دعای آیت‌الله خامنه‌ای مستجاب شد؛ قاسم سلیمانی کشته شد

همه چیز متلاشی شده است نه اثری از خودرو پدیدار است و نه اثری از سرنشیان آن. گفته می‌شود این فیلم که با پس زمینه صداهایی با گویش عربی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، متعلق به خودرویی است که قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران به همراه چند مقام ارشد حشد الشعبی سوار بران بوده‌اند. خودرویی که مورد حمله هوایی قرار گرفته و سرنشینانش در دم جان داده‌اند.

تلویزیون دولتی عراق بامداد جمعه گزارش داد که در جریان حمله هوایی در محدوده ترابری فرودگاه بغداد به دو کاروان خودروهای «حشد الشعبی» قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران به همراه چند مقام ارشد حشد الشعبی کشته شده است. این تلویزیون همچنین گفته است ابومهدی المهندس، معاون گروه حشد الشعبی نیز یکی از کشته شدگان است.

ابتدا خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران این خبر را با عنوان «ادعای تلویزیون عراق درباره شهادت «حاج قاسم سلیمانی» و «ابو مهدی المهندس» » منتشر کرد و نوشت خبرگزاری فارس به طور مستقل قادر به تائید این خبر نیست. با این حال ساعتی بعد شبکه خبر صداو سیما کشته شدن قاسم سلیمانی را تائید کرد. پنتاگون نیز ساعتی بعد کشته شدن قاسم سلیمانی را در این حمله تائید کرد و فاکس نیوز گزارش داد که این حمله با دستور دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا انجام شده است.

شبکه خبر تلویزیون ایران پس از اعلام خبر کشته شدن سلیمانی یک نوار مشکی به نشانه عزاداری روی صفحه تلویزیون قرار داد.

قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران یکی از نورچشمی‌های آیت‌الله خامنه‌ای بود. او فرمانده اجرای سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی در یمن و سوریه،لبنان و عراق بود. اسفند ماه سال گذشته آیت‌الله خامنه‌ای بالاترین نشان نظامی ایران را که نشان «ذوالفقار» نام دارد به او اعطا کرد و دعا کرد او به شهادت برسد. در ادبیات حکومت ایران، جنگیدن در عراق و سوریه، جنگ در راه خدا خوانده می‌شود و کشته شدن در راه خدا شهادت نامیده میشود و در باور آن‌ها رسیدن به مقام شهادت سعادت می‌خواهد. ایت‌الله خامنه‌ای در جلسه اهدای نشان ذوالفقار به سلیمانی در بخشی از سخنرانی‌اش گفت: «ان‌شاءالله خدای متعال به ایشان اجر بدهد و تفضّل کند و زندگی ایشان را با سعادت، و عاقبت ایشان را با شهادت قرار بدهد، البتّه نه حالا. هنوز سال‌ها جمهوری اسلامی با ایشان کار دارد. امّا بالاخره آخرش ان‌شاءالله شهادت باشد.»

به نظر می‌رسد دعای آیت‌الله خامنه‌ای در کمتر از یکسال در حق او مستجاب شده است. حالا رسانه‌های جمهو ری اسلامی او را شهید می‌نامند.

آیت‌الله خامنه‌ای پیش از این نیز در سال ۱۳۹۰ او را شهید زنده نامید، لقبی که از سوی طرفداران حکومت در مورد سلیمانی به کار برده می‌شد. حتی فرماندهان حشد الشعبی مثل ابومهدی مهندس که حالا همراه او کشته شده است او را شهید زنده نامیده بود.

حشد الشعبی را شعبه سپاه قدس در عراق می‌نامند. گفته می‌شود این گروه شبه نظامی توسط سپاه پاسداران هدایت می‌شود. در جریان سیل ایران در نوروز امسال نزدیکی قاسم سلیمانی و این گروه شبه نظامی در انظار عمومی نمایان شد. قاسم سلمیانی با همراهی گروه شبه نظامی حشد الشعبی راهی خوزستان شد، وقتی دستور تخلیه یک روستا را می‌نوشت، کنار دست او ابومهدی مهندس قرار داشت. این بار هم گفته می‌شود او کنار دست سلیمانی بوده و همزمان با او کشته شده است.

روزنامه شرق چندی پیش مصاحبه ابومهدی المهندس را با روزنامه الاخبار لبنان منتشر کرد. در مقدمه این مصاحبه ابومهدی اینطور معرفی شده است: «او را بازوی راست قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس می‌دانند. هرچند قیافه‌اش کاملا شبیه ایرانی‌هاست اما ایرانی نیست. خیلی‌ها در عراق و خارج از عراق او را وابسته به ایران می‌دانند اما چنین نیست. دوستانش او را سرداری بزرگ می‌دانند که ترجیح می‌دهد گمنام باشد. به او القاب « ابومهدی» «مهندس» و… داده‌اند و می‌گویند او «حاجی» و قاسم سلیمانی «حاجی بزرگ» است.

ابو مهدی المهندس در مستندی که از شبکه افق پخش شد، گفته بود: «افتخارم این است که سرباز سردار قاسم سلیمانی هستم و دوست دارم در ایران دفن شوم.»

«قاسم سلیمانی در حمله فرودگاه بغداد کشته شد»

تلویزیون دولتی عراق می‌گوید قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در حمله ای در نزدیک فرودگاه بغداد کشته شده است.

شبکه های الجزیره و شبکه العربیه نیز به نقل از تلویزیون عراق این خبر را منتشر کرده‌اند.

رویترز به نقل از نمایندگان مجلس عراق گفته است که سه مقام حشد الشعبی و دو «مهمان مهم» آنها در حمله پهپادی کشته شدند.

مقام‌های عراقی پیشتر گفته بودند، بامداد جمعه ۱۳ دی ماه در حمله‌ای ابو مهدی مهندس، معاون حشد الشعبی در نزدیکی فرودگاه بغداد کشته شده است.

پیش از این گزارش شده بود که دست‌کم سه راکت کاتیوشا به سوی فرودگاه بین المللی بغداد شلیک شده است. 

به گزارش آسوشیتدپرس در این حمله راکتی چهار نفر کشته شدند و دو خودرو در آتش سوختند.

طبق این گزارش، این راکت‌ها به نزدیکی بخش ترابری و بار فرودگاه اصابت کرده‌اند و این حمله شماری زخمی برجای گذاشته است.

شبکه الجزیره می‌گوید، محمدرضا الجبری، مسئول تشریفات حشد الشعبی، گروه شبه نظامی شیعه در این حمله در نزدیکی فرودگاه کشته شده است. الجزیره اضافه کرده است، افراد دیگری هم در این حادثه کشته شدند. ‌

خبرگزاری فارس هم به نقل صفحه حشد الشعبی در فیس بوک گزارش داده است که این گروه تایید کرده که محمدرضا الجبری در حمله پهپادی آمریکا کشته شده است.

گزارش‌ها حاکی است که فعالیت‌ها و پروازها در فرودگاه بغداد متوقف شده است.

گزارش‌های تایید نشده حاکی است که پنج تن از اعضای حشد الشعبی که از ایران به عراق باز می‌گشتند در یک حمله پهپادی کشته شدند.

طبق این گزارش‌ها، در این حمله پهپادی، کاروان مقام‌های حشد الشعبی در فرودگاه بغداد هدف قرار گرفته شد. در این حمله مسئول تشریفات به همراه دو عضو حشد الشعبی و «مهمان‌های آنها» کشته شده‌اند.

هنوز مقام های عراقی کشته شدن مقام‌های حشد الشعبی را تایید نکرده‌اند.

تصرف اموال در ایران به جرم بهائی بودن

اقلیتی مذهبی در ایران زندگی می‌کنند که در چهار دهه عمر جمهوری‌ اسلامی همواره قربانی خشم و آزار و اذیت بوده‌اند. تمامی دستگاه‌های مرتبط با حکومت جمهوری‌اسلامی از اعدام و ترور گرفته تا زندان، محرومیت‌های اجتماعی و حقوق‌ شهروندی و در نهایت، اختناق اقتصادی را علیه آنان اعمال کرده‌اند. 

از این گروه، که حق تحصیل در مقاطع عالی ندارند و به مردگان آنان نیز بی‌احترامی می‌شود، همواره تحت عنوان «فرقه ضاله» یاد شده است. علی خامنه‌ای پیش‌تر ارتباط با این گروه مذهبی را «حرام» اعلام کرده و «جمیع افراد فرقه ضاله بهائی» را محکوم به کفر و نجاست» دانسته بود. رهبر جمهوری‌ اسلامی حجت را بر پیروان خود تمام کرد و به مریدان خود اعلام کرد «از غذا و سایر چیزهایی که با رطوبت مسری در تماس با آن‌ها بوده است باید اجتناب کرد و بر مومنان واجب است که با حیله و فسادگری این فرقه گمراه مقابله کنند». استفتای علی خامنه‌ای و پیش از آن، نظر روح‌الله خمینی دست سرکوبگران را برای آزار و اذیت بهائیان باز گذاشت. 

مکارم شیرازی، از مراجع شناخته‌شده شیعه، نیز ارتباط با بهائیان را «حرام» دانسته است، اما آنچه در استفتائات مکارم شیرازی دیده می‌شود حکم حق‌ مصادره اموال بهائیان است. او در پاسخ به سوال مصادره اموال بهائیان در جلد اول کتاب استفتائاتش، که انتشارات امام علی بن ابیطالب آن را در سال ۱۳۹۰ منتشر کرده، به‌صراحت گفته است: «مصادره‌ اموال آنان مانعی ندارد، مگر این‌که فعالیتی نداشته باشند.» 

آیت‌الله بهجت، که در سال ۱۳۸۸ در قم درگذشت، در پاسخ به سوال‌های شرعی در کتاب استفتائات خود، تصرف اموال بهائیان را حرام ندانسته است. بهجت و مکارم شیرازی، دو مرجع شناخته‌شده جهان تشیع، مصادره و یا همان غارت اموال بهائیان را توجیه و از آن دفاع کرده‌اند. بهجت در پاسخ شرعی دیگری، امکان صاحب ملک شدن بهائیان را رد کرده است. او در پاسخ به این سوال که فروش خانه به بهائی چه حکمی دارد، گفته است: «بهائی مالک نمی‌شود». 

پاسخ اکثریت مراجع شیعه در ایران در‌ مورد معامله با بهائیان مشخص است. درباره ارتباط و معامله با بهائیان از اکثریت مراجع تشیع پرسیده شده است و تمامی آنان از «فعل حرام» یاد کرده‌اند. با این حال، یک فایل صوتی منتسب به آیت‌الله سید‌صادق حسینی شیرازی، از مراجع بزرگ تشیع، وجود دارد که او معامله با بهائیان را منع نکرده و آنان را دارای حق شهروندی و حق معامله تجاری دانسته است. شیرازی از مخالفان حکومت ولایت فقیه است و سال‌ها به همین دلیل، در حصر یا زندان بود. 

در چهل سال اخیر، میلیون‌‌ها دلار از سرمایه شهروندان باورمند به آیین بهائی صرفا به‌دلیل باور مذهبی‌شان، مصادره شده یا محل کسب آنان پلمب شده است. هر سال در ایام تعطیلی دیانت بهائی، دست‌کم صد محل کسب‌و‌کار کسبه بهائی پلمب می‌شود و تعدادی از آنان پس از گذشت ۶ سال، همچنان پلمب مانده است. در کنار پلمب محل کسب، از همان اوایل انقلاب تا به امروز، منازل بهائیان نیز به اتهام «محل تبلیغ فرقه ضاله» پلمب و مصادره شده است. از مهم‌ترین اموال مصادره‌شده بهائیان در ایران می‌توان به سرمایه حبیب‌الله ثابت پاسال و هژبر یزدانی اشاره کرد؛ این دو کارآفرین ایرانی میلیون‌ها دلار ثروت داشتند اما ستاد اجرای فرمان خمینی اموالشان را مصادره کرد.

در آخرین برخورد با این گروه مذهبی، اموال تعدادی از بهائیان ساکن روستای ایول، از توابع شهرستان ساری در استان مازندران، مصادره شده است. در رای دادگاه حکم به مصادره زمین‌ها، خانه‌ها و اموال بهائیان آن روستا به نفع ستاد اجرایی فرمان امام داده شده است. سید‌مرتضی موسوی، معاون قضایی و رییس کل و رییس دادگاه ویژه اصل ۴۹ قانون اساسی استان مازندران، در صفحه دوم رای دادگاه با اشاره به فتوای مراجع و به‌خصوص فتوای علی خامنه‌ای، نوشته است: «جمیع افراد فرقه ضاله بهائی محکوم به کفر و نجاست هستند و اموال آن‌ها هیچ‌گونه مشروعیتی ندارد و بر مومنان واجب است که با حیله و فسادگری این فرقه گمراه مقابله و از انحراف و پیوستن دیگران به آنان جلوگیری کنند و هر‌گونه ارتباط با آنان حرام است». استناد قاضی به این فتوا نشان از آن دارد که حکم صادر‌شده وجاهت قانونی ندارد و صرفا بر اساس فتوای مراجع شیعه صادر شده است. 

 

رای دادگاه یا توجیه مصادره اموال؟

در رای دادگاه، با طرح شکایت ستاد اجرایی فرمان حضرت امام، در مورد رسیدگی به اموال به‌جا‌مانده از بهائیان روستای ایول در ساری، کج‌فهمی و بی‌اطلاعی قاضی به‌وضوح مشهود است و این بی‌اطلاعی از ایدئولوژی حاکم بر جمهوری‌ اسلامی‌ نشات می‌گیرد. 

در باور و ساحت ایدئولوژی جمهوری اسلامی، بهائیان «دشمن»، «وابسته به اسرائیل» و «دشمن اسلام» محسوب می‌شوند، که البته این اتهام‌ها ساختگی و دروغین است.

در رای دادگاه چه آمده که این حکم قضایی در رسانه‌های اجتماعی با تعجب و شگفتی روبه‌رو شده است. (تصویر رای دادگاه در پایین صفحه)

بهائیان سال‌ها در آن منطقه کشت و کار می‌کردند و دست‌کم از ۵۰ سال قبل در آن‌جا سکونت داشته‌اند. اما قاضی پرونده سکونت آنان را عملی تشکیلاتی و در جهت تبلیغ دیانت بهائی عنوان می‌کند. به گفته بهائیان آن منطقه، تعدادی از ساکنان بهائی آن روستا بومی منطقه‌اند و بیش از ۱۰۰ سال است نسل در نسل روی زمین‌هایشان کار می‌کنند. همچنین در سخنی عجیب و تامل‌برانگیز، قاضی مدعی‌ شده است که بهائیان در عملی دسیسه‌گرانه اقدام به «تصرف اراضی حاصلخیز منطقه» کرده‌اند که گویا آن منطقه و در کل آن خطه، زمین غیر‌حاصلخیر هم دارد!

امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر شاه، که در سخت‌ شدن استخدام بهائیان نقش مهمی داشت و ستون مذهب را به ستون گزینش استخدامی افزود، از منظر حکومت جمهوری‌ اسلامی بهائی بود. برچسب بهائی زدن به هویدا صرفا در جهت ادعای وابستگی آن حکومت به بهائیان است و در حقیقت، مادربزرگ هویدا بهائی بود و خود او مسلمان و مسلمان‌زاده. دادگاه ویژه اصل ۴۹ استان مازندران سفر هویدا به آن منطقه را نشان از قدرت بهائیان دانسته است و آن سفر را که به کل استان مازندران بود، سفری برای آزار و اذیت مسلمانان معرفی می‌کند که این اتهام ساختگی را پیش‌تر نیز سایت‌های تندرو و مخالف بهائیان منتشر کرده بودند. 

پس از روی کار آمدن روح‌الله خمینی و قدرت گرفتن نیروهای تندرو، بهائیان سراسر ایران مجبور به مهاجرت‌ شدند تا از گزند بهائی‌ستیزان در امان باشند. بخشی از بهائیان روستای ایول نیز مجبور به مهاجرت شدند. سارا نام مستعار یکی از بهائیان روستای ایول است که برای حفظ امنیت او از ذکر نام واقعی‌اش اجتناب می‌کنیم. او در پاسخ به این سوال که پس از انقلاب چه شد و چطور به آن روستا بازگشتید و نتیجه بازگشت چه بود، گفت: « ترس از جان باعث شد که از روستا فرار کنیم. آن‌جا برای ما امن نبود و برای بسیاری از بهائیان مشکل پیش آمده بود. پس از آرام شدن اوضاع، به روستا بازگشتیم تا سر زمین و خانه خودمان باشیم که متوجه شدیم اموال ما را تعدادی از همان روستایی‌ها و افراد دیگر غصب کرده‌اند و آن‌جا کار می‌کنند. با وجود این‌که سند داشتیم، اجازه ندادند که املاک خودمان را داشته باشیم. به همین دلیل شکایت کردیم. آن‌ها می‌گفتند ما تبلیغ بهائیت کردیم و ما می‌گفتیم اصلا نبودیم که تبلیغ کنیم، چطور در زمانی که نبودیم، تبلیغ می‌کردیم و حالا، به‌خاطر جرمی که نکردیم، کما این‌که اصلا تبلیغی هم پیش‌تر نداشتیم، اموالمان را مصادره کردند. وقتی هم شکایت کردیم، از همان روز تا به امروز، از انواع اذیت و آزارها در امان نبودیم.»

ورقا که کودکی‌اش را در ایول گذرانده است گفت: «پدرم را مدام به حسینیه می‌بردند تا او را مجبور کنند مسلمان شوند و وقتی دیدند که پدرم مسلمان نمی‌شود، به او گفتند باید از روستا برود و هر‌چه دارد را در همین‌جا بگذارد.» به گفته ورقا، روستائیان که طمع زمین‌ها و اموال را داشتند مدام می‌گفتند بروید اسرائیل. ورقا گفت تمام این فتنه‌گری‌ها از امام جمعه کیاسر شروع شد و او با وجود این‌که لبخند می‌زد، اهالی روستا را علیه بهائیان می‌شوراند.

قاضی موسوی در رای دادگاه اشاره مستقیم دارد به حضور بهائیان در آن منطقه و تصاحب زمین‌ها و اشتغال آنان بر زمین‌های کشاورزی و از سوی دیگر، اشاره مستقیم دارد به «سرکشی و پیگیری املاک». با وجود این، بدون در نظر گرفتن حق قانونی و اجرای عدالت، املاک بهائیان را صرفا به اتهام «استقرار این گروه در منطقه برای تبلیغ» مصادره کرده است و حضور آنان را که صاحبان اصلی زمین‌ها هستند مرتبط با «اقدام» برای «تثبیت و تبلیغ افکار ضاله» دانسته است و از این طریق، حق قانونی آنان را سلب می‌کند. 

قاضی دادگاه با استناد به حکم مراجع تقلید شیعه، اموال بهائیان را به نفع ستاد اجرایی فرمان امام مصادره کرده است. در بخشی از این حکم آمده است «دادگاه حکم به عدم مشروعیت اموال به‌جا‌مانده از فرقه ضاله بهائیت در روستای ایول بخش چهاردانگه را صادر و اعلام می‌نماید با عنایت به حضور چندین ساله این فرقه ضاله در منطقه برای ترویج آیین بهائیت، اراضی موضوع حکم در اختیار ستاد اجرایی فرمان حضرت امام استان مازندران قرار گرفته است تا با فروش اراضی به اهالی کم‌زمین روستای ایول، نسبت به احداث مرکز فرهنگی تبلیغ مهدویت اقدام کنند». قاضی پرونده، با هماهنگی ستاد اجرایی، در حکم دادگاه به موضوع ساخت «مرکز تبلیغ مهدویت» ارجاع می‌دهد، که این مراکز عمدتا به بهائی‌ستیزی مشغول‌اند، و از این طریق هم از ماهیت تقابلی رای با بهائیان سخن می‌گوید.

فراتر از کابوس‌؛ شرایط سها مرتضایی در زندان قرچک به روایت سپیده قلیان

سپیده قلیان، فعال مدنی و زندانی سیاسی پیشین، به بهانه انتقال سها مرتضایی، دانشجوی ستاره‌دار زندانی، از اوین به زندان قرچک ورامین،  توضیحاتی را درباره شرایط زندان قرچک ارایه کرد.

این زندانی سیاسی پیشین روز پنج‌شنبه ۱۲دی، در یک رشته توییت، نوشت: «زندان قرچک ورامین در بیابان‌های حوالی شرق تهران در ابتدای جاده شهرری به سمت قرچک واقع شده است. اما در حقیقت قرچک آخر دنیاست! ده بند دارد که در هر بند ۱۲۰ تا ۳۰۰ نفر جا می‌شوند. که هر بند از ده کابین تشکیل شده است و هر کابین ۴ تخت سه طبقه دارد، یعنی هر کابین ۱۲ نفر جمعیت دارد. جمعیت زندان بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر متغیر است و این یعنی حداقل سیصد نفر بیش از ظرفیت زندان.»

گرانی اجناس و وضعیت فاجعه‌آمیز غذا

قلیان ادامه داد که این زندان «آب آشامیدنی ندارد، معمولا فاضلاب بالا می‌زند و آب شور هم قطع می‌شود. تحویل لباس و وسایل از سمت خانواده ممنوع است. زندانی بالاجبار باید جنس‌های درجه چندم فروشگاه لباس زندان را که قیمت گزافی هم دارند، خریداری کند. زنده بودن در قرچک بسیار گران است. خرید لباس، آب آشامیدنی، خرید تایم تلفن، خرید کنسروی‌جات به علت غیر قابل خوردن بودن غذای زندان، بخشی از این هزینه‌ها هستند که زندانی باید متقبل شود».

او با اشاره به وضعیت خود در زمان زندانی بودن در قرچک نوشت: «برای مثال من کارگر آشپزخانه بودم. از ساعت ۷ صبح تا غروب کار سنگین انجام می‌دادم (که حالا، حتی بعد از ماه‌ها هنوز دستانم قفل می‌شوند و باید عمل جراحی انجام دهم.) در قبال کارم ۴۰ دقیقه تایم تلفن می‌گرفتم، که اگر همان تایم را می‌خواستم بخرم ممکن بود بالای یک میلیون هزینه بردارد. بازار سیاه تایم تلفن در زندان قرچک از سوی مسئولین این زندان کنترل نمی‌شود. بلکه عامدانه وضعیتش را بدتر از پیش هم می‌کنند.»

این فعال مدنی با تاکید بر این که «وضعیت غذا در زندان قرچک فاجعه است»، ادامه داد: «بعد از درگیری‌هایی که به خاطر وضعیت غذا داشتیم، با کلی مکافات من به عنوان کارگر آشپز وارد آشپزخانه شدم. جیره‌ غذای افراد ناچیز است. آشپزخانه هیچ‌گونه امکانات صنعتی ‌ و بهداشتی متناسب با تهیه غذای ۲۰۰۰ زندانی را ندارد. برای کار در آشپزخانه فقط باید قدرت بدنی بالایی داشته باشی که بتوانی ظروف سنگین و ‌گونی‌های مواد اولیه غذایی را جا به جا کنی. چرا که توان تامین این هزینه‌ها را نداری.»

کابوس ملاقات زندانی با خانواده

قلیان درباره وضعیت ملاقات زندانی‌ها نیز نوشت: «زندان در بیابان است و خانواده‌ها به سختی برای ملاقات می‌آیند. فقط چند کابین است که نهایتا ۱۵ دقیقه حق صحبت به صورت کابینی داری. اگر ملاقات غیرکابینی بخواهی باید از هفت‌خوان رستم رد بشوی: باید دو ‌ماه باید از ورودت به زندان بگذرد، برای زندان کارگری کنی، بعد از آن به رییس زندان درخواست می‌نویسی، اگر موافقت کرد، در یک محدوده‌ دو‌ متری، در حضور چهار مامور ملاقات با خانواده صورت می‌گیرد. ملاقاتی که حتی حق نشستن کنار خانواده را هم نداری. آنها یک سمت می‌نشینند و تو در‌ سمتی دیگر.»
او ادامه داد: «در آغوش کشیدن هم ممنوع است. کفش اعضای خانواده را در می‌آورند و ‌پای آنها دمپایی زندان می‌کنند. برای همین زندانی کابوسش ملاقات با خانواده است. تمام ملاقات‌هایم با درگیری‌ایم با مسئولین سالن ملاقات همراه بود.»

این فعال مدنی نوشت: «آنچه که در گوش ما فرو کرده‌اند خطرناک بودن مجرمین/متهمین عادیست. درحالی که دروغ است. زندانیان بی‌پناه هیچ آزاری به زندانی نمی‌رسانند. اگر عدم امنیتی هم هست برای تمام زندانیان است. سیستم عامدانه فضا را ناامن می‌کند، غذا غیرقابل خوردن است. ۴۰۰ نفر در یک صف برای خرید ۴ تا کنسرو، درگیری، عدم کنترل فضا از سوی پرسنل! آنها همواره می‌خواهند زندانی را یک جانی نشان دهند.»

شرایط زندانی‌ جدیدالورود به مراتب سخت‌تر است

قلیان اضافه کرد: «با کوچکترین اعتراضی زندانی را راهی امین آباد می‌کنند. فضا برای زندانی‌ای که جدیدالورود است به مراتب سخت‌تر است. زندانی تا بخواهد ساز و ‌کار زندان را یاد بگیرید باید هزار مصیبت بکشد: کف‌خوابی، گرسنگی، تشنگی، نداشتن پول یا رابطه برای گرفتن تایم تلفن کابوس زندانی جدیدالورود است.»

این زندانی پیشین با بیان این که «تحمل توهین و ‌تحقیرهای زندانبان‌ها و عدم رسیدگی پرسنل از کادر قضایی تا پزشکی ادامه این کابوس است»، ادامه داد: «گرچه گمان می‌کنم تقلیل مشکلات قرچک به آب و غذا اشتباه است. اما حسابش را بکنید، سها مرتضایی زندانی جدیدالورودی که به علت عدم توانایی مالی در اعتصاب غذاست، ‌به قرچک منتقل شده است. کابوسی بالاتر از این نیست. حالا سها در بدترین شرایط بهداشتی ‌‌و غذایی و روانی به سر می‌برد.»

او خواستار آن شد که برای پیگیری وضعیت مرتضایی «گروهی مستقل از وکلا با معاونت قضایی ارتباط بگیرند».

قلیان تاکید کرد: «این نه یک خواسته برای وضعیت ویژه‌ سها و زندان قرچک، که مطالبه‌ای عمومی برای همه‌ زندانیان در همه‌ زندان‌های کشور است.»

مرتضایی، روز سه‌شنبه ۱۰ دی‌ماه،‌ بدون اطلاع قبلی و در پی اعتصاب غذا به دلیل ناتوانایی در تامین وثیقه به زندان قرچک ورامین منتقل شد. وبسایت خبری کلمه در همین زمینه نوشت که خروج او از زندان اوین و انتقال به قرچک با «بهانه خارج شدن از بند امنیتی» صورت گرفته است.

قلیان پیشتر در یک رشته توییت، با روایت وضعیت چند زن محبوس در زندان سپیدار اهواز از شکنجه و بی‌عدالتی‌هایی که علیه زنان در زندان‌های جمهوری اسلامی اعمال می‌شود‌، پرده برداشته بود.

این فعال مدنی همچنین اخیرا افشا کرد آمنه‌سادات ذبیح‌پور، گزارشگر صداوسیما، در جریان بازجویی‌های امنیتی از  او در دوران حبس حضور و نقش‌آفرینی داشته است.

 

تجمع اعتراضی پرستاران مشهد

روز چهارشنبه ۱۱ دی‌ماه، همزمان با روز پرستار، جمعی از پرستاران مشهد در اعتراض به عدم پرداخت معوقات کارانه خود طی ۱۴ ماه گذشته و عدم اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری، در مقابل ساختمان استانداری خراسان رضوی دست به تجمع زدند. بنابر گفته این پرستاران، پرداخت‌های اضافه‌کاری و کارانه پرستاران بدون هیچگونه شفافیتی در طرح قاصدک صورت می‌گیرد که موجب اعتراض پرستاران شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از ایلنا، روز چهارشنبه ۱۱ دی‌ماه ۱۳۹۸، جمعی از پرستاران مشهد، در اعتراض به عدم پرداخت معوقات کارانه و عدم اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری، در مقابل ساختمان استانداری خراسان رضوی دست به تجمع زدند.

در این گزارش آمده است که این پرستاران نزدیک به ۱۴ ماه کارانه معوقه دارند.

بنابر گفته این پرستاران، پرداخت‌های اضافه‌کاری و کارانه پرستاران بدون هیچگونه شفافیتی در طرح قاصدک صورت می‌گیرد که موجب اعتراض پرستاران شده است.

پرستاران ضمن حضور در این تجمع اعلام کردند که طی این مدت منتظر عمل به وعده‌ها از سوی مسئولان بودیم و نمی‌توانیم بیش از این سکوت کنیم.

اعتراضات آبان؛ بازداشت یک شهروند معترض در شیراز تحت عنوان «عامل اغتشاشات»

یک شهروند معترض در شیراز، در ارتباط با اعتراضات آبان تحت عنوان “عامل اغتشاشات” بازداشت شد. استفاده از این عنوان در خصوص مردم معترض بازداشت شده در حالی است که پیشتر روزنامه کیهان که تحت نظر نماینده آیت الله خامنه‌ای منتشر می‌شود، با تاکید بر اینکه «مراجع قضایی مجازات اعدام با طناب دار را برای لیدرهای آشوب اخیر قطعی می‌دانند»، نوشت: «اقدام آشوبگران مصداق بغی است و مجازات قانونی و شرعی آن‌ها اعدام است.»

به نقل از کیهان، یوسف ملک‌زاده، جانشین فرماندهی انتظامی استان فارس از بازداشت یک شهروند در ارتباط با اعتراضات مردمی آبان ماه در شیراز خبر داد.

بر اساس این گزارش، ملک‌زاده همچنین مدعی شده است که “این فرد از سال ۹۳ ارتباط خود را با شبکه‌های خارج از کشور آغاز کرده و از عوامل اغتشاشات بوده است”.

استفاده از این قبیل عناوین در خصوص مردم معترض بازداشت شده در حالی است که پیشتر روزنامه کیهان که تحت نظر نماینده آیت الله خامنه‌ای منتشر می‌شود، با تاکید بر اینکه «مراجع قضایی مجازات اعدام با طناب دار را برای لیدرهای آشوب اخیر قطعی می‌دانند»، نوشت: «اقدام آشوبگران مصداق بغی است و مجازات قانونی و شرعی آن‌ها اعدام است.»

لازم به یادآوری است از روز جمعه ۲۴ آبان ماه ۹۸ معترضان در واکنش به افزایش قیمت بنزین در شهرهای مختلف به خیابان آمدند. محمد جواد کولیوند، نماینده مردم کرج در مجلس گفت این اعتراضات در روز اول جمعه ۲۴ آبان ماه در ۷۱۹ نقطه از کشور رخ داد. سید حسین نقوی حسینی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز روز دوشنبه ۴ آذرماه، آمار بازداشتی های اعتراضات اخیر را حدود ۷ هزار نفر اعلام کرد.

زندان وکیل آباد مشهد؛ انتقال کمال جعفری به اداره اطلاعات همزمان با افزایش فشار بر مصطفی برومند

روز سه شنبه ۱۰ دی ماه ۹۸، کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه محبوس، از زندان وکیل آباد مشهد به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر منتقل شد. کمال جعفری یزدی از شهریورماه سال جاری دوران محکومیت ۱۳ ساله خود در این زندان سپری می‌کند. در خبری دیگر مصطفی برومند زندانی سیاسی که دوران محکومیت خود را در زندان وکیل آباد مشهد سپری می‌کند، اخیرا بدون در نظر گرفتن اصل تفکیک جرائم به بند ۳ این زندان تبعید شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز سه شنبه ۱۰ دی ماه ۱۳۹۸، دکتر کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه محبوس، از زندان وکیل آباد مشهد به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر منتقل شد.

تا لحظه تنظیم این گزارش از دلایل انتقال این زندانی اطلاع دقیقی در دست نیست.

لازم به یادآوری است آقای جعفری یزدی، اوایل مردادماه سال گذشته توسط نیروهای اداره اطلاعات مشهد بازداشت شد. وی به مدت ۱۰ روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات تحت بازداشت و بازجویی بود و سپس به زندان وکیل آباد مشهد منتقل شد. این استاد دانشگاه با گذشت از ۳ ماه نهایتا با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی بصورت موقت آزاد شد.

این شهروند ساکن مشهد در اواخر فروردین ماه سال جاری توسط شعبه ۴ دادگاه انقلاب این شهر از بابت اتهام “تشکیل دسته و گروه به قصد براندازی نظام” به ۱۰ سال حبس، از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس، از بابت اتهام “توهین به رهبری” به دو سال حبس و در مجموع به ۱۳ سال حبس تعزیری محکوم شده و حکم صادره در دادگاه تجدید نظر عینا تایید شد.

روز دوشنبه ۲۸ مردادماه ۹۸، حکم دادگاه تجدید نظر مبنی بر تائید حکم حبس کمال جعفری یزدی، به وکیل وی ابلاغ شده بود.

کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه ساکن مشهد شب جمعه ۸ شهریورماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی و در منزل شخصی خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

در اواسط مردادماه نامه ای با امضای ۱۴ تن مبنی بر استعفای آیت الله خامنه ای منتشر شد. با انتشار این نامه شماری از امضاکنندگان بازداشت و برخی دیگر نیز تحت فشار قرار گرفتند. هنگام بازداشت این شهروند گمان می‌رفت که بازداشت آقای جعفری یزدی در رابطه با نامه مذکور باشد، با اینحال هنوز هیچ منبعی ارتباط بین بازداشت آقای جعفری یزدی و نامه مورد اشاره را تایید نکرده است.

این شهروند ساکن مشهد سابقه مشارکت طولانی در جنگ هشت ساله را داشته و جانباز ۳۵ درصد و از اسرای آزاد شده دوران جنگ است.

بر اساس گزارش دیگری از این زندان؛ طی روزهای گذشته مصطفی برومند زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیل آباد مشهد به دستور مستقیم حفاظت زندان و بدون در نظر گرفتن اصل تفکیک جرائم به بند ۳ این زندان تبعید شده است.

مصطفی برومند، شهروند اهل مشهد در جریان اعتراضات سراسری دیماه ۹۶ بازداشت و به زندان وکیل آباد منتقل شده و پس از حدود ۱۱ ماه بلاتکلیفی در آذرماه ۱۳۹۷، از بابت اتهامات “اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات غیر قانونی” و “تشویق دیگر هم‌پرونده‌ای‌ها به تمرد از مامور قانون” از سوی شعبه ۱۳۱ دادگاه کیفری مشهد به تحمل ۱ سال و نیم حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

وی همچنین در تاریخ ۱۸ آذرماه ۹۷، به اتهامات “اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت ملی”، “فعالیت تبلیغی علیه نظام” و “آتش زدن عمدی وسائل نظامی موتورسیکلت‌های پلیس به قصد مقابله با نظام” توسط شعبه ۴ دادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی منصوری به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

مصطفی برومند بر اساس رای دادگاه بدوی کیفری و انقلاب شهر مشهد مجموعا به تحمل ۶ سال و نیم حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است.

وب‌سایت «کلمه» از آمار ۶۳۱ نفری کشتگان اعتراضات آبان ۹۸ خبر داد

وب‌سایت «کلمه»، نزدیک به میرحسین موسوی، که پیش از این از آمار ۳۶۶ نفری کشته‌شدگان اعتراضات آبان ۹۸ خبر داده بود، روز پنج‌شنبه ۱۲ دی از آمار «غیررسمی ۶۳۱ نفری به نقل از بولتن‌های محرمانه» خبر داد.

علی‌رغم گذشت حدود ۴۰ روز از اعتراضات در بیش از ۱۰۰ شهر ایران که با سرکوب شدید حکومت مواجه شد، هنوز هیچ مقام یا نهاد رسمی آماری از تعداد کشته‌شدگان این سرکوب اعلام نکرده است.

وب‌سایت «کلمه» در خلال یک یادداشت انتقادی از به «شهادت رسیدن دست‌کم ۶۳۱ نفر (طبق آماری که در بولتن‌های محرمانه به تفکیک استان‌ها منتشر شده) در اقصی نقاط کشور» خبر داد.

پیشتر مجله «پاسدار اسلام»، چاپ قم، شمار کشتگان را ۱۷۰ نفر اعلام کرده بود و مصطفی کواکبیان، نماینده مجلس، نیز در سخنرانی اخیر خود این عدد را تکرار کرد.

گفته می‌شود که شاید جمهوری اسلامی قصد دارد نهایتاً عدد ۱۷۰ کشته را به‌طور رسمی اعلام کند.

آقای کواکبیان روز چهارشنبه گفت: «قوه قضائیه می‌گوید شورای عالی امنیت ملی باید آمار کشته‌های آبان را بدهد. خب این آمار را بدهد. در کمیسیون امنیت ملی به ما گفتند ۱۷۰ نفر. ولی باید این آمار رسمی اعلام شود».

این در حالی است که سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید دست‌کم ۳۰۴ نفر در فاصله روزهای ۲۵ تا ۲۸ آبان کشته شده‌اند و سازمان حقوق بشر ایران شمار کشته‌ها را دست‌کم ۳۲۴ نفر اعلام کرده است.

در این میان، خبرگزاری رویترز آمار کشته‌ها را تا هزار و ۵۰۰ نفر هم تخمین زده است.

فیروز موسی لو، از بازداشتگاه اطلاعات سپاه به زندان ارومیه منتقل شد

فیروز موسی لو، متهم سیاسی اهل شهرستان خوی روز چهارشنبه ۱۱ دی ماه از بازداشتگاه اطلاعات سپاه ارومیه به زندان این شهر منتقل شد. آقای موسی لو، تیرماه امسال توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه ارومیه منتقل شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز چهارشنبه ۱۱ دی‌ماه ۱۳۹۸، فیروز موسی لو، متهم سیاسی از سلول‌های انفرادی بازداشتگاه اطلاعات سپاه ارومیه به زندان ارومیه منتقل شد.

آقای موسی لو،  پیشتر در تاریخ ۲۰ تیر ماه ۱۳۹۸، توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت و جهت بازجویی به بازداشتگاه این نهاد امنیتی در ارومیه منتقل شده بود.

اتهام مطروحه علیه این شهروند “عضویت در یکی از گروههای مخالف نظام” عنوان شده است.

تا لحظه تنظیم این گزارش از مصادیق اتهام مطروحه در خصوص این متهم سیاسی اطلاعی در دست نیست.

فیروز موسی لو، اهل روستای قطور از توابع شهرستان خوی در استان آذربایجان غربی است.

او هم اکنون در بند روان درمانی ۱ زندان ارومیه به سر می‌برد.

با پایان مرخصی؛ میترا بدرنژاد، شهروند بهایی به زندان اهواز بازگشت

میترا بدرنژاد، شهروند بهایی محبوس، با پایان ایام مرخصی امروز پنجشنبه ۱۲ دی ماه به زندان اهواز بازگشت. این شهروند بهایی که از تاریخ ۳۰ شهریورماه امسال دوره محکومیت یک ساله خود را در زندان اهواز سپری می‌کند، حدود ده روز پیش به مرخصی اعزام شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز پنجشنبه ۱۲ دی ماه ۱۳۹۸، میترا بدرنژاد، شهروند بهایی محبوس، با پایان مدت مرخصی به زندان اهواز بازگشت.

میترا بدرنژاد در تاریخ ۱۲ اسفندماه ۹۶ توسط نیروهای امنیتی شهر اهواز بازداشت و در تاریخ ۲۴ اردیبهشت‌ماه سال گذشته با تودیع قرار وثیقه، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شده بود.

این شهروند بهایی در آبان ماه سال گذشته و در مرحله بدوی توسط شعبه ۲ دادگاه انقلاب اهواز به اتهام “عضویت در تشکیلات غیر قانونی بهایی” به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

این حکم مدتی بعد در مرحله تجدید نظر به ۱ سال حبس تعزیری کاهش پیدا کرد.

شهروندان بهایی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهایی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهاییان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.

Design a site like this with WordPress.com
Get started