نگرانی خانواده نوید افکاری از سرنوشت دو برادر زندانی او

یکی از نزدیکان خانواده «نوید افکاری»، کشتی‌گیر ایرانی، که در جریان اعتراضات ۱۳۹۷ شیراز بازداشت و روز ۲۲شهریور۱۳۹۹ اعدام شد، گفت مقامات قضایی درباره محل نگهداری دو برادر نوید افکاری سکوت کرده‌اند. «وحید افکاری» و «حبیب افکاری» حتی از حق تماس تلفنی محروم‌اند و خانواده، نگران سرنوشت آن دو هستند. 

با گذشت یک ماه از انتقال برادران افکاری به بندهای انفرادی و بیش از ۱۶ روز بی‌خبری از وحید و حبیب افکاری، قوه قضاییه از پاسخ‌گویی درباره دلیل قطع ارتباط و ممنوعیت ملاقات و تلفن خودداری می‌کند. اظهارات متناقض مقامات قضایی، خانواده‌‌ این زندانیان سیاسی را نگران کرده است. طبق آخرین اخبار، آن‌ها در انفرادی هستند و سلامت خود را بعد از ضرب و جرح به دست گارد زندان، به دست آورده‌اند.

یکی از نزدیکان خانواده افکاری به ایران‌وایر گفت که مقامات قضایی توضیح درستی به خانواده‌ نمی‌دهند و با اظهارات متناقض، آن‌ها را نگران و سرگردان کرده‌اند: «مقامات قضایی و مسئولان زندان، خانواده‌ را سر می‌دوانند. زندان می‌گوید در دست ما نیست؛ از مقامات امنیتی بالا دستور آمده که به بندهای عمومی منتقل‌شان نکنیم و در انفرادی باشند. حق ملاقات و تماس تلفنی ندارند و زمانی که نزد دادیار ناظر بر زندان مراجعه می‌کنند، اجازه‌ صحبت به خانواده نمی‌دهند.»

در هفته‌ای که گذشت خانواده‌ افکاری برای پی‌گیری وضعیت دو برادر زندانی پس از مراجعه به مقامات مسئول، پاسخ گرفتند که  پرونده «از دست دادیار ناظر بر زندان خارج شده و از دادگستری و قاضی اجرای احکام می‌بایست پی‌گیر شوید که آن‌ها هم پاسخ‌گو نیستند.»

بی‌خبری و اظهارات متناقض مسئولان قضایی، خانواده را نگران کرده که نکند بلایی سرشان آمده است که مسئولان زندان نمی‌خواهند آن‌ها مطلع شوند.

از سوی دیگر، با انتقال زندانی شاهد شکنجه نوید افکاری به اداره اطلاعات -در حالی که او پرونده‌ای در مرحله تحقیقات و بازجویی ندارد- این نگرانی به وجود آمده است که او را تحت فشار و احیانا شکنجه قرار داده‌اند که از شهادت خود برگردد. نام این زندانی «شاهین ناصری» است. 

وحید افکاری و حبیب افکاری دو برادر نوید افکاری، کشتی‌گیر ایرانی، هستند. نوید به خاطر شرکت در اعتراضات مرداد ۱۳۹۷ ایران با اتهام محاربه در دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شد و در یک پرونده دیگر در دادگاه کیفری، با اتهام قتل یک مامور حراست «سازمان آب»، یک حکم اعدام دیگر گرفت. او تا زمان اجرای حکم اعدام در «زندان عادل‌آباد»، اتهام‌ها را قبول نکرد و در دادگاه نیز تاکید کرد که اعترافاتی زیر شکنجه از او و برادرانش اخذ شده است.

برادران نوید افکاری نیز در پرونده‌ای مشترک با او، با احکام حبس و شلاق روبه‌رو شده‌اند. وحید افکاری به تحمل ۵۴ سال و ۶ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق و حبیب افکاری نیز به تحمل ۲۷ سال و ۳ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده ‌است.

مجید آذرپی، زندانی سیاسی بطور مشروط آزاد شد

امروز یکشنبه ۱۳ مهر ماه ۱۳۹۹، مجید آذرپی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین پس از سپری کردن یک سوم حبس تعزیری خود بطور مشروط آزاد شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل ایرنا، در ساعات پایانی یکشنبه ۱۳ مهر ماه ۱۳۹۹، مجید آذرپی، روزنامه نگار و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین سپری کردن یک سوم مجموع حبس تعزیری ۶ سال و ۶ ماهه خود از این زندان آزاد شد. 

این زندانی سیاسی از تاریخ ۲۲ مرداد ماه سالجاری در پی شیوع ویروس کرونا به مرخصی اعزام شد و در تاریخ  ۱۵ شهریور ماه ۱۳۹۹، پس از اتمام دوران مرخصی برای تحمل باقی مانده حبس تعزیری خود به زندان اوین بازگشته بود. 

اعزام به مرخصی مجید آذرپی به مرخصی در حالی صورت گرفته بود که این زندانی سیاسی در تاریخ ۱۹ مرداد ماه ۱۳۹۹ به همراه جعفر عظیم زاده, امیرسالار داوودی, اسماعیل عبدی, پس از انتقال به بهداری این زندان و مثبت اعلام شدن نتیجه آزمایش کرونا به اندرزگاه ۴ زندان اوین منتقل و از میان این افراد جعفر عظیم زاده به زندان رجائی شهر کرج انتقال داده شد. 

آذرپی, پیشتر نیز در تاریخ ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۹, در پی گسترش شیوع کرونا به مرخصی اعزام و چندی بعد پس از مخالفت مسئولان قضایی با تمدید مرخصی برای تحمل ادامه حبس به زندان اوین بازگردانده شد. 

مجید آذرپی, فعال سیاسی, در خردادماه سال ۱۳۹۴ توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت شد پس از انتقال به بند۲الف این ارگان امنیتی واقع در زندان اوین به مدت ۲ ماه تحت بازجوئی قرار گرفته بود و پش از آن به بند قرنطینه زندان اوین منتقل شد. 

با آغاز روند دادرسی بر پرونده این فعال سیاسی, مجید آذرپی در تاریخ ۱۸ مهر ماه ۱۳۹۴, توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست “محمد مقیسه”, از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام”, به تحمل ۶ سال و ۶ ماه حبس تعزیری و همچنین پرداخت ۳ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شد که این حکم عینا توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران مورد تائید قرار گرفت. 

دو شهروند بازداشت شده در شهرستان اردبیل آزاد شدند

امروز یکشنبه ۱۳ مهر ماه ۱۳۹۹، افسانه اکبرزاده و داریوش نیازی شیران، دو شهروند ساکن اردبیل پس از تحمل بازداشت و بلاتکلیفی آزاد شدند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۱۳ مهر ماه ۱۳۹۹، داریوش نیازی شیران، فعال ملی مدنی بازداشت شده در اردبیل پس از اتمام بازجوئی و تفهیم اتهام با تودیع قرار کفالت آزاد شد. همچنین امروز یکشنبه، افسانه اکبرزاده، که همسرش علی خیرجو در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برد پس از تحمل ۱ روز بازداشت آزاد شد. 

به نقل از یک منبع نزدیک به افسانه اکبرزاده، در گفتگو با حقوق بشر در ایران: “در حالی که دیروز شنبه افسانه اکبرزاده به ادبیات توهین آمیز بازپرس نونهال و همچنین تداوم بازداشت همسرش علی خیرجو معترض شده بود به دستور این بازپرس بازداشت شده بود که خوشبختانه پس از ۲۴ ساعت بازداشت امروز عصر آزاد شد.”

همچنین داریوش نیازی شیران، پس از اتمام بازجوئی و تفهیم اتهام در بازداشتگاه اداره اطلاعات اردبیل با تودیع قرار کفالت که بصورت یک فقره فیش حقوقی بود بطور موقت و تا اتمام مراحل دادرسی از زندان مرکزی اردبیل آزاد شد. 

افسانه اکبرزاده، در تاریخ ۱۲ مهر ماه ۱۳۹۹، به همراه همسران تنی چند از بازداشت شدگان به شعبه ۱۰ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب این شهر مراجعه و نسبت به بازداشت همسرش علی خیرجو و روند غیرقانونی رسیدگی به پرونده وی و ادبیات خارج از ادب قاضی نونهال اعتراض کرده بود که به دستور مستقیم این بازپرس بازداشت شده بود. 

همچنین روز چهارشنبه ۹ مهر ماه ۱۳۹۹، داریوش نیازی شیران، در جریان اعتراضات خیابانی در شهرستان اردبیل، توسط ماموران انتظامی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده بود. 

بازداشت مجدد دو درویش گنابادی و انتقال آنها به زندان ایلام

 «امین علیزاده» و «تقی مرادی» دو نفر از درویشان گنابادی ساکن شهرستان آبدانان استان ایلام، پیش از ظهر ۱۲ مهرماه ۱۳۹۹ بازداشت شدند.

یک منبع آگاه درباره جزییات بازداشت این دو شهروند  به ایران وایر می‌گوید: « ماموران وزارت اطلاعات در ایلام با ۳ خودرو و  ۸ نفر مأمور لباس شخصی به محل کار آنها رفته و بدون ارائه حکم اقدام به دستگیری و انتقال آنها به زندان مرکزی این شهر کرده اند.»

امین علیزاده ۳۱ ساله، دیپلم و تقی مرادی ۳۶ ساله، دیپلم ناقص در شهرستان آبدانان استان ایلام به بنایی اشتغال داشته و نما کار ساختمان هستند. آنها هر کدام ۶ ماه را در سال ۱۳۹۷ تحت بازداشت موقت قرار داشته و با قید وثیقه آزاد شده بودند.

این دو درویش گنابادی که پیشتر در دستگیری‌های ادامه‌دار پس از حادثه‌ گلستان هفتم در ۱۸ تیرماه ۱۳۹۷ بازداشت شده بودند، در زندان ایلام با تراشیدن اجباری موی سر و سبیل، مورد تحقیر قرار گرفته‌ بودند. آنها پیش از حوادث اول اسفند ۱۳۹۶ در گلستان هفتم همراه با سایر دراویش در شب حادثه پنجم دی ماه ۱۳۹۶ هم در گلستان هفتم مدتی در بازداشت بسر برده بودند.

در جریان بازداشت سال ۱۳۹۷ مسئولان زندان ایلام برای تحقیر آنها موی سر و سبیل شان را به اجبار تراشیده و سپس به بندهای مختلف این زندان منتقل کرده بودند. تقی مرادی به بند زندانیان جرائم قتل و مواد مخدر و امین علیزاده به بند جوانان منتقل شده بودند. آنها از حق ملاقات محروم بوده و اجازه داشتن کارت تلفن را هم نداشتند.

«تقی مرادی» در دادگاه بدوی به ۱۰ سال حبس محکوم شد، که پنج سال آن قابل اجراست اما با قرار وثیقه آزاد بود. «امین علیزاده» نیز پیش از بازداشت روز ۱۲ مهرماه با حکم دادگاه انقلاب شهرستان آبدانان به هفت سال زندان محکوم شده بود.

از لحظه بازداشت این دو نفر تا این لحظه آنها تماسی با خانواده نداشته اند. مشخص نیست بازداشت آنها برای اجرای حکم صورت گرفته یا دلیل دیگری دارد.

زرتشت احمدی راغب بازداشت شد

زرتشت احمدی راغب، فعال مدنی امروز یکشنبه ۱۳ مهرماه در منزل خود در شهریار بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. آقای احمدی راغب که از خردادماه امسال دوران محکومیت خود را در زندان تهران بزرگ سپری می‌کرد، در تاریخ ۱۱ شهریورماه به مرخصی اعزام شد. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای احمدی راغب در خصوص پرونده جدیدی که اخیرا علیه وی گشوده شده، روز گذشته در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۱۳ مهرماه ۱۳۹۹، زرتشت احمدی راغب، فعال مدنی در منزل خود در شهریار بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

از دلایل بازداشت آقای احمدی راغب تا زمان تنظیم این گزارش اطلاعی در دست نیست. بازداشت این فعال مدنی در شرایطی است که وی به دلیل آثار اعتصاب غذای بلند مدت اخیر خود با مشکلات جسمی گوناگونی مواجه شده است.

 روز شنبه ۱۲ مهرماه امسال جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات زرتشت احمدی راغب در خصوص پرونده جدیدی که اخیرا با شکایت شهرداری فردوسیه و رسول شریفیان مبنی بر تبلیغ علیه نظام علیه وی گشوده شده، در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه برگزار شد.

آقای احمدی راغب که از خردادماه امسال دوران محکومیت خود را در زندان تهران بزرگ سپری می‌کرد، در تاریخ ۱۱ شهریورماه امسال به مرخصی اعزام شد.

زرتشت احمدی راغب در تاریخ ۲۶ خرداد ۹۹ پس از حضور در شعبه ۴ واحد اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شهریار بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت ۹ ماهه خود به زندان تهران بزرگ منتقل شد. این فعال مدتی پس از بازداشت در اعتراض به عدم رعایت روند قانونی در پرونده خود و پرونده‌سازی ‌های مکرر نهادهای امنیتی علیه خود اعتصاب غذا کرد و نهایتا پس از اعزام به مرخصی به اعتصاب خود پایان داد. هرانا پیشتر در گزارشی از کاهش وزن ۱۲ کیلوگرمی، خونریزی معده، افت فشار خون، از دست دادن تمرکز، اختلال خواب و کم سویی چشم وی خبر داد.

او پیش از این نیز به دلیل فعالیت‌های مدنی خود سابقه بازداشت و محکومیت دارد.

زرتشت احمدی راغب، آتش نشانی است که پس از ۱۷ سال سابقه کار به دلیل فعالیت های مدنی و منتقدانه از کار اخراج شده است.

بیش از ۳۰ درصد تورم در سبد معیشت کارگران؛ دستمزد کارگران یک سوم هزینه های زندگیشان را تامین میکند

با وجود اعتراضات گسترده کارگران و فعالان کارگری حداقل دستمزد این قشر از جامعه برای سال ۱۳۹۹ با تنها ۲۱ درصد افزایش نسبت به سال قبل، معادل ۱ میلیون و ۸۳۵ هزار تومان اعلام شد. این مصوبه در حالی ابلاغ شد که در اسفندماه ۹۸ سبد معیشت ۴ میلیون و ۹۴۰ هزار تومانی در تعیین مزد مبنا قرار نگرفت. اکنون پس از گذشت ۶ ما از تعیین حداقل دستمزد، سبد معیشت کارگران در شهریورماه با احتساب سهم مسکن به نزدیک ۸ میلیون تومان رسیده است. اکنون یک خانوار کارگری در شرایطی که «ترمیم مزد» کاملاً نادیده گرفته شده است، باید سی درصد بیشتر از اسفند سال قبل، فقط برای تامین نیازهای خوراکی هزینه کند. گزارش زیر به بررسی حداقل دستمزد کارگران در مقابل هزینه‌های زندگی و نرخ تورم پرداخته است. طی روزهای اخیر رئیس فراکسیون کارگری مجلس شورای اسلامی نیز ضمن اشاره به لزوم احتساب «تورم کلی» و لحاظ کردن آن در مذاکرات مزدی کارگران به تصمیمات مزدی شورای عالی کار انتقاد کرد. او در این خصوص گفت “اگر تغییر چیدمان زندگی کارگران و تغییرات حاصله را در نظر بگیریم، قیمت سبد بازهم افزایش می‌یابد.

به نقل از ایلنا، سبد ۴ میلیون و ۹۴۰ هزار تومانیِ اسفندماه در شهریورماه با احتساب سهم مسکن به ۷ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان و بدون آن به ۶ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسیده است؛ هزینه خوراکی‌های خانوار به تنهایی در شش ماه نخست سال، بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته است.

نسرین هزاره مقدم گزارشگر خبرگزاری ایلنا در این خصوص گزارشی تهیه کرده است که در ادامه می آید؛ در روزهای گذشته رئیس فراکسیون کارگری مجلس شورای اسلامی از لزوم احتسابِ «تورم کلی» و لحاظ کردن آن در مذاکرات مزدی کارگران سخن گفت. بابایی کارنامی با تاکید بر اینکه وضعیت معیشت کارگران به هیچ‌وجه خوب نیست؛ از تصمیمات مزدی شورایعالی کار انتقاد کرد و گفت: “برای بهبود معیشت کارگران باید رویکردهای مزدی شورایعالی کار تغییر اساسی کند”.

این اظهارات در حالی صورت می‌گیرد که الزامات صریح ماده ۴۱ قانون کار در مذاکرات مزدی سال‌های اخیر هرگز اجرایی نشده است؛ به خصوص در سال جاری که نه تنها سبد معیشت ۴ میلیون و ۹۴۰ هزار تومانی در تعیین مزد مبنا قرار نگرفت، بلکه تورم رسمی ۴۲ درصدی نیز نادیده گرفته شد. بعد از تمام هیاهوها و کشمکش‌ها، دستمزد کارگران در سال جاری فقط ۲۶ درصد افزایش یافت!

حال اگر قرار باشد تصمیمات مزدی به عدالت و قانون‌مداری نزدیک شود، هیچ معیاری معتبرتر از «سبد معیشت خانوار» نیست؛ دولتی‌ها در بهمن ماه سال قبل سبد معیشت ۴ میلیون و ۹۴۰ هزار تومانی را به رسمیت شناختند اما پای مذاکرات مزدی که رسید بازهم بد بودن اوضاع اقتصادی، کرونا، کسادی بازار و هزار و یک چیز دیگر را بهانه کردند تا از زیر بار اجرای قانون فرار کنند.”

تغییرات نرخ سبد

فارغ از آمارهای رسمی تورم که همواره روی اعداد زیر ۳۰ درصد دور می‌زند، سبد معیشت خانوار در شهریورماه سال جاری به شدت گران شده است؛ در واقع سبد ۴ میلیون و ۹۴۰ هزار تومانی اسفندماه در شهریور با احتساب سهم مسکن به ۷ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان و بدون آن به ۶ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان رسیده است؛ هزینه خوراکی‌های خانوار به تنهایی در شش ماه نخست سال، بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته است.

فرامرز توفیقی، رئیس کمیته دستمزد کانون عالی شوراها که محاسبات سبد معیشت را انجام می‌دهد؛ با بیان اینکه مبنای کار برای تعیین سبد خوراکی‌ها، جدول رسمی زیر می باشد که از داده‌های انستیتو پاستور ایران و مرکز آمار استخراج شده است؛ از بالا رفتن شدید نرخ خوراکی‌های خانوار می‌گوید.

وی با بیان اینکه اندازه یک خانوار متوسط، ۳.۳ نفر است؛ با استناد به جدول فوق، هزینه‌های خوراکی و آشامیدنی یک روز خانوار را محاسبه می‌کند:

۶۷۳,۱۰۴.۳‬ = ۳.۳ ×۲۰۳۹۷۱ ریال

و بنابراین هزینه‌ ماهانه‌ خوراکی‌های یک خانوار متوسط می‌شود:

۲۰,۱۹۳,۱۲۹‬=۳۰× ۶۷۳,۱۰۴.۳ ریال

بنابراین نرخ سبد خوراکی‌های یک خانوار متوسط بیش از دو میلیون تومان است؛ در واقع یک خانوار ۳.۳ نفره باید بیش از ۲ میلیون تومان در ماه، صرف خرید اقلام خوراکی خانوار کنند؛ باید در نظر داشته باشیم که در محاسبه‌ی این سبد خوراکی، نرخ‌های رسمی و بسیار حداقلی مبنا قرار گرفته و ممکن است بسیاری از این اقلام با این نرخ‌ها اصلاً در بازار در دسترس نباشند؛ بنابراین باید نتیجه گرفت یک خانوار متوسط در ماه بیشتر از ۲ میلیون و ۱۹ هزار تومان برای سبد خوراکی‌ها هزینه می‌کند.

۴۹۰ هزار تومان افزایش فقط در هزینه خوراکی‌ها

توفیقی در ادامه به مقوله‌ی دیگری می‌پردازد؛ تغییر نرخ سبد خوراکی‌ها در طول شش ماه گذشته؛ سبد خوراکی‌های خانوار در اسفندماه، یک میلیون و ۵۲۸ هزار تومان بوده است؛ بنابراین در شش ماه گذشته، تغییر نرخ خوراکی‌ها از قرار زیر بوده است:

۴,۹۰۳,۶۹۸= ۱۵۲۸۹۴۳۱-۲۰,۱۹۳,۱۲۹ریال

در واقع در طول شش ماهه‌ نخست سال ۹۹، هزینه‌های خوراکی‌های خانوار به تنهایی، ۴۹۰ هزار تومان افزایش داشته است که در واقع می‌شود ۳۲.۰۷ درصد.

بیش از ۳۲ درصد افزایش در سبد خوراکی‌های خانوار یعنی یک خانوار کارگری در شهریورماه باید سی درصد بیشتر از اسفند سال قبل، فقط برای تامین نیازهای خوراکی هزینه کند؛ افزایش ۴۹۰ هزار تومانی خوراکی‌ها در عرض شش ماه و در شرایطی که «ترمیم مزد» کاملاً نادیده گرفته شده و ریالی به دستمزد کارگران اضافه نشده، مشکلات و مصائب بسیاری برای خانوارهای کارگری به ارمغان آورده است”.

در نهایت، توفیقی با مبنا قرار دادن سبد خوراکی‌ها، سبد معیشت خانوار را محاسبه می‌کند؛ او می‌گوید: “با توجه به جدول U۹۷Os۹۹T۵_۰۷ مرکز ملی آمار در خصوص متوسط هزینه خوراکی‌ها، بر اساس جداول درآمدی مطابق با استاندارد COICOP داریم:

۶۵,۲۴۴,۳۵۸= ۳۰.۹۵ / ۱۰۰ × ۲۰,۱۹۳,۱۲۹ ریال در ماه

این سبد ۶ میلیون و ۵۲۴ هزار تومانی بدون در نظر گرفتن سهم بهداشت و مسکن است؛ اگر سهم بهداشت را به آن اضافه کنیم، این رقم به ۶۸,۵۰۶,۵۷۵ ریال می‌رسد. در واقع بدون در نظر گرفتن نرخ تصاعدی مسکن و اجاره خانه، یک خانوار کارگری در شهریورماه سال جاری باید بیش از ۶ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان برای تامین هزینه‌های زندگی درآمد داشته باشد؛ اگر درآمد کارگر کمتر از این باشد، نمی‌تواند از پس هزینه‌های خوراک، بهداشت، حمل و نقل و آموزش بربیاید.

توفیقی تاکید می‌کند: “در مصوبات کمیته دستمزد سال قبل به دلیل فاصله بسیار زیاد تورمی مولفه‌هائی چون مسکن، درمان، حمل و نقل مقرر گردیده بود جلساتی برای تعیین درصد این مولفه و راه‌های احصا این اعداد برگزار شود که تاکنون هیچ جلسه‌ای برگزار نشده است. لذا بدون دخالت افزایش‌های چندین برابری (همچون مسکن با افزایشی ۲۰۰درصدی) سبد خانوار با این فرمول بسیار پائین‌تر از سبد واقعی است و نرخ واقعی بسیار بیشتر است. با این حال، با دخالت سهم مسکن در کلانشهرها و شهرهای اقتصادی و صنعتی این سبد تا مرز ۷۹۰۰۰۰۰ تومان می‌رسد”.

دستمزد ۳۳ درصد هزینه‌های خانوار را پوشش می‌دهد

او اضافه می‌کند: “اگر تغییر چیدمان زندگی کارگران و تغییرات حاصله را در نظر بگیریم، قیمت سبد بازهم افزایش می‌یابد؛ برای مثال، با توجه به الزام داشتن سیستم هوشمند جهت برقرای ارتباطات تحصیلی (دانش آموزی و دانشجوئی) و رشد خیره‌کننده قیمت این کالاها، افزایش رویکرد تعمیر وسایل خانگی بدلیل جهش بسیار زیاد قیمت لوازم خانگی و افزایش خیره‌کننده قیمت تعمیر وسایل، اگر بخواهیم رویکردی جامع ‌تر در خصوص هزینه‌کرد خانوار داشته باشیم این عدد تا ۱۲درصد نیز قابلیت افزایش دارد”.

حال اگر این تغییرات را برای ساده‌سازی مساله به کلی نادیده بگیریم و تنها سبد ۷ میلیون و ۹۰۰ هزار تومانی را مبنا قرار دهیم، نرخ پوشش حداقل دستمزد ۲ میلیون و ۶۱۱ هزار تومانی فقط ۳۳ درصد است؛ در واقع دستمزد کارگران حداقل‌بگیر (بیش از ۷۰ درصد کارگران شاغل کشور) تنها ۳۳ درصد هزینه‌های زندگی را پوشش می‌دهد؛ سوال اینجاست که اگر نخواهند مزد را ترمیم کنند یا لااقل در بازتوزیع درآمد در این شرایط ویژه اقتصادی، سهمی به کارگران بپردازند، کارگران برای تامین باقیمانده هزینه‌ها یعنی ۶۷ درصد باقیمانده چه باید بکنند؟! آیا با ۱۲۰ هزار تومان برای هر نفر در طرح تامین کالاهای اساسی یا پرداختِ یارانه‌های ۱۰۰ هزار تومانی، این شکاف عمیق هرگز می‌تواند پُر شود؟!

آمار قربانیان روزانه کرونا در تهران به بیش از ۱۰۰ نفر رسیده است

بررسی‌های از داده‌های محرمانه «سازمان بهشت زهرا» نشان می‌دهد میزان مرگ‌ومیر در موج سوم کرونا در تهران، در روزهای اخیر به بالای یکصد نفر در روز رسیده است.

سازمان بهشت‌ زهرا از ابتدای شیوع کرونا در ایران این آمار را بر اساس گواهی‌های فوت صادرشده از سوی پزشکان، به صورت محرمانه تهیه می‌کند و برای شهرداری، شورای شهر و فرمانداری تهران ارسال می‌کند.  

بنابراین آمار که به دست ایران اینترنشنال رسیده، روز جمعه ۱۱ مهر  ۱۰۵ بیمار مبتلا به کرونا در تهران فوت کردند اما این رقم در روز شنبه حدود ۳۰ درصد افزایش یافت و به ۱۳۶ نفر رسید.

این در حالی است وزارت بهداشت در آمار رسمی روزانه‌اش، تعداد جان‌باختگان کل کشور در روز جمعه را تنها ۱۱۵ نفر و در روز شنبه ۱۷۹ نفر اعلام کرده بود. با توجه به تعداد مرگ‌و‌میرها در تهران و همچنین با توجه به قرمز بودن وضعیت کل کشور در درستی این آمار رسمی تردید هست.

بنا بر اعلام سازمان بهشت‌ زهرا، از مجموع ۲۴۱ متوفای کرونا در دو روز جمعه و شنبه در تهران، ۱۶۶ نفر مرد و ۷۵ زن هستند. از این تعداد همچنین ۱۵۳ متوفی با رعایت پروتکل‌ها در قطعه مخصوص متوفیان بهشت زهرا در تهران به خاک سپرده شده‌اند و ۸۸ تن نیز در سایر گورستان‌های استان تهران و شهرستان‌ها خاکسپاری شده‌اند.  

بنا بر همین‌ آمار، از اول اسفند ۱۳۹۸ تا ۱۲ مهر ۱۳۹۹، در مجموع ۱۳ هزار و ۱۴۱ نفر بیمار مبتلا به کرونا فقط در تهران فوت کرده‌اند. از این تعداد ۸۰۴۲ بیمار مرد و ۵۰۹۹ بیمار زن بوده‌اند و در مجموع ۹۴۱۲ نفر از آنان در بهشت‌زهرا به خاک سپرده شده‌اند.  

به گفته یک منبع نزدیک به سازمان بهشت‌ زهرا، با توجه به این‌که این سازمان پیشتر اعلام کرده بود ۱۰ هزار قبر برای متوفیان کرونا آماده کرده است، اکنون فراهم کردن فضای جدید برای متوفیان جدید کرونا به بحرانی جدی برای سازمان بهشت‌زهرای تهران تبدیل شده است.

گفتنی است پیش از این شماری از مسئولان و کارشناسان در درستی آمار رسمی کرونا در ایران تردیدهایی جدی مطرح کرده بودند.

از جمله ناهید خداکرمی، مسئول کمیته سلامت شورای شهر تهران و عضو شورای عالی سازمان نظام پزشکی ایران، بارها با استناد به آمار بهشت‌ زهرا، درستی آمار رسمی وزارت بهداشت در مورد نرخ مرگ‌و‌میر کرونا را زیر سوال برده بود.

هشدار رییس بخش عفونی بیمارستان مسیح‌دانشوری: بستری ۵ هزار بیمار کرونا در تهران یعنی فاجعه

پیام طبرسی، رییس بخش عفونی بیمارستان مسیح دانشوری شمار بیماران بستری کرونا در تهران را بیش از پنج هزار نفر اعلام کرد و آن را «فاجعه» خواند و همزمان ایرج حریرچی، معاون‌کل وزارت بهداشت گفت که هفت ماه است شمار جان‌باختگان کرونا در ایران سه رقمی و در برخی روزها بیش از ۲۰۰ نفر است درحالی که شما کشته‌شدگان جنگ ایران و عراق به طور متوسط روزانه ۶۸ نفر بود.

پیام طبرسی، رییس بخش عفونی بیمارستان مسیح دانشوری با اعلام اینکه «اکنون پنج هزار بیمار مبتلا به کرونا در بیمارستان‌های تهران بستری هستند که براساس نرم‌های سازمان جهانی بهداشت ۱۲ درصد از آنها احتمالا فوت خواهند کرد»، گفت: «وجود  پنج هزار بیمار بستری کرونایی در بیمارستان‌های تنها یک شهر به‌معنای فاجعه است.»

طبرسی تاکید کرد که «در روزهای آینده باید شاهد شنیدن خبر فوت تعداد بسیار زیادی از این بیماران باشیم».

رییس بخش عفونی بیمارستان مسیح دانشوری طی مصاحبه با روزنامه همشهری «وضعیت کنونی پایتخت را محصول بی‌توجهی مسئولان» دانست و گفت که ما نیازی به دریافت مداوم توصیه و موعظه تصمیم‌گیرندگان بالادستی نداریم، شرایط به گونه‌ای است که نیازمند انجام اقدامات قاطع دست‌کم به مدت یک ماه برای کاهش شیب ابتلای افراد به بیماری‌ هستیم.

طبرسی محدودیت‌هایی که از روز شنبه ۱۲ مهر در تهران اعلام شد را «محدودیت حداقلی» و ناکارآمد توصیف کرد و افزود که برای مهار وضعیت کنونی باید در تهران محدودیت یک ماهه اعمال شود.

او گفت که محدودیت‌های حداقلی نمی‌تواند به کاهش مشکلاتی که اکنون با آن روبه‌رو هستیم کمک کند و حداقل به اعمال یک‌ماه محدودیت نیاز داریم.

به گفته پیام طبرسی «باید محدودیت‌های کلی اعمال شود. باید جاده‌های بین شهری و ترددها کنترل شود. مسافرت‌های داخل شهری باید مانند کشورهایی که محدودیت‌های سفت و سختی اعمال کردند به حداقل برسد تا بتوانیم بیماری را کنترل کنیم.»

ایرج حریرچی، معاون کل وزارت بهداشت، نیز شامگاه شنبه دوازدهم مهر در یک گفت و گوی تلویزیونی گفت که «بیش از هفت ماه است که تعداد جان‌باختگان ما سه رقمی شده است. ما مرگ بیش از ۲۰۰ نفر را هم داشته‌ایم.»

معاون‌کل وزارت بهداشت شمار جان‌باختگان روزانه کرونا با جنگ ایران و عراق را مقایسه کرد و گفت:«تعداد فوتی‌های روزانه تا حدود ۲۰۰ نفر عدد کمی نیست درحالی که شمار کشته‌شدگان ایران در دوره جنگ به طور میانگین روزانه ۶۸ نفر بود.»

او در این گفت و گو تاکید کرد که تعداد مبتلایان روزانه همچنان در حال افزایش است و شمار جان‌باختگان نیز دست‌کم تا دو هفته آینده همچنان افزایشی خواهد بود.

حریرچی با بیان اینکه در مجموع محدودیت‌هایی برای هفت استان از جمله استان تهران برای مشاغل سطح سه و برخی مراکز اعمال شد، گفت که برای کنترل بیشتر شیوع کرونا و حفظ سلامتی مردم سیاست‌های سخت گیرانه‌تری اتخاذ می‌شود و ممکن است این محدودیت‌ها در سایر استان‌هایی که در معرض خطر قرار دارند هم با نظر وزرای بهداشت و کشور، اعمال شود.

معاون‌کل وزارت بهداشت همچنین گفت که تصمیم ستاد ملی مقابله با کرونا پوشش ماسک هنگام خروج از منازل اجباری شده است و به کمیته بهداشتی و امنیتی ماموریت داده شد به فرهنگسازی بیشتر بپردازد.

حریرچی افزود که علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی تاکید کرده که در سیاست‌گذاری مقابله با کرونا «باید در بعضی از سیاست‌ها تجدید نظر کنیم و از امور ارشادی به امور حاکمیتی برسیم.»

از سوی دیگر، علیرضا ناجی رییس مرکز ویروس شناسی بیمارستان مسیح دانشوری اعمال محدودیت‌ها در تهران را بسیار دیرهنگام خواند و گفت اینکه کارشناسان نگران بودند از اجرای مراسم محرم و بازگشایی مدارس و سفرها، به این دلیل است که اینها سبب تراکم و انتقال آسان ویروس کرونا می‌شود.

رییس مرکز ویروس شناسی بیمارستان مسیح دانشوری گفت که ما تاکنون نتوانستیم کرونا را در ایران کنترل کنیم و اساسا هنوز موج اول در ایران کنترل نشده است تا از موج‌های دوم و سوم سخن بگوییم.

طوفان توییتری؛ #شهادت_میدهم به اعدام، کشتار، زندان، شکنجه و مصادره

کاربران ایرانی توییتر با استفاده از هشتگ «شهادت می‌دهم» صدها نمونه از موارد اعدام، کشتار و محکومیت‌های مخالفان حکومت و همچنین محرومیت شهروندان از حقوق اجتماعیشان توسط جمهوری اسلامی را روایت کردند.

در این طوفان توییتری که در روزهای اخیر جریان داشت، شمار زیادی از کاربران با انتشار تصاویر و اشاره به مواردی از تجربیات شخصی و روایت‌های نزدیکانشان، محدودیت و سرکوب اقلیت‌ها، مخالفان،‌ کارگران و معترضان را مورد انتقاد قرار داده‌اند.

این موج توییتری مواردی از مصادره اموال و اعدام منتقدان انقلاب سال ۱۳۵۷ تا اعدام‌های دهه ۱۳۶۰ و همچنین دادگاه‌ها و سرکوب‌های اعتراضات سراسری چهار دهه گذشته در بر می‌گیرد.

کاربری به نام «امینه» در زمینه اعدام‌های دهه اول استقرار جمهوری اسلامی نوشت: «شهادت‌ می‌دهم به قتل‌عام۶۷ ، شهادت می‌دهم به اینکه پدرم و تمامی دوستانش که همیشه پشت شیشه‌های زندان ملاقات می‌کردم تنها به جرم هواداری از سازمان مجاهدین‌ خلق، علی‌رغم حکم چند سال زندان به خانه برنگشتند و همگی سربدار شدند و در گورهای دسته‌جمعی به خاک سپرده شدند…»

یک کاربر دیگر نیز به آزار اعضای خانواده‌اش که از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بوده‌اند اشاره کرده و گفته است در سال ۶۷ «تمام دارایی‌های» پدرش به دستور غلامحسین محسنی اژه‌ای که در آن سال‌ها در وزارت اطلاعات بود، مصادره شد.

«حافظ فاضلی» کاربری است که نوشته سپاه پاسداران پسرعمویش را کشته و سپس جنازه او را به عنوان کشته‌شده توسط «ضد انقلاب» شهید اعلام کرده و به خانواده‌اش تحویل دادند.

 

کشتار در اعتراضات سراسری

ده‌ها کاربر نیز به موارد کشتار و اعدام و حبس صدها شهروند به دلیل شرکت در اعتراضات سراسری سال‌های مختلف اشاره کرده‌اند. 

«بابک بردیا» به مرگ رامین پواندرجانی، پزشک زندان کهریزک که در آبان ۱۳۸۸ و در پی اعتراضات پس از انتخابات ریاست‌جمهوری کشته شد، اشاره کرد.

شهناز اکملی، مادر مصطفی کریم‌بیگی از کشته‌شدگان عاشورای همان سال، نیز به «دفن شبانه» پسرش شهادت داده است.

برخی کاربران هم تصاویری از جوانان و کودکان کشته‌شده در اعتراضات سراسری سه سال اخیر منتشر کرده‌ و به نام‌هایی از جمله نیکتا اسفندانی،‌ نوید افکاری و‌محسن محمدپور اشاره کرده‌اند.

 

شلیک موشک سپاه پاسداران به هواپیمای مسافربری اوکراین و کشته شدن تمامی سرنشینان آن در سال گذشته و همچنین دستگیری و محکومیت شهروندان معترض به آن نیز در همین زمینه مورد اشاره واقع شده است.

محکومیت زنان و محرومیت‌های اجتماعی

محکومیت و تحمیل حبس به فعالان حقوق زنان و مخالفان حجاب اجباری نیز از جمله موارد شهادت‌‌ کاربران است. 

در همین زمینه برخی کاربران به نام‌هایی از جمله نسرین ستوده، نرگس محمدی، سپیده قلیان،‌ سپیده فرهان، آتنا دائمی،‌ صبا کردافشاری، یاسمن آریانی، گلرخ ایرانی،‌ زینب جلالیان و سایر زنان زندانی اشاره کرده‌اند.

محدودیت‌های اجتماعی شهروندان از جمله در مورد حجاب و نوشیدنی‌های الکلی از جمله موارد دیگر این موج اعتراض توییتری است.

شاهین میلانی نوشته است: «شهادت می‌دهم که جمهوری اسلامی یک انسان را به خاطر نوشیدن شراب اعدام کرده است.» اشاره او به اعدام اخیر یک زندانی در مشهد در همین زمینه است.

حبس و اعدام اقلیت‌ها

محرومیت و محکومیت بهاییان و دراویش به حبس و اعدام از جمله موارد سرکوب حقوق اقلیت‌ها بوده که با این هشتگ به آن اشاره شده است.

ابراهیم‌ الله‌بخشی،‌ درویش گنابادی و زندانی سیاسی سابق، نوشته است:‌ «شهادت می‌دهم که دراویش را در گلستان هفتم به خاک و خون کشیدن.»

شهریار کنورتبریزی نوشته است: «شهادت‌ می‌دهم‬⁩ همشریان بهایی‌ام در سمنان را به زندان فرستادند، مغازه‌هایشان را پلمب کردند و حتی در محل کسبشان کوکتل‌مولوتف انداختند و گورستان‌شان در حوالی سنگسر را ویران کردند.»

سرکوب کارگران و اقشار فقیر

حمله به کارگران، کولبران مناطق مرزی و اقشار ضعیف از سوی ماموران انتظامی و امنیتی حکومت ایران هم در همین طوفان توییتری مورد اعتراض واقع شده است.

کاربری نوشته است: «شهادت می‌دهم که آسیه پناهی سرپناهی جز آن خرابه نداشت که آن رو هم سرش خراب کردند.» او زن ۶۱ ساله اهل کرمانشاه بود که پس از مقاومت در برابر تخریب سرپناه خانواده‌اش با بولدوزر شهرداری درگذشت.

«جواد» تصویر یک کودک کولبر  را منتشر کرد و نوشت: «شهادت می‌دهم وقتی جنازه فرهاد خسروی کولبر ۱۶ ساله رو پیدا کردن از شدت سرما دستاشو مشت کرده بود.» 

احسان قدیری کاربری است که به اعتراضات کارگران هفت‌تپه و مشکلات معیشتی آن‌ها انتقاد کرده و نوشته است: «شهادت می‌دهم به کارگر هفت‌تپه که فقط برای ماهی یک و دویست از زندگی سیر شد.» این کارگران طی ما‌ه‌های اخیر به صورت روزانه به تعویق حقوق و عدم رسیدگی به مطالباتشان اعتصاب کرده‌اند.

پایان اعتصاب غذا؛ وعده رییس زندان به جابه‌جایی مجدد معترضان آبان در فشافویه

روز شنبه ۱۲مهر۱۳۹۹، شش زندانی سیاسی که در «فشافویه» اعتصاب غذا کرده بودند، با وعده رییس زندان مبنی بر پذیرفتن مطالبه‌شان، به اعتصاب خود پایان دادند.

«علی بی‌کس»، «اکبر فراجی»، «رامین باقریانک»، «سیامک مقیمی»، «محمد بیگی» و «خالد پیرزاد» زندانیانی هستند که در پی جابه‌جایی از تیپ ۵ به تیپ ۲ زندان تهران بزرگ (فشافویه) اعتصاب غذا کرده بودند.

روز شنبه، «اصغر فتحی»، رییس زندان، به زندانیان قول داد که آن‌ها را مجدد به تیپ ۵ برمی‌گردانند. به گفته زندانیان، تیپ ۲ از بدترین بخش‌های این زندان است که فقدان کامل بهداشت می‌تواند توصیف موجز و کافی آن باشد. در کنار شش زندانی سیاسی که اعتصاب غذا کرده بودند، بقیه زندانیانی که منتقل شدند نیز از دریافت غذای زندان اجتناب کرده بودند.

حال با وعده فتحی مبنی بر بازگرداندن این گروه از زندانیان به تیپ ۴، این اعتصابات پایان یافت.

چهارشنبه نهم مهر بود که به دستور رییس «زندان تهران بزرگ»، گروهی از زندانیان سیاسی و عقیدتی از جمله معترضان آبان ۱۳۹۸ را از تیپ ۵ به تیپ ۲ منتقل کردند. برای این جابه‌جایی نیروهای گارد ضد شورش هم حضور داشتند. پیش از انتقال زندانیان، «رضا فتحی» که معاونت زندان را بر عهده دارد، در میان معترضان آبان خبر این انتقال را اعلام کرده بود.

پیش‌تر، یکی از معترضان به این جابه‌جایی در خصوص برخورد معاونت زندان با اعتراض آن‌ها به «ایران‌وایر» گفته بود: «به آن‌ها گفتیم ما برده نیستیم که به سلیقه شخصی‌ خود ما را جابه‌جا کنید. از اوین ما را به این‌جا آوردید، از این بند به آن بند و حالا باز هم می‌خواهید ما را جا‌به‌جای‌ کنید؟ به آن‌ها گفتیم ما سوگوار پدر امیر(امیرحسین مرادی) هستیم. اگر قرار بود به این برخوردهای غیرانسانی تن بدهیم، اعتراض نمی‌کردیم و زندانی نمی‌شدیم. ما چیزی برای از دست دادن نداریم.»

رضا فتحی زمان قتل «علیرضا شیرمحمدعلی»، زندانی سیاسی، ریاست تیپ یک را بر عهده داشت. فتحی که در رابطه با مسئله قتل این زندانی، از سمت خود برکنار شده بود، کم‌تر از دو هفته است که به کادر مدیریتی زندان تهران بزرگ بازگشته است.

زندانیان پس از انتقال به تیپ ۲ و مواجهه با وضعیت غیربهداشتی و آلوده، اعتصاب غذا کردند یا از دریافت غذای زندان سر باز زدند. آن‌ها اعتصاب  خود را با اعتماد به وعده رییس زندان مبنی بر این جابه‌جایی مجدد، پایان دادند.

Design a site like this with WordPress.com
Get started