Five Kurdish Citizens from Mahabad were Arrested Simultaneously

Five Kurdish citizens, named Salar Rahvi, Shapool Khezri, Darya Talabani, Afshin Mam Ahmadi and Sirvan Nouri, were detained by security forces.

According to the Campaign for the Defense of Political and Civil Prisoners, these Kurdish citizens living in Mahabad were arrested by security forces and transferred to unknown locations on Saturday, January 9th, 2021.

At the time of this report, efforts by the families of the detainees to obtain information on the situation of these citizens have been fruitless.

The exact reason for the detention and whereabouts of these Kurdish citizens are not yet known.

گزارشی از آخرین وضعیت رضا گلپور در زندان رجایی شهر کرج

رضا گلپور چمرکوهی نویسنده کتاب شنود اشباح و زندانی امنیتی که دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری می‌کرد، حدود ۱۵ روز پیش از زندان اوین به یکی از سلول‌های انفرادی بند امن زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه ۲۴ دیماه ۱۳۹۹، رضا گلپور چمرکوهی در زندان رجایی شهر کرج بسر می‌برد.

آقای گلپور چمرکوهی از ۱۵ روز پیش از زندان اوین به یکی از سلول‌های انفرادی بند امن زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. وی تا پیش از این دوران محکومیت خود را در بند ۴ زندان اوین سپری می‌کرد.

رضا گلپور در بهمن‌ماه سال ۹۵ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند دو الف زندان اوین منتقل شد. وی در مردادماه ۹۶ توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اتهامات “جاسوسی برای دولت متخاصم، اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و نگهداری مهمات (فشنگ) جنگی” مورد محاکمه قرار گرفت و به ۲۸ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.

آقای گلپور نهایتا توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی زرگر از اتهام جاسوسی تبرئه از بابت اتهام “همکاری با دولت اسرائیل” افزون بر اتهامات پیشین مورد محاکمه قرار گرفت. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۱۵ سال حبس تعزیری برای او قابل اجرا است.

آقای گلپور سال گذشته در ایام زندان از بابت پرونده جدیدی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به دلیل «تهییج احساسات عمومی» از طریق «بزرگ‌نمایی مشکلات کشور» و «سیاه نمایی» طی نامه‌نگاری با ابراهیم رئیسی به ۱ سال و ده روز حبس تعزیری محکوم شد.

رضا گلپور چمرکوهی، متولد ۱۳۵۶ است، او را به نام نویسنده کتاب شنود اشباح می‌شناسند که سال ٨١ توسط انتشارات کلیدر منتشر شده و فحوای آن ایراد اتهام جاسوسی به چهره‌های مطرح اصلاح‌طلبان است.

لطیف حسنی پس از ۸ سال از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد

لطیف حسنی، زندانی سیاسی امروز چهارشنبه ۲۴ دیماه با پایان ایام محکومیت خود از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد. آقای حسنی در بهمن‌ماه سال ۹۱ بازداشت و به ۹ سال حبس تعزیری محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۸ سال حبس برای وی قابل اجرا بود.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه ۲۴ دیماه ۱۳۹۹، لطیف حسنی، زندانی سیاسی با پایان ایام محکومیت خود از زندان رجایی شهر کرج آزاد شد.

آقای حسنی در بهمن‌ماه ۹۱ به همراه محمود فضلی، شهرام رادمهر، آیت مهرعلی بیگلو و بهبود قلی‌زاده، چهار فعال ترک (آذربایجانی) دیگر بازداشت و توسط دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی از بابت اتهامی از جمله “تاسیس گروه غیرقانونی به هدف اقدام علیه امنیت ملی” به ۹ سال حبس تعزیری محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۸ سال حبس تعزیری برای وی قابل اجرا بود.

این حکم در تاریخ ۲۱ دیماه امسال بر اساس قانون کاهش مجازات حبس تعزیری از ۹ سال به ۶ سال و ۸ ماه حبس تعزیری کاهش یافت. این کاهش مجازات در حالی در پرونده وی اعمال شد که آقای حسینی کمتر از یک ماه دیگر پس از ۸ سال از زندان آزاد می‌شد.

 این زندانی در سال ۹۳ پس از حدود پنجاه روز اعتصاب غذا، ابتدا به زندان اوین و سپس به رجایی شهر کرج منتقل شد.

لطیف حسنی متولد ۱۳۴۹ در شهرستان خلخال واقع در استان اردبیل است. وی که تاکنون در سالن ۴ بند ۱۰ زندان رجایی شهر کرج دوران محکومیت خود را سپری می‌کرد، دانش آموخته‌ی علوم سیاسی گرایش حقوق بین‌الملل در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاه دولتی باکو است.

موج بازداشت فعالان کرد؛ دستکم ۲۶ بازداشت و احضار در هفته جاری

طی روزهای اخیر شهرهای مختلف استان کردستان و دیگر شهرهای کردنشین غرب کشور شاهد موج جدیدی از بازداشت، احضار و فشارهای قضایی و امنیتی بر شهروندان و فعالان کرد بوده است. طی روزهای گذشته دستکم ۲۶ شهروند در شهرهای مهاباد، مریوان، ربط، بوکان، سروآباد و سنندج توسط نیروهای امنیتی بازداشت و یا به نهادهای امنیتی احضار شدند. بازداشت این شهروندان در بعضی موارد بدون ارائه حکم بازداشت و گاها به همراه ضرب و شتم، تفتیش منزل و ضبط لوازم شخصی صورت گرفته است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طی هفته جاری شهرهای مختلف استان کردستان و دیگر شهرهای کردنشین شاهد موج جدیدی از بازداشت و احضار و فشارهای قضایی و امنیتی علیه شهروندان و فعالان کرد بوده است.

طی این مدت دستکم ۷ شهروند اهل شهرستان مریوان به نام های جبار پیروزی، سلمان ادوای، زانیار معتمدی، سیروان کریم زاده، کاروان مینویی و دانا صمدی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند و کارو علیداد نیز پس از احضار به اداره اطلاعات این شهر مورد بازجویی قرار گرفت و پس از چند ساعت با اخذ تعهد کتبی آزاد شد.

از این میان بازداشت زانیار معتمدی با ضرب و شتم همراه بوده است.

در سنندج نیز آرام یوسفی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و امیر رضایی، آرام مرادیان و کامل نوری به اداره اطلاعات این شهر احضار و پس از چند ساعت بازجویی و اخذ تعهد کتبی آزاد شد.

طی این مدت شپول خضرپور، ایمان عبدی، سوران حسین‌زاده، دریا طالبانی، سالار رهوی، افشین مام احمدی و سیروان نوری توسط نیروهای امنیتی در مهاباد بازداشت شدند.

همچنین ۲ تن از دانشجویان دانشگاه خوارزمی به نام های فرزاد سامانی و صهیب بادروج در خوابگاه این دانشگاه در کرج بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.

بازداشت این شهروندان در خوابگاه دانشگاه در حالی صورت گرفته است که مطابق قانون ورود هرگونه نیروی نظامی و امنیتی به دانشگاه ممنوع است.

از میان این شهروندان فرزاد سامانی پیشتر نیز سابقه بازداشت و محکومیت در دادگاه انقلاب را دارد.

در خبری دیگر روز شنبه ۲۰ دی ۹۹، سه شهروند در شهر ربط از توابع سردشت به نام های بهمن یوسف‌زاده، فرهاد و فریدون موسی‌پور توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

بازداشت بهمن یوسف‌زاده که دانشجوی دانشگاه پیام‌نور مهاباد است، همراه با تفتیش منزل و ضبط لوازم شخصی، صورت گرفته است.

همچنین در بوکان خانم عظیمه ناصری، روز شنبه ۲۰ دی ماه، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. بازداشت خانم عظیمی نیز همراه با تفتیش منزل صورت گرفته است.

در شهرستان سروآباد نیز دو شهروند به نام های اکرم ادوایی و سیامک ادوایی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

تا لحظه تنظیم این گزارش از دلایل بازداشت، سرنوشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروندان اطلاعی در دست نیست. با این حال سابقه حاکمیت در این قبیل موارد که با بازداشت گستره شهروندان همراه بوده باعث افزایش نگرانی در خصوص اخذ اعترافات اجباری و تحت فشار قرار دادن این شهروندان شده است.

بازداشت ۵ شهروند در استانهای آذربایجان غربی و کردستان توسط نیروهای امنیتی

امروز چهارشنبه ۲۴ دی ماه۱۳۹۹، ماموران امنیتی در استانهای آذربایجان غربی و کردستان، عبدالله حاجی احمدی، پیمان حاجی احمدی، گلاویژ عبداللهی، عادل پروازه و حسین گردشی را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از کُردپا، امروز چهارشنبه ۲۴ دی ماه ۱۳۹۹، عبدالله حاجی احمدی، پیمان حاجی احمدی – فرزندان: عبدالله به همراه گلاویژ عبداللهی – نامزد پیمان حاجی احمدی، توسط نیروهای امنیتی در شهرستان نقده از توابع استان آذربایجان غربی، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. همچنین روز سه شنبه ۲۳ دی ماه ۱۳۹۹، عادل پروازه – متولد: ۱۳۷۲ – شهروند اهل روستای نی از توابع شهرستان مریوان در استان کردستان، توسط ماموران امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. روز دوشنبه دوشنبه ۲۲ دی ماه ۱۳۹۹، حسین گردشی، شهروند اهل شهرستان بوکان و حسن عبدی دیگر شهروند ساکن شهرستان مهاباد پس از بازداشت توسط نیروهای امنیتی استان آذربایجان غربی به مکان نامعلومی منتقل شد. 

براساس این گزارش، جملگی افراد بازداشت شده در شهرستان نقده، مهاباد و بوکان از توابع استان آذربایجان غربی و شهرستان مریوان واقع در استان کردستان پس از بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند و از حق دسترسی به وکیل و سایر حقوق شهروندی یک متهم در مراحل بازجوئی و تحقیق محروم هستند. 

در ماده ۵ از قانون آئین دادرسی کیفری بر اطلاع یافتن متهم در اسرع وقت از اتهامات انتسابی و فراهم کردن حق دسترسی به وکیل و سایر حقوق دفاعی مذکور در قانون نیز مورد تاکید قرار گرفته است اما برخوردهای فراقانونی از سوی ارگانهای امنیتی ناقض قوانینی است که خود تدوینگر آن هستند و فقط ادعای عمل بر آن را دارند.

گزارشی از وضعیت عباس چطروز، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین

امروز چهارشنبه ۲۴ دی ماه۱۳۹۹، عباس چطروز، فعال مدنی و زندانی سیاسی دوران حبس تعزیری ۵ ساله خود را در اندرزگاه ۸ سالن ۲ زندان اوین سپری می کند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه ۲۴ دی ماه ۱۳۹۹، عباس چطروز، فعال مدنی و زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۸ سالن ۲ زندان اوین در حالی دوران حبس تعزیری ۵ ساله خود را از بابت اتهام « اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت داخلی و خارجی » سپری می کند که در پرونده ای دیگر هم با اتهامات جدید مورد تفهیم و بازپرسی قرار گرفته و در انتظار ابلاغ تاریخ دادرسی است. 

به نقل از یک منبع مطلع در گفتگو با گزارشگر حقوق بشر در ایران ضمن اعلام این خبر گفت: “این زندانی سیاسی در ساعات اولیه صبح روز چهارشنبه ۴ آذر ماه ۱۳۹۹، توسط ماموران سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در حالی که برای رفتن به سر کار « رانندگی در تاکسی اسنپ » عازم شده بود بازداشت و پس از انتقال به مقر قرارگاه ثارالله واقع در محدوده افسریه تهران به سلول انفرادی در بند ۱ الف سپاه منتقل و پس از اتمام مراحل بازجوئی به شعبه ۲ بازپرسی دادسرای زندان اوین به ریاست بازپرس محمود حاج مرادی منتقل و پس از اتمام مراحل تفهیم اتهام به اندرزگاه ۴ زندان اوین منتقل شد و با توجه به پرونده ای که از قبل در مرحله اجرای احکام داشت برای سپری کردن دوران حبس تعزیری ۵ ساله خود به اندرزگاه ۸ سالن ۲ زندان اوین منتقل شد.”

این منبع مطلع در ادامه افزود: “در خصوص پرونده ای که عباس چطروز از بابت اتهامات « اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت داخلی و خارجی » و « فعالیت تبلیغی علیه نظام » در آن مجموعاً به تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده بود لازم به ذکر است، این فعال مدنی در آن پرونده به تاریخ خرداد ماه ۱۳۹۸، به همراه سهیلا حجاب، در حالی که فعالیتهای مدنی را با یکدیگر انجام می دادند توسط ماموران سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در تهران بازداشت و پس از انتقال به بند ۱ الف قرارگاه ثارالله وابسته به این ارگان امنیتی و طی مراحل بازجوئی و در سلول انفرادی در حالی که از حق دسترسی به وکیل و سایر حقوق یک متهم محروم شده بود سپس به شعبه بازپرسی در دادسرای زندان اوین منتقل و پس از اتمام تفهیم اتهامات « اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت داخلی و خارجی » و « فعالیت تبلیغی علیه نظام » به اندرزگاه ۴ زندان اوین منتقل و پس از اتمام مراحل دادرسی توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی وقت « محمد مقیسه » محاکمه و به تحمل ۶ سال حبس تعزیری در مرحله بدوی محکوم شد و تامین وثیقه ای به مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان در آبان ماه ۱۳۹۸، بطور موقت و تا اتمام مراحل دادرسی آزاد شد.”

این منبع مطلع در ادامه تصریح کرد: “در خرداد ماه ۱۳۹۹، پس از ارجاع پرونده عباس چطروز به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست احمد زرگر محاکمه و حکم صادره توسط دادگاه بدوی عینا مورد تائید قرار گرفت و در حالی که برای اجرای حکم در انتظار ابلاغیه شعبه اجرای احکام کیفری در دادسرای زندان اوین بود در پرونده ای دیگر به اتهاماتی مشابه با پرونده اول توسط ماموران قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران بازداشت شد.”

این منبع مطلع در خصوص اسامی بازجویان سازمان اطلاعات سپاه در بند ۱ الف واقع در قرارگاه ثارالله افزود: “فردی با نام مستعار « اسماعیل شفیعی » بعنوان بازجوی عباس چطروز و سایر فعالان مدنی دیگر از جمله سهیلا حجاب بوده و این بازجوی امنیتی به دفعات این فعالان مدنی را تهدید به حذف فیزیکی و برخوردهای قهرآمیز کرده است.”

 در ماده ۵ از قانون آئین دادرسی کیفری بر اطلاع یافتن متهم در اسرع وقت از اتهامات انتسابی و فراهم کردن حق دسترسی به وکیل و سایر حقوق دفاعی مذکور در قانون نیز مورد تاکید قرار گرفته است اما برخوردهای فراقانونی از سوی ارگانهای امنیتی ناقض قوانینی است که خود تدوینگر آن هستند و فقط ادعای عمل بر آن را دارند.

احضار ۲ شهروند ساکن توابع سنندج به اداره اطلاعات این شهرستان

امروز چهارشنبه ۲۴ دی ماه۱۳۹۹، بازجویان اداره اطلاعات سنندج پس از احضار آرام مرادیان و کامل نوری، به آن ارگان امنیتی این افراد را تحت بازجوئی قرار دادند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از کُردپا، طی روزهای اخیر، آرام مرادیان و کامل نوری، اهل روستای تنگسیر از توابع شهرستان سنندج مرکز استان کردستان در پی احضار تلفنی به اداره اطلاعات سنندج مورد بازجوئی قرار گرفتند. 

براساس این گزارش، احضار این شهروندان به اداره اطلاعات سنندج بصورت تلفنی صورت گرفته و این افراد در مراحل بازجویی مورد تهدید قرار گرفتند و پس از ۳ ساعت بازجوئی آزاد شدند. 

 در ماده ۵ از قانون آئین دادرسی کیفری بر اطلاع یافتن متهم در اسرع وقت از اتهامات انتسابی و فراهم کردن حق دسترسی به وکیل و سایر حقوق دفاعی مذکور در قانون نیز مورد تاکید قرار گرفته است اما برخوردهای فراقانونی از سوی ارگانهای امنیتی ناقض قوانینی است که خود تدوینگر آن هستند و فقط ادعای عمل بر آن را دارند.

نامه آرش صادقی در واکنش به تداوم بی‌خبری از سرنوشت گلرخ ایرایی؛ یک مهره سپاه تا کجا قدرت دارد؟

آرش صادقی، زندانی سیاسی در زندان رجایی شهر کرج طی نامه‌ای سرگشاده نسبت به تداوم بی‌خبری از وضعیت همسر خود گلرخ ابراهیمی ایرایی، زندانی سیاسی پس از انتقال به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین ابراز نگرانی کرده است. آقای صادقی در این نامه ضمن نام بردن از یکی از بازجویان اطلاعات سپاه به نام رئوف و علی رضوانی، خبرنگار کنونی صدا و سیمای جمهوری اسلامی که به عنوان (صحنه گردان و کارگردان اعتراف تلویزیونی) بودند، روند موجود را نشانی از «بازگشت ساختار قضایی جمهوری اسلامی به دهه ۶۰» عنوان کرده است. وی در بخشی از نامه خود گفته است «هفته گذشته مادر همسرم در پی بی‌خبری از وضعیت دخترش و تهدیدهای بازجو و در حالی که آخرین خبر از فرزندش، خبری مبنی بر ضرب و شتم وی با باتوم و شوکر بود به خاطر فشارهای عصبی دچار حمله قلبی و در بیمارستان بستری شد. سوال این‌جاست که در سیستم قضایی جمهوری اسلامی ایران، یک مهره سپاه که خود را کارشناس معرفی می‌کند، تا کجا قدرت مانور دارد؟ آیا بازجو حق تهدید و آزار خانواده زندانی را دارد؟» خانم ایرایی در تاریخ ۲۳ آذرماه امسال همراه با ضرب و شتم از زندان قرچک ورامین به بازداشتگاه اطلاعات سپاه منتقل شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آرش صادقی، زندانی سیاسی در زندان رجایی شهر کرج طی نامه‌ای سرگشاده از تداوم بی‌خبری از وضعیت همسر خود گلرخ ابراهیمی ایرایی، زندانی سیاسی در بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین ابراز نگرانی کرده است.

روز یکشنبه ۲۳ آذرماه مسئولان زندان قرچک ورامین به همراه ماموران گارد زندان متشکل از ۲۰ مرد و زن پس از ورود به بند ۸ با باتوم و شوکر برقی اقدام به ضرب و شتم زندانیان سیاسی زن محبوس در این بند کردند. پس از ضرب و شتم زندانیان چند تن از ماموران گارد موهای گلرخ ایرایی را گرفته و او را روی زمین کشیدند و با بیان اینکه او باید به بازداشتگاه سپاه منتقل شود، وی را با خود بردند. هرانا پیشتر در گزارشی به صورت مفصل به ضرب و شتم زندانیان در زندان قرچک ورامین و عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت آسیب دیدگان پرداخته بود.

پیشتر از تماس “رئوف” یکی از بازجویان بدنام اطلاعات سپاه با خانواده این زندانی سیاسی و تهدید آنها به عدم اطلاع‌رسانی در خصوص وضعیت فرزندشان خبر داده بود. اکنون آرش صادقی با نوشتن نامه‌ای از نقش “رئوف” در بازجویی خود و پرونده‌های شماری از فعالین مدنی و سیاسی گفته است.

متن کامل این نامه که جهت انتشار در اختیار قرار گرفته است، عینا در ادامه می‌آید:

«با گذشت یک ماه از انتقال همراه با ضرب و شتم گلرخ، از زندان قرچک به بازداشتگاه دو الف سازمان اطلاعات سپاه کماکان اطلاعی از وضعیت ایشان به دست نیامده است. گلرخ از زمان انتقال به بازداشتگاه هیچگونه تماس و ملاقاتی با خانواده نداشته است. بعد از انتقال گلرخ از زندان قرچک به بند دو الف شخصی به نام رئوف که یکی از بازجویان سازمان اطلاعات سپاه و صحنه گردان اصلی تمام اعترافات (تلویزیونی) بازداشتی‌های سپاه است، در تماسی با خانواده وی ضمن تهدید، به آنها اعلام کرده باید سکوت کنند و حق هیچگونه اطلاع‌رسانی را در خصوص وضعیت گلرخ ندارند. نامبرده یکی از بازجویان پرونده من و گلرخ در بازداشت سال ۹۳ است.

رئوف کیست؟

بازجوی نامبرده در پرونده‌های بازجویی‌های شماری زیادی از فعالان سیاسی و مدنی حاضر بوده است. از آن جمله می‌توان به محمد نوریزاد، حمید بقایی، آتنا دائمی، گلرخ ایرایی، مهدیه گلرو، همسر سهیل عربی و … اشاره کرد. به یاد دارم در زمان یکی از بازجویی‌های من، رئوف از اتاقی که مرا در آن بازجویی می‌کرد خارج و به اتاق مقابل مراجعه کرد و بعد از توهین و فحاشی صندلی را به سمت صورت فردی پرتاب کرد. دقت که کردم، متوجه شدم شخص مضروب شده آقای بقایی مشاور آقای احمدی نژاد است. محل نگهداری آقای بقایی درست دو سلول با من فاصله داشت. همان روز و بعد از بازجویی و انتقال ایشان به سلول چند نفر وارد سلول بقایی شدند و قرص‌های روزانه نامبرده را که داخل یک قوطی نگهداری می‌کرد، با خود بردند. یکی از روش‌های کثیف این بازجو به جز شکنجه و آزارهای طاقت‌فرسا، قطع کردن یکباره قرص‌های حیاتی برخی از زندانی‌ها بود.

طبق گفته سهیل عربی، رئوف در بازجویی‌های همسر ایشان نیز حضور داشته است و بر اثر ضربه وارده رئوف، زانوی نسترن دچار شکستگی در همان محل می‌شود. رئوف در جریان اعترافات اجباری من در اسفند ۹۳ به همراه علی رضوانی (مدت‌ها بعد از پروژه اعترافات، علی رضوانی را در تلویزیون به عنوان خبرنگار دیدم) متن اعترافات را تنظیم و در اختیار تیم فیلمبرداری قرار می‌دادند. در تمام مراحل فیلمبرداری و اعتراف‌گیری از من، در خانه امن سپاه که سه تیم از شبکه افق، بیست و سی و باشگاه خبرنگاران جوان حضور داشتند، این دو نفر صحنه‌گردان اصلی پروژه اعترافات اجباری بودند. آقای رضوانی سر تیم و کارگردان هر سه تیم فیلمبرداری بودند. مثلا از ایده‌های ایشان این بود که به جای نوشتن اعترافات به روی کاغذ، متن بر روی ال‌سی‌دی یا لپ‌تاپ نمایش داده شود تا با نگاه مستقیم من به سمت دوربین شکل اعترافات طبیعی تر به نظر برسد و … به یاد دارم رئوف، در معرفی علی رضوانی به همکارانش او را هم دوره‌ای خود در قرارگاه عمار و حاج علی خطاب کرد.

تهدید و آزار خانواده:

هفته گذشته مادر همسرم در پی بی‌خبری از وضعیت دخترش و تهدیدهای بازجو و در حالی که آخرین خبر از فرزندش، خبری مبنی بر ضرب و شتم وی با باتوم و شوکر بود به خاطر فشارهای عصبی دچار حمله قلبی و در بیمارستان بستری شد. سوال این‌جاست که در سیستم قضایی جمهوری اسلامی ایران، یک مهره سپاه که خود را کارشناس معرفی می‌کند، تا کجا قدرت مانور دارد؟ آیا بازجو حق تهدید و آزار خانواده زندانی را دارد؟

در دهه‌های اخیر، تهدید و ارعاب و بازداشت خانواده‌های زندانیان سیاسی برای جمهوری اسلامی مجددا رونقی دو چندان گرفته است. به نظر می‌رسد که با بازگشت ساختار قضایی جمهوری اسلامی به دهه ۶۰، روش‌های شکنجه هم به همان دهه‌ها برگشته و عریانی و گستردگی ویژه‌ای به خود گرفته است. مواردی که نشان از رویه ۴۰ ساله جمهوری اسلامی و دستگاه قضایی بازجوسالار آن علیه زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنها دارد.

ارتباط با خانواده از جمله حقوق ابتدایی زندانیان است که جمهوری اسلامی از زندانیان سیاسی دریغ می‌کند. طبق نظر حقوقدانان، نقض حقوق زندانیان، شکنجه و آزار محسوب می‌شود و شکنجه هم از جمله مصادیق جنایت علیه بشریت محسوب می‌شود. بازجو عملا اعضای خانواده را نیز به ابزاری برای شکنجه زندانی تبدیل می‌کند؛ شکنجه‌ای که نه فقط زندانی که اعضای خانواده‌اش هم رنج آن را متحمل می‌شوند؛ حتی اگر فعالیتی نداشته و شهروندان عادی جامعه باشند. در سیستم قضایی بازجو سالار جمهوری اسلامی، قضات عمدتا آلت دست دستگاه امنیتی هستند و دهه‌ها قبل، باقی مانده افراد نیمه مستقلی که به صورت محدود در برابر دخالت لجام گسیخته امنیتی‌ها مقاومت می کردند، نیز از مناصب خود اخراج شدند تا فضا برای حاکم شدن کامل بازجو سالاری آماده شود.

به صورت مشخص قضات بازیچه مسلوب در دستان نیروهای امنیتی هستند. نیروهای امنیتی در نظام‌های غیردموکراتیک و تمامیت‌خواه که ارعاب و وحشت پراکنی ابزار اصلی آنها برای حکومت کردن و تحمیل اتوریته بر شهروندان است، در سطوح بالای هرم قدرت قرار می‌گیرند و قدرت غیررسمی آنها دیکته‌کننده سیاست‌های اصلی این نظام‌ها است و در راستای منافع نظام هر آنچه را مصلحت می‌دانند (اعم از شکنجه و اعدام و زندان و پرونده‌سازی) انجام می‌دهند. در غیاب نهادها و رویه‌های کنترل کننده آنها ناگزیر تبدیل به نیروهای شیطانی می‌شوند که جان و آبروی انسان‌ها از تعرض آنها مصون نخواهد بود. این ساختار دهشتناک وقتی در خدمت ولی فقیهی قرار بگیرد که می‌پندارد مردم باید فرمانبردار حکومت باشند، خصلت مخرب و انسانیت‌ستیز آن صد چندان می‌شود. نقطه اتکا چنین رهبر و نظامی به نیروهای پلیسی و امنیتی خواهد بود تا بذر وحشت را بپراکنند و هر آنکس که بی‌باکی پیشه کند را چنان عقوبتی دهند که مایه عبرت دیگران شود. این دیدگاه و وجود دستگاه اطلاعاتی نظارت ناپذیر بستر اصلی وقوع جنایاتی چون کهریزک است.

آرش صادقی / ۲۴ دیماه ۱۳۹۹/ زندان رجایی شهر کرج.»

در ارتباط با نویسنده این نامه گفتنی است، آرش صادقی پیشتر توسط دادگاه انقلاب به تحمل ۱۵ سال حبس محکوم شده که پس از جمع شدن با حبس تعلیقی ۴ ساله پیشین او به ۱۹ سال حبس افزایش یافت. در صورت اعمال ماده ۱۳۴ (تجمیع احکام) این مدت به ۱۱ سال و ۶ ماه کاهش پیدا خواهد کرد با این حال کماکان از اجرایی شدن این ماده در مورد آقای صادقی خبری نیست.

آرش صادقی در تاریخ ۱۸ خرداد ۹۵ بازداشت و جهت تحمل حبس به زندان اوین منتقل شد. او نهایتا در مهرماه سال ۹۶ به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. آقای صادقی در ایام زندان به نوع بدخیم سرطان استخوان به نام کندروسارکوما دچار شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته است. با این حال محرومیت آقای صادقی از ادامه روند درمان باعث بروز مشکلات جسمی بسیاری علی الخصوص ناحیه جراحی شده بود. وی چندی پیش به دلیل گسترش بیماری و درگیری دو استخوان بالای سینه با بیماری کندروسارکوما مجددا تحت سی جلسه رادیوتراپی و حرکت درمانی قرار گرفت و آزمایش مجدد اسکن مغز استخوان موید علائم امیدوار کننده در بدن است.

آرام یوسفی توسط نیروهای امنیتی سنندج بازداشت شد

امروز چهارشنبه ۲۴ دی ماه۱۳۹۹، ماموران اداره اطلاعات سنندج مرکز استان کردستان، آرام یوسفی، شهروند ساکن این شهرستان را بازداشت کردند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از کُردپا، روز شنبه ۲۰ دی ماه ۱۳۹۹، آرام یوسفی – متولد: ۱۳۶۹ – فرزند: محمد – ساکن شهرستان سنندج مرکز استان کردستان، توسط ماموران اداره اطلاعات این شهرستان بازداشت و جهت بازجوئی به بازداشتگاه این ارگان امنیتی منتقل شد. 

براساس این گزارش، بازداشت آرام یوسفی هنگامی صورت گرفت که وی در خیابان در حین رانندگی خودروی وی متوقف شد و ماموران امنیتی پس از بازداشت وی خودروی آرام یوسفی را توقیف کرده و وی را به بازداشتگاه این ارگان امنیتی منتقل کردند. 

از لحظه بازداشت آرام یوسفی، از حق برقراری هرگونه ارتباط و تماس تلفنی با خارج از محل بازداشت خود و همچنین از حقوق شهروندی یک متهم محروم مانده است. 

یورش ماموران اطلاعات به منزل شهروندان بهایی در سه شهر ایران

ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با یورش به منازل سه شهروند بهایی در شهرهای مختلف ایران به تفتیش منزل و مصادره وسایل شخصی آن‌ها پرداختند.

بر اساس خبری که به ایران‌وایر رسیده است، صبح روز دوشنبه ۲۲ دی ماه، ماموران وزارت اطلاعات به منزل «تینا علوی (عنایتی پور، شهروند بهائی ساکن کرج وارد شده و پس از تفتیش منزل، کتب و نشانه‌های مذهبی، موبایل، کامپیوتر و لوازم کار او را ضبط کردند.

به گفته یک منبع مطلع، خانم علوی که ساکن مهرشهر کرج است در زمینه فروش بدلیجات به کار اشتغال دارد.

ماموران امنیتی جمهوری اسلامی همچنین، در روز سه شنبه ۲۳ دی ماه بدون نشان‌دادن حکم به منزل یک شهروند بهائی در مشهد به نام «مسیح الله محمدی» یورش برده و پس از بازرسی محل، تعدادی از وسایل شخصی و کتب و نشانه‌های مذهبی وی را توقیف کرده و با خود بردند.

همچنین گزارش شده که منزل «انیسا دانشگری» شهروند بهائی ساکن اصفهان توسط ماموران وزارت اطلاعات تفتیش شده و برخی از وسایل شخصی و کتب مرتبط با آیین بهائی این شهروند ضبط شده‌اند.

ورود ماموران امنیتی جمهوری اسلامی به منازل شهروندان بهایی بدون ارائه حکم قضایی به یک رویه تبدیل شده است.

در اوایل آذرماه امسال نیز نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به شکل همزمان به خانه‌های بیش از ده شهروند بهایی در شهرهای مختلف ایران یورش بردند و در جریان تفتیش و بازرسی‌های خود، وسایل شخصی این افراد را توقیف کردند.

Design a site like this with WordPress.com
Get started