می‌کنند. در مواردی هم زندانیان از رئیس بهداری خواسته‌اند دستور دهد زندانیان مبتلا به ایدز و هپاتیت را به بندی جداگانه منتقل کنند؛ اما رئیس بهداری در پاسخ به آنها گفته این بیماری‌ها به هیچ وجه قابل سرایت به دیگری نیستند و در همه جای دنیا زندانیان مبتلا به این بیماری‌ها با دیگر زندانیان در یک بند نگهداری می‌شوند!”.

مسئولان زندان قرچک از چند ماه پیش قرنطینه زندان را تعطیل کرده‌اند و زندانیان تازه وارد بدون تست‌های درمانی ایدز، هپاتیت و بیماری‌های واگیردار وارد بندها می‌شوند. در صورتی که تستی انجام شود هم چند روز پس از ورود زندانی به بند او را به بهداری زندان می‌برد؛ اما در هر دو صورت مثبت یا منفی بودن تست مجددا زندانی را به بند منتقل می‌کنند. بارها زندانیان به مسئولان زندان به خصوص مهدی محمدی رئیس زندان و مسئولان دیگر زندان مانند خانم‌ها سکینه شاه علی، زهرا میرزایی و مریم میرزایی درباره نبود قرنطینه هشدار دادند اما هیچ توجهی به خواسته زندانیان نشده است”.

یک زندانی دیگر که به تازگی از زندان قرچک آزاد شده است، از حضور ۶ زندانی زن مبتلا به گال در این زندان خبر داد و به هرانا گفت: “زندانیان ساکن در یکی از بندهای مشاوره بارها از مسئولان زندان خواستند تا نسبت به نگهداری این شش زندانی در محلی جدا از سایر زندانیان اقدام کنند. گال به شدت مسری است و از راه تماس مستقیم پوستی می‌تواند به سایر زندانیان منتقل شود. زندانیان به مسئولان هشدار داده‌اند گال می‌تواند از طریق دست دادن با زندانی مبتلا و یا استفاده از ملحفه آلوده به این انگل و حتی تماس لباس با لباس زندانی مبتلا منتقل شود. با این حال مسئولان زندان به این خواسته زندانیان بی‌توجه بوده و به آنها گفتند بیماری گال قابل انتقال به دیگری نخواهد بود

غذای زندان از کیفیت بسیار پایینی برخوردار است و اقلام موجود در فروشگاه زندان نیز با کیفیتی پایین به دو یا چند برابر قیمت بازار عرضه می‌شود. به علاوه در اکثر غذاهای زندان مواد غذایی و افزودنی‌های ناشناخته‌ای وجود دارد که باعث ترش شدن مضاعف غذا می‌شود. به دلیل اسیدی بودن زیاد، این غذاها می‌تواند باعث بروز بیماری‌های هورمونی و انواع دیگری از آسیب شوند. برای تامین پروتئین نیز در غذای زندان کنجاله (سویای دامی) جایگزین سایر مواد اولیه شده است.

در هر بند حداکثر ۱۲ سرویس بهداشتی و ۱۰ حمام وجود دارد که با توجه به وجود زندانی بیش از حد ظرفیت همواره زندانیان دچار مشکلات هستند. با این حال اغلب سرویس‌های بهداشتی و حمام‌ها به دلیل خرابی تاسیسات قابل استفاده نیستند و در بسیاری از سرویس‌ها نیز آب نیست. نظافت زندان برعهده زندانیان است اما مواد شوینده ماهانه ای که در اختیارشان قرار می‌گیرد کفاف یک ماه را نمی‌دهد و در روزهای ابتدایی ماه به پایان می‌رسد. حتی جیره کیسه زباله زندان نیز از حد موردنیاز بسیار کمتر است که خود موجب انباشت زباله در سرویس‌های بهداشتی شده است. همچنین زندانیان شاغل در بخش خدمات زندان از داشتن دستکش نیز محروم هستند. نبود امکانات بهداشتی، شیوع بیماری‌های عفونی و پوستی در زندان و عدم رعایت اصول بهداشتی بسیاری را مبتلا به این بیماری‌ها کرده است.

تنها نیمی از هر سالن به بخاری مجهز است که موجب رفت و آمد زندانیان با پتو در بند می‌شود و در برابر شکایت زندانیان تنها به آنها توصیه می‌شود که لباس‌های گرم‌تری بپوشند. اما تهیه لباس در زندان نیز خود مساله دیگری است. تمامی اقلام داخل فروشگاه زندان با قیمتی چند برابر قیمت اصلی به فروش می‌رسد، پوشاک از جمله اقلامی است که ورود آن به داخل زندان ممنوع شده و زندانیان بالاجبار آن را با کیفیت بسیار پایین و با قیمت بسیار بالا باید از فروشگاه زندان تهیه کنند. در مواردی که افراد به دلیل سرمای هوا مجبور به بافتن لباس برای خود شده‌اند نیز، کلاف کاموا را به قیمتی چند برابر بیرون خریداری می‌کنند. علیرغم اینکه زندان موظف است پتوی زندانیان را تامین کند با این حال تهیه بالشت و پتو را به عهده خود زندانی از محل فروشگاه زندان واگذار کرده‌اند. قیمت یک عدد بالشت بی‌کیفیت درجه ۳ در فروشگاه زندان حدود ۳۵ هزار تومان است.

زندانیان شاغل در آشپزخانه زندان که حدود ۱۵ نفر برآورد می‌شوند نیز از ساعت ۷ صبح تا ۷ عصر مشغول به کار هستند. این زندانیان طبق قانون باید در ازای کار خود مزد دریافت کنند؛ در حالی که به آنها گفته شده ماهیانه حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان به عنوان مزد دریافت می‌کنند، اما تنها برخی از آنها طی شش ماه گذشته بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان در مجموع دریافتی داشته‌اند. این زندانیان از لباس کار مناسبی برخوردار نیستند، تنها یک مانتوی سفید به آنها داده می شود که آن هم به دلیل عدم کیفیت لازم پس از چندبار شست‌وشو قابل استفاده نخواهد بود. زندانیان مجبور هستند از لباس‌های شخصی خود در زمان کار استفاده کنند که آن هم به دلیل فضای کار منجر به فرسودگی و پارگی سریع لباس‌هایشان می‌شود. مسئولان زندان تنها در مواقعی که کسی به عنوان بازرس به زندان برود، مقنعه‌هایی متحدالشکل به زندانیان شاغل در آشپزخانه می‌دهند.

زندانیان شاغل در این زندان در ازای کار سخت و به ویژه کار بسیار سنگین در آشپزخانه زندان تنها زمان تماس تلفنی و یا سیگار دریافت می‌کنند. در نبود سیستم کارآمد مدیریتی، زندانیان با پرداخت نفری ۱۵۰۰ تومان به زندانیان شاغل در بند، به گذران زندگی آنها کمک می‌کنند.

بنا بر گزارش‌های پیشین هرانا و اطلاعات کسانی که مدتی را در این زندان گذرانده‌اند، آمار زندان قرچک ورامین بیشتر از ظرفیت موجود زندان و حدود ۱۴۰۰ نفر است، در هر بند ۱۲۰ تا ۳۰۰ زندانی نگهداری می‌شوند؛ در صورتی که ظرفیت این بندها کمتر از ۱۰۰ زندانی است و زندانیان به دلیل عدم وجود تهویه غالبا از هوای تازه و سالم نیز محروم هستند. سیستم تهویه هر بند در سرویس بهداشتی قرار دارد که به هیچ عنوان پاسخگوی جمعیت بالای بند نیست. در این شرایط در صورت کشیدن سیگار در سرویس بهداشتی، دود سیگار با فشار هوا به سالن زندان وارد می‌شود.

هر بند دارای ده کابین است و در هر کابین چهار تخت سه طبقه وجود دارد که خود حاکی از تراکم بالا در بندها است. کمبود فضا در این زندانی باعث شده است که بسیاری از زندانیان از داشتن تخت محروم بوده و به ناچارکف خوابشوند.

مضاف بر مشکلات همیشگی این زندان در مساله آب، از روز چهارشنبه ۱۱ دی ماه تا امروز، آب گرم کاملا قطع شده است. پیشتر در حالت معمول نیز آب گرم روزانه فقط یک ساعت صبح و یک ساعت شب قابل استفاده بود. در ساعات دیگر روز صرفا با آب سرد امکان استحمام وجود دارد. با توجه به تصفیه نبودن آب زندان که از چاه تامین می‌شود نه تنها این آب قابل نوشیدن نیست بلکه به جهت آلوده بودن در استحمام نیز باعث بروز بسیاری بیماری‌های مخصوص زنان علی‌الخصوص در دوران پریود (قاعدگی) می‌شود. در برخی از ساعات روز همین آب نیز قطع می‌شود و سطح فاضلاب بالا می‌آید. از این رو زندانیان جهت تامین آب نوشیدنی بالاجبار باید آب را از فروشگاه زندان با قیمت بسیار بالاتر از قیمت اصلی خریداری کنند. گفته می‌شود باکس بطری آب بزرگ در داخل فروشگاه به مبلغ ۲۵ هزار تومان به فروش می‌رسد.

حمام در این زندان به صورت اتاقک‌های کوچک بدون سقف رو به روی هواخوری بندها ساخته شده است. این امر در فصول سرد سال موجب هجوم هوای سرد به حمام می‌شود که هوای سرم، نبود آب گرم و فشار پایین آب موجب شیوع سرماخوردگی و در مواردی ذات الریه در میان ساکنین این زندان شده است.

زمان بندی تلفن نیز بر عهده مسئولین زندان نیست که این امر خود باعث افزایش قیمت‌ها در بازار سیاه خرید و فروش زمان تلفن بین زندانیان شده است. به علاوه با توجه به تعویض تلفن‌های زندان در روزهای اخیر امکان برقراری تماس تلفنی با حفاظت زندان و شکایت از کمبودها نیز از زندانیان سلب شده است. این بدان معناست که برای برقراری یک تماس تلفنی با بخش داخلی زندان، هر فرد می‌بایست با کمک خانواده خود از طریق انتقال تماس با مسئولین مربوطه تماس بگیرد. البته این تماس‌ها نیز در اغلب موارد بدون تاثیر بوده و حتی ممکن است تماس‌ها بدون پاسخ بمانند.

ملاقات زندانیان تنها پانزده دقیقه به صورت کابینی است و برای درخواست ملاقات حضوری باید حداقل دو ماه از ورود فرد به زندان گذشته باشد. در صورت موافقت مسئولان زندان نیز ملاقات در حضور ماموران زندان صورت گفته و اعضای خانواده حق نشستن در کنار زندانی و یا در آغوش کشیدن او را ندارند. ملاقات کنندگان در بدو ورود بازرسی بدنی شده و کفش آنها نیز گرفته می‌شود.

در این زندان مادرانی همراه با نوزادان خود به سر می برند، نبود رژیم غذایی مناسب مادر و کودک، عدم دسترسی به پوشاک مناسب کودک و غیربهداشتی بودن محیط از جمله دیگر مشکلات قابل اشاره مادران زندانی است.

برای درک بهتر نامناسب بودن محیط زندان برای نوزادان کافی است اشاره شود، در بهمن ماه سال گذشته در جریان برخورد خشونت آمیز گارد زندان با تعدادی از زندانیان زن در زندان قرچک ورامین و پرتاب گاز اشک آور به درون بند، یک نوزاد بیست روزه که همراه با مادرش در زندان بسر می‌برد، جان خود را از دست داد. ریشه این تنش به موارد مختلفی از جمله اعتراض عده‌ای از زندانیان به اینکه نامشان در فهرست عفو ۲۲ بهمن نبوده، همینطور محرومیت‌های پزشکی و مشکلات درون بندها برمی‌گشت.

بخش مددکاری زندان عملا غیرفعال است و زندانیان راهی برای پیگیری حقوقی مطالبات خود از درون زندان ندارند، بعنوان مثال یک منبع مطلع به هرانا گفت: “یکی از زندانیان به نام سیمین خسروی، طی هفته گذشته در اعتراض به عدم رسیدگی به پرونده و بلاتکلیفی طولانی مدت خود در زندان اقدام به دوختن لب‌های خود کرد. خانم خسروی حدود ۷ ماه پیش نامه‌هایی مبنی بر خواسته رسیدگی به وضعیت خود و پایان بلاتکلیفی به مسئولان قضایی نوشته و زمانی که متوجه می‌شود نامه‌های حتی از زندان خارج هم نشده‌اند اقدام به دوختن لب‌هایش کرد. این زندانی نهایتا پس از سه روز با وعده مساعد مسئولان مینی بر رسیدگی به خواسته‌های لب‌های خود را باز کرده و به مسئولان زندان گفته در صورت عملی نشدن وعده‌ها مجددا اقدام به دوختن لب‌ها و اعتصاب غذا خواهد کرد”.

از سوی دیگر گزارش می شود صادق دلداده، قاضی ناظر بر شعبه ۱ واحد اجرای احکام دادسرای شهریار که مرتبط با پرونده بسیاری از زندانیان جرائم عمومی زندان قرچک است، با زندانیان برخورد نامناسبی دارد و زندانیان محبوس در این بند مدعی هستند که وی بارها در دادگاه و در زمان حضور در زندان به آنها توهین کرده یا آنها را تهدید کرده است. به گفته برخی از زندانیان، پیش از او نیز آقای اختیاری که دایره جنائی دادگستری مشغول به کار است بارها زندانیان را مورد تحقیر و تهدید قرار داده و در مواردی حتی اقدام به هل دادن زندانیان کرده بود

به علاوه بنا بر گزارش‌های متعدد، تجاوز جنسی غالبا از سوی زندانیان قدیمی‌تر و با جرایم خشن نسبت به زندانیان جوان‌تر صورت می‌گیرد که این امر نیز بدون هیچ توجهی از سوی مسئولین زندان همچنان ادامه دارد. بنا به روایات برخی از زندانیان سیاسی پیشین در این زندان، سطح خشونت در برخی بندها تا حدی است که رئیس و مامورین زندان نیز از رفت و آمد به آن بندها اجتناب می‌کنند.

زندانیان عقیدتی که تجربه حضور در این زندان را داشته اند از جمله منیره عربشاهی و آتنا دائمی، طی نامه های جداگانه ای نسبت به مشاهدات خود در این زندان به خصوص مسئله وجود بهره کشی جنسی و تجاوز در این محل شهادت داده اند.

با در نظر گرفتن شرایط غیرانسانی حاکم بر زندان قرچک ورامین، در ادامه به وضعیت و اتهامات ۹ تن از متهمان و زندانیان سیاسی و عقیدتی در این پرداخته شده است:

 

۱. گلرخ ابراهیمی ایرایی

گلرخ ابراهیمی ایرایی در تاریخ ۱۵ شهریور سال ۹۳ به همراه همسرش آرش صادقی بازداشت و پس از دو روز نگهداری در خانه امن سپاه و همچنین ۲۰ روز بازداشت در بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین با تودیع قرار وثیقه ۸۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. خانم ایرایی از سوم آبان ماه سال ۹۵ همزمان با آرش صادقی در حال تحمل محکومیت حبس خود به دلیل فعالیت های مدنی در زندان اوین بود در تاریخ ۱۹ فروردین ۹۸ با پایان دوران محکومیت از بابت پرونده پیشین و با تودیع قرار از بابت پرونده جدید از زندان آزاد شد.

گلرخ ایرایی در حالی که دوران محکومیت پیشین خود را در بند زنان زندان اوین سپری می‌کرد، به همراه آتنا دائمی با گشایش پرونده دیگری مواجه و نهایتا توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه همچنین علاوه بر این هر یک این دو شهروند را به ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه ها و احزاب محکوم کرد. این حکم مدتی بعد در مرحله تجدید نظر بدون تشکیل جلسه دادگاه عینا تائید و به آنان ابلاغ شد. به گفته وکلای مدافع آنها و بر اساس حکم صادره با اعمال ماده ۱۳۴ مدت ۲ سال و ۱ ماه از این حبس برای هر یک از آنها قابل اجرا خواهد بود.

گلرخ ابراهیمی ایرایی در تاریخ ۱۸ آبان ماه امسال توسط ۱۰ مامور امنیتی در منزل خود در تهران بدون ارائه حکم قضائی بازداشت شده و به شعبه یک واحد اجرای احکام دادسرای اوین منتقل شده و به دستور قاضی محمد برائه رئیس این شعبه باید به بند زنان زندان اوین منتقل می‌شد. رای این شعبه با مخالفت غلامرضا ضیائی رئیس زندان اوین مواجه شده و به عنوان رئیس زندان از پذیرش خانم ایرایی در زندان اوین امتناع کرده است. در نهایت با درخواست غلامرضا ضیائی و به دستور امین وزیری، دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی در زندان اوین، گلرخ ایرایی پس از یک روز بلاتکلیفی و بر خلاف قوانین، پس از تفتیش منزلش در تهران به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

خانم ایرایی هم‌اکنون در بند مشاوره ۱ زندان قرچک ورامین بسر می‌برد.

۲. مرجان داوری

مرجان داوری در تاریخ دوم مهرماه سال ۹۴ در مهرشهر کرج در منزل پدری خود بازداشت شد. یک هفته در بازداشتگاه رجایی شهر نگهداری و سپس به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. خانم داوری در تاریخ ۱۳ دی ماه ۹۴ با پایان مراحل بازجویی به بند زنان زندان اوین منتقل شد. وی که فارغ‌التحصیل رشته گرافیک دانشکده هنر- دانشگاه الزهرا تهران، مترجم کتب علوم باطنی و الهی و اشراقیون و یکی از محققان موسسه مطالعات و تحقیقات متافیزیک راه معرفت است در مهرماه ۱۳۹۴با تعطیلی و بازداشت مسئولان موسسه راه معرفت، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به اتهام افساد فی الارض، رابطه نامشروع، اجتماع و تبانی علیه نظام، عضویت در فرقه عرفانی اکنکار، به همراه کریم زرگر، دیگر متهم پرونده از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اعدام محکوم شد. همزمان با ابلاغ این حکم مرجان داوری از بند زنان زندان اوین به زندان زنان شهرری (قرچک ورامین) منتقل شد.

این حکم پس از دو بار نقض توسط دیوان عالی کشور به جهت بررسی به هیئت عمومی دیوان ارجاع داده شده بود که در آذرماه امسال توسط هیئت عمومی دیوان عالی کشور بار دیگر نقض و جهت محاکمه مجدد به شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران به عنوان شعبه هم عرض ارجاع داده شد. جلسه دادگاه خانم داوری در تاریخ ۲۱ دی ماه امسال در این شعبه دادگاه برگزار شد.

خانم داوری هم‌اکنون در بند مشاوره ۱ زندان قرچک ورامین بسر می‌برد.

۳. رها احمدی

رها احمدی در تاریخ ۱۳ مردادماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه وزرا منتقل شد. خانم احمدی اواخر مرداد ماه امسال پس از یک هفته بازداشت به زندان قرچک ورامین منتقل شد. وی توسط شعبه ۳ دادسرای اوین تحت عناوین “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام، همکاری با دول متخاصم و اشاعه فساد و فحشا” مورد تفهیم اتهام قرار گرفته بود. همچنین برای خانم احمدی قرار بازداشت ۲ ماهه صادر شده و علیرغم صدور قرار وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی با تودیع این قرار موافقت نشد.

نهایتا رها احمدی آذرماه امسال از بابت اتهام “اجتماع و تبانی” به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات وی به همراه ۶ فعال مدنی دیگر در تاریخ ۱۹ آبان ماه ۹۸، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود. در این جلسه دادگاه که به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی برگزار شد، آخرین دفاع از متهمان اخذ شده بود. پیشتر ویدیویی از خانم احمدی در خصوص گل دادن به مردم در مترو و گفتگو با مردم منتشر شده بود.

خانم احمدی  هم‌اکنون در بند ۵ زندان قرچک ورامین بسر می‌برد.

۴. لیلا میرغفاری

لیلا (خدیجه) میرغفاری، فعال مدنی در اوایل مهرماه امسال توسط نیروهای امنیتی بازداشت و اواسط مهرماه به زندان قرچک ورامین منتقل شده بود. خانم میرغفاری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی” به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است. جلسه دادگاهرسیدگی به اتهامات وی به همراه ۶ فعال مدنی دیگر در تاریخ ۱۹ آبان ماه ۹۸، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود. در این جلسه دادگاه که به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی برگزار شد، آخرین دفاع از متهمان اخذ شده بود.

در پرونده پیشین وی در تیرماه امسال حکم نهایی پرونده ۱۸ فعال مدنی از جمله لیلا میرغفاری به آنها ابلاغ شده بود. بر اساس این حکم دادگاه بدوی مبنی بر محکومیت وی به ۹۱ روز حبس، تائید و به مدت ۳ سال به حالت تعلیق در آمده بود. جلسه دادگاه تجدیدنظر این فعالین مدنی در تاریخ ۱۸ اردیبهشت‌ماه سال جاری بدون حضور اکثر متهمین در شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب برگزار شده بود.

لیلا میرغفاری در سال ۹۷ نیز توسط دادگاه مجتمع قضایی ارشاد در ارتباط با حمایت از مخالفان حجاب اجباری به پرداخت جریمه نقدی به مبلغ ۳۲ میلیون و دویست هزار ریال معادل ( ۳ میلیون و دویست و بیست هزار تومان) محکوم شده بود. خانم میرغفاری در پی صدور این حکم در تاریخ ۱۰ مهرماه ۹۷ بازداشت و پس از یک روز نهایتاً با قرار کفالت آزاد شد. این حکم نیز در تاریخ  ۳۱ اردیبهشت ۹۸، با پرداخت جزای نقدی توسط لیلا میرغفاری به اجرا درآمد.

خانم میر غفاری هم‌اکنون در بند ۵ زندان قرچک ورامین بسر می‌برد.

۵. ماری محمدی

ماری (فاطمه) محمدی، زندانی سیاسی سابق، شب یکشنبه ۲۲ دی ماه ۱۳۹۸، در جریان اعتراضات سراسری دی ماه امسال، حوالی میدان آزادی تهران بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

تا لحظه تنظیم این گزارش از اتهامات مطروحه علیه وی اطلاعی در دست نیست.

پس از ساقط کردن هواپیمای مسافربری تهران – کیف، بر فراز آسمان استان تهران توسط نیروهای مسلح ایران، طی چند روز تجمعاتی در یادبود جانباختگان واقعه در چند شهر کشور برگزار شد. در پی این تجمعات شماری از تجمع کنندگان بازداشت شدند.

فاطمه (ماری) محمدی، زندانی سیاسی سابق و نوکیش مسیحی سابقه بازداشت و محکومیت دارد.

او پیشتر در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۷ جهت محاکمه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی احمدزاده حاضر و به اتهام “عضویت در گروه‌های تبشیری، فعالیت مسیحیت و اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام” به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود. وی نهایتا در بهار سال گذشته با پایان دوران محکومیت از زندان آزاد شد.

این نوکیش مسیحی که در حال تحصیل در رشته مترجمی زبان انگلیسی، در واحد تهران شمال دانشگاه آزاد بود، روز شنبه ۳۰ آذرماه ۱۳۹۸، امکان ورود به دانشگاه را نیافت و به او بدون ارایه توضیحات بیشتر گفته شد ادامه تحصیل او در این دانشگاه ممکن نیست.

خانم محمدی هم‌اکنون در بند تازه تاسیس این زندان (باشگاه) بسر می‌برد.

۶- زهرا صادقی

زهرا صادقی پیشتر کارمند سازمان ملل بوده و جهت انجام وظیفه و الزامات کاری به کشورهای سودان و سپس عراق سفر کرده بود. وی در خردادماه سال ۹۷ پس از بازگشت از کشور عراق توسط نیروهای امنیتی در فرودگاه بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. نهایتا پس از تحمل ۸ ماه بازداشت در سلول‌های انفرادی این بند، در تاریخ ۸ بهمن‌ماه ۹۷ به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

خانم صادقی نهایتا در اوایل دی ماه امسال از بند زنان زندان اوین به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

زهرا صادقی توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام جاسوسی محاکمه و به تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد.

در جلسه دادگاه هیچ کدام از همکاری‌های وی با سازمان ملل به عنوان مصادیق اتهام عنوان نشده و تنها به دلیل سفری که سال‌ها پیش به درخواست یکی از دوستانش به کشور ترکیه انجام داده بود، اتهام جاسوسی علیه وی مطرح و از نظر قاضی ثابت شده است.

حکم صادره در دادگاه بدوی در مرحله تجدید نظر به ۳ سال حبس تعزیری کاهش پیدا کرده است.

وی متولد سال ۱۳۶۶ است و در سال ۱۳۹۲ نیز توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و پس از سه ماه با تودیع قرار وثیقه از بند ۲۰۹ زندان اوین به صورت موقت آزاد شده بود.

خانم صادقی هم‌اکنون در بند تازه تاسیس این زندان (باشگاه) بسر می‌برد.

۷. زهرا زارع سراجی

زهرا زارع سراجی به همراه همسرش مرتضی نظری سدهی در تاریخ ۱۹بهمن ۹۶ بازداشتو به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند. خانم زارع سراجی علی‌رغم پایان یافتن بازجویی‌ها و تحقیقات مقدماتی در ۷ اسفند، تا پایان فروردین ۹۷ در سلول انفرادی نگهداری و پس از آن به بند عمومی زنان اوین منتقل شده بود. وی نهایتا با تودیع قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت و تا پایان زمان دادرسی از بند زنان زندان اوین آزاد شد.

خانم سراجی در مهرماه سال ۹۷ به همراه ۳ متهم دیگر این پرونده از جمله همسرش مرتضی نظری سدهی توسط دادگاه انقلاب بهارستان محاکمه شده بودند. طی حکم صادره توسط این دادگاه وی از بابت اتهام “تشکیل گروه غیرقانونی”، “نشر اکاذیب در فضای مجازی” و “تبلیغ علیه نظام ” به ۸ سال حبس تعزیری و پرداخت جزای نقدی محکوم شده بود. در بهمن ماه سال گذشته دادگاه تجدیدنظر پس از برگزاری جلسه دادرسی به اتهامات ۴ متهم این پرونده، کاهش حکم افراد را به وکیل پرونده ابلاغ کرد و بر اساس این حکم هر یک از متهمان پرونده به تحمل دو سال حبس تعزیری محکوم شدند.

نهایتا زهرا زارع سراجی مهرماه امسال در پی حضور در شعبه اجرای احکام شهرستان بهارستان بازداشت و جهت تحمل حبس به زندان قرچک ورامین منتقلشد.

خانم زارع سراجی هم‌اکنون در بند ۶ زندان قرچک ورامین بسر می‌برد.

۸. مریم ابراهیم وند

مریم ابراهیم وند، نخستین بار در تاریخ ۵ مرداد ۹۵ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد. وی پس از ۳۵ روز بازداشت در سلول انفرادی و با پایان مراحل بازجویی، با تودیع قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی (به صورت وجه نقد) از بازداشتگاه این نهاد امنیتی آزاد شد.

خانم ابراهیم وند مجددا در تاریخ ۳۱ تیرماه ۱۳۹۷ توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و از بابت اتهامات “نشر اکاذیب علیه سپاه، استفاده از اموال دولت و خیانت در امانت” توسط عباس مرادی و محمد شاملو دو بازپرس پرونده خود مورد تفهیم اتهام قرار گرفت. برای خانم ابراهیم وند از بابت این پرونده قرار وثیقه ۸ میلیارد تومانی صادر شده و اکنون بدون برگزاری جلسه دادگاه و به صورت بلاتکلیف در زندان قرچک ورامین بسر می‌برد.

همچنین هم‌پرونده‌ای وی محمدعلی آهنگران، پسر محمد آهنگران، نوحه خوان سرشناس است. محمدعلی آهنگران در تابستان ۱۳۹۷ توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و به بند دو الف زندان اوین منتقل شد. او نهایتا پس از ۱۰ روز با تودیع قرار وثیقه ۱ میلیارد تومانی به صورت موقت آزاد شده بود.

خانم ابراهیم وند هم‌اکنون در بند مشاوره ۲ زندان قرچک ورامین بسر می‌برد و گفته می‌شود از ورود به قسمت فرهنگی زندان و دریافت کتاب محروم شده است.

۹. الناز پاکروان

الناز پاکروان، متولد ۱۳۸۰، دیگر زندانی محبوس در این زندان است. خانم پاکروان عصر روز جمعه ۱۱ بهمن ماه در جریان یک تجمع اعتراضی که در اعتراض به بازداشت امیرحسین مقصودلو، خواننده ایرانی معروف به تتلو، در نزدیکی سفارت ترکیه در تهران برگزار شده بود، همراه با شمار دیگری از شهروندان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شده است.

اتهام مطروحه علیه الناز پاکروان “فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی از طریق ایفای نقش لیدری در تجمع غیرقانونی” عنوان شده است.

خانم پاکروان در بند تازه تاسیس این زندان (باشگاه) نگهداری می‌شود.

زنان بازداشت شده در جریان اعتراضات آبان ماه

از روز جمعه ۲۴ آبان ماه ۹۸ معترضان در واکنش به افزایش قیمت بنزین در شهرهای مختلف به خیابان آمدند. محمد جواد کولیوند، نماینده مردم کرج در مجلس گفت این اعتراضات در روز اول جمعه ۲۴ آبان ماه در ۷۱۹ نقطه از کشور رخ داد. سید حسین نقوی حسینی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز روز دوشنبه ۴ آذرماه، آمار بازداشتی های اعتراضات اخیر را حدود ۷ هزار نفر اعلام کرد.

با دستور نهادهای امنیتی و قضائی از ساعات اولیه اعتراضات آبان و سپس دیماه، دهها تن از زنان بازداشت شده در جریان این اعتراضات به زندان قرچک ورامین، منتقل شدند. همزمان با انتقال این شهروندان، مسئولان زندان اقدام به تعطیل کردن سالن ورزشی زندان که فاقد استانداردهای اولیه مانند هواخوری، سیستم گرمایشی و سرمایشی است کرده و وسایل و تجهیزات موجود در آن را به انبار منتقل کرده‌اند. این اقدام در حالی است که اکنون حدود ۱۴۰۰ زندانی محبوس در این زندان از حق استفاده از باشگاه ورزشی محروم شده‌اند.

به مرور عمده بازداشت شدگان با تودیع قرار آزاد شدند اما همچنان متهمانی که تعداد آنان ۱۱ تن برآورد می‌شود اکنون در این سالن حاضر هستند و برای بازجویی به اتاق‌هایی که در بخش ورودی سالن ساخته شده منتقل می‌شوند و در آنجا مورد بازجویی قرار می‌گیرند. پس از پایان مراحل بازجویی در هر روز متهمان مجدد به سالن بازمی‌گردند. علاوه بر این افراد از جمله دیگر ساکنین این بند می‌توان به “زهرا صادقی” و “ماری محمدی” اشاره کرد. همچنین الناز پاکروان که در جریان یک تجمع اعتراضی در هفته اخیر در تهران بازداشت شده بود، به صورت بلاتکلیف در این سالن بسر می‌برد.

از دیگر موارد قابل توجه در این بند می‌توان به مادر بازداشت شده‌ای اشاره کرد که همراه با پسرش در جریان اعتراضات آبان دستگیر شده است و هم اکنون از نگرانی مضاعف در خصوص سرنوشت فرزندش در رنج است.

لازم به تاکید است، در کنار همه مشکلات و محدودیتهای جاری، به دستور مسئولین زندان این افراد حق رفتن به هواخوری و کتابخانه زندان را ندارند و از سوی دیگر از ارتباط با سایر زندانیان نیز محروم هستند.

اعتراضات آبان؛ آریا حامدی و محمدجواد احمدی مجموعا به ۱۲ سال حبس محکوم شدند

آریا حامدی راد و محمدجواد احمدی، دو خواننده آماتور سبک رپ که در جریان اعتراضات سراسری آبان ماه امسال بازداشت شده بودند، توسط دادگاه انقلاب تهران مجموعا به ۱۲ سال حبس تعزیری محکوم شدند. دادگاه در خصوص اتهامات افراد به مواردی از جمله صدور فراخوان برای تجمع اعتراضی و اجرای موسیقی اعتراضی در حمایت از معترضان آبان ماه امسال در یکی از پارک‌های تهران استناد کرده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آریا حامدی راد و محمدجواد احمدی، دو خواننده رپ بازداشت شده در جریان اعتراضات سراسری آبان ماه امسال توسط دادگاه انقلاب تهران مجموعا به ۱۲ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

بر اساس این احکام که توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری صادر شده، آریا حامدی راد و محمدجواد احمدی، هر کدام از بابت اتهام “اجتماع و تبانی” به ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری و مجموعا به ۱۲ سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

دادگاه در خصوص “اتهام اجتماع و تبانی به صدور فراخوان برای تجمع اعتراضی در حمایت از کشته‌شدگان اعتراضات آبان در صفحات شخصی آنها” و “سرودن شعر و اجرای موسیقی اعتراضی در حمایت از معترضان آبان ماه امسال در پارک نهج‌البلاغه تهران” استناد کرده است.

آریا حامدی راد و محمدجواد احمدی پیشتر در تاریخ ۲۸ آبان ماه ۱۳۹۸ توسط ماموران قرارگاه سپاه ثارالله در تهران بازداشت و پس از پایان مراحل بازجویی به رندان تهران بزرگ منتقل شده بودند.

آریا حامدی راد، متولد ۱۳۷۸ در شهر اهواز و ساکن محله تهرانپارس در شرق تهران است.

محمدجواد احمدی نیز متولد ۱۳۷۶، و از نوعی بیماری اختلال افکاری و گفتاری رنج می برد.

هرانا پیشتر در تاریخ ۱۴ بهمن ماه در گزارشی ضمن احراز هویت ده‌ها تن از شهروندان بازداشت شده در اعتراضات سراسری آبان ماه و دی ماه امسال که در زندان تهران بزرگ بسر می‌برند، به آخرین وضعیت و شرح محل نگهداری آنها پرداخته بود.

محسن لرستانی, فعال هنری توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد

روز دوشنبه ۷ بهمن ماه ۱۳۹۸, محسن لرستانی, خواننده و فعال هنری محبوس در بند۴ زندان اوین پس از اعزام به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست “محمد مقیسه”, مورد محاکمه قرار گرفت. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از رکنا, روز دوشنبه ۷ بهمن ماه ۱۳۹۸, شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست محمد مقیسه, با برگزاری جلسه دادرسی برعلیه محسن لرستانی, فعال هنری و خواننده محبوس در بند ۴ زندان اوین را از بابت اتهام “افساد فی الارض”, مورد محاکمه قرار داد و ادامه به زمان دیگری موکول شد. این فعال هنری در تاریخ ۱۲ اسفند ماه ۱۳۹۷ در منطقه سعادت آباد تهران که منزل پدری وی بود توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود. 

براساس این گزارش: “دوشنبه هفته قبل اولین جلسه رسیدگی به پرونده محسن لرستانی برگزار شد و ادامه رسیدگی به پرونده او به روزهای دیگر موکول شد”.

محسن لرستانی, چندین مرتبه با لباس زندان، اما با ماسک برای ناشناخته ماندن در جلسه دادرسی بر پرونده خود  در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران حاضر شد.

این فعال هنری پیش از این نیز طی ۲ مرحله بدون هماهنگی و اطلاع وکلای مدافع خود پس از انتقال به دادگاه انقلاب تهران محاکمه شده بود. 

لازم به ذکر است؛ پشتر و در تاریخ ۱۵ مهر ماه ۱۳۹۸, محسن لرستانی, خواننده و فعال هنری محبوس در بند ۴ زندان اوین که پیش از این از بابت اتهام ” افساد فی الارض” مورد تفهیم اتهام قرار گرفته بود توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست “محمد مقیسه” مورد محاکمه قرار گرفت. 

همچنین کاظم حسینی, وکیل مدافعمحسن لرستانی”, در تاریخ ۱۰ مهر ماه ۱۳۹۸, ضمن اعلام اتهام تفهیم شده بر موکلش پیرامون آخرین وضعیت وی گفته بود: موکلم در تاریخ ۱۲ اسفندماه ۱۳۹۷ در منزل مادرش در سعادت آباد تهران بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در زندان بصورت بلاتکلیف بسر می برد.

اعتصاب غذای ۴ زندانی سیاسی در اندرزگاه ۴ سالن ۳ زندان اوین

از روز شنبه ۱۲ بهمن ماه ۱۳۹۸, برزان محمدی, به همراه رضا محمد حسینی, خالد پیرزاده و مهدی مسکین نواز, چهار تن از زندانیان سیاسی محبوس در اندرزگاه ۴ سالن ۳ زندان اوین در اعتراض به احکام حبس تعزیری بر علیه این افراد و مخالفت با درخواست آزادی مشروط این زندانیان و عدم رعایت حقوق شهروندیشان اعلام اعتصاب غذا کردند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, امروز چهارشنبه ۱۶ بهمن ماه ۱۳۹۸, برزان محمدی, به همراه رضا محمد حسینی, خالد پیرزاده و مهدی مسکین نواز, چهار تن از زندانیان سیاسی محبوس در اندرزگاه ۴ سالن ۳ زندان اوین که در حال سپری کردن دوران محکومیت احکام حبس خود می باشند در پنجمین روز از اعتصاب غذای اعتراض نسبت به مخالفت با درخواست آزادی مشروط آنها, محرومیت از حق دادرسی عادلانه, عدم رعایت اصل تفکیک جرائم و سایر مواردی که منجر به نقض حقوق شهروندی این زندانیان سیاسی شده بسر می برند. 

بنقل از یک منبع مطلع در گفتگو با گزارشگر حقوق بشر در ایران ضمن اعلام این خبر گفت: “رضا محمد حسینی, خالد پیرزاده و مهدی مسکین نواز, به همراه برزان محمدی در مجموع ۴ زندانی سیاسی که در اندرزگاه ۴ سالن ۳ زندان اوین هستند از تاریخ ۱۲ بهمن ماه در اعتراض به محرومیت از رد درخواست آزادی مشروط, عدم توجه به مطالبات زندانیان سیاسی, عدم رعایت اصل تفکیک جرائم و بازداشتهای موقت طولانی افراد, صدور احکام حبس تعزیری طولانی مدت در روندی ناعادلانه از جمله محرومیت افراد از حق دفاع در دادگاه تجدیدنظر, اعتراض به درخواستهای نابجا از سوی بازجویان و مسئولان زندان اوین و ارگانهای امنیتی برای همکاری زندانیان سیاسی با آنها اعلام اعتصاب غذای اعتراضی کردند و امروز چهارشنبه پنجمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی این ۴ زندانی سیاسی می گذرد”. 

پیرامون برزان محمدی, لازم به ذکر است؛ این زندانی سیاسی در تاریخ ۱۱ تیرماه ۱۳۹۸, این زندانی سیاسی محبوس در قرنطینه زندان اوین به اندرزگاه ۴ سالن ۱ این زندان منتقل شد. انتقال این زندانی از زندان تهران بزرگ به زندان اوین در پی قتل علیرضا شیرمحمدعلی, زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ که همبندی اسبق برزان محمدی بود صورت گرفت. این زندانی سیاسی در حال سپری کردن دوران محکومیت حبس ۳ سال و نیم خود از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیتی ملی” و “تبلیغ علیه نظام” می باشد. 

برزان محمدی ۴۱ ساله اهل سروآباد کردستان, در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۹۷ با  توجه به ابلاغی که از سوی شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران دریافت کرد به تحمل ۳ سال و ۶ ماه حبس تعزیری بطور قطعی محکوم شد و در حال سپری کردن دوران محرومیت حبس خود میباشد

این زندانی سیاسی, در مهر ماه ۱۳۹۷ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به اتهاماجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملیوتبلیغ علیه نظامجمعاً به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

برزان محمدی در جریان تجمعات اعتراضی شهروندان در تاریخ ۱۱ مرداد ماه ۱۳۹۷ توسط نیروهای لباس شخصی در تهران بازداشت شد و پس از تحمل ١٢ روز سلول انفرادی با توجه به اتمام مراحل بازجوئی به زندان فشافویه « تهران بزرگ» منتقل شد.

همچنین رضا محمدحسینی, زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۴ سالن ۳ نیز در تاریخ  ۵ بهمن ماه ۱۳۹۸, طبق دادنامه صادره از سوی دادگاه انقلاب تهران از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” و “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور” به تحمل ۷ سال حبس تعزیری, “توهین به رهبری”به تحمل ۳ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “تمرد از دستور ماموران در حین انجام وظیفه” به تحمل ۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری و از بابت اتهام “خروج غیرقانونی از مرز” به تحمل ۳ سال حبس تعزیری, ورود غیرقانونی به کشور به تحمل ” نیز به تحمل ۲ سال حبس تعزیری و در مجموع به تحمل ۱۶ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد”. با اعمال ماده ۱۳۴ از قانون مجازات اسلامی و در صورت تائید این حکم توسط دادگاه تجدید نظر برای این زندانی سیاسی مجازات اشد یعنی ۷ سال حبس تعزیری لازم به اجرا می باشد. 

همچنین  خالد پیرزاده, در تاریخ ۵ بهمن ماه ۱۳۹۸, بر طبق دادنامه صادره از سوی دادگاه انقلاب تهران از بابت اتهامتبلیغ علیه نظامواجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشوربه تحمل ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهامتوهین به رهبرینیز به تحمل ۲ سال حبس تعزیری و در مجموع به تحمل ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد که با اعمال ماده ۱۳۴ از قانون مجازات اسلامی و در صورت تائید این حکم توسط دادگاه تجدید نظر تحمل ۵ سال حبس تعزیری برای این زندانی سیاسی لازم به اجرا می باشد”. 

لازم به ذکر است؛ ماموران اطلاعات سپاه پاسداران, در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۸, رضا محمدحسینی, را پس از بازداشت به بند امنیتی ۲ الف سپاه واقع در زندان اوین منتقل کردند و پس از طی دوران بازجوئی در مرداد ماه سالجاری به بند قرنطینه زندان اوین منتقل شد و در حال حاضر در اندرزگاه ۴ زندان اوین محبوس می باشد. همچنین رضا محمدحسینی طی ۲ نوبت در تیر ماه و آذر ماه سالجاری اعلام اعتصاب غذا کرده بود و در ادامه با دوختن لبهای خود اعتراض خود را نسبت به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی اش اعلام کرده بود که در پی اعمال فشار مسئولان زندان لبهای دوخته شده وی باز شده بود.

همچنین پیرامون خالد پیرزاده, دیگر زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه زندان اوین لازم به توضیح است؛ این زندانی سیاسی پس از بازداشت توسط ماموران امنیتی و انتقال به سلول انفرادی بند امنیتی واقع در زندان اوین و طی دوران بازجوئی به قرنطینه زندان اوین منتقل شد و در حال حاضر در اندرزگاه ۴ زندان اوین محبوس می باشد. خالد پیرزاده از اواسط آذر ماه سالجاری در اعتراض به تداوم بازداشت و قبول مسئولان قضائی برای تبدیل قرار بازداشت وی به قرار وثیقه اعلام اعتصاب غذا کرده است و کماکان اعتصاب غذای این زندانی در سایه بی توجهی مسئولان ادامه دارد.

پیرامون مهدی مسکین نواز, دیگر زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۴ سالن ۳ زندان اوین که در اعتصاب غذا بسر می برد لازم به توضیح است که وی در تاریخ ۲۷ مهر ماه ۱۳۹۸, از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشار, از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” و “تبلیغ علیه نظام” به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. 

همچنین در دادنامه صادره از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران, مهدی مسکین نواز, به اقامت اجباری در شهرستان فهرج از توابع استان کرمان و محرومیت از عضویت در احزاب و گروه ها محکوم شد.

لازم به ذکر است دلیل اتهامات منتسب شده به این شهروند در دادنامه صادره از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران,  تشکیل ۱ گروه تلگرامی محرمانه و انتشار مطالبی در خصوص آموزش شعار نویسی و سایر فعالیتهای مدنی بوده است.پ

بازداشت شدگان ۵ دی: احمد زاهدی لنگرودی, با تودیع وثیقه آزاد شد

روز یکشنبه ۱۳ بهمن ماه ۱۳۹۸, احمد زاهدی لنگرودی, روزنامه نگار و نویسنده ای که در جریان برگزاری مراسم چهلم نوید بهبودی, از جانباختگان اعتراضات آبان ماه سالجاری توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود پس از اتمام مراحل بازجوئی و تفهیم اتهام با تودیع قرار وثیقه و به طور موقت از بازداشت آزاد شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز یکشنبه ۱۳ بهمن ماه ۱۳۹۸, احمد زاهدی لنگرودی, روزنامه نگار و نویسنده و سردبیر نشریه گیلان اوجا که در جریان برگزاری مراسم چهلم نوید بهبودی, از جانباختگان اعتراضات آبان ماه سالجاری که در روستای گوراب زرمیخ از توابع شهرستان صومعه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود پس از تفهیم اتهام و ارجاع پرونده جهت تشکیل جلسه دادرسی با تودیع قرار وثیقه ای به مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان از زندان ضیا بر استان گیلان بطور موقت آزاد شد. 

براساس این گزارش؛ این روزنامه نگار و فعال رسانه ای پس از انتقال به بازداشتگاه اداره اطلاعات علاوه بر اتهامات مرتبط با بازداشت وی در جریان مراسم نوید بهبودی از سوی بازپرس و بازجویان اداره اطلاعات از بابت اتهاماتی مرتبط با فعالیتهای رسانه ای اش مورد تفهیم اتهام قرار گرفت.

لازم به ذکر است؛ احمد زاهدی لنگرودی, روزنامه نگار و فعال رسانه ای, در تاریخ ۵ دی ماه ۱۳۹۸, به همراهجلوه جواهری،فروغ سمیع نیا،کاوه مظفری،فراز روشن،هومان تحریریوماهرخ روستایی”, در جریان برگزاری مراسم چهلمنوید بهبودی”, یکی از جانباختگان تجمعات اعتراضی آبان ماه در پی یورش ماموران امنیتی به این مراسم بازداشت و به بازداشتگاه ارگانهای امنیتی منتقل شدند.

پس از انتقال این افراد به بازداشتگاه نیروی انتظامی در شهرستان صومعه سرا, اتمام مراحل اولیه بازداشت, جملگی این افراد جهت بازجوئی و تفهیم اتهام به بازداشتگاه اداره اطلاعات شهرستان رشت منتقل شدند

در تاریخ ۱۱ دی ماه ۱۳۹۸, احمد زاهدی لنگرودی”, روزنامه نگار, نویسنده به همراهجلوه جواهری،فروغ سمیع نیا،کاوه مظفری،فراز روشن،هومان تحریریوماهرخ روستایی”, جملگی ۷ تن از بازداشت شدگان حاضر در مراسم چهلمنوید بهبودی”, از جانباختگان تجمعات اعتراضی آبان ماه سالجاری که که در روستای گوراب زرمیخ از توابع شهرستان صومعه سرا از توابع استان گیلان برگزار شده بود با توجه به اتمام مراحل بازجوئی و تکمیل پرونده جهت ارجاع به دادگاه از بازداشتگاه اداره اطلاعات رشت به زندانهای لاکان در رشت و زندان ضیابر واقع در غرب استان گیلان منتقل شده بودند

در تاریخهای ۲۴ دی ماه ۱۳۹۸, کاوه مظفری و جلوه جواهری و همچنین در تاریخ ۲۵ دی ماه ۱۳۹۸, هومان تحریری و فروغ سمیع نیا و ماهرخ روستایی, از دیگر بازداشت شدگان تاریخ ۵ دی ماه و در جریان مراسم چهلم نوید بهبودی, از جانباختگان اعتراضات آبان ماه سالجاری پس از اتمام مراحل بازجوئی و تکمیل پرونده جهت ارجاع به دادگاه هریک با تودیع قرار وثیقه ای به مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان بطور موقت و تا اتمام مراحل دادرسی آزاد شده بودند.

در توضیحاتی بیشتر پیرامون این دور از تجمعات اعتراضی لازم به ذکر است؛ حقوق بشر در ایران, از اولین روز این اعتراضات از طریق انتشار فیلمهای کوتاه دریافتی در کانال تلگرام و در قالب گزارشهای جداگانه ای خبری به تفسیر اخباری را از چگونگی روند این تجمعات اعتراضی مدنی در شهرهای مختلف کشور منتشر کرد. این تجمعات اعتراضی که از تاریخ ۲۴ آبان ماه ۱۳۹۸, با هدف اعتراض به افزایش ناگهانی قیمت بنزین و در پی گسترش تورم و گرانی کالاها و خدمات برگزار شد تا روز ۲۸ آبان ماه ۱۳۹۸, ادامه پیدا کرد و در جریان این تجمعات تعداد بسیاری از شهروندان در شهرهای ایران کشته, زخمی و پس از آن تعداد بسیاری نیز بازداشت شدند

آزادی ۳ نفر از فعالان فرهنگی با تودیع قرار وثیقه از زندان شیبان اهواز

روز دوشنبه ۱۴ بهمن ماه ۱۳۹۸, حسن ساعدی, شهاب صیاحی, عیسی سواری و حسن طرفی, سه تن از فعالان فرهنگی ساکن در استان خوزستان که هر ۳ نفر در تاریخ ۲۸ فروردین ماه سالجاری و در جریان امدادرسانی به سیل زدگان استان خوزستان از سوی ماموران اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شده بودند پس از اتمام مراحل بازجوئی با تودیع قرار وثیقه و بطور موقت از بازداشت آزاد شدند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز دوشنبه ۱۴ بهمن ماه ۱۳۹۸, حسن ساعدی, شهاب صیاحی « بلاوی », “عیسی « عارف » سواری, جملگی ۳ تن از شاعران و فعالان فرهنگی و از اعضای موسسه فرهنگی میثاق انتصار فجر,  که در تاریخ ۲۸ فروردین ماه سالجاری و در جریان امدادرسانی به سیل زدگان استان خوزستان توسط ماموران قرارگاه ابوالفضل العباس وابسته به سپاه پاسداران بازداشت شده بودند پس از اتمام مراحل بازجوئی و تفهیم اتهام و بلاتکلیفی طولانی مدت با تودیع وثیقه و بطور موقت از زندان شیبان اهواز آزاد شدند. 

کریم دحیمی, فعال حقوق بشر ضمن اعلام خبر آزادی این شهروندان در صفحه شخصی خود نوشت : “حسن ساعدی, شاعر و فعال فرهنگی و از اعضای مؤسسه فرهنگی میثاق انتصار فجر که در هنگام کمک به سیل زدگان استان خوزستان در تاریخ ۲۸ فروردین ماه ۱۳۹۸, توسط ماموران اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شده بود، روز دوشنبه ۱۴ بهمن ماه ۱۳۹۸ پس از اتمام مراحل بازجوئی و تکمیل پرونده برای ارجاع به دادگاه با تودیع  قرار وثيقه ای به مبلغ ۶۰۰ ميليون تومان تا پایان مراحل دادرسی از زندان شیبان اهواز آزاد شد”.

این فعال حقوق بشر در ادامه همچنین تائید کرد: “شهاب صياحى « بلاوى »، دارای ۳۸ سال سن، ساکن کوی مشعلی اهواز, شاعر و فعال فرهنگی و از اعضای مؤسسه فرهنگی میثاق انتصار فجر که وی هم هنگام کمک رسانی به سیل زدگان خوزستان در تاریخ  ۲۸ فروردین ماه ۱۳۹۸ توسط ماموران اداره اطلاعات سپاه بازداشت شده بود، روز دوشنبه ۱۴ بهمن ماه ۱۳۹۸، پس از اتمام مراحل بازجوئی و تکمیل پرونده جهت ارجاع به دادگاه و بلاتکلیفی طولانی مدت با تودیع وثيقه ای به مبلغ ۸۰۰ ميليون تومان تا صدور حکم نهایی از سوی دادگاه از زندان شیبان اهواز آزاد شد”.

کریم دحیمی با انتشار یادداشتی دیگر همچنین گفت: “عيسى « عارف » سواری, از اهالی كوى آهن افشار واقع در اهواز, شاعر و فعال فرهنگی و از اعضای كميته های مردمی کمک به سیل زدگان و از اعضای مؤسسه فرهنگی هنری میثاق انتصار فجر که نامبرده  در تاریخ ۲۸ فروردین ماه ۱۳۹۸ در شهر عین دو, توسط ماموران اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شده بود، روز دوشنبه ۱۴ بهمن ماه ۱۳۹۸, پس از طی مراحل بازجوئی و تکمیل پرونده برای ارجاع به دادگاه و بلاتکلیفی طولانی مدت با تودیع  قرار وثيقه ای به مبلغ ۵۰۰ ميليون تومان تا صدور ابلاغ حکم نهایی از سوی دادگاه از زندان شیبان اهواز آزاد شد”.

این فعال حقوق بشر ضمن اعلام اخبار فوق و تائید آزادی این افراد نوشت: “حسن طرفی، متاهل و دارای ۲ فرزند دخترساکن كوى آهن افشار شهر اهواز, شاعر و فعال فرهنگی و از اعضای موسسه فرهنگی هنری میثاق انتصار فجر و از بازداشت شدگان در جریان امدادرسانی به سیل زدگان استان خوزستان توسط ماموران قرارگاه ابوالفضل العباس وابسته به اطلاعات سپاه پاسداران در تاریخ ۱۴ بهمن ماه ۱۳۹۸, پس از پایان بازجوئی و بلاتکلیفی ۱۰ ماهه در زندان شیبان اهواز و بازداشتگاه اطلاعات سپاه پاسداران با تودیع قرار وثيقه ای به مبلغ ۸۰۰ ميليون تومان از زندان شیبان اهواز آزاد شد”. 

غلام آل‌بویه: بارها برای برگزار نکردن جشنواره تهدید شده‌ایم

محمد تنگستانی

چهاردهمین جشنواره «تئاتر ایرانی هایدلبرگ» از امروز، چهارشنبه ۱۶ بهمن ماه، به مدت پنج روز در کشور آلمان شروع به کار می‌کند. 

در این جشنواره مستقل گروهای نمایشی از کشورهای انگلستان، مجارستان، آلمان، لهستان، فرانسه، ایتالیا شرکت کرده‌اند. برگزارکنندگان این رویداد فرهنگی و هنری چهاردهمین دوره این جشنواره را به «کشته‌شدگان آبان‌۱۳۹۸ و مسافران هواپیمایی اوکراینی که در اثر اصابت موشک سپاه پاسداران جان باختند»، تقدیم کرده‌اند. 

«غلام آل‌بویه»، برگزارکننده این جشنواره به «خبرنگاری جرم نیست» می‌گوید: «در این ۱۴ سال مخصوصا چند سال اخیر از طرف جمهوری اسلامی تهدید‌های زیادی شده‌ایم. آن‌ها نمی‌خواهند که هنر مستقل و مخالف با سیاست‌های آن‌ها جایی داشته باشد، بارها با واسطه پیام داده‌اند و تهدیدم کرده‌اند اما ما کار خودمان را می‌کنیم. با تداوم این‌گونه‌ کارها به آن‌ها می‌فهمانیم که از تهدید‌های آن‌ها نمی‌ترسیم.

ما هرسال یک گروه موسیقی آلترناتیو و مستقل را دعوت می‌کنیم، اما امسال کنسرت مشترک «نواب نیاز» و «اروین خاچیکیان» را داریم و یک روز کامل را به هنر و هنرنمایی «شاهرخ مُشکین‌قلم» اختصاص داده‌ایم.»

«شاهرخ مُشکین قلم»، هنرمند ایرانی ساکن پاریس، «نواب نیاز»، خواننده ساکن فرانسه و «اروین خاچیکیان»، آهنگ‌ساز و خواننده ساکن آمریکا در این جشنواره اجرا خواهند داشت.

خبرنگاری جرم نیست، در حاشیه این جشنواره تئاتر با تعدادی از هنرمندان شرکت‌کننده در این رویداد هنری گفت‌وگو کرده است. این گفت‌و‌گو‌ها را روزانه برای شما منتشر خواهیم کرد.

 

هنر متعهد در دهه‌های گذشته در ایران با سانسور شدید جمهوری اسلامی مواجه بوده و خارج از ایران هم در اغلب مواقع شعار زده بوده و بیشتر به مانیفست‌های سیاسی شباهت داشته است. این استدلال تا قبل از عمومیت شبکه‌های اجتماعی و اهمیت آنها در زندگی انسان امروز درست بود. اما حالا شبکه‌های اجتماعی در حوزه فرهنگ و هنر، برای هنرمندان ساکن ایران، توانستند سانسور حکومتی را کمرنگ کنند و سبب شدند که هنرمندان در تبعید با جامعه ایران ارتباطی نزدیک‌تر پیدا کنند. أقای آل‌بویه به نظر شما تئاتر متعهد چه جایگاهی در هنرهای نمایشی ایران و خارج از ایران دارد؟

تعهد اشکال متفاوت دارد و به‌تناسب تغییرات سیاسی، اجتماعی و تغییر اندیشه که قطعا به‌طور نسبی اتفاق می‌افتد، می‌تواند رویکردی دیگر داشته باشد؛ مثلا هنر متعهد امروز با شیوه‌های تعهد در دهه‌های چهل و پنجاه و بعدتر تفاوت داشته باشد که دارد؛ یعنی تعهد مفهوم سیالی دارد؛ اما به‌طورقطع ایستادگی در برابر قدرت و روایت او از هنر و بیان اعتراضی به قرائت قدرت، امری دائمی و پایدار در هنر متعهد محسوب می‌شود.

ما در این جشنواره تلاش کرده‌ایم، بیان هنری در تعریف تئاتر لحاظ کنیم؛ اما اینکه در برخی از کارها، چه در جشنواره ما و چه در دیگر جشنواره‌های برون مرز، مواردی با تعریف شما همخوان باشد را، رد نمی‌کنم؛ اما هنر نمایش ایرانی در خارج از کشور را می‌باید از زوایای مختلف و ازجمله ظرفیت این هنر در محدودیت‌های برون مرز هم در نظر گرفت.

به باور من بزرگ‌ترین دستاورد ما در جشنواره‌های خارج از کشور این بوده که تئاتر ایرانی را در بیرون از مرزهای کشور زنده نگه‌داشته‌ایم. شما به این جشنواره‌ها نقدی روشن دارید اما یک سوال این وسط وجود دارد و آن این است اگر ما تئاتر ایرانی خارج از کشور را با همین شکل و شمایل نگه نداشته بودم آیا بعد از چهار دهه تئاتری بیرون از ایران وجود داشت که بعد جشنواره‌ای بخواهد داشته باشد؟ این به باور من خود کاری بزرگ است؛ اما یقینا نگاه ما هم امروز به تناسب همه رخدادها ازجمله وسعت شبکه‌های اجتماعی، تغییر کرده و جنبه‌های شعارگریزی از تعهد نیز در میان هنرمندان نمایش خارج هم بسیار بیشتر شده است.

از طرفی با شما موافقم که در این سال‌ها شبکه‌های اجتماعی توانسته‌اند مرز‌های آگاهی و اطلاعات را درنوردند و رابطه هنرمند ایرانی بیرون و داخل را کم کنند و بر هم اثر بگذارند، اما موافق نیستم که این گستردگی فضای مجازی در تعهد و یا بیان تابو‌ها و درنهایت گریز از سانسور در ایران به طرز آشکاری مورد هدف قرار داده گرفته باشد و سانسور را به شکل چشمگیری کم‌رنگ کرده باشد. علتش هم این است که سیستم ایدئولوژیک اسلامی همچنان در تایید کارهای هنری از کتاب تا نمایش، به‌شدت کنترل و نظارتی دارد که منجر به سانسور سنتی می‌شود. سانسورگریزی فعلا تنها در شبکه‌های اجتماعی است که بی‌تردید خوب است و فشارهای شبکه‌های اجتماعی به یقین نتیجه‌بخش خواهد بود.

تعهد در هنر به‌زعم ما مقاومت در مقابل صدای قدرت است که نمی‌خواهد صدای دیگران را بشنود و اجازه پخش به دیگر صداها بدهد؛ و این‌که هر تعهدی که بی‌شک نظر شما تعهد اجتماعی و مفهومی است متناسب با شرایط متغیر است. هنر متعهد در مقابل به فراموشی سپردن حقیقت از سوی قدرت می‌ایستد. اگر در گذشته به جنبه‌های هنری در بیان واقعیت‌ها توجه کمتری می‌شد امروز این‌گونه نیست.

در ایران سانسور و ممیزی‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اجازه نمی‌دهد که هنرمندان هنرهای نمایشی به سمت سوژه‌هایی اروتیک بروند درنتیجه این بخش از هنرهای نمایشی ایران حذف شده‌ است.  تئاتر مستقل خارج از ایران در این حوزه آیا دستاوردهایی داشته و هنرمندان ایرانی مستقل خارج از ایران آیا به این‌گونه موضوعات می‌پردازند یا به دلیل خودسانسوری و سانسور رایج در فرهنگ ایران آن‌ها هم به سمت نمایش‌های اروتیک نمی‌‌توانند بروند؟ 

بیان لحظات جنسی و شخصی و اروتیسم به‌خودی‌خود یک دستاورد هنری نیست. تردیدی نیست که در جمهوری اسلامی حتی استفاده از واژگان اروتیک و جنسی ممنوع است و سانسور می‌شوند؛ اما سانسور نمی‌تواند منکر اروتیسم باشد و چنان تفریطی بعدها به شکل افسارگسیخته و گاه نازل و مبتذل فوران خواهد کرد. چیزی که هنر آن اهمیت می‌دهد این است که وقایع یک اثر چقدر بتواند خود را در آرایه‌های هنری بیان کند. مضامین به‌تنهایی کافی نیستند.

ما مثلا یکی دو سال قبل نمایشی داشتیم که به مساله زنای محارم و رابطه جنسی برادر و خواهر می‌پرداخت و نمایش‌های زیادی داشته‌ایم که وقایع عاشقانه و اروتیک دگرباشان جنسی در آن‌ها برجسته بوده است. ما وقتی از اروتیسم در هنر صحبت می‌کنیم، درواقع داریم از فرهنگ و مناسبات اجتماعی و انسانی یک جامعه حرف می‌زنیم.

نویسندگان همواره اگر در خارج از کشور هم باشند با یک پس‌زمینه فرهنگی زندگی می‌کنند. بیان روابط اروتیک عملا امتیازی در هنر نیست؛ اما هر اثر هنری به تناسب موضوع خود هرقدر هم که بخواهد به شکل باز به این امر توجه کند جای هیچ سانسور و خودسانسوری‌ای نیست. مثلا چند سال قبل «شاهرخ مُشکین‌قلم» کاری از «ایرج میرزا» را با همه تابوشکنی‌های گفتاری‌اش در جشنواره ما به نمایش گذشت و بسیار موردتوجه قرار گرفت. در خارج از کشور تردید نیست که ما به‌تناسب ارزش یک کار از بیان موضوعات اروتیک دوری نمی‌کنیم.

در همین حال باید تاکید کنم که درمجموع نگاه ما در سطح وسیع هنر به قضیه بیان موضوعات اروتیک هنوز محافظه‌کارانه است و این مختص نمایش نیست و شامل هنرهای دیگر هم می‌شود چراکه در زیربنای فرهنگ جنسی ما هنوز در شکل عام خود وابسته به نهادهای تربیتی ماست که عموما در ایران شکل گرفته است.

جمهوری اسلامی در چند دهه گذشته جشنواره حکومتی و ایدئولوژیک «فجر» را برپا کرده است. هدف برگزارکنندگان این جشنواره، از ابتدای شکل‌گیری آن،  این بود که جشنواره‌ای بین‌المللی  برای جهان اسلام داشته باشند و آن را با رویداد‌های جهانی‌ای مانند «کن»، «اسکار»«نوبل» و الخ مقایسه کنند. می‌خواستند با این  جشنواره تفکرات سیاسی جمهوری اسلامی در ژانر هنر را به جهان صادر کنند؛ که باوجود بودجه‌های میلیاردی تاکنون به دلیل وجود سانسور موفق نشده‌اند. گمان می‌کنید برپایی این‌گونه جشنواره‌های مستقل، جشنواره‌های خارج از کشور، می‌توانند نماینده هنر‌های نمایشی ایرانیان در جشنواره‌های بین‌المللی باشند و به‌موازات کارهای نمایشی‌ای که از ایران برای اجرا در جشنواره‌ها و فستیوال‌های بین‌المللی شرکت می‌کنند، حضور داشته باشند؟

به نظر من این انتظاری که شما دارید تازه امسال با تحریم جدی و عملی جشنواره تئاتر فجر شروع شده است. اعتراضات آبان‌ماه در سال جاری یک اتفاق مهم بود که سبب شد خیلی‌‌ها از خواب بیدار شوند و به جنایت‌هایی که این حکومت دارد مرتکب می‌شود پاسخ بدهند و دیگر نخواهند توسط حکومت  به‌واسطه وعده‌های دروغین فریب بخورند.

ما در چهارده سال گذشته از طریق این جشنواره از هنرمندان خارج از كشور خواسته‌ايم كه جشنواره تئاتر فجر که  يك جشنواره حکومتی است و ربطى به مردم و هنر ايران ندارد را تحریم کنند. شركت در آن جشنواره به باور من نشانه همكارى در جنايت با رژيم جمهورى اسلامى است. 

تحريم جشنواره تئاتر فجر يكى از بهترين اقداماتی است که امسال به شکل همه‌گیری اتفاق رخ داد. اين جشنواره حكومتى آغشته به خون و درد و چپاول مردمى است كه از من و شما از آن جدا نيستيم. 

حكومت امسال براى جشنواره فجر و سرپوش نهادن بر این‌همه جنايت و كشتار از دو هنرمند ايتاليايى «رو ميو كاستالوچى» و «يو جينو باربا» براى اجرا نمايش دعوت كرده بود، وقتى ما از اين دعوت مطلع شدم، من به همراه  چهل هنرمند دیگر نامه‌ای خطاب به این دو هنرمند ایتالیایی نوشتیم، امضا و ارسال کردیم. برای اين دو هنرمند جنايت رژيم سركوبگر ایران را افشا كرديم. اثرگذار شد و این دو ایتالیایی جشنواره فجر را تحريم كردند و بعد در ایران هم صدها نفر جشنواره را تحریم کردند.

حتى بعضی‌ها احضار شدند تهديد شدند ممنوع كار شدند با همه اين‌ بگیروببندها افتتاحيه جشنواره فجر لغو شد، اين يك موفقیت براى تئاتر خارج از كشور بود و اكنون وظيفه و مسووليت ما هنرمندان متعهد بيشتر شد و بايد جشنواره ما آن‌قدر پربار باشد تا بتوانیم نماينده تئاتر ايران باشيم.

 

Design a site like this with WordPress.com
Get started