جمعی از اساتید و دانشجویان ایرانی خواستار آزادی دو دانشجوی نخبه بازداشتی شدند

جمعی از دانش آموختگان، دانشجویان و اساتید ایرانی در داخل و خارج از ایران طی نامه‌ای خطاب به رئیس «بنیاد ملی نخبگان» و مقامات ارشد ایران، خواستار آزادی و رسیدگی فوری به وضعیت علی یونسی و امیرحسین مرادی شدند. امضا کنندگان ضمن ابراز نگرانی از اینکه این دانشجویان حدود ۴۰ روز است «به دلایل ناروشن» و «در شرایط شیوع بیماری کرونا» در بازداشت به سر می‌برند، نوشته‌اند که تدوام بی خبری و عدم دیدار با خانواده‌ها و تماس‌های تلفنی محدود، نگرانی‌ها نسبت به سلامت و احتمال عدم رسیدگی عادلانه به وضعیت این دو دانشجو را افزایش داده است.

به نقل از بی بی سی، جمعی از دانش آموختگان، دانشجویان و اساتید ایرانی در داخل و خارج از ایران طی نامه‌ای خطاب به رئیس «بنیاد ملی نخبگان» و مقامات ارشد ایران خواستار آزادی و رسیدگی فوری به وضعیت علی یونسی و امیرحسین مرادی شدند.

امضا کنندگان ضمن ابراز نگرانی از اینکه این دانشجویان حدود ۴۰ روز است «به دلایل ناروشن» و «در شرایط شیوع بیماری کرونا» در بازداشت به سر می‌برند، نوشته‌اند: “این دو دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، هر دو از افتخار آفرینان ملی ایران در المپیاد کشوری و جهانی با کسب مدال‌های نقره و طلا هستند. تدوام بی خبری و عدم دیدار با خانواده‌ها و تماس‌های تلفنی محدود، نگرانی‌ها نسبت به سلامت و احتمال عدم رسیدگی عادلانه به وضعیت این دو دانشجو را افزایش داده ست”.

امضا کنندگان نامه همچنین بازداشت این دو را باعث «یأس و نومیدی» و «تردیدهای جدی» جوانان، دانشجویان و اساتیدی دانستند که قصد خدمت در ایران را دارند.

گفتنی است که این دو فعال دانشجویی روز دوشنبه ۲۲ فروردین ماه، توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. طبق اخبار واصله و تایید خانواده آن‌ها، بازداشت این دو تن، توسط ماموران لباس شخصی، بدون ارائه حکم قضایی و همراه با ضرب و شتم صورت گرفته است.

غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضاییه ایران، روز سه شنبه ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۹، ضمن تایید خبر بازداشت این دو تن، آنان را به «ارتباط و همکاری با یکی از گروه های اپوزیسیون و اقدامات خرابکارانه» متهم کرده و گفته بود: “این افراد به گروه‌های ضد انقلاب به ویژه گروهک تروریستی منافقین وصل شده بودند و ارتباطاتی با آنها برقرار کرده بودند و تحت تعلیمات این گروهک به دنبال انجام اقدامات خرابکارانه در کشور بودند و یکسری اقدامات ایذایی نیز انجام داده بودند”.

گفتنی است در ادبیات حکومتی جمهوری اسلامی برای اشاره به سازمان مجاهدین خلق از عبارت «منافقین» استفاده می شود.

وی در ادامه مدعی شده بود که دو شهروند بازداشتی به دنبال «ایجاد بلوا در شرایط کرونایی» بوده‌اند و در بازرسی از منازل آنها “اقلام انفجاری” کشف شده است.

در خصوص این دانشجویان گفتنی است که امیرحسین مرادی، برنده مدال نقره المپیاد نجوم کشوری سال ۹۶ و علی یونسی، برنده مدال نقره المپیاد نجوم کشوری سال ۹۵ و مدال طلای المپیاد نجوم سال ۹۶ است. همچنین، علی یونسی دارنده مدال طلا در دوازدهمین المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک که در چین برگزار شد، بوده است.

گزارش وزارت بهداشت ایران درباره شیوع کرونا: ۲۴۵ شهرستان زرد، ۵۸ شهرستان قرمز

وزارت بهداشت ایران وضعیت ۲۴۵ شهرستان را در این کشور از نظر شیوع کرونا، زرد اعلام کرده است. وضعیت  ۵۸ شهرستان قرمز و ۱۵۵ شهرستان هم سفید توصیف شده است.

بر اساس جدولی که در خبرگزاری فارس منتشر شده، وضعیت ۲۳ مرکز استان ایران در پانزدهم خرداد ماه زرد، وضعیت ۷ مرکز استان قرمز و وضعیت یک مرکز استان سفید اعلام شده است.

مراکز استان‌های ایران جمعیت بیشتری نسبت به دیگر شهرستان‌ها دارند.

در این آمار تنها وضعیت شیراز، مرکز استان فارس، سفید اعلام شده است. وضعیت مشهد، ارومیه، کرمانشاه، بوشهر، بیرجند، بندرعباس و سنندج قرمز است. 

وزارت بهداشت ایران وضعیت تهران، تبریز، اصفهان، اردبیل، کرج، کرمان، ایلام، شهرکرد، بجنورد، اهواز، زنجان، سمنان، زاهدان، قم، یاسوج، گرگان، رشت، خرم‌آباد، ساری، اراک، قزوین، یزد و همدان را زرد اعلام کرده است.

در استان تهران وضعیت ۱۳ شهرستان زرد و وضعیت سه شهرستان سفید اعلام شده است.

بر اساس تعریف وزارت بهداشت، اگر طی دو هفته اخیر متوسط میزان بستری شدن روزانه افراد به ازای هر صدهزار نفر جمعیت، بالای سه نفر باشد، آن شهرستان در وضعیت قرمز است.

اگر متوسط میزان بستری روزانه به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت، حداکثر یک نفر باشد این شهرستان سفید محسوب می‌شود.

شهرستان‌هایی که بین شرایط قرمز و سفید باشند زرد محسوب می‌شوند.

این نتایج به این معنا است که در ۲۴۵ شهرستان ایران به طور متوسط به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر، روزانه بین یک تا سه نفر بستری شده‌اند.

وزارت بهداشت ایران آمار مبتلایان به کرونا در استان‌ها را به تفکیک اعلام نمی‌کند و تنها آماری را درباره کل کشور منتشر می‌کند.

خبرگزاری تسنیم نیز در گزارشی از «‌شیوع موج دوم کرونا» ‌در۱۰ استان هرمزگان، خوزستان، آذربایجان شرقی، سیستان و بلوچستان، گیلان، مازندران، بوشهر، لرستان، کردستان و همدان خبر داده است.

سخنگوی وزارت بهداشت نیز روز ۱۵ خرداد اعلام کرد که وضعیت خوزستان همچنان قرمز است و استان‌های هرمزگان، کردستان، کرمان، کرمانشاه، بوشهر و آذربایجان های شرقی و غربی در وضعیت هشدار قرار دارند.

بازداشت مادر کودک آزار ساکن مشهد توسط ماموران انتظامی

امروز جمعه ۱۶ خرداد ماه ۱۳۹۹, ماموران انتظامی مشهد, زنی که اقدام به ضرب و جرح کودک خردسالش کرده بود و فیلمهای آن را در فضای رسانه ای منتشر کرده بود به اتهام کودک آزاری و تشویش اذهان عمومی بازداشت کردند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از رُکنا, امروز جمعه ۱۶ خرداد ماه ۱۳۹۹, یک زن کودک آزار با نام « مهلا », ساکن مشهد که کودک خردسالش « بنیامین » را مورد ضرب و جرح قرار داد و صحنه های دلخراش آن را در فضای رسانه ای منتشر کرده بود پس از شناسائی توسط پلیس فتا از سوی ماموران انتظامی مشهد بازداشت شد. 

براساس اعلام رامین پاشائی, معاون اجتماعی پلیس فتا: “در پی انتشار تصاویر کودک آزاری توسط زن سنگدل در فضای مجازی و تماس‌های مکرر هموطنان مبنی بر دستگیری متهم پلیس فتا وارد عمل شد و خیلی زود محل وقع جرم « شهرستان مشهد » شناسایی شد”.

این مقام انتظامی همچنین افزود: “در ادامه ماموران پلیس خیلی زود متهم را که باعث تشویش اذهان عمومی شده است را با هماهنگی مراجع قضایی دقایقی پیش دستگیر کردند”.

معاون اجتماعی پلیس فتا ناجا در آخر خاطرنشان کرد: “به جهت رسیدگی به اتهام زن جوان و مشخص شدن علت ارتکاب به این اعمال غیر انسانی و مجرمانه بررسی های پلیس برای مشخص شدن زوایای دقیق این ماجرا ادامه دارد”.

کودک آزاری و هرگونه رفتار خشن با کودکان نقض حقوق بشر و ناقض ماده ۱۶ بخش دوم از کنوانسیون مذکور است که در تاریخ ۲۳ نوامبر ۱۹۸۹ میلادی به تصویب رسید و در آن بر حمایت قانونی از کودکانی که در برابر هتک حرمت و هرگونه آسیب قرار گرفته اند تاکید شده است. 

گزارش کانون نویسندگان ایران از آزادی بیان در هفته ای که گذشت

«کانون نویسندگان ایران»، گزارشی از وضعیت آزادی بیان در هفته گذشته ارائه کرد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز جمعه ۱۶ خرداد ماه ۱۳۹۹، «کانون نویسندگان ایران» گزارشی از وضعیت آزادی بیان در ایران از روز ۸  تا ۱۴ خرداد ماه ۱۳۹۹، ارائه داد که در این گزارش به وقایع مختلفی از جمله؛ بی خبری از وضعیت پرونده‌ «روح الله زم»، برگزاری دادگاه تجدیدنظر «علی نانوایی»، حکم محکومیت «شهاب‌الدین نظری»، برگزاری جلسه‌ی دادگاه مطبوعات و … پرداخت.

متن کامل گزارش «کانون نویسندگان ایران» به این شرح است:

پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹

– در این روز محمدعلی زم، پدر روح الله زم، روزنامه‌نگار زندانی با بیان اینکه امکان تماس تلفنی با پسرش را ندارد، گفت: «خبری از وضعیت پرونده‌ی او نداریم.»

– در این روز دستکم هشت شهروند به نام‌های حکیم کعبی، علی بدوی، محمد بدوی، حمید زغیبی، ایوب طرفی، عامر رحیمه، حمید عقیلی و مصطفی عقیلی توسط ماموران اداره اطلاعات شوشتر بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. چند تن از این افراد سنشان زیر ۱۸ سال است. از دلایل و محل نگهداری بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست.

جمعه ۹ خرداد

– در این روز دادگاه تجدیدنظر علی نانوایی بدون حضور او برگزار شد. دادگاه حکم بدوی این فعال دانشجویی را تایید کرد. دادگاه بدوی علی نانوایی را به اتهام شرکت در تجمع ۲۷ آبان دانشگاه تهران، به شش ماه حبس تعلیقی، ۷۴ ضربه شلاق و رونویسی از سه کتاب محکوم کرده بود. این کتاب‌ها عبارتند از: «پسرک فلافل فروش»، «پایی که جا ماند» و «سه دقیقه در قیامت».

شنبه ۱۰ خرداد

– در این روز خبر بیانیه‌ی پن جهانی در حمایت از سه عضو کانون نویسندگان ایران منتشر شد. انجمن جهانی قلم با انتشار بیانیهای نسبت به محکومیت و احضار برای اجرای حکم رضا خندان مهابادی، بکتاش آبتین و کیوان باژن، سه نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران که پیشتر مجموعاً به ۱۵ سال و شش ماه حبس محکوم شده بودند، ضمن اشاره به اینکه محکومیت این نویسندگان به حبس، نقض آشکار حق آزادی بیان است، با ارائه‌ی راهکارهایی از ۱۵۰ شعبه‌ی خود در ۱۰۰ کشور جهان خواسته است که «برای لغو احکام زندان این سه نویسنده» اقدام کنند.

– به صبا کردافشاری، فعال حقوق زنان محبوس در زندان اوین حکم ۱۵ سال حبس بابت “اشاعه فساد” ابلاغ شد. او پیش تر در دادگاه تجدید نظر از این اتهام تبرئه شده بود.

– ملیکا قراگوزلو، دانشجو و دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده‌ی ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در حالی‌که گفته می‌شود در تجمع دانشجویان این دانشگاه حضور نداشته، با اتهام «شرکت در تجمع غیرقانونی دانشگاه» و «بدحجابی» به کمیته‌ی انضباطی احضار شد.

– یک زن ۲۷ ساله و مردی ۴۰ ساله به دلیل انجام ورزش صبحگاهی گروهی در بوستان ملت مشهد و انتشار فیلم آن بازداشت شدند. معاون دادستان مشهد، برگزاری ورزش صبحگاهی توسط این دو شهروند را «رقص مختلط» خوانده است.

– حکم محکومیت شهاب‌الدین نظری، فعال سیاسی و مدنی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران عیناٌ تأیید شد. وی پیش‌تر در پی شکایت سازمان اطلاعات سپاه توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام فعالیت‌های حزبی قانونی، مصاحبه با رسانه‌های داخلی و اظهار نظرات انتقادی در فضای مجازی درباره‌ی فساد و ناکارآمدی برخی مقامات استان خوزستان، به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

– رئیس پلیس فتا استان کهگیلویه و بویراحمد، از بازداشت یک شهروند در یاسوج به دلیل آنچه «انتشار ویدیو در فضای مجازی علیه نمایندگان سابق شهرستان‌های بویراحمد» خوانده، خبر داد و گفت که وی با تشکیل پرونده به مراجع قضایی معرفی شد.

– زرتشت احمدی راغب، فعال مدنی طی ابلاغیه‌ای به دادسرای اوین احضار شد. در این ابلاغیه دلیل احضار وی «عکسبرداری از مناطق ممنوعه» عنوان شده است. بر اساس این ابلاغیه وی باید تا تاریخ ۱۵ خرداد ۹۹ در شعبه‌ی ۱ دادسرای اوین حاضر شود.

– نادر فتوره چی، نویسنده، مترجم و روزنامه‌نگار با حضور در دادسرای اوین در خصوص پرونده‌ای که با اتهام «تشویش اذهان عمومی» برای وی گشوده شده است، پس از تفهیم اتهام با تودیع قرار آزاد شد.

یکشنبه ۱۱ خرداد

– عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور جمهوری اسلامی، در برنامه‌ی «نگاه یک» تلویزیون تعداد کشته‌های آبان را تلویحا بین ۲۰۰ تا ۲۲۵ نفر اعلام کرد.

– محمد حیدری، شهروند اهل اهواز، با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان شیبان اهواز آزاد شد. آقای حیدری آبان‌ماه سال گذشته در جریان مراسم خاکسپاری حسن حیدری، شاعر منتقد اهوازی توسط مأموران اداره‌ی اطلاعات اهواز بازداشت شد.

– در پی برگزاری جلسه‌ی دادگاه مطبوعات، در شعبه‌ی ششم دادگاه کیفری یک استان تهران، مدیرعامل خبرگزاری ایسنا به اتهام «نشر اکاذیب» مجرم شناخته شد. در این دادگاه به پرونده‌ی علی متقیان مدیرعامل خبرگزاری ایسنا و علی ماجدی سفیر پیشین ایران در آلمان (مصاحبه شونده) و اکرم احقاقی خبرنگار ایسنا، هر سه نفر به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و با شکایت سازمان اطلاعات سپاه رسیدگی شد. پس از ختم جلسه‌ی دادگاه، بر اساس نظر هیئت منصفه، مدیرعامل ایسنا مجرم شناخته شد و مستحق تخفیف نیز دانسته نشد. مصاحبه شونده و خبرنگار ایسنا نیز مجرم شناخته نشدند. همچنین طی این جلسه پرونده‌ی روزنامه‌ی جهان صنعت، به دنبال اعلام رضایت شاکی مختومه اعلام شد.

– فرمانده‌ی انتظامی بابلسر از شناسایی و بازداشت یک شهروند در این شهرستان تحت عنوان «عامل تبلیغات گروه شیطان‌پرستی در فضای مجازی» خبر داد. این مقام انتظامی مدعی شده که صفحه‌ی مجازی منتسب به شهروند بازداشت شده در راستای دین زدایی و حمله به مقدسات و ارزش‌های اسلامی بوده است.

دوشنبه ۱۲ خرداد

– معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان هرمزگان از احضار و تشکیل پرونده برای ۵ تن از کارکنان یک آتلیه در این استان، به علت انتشار تصاویر و کلیپ های آتلیه‌ای زوج‌های جوان در اینستاگرام خبر داد. همچنین حساب اینستاگرامی این افراد نیز به علت آنچه «مغایرت با شئونات اجتماعی» خوانده شده، مسدود شد.

– خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا، گفت‌وگو با معاون هماهنگ کننده‌ی ارتش که با عنوان «ناشنیده‌های ارتش از زبان امیر سیاری» منتشر و در آن حبیب‌الله سیاری به اقدامات تبلیغاتی سپاه پاسداران و سازمان بسیج انتقاد کرده و آن را خلاف اصول نظامی عنوان کرده بود، از سایت خود حذف کرد.

– ندا آشتیانی، زندانی سیاسی، با پایان ایام مرخصی برای تحمل ادامه‌ی دوران محکومیت سه ساله‌ی خود به زندان اوین بازگشت. خانم آشتیانی اواخر بهمن‌ماه ۹۷ به دلیل فعالیت در فضای مجازی توسط نیروهای وزارت اطلاعات در محل کار خود بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده بود.

– رسول طالب‌مقدم، از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و از بازداشت شدگان تجمع روز کارگر برای گذراندن حکم دو سال حبس به زندان اوین منتقل شد. او به تبعید، منع استفاده از تلفن هوشمند و تحمل ۷۴ ضربه شلاق نیز محکوم شده. که حکم شلاق پیش از انتقال به زندان اجرا شد.

– ویدا حقیقی نجف آبادی، شهروند بهایی ساکن نجف آباد برای تحمل دوره محکومیت خود راهی زندان دولت‌آباد اصفهان شد. خانم نجف آبادی تابستان سال ۹۰ به همراه ۱۹ شهروند بهایی دیگر توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و توسط دادگاه انقلاب یزد به ۱ سال حبس تعزیری و ۱ سال حبس تعلیقی محکوم شد. این حکم نهایتا توسط دادگاه تجدیدنظر استان یزد عینا تایید شد.

– محمدجواد حق شناس، عضو شورای شهر تهران، پس از حضور در دادسرای فرهنگ و رسانه تهران، تفهیم اتهام و با تأمین قرار آزاد شد. این اقدام در پی شکایت سپاه پاسداران و به دلیل درخواست مکرر وی مبنی بر انتشار آمار تفکیکی مبتلایان و جانباختگان بیماری کرونا صورت گرفته است.

سه شنبه ۱۳ خرداد

– مصطفی بادکوبه ای، شاعر و منتقد با ابلاغ قضایی از سوی شعبه‌ی یک اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد. آقای بادکوبه‌ای به اتهام «اهانت به مقدسات» به یکسال حبس تعزیری محکوم شده است.

– جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات جعفر عظیم زاده، فعال کارگری و زندانی محبوس در زندان اوین در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برگزار شد. علیرغم اینکه روز گذشته این فعال کارگری از حضور در جلسه دادگاه خودداری کرده بود، امروز به اجبار به دادگاه انقلاب برده شد. عظیم زاده خطاب به رییس دادگاه گفت: «میز محاکمه جای کسانی است که کارگران و مردم ایران را به فقر و فلاکت کشانیده و در مقابل حق خواهی و مطالبه گری‌شان، آنان را با اتهامات امنیتی روبرو می‌کنند».

– رسول طالب مقدم فعال سندیکایی پس از یک روز از زندان اتوین آزاد شد. او روز دوشنبه در پی احضار به دایره اجرای احکام رجوع کرد. ماموران ابتدا حکم ۷۴ ضربه شلاق او را اجرا و سپس به زندان منتقلش کردند. طالب مقدم امروز، سه شنبه، آزاد شد.

– پنجمین جلسه‌ی دادگاه رسیدگی به اتهامات روح الله زم در دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

چهارشنبه ۱۴ خرداد

– خبرگزاری فارس در این روز خبر داد گروهی در شهر مشهد به دلیل آنچه «تولید و انتشار تصاویر مبتذل و هنجارشکنانه» در اینستاگرام خوانده شده، احضار و بازداشت شده‌اند. هویت و تعداد بازداشت شدگان مشخص نیست.

– صدیقه وسمقی، شاعر، نویسنده و مدرس فقه اسلامی با شکایت وزارت اطلاعات به دادگاه انقلاب تهران احضار شد. وی پیش‌تر به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به ۵ سال حبس تعزیری محکوم و به طور موقت بازداشت شده بود.

«شیوع موج دوم کرونا» در ۱۰ استان ایران؛ افزایش مبتلایان در استان‌های جنوبی، غربی و شمالی

خبرگزاری تسنیم در گزارشی از «‌شیوع موج دوم کرونا» ‌در۱۰ استان ایران شامل هرمزگان، خوزستان، آذربایجان شرقی، سیستان و بلوچستان، گیلان، مازندران، بوشهر، لرستان، کردستان و همدان خبر داد.

در هفته‌های گذشته گزارش هایی درباره افزایش مبتلایان به کرونا در استان‌های جنوبی ایران منتشر شده بود. بر اساس گزارش تسنیم، تعداد مبتلایان به کرونا در استان‌های غربی و شمالی ایران نیز بار دیگر افزایش یافته است.

در همین حال حسین خوش‌اقبال، معاون سیاسی استاندار کردستان، اعلام کرد که وضعیت ابتلا به کرونا در این استان «بحرانی» است. او همچنین از اعمال دوباره محدودیت‌ها در این استان خبر داد. 

جعفر طولابی، فرماندار خرم‌آباد، مرکز استان لرستان، نیز اعلام کرد که اعمال محدودیت‌ها تا وضعیت سفید ادامه دارد.

او از مسدود شدن راه‌های منتهی به قبرستان‌ها، ممنوعیت برگزاری مراسم ترحیم و عروسی، و ممنوعیت فعالیت اماکن گردشگری و رستوران‌ها را از جمله این محدودیت ها اعلام کرد.

در اردیبهشت ماه و هفته اول خرداد شمار مبتلایان به کرونا در تعدادی از استان‌های جنوبی ایران از جمله خوزستان و هرمزگان که به نسبت دیگر استان‌ها تعداد کمتری از مبتلایان در آنها ثبت شده بود، افزایش یافت.

به گزارش تسنیم، در شهرستان جاسک هرمزگان که در موج اول شیوع کرونا آمار مبتلایان در آن بالا نبود، در سه روز گذشته بیش از ۲۰ نفر به کرونا مبتلا شده‌اند.

این خبرگزاری همچنین نوشت که ظرفیت تخت‌های ویژه کرونا در جنوب استان سیستان و بلوچستان تکمیل شده است.

برگزاری مراسم‌ نماز عید فطر از جمله دلایل شیوع کرونا در این استان و همچنین خوزستان اعلام شده است.

سعید کشمیری، رییس دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، نیز گفته است که میزان ابتلا به کرونا «با یک شیب نه چندان ملایم در حال افزایش است».

محمدحسین صومی، رییس دانشگاه علوم پزشکی تبریز، نیز اعلام کرده که شناسایی حدود یک هزار مبتلا به کرونا در این استان در هر هفته نشان می‌‌دهد که بیماری کرونا در حال انتشار است. 

ارسلان سالاری، رییس دانشگاه علوم پزشکی گیلان، نیز از «شیوع پیک دوم کرونا» در این استان خبر داده است.

روسای دانشگاه علوم پزشکی مازندران و دانشگاه علوم پزشکی بابل «از سیر صعودی» شیوع کرونا در این استان ابراز نگرانی کرده‌اند.

با این حال گزارش‌ها حاکی از سفر میلیونی به استان‌های شمالی ایران است.

در روز ۱۵ خرداد تعداد مبتلایان جدید به کرونا ۳۵۷۴ نفر اعلام شده که نسبت به روز قبل ۴۴۰ نفر بیشتر بوده است.

در سه روز پیاپی تعداد مبتلایان به کرونا از سه هزار نفر گذشته است. 

سخنگوی وزارت بهداشت روز ۱۴ خرداد ابراز امیدواری کرده بود که روند افزایش دوباره تعداد مبتلایان«استثنایی» باشد.

آمارهای وزارت بهداشت ایران از مبتلایان به کرونا در روزهای گذشته نسبت به اردیبهشت ماه تقریبا دو برابر شده است.

مقام سازمان جنگل‌ها: آتش‌سوزی یکی از پنج عامل اصلی تخریب سالانه ۱۲ هزار هکتار از جنگل‌های ایران است

درحالی که همزمان با روز جهانی محیط زیست آتش‌سوزی جنگل‌ها و مراتع در مناطق مختلف کشور همچنان ادامه دارد، رضا بیانی، مدیرکل دفتر مهندسی و مطالعات سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری گفت که «طی پنج سال گذشته به طور متوسط سالانه ۱۲ هزار هکتار جنگل در ایران تخریب شده است.»

بیانی از آتش‌سوزی به عنوان یکی از پنج دلیل اصلی تخریب جنگل‌ها نام برد و تاکید کرد که «تخریب جنگل‌ها به دلایل مختلفی از جمله سدسازی، ساخت راه، فعالیت‌های عمرانی، آتش‌سوزی و قاچاق چوب رخ می‌دهد.»

مدیرکل دفتر مهندسی و مطالعات سازمان جنگل‌ها با اشاره به اینکه از ابتدای سال تاکنون حدود ۱۶۰ مورد حریق در جنگل‌ها رخ داده است، گفت که از این تعداد چند مورد از ‌آتش‌سوزی‌ها گسترش یافتند که آن‌ها هم به دلیل صعب‌العبور بودن منطقه امکان اطفای حریق نبود و برای خاموش کردن آن‌ها به بالگرد احتیاج داشتیم.

مدیرکل دفتر مهندسی و مطالعات سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری گفت که تقریبا تا سال ۱۳۹۰ سالانه بین ۱۸ تا ۲۰ هزار هکتار آتش‌سوزی در اراضی جنگلی رخ می‌داد اما طی سال‌های اخیر این عدد به حدود سه هزار هکتار در سال رسیده است که البته تاکید ما این است که «آتش‌سوزی در جنگل‌های طبیعی چند ساله مخرب است چه ۲۰ هزار هکتار باشد و چه سه هزار هکتار.»

این درحالی است که علی عباس‌نژاد، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی کشور تعداد آتش‌سوزی‌ها رخ داده در جنگل‌ها از ابتدای سال‌جاری و در کمتر از دو ماه و نیم را ۲۴۰ مورد، اعلام کرده است.

عباس‌نژاد گفت که ۹۵ درصد این آتش سوزی‌ها به موقع اطفا شده‌اند و بخشی هم که اطفا نشده مربوط به صعب العبور بودن مناطقی است که آتش‌سوزی در آن رخ داده است

او با تاکید براینکه در حال حاضر یگان حفاظت منابع طبیعی کشور به اطفا حریق هوایی نیاز دارد، گفت طی روزهای اخیر و در جریان آتش سوزی زاگرس، نیروهای مردمی برای کنترل حضور دارند اما برای اطفا در مناطق صعب العبور نیاز به شیوه اطفا حریق هوایی است.

فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی کشور با تاکید براینکه «اگر احساس مسئولیت در همه مسئولان وجود داشته باشد مشکلات‌مان حل می‌شود»، گفت:«بر این گمان هستیم که حتی برخی مسئولان خبر ندارند جنگل‌های زاگرس زیر آتش می‌سوزد.»

آتش‌سوزی‌ها مکرر در ۱۰ روز گذشته در مناطق جنگلی از جمله در منطقه حفاظت شده خاییز، کوه سیاه دشتستان، جنگل‌های کرمانشاه، جنگل‌ها و مراتع گچساران و ده‌ها منطقه دیگر، درحالی رخ داد که به گفته رضا بیانی، مدیرکل دفتر مهندسی و مطالعات سازمان جنگل‌ها کل نیروهای حفاظت از جنگل‌ها شش هزار و ۷۰۰ نفر است که از این تعداد چهار هزار نفر نیروی حفاظتی در جنگل‌های خارج از شمال و دو هزار و ۷۰۰  نیروی حفاظتی در جنگل‌های شمال کشور داریم.

به گفته بیانی، در جنگل‌های زاگرس تقریبا به ازای هر شش هزار هکتار یک نیرو و در جنگل‌های شمال به ازای هر دو هزار هکتار یک نیروی حفاظت از جنگ‌ها حضور دارد.

او افزود که طی پنج سال گذشته در ایران سالانه حدود ۱۱ هزار ۸۰۰ هکتار جنگل‌کاری صورت گرفته است که نسبت به تخریب جنگل‌ها که سالانه ۱۲ هزار هکتار است، میزان جنگل‌کاری ۲۰۰ هکتار کمتر است.

مدیرکل مدیرکل دفتر مهندسی و مطالعات سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری همچنین گفت که طی دو سال گذشته میزان جنگل‌کاری تا حدود ۲۵ هزار هکتار نیز افزایش یافته است اما همزمان تاکید کرد که «جنگل‌کاری‌های جدید به راحتی نمی‌توانند ارزش‌ها و خدمات جنگل‌های چند صد ساله و طبیعی را داشته باشند و دست‌کم حدود ۱۵ سال طول می‌کشد تا یک منطقه جنگل‌کاری شده به درصدی از کارکرد جنگل‌های طبیعی برسد.»

همزمان امیر ثقلینی رییس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری بروجرد به استناد آمارهای رسمی «در ۱۰ سال گذشته ۱۸۰۰ حریق باعث آسیب به ۱۸ هزار هکتار جنگل و مراتع در کشور شده که این میزان معادل مساحت ۲۵ هزار زمین فوتبال است.»

دستکم ۵ هکتار از پوشش گیاهی در مراتع شهر بابک در آتش سوخت

امروز جمعه ۱۶ خرداد ماه ۱۳۹۹, در ادامه آتش سوزیهای گسترده در مناطق غربی کشور در شهر بابک یکی از مناطق اصلی استان استان کرمان تا به این لحظه دستکم ۵ هکتار از مراتع و پوشش های گیاهی آن منطقه طعمه حریق شده است. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از ایلنا, امروز جمعه ۱۶ خرداد ماه ۱۳۹۹, محمد مومنی, رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهر بابک از توابع استان کرمان از سوختن ۵ هکتار از مراتع این شهر در آتش سوزی اخیر خبر داد. 

 رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهر بابک پیرامون این مساله گفت: “در این آتش سوزی که از ساعت ۱۹ شروع و تا ساعت ۲۴ ادامه داشت ۵ هکتار از اراضی مرتعی با پوشش درمنه، ارژن، گون و گیاهان مشابه طعمه حریق شد”.

محمد مومنی در ادامه افزود: “با توجه به تعطیلات احتمال می رود این آتش سوزی در اثر سهل انگاری و بی احتیاطی گردشگران به وقوع پیوسته باشد”.

شهربابک یکی از شهرهای مهم استان کرمان « پهناورترین استان ایران » است. شهربابک,  مرکز شهرستان شهربابک است. وجود معادن عظیم مس و فیروزه و قرار داشتن این شهر در مسیر تهران – بندرعباس اهمیت ان را دوچندان کرده است.

این شهرستان یکی از قطب‌های گردشگری ایران محسوب می‌شود. جمعیت این شهر با توجه به سرشماری سال ۱۳۹۵ مرکز آمار ایران، جمعیتی بالغ بر ۵۱٬۶۲۰ نفر و جمعیت شهرستان برابر با ۱۰۴هزار تَن اعلام شده بود.

این شهر در مسیر محور جنوب به شمال ایران قرار دارد. این شهر در غرب استان کرمان واقع شده ‌و فاصله آن تا شهر مرکز کرمان ۲۲۳کیلومتر است.

گزارشی از آخرین وضعیت نازنین زاغری, شهروند ۲ تابعیتی

امروز جمعه ۱۶ خرداد ماه ۱۳۹۹, نازنین زاغری, زندانی سیاسی ۲ تابعیتی همچنان در مرخصی با پابند الکترونیکی بسر می برد و با توجه به اعلام محمود بهزادی راد, احتمال عفو و آزادی مشروط نازنین زاغری دور از ذهن نیست. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از ایلنا, امروز جمعه ۱۶ خرداد ماه ۱۳۹۹, محمود بهزادی راد, وکیل مدافع نازنین زاغری, شهروند ۲ تابعیتی ایرانی – انگلیسی از تداوم مرخصی موکل خود خبر داد و ابراز امیدواری کرد تا با توجه به بخشنامه عفو تخفیف در مجازات محکومان امنیتی و سیاسی از این طریق موکل وی بتواند شامل آزادی مشروط بشود. نازنین زاغری, سال ۱۳۹۵ به هنگام خروج از کشور در فرودگاه خمینی بازداشت و پس از طی مراحل بازجوئی و تکمیل پرونده توسط دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم عیناً توسط دادگاه تجدیدنظر تائید شد.

محمود بهزادی راد، وکیل مدافع نازنین زاغری در مورد آخرین وضعیت موکل خود گفت: “با وجود اینکه مرخصی نازنین زاغری تا پایان اردیبهشت ماه بود، اما خوشبختانه مجدداً تمدید شده و با پابند الکترونیکی در مرخصی است و باید منتظر بود تا ببینیم چه پیش خواهد آمد”.

این وکیل دادگستری در ادامه افزود: “با توجه به دستورالعملی که از سوی رئیس قوه قضاییه ابلاغ شد، کسانی که ۵ سال محکومیت داشته باشند و ۱ سوم مجموع این محکومیت را گذرانده باشند، عفو شامل حالشان خواهد شد و ما امیدواریم که این دستورالعمل شامل حال نازنین زاغری بشود”.

بهزادی راد در خاتمه اضافه کرد: “هیچ موضوع جدیدی مطرح نشده و همان وضعیت قبل ادامه دارد”.

با توجه به بخشنامه ای که در تاریخ ۳ خرداد ماه ۱۳۹۹, از سوی ابراهیم رئیسی و با موافقت علی خامنه ای, رهبر جمهوری اسلامی صادر شده با استناد به بند ۱۱ از اصل ۱۱۰ قانون اساسی عفو یا تخفیف مجازات تعداد ۳۷۲۱ تن از محکومان دادگاه‌های عمومی و انقلاب، سازمان قضایی نیروهای مسلح و سازمان تعزیرات حکومتی به دادسرای امنیت در استانهای کشور ابلاغ شده است. 

در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۹, مرخصی نازنین زاغری, زندانی سیاسی که از اسفند ماه سال گذشته به مرخصی اعزام شده بود تا تاریخ ۷ خرداد ماه سالجاری تمدید شد.

پیش از این نیز در تاریخ ۲ اردیبهشت ماه ۱۳۹۹, مرخصی نازنین زاغری, زندانی سیاسی که از اسفند ماه سال گذشته به مرخصی اعزام شده بود تا تاریخ ۳۰ اردیبهشت ماه سالجاری تمدید شده بود. 

 در تاریخ ۲۷ اسفند ماه ۱۳۹۸, نازنین زاغری رتکلیف, شهروند ۲ تابعیتی محبوس در بند زنان زندان اوین که در حال سپری کردن دوران محکومیت حبس ۵ ساله خود می باشد به مرخصی ۲ هفته ای با پابند الکترونیکی اعزام شد.

اعطای مرخصی به نازنین زاغری رتکلیف, زندانی سیاسی ۲ تابعیتی محبوس در بند زنان زندان اوین در حالی صورت گرفت که در تاریخ ۱ دی ماه ۱۳۹۸, محمود بهزادی راد, وکیل مدافع این شهروند ۲ تابعیتی از تداوم ممانعت از آزادی مشروط نازنین زاغری برای آزادی مشروط و همچنین محرومیت وی از اعزام به مرکز درمانی تخصصی خارج از زندان خبر داده بود. 

 نازنین زاغری, زندانی سیاسی ۲ تابعیتی محبوس در بند زنان زندان اوین در تاریخ ۲۵ خرداد ماه ۱۳۹۸ و در اعتراض به محرومیت از حق مرخصی و سایر حقوق شهروندی خود دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده بود و همزمان با اعتصاب وی همسرش ریچارد رتکلیف  نیز در مقابل سفارت ایران در لندن دست به اعتصاب غذا زده بود. 

محمود بهزادی راد، وکیل دادگستری که وکالت پرونده نازنین زاغری را برعهده دارد, در تاریخ ۶ تیرماه ۱۳۹۸ پیرامون آخرین وضعیت موکل خود گفته بود: “وزن موکلم کم شده و فشار خونش هم بر روی عدد ۹ روی ۶ بوده است. امیدواریم این وضعیت زودتر خاتمه پیدا کند و باتوجه به شرایط روحی و جسمی وی وضعیت خوبی ندارد. 

این شهروند ۲ تابعیتی, در تاریخ ۸ تیر ماه ۱۳۹۸, به اعتصاب غذای اعتراضی خود پایان داد. همزمان با پایان اعتصاب غذای نازنین زاغری, ریچارد رتکلیف, همسر زاغری که در حمایت از اعتصاب غذای نازنین زاغری اعتصاب غذا کرده بود نیز روز جاری به اعتصاب خود پایان داد. 

لازم به ذکر است, پیش از این, نازنین زاغری پیش از این به همراه نرگس محمدی, فعال حقوق بشر محبوس در بند زنان زندان اوین با انتشار نامه ای خبر از آغاز اعتصاب غذای ۳ روزه خود را در اعتراض به محرومیت از دسترسی به خدمات پزشکی و عدم اعزام به مرکز درمانی خارج از زندان اعلام کرده بودند. 

آنها در بخشی از این نامه گفته بودند: “در اعتراض به این شیوه غیرقانونی، غیرانسانی و غیرشرعی و برای اعلام خطر و نگرانی سلامت و جانمان علی رغم استفاده از داروهای روزانه از ۲۴ دی‌ماه ۱۳۹۷ لغایت ۲۶ دی‌ماه ۱۳۹۷ به مدت سه روز دست به اعتصاب غذا می‌زنیم و درخواست رسیدگی فوری داریم. اعلام می‌داریم در صورت عدم رسیدگی مسئولان و به خطر افتادن بیش از پیش سلامتمان دست به اعتراض‌های بعدی خواهیم زد که تبعات آن متوجه مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران خواهد بود”. همزمان جرمی هانت، وزیر امورخارجه انگلیس سفیر ایران در لندن را به وزارت امور خارجه احضار کرده تا نگرانی‌ها درباره پرونده نازنین زاغری، شهروند دو تابعیتی ایرانی-انگلیسی را به او ابلاغ کند.

محمود بهزادی راد, وکیل نازنین زاغری در تاریخ ۲۶ فروردین ماه ۱۳۹۸ درباره آخرین وضعیت نازنین زاغری گفته بود: در مراجعاتی که به زندان داشتم، اعلام شده هنوز در خصوص اعطای مرخصی به زاغری تصمیمی گرفته نشده است و باید منتظر باشیم.

این وکیل دادگستری در ادامه گفته بود؛ هم نازنین زاغری  و هم او به عنوان وکیل پرونده، طی نامه های جداگانه از مسئولان قضائی زندان اوین درخواست مرخصی استعلاجی کردند. 

در تاریخ ۳۱ تیرماه ۱۳۹۸, نازنین زاغری رتکلیف, زندانی سیاسی و شهروند ۲ تابعیتی محبوس در بند زنان زندان اوین که در پی اعتصاب غذا و وخامت وضع جسمانی و روحی به بیمارستان امام خمینی تهران منتقل و بمدت ۱ هفته در بخش اعصاب و روان بستری شده بود به زندان اوین بازگردانده شد.

بازگردانده نازنین زاغری در حالی است که وی در طی این مدت در بیمارستان تحت شکنجه و آزار روحی قرار گرفته و وی به تخت خوابش دستبند و پابند خورده تحت درمان بود. 

نازنین زاغری رتکلیف فروردین سال ۱۳۹۵ هنگام بازگشت به بریتانیا در فرودگاه تهران بازداشت و به کرمان منتقل شد. سپاه کرمان در اطلاعیه‌ای او را به مشارکت در “براندازی نرم” و همکاری با “موسسات معاند” متهم کرد. وی در شهریورماه سال ۱۳۹۵ در دادگاهی به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به تحمل۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. 

زاغری روز یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۶، به دادسرای اوین منتقل و در آنجا به او گفته شد که سپاه پاسداران ۳ اتهام جدید علیه او مطرح کرده است. این اتهام‌ها شامل عضویت در سازمان‌هایی است که “برای براندازی نظام” تلاش می‌کنند. دریافت پول از موسسه‌های رویترز و بی‌بی‌سی و شرکت در تظاهراتی در مقابل سفارت ایران در لندن اتهام‌های دیگری است که به خانم زاغری زده شده است. قاضی تحقیق، اتهام‌های اول و سوم را به  زاغری تفهیم کرده و او هر دوی آنها را رد کرد. او در حال حاضر در زندان اوین دوران حبس خود را می‌گذراند.

نازنین زاغری با بخش آموزشی و خیریه بنیاد رویترز همکاری داشت و در گذشته مدتی در بخش اداری نهاد خیریه بخش جهانی بی‌بی‌سی کار می‌کرد.

آرش نصری متهم به داشتن سلاح و مهماتی شده که از او کشف نشده است!

پنج ماه از بازداشت «آرش نصری»، شهروند سنندجی و عضو سابق «حزب خبات» اقلیم کردستان می‌گذرد. یکی از اتهامات او، حمل ونگه‌داری غیرمجاز سلاح است. اما خانواده‌اش می‌گویند این اتهام دروغ است و او سلاحی نداشته است و در جریان بازرسی از خانه‌اش، ماموران نه سلاحی پیدا کرده‌اند و نه مهماتی.
«ایران‌وایر» با «محمدصالح نصری»، پدر آرش درباره آخرین وضعیت فرزندش گفت‌وگو کرده‌ است:

***

آرش نصری، شهروند ۳۵ ساله اهل سنندج، ۲۹ آذر ۱۳۹۸ در خانه‌اش در ورامین به دست ماموران سازمان اطلاعات سپاه تهران بازداشت و پس از ۹ روز بازجویی در بندهای «۲۰۹» و «دو ‌الف» زندان «اوین»، روز هشتم دی در شعبه ۷ بازپرسی «شهید مقدس» تفهیم اتهام شد. سپس او را به زندان گوهردشت (رجایی‌شهر) منتقل کردند.

آرش نصری به «خروج غیرقانونی از کشور»، «ورود به کشور از مبادی غیرقانونی»، «عضویت و همکاری موثر با حزب خبات به قصد اقدام علیه امنیت ملی کشور» و «حمل و نگه‌داری غیرمجاز سلاح و مهمات غیرمکشوف» متهم شده است.
پرونده او را به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «محمد مقیسه» ارجاع داده‌اند اما جلسه نخست دادگاه که قرار بود سوم اردیبهشت تشکیل شود، با عدم حضور قاضی به بهانه ویروس کرونا، برگزار نشد.

«در اتهامات آرش گفته‌اند او کلاشنیکف داشته است. این دروغ است. مامورانی که آرش را در خانه‌اش بازداشت کرده و خانه را هم کامل گشته‌، نه کلاشی پیدا کرده‌اند و نه مهماتی. خودشان هم گفته‌اند سلاح پیدا نکرده‌اند. تنها احتمالی که می‌توانم بدهم، این است که یکی از عکس‌های قدیمی او را در خانه‌اش یافته‌اند و حالا می‌گویند سلاحت کجا است؛ درست مثل این‌که با دیدن عکس‌های سربازی چند سال قبل کسی با سلاح و مهمات، بگویند سلاح و مهمات غیرمجاز نگه‌داری کرده است.»

این صحبت‌های محمدصالح نصری، پدر آرش، شهروند کُرد است که بیش از پنج ماه از بازداشتش از سوی ماموران اطلاعات سپاه می‌گذرد. آرش در زمان بازداشت، نگهبان یک شرکت در ورامین بود. او از دو سال پیش ساکن ورامین شده و همان‌جا ازدواج کرده بود. حالا هم پدر یک نوزاد دختر ۱۰ ماهه است.
به گفته پدر آرش، او پیش‌تر به مدت سه سال در اقلیم کردستان زندگی می‌کرد.

محمدصالح نصری می‌گوید آرش پنج سال پیش در وضعیتی بسیار بحرانی ناشی از ۱۰ سال گرفتاری در دام اعتیاد بود. او در حالی که بارها به خاطر این اعتیاد به زندان رفته بود، بدون داشتن پاسپورت از ایران خارج شده و به یکی از احزاب کردستان ایران مستقر در اقلیم کردستان پناه برده بود: «آرش نزدیک به یک سال، در پناه حمایت آن حزب ماند تا با توجه به پرنسیب‌های زندگی در اردوگاه یک حزب سیاسی که دسترسی به مواد مخدر در آن غیرممکن است، بتواند خودش را درمان کند. در عمل هم مشکل اعتیادش در مدت اقامت در اردوگاه آن حزب به صورت کامل حل شد. سپس به پیشنهاد من و با توجه به این‌ که پسر دیگرم کوروش، برادر بزرگ‌تر آرش نزد سازمان خَبات کردستان ایران رفته بود، او هم نزد برادرش رفت و مدتی بعد به قصد رفتن به اروپا، عازم ترکیه شدند. اما علی‌رغم هزینه زیادی که کردند، ناچار شدند به اقلیم بازگردند و دوباره نزد سازمان خبات اقامت کنند.»

محمدصالح نصری می‌گوید پس از رفتن آرش به اقلیم کردستان و ماندنش نزد یک حزب سیاسی، هر بار برای رفتن به اقلیم و دیدن پسرانش، ناچار بوده است اطلاعات استان کردستان را از سفرش به کردستان مطلع کند تا پس از بازگشت از آن‌جا، به اتهام ارتباط با احزاب اپوزیسیون مواجه نشود: «هربار که به دیدن پسرانم می‌رفتم، در اطلاعات کردستان می‌گفتند می‌دانند آن‌ها به دلیل مشکلات شخصی به اقلیم کردستان رفته‌اند و الان که مشکل آن‌ها حل شده، بهتر است برگردند. می‌گفتند طبق قانون عفو، چون شاکی خصوصی ندارند، بعد از دو هفته می‌توانند بروند سر کار و زندگی‌شان.»

در نهایت پس از دو سال اقامت در اردوگاه سازمان خبات کردستان ایران، آرش به ایران بازگشت. اما آن چنان که پدرش می‌گوید، تصمیم گرفت به جای معرفی خودش به اداره‌ کل اطلاعات استان کردستان، مستقیم برای یافتن کار عازم تهران شود: «آرش وقتی بچه بود، خیلی زود مدرسه را ترک کرد و برای کمک به خانواده، کارگری و شاگردی می‌کرد تا زمانی که دچار آن گرفتاری شد و به اقلیم کردستان عراق رفت تا خودش را پاک کند. وقتی هم که برگشت، نمی‌خواست سربار خانواده شود. آرش در ورامین در یک شرکت کار پیدا کرد و به عنوان نگهبان مشغول کار شد و چند ماه پس از پیدا کردن کار هم ازدواج کرد.»

چند هفته بعد، کوروش، برادر آرش هم به ایران بازگشت اما برخلاف برادرش، خودش را  در مریوان به اداره اطلاعات معرفی کرد و پس از دو هفته بازجویی، بدون این‌ که به چیزی متهم شود، آزاد شد: «کوروش هم بلافاصله به تهران رفت و الان بیش از یک سال است که در یک کارخانه در حاشیه تهران کارگری می‌کند. اطلاعات کردستان می‌دانست آرش هم بازگشته است، چون خود ما به آن‌ها گفته بودیم. آن‌ها می‌دانستند آرش کجا کار و زندگی می‌کند اما کاری به کارش نداشتند. اطلاعات می‌دانست آن‌ها اصلا سیاسی نبودند و به خاطر فرار از بدبختی که گرفتارش شده بودند، به اقلیم کردستان رفته بودند.»

بعدازظهر جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸، در حالی که کمتر از پنج ماه از تولد دختر آرش گذشته بود، ماموران اطلاعات سپاه تهران به خانه کوچک اجاره‌ای آن‌ها ریختند و آرش را بازداشت کردند: «باتوجه به این‌ که اطلاعات دو سال بود می‌دانست آرش از اقلیم کردستان عراق برگشته و سرش به زندگی خودش است، کاری با او نداشتند. اول فکر کردیم اشتباهی او را به جای کسی دیگر گرفته‌اند.»

محمد صالح نصری می‌گوید آن‌ها ابتدا اصلا نمی‌دانستند آرش را چرا گرفته‌اند: «بعد از هشت روز، آرش تماس گرفت و گفت او را به زندان رجایی‌شهر برده‌اند و گفت همان بحث اقلیم کردستان بوده است و او را به همکاری با احزاب اپوزیسیون کُرد متهم کرده‌اند. آرش هیچ چیزی در مورد این‌ که گفته‌اند کلاشنیکف داشته است، نگفت و این اتهام عجیب را اصلا نمی‌دانیم چرا به او زده‌اند.»

او می‌گوید اگر پسرش در آن سه سال در اقلیم کردستان واقعا اقدامی بر علیه جمهوری اسلامی کرده بود، حتما اداره ‌کل اطلاعات کردستان که از بازگشتن او و محل کار و زندگی‌ وی خبر داشت، سراغش می‌رفت و این دو سال صبر نمی‌کرد: «من پیش حاجیانی در اطلاعات هم رفتم. حاجیانی یک مسوول اطلاعات کردستان است که در سنندج هر وقت می‌رفتم پسرهایم را ببینم، باید به او می‌گفتم. به من گفت نمی‌دانیم چرا آرش را گرفته‌اند، در حوزه ما هم نیست و نمی‌توانیم کاری بکنیم. من گفتم شما که می‌دانید او کاری نکرده است، کمکی بکنید. اما گفتند کاری از دست آن‌ها ساخته نیست.»

پدر آرش می‌گوید ممکن است فرزندش در مورد گذشته‌اش به کسی در ورامین چیزی گفته باشد و آن‌ها فکر کرده‌اند یک ضدانقلاب را یافته‌اند و اطلاعات سپاه سراغش رفته است:‌ «همین‌که بعد از یک هفته بازجویی، دست از سرش برداشتند، برای این بوده است که خودشان فهمیده‌اند این بچه چیزی نمی‌داند و اصلا دلیل رفتنش به اقلیم کردستان، مبارزه با جمهوری اسلامی نبوده است و به خاطر مشکلی که گریبان‌گیرش شده بود، به آن‌جا پناه برد. نمی‌دانم چرا او را نگه داشته‌اند. زن و بچه‌اش همین‌طور بی‌پناه مانده‌اند.»

محمدصالح نصری می‌گوید کارگر بازنشسته است و ماهانه حقوق بسیار ناچیزی می‌گیرد و از روزی که آرش زندانی شده است، خرج زندگی همسر خانه‌دار و نوزاد ۱۰ ماهه او هم بر عهده‌اش افتاده است: «این پنج ماه که آرش را گرفته‌اند، دیگر کاری نمی‌شود کرد. امیدوارم آزادش کنند. من و مادرش که آرام و قرار نداریم. زن و بچه‌اش چه گناهی کرده‌اند؟ نمی‌شود که به خاطر داشتن یک عکس با کلاش مربوط به سه سال پیش، کسی را به داشتن سلاح متهم کنند. چون عکسی از سه سال پیش او یافته‌اند، پس جایی اسلحه مخفی کرده است؟»

منبعی در زندان گوهردشت به «ایران‌وایر» گفت پس از انتقال آرش به زندان‌رجایی‌شهر، به او گفته‌اند برایش قرار وثیقه صادر شده است و اگر خانواده‌اش بتوانند وثیقه را تامین کنند، او را تا زمان دادگاه آزاد می‌کنند: «این بچه اصلا سیاسی نیست و می‌گفت در زمان بازجویی هم خودشان فهمیده‌اند آدم ساده‌ای است. خیلی راحت بازجویی شده است و بعد هم بازجوها با تبدیل قرار او به وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی موافقت کرده‌اند. اما خانواده‌اش نتوانسته‌اند وثیقه را برای او تامین کنند و همین‌طور در زندان مانده است. کرونا هم دادگاهش را به تاخیر انداخته است.»

پدر آرش می‌گوید پسرش هر هفته از زندان به آن‌ها و یا همسرش زنگ می‌زند و از حال او بی‌خبر نیستند اما آرش در مورد وثیقه به ‌او چیزی نگفته است: «آرش به من چیزی نگفته است. من نمی‌دانستم وثیقه شده است. آرش برای این‌که ما معذب نشویم، چون می‌داند توان تامین وثیقه را نداریم، در مورد آن چیزی نگفته است. من کارگر با حقوق بازنشستگی یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان از کجا وثیقه ۶۰۰ میلیونی جور کنم؟»

محمدصالح نصری می‌گوید امیدوارند با تشکیل دادگاه، آرش را آزاد کنند چون می‌دانند او چیزی از سیاست نمی‌داند: «آرش وکیل ندارد، ما هم توان مالی وکیل گرفتن نداریم. نمی‌دانیم خودشان وکیل تسخیری برای او تعیین می‌کنند یا نه اما امیدواریم دادگاه زود برگزار شود و حکم به آزادی پسرم بدهند. پسرم بی‌گناه است و اگر زندان بماند، می‌ترسم دوباره در زندان گرفتار آن مصیبت ۱۰ ساله قدیمی شود که زندگی‌اش را نابود کرد.»

پیامد آتش‌سوزی خاییز؛ وحشت محلی‌ها از هجوم مار و عقرب به روستاها

«کل‌علی براتی»، روستایی ۶۸ ساله که حوالی «امام‌زاده محمد» در دامنه کوه «خاییز» زندگی می‌کند، به «ایران‌وایر» می‌گوید طبق مشاهداتش، بیش از ۵۰ درصد جنگل حفاظت شده منطقه از بین رفته است.
به گفته او، بیشترین گونه جانوری که در جریان این آتش‌سوزی آسیب دیده، پرنده‌هایی بوده‌‌اند که به حالت نشسته در آشیانه‌های خود کباب شده‌اند: «فصل خوابیدن روی تخم‌ها بود و پرنده ماده به هیچ قیمتی حاضر نیست تخم‌هایش را به امان خدا رها کند و بپرد. اغلب‌ آن‌ها همان جا مانده‌‌اند تا سوخته‌اند.»
کل‌علی از هجوم مارها، عقرب‌ها و رطیل‌ها به سمت روستاهای اطراف واهمه دارد چون این روزها شاهد سرازیر شدن دسته جمعی این حیوانات به دامنه‌های  کوه بوده است.
او و خانواده‌‌اش نزدیک چشمه خاییز زندگی می‌کنند؛ چشمه آب سردی که از تنگ خاییز در فاصله ۲۲ کیلومتری بهبهان، از دل سنگ‌ها می‌جوشد و به سمت روستاهای پایین‌دست سرازیر می‌شود.
کل‌علی قبل از ماجرای آتش‌سوزی، صبح به صبح از مسیرهای بُز رو بالا می‌رفت، کیسه‌‌اش را از گیاهان دارویی و دانه‌های خوراکی پر می‌کرد و تا دم غروب برمی‌گشت. اما حالا با یادآوری پنج روز جنگ نابرابر با شعله‌های گر گرفته، بغض می‌کند و می‌گوید: «آن‌ها با دست خالی جنگیدند.»
کل‌علی گوشی «سامسونگ» تاشوی قدیمی خود را می‌گیرد رو به دوربین و با لهجه شیرین بهبهانی می‌گوید تا آتش را دیدم، به منابع طبیعی، دفتر هلال احمر، شهرداری و هر جا که به ذهنم می‌رسید، زنگ زدم اما به جز محیط‌ ‌‌بان مهربان و دل‌سوزی که تمام شبانه‌روزش را وقف نگه‌داری از جنگل و مراتع و حیوانات کرده، هیچ دستگاهی ماجرا را جدی نگرفته است.

اظهارات کل‌علی تا چه حد به واقعیت نزدیک هستند؟ مهندس «مسعود قدکپور»، فعال محیط زیست و رییس بازنشسته مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی به «ایران‌وایر» می‌گوید برآورد میزان تخریبی که آتش به بار آورده، در شرایط فعلی دشوار است: «شعله‌ها کاملا نمرده‌‌اند و ذغال‌های گداخته به آنی ممکن است دوباره شعله‌ور بشوند. اما بی‌تردید آتش‌سوزی جنگل خاییز با آن‌همه وسعت، تاثیر تلخی بر اکوسیستم منطقه داشته است. ولی کسی نمی‌تواند بدون بررسی‌های میدانی، پاسخ مطمئنی به این پرسش بدهد. برداشت من این است که چون آتش‌سوزی در مناطقی رخ داده است که بیش از شش ماه از سال خشک و بدون بارندگی هستند، طبیعتاً ترمیم آن خیلی زمان خواهد برد.»
شعله‌هایی که درخت‌های بلوط و اکوسیستم بی‌دفاع خاییز را زمین‌گیر کردند، روز هشتم خرداد ۱۳۹۹ از دل مشاجره بین دو دام‌دار روستایی، حوالی سه کیلومتری منطقه حفاظت شده، نزدیک چاه «ریگک» به صورت تعمدی جرقه خوردند و به سرعت از ضلع غربی که محدوده بهبهان است، به ضلع شرقی که به کهگیلویه و شهر دهدشت می‌رسد، خیز برداشتند.
«ناهید کرم نسب»، یکی دیگر از دوست‌داران محیط زیست ساکن گچساران است که با سه تن از دوستانش راهی منطقه «علمدار» و «تنگ شیخ» شدند. او هیچ تجهیزاتی ندارد اما خودش را به نیروهای محلی که ترکیبی از یک گروه بهبهانی و کوه‌نوردان شیرازی بودند، معرفی کرده بود. ناهید دو شب نخوابیده و پنج روز حمام نکرده بود. او کفش ضد آتش، عینک مخصوص و دستگاه دمنده نداشت اما پا به پای مددرسانان جنگل مانده بود.
ناهید هم مثل کل‌علی، معتقد است احتمال خطر کاملا رفع نشده است: «این که بگوییم آتش کاملا کنترل شده است، درست نیست. چون گرمای منطقه و سرعت باد هر لحظه می‌تواند این کنده‌های نیم سوخته را شعله‌ور کند. البته از دور و جا به جا لکه‌های آتش دیده می‌شود که علامت ترسناکی برای یک آغاز دوباره است.»
به گفته ناهید، حالا که فرصت ارزیابی عمق فاجعه فراهم است، مسوولان محلی وانمود می‌کنند اتفاق چندان مهمی نبوده است: «اگر گذرتان به آن‌جا بیفتد، تازه متوجه می‌شوید در طول پنج روز آتش‌سوزی، چه بر سر جنگل آمده است. امروز یک مقام محلی نوشته بود چیزی حدود هزار و ۶۰۰ هکتار جنگل سوخته است. این برای مردم فقیر و نداری که از درختان و گیاهان منطقه بهره می‌برند، دام‌های خود را در حاشیه تپه‌ها می‌چرانند و گیاه دارویی می‌چینند، چیزی کمتر از یک فاجعه نیست.»
ناهید به طنز تلخی که بالای کوه از زبان نیروهای هلال احمر شنیده است، اشاره می‌کند؛ به این که بهبهان با آن همه وسعت و بزرگی، یک هلیکوپتر امداد ندارد و وقتی بعد از ساعت‌ها نامه‌نگاری، روز دوم مسوولان قانع شده‌‌اند یک هلیکوپتر قراضه بفرستند و چشم همه رو به آسمان بوده، خبر رسیده است بالگرد بی‌چاره سوخت نداشته تا خودش را به جنگل برساند و زمین‌گیر شده است!
«جواد حیدریان»، خبرنگار حوزه محیط زیست ساکن ایران می‌گوید ترکیب آتش گسترده، صعب‌العبور بودن مناطقی که قابل دسترسی نیستند و مراتعی که گاه علوفه‌هایشان به اصطلاح محلی‌ها، تا زانوی اسب‌ها هم می‌رسند، خاییز را تبدیل به انبار باروت کرد.
در جریان آتش‌سوزی خاییز، چند خبرنگار به همراه چند تن از فعالان محیط زیست ضمن یک فراخوان برای دریافت کمک نقدی جهت خرید دمنده و رخت و لباس مخصوص، از داوطلبان و افراد محلی درخواست کردند برای خاموش کردن آتش یاری کنند.
هم‌زمان با این درخواست، تیم‌های کوه‌نوری و افراد داوطلب و علاقه‌مند از شهرهای دور و نزدیک راهی خاییز شدند.
به گفته جواد حیدریان، اگر آتش دوباره بالا بگیرد، چهارپایان و جانورانی که چند بار محل زیست خود را تغییر داده‌‌اند، دوباره می‌بایست آخرین مناطق امن‌شان را ترک کنند: «چون جنگل‌ها در این منطقه به شکل جزیره‌هایی هستند که توسط روستاییان دور و بر احاطه شده‌اند، عبور جانوران از دل مناطق مسکونی برای رسیدن به زیستگاه دیگر عملا ممکن نیست.»
این خبرنگار حوزه محیط زیست با اشاره به این که هم اکنون حدود ۳۰۰ نقطه کوچک و بزرگ شعله‌ور در ایران وجود دارد، به ۱۴ استانی اشاره می‌کند که ظرفیت شعله‌ور شدن دارند: «در ماجرای جنگل خاییز، محیط بانان محیط زیست و داوطلبان محلی بی‌دریغ تلاش کردند و از جان خود مایه گذاشتند و پا به پای مردم ماندند. بسیجی‌ها و سپاهی‌ها هم بودند. همین‌طور اعضای تیم کوه‌نوردی، هلال احمر و مردم عادی. اما پشتیبانی تجهیزاتی یا امکانات مخصوص و سازوکار ساختارمند که با پشتوانه مالی همراه باشد، در کار نبود. امدادگران، جهادی و دولت هم باری به هر جهت عمل کرد.»
او توضیح می‌دهد که جنگل خاییز جزو معدود جنگل‌های ایران است که در اختیار سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری نیست بلکه تحت نظارت سازمان محیط زیست قرار دارد: «متولی حدود ۹۰ درصد از جنگل‌های ایران، سازمان جنگل‌ها و مراتع است. همان‌ها هم ساده‌ترین امکانات مثل هلیکوپتر آتش خاموش‌کن ندارند و زمان وقوع حادثه، باید بروکراسی سخت و زمان‌گیری را طی کنی تا شاید بتوانی از نهاد دیگری کمک بگیری. باید شانس بیاوری که حادثه، آخر هفته و زمانی که تعطیلات است، رخ نداده باشد تا مجبور نباشی منتظر بمانی تا فلان نهاد باز و نامه‌نگاری انجام بشود و احیانا کمکی دریافت کنی. چون به هر حال، آتش منتظر نامه‌نگاری مسوولان نمی‌ماند.»
او به این نکته اشاره می‌کند که حادثه خاییز باعث شد متوجه شوند ۷۰ سال مدیریت جنگل در ایران، به ویژه در دامنه‌های زاگرس، فاقد هر تجربه مفید اندوخته‌ای است که به کار نسل بعدی بیاید.
در جریان اطفای حریق، نقش زنان منطقه بسیار موثر و پررنگ بوده است. زنان زیادی در این همت عمومی شرکت کرده بودند. عده‌ای از آن‌ها به شهادت تصاویر و ویدیوهایی که توسط خبرنگاران محیط زیست منطقه منتشر شدند، همراه با مردان در حال خاموش کردن آتش بودند و شمار دیگری با تشکیل گروه‌های خودجوش، به کار پخت و پز و پشتیبانی امدادگران پرداختند.

« صدرا محقق»، خبرنگار حوزه محیط زیست که زادگاهش همان حوالی است، در صفحه توییترش عکسی از «افسانه رضوی»، بانوی اهل روستای «صنوگان» دهدشت منتشر کرد که با پوشش مردانه و با دست خالی به کوه زده بود تا به سهم خودش جلوی گر گرفتن شعله‌ها را بگیرد.
«ناهید کرم‌نسب» که خودش  یکی از آن زن‌ها است، به نقش قوی و فعال زنان در جریان آتش‌سوزی خاییز اشاره می‌کند: «من در کارهای داوطلبانه زیادی شرکت می‌کنم، این بار واقعا زن‌ها با قدرت حضور داشتند. حوالی شهر ما، زن‌ها هنگام بروز حوادث طبیعی نقش منفعل را کنار گذاشته‌اند. آن‌ها بین شعله‌ها حاضر شدند و گروه دیگری که توان مقابله با آتش را نداشتند، به شکل خودجوش حوالی امام‌زاده محمد و چند جای دیگر تجمع کردند و برای امدادگرها غذا و نان تازه می‌پختند.»

با وجود همت اهالی روستاهای اطراف خاییز، باز هم عده‌ای از امدادگران اسیر شعله‌ها شدند.
محلی‌ها می‌گویند نزدیک به ده‌ها نفر در جریان اطفای حریق زخمی شده‌‌اند. اسم یکی از آن‌ها «البرز زارعی» است که به عنوان نیروهای داوطلب گچساران در منطقه حاضر و طعمه آتش شد و هم اکنون به علت سوختگی ۴۰ درصدی در بیمارستان تحت نظر است.

خاییز تنها جنگل سوخته در طول هفته گذشته نبود، آتش‌سوزی در مراتع استان بوشهر، جنگل‌های مازندران، جنگل‌های اطراف روستای «مالحه» از توابع شوش دانیال و دو سوی رودخانه «کرخه»، شعله‌ور شدن جنگل‌های «دیل» در نزدیکی گچساران، منطقه سردست آذربایجان غربی و جنگ‌های حوالی مریوان کردستان، جنگل‌های بلوط «دالاهو» سر پل ذهاب که شعله‌هایش حتی به ارتفاعات «سیاوانه»، «دارویس» و «بان بلالیوکان» نیز رسید و هم‌چنین شعله گرفتن جنگل‌های اندیکا در خوزستان نشان می‌دهند که محیط زیست ایران بیش از گذشته به تامین بودجه جدی و واقعی برای نجات جان جنگل‌ها و آموزش مردم برای مراقبت از حیات منابع طبیعی نیازمند است.

Design a site like this with WordPress.com
Get started