سهیل عربی؛ گزارشی از وضعیت زندان تهران بزرگ(فشافویه)

«سهیل عربی»، زندانی سیاسی که دوران محکومیت خود را در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ می گذراند، با انتشار پیامی صوتی از وضعیت این زندان می گوید.

این زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ، که در آبان ماه ۱۳۹۲، به‌خاطر نوشتن مطالبی انتقادی در رسانه های اجتماعی ابتدا به حکم مراجع قضایی به «سب النبی» متهم و به اعدام محکوم شده و سپس حکم وی به ۷ سال حبس تعزیری کاهش پیدا کرد، طی انتشار پیامی صوتی به تشریح وضعیت نامناسب زندان تهران بزرگ (فشافویه) پرداخته است.

در این فایل صوتی که به دست کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی رسیده، سهیل عربی از وضعیت ناگوار بهداشتی زندان فشافویه در شرایط بحران کرونا گفته است.

این زندانی سیاسی در این فایل به عدم رعایت پروتکل های بهداشتی در شرایط شیوع کرونا در زندان تهران بزرگ اشاره کرده و از وفور مواد مخدر و قرص های روانگردان در زندان و استعمال آن توسط زندانیان و  عدم وجود مواد و وسایل بهداشتی، نبود فضای مناسب هواخوری، کتابخانه و محوطه ورزشی می گوید.

سهیل عربی در سخنانش از زندان تهران بزرگ (فشافویه) به نام «بزرگترین شکنجه گاه خاورمیانه» یاد کرده و خواستار بازدید خبرنگاران مستقل از این زندان شده است.

پیشتر کمپین دفاع از زندانیبان سیاسی و مدنی به اطلاعاتی دست یافته بود که حاکی از وضعیت بغرنج و طاقت فرسای زندان تهران بزرگ در دوران کرونا برای زندانیان است. گزارشاتی که از عدم کنترل مقامات این زندان در مهار کرونا حکایت دارد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، پیشتر معاونت سلامت زندان تهران بزرگ، شمار زیادی از زندانیان که پیشتر برخی از آنها به کرونا⁩ مبتلا شده بودند را به تیپ پنج زندان منتقل کرده بود. پس از این اقدام، سالن‌های تیپ ۵ شاهد افزایش تعداد مبتلایان به کووید ۱۹ بوده بطوریکه آمار تخمینی مبتلایان به ۱۶۰ نفر رسید.

عدم کنترل بحران کرونا، نگرانی فعالان مدنی در خصوص کسب اطلاع از وضعیت زندانیان سیاسی که در سالن‌های تیپ پنج زندان تهران بزرگ نگهداری می‌شود را دو چندان کرده بود.

مصطفی عبدی، عباس دهقان، کیانوش عباسزاده، محمد حبیبی، سهیل عربی، زرتشت احمدی‌راغب، شاپور احسانی‌راد، امیر حسین مرادی، سعید تمجیدی، محمد رجبی و محمد شریفی‌مقدم از جمله زندانیان سیاسی و عقیدتی هستند که در تیپ پنج زندان تهران بزرگ نگهداری می‌شوند.

سهیل عربی از مشکلات جسمی متعددی  از جمله سرفه‌های شدید، افت شدید قندخون ، درد شدید ناشی از «ترومای بلانت» و عفونت در بدن رنج می برد.

پیشتر مسئولان بهداری این زندان ادعا کرده بودند که پرونده پزشکی این زندانی سیاسی که از بیماری هیدروسل    « جمع شدن آب در بیضه» رنج می برد مفقود شده و از وی خواستند مجدداً مدارک پزشکی خود را به آنها ارائه کند.

سهیل عربی از روز دوشنبه ۲۶ اسفندماه ۱۳۹۸ در اعتراض به شرایط نامساعد نگهداری زندانیان در زندان تهران بزرگ و تداوم حبس خود از خوردن و آشامیدن امتناع کرده بود.

سهیل عربی روز چهارشنبه ۲۸ اسفندماه گذشته به بیمارستان امام خمینی تهران اعزام شده بود اما به دلیل عدم پذیرش وی توسط بیمارستان بدون رسیدگی پزشکی به زندان بازگردانده شد. گفته می‌شود این اقدام به دلیل بدهکاری سازمان زندان‌ها به بیمارستان و عدم تقبل هزینه‌ها از سوی زندان تهران بزرگ عنوان شده بود.

«سهیل عربی» از ۱۶ آبان ماه ۱۳۹۲ در بازداشت و زندان به سر می‌برد و تمام این مدت از مرخصی نیز محروم بوده است. وی در تاریخ ۱ بهمن ماه ۱۳۹۸، از زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شد.

وی همزمان با اینکه پس از تغییرات بسیار در روند دادرسی و احکام صادره در حال تحمل دوران محکومیت ۷ سال و شش ماهه خود در زندان تهران بزرگ بود، از بابت پرونده ای جدید که در زندان علیه وی مفتوح شده بود در تاریخ ۳۱ شهریور ماه ۱۳۹۷، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهامات “فعالیت تبلیغی علیه نظام” و “تشویش اذهان عمومی” به ۳ سال حبس، ۳ سال تبعید و جزای نقدی محکوم شد.

محمد شریف سالم دیزجی به مرخصی اعزام شد

روز پنجشنبه ۲۷ شهریورماه، محمد شریف سالم دیزجی، زندانی سیاسی اهل ارومیه از زندان این شهر به مرخصی اعزام شد. پیشتر حکم سه سال حبس تعزیری وی توسط شعبه صادرکننده رای به یکسال و شش ماه حبس تعزیری کاهش پیدا کرد.

به نقل از کردپا، امروز پنجشنبه ۲۷ شهریورماه ۱۳۹۹، محمد شریف سالم دیزجی، زندانی سیاسی اهل ارومیه از زندان مرکزی ارومیه به مرخصی اعزام شد.

محمدشریف سالم دیزجی، اهل روستای دیزج مرگور از توابع شهرستان ارومیه، که جهت تحمل دوران محکومیت یک سال و شش ماهه خود در زندان ارومیه بسر می‌برد، پیش از این نیز در اردیبهشت‌ماه ۹۹، در پی ابتلا به بیماری کرونا به بیمارستان طالقانی ارومیه منتقل شده و سپس در تاریخ ۹ تیرماه ۱۳۹۹، با پایان مرخصی استعلاجی به زندان مرکزی ارومیه بازگشت.

این شهروند، اواخر مهرماه ۹۸ توسط شعبه‌ی دوم دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی علی شیخلو به اتهام “همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون” به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

این حکم در نهایت توسط شعبه‌ یکم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی به سه سال حبس تعزیری کاهش پیدا کرد و روز یکشنبه ۸ دی‌ماه ٩٨ در زندان به وی ابلاغ شد. حکم سه سال حبس تعزیری وی توسط شعبه صادرکننده رای به یکسال و شش ماه حبس تعزیری کاهش پیدا کرد.

محمدشریف سالم دیزجی در تاریخ ۱ مهرماه ٩٨، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در تاریخ ۵ مهرماه با اتمام بازجوییها به بند ۳-۴ عمومی زندان ارومیه منتقل شده بود.

محمد شریف سالم دیزجی به مرخصی اعزام شد

روز پنجشنبه ۲۷ شهریورماه، محمد شریف سالم دیزجی، زندانی سیاسی اهل ارومیه از زندان این شهر به مرخصی اعزام شد. پیشتر حکم سه سال حبس تعزیری وی توسط شعبه صادرکننده رای به یکسال و شش ماه حبس تعزیری کاهش پیدا کرد.

به نقل از کردپا، امروز پنجشنبه ۲۷ شهریورماه ۱۳۹۹، محمد شریف سالم دیزجی، زندانی سیاسی اهل ارومیه از زندان مرکزی ارومیه به مرخصی اعزام شد.

محمدشریف سالم دیزجی، اهل روستای دیزج مرگور از توابع شهرستان ارومیه، که جهت تحمل دوران محکومیت یک سال و شش ماهه خود در زندان ارومیه بسر می‌برد، پیش از این نیز در اردیبهشت‌ماه ۹۹، در پی ابتلا به بیماری کرونا به بیمارستان طالقانی ارومیه منتقل شده و سپس در تاریخ ۹ تیرماه ۱۳۹۹، با پایان مرخصی استعلاجی به زندان مرکزی ارومیه بازگشت.

این شهروند، اواخر مهرماه ۹۸ توسط شعبه‌ی دوم دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی علی شیخلو به اتهام “همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون” به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

این حکم در نهایت توسط شعبه‌ یکم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی به سه سال حبس تعزیری کاهش پیدا کرد و روز یکشنبه ۸ دی‌ماه ٩٨ در زندان به وی ابلاغ شد. حکم سه سال حبس تعزیری وی توسط شعبه صادرکننده رای به یکسال و شش ماه حبس تعزیری کاهش پیدا کرد.

محمدشریف سالم دیزجی در تاریخ ۱ مهرماه ٩٨، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در تاریخ ۵ مهرماه با اتمام بازجوییها به بند ۳-۴ عمومی زندان ارومیه منتقل شده بود.

الهه جباری به زندان اوین منتقل شد

الهه جباری، متهم سیاسی روز دوشنبه ۲۴ شهریورماه از بازداشتگاه یکی از نهادهای امنیتی در تهران به بند زنان زندان اوین منتقل شد. خانم جباری که ۲۳ سال سن دارد، پیشتر به دلیل فعالیت در فضای مجازی بازداشت شده است.

پارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز دوشنبه ۲۴ شهریورماه ۱۳۹۹، الهه جباری، متهم سیاسی از بازداشتگاه یکی از نهادهای امنیتی در تهران به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

تاریخ دقیق بازداشت و نهاد بازداشت کننده خانم جباری مشخص نیست؛ با این حال گفته می‌شود او چندی پیش به دلیل فعالیت در فضای مجازی توسط ماموران امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه یکی از نهادهای امنیتی در تهران منتقل شده بود.

خانم جباری در حال حاضر در قرنطینه بند زنان زندان اوین بسر می‌برد و به فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق فعالیت در فضای مجازی (توییتر و اینستاگرام) متهم شده است.

خانم جباری، متولد ۱۳۷۶ و ساکن تهران است.

انتقال ۳ فعال مذهبی اهل سنت پس از اتمام بازجوئی به زندان مرکزی ارومیه

امروز پنجشنبه ۲۷ شهریور ماه ۱۳۹۹، آمانج حمزه لو، ماموستا طاهر شیخی و فائق شریعت پناه، سه فعال مذهبی اهل سنت از بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به زندان مرکزی این شهر منتقل شدند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از کُردپا، روز دوشنبه ۲۴ شهریور ماه ۱۳۹۹، فائق شریعت پناه، آمانج حمزه لو و ماموستا طاهر شیخی، سه فعال مذهبی اهل سنت پس از اتمام بازجوئی و تفهیم اتهام در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به  زندان مرکزی این شهر منتقل شدند. 

جملگی این فعالان مذهبی اهل سنت پس از انتقال به زندان مرکزی ارومیه پس از ۲ روز از بند قرنطینه « امن » در تاریخ ۲۶ شهریور ماه ۱۳۹۹، به بند مشاوره منتقل و امروز پنجشنبه ۲۷ شهریور ماه به بند زندانیان سیاسی در این زندان منتقل شدند. 

فایق شریعت پناه – متولد: ۱۳۶۴ – فرزند: نجم الدین، ساکن روستای حاجی آباد از توابع منطقه چومی مجیدخان شهرستان بوکان،  در تاریخ ۲۰ مرداد ماه ۱۳۹۹ توسط نیروهای امنیتی در بوکان بازداشت و برای بازجوئی و تفهیم اتهام به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شد. 

همچنین در تاریخ ۲۳مرداد ماه ۱۳۹۹, آمانج حمزه لویی, دیگر فعال مذهبی اهل سنت ساکن شهرستان بوکان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شده بود. 

همچنین گفته می شود ماموستا طاهر شیخی، هم در تاریخ ۲۰ مرداد ماه ۱۳۹۹، توسط نیروهای امنیتی در بوکان بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شده بود. 

اتهام هر ۳ نفر این فعالان مذهبی اهل سنت عضویت و همکاری با گروه انصارالسنه، که یک گروه مذهبی اهل سنت هست عنوان شده اما از مصادیق حقوقی اتهامات این افراد تا لحظه تنظیم این خبر  در دست نیست. 

حمزه درویش زندانی اهل سنت: رئیسی، گرگی در لباس چوپان است

حمزه درویش، زندانی اهل سنت با انتشار فایلی صوتی از زندان لاکان رشت با انتقاد شدید از روند دادرسی و صدور احکام «فله‌ای» در دوره ریاست ابراهیم رئیسی بر قوه قضاییه، وی را «گرگی در لباس چوپان» و خود را قربانی عدم همکاری با نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی معرفی کرده است.

درویش که از تُرک‌های سنی مذهب تالش در استان گیلان است، در این فایل صوتی می‌گوید: «بیرون از زندان که بودم، وقتی رسانه‌های خبری و حقوقی را دنبال می‌کردم، وقتی مطالبی از ظلم‌های این رژیم، از جنایت‌های این رژیم را می‌خواندم و یا می‌شنیدم، با خود می‌گفتم ظلم هست ولی نه تا حدی که این رسانه‌ها میگویند؛ اما وقتی خودم به زندان افتادم و مستقیماً با قوه قضاییه، قضات، بازپرس‌ها و با کارشناسان وزارت اطلاعات با صحبت کردم و سروکله زدم، ظلم‌ها را با پوست و گوشت و استخوانم لمس کردم، دیدم ظلم‌ها بی‌عدالتی‌ها و جنایت‌ها بیشتر از آن چیزی است که رسانه‌ها می‌گویند و کم‌کاری هم از جانب زندانیان است که اطلاع‌رسانی نمی‌کنند.»

حمزه درویش در بخشی از این فایل صوتی با اشاره به دوره ریاست ابراهیم رئیسی بر قوه قضاییه می‌گوید: «از روزی که ابراهیم رئیسی روی کار آمده ظلم و جنایت‌ها چند برابر شده. بعد از روی کار آمدن این آقا قوه قضاییه دارد فله‌ای حکم صادر می‌کند و وزارت اطلاعات جرات پیدا کرده زندانیان سیاسی را بیشتر اذیت کند و مسئولین زندان‌ها هم تبدیل‌ شدن به تکمیل‌ کننده ظلم‌ها و جنایت‌های باقی‌مانده این رژیم. آقای رئیسی فقط بلد است شعارهای پوچ و بی‌اساس بدهد. شعارهایی که فقط به درد صداوسیمای این رژیم می‌خورد. آقای رئیسی آمده تا ببیند کدام مظلوم کمتر در حقش ظلم شده تا ظلم را در حقش تمام کند. چون نفس این شخص با ظلم ارضا می‌شود. چون ظلم به پایه و اساس این رژیم مستبد تبدیل‌شده.»

این زندانی محبوس در زندان لاکان رشت در ادامه این فایل صوتی با اشاره به عدم رسیدگی به وضعیت زندانیان بیمار در زندان‌های ایران خطاب به رئیس قوه قضاییه می‌گوید: «آقای رئیسی هیچ می‌دانی در زندان‌های ایران چه خبر است. هیچ می‌دانی در بازداشتگاه اوین بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات و بند ۲ الف سپاه چه ظلم‌ها و جنایت‌هایی در حق زندانیان سیاسی می‌شود. در همین زندان لاکان سالن ۸ آدمی داریم که چهار سال است در زندان کور شده رسیدگی نمی‌شود. آدمی داریم بیماری سل گرفته رسیدگی نمی‌شود. دو هفته پیش شخصی ۳۵ ساله به اسم حسین شکوری آسم داشت به علت عدم رسیدگی پزشکی فوت کرد.»

این زندانی سیاسی ۲۷ ساله در این فایل صوتی با اشاره به برخی احکام صادر شده در دادگاه‌های ایران می‌افزاید: «آقای رئیسی هیچ می‌دانی آقای محمد مقیسه رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، ۲۵ جوان کرد زبان ایرانی را در ۲۰ دقیقه دادگاهی کرد و به ۱۶ نفر از آن‌ها حکم اعدام داد که اعدام هم شدند. اگر واقعاً راست میگویی که می‌خواهی از حق مظلومین دفاع کنی با رئیس اجرای احکام دادسرای شعبه یک مقدس آقای محمد برائه برخورد کن که دستش به خون زندانی سیاسی ۲۰ ساله آقای علیرضا شیرمحمدعلی آلوده است.»

آقای درویش در سال ۱۳۹۵ از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه، به اتهام‌های «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیت ملی کشور» به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم‌ شده است.

حمزه درویش در این فایل صوتی درباره شرایط کنونی پرونده خود می‌گوید: «۴ سال است که به دنبال اعاده دادرسی هستم و بارها درخواست اعاده دادرسی کردم؛ اما قوه قضاییه می‌گوید تو چه گناهکار باشی چه بی‌گناه برای ما فرقی ندارد تا زمانی که تائید وزارت اطلاعات نباشد ما درخواست اعاده دادرسی تو را نمی‌پذیریم. الآن هم مرا به‌زور اینجا (زندان لاکان رشت) آورده‌اند تا نتوانم درخواست اعاده دادرسی خود را پیگیری کنم. هر هفته هم مرا می‌برند و شکنجه می‌کنند تا همکاری را با این جنایت‌کارها قبول کنم.»

این زندانی اهل سنت که متهم به ارتباط با گروه «دولت اسلامی» (داعش) است، در این فایل صوتی خود را قربانی عدم همکاری با نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی معرفی کرده و می‌افزاید: «من ۶ ماه در ترکیه بودم و بعد به ایران آمدم. ۲ ماه در بازداشتگاه اوین بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات بودم چون مشکل امنیتی نداشتم با وثیقه ۱۵۰ میلیونی آزاد شدم. یک سال بیرون بودم و در این مدت اداره اطلاعات رشت از من همکاری‌هایی خواست که توانایی انجام آن را نداشتم. چون‌که جان خودم و خانواده من به خطر می‌افتاد و هم از طرفی این کار غیرانسانی و غیرشرعی است. جرمی هم مرتکب نشدم. چون همکاری نکردم با من لج کردند، پنج دقیقه مرا دادگاهی کرده و ۱۵ سال به من حبس دادند و اعاده دادرسی من را هم قبول نمی‌کنند. میگویند همین‌که همکاری نکردی خودش جرم محسوب می‌شود.»

درویش در پایان این فایل صوتی که هفت دقیقه و ۳۵ ثانیه است، می‌گوید: «این حکومتی که مدعی مبارزه با تکفیری‌ها در سوریه و عراق است خود از همه تکفیری‌ها تکفیری‌تر است. مال مردم ایران را دارند با این تفکر حلال می‌کنند، به غارت و چپاول می‌برند و صرف کشتن مردم سوریه و یمن می‌کنند. منشأ اصلی تمامی این ظلم‌ها، فسادها، جنایت‌ها، اعدام‌ها، آدم کشی ها، ترورها، دزدی‌ها و اختلاس‌ها به این تفکر بی می‌گردد که یا از ما هستی یا در جبهه دشمن که در این صورت جان و مالت حلال است.»

این زندانی اهل سنت پیش‌تر نیز با انتشار فایل‌های صوتی از زندان بابیان اینکه نیروهای امنیتی وزارت اطلاعات بارها او را تهدید به قتل در داخل زندان کرده‌اند، گفته بود: «می‌گویند اگر با آن‌ها همکاری نکنم به من ایدز، هپاتیت تزریق می‌کنند و می‌گویند در اثر کرونا جان باخت.»

حمزه درویش در سال‌های گذشته بارها نسبت به پرونده‌سازی و اخذ اعترافات اجباری اعتراض کرده و گفته تحت‌فشار مأموران اطلاعات رشت تن به اعتراف اجباری علیه خود داده است. وی همچنین در تیرماه سال جاری در اندرزگاه هشت زندان لاکان رشت در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم و نگهداری در میان مجرمان خطرناک و درخواست برای بازگردانده شدن به زندان رجایی شهر کرج دست به اعتصاب غذا زده بود.

خشونت عریان؛ زخم‌های پنهان اقلیت‌های جنسی و جنسیتی در ایران

«شش رنگ»، پایگاه اطلاع‌رسانی ترنس‌جندرهای ایرانی، به تازگی پژوهشی با نام «زخم‌های پنهان؛ تحقیقی درباره خشونت علیه اقلیت‌های جنسی و جنسیتی در ایران» منتشر کرده است که نتایج تکان‌دهنده‌ای دارد. این پژوهش که روز چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹منتشر شد، نشان می‌دهد که ۶۲ درصد اعضای جامعه اقلیت‌های جنسی و جنسیتی حداقل یک بار از سوی خانواده درجه اول خود مورد خشونت قرار گرفته‌اند.

در این گزارش با «آزیتا دوستی»، پژوهش‌گر حوزه جنسیت که در این پژوهش با شش رنگ همکاری کرده و «شایا گلدوست»، از اعضای جامعه رنگین کمانی و فعال حوزه اقلیت‌های جنسی و جنسیتی که یکی از اعضای مورد پرسش این تحقیق بوده است، گفت ‌وگو کرده‌ایم.

***

بیش از ۴۲ درصد از پاسخ‌دهندگان جامعه مورد پرسش پژوهش موسسه شش رنگ درباره خشونت علیه اقلیت‌های جنسی و جنسیتی گفته‌اند در فضای عمومی مورد آزار جنسی یا تجاوز قرار گرفته‌اند. ۱۵ درصد از این جامعه پاسخ داده‌اند که در مدرسه یا دانشگاه در ایران آزار جنسی دیده و ۳۰ درصد از آن‌ها قربانی خشونت جنسی هم‌سالان خود بوده‌اند. ۱۹ درصد نیز مورد خشونت پلیس یا دستگاه قضایی قرار گرفته‌اند. اما ۶۸ درصد گفته‌اند در برخورد با خشونت، مایل نیستند از دستگاه قضایی کمک بگیرند.

جامعه شش رنگ در این تحقیق با ۲۳۰ عضو جامعه «ال‌جی‌بی‌تی» گفت‌وگو کرده است. بیش از ۹۰ درصد جامعه آماری مورد پرسش این تحقیق، ساکن ایران هستند.

بخش دردناک ماجرا، عدم حمایت خانواده‌ها از اعضای این جامعه است. تنها یک چهارم پاسخ دهندگان گفته‌اند که هنگامی که در معرض تجربه‌های خشونت‌آمیز در بیرون خانه قرار گرفته، با حمایت خانواده خود مواجه شده و ۵۳ درصد گفته‌اند خانواده ناحمایت‌گر و غیرقابل اتکا دارند. حدود ۷۳ درصد از پاسخ دهندگان، در مسیر این خشونت‌ها به خودکشی فکر کرده‌اند.

نگاهی به نتایج این تحقیق، وضعیت بحرانی اعضای اقلیت‌های جنسی و جنسیتی در ایران را به خوبی نشان می‌دهد.

آزیتا دوستی، روان‌شناس و پژوهش‌گر حوزه جنسیت که دانشجوی مقطع دکترای سلامت است و در چهارسال گذشته به عنوان محقق با شش رنگ همکاری کرده، از جمله پژوهش‌گرانی است که در جریان تهیه پرسش‌نامه و تحلیل و نگارش یافته‌های این تحقیق مشارکت داشته است.

او در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» توضیح می‌دهد ۲۳۰ نفر از ۳۹ شهر ایران که از تهران، شیراز و مشهد گرفته تا بوکان و قم و صومعه‌سرا و مهاباد را شامل می‌شود، برای سنجش جامعه اقلیت‌های جنسی که یک قشر نامریی جامعه هستند و زیست و هویت زیرزمینی و مخفیانه دارند، نمونه قابل قبولی است.

این پژوهش بر اساس یک زمینه‌یابی با سوالات باز برای پاسخ‌دهی انجام شده است؛ بدین معنا که پاسخ دهندگان این امکان را داشته‌اند علاوه بر انتخاب گزینه‌ها، پاسخ مشروح‌ خود را نیز اضافه کنند. پرسش‌نامه مورد نظر در شبکه‌های اجتماعی شش رنگ، یعنی در فضایی که مخاطبان اصلی آن اقلیت‌های جنسی هستند، منتشر شده است.

آزیتا دوستی درباره اعتبار این داده‌ها می‌گوید: «در تمام دنیا دسترسی به گروه‌های به حاشیه رانده شده به منظور انجام پژوهش بسیار دشوار است. با این حال، شش رنگ به واسطه یک دهه فعالیت در زمینه حقوق این جامعه، در این سال‌ها با شبکه‌ای از این افراد در تعامل و تماس نزدیک بوده است. ما در جریان مشاوره‌ها، گفت‌وگو و تماس‌هایی که خود این افراد در طی سال‌های اخیر با ما داشته‌اند، نوع روایت‌ها و تجربه زیست آن‌ها را می‌شناسیم. البته که در هیچ پژوهشی امکان راستی آزمایی صد درصدی پاسخ‌ها وجود ندارد و اساس پژوهش، بر اعتماد به گزارش پاسخ دهندگان استوار است. با این حال، این داده‌ها با آن‌چه ما از مشکلات این جامعه می‌شناسیم، هماهنگی و تطابق کامل دارد. هیچ یک از روایت‌ها اغراق شده و مصنوعی نیستند و داده‌ها نیز با اطلاعات جانبی دیگری که قبل‌تر به صورت پراکنده اما بی‌شمار به دست ما رسیده بودند، هم‌خوانی کامل دارند. به عبارت بهتر، این پژوهش به ما کمک کرد بتوانیم این آمار و گزارش‌های غیر رسمی را در قالبی سازمان‌دهی شده مورد سنجش قرار دهیم. وگرنه ما پیش از این هم می‌دانستیم که این جامعه تحت انواع خشونت و از سوی نهادهای گوناگون اجتماع قرار دارد.»

۱۵ درصد پاسخ دهندگانی که در به سرانجام رساندن تحقیق زخم‌های پنهان مداخله داشته‌اند، زیر ۱۸ سال و تقریبا نیمی از آن‌ها بین ۱۵ تا ۲۵ سال بوده‌اند.

شایا گلدوست، عضو جامعه رنگین کمانی و فعال حقوق اقلیت‌های جنسی و جنسیتی، یکی از افراد مورد پرسش در این تحقیق است. او به «ایران‌وایر» می‌گوید تجربه تجاوز فیزیکی نداشته است که بخواهد با دیگران در میان بگذارد اما در طول سال‌های زندگی، از کودکی و نوجوانی بسیار مورد تعرض و خشونت قرار گرفته است: «از سوی خانواده، نزدیکان، هم‌کلاسی‌ها، معلم‌ها و در محیط دانشگاه. همه این‌ها چنان اثرات مخربی از خود به جای گذاشته‌اند که تا همین دم که ۳۴ساله هستم و در ایران زندگی نمی‌کنم هم از دایره آن آسیب‌ها به طور کامل مصون نیستم.»

او از سنین کودکی با این تجربه‌های تلخ آشنا بوده است: «از سن پایین در مدرسه به خاطر ناآگاهی هم‌کلاسی‌ها و معلم‌ها و برای این که رفتارم، حرکاتم، حرف زدن و نشست و برخاستم با دیگران متفاوت بود، مورد تمسخر قرار می‌گرفتم یا با القاب زشت خطابم می‌کردند. به خاطرم هست حتی واهمه داشتم دست‌شویی بروم. چون می‌ترسیدم کسی آزارم بدهد، احیانا لباسم را در بیاورد یا برهنه‌ام کند. البته اوضاع در دوره دبیرستان سخت‌تر هم شد. چون در آن جا شما با افراد بالغ در ارتباط هستید، نه با کودکان معصومی که بلوغ را تجربه نکرده و با مسایل جنسی و جنسیتی آشنایی چندانی ندارند.»

آن روزها هویت جنسیتی زنانه‌ شایا هرگز به رسمیت شناخته نشد و همیشه به خاطر این هویت، هم در جامعه مردان و هم در جامعه زنان مورد تبعیض قرار گرفت.

بیشترین آسیب خشونت، متوجه چه گروهی از جامعه هدف این پژوهش بوده است؟

 آزیتا دوستی در پاسخ به این سوال می‌گوید: «در واقع هیچ گروهی از این خشونت مصون نبوده‌ است. ممکن است برخی به اشتباه تصور کنند افراد ترنس به دلیل این که در قوانین جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته می‌شوند، در معرض آسیب و خشونت کمتری هستند. حال آن که این افراد اغلب به این دلیل که بیان جنسیتی آن‌ها خارج از چارچوب هنجارهای جنسیتی جامعه است، بسیار بیشتر هدف تمسخر و آزار و تحقیر و مزاحمت‌های جنسی واقع می‌شوند و ترس از تجاوز، یکی از رایج‌ترین ترس‌های آن‌ها است. بسیاری از آن‌ها در مدرسه هدف قلدری و در محیط کار مورد تجاوز قرار می‌گیرند. از سویی، جرم‌انگاری رابطه بین دوهم‌جنس، همجنس‌گرایان و دوجنس‌گرایان را در معرض ارعاب، تهدید یا باج گیری قرار می‌دهد. آن‌ها باید به طور مداوم مراقب باشند که روابط‌‌شان را در محیط کار، خانواده و تحصیل مخفی نگه دارند. خشونت‌هایی مانند ازدواج اجباری بیشتر زنان همجنس‌گرا و دوجنس‌گرا و مردان ترنس‌جندری را هدف قرار می‌دهد که جراحی تطبیق جنسیت انجام نداده‌اند.

شایا گلدوست هم پیش از انجام عمل جراحی، این خشونت را تجربه کرده بود: «من نه در جامعه مردان جایگاهی داشتم، نه در جامعه زنان. این‌ها باعث می‌شدند که زمینه تبعیض بسیار فراتر باشد. هویت جنسی زنانه‌ام از سوی جامعه زنان به رسمیت شناخته نمی‌شد و از دید مردان هم من مردی با روحیات زنانه بودم که بیشتر از دیگران به لحاظ جنسی و سکسی قابل دسترسی است؛ به نوعی یک ابزار جنسی قابل وصول و من از این شیوه نگاه آزار بسیار دیدم.»

او در یک دوره از زندگی‌ خود به خاطر زخم زبان‌ها، تحقیرها، نگاه ناخوشایند دیگران و تمسخر آدم‌های پیراموش، انزوا را برگزید و تا مدت‌ها از خانه خارج نمی‌شد: «در سال‌های قبل از جراحی و زمانی که از طرف خانواده و برخی دوستانم طرد شده بودم.روزهایی که کماکان تغییر پوشش نداده و هورمون‌تراپی نکرده بودم  تا با پوشیدن روسری و مخفی کردن جسم منتسب به مردانه‌ام، بتوانم آن احترامی را که باید به هویت جنسی زنانه‌ام گذاشته می‌شد  از جامعه بخرم، آن قدر این تمسخرها، تعرض‌ها و دست انداختن‌ها روی روح و روانم اثر نامطلوبی گذاشته بودند که یا از خانه بیرون نمی‌رفتم یا اگر مجبور بودم، خودم را با کلاه و عینک مخفی می‌کردم.»

آزیتا دوستی معتقد است اقلیت‌های جنسی که دارای معلولیت هستند یا تعلق اتنیکی و طبقاتی خاصی دارند، تبعیض‌های چند لایه را تجربه می‌کنند و بیشتر در معرض خشونت هستند:  «معلولیت وابستگی فرد را به خانواده افزایش می‌دهد و امکان حرکت آزادانه‌ او را سلب می‌کند. لذا توانایی مقابله با خشونت در فرد دارای معلولیت کاهش می‌یابد و تبعیض مضاعفی را متحمل می‌شود. متاسفانه امکان‌ کمتری هم برای اتمام تحصیلات و یافتن شغل دارد. مجموع این عوامل، منجر به تداوم خشونت علیه این افراد می‌شود و خروج از مناسبات خشونت بار را برای آن‌ها دشوارتر می‌کند. در محیط‌های کوچک‌تر، پنهان کردن هویت جنسیتی و گرایش جنسی، دشوارتر و ترس از افشای آن شدیدتر است. تصور کنید فرد ترنسی که در تهران کار و زندگی می‌کند، بعد از تطبیق جنسیت این امکان را دارد که با تغییر محله، مثلا از شرق به غرب تهران، با نام و هویت جدیدش زندگی کند و در محیط دیگری هم مشغول به کار شود تا کمتر در معرض کنجکاوی و آزارهای کلامی واقع شود. ولی کسی که ساکن یک روستا یا شهرستان کوچک است و معیشت او وابسته به کشاورزی یا باغ‌داری است، امکان زیادی برای تغییر مکان ندارد و این یعنی آسیب‌پذیری و فشار مضاعف بر این افراد.»

او تشریح می‌کند که معمولا خشونت‌های اعمال شده علیه این افراد چندان هم پنهان نیستند: «اتفاقاً به پشتوانه قوانین ناعادلانه، اغلب این خشونت‌ها بسیار آشکار هستند اما کمتر درباره آن‌ها حرف زده می‌شود. این روزها در فضای مجازی صحبت از خشونت و آزار جنسی زیاد است اما متاسفانه کمتر روایتی درباره خشونت علیه اقلیت‌های جنسی می‌خوانیم. افراد جامعه ال‌جی‌بی‌تی خشونت و آزار جنسی را نه تنها در خانواده و مدرسه و خیابان بلکه در برخورد با سیستم قضایی، پلیس، قضات و عاملان دستگاه قضایی هم تجربه می‌کنند. اما متاسفانه این جامعه صدایی ندارد چرا که در ایران هویت و زیست اقلیت‌های جنسی جرم تلقی می‌شود و به محض این که کسی از اعضای این جامعه بخواهد درباره تجاوز و خشونت جنسی علیه خودش ادعایی کند، نه تنها از سوی جامعه با هم‌دردی مواجه نمی‌شود بلکه قوانین و افکارعمومی او را متهم می‌کنند. به این ترتیب، در حالی که تعدادی از زنان یا حتی مردان بازمانده خشونت و تجاوز ممکن است بتوانند برای دادخواهی اقدام کنند، برای یک مرد همجنس‌گرا یا یک زن ترنس‌جندر این امکان عملاً وجود ندارد.»

شایا گلدوست نیز تاکید می‌کند که این تعرض‌ها و تبعیض‌ها حتی در جریان پروسه قانونی و مراجعه به دادگاه و پزشکی قانونی‌ نیز برای وی وجود داشته است؛ آن‌هم از سوی کسانی که باید نقطه امن جهان آن‌ها می‌بودند: «لاس زدن‌ها و تعرض‌های کلامی را باید تحمل می‌کردم تا بتوانم مسیر پر پیچ و خم قانونی را طی کنم و کارم راه بیفتد. باید به هزار و یک سوالی که هیچ ربطی به ماجرا نداشت و صرفا از سر کنجکاوی پرسیده می‌شدند، جواب می‌دادم یا این که خودم را توضیح می‌دادم تا کارم رو به روال باشد. بعدها در جریان روند پزشکی و حتی پروسه روان‌پزشکی هم این خشونت‌ها را تجربه کردم.»

 او تا زمانی که ساکن ایران بوده، از این که کسی بفهمد یک ترنس است یا جراحی کرده، به شدت واهمه داشته است: «چندین بار کارم را از دست دادم. وقتی کارفرما می‌فهمید که ترنس هستم، عذرم را می‌خواست. با این همه، وقتی از ایران خارج شدم، تمام همتم را به خرج دادم تا ترس‌هایم را کنار بگذارم و به خودباوری برسم. همین خودباوری باعث شد از میزان فشارهای اجتماعی پیرامونم کاسته شود.»

هدف پژوهش‌گران شش رنگ در این تحقیق فقط ذکر آمار نبوده، آن‌ها دنبال راه‌حل هم بوده‌اند. آزیتا دوستی می‌گوید: «پرسش‌نامه به مدت یک ماه در شبکه‌های اجتماعی شش رنگ قرار داشت و در پایان ۲۳۰ نفر به آن پاسخ دادند. نتایج در سطح توصیفی مورد تحلیل قرار گرفتند و بر اساس آن‌ها، ما پیشنهاداتی را برای مبارزه با این خشونت به گروه‌های مختلف، از جمله رسانه‌ها، سازمان‌های غیردولتی و نهادهای بین‌المللی ارایه دادیم. واقعیت این است که قرار گرفتن در معرض این روایت‌ها و کارکردن با این داده‌ها بسیار تکان‌دهنده است. اما علاقه‌مندم بر نقش هر یک از شهروندان در تغییر این مناسبات تاکید کنم. برای تغییر این مناسبات خشونت‌بار، دغدغه‌مندی فعالان این حوزه و سازمان‌های غیردولتی مثل شش رنگ کافی نیست بلکه تغییر مستلزم عزم عمومی است.»

او معتقد است برای مبارزه با خشونتی که ساختارمند و سیستماتیک اعمال می‌شود، به مداخلات ساختاری نیاز است: «ما نه تنها در سطح کلان به تغییر قوانین تبعیض‌آمیز، لغو جرم‌انگاری رابطه دو فرد بالغ هم‌جنس و ایجاد قوانین حمایتی علیه خشونت بر اقلیت‌های جنسیتی نیازمندیم بلکه در مقیاس‌های کوچک‌تر هم نیازمند تغییریم. طرح مسایلی چون حقوق اقلیت‌های جنسی الزاماً قرار نیست به زمانی بعد از تغییر رژیم فعلی موکول شود بلکه هر فردی باید نقش خود را در بازتولید چرخه خشونت شناسایی کند و از خودش بپرسد که من به عنوان یک معلم، یک روان‌شناس، یک والد، یک راننده تاکسی، یک کارفرما، یک هم‌کلاسی، یک سرباز وظیفه یا یک مخاطب در فضای مجازی چه رفتاری داشته‌ام در برخورد با کسانی که زیست، گرایش جنسی، سبک زندگی، بیان جنسیتی و هویت آن‌ها مطابق هنجارهای رایج جنسیتی نبوده است؟ اگر من حامی هستم، اگر تریبونی دارم، اگر فرد تاثیرگذاری هستم، چه کرده‌ام برای حمایت از این گروه به حاشیه رانده شده؟ چه گام‌هایی برداشته‌ام؟ چند نفر را آگاه کرده‌ام؟»

شایا گلدوست هم حرف‌های دوستی را تایید می‌کند و می‌گوید: «خشونت همواره ضرب و شتم و تجاوز به معنای انجام عمل دخول نیست بلکه مفهومی فراتر از این‌ها است. چه بسا ندانیم که چه ساده و بی‌واهمه، دیگری را با زبان و کلام‌ و حتی با نگاه‌مان مورد تعرض و خشونت قرار می‌دهیم. پس به نقش خودمان در آزار جامعه ال‌جی‌بی‌تی پایان دهیم.»

Mohammad Reza Omidi, a Christian convert departed for Borazjan to serve his exile sentence

Mohammad Reza (Youhan) Omidi, a Christian convert from Rasht (northern Iran), travelled to Borazjan city in Bushehr Province to serve a 2-year exile sentence.

This non-Trinitrian Christian convert, who was sentenced in June 2018, by Branch 36 of the Tehran Court of Appeals, presided over by Ahmad Zargar, to 10 years in prison on charges of “acting against national security by propagating Zionist Christianity, and following a retrial in June of this year, the sentence was reduced to 2 years in prison and was released from Evin Prison, left on Monday, September 14, 2020, for Borazjan city in Bushehr Province (southern Iran) to serve a 2-year exile sentence.

According to the report of the Article 18 Organization, Mohammad Reza (Youhan) Omidi, must spend 2 years in internal exile in Borazjan city, the capital of Dashtestan County in Bushehr Province.

Mohammad Reza (Youhan) Omidi was sentenced on May 8, 2017, to 10 years in prison by Branch 26 of the Revolutionary Court of Tehran, headed by Judge Mashallah Ahmadzadeh, on charges of “acting against national security by propagating Zionist Christianity”.

Mohammad Reza (Youhan) Omidi was arrested in Rasht on July 30, 2018, and transferred to Evin Prison in Tehran for serving a 10-year prison sentence.

Following a retrial in June of this year, the prison sentence of this citizen of Rasht was reduced to 2 years and in August of this year he was released from Ward 8 of Evin Prison.

This 47-year-old Christian convert was sentenced to 2 years in exile in Borazjan, in addition to a prison sentence.

The sentence of 2 years banishment to Borazjan city was upheld in June 2018 by Branch 36 of the Tehran Court of Appeals.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ناهید فتحعلیان برگزار شد

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ناهید فتحعلیان، معلم بازنشسته روز چهارشنبه ۲۶ شهریورماه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد. خانم فتحعلیان که در تاریخ ۲۶ فروردین امسال توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شده است، اکنون با گذشت ۵ ماه از زمان دستگیری کماکان به صورت بلاتکلیف در بند زنان زندان اوین در بازداشت بسر می‌برد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز چهارشنبه ۲۶ شهریورماه ۱۳۹۹، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ناهید فتحعلیان، معلم بازنشسته در دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

در جریان این جلسه دادگاه که با حضور ناهید فتحعلیان و در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی برگزار شد، خانم فتحعلیان از بابت اتهاماتی ازجمله اجتماع و تبانی، فعالیت تبلیغی علیه نظام و تخریب اموال دولتی محاکمه شده است.

دادگاه در خصوص مصداق این اتهامات به حضور وی در جریان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ در تهران، پخش پوستر و تراکت‌هایی با محتوای “فعالیت تبلیغی علیه نظام و اعتراض به وضعیت معلمان و بازنشستگان” و ویدئویی ضبط شده از دوربین مداربسته منتسب به وی مبنی بر مشارکت وی در تخریب و تحریق یک بانک در تهران استناد کرده است.

گفته می‌شود خانم فتحعلیان در مراحل ابتدایی رسیدگی به پرونده به اتهامات دیگری ازجمله “محاربه” نیز  متهم شده بود اما در جلسه مورد اشاره این اتهام طرح نشد، هر چند این مسئله به تنهایی برای نتیجه گیری از بابت حذف این اتهام از پرونده کفایت نمی کند.

خانم فتحعلیان در تاریخ ۲۶ فروردین ۹۹، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. او پس از چند روز بازجویی به بند زندان اوین اوین منتقل شد اما در تاریخ ۲۰ اردیبهشت جهت ادامه بازجویی‌ها به یکی از سلول‌های انفرادی بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. این معلم بازنشته نهایتا اواسط شهریورماه امسال با اتمام مراحل بازجویی به بند زنان زندان اوین بازگردانده شد.

خانم فتحعلیان پیشتر در جریان مراحل بازجویی در خصوص مواردی ازجمله پخش پوستر و تراکت‌هایی با محتوای “فعالیت تبلیغی علیه نظام” تحت بازجویی قرار گرفته بود.

خانم فتحعلیان اکنون با گذشت ۵ ماه از زمان دستگیری کماکان به صورت بلاتکلیف در بازداشت بسر می‌برد.

بازداشت ناهید فتحعلیان همراه با بازداشت دستکم ۱۷ شهروند دیگر با اتهامات مشابه بوده است.

اتهام مشترک این شهروندان علیرغم پرونده‌های جداگانه  “همکاری با یکی از سازمان‌های مخالف نظام (سازمان مجاهدین خلق ایران)” عنوان شده است.

بهنام موسیوند به بند عمومی زندان رجایی شهر کرج منتقل شد

بهنام موسیوند، فعال مدنی زندانی امروز چهارشنبه ۲۶ شهریور پس از ۱۰ روز نگهداری در یکی از سلول‌های انفرادی بند امن زندان رجایی شهر کرج با منفی اعلام شدن تست جدید کرونا و بهبودی کامل به سالن ۱۰ بند ۴ زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ظهر امروز چهارشنبه ۲۶ شهریورماه ۱۳۹۹، بهنام موسیوند، فعال مدنی زندانی از بند امن به بند ۴ زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.

انتقال آقای موسیوند به سالن ۱۰ بند ۴ این زندان پس از منفی اعلام شدن تست جدید کرونا و بهبودی کامل صورت گرفته است.

بهنام موسیوند پیشتر در تاریخ ۸ شهریورماه ۹۹ در حالی که دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری می‌کرد، به دلیل بروز علائم ابتلا به بیماری کرونا ازجمله  تب و لرز شدید و از دست دادن حس بویایی و چشایی به بهداری زندان اوین منتقل شد. آقای موسیوند از تاریخ ۱۰ شهریور به دنبال انتقال خود از زندان اوین به سلول‌های انفرادی بند امن زندان رجایی شهر کرج اعتصاب غذا کرد و در تاریخ ۱۵ شهریور همزمان با انتقال خود به بند ۱۰ این زندان به اعتصاب خود پایان داد. این فعال مدنی زندانی در تاریخ ۱۷ شهریورماه مجددا به بهانه مثبت اعلام شدن تست کرونا به سلول انفرادی منتقل شد.

بهنام موسیوند شهریورماه ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در مرحله تجدیدنظر توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” برای وی قابل اجرا است. آقای موسیوند نهایتا در تاریخ ۲۵ خردادماه پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوره محکومیت خود به زندان منتقل شد.

بهنام موسیوند پیش از این نیز سابقه بازداشت و محکومیت دارد.

Design a site like this with WordPress.com
Get started