بهنام موسیوند، فعال مدنی در شرایط نامناسب جسمانی دوران محکومیت ۵ ساله خود را در زندان رجایی شهر کرج سپری میکند. آقای موسیوند به بهانه عدم پذیرش استفاده از دستبند به هنگام اعزام به مراکز درمانی، تاکنون به دستور رئیس این زندان از رسیدگی پزشکی محروم مانده است.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۱۹ دیماه ۱۴۰۰، بهنام موسیوند، فعال مدنی در شرایط نامناسب جسمانی دوران محکومیت ۵ ساله خود را در زندان رجایی شهر کرج سپری میکند.
آقای موسیوند به بهانه عدم پذیرش استفاده از دستبند به هنگام اعزام به مراکز درمانی، تاکنون به دستور رئیس این زندان از رسیدگی پزشکی محروم مانده است. یک منبع مطلع در این خصوص به هرانا گفت: «خانواده بهنام موسیوند امروز برای پیگیری اعزام او به دفتر امین وزیری، دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی و محمدی ریس دفتر وی مراجعه کردهاند. به آنها گفته شده است که ما تصمیمگیری در خصوص استفاده کردن از دستبند را به زندان سپردهایم و تصمیم با آنهاست.»
هرانا آذرماه امسال در گزارشی از تداوم درد این فعال مدنی در ناحیه کلیه و پروستات خبر داده بود. به گفته یک منبع مطلع این زندانی دچار تکرر ادرار شده و «برخی شبها تا ۱۳ بار هم به دستشویی میرود.»
بهنام موسیوند در تاریخ ۱۲ بهمن ماه ۹۶ توسط ماموران اداره اطلاعات در منزل خود بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. آقای موسیوند در تاریخ ۲۸ اسفندماه ۹۶ با تودیع قرار از زندان آزاد شد.
بهنام موسیوند شهریورماه ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در مرحله تجدیدنظر توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” برای وی قابل اجرا است. آقای موسیوند نهایتا در تاریخ ۲۵ خردادماه سال گذشته پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوره محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد. وی در شهریورماه ۹۹ به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.
بهنام موسیوند، متولد ۱۳۶۶ پیش از این نیز سابقه بازداشت و محکومیت دارد.
جمعی از زندانیان سیاسی در زندان رجائی شهر کرج در پی درگذشت بکتاش آبتین، عضو زندانی کانون نویسندگان ایران در بستر بیماری با نوشتن نامهای ضمن ابراز همدردی با بازماندگان وی، جمهوری اسلامی را مسئول این رخداد عنوان کردند. در بخشی از این نامه در خصوص راه جلوگیری از تکرار چنین فجایعی آماده است: «باورمندیم که تنها با حضور مسئولانه در کارزارهای دادخواهی و به چالش کشیدن حاکمیت در رابطه با جنایاتی از این دست میتوان مانع از تکرار چنین فجایعی شد.» بکتاش آبتین روز دوشنبه ۱۵ آذرماه به دلیل بروز علائم شدید کرونا از زندان اوین به بیمارستان منتقل شده و با فاصله چند روز به دلیل حال نامناسب جسمی به بخش مراقبت های ویژه منتقل شده بود. وی نهایتا روز شنبه ۱۸ دیماه در بستر بیماری درگذشت.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جمعی از زندانیان سیاسی در زندان رجائی شهر کرج در پی درگذشت بکتاش آبتین، عضو زندانی کانون نویسندگان ایران در بستر بیماری با نوشتن نامهای ضمن ابراز همدردی با بازماندگان وی، جمهوری اسلامی را مسئول این رخداد عنوان کردند.
در بخشی از این نامه در خصوص راه جلوگیری از تکرار چنین فجایعی آماده است: «باورمندیم که تنها با حضور مسئولانه در کارزارهای دادخواهی و به چالش کشیدن حاکمیت در رابطه با جنایاتی از این دست میتوان مانع از تکرار چنین فجایعی شد.»
متن این نامه، که جهت انتشاررسیده است، در ادامه می آید:
«ملت بزرگ ایران
بار دیگر لوکوموتیو قتل های زنجیره ای، در ایستگاه اوین، یکی دیگر از نویسندگان را در بند و زنجیر به کام مرگ کشانید تا به جای آوردن اوجب واجبات را رکورد بزند.
آری، در مسیر مبارزه با سانسور و اجبار و جهالت هزینه جبران ناپذیر دیگری بر جامعه دگراندیش و آزادیخواه وارد آمد. بکتاش آبتین، عضو کانون نویسندگان ایران، جان خود را در راه آزادی بیان فدا کرد تا شاهدی بر خودکامگی حاکمان، سلطه بازجوها و بی کفایتی مقامات قضایی جمهوری اسلامی باشد.
جرم آبتین گفتن و نوشتن بود و گناهش پرسش و روشنگری؛ حبس دلسوزانی چون او، آن هم در شرایط همه گیری کرونا، چه مبنایی جز بیخردی مسئولین و ترس حاکمان از سرمایههای این مرز و بوم دارد.
ما زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر، ضمن ابراز همدردی با بازماندگان آن عزیز بزرگوار، جمهوری اسلامی را مسئول مرگ او میدانیم و باورمندیم که تنها با حضور مسئولانه در کارزارهای دادخواهی و به چالش کشیدن حاکمیت در رابطه با جنایاتی از این دست میتوان مانع از تکرار چنین فجایعی شد.
اسامی امضاء کنندگان:
سعید اقبالی، مطلب احمدیان، احد برزگر، ایرج حاتمی، حمزه سواری، حسن صادقی، پیروز منصوری، عبدالرسول مرتضوی، علی موسی نژاد فرکوش، مهدی مسکین نواز، فرهاد میثمی و نصرالله لشنی.»
بکتاش آبتین که در حال تحمل دوران محکومیت خود در زندان اوین بود، روز دوشنبه ۱۵ آذرماه، به دلیل حال نامناسب جسمی و بروز علائم کرونا پس از چند روز نگهداری در بهداری زندان، به بیمارستان طالقانی تهران منتقل و چند روز بعد به دنبال تایید ابتلا به کرونا به بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان طالقانی تهران منتقل شد. نهایتا عصر روز دوشنبه ۲۲ آذرماه، خانواده و وکیل آقای آبتین موفق به گرفتن مرخصی استعلاجی جهت انتقال او به بیمارستانی دیگر شدند. این عضو کانون نویسندگان ایران نهایتا روز شنبه ۱۸ دیماه در بستر بیماری درگذشت.
کانون نویسندگان ایران پیشتر با انتشار بیانیهای نسبت به وضعیت حال عمومی بکتاش آبتین ابراز نگرانی کرده بود و با اشاره به اینکه وضعیت کنونی آقای آبتین به دلیل عدم رسیدگی به موقع پزشکی و اعزام به بیمارستان وخیم شده است، نوشته بود “حکومت جمهوری اسلامی، مسئول عواقب هر اتفاقیست که برای نویسندگان زندانی بهخصوص بکتاش آبتین پیش آید. حکومت عامدانه جان زندانیان سیاسی را به بازی گرفته است و آنان باید پیش از وقوع هر فاجعهای آزاد شوند، خاصه آنکه همه میدانیم این نویسندگان هیچ جرمی مرتکب نشدهاند که بخواهد مجازاتی برایشان در کار باشد.”
آقای آبتین همچنین ۱۵ فروردین امسال در پی مثبت اعلام شدن تست کرونا در بهداری زندان بستری شد، اما پس از چهار روز با فشار مسئولان زندان اوین از بهداری به بند عمومی و نزد سایر زندانیان بازگردانده شد. وی در تاریخ ۱۷ شهریورماه، از زندان اوین به مرخصی ۵ روزه اعزام شده بود.
در آذرماه سال ۹۹ جمعی از زندانیان سیاسی این اندرزگاه ۸ زندان اوین با انتشار یک بیانیه ضمن اشاره به شیوع مجدد ویروس کرونا در کشور و زندان ها، نسبت به احتمال وقوع “سونامی مرگ” در زندان های کشور هشدار داده و خواهان آزادی بی قید و شرط زندانیان و یا دستکم اعزام به مرخصی آنان شدند. این زندانیان در بخشی از این بیانیه با اشاره به فضای محدود و انبوه زندانیان در زندان ها بدون امکانات بهداشتی پیشگیرانه و رعایت فاصلهی اجتماعی نوشتند “از این پس هر زندانی که به بیماری کرونا مبتلا شود، مصداق آزار و شکنجه و چنانچه به همین بیماری جان خود را از دست دهد، مرگش قتل عمد محسوب خواهد شد”.
در تاریخ ۲ بهمنماه ۹۷، بکتاش آبتین برای رسیدگی به پرونده ای که در سال ۹۴ علیه او گشوده شده بود در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه حاضر شده و به دلیل افزایش قرار صادره از کفالت به وثیقه یک میلیارد تومانی و عدم توانایی در تامین آن بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. او در تاریخ ۸ بهمنماه ۹۷ با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای آبتین در تاریخ ۷ و ۸ اردیبهشت ماه ۹۸ برگزار شد. این نویسنده در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به ۱ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به تحمل ۵ سال حبس محکوم شد. او روز شنبه ۵ مهرماه پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد.
مرگ زندانیان به دلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندانهای ایران امری مسبوق به سابقه است. خردادماه امسال ساسان نیک نفس، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ علیرغم وضعیت وخیم جسمی بدون رسیدگی مناسب پزشکی در بهداری زندان نگهداری شده و نهایتا جان خود را از دست داد. سال گذشته نیز بهنام محجوبی، درویش گنابادی زندانی در پی مسمومیت دارویی از زندان اوین به بیمارستان منتقل شده و در تاریخ ۳ اسفندماه در بیمارستان لقمان تهران درگذشت. اخیرا نیز عادل کیانپور، زندانی محبوس در در شرایط پرابهامی در زندان شیبان اهواز جان خود را از دست داد.
کمال جعفری یزدی، زندانی سیاسی امروز یکشنبه ۱۹ دیماه از زندان وکیل آباد مشهد به مرخصی اعزام شد.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۱۹ دیماه ۱۴۰۰، کمال جعفری یزدی، زندانی سیاسی از زندان وکیل آباد مشهد به مرخصی اعزام شد.
اعزام آقای جعفری یزدی به مرخصی با تودیع قرار وثیقه و به مدت یک ماه صورت گرفته است.
شهریورماه امسال هرانا در گزارشی از محرومیت از رسیدگی پزشکی و محرومیت از حق برقراری تماس تلفنی و ملاقات خبر داده بود. یک منبع مطلع در خصوص وضعیت این زندانیان سیاسی به هرانا گفته بود: «کمال جعفری یزدی در ناحیه گردن از دیسک رنج میبرد. یک ترکش از دوران جنگ نیز در ران پایش هست که به دلیل عدم رسیدگی پزشکی دچار عفونت و تورم شده. به موجب همان تب و لرزهای شدید میکند و تنها قرص و آمپولهای بسیار قوی دریافت کرده که هیچ ناثیری بر شرایطش ندارد. در این شرایط این زندانیان حتی از امکانات رفاهی سادهای همچون حق تماشای تلویزیون هم محروم هستند.»
ای زندانی علیرغم حال نامساعد جسمی در اواخر خردادماه امسال به همراه محمدحسین سپهری توسط مسئول بند ۶/۱ این زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.
کمال جعفری یزدی، اوایل مردادماه ۹۷ توسط نیروهای اداره اطلاعات مشهد بازداشت و پس از ۱۰ روز نگهداری در بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد به زندان وکیل آباد منتقل شد. این استاد دانشگاه نهایتا پس از ۳ ماه با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی بصورت موقت آزاد شد.
وی در اواخر فروردینماه ۹۸ توسط شعبه ۴ دادگاه انقلاب این شهر از بابت اتهام “تشکیل دسته و گروه به قصد براندازی نظام” به ۱۰ سال حبس، از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس، از بابت اتهام “توهین به رهبری” به دو سال حبس و در مجموع به ۱۳ سال حبس تعزیری محکوم شده و حکم صادره در دادگاه تجدید نظر عینا تایید شد.
کمال جعفری یزدی در تاریخ ۸ شهریورماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی و در منزل شخصی خود بازداشت و دیماه همان سال به زندان وکیل آباد مشهد منتقل شد.
محمد ابوالحسنی، فعال مدنی زندانی، امروز یکشنبه ۱۹ دی ماه، از زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شد. آقای ابوالحسنی در تاریخ ۱۱ دیماه جهت تحمل دوارن محکومیت ۱۵ ماهه خود راهی زندان اوین شده بود.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۱۹ دی ۱۴۰۰، محمد ابوالحسنی، فعال مدنی زندانی، از زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شد.
محمد ابولحسنی در تاریخ ۲۳ آذرماه طی ابلاغیهای جهت اجرای حکم حبس به شعبه ۱ واحد اجرای احکام دادسرای اوین احضار و در تاریخ ۱۱ دیماه جهت تحمل دوارن محکومیت خود راهی زندان اوین شد.
آقای ابوالحسنی زمانی که دوران محکومیت خود را از بابت پرونده پیشین سپری میکرد، در پروندهای جدید به همراه آرشام رضایی و شکیلا منفرد محاکمه شده و در مرحله بدوی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱۵ ماه حبس تعزیری و ۴ ماه کار اجباری در سازمان جهاد کشاورزی به مدت روزی ۴ ساعت محکوم شد. فروردینماه امسال این محکومیت توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد.
وی پیشتر نیز به دلیل فعالیتهای خود سابقه بازداشت و محکومیت دارد. محمد ابوالحسنی، شهروند اهل قزوین در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، توسط نیروهای امنیتی و با حکم شعبه ۲۸ دادسرای انقلاب بازداشت شد. ماموران بازداشت کننده سپس به منزل وی مراجعه کرده و پس از تفتیش منزل، تعدادی از وسایل شخصی ایشان را ضبط کرده و با خود بردند. آقای ابوالحسنی در آذرماه ۱۳۹۸ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی از بابت اتهام “اجتماع و تبانی” به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم با تسلیم به رای به ۱۸ ماه حبس تعزیری تقلیل یافت.. وی در بخش دیگری از پرونده خود از بابت اتهام “نشر اکاذیب” به ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور، ۲ سال محرومیت از عضویت در گروهها و دستجات سیاسی و ۲ سال ممنوعیت از حضور در فضای مجازی محکوم شد و نهایتا در تاریخ ۱۸ بهمنماه ۹۹ با پایان دوره محکومیت خود از بابت پرونده پیشین و با تودیع قرار وثیقه از بابت پرونده جدید از زندان اوین آزاد شد.
لازم به ذکر است که دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای ابوالحسنی اخیرا در خصوص همین پرونده مجددا در شعبه ۱۰۹۰ دادگاه کیفری دو مجتمع قضایی ارشاد تهران برگزار شد. این امر در شرایطی است که وی پیشتر در همین خصوص با اتهام دیگری به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شده و پس از سپری کردن ایام محکومیت از زندان آزاد شده بود.
میثم کاظمی، شهروند اهل بهبهان امروز یکشنبه ۱۹ دی ماه، به صورت آنلاین توسط دادسرای عمومی و انقلاب بهبهان تفهیم اتهام شد. آقای کاظمی در تاریخ ۱۳ آذرماه پس از حضور در شعبه ۴ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب بهبهان بازداشت و به زندان بهبهان منتقل شد.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۱۹ دی ماه ۱۴۰۰، میثم کاظمی، شهروند اهل بهبهان به صورت آنلاین توسط دادسرای عمومی و انقلاب این شهر مورد تفهیم اتهام قرار گرفت.
Qدر جریان این جلسه که به صورت ویدئو کنفرانس توسط دادسرای عمومی و انقلاب بهبهان برگزار شد، آقای کاظمی از بابت اتهامات “عضویت در گروه های مخالف نظام، ارتباط با شبکه های مخالف نظام، توهین به رهبری و فعالیت تبلیغی علیه نظام ” مورد تفهیم اتهام قرار گرفت.
میثم کاظمی در تاریخ ۱۳ آذرماه پس از حضور در شعبه ۴ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب بهبهان به ریاست قاضی کاظم طیب بازداشت و به زندان این شهر منتقل شد. وی پیشتر جهت دفاع از اتهام “انتشار مطالب مربوط به بازداشتشدگان «اغتشاشات» ۲۶ تیر بهبهان” به این شعبه احضار شده بود. وی در تاریخ ۲۹ آذرماه از زندان بهبهان به بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز منتقل شد. وی روز یکشنبه ۱۲ دیماه از بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز به زندان بهبهانبازگردانده شد.
در تاریخ ۲۶ تیرماه سال گذشته مردم بهبهان در میدان بانک ملی این شهر در اعتراض به “وضعیت نابسامان اقتصادی کشور” و “صدور حکم اعدام در پاسخ به اعتراضات مردمی ۹۸” اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند. شمار زیادی از شهروندان معترض در جریان این تجمع و تعدادی پس از پایان اعتراضات در منازل خود بازداشت شدند. هرانا پیشتر طی چند گزارش ضمن احراز هویت شماری از بازداشت شدگان از بازداشت دهها شهروند در ارتباط با این اعتراضات خبر داد.
Qدر جریان اعتراضات آبان ۹۸ نیز در بهبهان تعدادی از شهروندان ساکن این شهر ازجمله مهرداد دشتی نیا، محمود دشتی نیا، فرزاد انصاری فر، محمدحسین قنواتی، احسان عبدالله نژاد و محمد حشم دار با شلیک گلوله نیروهای امنیتی جان خود را از دست دادند. هرانا همچنین در تاریخ ۱ آبانماه سال گذشته از صدور حکم ۱۰۹ سال حبس و ۲۵۹۰ ضربه شلاق برای ۳۶ تن از بازداشت شدگان اعتراضات آبان در بهبهان توسط شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری دو شهرستان بهبهان خبر داد.
لیلا حسین زاده، فعال صنفی دانشجویی و زندانی سیاسی سابق روز شنبه ۱۸ دیماه طی ابلاغیهای جهت اجرای حکم حبس به شعبه ۱ واحد اجرای احکام دادسرای اوین احضار شد. خانم حسین زاده پیشتر توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ۵ سال حبس تعزیری و دو سال منع فعالیت در فضای مجازی محکوم و این حکم در دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تائید شد.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۰، لیلا حسین زاده، فعال صنفی دانشجویی و زندانی سیاسی سابق طی ابلاغیهای جهت اجرای حکم حبس به واحد اجرای احکام دادسرای اوین احضار شد.
بر اساس این ابلاغیه که توسط شعبه ۱ واحد اجرای احکام دادسرای اوین به ریاست قاضی امیرحسین تاریان صادر و ابلاغ شده است، از خانم حسین زاده خواسته شده تا ظرف مدت ۵ روز از زمان ابلاغ حکم در این شعبه حاضر شود. احضار خانم حسین زاده در شرایطی صورت گرفته است که وی به دلیل عدم تحمل کیفر از بابت پرونده پیشین خود از زندان آزاد شده بود.
خانم حسین زاده پیشتر توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمدرضا عموزاد از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و دو سال منع فعالیت در فضای مجازی محکومشده بود. آذرماه امسال این محکومیت توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد.
شرکت در مراسم تولد محمد شریفی مقدم، درویش گنابادی زندان مقایل دانشگاه صنعتی شریف و سر دادن سرود “خون ارغوانها” از مصادیق اتهام این زندانی سیاسی سابق عنوان شده است.
لیلا حسینزاده از دانشجویان دانشگاه تهران که در زمینه مطالبات صنفی دانشجویان فعالیت دارد به همراه تعداد دیگری از دانشجویان در جریان اعتراضات دیماه ۹۶ بازداشت و پس از ۱۶ روز در تاریخ ۲۸ دی ماه ۹۶ با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.
خانم حسین زاده در تاریخ ۱۶ اسفندماه ۹۶، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ماشاالله احمدزاده از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” به تحمل ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به تحمل ۱ سال حبس تعزیری و به عنوان مجازات تکمیلی ۲ سال “ممنوعیت خروج از کشور” محکوم شد. این حکم در تاریخ ۳ تیرماه ۹۸ توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” به ۳۰ ماه حبس تعزیری و از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری و همچنین مجازات تکمیلی ۲ سال ممنوعیت از خروج از کشور تقلیل یافت. به استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، اشد مجازات، ۳۰ ماه حبس تعزیری قابل اجرا بود. خانم حسین زاده در تاریخ ۶ مردادماه ۹۸، توسط ماموران امنیتی در منزل خود بازداشت و پس از ده روز نگهداری در یکی از خانه های امن اطلاعات سپاه جهت اجرای حکم ۲ سال و ۶ ماه حبس تعزیری خود به بند زنان زندان اوین منتقل شد. لیلا حسین زاده در تاریخ ۲۱ اسفندماه ۹۸ از بند زنان زندان اوین به مرخصی اعزام شده و نهایتا با اعمال بخشنامه اخیر قوه قضاییه و عدم تحمل کیفر آزاد شد.
لیلا حسین زاده، شب سهشنبه ۱۶ آذرماه امسال زمانی که در مسافرت به سر میبرد، در شیراز بازداشت شد و روز شنبه ۲۷ آذرماه طی یک تماس تلفنی با نزدیکان خود از انتقال به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین خبر داد. او روز پنجشنبه ۲ دی، به زندان عادل آباد شیراز منتقل شد. وی سرانجام روز یکشنبه ۱۲ دیماه، با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد و پانصد میلیون تومانی از زندان عادل آباد شیراز آزاد شد.
علیرضا فرشی، فعال ترک (آذربایجانی) امروز یکشنبه ۱۹ دیماه از زندان تهران بزرگ به مرخصی درمانی اعزام شد. اعزام این زندانی به مرخصی جهت معاینات تخصصی و احتمال عمل جراحی پیوند قرنیه صورت گرفته است.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۱۹ دیماه ۱۴۰۰، علیرضا فرشی، فعال ترک (آذربایجانی) از زندان تهران بزرگ به مرخصی اعزام شد.
اعزام آقای فرشی به مرخصی، جهت معاینات تخصصی و احتمال عمل جراحی پیوند قرنیه صورت گرفته است.
آقای فرشی که اخیرا دچار افزایش قند خون، کم سویی و عفونت چشم چپ و کرختی دست راست شده، تیرماه امسال جهت معاینه چشم به بیمارستان چشم پزشکی فارابی تهران منتقل شده بود. به گفته پزشک معالج؛ چشم چپ او نیازمند انجام عمل پیوند قرنیه بوده و در چشم راست او نیز باید لنز گذاشته شود.
علیرضا فرشی در اسفندماه ۱۳۹۲ به دلیل شرکت در مراسم بزرگداشت روز جهانی زبان مادری در نسیم شهر تهران بازداشت و پس از مدتی با تودیع قرار وثیقه تا پایان زمان دادرسی آزاد شد.
آقای فرشی در سال ۱۳۹۵ و در مرحله بدوی توسط شعبه یک دادگاه انقلاب شهرستان بهارستان از بابت اتهام “مشارکت در تشکیل جمعیت به منظور برهم زدن امنیت کشور” به ۱۵ سال حبس تعزیری و دو سال تبعید به باغملک از توابع استان خوزستان محکوم شد. این حکم در مرحله تجدیدنظر توسط شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی بابایی به ۲ سال حبس تعزیری و ۲ سال تبعید تقلیل یافت.
آقای فرشی نهایتا در تاریخ ۳۱ تیرماه ۱۳۹۹ جهت تحمل دوره محکومیت ۲ ساله خود بازداشت شد. این فعال ترک (آذربایجانی) هنگام بازداشت از ناحیه چشم دچار مصدومیت شد و روز شنبه ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰، از زندان تهران بزرگ به مرخصی درمانی ۳ روزه اعزام شد که علیرغم تاکید چشم پزشک متخصصش مبنی بر نیاز مبرم برای جراحی روی چشم این زندانی سیاسی، مسئولین زندان از تمدید مرخصی برای وی امتناع کردند.
آقای فرشی در حالی که دوران محکومیت ۲ ساله خود را در زندان تهران بزرگ سپری میکرد اخیرا در پروندهای دیگر در خصوص بازداشت او در تاریخ ۱۸ دی ۱۳۹۸ توسط نیروهای امنیتی در محل کار خود در تهران توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” به ۳ سال و ۶ ماه حبس تعزیری و از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد. وی همچنین به عنوان مجازات تکمیلی به ۲ سال محرومیت از عضویت در دستجات، احزاب و گروه ها و کار اجباری به مدت ۲ ماه و ۴ ساعت در بخش بازیافت شهرداری شهر تهران محکوم شد. این حکم خردادماه امسال توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ریاست قاضی احمد زرگر، عینا تایید شد.
در تاریخ ۲۵ تیرماه امسال هجده سازمان حقوق بشری و مدنی از جمله مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با انتشار بیانیهای مشترک خواستار آزادی بی قید و شرط آقای فرشی شدند. در این بیانیه از مسئولان مربوطه خواسته شده تا ضمن رسیدگی فوری به وضعیت پزشکی این زندانی، مامورانی که با وی بدرفتاری کرده و او را مورد خشونت و ضرب شتم قرار داده اند، تحت پیگرد قانونی قرار گیرند.
آقای فرشی آبانماه امسال در پی بروز درگیری و ضرب و شتم شماری از زندانیان سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، به همراه ۱۳ تن دیگر از زندانیان به سالن ۱ تیپ دو این زندان منتقل شد. انتقال این زندانیان به سالن ۱ که با عنوان بند دربسته نیز شناخته میشود، با حضور شماری از مقامات زندان، بصورت اجباری و علیرغم شرایط غیراستاندارد و نامناسب این سالن صورت گرفته است.
علیرضا فرشی، دارای کارشناسی ارشد رشته مهندسی کامپیوتر از دانشگاه صنعتی شریف، اهل شهرستان مرند واقع در استان آذربایجان شرقی و ساکن تهران است.
سعید ماسوری، از قدیمیترین زندانیان سیاسی ایران با نوشتن نامه ای به مناسبت ورود به بیست و دومین سال حبس خود به تاثیر زندان بر مقاومت و زندگی زندانیان سیاسی پرداخته است. آقای ماسوری در بخشی از این نامه با اشاره به تاثیر زندان بر آرمان ها و روابط انسانی زندانیان نوشته است: «این ویژگی ذاتی و جوهری زندان است که زندانی را وادار میکند به سطح مسائل کوچک و دم دستی فرو بکاهد … و آنگاه که این فروکاستن با برخی خصلت های ناپسند و غیرقابل قبول فردی ممزوج میشوند، به معجونی پیچیده مبدل میگردد که تشخیص و حل و فصل آنها، تنها از عهده کسانی بر می آید که هر لحظه انتخاب کنند که در برابر فروپاشی مقاومت کنند و هر لحظه غفلت از آن تاوان و هزینه ای بعضا غیرقابل تحمل بر فرد و اطرافیان او تحمیل میکند.» سعید ماسوری در شرایطی وارد بیست و دومین سال از دوران محکومیت حبس ابد خود در زندان رجایی شهر کرج می شود که تاکنون از اعزام به یک روز مرخصی نیز محروم بوده است.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سعید ماسوری، از قدیمیترین زندانیان سیاسی ایران با نوشتن نامه ای به مناسبت ورود به بیست و دومین سال حبس خود به تاثیر زندان بر مقاومت و زندگی زندانیان سیاسی پرداخته است.
آقای ماسوری در بخشی از این نامه با اشاره به تاثیر زندان بر آرمان ها و روابط انسانی زندانیان نوشته است: «این ویژگی ذاتی و جوهری زندان است که زندانی را وادار میکند به سطح مسائل کوچک و دم دستی فرو بکاهد … و آنگاه که این فروکاستن با برخی خصلت های ناپسند و غیرقابل قبول فردی ممزوج میشوند، به معجونی پیچیده مبدل میگردد که تشخیص و حل و فصل آنها، تنها از عهده کسانی بر می آید که هر لحظه انتخاب کنند که در برابر فروپاشی مقاومت کنند و هر لحظه غفلت از آن تاوان و هزینه ای بعضا غیرقابل تحمل بر فرد و اطرافیان او تحمیل میکند.”به تنگ آمدن” از زندان محصول این عملکرد است و خلاصه آن، دور شدن از رویاها و آرمانها و اسیر شدن در شرایط ناگوار”موجود” است و از قضا تلالو انسانیت در شرایط سخت و ناگوار پیرامون است که دیده میشود.»
متن این نامه، که جهت انتشار به دست هرانا رسیده است، در ادامه می آید:
«طرح تجربه ای به بهانه بیست و دومین سال زندان
در بیست و دومین سال زندان، روزهای اول را به یاد دارم که وقتی از سلول کناری پرسیدم: “چه مدت است که در زندان هستی؟” ۲ ماه و ۳ ماه برایم عمری مینمود … مشتها می کوبیدم بر در و پنجه ها می سابیدم به دیوار …. از همان روزهای اول به تقلید از فیلمها … روزها را با خط کشیدن به دیوار سلول شماره میکردم … تا تعداد روزها را بدانم … ولی اکنون دیگر به سختی حتی برخی وقایع زندان را بخاطر میآورم که در ۱۰ سال اول زندان بود یا ۱۰ سال دوم و حال سومین دهه هم به آن افزوده شده … تا جائیکه اکنون حتی در خواب و رویا هم چیزی به جز زندان نمی بینم … خاطرات بیرون از زندان به تمامی از ذهنم محو گشته و زیباترین خواب و رویای شبانه هم چیزی نیست جز داشتن یک سلول بهتر یا پنجره ای با نرده های کمتر و از این قبیل.
آری، اولین کار ویژه زندان منقطع کردن افراد از واقعیت بیرون است، محصور نگه داشتن آنها در یک چار دیواری محدود و به تنگ آوردن افراد از همه چیز! و این یعنی فرو بردن افراد در دنیای محدود خود و غرقه کردن آنها در تخیلات و توهمات و آنگاه که انسانها در خود فرو میروند، روابط انسانی هم به همان میزان فرو می کاهد و این خود آغاز فروپاشی خلق وخوی انسانی است.
اراده و استقامت در زندان یعنی “هر لحظه و ساعت و روز انتخاب کردن” تا از این فروپاشی در امان بمانیم. برای کسانی که شهامت داشتن آرمان و رویاهای بلند پروازانه ندارند این چار دیواری محدود و منحوس به قبرستان آرمان ها و اراده ها تبدیل میگردد … و اینجاست که سود و زیان های کوچک و دم دستی به مسائلی بزرگ و لاینحل مبدل میگردند.
این مکانیزم عملکرد چار دیواری محدود کننده زندان است. زندانی عادی و سیاسی هم فرقی ندارد چون تفاوت این دو در ابتدا “داشتن و نداشتن” آرمان بود. فلذا در فقدان آن، مسائل به یک شکل بروز می کنند. در بدو ورود به زندان، علت زندانی شدن مطالبه حقوق و آزادیهای مردم و یا آرمان عدالت خواهی و از این قبیل بود و به طبع مشخصه و ویژگی زندانی سیاسی در “نداشتن منافع شخصی بود”… و چنانچه “زندان” کسی را از این آرمانها دور کند، مسائل پیش پا افتاده جای آرمان ها و رویاهای بزرگ می نشینند و زندانی، دیگر نمیتواند، بقیه زندانیان را “هم بند” تلقی کند بلکه آنها را رقیبانی میداند که در صدد به یغما بردن حقوق و آزادی های اوست و تنها کارشان آزار و اذیت (مفهوم زندان در زندان).
این ویژگی ذاتی و جوهری زندان است که زندانی را وادار میکند به سطح مسائل کوچک و دم دستی فرو بکاهد … و آنگاه که این فروکاستن با برخی خصلت های ناپسند و غیرقابل قبول فردی ممزوج میشوند، به معجونی پیچیده مبدل میگردد که تشخیص و حل و فصل آنها، تنها از عهده کسانی بر می آید که هر لحظه انتخاب کنند که در برابر فروپاشی مقاومت کنند و هر لحظه غفلت از آن تاوان و هزینه ای بعضا غیرقابل تحمل بر فرد و اطرافیان او تحمیل میکند.”به تنگ آمدن” از زندان محصول این عملکرد است و خلاصه آن، دور شدن از رویاها و آرمانها و اسیر شدن در شرایط ناگوار”موجود” است و از قضا تلالو انسانیت در شرایط سخت و ناگوار پیرامون است که دیده میشود.
آنجائیکه این ملت آزاده (از معلمان شریف و آزاده، کارگران زحمتکش و کشاورزان و همه اقشار) در مطالبه آزادی و حقوق خود در کف خیابان ترس و منافع شخصی خود را کنار گذاشته اند و جوانان خود را هزار هزار فدیه این آزادی و آزادیخواهی میکنند همصدا و همدل نشدن با آنها همان گیر افتادن و محبوس شدن واقعی در دیوارهای زندان است. نتیجه اینکه هرگاه مسائل صنفی و روابط شخصی خود و افراد دیگر، در زندان تبدیل به معضل شده و عمده گردید باید دانست که از چه مسائلی دور افتاده و در چه مسائلی در غلطیده ایم.
سعید ماسوری / دیماه ۱۴۰۰ / زندان رجایی شهر کرج.»
در خصوص نویسنده این نامه گفتنی است؛ دکتر سعید ماسوری متولد ۱۳۴۴ است. وی به منظور ادامه تحصیل در کشور نروژ به سر میبرد تا اینکه در اردیبهشتماه سال ۱۳۸۰ به خانواده ایشان اطلاع دادند که سعید در حین بازگشت به ایران توسط ماموران وزارت اطلاعات در شهرستان دزفول دستگیر شد. او در تاریخ ۱۹ دیماه ۱۳۷۹ به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران در شهرستان دزفول بازداشت شد؛ هر چند باید اشاره کرد که در اردیبهشت سال بعد به خانواده وی بازداشت او اطلاع داده شد. ایشان از زمان دستگیری مدت ۱۴ ماه را در یکی از سلولهای انفرادی اداره اطلاعات اهواز سپری کرد و پس از آن به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
این زندانی سیاسی نهایتا در سال ۱۳۸۱ در دادگاه انقلاب تهران با اتهام محاربه به اعدام محکوم شد ولی در نهایت حکم وی به حبس ابد تقلیل پیدا کرد.
آقای ماسوری از زمان بازداشت تا این لحظه بدون هیچگونه مرخصی در اماکن مختلفی از جمله بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز، زندان اوین و زندان رجایی شهر کرج حبس خود را سپری کرده است. این زندانی سیاسی در طی بیش از ۲۰ سال تحمل حبس، بارها و در مواجهه با اقدامات غیرقانونی مسئولان زندانها و نیروهای امنیتی اعتصاب غذا کرد و سابقه آسیبدیدگی جسمی و محرومیت از مراقب پزشکی در زندان را نیز دارد.
خبر درگذشت بکتاش آبتین، موجی از واکنش کاربران شبکه های اجتماعی و رسانه ها را به همراه داشت. کانون نویسندگان ایران و سازمان گزارشگران بدون مرز نیز، مانند بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعی، مقامات جمهوری اسلامی را مسئول کوتاهی در رسیدگی پزشکی و نهایتا درگذشت آقای آبتین دانستند. علیرغم این واکنش های گستره، سازمان زندانهای استان تهران با صدور اطلاعیهای مدعی شد که این نویسنده در ابتدا با علائم سینوزیت به بهداری مراجعه و داروهای مربوطه را دریافت کرده است. درحالی که بکتاش آبتین دوبار در زندان به کرونا مبتلا شده بود در این اطلاعیه ادعا شده که تست کرونای او منفی بوده و با این وجود به بیمارستان اعزام شده است.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز شنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۰، درگذشت بکتاش آبتین، عضو زندانی کانون نویسندگان ایران در بستر بیماری با واکنش های گسترده ای روبرو بود.
کانون نویسندگان ایران در بیانیهای با قتل خواندن این رخداد اعلام کرده است که «بکتاش آبتین در روز ۱۲ آذرماه با علائم آشکار کرونا به بهداری زندان اوین مراجعه کرده و تا سه روز بعد از آن بدون دریافت هیچ درمانی در مسیر میان بهداری و بند سرگردان بود. در روز ۱۵ آذر وخامت حال آبتین به جایی رسید که زندانبانان او را شبانه و در بی خبری کامل به بیمارستان منتقل کردند.» بنا بر این بیانیه، خانواده تنها پس از دو روز و با پیگیریهای بسیار متوجه میشود که آقای آبتین در بیمارستان طالقانی بستری شده است. در این بیانیه افزوده شده است: «مسئولان زندان و بیمارستان همچنان از دادن هرگونه آگاهی درباره بیماری آبتین امتناع میکردند. آبتین به تخت بیمارستان زنجیر شده بود؛ بدون ملاقات و بی هیچ خبری از بیرون. بدین گونه ده روز حیاتی ابتدای بیماری در زندان و در بیمارستان طرف قرارداد زندان زیر فشار نیروهای امنیتی عامدانه تلف شد.
سازمان گزارشگران بدون مرز نیز در حساب خود در شبکه های اجتماعی بازداشت این نویسنده را خودسرانه خواند و محکومیت وی را ناعادلانه توصیف کرد و افزود: «با محروم شدن از حق درمان بایسته به کووید ١٩ دچار و در بیمارستان درگذشت. سازمان گزارشگران بدون مرز مقامات مسئول جمهوری اسلامی ایران را مسئول مرگ او میداند.» کانون صنفی معلمان ایران نیز ضمن ابراز تسلیت، «تعلل مسئولان زندان برای انجام به موقع اقدامات درمانی» را عامل مرگ او دانسته است.
همچنین شماری از زندانیان سیاسی در بند ۸ زندان اوین، در واکنش به درگذشت بکتاش در نتیجه عدم رسیدگی به موقع پزشکی، با تحصن در هواخوری این بند اعتراض خود را نشان دادند و مدتی بعد برای برگزاری مراسمی در یادبود وی در اتاق پیشین او جمع شدند. به علاوه تعدادی از شهروندان با تجمع مقابل بیمارستان ساسان تهران در گرامیداشت وی شمع روشن کردند. از ادامه این تجمع با حضور نیروهای انتظامی جلوگیری شد. خدیجه مهدی پور، زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان ایلام نیز با ارسال پیامی یاد و حاطره او را گرامی داشت.
محمد رسولاف، فیلمنامهنویس، تهیهکننده و کارگردان سینما با انتشار مطلبی در صفحه شخصی خود با اشاره به جانباختن بکتاش آبتین نویسنده زندانی در سالگرد انهدام هواپیمای اوکراینی نوشت: «بکتاش آبتین همسفر مسافران پرواز اوکراینی شد. مرگ او سند جنایت تازهی جمهوری اسلامی است.»
علیرغم این واکنش ها، سازمان زندانهای استان تهران در اطلاعیهای در واکنش به درگذشت آقاب آبتین مدعی شده است که این نویسنده در تاریخ ۱۴ آذرماه «با علائم سینوزیت به بهداری مراجعه و طبق تجویز پزشک داروی مربوطه را دریافت نمود. خدمات درمانی و تکمیلی نامبرده با مراجعه بعدی وی به بهداری در روزهای ۱۵ و ۱۶ تاریخ مذکور نیز ادامه یافت. با این وجود جهت درمان دقیقتر مراحل غربالگی و تشخیص بیماری، انجام تست فوتکرونا نیز از وی بعمل آمد که تست کرونا منفی اعلام شد. در ادامه بهدلیل بروز برخی علائم بعدی شامل سرفه و تب، به تشخیص پزشک بیمارستان بازداشتگاه، جهت اقدامات بیشتر درمانی و تشخیص احتمال بیماری کرونا، نامبرده به بیمارستان طالقانی اعزام شد.»
بکتاش آبتین که در حال تحمل دوران محکومیت خود در زندان اوین بود، روز دوشنبه ۱۵ آذرماه، به دلیل حال نامناسب جسمی و بروز علائم کرونا پس از چند روز نگهداری در بهداری زندان، به بیمارستان طالقانی تهران منتقل و چند روز بعد به دنبال تایید ابتلا به کرونا به بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان طالقانی تهران منتقل شد. نهایتا عصر روز دوشنبه ۲۲ آذرماه، خانواده و وکیل آقای آبتین موفق به گرفتن مرخصی استعلاجی جهت انتقال او به بیمارستانی دیگر شدند. این عضو کانون نویسندگان ایران نهایتا امروز شنبه ۱۸ دیماه در بستر بیماری درگذشت.
کانون نویسندگان ایران که ساعاتی پیش خبر درگذشت عضو زندانی خود را منتشر کرده است، پیشتر با انتشار بیانیهای نسبت به وضعیت حال عمومی بکتاش آبتین ابراز نگرانی کرده بود و با اشاره به اینکه وضعیت کنونی آقای آبتین به دلیل عدم رسیدگی به موقع پزشکی و اعزام به بیمارستان وخیم شده است، نوشت “حکومت جمهوری اسلامی، مسئول عواقب هر اتفاقیست که برای نویسندگان زندانی بهخصوص بکتاش آبتین پیش آید. حکومت عامدانه جان زندانیان سیاسی را به بازی گرفته است و آنان باید پیش از وقوع هر فاجعهای آزاد شوند، خاصه آنکه همه میدانیم این نویسندگان هیچ جرمی مرتکب نشدهاند که بخواهد مجازاتی برایشان در کار باشد.”
آقای آبتین همچنین ۱۵ فروردین امسال در پی مثبت اعلام شدن تست کرونا در بهداری زندان بستری شد، اما پس از چهار روز با فشار مسئولان زندان اوین از بهداری به بند عمومی و نزد سایر زندانیان بازگردانده شد. وی در تاریخ ۱۷ شهریورماه، از زندان اوین به مرخصی ۵ روزه اعزام شده بود.
در آذرماه سال ۹۹ جمعی از زندانیان سیاسی این اندرزگاه ۸ زندان اوین با انتشار یک بیانیه ضمن اشاره به شیوع مجدد ویروس کرونا در کشور و زندان ها، نسبت به احتمال وقوع “سونامی مرگ” در زندان های کشور هشدار داده و خواهان آزادی بی قید و شرط زندانیان و یا دستکم اعزام به مرخصی آنان شدند. این زندانیان در بخشی از این بیانیه با اشاره به فضای محدود و انبوه زندانیان در زندان ها بدون امکانات بهداشتی پیشگیرانه و رعایت فاصلهی اجتماعی نوشتند “از این پس هر زندانی که به بیماری کرونا مبتلا شود، مصداق آزار و شکنجه و چنانچه به همین بیماری جان خود را از دست دهد، مرگش قتل عمد محسوب خواهد شد”.
در تاریخ ۲ بهمنماه ۹۷، بکتاش آبتین برای رسیدگی به پرونده ای که در سال ۹۴ علیه او گشوده شده بود در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه حاضر شده و به دلیل افزایش قرار صادره از کفالت به وثیقه یک میلیارد تومانی و عدم توانایی در تامین آن بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. او در تاریخ ۸ بهمنماه ۹۷ با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای آبتین در تاریخ ۷ و ۸ اردیبهشت ماه ۹۸ برگزار شد. این نویسنده در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به ۱ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به تحمل ۵ سال حبس محکوم شد. او روز شنبه ۵ مهرماه پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد.
مرگ زندانیان به دلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندانهای ایران امری مسبوق به سابقه است. خردادماه امسال ساسان نیک نفس، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ علیرغم وضعیت وخیم جسمی بدون رسیدگی مناسب پزشکی در بهداری زندان نگهداری شده و نهایتا جان خود را از دست داد. سال گذشته نیز بهنام محجوبی، درویش گنابادی زندانی در پی مسمومیت دارویی از زندان اوین به بیمارستان منتقل شده و در تاریخ ۳ اسفندماه در بیمارستان لقمان تهران درگذشت. اخیرا نیز عادل کیانپور، زندانی محبوس در در شرایط پرابهامی در زندان شیبان اهواز جان خود را از دست داد.