گلاله مرادی شهروند بازداشتی اهل پیرانشهر، امروز یکشنبه ۴ اردیبهشت ماه، پس از یکسال و ۸ روز بازداشت با تودیع قرار وثیقه از زندان ارومیه آزاد شد.
به نقل از کردپا، امروز یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۱، گلاله مرادی شهروند بازداشتی اهل پیرانشهر، پس از یکسال و ۸ روز بازداشت با تودیع قرار وثیقه از زندان ارومیه آزاد شد.
آزادی این شهروند با تودیع قرار وثیقه ۴٠٠ میلیون تومانی، به شیوه موقت و تا پایان مراحل دادرسی صورت گرفته است..
اتهام مطروحه علیه خانم مرادی همکاری با یکی از گروه های مخالف نظام عنوان شده است.
گلاله مرادی در تاریخ ۲۸ فروردینماه ۱۴۰۰، به همراه دو فرزندش بازداشت و جهت بازجویی به یکی از بازداشتگاههای امنیتی در ارومیه منتقل شدند. فرزندان خانم مرادی پس از اتمام مراحل بازجویی آزاد شدند.
این شهروند خردادماه سال گذشته در پی اتمام مراحل بازجویی از بازداشتگاه اطلاعات سپاه در ارومیه به زندان این شهر منتقل شد.
وی در تاریخ ۲۵ بهمنماه ١۴٠٠، در اعتراض به وضعیت بلاتکلیفی و عدم رسیدگی قضائی به پرونده خود در بند زنان زندان ارومیه دست به اعتصاب غذا زده بود.
روز شنبه ۳ اردیبهشت، یک کولبر در پی شلیک نیروهای نظامی در مرز شوشمی مجروح شد.
به نقل از کردپا، روز شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، یک کولبر در پی شلیک نیروهای نظامی در مرز شوشمی مجروح شد.
هویت این کولبر اسماعیل سبکرو، اهل شهرستان روانسر عنوان شده است.
بر اساس این گزارش، این کولبر بر اثر شلیک گلوله ساچمه ای از ناحیه پا مجروح شده است.
کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و یا زخمی می شوند.
به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، در این گزارش قتل ۲۳ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۸۱ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی ثبت شده است.
لازم به ذکر است که ۲۸ کولبر دیگر نیز به واسطه شرایط اقلیمی و جغرافیایی مانند سرمازدگی و سقوط از ارتفاع دچار حادثه شدند که از این تعداد ۱۶ کولبر زخمی شدند و ۱۲ کولبر جان باختند.
عالیه مطلب زاده و نرگس محمدی در حالی که دوران محکومیت خود را در زندان قرچک ورامین سپری میکنند، از بابت پرونده ای جدید به دادگاه احضار شدند.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عالیه مطلب زاده و نرگس محمدی، از بابت پرونده جدیدی که علیه آنان گشوده شده به دادگاه احضار شدند.
صدرا عبداللهی، همسر خانم مطلب زاده شب گذشته بدون اشاره به جزییات این پرونده در صفحه خود نوشت: «امروز عالیه در تماس از زندان گفت؛ طی ابلاغیه ای از طرف سازمان زندان ها عالیه به مدت شش ماه و نرگس به مدت سه ماه از مرخصی محروم شده اند. همچنین اعلام کرد که برای آنها پرونده جدید باز شده و برای روز سه شنبه به دادگاه احضار شده اند.»
روز سه شنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۱، نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و عالیه مطلب زاده فعال حقوق زنان بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شدند.
نرگس محمدی در تاریخ ۳ اسفندماه ۱۴۰۰، از زندان قرچک ورامین به مرخصی درمانی اعزام شد. خانم محمدی پیشتر در پی “مشکلات تنفسی” از زندان به بیمارستان اعزام و برای رفع گرفتگی یکی از عروق قلب تحت عمل جراحی قرار گرفته و مجددا به زندان بازگردانده شده بود. عالیه مطلب زاده، عکاس و فعال حقوق زنان نیز در تاریخ ۴ اسفندماه ۱۴۰۰ از زندان قرچک ورامین به مرخصی درمانی اعزام شده بود.
نرگس محمدی در تاریخ ۲۵ آبانماه ۱۴۰۰، در جریان برگزاری مراسم یادبود دومین سالگرد جانباختن ابراهیم کتابدار، از جانباختگان اعتراضات آبان ۹۸ توسط نیروهای امنیتی در کرج بازداشت شد. وی در تاریخ ۱ آذرماه جهت تفهیم اتهام به دادسرای اوین اعزام شده و مجدد به سلول انفرادی بازگردانده شده بود. وی نهایتا از این بازداشتگاه امنیتی به زندان قرچک ورامین منتقل شد.
خانم محمدی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۸ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق، ۲ سال تبعید و سایر محرومیتهای اجتماعی محکوم شده بود. این حکم به دنبال عدم ارائه درخواست تجدیدنظر توسط او از سوی دادگاه انقلاب تهران قطعی و در زندان به او ابلاغ شد.
هرانا اسفندماه ۹۹ در گزارشی از احضار این فعال حقوق بشر به دادسرای اوین خبر داده بود، خانم محمدی با انتشار نامهای سرگشاده در این خصوص گفته بود که “به هیچ عنوان در هیچ مرحلهای از این رسیدگی شرکت نکرده و از رای صادره از سوی محاکم قوه قضائیه در این پرونده تبعیت نکرده و قطعاً سرپیچی خواهم نمود”. نرگس محمدی خردادماه امسال بابت این پرونده توسط شعبه ۱۱۷۷ دادگاه کیفری دو مجتمع قضایی قدس تهران به اتهامات “فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق انتشار بیانیه (بیانیه مبارزه با اعدام)، تحصن در دفتر زندان، تمرد از ریاست و مقامات زندان (برای پایان دادن به تحصن اعتراضی)، تخریب شیشهها، افترا و ایراد ضرب و جرح” به ۳۰ ماه حبس تعزیری، ۸۰ ضربه شلاق و پرداخت دو فقره جزای نقدی محکوم شد. وی مهرماه ۱۴۰۰ طی ابلاغیهای جهت اجرای حکم به واحد اجرای احکام دادسرای اوین احضار شد.
عالیه مطلب زاده در تاریخ ۶ آذرماه سال ۹۵ در پی احضار تلفنی به وزارت اطلاعات بازداشت و در تاریخ ۲۹ آذرماه همان سال با تودیع قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شد.
وی در سال ۹۶ توسط دادگاه انقلاب تهران محاکمه و از بابت اتهامات اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم نهایتا توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی سید احمد زرگر عینا تایید شد. در دادنامه صادره، مصداق اتهامات مطروحه علیه خانم مطلب زاده، «راه اندازی و شرکت در کارگاه های توانمندسازی زنان در خارج از کشور (گرجستان)» عنوان شده است.
با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۲ سال حبس تعزیری برای وی قابل اجرا است.
وی نهایتا در تاریخ ۲۰ مهر ۹۹، پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد و دیماه سال گذشته به زندان قرچک ورامین تبعید شد.
مهدی مسکین نواز، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج در اعتراض به شرایط نامناسب اعزامهای درمانی از ادامه آن انصراف داد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مهدی مسکین نواز، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج از ادامه اعزام درمانی انصراف داد.
آقای مسکین نواز که از تاریخ ۲۰ فروردینماه جهت انجام فیزیوتراپی به مرکز درمانی خارج از زندان اعزام میشد، در اعتراض به رفتار توهین آمیز ماموران، بازرسی های مکرر در هنگام ورود و خروج به زندان، ماشین نامناسب اعزام و رانندگی خطرناک آمبولانس از ادامه روند درمان انصراف داد.
یک منبع مطلع در این خصوص گفت: «مهدی مسکین نواز پیشتر هم برای کاهش درد زانو و پا برای فیزیوتراپی اعزام میشد، اما اخیرا در تاریخ ۲۷ فروردینماه فشارهای حین اعزام به میزانی افزایش یافت که از ادامه آن انصراف داد. در جریان هر اعزام درمانی، دو زندانی به همراه ۴ سرباز در عقب یک آمبولانس غیراستاندارد مینشینند که جایی برای نشستن این تعداد در نظر گرفته نشده. راننده هم آژیرکشان با سرعت بالا و در حالی که در خیابان لایی میکشد، زندانی بیمار را به مرکز درمانی میرساند. در حین ورود و خروج از زندان نیز هر زندانی ۴ بار در زمان رفت و ۴ بار در زمان بازگشت بازرسی میشود. بازرسی هایی که در طول آن زندانی را مجبور به در آوردن جوراب و شلوار میکنند. آن هم در جریان اعزام یک زندانی سیاسی که در نامه اعزام او موکدا ذکر شده که اعزام باید تحت تدابیر شدید امنیتی باشد و کسی نمیتواند حتی از او عکس و فیلم بگیرد. آیا این بازرسی چیزی جز برای تحقیر و آزار زندانی است؟»
مهدی مسکین نواز در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۹۸ به دلیل «فعالیت در فضای مجازی و مدیریت یک کانال تلگرامی با مضمون براندازی» توسط نیروهای امنیتی در بندر انزلی بازداشت شد. او نهایتا پس از پایان مراحل بازجویی به بند عمومی زندان اوین منتقل شد.
آقای مسکین نواز در مردادماه ۹۸ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران از بابت اتهامات «اجتماع و تبانی، اقدام علیه امنیت ملی، توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام» مجموعا به ۱۳ سال حبس تعزیری و دو سال اقامت اجباری در فهرج کرمان و ممنوعیت از عضویت در احزاب و گروههای سیاسی نیز محکوم شد.
با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۷ سال و شش ماه حبس تعزیری در خصوص مهدی مسکین نواز قابل اجرا است.
وی نهایتا در تاریخ ۱ اردیبهشتماه ۹۹ از زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.
مهدی مسکین نواز، متولد ۱۳۵۸، متاهل، پدر یک دختر ۱۷ ساله است و تا زمان بازداشت ساکن بندر انزلی بود.
روز پنجشنبه ۱ اردیبهشت ماه، در پی شلیک مستقیم نیروهای نظامی به گروهی از کولبران در مناطق مرزی نوسود ۴ کولبر زخمی شدند.
به نقل از کولبر نیوز، روز پنجشنبه ۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۱، چهار کولبر در پی شلیک مستقیم نیروهای نظامی به گروهی از کولبران در مناطق مرزی نوسود زخمی شدند.
بر اساس این گزارش، هویت این کولبران فریدون یوزی، دارا یوزی و عابد شجریان اهل روستای “یوزیدر” از توابع شهرستان کامیاران و رمضان صابری اهل روستای “تیلکو” عنوان شده است.
رمضان صابری جهت سیر مراحل درمانی به بیمارستانی در تهران منتقل شده است.
کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و یا زخمی می شوند.
به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، در این گزارش قتل ۲۳ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۸۱ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی ثبت شده است.
لازم به ذکر است که ۲۸ کولبر دیگر نیز به واسطه شرایط اقلیمی و جغرافیایی مانند سرمازدگی و سقوط از ارتفاع دچار حادثه شدند که از این تعداد ۱۶ کولبر زخمی شدند و ۱۲ کولبر جان باختند.
محمدمیرزا رحمانی، سیروان قربانی، برهان کمانگر و حشمت (آمانج) قربانی شهروندان اهل کامیاران، توسط شعبه ١٠١ دادگاه کیفری ۲ این شهرستان مجموعا به یک سال و چهار روز حبس تعلیقی محکوم شدند.
به نقل از کردپا، محمدمیرزا رحمانی، سیروان قربانی، برهان کمانگر و حشمت (آمانج) قربانی شهروندان اهل کامیاران، توسط شعبه ١٠١ دادگاه کیفری دو این شهرستان به حبس تعلیقی محکوم شدند.
دادگاه این شهروندان را به اتهام “تبلیغ علیه نظام ” هرکدام به ٩١ روز حبس با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم کرده و این حکم روز شنبه ۲۷ فروردینماه به آنان ابلاغ شده است.
بر اساس این گزارش، شعبه ١٠١ دادگاه کیفری دو کامیاران حکم صادره علیه این شهروندان را به مدت دو سال به حالت تعلیق مراقبتی درآورده و در دادنامه آنان آمده است: “در طول مدت تعلیق ۱. هریک از متهمین نسبت به مطالعه حداقل یک جلد کتاب (با این وصف که کتابهای متهمین متفاوت از یکدیگر باشد) در خصوص ریشههای انقلاب اسلامی، آرمانها و دستاوردهای آن و همچنین چالشهایی که انقلاب اسلامی با آن مواجه است، اقدام و ضمن ارایٔه برگرفتههای خود از مطالعه کتابها با ذکر منبع در قالب یک مقاله جداگانه، نهایتاً نظر خود را در قالب نتیجه درخصوص بزه ارتکابی اعلام نمایند. ۲. هر یک از متهمین ظرف مدت ۱۰ روز پس از قطعیت رای و به جهت ترویج فرهنگ احسان و نیکوکاری در جامعه که خود از برترین حسنات و از برجستهترین عبادات میباشد، نسبت به تهیه و خرید اقلام خوراکی و یا پوشاک به مبلغ حداقل ده میلیون ریال برای مردم محروم و بیبضاعت شهرستان کامیاران و توزیع آن از طریق هماهنگی با اداره بهزیستی این شهرستان اقدام و رسید آن را تحویل واحد اجرای احکام کیفری نمایند.”
محمدمیرزا رحمانی، سیروان قربانی و برهان کمانگر در تاریخ ۲ دیماه ۱۴۰۰ وحشمت (آمانج) قربانی مورخ ۳۰ آذرماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی در کامیاران بازداشت شدند.
بازداشت این شهروندان به دلیل شرکت در مراسم ختم حیدر قربانی زندانی سیاسی که روز یکشنبه ۲۸ آذرماه ۱۴۰۰، در زندان سنندج اعدام شد صورت گرفته بود.
بهنام موسیوند، فعال مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج در اعتراض به شرایط موجود در زندان دست به اعتصاب غذا زد. او روز سهشنبه ۳۰ فروردین ماه به هنگام اعزام به بیمارستان به دلیل مخالفت با زدن دستبند، توسط ماموران زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بهنام موسیوند، فعال مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج دست به اعتصاب غذا زد.
این زندانی سیاسی دلیل اعتصاب غذای خود را اعتراض به شرایط موجود در زندان عنوان کرده است. او همچنین روز سه شنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، به دلیل مخالفت با زدن دستبند به هنگام اعزام به بیمارستان، توسط ماموران این زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
هرانا آذرماه سال گذشته در گزارشی از تداوم درد این فعال مدنی در ناحیه کلیه و پروستات خبر داده بود. به گفته یک منبع مطلع این زندانی دچار تکرر ادرار شده و «برخی شبها تا ۱۳ بار هم به دستشویی میرود.»
بهنام موسیوند در تاریخ ۱۲ بهمن ماه ۹۶ توسط ماموران اداره اطلاعات در منزل خود بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. آقای موسیوند در تاریخ ۲۸ اسفندماه ۹۶ با تودیع قرار از زندان آزاد شد.
بهنام موسیوند شهریورماه ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در مرحله تجدیدنظر توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” برای وی قابل اجرا است. آقای موسیوند نهایتا در تاریخ ۲۵ خردادماه سال گذشته پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوره محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد. وی در شهریورماه ۹۹ به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.
بهنام موسیوند، متولد ۱۳۶۶ پیش از این نیز سابقه بازداشت و محکومیت دارد.
بهنام موسیوند، فعال مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج در اعتراض به شرایط موجود در زندان دست به اعتصاب غذا زد. او روز سهشنبه ۳۰ فروردین ماه به هنگام اعزام به بیمارستان به دلیل مخالفت با زدن دستبند، توسط ماموران زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بهنام موسیوند، فعال مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج دست به اعتصاب غذا زد.
این زندانی سیاسی دلیل اعتصاب غذای خود را اعتراض به شرایط موجود در زندان عنوان کرده است. او همچنین روز سه شنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، به دلیل مخالفت با زدن دستبند به هنگام اعزام به بیمارستان، توسط ماموران این زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
هرانا آذرماه سال گذشته در گزارشی از تداوم درد این فعال مدنی در ناحیه کلیه و پروستات خبر داده بود. به گفته یک منبع مطلع این زندانی دچار تکرر ادرار شده و «برخی شبها تا ۱۳ بار هم به دستشویی میرود.»
بهنام موسیوند در تاریخ ۱۲ بهمن ماه ۹۶ توسط ماموران اداره اطلاعات در منزل خود بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. آقای موسیوند در تاریخ ۲۸ اسفندماه ۹۶ با تودیع قرار از زندان آزاد شد.
بهنام موسیوند شهریورماه ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در مرحله تجدیدنظر توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” برای وی قابل اجرا است. آقای موسیوند نهایتا در تاریخ ۲۵ خردادماه سال گذشته پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوره محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد. وی در شهریورماه ۹۹ به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.
بهنام موسیوند، متولد ۱۳۶۶ پیش از این نیز سابقه بازداشت و محکومیت دارد.
مریم رحمانی، فعال حقوق زنان از طریق تماس تلفنی به شعبه یک بازپرسی دادسرای اوین احضار شد. از خانم رحمانی خواسته شده که روز یکشنبه ۴ اردیبهشت ماه در این دادسرا حاضر شود.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز سه شنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، مریم رحمانی، فعال حقوق زنان از طریق تماس تلفنی به شعبه یک بازپرسی دادسرای شهید مقدس احضار شد.
طی این احضار تلفنی از خانم رحمانی خواسته شده که در روز یکشنبه ۴ اردیبهشت ماه در این دادسرا حاضر شود.
در شهریورماه ۱۴۰۰، نیروهای امنیتی منزل مریم رحمانی را مورد تفتیش قرار داده و برخی از وسایل شخصی او را ضبط کرده و با خود بردند.
مریم رحمانی در صفحه شخصی خود در این باره نوشت: “از ۲۴ شهریور ماه با حضور نیروهای امنیتی در منزل و تفتیش و بردن وسایلم درگیر هستم تاکنون که هرچند برخی از وسایلم را بازگردانند؛ اما کتابهایم را نگهداشتند. موبایلی که برگرداندند شارژ خالی میکند و لپتاپم را شکستهاند و به زور میخواستند بنویسم که ظاهر وسایل سالم است. لپتاپم را فورمت شده تحویلم دادند و من حتی یک عکس از گذشتهام یک نوشته از مجموعه روایتهایم از یک شبهخانواده ندارم. مقالات و پایاننامه و پژوهشهایی که نیمهکاره بوده همه نیست شده است. یکشنبه باید به خاطر گناه نکرده با وثیقه بروم”.
حق بر محیط زیست و مبانی فلسفی آن، از قواعد حقوق بشر و حقوق طبیعی نشأت گرفته شده است. ابتدایی ترین حق طبیعی انسان در این کره خاکی، «حق حیات» است. اما طی دهه های اخیر به دلیل استفاده بی رویه از منابع طبیعی، عدم نظارت و توجه به مباحث زیست محیطی و الگوهای صحیح، محیط زیست طبیعی به شدت دچار صدماتی شده است. گزارش پیش رو حاصل ثبت ۵۸ واقعه محیط زیستی ایران است که در روزهای اخیر منتشر و به هدف آگاهی سازی گردآوری شده است. در هفته ای که گذشت برخی مقامات در خصوص بحران فرونشست زمین در اصفهان هشدار دادند. بر اساس نتایج صورت گرفته دشت برخوار در اصفهان، نخستین دشت از نظر بحران فرونشست در کشور است. از سوی دیگر، طی هفته گذشته بحران آلودگی هوا کماکان در کشور ادامه داشت و شاخص کیفی هوا در دستکم ۳۰ شهر کشور ناسالم برای گروه های حساس و یا خطرناک و ناسالم برای تمام گروهها اعلام شد. طی هفته اخیر، با تلاش محیط بانان و جنگل بانان، دستکم ۳۹ شکارچی و صیاد متخلف و ۲۲ قاچاقچی چوب بازداشت و به مراجع قضائی معرفی شدند. همچنین در هفته ای که گذشت بحرانهای محیط زیستی ناشی از سو مدیریت در مقوله پسماند و آلاینده های محیط زیستی، در نقاطی از کشور تداوم داشت.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آسیب رسانی به جنبه های مختلف محیط زیست در ایران کماکان ادامه دارد. از سویی شهروندانی وجود دارند که به دلیل عدم آموزش یا نیازهای مالی دست به تخریب و آسیب رسانی به محیط زیست می زنند و از سوی دیگر نهادهای متولی در تلاش هستند تا از حجم این آسیب ها بکاهند، هر چند این تلاش ها قابل تقدیر است اما به نظر نمی آید میزان آن با شرایط محیط زیستی ایران تطبیق داشته باشد.
حیات وحش
حیات وحش به کلیه جانداران از قبیل پستانداران، پرندگان، خزندگان و دوزیستان و تمام گیاهانی گفته میشود که به صورت وحشی و طبیعی بدون دخالت یا کمک انسان بر روی کره زمین زندگی کرده و آب و خوراک خود را خود تأمین میکند. اما دخالت و تصرف انسان در زیستگاه های طبیعی و مصرف بیرویه منابع طبیعی بسیاری از گونه های حیاط وحش را در معرض انقراض قرار داده است.
در هفته ای که گذشت، یک قلاده سیاهگوش بر اثر ضربات چوب و حمله سگ های گله در شهرستان خلخال تلف شد.
در پی گزارش مردم محلی به ماموران پاسگاه محیط بانی برندق واقع در منطقه حفاظت شده آق داغ مبنی بر مشاهده یک قلاده سیاهگوش زخمی در زیستگاههای منطقه، محیطبانان حاضر در پاسگاه به محل اعزام و گونه مورد اشاره را که قادر به حرکت نبوده جهت مداوا و تیمار به اداره محیط زیست شهرستان خلخال انتقال دادند. علیرغم تلاشهای بعمل آمده در مرکز استان جهت اعزام آن به کلینیک حیات وحش مجهزتر در شهرستان سراب، گونه مذکور بر اثر شدت جراحات وارده تلف گردید.
بحران فرونشست زمین در ایران
یکی از مسائلی که در اثر برداشت بیرویهٔ آب زیرزمینی رخ میدهد، فرونشست زمین است. امری که به گفته برخی از کارشناسان، عدم مدیریت آب های سطحی موجود توسط مسئولان متولی و نهایتا اقدام به برداشت بیش از حد از آبهای زیرزمینی، رشد به سزایی به آن می بخشد. نشست زمین باعث ایجاد شکافهای عمیق در سطح زمین، کج شدن لولههای چاه، خرابی ساختمانها و نهایتا ایجاد تلفات جبران ناپذیر برای انسان ها و دیگر موجودات زنده می شود. سازمان اینتل لب، فرونشست زمین در پیرامون تهران را همانند «بمب ساعتی» دانست و اعلام کرد که تهران با سالی ۳۶ سانتیمتر، رکورددار فرونشست زمین در سراسر جهان است و افت سطح آبهای زیرزمینی تهران از چراییهای این مشکل دانسته شد.
بر اساس گزارشات منابع داخلی، بروز شکاف و حفرههای ناشی از فرونشست زمین و فروریزشهای ناگهانی در ۳۱ استان کشور مشاهده میشود و روز به روز در حال افزایش است. در نتیجه تحقیقاتی که بر روی ۶۰۹ دشت مطالعاتی کشور انجام شده است، ۴۰۹ دشت درگیر فرونشست هستند و ۲۰۰ دشت باقیمانده نیز بهزودی با فرونشست مواجه خواهند شد. از این ۴۰۹ دشت ۱۳۳ دشت وضعیت خطرناکتری دارند که از این تعداد نیز ۳۰ دشت شرایط به شدت بحرانی دارند. دشت برخوار در اصفهان، نخستین دشت از نظر بحران فرونشست در کشور است و دشت تهران کرج هم از جمله دشتهای بحرانی در کشور است.
در همین زمینه، سرپرست اداره کل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان اصفهان با بیان اینکه ۴۰ درصد از فضاهای خطرآفرین آموزشی در اصفهان متمرکز شده است، گفت: “۳۲ فضای آموزشی بهصورت جدی درگیر فرونشست شدهاند”.
همچنین به گفته رضا اسلامی، مدیرکل سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی استان اصفهان؛ در پی خشکسالی زمین زیر ۸۱۶ هزار خانه مسکونی، شش هزار بنای تاریخی، ورزشگاه بزرگ نقش جهان، دو پالایشگاه، سه فرودگاه و ۲.۵ میلیون نفر خالی میشود. آبخوان دشت اصفهان-برخوار تا ۹ سال دیگر تخلیه میشود و پس از آن شهر در معرض تهدید فرونشست ویرانکننده خواهد بود. در حال حاضر حجم تقریبی آب باقیمانده در آبخوان دشت اصفهان- برخوار حدود ۴.۵ میلیارد مترمکعب و میزان مصرف آب سالانه ۳۱۱ تا ۵۱۲ میلیون مترمکعب است و اگر آبخوان تغذیه نشود، در سالهای ۱۴۰۹ تا ۱۴۱۶ به صورت کامل تخلیه میشود. در واقع اصفهان برای نجات از بحران کمتر از ۱۰ سال دیگر فرصت دارد.
حق تنفس و هوای پاک
بر اساس گزارشها، سالانه تعداد پر شماری از شهروندان بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست میدهند. این مشکل علتی جز سو مدیریت و عدم توجه به کنوانسیونها و قراردادهای بینالمللی در این زمینه ندارد.
طی هفته ای که گذشت شاخص کیفی هوا در شهرهای سجزی ۱۵۸، شیراز ١٣٧، بندرعباس ۱۲۰، اصفهان ۱۵۰، شهرکرد، تهران ۱۱۹، کرج ۱۵۴، مشهد، اراک ۱۵۷، شازند ۱۶۱، ارومیه ۱۱۸، تبریز ۱۰۳، یزد ۱۱۶، خرمشهر ۱۵۴، همدان ۱۰۱ ، نهاوند ۱۱۴، ملایر ۱۲۰، اردکان ۱۱۷ و میبد ۱۴۸، ناسالم برای گروه های حساس و یا ناسالم برای تمام گروهها اعلام شد.
همچنین هوای شهرهای شوشتر ۴۸۲، امیدیه ۲۸۴، اهواز ۳۷۴، بندر امام ۴۵۴، رامشیر ۴۲۹، شادگان ۴۶۲، ماهشهر ۴۶۴، هندیجان ۲۸۸، بوکان ۲۲۰، قصرشیرین و سرپل ذهاب ۵۰۰، در شرایط بسیار ناسالم و یا خطرناک قرار گرفت.
از سوی دیگر رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان سردشت اعلام کرد: “با توجه به آمار ثبت شده در ایستگاه سنجش کیفیت هوای این شهرستان، میزان آلایندگی هوا به ۹۵۰ میکروگرم بر متر مکعب رسیده که این میزان شش برابر بیش از حد مجاز و میزان استاندارد است”.
شاخص کیفیت هوا (Air Quality Index = AQI) معیاری برای تعیین روزانه کیفیت هوا و میزان ارتباط آن با سطوح سلامتی افراد است که جزئیات آن در پی می آید:
از صفر تا ۵۰ در شرایط پاک (سبز)، ۵۱ تا ۱۰۰ در شرایط سالم (زرد و حد مجاز استاندارد یا حد سلامت)، ۱۰۱ تا ۱۵۰ در شرایط ناسالم برای گروه حساس (نارنجی)، ۱۵۱ تا ۲۰۰ در شرایط ناسالم برای همه (قرمز)، ۲۰۱ تا ۳۰۰ در شرایط بسیار ناسالم (بنفش) و ۳۰۱ تا ۵۰۰ در شرایط خطرناک (ارغوانی) تعیین شده است.
در همین زمینه طی هفته گذشته رئیس اداره اطلاع رسانی آموزش و پرورش کرمان از تعطیلی برخی از مدارس استان کرمان به دلیل آلودگی هوا خبر داد.
به طور کلی جنگلها در نتیجه عمل کربن گیری مرتباً گاز کربنیک هوا را که در اثر تنفس موجودات زنده و فعل و انفعالات شیمیایی و آلودگی های محیط زیست وارد هوا میشود جذب کرده و گاز اکسیژن را پس میدهد. از این رو باید مورد توجه ویژه ای قرار گیرند. در هفته ای که گذشت، نماینده مردم شهرستان های گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی از دچار خسارت شدن بیش از هزار و ۵۵۰ هکتار از جنگل ها و مراتع کهگیلویه و بویراحمد بر اثر آتشسوزی طی سال گذشته خبر داد.
وی ضمن اعلام این خبر افزود: “استان کهگیلویه و بویراحمد از امکانات و تجهیزات لازم برای مهار آتشسوزی جنگل ها و مراتع محروم است”.
بازداشت و محکومیت متخلفان محیط زیستی
یکی از موضوعات مورد بحث محیط زیست مسئله حمایت از منابع طبیعی بوده و از سوی دیگر، حفاظت از جنگلها،حیات وحش و جلوگیری از قاچاق چوب، شکار و صید بی رویه به عنوان بخشی از مقوله حفاظت از منابع طبیعی، و در نهایت حفظ محیط زیست تلقی میشود. بسیاری از حیوانات، به دلیل شکار غیرقانونی در معرض خطر قرار دارند.
طی هفتهای که گذشت، با تلاش محیط بانان و جنگل بانان، دستکم ۳۹ شکارچی و صیاد متخلف که حاصل جمع آوری ۸ گزارش منابع رسمی است، در استان های ایلام، خراسان جنوبی، خراسان رضوی، کرمانشاه، کهگیلویه و بویراحمد، فارس و مازندران بازداشت و به مراجع قضایی معرفی شدند.
در همین زمینه، رییس اداره حفاظت محیط زیست مهریز گفت: “در سال گذشته شکارچیان متخلف مناطق حفاظت شده در بخش مرکزی شهرستان طبق مقررات ۲.۵ میلیارد ریال جریمه شدند”.
محمدرضا خواجه افزود: “در این مدت ۲۰ شکارچی متخلف شهرستان به خصوص در منطقه حفاظت شده کالمند بهادران در بخش مرکزی شناسایی شدند”.
علاوه بر این طی هفتهای که سپری شد بیش از ۵۸ تن چوب جنگلی که حاصل جمع آوری ۷ گزارش منابع رسمی است، در شهرهای مهاباد، میاندوآب، دامغان، اردبیل، دلفان، آمل، ساری و تبریز کشف و ضبط شده و دستکم ۲۲ تن در این خصوص بازداشت و به مراجع قضایی معرفی شدند.
در همین راستا، مدیرکل تعزیرات حکومتی استان مازندران از جریمه ۱۳ میلیارد ریالی برای قاچاق چوب جنگلی خبر داد.
همچنین رییس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری مهاباد گفت: “سال گذشته در مجموع ۶۰ تن چوب قاچاق در قالب ۳۲ پرونده توقیف و در این ارتباط هم ۲۰ نفر دستگیر و با تشکیل پرونده روانه زندان شدند”.
از سوی دیگر فرمانده یگان حفاظت محیط زیست خراسانجنوبی اعلام کرد: “۱۹ متخلف زیست محیطی از ابتدای سال جاری تاکنون در این استان دستگیر شدند”.
فقدان مدیریت بارش های حداقلی؛ خشکسالی، از بین رفتن منابع آبی و جانداران
خشکسالی میتواند باعث عدم توازن در میزان آب و در نتیجه آن کمبود آب، نابودی گیاهان، کاهش عمق آبهای سطحی و خاک مرطوب شود. این اتفاق زمانی رخ میدهد که تبخیر سطحی و تبخیر آب از گیاهان از حد معمول در مدت معین بیشتر شود. عدم مدیریت صحیح منابع آبی در کشور، اثرات جبران ناپذیر این مهم را عمیقتر میکند.
خشکسالی و کمبود آب در بسیاری از استان های کشور رو به افزایش است و خسارات جبران ناپذیری را بر اکوسیستم این مناطق وارد کرده است. برخی از رودخانه ها و منابع آبی، در سایه کاهش باران و فقدان مدیریت بارش های حداقلی، کاملا خشک و یا در شرف از بین رقتن هستند و شماری از تالاب هایی که از جایگاه ویژه ای در اکوسیستم، محیط زیست و تامین معاش زندگی افراد ساکن منطقه داشتند، خشک شده اند. به عقیده برخی از کارشناسان، سد سازی های غیر مهندسی و بی رویه، از دلایل اصلی مشقت های وارده بر کشاورزان، دامداران، ساکنین و دیگر جانداران متعلق به منطقه است.
در همین زمینه مدیرکل هواشناسی سیستان و بلوچستان با اشاره به اینکه بیش از ۹۲ درصد از استان درگیر خشکسالی است، گفت: “ثبت بارش میانگین ۴۸ میلیمتری در سال زراعی گذشته و کاهش ۴۰ درصدی نسبت به دوره مشابه بلندمدت، زنگ خطر مشکلات معیشتی برای مردم را به صدا درآورده است”.
از سوی دیگر تالاب صالحیه که به عنوان تنها تالاب مرکز کشور در جنوب غرب استان البرز واقع شده است، به دلایلی از جمله تأمین نشدن حقابه و همچنین کاهش بارشهای فصلی در خطر خشکسالی کامل قرار گرفته است.
در گزارش دیگری، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان فارس اعلام کرد که ۷۸ شهر و ۹۵۰ روستا در استان در آستانه تنش آبی قرار دارند و ۴۹۳ روستا نیز به وسیله تانکر در سطح فارس آبرسانی میشود.
در همین راستا، مدیرعامل شرکت آبمنطقهای لرستان با اشاره به خسارت بیش از ۱۱ هزار میلیارد تومانی خشکسالی به این استان گفت: “ساکنان ۵۰۰ روستای لرستان تابستان امسال با کمبود شدید آب آشامیدنی مواجه خواهند شد”.
همچنین شهرستان کاشان در پی کاهش ۴۰ درصدی بارندگی نسبت به مدت مشابه سال گذشته، با خشکسالی روبربرو شده و یکی از آثار آن پیدایش فروچاله و فرونشست در دشت کاشان بوده است.
از سوی دیگر مدیرعامل شرکت آب منطقهای آذربایجانغربی اعلام کرد: “حجم آب دریاچه ارومیه با ۵۹ درصد کاهش نسبت به سال گذشته به سه میلیارد و ۱۱ میلیون متر مکعب رسیده است”.
در همین زمینه معاون مطالعات جامع منابع آب سازمان آب و برق خوزستان گفت: “آورد حوضههای آبریز خوزستان از ابتدای سال آبی تاکنون (از مهرماه) نسبت به میانگین بلندمدت ۳۴ درصد کاهش دارد اما شرایط در حوضه کرخه به مراتب بدتر است و آورد این حوضه کاهش ۵۸ درصدی را نشان میدهد”.
همچنین مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب مازندران نیز در خصوص افزایش تنش آبی و کم آبی در ۴۷ شهر این استان هشدار داد.
بحران پسماند و آلاینده های محیط زیستی
طی هفته گذشته، مقامهای محلی در گیلان اعلام کردند که بیش از سه دهه است روزانه حدود هزار تن زباله در «سراوان» دفن میشود که ۵۵۰ تن از این زبالهها مربوط به شهر رشت و مابقی مربوط به ۵۰ شهر و روستای اطراف است. شیرابههای ناشی از این زبالهها به رودخانه های «سیاهرود»، «گوهررود» و «زرجوب» رشت سرازیر و همراه با فاضلاب شهری، صنعتی و بیمارستانی وارد تالاب انزلی و دریای خزر میشود. منطقه «سراوان» واقع در ۱۷ کیلومتری شهر رشت در جوار جنگلهای هیرکانی، میزبان دپو و دفن زباله این شهر و چند شهرستان دیگر است.
گروهی از ساکنان شهر رشت در هفتههای اخیر برای چندمینبار نسبت به وضعیت نامناسب محل دفن زباله در این منطقه اعتراض کردهاند.
از سوی دیگر، سرپرست اداره کل حفاظت محیط زیست لرستان از معرفی یک واحد صنعتی آلاینده در شهرستان دورود به علت عدم رعایت الزامات زیست محیطی و سوء مدیریت در دفع فاضلاب تولیدی، به مراجع قضایی خبر داد. وی در این خصوص اظهار داشت: “به علت بی توجهی یک شرکت تولید خمیر مایه به ضوابط زیست محیطی و دفع پساب به داخل رودخانه تیره دورود (بدون کاهش بار آلودگی آن در حد استانداردهای زیست محیطی)، این کارخانه جهت اعمال قانون و حتی تعطیلی تا رفع آلایندگی به مراجع قضایی معرفی شد”.
از جمله دیگر اخبار محیط زیستی منتشر شده طی هفته گذشته می توان به در معرض نابودی قرار گرفتن کوه کرکس بر اثر گسترش بیرویه معادن سنگ اشاره کرد. براساس گزارش رسانه های داخلی، سنگ های این کوه پس از تکه شدن راهی بازار یا قبرستانها برای تبدیل به سنگ مزار میشود. به گفته یکی از کارشناسان منطقه، به دلیل تخریبهای پی در پی در کرکس، بسیاری از قناتهای منطقه خشک شده و یا در حال نابودی است.