چند تن از زنان زندانی در زندان اوین به مناسبت چهلمین روز جان‌باختگان اعتراضات آبان‌ماه تحصن کردند

چند تن از زنان محبوس در بند زنان زندان اوین، با انتشار نامه‌ای ضمن همدردی با خانواده‌های جان‌باختگان اعتراضات آبان‌ماه ۹۸ در ایران، گفته‌اند: «به مناسبت چهلمین روز و در همراهی با خانواده‌های داغدار اعتراضات آبان تحصن می‌کنیم.»

نسخه‌ای از این نامه که از سوی منیره عربشاهی، نرگس محمدی، یاسمن آریانی، صبا کردافشاری و آتنا دائمی چند تن از زنان محبوس در زندان اوین، امضا شده‌است برای انتشار در اختیار کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی قرار گرفته‌است.

این زنان زندانی گفته‌اند: «از روز شنبه ۳۰ آذرماه امسال از ساعت ۹ صبح در دفتر بند زنان سیاسی زندان اوین به تحصن خواهیم نشست و این شب نه تنها پای سفره یلدا نمی‌نشینیم بلکه در دفتر زندان یاد عزیزان کشته شده را گرامی خواهیم داشت.»

آن‌ها نوشته‌اند که “تحصن خود را تا پنجم‌ دی‌ماه چهلمین روز جان‌باختگان به صورت شبانه روزی ادامه خواهند داد.”

این نامه را بخوانید:

“یکبار دیگر اعتراضات مردمی علیه فقر، تبعیض و فساد حکومت، در آبان ماه سال جاری مورد سرکوب بی رحمانه حکومت قرار گرفت و تعداد زیادی از هموطنانمان کشته، مجروح و زندانی شدند.

ما بر این باوریم ملت ایران که براساس سنت و رسم دیرینه، یلدا این طولانی ترین شب سال را در کنار خانواده، اقوام و عزیزانشان جشن گرفته و گرامی می دارند، در شرایط کنونی که صدها خانواده داغدار عزیزانشان هستند که کمتر از ۴۰ روز پیش کشته شدند و هزاران خانواده در فراق عزیزانی هستند که این بلندترین شب سال را یا در سلول‌های بازجویی یا پشت میله‌های زندان به سر می‌برند و هزاران ایرانی و هموطنمان به دلیل سیل و یا زلزله و به علت بی کفایتی و بی توجهی حاکمان در شرایط غیر انسانی قرار گرفته اند و بسیاری از مردم به دلیل شرایط اسفبار اقتصادی، توان برگزاری این سنت دیرینه را ندارند.

ما جمعی از زنان زندانی سیاسی در همراهی با مطالبات مردم تحت ظلم و ستم و در همزمانی یلدای امسال با چهلم کشته شدگان اعتراضات مردمی و در اعتراض به سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت علیه مردم ایران و اختناق حاکم بر جامعه، از روز شنبه ۳۰ آذرماه امسال از ساعت ۹ صبح در دفتر بند زنان سیاسی زندان اوین به تحصن خواهیم نشست و این شب نه تنها پای سفره یلدا نمی‌نشینیم بلکه در دفتر زندان یاد عزیزان کشته شده را گرامی خواهیم داشت.

این تحصن تا روز ۵ دی، روز چهلم کشته شدگان شبانه روزی ادامه خواهد داشت.

امضا کنندگان:

منیره عربشاهی، نرگس محمدی، یاسمن آریانی، صبا کردافشاری، آتنا دائمی- بند زنان زندان اوین- شنبه ۳۰ آذرماه ۱۳۹۸

تجمعات اعتراضی آبان ماه؛ بازداشت مریم پایاب, شهروند مجروح شده در بهبهان

شب گذشته, ماموران اداره اطلاعات نیروی انتظامی در شهرستان بهبهان “مریم پایاب”, شهروند ساکن این شهرستان را که در جریان تجمعات اعتراضی در اواخر آبان ماه سالجاری در پی شلیک ماموران امنیتی از ناحیه کمر زخمی شده بود بدون توجه به وضعیت جسمی اش وی را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, در ساعات پایانی پنجشنبه ۲۸ آذر ماه ۱۳۹۸, “مریم پایاب”, شهروند ساکن شهرستان بهبهان که در جریان تجمعات اعتراضی اخیر در تاریخ ۲۵ آبان ماه سالجاری از ناحیه کمر مورد اصابت گلوله از سوی نیروهای امنیتی قرار گرفته بود پس از انجام عمل جراحی و خارج کردن گلوله از کمر وی این شهروند توسط ماموران اداره اطلاعات نیروی انتظامی این شهرستان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. 

براساس این گزارش؛ مریم پایاب, متولد سال ۱۳۶۸ در تاریخ ۲۵ آبان ماه ۱۳۹۸, در جریان تجمعات اعتراضی اخیر که با هدف اعتراض به افزایش قیمت بنزین و سیر صعودی قیمت کالاها و خدمات برگزار شده بود در پی شلیک مستقیم ماموران انتظامی و امنیتی  ناحیه کمر مورد اصابت گلوله قرار گرفته و مجروح شده بود و پس از بستری در بیمارستان شهیدزاده شهرستان بهبهان و عمل جراحی برای خارج کردن گلوله از کمر به مدت ۳ روز بستری شده بود نهایتا پس از گذشت نزدیک به ۱ ماه از جراحات وارده بر وی توسط ماموران اداره اطلاعات نیروی انتظامی این شهرستان بازداشت و به جهت بازجوئی به مکان نامعلومی منتقل شد. 

شهرستان بهبهان در جنوب غربی ایران و مرکز شهرستان بهبهان در جنوب شرقی استان خوزستان قرار دارد و در جریان تجمعات اعتراضی اخیر که از تاریخ ۲۴ آبان ماه ۱۳۹۸, در این شهرستان همانند سایر شهرهای دیگر ایران برگزار شد تعداد بسیاری از شهروندان ساکن این شهروندان در پی شلیک مستقیم ماموران امنیتی و انتظامی در این تجمعات اعتراضی یا جان خود را از دست دادند و یا زخمی شدند و از سوی دیگر تعداد بسیاری دیگر از شهروندان هم از سوی ماموران امنیتی و انتظامی با عناوین اتهامی کذب “اوباش”, “اغتشاشگر” و یا “تخریب کننده اموال عمومی” توسط نیروهای امنیتی و انتظامی بازداشت شدند. 

لازم به ذکر است حقوق بشر در ایران, در تاریخ ۲۷, ۲۸ و ۲۹ آبان و همچنین در تاریخ ۱ و ۲ آذر ماه ۱۳۹۸, در ۶ گزارش, اسامی کشته شدگان در جریان این تجمعات اعتراضی را اطلاع رسانی کرده بود. نکته حائز اهمیت این است که با توجه به عدم شفافیت در گردش آزاد اطلاعات در ایران و سرکوب گسترده آزادی بیان و قطع شدن اینترنت, محیط امنیتی حاکم بر کشور یقینا تعداد شهروندان کشته شده در این دور از تجمعات اعتراضی به مراتب بیش از این ارقام میباشد.

جسد فرهاد خسروی، کولبر ۱۴ ساله کُرد پیدا شد

پس از چهار روز جست‌وجوی و تلاش نیروهای امدادی و اهالی منطقه، جسد یخ‌زده فرهاد خسروی کولبر ۱۴ ساله و از اهالی روستای نی پیدا شد. روز سه شنبه ۲۶ آذرماه نیز آزاد خسروی برادر فرهاد، کولبر ۱۷ ساله به دلیل سرما و ایست قلبی در ارتفاعات ژالانه حین کولبری جان خود را ازدست‌داده بود.

همچنین حسین کرمی کولبر ۳۵ ساله که به همراه فرهاد و آزاد خسروی، روز سه شنبه ۲۶ آذرماه، براثر سرما و کولاک و همچنین گم کردن مسیر راه در ارتفاعات ژالانه در سروآباد، دچار حادثه شده بود به دلیل سرمازدگی به مراکز درمانی منتقل‌شده است.

امروز جمعه ۲۹ آذرماه ۱۳۹۸، محمدباقر محمدی مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر استان کردستان در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا گفت: عصر امروز جسد فرهاد خسروی کولبر نوجوان ۱۴ ساله پس از چند روز جستجو پیدا شد.

صدها تن از مردم محلی و  نیروهای امدادی طی روزهای گذشته با حضور در محل ناپدید شدن فرهاد خسروی   تلاش خود برای پیدا کردن وی آغاز کرده بودند که متأسفانه روز جاری جسد یخ‌زده این کودک کولبر در منطقه «گناو» گردنه ژالانه کشف شد.

بر اساس ویدیوها و تصاویر منتشر شده در برخی شبکه‌های اجتماعی، مردم روستای نی و مریوان روز جاری با در دست داشتن نمادین تکه‌ای نان و دادن شعار بر عیله مسئولان حکومت ایران و سپاه پاسدارن در خلال مراسم تشییع جنازه این کودک کولبر اعتراض خود را به وقوع این حادثه بیان کردند

کولبر به افرادی اطلاق می‌شود که به دلیل فقدان اشتغال و مشکلات گسترده اقتصادی در مناطق مرزی از روی ناچاری و با دریافت دستمزدی ناچیز اقدام به حمل کالا از ایران به عراق و برعکس از نقاط «غیررسمی‌ گمرکی» می‌کنند.

از آغاز سال ۹۸ تاکنون ده تن از کولبران در مناطق مرزی براثر شلیک مستقیم نیروهای مرزبانی، سرما، غرق شدن در رودخانه، سقوط از ارتفاع و سقوط بهمن کشته و یا زخمی شدند.

محکومیت ۹ نوکیش مسیحی به ۴۵ سال زندان

شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران ۹ نوکیش مسیحی را در مجموع به ۴۵ سال حبس تعزیری محکوم کرد.

هرانا هویت این افراد را عبدالرضا علی حق‌نژاد، محمد اسلام‌دوست، بهنام اخلاقی، بابک حسین‌زاده، مهدی خطیبی، خلیل دهقان‌پور، حسین کدیور، کمال نعمانیان و محمد وفادار اعلام کرده است.

این افراد هر کدام از سوی دادگاه انقلاب تهران به پنج سال حبس و در مجموع به ۴۵ سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

این حکم در تاریخ ۲۱ مهرماه امسال به این افراد ابلاغ شده است. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان یک مهر امسال در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود.

این نوکیشان مسیحی به رای صادره توسط دادگاه انقلاب تهران اعتراض کرده و در انتظار رای نهایی دادگاه تجدیدنظر هستند.

بازداشت تمامی این شهروندان توسط ماموران سازمان اطلاعات سپاه صورت گرفته بود.

قاتل علیرضا شیر محمد علی اعدام شد

قاتل علیرضا شیر محمد علی، زندانی سیاسی که در زندان فشافویه به قتل رسید اعدام شد. محمد هادی عرفانیان کاسب، وکیل خانواده علیرضا شیر محمد علی پنجشنبه ۲۸ آذر با اعلام این خبر گفت حکم اعدام سحرگاه روز گذشته در زندان رجایی‌شهر (گوهردشت کرج) اجرا شده است. با اعدام قاتل این زندانی سیاسی، آمران به این قتل همچنان از مجازات مصون ماندند.

علیرضا شیرمحمدعلی، ۲۱ ساله، در اعتراض‌های مرداد سال گذشته بازداشت و به اتهام‌هایی همچون «توهین به مقدسات»، «توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی»، «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» به هشت سال زندان محکوم شده بود. او شامگاه ۲۰ خرداد در زندان فشافویه تهران به قتل رسید. دادگاه یکم مرداد سال جاری رأی خود را در رابطه با این پرونده صادر کرد که بر اساس آن متهم ردیف اول به اتهام مشارکت در قتل عمد به قصاص نفس و پرداخت دیه صدمات غیرمؤثر در قتل و متهم ردیف دوم پرونده به ۲۵ سال حبس و پرداخت دیه صدمات غیرمؤثر در قتل محکوم شدند.

مادر علیرضا شیرمحمدعلی و وکلای او پیش از این نسبت به ناقص بودن رسیدگی به این پرونده اعتراض کرده بودند. مهناز کدخدایی سراب به هرانا گفته بود:

«علیرغم این‌که توسط وکلای بنده از قاضی بابایی خواسته شده بود عاملان و مسببان دیگر قتل فرزندم از جمله رئیس زندان تهران بزرگ، افسر نگهبان شیفت شب، مسئول شب و مدیرکل زندان‌ها نیز در جلسه جهت پاسخ‌دهی حضور داشته باشند با این حال جلسه بدون حضور این افراد برگزار شد و صرفاً اظهارات دو زندانی که مرتکب قتل شده بودند شنیده شد.»

شمار زیادی از بازداشت‌شدگان در جریان اعتراضات آبان ۹۸ در زندان فشاویه زندانی‌اند.

در ارتباط با قتل علیرضا شیرمحمدعلی در زندان فشافویه مصطفی محبی، مدیرکل زندان‌های استان تهران سه‌شنبه ۱۱ تیر برکنار و حشمت‌الله حیات‌الغیب، مدیرکل زندان‌های استان فارس به جای او منصوب شد. همچنین غلامرضا ضیایی، رئیس زندان رجایی‌شهر، به‌عنوان رئیس جدید زندان فشافویه منصوب شد.

۲۹ خرداد سال جاری ۱۰ تن از زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی‌شهر کرج با انتشار نامه‌ای سرگشاده ضمن ابراز همدردی با خانواده علیرضا شیرمحمدعلی، با اشاره به زندانیان سیاسی دیگری که در زندان‌های مختلف کشور بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در بندهای غیرسیاسی نگهداری می‌شوند از وجدان‌های بیدار خواستند که برای پایمال نشدن خون علیرضا و احقاق حقوق ابتدایی سایر زندانیان سیاسی خواهان مجازات آمرین این قتل شوند.

مادر زانیار مرادی: “با مرگ هر جوان، داغ زانیار برایم تازه می‌شود”+ متن بیانیه مادران دادخواه

گروهی از مادران عضو «جنبش دادخواهی ایران» با امضای یک بیانیه، با خانواده‌های داغ‌دیده آبان ۱۳۹۸ اظهار هم‌دردی و اعلام کرده‌اند که در مورد این جنایت‌ها ساکت نمی‌نشینند.

آن‌ها در متن بیانیه خود که بخش‌هایی از آن در وبسایت ایران‌وایر نیز منتشر شده، از کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد خواسته‌اند با تشکیل «کمیته حقیقت‌یاب»، ابعاد تاریک فاجعه آبان ۱۳۹۸ در ایران را روشن کند.

«آمنه قادری»، مادر «زانیار مرادی» یکی از امضاکنندگان این بیانیه است.

او که از ۱۵ سال پیش تاکنون ساکن اقلیم کردستان عراق است، می‌گوید با دیدن ویدیوی جوانانی مثل «پویا بختیاری» که در خیابان کشته شد، هر لحظه به یاد روزهایی می‌افتد که در یک فاصله کوتاه، هم همسرش را کشتند و هم خبر اعدام زانیار و لقمان را برایش بردند.

زانیار و لقمان مرادی روز یازدهم مرداد ۱۳۸۸ به اتهام ترور فرزند و برادرزاده امام جمعه شهر مریوان دستگیر شدند و تحت فشار، به این قتل‌ها اعتراف کردند.

پرونده آن‌ها در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «ابوالقاسم صلواتی» مورد رسیدگی قرار گرفت و این دو به اتهام «محاربه از طریق اقدام علیه امنیت ملی»، به اعدام محکوم شدند. اما زانیار و لقمان مرادی بارها به این حکم اعتراض و اصرار می‌کردند که اعتراف آن‌ها از سر اجبار و شکنجه بوده است و در زمان وقوع قتل‌ها اساسا جای دیگری بوده اند.

زانیار مرادی بعدها در متن نامه‌ای که خطاب به گزارش‌گر ویژه «شورای حقوق بشر» سازمان ملل نوشت، گفته‌بود که هیچ راهی به جز اعتراف نداشته است: «یک بطری را آورده بودند و می‌گفتند که باید قبول کنی، اگر قبول نکنی، باید روی این بطری بشینی. هم‌چنین تهدید به تجاوز جنسی می‌کردند و می‌گفتند خودت انتخاب کن، یا قبول می‌کنی یا این آخرین راه تو است. من هم به ناچار قبول کردم چون نمی‌توانستم این نوع شکنجه‌ها را تحمل کنم و به شدت از ناحیۀ بیضه خون‌ریزی و سوزش داشتم و دیگر در برابر شکنجه‌های بی‌رحمانه دوام نداشتم. حتی هیچ دکتری برای معالجۀ من نیاوردند و هنوز هم هر دو ما مشکل داریم.»

لقمان مرادی، پسر عموی زانیار نیز با اشاره به این که اعترافاتش تحت شکنجه بوده، در متن همین نامه نوشته بود: «ما قربانیان شکنجه‌های بی‌رحمانهٔ اداره اطلاعات سنندج هستیم و تمام اتهاماتی که به ما زده‌اند را تکذیب می‌کنیم و هیچ کدام از این اتهاماتی که به ما زده‌اند را قبول نداریم. از تمام گروه‌ها و سازمان‌های حقوق بشر تقاضامندیم که با عاملین شکنجه‌های بی‌رحمانه اطلاعات سنندج طبق عدالت برخورد قانونی صورت گیرد.»

صدای آمنه قادری به اندازه کوه دماوند غم دارد. او با هر جمله‌ای که می‌گوید، اشک می‌ریزد: «فکر می‌کنم همه آن جوان‌ها، بچه‌های من هستند. آن‌ها با زانیار و لقمان برایم فرقی ندارند. آن‌ها هم فرزند یک مادر دل شکسته‌‌اند. خدا نکند شما هرگز داغ فرزند ببینید. ولی وقتی فرزندتان را از شما گرفتند، با شنیدن خبر مرگ هر جوان دیگر، دوباره داغ‌تان تازه می‌شود و خیال می‌کنید همان روز اول است.»

او به بی‌گناهی فرزندش ایمان قلبی دارد: «لقمان و زانیار در اوج بی‌گناهی اعدام شدند. بارها تلفنی به من می‌گفتند که هرگز مرتکب چنین کاری نشده‌‌اند و من با قلبم باورشان می‌کردم چون بزرگ‌شان کرده بودم و می‌دانستم که حقیقت را می‌گویند. پسرم می‌گفت تحت فشار و شکنجه اعتراف کرده است.»

او همسر و فرزندش را در یک دوره زمانی ۵۰ روزه از دست داده است: «من ۳۳ سال با مردی زندگی کردم که برای آزادی می‌جنگید. با همه تلخی‌های زندگی ساختم اما هرگز احساس پشیمانی نکردم چون او در کنارم بود و من شاگرد مدرسه‌ای بودم که او معلمش بود و به من یاد می‌داد چه طور از حقوق انسان‌ها دفاع کنم.»
آمنه قادری از این که از جمع مادران دادخواه دور مانده و مسیرهای ارتباطی‌ ‌او بسیار محدود است، اظهار تاسف می‌کند: «من و دخترم در اقلیم کردستان عراق زندگی می‌کنیم و این فرصت برایم مهیا نیست که به مادرانی که این روزها داغ‌دار شده‌‌اند، سر بزنم.»

او ۹ سال و سه ماه فرزندش را ندید تا این مدت طولانی به اعدام زانیار و دیدار به قیامت ختم شد: «شوهرم می‌گفت آن‌ها با زندانی کردن زانیار، در پی انتقام گرفتن از من بودند. او از اعضای جمعیت حقوق بشر کردستان بود و زمانی که می‌خواستند پسرم را به ناحق اعدام کنند، امام جمعه مریوان که از اعتبار و نفوذ همسرم اطلاع داشت، گفته بود تا زمانی که پدرش زنده باشد، زانیار را اعدام نکنید چون از ما انتقام می‌گیرد. دستور داده بود که اول از همه پدرش را از سر راه بردارند. این طور شد که همسرم را حوالی رودخانه پنجوین که بین سلیمانیه عراق و مریوان است، به گلوله بستند.»

شرایط سختی که آمنه قادری از سرگذرانده است، باعث می‌شود که درد مادران داغ‌دار دیگر را درک کند: «سوزش بدی دارد غم از دست دادن فرزندی که او را به ناحق از تو بگیرند. یک بار که طاقتم تمام شده بود، به زانیار گفتم می‌خواهم بیایم ملاقاتت. گفت مادر من دلم نمی‌خواهد تو به خاطر دیدار من مورد تحقیر یا بازخواست قرار بگیری. این طور بود که به خاطر آرامش او هرگز به فکر رفتن به ایران و ملاقات با آن‌ها نیفتادم تا به دل او رفتار کرده باشم.»

مادر زانیار در طول چهار سال نخست زندانی شدن فرزندش، هیچ تماسی با او و لقمان نداشته است اما بعد از انتقال این دو به زندان رجایی‌شهر، این امکان برایش فراهم می‌شود: «خودش می‌گفت مامان زیاد شده که بازپرس و آدم‌های درگیر پرونده و حتی دادستان به من گفته‌‌اند که مرا دوست دارند یا این که می‌دانند بی‌گناهم. هر کسی هم که گذرش به زندان می‌افتاد و آزاد می‌شد، به من زنگ می‌زد و می‌گفت چه طور این بچه‌ها را تا این حد شریف و خوب تربیت کرده‌اید؟»

این مادر می‌گوید روز اعدام زانیار را هرگز فراموش نمی‌کند: «دو روزی بود که از او بی‌خبر بودم. احساس دل‌شوره و بی‌تابی می‌کردم. پسر دیگرم که ساکن مریوان است، به من زنگ زد و خبر اعدام بچه‌ها را داد.»

اما آمنه آن قدر به بی‌گناهی فرزندش ایمان داشته که هرگز حتی تصور اعدام شدنش را نمی‌کرده است. پرونده هنوز در جریان بوده است. مرادی‌ها به احکام صادره اعتراض کرده و منتظر رسیدگی مجدد بوده‌اند:«آن قدر به بی‌گناهی آن‌ها باور داشتم که هرگز خودم را برای آن روز آماده نکرده بودم. روز چهارشنبه بچه‌ها را با بلندگوی زندان صدا زده و منتقل‌شان کرده بودند به قرنطینه. روز پنج‌شنبه به پسر بزرگم در مریوان زنگ زده بودند که بیایید ملاقات. پسرم با پدر لقمان رفته بودند ملاقات. روز جمعه، صلات ظهر پسرم زنگ زد که مادر من امروز رفتم ملاقات زانیار. وقتی گفت امروز رفتم ملاقات زانیار، تعجب کردم چون روز ملاقات نبود. گریه کرد و گفت مادر ساعت دو شب قرار است زانیار و لقمان را اعدام کنند.»

آمنه خانم به این‌جا که می‌رسد، گریه امانش نمی‌دهد: «کاری از دستم برنمی‌آمد. یک بند راه می‌‌رفتم. روز یک‌شنبه به من زنگ زد و گفت مادر، آن‌ها را اعدام کردند. زانیار امید به آزادی داشت. بعد از شهید شدن پدرش، به من گفت مادرجان دلت را قوی بگیر، من بی‌گناهم؛ سر بی‌گناه بالای دار نمی‌رود. گفت این زمستان آزاد می‌شوم و می‌‌آیم کنارت. می‌مانم برای همیشه. نمی‌گذارم تنها بمانی. من و لقمان با هم می‌آییم. تنهایت نمی‌گذاریم… اما من تنها ماندم. خودش رفت. لقمان هم رفت. همسرم هم رفت. حالا من و دخترم تنها مانده‌‌ایم این‌جا.»

او می‌گوید هم‌دردی با مادرانی که این روزها در تب و تاب داغ فرزندان‌شان می‌سوزند، کمترین کاری است که از دستش برمی‌آید.

در متن بیانیه مادران دادخواه آمده است: «فرزندان ما در ایران برای برخورداری از آزادی و زندگی انسانی به خیابان می‌آیند و توسط نیروهای حکومتی به قتل می‌رسند. آخرین مورد اعتراضات مردم ایران در اواخر آبان ۱۳۹۸ بود که در اعتراض به بالا رفتن قیمت بنزین شکل گرفت و مردم جان به لب رسیده که خواهان آزادی و پایان دادن به فقر و تبعیض و بی‌عدالتی هستند، اعتراض‌شان را در شهرهای مختلف ایران در خیابان‌ها نشان دادند. پاسخ‌شان از طرف حکومت نیز شلیک مستقیم گلوله و خفه کردن صدای‌شان با قطع ارتباط آن‌ها با دنیا از طریق قطع اینترنت بود. متاسفانه در این اعتراضات صدها نفر به قتل رسیدند و چند هزار نفر بازداشت شدند و هم اکنون زیر شکنجه هستند و حتی به کودکان زیر ۱۸ سال نیز رحم نکرده و بیش از ۱۰ کودک کشته شدند.»

آن‌ها با اشاره به حوادث دردناکی که در آبان‌ماه سال جاری رخ داد، نوشته‌‌اند به گمان‌شان هرآن چه که رخ داده، مصداق بارز جنایت علیه بشریت است: «باید عوامل مستقیم آن را در دادگاه‌های بین‌المللی و علنی به پاسخ‌گویی بکشانیم تا بتوانیم جلوی تکرار این جنایت‌ها را بگیریم.»

متن این بیانیه را بخوانید:
تا به کی تا چند این همه بازداشت، شکنجه و جنایت؟ ما پیگیرانه دادخواهیم!

فرزندان ما در ایران برای برخورداری از آزادی و زندگی انسانی به خیابان می‌آیند و توسط نیروهای حکومتی به قتل می رسند. آخرین مورد اعتراضات مردم ایران در اواخر آبان ماه ۱۳۹۸ بود که در اعتراض به بالا رفتن قیمت بنزین شکل گرفت و مردم جان به لب رسیده که خواهان آزادی و پایان دادن به فقر و تبعیض و بی عدالتی هستند، اعتراض شان را در شهرهای مختلف ایران در خیابان ها نشان دادند.

پاسخ شان از طرف حکومت نیز شلیک مستقیم گلوله و خفه کردن صدای شان با قطع ارتباط آن ها با دنیا از طریق قطع اینترنت بود.
متاسفانه در این اعتراضات صدها نفر به قتل رسیدند و چند هزار نفر بازداشت شدند و هم اکنون زیر شکنجه هستند و حتی به کودکان زیر ۱۸ سال نیز رحم‌ نکرده و بیش از ده کودک کشته شدند.

ما مادران ساکت نمی نشینیم. ما مادران و خانواده های داغدیده که در طی ۴۰ سال فرزندان مان، جان خود را در راه آزادی و برقراری عدالت از دست داده اند، از مردم شریف و آزاده ایران و جامعه بین المللی می خواهیم که روز ۵ دی ماه (۲۶ دسامبر) مصادف با چهلمین روز کشته شدن فرزندان مان، را روز بین المللی ادای احترام به قربانیان آبان ماه اعلام‌ کرده و با برگزاری مراسم یادبود، یک دقیقه سکوت کنیم.

یا به هر طریق که می‌توانیم یاد عزیزان مان را گرامی داشته و این جنایات را محکوم کنیم. ما هم چنین خواهان اعزام کمیسر عالی حقوق بشر و گزارش ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای بازدید به ایران و تشکیل کمیته حقیقت یاب با حضور و نظارت خانواده‌های آسیب دیده برای بررسی ابعاد فاجعه و اعلام دقیق تعداد کشته شدگان، مجروحان و بازداشت شدگان و روشن شدن وضعیت فرزندان مان و هم چنین شناسایی عوامل دست اندر کار این جنایت هستیم.

به گمان ما این جنایت مصداق بارز جنایت علیه بشریت است و باید عوامل مستقیم آن را در دادگاه های بین المللی و علنی به پاسخ گویی بکشانیم تا بتوانیم جلوی تکرار این جنایت ها را بگیریم.

امضا کنندگان از فعالان جنبش دادخواهی در ایران:

۱- ناهید شیربیشه (مادر پویا بختیاری– جان‌باخته در ۲۶ آبان ۱۳۹۸- دادخواه)

۲- دایە شریفە (شرافت زرینی) (مادر رامین و اشرف حسین پناهی- رامین در ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ اعدام شد و اشرف در ۶ مهر ۱۳۸۷ در مرگی مشکوک جان باخت- و مادر زندانی سیاسی افشین حسین پناهی- دادخواه)

۳- آمنه قادری (مادر زانیار مرادی که در ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ اعدام شدند و همسر اقبال مرادی که در ۲۷ تیر ۱۳۹۷ ترور شد- دادخواه)

۴- جلیله جعفری و شعله پاکروان (مادر بزرگ و مادر ریحانه جباری- اعدام شده در ۳ آبان ۱۳۹۳- دادخواه)

۵- قدم خیر فرامرزی (مادر شهرام و بهرام احمدی- شهرام در ۱۲ مرداد ۱۳۹۵ و بهرام در ۷ دی ۱۳۹۰ اعدام شدند- دادخواه)

۶- زهرا پور رحیم (مادر علیرضا مددپور- جان باخته در ۶ شهریور ۱۳۹۵- دادخواه)

۷- مهوش علاسوندی (مادر محمد و عبداله فتحی- جان باختگان ۲۷ اردی‌بهشت ۱۳۹۰- دادخواه)

۸- شهناز اکملی (مادر مصطفی کریم بیگی – جان‌باخته در ۶ دی ۱۳۸۸- دادخواه)

۹- شهین مهین فر (مادر امیرارشد تاجمیر – جان باخته در ۶ دی ۱۳۸۸- دادخواه)

۱۰- حوریه گلستانی (مادر بهنود رمضانی – جان باخته در ۲۴ اسفند ۱۳۸۹- دادخواه)

۱۱- اکرم نقابی (مادر سعید زینالی- ناپدید شده از ۲۳ تیر ۱۳۷۸- دادخواه)،

۱۲- گل جهان اشرف پور (مادر اکبر محمدی- جان باخته در ۸ مرداد ۱۳۸۵)

۱۳- مرسده محسنی (از مادران و خانواده‌های خاوران- خواهر مجتبی محسنی از کشته شدگان شهریور ۱۳۶۷)

۱۴- مادر قائدی و مرسده قائدی (از مادران و خانواده‌های خاوران- مادر و خواهر صادق که در ۳۱ بهمن ۱۳۶۱ اعدام شد و جواد که به همراه همسرش منیرالسادات هاشمی در ۲۲ مرداد ۱۳۶۲ اعدام شدند)

۱۵- منصوره بهکیش (از مادران و خانواده‌های خاوران- خواهر زهرا،‌ محمود، محمدرضا- محسن و محمدعلی بهکیش از کشته شدگان دهه ی ۶۰ و سیامک اسدیان (همسر زهرا کشته شده در ۱۳ مهر ۱۳۶۰)

۱۶- سیمین عیوض زاده ( مادر زنده یاد رشید علی شناس و امید علی شناس زندانی سیاسی سابق- همراه دادخواهان)

۲۲ آذر ۱۳۹۸

آزار و اذیت اعضای یک خانواده بهایی در بندر لنگه؛ از بازداشت یکی از آن‌ها تا پلمب منزل مسکونی و محل کسب

در ادامه آزار سیستماتیک شهروندان بهایی در ایران، ماموران امنیتی در بندر لنگه یک شهروند بهایی را بازداشت کردند و ضمن پلمپ منزل مسکونی او، محل‌های کسب همسر و داماد خانواده‌ را نیز پلمپ کرده‌اند.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز شنبه ۲۳ آذرماه ۹۸، نوشین حکیمی شهروند بهایی ساکن بندر لنگه از سوی نیروهای امنیتی در منزل مسکونی‌اش بدون ارائه حکم قضایی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

ماموران امنیتی که گفته شده وابسته به اداره اطلاعات استان هرمزگان بوده‌اند، پس از بازداشت خانم حکیمی و تفتیش منزل و ضبط تعدادی از لوازم خانه، منزل مسکونی او و همسرش عرفان نوح نژاد، را پلمپ کردند.

ماموران امنیتی، پس از بازداشت به محل کسب عرفان نوح‌نژاد، همسر خانم حکیمی، مراجعه کرده و محل کسب او را نیز پلمپ می‌کنند.

همچنین در همین روز ماموران امنیتی محل کسب داماد این خانواده به نام وحید زراعت‌کار در بندر لنگه پلمپ کرده و منزل مسکونی او را نیز تقتیش می‌کنند.

در تفتیش منزل مسکونی این خانواده تعدادی از لوازم شخصی آن‌ها از جمله کارت‌های عابر بانک، کامپیوتر و تلفن‌های همراه خانم حکیمی و آقایان زراعت و نوح‌نژاد ضبط شده‌است.

تا این لحظه برای کمپین مشخص نیست که ماموران امنیتی با چه اتهامی نوشین حکیمی را بازداشت کرده‌اند و محل نگهداری او کجاست.

مطلب مرتبط:

افزایش فشار بر بهاییان؛ محل کسب چند شهروند بهایی در چابهار پلمب شد

گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل، بارها به بهایی ستیزی توسط حکومت جمهوری اسلامی ایران اعتراض کرده‌اند و این سرکوب سیستماتیک را مصداق بارزی از بی‌توجهی این حکومت به معاهدات حقوق بشری دانسته‌اند.

قانون اساسی جمهوری اسلامی، بهاییت را به عنوان دین یا مذهب به رسمیت نمی‌شناسد، از این رو بازداشت و زندانی کردن بهاییان نیز در طول چهار دهه کماکان ادامه داشته است.

در سال‌های اخیر، بدرفتاری با بهاییان تشدید شده است و شامل تخریب قبرستان‌های آنان، دستگیری‌های خودسرانه، حمله به منازل، ضبط اموال، اخراج از کار، و سلب حقوق مدنی اساسی از آنها شده است. جوانان بهایی ایرانی همچنان از حق تحصیلات دانشگاهی محرومند و هر دانشگاهی که دانشجویان بهایی در آن مشغول به تحصیل باشند وادار به اخراج آنها می‌شود. متخصصین بهایی از انتصاب در شغل‌های دولتی محروم هستند و به دلیل اعتقاداتشان از جانب شرکت‌های خصوصی مورد تبعیض قرار می‌گیرند. حتی کسانی که از آنها دفاع می‌کنند نیز مورد حمله قرار می‌گیرند.

ابوالفضل نژادفتح دانشجوی دانشگاه تهران با وثیقه آزاد شد

ابوالفضل نژادفتح، فعال صنفی و دانشجوی رشته انسان‌شناسی دانشگاه تهران روز چهارشنبه ۲۷ آذرماه با سپردن وثیقه ٢٠٠ میلیون تومانی به صورت موقت آزاد شد.

این خبر روز را تلگرام شوراهای صنفی دانشجویان کشور منتشر کرده‌است.

این فعال دانشجویی روز پنج‌شنبه ۳۰ آبان‌ماهبازداشت شده‌‌بود و به همراه او دو دانشجوی دیگر به نام‌های سینا ربیعی و فاطمه سمسار بازداشت شده‌بودند که همان‌روز آزاد شدند.

یاشار دارالشفاء، فعال چپ دانشجویی و پژوهشگر اجتماعی نیز از جمله کسانی است که روز پنج‌شنبه ۳۰ آبان‌ماه دستگیر شده‌ و کماکان در بازداشت به‌سر می‌برد و اطلاع درستی از وضعیت او در دست نیست.

سها مرتضایی، دانشجوی ستاره دار که از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی احمدزاده مجموعا به تحمل شش سال حبس تعزیری و دوسال محرومیت از عضویت در احزاب و گروه‌ها و دسته‌جات سیاسی محکوم شده‌است، نیز از بازداشت‌شده‌ها است.

همزمان با اعتراضات سراسری در ایران به افزایش سه برابری نرخ بنزین، بازداشت دانشجویان در ایران شدت گرفت.

پیش‌تر هویت برخی از دانشجویان بازداشتی از جمله ساها مرتضایی (دانشجوی محروم از تحصیل)، امیر فرصتی، نرگس باقری، ملیکا قرگوزلو، کامیارذوقی، علی نانوایی و محمدامین حسینی احراز شده‌بود. گفته می شود این بازداشت‌ها پس از تجمعات دانشجویی و اعتراضات مردمی به گرانی قیمت بنزین، توسط نهادهای امنیتی صورت گرفته است.

این دانشجویان در پی تجمع رو یکشنبه ۲۶ آبان در محوطه دانشگاه تهران بازداشت شده‌اند. یک روز پس از بازداشت این دانشجویان، سعید حبیبا، معاون دانشجویی دانشگاه تهران به رسانه‌ها گفته بود: «روز یکشنبه ۲۶ آبان تعدادی از دانشجویان معترض به حوادث اخیر و همچنین مشکلات روز جامعه در دانشگاه تهران تجمع کردند که بنابر اخبار رسیده، چند نفر از دانشجویان بعد از پایان تجمعات در بیرون از دانشگاه دستگیر شدند.»

همچنین شوراهای صنفی دانشجویان کشور در کانال تلگرامی خود روز سه‌شنبه ۲۹ آبان ماه گزارش داده‌بود که روز دوشنبه ٢٧ آبان دانشجویان دانشگاه تهران دست به تجمعی در اعتراض به افزایش سه برابر نرخ بنزین، وضعیت فاجعه بار معیشتی و سرکوب های سنگین زدند که ۴۰ تا ۵۰ دانشجو بازداشت شدند.

خانم مرتضایی، دانشجوی محروم از تحصیل روز یک‌شنبه ۲۶ آبان‌ماه، در خوابگاه دانشجویان در تهران به همراه دو دانشجوی دیگر بازداشت شد.

هویت دو دانشجوی دیگر امیر فرصتی، دانشجوی موسیقی هنرهای زیبا و نرگس باقری از دانشگاه هنر عنوان شده‌بود. امیر فرصتی و نرگس باقری روز دوشنبه ۴ آذرماه به صورت موقت آزاد شدند.

ملیکا قرگوزلو، دانشجوی روزنامه‌نگاری دانشگاه علامه طباطبایی، روز یکشنبه ٢۶ آبان، در خیابان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در تماسی کوتاه که با خانواده خود داشته از انتقال خود به زندان اوین خبر داده است.

حسن روحانی هنگام معرفی وزیر علوم به مجلس گفته بود: «هر چه در انتخابات ۹۲ و ۹۶ درباره محیط دانشگاه‌ها، امن بودن دانشگاه و نه امنیتی بودن دانشگاه‌ها، فضای آزاد و امنیت لازم برای دانشجو و برای استاد مطرح شد، همچنان رئیس‌جمهور و دولت دوازدهم به عهد خود وفادار خواهد بود. من برای امنیت دانشجویان، فضای دانشگاه و خطی که اعلام کردم، معامله نخواهم کرد.»

برخی از دانشجویان پس از بازداشت گسترده دانشجویان و فعالان دانشجویی و پس از اعتراضات دی ماه ۹۶، عنوان کرده بودند، «فضای دانشگاه‌های بزرگ بیشتر بر خلاف قول رئیس جمهور حسن روحانی مبنی بر “دانشگاه امن نه امنیتی” نه تنها امن نشده که روز به روز پادگانی‌تر می‌شود.»

همزمان با اعتراضات سراسری در ایران به افزایش سه برابری نرخ بنزین، بازداشت دانشجویان شدت گرفته‌است.

اعتراضات به گران شدن قیمت بنزین از روز جمعه ۲۴ آبان ماه آغاز شد و در روزهای بعد شدت گرفت. گفته‌می‌شود که این اعتراضات در برخی از شهرها کماکان ادامه دارد. بر اساس اخبار ارسالی به کمپین و برخی شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت‌هایی حقوق بشری  تاکنون صدها  تن از شهروند کشته و یا زخمی و هزاران نفر نیز در شهرهای مختلف ایران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

بر اساس اخبار ارسالی به کمپین و برخی شبکه‌های اجتماعی و وب‌سایت‌هایی حقوق بشری طی این اعتراضات صدها شهروند کشته یا زخمی و هزاران نفر نیز در شهرهای مختلف ایران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

D

زرتشت احمدی راغب، فعال مدنی در اعتصاب غذا: “از من خواستند در یک ویدئو ابراز پشیمانی کنم”

زرتشت (اسماعیل) احمدی‌راغب، فعال مدنی و از امضاءکنندگان بیانیه موسوم به ۱۴ تن از روز شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸ اعتصاب غذای خود را آغاز کرده و علی‌رغم ضعف جسمانی به این اعتصاب ادامه داده‌است.

آقای راغب آتشنشانی که به دلیل فعالیت‌های حقوق بشری از کار اخراج شده‌، در یک فایل صوتی از زندان اوین در روز چهارشنبه ۲۷ آبان‌ماه ۹۸، خبر داد که بازجویان و ماموران وزارت اطلاعات در زمان بازجویی از او خواسته‌بودند که در یک ویدئو ابراز پشیمانی کند تا برای او قرار منع تعقیب صادر شود و وی را به سر کارش بازگردانند.

زرتشت احمدی راغب، در چهلمین روز اعتصاب غذای خود گفت که “کماکان در اعتراض به تداوم بازداشت موقت، پرونده سازی و هجوم وزارت اطلاعات به منزل شخصی، بازداشت در سلول‌های انفرادی و نقض حقوق شهروندی و حقوق بشر در اعتصاب غذاست.”

او در این فایل صوتی که نسخه‌ای از آن در اختیار کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، قرار گرفته، گفت: «از پنج شهریور ۹۸ تا کنون در بازداشت هستم و در زندان نیز به همان شیوه‌ بیرون از زندان، اعتراض خود را نشان می‌دهم.»

وی همچنین گفت که “در حمایت از جنبش اعتراضی مردم ایران و همراهی با خانواده‌ها موی سر خود را تراشیده‌است و در اعتراض به وزارت اطلاعات که باعث بیکاری‌اش شده‌اند، در زندان لباس آتش‌نشانی بر تن کرده‌است.”

این فعال مدنی همچنین افزود: «برای اتهاماتی که به من تفهیم شد که به دلیل فعالیت‌های حقوق بشری و مدنی و امضای بیانیه ۱۴ نفره بود، [بازجویان] از من خواستند که در یک ویدئوی دو دقیقه‌ای ابراز پشیمانی بکنم تا آن‌ها من را به سر شغل خود برگرداندند و برایم قرار منع تعقیب بگیرند.»

پخش‌کننده صوت

00:00

00:00

زرتشت (اسماعیل) احمدی‌راغب، پیش‌تر به دلیل وضعیت وخیم جسمانی یک‌بار به بهداری زندان اوین منتقل شده‌بود و پس از آن در روز شنبه ۱۶ آذرماه با دستور مسئولان زندان به بند ۱ قرنطینه در زندان اوین منتقل می‌شود.

یک منبع مطلع در این خصوص به کمپین گفته‌بود: «آقای اسماعیل احمدی راغب حدود ساعت ۲ بامداد روز جمعه ۱۵ آذر به دلیل تداوم اعتصاب غذا دچار بیهوشی شده به نحوی که همبندان وی گمان کردند جان خود را از دست داده. آقای راغب با کمک همبندانش به هوشیاری نسبی می‌رسد و صبح همان‌روز به بهداری منتقل می‌شود.»

این منبع همچنین گفته‌بود: «در بهداری بدون آنکه به وضعیت او رسیدگی کنند به بند خود بازگردانده شد و روز شنبه ۱۶ آذرماه با دستور مسئولان زندان به بند ۱ قرنطینه در زندان اوین منتقل می‌شود.»

زرتشت (اسماعیل) احمدی‌راغب سه‌شنبه شب ۵ شهریورماه در منزل مسکونی‌اش همراه با خشونت بازداشت شد و از روز شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۸، اعتصاب غذای بعدی خود را در اعتراض به نقض گسترده حقوق بشر در ایران آغاز کرده‌ و پیش‌تر در تماس تلفنی از زندان اوین از دلایل اعتصاب غذا خود گفته‌بود.

وی گفته‌بود که در اعتراض به هجوم خشونت‌بار ماموران امنیتی به منزل مسکونی‌اش، نحوه بازداشت و تداوم بازداشت موقتش و همینطور بازداشت‌های صورت گرفته و کشتار معترضان طی اعتراضات سراسری در ایران اعتصاب غذایش را ادامه خواهد داد.

آقای احمدی راغب یکبار پیش از این در هنگام بازداشت اعتصاب غذا کرده بود و پس از انتقال به بند عمومی اعتصاب غذای خود را شکسته‌بود.

آقای راغب پیش از این و زمانی که بازداشت و به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات مستقر در زندان اوین منتقل شده‌بود از روز چهارشنبه ۶ شهریورماه ۱۳۹۸ و یک‌روز پس از بازداشتش دست به اعتصاب غذا زده‌ که ۱۷ مهرماه پس از انتقال به بند عمومی به اعتصاب غذایش پایان داد.

زرتشت (اسماعیل) احمدی‌راغب، آتشنشانی است که به دلیل فعالیت‌های مدنی‌ و حمایت‌هایش از زندانیان سیاسی از کار برکنار شد و طی ماه‌های اخیر به دلیل اعتراض به روند رسیدگی به پرونده‌اش دست به تحصن‌های “تک‌نفره” در مقابل اداراتی در شهرستان شهریار می‌زد.

این فعال مدنی، پیش‌تر در روز یکشنبه ۲۳ آبان‌ماه ۹۵، در منزل شخصی‌اش در شهریار توسط نیروهای امنیتی لباس شخصی بازداشت و ۱۸ دی‌ماه همان سال با وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی به صورت مشروط از زندان اوین آزاد شد. وی بعدتر به ۹ ماه حبس تعزیری با اتهام “تبلیغ علیه نظام”، محکوم شد که پرونده آن در دادگاه تجدیدنظر استان تهران در حال رسیدگی است.

دلیل بازداشت ۲۳ آبان ۹۵ آقای راغب به جهت بیانیه حمایتی وی در حمایت از زندانیان سیاسی در اعتصاب غذای محبوس در زندان اوین بود. (آن زمان آرش صادقی، زنده یاد وحید صیادی نصیری، علی شریعتی و چند زندانی سیاسی دیگر در اعتصاب غذا بودند.)

او  از جمله کسانی است که خرداد ماه سال جاری طی نامه‌ای به همراه ۱۳ فعال مدنی و سیاسی دیگر بیانیه‌ای منتشر کردند و طی آن خواستار عزل علی خامنه‌ای از رهبری شدند.

۱۴ فعال مدنی و سیاسی در خردادماه امسال در بیانیه‌ای خواستار “استعفای علی خامنه‌ای از رهبری” شدند. پس از آن موجی از حمایت افراد و شخصیت‌های داخل و خارج از ایران از این بیانیه‌ها شکل گرفت.

از جمله بیانیه‌ی ۱۴ نفره زنان داخل ایران، یکی از این حمایت‌ها بوده‌است، اما پس از انتشار این بیانیه‌ها موج بازداشت‌ها در ایران آغاز شد.

زرتشت احمدی راغب، محمد رضا بیات، کمال جعفری یزدی، سید هاشم خواستار، محمد حسین سپهری، گوهر عشقی، حوریه فرج زاده، محمد کریم بیگی، جواد لعل محمدی، محمد ملکی، محمد مهدوی‌فر، رضا مهرگان، محمد نوریزاد و عباس واحدیان شاهرودی، ۱۴ نفری هستند که در خردادماه سال جاری با امضای بیانیه ای مشترک خواستار عزل علی خامنه ای از رهبری شده اند.

دادگاه تجدید نظر؛ شاهو اسکویی به ۳۰ ماه زندان محکوم شد

شاهو (شهریار) اسکویی از فعالین مدنی سنندج، طی حکمی از سوی شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان کردستان به ریاست قاضی طیاری، به ۳۰ ماه زندان محکوم شد. این شهروند در مردادماه سال جاری و در دادگاه بدوی به پنج سال زندان محکوم‌شده بود.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، روز چهارشنبه ۲۰ آذرماه ۱۳۹۸، شاهو اسکویی شهروند اهل سنندج، بر اساس رأی صادره توسط دادگاه تجدیدنظر استان کردستان بابت اتهام «عضویت و همکاری با یکی از احزاب کرد اپوزیسیون حکومت ایران» به ۳۰ ماه زندان محکوم شد.

مهرداد امین وزیری، فعال کارگری اهل سنندج در این رابطه به کمپین گفت: «اردیبهشت‌ماه سال جاری، اتهام “همکاری بایکی از احزاب کرد اپوزیسیون حکومت ایران” به آقای اسکویی توسط شعبه دوم بازپرسی دادسرای انقلاب سنندج به ریاست قاضی موسی شاه گلدی آل باقر، تفهیم و برای آزادی ایشان قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی صادرشده بود که وی با تأمین وثیقه به‌صورت موقت از زندان سنندج آزاد و در دادگاه انقلاب به پنج سال زندان محکوم شده بود.»

بر اساس این گزارش مردادماه امسال، جلسه رسیدگی به اتهامات آقای اسکویی در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی حسین سعیدی، برگزار و وی بابت «اتهام همکاری بایکی از احزاب اپوزیسیون حکومت ایران» به پنج سال زندان محکوم شده که با اعتراض ایشان به‌حکم صادره پرونده جهت بررسی دوباره به دادگاه تجدیدنظر ارجاع شده بود.

آقای اسکویی در تاریخ ۲۷ اسفند ۹۷، توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت‌شده و در تاریخ ۱۴ اردیبهشت‌ماه ۹۸، پس از پایان بازجویی و تکمیل پرونده به زندان مرکزی سنندج منتقل می‌شود.

گزارش‌شده است که  آقای اسکویی در مدت بازداشت خود در بازدشتگاه اداره اطلاعات، «تحت شکنجه روحی و جسمانی» جهت اعترافات اجباری قرار داشته و همچنین همسر ایشان نیز دو بار به ستاد خبری اداره اطلاعات سنندج  احضار و مورد بازجویی قرارگرفته است.

Design a site like this with WordPress.com
Get started