رحمان یوسفی به زندان اشنویه منتقل شد

 طی روزهای اخیر، رحمان یوسفی شهروند بازداشتی اهل اشنویه، با اتمام مراحل بازجویی از یکی از بازداشتگاه های امنیتی در ارومیه به زندان اشنویه منتقل شد. آقای یوسفی مورخ ۲۴ آذرماه امسال، توسط نیروهای امنیتی در اشنویه بازداشت شد.

به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، طی روزهای اخیر، رحمان یوسفی شهروند بازداشتی اهل اشنویه، با اتمام مراحل بازجویی از یکی از بازداشتگاه های امنیتی در ارومیه به زندان اشنویه منتقل شد.

آقای یوسفی مورخ ۲۴ آذرماه امسال، توسط نیروهای امنیتی در اشنویه بازداشت و چند روز بعد جهت طی مراحل بازجویی به یکی از بازداشتگاه های امنیتی ارومیه منتقل شد.

تا لحظه‌ی انتشار این خبر، از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی در دسترس نیست.

رحمان یوسفی اهل روستای “سوجه” از توابع شهرستان اشنویه است.

محکومیت زینال تنهایی به پرداخت جزای نقدی

زینال تنهایی، فعال ترک (آذربایجانی) توسط شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به پرداخت ۳ میلیون تومان جزای نقدی بدل از ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شد. آقای تنهایی در تاریخ ۱۳ مهرماه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در تاریخ ۲۹ مهرماه با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زینال تنهایی، فعال ترک (آذربایجانی) به پرداخت جزای نقدی محکوم شد.

بر اساس این حکم که توسط شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی فتح نژاد صادر و به صورت شفاهی به وی ابلاغ شده، آقای تنهایی از بایت اتهام “تبلیغ عیله نظام” به پرداخت ۳ میلیون تومان جزای نقدی بدل از ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

زینال تنهایی در تاریخ ۱۳ مهر ۹۹، در پی تجمعی اعتراضی در تبریز توسط نیروهای امنیتی، بدون ارائه حکم قضایی بازداشت و روز سه‌شنبه ۲۹ مهرماه با تودیع قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی تا پایان مراحل دادرسی و به صورت موقت آزاد شد.

اوایل مهرماه امسال اعتراضات گسترده‌ای در شهرهای مختلف استان‌های آذربایجان و سایر مناطق ترک نشین صورت گرفت که طی روزهای ۹ تا ۲۷ مهرماه تعداد پرشماری بازداشت شدند. هرانا پیشتر در گزارشی هویت ۸۱ تن از بازداشت شدگان در شهرهای اردبیل، تبریز، تهران، ارومیه، مشکین شهر، رشت، پارس آباد مغان، هادی شهر، جلفا، کلیبر و زنجان را احراز کرد. این بازداشت‌ها در خیابان، محل کار یا منازل این افراد صورت گرفته و خشونت زیادی در زمان بازداشت این افراد توسط نیروهای انتظامی-امنیتی اعمال شده است که در مواردی به شکستگی دست یا بینی منجر شد.

تیرماه امسال نیز در جریان تجمعاتی مشابه در شهرهای تهران و تبریز شماری از شهروندان بازداشت و مدتی بعد با تودیع قرار آزاد شدند.

End of Interrogations; Jamal Ghasemi was Transferred to Oshnoyeh Prison

Jamal Ghasemi, an Iranian Kurd from Oshnoyeh, was transferred to Oshnoyeh Prison after being interrogated and charged.

This Iranian Kurd, was arrested and beaten by security forces in the city of Oshnoyeh in late January 2021. He was transferred to the city prison in recent days after the interrogation and been informed of the charge.

Mr. Ghasemi was arrested and beaten by security forces in the city of Oshnoyeh on the evening of January 28th, 2021.

After the arrest, he was transferred to a security detention center in Urmia to be interrogated and informed of the charges.

As of this writing, the exact reasons for the arrest and the charges against this citizen are not known.

According to the Campaign for the Defense of Political and Civil Prisoners, Jamal Ghasemi is an Iranian Kurd from Oshnoyeh and a member of the Jinko Environmental Association.

گزارشی از آخرین وضعیت اکبر فرجی در زندان تهران بزرگ

 اکبر فرجی، زندانی سیاسی از شهریورماه سال جاری دوران محکومیت ۵ ساله خود را در زندان تهران بزرگ سپری می کند. آقای فرجی در تاریخ ۲۱ بهمن ۹۷ توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و مدتی بعد با تودیع قرار وثیقه آزاد شد. این شهروند نهایتا توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۶ سال حبس محکوم شد که این حکم عینا به تایید دادگاه تجدیدنظر رسید. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۵ سال زندان در خصوص وی قابل اجرا است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اکبر فرجی، زندانی سیاسی دوران محکومیت ۵ ساله خود را در زندان تهران بزرگ سپری می کند.

آقای فرجی در تاریخ ۲۱ بهمن ۹۷، توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به ۱ الف منتقل شد. وی پس از گذشت ۴ روز به بند عمومی زندان اوین منتقل و نهایتا در تاریخ ۵ اسفندماه همان سال با تودیع قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات اکبر فرجی در تاریخ ۲۰ فروردین ۹۸ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران برگزار و حکم دادگاه پس از ۳ روز به او ابلاغ شد. بر اساس این حکم آقای فرجی از بابت اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی به ۵ سال حبس و از بابت اتهام فعالیت تبلیعی علیه نظام به ۱ سال حبس، محکوم شد.

حکم صادره در مرحله تجدیدنظر بدون تشکیل جلسه عینا تائید شد. از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۵ سال زندان در خصوص وی قابل اجرا است.

از مصادیق اتهامات آقای فرجی فعالیت‌های وی در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی عنوان شده است.

آقای فرجی در تاریخ ۱۶ شهریور ۹۹ جهت تحمل دوران محکومیت خود راهی زندان تهران بزرگ شد.

پرونده سازی در دوران حبس؛ نرگس محمدی: من شاکی هستم در جایگاه متهم نمی‌نشینم

‏ نرگس محمدی، سخنگو و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر، با گذشت حدود ۵ ماه از زمان آزادی از زندان، از طریق ابلاغیه‌ای که در تاریخ ۹ بهمن‌ماه به دست او رسیده جهت رسیدگی به پرونده‌ای که در دوران حبس برای او گشوده شده به دادگاه احضار شده است. در این احضاریه از خانم محمدی خواسته شده که امروز شنبه ۹ اسفندماه در این دادگاه حاضر شود. نرگس محمدی با انتشار نامه‌ای سرگشاده در این خصوص گفته است که “به هیچ عنوان در هیچ مرحله‌ای از این رسیدگی شرکت نکرده و از رای صادره از سوی محاکم قوه قضائیه در این پرونده تبعیت نکرده و قطعاً سرپیچی خواهم نمود”.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات نرگس محمدی در پرونده ای که در دوران حبس علیه او گشوده شده امروز شنبه ۹ اسفندماه ۱۳۹۹ برگزار می‌شود.

نرگس محمدی اکنون طی نامه‌ای سرگشاده با بیان اینکه در این دادگاه و هیچ مرحله‌ای از رسیدگی به این پرونده شرکت نخواهد کرد، گفته است که “اینجانب نرگس محمدی اعلام می‌دارم به هیچ عنوان در هیچ مرحله‌ای از این رسیدگی شرکت نکرده و از رای صادره از سوی محاکم قوه قضائیه در این پرونده تبعیت نکرده و قطعاً سرپیچی خواهم نمود. با ذکر گوشه‌ای از وقایع هولناک سوم دی ماه سال گذشته که منجر به طرح این اتهامات شده است، دلایل این اقدام خود را ذکر می‌نمایم.”

متن کامل این نامه که نسخه‌ای از آن جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته عیناً در ادامه می‌آید:

“من شاکیم و در جایگاه متهم نمی نشینم حتی با زور و تعرض

در ۱۱ آذر ۱۳۹۹ و مدت کوتاهی پس از آزادی از زندان، من مجددا برای محاکمه در ۱۵ آذر به اتهامات واهی “برگزاری تحصن در اوین، افترا به رئیس زندان بابت ضرب و شتم، شکستن شیشه های ساختمان و توهین به مأمورین خدمت (رئیس زندان) و اخلال در نظم زندان از طریق برپایی مجلس بزم و رقص پس از خاموشی و در ایام سوگواری امام حسین” به دادگاه احضار شدم. در پی عدم حضورم در آن جلسه، و یک روز بعد از اعلام عمومی ممنوع خروجی من در ۹ بهمن، احضاریه مجددی به دستم رسید تا امروز ۹ اسفند برای محاکمه بر سر همین اتهامات در دادگاه حاضر شوم.

اینجانب نرگس محمدی اعلام می‌دارم به هیچ عنوان در هیچ مرحله ای از این رسیدگی شرکت نکرده و از رای صادره از سوی محاکم قوه قضائیه در این پرونده تبعیت نکرده و قطعاً سرپیچی خواهم نمود. با ذکر گوشه‌ای از وقایع هولناک سوم دی ماه سال گذشته که منجر به طرح این اتهامات شده است، دلایل این اقدام خود را ذکر می نمایم.

روز ۳ دی ۱۳۹۸ نامه کتبی ازسوی اجرای احکام، جهت ملاقات اینجانب با وکیلم، در حضور رئیس بند زنان و دوستان متحصنم ابلاغ شد و من از بند خارج شدم که دروغ، فریب و نیرنگی بیش نبود.

ساعت یک و نیم از بندخارج شدم، ولی به جای ملاقات با وکیل به اتاق ریاست زندان که مقامی امنیتی نیز حضور داشتند، برده شدم و چلسه با توهین های مکرر ریاست زندان شروع و ادامه یافت. اعلام کردم که به بند زنان بر می گردم و برای جلوگیری از درگیری از اتاق بیرون رفتم.

هنگام ترک ساختمان ریاست، از پشت سر مورد هجوم مردان قرار گرفتم. با حمله ناگهانی و شدید ریاست زندان شوکه شدم. در حالیکه ازحمله ایشان عصبانی بودم و فریاد میکشیدم، تذکر دادم که حق نداشتند به من دست بزنند و این خلاف قانون است و من شکایت خواهم کرد و در صورت ادامه تعرض، مقاومت خواهم نمود.

اما حمله های مکرر ایشان و جمعی از مردان که بیرون و داخل ساختمان تجمع کرده بودند، ادامه پیدا کرد. چند بار خودم را به در خروجی ساختمان رساندم که با حمله مردان و کشیدن، پرت کردن، با زور بالا کشیدن از پله ها مواجه شدم. وقتی در مقابل کشیده شدن روی پله ها مقاومت می کردم، آقای رئیس دستور دادند که ما دستهایش را گرفتیم، شما هم پاهایش را بگیرید بلند کنیم، ببریمش. ناگهان پارچه سیاهی روی سرم افتاد که از وحشت جیغ زدم و کنار انداختم. شال و کتم روی زمین افتاده بود و من با بلوز و شلوار بودم. چندین بار در اعتراض به بی حرمتی و تعرض و حمله های مردان و در تقلا برای بیرون رفتن از ساختمان، زمانی که دستانم را با فشار شدید از دستگیره جدا کردند، دستم را محکم به در کوبیدم و شیشه ها شکستند و دستانم مجروح شدند.

سه بار اقدام به سوار کردن به ماشین های متعدد(آمبولانس، پژو، ون) کردند که هر سه بار مقاومت کردم. من درخواست می کردم که به بند بازگردم و هر مجازاتی دارم ابلاغ شود و آنها میگفتند نمیتوانی به بند بازگردی. و من نمیدانستم مرا به کجا میخواهند ببرند و چه کار می خواهند بکنند.

سر سه راهی بازداشتگاه ۲۰۹ اطلاعات، بهداری و بند زنان، پژویی مقابل ما ایستاد. من بلافاصله روی پاهایم چمپاتمه نشستم و سوار نشدم. ناباورانه رییس زندان با دو دستشان بدنم را گرفتند و درست حالت پرت کردن یک حیوان به پشت وانت، با سر به داخل پژو پرتاب کردند. از وحشت برخورد سرم به ماشین دستانم را به سمت بالا بردم که بر اثر اصابت دستانم به بدنه ماشین، ساعت مچی ام شکست و بیرون افتاد و من با صورت روی صندلی افتادم. مردی که می‌شناختمش ان طرف نشست تا من نتوانم از ماشین بیرون بروم. من هنوز مقاومت میکردم و نیمی از بدنم بیرون بود. رئیس زندان به وقیحانه ترین و شرم آورترین شکل ممکن پایین بدنم را گرفتند و به داخل ماشین هل دادند و بلافاصله روی پاهایم نشستند. انچنان وضعیت هولناکی داشتم که به زحمت از روی صندلی بلند شدم و نشستم. در حالی که خون دستانم بند نیامده بود.

داخل ماشین آقای رئیس که کنارم نشسته بود، به راننده‌شان دستور دادند که برود و دو نخ سیگار کنت بیاورد. راننده، سیگارها را آورد تحویل داد و پائین ماشین ایستاد. آقای رئیس که دهانش لای موهایم و کنار گوشم بود دستور داد که نرگس سیگارها را روشن کن تا سیگار بکشیم. از شدت بغض و خشم دستانم را که خونریزی می‌کرد به هم فشار می‌دادم. سکوت کردم. با تحقیر دستور داد که اگر خودت نمی‌کشی، سیگار من را روشن کن. از شدت خشم و از بغض خفه‌کننده دندان‌هایم را روی هم گذاشته و فشار می‌دادم. من زن ایرانی هستم که شیوه تحقیر، ارعاب و سلطه جویی مردسالاران حکومت استبدادی را نیک میشناسم و انگیزه انها را میفهمیدم. چنانچه لحظه‌ای توان کنترل دستانم را از دست می‌دادم قطعاً سیلی و مشت محکمی بر صورت‌شان می‌کوبیدم که البته سزاوار بود چنین می‌کردم و البته نکردم. از ابتدای تعرضِ مردان بی‌اخلاق عهد کردم که وارد بازی و چرخهٔ خشونت تحقیرآمیر تدارک دیده شده توسط نهادهای امنیتی قضایی نشوم. همان‌طور که عهد کردم اشک و آه را در چشمان و سینه‌ام خشک و محبوس کنم که ذره‌ای عجز و تردید و ناله نداشته باشم و شعله خشم و مقاومت را از زنده نگه دارم.

مقاومت کردم، تمکین نکردم،‌فریاد زدم، با دستانم بر شیشه‌ها کوبیدم و خرد شدنِ‌قدرت پوشالی‌شان را با خرد کردن شیشه‌های درهای بسته‌شده به رویم نشان دادم.

شال بر سر نداشتم و لباسم بر اثر کشیده شدن روی زمین و ماشین و … بسیار نامناسب بود. یقه لباسم شکافته شده بود.

بعد از تاریک شدن هوا در آن سرمای دی‌ماه، سراسر لباس‌هایم آغشته به خون بود. ماشین ون در مقابل شکنجه‌گاهِ سلول‌های ۲۰۹ وزارت اطلاعات مقابل پاهایم متوقف شد و در حالیکه سرود «زده شعله در چمن» را فریاد می‌زدم توسط سه مرد امنیتی از پشت سر به داخل ماشین پرت شدم و روی صندلی افتادم. بلافاصله دستبند را بر روی زخم مچ دستم کوبیدند و آنچنان فشار دادند که دوباره زخمم باز شد و خون از ناخن‌های دستم روی پاهایم می‌چکید، و من برای همرزمانم در بندهای زندان اوین «یار دبستانی» را سر داده بودم. نمی‌دانستم چرا و به کجا می‌برند و چه در انتظار من است.

۱- آنچه بر من گذشت، امری شخصی نیست، بلکه کاملاً مساله‌ای سیاسی است و البته برای من بُعد زنانگی، مهمتر از هر بُعد دیگری است. گو اینکه این عمل هتک حرمت انسان، لگدمال کردن حقوق زندانی سیاسی و مخالف حکومت است، اما تعرضی فاحش به زنانگی ماست که در مقابلش تمام قد خواهم ایستاد.

۲- در ایام کودکی وقتی دبستانی بودم و از مدرسه ما را به اجبار به نماز جمعه برده بودند، ناگهان زنی را در مقابل نمازگزاران، روی زمین انداختند و براداران و خواهران حزب‌الهی در مقابل چشمان ما که کودکی بیش نبودیم، زن را زیر شلاق کشیدند. من شنیدم که او یک زناکار است، یعنی حد شرع مقدس را رعایت نکرده است. وقتی سال دیپلم بودم به دلیل رنگ آجری مانتو-ام در ایام ده روز اول ماه محرم که ایام امر به معروف بود بازداشت شدم و در بازداشتگاه وزرا شلاق خوردنِ سه زن را با بهت و وحشت نگریستم۰ چون حجاب‌هایمان ایراد داشت. تن ما زنان آماج شلاق‌های مردان متشرعِ حکومت استبداد دینی شد تا شرع را حرمت گزارند. من از نسلی هستم که کمربند پشت مانتومان به دلیل تحریک مردان، روسریِ کوچک روی موهایمان، رنگ لباس‌مان، لاک ناخن‌مان، تنگی و کوتاهی شلوار و مانتومان، جوراب سفیدِ زیر شلوار و در داخل کفش کتانی‌مان، ایستادن با یک پسر همکلاسی برای بحث سر موضوعِ درسی، یا قدم زدن با یک مرد در پیاده‌روی خیابان و در انظار عمومی، حتی زیبایی و شادابیِ طبیعی چهره‌هایمان موجب ترس، اضطراب، تحقیر، توهین و مجازات، شلاق، کمیته انضباطی و زندان شد. عکس‌های پزشکی قانونی زنجان نشان می‌دهد که تن من از شانه و سینه تا بازو و ران پا چگونه توسط مردان دریده شده بود. چه شده است که تن محکوم به پوشیده ماندن، دیده نشدن، و حتی حذف شدن ما زنان، اکنون با دستان مردان حکومت دریده می‌شود و غیرتی را برنمی‌انگیزد و مستوجب مجازات نمی‌گردد، بلکه زن دریده‌شده در جایگاه متهم می‌نشیند. تن ما زنان روزی برای حفظ ایمان و شرع مردانِ در حکومت، و روزی دیگر برای حفظ قدرتشان، فرودگاه شلاق‌ها و تازیانه‌هایشان شد و چه سخت است تمکین به اینکه اکنون هم باید زنان در بیدادگاه‌های‌شان در جایگاه متهم بنشینند که چرا وقتی تن‌شان را دریدند، دهان‌شان باز شد و فریاد زدند! این یک مسالهٔ شخصی و یک رسیدگی حقوقی نیست که من در دادگاه حاضر شوم و از خود دفاع کنم.

۳- آیا به شکایت دختری بی‌پناه و زندانی، نیلوفر بیانی علیه بازجویان رسیدگی شد؟ یا او نیز در جایگاه متهم به تشویش اذهان عمومی نسبت به مردانِ حکومتی نشسته‌ است؟ آیا این تعرض مشابه تعرض به فهیمه، نگارا، و فریبا در بازداشتگاه ۲۰۹ و زهرا در بازداشتگاه ۲الف نیست که حکایت‌ و شکایت‌شان به گوش مسئولان رسید و ره به جایی نبرد؟ من متهم به شکستن شیشه‌های زندان، اخلال در نظم زندان، و افترا به رئیس زندان اوین شده‌ام. اعلام می‌کنم من به دلیل دروغ، نیرنگ، توهین، و تعرض مردان اوین و در اعتراض به دست درازی، حملات و رفتارشان شیشه‌هایِ در و پنجره ساختمان ریاست زندان را شکستم و اگر عملی متقابل انجام میدادم حق داشتم که البته انجام ندادم و نه چنین مدیرانی، نه چنین زندان‌هایی، و نه نظم چنین زندان‌هایی را به رسمیت نمی‌شناسم. من متهم به توهین و افترا به رئیس زندان شده‌ام. اینجانب به رئیس زندان نه فحش داده‌ام و نه کتک‌شان زده‌ام (که اگر می‌زدم قطعاً شهامت اعلامش را داشتم و قابل دفاع میدانستم)، اما به شدت مقاومت کرده و فریاد زدم. اگر فریاد اعتراض، یا مقاومت و ایستادگی من در مقابل‌ رفتارچنین مردانی، توهین است، بسیار به جا کردم.

۴. شکایت من در ۴ دی‌ماه در زندان زنجان علیه رئیس زندان اوین به مقامات قضایی تقدیم شد،که هرگز مورد رسیدگی قرار نگرفت، اما شکایت وزارت اطلاعات آقای روحانی و رئیس زندانِ آقای رئیسی منجر به محاکمهٔ اینجانب شده است. چند روز پس از تبعید من به زندان زنجان سخنگوی قوهٔ قضائیه ضرب و شتم مرا کذب خواند. من هیچ نمی‌گویم جز اینکه این سیستم قضایی مدعی مبارزه با فساد اقتصادی است، جای طرح این سوال است که آیا غارت‌گران ابرو و حیثیت مردم می‌توانند با غارت‌گرانِ اموال مردم مبارزه کنند؟

نرگس محمدی/ ۹ اسفند ۱۳۹۹

در ارتباط با نرگس محمدی گفتنی است او در تاریخ ۱۶ مهرماه امسال با استفاده از قانون کاهش مجازات حبس از زندان زنجان آزاد شد. وی باگذشت حدود ۵ ماه از زمان آزادی کماکان از حق داشتن گذرنامه و خروج از کشور محروم است. ممنوعیت خانم محمدی از خروج از کشور جهت ملاقات با همسر و فرزندان خود در شرایطی است که در محکومیت پیشین وی مجازات تکمیلی ممنوعیت خروج از کشور عنوان نشده بود.

خانم محمدی که از تاریخ ۱۵ اردیبهشت ١٣٩۴ در زندان بسر می‌برد، برای سه اتهام به ۱۶ سال زندان محکوم شده بود. پنج سال برای ” اجتماع و تبانی علیه نظام” یک سال برای “برای تبلیغ علیه نظام” و ده سال برای تاسیس و همکاری با انجمن لگام، انجمنی برای لغو مجازات اعدام، مطالبه‌ای که از سوی حکومت در ایران تحمل نمی‌شود. بنا بر ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی و با در نظر داشت «مجازات اشد»، نرگس محمدی باید ١٠ سال زندان را تحمل می‌کرد.

خانم محمدی روز شنبه ۳۰ آذرماه ۹۸ همراه با ۷ زندانی سیاسی دیگر در بند زنان زندان اوین طی نامه‌ای از تحصن چند روزه خود در زندان به مناسبت چهلمین روز و در همراهی با خانواده‌های داغدار اعتراضات سراسری آبان خبر داده بودند. در پی این تحصن مسئولان زندان اوین خانم محمدی و دیگر زندانیان تحصن کننده را به تبعید به زندان دیگر تهدید کرده بودند که در نهایت روز سه شنبه ۳ دی ماه ۹۸ وی را از زندان اوین به زندان زنجان منتقل کردند. خانم محمدی دیماه سال گذشته نیز طی نامه ای به شرح وقایع و برخورد رییس زندان اوین و نیروهای امنیتی در جریان انتقال وی پرداخته بود.

آزادی سه شهروند بازداشتی با تودیع قرار وثیقه در ارومیه

طی روزهای اخیر، طه آتش‌افراز، رحمان دریازی و پشتیوان نبی زرگتن سه شهروند اهل پیرانشهر پس از اتمام مراحل بازجویی، با تودیع قرار وثیقه از یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی ارومیه آزاد شدند. این سه شهروند به صورت جداگانه، در بهمن و دی‌ماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در شهرستان پیرانشهر بازداشت شده بودند.

به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، طی روزهای اخیر، طه آتش‌افراز، رحمان دریازی و پشتیوان نبی زرگتن سه شهروند اهل پیرانشهر، با تودیع قرار وثیقه از یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی ارومیه آزاد شدند.

بر اساس این گزارش، آزادی این سه شهروند پس از اتمام مراحل بازجویی و با تودیع قرار وثیقه صورت گرفته است.

طه آتش‌افراز در تاریخ ۱۹ بهمن ۹۹ و رحمان دریازی و پشتیوان نبی زرگتن مورخ ۳۰ دی‌ماه ۹۹، به صورت جداگانه توسط نیروهای امنیتی در شهرستان پیرانشهر بازداشت و به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی در ارومیه منتقل شده بودند.

این شهروندان تا قبل از درخواست وثیقه نتوانسته بودند با خانواده‌‌هایشان ارتباط برقرار کنند و به وکیل هم دسترسی نداشته‌اند.

تا لحظه تنظیم این خبر از دلایل بازداشت این افراد اطلاعی در دست نیست.

با پایان بازجویی‌ها؛ سه شهروند بازداشتی به زندان ارومیه منتقل شدند

سیاوش عینی و کیوان اندار دو شهروند بازداشتی اهل شهرستان مهاباد در تاریخ ۲۹ بهمن‌ماه و بهمن یوسف‌زاده شهروند بازداشتی اهل ربط در تاریخ ۲۵ بهمن ماه با پایان مراحل بازجویی به قرنطینه زندان ارومیه منتقل شدند. سیاوش عینی و کیوان اندار، بهمن ماه امسال و بهمن یوسف زاده در تاریخ ۲۰ دیماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از مدتی به بازداشتگاه یک نهاد امنیتی در ارومیه منتقل شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در تاریخ ۲۹ بهمن ۹۹، سیاوش عینی و کیوان اندار و در تاریخ ۲۵ بهمن ۹۹، بهمن یوسف‌زاده با اتمام مراحل بازجویی از بازداشتگاه نهادهای امنیتی به قرنطینه زندان ارومیه منتقل شدند.

سیاوش عینی در تاریخ ۱۲ بهمن ۹۹ و کیوان اندار اوایل بهمن ماه سال جاری، توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد امنیتی در پادگان المهدی ارومیه منتقل شدند. همچنین بهمن یوسف زاده در تاریخ ۲۰ دی ۹۹ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از مدتی به بازداشتگاه یک نهاد امنیتی در ارومیه منتقل شد.

تا لحظه تنظیم این گزارش از اتهامات مطروحه علیه این شهروندان اطلاعی در دسترس نیست.

سیاوش عینی معلم آموزش و پرورش اهل شهرستان مهاباد، کیوان اندار، دانشجوی رشته‌ زبان انگلیسی دانشگاه تبریز و بهمن یوسف‌زاده فرزند حمزه و دانشجوی دانشگاه پیام‌نور مهاباد هستند.

۶۰ فعال جنبش زنان خواهان تبرئه کامل نجمه واحدی و هدی عمید شدند

شصت نفر از فعالان جنبش زنان ایران با انتشار بیانیه‌ای تایید احکام سنگین زندان برای نجمه واحدی و هدی عمید را محکوم کرده و خواهان توقف کامل اجرای این احکام شدند.

این فعالین در بیانیه خود با اشاره به تایید احکام هشت و هفت سال زندان برای «هدی عمید» و «نجمه واحدی» نوشته‌اند که هدف این دو تنها یادآوری حقوق ناچیز زنان در قانون و کمک به زنان برای استفاده از ظرفیت‌های بسیار کوچک قوانین مدنی و خانواده برای داشتن زندگی مستقل‌تر بوده است.

این بیانیه که به امضای فعالین مدنی از جمله پرستو فروهر، نیره توحیدی، زینب پیغمبرزاده، آزاده دواچی و آسیه امینی رسیده تاکید کرده است که «جای زنان و فعالان زن زندان نیست، بلکه جای دشمنان زنان و حامیان نابرابری و ستم علیه زنان زندان است

متن کامل این بیانیه که به دست ایران‌وایر رسیده به این شرح است:

بیانیه جمعی از فعالان جنبش زنان ایران در محکومیت تایید احکام زندان برای نجمه واحدی هدی عمید

متاسفانه با خبر شدیم که شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تهران، احکام ناعادلانه هشت و هفت سال زندان که پیشتر قاضی صلواتی علیه «هدی عمید» و «نجمه واحدی» صادر کرده بود را عینا و بدون اجازه ورود وکلای ایشان به جلسه، تایید کرده است. در همین راستا لازم می‌دانیم ضمن اعلام محکومیت این احکام واعلام همبستگی خود با خواهران‌مان هدی و نجمه، چند نکته را برای مردم ایران یادآور شویم:

۱–  نجمه واحدی، جامعه‌شناس و فعال زنان و هدی عمید، وکیل دادگستری هر دو در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی  به برگزاری کارگاه‌هایی برای آگاهی رسانی به زنان برای ازدواج برابر پرداخته بودند. هدف این دو فعال زنان یادآوری حقوق ناچیز زنان در قانون و کمک به آنان برای استفاده از ظرفیت‌های بسیار کوچک قوانین مدنی و خانواده برای داشتن زندگی مستقل‌تر و کم‌‌تنش‌تر بوده است.

۲قاضی صلواتی، فردی که حکم بدوی علیه هدی و نجمه را صادر کرده، در جریان سرکوب‌ و کشتار شهروندان کرد در دهه ۶۰، سرکوب فعالان مدنی و سیاسی در دهه ۸۰ و اعدام شهروندان نقش کلیدی داشته است. او که به «قاضی مرگ» معروف است، به‌عنوان یک قاضی وابسته به دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی و از ناقضان حقوق‌بشر در ایران شناخته می‌شود. چنین فردی صلاحیت جایگاه قضاوت را ندارد و حکم صادر شده از سوی او بدون شک خالی از قصد و غرض سیاسی و سرکوب‌گرانه نیست.

۳در سال‌های اخیر فشارهای دستگاه‌های امنیتی بسیاری از فعالان زنان را مجبور به ترک کشور کرده است. نجمه و هدی از معدود فعالانی هستند که هنوز در ایران زندگی می‌کنند و از نزدیک با زنان ایرانی در ارتباط هستند. در حالی‌که اقتصاد ایران بیشتر از هر روزگار دیگری تضعیف شده، زنان فقیرتر شده و به‌خاطر شیوع ویروس کرونا و در خانه‌ماندن‌های اجباری، بیشتر از همیشه تحت خشونت خانگی، انجام کار بی دستمزد و اجباری و کار خانگی هستند، صدور احکام سنگین برای فعالانی که پشت و پناه بسیاری از زنان بودند، چیزی جز دشمنی آشکار با زنان ایران نیست.

ما گروهی از فعالان جنبش زنان ایران، احکام صادر و تایید شده برای نجمه واحدی و هدی عمید را به‌شدت محکوم کرده و از مقامات قضایی جمهوری اسلامی می‌خواهیم از این رفتار زن‌ستیزانه دست بردارند و نمک روی زخم زنان نباشند. ما خواهان توقف این احکام ناعادلانه و تبرئه کامل هدی و نجمه هستیم. جای زنان و فعالان زن زندان نیست، بلکه جای دشمنان زنان و حامیان نابرابری و ستم علیه زنان زندان است.

امضاکنندگان: فعالان جنبش زنان و حامیان

۱. آریا بقراطی

۲. آزاده دواچی

۳. آسیه امینی

۴. اکرم خاتم

۵. امید بقراطی

۶. آینده آزاد

۷. پانته‌آ نیلچیان

۸. پرستو فاطمی

۹. پرستو فروهر

۱۰. پروین ملک

۱۱. ترانه روستا

۱۲. توران ناظمی

۱۳. ثریا حسین‌پور طوسی

۱۴. جواد متولی

۱۵. حسن نایب هاشم

۱۶. حسین خرمی

۱۷. حمید بی‌آزار

۱۸. رحیم قیومی

۱۹. رضوان مقدم

۲۰. رقیه رضائی

۲۱. روجا کیا

۲۲. روحی شفیعی

۲۳. زینب پیغمبرزاده

۲۴. سمانه سوادی

۲۵. سمیه رستم‌پور

۲۶. سمیه رشیدی

۲۷. شهلا انتصاری

۲۸. صبرا رضایی

۲۹. صبری نجفی

۳۰. فاطمه رضایی

۳۱. فاطمه کریمی

۳۲. فاطمه مسجدی

۳۳. فرخ بقراطی

۳۴. فرخنده جعفری

۳۵. فرشته آبادی

۳۶. فریبا بقراطی

۳۷. محبوبه لیاقت

۳۸. محمد نیلچیان

۳۹. مریم اهری

۴۰. مریم دهکردی

۴۱. مریم مرادی

۴۲. منصوره شجاعی

۴۳. منیره کاظمی

۴۴. مهری جعفری

۴۵. مهشید پگاهی

۴۶. مهناز پراکند

۴۷. مینا خانی

۴۸. نادیا ذابحی

۴۹. الناز کوتی

۵۰. ناهید توسلی

۵۱. ناهید حسینی

۵۲. نسترن بزازی

۵۳. نسرین افضلی

۵۴. نسرین نخشب

۵۵. نسیم روشنایی

۵۶. نسیم سرابندی

۵۷. نعیمه دوستدار

۵۸. نیره توحیدی

۵۹. هلن منشی زاده

۶۰. مریم مرادی

۶۰ فعال جنبش زنان خواهان تبرئه کامل نجمه واحدی و هدی عمید شدند

شصت نفر از فعالان جنبش زنان ایران با انتشار بیانیه‌ای تایید احکام سنگین زندان برای نجمه واحدی و هدی عمید را محکوم کرده و خواهان توقف کامل اجرای این احکام شدند.

این فعالین در بیانیه خود با اشاره به تایید احکام هشت و هفت سال زندان برای «هدی عمید» و «نجمه واحدی» نوشته‌اند که هدف این دو تنها یادآوری حقوق ناچیز زنان در قانون و کمک به زنان برای استفاده از ظرفیت‌های بسیار کوچک قوانین مدنی و خانواده برای داشتن زندگی مستقل‌تر بوده است.

این بیانیه که به امضای فعالین مدنی از جمله پرستو فروهر، نیره توحیدی، زینب پیغمبرزاده، آزاده دواچی و آسیه امینی رسیده تاکید کرده است که «جای زنان و فعالان زن زندان نیست، بلکه جای دشمنان زنان و حامیان نابرابری و ستم علیه زنان زندان است

متن کامل این بیانیه که به دست ایران‌وایر رسیده به این شرح است:

بیانیه جمعی از فعالان جنبش زنان ایران در محکومیت تایید احکام زندان برای نجمه واحدی هدی عمید

متاسفانه با خبر شدیم که شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تهران، احکام ناعادلانه هشت و هفت سال زندان که پیشتر قاضی صلواتی علیه «هدی عمید» و «نجمه واحدی» صادر کرده بود را عینا و بدون اجازه ورود وکلای ایشان به جلسه، تایید کرده است. در همین راستا لازم می‌دانیم ضمن اعلام محکومیت این احکام واعلام همبستگی خود با خواهران‌مان هدی و نجمه، چند نکته را برای مردم ایران یادآور شویم:

۱–  نجمه واحدی، جامعه‌شناس و فعال زنان و هدی عمید، وکیل دادگستری هر دو در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی  به برگزاری کارگاه‌هایی برای آگاهی رسانی به زنان برای ازدواج برابر پرداخته بودند. هدف این دو فعال زنان یادآوری حقوق ناچیز زنان در قانون و کمک به آنان برای استفاده از ظرفیت‌های بسیار کوچک قوانین مدنی و خانواده برای داشتن زندگی مستقل‌تر و کم‌‌تنش‌تر بوده است.

۲قاضی صلواتی، فردی که حکم بدوی علیه هدی و نجمه را صادر کرده، در جریان سرکوب‌ و کشتار شهروندان کرد در دهه ۶۰، سرکوب فعالان مدنی و سیاسی در دهه ۸۰ و اعدام شهروندان نقش کلیدی داشته است. او که به «قاضی مرگ» معروف است، به‌عنوان یک قاضی وابسته به دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی و از ناقضان حقوق‌بشر در ایران شناخته می‌شود. چنین فردی صلاحیت جایگاه قضاوت را ندارد و حکم صادر شده از سوی او بدون شک خالی از قصد و غرض سیاسی و سرکوب‌گرانه نیست.

۳در سال‌های اخیر فشارهای دستگاه‌های امنیتی بسیاری از فعالان زنان را مجبور به ترک کشور کرده است. نجمه و هدی از معدود فعالانی هستند که هنوز در ایران زندگی می‌کنند و از نزدیک با زنان ایرانی در ارتباط هستند. در حالی‌که اقتصاد ایران بیشتر از هر روزگار دیگری تضعیف شده، زنان فقیرتر شده و به‌خاطر شیوع ویروس کرونا و در خانه‌ماندن‌های اجباری، بیشتر از همیشه تحت خشونت خانگی، انجام کار بی دستمزد و اجباری و کار خانگی هستند، صدور احکام سنگین برای فعالانی که پشت و پناه بسیاری از زنان بودند، چیزی جز دشمنی آشکار با زنان ایران نیست.

ما گروهی از فعالان جنبش زنان ایران، احکام صادر و تایید شده برای نجمه واحدی و هدی عمید را به‌شدت محکوم کرده و از مقامات قضایی جمهوری اسلامی می‌خواهیم از این رفتار زن‌ستیزانه دست بردارند و نمک روی زخم زنان نباشند. ما خواهان توقف این احکام ناعادلانه و تبرئه کامل هدی و نجمه هستیم. جای زنان و فعالان زن زندان نیست، بلکه جای دشمنان زنان و حامیان نابرابری و ستم علیه زنان زندان است.

امضاکنندگان: فعالان جنبش زنان و حامیان

۱. آریا بقراطی

۲. آزاده دواچی

۳. آسیه امینی

۴. اکرم خاتم

۵. امید بقراطی

۶. آینده آزاد

۷. پانته‌آ نیلچیان

۸. پرستو فاطمی

۹. پرستو فروهر

۱۰. پروین ملک

۱۱. ترانه روستا

۱۲. توران ناظمی

۱۳. ثریا حسین‌پور طوسی

۱۴. جواد متولی

۱۵. حسن نایب هاشم

۱۶. حسین خرمی

۱۷. حمید بی‌آزار

۱۸. رحیم قیومی

۱۹. رضوان مقدم

۲۰. رقیه رضائی

۲۱. روجا کیا

۲۲. روحی شفیعی

۲۳. زینب پیغمبرزاده

۲۴. سمانه سوادی

۲۵. سمیه رستم‌پور

۲۶. سمیه رشیدی

۲۷. شهلا انتصاری

۲۸. صبرا رضایی

۲۹. صبری نجفی

۳۰. فاطمه رضایی

۳۱. فاطمه کریمی

۳۲. فاطمه مسجدی

۳۳. فرخ بقراطی

۳۴. فرخنده جعفری

۳۵. فرشته آبادی

۳۶. فریبا بقراطی

۳۷. محبوبه لیاقت

۳۸. محمد نیلچیان

۳۹. مریم اهری

۴۰. مریم دهکردی

۴۱. مریم مرادی

۴۲. منصوره شجاعی

۴۳. منیره کاظمی

۴۴. مهری جعفری

۴۵. مهشید پگاهی

۴۶. مهناز پراکند

۴۷. مینا خانی

۴۸. نادیا ذابحی

۴۹. الناز کوتی

۵۰. ناهید توسلی

۵۱. ناهید حسینی

۵۲. نسترن بزازی

۵۳. نسرین افضلی

۵۴. نسرین نخشب

۵۵. نسیم روشنایی

۵۶. نسیم سرابندی

۵۷. نعیمه دوستدار

۵۸. نیره توحیدی

۵۹. هلن منشی زاده

۶۰. مریم مرادی

انتقال چهار شهروند بازداشتی به یکی از بازداشتگاه ‌‌های امنیتی در مریوان

سیامک ادوایی، فردین ادوایی، اکرم (محمد) ادوایی و بهزاد ادوایی، چهار شهروند بازداشتی اهل شهرستان سروآباد واقع در استان کردستان، به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی در شهرستان مریوان منتقل شدند. این شهروندان طی ماه‌های گذشته توسط نیروهای امنیتی در شهرستان سروآباد بازداشت شده بودند.

به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، چهار شهروند بازداشتی به نام های سیامک ادوایی، فردین ادوایی، اکرم (محمد) ادوایی و بهزاد ادوایی، جهت انجام مراحل بازجویی به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی در مریوان منتقل شدند.

سیامک ادوایی و اکرم ادوایی روز سه ‌شنبه ۲۳ دیماه امسال و بهزاد ادوایی روز سه شنبه ۵ اسفند ماه سال جاری و همچنین فردین ادوایی روز ۲۹ دی‌ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

این شهروندان همگی از اهالی روستای سلین از توابع شهرستان سروآباد هستند.

فردین ادوایی پیش از این نیز در تاریخ ٢۵ آذر ٩٧ بازداشت و روز ۱ دی‌ماه همان سال با تودیع وثیقه آزاد شد.

وی نهایتا در مردادماه ۹۸ به اتهام همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام توسط دادگاه انقلاب مریوان به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد.

تا لحظه‌ی انتشار این گزارش، از اتهامات مطروحه علیه این شهروندان اطلاعی در دست نیست.

Design a site like this with WordPress.com
Get started