نامه حمزه سواری از زندان رجایی شهر کرج؛ مسیر غلط اعدام و تبعات آن

حمزه سواری لفته، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج، طی نامه‌ای با عنوان “مسیر غلط اعدام و تبعات آن” به تداوم صدور احکام اعدام در کشور واکنش نشان داده است. آقای سواری در بخشی از این نامه با بیان خاطره‌ای شخصی از آسیب اعدام برای بازماندگان نوشته است: «زندگی برای بازماندگان فرد معدوم به دو دوره ماقبل و مابعد اعدام عزیزشان تقسیم می‌شود؛ دوره مابعد اعدام برای آن‌ها دوره حیرت و ناباوری خواهد بود. من این حقیقت ناگوار را به وضوح در پرسش مشابه عمر، برادرزاده خردسالم و مادر داغ‌دیده زامل باوی مشاهده کردم. هنگامیکه عمر باصدای آهسته گویی که نمی‌خواست کسی متوجه شود از من پرسید که “عمو! بابا کجاست؟” و یا هنگامیکه مادر زامل سراغ فرزندش را از من می‌گرفت، پرسشی که برای پاسخ دادن به آن زبانم یارای چرخیدن نداشت.»

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حمزه سواری لفته، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج، طی نامه ای به تداوم اجرای حکم اعدام واکنش نشان داد.

آقای سواری در بخشی از این نامه با بیان خاطره‌ای شخصی از آسیب اعدام برای بازماندگان نوشته است: «آنچه در ایران اعدام سیاسی را پروسه انتقام بی‌پایان و وحشیانه می‌کند، شیوه برخورد با بازماندگان فرد معدوم است. محروم کردن بسیاری از خانواده‌ها از دیدن و یا تشییع جنازه جگرگوششان و همچنین دفن عزیزشان در شهری به دور از محل سکونت خانواده و یا حتی امتناع از نشان دادن قبر عزیزشان به آن‌ها هیچ توجیه اخلاقی، انسانی و حتی قانونی ندارد و تنها نشانگر عمق کینه و نفرت حذف کنندگان است؛ نفرتی که حتی فرصت سوگواری به شکل متعارفش را از بازماندگان می‌گیرد و نشانگر این واقعیت تلخ است که حکومت سلطه خود بر سرنوشت ما را حتی به دوران بعد از مرگمان امتداد می‌دهد.»

متن این نامه، که جهت انتشار به دست هرانا رسیده است، در ادامه می آید:

«مسیر غلط اعدام و تبعات آن!

در دهه‌های اخیر پژوهش‌های گسترده‌ای در رابطه با بحث اعدام و عواقب فاجعه‌بار آن برای جامعه بشری صورت گرفته است. پژوهش‌هایی که منجر به شکلگیری جنبش‌های عظیم نه به اعدام و کارزارهای بی‌شمار جهت لغو آن شده است. فعالان سیاسی و حقوق بشر بسیاری در سراسر دنیا تبعات مخرب و ویرانگر اعدام را متذکر شده‌اند و نهادهای بین المللی زیادی از نزدیک عملکرد حکومت‌ها را در این زمینه رصد و گزارشات منظمی را در این زمینه منتشر کرده‌اند و می‌کنند. با اینکه مقوله اعدام در دوران معاصر اذهان زیادی را به خود مشغول کرده است اما هرگز پدیده جدیدی بشمار نمی‌آید. اعدام قدمتی به تاریخ بشر دارد و انسان‌های بی شماری از بدو تاریخ پیش از رسیدن اجل طبیعی به دست همنوعان خود از صجنه روزگار محو شده‌اند. اعدام یعنی، از میان بردن مرز بین بودن و نبودن و حدفاصل بین وجود و ناوجود. این ازمیان بردن و به ناوجود رساندن انسان در طول تاریخ شکل و شیوه‌های متعددی به خود گرفته است. انسان‌ها در تنوع بخشی به حذف فیزیکی همنوع خود ابداع فراوانی به خرج داده‌اند. بسیاری از شیوه های هولناک و هولناکتر اعدام برای بشر امروزی شناخته شده است و بسیاری دیگر در دل تاریخ ناپدید شده‌اند. اما این سابقه دیرینه و تنوع شیوه‌های اعدام هرگز آن را برای نوع بشر توجیه‌پذیر، هضم و پذیرش آن را عادی نساخته است. هرچقدر که تمدن بشری گسترش یافت و پایه‌های آن در چهارگوشه جهان استوارتر گشت، تلاش و جنب و جوش انسان جهت پایان دادن به این پدیده شوم و غیرمتمدنانه وسعت بیشتری به خود گرفت. به همین دلیل است که ما امروزه شاهد این هستیم که بیش از ۱۴۰ کشور جهان اعدام را یا لغو کرده‌اند یا اینکه در ده سال اخیر هیچگونه اعدامی نداشته‌اند. اما غم‌انگیز اینکه ایران نه تنها در میان این ۱۴۰ کشور جایی ندارد بلکه بدتر، در میان سه کشور اول با آمار بالای اعدام قرار می‌گیرد و غم انگیزتر آنکه چندان امیدی نمی‌رود در آینده نزدیک شاهد برچیدن چوبه‌های دار باشیم و گویی که در این سرزمین موتور اعدام با قدرت هرچه تمام‌تر به حرکت ادامه می‌دهد و قصدی برای توقف ندارد.

اعدام همواره یک مسئله پرابهام و سوال برانگیز بوده است، سوالاتی مانند اینکه چه کسی حق گرفتن جان انسان را به حکومت می‌دهد و یا اینکه آیا اعدام با عدالت مناسبتی دارد یا خیر و اگر فردی به اشتباه اعدام می‌شود چه باید کرد. اعدام فارغ از هر عنوانی که به یدک می‌کشد و فارغ از هر دلیلی که پشت آن باشد یک رویداد تلخ و غم‌انگیز خواهد بود. اما اعدام سیاسی در کشوری مثل ایران داستانی به مراتب تلخ‌تر و غم انگیزتر دارد و در بسیاری از مواقع بسان پروسه انتقام بی‌پایان می‌ماند. پروسه‌ای که اعدام فرد نقطه آغازین آن است. لحظه اعدام سیاسی ممکن است برای فرد معدوم نقظه اوج و پایان عذاب و شکنجه روحی و جسمی باشد اما برای بازماندگان او نقطه آغاز غم و غصه بی‌پایان و پرسش‌های بی‌پاسخ خواهد بود.

زندگی برای بازماندگان فرد معدوم به دو دوره ماقبل و مابعد اعدام عزیزشان تقسیم می‌شود؛ دوره مابعد اعدام برای آن‌ها دوره حیرت و ناباوری خواهد بود. من این حقیقت ناگوار را به وضوح در پرسش مشابه عمر، برادرزاده خردسالم و مادر داغ‌دیده زامل باوی مشاهده کردم. هنگامیکه عمر باصدای آهسته گویی که نمی‌خواست کسی متوجه شود از من پرسید که “عمو! بابا کجاست؟” و یا هنگامیکه مادر زامل سراغ فرزندش را از من می‌گرفت پرسشی که برای پاسخ دادن به آن زبانم یارای چرخیدن نداشت. کودکی که تا همین دیروز، پدری داشت و به یکباره دیگر آن پدر را نداشت. اینکه آن پدر کجا و چرا رفته هرگز برای او کاملا قابل درک نخواهد بود و مادری که چندان درکی از معادلات سیاسی و یا بازی کثیف قدرت ندارد، تنها پسرش را می‌خواهد و هیچ عذر و توجیهی برای حذف پسرش را نمی‌پذیرد. اما آنچه در ایران اعدام سیاسی را پروسه انتقام بی‌پایان و وحشیانه می‌کند، شیوه برخورد با بازماندگان فرد معدوم است. محروم کردن بسیاری از خانواده‌ها از دیدن و یا تشییع جنازه جگرگوشه‌شان و همچنین دفن عزیزشان در شهری به دور از محل سکونت خانواده و یا حتی امتناع از نشان دادن قبر عزیزشان به آن‌ها هیچ توجیه اخلاقی، انسانی و حتی قانونی ندارد و تنها نشانگر عمق کینه و نفرت حذف کنندگان است؛ نفرتی که حتی فرصت سوگواری به شکل متعارفش را از بازماندگان می‌گیرد و نشانگر این واقعیت تلخ است که حکومت سلطه خود بر سرنوشت ما را حتی به دوران بعد از مرگمان امتداد می‌دهد.

در نهایت باید بگویم، که من در طول دوران حبس شاهد فراخواندن تعداد زیادی از دوستان و نزدیکانم جهت اجرای حکم اعدام بوده‌ام. تجربه‌ای که هرگز به آن عادت نکردم و با اضافه شدن هر فرد به این جمع نه تنها تحمل آن برایم ساده‌تر نشده بلکه بسیار سخت‌تر و جانکاه‌تر هم شده است. همچنین از دور یا نردیک شاهد رنج پدران و مادرانی بودم که داغ از دست دادن فرزند، هرگز برای آن ها کهنه نشده است. تجربه‌ای بسیار تلخ که آرزوی آن را حتی برای بدترین دشمنانم نمی‌کنم. اعدام بی شک مصداق بارز خشونت است و باید بی‌درنگ در هرنقطه دنیا متوقف شود. ضرورت نه بزرگ به اعدام هر روز برای ما آشکارتر می شود و یکی از مهمترین راهکار ساخت آینده‌ای بهتر نهادینه کردن نه به اعدام در تمامی اقشار جامعه است. یادمان نرود که با وجود اعدام ما افق روشنی نخواهیم داشت. به امید آنکه برای نسل‌های بعدی آرامش و طمانینه را به میراث بگذاریم.

حمزه سواری لفته / مهرماه ۱۴۰۰/ زندان رجایی شهر کرج.»

در رابطه با نویسنده نامه گفتنی است؛ آقای سواری در تاریخ ۱۱ شهریورماه ۱۳۸۴ زمانی که تنها ۱۶ سال داشت، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. او توسط دادگاه انقلاب اهواز از بابت اتهامات “افساد فی الارض، محاربه و اقدام علیه امنیت ملی” به اعدام محکوم شد؛ این حکم در نهایت به حبس ابد تقلیل پیدا کرد. هرانا پیشتر در گزارشی از عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت این زندانی سیاسی علیرغم مواجهه با مشکلات متعدد پزشکی خبر داده بود. وی که از مشکلات پزشکی متعددی از جمله غده در ناحیه زانو، دیسک کمر، مشکلات ستون فقرات و واریکوسل رنج می‌برد، پیش از این نیز با کارشکنی مسئولین زندان و مخالفت امین وزیری از رسیدگی پزشکی محروم بوده است.

گزارشی از آخرین وضعیت معین محمدی، شهروند بهائی

معین محمدی، شهروند بهائی اهل یزد، ادامه محکومیت خود را به صورت رای باز سپری خواهد کرد. این شهروند بهائی پیشتر علیرغم سپری کردن ۱ سال تحت نظارت پابند الکترونیکی در محدوده این شهرستان و پایان دوره محکومیت، پیشتر با اعتراض دادستان مجددا از بابت همان پرونده به ۳ سال و سه ماه حبس تعزیری محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴، مجازات اشد یعنی ۳۱ ماه و ۱۶ روز حبس برای وی قابل اجرا بود که با کسر ۱ سال محکومیت سپری شده،  ۱۹ ماه و شانزده روز زندان قابل اجرا است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، معین محمدی، شهروند بهائی اهل یزد، ادامه محکومیت خود را به صورت رای باز سپری خواهد کرد.

این شهروند بهائی پیشتر علیرغم سپری کردن ۱ سال تحت نظارت پابند الکترونیکی در محدوده این شهرستان و پایان دوره محکومیت، پیشتر با اعتراض دادستان مجددا از بابت همان پرونده به ۳ سال و سه ماه حبس تعزیری محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴، مجازات اشد یعنی ۳۱ ماه و ۱۶ روز حبس برای وی قابل اجرا بود که با کسر ۱ سال محکومیت سپری شده، اکنون ۱۹ ماه و شانزده روز زندان قابل اجرا است.

آقای محمدی در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ماه امسال طی ابلاغیه‌ای، جهت اجرای حکم به شعبه اول اجرای احکام دادگاه انقلاب شهرستان یزد احضار و تیرماه امسال جهت تحمل دوران محکومیت خود راهی زندان یزد شد.

معین محمدی در تاریخ ۱۹ دی‌ماه سال ۹۷ توسط نیروهای امنیتی در یزد بازداشتو در تاریخ ۲۱ فروردین ماه ۱۳۹۸ با تودیع قرار وثیقه از زندان یزد آزاد شده بود.

این شهروند بهائی اوایل فروردین‌ماه ۹۸ توسط دادگاه انقلاب یزد از بابت اتهام “عضویت در گروه های مخالف نظام به ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد. وی نهایتا تیرماه همان سال توسط شعبه ۱۱ دادگاه تجدید نظر استان یزد از اتهام “عضویت در گروه های مخالف نظام” تبرئه و از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال تحمل کیفر در سطح شهر یزد و در مسیر محل کار خود در شهرک صنعتی این شهر تحت نظارت سامانه الکترونیکی (دستبند یا پابند الکترونیکی) محکوم و در تاریخ ۱۵ اردیبهشت‌ماه ۹۹ با اعمال ۱۰ روز مرخصی پایان حبس، آزاد شده بود.

شهروندان بهائی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهائی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهائیان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.

تداوم بازداشت و بی خبری از وضعیت یک شهروند در مهاباد

محسن احمدزاده شهروند اهل مهاباد، علارغم گذشت بیش از یک ماه از زمان بازداشت کماکان در یکی از بازداشتگاه های امنیتی ارومیه بسر میبرد و از سرنوشت وی اطلاعی در دست نیست.

به نقل از کردپا، محسن احمدزاده شهروند اهل شهرستان مهاباد، همچنان در بازداشت و بیخبری به سر میبرد.

در این گزارش به نقل از یک منبع مطلع آمده است: تاکنون پیگیری‌های خانواده احمدزاده جهت اطلاع از وضعیت وی بی‌نتیجه بوده و این شهروند طی مدت بازداشت از دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده محروم بوده است.

محسن احمد زاده روز جمعه ۱۲ شهریورماه ۱۴۰۰، بدون ارائه حکم قضایی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و جهت بازجویی به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی در ارومیه منتقل شده است.

 تا لحظه تنظیم این گزارش از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه وی اطلاعی در دسترس نیست.

محسن احمدزاده فرزند رستم اهل روستای “کوسه کهریز”از توابع شهرستان مهاباد، متاهل و پدر دو فرزند است.

ظاهر روزخون با تودیع قرار وثیقه آزاد شد

ظاهر روزخون شهروند بازداشتی اهل شهرستان مهاباد، امروز پنجشنبه ۲۲ مهرماه، با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان این شهرستان آزاد شد.

به نقل از کردپا، امروز پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۰، ظاهر روزخون شهروند بازداشتی اهل روستای کوسه کهریز واقع در شهرستان مهاباد، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان این شهرستان آزاد شد.

آزادی این شهروند با تودیع قرار وثیقه ٣۵٠ میلیون تومانی صورت گرفته است.

بر اساس این گزارش، وی در مدت بازداشت از ملاقات با خانواده و دسترسی به وکیل محروم بوده است.

تا لحظه تنظیم این گزارش، از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه آقای روزخون اطلاعی در دسترس نیست.

وی پیشتر در تاریخ ۷ شهریورماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از اتمام مراحل بازجویی از یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی در ارومیه به زندان مهاباد منتقل شده بود.

سپیده قلیان به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد

سپیده قلیان، فعال مدنی، امروز پنجشنبه ۲۲ مهرماه، به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. خانم قلیان  روز دوشنبه ۱۹ مهرماه، در حالی که در ایام مرخصی بسر میبرد، توسط نیروهای امنیتی در منزل خواهر خود در اهواز بازداشت شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۰، سپیده قلیان، فعال مدنی به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.

امیر رئیسیان، وکیل دادگستری با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود با اعلام این خبر نوشت: “ساعتی پیش سپیده قلیان با خانواده تماس گرفته و گفته است که از اهواز به بوشهر برده شده و از بوشهر به تهران و به زندان اوین (بند ۲۰۹) منتقل شده است. گویا این انتقال برای تحقیقات و بازجویی برای پرونده جدید (افشای مطالبی از زندان بوشهر) بوده است.”

سپیده قلیان، در حالی که در ایام مرخصی بسر میبرد روز دوشنبه ۱۹ مهرماه ۱۴۰۰، توسط نیروهای امنیتی در منزل خواهر خود در اهواز بازداشت شد. پیشتر یک منبع مطلع در گفتگو با هرانا گفت که در جریان این بازداشت ۳۰ مامور زن و مرد به منزل خواهر خانم قلیان مراجعه کرده و تمامی تلفن‌های همراه خانواده را ضبط کرده و با خود برده‌اند.

خانم قلیان پیشتر در تاریخ ۲۸ مردادماه از زندان بوشهر به مرخصی اعزام شده بود. وی پیشتر ضمن انتشار خبر احضار خود در صفحه شخصی‌اش نوشته بود: «زندان بوشهر ۱۰ روز پیش تماس گرفت که من باید برگردم زندان بوشهر. وقتی اقدام به برگشتن به زندان بوشهر کردم به من گفتن که باید برم تهران و تهران و اجرای احکام تهران تصمیم می‌گیره به چه زندانی منتقل می‌شم. دارن بین زنداناشون می‌گردن ببینن بدتر از بوشهر کجا هست لابد.» سپیده قلیان اخیرا طی ابلاغیه‌ای الکترونیکی به شعبه ۲ دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب بوشهر فراخوانده شده بود.

سپیده قلیان در تاریخ ۲۷ آبان ‌ماه ۹۷ به همراه دستکم ۱۹ تن از جمله تمامی اعضای مجمع نمایندگان کارگری نیشکر هفت‌تپه، چند فعال کارگری و تعدادی از شاغلین و مدیران شرکت که جهت پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان در پلیس امنیت حاضر شده بودند در محل پلیس امنیت شوش بازداشت شد و در تاریخ ۲۷ آذرماه همان سال با قرار وثیقه آزاد شده بود. در جریان پخش اعترافات اجباری سپیده قلیان، اسماعیل بخشی و چند تن دیگر توسط صدا و سیما، این دو شهروند، پیش از پخش این مستند اعلام کرده بودند که نیروهای وزارت اطلاعات و دیگر نیروهای امنیتی آنها را شکنجه کرده‌اند. آنها ساعاتی بعد از این اظهارات مجددا توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

سپیده قلیان در تاریخ ۴ آبان‌ماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد و در تاریخ ۲۳ آذر ۹۸ توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ۵ سال حبس قطعی محکوم شد.

خانم قلیان نهایتا در تاریخ ۱ تیرماه ۹۹ پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل و در تاریخ ۲۰ اسفندماه سال گذشته از بند زنان زندان اوین به زندان بوشهر تبعید شد.

هفته ای که گذشت؛ نگاهی به گزارشات محیط زیستی در ایران

حق بر محیط زیست و مبانی فلسفی آن، از قواعد حقوق بشر و حقوق طبیعی نشأت گرفته شده است. ابتدایی ترین حق طبیعی انسان در این کره خاکی، «حق حیات» است. اما در دهه های اخیر به دلیل استفاده بی رویه از منابع طبیعی، عدم نظارت و توجه به مباحث زیست محیطی و الگوهای صحیح، محیط زیست طبیعی به شدت مورد صدمه واقع شده است. گزارش پیش رو حاصل ثبت ۳۸ واقعه محیط زیستی ایران است که در روزهای اخیر منتشر و به هدف آگاهی سازی گردآوری شده اند. در هفته ای که گذشت، دستکم ۴۱ صیاد و شکارچی غیرمجاز و همچنین ۳ قاچاقچی چوب بازداشت و به مراجع قضائی معرفی شدند. در همین راستا فرمانده یگان حفاظت محیط‌ زیست استان گیلان اعلام کرد، در ۶ ماه نخست امسال ۸۹ متخلف محیط زیستی در این استان، حین ارتکاب جرم دستگیر و تحویل مراجع قضایی داده شده‌اند. از سوی دیگر، بنابر اعلام فرمانده انتظامی شهرستان شفت واقع در استان گیلان، از ابتدای سال جاری تاکنون ۷۳ تن چوب قاچاق کشف و ضبط شده است. طی هفته ای که گذشت، زن و مردی میانسال که در پارک ملی پابند واقع در استان مازندران اقدام به قتل و تکه تکه کردن یک قلاده خرس قهوه‌ای و پختن آن کرده بودند شناسایی و قرار بازداشت برای آنان صادر شد. همچنین ۱۱ رأس کل و بز و میش از حیات‌وحش سالوک اسفراین و تعدای دیگر از همین گونه جانوری منطقه شکار ممنوع طالقانی البرز، بر اثر شیوع بیماری طاعون نشخوارکنندگان تلف شدند. از سوی دیگر، رئیس کلانتری نصیرشهر در استان تهران از بازداشت یک متهم به آزار و قتل یک قلاده سگ، خبر داد. طی هفته ای که گذشت شاخص کیفی هوا در شهرهای مشهد، اراک، شازند، ساوه، بندرعباس، بندرخمیر، جاسک، اصفهان،سجز و مبارکه ناسالم برای گروه های حساس و یا ناسالم برای تمام گروه‌ها اعلام شد. از دیگر گزارشات محیط زیستی این هفته، وقوع چندین فقره آتش سوزی در جنگلها و مراتع استان های کهگیلویه و بویراحمد، تهران و فارس است که هنوز آمار دقیقی از خسارت های آن از منابع رسمی اعلام نشده است. همچنین فرماندار گچساران اعلام کرد، ۵۳۵ هکتار از جنگل ها و مراتع مناطق مختلف این شهرستان در مناطق خامی، نارک، آبریگون و کوه پهن طی پنج فقره آتش سوزی طعمه حریق شده‌ است. از دیگر اخبار محیط زیستی این هفته می‌توان به خطر خشکی ۲۰ – ۲۵ درصد تالاب میانکاله به دلیل مدیریت ناکارآمد و پیامدهای ناشی از خشکسالی در سال جاری اشاره کرد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آسیب رسانی به جنبه های مختلف محیط زیست در ایران کماکان ادامه دارد. از سویی شهروندانی وجود دارند که به دلیل عدم آموزش یا نیازهای مالی دست به تخریب و آسیب رسانی به محیط زیست می زنند و از سوی دیگر نهادهای متولی در تلاش هستند تا از حجم این آسیب ها بکاهند، هر چند این تلاش ها قابل تقدیر است اما به نظر نمی آید حجم آن با شرایط محیط زیستی ایران تطبیق داشته باشد.

حیات ‌وحش و زیستگاه‌های طبیعی

حیات‌ وحش به کلیه جانداران از قبیل پستانداران، پرندگان، خزندگان و دوزیستان و تمام گیاهانی گفته می‌شود که به صورت وحشی و طبیعی بدون دخالت یا کمک انسان بر روی کره زمین زندگی کرده و آب و خوراک خود را خود تأمین می‌کند. اما دخالت و تصرف انسان در زیستگاه های طبیعی و مصرف بی‌رویه منابع طبیعی بسیاری از گونه های حیاط وحش را در معرض انقراض قرار داده است.

در همین راستا طی هفته ای که گذشت زن و مردی میانسال که در پارک ملی پابند واقع در استان مازندران اقدام به قتل و تکه تکه کردن یک قلاده خرس قهوه‌ای و پختن آن کرده بودند شناسایی و قرار بازداشت برای آنان صادر شد.

در خبری دیگر، فردین حکیمی مدیرکل حفاظت محیط زیست استان البرز اعلام کرد: در روزهای اخیر، محیط‌بانان منطقه شکار ممنوع طالقان در حین گشت و کنترل و سرکشی زیستگاه‌های حیات وحش، تعدادی لاشه مربوط به گونه کل و بز را مشاهده کردند و نتایج حاصل از بررسی‌ها، حکایت از تلفات حیات وحش بر اثر شیوع بیماری طاعون نشخوارکنندگان کوچک است.

همچنین ۱۱ رأس کل و بز و میش از حیات‌وحش سالوک اسفراین نیز بر اثر این بیماری تلف شدند. بیماری طاعون نشخوارکنندگان که از بیماری‌های مشترک بین دام اهلی و حیات‌وحش است به دلیل چرای دام‌های اهلی در منطقه حفاظت‌شده سالوک به حیات‌وحش این منطقه منتقل‌شده است.

از سوی دیگر، رئیس کلانتری نصیرشهر در استان تهران از بازداشت یک متهم به آزار و قتل یک قلاده سگ، خبر داد.

در خبری دیگر، رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان خلخال واقع در استان اردبیل از تلف شدن یک قلاده سیاه گوش در اثر برخورد با خودروهای عبوری در حوزه استحفاظی شهرستان خلخال خبر داد.

بازداشت و محکومیت متخلفان محیط زیست

یکی از موضوعات مورد بحث محیط زیست مسئله حمایت از منابع طبیعی بوده و از سوی دیگر، حفاظت از جنگل‌ها،حیات وحش و جلوگیری از قاچاق چوب، شکار و صید بی رویه به عنوان بخشی از مقوله حفاظت از منابع طبیعی، و در نهایت حفظ محیط زیست تلقی می‌شود. بسیاری از حیوانات، به دلیل شکار غیرقانونی در معرض خطر قرار دارند.

طی هفته‌ای که گذشت، با تلاش محیط بانان و جنگل بانان، دستکم ۴۱ شکارچی و صیاد متخلف که حاصل جمع آوری ۱۳ گزارش منابع رسمی است، در استان های یزد، اصفهان، کرمان، آذربایجان شرقی، چهار محال و بختیاری، گیلان، کردستان، ایلام، زنجان، سیستان و بلوچستان، همدان، خراسان جنوبی و منطقه آزاد کیش بازداشت و به مراجع قضایی معرفی شدند. علاوه بر این بیش از ۳۷ تن چوب جنگلی که حاصل جمع آوری ۴ گزارش منابع رسمی است، در استان های قزوین، اردبیل و لرستان کشف و ضبط شده و دستکم ۳ نفر در این خصوص بازداشت و به مراجع قضایی معرفی شدند.

همچنین فرمانده یگان حفاظت محیط‌ زیست استان گیلان اعلام کرد: در ۶ ماه اول امسال ۸۹ متخلف محیط زیستی در این استان، حین ارتکاب جرم دستگیر و تحویل مراجع قضایی داده شده‌اند.

بعلاوه مدیر کل حفاظت محیط زیست خراسان شمالی ضمن بیان کشف ۲۶۴ تخلف زیست محیطی طی سال جاری، از ۷۴ اخطاریه زیست محیطی صادر شده نیز خبر داد.

مهدی اله پور در این خصوص گفت: در این مدت ۳۱۱ متخلف دستگیر شدند و همچنین ۳۰ قبضه سلاح غیرمجاز و یا سلاح شکاری مجاز کشف و ضبط شد.

در خبری دیگر، مدیر جهاد کشاورزی شهرستان تویسرکان واقع در استان همدان عنوان کرد: روزانه ۵ تا ۱۰ کامیون چوب از این شهرستان به سمت شهرهای شمال کشور خارج می‌شود.

همچنین فرمانده انتظامی شهرستان شفت واقع در استان گیلان اعلام کرد: از ابتدای سال جاری تاکنون ۷۳ تن چوب قاچاق در این شهرستان کشف و ضبط شده است.

از سوی دیگر، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کهگیلویه و بویراحمد عنوان کرد: در نیمه نخست امسال ۹۱ محموله زغال و هیزم قاچاق با تلاش های ماموران یگان حفاظت کهگیلویه و بویراحم توقیف شده است.

غلامحسین حکمتیان تاکید کرد: امسال ۷۴ هزار کیلوگرم زغال و هیزم در این استان کشف شده است که از این میزان ۴۷ هزار و ۵۲۰ کیلوگرم زغال و ۲۷ هزار و۹۲ کیلوگرم آن زغال بوده است.

از سوی دیگر، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی گیلان عنوان کرد: در سال جاری شاهد افزایش ۲۵۰ درصدی درگیری با قاچاقچیان بوده و ۱۸ مجروح در این حواث داشتیم.

حق تنفس و هوای پاک

بر اساس گزارش‌ها، سالانه تعداد پر شماری از شهروندان بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست می‌دهند. این مشکل علتی جز سو مدیریت و عدم توجه به کنوانسیون‌ها و قراردادهای بین‌المللی در این زمینه ندارد.

طی هفته ای که گذشت شاخص کیفی هوا در شهرهای مشهد ۱۰۸، اراک با میانگین شاخص ۱۵۹، شازند ۱۳۵، ساوه ۱۶۲، بندرعباس ۱۹۱، بندرخمیر ۱۲۸ و جاسک ۱۴۵، اصفهان ۱۱۴، سجزی ۱۲۴، مبارکه ۱۰۳ ناسالم برای گروه های حساس و یا ناسالم برای تمام گروه‌ها اعلام شد.

در خبری دیگر، نماینده مردم قروه و دهگلان در مجلس شورای اسلامی گفت: سالانه در کشور ۴۰ هزار نفر به دلیل آلودگی هواجان خود را از دست می دهند.

از سوی دیگر، بر اساس پیش‌بینی شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، پایداری جو و انباشت آلاینده‌ها سبب شده است طی هفته‌ای که گذشت هوای پایتخت در شرایط ناسالم برای گروه های حساس قرار گیرد. تهران از ابتدای سال ۲ روز هوای پاک، ۱۶۵ روز هوای قابل قبول، ۳۷ روز هوای ناسالم برای گروه‌های حساس جامعه و یک روز هوای ناسالم برای همه افراد داشته است.

در هفته ای که گذشت، چندین فقره آتش سوزی در جنگلها و مراتع استان های کهگیلویه و بویر احمد، تهران و فارس به وقوع پیوسته است که هنوز آمار دقیقی از خسارت های آن از منابع رسمی اعلام نشده است.

همچنین علیرضا اتابک فرماندار گچساران اعلام کرد: ۵۳۵ هکتار از جنگل ها و مراتع مناطق مختلف این شهرستان در مناطق خامی، نارک، آبریگون و کوه پهن طی پنج فقره آتش سوزی طعمه حریق شده است.

در همین راستا رئیس ذخیره‌گاه زیست کره میانکاله با اعلام اینکه از ابتدای امسال تاکنون ۲۹۳ هکتار از میانکاله در آتش سوخت، تصریح کرد: در مجموع ۳۵ مرحله میانکاله دچار حریق شد که دلیل این حریق‌ها عامل انسانی و عمدی بوده است.

خشک‌ سالی

خشک‌سالی می‌تواند باعث عدم توازن در میزان آب و در نتیجهٔ آن کمبود آب، نابودی گیاهان، کاهش عمق آب‌های سطحی و خاک مرطوب می‌شود. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که تبخیر سطحی و تبخیر آب از گیاهان از حد معمول در مدت معین بیشتر شود و عدم مدیریت صحیح منابع آبی در کشور، اثرات جبران ناپذیر این مهم را عمیقتر میکند.

بر همین اساس در نتیجه فقدان مدیریت کارآمد، خشکسالی و کمبود آب در بسیاری از استان های کشور رو به افزایش است و خسارات جبران ناپذیری را بر اکوسیستم این مناطق وارد کرده است.

بر اساس گزارشات، روح‌الله اسماعیلی معاون محیط زیست طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست مازندران اظهار کرد: عوامل متعددی دست به دست هم داده تا موجب خشکی تالاب میانکاله شود و تاکنون حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد سطح آبی آن از دست رقته است.

بر اساس گزارشات، اطلاعات شرکت مدیریت منابع آب ایران از وضعیت بارندگی کشور در سال آبی ۱۴۰۱–۱۴۰۰ (از اول تا ۱۸ مهر امسال) نشان می‌دهد: ارتفاع کل ریزش‌های جوی در این دوره زمانی به ۴ میلی‌متر رسیده و این مقدار بارندگی نسبت به دوره مشابه در سال آبی قبل ۲۰ درصد کمتر است.

همچنین مدیر دفتر حفاظت و بهره برداری از آب شرکت آب منطقه‌ای استان قماعلام کرد: در برخی از بخش‌های این استان سالانه تا ۱۶ سانتیمتر فرونشست زمین‌ ثبت شده است و این یعنی خلل، فرج و فضای خالی بین ذرات که اشباع از آب بوده، در حال از بین رفتن است و اگر این روند ادامه داشته باشد امکان احیای آبخوان از طریق نفوذ و تغذیه برای همیشه مسدود شده و در اصطلاح آب‌خوان در حال مرگ است.

ابوالفضل رحیمی‌ شاد پس از حضور در دادسرای اوین با قرار کفالت آزاد شد

ابوالفضل رحیمی‌شاد، معلم و فعال سیاسی در پی مراجعه به دادسرای اوین و تفهیم اتهام با تودیع قرار کفالت آزاد شد. او در تاریخ ۱۰ مهرماه به شعبه ۶ دادسرای اوین احضار شده بود.

به نقل از انصاف نیوز، ابوالفضل رحیمی‌شاد، معلم و فعال سیاسی در پی مراجعه به دادسرای اوین، با تودیع قرار کفالت آزاد شد.

آزادی آقای رحیمی شاد پس از تفهیم اتهام و ارجاع پرونده به دادگاه انقلاب با تودیع قرار کفالت ۱۰۰ میلیون تومانی صورت گرفته است.

وی در تاریخ ۱۰ مهرماه از بابت اتهام تبلیغ علیه نظام به شعبه ۶ دادسرای اوین به ریاست قاضی مقدس احضار شده بود.

بر اساس این گزارش، از مصادیق اتهام مطروحه علیه این شهروند یادداشت‌ها و مقالات منتشر شده در رسانه‌های مجازی عنوان شده است.

جابجایی در پی اشتباه دادستان؛ مژگان کاوسی به زندان کچوئی کرج منتقل شد

مژگان کاوسی، زندانی سیاسی روز چهارشنبه ۲۱ مهرماه، از زندان اوین به زندان کچوئی کرج بازگردانده شد. خانم کاوسی که پیشتر از زندان اوین به زندان کچوئی کرج منتقل شده بود، روز گذشته با دستور اشتباه دادستان به زندان اوین بازگردانده شده بود.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۰، از زندان اوین به زندان کچوئی کرج بازگردانده شد.

به گفته یک منبع مطلع؛ انتقال خانم کاوسی به زندان اوین، به دلیل دستور اشتباه دادستان صورت گرفته است.

مژگان کاوسی که پیشتر از زندان اوین به بازداشتگاه نیروی انتظامی کرج و از آنجا به زندان کچوئی کرج منتقل شده بود، روز گذشته مجددا از زندان کچوئی کرج به زندان اوین بازگردانده شده بود.

شعبه ۲۸ دادگاه تجدیدنظر استان مازندران به ریاست قاضی عشقعلی قاسمیان و مستشاری ساسان خواجه خسان در تاریخ ۴ مردادماه امسال دستور انتقال خانم کاوسی را جهت سپری کردن باقی مانده مدت محکومیت خود در یکی از زندان‌های استان البرز صادر کرده بود.

یک منبع مطلع در این خصوص به هرانا گفته بود: «خانم کاوسی پیشتر به دلیل شرایط کرونا و سختی ملاقات درخواست انتقال به زندان محل سکونت خانواده خود یعنی نوشهر را کرده بود. در تاریخ ۲۲ تیرماه مسئولان زندان اوین بدون هماهنگی او را به نوشهر منتقل کردند و پس از سپری کردن یک شب در بازداشتگاه کلانتری بدون هیچ نتیجه ای مجددا به تهران بازگردانده شد. خانواده خانم کاوسی امکان سکونت در منزل در تهران و نوشهر را دارند اما مشخص نیست چرا باید به زندانی واقع در استان البرز منتقل شود؟!»

خانم کاوسی در تاریخ ۳۰ تیرماه به دلیل حال نامناسب ناشی از ابتلا به ویروس کرونا، از زندان اوین به مرخصی استعلاجی اعزام و در تاریخ ۲۰ مردادماه با پایان ایام مرخصی به زندان اوین بازگشت.

مژگان کاوسی در تاریخ ۲۹ آبان ماه ۹۸، در جریان اعتراضات سراسری موسوم به “اعتراضات آبان ماه” توسط نیروهای امنیتی در منزل خود در نوشهر بازداشت و پس از سه هفته از بازداشتگاه یکی از نهادهای امنیتی در ساری به بند زنان زندان نوشهر منتقل شد. او نهایتا در تاریخ ۲۸ آذرماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.

خانم کاوسی در مرحله بدوی توسط دادگاه انقلاب نوشهر از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به شش ماه حبس تعزیری، به اتهام “عضویت در گروه‌های مخالف نظام” ۳۳ ماه حبس و برای اتهام “تحریک مردم جهت بر هم زدن نظم و امنیت کشور” به تحمل ۳۰ ماه حبس تعزیری محکوم شد. وی در مرحله تجدیدنظر و با اعتراض دادستان با افزایش میزان محکومیت مواجه شد. وی از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۷ ماه و ۱۵ روز حبس و برای اتهام “تحریک مردم جهت بر هم زدن نظم و امنیت کشور” به ۳۶ ماه حبس تعزیری و به اتهام “عضویت در گروه‌های مخالف نظام” به ۳۳ ماه حبس محکوم شد. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد از بابت اتهام “تحریک مردم جهت بر هم زدن نظم و امنیت کشور” و ۳۶ ماه حبس تعزیری برای وی قابل اجرا است.

او نهایتا در تاریخ ۳۰ اردیبهشت جهت تحمل حبس بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

مژگان کاوسی، فرزند اکبر، محقق، مترجم و از باورمندان به آیین یارسان است. کتاب “انفال و سرگذشت تیمور، تنها بازمانده از گورهای جمعی زنان و کودکان انفال شده” در سال ۹۸ با ترجمه مژگان کاوسی در انتشارات توکلی تهران چاپ شده است.

شیدا تایید با تودیع قرار وثیقه آزاد شد

شیدا تایید، شهروند بهائی ساکن قائمشهر روز دوشنبه ۱۲ مهرماه، با تودیع قرار وثیقه از یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی در این شهر آزاد شد. خانم تایید در تاریخ ۱ مهرماه، توسط نیروهای امنیتی در منزل خود بازداشت شده بود.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز دوشنبه ۱۲ مهرماه ۱۴۰۰، شیدا تایید، شهروند بهائی ساکن قائمشهر از یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی این شهر آزاد شد.

 آزادی خانم تایید با تودیع قرار وثیقه ۹۰۰ میلیون تومانی صورت گرفته است.

شیدا تایید روز پنج‌شنبه ۱ مهرماه ۱۴۰۰، توسط نیروهای امنیتی در منزل خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

ماموران امنیتی در زمان بازداشت اقدام به بازرسی منزل وی کرده و شماری از وسایل شخصی او از جمله تلفن همراه، لوازم الکترونیک، کتب، عکس‌ها و دست‌نوشته‌های وی را ضبط کرده و با خود برده‌اند.

به گفته یک منبع مطلع نیروهای امنیتی ابتدا مادر سالمند او، فریده تایید را نیز سوار خودرو کرده و نهایتا وی را در میانه راه پیاده کردند.

این شهروند بهائی پیشتر نیز سابقه بازداشت و محکومیت داشته است. شیدا تایید، متولد ۱۳۶۹ در تاریخ ۲ بهمن‌ماه ۹۱ توسط نیروهای امنیتی در منزل خود در شهرستان نور بازداشت و نهایتا در سال ۹۴ به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شده و دوران محکومیت خود را در زندان بابل سپری کرد.

خانم تایید در سال ۸۹ نیز به همراه مادر خود فریده تایید بازداشت و پس از ۲۵ روز از بازداشتگاه اداره اطلاعات ساری آزاد شده بود.

شهروندان بهائی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار شهروند بهائی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهائیان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.

آرزو قاسمی از زندان اوین آزاد شد

آرزو قاسمی، زندانی سیاسی، امروز چهارشنبه ۲۱ مهرماه، از زندان اوین به مرخصی وصل به آزادی اعزام شد. آرزو قاسمی از بازداشت شدگان آبان ۹۸، از تاریخ ۱۹ مرداد سال گذشته، دوران محکومیت ۱ سال و ۶ ماهه خود را در زندان اوین سپری می کرد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۰، آرزو قاسمی زندانی سیاسی از زندان اوین آزاد شد.

این زندانی سیاسی که از مردادماه سال گذشته دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری می کرد به مرخصی وصل به آزادی اعزام شده و دیگر به زندان باز نخواهد گشت.

خانم قاسمی پیشتر نیز در تاریخ ۲۹ تیرماه، در پی تایید ابتلا به ویروس کرونا از زندان اوین به مرخصی استعلاجی اعزام شده بود.

آرزو قاسمی در تاریخ ۳۰ آبان‌ماه ۹۸ در جریان اعتراضات سراسری توسط نیروهای امنیتی بازداشت و مدتی بعد با تودیع قرار به صورت موقت تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.

وی نهایتا توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه، از بابت اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی داخلی/خارجی به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد. این محکومیت پس از تسلیم به رای و اعمال قانون کاهش مجازات به ۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری تقلیل یافت.

وی در تاریخ ۱۹ مرداد ۹۹ جهت تحمل حبس راهی زندان اوین شد.

آرزو قاسمی متولد سال ۱۳۷۷ در تهران است.

لازم به اشاره است اعتراضات آبان ماه، به مجموعه اعتراضات سراسری گفته می شود که از روز جمعه ۲۴ آبان ماه ۹۸ با اعلام افزایش بی سابقه قیمت بنزین در ده‌ها شهر ایران با حضور بی سابقه معترضین در خیابان‌ها آغاز شد و برای چند روز ادامه یافت. محمد جواد کولیوند، نماینده مردم کرج در مجلس گفت این اعتراضات در ۷۱۹ نقطه از کشور رخ داد. سید حسین نقوی حسینی سخنگوی وقت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز، آمار بازداشتی های اعتراضات اخیر را حدود ۷ هزار نفر اعلام کرد. بر اساس گزارشات نهادهای مدافع حقوق بشر صدها تن نیز در پی این اعتراضات خونین جان باختند.

Design a site like this with WordPress.com
Get started