پروین محمدی, فعال کارگری جهت اجرای حکم حبس بازداشت و روانه زندان شد

روز جاری, “پروین محمدی”, فعال کارگری و عضو هیئت رئیسه اتحادیه آزاد کارگران ایران, پس از مراجعه به شعبه ۶ دایره اجرای احکام کیفری ناحیه ۱ دادسرای عمومی و انقلاب کرج جهت اجرای حکم حبس خود بازداشت شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از اتحادیه آزاد کارگران ایران, امروز شنبه ۱۶ آذر ماه ۱۳۹۸, “پروین محمدی”, فعال کارگری و از اعضای هیئت رئیسه اتحادیه آزاد کارگران ایران که پیش از این به دلیل برگزاری تجمع اعتراضی به مناسبت روز جهانی کارگر از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” در پارک جهان نمای کرج به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شده بود پس از مراجعه به شعبه ۶ دایره اجرای احکام کیفری ناحیه ۱ دادسرای عمومی و انقلاب کرج بازداشت و جهت تحمل حبس خود راهی زندان کچویی کرج شد. 

براساس این گزارش؛ با توجه به اجرایی شدن حکم ۱ سال حبس تعزیری قطعی بر علیه پروین محمدی, فعال کارگری وی پس از مراجعه به شعبه ۶ دایره اجرای احکام کیفری بازداشت و به زندان کچویی کرج منتقل شد. 

 لازم به ذکر است, پیش از این و در تاریخ ۴ آبان ماه ۱۳۹۸, “پروین محمدی”, فعال کارگری و از اعضای هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران, که پیش از این توسط شعبه ۶ دادگاه تجدیدنظر استان البرز به تحمل ۱ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” محکوم شده بود با توجه به ابلاغیه دریافتی از سوی شعبه ۷ دایره اجرای احکام کیفری ناحیه ۱ دادسرای عمومی و انقلاب کرج, جهت اجرای حکم حبس خود احضار شد. 

محمد مساعد روزنامه‌نگار به صورت موقت از زندان اوین آزاد شد

محمد مساعد،‌ روزنامه‌نگاری که روز جمعه ۱ آذرماه بازداشت شده‌بود، به صورت موقت از زندان اوین آزاد شد.

رادیو زمانه به نقل از فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران این خبر را منتشر کرده‌است.

شهریار شمس مستوفی، دبیر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران تهران، روز جمعه ۱۵ آذر به ایرنا گفته بود: «مشخص شده که پرونده آقای مساعد به دادسرای فرهنگ و رسانه نرفته و در دادسرای جرائم اینترنتی بررسی خواهد شد.»

پیش‌تر در خصوص دلیل بازداشت آقای مساعد گفته شده‌بود که به خاطر توییت‌هایی که در زمان قطعی اینترنت نوشته‌، بازداشت شده‌است.

اعتراضات به گران شدن قیمت بنزین از روز جمعه ۲۴ آبان ماه آغاز و در روزهای بعد شدت گرفت و طی آن صدها شهروند ایرانی کشته و زخمی شدند و هزاران تن بازداشت شده‌اند.

دسترسی به اینترنت از روز شنبه ۲۵ آبان، از سوی مقامات حکومت ایران قطع شده‌‌بود و پس از مدتی ابتدا در چند شهر و سپس در شهرهای دیگر دوباره برقرار شد.

این روزنامه‌نگار در یکی از پست‌هایش در توییتر نوشته‌‌بود: «سلام بر جهان آزاد! من برای نوشتن این مطلب از ۴۲ پراکسی مختلف استفاده کردم! میلیون ها ایرانی اینترنت ندارند. می توانید ما را بشنوید؟»

محمد مساعد آخرین مطلبی که در توییتر خود نوشته‌بود به همین موضوع اختصاص داشت.

وی همچنین در تلگرام خود یک‌روز پیش از بازداشت (پنج‌شنبه ۳۰ آبان) نوشته‌بود: «سلام. از ساعت ۱۴:۳۷ دیروز (چهارشنبه) دسترسی‌ام به تمامی ابزارهای ارتباط با اینترنت که نیم‌بند کار می‌کردند قطع شد. به نظر می‌رسد در حال مسدود کردن معدود مسیرهای باقیمانده، حتی به قیمت از کار افتادن بخشی از سایت‌های داخلی هستند. بعد از ساعت‌ها جدال، بالاخره تنها دسترسی به تلگرام پیدا کرده‌ام. اینجا کاملاً خلوت است و به نظر می‌رسد در مسدود کردن مسیرها موفق بوده‌اند. حتی نمی‌دانم می‌توانم این پیام را ارسال کنم یا نه و نمی‌دانم چند نفرتان آن را خواهید خواند اما اگر صدایم را می‌شنوید امیدوارم حالتان خوب باشد.»

در گزارش سالانه رده‌بندی آزادی مطبوعات جهان در سال ۲۰۱۹، ایران از میان ۱۸۰ کشور، در رتبه ۱۷۰ قرار گرفته‌است و طی ماه‌های اخیر بازداشت روزنامه‌نگاران در ایران افزایش یافته‌است.

همچنین ایران در رده‌بندی جهانی آزادی مطبوعات ۲۰۱۸ گزارش‌گران بدون مرز نیز از میان ١٨٠ کشور جهان در رده ١۶۴ قرار داشت.

زرتشت احمدی راغب؛ بیهوشی و ضعف شدید جسمانی در روز ۲۸ از اعتصاب غذا

سحرگاه روز جاری, زرتشت احمدی راغب, فعال مدنی محبوس در اندرزگاه ۴ سالن۲ اتاق ۸ زندان اوین که در اعتراض به محرومیت از حق دادرسی عادلانه و تداوم بلاتکلیفی در بازداشت در بیست هشتمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود در پی بیهوشی ناگهانی آنفارکتوس مغزی به بهداری زندان اوین منتقل شد و در حال حاضر در وضعیت وخیم جسمانی قرار دارد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, سحرگاه امروز جمعه ۱۵ آذر ماه ۱۳۹۸, “زرتشت احمدی راغب”, فعال مدنی و زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۴ سالن ۲ اتاق ۸ زندان اوین در حالی ۲۸ روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود را پشت سر گذاشت که در پی بیهوشی و وخامت حال و ضعف شدید جسمانی پس از انتقال به بهداری زندان تا صبح با وضعیتی بی حال و ناتوان توام با ضعف شدید جسمانی به اتاق خود بازگردانده شد. وضعیت جسمانی زرتشت احمدی راغب بسیار وخیم گزارش شده و این فعال مدنی دچار اختلالات تنفسی و فشار خون بسیار پایین درد از ناحیه قفسه سینه، خون ریزی روده ناشی از چسبندگی بافت روده و آنفارکتوس خفیف مغزی هم شده است و هر لحظه احتمال هرگونه خطر جانی برای این فعال مدنی دور از ذهن نیست. این فعال مدنی در تاریخ ۷ آذر ماه سالجاری با انتشار یکی فایل صوتی دلایل خود را از این اعتصاب غذا اعلام کرده بود. 

بنقل از یک منبع مطلع در گفتگو با گزارشگر حقوق بشر در ایران ضمن تائید این خبر گفت؛ مقارن با ساعت ۲ بامداد دچار آنفارکتوس مغزی و بیهوشی این فعال مدنی می‌شوند و پس از مدتی تلاش برای احیای او بالاخره موفق می‌شوند این زندانی سیاسی را به هوشیاری نسبی برسانند و پس از انتقال وی به بهداری و نگهداری وی در بهداری زندان اوین در حالی که با ضعف شدید جسمانی شدید مجددا به اتاق خود بازگردانده شد. این درحالی است که با توجه به اعتصاب غذای این فعال مدنی بافت روده وی با چسبندگی شدید مواجه شده و خونریزی داخلی هم از جمله دیگر بیماری این زندانی سیاسی می باشد. 

این منبع مطلع همچنین گفت؛ در حالی که زرتشت احمدی راغب در بیست و هشتمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود با هدف اعتراض بر محرومیت از حق دادرسی عادلانه و تداوم بازداشت و بلاتکلیفی در زندان اوین هیچ یک از مسئولان این زندان جویای چرائی اعتصاب  غذای این فعال مدنی نشدند. 

حقوق بشر در ایران در تاریخ ۵ آذر ماه ۱۳۹۸, در حالی که این فعال مدنی هجدهمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود را پشت سر می گذاشت با انتشار گزارشی وخامت اوضاع جسمانی این فعال مدنی محروم از حق دادرسی عادلانه را اطلاع رسانی کرده بود. 

لازم به ذکر است, در تاریخ ۲۲ آبان ماه ۱۳۹۸, دادیاری شعبه ۳ شهرستان شهریار, “زرتشت احمدی راغبرا از اندرزگاه ۴ زندان اوین فراخوانده بود و پس از اتمام جلسه بازپرسی و تفهیم اتهام به این فعال مدنی اعلام شد که برای وی قرار وثیقه ای به مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان صادر شد. در تاریخ ۲۵ آبان ماه ۱۳۹۸, در حالی که خانواده این فعال مدنی پس از تامین وثیقه به شعبه ۳ دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شهریار مراجعه کردند به آنها اعلام شد کهزرتشت احمدی راغب”, دارای ۲ پرونده قضائی می باشد و دومین پرونده به شعبه ۳ بازپرسی ارجاع شده است و پس پیگیری خانواده و نزدیکان این فعال مدنی به آنها گفته شد تا اطلاع ثانوی قرار بر بازداشت این فعال مدنی در پرونده دوم از سوی بازپرس شعبه مذکور صادر شده است.

پیش از این و در تاریخ ۲۵ آبان ماه ۱۳۹۸ و در حالی که زرتشت احمدی راغب در هفتمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود بسر می برد یک منبع نزدیک به این فعال مدنی در گفتگو با گزارشگر حقوق بشر در ایران پیرامون وضعیت جسمانی وی گفته بود؛ با توجه به سپری کردن هفتمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود به دلیل تداوم بلاتکلیفی وی در بازداشت دچار خونریزی داخلی شده است و از سوی دیگر وزن وی از ۷۱ کیلوگرم به ۶۱ کیلو کاهش پیدا کرده است و در وضعیت جسمانی وخیمی قرار دارد.

لازم به ذکر استزرتشت احمدی راغب”, فعال مدنی پیش از این و در تاریخ ۱۱ آبان ماه ۱۳۹۸, در اعتراض به تداوم بازداشت امضا کنندگان بیانیه ۱۴ فعال مدنی در استعفای علی خامنه ای در بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد و بند زنان زندان اوین و همچنین نقض گسترده حقوق بشر در ایران و همچنین تداوم بازداشت و بلاتکلیفی وی در زندان اوین و محرومیت از حق درمان تنی چند از زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده بود و در تاریخ ۱۲ آبان ماه ۱۳۹۸, در پی وعده مساعدت از سوی مسئولان زندان به اعتصاب غذای خود پایان داده بود

اعلام اعتصاب غذایزرتشت احمدی راغب”, فعال مدنی محبوس در اندرزگاه ۸ زندان اوین در حالی صورت گرفته بود که در تاریخ ۳ مهر ماه ۱۳۹۸, “سهیلا سهیلی”, همسرزرتشت احمدی راغب”, جهت باز پس گیری ۲ دستگاه گوشی تلفن همراه و مودم اینترنت و برخی لوازم شخصی که در جریان بازداشت خشونت آمیز زرتشت احمدی راغب, توسط ماموران وزارت اطلاعات ضبط شده بود به اداره اطلاعات شهرستان شهریار مراجعه کرده بود و در آنجا بدلیل مصاحبه با رسانه های خارج از کشور از سوی ماموران اداره اطلاعات این شهرستان تهدید به بازداشت شده بود

در تاریخ ۱۷ مهر ماه ۱۳۹۸, “زرتشت احمدی راغب”, که پش از این با توجه به اتمام مراحل بازجوئی از بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات در زندان اوین به قرنطینه این زندان منتقل شده بود به اندرزگاه ۸ این زندان منتقل شد و همزمان با این انتقال به اعتصاب غذای خود پس از گذشت ۴۲ روز پایان داده بود.

لازم به ذکر است, در ساعات پایانی ۵ شهریور ماه ۱۳۹۸, در پی یورش مسلحانه ۵ تن از ماموران مسلح وزارت اطلاعات به منزل شخصی وی واقع در شهرستان شهریار پس از تفتیش منزل و ضبط لوازم شخصی, بازداشت شد. ماموران بازداشت کننده احمدی راغب در حین تفتیش منزل و حتی حین ورود به منزل وی اقدام به شکستن درب منزل وی کردند و پس از ورود به آن مکان با مخاطب قرار دادن این فعال مدنی با کلماتی رکیک و توهین آمیز در حضور همسر و خانواده اش به شخصیت وی توهین کردند.

لازم به ذکر است؛ در تاریخ ۶ شهریورماه ۱۳۹۸, “زرتشت احمدی راغب”, پس از انتقال از زندان اوین به بازداشتگاه اداره اطلاعات شهریار به مدت ۳ روز تحت بازجوئی قرار گرفت و مجددا به سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین بازگردانده شد. موضوعات مطرح شده در حین بازجوئی از این فعال مدنی توسط اداره اطلاعات شهرستان شهریار حول ۳ محورفعالیتهای وی در فضای مجازی”, “تحصن های اعتراضی وی در مقابل ساختمانهای دولتی در اعتراض به اخراجش از شهرداریوامضای بیانیه به همراه ۱۳ فعال مدنی و سیاسی در استعفای علی خامنه ایبوده است

اعتراضات آبان ماه؛ تداوم بازداشت و بی خبری از وضعیت آرمان حیدری، شهروند ساکن سرپل ذهاب

آرمان حیدری، شهروند ساکن شهرستان سر پل ذهاب در اعتراضات اخیر مردمی به افزایش نرخ بنزین در این شهر، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل‌شده است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، شب شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸، آرمان حیدری، توسط مأموران اداره اطلاعات در خانه پدری خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

بر اساس این گزارش، علیرغم پیگیری های انجام شده توسط خانواده آقای حیدری تا این لحظه از محل نگهداری این شهروند اطلاعاتی در دست نیست.

یک منبع آگاه در این رابطه به کمپین می‌گوید: «روز شنبه و در اولین روز از اعتراضات مردمی به افزایش سه برابری نرخ بنزین درشهرستان سر پل ذهاب، امام جمعه این شهر به همراه ماموران انتظامی و امنیتی برای متفرق و متقاعد کردن مردم معترض در خیابان احمد ابن اسحاق حاضر می‌شود که آرمان به نمایندگی از سوی مردم با حالیت معترضانه به گفتگو و بیان دردها و مشکلات پیش آمده با جواد فاطمی نسب، امام‌جمعه این شهر می پردازد.»

به گفته این منبع مطلع در همان شب شنبه ۲۵ آبان، مأموران امنیتی پس از ورود به خانه پدری آرمان حیدری واقع در محله میراث فرهنگی سرپل ذهاب و بازرسی منزل وی را بازداشت می کنند.

گزارش‌شده است که در اعتراضات اخیر نسبت به افزایش نرخ بنزین در سرپل ذهاب تاکنون ده تن از شهروندان این شهر توسط نیروهای امنیتی بازداشت‌شده‌اند.

اعتراضات سراسری به افزایش سه برابری نرخ بنزین از جمعه ۲۴ آبان ماه در ایران آغاز و توسط نیروهای امنیتی و انتظامی با خشونت فراوان سرکوب شد. در این اعتراضات صدها تن کشته و زخمی و هزاران نفر نیز بازداشت شدند.

اعتراضات آبان ماه؛ تداوم بازداشت و بی خبری از وضعیت آرمان حیدری، شهروند ساکن سرپل ذهاب

آرمان حیدری، شهروند ساکن شهرستان سر پل ذهاب در اعتراضات اخیر مردمی به افزایش نرخ بنزین در این شهر، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل‌شده است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، شب شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸، آرمان حیدری، توسط مأموران اداره اطلاعات در خانه پدری خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

بر اساس این گزارش، علیرغم پیگیری های انجام شده توسط خانواده آقای حیدری تا این لحظه از محل نگهداری این شهروند اطلاعاتی در دست نیست.

یک منبع آگاه در این رابطه به کمپین می‌گوید: «روز شنبه و در اولین روز از اعتراضات مردمی به افزایش سه برابری نرخ بنزین درشهرستان سر پل ذهاب، امام جمعه این شهر به همراه ماموران انتظامی و امنیتی برای متفرق و متقاعد کردن مردم معترض در خیابان احمد ابن اسحاق حاضر می‌شود که آرمان به نمایندگی از سوی مردم با حالیت معترضانه به گفتگو و بیان دردها و مشکلات پیش آمده با جواد فاطمی نسب، امام‌جمعه این شهر می پردازد.»

به گفته این منبع مطلع در همان شب شنبه ۲۵ آبان، مأموران امنیتی پس از ورود به خانه پدری آرمان حیدری واقع در محله میراث فرهنگی سرپل ذهاب و بازرسی منزل وی را بازداشت می کنند.

گزارش‌شده است که در اعتراضات اخیر نسبت به افزایش نرخ بنزین در سرپل ذهاب تاکنون ده تن از شهروندان این شهر توسط نیروهای امنیتی بازداشت‌شده‌اند.

اعتراضات سراسری به افزایش سه برابری نرخ بنزین از جمعه ۲۴ آبان ماه در ایران آغاز و توسط نیروهای امنیتی و انتظامی با خشونت فراوان سرکوب شد. در این اعتراضات صدها تن کشته و زخمی و هزاران نفر نیز بازداشت شدند.

اعتراضات آبان ماه؛ احضار و بازجویی خانواده محمد محمودی، شهروند ساکن تبریز

خانواده محمد محمودی، فعال (ترک آذربایجانی) که در اعتراضات آبان ماه بازداشت شده است، به ستاد خبری اداره اطلاعات تبریز احضار و مورد بازجویی قرارگرفته‌اند.

اعتراضات سراسری به افزایش سه برابری نرخ بنزین از جمعه ۲۴ آبان ماه در ایران آغاز و تسوط نیروهای امنیتی و انتظامی با خشونت فراوان سرکوب شد. در این اعتراضات صدها تن کشته و زخمی و هزاران نفر نیز بازداشت شدند.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، شب یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸، محمد محمودی، شهروند ساکن تبریز توسط ماموران ادراه اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل‌شد.

بر اساس این گزارش، طی روزهای گذشته خانواده آقای محمودی، توسط ستاد خبری اداره اطلاعات تبریز احضار و مورد بازجویی قرارگرفته‌اند.

یک منبع آگاه در این رابطه به کمپین گفت: «خانواده آقای محمودی، توسط ستاد خبری اداره  اطلاعات تبریز با تهدید احضار و همسر و دختر کوچک ایشان در روندی غیرقانونی و غیرانسانی با طرح سؤالاتی غیر مرتبط مورد بازجویی قرارگرفته‌اند.»

تا این لحظه از دلایل بازداشت و محل نگهداری دقیق  آقای محمودی اطلاعاتی در دست نیست.

این شهروند ساکن تبریز پیش‌تر، روز چهارم خردادماه سال ۱۳۹۷ در مراسم گرامیداشت یاد و خاطره جان‌باختگان اعتراضات خردادماه سال ۸۵ در نقده، توسط نیروهای امنیتی بازداشت‌شده بود.

احضار و تهدید خانواده سها مرتضائی, دانشجوی محروم از تحصیل و در بازداشت

طی روزهای گذشته, در پی احضار یکی از ارگانهای امنیتی مورد بازجوئی توام با تهدید قرار گرفته اند. از سوی دیگر خانواده سها مرتضائی, دانشجوی ستاره دار محروم از تحصیل و در بازداشت نیروهای امنیتی پس از احضار به دفتر حراست دانشگاه تهران از آنها خواسته شده بود تا برگه ای را که در آن اشاره شده بود سها مرتضائی به بیماری روانی مبتلا است و برای درمان باید به بیمارستان روانی اعزام شود را امضا کنند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از شورای صنفی دانشجویان کشور, خانواده “سها مرتضائی”, فعال دانشجوئی و دبیر پیشین شورای صنفی مرکزی دانشجویان دانشگاه تهران و دانشجوی محروم از تحصیل که در بازداشت نیروهای امنیتی بسر می برد هفته گذشته پس از احضار به اداره پیگری وزارت اطلاعات تحت بازجوئی و تهدید قرار گرفته اند. همچنین در زمانی که سها مرتضائی در تحصن اعتراضی خود بسر می برد مادرش  پس از احضار به دفتر حراست و کمیته انضباطی دانشگاه تهران از وی خواسته شده بود که برگه ای که در آن بر مبتلا بودن “سها مرتضائی”, دانشجوی رتبه ۱۰ کنکور دکترای علوم سیاسی به بیماری روانی را تائید می کند امضا کند که مادر این فعال صنفی دانشجویان ضمن سر باز زدن از امضا آن برگه بشدت با این کار مخالفت کردند. 

براساس این گزارش؛ در این جلسه “اسماعیل سلیمانی”, رئیس حراست دانشگاه تهران که از جمله افراد دخیل در ممانعت از تحصیل سها مرتضایی در مقطع دکترای علوم سیاسی شد و در جریان تحصن های این فعال صنفی دانشجویان در مقابل کتابخانه دانشگاه تهران “سها مرتضائی” را به لغو جلسه دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد تهدید کرده بود به همراه مجید “سرسنگی” معاون فرهنگی دانشگاه تهران که به دفعات در مورد ستاره‌دار شدن “سها مرتضایی” اقدام به دروغ پردازی و فرافکنی کرده بود نیز حاضر بودند.

در ادامه این جلسه که علاوه بر مادر سها مرتضائی و رئیس حراست دانشگاه تهران یک نفر دیگر هم با عنوان روانشناس از طرف حراست دانشگاه در آن جلسه حاضر بود مادر “سها مرتضائی” تهدید شده بود که چنانچه فرزندش به تحصن خود ادامه بدهد بازداشت و علاوه بر میزان ۶ سال حبس تعزیری قبلی از بابت پرونده ای جدید هم به تحمل ۲ سال و ۶ ماه دیگر به حبس او اضافه خواهد شد. بعد از این تهدید  به افزایش حکم زندان برای “سها مرتضائی”, رئیس حراست دانشگاه تهران به مادر “سها مرتضایی” می‌گوید که می‌تواند برگه‌ای را امضا کند تا از طرف دانشگاه تهران “سها مرتضایی” به بیمارستان روانی منتقل شود و بوسیله شوک الکتریکی که به او داده می شود دست از کارهای خود بردارد. 

همچنین فردی را با که به عنوان روانشناس در جلسه حاضر شده بود از مادر سها مرتضائی خواسته بود که وی برگه رضایت خود برای قرار گرفتن این فعال دانشجویی زیر درمان با شوک الکتریکی را امضا و به مسئولان دانشگاه تحویل بدهد که درخواست این فرد با واکنش تند مادرسها مرتضاییمواجه شد و در جواب آنها گفت؛من هرگز پای چنین چیزی را امضا نمی کنم چرا که دختر من هیچ مشکلی ندارد و رتبه ۱۰ کنکور است و ترجیح می دهم دخترم به زندان برود تا اینکه شما هر بلایی خواستید سرش بیاورید”. 

در ادامه فشارها بر خانواده سها مرتضائی مادر این فعال صنفی دانشجویان طی روزهای گذشته از سوی یکی از ارگانهای امنیتی احضار و تحت بازجوئی و تهدید قرار گرفته است. 

لازم به ذکر است؛ “سها مرتضائی”, فعال دانشجوئی و دبیر پیشین شورای صنفی مرکزی دانشجویان دانشگاه تهران و دانشجوی محروم از تحصیل, در تاریخ ۲۶ آبان ماه ۱۳۹۸, در خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران به دلایل نا معلومی توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. 

این فعال دانشجوئی پس از اطلاع از ممانعت از ادامه تحصیل وی علیرغم قبولی با رتبه ۱۰ در آزمون سراسری ورود به دانشگاه برای ادامه تحصیل در مقطع دکترای علوم سیاسی و روابط بین الملل, تحصن اعتراضی را به مدت ۱۹ روز در محوطه دانشگاه تهران با هدف بازگشت به تحصیل برگزار کرده بود و خواستار بازگشت به کلاس دانشگاه برای ادامه تحصیل خود شده بود

سها مرتضائی”, فعال دانشجوئی و دانشجوی دانشگاه تهران, در تاریخ ۱۶ دی ماه ۱۳۹۶ و در جریان تجمعات اعتراضی موسوم به دی ماه ۱۳۹۶, به همراه ۴۳ تن دیگر از دانشجویان و فعالان صنفی دانشجویی بازداشت و سپس به بند امنیتی ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند

گفتنی است که همزمان با بازداشت این دانشجویان ۲۷ تشکل شورای صنفی از دانشگاه‌های مختلف ایران در واکنش به بازداشت گسترده آنها، در تاریخ ۱۳ دی ماه ۱۳۹۶ در نامه‌ای به وزیر علوم با اعلام اعتراض خواستار آزادی بی قید و شرط آنان شده بودند. 

پس از اتمام مراحل بازجوئی و ارجاع پرونده “سها مرتضائی” به دادگاه انقلاب, این فعال دانشجوئی در اواخر شهریورماه ۱۳۹۶ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست “ماشالله احمدزاده” به تحمل ۶ سال حبس تعزیری و ۲سال محرومیت از عضویت در احزاب و گروه‌ها و دسته‌جات سیاسی محکوم شد.

تائید حکم اعدام یک فعال تلگرامی توسط دیوان عالی کشور

طی روزهای گذشته, مدیر یک کانال تلگرامی که از بابت فعالیت در فضای رسانه ای متهم به “سب النبی” از سوی شعبه ۱ دادگاه کیفری ۱ استان البرز مورد محاکمه قرار گرفته بود طی حکم صادره از سوی شعبه مذکور و تائید آن حکم توسط دیوان عالی کشور به اعدام  از بابت اتهام سب النبی و از بابت سایر اتهامات به تحمل حبس تعزیری و شلاق محکوم شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از رکنا, یک فعال تلگرامی با هویت میثم ۳۹ ساله, ساکن فردیس کرج, از بابت انتشار مطالب و فعالیت در یک کانال تلگرام به اتهام “سب النبی” و فضای رسانه ای و به دلیل کشف مشروبات الکلی, نگهداری سلاح، نگهداری اسپری اشک آور، نگهداری مشروبات دست ساز و “تبلیغ علیه نظام” از سوی شعبه ۱ دادگاه کیفری استان البرز به اعدام محکوم شد که این حکم پس از ارجاع به دیوان عالی کشور مورد تائید قرار گرفت. 

 این فعال تلگرامی پس از بازداشت از بابت اتهام “سب النبی” به دلیل فعالیت در یک کانال تلگرامی و انتشار مطالب, همچنین به اتهام نگهداری سلاح، نگهداری اسپری اشک آور، استفاده از مشروبات الکلی، نگهداری مشروبات دست ساز و تبلیغ علیه نظام، مورد تفهیم اتهام قرار گرفت و پس از صدور کیفرخواست پرونده وی به شعبه ۱ دادگاه کیفری ۱ استان البرز ارجاع شد. 

با توجه به رای صادره از سوی شعبه ۱ دادگاه کیفری ۱ استان البرز این فعال تلگرامی از بابت اتهام “سب النبی” به اعدام و از بابت سایر جرائم که شامل کشف سلاح, اسپری اشک آور, استفاده و نگهداری از مشروبات الکلی و تبلیغ علیه نظام به تحمل حبس تعزیری، شلاق و جریمه نقدی محکوم شد.

با ارجاع پرونده این فعال تلگرامی به دیوان عالی کشور حکم صادره توسط دادگاه کیفری استان البرز توسط قضات دیوان عالی کشور عینا مورد تائید قرار گرفت و این فعال تلگرامی از بابت اتهام “سب النبی”, به اعدام محکوم شد و از بابت سایر جرائم هم به تحمل حبس تعزیری, شلاق و جریمه نقدی محکوم شد. 

شهناز اکملی جهت اجرای حکم احضار شد/ سند

شهناز اکملی، مادر مصطفی کریم‌بیگی از جان‌باختگان انتخابات سال ۸۸ جهت اجرای حکم یک‌سال حبس تعزیری احضار شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، در احضاریه‌ای که به دست خانم اکملی رسیده‌است، وی باید ظرف مهلت ۵ روزه در شعبه ۱ اجرای احکام کیفری دادسرای انقلاب حاضر شود.

شهناز اکملی روز پنج شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۸، در توییتر خود همراه با انتشار تصویر احضاریه نوشته‌است: «احضاریه به دستم رسید و مهلت قانونی آن پنج روز است، در بازجویی گفته بودند فراموش کن پسری داشتی و گفتم نمیتوانم فراموش کنم و این سزای مادری است که نمی‌تواند فراموش کند پسری داشته است امروز پسران و دخترانی دارم به وسعت تمام ایران.»

شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ماشااله احمد زاده طی حکمی خانم اکملی را از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به «یک سال حبس تعزیری دو سال ممنوع الخروجی و دو سال مممنوعیت حضور در فضای مجازی و دسته جات سیاسی» محکوم کرده بود.

پس از آن شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی سید احمد زرگر، حکم دادگاه بدوی را عینا تایید کرد.

خانم اکملی در تاریخ ۶ بهمن ۱۳۹۵، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در اواخر بهمن ماه همان سال با تامین وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت آزاد شده بود.

شهناز اکملی مادر مصطفی کریم‌بیگی از کشته شدگان اعتراضات ۱۳۸۸ در تهران است. فرزند او، مصطفی کریم بیگی، در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در تاریخ ششم دی ماه آن سال، که مصادف با عاشورا بود، از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد.

گزارش یک اعدام؛ زندگی سخت یک محیط بان

یک دهه انتظار و در نهایت خداحافظی برای حفاظت از گونه‌هایی که برخی از آنها در معرض خطر انقراض هستند. ده سال پیش بود که بر سر اختلافاتی که با یک شکارچی داشت به او شلیک کرد. بعد از آن به زندان رفت و همین چند روز پیش قصاص شد.

جمشید محبت خانی، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست اجرای حکم او را اعلام کرد: «علی افضلی» محیط‌بان محیط زیست بود و ۱۰ سال پیش در استان کرمان خارج از ماموریت محیط بانی خود یک شکارچی را به دلایل شخصی در مقابل منزل وی با اسلحه محیط بانی به قتل رساند.

او گفت که در طی ۱۰ سال گذشته تمام تلاش کارکنان و مدیران سازمان محیط زیست گرفتن رضایت از خانواده مقتول بود اما میسر نشد.

«مژگان جمشیدی» از خبرنگاران حوزه محیط زیست اما در توییتی در این باره نوشت: «کانال تلگرامی محیط زیست ایران از اعدام یک محیط بان خبر داده که گویا از چند سال پیش در زندان بوده به جرم قتل یک شکارچی، انگار محیط بان در هر صورت محکوم به مرگ است، یا باید به دست شکارچی کشته شود یا اگر در درگیری شکارچی را بکشد خود اعدام شود.»

یک کارشناس محیط زیست در این باره به ایران وایر می‌گوید: «شکارچی و محیط بان از قبل با هم اختلاف داشتند و به همین علت محیط بان در شبی که این اتفاق افتاد به در منزل شکارچی رفته بود و در آنجا درگیر شدند که به تیر اندازی و کشته شدن شکارچی منتج شد.».

به باور او : «هیچ موضوعیت قانونی وجود نداشته که محیط بان به درب منزل شکارچی برود و او را مورد هدف گلوله قرار دهد.حتی اگر گونه‌ای در معرض انقراض باشد برای حفاظت از آن نباید خون یک انسان، چه محیط بان و چه شکارچی را ریخت.»

در بسیاری از مناطق چهارگانه محیط زیست در واقع بگومگوهایی بین محیط بانان و شکارچیان وجود دارد: «برخی از شکارچیان با پخش فیلم و عکس از اینکه می‌توانند به راحتی شکار کنند عملکرد محیط بانان را زیر سوال می‌برند و از آن طرف محیط بانان هم از آنجا که روی منطقه‌ای که کار می‌کنند تعصب دارند و برایشان گران تمام می‌شود، از دست شکارچیان عصبانی می‌شوند و این موضوع به درگیری ختم می‌شود.»

بنابراین این درگیری لفظی معمولا میان محیط بانان و شکارچیان وجود دارد: «همین عامل باعث می‌شود اتفاقات و درگیری‌ها باعث تیراندازی و کشته یا زخمی شدن یکی از طرفین شود.»

اینچنین که این کارشناس محیط زیست می‌گوید محیط بانان وضع معیشتی نامناسب و حقوقهای بسیار پایینی دارند گاهی برخی از آن‌ها  ممکن است با شکارچیان همکاری می‌کنند: «محیط بانان به اصطلاح خودشان با قیمت‌های بسیار پایین « منطقه فروشی» می‌کنند. این موضوع هم هر از چند گاهی باعث ایجاد درگیری بین آنان و شکارچیان می‌شود .»

راهکارحل این معضل این است که: «حداقل در حوزه داخلی سازمان محیط زیست با برگزاری کلاسهای آموزشی و روانشناختی به محیط بانان آموزش داد که در برخورد با شکارچی که در واقع هدفش عصبانی کردن محیط بان و آشفته کردن منطقه و ایجاد جنگ روانی است تا به راحتی شکارش را انجام دهد، چگونه باید باشد.»

بنابراین نحوه برخورد با شکارچیان، به ویژه در شرایطی که به محیط بانان فحاشی و توهین می‌کنند باید به محیط بانان آموزش داده شود: «محیط بان باید در این شرایط به اعصاب و روان خودش، چه در داخل منطقه حفاظت شده و چه در بیرون از آن مسلط باشد.»

یک محیط بان در واکنش به این سخنان به «ایران وایر» می‌گوید: «اطلاع دقیقی از ماجرای اعدام محیط بان کرمانی ندارم اما درباره منطقه فروشی باید بگویم که خداراشکر در استان لرستان که من فعالیت دارم چنین چیزی وجود ندارد و این ماجرا را فقط در حد حرف و تهمت شنیده‌ام.»

او می‌گوید: «به باور من در هر نقطه از ایران هر محیط بانی که بخواهد خیانت کند از دید من پست‌ترین انسان است و امیدوارم هرگز شاهد و حتی شنونده چنین اتفاقاتی نباشیم».

قانون بکارگیری سلاح از سوی محیط بانان اما موضوعی است که اغلب باعث به دردسر افتادنشان می‌شود. زیرا از یک سو قانون به آنان اجازه استفاده از سلاح را می‌دهد اما از سویی دیگر حماینشان نمی‌کند. «محمد اولیایی فرد»، وکیل پایه یک دادگستری در گفت و گو با «ایران وایر» با بیان اینکه نکته تاکید می‌کند: «محیط بانان همانند نیروهای انتظامی، سپاه و غیره ضابط خاص دادگستری هستند.»

قانون خاصی برای به کارگیری سلاح برای محیط بانان نوشته نشده است بلکه این قانون برای آنان و دیگر ضابطان خاص همان قانون بکارگیری سلاح بوده و مشابه است: «با این وجود محیط بانان در بین دیگر ضابطان به مانند شیران بی‌یال و کوپال هستند زیرا گرچه ضابط دادگستری‌‌اند اما از نظر استفاده از سلاح با محدودیت‌هایی مواجه هستند.»

به گفته این حقوقدان گرچه قانون استفاده از سلاح برای تمامی ضابطان دادگستری یکسان است اما برای محیط بانان به این صورت است: «وقتی محیط بانی با تخلفی مواجه می‌شود در چندین مرحله و با روش‌های مختلف باید به متخلف اخطار داده و در نهایت ایست و تیرهوایی شلیک کند.»

تنها زمانی محیط بان می‌تواند از سلاح خود استفاده کند که: «یا جانش در خطر باشد یا شکارچی قصد خلع سلاح او را داشته باشد و محیط بان هم بتواند این موضوع را در دادگاه ثابت کند. در صورتی که برای یک مامور نیروی انتظامی چنین روندی وجود ندارد و اگر به کسی شلیک کند تنها به نوشتن گزارشی بسنده می‌کند و نیازی به اثبات آن در دادگاه ندارد.»

بنابراین بر خلاف اینکه قانون برای همه ضابطان دادگستری یکسان است اما حمایت آن از محیطبانان مانند دیگر ضابطان نیست: «در واقع می‌توان گفت نوع جرم دست و پای محیط بانان را در این مورد بسته است. زیرا اگر محیط بانی حتی ببیند که شکارچی یک قلاده یوز ایرانی را هم دارد با خود می‌برد نمی‌تواند مستقیما به او شلیک کند و تنها در صورتی که شکارچی اول شلیک کند یا بخواهد او را خلع سلاح کند، محیط بان هم اجازه شلیک دارد.»

محیط بانان در ایران با مشکلات عدیده‌ای مواجه هستند. از یک سو کمبود تعداد محیط بانان یعنی تنها در حدود ۳۰۰۰ نفر، سالهاست که مورد انتقاد فعالان و کارشناسان محیط زیست قرار گرفته و برای هر ۱۲ هزار هکتار یک محیط بان وجود دارد و از سویی دیگر لایحه‌ای که برای حفاظت از آنان از سالها پیش تنظیم و به مجلس ارائه شده بود هم بدون اینکه گره‌ای از زندگی شان بگشاید یا تاثیری در افزایش حقوق و مزایای آنان داشته باشد تیرماه امسال به تصویب رسید.

تعداد پاسگاههای محیط بانی نیز در ایران یک سوم استاندارد جهانی است و از مجموع ۳۷۴ پاسگاه، ۸۲ پاسگاه به دلیل کمبود نیروی محیطبانی غیر فعال است. اما این تمام ماجرا نیست. در کنار مشکلات مالی و کمبود تجهیزات حالا با گران شدن بنزین باک خودروهای گشت زنی آنان هم خالی مانده است.

سعید محمودی، مدیر کل حفاظت محیط زیست استان تهران در این باره به خبرگزاری ایسنا گفته است: «سهمیه‌بندی بنزین و افزایش قیمت آن تنها محیط‌بانان را با مشکل مواجه نکرده است بلکه این موضوع می‌تواند روی گشت و پایش‌های زیست‌محیطی برای بررسی وضعیت آلایندگی صنایع نیز موثر باشد.»

به گفته او گشت و کنترل‌های زیست محیطی عموما به‌صورت هفتگی یا ماهانه انجام می‌شود: «برای مثال فقط در شهر تهران طی شش ماه ابتدایی سال ۳۴۹ واحد صنعتی، تولیدی و خدماتی پایش شده‌اند. قطعا در شهرها و استان‌های دیگر کشور نیز پایش‌های زیست محیطی به‌صورت دوره‌ای انجام می‌شود و سهمیه‌بندی بنزین می‌تواند روی آن‌ها نیز اثر داشته باشد.»

تنها سه هزار محیط بان ایرانی که تا به حال مشکل معیشتی داشتند حالا باید نگران سوخت خودروهای خود هم باشند و به طور قطع این اتفاق می‌تواند بر فعالیت‌های آنان نیز تاثیرات مستقیمی داشته باشد.

 

Design a site like this with WordPress.com
Get started