کارن، یک مرد همجنسگرا از ایران: کاش خانواده‌ام درک می‌کردند

«از مردم می‌ترسم، از آدم‌های این شهر، از رفتارهایشان، از نگاه‌های بد و تمسخر‌هایشان. از طعنه‌ها و کنایه‌هایشان. به خاطر ظاهر و رفتار متفاوتم همه فکر می‌کنند که یک ترنس هستم، اما من خودم را «ترنس» هویت‌یابی نمی‌کنم. احساس بسیار بدی است که در مقابل خشونت‌های افراد جامعه توان دفاع کردن از خودم را هم ندارم و به اجبار سکوت می‌کنم. فکر می‌کردم اگر از شر محیط مدرسه خلاص شوم کمی راحت‌تر می‌شوم، ولی هرچه که پیش می‌روم شرایط سخت‌تر می‌شود. نمی‌توانم مشکلاتم را با خانواده‌ام هم در میان بگذارم، چون آنها هم مرا درک نمی‌کنند. فقط می‌خواهند مردی باشم که آن‌ها توقع دارند. گاهی آن‌قدر شرایط برایم سخت می‌شود که خودم را برای روزها در خانه حبس می‌کنم و می‌ترسم پایم را بیرون بگذارم. نمی‌دانم برای خانواده‌ام چه بهانه‌ای بیاورم، برای این در خانه ماندن‌ها و از اجتماع دوری کردن‌ها. زندگی برایم خیلی ترسناک است، خیلی زیاد

«کارن» یک مرد همجنسگرای بیست ساله ساکن شهر میانه در نزدیکی  تبریز است. خودش دانشجوی رشته روانشناسی‌ است؛ اما می‌گوید به خاطر شرایط روحی بدی که دارد، احساس می‌کند باید با یک روانشناس و مشاور در ارتباط باشد. اما در محیط کوچک و بسته‌ای که زندگی می‌کند، امکان دسترسی به روانشناسی که دیدگاه باز و اطلاعات کافی نسبت به جامعه رنگین‌کمانی داشته باشد، وجود ندارد: «در شهر ما مرکز روانشناسی و مشاوره مناسبی برای مراجعه افرادی مثل من وجود ندارد، به همین دلیل تا حالا به روانشناسی مراجعه نکرده‌ام تا بتوانم از گرایش جنسی‌ام با او صحبت کنم. تنها یک دوست نزدیک دارم که او مرا درک می‌کند و گاهی با او حرف می‌زنم.

خانواده بسیار سنتی و مذهبی‌ای دارم و هیچ‌وقت نتوانستم درباره خودم با آن‌ها صحبت کنم. حتی فضایی وجود ندارد تا مشکلاتم را با خانواده درمیان بگذارم. از برادرهایم می‌ترسم. نمی‌دانم اگر از گرایش جنسی‌ام چیزی بدانند چه برخوردی می‌کنند، اما می‌دانم که برخورد خوبی نخواهند داشت

«گرایش جنسی» بر خلاف آنچه تصور می‌شود، یک موضوع بسیار‌ پیچیده و طیفی گسترده است و به تمایلات جنسی و عاطفی افراد به جنس و جنسیت‌ متفاوت یا مشابه با خود گفته می‌شود که می‌تواند در اشخاص مختلف متفاوت باشد. انجمن روانپزشکی آمریکا از سال ۱۹۷۴ و سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۹۲ همجنسگرایی را از لیست بیماری‌های روانی خارج کردند و نتیجه تحقیقات دانشمندان علوم اجتماعی و رفتاری و متخصصان روانشناسی در جهان این است که همجنسگرایی یک شاخه سالم از گرایش جنسی در انسان است. امروزه تنوع گرایش‌های جنسی در افراد به رسمیت شناخته می‌شود.

کارن از عشق نوجوانی می‌گوید، از احساسی که برای اولین بار تجربه‌اش می‌کرد: «وقتی سال اول دبیرستان بودم برای اولین بار عمیقا عاشق یک پسر شدم. برای خودم هم تازه و عجیب بود. هیچ‌وقت شهامت گفتنش را پیدا نکردم، اما سعی کردم این احساس را همیشه در قلب خود نگه‌دارم. بعد از اتمام درسم در دبیرستان، وقتی وارد دانشگاه شدم تنها دغدغه‌ام درس و بورسیه و خارج شدن از این کشور بود، اما نشد. دست تقدیر دوباره همان عشق نوجوانی را در دانشگاه سر راهم قرار داد و دوباره این عشق در درونم زنده شد، اما باز نمی‌توانم احساسم را به او ابراز کنم، چون می‌ترسم پذیرفته نشوم، می‌ترسم که طرد شوم

خانواده در بسیاری از موارد می‌تواند اولین اجتماع کوچک و مکانی امن برای هر فرد باشد، اما این موضوع برای اعضای جامعه رنگین‌کمانی متفاوت است. با وجودی که این افراد به دلیل همه فشارهای درونی، محیطی و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنند، نیازمند حمایت خانواده هستند، اما متاسفانه خانواده‌ها به دلیل ناآگاهی و نداشتن اطلاعات صحیح درباره مسائل جنسی و‌جنسیتی، خود تبدیل به معضلی بزرگ می‌شوند. افراد زیادی از جامعه رنگین‌کمانی به‌خاطر هویت جنسی و جنسیتی‌شان از خانواده طرد می‌شوند، از سوی اعضای خانواده مورد خشونت‌های جسمی و روانی قرار می‌گیرند و حتی در مواردی به قتل می‌رسند. این افراد  تنها به دلیل تفاوتی که با دیگران دارند در خانواده انواع خشونت را تجربه می‌کنند. خانواده‌ها معمولا  آن را مایه ننگ و بی‌آبرویی خود می‌دانند. کارن می‌گوید:

«برادرانم همیشه با ظاهر و لباس پوشیدنم مشکل دارند. با وجودی که من اصلا ظاهر‌متفاوت و عجیبی ندارم و لباس‌های خاصی هم نمی‌پوشم، اما مدام به من ایراد می‌گیرند که چرا شلوارت تنگ است؟ این کلاه چست؟ این چه کیفی است؟ 

می‌گویند پسر باید لباس‌های گشاد مردانه بپوشد، پسر نباید لباس رنگی بپوشد. بارها سعی کردم توضیح بدهم که این سبک لباس پوشیدنم است و من حق انتخاب دارم، اما اصلا درک نمی‌کنند و مدام سعی می‌کنند که نظرات‌شان را به من تحمیل کنند. مدام می‌گویند تو یک پسر هستی و باید مثل پسرها رفتار کنی. مثل بقیه پسرها دنبال یه کار مردانه مثل مکانیکی باشی، یک صنعت مردانه یاد بگیری. حتی از نظر خانواده‌ام رشته دانشگاهی که من درس می‌خوانم یک رشته دخترانه است و من نمی‌دانم این همه کلیشه جنسیتی را چه کسی برای ما تعیین کرده که زندگی را برای فردی مثل من غیرقابل تحمل می‌کند

کارن با این که در تمام درس‌هایش موفق بوده، اما می‌گوید خانواده‌اش همیشه اصرار داشتند و دارند که او را به دنبال کارهایی بفرستند که از نظر آن‌ها مردانه است: «نمی‌دانم شاید فکرمی‌کنند که این‌طور می‌توانند خصوصیات اخلاقی من را تغییر دهند، وگرنه من درباره گرایش جنسی‌ام چیزی به آن‌ها نگفته‌ام. به یاد می‌آورم وقتی ۱۵، ۱۶ ساله بودم سه ماه تابستان همیشه برایم عذاب بود. هر روز وقتی که صبح چشم باز می‌کردم باید فشارهای خانواده را تحمل می‌کردم، فشارهایی که گاهی دیگر توان مقابله با آن‌ها را نداشتم. با خودم می‌گفتم که اشتباه من چیست؟ چه گناهی کرده‌ام که باید این‌طور مورد خشونت قرار بگیرم؟ چرا نباید آن‌طور که دوست دارم زندگی کنم و دنبال علایقم باشم؟ اما هیچ‌وقت پاسخی برایش پیدا نکردم

آمارها نشان می‌دهند که اعضای جامعه رنگین‌کمانی به دلیل چالش‌های متعددی که در خانواده و اجتماع با آن‌ها روبرو هستند، در معرض آسیب‌های روحی روانی بیشتری مانند افسردگی، اضطراب و استرس قرار دارند و آمار بالای خودکشی در این افراد نیز بسیار ناراحت‌کننده است. این در حالی است که خانواده می‌تواند با درک و پذیرش و حمایت خود نقش مهمی در ایجاد شرایط بهتر و محیطی امن‌تر برای این افراد داشته و از شدت این آسیب‌ها بکاهد.

سالار چاوشی جهت تحمل حبس راهی زندان بوکان شد

روز یکشنبه ۵ بهمن‌ ماه، سالار چاوشی شهروند اهل شهرستان بوکان، جهت تحمل دوران حبس راهی زندان این شهر شد. وی پیشتر در مرحله بدوی توسط دادگاه کیفری بوکان به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در آذرماه سال جاری، توسط دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی به ۶ ماه حبس تعزیری تقلیل یافت.

به نقل از کردپا، روز یکشنبه ۵ بهمن‌ ماه، سالار چاوشی جهت تحمل دوران حبس راهی زندان بوکان شد.

این شهروند پیشتر با دریافت ابلاغیه ای جهت تحمل دوران حبس برای روز یکشنبه ۵ بهمن ماه، به شعبه یک اجرای احکام دادسرای بوکان احضار شده بود.

سالار چاوشی اهل روستای حاجی لک از توابع منطقه چومی مجیدخان شهرستان بوکان روز دوشنبه ۱۰ شهریور ۹۹، پس از احضار به اداره اطلاعات شهرستان بوکان بازداشت و پس از اتمام بازجویی، با قرار وثیقه به صورت موقت آزاد شد.

وی توسط شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری بوکان از بابت اتهامات تبلیغ علیه نظام و همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام، به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد.

حکم صادره در آذرماه امسال توسط شعبه ۱۳ دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی، به ۶ ماه حبس تعزیری تقلیل یافت و پس از تایید به او ابلاغ شد.

Sofia Mobini and Negin Tadrisi, Two Baha’i Citizens, were Sentenced to Prison Terms

Sofia Mobini and Negin Tadrisi, Baha’i citizens, were sentenced by Branch 28 of the Tehran Revolutionary Court to a total of 10 years in prison.

According to the Campaign for the Defense of Political and Civil Prisoners, these Baha’i citizens were each sentenced by Branch 28 of the Tehran Revolutionary Court, headed by Judge Mohammad Reza Amouzad, to five years in prison on charges of “acting against national security through the Baha’i organization and promoting education.”

These rulings were issued based on Article 498 of the Islamic Penal Code and have recently been communicated to these citizens.

Sofia Mobini along with Negin Tadrisi was arrested at her home in late October 2017, at the same time as the 200th birthday of Baháʼu’lláh, Baháʼí Faith prophet.

Ms. Mobini was temporarily released from Evin Prison on bail pending her trial on Saturday, November 4th, 2017.

Negin Tadrisi was released after the interrogation period and completion of her case, on bail pending her trial on Wednesday, December 22nd, 2017.

Examples of charges against Negin Tadrisi, according to what was mentioned in the lawsuit, included; Documents such as paying tuition for an Afghan citizen’s language class, giving psychological counseling, and personal notes in her diary are among the documents in her indictment.

UN human rights reporters on Iran have repeatedly objected to the Iranian government’s anti-Baha’i views and acts during its lifetime, citing the Iranian government’s disregard for human rights treaties.

The constitution of the Islamic Republic does not recognize the Baha’i faith as a religion, so Baha’is have been detained and imprisoned for four decades.

Members of the Baha’i faith in Iran constitute the largest non-Muslim religious minority in Iran. In recent years, ill-treatment of Baha’is has intensified, including the destruction of their cemeteries, arbitrary arrests, home invasions, confiscation of property, dismissal, and deprivation of basic civil rights. Iranian Baha’i youth continue to be denied the right to university education, and any university where Baha’i students study is forced to expel them. Baha’i professionals are barred from being appointed to government jobs and are discriminated against by private companies because of their beliefs. Even those who defend them are attacked.

عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت فاطمه مثنی در زندان اوین

فاطمه مثنی، زندانی سیاسی در زندان اوین علیرغم وخامت حال و خونریزی روده از اعزام به مرخصی درمانی محروم است. گفته می‌شود امین وزیری، دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی با صدور مجوز اعزام به پزشکی قانونی و درخواست مرخصی استعلاجی وی مخالفت کرده است. مخالفت امین وزیری با این امر در حالی است که پزشک معالج خانم مثنی تحمل حبس با شرایط جسمی وی را ناممکن دانسته است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، فاطمه مثنی، زندانی سیاسی در زندان اوین علیرغم وخامت حال و خونریزی روده از اعزام به مرخصی درمانی محروم است.

گفته می‌شود امین وزیری، دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی با صدور مجوز اعزام به پزشکی قانونی و درخواست مرخصی استعلاجی وی مخالفت کرده است. مخالفت امین وزیری با این امر در حالی است که پزشک معالج خانم مثنی تحمل حبس با شرایط جسمی وی را ناممکن دانسته است. همچنین مسئولان زندان از تقبل هزینه‌های درمان وی خودداری می‌کنند و داروها هر ۵۰ روز یکبار توسط خانواده این زندانی سیاسی تهیه شده و به زندان تحویل داده می‌شود.

یک منبع نزدیک به خانواده این زندانی سیاسی در این خصوص گفت: «فاطمه مثنی امروز با کمک دو زندانی دیگر به سالن ملاقات منتقل شد. دکتر فاطمی، پزشک معالج او در بیمارستان طالقانی تهران، حدود دو هفته پیش ایشان را برای معاینه جهت نیاز اعزام به مرخصی درمانی و همچنین عدم تحمل حبس به پزشکی قانونی ارجاع دادند اما با مخالفت امین وزیری، حتی از معاینه او نیز ممانعت می‌شود.»

خانم مثنی در تاریخ ۶ آبان‌ماه در پی خونریزی شدید روده به بیمارستان طالقانی تهران اعزام و علیرغم مخالفت کادر درمانی و نگرانی‌های پزشکی به دستور امین وزیری، دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی به بند زنان زندان اوین بازگرداندهشد.

خانم مثنی در تاریخ ۲۹ مردادماه ۹۹، در پی وخامت حال و بیهوشی از زندان اوین به بیمارستان طالقانی اعزام شد. وی در بیمارستان نیز به دستور امین وزیری، دادیار ویژه زندانیان سیاسی با دستبند و پابند به تخت بیمارستان بسته شد و در تاریخ ۵ شهریور بدون رسیدگی پزشکی کافی و علیرغم مخالفت پزشک با دستور امین وزیری به قرنطینه زندان اوین بازگردانده شد. بازگرداندن خانم مثنی به زندان شرایطی بود که پزشک بیمارستان به دلیل حاضر نبودن پاسخ آزمایشات و عدم تکمیل مراحل درمان با اعزام وی مخالف بود. وی مجددا در تاریخ ۱۷ شهریور امسال نیز در پی وخامت حال عمومی از زندان اوین به بیمارستان طالقانی تهران اعزام شد. او یک روز بعد نیز مجددا جهت انجام آزمایشات آندوسکوپی و کلونوزکوپی به بیمارستان اعزام و مجددا به قرنطینه بند زنان زندان اوین بازگردانده شد.

خانم مثنی از بیماری‌های کولیت روده و میگرن شدید عصبی رنج می‌برد.

فاطمه مثنی و همسرش حسن صادقی در تاریخ ۹ بهمن ماه سال ۹۱ در پی برگزاری مراسم ترحیم برای پدر آقای صادقی که از مخالفان حکومت جمهوری اسلامی ایران بود، به صورت خانوادگی به همراه دو فرزند خود بازداشت شدند و همزمان درب منزلشان نیز پلمب شد. دختر آنها پس از گذشت سه روز و پسرشان نیز که زیر سن قانونی بود پس از حدود یک ماه و نیم بازداشت و بازجویی از زندان آزاد شدند.

آقای صادقی و خانم مثنی پس از گذشت یک سال بازداشت و بازجویی که حدود ۵ ماه از آن در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین گذشت با قرار وثیقه تا زمان برگزاری دادگاه از زندان آزاد شدند.

نهایتا خانم مثنی به همراه همسرش توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب توسط قاضی احمدزاده از بابت اتهام بغی و محاربه از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق هر کدام به ۱۵ سال حبس محکوم شدند و حکم مصادره اموال این خانواده ازجمله محل کسب آقای صادقی و منزل شخصی‌شان صادر شد. وی در تاریخ هشتم مهرماه سال ۹۴ جهت اجرای حکم حبس مجددا بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد. در اسفندماه سال ۹۷ حکم مصادره محل کسب این زوج توسط ستاد اجرای فرمان امام اجرا شد. منزل این شهروندان نیز اردیبهشت ۹۹ توسط ستاد اجرای فرمان امام مصادره شد.

این زندانی مادر دو فرزند است که به همراه مادربزرگ بیمارشان زندگی می‌کنند. از طرفی از بهمن ۹۷ تنها سه ملاقات با حسن صادقی، همسرش که در زندان رجایی شهر کرج محبوس است، داشته است. آخرین بار در اردیبهشت ماه ۹۸ یک بار این ملاقات صورت گرفته و مجددا محرومیت آنان از ملاقات ادامه دارد. ملاقات این دو زندانی با یکدیگر منوط به موافقت امین وزیری، دادیار ناظر بر زندانیان شده است در صورتی که ملاقات سایر زندانیان زوج طبق روال عادی صورت می‌گیرد. محرومیت این دو زندانی سیاسی از ملاقات در حالی است که در قانون پیش‌بینی‌هایی برای ملاقات بین اعضای زندانی خانواده‌ها شده است، حتی اگر آنها در زندان‌های جداگانه تحمل حبس کنند.

فاطمه مثنی متولد ۵ خرداد ۱۳۴۶ است؛ وی زمانی که تنها ۱۳ سال سن داشت، همراه با مادرش به مدت ۳ سال در زندان بود. اتهام آنها محاربه و بغی از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق بود. سه برادر فاطمه مثنی همراه با همسر یکی از برادرانش در سال‌های دهه شصت اعدام شده‌اند.

بازداشت یک شهروند در شهرستان ایرانشهر

امروز یکشنبه ۵ بهمن ماه، یک شهروند اهل شهرستان ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

به نقل از رسانک، امروز یکشنبه ۵ بهمن ماه ۱۳۹۹، یک شهروند اهل شهرستان ایرانشهر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

بر اساس این گزارش، هویت این شهروند عبدالناصر بهادرزهی (ریگی) فرزند کوهی معروف به جلال، اهل شهرستان ایرانشهر عنوان شده است.

به گفته یک منبع مطلع: “حوالی ساعت ۹ صبح، نیروهای امنیتی با یک خودروی پژو ۴۰۵ سفید رنگ، با شیشه های دودی و پلاک شخصی عبدالناصر را در خیابان بهشتی بازداشت و بدون هیچگونه توضیحی با خشونت و زور، سوار بر خودرو کرده و با خود بردند”.

این منبع افزود: “عبدالناصر در تاریخ ۱۸ دی ماه نیز توسط نیروهای اطلاعات سپاه ایرانشهر احضار و ساعت ها مورد بازجویی قرار گرفته بود”.

این منبع ادامه داد: ”این شهروند به همراه چند تن دیگر از فعالین مذهبی قصد داشتند در جلسه‌ای در رابطه با «تخریب فنداسیون مصلای اهل سنت ایرانشهر» در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شرکت کند“.

تا زمان تنظیم این گزارش از دلایل بازداشت، نهاد بازداشت کننده و اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی در دست نیست.

عبدالناصر از فعالان اجتماعی و عضو سفیران مدرسه ساز بلوچستان است که در زمان اعتراضات مردمی شهر ایرانشهر به تجاوز دختران این شهر نیز بازداشت و پس از حدود یک ماه بی خبری از بازداشتگاه اطلاعات سپاه در زاهدان آزاد شد.

با پایان بازجویی‌ها؛ گلرخ ایرایی از بازداشتگاه اطلاعات سپاه به زندان قرچک ورامین بازگردانده شد

گلرخ ابراهیمی ایرایی، زندانی سیاسی امروز یکشنبه ۵ بهمن‌ماه پس از ۴۳ روز بازجویی از بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین به زندان قرچک ورامین بازگردانده شد. از سوی دیگر در زمان ورود خانم ایرایی به زندان قرچک به وی گفته شده از داشتن کارت تلفن و تماس با خانواده محروم است. خانم ایرایی در تاریخ ۲۳ آذرماه همراه با ضرب و شتم از زندان قرچک به بازداشتگاه این نهاد امنیتی منتقل شده بود.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۵ بهمن‌ماه ۱۳۹۹، گلرخ ابراهیمی ایرایی، زندانی سیاسی از بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین به زندان قرچک ورامین بازگردانده شد.

انتقال خانم ایرایی به زندان قرچک پس از ۴۳ روز بازجویی در بازداشتگاه این نهاد امنیتی صورت گرفته است. از این رو و با توجه به اینکه دستگاه امنیتی ایران سابقه‌ی طولانی در پرونده‌سازی برای زندانیان در شرف آزادی دارند، خانواده ایرایی نسبت به احتمال پرونده‌سازی مجدد برای این زندانی سیاسی در نگرانی بسر می‌برند. از سوی دیگر در زمان ورود خانم ایرایی به زندان قرچک به وی گفته شده از داشتن کارت تلفن و تماس با خانواده محروم است.

خانم ایرایی از زمان انتقال به بازداشتگاه این نهاد امنیتی تنها یک بار در تماس کوتاهی با خانواده‌اش از ادامه بازجویی‌های خود خبر داده است. پیشتر “رئوف” یکی از بازجویان بدنام اطلاعات سپاه پاسداران در تماس با خانواده ایرایی ضمن تهدید به آنها گفته گلرخ ایرایی کماکان تحت بازجویی است و حق اطلاع‌رسانی در خصوص وضعیت او را ندارند.

مادر خانم ایرایی حدود دو هفته پیش در پی فشارها و حمله عصبی ناشی از بی‌خبری از وضعیت دخترش در بیمارستان بستری شد و نهایتا پس از چند روز از بیمارستان مرخص شد و به منزل بازگشت.

گلرخ ابراهیمی ایرایی روز دوشنبه ۱۷ آذرماه امسال طی احضاریه‌ای که در زندان به وی ابلاغ شد، به بازداشتگاه اطلاعات سپاه احضار شده بود. در این احضاریه آمده بود که وی باید به مدت یک هفته جهت انجام تحقیقات به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شود. پس از احضار خانم ایرایی وی با بیان اینکه اکنون دوران محکومیت خود را در زندان سپری می‌کند و دلایل این احضار عینا مشخص نیست، از اعزام به بازداشتگاه این نهاد امنیتی خودداری کرد و احضار خود را غیرقانونی خواند.

روز یکشنبه ۲۳ آذرماه مسئولان زندان قرچک ورامین به همراه ماموران گارد زندان متشکل از ۲۰ مرد و زن پس از ورود به بند ۸ با باتوم و شوکر برقی اقدام به ضرب و شتم زندانیان سیاسی زن محبوس در این بند کردند. پس از ضرب و شتم زندانیان چند تن از ماموران گارد موهای گلرخ ایرایی را گرفته و او را روی زمین کشیدند و با بیان اینکه او باید به بازداشتگاه سپاه منتقل شود، وی را با خود بردند.

پیشتر در گزارشی به صورت مفصل به ضرب و شتم زندانیان در زندان قرچک ورامین و عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت آسیب دیدگان پرداخته بود.

خانم ایرایی که پیشتر از تاریخ ۳ آبان ۹۵ در حال تحمل محکومیت حبس خود به دلیل فعالیت های مدنی در زندان اوین بود، با پرونده جدیدی در دوران حبس مواجه شد. او در تاریخ ۱۹ فروردین ۹۸ با پایان دوران محکومیت از بابت پرونده پیشین و با تودیع قرار از بابت پرونده جدید از زندان آزاد شد اما مدت کوتاهی پس از آزادی در تاریخ ۱۸ آبان ماه ۹۸ بازداشت و جهت تحمل حبس از بابت پرونده جدید به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

خانم ایرایی نهایتا در این پرونده جدید توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه همچنین علاوه بر این او را به ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و احزاب محکوم کرد. این حکم مدتی بعد در مرحله تجدید نظر بدون تشکیل جلسه دادگاه عینا تائید و به وی ابلاغ شد. بر اساس حکم صادره با اعمال ماده ۱۳۴ مدت ۲ سال و ۱ ماه از این حبس برای هر یک از آنها قابل اجرا خواهد بود.

گلرخ ابراهیمی ایرایی و همسرش آرش صادقی فعال مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج از زمان بازداشت خانم ایرایی از حق ملاقات و تماس تلفنی با یکدیگر محروم هستند. محرومیت این زوج زندانی از ملاقات و تماس تلفنی از زمان بازداشت خانم ایرایی وجود دارد. این در حالی است که در قانون پیش‌بینی‌هایی برای ملاقات بین اعضای زندانی خانواده‌ها شده است؛ حتی اگر آنها در زندان‌های جداگانه تحمل حبس بکنند.

آرشام رضایی، محمد ابوالحسنی و شکیلا منفرد مجموعا به ۸ سال و نیم زندان محکوم شدند

آرشام رضایی، محمد ابوالحسنی و شکیلا منفرد، سه زندانی سیاسی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران در یک پرونده مشترک به احکام زندان محکوم شدند. بر اساس این احکام شکیلا منفرد به ۶ سال حبس تعزیری و آرشام رضایی و محمد ابوالحسنی هر کدام به ۱۵ ماه حبس تعزیری و ۴ ماه کار اجباری در جهاد کشاورزی محکوم شدند. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان در تاریخ ۱ بهمن‌ماه در دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آرشام رضایی، محمد ابوالحسنی و شکیلا منفرد، سه زندانی سیاسی توسط دادگاه انقلاب تهران در یک پرونده مشترک به احکام حبس محکوم شدند.

بر اساس این حکم که شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری صادر شده است، شکیلا منفرد به عنوان متهم ردیف اول پرونده از بابت اتهامات “فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به مقدسات اسلام” به ۶ سال حبس تعزیری و آرشام رضایی و محمد ابوالحسنی به عنوان متهمان ردیف دوم و سوم پرونده هر کدام از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱۵ ماه حبس تعزیری و ۴ ماه کار اجباری در سازمان جهاد کشاورزی به مدت روزی ۴ ساعت محکوم شده‌اند.

در صورت قطعی شدن این احکام در مرحله مرحله تجدیدنظر و با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، از این میزان حبس، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس برای شکیلا منفرد و ۱۵ ماه حبس برای آرشام رضایی و محمد ابوالحسنی قابل اجرا خواهد بود.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان در تاریخ ۱ بهمن‌ماه در دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود. در جریان این جلسه دادگاه که به ریاست قاضی ایمان افشاری در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران و با حضور این شهروندان برگزار شده است، سه مامور مرد و یک مامور زن قرارگاه ثارالله سپاه حضور داشته‌اند و شکیلا منفرد پس از اتمام جلسه دادگاه توسط این ماموران بازداشت و به زندان منتقل شده است.

آرشام رضایی در تاریخ ۲۷ آبان‌ماه امسال جهت تحمل دوره محکومیت ۵ ساله خود بازداشت و به یکی از سلول‌های انفرادی زندان رجایی شهر معروف به سوئیت منتقل شد. وی مجددا در تاریخ ۲۹ آبان از زندان رجایی شهر به مکانی نامعلوم منتقل شد و پس از ۳ روز به یکی از سلول‌های انفرادی بند امن این زندان منتقل شد. او نهایتا در تاریخ ۲۹ آذرماه به بند سیاسی زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. این فعال مدنی پیش از انتقال به زندان در شعبه ۲ بازپرسی دادسرای اوین به ریاست قاضی حاجی مرادی مورد تفهیم اتهام قرار گرفت و قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی برای او صادر شد.

آرشام رضایی در تاریخ ۱۷ دی‌ماه ۹۷ توسط نیروهای اطلاعات سپاه در تهران بازداشت و در تاریخ ۲۲ آبان ۹۸ با تودیع قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد. اسفندماه همان سال آقای رضایی توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهامات تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی و توهین به رهبری مجموعا به ۸ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم نهایتا توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی سید احمد زرگر عینا تایید کرد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” در خصوص وی قابل است.

شکیلا منفرد پیشتر در تاریخ ۱۰ شهریورماه ۱۳۹۹، هنگام خروج از منزل توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و به یکی از بازداشتگاه‌های سازمان اطلاعات سپاه در تهران منتقل منتقل شد. گفته می‌شود بازداشت این شهروند بدون ارائه حکم قضایی صورت گرفته است. وی در تاریخ ۱۹ شهریورماه امسال با پایان مراحل بازجویی به قرنطینه بند زنان زندان اوین منتقل و نهایتا در تاریخ ۲۴ شهریور با تودیع قرار وثیقه  ۴۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد. شکیلا منفرد، متولد ۱۳۷۲ و شهروند ساکن تهران است.

محمد ابوالحسنی، شهروند اهل قزوین در تاریخ ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، توسط نیروهای امنیتی و با حکم شعبه ۲۸ دادسرای انقلاب بازداشت شد. ماموران بازداشت کننده سپس به منزل وی مراجعه کرده و پس از تفتیش منزل، تعدادی از وسایل شخصی ایشان را ضبط کرده و با خود بردند. آقای ابوالحسنی در آذرماه ۱۳۹۸ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی از بابت اتهام “اجتماع و تبانی” به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در مرحله تجدیدنظر عینا تایید شد. وی در بخش دیگری از پرونده خود از بابت اتهام “نشر اکاذیب” به ‏۲ سال ممنوعیت خروج از کشور، ‏۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و دستجات سیاسی و ‏۲ سال ممنوعیت از حضور در فضای مجازی ‏محکوم شد. محمد ابوالحسنی هم اکنون دوران محکومیت خود را در بند ۸ زندان اوین سپری می‌کند.

احمدرضا انصاری فر به زندان بهبهان منتقل شد

احمدرضا انصاری فر، شهروند اهل بهبهان روز شنبه ۴ بهمن‌ماه با پایان مراحل بازجویی به زندان این شهر منتقل شد. آقای انصاری فر یکشنبه‌شب مورخ ۲۱ دیماه به همراه نیما دهناد، شهروند ۱۷ ساله توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و پس از تفهیم اتهام در دادگاه بهبهان ابتدا به زندان و سپس به مکان نامعلومی منتقل شدند. آقای دهناد روز چهارشنبه ۱ بهمن‌ماه با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان بهبهان آزاد شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۴ بهمن‌ماه ۱۳۹۹، احمدرضا انصاری فر، شهروند اهل بهبهان با پایان مراحل بازجویی به زندان این شهر منتقل شد.

آقای انصاری فر از زمان بازداشت تاکنون از حق تماس تلفنی و یا ملاقات با خانواده خود محروم بوده است.

احمدرضا انصاری فر یکشنبه‌شب مورخ ۲۱ دیماه به همراه نیما دهناد، شهروند ۱۷ ساله توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و پس از تفهیم اتهام در دادگاه بهبهان ابتدا به زندان و سپس به مکان نامعلومی منتقل شدند. آقای دهناد روز چهارشنبه ۱ بهمن‌ماه با تودیع قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان بهبهان آزادشد.

 احمدرضا انصاری فر و نیما دهناد به “تبلیغ علیه نظام” متهم شده‌اند.

احمدرضا انصاری فر، ۲۱ ساله، دارای مدرک سیکل، بیکار و نیما دهناد، ۱۷ ساله شهروندان اهل بهبهان هستند.

از میان این شهروندان آقای انصاری فر پیشتر نیز سابقه بازداشت داشته است. وی در تاریخ ۲۵ تیرماه امسال در جریان تجمع مردم بهبهان در میدان بانک ملی این شهر در اعتراض به “وضعیت نابسامان اقتصادی کشور” و “صدور حکم اعدام در پاسخ به اعتراضات مردمی سال گذشته” توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در تاریخ ۵ مردادماه آزاد شد.

احمدرضا انصاری فر عموی فرزاد انصاری فر، یکی از جانباختگان اعتراضات آبان ۹۸ است.

بخش اعظمی از مردم جنوب سیستان وبلوچستان شناسنامه ندارند

 «معین‌الدین سعیدی»، نماینده شهرهای جنوبی واقع در استان سیستان وبلوچستان در مجلس گفته که در شهر و روستاهای چابهار، کنارک، قصرقند، بخش مرکزی نیکشهر و دشتیاری، بخش مهمی از افراد بدونشناسنامه زندگی می‌کنند.

به گزارش تسنیم، معین‌الدین سعیدی روز یکشنبه ۵ بهمن۱۳۹۹، با اعلام این خبر گفته که دلیل اصلی این موضوع «تست دی‌ان‌ای» افراد است. او از ثبت احوال و نهادهای مربوط خواست تا از تکنیک‌های جایگزین دی‌ان‌ای استفاده و فوراً برای شناسنامه دار کردن افراد منطقه اقدام کنند.

این نمانیده مجلس با اشاره به اینکه شناسنامه‌دار کردن افراد در همه کشورها پروسه‌ای سخت و طاقت‌فرسا است، گفت: «این موضوع نباید به‌گونه‌ای باشد که بی‌شناسنامه‌هایی که اصالتاً ایرانی هستند از حق قانونی خود بی‌بهره باشند؛ مردم اینجا زمانی که باید برای دریافت شناسنامه مراجعه می‌کردند به‌دلایل مختلف از جمله محرومیت مراجعه نکردند، از طرفی تست دی‌ان‌آی و طی مسافت یک روستایی برای این تست تا تهران و زاهدان هم کار به‌شدت سختی است

سعیدی می‌گوید ملزومات اخذ تست دی‌ان‌ای با توجه به شرایط تحریم وارد ایران نمی‌شود.

براساس این گزارش، سازمان ثبت احوال اعلام کرده است که از سال ۹۲ تاکنون برای بیش‌از ۳۰ هزار نفر شناسنامه صادر کرده است، همین آمار نشان می‌دهد که این استان رقمی بالا از بی‌شناسنامه‌ها را در خود جای داده است. همچنین تاکنون نه آمار شفافی از افراد بدون شناسنامه بومی منتشر شده و نه فکری به حال بی‌شناسنامه‌هایی شده است که بومی همین استان هستند.

بازداشت دو شهروند توسط نیروهای امنیتی در میاندوآب و بوکان

روز سه‌شنبه ۳۰ دیماه، یک شهروند اهل پیرانشهر، در شهرستان میاندوآب و روز پنج‌شنبه ۲ بهمن‌ماه، یک شهروند اهل بوکان در این شهرستان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.

به نقل از کردپا، روز سه‌شنبه ۳۰ دیماه ۹۹، یک شهروند در شهرستان میاندوآب توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

بر اساس این گزارش، هویت این شهروند شورش احمدی، فرزند محمد و اهل شهرستان پیرانشهر عنوان شده است.

در این گزارش آمده است: “نیروهای امنیتی در سه راه میاندوآب این شهروند را بدون ارائه حکم قضایی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند”.

همچنبن روز پنج‌شنبه ۲ بهمن‌ ماه، محی ‌الدین شامه شهروند اهل بوکان، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

یک منبع مطلع در این خصوص گفت: “نیروهای امنیتی، محی ‌الدین را بدون ارائه حکم قضایی در منزل شخصی‌اش بازداشت کرده و علیرغم پیگیری ‌های خانواده وی، از ارائه پاسخی روشن درباره سرنوشت و محل نگهداری این شهروند خودداری می‌کنند”.

تا لحظه انتشار این خبر، از دلیل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروندان اطلاعی در دست نیست.

Design a site like this with WordPress.com
Get started