اختلاف، آتش به جان جنگل‌های خاییز انداخت

اسدالله هاشمی، مدیرکل حفاظت محیط زیست کهگیلویه و بویر احمد اعلام کرد که آتش‌سوزی منطقه حفاظت شده «خاییز» عمدی بوده و آتش‌سوزی همچنان ادامه دارد.

هاشمی افزوده «برای مهار آتش نیاز مبرم به اعزام بالگرد آبپاش داریم» و تلاش‌ها برای مهار کامل این آتش‌سوزی تاکنون بی‌نتیجه مانده است.

وی گفته که «در دو حوزه کهگیلویه و بهبهان این آتش سوزی ادامه دارد که ضلع جنوبی این آتش سوزی شهرستان بهبهان و ضلع شمالی آن شهرستان کهگیلویه است.»

به گفته این مقام مسئول «علت آتش‌سوزی عمدی و از سوی دو نفر از عشایر منطقه که با هم اختلاف داشته‌اند اعلام شده و برای این افراد در دادگستری بهبهان پرونده تشکیل شده است.»

آتش سوزی منطقه حفاظت شده «خائیز» از عصر هشتم خرداد آغاز و همچنان ادامه دارد.

منطقه حفاظت شده خائیز با مساحتی بیش از ۳۳ هزار هکتار در سال ۱۳۷۷ به عنوان منطقه حفاظت شده ثبت شد.

بر اساس ارزیابی‌های اولیه گفته می‌شود تاکنون افزون بر ۲۵۰ هکتار از جنگل‌های و مراتع در این منطقه طعمه حریق شده است.

آشیانی که می‌سوزد، دژی که فرومی‌ریزد؛ حکایت سوختن بلوطزارهای جنوب زاگرس

تنها یک روز پس از آن‌که مدیرکل منابع طبیعی کهگیلویه و بویراحمد از لزوم داشتن تجهیزات نوین مانند مرکز مانیتورینگ، بالگرد و دستگاه‌های دمنده کنترل آتش برای حفاظت از جنگل‌ها و مراتع سخن گفت، آتش به جان جنگل‌های این استان افتاد و هشت روز مناطق جنگلی مختلف را خاکستر کرد؛ در همه این روزها صحبت از نبود بالگرد بود و امکانات دیگر.

جمعه دوم خرداد، آتش دیگر دامان مناطق جنگلی گچساران در کهگیلویه و بویراحمد را گرفته بود و «علی خوان»، فرماندار این شهرستان همان روز خبر داده بود که نیروهای مردمی و دولتی برای مهار آتش در سه منطقه تلاش کردند اما وزش باد هر بار آن‌ها را ناکام گذاشت.

آتش دامان بلوط زارها و مراتع گچساران را گرفت و تا پنج روز ادامه پیدا کرد. در این میان مراتع و مناطق جنگلی ارتفاعات دشتستان بوشهر هم دچار آتش‌سوزی شد و دو روز سوخت. بعدازآن نوبت منطقه حفاظت‌شده خائیز در کهگیلویه و بویراحمد رسید؛ جایی که آشیان ده‌ها گونه جانوری و صدها گونه گیاهی است.

بالگرد رسید، اما چقدر دیر
در این سال‌ها با شروع آتش‌سوزی در مناطق کوهستانی، مسئولان محلی بلافاصله از مقام‌های مدیریت بحران و نظامی تقاضای بالگرد می‌کنند تا هم به جابجایی نیروها در مناطق صعب‌العبور کمک کند و هم در ارتفاعات روی آتش آب بپاشد. این بار هم در هر سه آتش‌سوزی مسئولان استان‌های بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد درخواست بالگرد کردند اما یا نرسید، یا دیر رسید و وقتی هم رسید نقص فنی داشت.

روز چهارشنبه، در روز اول آتش‌سوزی ارتفاعات دشتستان، «غلامرضا منتظری»، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان بوشهر گفت که وسعت آتش‌سوزی زیاد است و مهار آن نیازمند استفاده از بالگرد آبپاش است. روز بعد بالگرد پس از مکاتبات و رایزنی فراوان رسید، اما مدیرکل بحران استان بوشهر به ایسنا گفت که این بالگرد به دلیل نقص فنی و بحث سوخت و مشکل بنزین نتوانست کاری انجام دهد و زمانی که رفع نقص صورت گرفت نیز شب فرا رسیده بود و به فرودگاه بوشهر برگشت!

به گفته «جهانگیر دهقانی»، صبح جمعه نیز این بالگرد دوباره دچار مشکل شد و نتوانست حرکت کند.

پیش از آن، در آتش‌سوزی جنگل‌های گچساران هم دو بالگرد هوانیروز ارتش و بالگرد شرکت نفت برای کمک به خاموش کردن آتش به منطقه رفتند، اما چند روز بعدازاینکه آتش مراتع و درختان این منطقه را نابود کرد.

بعد از دشتستان، آتش در منطقه حفاظت‌شده خائیز در کهگیلویه و بویراحمد شعله‌ور شد. سید «اسدالله هاشمی»، مدیرکل محیط‌زیست استان که روز پنجشنبه ۸ خرداد، همزمان با شعله‌ور شدن آتش خواستار کمک مردم به نیروهای محیط‌زیست شد، گفت که درخواست بالگرد آبپاش هم می‌دهد، اما تا امروز شنبه دهم خرداد خبری از بالگرد آبپاش نشد.

این نبود امکانات نه‌تنها خاموش کردن آتش را دشوار می‌کند، بلکه حتی گاهی جان نیروهای امدادرسان و داوطلب را هم با خطر روبرو می‌کند. محمدعلی آروس، معاون فرماندار کهگیلویه روز جمعه با اعلام اینکه آتش‌سوزی در کوه خائیز در وضعیت فوق‌العاده بحرانی قرار گرفته است گفت که برخی نیروها در محاصره آتش قرار گرفته‌اند و با توجه به زبانه کشیدن آتش و نداشتن آب برای نیروها، امکان تلف شدن آن‌ها وجود دارد.

یک روزنامه‌نگار و فعال محیط‌زیست که نخواست نام او اعلام شود درباره نیاز مبرم به بالگرد در این مناطق به ایران‌وایر گفت که این مناطق بسیار صعب‌العبور هستند و با پای پیاده و امکانات محدود نمی‌توان آتش را در ارتفاعات منطقه خاموش کرد.

به گفته او، توافق‌نامه‌ای بین سازمان جنگل‌ها و مراتع، سازمان حفاظت محیط‌زیست و نیروهای مسلح وجود دارد که این نیروها در صورت وجود چنین آتش‌سوزی‌هایی، بالگرد اختصاص دهند، اما معمولا عمل به این توافق در بروکراسی بین بخشی فراموش می‌شود و در چنین روزهایی عمل به آن به تاخیر می‌افتد تا وقتی‌که آتش خسارات زیادی به بار می‌آورد.

البته به گفته «علی عباس‌نژاد»، فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری،پیش‌ازاین وزارت دفاع هلیکوپترهای اطفای حریق را تامین می‌کرد ولی به دلیل آنکه دولت اعتباری برای این کار در اختیار آنان قرار نداده دو سال است که با سازمان جنگل‌ها در این زمینه همکاری نمی‌کنند.

آشیانی که خاکستر شد، دژی که فروریخت

سه منطقه جنگلی در گچساران، خائیز و دشتستان که از حدود ۱۰ روز پیش گرفتار آتش شدند، بخشی از جنگل‌ها مراتع جنوب زاگرس محسوب می‌شوند؛ مناطقی که از چند نظر اهمیت زیست‌محیطی بسیار بالایی برای این بخش از ایران دارند.

«محمد درویش»، کارشناس محیط‌زیست و عضو هیات‌علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، درباره اهمیت این مناطق به ایران‌وایر گفت که رویشگاه‌های جنگلی زاگرس در جنوب در واقع به‌نوعی مرز بین دو زیست‌بوم هستند؛ مرز بین مناطق خشک و مناطق جنگلی شمال خود.

او توضیح داد: «همیشه پوشش‌های جنگلی در محدوده‌های مرزی که به‌نوعی اکوتون محسوب می‌شوند، آسیب‌پذیرتر هستند. در واقع همان‌طور که اگر یگان‌های مرزی محافظ کشور سقوط کنند کشور دچار گزند می‌شود، محدوده‌های مرزی رویشگاه‌های جنگلی مانند محدوده‌های جنوبی زاگرس، نیز اگر آسیب ببینند ممکن است به‌سرعت تاب‌آوری کل رویشگاه زاگرس به خطر بیفتد.»

به گفته محمد درویش، اهمیت دیگر محدوده‌های جنوبی زاگرس در این است که این مناطق مهم‌ترین منبع تولیدکننده آب در حوزه‌های آبخیز مارون، زهره، خیرآباد و جراحی هستند.

او یکی از عوامل افزایش تنوع زیستی و حفظ آشیان در مناطق دیگر زاگرس را همین محدوده‌های مرزی جنوبی دانست که از دیرباز به دلیل وضعیت اقلیمی خوب به وجود آمدن. منطقه‌ای که اگر اکنون درختان آن از بین برود به دلیل اینکه تغییرات اقلیمی امکان جایگزین شدن آن بسیار کم است.

از میان بخش‌های مختلف جنوب زاگرس که در روزهای اخیر گرفتار آتش شده است، منطقه حفاظت‌شده خائیز ویژگی‌های خاص خود را دارد. این منطقه در شمال بهبهان و نزدیکی دهدشت با بیش از ۳۳ هزار هکتار وسعت صدها گونه گیاهی ازجمله بلوط، بنه، کلخنگ، بادام وحشی، ارژن، آویشن، خوشک، گون، گیاهان دارویی و گونه‌هایی از خانواده گندمیان را در خود جای داده است. گونه‌های جانوری آن‌هم شامل کل و بز، گرگ، کفتار، شغال، روباه، تشی، گراز، کاراکال، پلنگ و پرندگانی ازجمله کبک، تیهو، جغد، بحری و دلیجه است.

مناطق جنوبی زاگرس همچنین عامل بسیار مهم تولید اکسیژن هستند، ظرفیت گرمای ویژه را افزایش می‌دهند، تفاوت دمای شب و روز را کاهش می‌دهند و سرزمین را برای زندگی تاب‌آورتر می‌کنند. ازاین‌رو به گفته آقای درویش همه تلاش مسئولان و مردم باید در این جهت باشد که این محدوده‌ها باید کاملا از گزند آفت، قاچاق چوب، آتش‌سوزی و تغییر کاربری اراضی دور بماند.

بااین‌حال، مناطق جنوبی زاگرس نزدیک ۱۰ روز در آتش سوخت و مرزبانی زیست‌بوم‌های شمالی زاگرس به‌شدت آسیب دید. در روزها، ۳۰۰ هکتار از جنگل‌های گچساران و ۲۰۰ هکتار از مناطق جنگلی خائیز خاکستر شد.

متهمان: از یک تکه شیشه تا دامداران محلی

مناطق جنگلی ایران ازجمله مناطق جنوبی زاگرس هر سال با آغاز فصل خشک دچار آتش‌سوزی می‌شوند؛ آتشی که به گفته محمد درویش هر سال بین ۲۰ تا ۵۰ هزار هکتار از جنگل‌ها و مراتع ایران را از بین می‌برد، آتشی ممکن است هر بار بر اثر عاملی متفاوت شعله‌ور شده باشد.

به گفته مدیرکل محیط‌زیست کهگیلویه و بویراحمد، عامل آتش‌سوزی اخیر در خائیز، اختلاف دو دامدار محلی در این منطقه بود. یک فعال محیط‌زیست هم به‌طورکلی معارضانی چون کشاورزان و دامداران حاضر در این مناطق را یکی از دلایل بروز آتش‌سوزی‌ها دانست.

دلایل دیگر را محمد درویش برشمرد و گفت: «از رها کردن ته سیگار راننده‌ها در طبیعت تا رها کردن شیشه‌های مواد غذایی که می‌تواند در برخورد نور خورشید مثل ذره‌بین عمل کرده و آتش ایجاد کند، یک آتش‌سوزی بزرگ ایجاد می‌کند. از همین رو نقش سازمان‌های مردم‌نهاد و اقداماتی که این سازمان‌ها در آگاه کردن مردم محلی و مسافران انجام می‌دهند، بسیار اهمیت دارد.»

به گفته او اعضا و داوطلبان تشکل‌های مردم‌نهاد همچنین می‌توانند دیدبانی کنند در زمان آتش‌سوزی آن را به‌سرعت اعلام کنند. اگر آتش‌ در آغاز شعله‌ور شدن شناسایی بشود بیش از ۹۰ درصد آتش‌سوزی‌ها کاهش پیدا می‌کند. ضمن اینکه اگر دولت تجهیزاتی مثل کوله‌پشتی‌های پاششی‌، آتش کوب، لباس ضدحریق، دمنده و کفش مناسب بدهد، این نیروهای داوطلب کنار نیروهای رسمی به خاموش کردن آتش کمک کنند.

عضو هیات‌علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور با بیان این نکته یادآوری کرد امکانات حفاظتی دو سازمان جنگل‌ها و مراتع و حفاظت از محیط‌زیست اصلا وضعیت مطلوبی ندارد عملا دستشان خالی است.

به گفته او در چنین مواردی ستاد مدیریت حوادث غیرمترقبه و نیروهای مسلح باید کمک کنند که این بخش‌ها نیز آن‌قدر دچار بروکراسی می‌شوند که نمی‌توانند به‌موقع وظیفه خود را به‌ویژه در بخش هوابرد انجام بدهند به همین دلیل هم میزان آتش‌سوزی در جنگل‌ها و مراتع ایران به شکل غیرقابل قبولی بالا است.

هرسال ده‌ها هزار هکتار از جنگل‌های ایران در آتش‌سوزی از بین می‌رود و اگر بارندگی بیشتر شود، رویش علف‌ها بیشتر شده و آتش‌سوزی افزایش می‌یابد. به گفته محمد درویش در مناطق جنوبی زاگرس که به دلیل تغییر اقلیم زادآوری جنگل‌ها مختل شده است، احیای جنگل‌های سوخته و آسیب‌دیده تنها در صورتی امکان‌پذیر است که طرح‌های سختگیرانه دولتی مثلا برای ممنوعیت ۱۰ ساله ورود دام به منطقه به اجرا گذاشته شود و منطقه قرق شود تا جنگل بتواند زادآوری داشته باشد.

شاید تنها در آن صورت بتوان تصاویر دردناک پرندگان و سنجاب‌های سوخته، جوجه‌های پناه برده به شکاف صخره‌ها و گله گرازها که از ترس آتش دیوانه‌وار بین دو کوه بالا و پایین می‌کوبید و می‌رفت را از خاطر بیرون کرد.

بوکس زنان در خوزستان ممنوع است

حمید زنگنه‌منش، رییس هیات بوکس خوزستان هرگونه فعالیت در بخش زنان این رشته را در این استان ممنوع اعلام کرده است.

زنگنه‌منش گفته «با توجه به نامه اخیر فدراسیون بوکس، هرگونه فعالیت در بخش بانوان این رشته از جمله مربی‌گری، تمرین، آموزش و برگزاری کلاس تئوری ممنوع است.»

وی افزوده «همچنین هیچ مربی آقایی در استان حق آموزش رشته بوکس را به بانوان ندارد و در صورت اقدام به انجام این کار، عواقب ناشی از آن بر عهده شخص خاطی خواهد بود.»

رییس هیات بوکس خوزستان اضافه کرده که «تمام مربیان و هیات‌های شهرستانی باید به دستور ابلاغی فدراسیون و هیات استان تمکین کنند.»

دوچرخه سواری زنان در ملاء عمومی هم سال‌هاست که  در ایران ممنوع است.

بازداشت شهرام مصطفی پور, شهروند ساکن ارومیه توسط نیروهای امنیتی

امروز یکشنبه ۱۱ خرداد ماه ۱۳۹۹, شهرام مصطفی پور, شهروند ساکن ارومیه از سوی نیروهای امنیتی این شهرستان مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در حالی که زخم بر بدن داشت بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان, روز پنجشنبه ۸ خرداد ماه ۱۳۹۹, شهرام مصطفی پور, اهل روستای موانا, از توابع ترگور واقع در شهرستان ارومیه به دلایل نامعلومی هدف شلیک مستقیم نیروهای امنیتی قرار گرفت و سپس بازداشت شد. 

بنقل از یک منبع مطلع: “این شهروند به دلیل شدت جراحات وارده جهت رسیدگی پزشکی، تحت تدابیر امنیتی به بیمارستانی در ارومیه منتقل شده است”. 

علیرغم پیگیری های مستمر خانواده و نزدیکان از دلیل بازداشت شهرام مصطفی پور تا لحظه تنظیم این گزارش اطلاعی در دسترس نیست.

بازداشت پروانه حسینی, شهروند بهائی ساکن اصفهان ساعاتی پس از آزادی همسر و فرزندش

امروز یکشنبه ۱۱ خرداد ماه ۱۳۹۹, در پی یورش خشونت آمیز ماموران اطلاعات سپاه پاسداران به منزل شخصی پروانه حسینی, شهروند بهائی ساکن خمینی شهر اصفهان پس از تفتیش منزل و ضبط اقلام شخصی وی را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, ساعت ۷ عصر شنبه ۱۰ خرداد ماه ۱۳۹۹, پروانه حسینی, شهروند بهائی ساکن خمینی شهر اصفهان در پی یورش ماموران اطلاعات سپاه صاحب الزمان اصفهان به منزل شخصی وی پس از تفتیش منزل و ضبط لوازم شخصی به اتهام تشکیل کلاسهای مرتبط با آموزشهای مذهبی بهائیان موسوم به گلشن توحید, بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. بازداشت پروانه حسینی, در حالی صورت گرفت که همسر وی شه زاد حسینی به اتفاق پسرش شایان ۳ ساعت پیش از بازداشت پروانه حسینی بطور موقت از بازداشت آزاد شده بودند. 

بنقل از یک منبع مطلع در گفتگو با گزارشگر حقوق بشر در ایران ضمن اعلام این خبر گفت: “ماموران اطلاعات سپاه صاحب الزمان خمینی شهر با حکم قضائی به محل سکونت پروانه حسینی مراجعه و این شهروند بهائی را به اتهام تشکیل کلاسهای گلشن توحید پس از تفتیش منزل و ضبط وسائل شخصی از قبیل گوشی تلفن همراه, چندین جلد کتاب بازداشت کردند. در زمان بازداشت خانم حسینی حالشان بد شد و پس از تماس وی با پسرش شایان که به خانه آنها رفته بودند از آنها خواست که به خانه بیایند. پس از رسیدن شایان حسینی به منزل در آنجا ۲ تن از ماموران امنیتی که یک زن و یک مرد بودند پروانه حسینی را به اورژانس بیمارستان الزهرا خمینی شهر منتقل کردند و ساعت ۸ شب پروانه حسینی را به بازداشتگاه اداره اطلاعات سپاه در اصفهان منتقل کردند”. 

لازم به ذکر است, ساعت ۴ عصر شنبه ۱۰ خرداد ماه ۱۳۹۹, همسر پروانه پروانه حسینی, شه زاد حسینی به همراه فرزندش شایان حسینی, دو شهروند بهائی ساکن خمینی شهر اصفهان پس از اتمام مراحل بازجوئی و بلاتکلیفی طولانی مدت هر یک با تودیع قرار وثیقه ای به مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان بطور موقت تا اتمام مراحل دادرسی پس از انتقال با خودرویی از بازداشتگاه مخفی اطلاعات سپاه اصفهان به پل چمران آزاد شدند و این پدر و فرزند با تاکسی خودشان را به خانه رساندند. 

در تاریخ ۱۶اردیبهشت ماه ۱۳۹۹, شه زاد حسینی, شهروند بهائی, پس از مراجعه به سازمان اطلاعات سپاه پاسداران جهت پی گیری وضعیت بازداشت فرزندش شایان حسینی بازداشت و به بازداشتگاه منتقل شده بود. 

همچنین در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ماه ۱۳۹۹, منزل شخصی پروانه حسینی به همراه منزل مادر همسرش و  فرزندش شایان حسینی, در پی یورش ماموران سازمان اطلاعات سپاه صاحب الزمان اصفهان مورد تفتیش قرار گرفت. همچنین نیروهای امنیتی کارگاه نجاری شه زاد حسینی را هم مورد تفتیش قرار داده و پس از پلمپ محل کسب این شهروند بهائی را برای تاریخ ۱۷ اردیبهشت ماه سالجاری احضار کردند. همچنین روز دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۹, شایان حسینی, پس از مراجعه به کارگاه نجاری پدرش در پی یورش ماموران اداره اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت و پس از ضبط گوشی تلفن همراه و خودروی شخصی این شهروند بهائی به مکان نامعلومی منتقل شد. 

محمد حیدری با تودیع قرار وثیقه از زندان شیبان اهواز آزاد شد

محمد حیدری، شهروند اهل اهواز امروز یکشنبه ۱۱ خردادماه با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان شیبان اهواز آزاد شد. آقای حیدری آبان‌ماه سال گذشته در جریان مراسم خاکسپاری حسن حیدری، شاعر منتقد اهوازی توسط ماموران اداره اطلاعات اهواز بازداشت شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۱۱ خردادماه ۱۳۹۹، محمد حیدری، شهروند اهل اهواز با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان شیبان اهواز آزاد شد.

آزادی آقای حیدری با تودیع قرار وثیقه ۱ میلیارد تومانی صورت گرفته است.

آقای حیدری آبان‌ماه سال گذشته در جریان مراسم خاکسپاری حسن حیدری شاعر منتقد اهوازی توسط ماموران اداره اطلاعات اهواز بازداشت و پس از پایان مراحل بازجویی به زندان شیبان اهواز منتقل شد.

حسن حیدری شاعر منتقد اهوازی روز یکشنبه ۱۹ آبان ۹۸ در پی وخامت حال به بیمارستانی در این شهر منتقل شد اما ساعتی بعد جان خود را از دست داد. برخی از شهروندان اهوازی مرگ حسن حیدری را مشکوک خوانده و آن را به نهادهای امنیتی نسبت دادند، معترضان با حضور در خیابان های اهواز دست به تجمع اعتراضی زدند. در جریان این تجمعات و در حین برگزاری مراسم خاکسپاری این شاعر معترض تعداد پرشماری از شهروندان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان‌های نامعلومی منتقل شدند. حسن حیدری ۲۶ ساله، مرداد‌ماه ۹۷ توسط ماموران وزارت اطلاعات در اهواز بازداشت و در تاریخ ۲۶ شهریورماه همان سال با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود.

محمد حیدری پیش از این نیز سابقه بازداشت توسط نهادهای امنیتی را داشته است.

سعید اقبالی بازداشت و جهت تحمل حبس به زندان اوین منتقل شد

سعید اقبالی، فعال مدنی امروز یکشنبه ۱۱ خردادماه پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد. آقای اقبالی در شهریورماه ۹۸ توسط دادگاه انقلاب تهران محاکمه و به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم اسفندماه ۹۸ در مرحله تجدیدنظر عینا تایید شد. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” برای وی قابل اجرا است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سعید اقبالی، فعال مدنی امروز یکشنبه ۱۱ خردادماه پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوره محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد.

آقای اقبالی در تاریخ ۱۲ بهمن ۹۶ توسط ماموران اداره اطلاعات در منزل خود در کرمانشاه بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. آقای اقبالی در تاریخ ۲۲ فروردین ۹۷ با تودیع وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

سعید اقبالی در تاریخ ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ برای ارایه آخرین دفاع به شعبه ۶ دادسرای اوین (مقدسی)  احضار و به دفاع از خود پرداخت.

این فعال مدنی به همراه ۶ هم پرونده‌ای دیگر خود شهریورماه ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.

این حکم در مرحله تجدیدنظر توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد.

با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” برای وی قابل اجرا خواهد بود.

بیست هزار زندانی؛ گزارشی از مشکلات زندانیان محبوس در زندان تهران بزرگ

در طراحی اولیه مجتمع زندان تهران بزرگ تیپ‌های متعددی پیش‌بینی شده، تاکنون ۵ تیپ از این طرحها افتتاح شده است. هر تیپ دارای ۱۱ بند شامل ۱۰ بند عمومی و یک بند موسوم به “دربسته” است که برای تنبیه زندانیان در نظر گرفته شده است. هم اکنون نزدیک به ۲۰ هزار زندانی در این مجموعه محبوس هستند. تراکم جمعیت بالا و بیش از ظرفیت در این زندان موجب شیوع بیماری‌های واگیردار همچون کرونا شده است. کمبود امکانات بهداشتی، غذای کم و بی‌کیفیت و قیمت بالای اقلام فروشگاه زندان تا چند برابر قیمت اصلی همچنین دشواری و سنگ‌اندازی نهادهای امنیتی در اعزام زندانیان بیمار مشکلات آنان را دوچندان کرده است. خرید، فروش و استعمال مواد مخدر و همکاری تعدادی از مسئولان زندان در تجارت مواد، شرایط را برای زندانیان سیاسی و عقیدتی دشوارتر کرده است. گزارش پیش رو بر اساس آخرین اطلاعات گردآوری شده به بررسی مشکلات هزاران زندانی ساکن این مجتمع می پردازد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مجتمع زندان تهران بزرگ در طراحی اولیه آن ۳۲ ساختمان پیش‌بینی شده و هر ساختمان تحت عنوان تیپ و یا واحد نامگذاری شده است. تاکنون ۵ تیپ این زندان افتتاح شده و تیپ ۶ زندان نیز تجهیز و آماده‌سازی شده ولی تاکنون زندانیان به آنجا منتقل نشده‌اند. هر تیپ دارای ۱۰ بند عمومی و یک بند مشهور به سوئیت و یا بند دربسته است. هم اکنون ۲۰ هزار زندانی در این مجموعه بسر می‌برند.

نحوه ورود محکومان جدید به زندان

طبق گفتگوهای هرانا با تعدادی از زندانیان آزاد شده از این زندان به عنوان شاهد عینی، زندانیان در بدو ورود به مدت یک هفته الی ۱۰ روز در قرنطینه اول و ۴۵ روز و برخی نیز در تی سی یا قرنطینه دوم بسر می‌برند. شرایط قرنطینه این زندان بسیار نامناسب گزارش شده است. سرویس‌های بهداشتی کوچک و کم، وجود بسیار زیاد حشرات موذی و نگهداری زندانی چندین برابر ظرفیت محل از جمله مشکلات آن است. با این حال پس از ورود زندانیان به بند نیز مشکلات جلوه دیگری به خود می‌گیرد.

لباس زندانیان در بدو ورود از آنها گرفته شده و تنها با یک دست پیراهن و شلوار به بند منتقل می‌شوند. به هیچ وجه لباس گرم و یا لباسی برای عوض کردن حتی لباس زیر به زندانی داده نمی شود. در برخی موارد زندانی بدون دمپایی راهی بند می‌شود و با پای برهنه تردد می‌کنند.

بند دربسته

از بندهای دربسته برای ایزوله و تنبیه زندانیان استفاده می‌شود. بندهای دربسته عموما فاقد فروشگاه و سایر امکانات موجود در بندهای دیگر زندان است. چهار تا هشت سلول انفرادی در هر یک از بندهای دربسته وجود دارد و سرویس بهداشتی نیز داخل سلول تعبیه شده است. گاهی به منظور تنبیه بیشتر زندانی به دستور بازجو و یا شورای انضباطی زندان افراد از هواخوری، تماس تلفنی و یا ملاقات نیز محروم می‌شوند.

بند عمومی

هر بند عمومی شامل ۱۶ اتاق، یک نمازخانه، سرویس های بهداشتی، حمام و هواخوری است. در هر اتاق ۵ ردیف تخت سه طبقه قرار داده شده است. در میان زندانیان تخت پایین با عنوان زاغه، تخت دوم، وسط خواب و تخت سوم با نام سه‌طبقه شناخته می‌شود. زاغه‌ها به دلیل آسان‌تر بودن رفت و آمد تنها به زندانیان قدیمی‌تر و یا مسن‌تر اختصاص دارد. در واقع برخی از زندانیان قدیمی از روی لطف تخت زاغه را در اختیار افراد مسن یا بیمار قرار می‌دهند.

یک زندانی که اخیر از زندان تهران بزرگ آزاد شده در این باره به هرانا گفت: “به دلیل شرایط حاکم بر زندان، گاهی اوقات حتی تخت‌ها نیز به فروش می‌رسند. به جز تیپ ۵ در سایر قسمت‌های زندان برخی افراد از دسترسی به تخت محروم بوده و اصطلاحا کف خواب و یا کریدور خواب هستند. یعنی تعداد زندانی‌ها از ظرفیت سلول بیشتر است. استراحت در طول روز برای کف‌خواب‌ها غیرممکن است و این خود تحمل حبس را برای آنان دشوارتر می‌کند. حتی شب‌ها نیز بارها توسط دیگران لگد می‌شوند. وضعیت کریدور خواب‌ها (کسانی که اصطلاحا به صورت گاردونی می‌خوابند) حتی از کف خواب‌ها هم وحشتناک‌تر است و مجبور به خوابیدن در مکان‌های آلوده‌ای چون مقابل درب ورودی سرویس‌های بهداشتی هستند”.

در زمان پذیرش هر زندانی سه پتوی نازک و زبر در اختیار آنان قرار داده می‌شود. این پتوها نیز در میان زندانیان با نام “پتوی دولتی” شناخته می‌شوند. زندانیان باید از یکی به عنوان روانداز، از دیگری به عنوان تشک و از پتوی سوم به جای بالش استفاده کنند. باقی لوازم مورد نیاز نیز توسط زندانی خریداری می‌شود. زندانیان مجاز به خرید، تلویزیون، یخچال، فریزر، پتو، فرش، موکت، ملحفه، جاکفشی و … برای سلول و یا بند خود هستند. این لوازم باید حین خرید وقف زندان شده و زمان آزادی اجازه فروش و یا خارج کردن آنها از بند را ندارند. این سیستم موجب شده تا بسیاری از زندانیان که توان مالی خرید این وسایل را ندارند، عملا از آنها محروم می‌مانند.

این زندانی سابق در ادامه در خصوص سوءاستفاده های احتمالی مسئولان زندان به هرانا گفت: “یکی از دلایل علاقه مسئولان زندان به انتقال پیاپی زندانیان کسب درآمد حاصل از فروش دوباره این لوازم است. برای مثال سال گذشته تعدادی زیادی از زندانیان محبوس در بند ۴ زندان اوین ابتدا به بهانه تفکیک زندانیان از متهمان به بندهای ۷ و ۸ اوین منتقل شدند. اما چند ماه بعد شماری از آنها به تیپ ۵ زندان تهران بزرگ آورده شدند. اعلام کردند محکومین به زندان تهران بزرگ منتقل شده و متهمان در زندان اوین می‌مانند. زندانیان مجددا مجبور به خرید وسایل و امکانات در زندان تهران بزرگ شدند. مثال دیگر بازداشت شدگان اعتراضات سال ۹۷ است. بازاریانی که در جریان اعتراضات پراکنده سال ۹۷ بازداشت شده بودند به سوئیت و یا بند دربسته شماره ۱۱ تیپ ۱ زندان تهران بزرگ منتقل شدند. آنها در مدت سه ماهی که در این بند بسر بردند به دلیل کمبود امکانات مجبور به خرید امکانات اولیه‌ای چون یخچال، فریزر، تلویزیون و … شدند. پس از آزادی این افراد به قید وثیقه، وسایلی که به ارزش ۳۰۰ میلیون تومان توسط بازاریان بازداشتی خریداری شده و وقف زندان شده بود، کمتر از یک ماه بعد با دستگیری گروه دوم معترضین باری دیگر با قیمت جنس آکبند به آنان فروخته شد. مدتی بعد گروه سوم بازداشت شدگان یعنی فعالین شبکه‌های اجتماعی همچون علیرضا شیرمحمدی و مردم معترض اهواز به این بند آورده شده و آنها نیز مجبور به خریداری این اجناس دست سوم شدند”.

عدم رعایت اصل تفکیک جرائم

زندانیان سیاسی و عقیدتی در این زندان بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در کنار زندانیان با جرائم عمومی و یا خشن بسر می‌برند. یک زندانی سابق این زندان به گزارشگر هرانا توضیح داد: “زندانیان سیاسی به عمد و برای فشار بیشتر به بندهای محل نگهداری زندانیان خشن منتقل می‌شوند. این انتقال هم تنها با هدف تهدید و کنترل زندانیان سیاسی صورت می‌گیرد. علیرضا شیرمحمدی قربانی همین عدم رعایت اصل تفکیک جرائم شد و به دلیل اعتراض به این شرایط، هدف حمله زندانیان با جرائم خشن قرار گرفته و نهایتا جان خودش را از دست داد”.

اشتغال زندانیان

در زندان تهران بزرگ تیپ ۵ فاقد کارگاه است اما سالن ۱۱ تیپ ۱ دارای کارگاه خیاطی است. تا پیش از بحران کرونا هر فرد با ۸ ساعت کار در کارگاه زندان هر هفته مبلغ ۲۰ هزار تومان دریافت می‌کرد. مسئولان زندان مدعی هستند که ۸۰ هزار تومان نیز ماهانه برای آنها پس انداز کرده و در زمان آزادی به افراد داده خواهد شد.

همچنین طی روزهای اخیر شماری از زندانیان محبوس در تیپ ۱ این زندان برای کار به بند ۷ زندان اوین منتقل شده‌اند. این تیپ پیش از این محل نگهداری زندانیان متهم به سرقت و مصرف کنندگان مواد مخدر بود. یک منبع مطلع در خصوص این انتقال به هرانا گفت: “مدتی قبل نماینده کارگاه‌های زندان اوین با حضور در زندان تهران بزرگ به زندانیان گفته است که هر کس مایل باشد، برای کار به بند ۷ اوین منتقل می‌شود. از قبل به آنها گفته بودند که افراد در صورت ترک اعتیاد برای کار به اوین منتقل خواهند شد. بند ۷ یکی از مجهزترین بندهای زندان اوین و یا شاید از بهترین بندهای زندان‌های استان تهران باشد. این بند دارای سالن آمفی تئاتر و سالن ورزشی است. درآمد حاصل از کار آنها نیز ناچیز است. کف حقوق ۲۰ هزارتومان در هفته است و وقتی استادکار شوند به ۴۰ هزار تومان می‌رسد. در بند ۸ اوین هم افراد با همین حقوق در کارگاه‌های خیاطی، خراطی و نساجی کار می‌کنند”.

فروشگاه زندان و تغذیه زندانیان

اردیبهشت سال ۹۸ اصغر جهانگیری، رئیس سازمان زندان‌ها از افزایش سرانه غذای زندانیان به روزانه ۷ هزار و ۳۰۰ تومان خبر داده بود. با این وجود بنا به گزارش‌های دریافتی خوراک و بهداشت زندانیان کماکان وضعیت نامساعدی دارد.

یک منبع آگاه در خصوص کیفیت غذای زندان به هرانا توضیح داد: “زندانیان در زندان تهران بزرگ به دلیل کیفیت پایین و میزان کم غذای جیره زندان اکثرا مجبور به تهیه غذا از رستوران زندان و یا فروشگاه زندان با کیفیت پایین و قیمت بالا هستند. به دلیل کیفیت پایین آب نیز، آب آشامیدنی باید خریداری ‌شود. هر زندانی ماهانه برای تامین آب آشامیدنی، خوراک و بهداشت دستکم یک میلیون تومان هزینه می‌کند. درآمد حاصل از زندان، خود انگیزه‌ای برای مسئولان به منظور عدم بهبود شرایط است. آب زندان بسیار شور و بدبو است و خرید آب معدنی هم برای هر زندانی ممکن نیست. اگر غذای رستوران را تهیه کند، روزانه به دو بطری آب و اگر خودش غذا تهیه کند سه بطری آب نیاز دارد”.

بحث مشکلات و کیفیت آب زندان تهران بزرگ موضوع جدیدی نیست و مسبوق به سابقه است. یکی از دلایل بروز این مشکل مربوط به هدایت شدن بخشی از فاضلاب تهران به منطقه‌ای نزدیک به زندان تهران بزرگ است. امری که وضعیت آب‌های زیرزمینی منطقه و نهایتا آب مصرفی زندانیان را بسیار نامناسب کرده که خود عاملی بیماری‌زا در میان زندانیان است. یک منبع آگاه در این خصوص به هرانا گفته بود: “آبی که زندانیان تهران بزرگ مصرف می‌کنند آب چاه و بسیار آلوده است. سیستم تصفیه مناسب نیز در این زندان وجود ندارد. این امر باعث شده تعداد زیادی از زندانیان به بیماری‌های مختلف مجاری ادرار یا کلیوی مبتلا شوند. بسیاری از زندانیان مبتلا به بیماری‌های پوستی نیز شده‌اند. مسئول بهداری زندان یکی از دلایل این بیماری را آب زندان عنوان کردند و به زندانیان توصیه شده بود که از آب زندان استفاده نکنند”.

این منبع آگاه به قیمت بالای محصولات کشاورزی در این زندان نیز اشاره کرد و گفت: “در زندان تهران بزرگ قیمت میوه، سبزیجات و صیفی‌جات بیش از ۲۰ درصد گران‌تر از بیرون زندان است”.

این امر در حالی است که طبق آیین‌نامه سازمان زندان‌ها، زندان موظف به تامین لبنیات، سبزیجات و میوه زندانیان است. با این وجود بنا به گفته این منبع مطلع: “بسیاری از زندانیان به دلیل قیمت‌های بالا امکان خرید حتی یک پرتقال را هم نداشته‌اند و حال مبتلا به سوءتغذیه شده‌اند”.

در طول ماه رمضان، نحوه تقسیم جیره غذایی زندان نیز تغییر کرد و به دو وعده سحری و افطار تقلیل یافت. این منبع مطلع درباره وضعیت تغذیه در ماه رمضان به هرانا گفت: “برای سحری برنج و سویا و برای افطار یک سیب زمینی و یک تخم مرغ پخته می‌دادند. برنج و سویایی که با خوردن آن دچار دل درد و تهوع می‌شوید. اما پس از ۳ سال، دو هفته پیش برای نخستین بار این جیره به برنج و گوشت تغییر پیدا کرد و در عوض جیره ماست تک نفره که تنها دو قاشق ماست داشت از غذای یکشنبه حذف شد. گرچه میزان گوشت همچنان بسیار اندک است. با اینکه افرادی که توانایی خرید از فروشگاه زندان را دارند به نفع دیگران کناره‌گیری می‌کنند. اما همچنان کمتر از دو قاشق به کسانی که از جیره زندان تغذیه می‌کنند می‌رسد. عدس و لوبیای افطار نیز به بهانه گرانی حبوبات از این جیره غذایی افطار حذف شد. همچنان در ایام رمضان عدس پلو به عنوان سحری روز یکشنبه داده می‌شد اما عدس نپخته با برنجی بی کیفیت هضم و بلع چنین غذایی را ناممکن کرد”.

به علاوه فروشگاه زندان از دادن فاکتور خرید به زندانیان خودداری کرده و در عوض مبلغی مازاد بر خرید از زندانیان اخذ می‌کند. یک زندانی پیشین در این خصوص به هرانا گفت: “مثلا شما ۱۰۰ هزارتومان خرید می‌کنی اما از تو ۱۲۰ هزار تومان پول می‌گیرند. یعنی عملا با فاکتور ندادن سعی دارند این کلاهبرداری را مخفی نگهدارند. کلاهبرداری تنها این نیست. از تحویل لباس به زندانیان جلوگیری می‌کنند اما لباس‌های بی‌کیفیت که شاید قیمت آن در بیرون زندان کمتر از سی هزار تومان باشد، آنجا ۱۵۰ هزار تومان به فروش می‌رسد”.

فروش برخی اقلام همچون فلفل در زندان ممنوع است اما همین ممنوعیت سبب ایجاد بازار سیاه در زندان شده است. وی در این باره افزود: “یک سری اقلام مثل فلفل سیاه و فلفل قرمز را ممنوع کرده و در عوض در بازار سیاه به ده برابر قیمت می‌فروشند. بسته کوچک فلفل شاید بیرون ۲۰ هزارتومان باشد اما در زندان تا ۲۵۰ هزار تومان فروخته می‌شود. این ممنوعیت به بهانه جلوگیری از استفاده فلفل در دعوا و درگیری بوده اما اگر ممنوعیت وجود دارد باید برای همه باشد. ولی وکیل بندها و یا زندانیان ثروتمند و زندانیان در اتاق ۱ و ۲ به آن دسترسی دارند. تنها فلفل نیست، درباره لیوان شیشه‌ای و چاقو هم همین مساله وجود دارد”.

فروش و مصرف مواد مخدر در زندان

موقعیت جغرافیایی این زندان، وجود برجک های دیدبانی و بازرسی های بدنی زندانیان و ملاقات کنندگان، امکان وارد کردن مواد مخدر به هر شکل بدون اطلاع مسئولین زندان را بسیار دشوار می‌کند؛ از این رو به نظر می‌رسد ورود مواد با همکاری برخی از مسئولین زندان صورت می‌گیرد، امری که در اکثر زندان‌های کشور به دلیل عواید مالی آن مسبوق به سابقه است. به دلیل وفور مواد مخدر و شرایط نامناسب محیط زندان بسیاری از زندانیان در ایام حبس به مصرف مواد مخدر روی می‌آورند.

مخدرهایی چون هروئین نیز با سرنگ‌های چند بار مصرف شده در زندان استفاده می‌شود که خود باعث انتقال بیماری‌هایی چون ویروس اچ آی وی و یا هپاتیت است. به علاوه برخی از زندانیان که توانایی مالی پرداخت رشوه دارند، آزادانه در محیط سلول‌ها این مخدرها را مصرف می‌کنند. به دلیل کویری بودن هوای محیط زندان حتی فضای هواخوری‌ها نیز آزاردهنده و مملو از دود سیگار و موادمخدر است. همچنین انتخاب انتظامات زندان از میان همین زندانیان مصرف کننده، امکان استعمال و یا خرید و فروش مواد مخدر بیشتر شده است.

یک زندانی که اخیرا از زندان تهران بزرگ آزاد شده است، درخصوص فروش مواد مخدر به هرانا گفت: “برخی از زندانیان در این زندان با فروش مواد مخدر کسب درآمد می‌کنند. حتی شماری از نگهبانان زندان در تجارت موادمخدر داخل زندان نقش داشته و ورود، خرید و فروش و استعمال آن در زندان را تسهیل کرده و در عوض خود نیز سهمی از سود آن می‌برند”.

بند ۱۰ تیپ ۵ زندان تهران بزرگ محل نگهداری بازداشت شدگان اعتراضات سراسری سال ۹۸ موسوم به “اعتراضات آبان ماه” است. این زندانی سابق درخصوص وضعیت مواد مخدر در این بند گفت: “وکیل بند و انتظامات این بند از سوی مسئولان زندان و از میان زندانیان با جرائم مرتبط با مواد مخدر انتخاب شده‌اند. آنها از روش‌های متفاوتی برای آلوده کردن این افراد و خصوصا جوانان بازداشتی به مواد مخدر استفاده می‌کنند. حتی به آنها می‌گفتند شما جرائم امنیتی دارید و قرار است تا سالها در زندان بمانید پس برای کم کردن فشار زندان مواد مخدر مصرف کنید. هروئین، شیشه، ماری‌جوانا و حتی قرص “ب ۲” که استفاده پزشکی در اتاق عمل دارد در زندان موجود است. یک هفته اول مصرف نیز، مواد مخدر بدون هزینه و به رایگان از سوی وکیل بند به زندانیان داده می‌شود”.

هرانا پیشتر نیز در گزارشی تحت عنوان ” بازار داغ مواد مخدر و رشوه؛ گزارشی از وضعیت نامساعد زندانیان در تیپ ۵ زندان تهران بزرگ” به این امر پرداخته بود.

بهداشت و درمان

در هر تیپ زندان تهران بزرگ، یک بهداری وجود دارد اما در اکثر ساعات روز، زندانیان از داشتن پزشک و یا پرستار محروم هستند و تنها یکی از زندانیان با یا بدون تخصص به عنوان مسئول بهداری انتخاب شده است. هر چند روز یکبار از هر اتاق بیست نفره، تنها سه نفر برای رفتن به بهداری انتخاب می‌شوند که همین افراد نیز با کمترین معاینه پزشک و یا پرستار تنها از مسئول بهداری قرصی دریافت کرده و به بند بازگردانده می‌شوند.

لازم به ذکر است که از اسفندماه ۹۸ و با شیوع ویروس کرونا تمامی ملاقات‌ها ممنوع شده است.

یک منبع مطلع که نخواست نامش فاش شود درباره شیوع بیماری کرونا در زندان به هرانا گفت: “کمبود پزشک و پرستار خصوصا در تیپ‌هایی که زندانیان شعبه‌ای در آنها محبوس هستند، سبب افزایش شمار فوت زندانیان به دلیل عدم رسیدگی پزشکی شده است. کمبود و گاهی نبود دارو نیز از مشکلات بهداری زندان است. این در حالی است که اکثرا زندانیانی که وضع مالی نسبتا بهتری دارند، حتی دارو را نیز خریداری کرده و به زندان هدیه می‌دهند. فشارسنج و گلوکومتر درون بهداری زندان یا درست کار نمی‌کند و یا گلوکومتر کاغذ ندارد. اصلا برخی تیپ‌ها از داشتن همین دستگاه‌ها هم محروم هستند. با شیوع ویروس کرونا ماسک، الکل و مواد ضدعفونی کننده نیز در زندان پخش نشده و زندانیان خود باید به دو برابر قیمت آنها را خریداری کنند. نظافت درون بندها و هزینه خرید وسایل شوینده نیز توسط خود زندانیان صورت می‌گیرد؛ زیرا جیره بهداشتی اندک و بی‌کیفیت است و پخش آن نیز به درستی صورت نگرفته و مقداری از آن دزدیده می‌شود”.

وی در ادامه درخصوص وضعیت مبتلایان به ویروس کرونا به هرانا گفت: “تاکنون دستکم ۱۵ زندانی در زندان تهران بزرگ به ویروس کرونا مبتلا شده‌اند که ۷ تن از آنان به دلیل تاخیر در اعزام به بیمارستان جان خود را از دست داده‌اند”.

زندانیان مبتلا به بیماری‌هایی چون اچ آی وی و هپاتیت خصوصا در زمان شیوع کرونا، بدون امکانات خاصی تنها در سلولی جداگانه در بند ۱ و ۲ تیپ ۱ بسر برده و سرویس بهداشتی و حمام آنها با سایرین مشترک است. این امر می‌تواند جان این افراد را بیش از سایرین در معرض خطر قرار دهد.

به علاوه آب زندان برای حمام روزانه گاه ۱۷ تا ۱۸ ساعت قطع است. بنا به تجربه سال‌های گذشته به مرور و با گرم‌تر شدن هوا این قطعی آب نیز شدیدتر خواهد شد. اخیرا دو شیر آب اضطراری برای دستشویی تعبیه شده است. حمام‌ها تنها ۴ تا ۶ ساعت در روز قابل استفاده هستند به نحوی که بسیاری از زندانیان بین ۲ تا ۵ ماه امکان استفاده از حمام را ندارند. زندانیان تنها از ساعت ۱۲ شب به بعد امکان استفاده از آب گرم را دارند. به دلیل مشکلات موجود میان مسئولین زندان و شهرداری منطقه شهریار، فشار آب کافی برای این زندان و امکان تامین آب گرم وجود ندارد. از اوایل هفته گذشته تاکنون نیز با گرم‌تر شدن هوا بعضی روزهای تنها حدود ۲ ساعت آب زندان وصل است و اکثر ساعت‌ها آب به کلی قطع می‌شود.

برای سیستم گرمایش و سرمایش زندان نیز از چیلر استفاده می‌شود. درون محفظه‌های این چیلرها موش نفوذ می‌کند و بادی که به بیرون می‌وزد دارای بوی نامطبوعی است که خود نیز بیماری‌زا است.

اعزام درمانی

در صورت نیاز فوری به پزشک و اعزام به بیمارستان خارج از زندان به صورت شبانه نیز، به دلیل دوری راه و نبود آمبولانس به تعداد کافی، زندانیان در معرض تهدید جانی هستند. اعزام بیماران زندانی در طول روز نیز با مشکلات و محدودیتهای زیادی مواجه است.

زندانیان پیش از اعزام گاه تا چندین ساعت در اتاقی که در میان زندانیان به “سگدونی” شهرت دارد، در انتظار سرباز و افسر شعبه اعزام می‌مانند. اتاقی مملو از دود سیگار و بدون تهویه هوا. همچنین تمامی زندانیان فارغ از نوع اتهام، برای اعزام به بیمارستان باید با لباس زندان و دستبند و پابند منتقل شوند، امری که به عقیده بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی خلاف اصول انسانی بوده و به همین دلیل از تن دادن به آن سر باز می‌زنند.

دستبند و پابند به حدی تنگ بر دستان و پاهای زندانی بسته می‌شوند که ایجاد زخم های چرکین کرده و رد آن برای برخی با گذشت دو سال کماکان بر بدنشان باقی مانده است.

یک زندانی سابق درباره اعزام های درمانی زندانیان زندان تهران بزرگ به هرانا توضیح داد: “دستبند و پابند را به حدی محکم به زندانی اعزامی می‌بندند که جای آن زخم می‌شود و سرباز همراه در عوض شل‌تر کردن آن تقاضای رشوه می‌کند. یک اعزام بدون دردسر حداقل ۳۰۰ هزار تومان هزینه دارد. به عنوان مثال مامور اعزام دستبند و پابند زندانی را محکم می‌بندد و وقتی با اعتراض زندانی مواجه می‌شود به او می‌گوید اگر بخواهی شل ببندم برای هر کدام ۱۰۰ هزار تومان و اگر می‌خواهی یکی را باز کنم ۳۰۰ هزار تومان بده؛ یک زندانی که برای عدم توانایی در پرداخت ده سکه در زندان است چگونه می‌تواند این مبالغ را پرداخت کند؟ پیش از اعزام نیز تا ساعت‌ها باید در اتاق مشهور به سگدانی منتظر سرباز برای اعزام بماند و دود سیگار و رفتارهای توهین آمیز را تحمل کند”.

امکانات فرهنگی، ورزشی

با شیوع ویروس کرونا رفت و آمد به کتابخانه، اماکن ورزشی و فرهنگی زندان ممنوع شده است. گرچه پیشتر نیز زندانیان سیاسی و امنیتی در این زندان برخلاف سایر زندانیان از استفاده از بخش فرهنگی زندان محروم بودند. امری که برخلاف آیین نامه سازمان زندان‌ها است.

همچنین بخش فرهنگی زندان با شیوع ویروس کرونا تبدیل به قرنطینه شده و زندانیان پس از بازگشت از مرخصی به مدت دو هفته در این مکان بسر می‌برند.

یکی از زندانیان محبوس در این زندان که مدتی قبل با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت آزاد شده است، درباره وضعیت این بخش‌ها پیش از شیوع کرونا به هرانا توضیح داد: “قبل از کرونا نیز وضعیت بخش فرهنگی مناسب نبود. در تیپ ۵ اصلا کتابخانه‌ای وجود ندارد. همچنین به زندانیان سیاسی به دستور حافظت اطلاعات و شخص حافظی اجازه تدریس زبان هم داده نمی‌شد. دلیل این مخالفت هم بیم از اطلاع رسانی مدرس عنوان شده بود”.

به علاوه زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان تهران بزرگ از تحویل کتاب و روزنامه محروم هستند.

اجرای احکام شلاق در زندان

احکام شلاق زندانیان در عوض شعبه اجرای احکام درون زندان و مقابل ساختمانی به نام ۱۸۰ در تیپ ۱ اجرا می ‌شود. اجرای حکم در حضور جمع و توسط سربازان و به صورت ناشیانه است. بنا بر گفته‌های خانواده یکی از زندانیان محبوس در این زندان، تاکنون چندین بار ضربات شلاق برخلاف حکم صادره به جای کمر به صورت زندانی نیز برخورد کرده است.

زندان تهران بزرگ یا زندان فشافویه در ۳۲ کیلومتری جنوب تهران واقع شده است. هدف از ساخت این زندان که کلنگ احداث آن در سال ۷۹ زده شده ساخت اردوگاهی ویژه برای محکومان مواد مخدر بوده است. با این حال هم اکنون تعدادی بسیاری از زندانیان سیاسی – امنیتی نیز در آن نگهداری می‌شوند. شرایط نگهداری زندانیان، وضعیت امکانات رفاهی و همچنین رفتار مسئولین این زندان با زندانیان همواره بسیار نامناسب گزارش شده است.

تفهیم اتهام نادر فتوره چی در دادسرای اوین و آزادی با تودیع قرار

نادر فتوره چی، نویسنده، مترجم و روزنامه‌نگار روز شنبه ۱۰ خرداد با حضور در دادسرای اوین در خصوص پرونده ای که اخیر برای وی گشوده شده است، پس از تفهیم اتهام با تودیع قرار آزاد شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۱۰ خردادماه ۱۳۹۹، نادر فتوره چی، نویسنده، مترجم و روزنامه‌نگار با حضور در دادسرای اوین در خصوص پرونده ای که اخیر برای وی گشوده شده است، پس از تفهیم اتهام با تودیع قرار کفالت آزاد شد.

اتهام آقای فتوره چی در این جلسه بازپرسی “تشویش اذهان عمومی” عنوان شده است.

آقای فتوره چی در جریان این جلسه اتهام مطروحه علیه خود را رد کرد. پس از پایان این جلسه پرونده برای تعیین شعبه و زمان رسیدگی به دادگاه ارجاع شد.

نادر فتوره چی پیشتر نیز سابقه بازداشت و محکومیت به دلیل فعالیت‌های رسانه‌ای را دارد.

آقای فتوره‌چی، در تاریخ ۲۸ مردادماه ۹۷، در پی شکایت محمد امامی علیه وی به شعبه سوم دادیاری دادسرای ناحیه ۳۱ تهران به دادگاه احضار و به علت عدم امکان تامین وثیقه بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد. وی روز دوشنبه ۲۹ مردادماه ۹۷ از زندان آزاد شد.

این نویسنده پس از آزادی در تاریخ ۳۱ مردادماه ۹۷ در یادداشتی به تشریح شرایط بغرنج زندانیان محبوس در بند قرنطینه زندان تهران بزرگ پرداخته بود و گفت که “از اینکه از فشافویه آزاد شدم، عمیقا دچار عذاب وجدانم و فکر نمی‌کنم تا هرگز بتوانم شرایط دهشتناک «هم لباسی»هایم را فراموش کنم. با دیدن شرایط زندانیان فشافویه و آن چشم‌هایی که در ناامیدی و بوی تعفن و بی‌پناهی و قفس و نفس‌تنگی دودو می‌زدند، زخمی عمیق و کاری بر روحم وارد شد”.

این روزنامه نگار در تاریخ ۲ دی‌ماه ۱۳۹۷، از بابت انتشار این یادداشت احضار و جلسه رسیدگی به اتهام “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی” برای وی در شعبه ۱۰۵۷ دادگاه کیفری تهران برگزار شد.

وی نهایتا توسط شعبه ۲ دادگاه کیفری استان تهران به یک سال حبس تعلیقی و پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد.

نادر فتوره‌چی، زاده ۱۳۵۶ در تهران، روزنامه‌نگار، مترجم و نویسنده ایرانی است. مقالات وی عموماً در خصوص مباحث سیاسی، هنری، اجتماعی و فلسفی است. او کار نویسندگی در مطبوعات را با روزنامه صبح امروز آغاز کرد و سابقه همکاری با روزنامه‌های “شرق، بهار، آفتاب امروز، دوران امروز، بنیان، توسعه و سرمایه” را دارد. او همچنین به عنوان سخنران با مؤسسه پرسش همکاری دارد.

زرتشت احمدی راغب به دادسرای اوین احضار شد / سند

زرتشت احمدی راغب، فعال مدنی روز شنبه ۱۰ خرداد طی احضاریه‌ای به دادسرای اوین احضار شد. در این ابلاغیه دلیل احضار ویعکسبرداری از مناطق ممنوعهعنوان شده است. بر اساس این ابلاغیه وی باید تا تاریخ ۱۵ خرداد ۹۹ در شعبه ۱ دادسرای اوین حاضر شود.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زرتشت احمدی راغب، فعال مدنی روز شنبه ۱۰ خرداد طی احضاریه‌ای به دادسرای اوین احضار شد.

در این احضاریه که در تاریخ ۱۰ خردادماه ۹۹ توسط علی قناعت کارماوردیانی، بازپرس شعبه ۱ دادسرای اوین صادر و به صورت الکترونیک به وی ابلاغ شده، اتهام آقای احمدی راغب “عکسبرداری از مناطق ممنوعه” عنوان شده است.

بر اساس این ابلاغیه وی باید تا تاریخ ۱۵ خرداد ۹۹ در شعبه ۱ دادسرای اوین حاضر شود.

زرتشت (اسماعیل) احمدی راغب، پیش از این سابقه بازداشت و محکومیت به دلیل فعالیت‌های مسالمت‌آمیز مدنی دارد.

آقای احمدی راغب، پیشتر طی احضاریه‌ای در پرونده‌ای دیگر برای تیرماه ۹۹ به شعبه دادگاه انقلاب تهران احضار شد. در این احضاریه آمده بود: “در خصوص شکایت شهرداری فردوسیه و رسول شریفیان علیه شما مبنی بر تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران حاضر شوید”.

آقای احمدی راغب پیشتر نیز در تاریخ ۵ شهریورماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت وی به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. او اواسط مهرماه  ۹۸ با پایان مراحل بازجویی به اندرزگاه ۸ زندان اوین منتقل شد و نهایتا در تاریخ ۲۳ دیماه همان سال پس از بیش از ۵ ماه بازداشت، با تودیع قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شد. اتهامات مطرح شده علیه این فعال مدنی، “تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و توهین به روسای قوای سه گانه” مطرح شده است.

او در اردیبهشت‌ماه و تیرماه ۹۸ در حالی که در اعتراض به اخراجش از کار در مقابل دفتر شهرداری فردوسیه دست به تحصن زده بود، بازداشت و پس از ساعاتی آزاد شده بود.

آقای احمدی راغب، در اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ توسط شعبه اول دادگاه انقلاب شهریار به اتهام تبلیغ علیه نظام به تحمل ۹ ماه حبس محکوم شد. این فعال مدنی به فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق اقداماتی چون نشر محتوا در فضای مجازی و حضور در تجمعات متهم شد.

او در در بهمن‌ماه ۹۴ توسط شعبه اول دادگاه انقلاب شهریار به اتهام “تبلیغ علیه نظام از طریق نشر مطالب انتقاد آمیز در صفحه شخصی خود در فیسبوک” به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.

زرتشت احمدی راغب، آتش نشانی است که پس از ۱۷ سال سابقه کار به دلیل فعالیت های مدنی و منتقدانه از کار اخراج شده است.

Design a site like this with WordPress.com
Get started