بازداشت و بازجوئی از بهزاد طلائی شهروند ساکن ارومیه

امروز یکشنبه ۲۷ مهر ماه ۱۳۹۹، ماموران امنیتی شهرستان ارومیه، بهزاد طلائی، شهروند محبوس در بازداشتگاه را پس از اتمام بازجوئی به زندان ارومیه منتقل کردند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، روز چهارشنبه ۲۳ مهر ماه ۱۳۹۹، بهزاد طلائی – فرزند: شاهین – اهل روستای انبی از توابع ترگور شهرستان ارومیه و محبوس در بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهرستان پس از اتمام مراحل بازجوئی و تفهیم اتهام به بند قرنطینه زندان مرکزی ارومیه منتقل شد. 

بهزاد طلائی، در تاریخ ۷ مهر ماه ۱۳۹۹، توسط ماموران اداره اطلاعات ارومیه بازداشت و جهت بازجوئی و طی مراحل قضائی به بازداشتگاه این ارگان امنیتی منتقل شده بود. 

تا لحظه انتشار این خبر از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی در دسترس نیست. 

وی روز ۷ مهرماه توسط نیروهای وزارت اطلاعات در ارومیه بازداشت و جهت بازجویی به بازداشتگاه این ارگان منتقل شده بود.

تجمع کارگران پالایشگاه گاز پارسیان

 امروز شنبه ۲۶ مهر، شماری از کارگران پالایشگاه گاز پارسیان لامرد واقع در استان فارس، در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات مزدیشان، در محوطه این پالایشگاه دست به تجمع زدند.

به نقل از آفتاب نیوز، امروز شنبه ۲۶ مهر ۹۹، شماری از کارگران پالایشگاه گاز پارسیان لامرد در محوطه این پالایشگاه دست به اعتصاب و تجمع زدند.

کارگران معترض دلیل اجتماعشان را اعتراض به دستمزد معوقه خود، عنوان کردند.

براساس این گزارش، پالایشگاه پارسیان سومین پالایشگاه گاز ایران است که در ۳۰ کیلومتری شمال غربی شهرستان لامرد واقع در استان فارس قرار گرفته است.

تداوم بی‌خبری؛ نگرانی از وضعیت فعالان مدنی بازداشت شده در تهران

خانواده شبنم آشوری، الوار قلی وند، ندا پیرخضرانیان، لقمان پیرخضرانیان، آرش جوهری و اندیشه صدری، فعالین مدنی بازداشت شده در تهران با گذشت ۱۲ روز از زمان بازداشت از وضعیت آنان بی‌خبر هستند و عدم پاسخگویی نهادهای امنیتی باعث افزایش نگرانی آنها شده است. این شهروندان پیشتر در تاریخ ۱۵ مهرماه امسال توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شدند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، با گذشت ۱۲ روز از بازداشت شبنم آشوری، الوار قلی وند، ندا پیرخضرانیان، لقمان پیرخضرانیان، آرش جوهری و اندیشه صدری، فعالین مدنی در تهران خانواده آنان در بی خبری بسر می‌برند.

روز پنج‌شنبه ۲۴ مهرماه پس از آخرین مراجعه خانواده این شهروندان به دادسرای اوین پاسخ مشخصی از جانب مسئولین قضایی و امنیتی به آنها داده نشده و عدم پاسخگویی نهادهای امنیتی باعث افزایش نگرانی خانواده آنها شده است.

پیشتر در گزارش‌هایی از بازداشت شبنم آشوری، الوار قلی وند، ندا پیرخضرانیان، آرش جوهری و اندیشه صدری و لقمان پیرخضرانیان در تهران توسط نیروهای امنیتی خبر داد.

ماموران در حین بازداشت اقدام به بازرسی منزل برخی از این شهروندان کرده و تعدادی از وسایل شخصی ازجمله تلفن همراه و لپ‌تاپ آنان را نیز ضبط کرده و با خود بردند.

از دلایل بازداشت، اتهامات مطروحه و محل نگهداری این افراد تا زمان تنظیم این گزارش اطلاعی در دست نیست.

شبنم آشوری، متولد ۱۳۶۶، متاهل، ساکن تهران و مدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه آگاهنامه است. اندیشه صدری، الوار قلی وند، ندا پیرخضرانیان و آرش جوهری، فعالین اجتماعی هستند که در حوزه مسائل و مطالبات کارگران فعالیت دارند.

رنجنامه فاطمه ملکی از وضعیت جسمانی وخیم همسرش محمد نوریزاد

امروز شنبه ۲۶ مهر ماه ۱۳۹۹، فاطمه ملکی که همسرش، محمد نوریزاد و فرزندش علی نوریزاد، به ترتیب در زندانهای اوین و تهران بزرگ دوران حبس خود را سپری می کند با انتشار رنج نامه ای به شرح وضعیت جسمانی وخیم همسر خود پرداخته است. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، امروز شنبه ۲۶ مهر ماه ۱۳۹۹، در رنج نامه منتشر شده توسط فاطمه ملکی، وضعیت جسمانی همسرش، محمد نوریزاد وخیم گزارش شده است. محمد نوریزاد، در پرونده ای مرتبط با امضای بیانیه برای استعفای علی خامنه ای در ۲ بخش مجموعاً به تحمل ۱۵ سال ۸ ماه حبس تعزیری،۲ فقره ۷۴ ضربه شلاق و۱ سال تبعید به شهرستان طبس محکوم شد و در حال حاضر دوران حبس این پرونده را سپری می کند. این فعال مدنی در پرونده ای دیگر هم اخیراً توسط دادگاه تجدیدنظر استان گلستان به تحمل ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد. این فعال مدنی اواخر شهریور ماه سالجاری در سومین پرونده قضائی خود بصورت غیابی توسط شعبه دادگاه شهرستان ایوانکی به اتهام توهین به رهبری به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد. همچنین علی نوریزاد، فرزند فاطمه ملکی و محمد نوریزاد هم دوران حبس تعزیری ۳ سال و ۶ ماهه خود را از بابت بازداشت وی در جریان اعتراضات به شلیک مستقیم پدافند هوائی سپاه پاسداران به هواپیمای پی اس ۷۵۲ اوکراین در تیپ زندان تهران بزرگ سپری می کند. 

متن رنجنامه فاطمه ملکی جهت انتشار در اختیار حقوق بشر در ایران قرار گرفته است

به نام خدای ناظر

دوشنبه گذشته ۲۱ مهر برای ملاقات به اوین رفتم. برگه ملاقات را گرفتم و در سالن ملاقات به انتظار نشستم. بیست دقیقه بعد خوشبختانه آقای نوری زاد آمدند؛ با عصا و تکیده تر از قبل، و جویای احوال علی شد. 

گفتم: “فعلا علی در زندان تهران بزرگ است.”

گفت: “شرایطش چگونه ست؟”

گفتم؛ شرایط خوبی نیست، از قرنطینه به بند دیگری منتقل شده، ولی شب های سردی دارد، دستگاه گرمایش راه اندازی نشده، و شیشه های شکسته پنجره ها نیز مزید بر علت شده و موشها هم آزادانه جولان می دهند!!!….

متاسفانه در ضمن صحبت متوجه شدم که آقای نوری زاد شب قبل به بیمارستان طالقانی منتقل شده و بعد از آزمایش ها و معاینات، یکی از پزشکان به ایشان گفته ریه شما دچار مشکل شده است! و بی نتیجه ساعت دوازده شب به زندان باز گردانده شدند.

بنظر می رسد آنها با زمینه چینی های مختلف ایشان را به ورطه اعتصاب غذا و دارو می کشانند و با بیمارستان بردن های بی نتیجه، وضع به همین منوال می گذرد و نهایتا او را به کام مرگ در می کشانند.

ایشان گفتند: “هفت شب برگه زندان را بابت اعتصاب روزانه نوشته ام، فقط دیشب نتوانستم برگه را پر کنم. بجای گزارش وضعیت خودم، نوشته ام؛ زمانی که ناو وینسنت، هواپیمای مسافربری ما را زد و خودتان هم مقصر بودید، یادتان هست چه بلوایی بپا کردید؟ و حالا شما که خودتان هواپیمای خودمان را زدید و پسر من علی و دیگران برای همدردی با هموطنان خود گرد هم آمدند، باید محاکمه شوند و زندانی؟! به من بگوئید عاملان این کشتار وحشتناک باید در زندان باشند، یا پسر من؟!”

گفتم: “شما به اندازه کافی گفتی و نوشتی … که بر افروخته شد و گفت: می سوزم وقتی اینطور می گویی. گفتم: شرایط خیلی بحرانی تر از ۱۴ ماهی شده که شما در زندان هستید و همه واقف هستند.”

خب، بحث با شخصی که همه هست و نیست خود و خانواده اش را برای آرمانهایش گذاشته، و آنگونه شکنجه شده، و با چهره ای بیرنگ مقابل من نشسته، جز زجر مضاعف چیز دیگری نبود. شایسته بود سکوت کنم و فقط گوش باشم برای فریادهای در گلو مانده اش.

گفت: “در این مدت فقط توانسته ام یک تابلو بکشم. گفتم شما فقط دست از اعتصاب غذا و دارو بکش. باز عصبانی شد و گفت: اینها باید به گروگانگیری خود پایان دهند، و بجای علی عاملان این جنایت بزرگ را محاکمه و زندانی کنند.”

با دلی پر از درد خداحافظی کردم، و از آنجا راهی دادسرای اوین شدم که شاید بتوانم قاضی اجرای احکام آقای براعه را ببینم. یک ساعت و ۳۰ دقیقه منتظر شدم. وقتی ایشان از اتاقشان برای کاری بیرون آمدند؛ سلام کردم و گفتم؛ به داد آقای نوری زاد برسید. حالشان خوب نیست. چرا به خواسته های ایشان توجه نمی کنید؟

گفتند: “می دانم خیلی ضعیف شده اند، ولی دست ما نیست، باید دادستان نظر بدهند.

گفتم: “به ایشان بگویید برایشان گران تمام می شود اگر برای آقای نوری زاد اتفاقی بیافتد.”

گفتند: “تلاش می کنم امروز با دادستان تماس بگیرم…”

از آن روز، چشم انتظارم و خبری نشده. از حال آقای نوری زاد هیچ خبری ندارم. تلفن ایشان را هم حدود یک ماهی ست که قطع کرده اند! تلفن بند علی هم یک هفته ایست قطع است! و هنوز موفق به دیدار علی هم نشده ام!

بدانید و آگاه باشید، علی نوری زاد بی گناه است. محمد نوری زاد بی گناه است.

بروید در خلوت برای خودتان یک کف محکم بزنید، و یک دست مریضاد بلند بگویید، و به قدرت تان بنازید که توانسته اید بی گناهان را در بند کنید، و بد نیست معنی چشم انتظاری را هم از مادران تان بپرسید.

فاطمه ملکی/ ۲۶ مهر ماه ۱۳۹۹”

لازم به ذکر است، محمد نوریزاد، فعال مدنی و زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۶ اتاق ۱ زندان اوین، از تاریخ ۲۰ مرداد ماه ۱۳۹۸, پس از بازداشت در جریان تجمع اعتراضی مسالمت آمیز در مشهد به همراه تنی چند از فعالان مدنی و انتقال به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهرستان در روندی پر ابهام و بدور از رعایت حق دادرسی عادلانه در پرونده ای مرتبط با امضای بیانیه برای استعفای علی خامنه ای در ۲ بخش مجموعاً به تحمل ۱۵ سال ۸ ماه حبس تعزیری،۲ فقره ۷۴ ضربه شلاق و۱ سال تبعید به شهرستان طبس محکوم شد و در حال حاضر دوران حبس این پرونده را سپری می کند.

این فعال مدنی در تاریخ ۲۵ شهریور ماه ۱۳۹۹، در ادامه پرونده سازی های دستگاه قضائی جمهوری اسلامی بر علیه فعالیتهای مسالمت آمیز محمد نوریزاد وی را پرونده قضائی وی توسط شعبه دادگاه تجدیدنظر استان گلستان به اتهامات توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام در مجموع به تحمل ۳ سال حبس محکوم کرد. 

محمد نوریزاد، در پرونده سوم خود اواخر شهریور ماه ۱۳۹۹، بصورت غیابی توسط شعبه دادگاه شهرستان ایوانکی به اتهام توهین به رهبری به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد.

در تاریخ ۲۸ مرداد ماه ۱۳۹۹, محمد نوریزاد, در بخش دوم از پرونده قضائی خود در ارتباط با امضای بیانیه استعفای علی خامنه ای، توسط شعبه ۱۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ تهران بصورت نیابت قضائی از شعبه ۱۴۹ دادگاه کیفری ۲ مشهد با اتهامات نشر اکاذیب و اخلال در نظم و آسایش عمومی به تحمل ۲ فقره ۷۴ ضربه شلاق, هشت ماه حبس تعزیری و ۱ سال تبعید به شهرستان طبس محکوم شد.

همچنین علی نوریزاد، فرزند محمد نوریزاد، از تاریخ ۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹۹, بصورت غیابی و بدون اطلاع قبلی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری, از بابت اتهامات اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور از طریق شرکت در تجمعات دی ماه ۱۳۹۸, فعالیت تبلیغی علیه نظام, توهین به رهبری, مورد محاکمه قرار گرفته بود در مجموع به تحمل ۴ سال و ۲ ماه حبس تعزیری و ۲سال محرومیت از عضویت در احزاب و گروهها و دسته جات سیاسی محکوم و این حکم در دادگاه تجدیدنظر عیناً تائید شد. 

در تاریخ ۱۲ مهر ماه ۱۳۹۹، علی نوریزاد، پس از حضور در شعبه ۱ اجرای احکام کیفری دادسرای امنیت تهران برای تحمل حبس تعزیری ۳ سال و ۶ ماهه خود بازداشت و به بند قرنطینه در زندان تهران بزرگ منتقل شد. 

  • بیشتر بخوانید

محکومیت قطعی یک شهروند اهل سنت به تحمل حبس تعزیری

امروز شنبه ۲۶ مهر ماه ۱۳۹۹، سلیمان خیره دست، فعال مذهبی اهل سنت پس از اعلام تسلیم به رای در حکم صادره توسط دادگاه بدوی به تحمل ۹ ماه حبس تعزیری محکوم شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از کُردپا، طی روزهای اخیر، سلیمان خیره دست – متولد:۱۳۶۵ – شهروند اهل سنت و ساکن روستای داشبند از توابع شهرستان بوکان در استان آذربایجان غربی، با اعلام تسلیم به رای در حکم صادره توسط شعبه ۲ دادگاه انقلاب ارومیه و اعمال ماده ۴۴۲ قانون آئین دادرسی کیفری مصوب سال ۱۳۹۲،  به تحمل ۹ ماه حبس تعزیری محکوم شد. 

این شهروند اهل سنت، در خرداد ماه سال ۱۳۹۹، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از انتقال به بازداشتگاه و طی مراحل بازجوئی و تفهیم اتهام در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه ۵۲ روز بعد با تودیع وثیقه آزاد شد. 

با آغاز مراحل مراحل در شهریور ماه ۱۳۹۹، پرونده سلیمان خیره دست توسط شعبه ۲ دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست علی شیخلو با اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به نفع گروههای سلفی به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد.

با اعلام انصراف از تجدیدنظر و تسلیم به رای در زمان ابلاغ حکم دادگاه بدوی و اعمال ماده ماده ۴۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری، مصوب ۱۳۹۲،مجموع محکومیت حبس تعزیری سلیمان خیره دست به ۹ ماه کاهش پیدا کرد. 

این فعال مذهبی اهل سنت، اخیراً جهت سپری کردن دوران حبس تعزیری ۹ ماهه خود به زندان مرکزی ارومیه منتقل و پس از ۱۴ روز قرنطینه به بند مشاوره این  زندان منتقل شد.

براساس ماده ۴۴۲ قانون آئین دادرسی کیفری، در تمام محکومیت های تعزیری در صورتی که دادستان از حکم صادره درخواست تجدیدنظر نکرده باشد، محکوم علیه می تواند پیش از پایان مهلت تجدید نظرخواهی با رجوع به دادگاه صادر کننده حکم، حق تجدیدنظرخواهی خود را اسقاط یا درخواست تجدیدنظر را مسترد نماید و تقاضای تخفیف مجازات کند. در این صورت، دادگاه در وقت فوق العاده با حضور دادستان به موضوع رسیدگی و تا یک چهارم مجازات تعیین شده را کسر می کند؛ این حکم دادگاه قطعی است.

بازداشت یک شهروند ساکن ارومیه توسط نیروهای امنیتی

امروز شنبه ۲۶ مهر ماه ۱۳۹۹، ماموران امنیتی شهرستان ارومیه، بختیار بهنمون، شهروند ساکن این شهرستان را بازداشت کردند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز جمعه ۲۵ مهر ماه ۱۳۹۹، بختیار بهنمون، شهروند ساکن شهرستان ارومیه توسط نیروهای امنیتی این شهرستان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. 

یک منبع مطلع در گفتگو با حقوق بشر در ایران اعلام کرد: “ماموران امنیتی با یورش به محل سکونت بختیار بهنمون پس از تفتیش منزل و ضبط وسائل شخصی وی را بازداشت کردند. علیرغم مراجعه نزدیکان آقای بهنمون به اداره اطلاعات و دادسرای ارومیه از  دلایل این بازداشت و اتهامات منتسب شده به این فعال ملی مدنی اطلاعی در دسترس نیست.”

شرح مشکلات و لیست اسامی زنان زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین

زندان قرچک ورامین (ندامتگاه شهرری) ویژه زنان و دارای ۱۲ بند است. متهمان و محکومان از همه نوع در این زندان به سر می‌برند. متهمان و زندانیان سیاسی نیز بدون رعایت اصل تفکیک جرایم به منظور فشار بیشتر به این زندان منتقل می‌شوند. کیفیت بسیار بد غذای زندان، نبود امکانات اولیه رفاهی، مشکل سیستم فاضلاب زندان، آب شور و قطعی مداوم آب شیرین، کمبود امکانات پزشکی و بهداشتی به ویژه پس از شیوع ویروس کرونا، عدم اعزام‌های پزشکی و تراکم بالای زندانیان موجب بروز مشکلات عدیده برای آنان شده است. گزارش پیش رو به وضعیت و اتهامات ۱۷ زن متهم و زندانی سیاسی که در حال حاضر در این زندان نگهداری می‌شوند یا در مرخصی به سر می‌برند، اختصاص دارد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زندانیان سیاسی در زندان قرچک ورامین از تاریخ ۲۲ مهرماه ۱۳۹۹ ساکن بند ۸ این زندان هستند.

به‌صورت دوره‌ای به بروز رسانی اسامی زندانیان با دسته بندی، اتهامات یا موقعیت‌های جغرافیایی مختلف به هدف تنویر افکار عمومی و حمایت از قربانیان نقض حقوق بشر اقدام می‌کند.

زندان قرچک ورامین (ندامتگاه شهرری) ویژه زنان و دارای ۱۲ بند است. هم‌اکنون دست‌کم ۱۶ متهم و زندانی سیاسی بدون رعایت اصل تفکیک جرایم و محروم از امکانات اولیه در این زندان بسر می‌برند. این زندانیان روز سه‌شنبه ۲۲ مهرماه از بندهای مختلف این زندان به بند ۸ که تا پیش از این به بند مادران شناخته می‌شد منتقل شدند و هم‌اکنون در کنار ۱۰ زندانی از متهمان جرائم عمومی نگهداری می‌شوند. تعدادی از این زندانیان از زمان دستگیری تاکنون به صورت بلاتکلیف در بازداشت بسر می‌برند و یک زندانی نیز از مدتی پیش در مرخصی بسر می‌برد.

بند ۸ زندان قرچک ورامین دارای ۴ اتاق است و در هر اتاق ۷ تخت دوطبقه قرار دارد. دو اتاق در این بند به زندانیان سیاسی اختصاص داده شده است. در این بند ۵ توالت و ۶ حمام تعبیه شده که نیاز به بازسازی دارند و از نظر بهداشتی نیز وضعیت بسیار نامناسبی دارند. یکی از توالت‌ها در حال حاضر نیاز به تعمیر دارد و بلااستفاده  است. ۵ دستگاه تلفن نیز در این بند قرار داده شده که در حال حاضر برخی از آنها قطع است. زندانیان برای ارتباط با خانواده‌های خود تنها در برخی روزها و آن هم به مدت بیست دقیقه حق استفاده از تلفن را دارند. مسئولان زندان نیز در پاسخ به اعتراض زندانیان نسبت به این امر گفته‌اند تلفن‌های کل زندان خراب هستند و کاری از آنها ساخته نیست.

فشار آب در این بند زندان قرچک به شدت پایین است و ساکنین آن با مشکلات مختلفی در این باره مواجه هستند. به عنوان مثال در صورتی یکی از زندانیان در حمام باشد و زندانی دیگری بخواهد از سرویس بهداشتی استفاده کند و سیفون را باز کند، آب حمام قطع خواهد شد. فاضلاب این بند نیز بوی بسیار بدی دارد. این بند همچنین وضعیت تهویه مناسبی ندارد و تنها در یکی از توالت‌ها و یکی از حمام‌ها یک دریچه کوچک به عنوان تهویه تعبیه شده است.

سهیلا حجاب و زهره سرو، دو تن از زندانیان سیاسی محبوس در این بند از مدت‌ها پیش از حق تماس تلفنی محروم هستند و کارت تلفن آنها توسط مسئولان زندان ضبط شده است. از سوی دیگر گفته شده کایلی مور گیلبرت، شهروند استرالیایی نیز از حق تماس با خانواده و نزدیکان خود محروم مانده است.

لیست اسامی زندانیان سیاسی در زندان قرچک ورامین که توسط هرانا تهیه و بروزرسانی شده است در ادامه می‌‎آید:

۱. گلرخ ابراهیمی ایرایی، تاریخ بازداشت: آبان ۱۳۹۸، اتهام: “تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری”، محکومیت: ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، ۲ سال و ۱ ماه آن قابل اجرا است. خانم ایرایی پیشتر در تاریخ ۱۹ فروردین ۹۸ با پایان دوران محکومیت از بابت پرونده پیشین از بند زنان زندان اوین آزاد شد. خانم ایرایی متولد ۱۳۵۹ و همسر آرش صادقی فعال مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج است.

۲. مرجان داوری، تاریخ بازداشت: مهر ۱۳۹۴؛ اتهام “معاونت در ارتکاب سه فقره زنای در حکم عنف” محکومیت: ۷۵ سال حبس تعزیری. در صورت تایید این حکم در مرحله تجدیدنظر و با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، ۲۵ سال از این حکم قابل اجرا است. وی همچنین پیشتر از بابت اتهامات “افساد فی الارض، رابطه نامشروع، اجتماع و تبانی علیه نظام، عضویت در فرقه عرفانی اکنکار” به اعدام محکوم شد و نهایتا توسط شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی شهمیرزادی از اعدام تبرئه و حکم برائت وی صادر شد. خانم داوری ۵۲ ساله و مجرد است.

۳. کایلی مور گیلبرت، شهروند استرالیایی، تاریخ بازداشت: پاییز ۱۳۹۷، اتهام: “نقض امنیت ملی ایران” محکومیت: ۱۰ سال حبس تعزیری. کایلی مور-گیلبرت شهروند استرالیایی استادیار دانشگاه ملبورن و کارشناس مسائل سیاسی در امور خاورمیانه و کشورهای حاشیه خلیج فارس و دانش‌آموخته دانشگاه کمبریج است و علاوه بر شهروندی استرالیا، دارای تابعیت بریتانیایی نیز است.

۴. الهام برمکی، تاریخ بازداشت: ۲ مرداد ۹۱، اتهام: اتهام جاسوسی، محکومیت: ۱۰ سال حبس و جریمه‌های ۲۵ هزار یورو، ۷۰ هزار دلار و ۴۰ میلیون تومان. خانم برمکی اواسط مهرماه امسال از بند زنان زندان اوین به این مکان منتقل شده است. گفته می‌شود با آزادی مشروط خانم برمکی موافقت شده اما باید مبلغ ۳۰۰ هزار دلار را به عنوان رد مال پرداخت کند تا از زندان آزاد شود اما تاکنون به دلیل عدم توانایی مالی در حبس مانده است.

۵. زهرا صفایی، تاریخ بازداشت: ۵ اسفند ۱۳۹۸، متهم به “همکاری با یکی از سازمان‌های مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق ایران)”، وی کماکان به صورت بلاتکلیف در بازداشت است.

۶. پرستو معینی، تاریخ بازداشت: ۵ اسفند ۱۳۹۸، متهم به “همکاری با یکی از سازمان‌های مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق ایران)”، وی کماکان به صورت بلاتکلیف در بازداشت است.

۷. فروغ تقی پور، تاریخ بازداشت: ۵ اسفند ۱۳۹۸، متهم به “همکاری با یکی از سازمان‌های مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق ایران)”، وی کماکان به صورت بلاتکلیف در بازداشت است. خانم تقی پور ۲۵ ساله است.

۸. لیلا میرغفاری، تاریخ بازداشت: مهر ۱۳۹۸، اتهام: “اجتماع و تبانی”، محکومیت: ۵ سال حبس تعزیری، خانم میرغفاری پیشتر در سال ۹۷ توسط دادگاه مجتمع قضایی ارشاد در ارتباط با حمایت از مخالفان حجاب اجباری به پرداخت جریمه نقدی به مبلغ ۳۲ میلیون و دویست هزار ریال معادل ( ۳ میلیون و دویست و بیست هزار تومان) محکوم شد.

۹. زهره سرو، تاریخ بازداشت: دی‌ماه ۱۳۹۸، اتهامات: “توهین به رهبری، تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی”، محکومیت: ۳ سال حبس تعزیری و به عنوان مجازات تکمیلی به چهار ماه فعالیت موثر در بسیج و مطالعه تفسیر سوره حجرات، خانم سرو متولد ۱۳۶۵ است.

۱۰. پریزاد حمیدی شفق، تاریخ بازداشت: اسفند ۱۳۹۸، اتهام: “توهین به مقدسات، ترغیب و تحریک به اعمال خشونت آمیز و عضویت و فعالیت در یکی از گروه‌های مخالف نظام” محکومیت: ۱۸ سال و ۶ ماه حبس تعزیری که از این میزان با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۷ سال و ۶ ماه حبس در خصوص وی قابل اجرا بود. این حکم نهایتا با عدم اعتراض به حکم صادره و تسلیم به رای به ۵ سال و ۷ ماه و ۱۵ روز حبس تعزیری قطعیت یافت. پریزاد حمیدی شفق متولد ۱۳۶۱ است.

۱۱. فرشته دیدنی، تاریخ بازداشت: مهرماه ۹۹، اتهام: تبلیغ علیه نظام، محکومیت: ۶ ماه حبس تعزیری. فرشته دیدنی، فرزند پرویز، متولد ۱۳۶۲، دارای مدرک کارشناسی و اهل تهران است. خانم دیدنی پیشتر نیز به دلیل مخالفت با حجاب اجباری سابقه بازداشت دارد.

۱۲. سهیلا حجاب، تاریخ بازداشت: خرداد ۱۳۹۹. اتهامات: “تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی، تشویش اذعان عمومی به قصد آشوب و تشکیل گروه غیرقانونی”، محکومیت: ۱۸ سال حبس تعزیری. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری برای وی قابل اجرا است (خبرگزاری فارس از رسانه‌های نزدیک به نهادهای امنیتی در تاریخ ۱۷ تیرماه با انتشار گزارشی میزان محکومیت خانم حجاب را ۱۲ سال حبس عنوان کرد). خانم حجاب دیماه ۹۷ نیز بازداشت و پس از تحمل ۵ ماه حبس در زندان عادل آباد شیراز با اعمال عفو از زندان آزاد شد.

۱۳. گیتا حر، تاریخ بازداشت: آبان ۱۳۹۸، اتهامات: “اجتماع و تبانی بر ضد امنیت داخلی و خارجی و تبلیغ علیه نظام”، محکومیت ۶ سال حبس تعزیری که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، ۵ سال از آن قابل اجرا است. گیتا حر، فرزند ایرج، متولد ۱۳۶۸ است.

۱۴. سمیرا هادیان، تاریخ بازداشت: آبان ۱۳۹۸، اتهامات: “اجتماع و تبانی، تمرد از دستورات ماموران دولتی، توهین به ماموران”، محکومیت: ۸ سال حبس تعزیری که در صورت قطعی شدن این حکم در دادگاه تجدیدنظر، از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی ۵ سال آن قابل اجرا است.

۱۵. لیلا اکبری. خانم اکبری پیشتر در جریان اعتراضات آبان ۹۸ بازداشت شده است. جزئیات پرونده و میزان محکومیت وی توسط هرانا در دست بررسی است.

۱۶. زینب عالی پور، تاریخ بازداشت: دیماه ۱۳۹۸، محکومیت: ۲ سال حبس تعزیری. خانم عالی پور، ۲۸ ساله است و تا پیش از بازداشت به عنوان پرستار مشغول به کار بوده است.

۱۷. رها احمدی، تاریخ بازداشت: مرداد ۱۳۹۸، اتهام: “اجتماع و تبانی”، محکومیت: ۲ سال حبس تعزیری. خانم احمدی از تاریخ ۱۷ مهرماه در مرخصی یک ماهه بسر می‌برد.

افزایش آمار رسمی جان‌باختگان کرونا به بیش از ۳۰ هزار نفر؛ محدودیت‌ها در تهران یک هفته دیگر تمدید شد

هم‌زمان با افزایش آمار رسمی جان‌باختگان کرونا در ایران به بیش از ۳۰ هزار نفر، محدودیت‌ها در استان تهران یک هفته دیگر تمدید شد. 

سیما لاری، سخنگوی وزارت بهداشت، روز شنبه ۲۶ مهرماه اعلام کرد که با جان‌باختن ۲۵۳ نفر دیگر از بیماران، تعداد جان‌باختگان کرونا به ۳۰ هزار و ۱۲۳ نفر رسیده است.

لاری گفت که در ۲۴ ساعت گذشته همچنین چهار هزار و ۱۰۳ بیمار جدید مبتلا به کرونا شناسایی شدند و تعداد مبتلایان به ۵۲۶ هزار و ۴۹۰ نفر رسید.

پیش از این ایرج حریرچی، معاون وزیر بهداشت، اعلام کرده بود که آمار واقعی جان‌باختگان کرونا بین ۱/۵ تا ۲ برابر بیش از آمار رسمی اعلام شده وزارت بهداشت است.

پس از افزایش شدید شیوع کرونا، تعدادی از استان‌های ایران محدودیت‌هایی را به مدت یک هفته اعمال کرده بودند و این محدودیت‌ها دو بار تمدید شده است.

 در همین حال انوشیروان محسنی بندپی، استاندار تهران، گفت که تمام محدودیت‌های اعلام شده در هفته گذشته از روز یک‌شنبه ۲۷ مهر تا پایان اول آبان به قوت خود باقی است.

تیمور حسینی، جانشین رییس پلیس راهور ناجا، هم گفت که محدودیت ورود و خروج به پنج کلانشهر ایران تا ساعت ۱۲ روز یک‌شنبه ۲۷ مهرماه ادامه دارد.

او افزود که در چند روز اجرای این طرح، تردد در جاده‌های منتهی  به این کلانشهرها ۲۰ درصد کاهش یافته است.

روز چهارشنبه وزارت بهداشت در راستای تشدید محدودیت‌های مقابله با کرونا سفر به پنج شهر تهران، کرج، اصفهان، مشهد و ارومیه را موقتا تا ظهر یک‌شنبه ممنوع کرد.

در روزهای اخیر مقام‌های وزارت بهداشت در استان‌های مختلف از افزایش نگران‌کننده بیماران و احتمال کمبود تخت سخن گفته‌اند.

در تازه‌ترین مورد، عباس قیصوری، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی استان ایلام، گفت که با ادامه روند کنونی ابتلا و بستری «با کمبود دارو، تخت و اکسیژن مواجه خواهیم شد».

با این حال، سعید نمکی، وزیر بهداشت، درباره استفاده از بیمارستان‌های صحرایی گفت که فعلا بیمارستان‌ها ظرفیت لازم را دارند.

او افزود: «در هیچ جای دنیا تا زمانی که بیمارستان غیرصحرایی وجود دارد، از بیمارستان صحرایی استفاده نمی‌شود.»

مینو محرز، عضو کمیته علمی ستاد ملی مقابله با کرونا، پیش از این اعلام کرده بود که ایجاد بیمارستان‌های صحرایی برای بیماران مبتلا به کرونا موثر نیست. 

محرز گفته بود که بیمارستان‌های ایران برای درمان مبتلایان به کرونا کمبود تجهیزات و کادر درمان دارند و با ایجاد بیمارستان‌های صحرایی نیز «کسی نیست که در آن کار کند؛ چرا که کادر شبانه روز مشغول فعالیت هستند». 

پس از شیوع کرونا در ایران، نهادهای نظامی از ایجاد بیمارستان‌های صحرایی برای مبتلایان به کرونا خبر دادند، اما تاکنون گزارشی درباره عملکرد این بیمارستان‌ها اعلام نشده است.

فقر و تنگدستی علت خودکشی های بوشهر؛ خودکشی یک کارگر ۲۱ ساله

نماینده مردم بوشهر در مجلس از خودکشی یک کارگر ۲۱ ساله در شهرستان جم خبر داد و با اشاره به خودکشی دو کودک در ۲ هفته اخیر علت اغلب این حوادث را فقر مالی و مشکلات خانوادگی ناشی از مشکلات اقتصادی عنوان کرد. به گفته او بسیاری موارد دیگر نیز در استان رخ داده و اطلاع رسانی نشده اند.

به نقل از ایلنا، علی اکبر فاطمی، با اشاره به خودکشی های اخیر در استان بوشهر علت آنان را فقر مالی و مشکلات خانوادگی ناشی از فقر عنوان کرد.

نماینده بوشهر در این خصوص عنوان کرد: “در ۲ هفته اخیر شاهد خودکشی ۳ جوان و نوجوان در استان بودیم. اول از همه دانش آموز ۱۱ ساله دیری بود و پس از آن نوجوان ۱۶ ساله لرستانی ساکن در کنگان و آخری هم جوان ۲۱ ساله کارگر در جم بودند، که متاسفانه همگی آنها با حلق آویز کردن خود به زندگی شان پایان دادند”.

وی افزود: “از قبل نیز موارد قتل و خودکشی در شهرهای صنعتی استان رخ داده است که رسانه‌ای نشده اند”.

علی اکبر فاطمی با اشاره به اینکه بیشتر قتل و خودکشی‌ها در شهرهای صنعتی استان رخ می دهد، گفت: “علت بیشتر این اتفاقات در استان به دلیل فقر مالی مردم و اختلافات خانوادگی است”.

وی ادامه داد: “طبیعی است وقتی کارگران بی‌شماری از دورترین نقاط کشور با فرهنگ‌های متفاوت و به دلیل مشکلات اقتصادی یا مهاجرت در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند به مشکل برخورده و منجر به اختلافاتی میان آنها می‌شود که منجر به فساد اخلاقی، قتل و یا خودکشی می گردد”.

پیشتر یک دانش آموز ۱۱ ساله ساکن شهرستان دیر در جنوب استان بوشهر به دلیل نداشتن گوشی هوشمند و عدم امکان حضور در کلاس‌های آنلاین، از طریق حلق آویز کردن اقدام به خودکشی کرد و جان خود را از دست داد.

همچنین روز پنجشنبه ۲۴ مهر، یک نوجوان ۱۶ ساله در شهرستان کنگان واقع در استان بوشهر، به دلایل نامعلومی دست به خودکشی زد و جان خود را از دست داد.

کارگران مرکز بهداشت شهرستان مهرستان ۵ ماه معوقه مزدی دارند

گزارش ها حاکی است که راننده های استیجاری مرکز بهداشت شهرستان مهرستان ۵ ماه است که حقوق دریافت نکردند.

شماری از رانندگان استیجاری مرکز بهداشت شهرستان مهرستان از عدم دریافت معوقات مزدی خود خبر دادند.

گزارش شده که رانندگان استیجاری مرکز بهداشت شهرستان مهرستان از اردیبهشت ماه ۹۹ حقوقی دریافت نکردند.

کمپین فعالین بلوچ با انتشار این خبر در وبسایت خود به نقل از یک منبع مطلع نوشته است: «رانندگان استیجاری مرکز بهداشت مهرستان بارها با رئیس شبکه این موضوع را در میان گذاشته اما تاکنون نتیجه ای نداشته است.»

شهرستان مهرستان یکی از شهرستان‌های استان سیستان و بلوچستان است. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن (۱۳۹۵) جمعیت این شهرستان ۷۰٫۵۷۹ نفر (در ۱۷٫۴۰۷ خانوار) بوده‌است.

Design a site like this with WordPress.com
Get started