Yasamin Hanifeh Tabatabaei, political activist sentenced to prison

Monday, August 9, 2020 / Branch 26 of the Revolutionary Court of Tehran, presided over by Iman Afshari, issued a lawsuit against Yasamin Hanifeh Tabatabaei, a female political activist and member of Iran Democratic Front, sentencing her to imprisonment and deprivation of social activities and additional punishment.

According to the report of Human Rights in Iran, on Thursday, July 23, 2020, branch 26 of the Revolutionary Court of Tehran, headed by Iman Afshari, sentenced Yasamin Hanifeh Tabatabaei, a female political activist and member of Iran Democratic Front to 1 year in prison, 2 years of deprivation of membership in political parties and groups, and 4 months of forced labor in a nursing home on charges of assembly and collusion with the intention of disrupting the country’s security and propaganda activities against the regime. 

According to the lawsuit issued by branch 26 of the Revolutionary Court of Tehran, Yasamin Hanifeh Tabatabaei was charged with “propaganda activities against the regime” and “assembly and collusion with the intention of disrupting the country’s security”, which after being acquitted of the second charge, she was sentenced to 1 year in prison and 2 years of deprivation of membership in political parties and groups, as well as 4 months of forced labor in a nursing home, solely on the charge of propaganda activities against the regime.

The hearing on the case of this political activist was held on July 12, 2020, by branch 26 of the Revolutionary Court of Tehran, chaired by Iman Afshari, and Ms. Tabatabaei, after presenting her defense, while considering these two accusations baseless, stated that they were the results of the case, fabricated by the interrogators of the security organs.

Yasamin Hanifeh Tabatabaei, along with Heshmatollah Tabarzadi, secretary general of Iran Democratic Front, was arrested by security forces during a visit to Pasargad in Abadeh (Fars Province) on October 29, 2019, and after being transferred to the detention center of the security forces in Shiraz and informed of the charges, she was transferred to the security ward 209 of the Ministry of Intelligence in Tehran, under security surveillance for interrogation and completion of the case.

After completing the interrogation process and being charged by branch 2 of the Tehran Security Court with assembly and collusion with the intention of disrupting the country’s security and propaganda activities against the regime, she was released on bail of 200 million Tomans, pending trial.

Detention of persons before they are charged and the inability of defendants to access a lawyer are among the violations of international instruments of human rights, Article 9 of the Universal Declaration of Human Rights, and Article 9 of the International Covenant on Civil and Political Rights, adopted on December 16, 1966.

Individuals also enjoy the right to a fair trial, which is an inalienable right, as enshrined in Article 10 of the Universal Declaration of Human Rights (UDHR).

In most cases, the extrajudicial and arbitrary detention of citizens and civil activists with vague and trumped-up accusations is in the line of suppression of Freedom of Expression and opinion, which in International Instrument of Human Rights, in Article 19 of Universal Declaration of Human Rights, as well as in Article 19 of International Covenant on Civil and Political Rights, adopted on December 16th 1966, there is emphasis on not suppressing of the individuals because of Freedom of Expression and opinion. Regarding the principle of freedom of expression, every individual has the right to express his/her opinions and viewpoints in any way possible, without considering border restrictions.

Article 5 of the Criminal Procedure Code stipulates that the accused shall be informed of the charges and provided access to a lawyer as soon as possible. Other defensive rights are mentioned in law, but extrajudicial actions taken by the security services violate the laws that they themselves drafted and claim to be enforced.

زخمی شدن یک کولبر نوجوان بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی در مریوان

در پی شلیک مستقیم نیروهای نظامی در ارتفاعات مرزی شهرستان مریوان یک کولبر ۱۷ ساله زخمی شد.

به نقل از کردپا، در جریان تیراندازی نیروهای نظامی به سمت گروهی از کولبران در ارتفاعات مرزی شهرستان مریوان، یک کولبر ۱۷ ساله زخمی شد.

در این گزارش هویت وی “آرمین احمدی” اهل شهرستان مریوان، عنوان شده است.

در این گزارش به نقل از یک منبع مطلع آمده است، نیروهای نظامی پس از مجروح کردن این کولبر نوجوان، وی را بە حال خود رها کردەاند.

کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می شوند.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیشتر با انتشار یک گزارش مشترک به بررسی عملکرد نیروهای نظامی و تلفات وارده به شهروندان به خصوص در نقاط مرزی کشور در محدوده زمانی سال ۲۰۱۸ پرداخته است.

بر اساس این گزارش به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، قتل ۴۸ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۱۰۴ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی در محدوده غرب و شمال غربی کشور مستند شده است.

مطابق این آمار، در کنار افرادی که هویت آنان به عنوان کولبر روشن شده، ۳۰۰ شهروند در ۱۱ استان کشور به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به واسطه عمل قوای نظامی دچار حادثه شدند.

جلسه سوم دادگاه رسیدگی به اتهامات صدیقه وسمقی برگزار شد / متن لایحه دفاعیه

جلسه سوم و نهائی دادگاه رسیدگی به اتهامات صدیقه وسمقی، سخنگوی دوره اول شورای شهر تهران در تاریخ ۱۴ مرداد در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. جلسه نخست و دوم این دادگاه در تاریخ ۴ و ۲۴ تیرماه امسال در همین شعبه برگزار شد. خانم وسمقی با فرمایشی خواندن روند قضایی پرونده‌اش از حضور در تمامی این جلسات این دادگاه امتناع کرده است. خانم وسمقی در بخشی از دفاعیاتش به آزادی بیان خود به عنوان یک شهروند اشاره کرده و نوشته است “اصولا امضا و صدور بیانیه، ولو بیانیه اعتراضی، مصداق جرم، نه امنیتی و نه سیاسی، محسوب نمی‌شود، بلکه شهروندان بنابر تصریح قانون اساسی جمهوری اسلامی در فصل حقوق ملت دارای آزادی بیان هستند و از آنجا که جرم امنیتی واقع نشده دستگاه‌های امنیتی مانند وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه صلاحیت طرح شکایت درباره صدور بیانیه مذکور را ندارند”. متن کامل لایحه دفاعیه خانم وسمقی در ادامه آمده است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جلسه سوم دادگاه رسیدگی به اتهامات صدیقه وسمقی، سخنگوی دوره اول شورای شهر تهران در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری برگزار شد.

جلسه نخست و دوم این دادگاه در تاریخ ۴ و ۲۴ تیرماه امسال با حضور محمود علیزاده طباطبائی، وکیل مدافع وی در همین شعبه برگزار شد. خانم وسمقی با فرمایشی خواندن روند قضایی پرونده‌اش از حضور در تمامی جلسات این دادگاه امتناع کرده است. وی پیشتر در تاریخ ۱۴ خردادماه امسال با شکایت وزارت اطلاعات به دادگاه انقلاب تهران احضار شد.

صدیقه وسمقی در بخشی از دفاعیات خود نوشته است: “اتهام وارده فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق انتشار یک بیانیه پس از اعتراضات گسترده مردمی در آبان ۹۸ به دنبال سه برابر شدن ناگهانی قیمت بنزین است. این اقدام ناصحیح موجب بروز اعتراضاتی گشت که طی آن عده زیادی از معترضین کشته شدند و ۷۷ تن از جمله این جانب بیانیه ای را در اعتراض به سرکوب و کشتار معترضان امضا نمودیم. یک اشکال اساسی این است که اصولا امضا و صدور بیانیه، ولو بیانیه اعتراضی، مصداق جرم، نه امنیتی و نه سیاسی، محسوب نمی شود، بلکه شهروندان بنابر تصریح قانون اساسی جمهوری اسلامی در فصل حقوق ملت دارای آزادی بیان هستند و از آنجا که جرم امنیتی واقع نشده دستگاه های امنیتی مانند وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه صلاحیت طرح شکایت درباره صدور بیانیه مذکور را ندارند و شکایت آنان مردود است”.

در ادامه متن کامل لایحه دفاعیه  خانم وسمقی آمده است:

به نام خداوند آزادی و خرد

این جانب صدیقه وسمقی، شاعر، نویسنده، عضو هیئت علمی سابق دانشکده الهیات دانشگاه تهران و پژوهشگر علوم اسلامی، با شکایت وزارت اطلاعات و معاونت حقوقی سازمان سپاه پاسداران در تاریخ ۴ تیر ماه ۹۹ به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برای رسیدگی به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام فراخوانده شده‌ام؛ اما به دلایل زیر در دادگاه حضور نخواهم یافت.

دلایل عدم حضور در دادگاه انقلاب:

۱- طبق اصول ۱۵۹ و ۶۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و نیز اصولی مانند ۳۲، ۳۴، ۳۶ و ۳۷ که از مراجع صالحه می گوید، دادگاه انقلاب صلاحیت رسیدگی به دعاوی را ندارد و کلیه دعاوی باید در دادگستری مورد رسیدگی قرار گیرد.
۲- رسیدگی به جرایم سیاسی طبق اصل ۱۶۸ قانون اساسی باید علنی و با حضور هیئت منصفه صورت پذیرد. ادعای امنیتی بودن اتهامات سیاسی، ماهیتا اتهام سیاسی را امنیتی نمی کند و امنیتی خواندن اتهامات سیاسی تحریف موضوع و ترفندی است برای انکار وجود زندانی سیاسی و تغییر روند دادرسی و عدم تشکیل دادگاه با حضور هیئت منصفه، هرچند که رسیدگی به اتهامات امنیتی نیز باید تابع قوانین و آیین دادرسی باشد.
۳- بی اعتنایی و بی احترامی به قانون و آیین دادرسی، در رسیدگی به اتهامات سیاسی، در دادگاه انقلاب.
۴- عدم رعایت بی طرفی توسط روسای شعب دادگاه انقلاب در رسیدگی به اتهامات سیاسی.
۵- عدم رعایت حداقل شئونات منصب قضاوت توسط برخی قضات دادگاه انقلاب.
۶- عدم استقلال دستگاه قضایی و قضات در رسیدگی به اتهامات سیاسی بنابر آنچه خود از برخی مسئولان شعب دادگاه انقلاب شنیده‌ام و بنابر دلایل و قرائن بسیار دیگر.
۷- عدم رعایت بی طرفی شاکیان پرونده و دادستان محترم و بازپرس شعبه‌ی ۴ دادسرای فرهنگ و رسانه که توضیح آن خواهد آمد.
وقتی که یک محاکمه عادلانه و بی‌طرفانه در انتظار من نیست، و هنگامی که قرار است محاکمه بر مبنای کیفرخواستی صورت گیرد که بر اساس گزارشات دستگاههای امنیتی ذی‌نفوذ تهیه شده و مورد ارزیابی حقوقی دادستان قرار نگرفته و جانب بی طرفی، هم در گزارشات و هم در کیفرخواست، رعایت نشده است، چرا باید در دادگاه حضور یابم؟ شاید کسی بپرسد پس چرا سال ۹۶ در دادگاه حضور یافتی؟ می گویم: می خواستم تجربه ی شخصی خود را از محاکمه در دادگاه انقلاب ثبت کنم.

عنوان اتهامی و مستندات:

در کیفرخواست به فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق امضای بیانیه با عنوان « به خواسته ی مردم احترام بگذارید » متهم شده‌ام. مقصود از بیانیه ی مذکور، بیانیه ای است که من به اتفاق هفتاد و شش تن دیگر پس از اعتراضات آبان ۹۸ امضا کرده و به سرکوب و کشتار معترضان اعتراض نمودیم.

مهمترین مستندات کیفرخواست به شرح زیر است:

– شکایت و اعلام جرم توسط وزارت اطلاعات(۹۸/۸/۲۶) و سازمان اطلاعات سپاه ( ۹۸/۹/۶).
– اقرار صریح برخی از متهمین به اطلاع از مفاد بیانیه و عدم تکذیب امضای خود.
– عدم ارائه هرگونه دلیل اثباتی از سوی متهمین مبنی بر اینکه جان باختگان آبان ۹۸ در اثر شلیک گلوله توسط نیروهای نظام جمهوری اسلامی کشته شده اند در حالی که علت مرگ برخی افراد عادی و بی گناه که بر اثر سناریوی کشته سازی عده ای آشوب گر و فرصت طلب مشخص نشده و نظر رهبر انقلاب این بوده که این افراد شهید محسوب گردند.
– متهمین دارای یک گرایش سیاسی هستند.
در گزارش وزارت اطلاعات و معاونت حقوقی سازمان اطلاعات سپاه مستندات دیگری نیز اختصاصا علیه این جانب مطرح شده که عبارتند از:
– مقاله ای تحت عنوان « تکلیف آمران و مباشران قتل ها چه می شود؟»
– امضای بیانیه ای با جمعی از نواندیشان دینی در تاریخ ۹۷/۱۱/۱۲ با عنوان« ما خواستار جدایی دین و دولت در ایران هستیم»
– امضای بیانیه ای که به مذاکره با آمریکا توصیه می کند.
– گفتگو با برخی رسانه های فارسی زبان خارج کشور

شرح دفاعیات:

پیش از هر سخنی لازم می دانم دو اشکال عمده و اساسی را که بر شکایت مطروحه و تشکیل پرونده حاضر وارد می دانم مطرح کنم. آن دو عبارتند از:الف: چنان که در کیفر خواست آمده، اتهام وارده فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق انتشار یک بیانیه پس از اعتراضات گسترده مردمی در آبان ۹۸ به دنبال سه برابر شدن ناگهانی قیمت بنزین است. این اقدام ناصحیح موجب بروز اعتراضاتی گشت که طی آن عده زیادی از معترضین کشته شدند و ۷۷ تن از جمله این جانب بیانیه ای را در اعتراض به سرکوب و کشتار معترضان امضا نمودیم. یک اشکال اساسی این است که اصولا امضا و صدور بیانیه، ولو بیانیه اعتراضی، مصداق جرم، نه امنیتی و نه سیاسی، محسوب نمی شود، بلکه شهروندان بنابر تصریح قانون اساسی جمهوری اسلامی در فصل حقوق ملت دارای آزادی بیان هستند و از آنجا که جرم امنیتی واقع نشده دستگاه های امنیتی مانند وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه صلاحیت طرح شکایت درباره صدور بیانیه مذکور را ندارند و شکایت آنان مردود است. انجام تحقیقات پرونده در دادسرای فرهنگ و رسانه، خود گویای آن است که شاکی و دادستان نیز بر همین عقیده بوده‌اند که اتهام، اتهام امنیتی نیست. به علاوه بیانیه مورد بحث با سرکوب اعتراضات به طور کلی توسط هر نهاد و سازمانی که صورت گیرد مخالفت کرده و نهادهای خاص مانند وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه، بنا بر تعریف شاکی خصوصی و عمومی در مواد ۱۰ و ۱۱ قانون آیین دادرسی کیفری نمی توانند به عنوان شاکی در پرونده وارد شوند. اگر جرمی عمومی با صدور بیانیه واقع شده باشد، تنها مدعی العموم صلاحیت طرح ادعای خود را دارد.

ب: اشکال اساسی دوم عدم رعایت بی طرفی مرجع صادرکننده کیفرخواست یعنی دادستان است که به فراخور مقام حقوقی خود باید کمال بی طرفی را رعایت نموده، فارغ از هرگونه گرایش سیاسی به بررسی مستندات بپردازد، این در حالی است که حتی در تنظیم کیفرخواست نیز جانب بی طرفی رعایت نشده و در یک بند به عنوان مثال آمده است: « متهمین از یک گرایش سیاسی هستند». پرواضح است که در رسیدگی های قضایی نباید گرایش های سیاسی مورد توجه قرار گیرد. مقامات قضایی نیز گرایشات سیاسی خود را نباید اعمال کنند. بند یاد شده حکایت از اعمال سلیقه ی سیاسی مقام مهم دادستان در صدور کیفرخواست دارد.
یکی از نکات قابل توجه این است که از میان ۷۷ تن امضا کنندگان بیانیه پانزده تن به طور گزینشی برای محاکمه انتخاب شده اند. اتخاذ این شیوه برای برخورد با امضا کنندگان بیانیه حکایت از نکات بسیار دارد که مهم ترین آنها عبارتند از اینکه نهادهای درگیر در پرونده به دنبال رسیدگی قانونی به یک جرم نبوده اند، بلکه به دنبال تحقق اهدافی بوده اند که توسط نهادهای امنیتی تعریف شده و با عباراتی در گزارشات به آنها اشارت رفته است که توضیح آن خواهد آمد. نکته مهم دیگر که از این شیوه برخورد به دست می آید عدم استقلال دستگاه قضایی و بهره برداری ابزاری از این دستگاه توسط نهادهای امنیتی است.

دو اشکال عمده فوق الذکر (الف و ب)، شکایات مطروحه توسط دو نهاد امنیتی و نیز کیفرخواست صادره را، که مبنای رسیدگی به شکایت در دادگاه انقلاب است با خدشه  جدی مواجه می سازد و اما علیرغم دو اشکال اساسی مذکور، با توجه به اهمیت موضوع و برای آگاهی خوانندگان این نوشتار از منطق حاکم بر شکایت مطروحه، به پاسخ پاره ای از اظهارات و ادعاهای مطرح شده در گزارشات نهادهای امنیتی و کیفرخواست می پردازم. برای جلوگیری از اختلاط مباحث، موارد را به ترتیب شماره می آورم:

۱- طبق ماده ۲ قانون مجازات اسلامی و اصل ۳۶ قانون اساسی، جرم باید قانونی باشد، به این معنا که فعل مجرمانه مورد ادعای شاکی باید صراحتا توسط قانون، جرم شناخته شده باشد (اصل قانونی بودن جرم و مجازات). فقه اسلامی نیز قاعده عقلی قانونی بودن جرم و مجازات را قبول دارد. عنوان فعالیت تبلیغی علیه نظام، عنوانی است کلی که مصادیق مجرمانه آن در قانون احصا نشده و این عنوان همواره توسط مراجعی که باید بی طرف و حافظ حقوق و آزادی ها باشند، در جهت ایجاد محدودیت برای منتقدان و فعالان سیاسی و مدنی و علیه آزادی عقیده و بیان مورد بهره برداری سو قرار گرفته تا آنجا که بسیار اتفاق افتاده فعالیت های مدنی مانند مبارزه با مجازات اعدام و یا انتقاد از برخی مسئولان و یا مخالفت با حجاب اجباری و … فعالیت تبلیغی علیه نظام تلقی شده است. این در حالی است که رعایت حقوق منتقدان و مخالفان، هدف مهم قانونگذار است، چرا که اصولا موافقان سیاست ها و برنامه های حکومت، معمولا با مشکل مواجه نیستند. توسعه دامنه این عنوان کلی بر مصادیقی که قانون آنها را جرم ندانسته و نباید جرم بداند، جایی برای انتقاد از عملکرد مسئولان، حتی اعتراض به کشتار شهروندان باقی نگذاشته است؛ حال آنکه هرگونه انتقاد، اعتراض و اجتماعات اعتراضی از حقوق شهروندان است که قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز بر آن تصریح کرده و حتی در اصل ۹ اعلام نموده که به بهانه ی حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور نیز نمی توان آزادی را ولو با وضع قانون محدود کرد. در پرونده حاضر، نه اصل صدور بیانیه و امضای آن مصداق جرم است و نه عباراتی از بیانیه که مورد اشاره دادستان محترم و نهادهای امنیتی قرار گرفته است. پاره ای از عبارات مورد اشاره که گویا از نظر ایشان مجرمانه تلقی شده به شرح زیر است:

-شلیک بی محابای تفنگی که از بیت المال برای دفاع از مردم فراهم شده به سوی شهروندان، جنایتی است که قانون و دستگاه قضا نباید حتی لحظه ای در تعقیب بانیان و آمران و عاملان آن تعلل کند.
– دردآور است که با گذشت ده‌ها سال از استقرار عدالت خانه، حق طبیعی اعتراض به تصمیمات حکومتی چنین پایمال شود.
– تصمیم گیری در پستوهای حکومتی، بی توجهی به حاکمیت قانون و ارکان قانون اساسی و…خطرناک است و بیش از هر دشمنی، کیان ایران عزیز و سرنوشت ایرانیان را تهدید می کند.
– ایستادن در مقابل مردم عاصی پذیرفتنی نیست.
– از اعمال خشونت در هر سطحی پرهیز و حقوق مصرح در قانون اساسی را به رسمیت بشناسید.
– درخواست فراهم نمودن زمینه ی انتخابات آزاد، سالم و عادلانه با حضور تمامی گرایش ها( این عبارت بیانیه صریحا مورد اعتراض وزارت اطلاعات قرار گرفته است)
– توصیه به عادی سازی روابط خارجی برای جمع کردن بساط تحریم ها.

هیچ یک از عبارات مذکور با استناد به قانون جرم شناخته نمی شود و اظهار هیچ یک ارتکاب فعل مجرمانه نبوده، بلکه این عبارات و محتوای آنها نزد عقلا مقبول و معقول است. شاکی و دادستان نیز برای مجرمانه دانستن بیان این عبارات در بیانیه، استدلالی را مطرح نکرده اند. به عنوان مثال وزارت اطلاعات به درخواست فراهم نمودن زمینه برگزاری انتخابات سالم، آزاد و عادلانه در بیانیه، واکنش اعتراضی نشان داده است. بر هیچ کس پوشیده نیست که اکنون نزدیک به سه دهه است که نظارت استصوابی و دخالت شورای نگهبان در پروسه انتخابات، به یک اختلاف بزرگ سیاسی و حتی بحران سیاسی تبدیل شده است. به عقیده ی اقشار وسیع مردم، صاحب نظران و گروهها و احزاب سیاسی ، اعمال این گونه نظارت حکومتی و دخالت در انتخابات با هر معیار و ملاکی، سالم، آزاد و عادلانه بودن انتخابات را بطور جدی مخدوش می سازد. شگفت آور است که وزارت اطلاعات به طرح این موضوع مهم و ملی در بیانیه اعتراض نموده است. باید تاکید کرد که انکار وجود این مشکل در کشور، راه حل این مشکل مهم نیست.

۲- برخی عبارات موجود در کیفرخواست و گزارشات نهادهای امنیتی حاکی از سو استفاده ابزاری از دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی برای اعمال فشار بر منتقدان و معترضان و محدود کردن آزادی و حقوق مدنی شهروندان است. در مستندات کیفرخواست آمده است: اقرار صریح برخی از متهمین به اطلاع از مفاد بیانیه و عدم تکذیب امضای خود ذیل بیانیه.در گزارش سازمان اطلاعات سپاه آمده است که این سازمان با هدف جلوگیری از پیوند جریان فتنه و اصلاحات با بدنه ی اعتراضات، برخورد با امضا کنندگان بیانیه را در دستور کار خود قرار داد. این سازمان به تهیه کنندگان بیانیه نیز بنا به اظهارات خود هشدار داده و در واقع به تهدید آنان پرداخته است.(تاریخ ۹۸/۸/۲۵)

این دو عبارت برای نشان دادن بهره برداری ابزاری و نامناسب و در جهت عکس وظایف دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی برای سرکوب و محدود کردن آزادی ها و اعمال مجازات غیر قانونی بر افراد کافی است. دادستان با عبارت خود در کیفرخواست تصریح می کند که بر امضاکنندگان به منظور تکذیب امضای خود اعمال فشار شده است. تجربه خود من نیز در بازپرسی این مطلب را تایید می کند.

۳- دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی و نظامی در انجام وظایف خود باید جانب بی طرفی را به طور مؤکد رعایت کنند، در غیر این صورت، هم نهادهای یاد شده فاسد می شوند و هم حقوق و آزادی ها پایمال می گردند. در پرونده حاضر، نه بازپرس شعبه ۴ دادسرای فرهنگ و رسانه بی طرف بود و نه آقای دادستان و نه نهادهای امنیتی شکایت کننده. همه با گرایش سیاسی هم سو، گویا دست در دست یکدیگر در صدد مجازات کسانی برآمده اند که از نظر وزارت اطلاعات از عوامل فتنه ۸۸ و فعالان جریان فتنه و عامل تشدید اغتشاشات سال ۸۸ خوانده شده اند. وزارت اطلاعات در گزارش ۹۸/۸/۲۶ خود به دادستان می نویسد: «بعد از سهمیه بندی بنزین برخی از عناصر فعال فتنه ۸۸ در قالب بیانیه ۷۷ نفره در دفاع از اغتشاشات، تحت عنوان «به خواسته مردم احترام بگذارید»….غالبا از محکومین و فعالان جریان فتنه و عاملان تشدید اغتشاشات سال ۸۸ می باشند». امضا کنندگان بیانیه همچنین دارای گرایش سیاسی متفاوت خوانده شده اند. نهادهای مذکور که باید ضامن اجرای عدالت و نگهبان امنیت ملت و کشور باشند، بدون به رسمیت شناختن حق اعتراض و یا انتقاد، معترضان را به طور غیرمنطقی و غیرقانونی، آشوب گر و اغتشاش گر خوانده، بر مبنای دیدگاه نادرست خویش رفتار امضا کنندگان بیانیه و یا هر منتقد دیگر نسبت به سرکوب و کشتار معترضان را، تحلیل کرده اند.

بازپرس محترم شعبه ۴ دادسرای فرهنگ و رسانه در جریان بازپرسی به عباراتی از بیانیه ۷۷ نفره آبان ماه ۹۸ اشاره کرده، مرا به دلیل امضای بیانیه متهم به حمایت از اغتشاش گران نمود. او بر این نکته تاکید داشت که مردم معترض به گرانی بنزین اغتشاش گرند. آقای بازپرس این عبارت از بیانیه را خوانده: « شلیک بی محابای تفنگی که از بیت المال برای دفاع از مردم فراهم شده به سوی شهروندان… » و سپس به طور اعتراض آمیزی گفت که شما نیروهای نظام را متهم به قتل مردم کرده اید، در حالی که آنان مردم نبودند اغتشاش گر بودند. گفتم: هر کس که به خیابان می آید و اعتراض می کند شهروندان و مردم این کشورند و نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی حق ندارند در خیابان درباره مردم قضاوت کرده، آنان را اغتشاشگر بخوانند و همان جا حکم صادر کرده و آن را اجرا کنند. آقای بازپرس گفت: کسی که یک کامیون خاک می ریزد و راه را می بندد، اگر اغتشاش گر نیست پس چیست؟ با او چه باید کرد؟ گفتم: مردم از گران شدن بنزین عصبانی اند. آنان ممکن است به هر نحوی اعتراض کنند. حکومت باید در برابر مردم خویشتن دار باشد. نهایت اقدامی که نیروهای در صحنه می توانند انجام دهند آن است که افرادی را که دست به تخریب می زنند دستگیر کرده، با دلایل تسلیم دادگاه کنند، اما نباید به سوی آنان شلیک کنند. راه مقابله با اغتشاشات نیز شلیک گلوله نیست چه رسد به اعتراضات. او گفت که نیروها شلیک نکرده اند، اغتشاش گران خودشان یکدیگر را کشته اند. شما چه مدرکی دارید که نیروها شلیک کرده اند؟ سخن عجیبی بود. گفتم: اولا ما این همه مردم مسلح نداریم. ثانیا مردم به چه انگیزه ای باید یکدیگر را کشته باشند؟ ثالثا نیروهای مسلح در صحنه چه می کردند؟ مگر وظیفه آنان حفظ امنیت مردم نیست؟ چرا امنیت را برقرار نکردند و اجازه دادند به قول شما مردم همدیگر را بکشند؟ به بازپرس تاکید نمودم که او وظیفه دارد بی طرفانه تحقیق کند، نه آنکه بر جای مدعی تکیه بزند و افزودم که وقتی این همه نیروی نظامی و انتظامی و امنیتی در صحنه برای مقابله با اعتراضات و به قول خودشان «جمع کردن» آن حضور دارند، و وقتی کشتار وسیعی صورت می گیرد  همواره در تمام کشورها در چنین موقعیتی متهم، نیروهای مسلح در صحنه هستند. اگر می گویید آنان شلیک نکرده اند باید بتوانند شلیک کنندگان و قاتلان را معرفی کنند. آقای بازپرس گفت که مردم اسلحه دارند و برای اثبات این ادعا رو به وکیلم کرد و گفت: مگر آقای نجفی اسلحه نداشت؟ مگر زنش را نکشت؟ وکیلم گفت: نه من که بارها گفته ام آقای نجفی زنش را نکشته است.

اظهارات بازپرس نه تنها گویای عدم رعایت بی طرفی او در امر تحقیقات است، بلکه نشان دهنده منطق حاکم در رابطه با حقوق مردم، آزادی، حق اعتراض و مانند آن است. ما نیازمند اصلاح این دیدگاه و منطق و به رسمیت شناختن حقوق مدنی و سیاسی شهروندان هستیم.نهادهای حکومتی برای آنکه موفق به استقرار نظم و عدالت گردند باید بی طرفی و استقلال خود را حفظ کنند. دستگاه قضا به طور ویژه باید از هرگونه گرایش سیاسی و جانب داری مصون باشد.

۴- در مقاله ای با عنوان: تکلیف آمران و مباشران قتل ها چه می شود؟، نوشته ام حال که حکومت مسئولیت قتل ها را پذیرفته، آمران و مباشران قتل ها نیز باید شناسایی، معرفی، محاکمه، مجازات و از مناصب خود برکنار گردند، در غیر این صورت به جنایات فجیع تری در آینده دست خواهند زد. این عبارات و اظهارات، بدون استدلال حقوقی و بی آنکه از نظر قانونی مجرمانه بودن آن ثابت گردد، از دلایل اتهامی من شمرده شده است. در گزارش وزارت اطلاعات به نقل از سایت کلمه این عبارت را آورده است: «صدیقه وسمقی: حال که حکومت مسئولیت قتل ها را پذیرفته و به بی گناهی کشته شدگان اقرار دارد تکلیف آمران و مباشران قتل ها چه می شود؟»

علیرغم کشته شدن صدها تن از هموطنان در جریان اعتراضات آبان ۹۸ که حداقل تعداد کشته شدگان بنا بر اعلام منابع جمهوری اسلامی دویست و سی تن می باشد و علیرغم اظهار نظر مقامات و مسئولان طراز اول جمهوری اسلامی مبنی بر بی گناهی برخی از کشتگان، منتقدان، به کشته سازی متهم شده اند، و علیرغم حضور دهها هزار نیروی نظامی، انتظامی و امنیتی در صحنه اعتراضات، دستگاه قضایی از ما دلیل و مدرک می خواهد که ثابت کنیم نیروها شلیک کرده اند. اما من می پرسم: چه کسی یا کسانی شلیک کرده اند و صدها تن را کشته اند؟ چه کسانی همان بی گناهان به داوری خود شما را کشته اند؟ در کیفرخواست، در مقام پاسخگویی به این پرسش بزرگ چنین آمده است که در اثر سناریوی کشته سازی عده ای آشوب گر و فرصت طلب علت مرگ بی گناهان معلوم نشد.

تناقض آشکار در این سخن آن است که به کشته شدن بی گناهان صریحا اقرار می شود و در عین حال کسانی که از آن سخن می گویند به کشته سازی متهم می شوند. به علاوه، چگونه کشته سازی عده ای آشوب گر و فرصت طلب مانع تحقیقات برای شناسایی علت مرگ بی گناهان شده است؟ طرح اینگونه ادعاها از سوی دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی و بهره برداری از آن علیه برخی افراد، بدون دادرسی عادلانه هنر نیست. هنر آن است که خود را در معرض پرسش های فراوان قرار داده، افکار عمومی را قانع سازید، که البته طرح این گونه ادعاها، برای گریز از چنین کار سختی است. من و امثال من اگر از واقعیات تلخ عینی و آشکار سخن بگوییم و به آن اعتراض کنیم، باید برای اثبات آن سند و مدرک ارائه نماییم؛ اما آنانکه به نهادهای قدرت متکی هستند بدون پاسخ گویی نسبت به عملکرد و ادعاهای خود ، دستگاه قضا را برای محکوم کردن من و امثال من به کار می گیرند که این علاوه بر همه اشکالات وارد بر آن، حکایت از نابرابری شهروندان عادی با کسانی که از پشتیبانی قدرت برخوردارند، در برابر قانون است. حال آنکه طبق اصل ۲۰ قانون اساسی همه باید یکسان در پناه قانون باشند. مصونیت از پاسخ گویی کسانی که از پشتیبانی قدرت برخوردارند، ایشان را قادر به طرح ادعاهایی ولو غیر منطقی و عجیب ساخته است که ره آورد این نابرابری در پیشگاه قانون چیزی جز بی عدالتی نیست.

به نظر من این، سناریوی کشته انکاری است که به دنبال هر اعتراضاتی و پس از جمع آوری جنازه ها از زمین، روی صحنه می آید. آقای دادستان در کیفرخواست به عنوان یکی از دلایل و مستندات جرم آورده است: «عدم ارائه هر گونه دلیل اثباتی از سوی متهمین مبنی بر اینکه جان باختگان آبان ۹۸ در اثر شلیک گلوله از سوی نیروهای نظام جمهوری اسلامی ایران کشته شده اند.» مگر نه آن است که تامین امنیت کشور و ملت بر عهده نیروهای نظام جمهوری اسلامی است؟ وقتی این همه انسان در خیابان ها کشته شده اند آیا نظام نباید تعیین کند که این عده که برخی از آنان نیز به عقیده مسئولان نظام بی گناه بوده اند توسط چه کسانی کشته شده اند؟ به عقیده من حضور گسترده نیروهای مسلح در صحنه و تعداد بالای کشتگان کافی است برای این ادعا که نیروها شلیک کرده اند، در غیر این صورت نهادها و مسئولان ذی ربط باید دلایل قانع کننده ارائه کنند که نیروها شلیک نکرده اند. در چنین صورتی نیز اقتدار نیروها و توان آنها در انجام وظایفشان به طور جدی زیر سؤال قرار می گیرد که چگونه با وجود حضور گسترده آنان در صحنه کسان دیگری مرتکب این همه قتل شده اند؟

در رابطه با مواضع متناقض مسئولان و عملکرد دستگاه قضایی و اظهارات نهادهای امنیتی، باید گفت که معلوم نیست کشتگان بر چه اساس به بی گناه و گناهکار تقسیم شده اند. بر چه اساس برخی شهید خوانده می شوند. به اولیای برخی کشتگان دیه پیشنهاد می شود. گناه معترضان کشته شده و گناهکار در کدام محکمه ثابت شده است؟ به عقیده نگارنده این سطور، اظهارات مسئولان و قرائن یاد شده و به علاوه عدم معرفی افرادی به عنوان قاتل و نیز تعداد کثیر کشته شدگان حاکی از پذیرش مسئولیت قتل ها توسط حاکمیت است. وقتی مسئولان، خود معترفند که لااقل برخی از کشته شدگان بی گناه بوده اند، اگر آمران و مباشران قتل آنان مشخص نگردد، بی عدالتی محض است. در هر اعتراضاتی عده ای کشته شده اند و این روند خشونت بار و خونین و غیرانسانی باید در نقطه ای خاتمه یابد. باید چرخشی بزرگ به سوی مدنیت، حاکمیت قانون، به رسمیت شناختن حقوق انسانی و آزادی ها، تغییر روش حکمرانی و تمکین به خواسته ملت صورت گیرد، در غیر این صورت کشور و ملت عزیز ایران آرامش و ثبات را تجربه نخواهند کرد.

۵- تفتیش عقیده طبق اصل ۲۳ قانون اساسی ممنوع است. آقای بازپرس یکی از دلایل اتهامی مرا امضای بیانیه نواندیشان دینی با عنوان« ما خواستار جدایی دین و دولت در ایران هستیم » دانسته و این عبارت را از بیانیه قرائت نمود: ما امضا کنندگان، تجربه حکومت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را تجربه ای سراسر شکست خورده می دانیم. گفتم: من به اعتبار تخصص و مطالعات پژوهشی خویش در علوم دینی و نیز با اعتنا به چهل و دو سال تجربه عملی، معتقدم که دین و حکومت باید از یکدیگر جدا باشند. تجربه جمهوری اسلامی و دیگر حکومت های دینی تجربه موفقی نبوده است و نتوانسته صلاح و رستگاری و رفاه و آسایش و رضایت مندی عمومی را به ارمغان آورد. آری، من تجربه جمهوری اسلامی، تجربه حاکمیت فقه به جای قانون را شکست خورده می دانم. به زنان و اقلیت ها بنگرید که دهها سال است برای حقوق اولیه انسانی خود مبارزه می کنند و همواره با سد سخت فقه روبرو می شوند که عبور از آن ممکن نیست مگر با برداشتن آن از مسیر قانون گذاری. من معتقدم که دین، منبع قانون گذاری نیست و دوره قانون گذاری توسط فقها گذشته است. قانون جز شریعت نیست و لذا اداره کشور با فقه که مستلزم حکمرانی فقیه است، ما را به سعادت رهنمون نمی سازد. عده زیادی از علما و فقهای شیعه نیز با حکمرانی فقیهان و تشکیل حکومت توسط ایشان مخالف بوده اند. او پرسید: پس شما به ولایت فقیه اعتقاد ندارید. گفتم: نه، اعتقاد ندارم. علیرغم این که پرسش او ا

ز ولایت فقیه تفتیش عقیده و ممنوع بود، اما از آنجا که مسئله ی ولایت فقیه از مناقشات بزرگ سیاسی جامعه ماست، به پرسش او پاسخ گفتم. وزارت اطلاعات نیز بدون توجه به ممنوعیت تفتیش عقیده در گزارش خود تاکید نموده که من به ولایت فقیه عقیده ندارم. عبارت وزارت اطلاعات چنین است:« وسمقی در ۹/۱۸ با تایید محتوای بیانیه اقرار به عدم اعتقاد به ولایت فقیه نمود…» به نظر می رسد از نگاه بازپرس محترم و وزارت اطلاعات عقیده نداشتن به ولایت فقیه جرم است. این دیدگاه نیز ناشی از عدم بی طرفی نهادها و بی اطلاعی آنان از مبانی حقوقی، از جمله قانونی بودن جرم است. ولایت فقیه نه یک عقیده ی دینی و ایمانی است و نه باور نداشتن به آن یک جرم محسوب می شود. اگر مسئولان قضایی حقوق دان بودند لااقل ظواهر حقوقی را در عملکرد خود رعایت می کردند. من معتقدم که مهم ترین راه دفاع از آزادی، بیان آزاد و بدون سانسور افکار و عقاید خویش است و همواره کوشیده ام بر این عقیده خود استوار و وفادار باشم. یکایک ما وظیفه داریم از حقوق و آزادی خویش در برابر هر گونه تعدی دفاع کنیم. آزادی ما در دست دیگران نیست که به ما اعطا کنند، بلکه در دست خود ماست که باید از آن محافظت کنیم.

۶- دیگر دلیل اتهامی من گفتگو با رسانه های فارسی زبان خارج کشور بود. گفتم: من طبق قوانین جمهوری اسلامی دارای آزادی بیان هستم. یک پژوهشگر و نویسنده ام. حق دارم با هر رسانه ای برای بیان آرا و افکارم گفتگو کنم. اشکال قانونی آن کدام است؟ آقای بازپرس گفت: اشکال قانونی ندارد. محتوای آن اشکال دارد. به علاوه شورای عالی امنیت ملی بخشنامه کرده که با این رسانه ها مصاحبه نشود. گفتم: بخشنامه شورای عالی امنیت ملی قانون نیست و این بخشنامه ناقض اصول قانون اساسی و حقوق شهروندی است. اصل ۷۱ قانون اساسی مجلس را دارای صلاحیت برای قانونگذاری می داند. اگر محتوای گفتگوهای من اشکال قانونی دارد مطرح کنید تا به آن پاسخ دهم. بازپرس موردی را مطرح نکرد. لازم به ذکر است که در گزارش وزارت اطلاعات به گفتگوی من با این رسانه ها اشاره شده است، حال آنکه این امر قانونا جرم نیست. جمهوری اسلامی خود، دهها رسانه برای خارج کشور دارد و با شهروندان دیگر کشورها در رسانه های خود گفتگو می کند. دنیای امروز، دنیای صدا و رسانه است. ایجاد محدودیت در استفاده از رسانه ها، سانسور افراد و افکار و نیز ناقض آزادی بیان و حق دسترسی آزاد شهروندان به اطلاعات است. دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی بر خلاف قانون حق اعمال چنین محدودیتی را ندارند.
۷- یکی دیگر از دلایل اتهامی من امضای بیانیه در دفاع از مذاکره با آمریکا است. آقای بازپرس با ناسزاگویی به ترامپ، رئیس جمهور امریکا، و به کار بردن الفاظی که در شان مقام قضایی در حین انجام وظیفه نیست، گفت که شما می گویید با ترامپ فلان فلان شده مذاکره کنیم؟ تو گویی مخاطب بیانیه اوست و وی را وادار به مذاکره با ترامپ کرده ایم! گفتم: دولت مخیر است که مذاکره کند یا نکند. ما که نمی توانیم آن را مجبور کنیم. همانطور که شما آزادید نظرات خود را بیان کنید، من نیز آزادم نظراتم را بیان کنم. اگر یک همفکر من روزی در جای شما بنشیند، آیا جایز می دانید که شما را به دلیل مخالفت با اندیشه خود محاکمه کند؟ آقای بازپرس گفت: ترامپ دیوانه است. گفتم: با دیوانه نباید دیوانگی کرد. عاقل همواره عاقلانه رفتار می کند. مردم در مشقت و سختی به سر می برند. راه حل مشکل ما با امریکا سرانجام مذاکره است. می گویید ترامپ دیوانه است، اوباما و کلینتون هم دیوانه بودند؟ او با جانب داری وارد این بحث بی نتیجه و بی فایده شده بود.

در گزارش وزارت اطلاعات به امضای این بیانیه که به هیچ وجه قانونا مصداق جرم نیست اشاره شده است. سخن آخر آن که آرزوی من اصلاح امور کشور و رستگاری و آزادی و آبادی میهنم، ایران است. من به قدر بضاعت خویش در این راه تلاش خواهم کرد. خواهم گفت و خواهم نوشت. چه باک اگر در این مسیر محاکمه و محکوم به تحمل حبس گردم؟ همه ما در رسیدن کشور به وضعیت بحرانی کنونی کم و بیش سهیم هستیم و همه به قدر سهم خویش برای تغییر این وضعیت باید بکوشیم. من عزت انسان را در آزادی می دانم. خود را سانسور نخواهم کرد و اجازه نخواهم داد آزادی ام پایمال گردد. آزاد خواهم زیست ولو در زندان. دیوارهای بلند زندان و درهای آهنین آن مرا حقیر نخواهد کرد.

به دار عشق سرم را به باد خواهم داد    سرم نثار ره دوست هرچه بادا باد
حقیر آنکه به آیین بردگی سر کرد          بزرگ آنکه به آزادگی همی سر داد

با احترام

صدیقه وسمقی / ۲۵ خرداد ۱۳۹۹”

خانم وسمقی پیشتر نیز سابقه بازداشت و احضار به دلیل فعالیت‌های خود را دارد. وی در مهرماه سال ۹۶ با آگاهی از صدور حکم ۵ سال حبس تعزیری علیه وی به ایران بازگشت و در بدو ورود بازداشت و پس از چند روز آزاد شد. خانم وسمقی در تاریخ ۳۰ مهرماه ۹۶ پس از حضور در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه مجددا بازداشت و در تاریخ ۱۴ آبان ۹۶ با تودیع قرار وثیقه آزاد شد. این حکم نهایتا در اردیبهشت ۹۷ به ۵ سال حبس تعزیری تغییر یافت.

در تاریخ ۳۰ شهریورماه ۹۸، از خروج صدیقه وسمقی از کشور در فرودگاه توسط نیروهای امنیتی جلوگیری شد و دلیل آن وجود پرونده‌ای مفتوح  در دادسرای اوین علیه وی عنوان شد.

لازم به ذکر است در آبان ماه سال ۹۷ صدیقه وسمقی به همراه تعدادی از روشنفکران دینی، طی نامه ای سرگشاده، «نبش قبر پیکر یک هم‌وطن بهائی» را به‌ شدت محکوم کردند و این‌گونه اعمال را خلاف دین و اخلاق دانسته و آن‌ را عملی «ضد ملی» خوانده‌اند که «همبستگی ایرانیان را نقض یا تضعیف» می‌کند.

صدیقه وسمقی شاعر، نویسنده، مترجم، اسلام پژوه، تحلیل‌گر مسایل سیاسی، اجتماعی ایرانی است. او استاد دانشگاه تهران و نماینده اسبق مردم تهران در نخستین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا و سخنگوی این شورا بوده است.

تعلیق باقی مانده حبس و آزادی مشروط ارژنگ زرگوش، فعال رسانه ای

با تعلیق باقی مانده حبس و اعطای آزادی مشروط، «ارژنگ زرگوش»، خبرنگار اهل کرمانشاه، دیگر به زندان باز نخواهد گشت.

«ارژنگ زرگوش» خبرنگار و فعال سیاسی که  در دی‌ماه ۱۳۹۷، جهت اجرای حکم شش ماه حبس تعزیری روانه زندان دیزل آباد کرمانشاه شده و پس از یک ماه با تودیع قرار وثیقه از زندان دیزل‌آباد آزاد شده بود، با تایید درخواست آزادی مشروط و تعلیق باقی مانده دوران حبس، دیگر به زندان دیزل آباد کرمانشاه باز نخواهد گشت.

به گزارش مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، این خبرنگار و فعال رسانه ای در اعتراضات دی ماه ۱۳۹۶، توسط ماموران اطلاعات سپاه پاسداران به اتهام «پوشش خبری اعتراضات و ارسال اخبار به ضد انقلاب»، همراه با تفتیش منزل و ضبط اقلام شخصی از قبیل، لپ تاپ و گوشی تلفن همراه بازداشت شد.

وی پس از اتمام مراحل بازجویی و تفهیم اتهام، پس از تحمل ۱۴ روز سلول انفرادی، به زندان دیزل آباد کرمانشاه منتقل شد.

«ارژنگ زرگوش» در اوایل اسفند ماه ۱۳۹۶، با تودیع قرار وثیقه تا اتمام مراحل دادرسی از بازداشت آزاد شد.

در جلسه رسیدگی دادگاه بدوی، این فعال سیاسی توسط دادگاه انقلاب کرمانشاه به تحمل ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد.

اتهامات انتسابی علیه «ارژنگ زرگوش» فعال سیاسی، «عضویت در یکی از احزاب مخالف نظام»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «تحریک مردم به اغتشاشات و مشارکت در آن» و «جاسوسی برای دولتهای متخاصم» عنوان شده بود.

در نهایت حکم بدوی ۷ سال حبس تعزیری، پس از اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان کرمانشاه، به شش ماه حبس تعزیری کاهش پیدا کرد.

«ارژنگ زرگوش» دی ماه سال ۱۳۹۷، جهت تحمل شش ماه حبس تعزیری بازداشت شده و پس از یک ماه با تودیع قرار وثیقه از زندان دیزل آباد کرمانشاه آزاد شد.

پیشتر «ارژنگ زرگوش» در اوایل  آذرماه ۱۳۹۶، در روستای گاومیش‌چران از توابع شهرستان گیلان غرب توسط نیروهای اداره‌ اطلاعات دستگیر و پس از چند روز با تودیع  قرار وثیقه به صورت موقت آزاد شده بود.

این خبرنگار در زمان وقوع زلزله کرمانشاه، با انتشار ویدیویی در خصوص وضعیت سرپل ‌ذهاب گفته بود: «مسئولین، هیچ خدمتی به مردم نمیکنند و آنها خائن به مملکت هستند و مردم خواهان سرنگونی آنها هستند.»

ادامه اعتصاب‌ در صنایع و پالایشگاه‌ها؛ گسترش تجمع‌های کارکنان بخش‌های درمانی و عمومی

با ادامه اعتصاب‌های کارگری در صنایع و پالایشگاه‌های ایران،‌ کارکنان حوزه‌های درمانی و خدمات عمومی دولت نیز با تشکیل تجمع‌های اعتراضی در دست‌کم هفت استان کشور نسبت به شرایط کار و دستمزد خود اعتراض کردند.

اعتصاب در صنایع خودروسازی هپکو و نیشکر هفت‌تپه هم همچنان ادامه دارد.

خبرگزاری ایلنا روز دوشنبه ۲۰ مردادماه گزارش داد شماری از کارگران پیمانکاری اداره آب و فاضلاب اهواز در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق خود و تاخیر در آن، در مقابل ساختمان شرکت آب و فاضلاب خوزستان تجمع کردند.

هم‌زمان در شهرستان خوی،‌ آذربایجان غربی، کارگران واحد پاکبانی و فضای سبز شهرداری دست به اعتصاب زده‌اند.

این کارگران عدم پرداخت حقوق خود در پنج ماه گذشته را مورد اعتراض قرار دادند.

گسترش اعتصاب در بخش دولتی در شرایطی پیش رفت که با تشدید شیوع بیماری کرونا و کاهش ۵۰ درصدی درآمد بیمارستان‌ها، پرداخت حقوق کادر درمان به گفته یک عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با مشکل روبه‌رو شده است.

در پی همین مشکل،‌ شماری از کارمندان بخش درمانی بیمارستان‌ها در دست‌کم هفت استان در مقابل ساختمان‌های استانداری تجمع کردند.

ایلنا در همین زمینه به شکل‌گیری اعتصاب در یزد،‌ خوزستان، کرمان، مرکزی، لرستان،‌ خراسان رضوی و آذربایجان غربی اشاره کرده است.

بر أساس گزارش‌ها، اعتصاب‌کنندگان در این بخش خواستار ورود وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی برای حذف شرکت‌های پیمانکاری به دلیل میزان پایین دستمزد پرداختی شده‌اند.

در مشهد پرستاران در مقابل ساختمان استانداری خراسان رضوی تجمع کرده و با حمل پلاکاردهایی نسبت به «تبعیض» معترض شدند.

هم‌زمان در ارومیه نیز شماری از پرستاران بخش‌های مراقبت از بیماران کرونا که وضعیت استخدام شرکتی دارند در مقابل استانداری تجمع کردند. 

این پرستاران می‌گویند مزایا و اضافه‌کار خود را از اسفندماه دریافت نکرده‌اند.

 

ادامه تجمع در صنایع

کارگران نیشکر هفت‌تپه در ادامه اعتصاب روزهای گذشته خود، پنجاه و هفتمین روز تجمع و اعتراض را برگزار کردند.

ده‌ها تن از کارگران این شرکت با تجمع دوباره در مقابل ساختمان فرمانداری شوش بی‌اعتنایی به مطالباتشان در زمینه دستمزدها، بازگشت به کار کارگران اخراجی،‌ تعیین تکلیف وضعیت شرکت و عدم رسیدگی به پرونده امید اسدبیگی، مدیرعامل شرکت،‌ را مورد اعتراض قرار دادند.

کارگران هپکو نیز اعتصاب خود را که از هفته گذشته آغاز شده بود ادامه دادند.

کارگران این شرکت ماشین‌سازی با تجمع در محیط این شرکت خواستار پاسخگویی مسئولان و رسیدگی به مطالبات خود شدند.‌

 

پتروشیمی همچنان در اعتصاب

در ادامه اعتصاب‌های بخش پتروشیمی در جنوب ایران، روز دوشنبه بیش از ۵۰۰ نفر از کارگران پتروشیمی رازی در ماهشهر در اعتراض به اختلاف پاداش میان پیمانکار و نیروهای رسمی دست به اعتصاب و اعتراض زدند.

بنا بر گزارش‌های منتشر شده،‌ این کارگران خواستار رفع تبعیض در پرداخت حقوق و مزایا شده‌اند.

در موج جدید اعتصابات این بخش، پالایشگاه نفت سنگین قشم و پالایشگاه‌های آبادان، اصفهان،‌ پارس جنوبی، پارسیان، پتروشیمی لامرد، پتروپالایش‌ کنگان و پالایشگاه جفیر شاهد دست‌ از کار کشیدن کارگران بوده‌اند.

تعیین وثیقه سنگین برای آزادی موقت مهدی سلیمی، نویسنده زندانی

«مهدی سلیمی»، ‌نویسنده زندانی، از تعیین وثیقه سنگین برای آزادی موقت و عدم توانایی پرداخت آن خبر داد.

«مهدی سلیمی»، ‌نویسنده و مترجم زندانی، در نامه‌ای که از سوی برادرش در روز یکشنبه ۱۹ مردادماه ۱۳۹۹، در اینستاگرام منتشر شده، با اشاره به تعیین وثیقه یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومانی برای دو قرار در زمینه اتهام‌های مطرح شده علیه وی، اعلام کرد توانایی مالی تامین این وثیقه سنگین را ندارد و باید در زندان بماند.

این نویسنده و مترجم زندانی در نامه اش با اشاره به عدم فرصت دفاع در برابر بازپرس پرونده نوشته است:« این حق طبیعی من بود که بعد از مراحل بازجویی به پیش بازپرس رفته و از این اتهامات واهی تبری بجویم. اما چنین امکانی به من داده نشد و این کارها به صورت غیابی و بدون حضور و دفاعیه بنده به پیش رفته است.»

بر اساس نامه «مهدی سلیمی»، اتهامات انتسابی علیه این نویسنده و مترجم زندانی، «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «تشویق مردم به فساد و فحشا»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و «توهین به مقدسات» عنوان شده است.

وی در ادامه نامه ضمن اشاره به تعیین وثیقه سنگین و عدم توانایی تامین این وثیقه نوشت:‌ «خودم را به زمان می‌سپارم و با بسیاری از هم طبقه‌ای‌هایم یا به قول شاملو همان بچه‌های اعماق که اینجا بدون امکان تامین وثیقه و وکیل و ملاقات اسیر شده‌اند و چشم به آرای بیدادگاه‌ها سپرده‌اند، صبر پیشه می‌کنم.»

«مهدی سلیمی»، روز ۱۷ تیرماه سال جاری، در منزل خانواده‌اش واقع در شهرستان اهر، بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

A prisoner accused of murder executed in Sanandaj Central Prison

Monday, August 10, 2020 / The death sentence of a prisoner accused of premeditated murder was carried out in Sanandaj Central Prison.

According to Human Rights in Iran, the death sentence of Keyvan Rezagholi, born in 1977, single, resident of Sanandaj and charged with premeditated murder, whose death penalty was previously upheld by the Supreme Court, was carried out this morning, Monday, August 10, 2020 in the Central Prison of Sanandaj (Kurdistan Province).

Keyvan Rezagholi was arrested by Law Enforcement officers in 2016 on charges of murdering a friend. After the interrogation and trial, he was sentenced to death by a court on charges of premeditated murder, and his death sentence was upheld by the Supreme Court.

According to the annual report by Amnesty International in 2019, the Iranian government executed at least 251 people. At least 4 of those executed were under the age of 18 at the time of crime. However due to the lack of transparency of the authorities, it is difficult to find out the actual number of executions in this country and it may be much higher than the announced figures.

According to international instruments of human rights, as well as Article 5 of the Universal Declaration of Human Rights (UDHR): “No one shall be subjected to torture or to cruel, inhuman or degrading treatment or punishment.”

Based on the statistics published by human rights organizations, Iran is one of the countries with the highest per capita executions, and in the world rankings, Iran has the highest number of annual executions after China.

On February 18, 2020, Amnesty International released a report interpreting human rights abuses in Iran, stating in a part of the report on the issuance and execution of death sentences: The death penalty continues to be used for acts permitted by international human rights law, including sexual intercourse with consensual homosexuals and sexual intercourse outside of marriage. The death sentence also continues for crimes such as insulting the Prophet of Islam, muharebeh (waiging war against God), and corruption on earth, which have very vague definitions.

Mostafa Mohebkia, journalist and political activist sentenced to prison

Monday, August 10, 2020 / Branch 2 of the Revolutionary Court of Tehran sentenced Mostafa Mohebkia, a political activist, journalist and member of editorial board of Iran-e Farda magazine to 6 months and 1 day in prison.

According to Human Rights in Iran, over the past few days, Mostafa Mohebkia, a journalist and member of the editorial board of Iran-e Farda magazine was sentenced by branch 2 of the Revolutionary Court of Tehran to 6 months and 1 day in prison on charges of assembly and collusion with the intention of disrupting the country’s security.

According to this report, Mostafa Mohebkia was charged in this case with assembly and collusion to disrupt the security of the country and was sentenced to 6 months and 1 day in prison

This journalist and political activist published a post on his personal page: Several months after my 45-day detention in ward 209 of Evin Prison (where I spent 25 days in solitary confinement and lengthy interrogations), branch 2 of the Revolutionary Court of Shahriar (in Tehran) found me guilty and charged with assembly and collusion to disrupt the country’s security. Accordingly, of course, with a commutation, I was sentenced to 6 months and 1 day in prison.

It should be noted that in the second part of the same case, Mohebkia should be tried in November 2020, by branch 101 of the Shahriar 2nd Criminal Court on charges of disturbing public order.

This journalist and political activist was arrested by security forces in Shahriar during the mass arrests in November 2019 protests, and after being transferred to the security ward 209 in Evin Prison of the Ministry of Intelligence, he was interrogated and charged, and after enduring 45 days in solitary confinement and intensive interrogations, he was released on January 11, 2020 on a bail of 400 million Tomans until the end of the trial.

Detention of persons before they are charged and the inability of defendants to access a lawyer are among the violations of international instruments of human rights, Article 9 of the Universal Declaration of Human Rights, and Article 9 of the International Covenant on Civil and Political Rights, adopted on December 16, 1966.

Individuals also enjoy the right to a fair trial, which is an inalienable right, as enshrined in Article 10 of the Universal Declaration of Human Rights (UDHR).

In most cases, the extrajudicial and arbitrary detention of citizens and civil activists with vague and trumped-up accusations is in the line of suppression of freedom of expression and opinion, which in international instrument of human rights, in Article 19 of Universal Declaration of Human Rights, as well as in Article 19 of International Covenant on Civil and Political Rights, adopted on December 16th 1966, there is emphasis on not suppressing of the individuals because of freedom of expression and opinion. Regarding the principle of freedom of expression, every individual has the right to express his/her opinions and viewpoints in any way possible, without considering border restrictions.

Article 5 of the Criminal Procedure Code stipulates that the accused shall be informed of the charges and provided access to a lawyer as soon as possible. Other defensive rights are mentioned in law, but extrajudicial actions taken by the security services violate the laws that they themselves drafted and claim to be enforced.

بازداشت جواد روحی نژاد, فعال ملی مدنی ساکن شاهین دژ توسط نیروهای امنیتی

امروز دوشنبه ۲۰ مرداد ماه ۱۳۹۹, در پی یورش ماموران اداره اطلاعات شهرستان شاهین دژ, به محل کار جواد روحی نژاد, فعال ملی مدنی ساکن این شهرستان پس از تفتیش و ضبط وسائل شخصی بازداشت شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز سه شنبه ۱۴ مرداد ماه ۱۳۹۹, جواد روحی نژاد, فعال ملی مدنی ساکن شهرستان شاهین دژ از توابع استان آذربایجان غربی, همزمان با یورش ماموران اداره اطلاعات این شهرستان به محل کار وی این فعال مدنی پس از تفتیش و ضبط وسائل شخصی بازداشت و جهت بازجوئی به بازداشتگاه این ارگان امنیتی منتقل شد. 

بنقل از یک منبع مطلع در گفتگو با گزارشگر حقوق بشر در ایران ضمن اعلام این خبر گفت: “جواد روحی نژاد, در محل کارش که مکان عمومی بود توسط ماموران بازداشت و پس از تفتیش محل کسب به منزل شخصی اش, منزل پدر خانم و خانه پدری اش منتقل شد و پس از تفتیش کامل هر ۳ خانه و ضبط اقلامی از قبیل چند جلد کتاب به زبان تَرکی، لب تاب، گوشی همراه و فلش مموری  وی را به همراه خود بردند.”

این منبع مطلع در ادامه افزود”ماموران اداره اطلاعات پس از بازداشت جواد روحی نژاد, این فعال ملی آذربایجان را به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل کردند و پس از طی مراحل بازجوئی به زندان قوشاچای منتقل شد و در حال حاضر برای آزادی وی وثیقه ای به مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان توسط بازپرس پرونده صادر شده است”. 

لازم به ذکر است, جواد روحی نژاد فارغ التحصیل رشته زبان و ادبیات عربی از دانشگاه تبریز است. وی کارشناسی ارشد خود را در زمینه ادبیات تطبیقی ترکی-عربی در دانشگاه مهاباد واقع در استان آذربایجانغربی ادامه داد.

بین ۱۶ تا ۲۵ درصد جمعیت ایران ترک زبان هستند که اغلب آنان در استان‌های آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل و زنجان سکونت دارند. برخی از این شهروندان برخورد حاکمیت با شهروندان ترک‌زبان را توام با تبعیض می‌دانند و منع تدریس زبان‌های غیر فارسی در مدارس را یکی از برجسته‌ترین موارد تبعیض می دانند که همواره با اعتراض بخشی از فعالان مدنی این مناطق روبرو بوده است.

Ali Sakeni, a lawyer living in Sanandaj was arrested

August 10, 2020, Security agents in Sanandaj arrested Ali Sakeni, a lawyer living in this city and transferred him to prison.

According to the report of Human Rights in Iran, On Sunday, August 9, 2020, Ali Sakeni, a lawyer and human rights activist residing in Saqqez (Kurdistan Province) was arrested by security forces.

The case of this lawyer is being investigated in branch 3 of the Public and Revolutionary Prosecutor’s Office of Sanandaj on the charge of propaganda activities against the regime through revealing the secrets of Hooshmand Alipour’s case.

“Ali Sakeni has been arrested after the change of the investigator in the case”, said Hossein Ahmadi Niaz, a lawyer and human rights activist.

Also, Ali Sakeni had previously been detained by security forces at his private residence on June 28, 2020, and had been transferred to the Sanandaj intelligence detention center.

On July 1, 2020, after completing the interrogation process and being charged, this lawyer was transferred from the Sanandaj intelligence detention center to Saqqez Prison and was released on bail on July 6, 2020, until the end of the trial.

Detention of persons before they are charged and the inability of defendants to access a lawyer are among the violations of international instruments of human rights, Article 9 of the Universal Declaration of Human Rights, and Article 9 of the International Covenant on Civil and Political Rights, adopted on December 16, 1966.

Individuals also enjoy the right to a fair trial, which is an inalienable right, as enshrined in Article 10 of the Universal Declaration of Human Rights (UDHR).

In most cases, the extrajudicial and arbitrary detention of citizens and civil activists with vague and trumped-up accusations is in the line of suppression of Freedom of Expression and opinion, which in International Instrument of Human Rights, in Article 19 of Universal Declaration of Human Rights, as well as in Article 19 of International Covenant on Civil and Political Rights, adopted on December 16th 1966, there is emphasis on not suppressing of the individuals because of Freedom of Expression and opinion. Regarding the principle of freedom of expression, every individual has the right to express his/her opinions and viewpoints in any way possible, without considering border restrictions.

Article 5 of the Criminal Procedure Code stipulates that the accused shall be informed of the charges and provided access to a lawyer as soon as possible. Other defensive rights are mentioned in law, but extrajudicial actions taken by the security services violate the laws that they themselves drafted and claim to be enforced.

Design a site like this with WordPress.com
Get started