بازداشت یک شهروند توسط نیروهای امنیتی در بوکان

روز چهارشنبه ۱۰ آذرماه، یک شهروند زن به نام چینی شریفی‌ بوکانی در شهرستان بوکان، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

به نقل از کردپا، روز چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰، یک شهروند زن توسط نیروهای امنیتی در بوکان بازداشت شد.

در این گزارش هویت وی، چینی شریفی‌ بوکانی، ۳۶ ساله، فرزند عمر، متاهل و داری یک فرزند و اهل شهرستان بوکان عنوان شده است.

بنابر این گزارش، نیروهای امنیتی بدون ارائه حکم قضایی به منزل این شهروند مراجعه و اقدام به بازداشت وی کرده‌اند.

تا لحظه تنظیم این گزارش، از محل نگهداری و اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی در دست نیست.

تجمع اعتراضی کارگران نیشکر هفت تپه

امروز جمعه ۱۲ آذر، گروهی از کارگران فصلی مجتمع نیشکر هفت تپه با تجمع در مقابل مصلای شهرستان شوش، خواستار رسیدگی به مطالباتشان شدند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰، شماری از کارگران فصلی مجتمع هفت تپه برای چندمین روز متوالی دست به تجمع زدند.

این کارگران خواهان بازگشت به کار و اصلاح قراردادهایشان هستند.

کشت و صنعت هفت تپه، قدیمی ترین کارخانه تولید شکر از نیشکر در کشور است که نیم قرن از تاسیس آن می‌گذرد و حدود چهار هزار نفر به صورت رسمی، قراردادی و پیمانکاری در بخش های مختلف این شرکت بزرگ تولید شکر مشغول کار هستند.

شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در ۱۵ کیلومتری شهر شوش در شمال خوزستان واقع است.

بیانیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت ۱۳ آذر روز مبارزه با سانسور

کانون نویسندگان ایران به مناسبت ۱۳ آذر روز مبارزه با سانسور بیانیه‌ای صادر کرده و نوشته است که برخورد شدید با کسانی که از اعتراض‌های مردمی عکس و فیلم می‌گیرند و طرح مجلس شورای اسلامی با عنوان طرح “صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی” از نمونه‌های بارز وجود سانسور سیستماتیک در جمهوری اسلامی است.

کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه‌ای به مناسبت ۱۳ آذر روز مبارزه با سانسور، نسبت به وجود سانسور سیستماتیک در ایران اعتراض کرده و می‌نویسد، تا برچیده شدن کاملِ همه‌ی اشکال سانسور از پای نخواهد نشست.

متن کامل این بیانیه در ادامه می آید:

“سیزدهم آذر روز مبارزه با سانسور گرامی باد

Qqکانون نویسندگان ایران در پاییز ۱۳۸۷، روز سیزده آذر را به یاد محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، روز مبارزه با سانسور نامگذاری کرد. آمران و عاملان سرکوب و سانسور ده سال پیش از آن، دو نویسنده‌ی سانسورستیز را کشتند و امروز، رضا خندان (مهابادی)، نویسنده‌ای را که پیشنهاد نامگذاری این روز را داده بود، به زندان افکنده‌اند. در سایه‌ی حکومتِ سانسور، سهم نویسندگان مستقل و آزادیخواه همواره تهدید، تبعید، زندان و قتل بوده است. اما سانسور تنها به حرفه و زندگی نویسنده و هنرمند محدود نیست، بلکه بر فرهنگ جامعه و جوانب مختلف زندگی مردم تاثیر مستقیم دارد. فساد و جنایت سیستماتیک در حضور رسانه‌های آزاد به راحتی انجام نمی‌گیرد، به همین دلیل دزدان و جنایتکاران از جمله حامیان سانسور هستند، چرا که با وجود آزادی بیان، کمتر امکان دست درازی به جان و مال مردم را دارند.

سرکوبگران به روش‌های مختلف سانسور را تحکیم و از گردش آزاد اخبار و اطلاعات جلوگیری می‌کنند: برخورد شدید با کسانی که از اعتراض‌های مردمی عکس و فیلم می‌گیرند، ارسال امواج پارازیت و توقیف دستگاه‌های ماهواره‌ای در خانه‌ها، محدودسازی شدید دسترسی مردم به اینترنت، همین‌طور تلاش حکومت برای ربایش خبرنگاران ایرانی مقیم خارج و صدور حکم‌های زندان و اعدام برای آنها و خبرنگاران داخل کشور، از جمله سرکوب‌هایی است که همگی در راستای حفظ سانسور و تخریب آزادی بیان صورت گرفته است.

امروزه خواست حذف سانسور، از حوزه‌ی ادبیات و هنر فراتر رفته و به خواستی عمومی تبدیل شده است. چنان‌که دیده‌ایم در تظاهرات گوناگون، گاه شعارهای معترضان، صدا و سیمای حکومتی را به عنوان دستگاه دروغ‌سازی و اعتراف گیری نشانه گرفته است؛ یا در مورد شلیک موشک به هواپیمای مسافربری اوکراینی در دی ۹۸، اتفاقی که البته مردم را از بابت آن جنایت خشمگین کرد، اما پنهان کردن واقعیت و دروغ‌پراکنی مقاماتِ رسمی، موجب خشمی مضاعف شد. اعتراض وسیع به طرح مجلس اسلامی با عنوان «طرح صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی و ساماندهی پیام‌رسان‌های اجتماعی» از دیگر موارد مبارزه‌ی مردم با سانسور سیستماتیک است؛ مردمی که بیش از پیش به این نتیجه رسیده‌اند که سانسور، اثر مستقیم بر نان و جان آنها دارد.

اما هر قدر آگاهی عمومی از اهمیت آزادی بیان افزایش می‌یابد، سانسور هم اشکال پیچیده‌تری به خود می‌گیرد. در این اوضاعِ پیچیده، کارمندان مزد بگیرِ دستگاه سرکوب و نویسندگان و هنرمندانی که نقش همکاران بی‌جیره و مواجب دستگاه سانسور را بازی می‌کنند، هوا را خاکستری و آب را گل‌آلود می‌کنند و گاه از خود چهره‌ای دوگانه به نمایش می‌گذارند: نیم رخی مدافع آزادی بیان و نیم رخی مدافع بخشی از سانسور یا سانسوری حداقلی آنان می‌کوشند تا حقیقت گم شود و در این فضا، کلماتی چون آزادی‌خواهی و آزادی‌کُشی، وابسته و مستقل، از معنا تهی شوند.

در چنین شرایطی همراهی و همکاری نویسندگان و هنرمندان مستقل در راه دفاع از آزادی اندیشه و بیان و مبارزه با سانسور ضرورتی غیر قابل انکار است. کانون نویسندگان ایران بر اساس این ضرورت شکل گرفته و به حیات خود ادامه داده است. امروز نیز چون گذشته کانون نویسندگان ایران تاکید می‌کند که تا برچیده شدن کاملِ همه‌ی اشکال سانسور از پای نخواهد نشست، در این راه دست تمام نویسندگان، هنرمندان و روزنامه نگاران مستقل و آزادیخواه را در هر جای جهان که باشند به گرمی می‌فشارد و روز مبارزه با سانسور را گرامی می‌دارد.

کانون نویسندگان ایران/ ۱۲ آذر ۱۴۰۰”

گفتنی است، کانون نویسندگان ایران یک نهاد غیردولتی متشکل از نویسندگان، مترجمان، ویراستاران و بخشی از انجمن جهانی قلم است، این کانون در سال ۱۳۴۷ رسما با هدف تشکل یابی صنفی نویسندگان و مبارزه با سانسور اعلام موجودیت کرد، کانون نویسندگان و اعضای آن از ابتدای تشکیل و به ویژه طی دهه‌های ۶۰ و ۷۰ با درجات مختلف سرکوب، از سانسور و تعقیب قضایی گرفته تا قتل روبرو بوده‌اند. محمدجعفر پوینده و محمد مختاری از از جمله اعضای کانون نویسندگان بوده‌اند که در جریان قتل‌های زنجیره‌ای توسط وزارت اطلاعات به قتل رسیدند.

محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، دو روشنفکر سرشناس و از اعضای کانون نویسندگان ایران، در دهه ٧٠ بودند که به دست وزارت اطلاعات در پروژه‌ی قتل‌های زنجیره‌ای کشته شدند.

با پایان بازجویی‌ها؛ دو شهروند بازداشتی به زندان ارومیه منتقل شدند

بهروز براخاص و هوشنگ چمن‌بر شهروندان اهل بوکان، روز شنبه ۲۹ آبان از بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به زندان این شهر منتقل شدند.

ارگان خبری مجموعه فعالان جقوق بشر در ایران، بهروز براخاص و هوشنگ چمن‌بر شهروندان اهل شهرستان بوکان، روز شنبه ۲۹ آبان‌ماه ۱۴۰۰، پس از اتمام مراحل بازجویی به زندان این شهر منتقل شدند.

این شهروندان در تاریخ ۲۵ مهرماه توسط ماموران اداره اطلاعات ارومیه بازداشت و به سلول‌های انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شدند.

اتهام مطروحه علیه آنان عضویت در گروه‌های سلفی عنوان شده است.

بهروز براخاص و هوشنگ چمن‌بر روز چهارشنبه ۱۰ آذر از قرنطینه زندان ارومیه به بند سیاسی این زندان منتقل شدند.

پنج زندانی سیاسی از زندان نقده به مرخصی اعزام شدند

پنج زندانی سیاسی به نام‌های سلیمان فندکی، محمدطاهر حسین‌پور، نوید محمدی، خالد محمدی و سعید تابناک، از زندان نقده به مرخصی اعزام شدند.

به نقل از مرکز مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، پنج زندانی سیاسی از زندان نقده به مرخصی اعزام شدند.

از میان این زندانیان سلیمان فندکی، سعید تابناک، نوید محمدی و خالد محمدی، پیش از این نیز طی دفعاتی از این زندان به مرخصی اعزام و هر بار با پایان ایام مرخصی به زندان بازگشته بودند.

سلیمان فندکی زندانی سیاسی اهل پیرانشهر، در مهرماه ۹۷ در توسط نیروهای امنیتی در شهرستان محل سکونتش بازداشت و به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی در ارومیه منتقل شد. وی اوایل دی‌ماه همان سال پس از اتمام مراحل بازجویی با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.

این زندانی اواخر سال ٩٩ به اتهام همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام توسط دادگاه انقلاب ارومیه به ٢٩ ماه حبس تعزیری محکوم و در تاریخ ١ تیرماه ١۴٠٠، جهت اجرای حکم حبس بازداشت و نهایتا به زندان نقده منتقل شد.

همچنین سعید تابناک زندانی سیاسی اهل شهرستان اشنویه، در تاریخ ۱۵ تیرماه سال ۹۹، توسط نیروهای امنیتی در اشنویه بازداشت و چندی بعد به یکی از بازداشتگاه های امنیتی در ارومیه منتقل شد. او نهایتا در تاریخ ١٩ مهرماه همان سال با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.

وی سپس توسط دادگاه انقلاب اشنویه از بابت اتهام همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام، به ۸ سال حبس تعزیری محکوم و اوایل شهریورماه ۱۴۰۰، جهت تحمل حبس، راهی زندان نقده شد. این حکم توسط دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی، به ۴ سال و ۲ ماه حبس کاهش یافت.

بعلاوه دو زندانی سیاسی دیگر به نامهای نوید محمدی، خبرنگار صدا و سیمای جمهوری اسلامی و خالد محمدی از بستگان وی، اواسط اردیبهشت‌ ٩٩ در پیرانشهر بازداشت و به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی در ارومیه منتقل شدند. این دو شهروند نهایتا مردادماه ۹۹ پس از اتمام بازجوییها به زندان نقده انتقال یافتند.

خالد و نوید محمدی، در مردادماه سال جاری، از بابت اتهام “جاسوسی برای دولتهای متخاصم”، توسط شعبه ١٠٢ دادگاه کیفری ٢ شهرستان پیرانشهر، هر کدام به تحمل ۷ سال حبس محکوم و حکم صادره در دادگاه تجدیدنظر استان عینا تایید شد.

این زندانیان نهایتا در اسفندماه ۹۹ بازداشت و جهت اجرای حکم حبس تعزیری به زندان نقده منتقل شدند.

همچنین محمدطاهر حسین‌پور ۲۶ ساله فرزند رضا و اهل شهرستان نقده، در تاریخ ۲۵ مردادماه ۱۴۰۰، توسط نیروهای امنیتی در نقده بازداشت و پس از اتمام مراحل بازجویی به زندان این شهر منتقل شد.

وی سپس توسط دادگاه انقلاب نقده به ۱۵ ماه حبس محکوم و حکم صادره در مهرماه سال جاری در زندان نقده به او ابلاغ شد.

زخمی شدن دو کولبر بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی در مناطق مرزی نوسود

روز پنجشنبه ۱۱ آذرماه، در پی تیراندازی نیروهای نظامی در مناطق مرزی نوسود واقع در استان کرمانشاه، دو کولبر زخمی شدند.

به نقل از کردپا، روز پنجشنبه ۱۱ آذرماه ۱۴۰۰، دو کولبر در پی تیراندازی نیروهای نظامی در مناطق مرزی نوسود، زخمی شدند.

بر اساس این گزارش، نیروهای نظامی بدون اخطار قبلی این دو کولبر را به همراه گروهی از کولبران مورد شلیک مستقیم قرار داده‌اند.

در این گزارش به نقل از یک منبع مطلع آمده است: یکی از کولبران زخمی در حین شلیک نیروهای نظامی از ارتفاع سقوط و از ناحیه سر به شدت زخمی شده است.

این دو کولبر پس از این حادثه جهت سیر مراحل درمانی به بیمارستان منتقل شده‌اند.

کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطثق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می شوند.

در بخشی از گزارش سالانه وضعیت حقوق بشر در ایران؛ ویژه سال ۲۰۲۰ به شهروندانی که توسط ارگان‌های نظامی کشته و یا زخمی شده‌اند پرداخته شده است.

به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، در این گزارش قتل ۳۶ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۱۰۹ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی ثبت شده است.

لازم به ذکر است که ۹ کولبر دیگر نیز به واسطه شرایط اقلیمی و جغرافیایی مانند سرمازدگی و سقوط از ارتفاع دچار حادثه شدند که از این تعداد ۴ کولبر زخمی شدند و ۵ کولبر جان باختند.

بازداشت یک شهروند توسط نیروهای امنیتی در اصفهان

روز چهارشنبه ۱۰ آذر، ستار رضایی، شهروند ساکن نجف‌آباد اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

به نقل از اتحادیه آزاد کارگران ایران، روز چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰، ستار رضایی، شهروند ساکن نجف‌آباد اصفهان بازداشت شد.

براساس این گزارش، بازداشت آقای رضایی در منزل پدر وی صورت گرفته است.

تا لحظه تنظیم این گزارش از دلایل بازداشت و محل نگهداری این شهروند اطلاعی در دست نیست.

احضار و بازجویی دو شهروند توسط اداره اطلاعات مریوان

روز چهارشنبه ۱۰ آذرماه، دو شهروند از جمله یک نوجوان ۱۵ ساله اهل مریوان، توسط اداره اطلاعات این شهرستان احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند.

به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، روز چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰، دو شهروند اهل شهرستان مریوان، به اداره اطلاعات این شهرستان احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند.

بنابر این گزارش، هویت این شهروندان میلاد بدخش و کیهان تدبیری، ۱۵ ساله عنوان شده است.

در این گزارش به نقل از یک منبع مطلع آمده است: این شهروندان به اتهام همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام، پس از احضار ساعاتی مورد بازجویی قرار گرفته و پس از تعهد کتبی آزاد شده‌اند.

با این حال تاکنون در خصوص دلایل احضار این شهروندان اطلاعات دقیقی در دست نیست.

عبدالرحمان اشتک به زندان مریوان منتقل شد

 روز پنجشنبه ۱۱ آذر، عبدالرحمان اشتک شهروند بازداشتی اهل مریوان، با پایان مراحل بازجویی به زندان این شهر منتقل شد.

به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، روز پنجشنبه ۱۱ آذرماه ۱۴۰۰، عبدالرحمان اشتک شهروند بازداشتی، با پایان مراحل بازجویی به زندان مریوان منتقل شد.

وی بامداد شنبه ۲۲ آبان ماه امسال توسط نیروهای امنیتی در روستای محل سکونتش واقع در مریوان بازداشت شده بود.

تا لحظه‌ تنظیم این گزارش، اطلاع دقیقی از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروند در دست نیست.

عبدالرحمان اشتک اهل روستای نی از توابع شهرستان مریوان است.

معوقات مزدی کارگران کارخانه پارس پامچال قزوین

کارگران کارخانه رنگ ورزین پارس پامچال قزوین، از عدم پرداخت ۳ ماه حقوق و ۸ ماه حق بیمه خود خبر دادند.

به نقل از ایلنا، حدود ۳۵ کارگر کارخانه رنگ ورزین پارس پامچال، دست‌کم سه ماه معوقات مزدی دارند.

بر اساس این گزارش، علیرغم اینکه از آغاز سال ۱۴۰۰ حدود ۹ ماه گذشته است، از شهریور ماه دستمزد کارگران پرداخت نشده است.

این کارگران که در شرکت رنگ‌سازی پارس پامچال به صورت قراردادی مشغول به کار هستند، عنوان کردند: پیش از این مطالباتمان ۵ ماه بود که اخیرا کارفرما دو ماه آن را به حساب کارگران واریز کرده و وعده پرداخت یک ماه دیگر از مطالبات کارگران را تا ۱۰ روز آینده داده است.

آنها افزودند: حق بیمه کارگران این کارخانه حدود ۷ تا ۸ ماه با مشکل پرداخت مواجه است؛ علاوه بر این وضعیت تولید در این کارخانه به دلیل برخی مشکلات همچنان خوب نیست و با حداقل ظرفیت تولید و نیروی انسانی دنبال می‌شود.

آنها گفتند: یکی دیگر از مشکلات حال حاضر این کارخانه بالا رفتن هزینه‌ای تولید به خصوص گرانی مواد اولیه تولید است.

آنها اظهار داشتند: کارگران در واکنش به وضعیت کارخانه و پرداخت نشدن معوقات حقوقی‌شان بارها به نهادهای مختلف دولتی در شهرستان و استان مراجعه کرده و مذاکراتی با برخی مسئولان داشته‌اند اما وعده‌های مسئولان تا امروز نتیجه‌ای برای کارگران دربرنداشته است.

Design a site like this with WordPress.com
Get started