اخراج کارگران کارخانه آب معدنی داماش

امروز دوشنبه ۵ آبان ماه، حدود ۱۲ نفر از کارگران کارخانه آب معدنی داماش با سابقه بین ۱۰ تا ۱۵ سال به دلیل آنچه‌ “عدم نیاز” عنوان شد، از محل کار خود اخراج شدند.

به نقل از ایلنا، امروز دوشنبه ۵ آبان‌ماه ۱۳۹۹، نزدیک به ۱۲ کارگر شاغل در این واحد تولیدی به دلیل عدم نیاز با اتمام قراردادهای کار خود تعدیل شدند.

بر اساس این گزارش، کارگران تعدیلی از کارگران قدیمی و باتجربه کارخانه آب معدنی داماش هستند که بعد از یک دوره از تعطیلی کارخانه در سالهای ۹۱و ۹۵ بیکار شده و سال گذشته مجددا از سوی کارفرمای قبلی به محل کار خود بازگردانده شدند اما صبح امروز با افزایش مشکلات کارخانه، بار دیگر بدون دریافت مطالبات خود بیکار شدند.

این کارگران با یادآوری اینکه هنوز نزدیک به ۲۰ کارگر در این دو واحد مشغول کارند، افزودند: “این تعدیل‌ها در راستای کاهش هزینه‌ها صورت گرفته و این نگرانی را به وجود آورده که همکاران باقیمانده نیز به سرنوشت مشابه مبتلا شوند”.

به گفته یکی از کارگران: “در حال حاضر حدود سه ماه و نیم حقوق معوقه طلبکارند و بیمه تامین اجتماعی آنها نیز چندین ماه به تاخیر افتاده است”.

این کارگر با بیان اینکه همکاران تعدیل شده آنها بین ۱۰ تا ۱۵ سال سابقه کار داشتند، اظهار داشت: “تاخیر در پرداخت حق بیمه جدا از مشکلاتی که در زمینه دریافت خدمات درمانی برایمان به وجود آورده، باعث شده تعدادی از همکاران باسابقه کارخانه که در شرف بازنشستگی با مشاغل سخت و زیان‌آور هستند به دلیل پرداخت نشدن حق بیمه در اردیبهشت ماه برای بازنشسته شدن دچار مشکل شوند و کارفرما نیز از پرداخت ۴ درصد هزینه بازنشستگی این تعداد کارگر خودداری کرده است”.

او گفت: “مدیریت این واحد تولیدی مدعی است در این فصل از سال به دلیل کاهش حداقلی تولیدات کارخانه توان پرداخت به موقع دستمزد و بیمه کارگران شاغل در کارخانه را ندارد، به همین دلیل با تعدیل نیروی کار راحت‌ترین کار را برای کاهش هزینه‌ها انجام می‌دهد”.

این منبع کارگری از تلاش کارگران بیکار شده برای بازگشت به کار خبر داد و گفت: “بعد از سال‌ها تلاش در این کارخانه فرصت شغلی جدیدی برایمان وجود ندارد”.

او افزود: “این مجموعه در حال حاضر متعلق به هلدینگ گروه ملی است و هلدینگ باید پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کارگران این واحد تولیدی و خانواده‌های آنها پیش آمده است. زمانی که کارخانه از شرکت سرمایه‌گذاری منصور آریا به بانک ملی واگذار می‌شد باید فکر سرمایه انباشته و نقدینگی در گردش می‌بودند تا کار به اینجا نرسد”.

در تیر ماه سال جاری نیز ۱۵ کارگر این کارخانه، از محل کار خود اخراج شدند.

کارگران این واحد صنعتی در ۲ سال گذشته بارها از معوقات مزدی خود خبر داده و جهت رسیدگی به مطالبات خود دست به تجمع زدند.

عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت سعید اقبالی در زندان اوین

سعید اقبالی، فعال مدنی زندانی که دوران محکومیت ۵ ساله‌ی خود را در زندان اوین سپری می‌کند، با وجود پارگی هفتاد درصدی پرده گوش راست و عفونت و درد شدید ناشی از آن از اعزام به بیمارستان و انجام مراحل درمان محروم مانده است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سعید اقبالی، فعال مدنی زندانی با وجود پارگی پرده هفتاد درصدی گوش راست و عفونت و درد شدید ناشی از آن از اعزام به بیمارستان و انجام مراحل درمان محروم مانده است.

یک منبع نزدیک به خانواده آقای اقبالی در خصوص آخرین وضعیت وی گفت: “سعید اقبالی در زمان بازداشت خود در سال ۹۶ توسط یکی از ماموران بازداشت کننده با دستبند مورد ضرب و شتم قرار گرفت و در زمان حضور در بند ۲۰۹ زندان اوین دچار خونریزی از ناحیه گوش راست شد و همان زمان دکتر بهداری زندان اوین گفت که گوش او آسیب دیده است. او نهایتا پس از آزادی به دکتر متخصص مراجعه کرد و دکتر گفت که پرده گوشش آسیب جدی دیده و پس از ترمیم پرده گوش نیازمند انجام عمل جراحی است.”

این منبع مطلع افزود: “آقای اقبالی از خردادماه امسال دوران محکومیت خود را در زندان سپری می‌کند و دکتر زندان از تیرماه امسال چهار بار دستور اعزام به بیمارستان او را صادر کرده است. شب گذشته آقای اقبالی از شدت درد گوش به بهداری اوین منتقل شد و متخصص گوش و حلق و بینی او را معاینه کرد و گفت که نامه‌ای خطاب به امین وزیری، دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی نوشته و گفته که باید جهت درمان و انجام عمل جراحی به دلیل “۷۰ درصد پارگی پرده گوش راست و عفونت پیش رونده به سوی مخچه” سریعا به بیمارستان اعزام شود و اگر زودتر درمان نشود شنوایی گوش راست خود را به زودی کاملا از دست خواهد داد. “

منبع نزدیک به آقای اقبالی در ادامه سخنان خود افزود: “آقای اقبالی به پزشک زندان گفته این پنجمین بار است نامه اعزام او به بیمارستان نوشته شده اما هیچ‌گاه او را اعزام نکرده‌اند و دکتر زندان به وی گفته است به دلیل آنکه زندان اوین به بیمارستان طالقانی و شهدای تجریش بدهی دارد، این بیمارستان‌ها از پذیرش زندانیان سر باز می‌زنند و تنها در صورتی که زندانی هزینه درمان خود را متقبل شود او را به بیمارستان اعزام خواهند کرد و زندان تنها در مواقع اضطراری که زندانی اقدام به خودکشی کند او را به بیمارستان منتقل خواهد کرد. آقای اقبالی نیز به وی گفته است به دلیل آنکه ماموران وزارت اطلاعات در زمان بازداشت او این آسیب را به وی وارد کرده‌اند باید خود آنها هزینه را متقبل شوند. اکنون آقای اقبالی بدون رسیدگی پزشکی در زندان نگهداری می‌شود.”

طی سال‌های اخیر بسیاری از زندانیان سیاسی در کشور به دلیل عدم پذیرش توسط بیمارستان‌های طرف قرارداد با سازمان زندان‌ها از اعرام به بیمارستان محروم مانده یا پس از اعزام بدون رسیدگی پزشکی به زندان بازگردانده شده‌اند. این اقدام مسئولان بیمارستان به دلیل بدهکاری سارمان زندان‌ها به بیمارستان و عدم تقبل هزینه‌ها از سوی زندان‌ها عنوان شده است.

آقای اقبالی در تاریخ ۱۲ بهمن ۹۶ توسط ماموران اداره اطلاعات در منزل خود در کرمانشاه بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. آقای اقبالی در تاریخ ۲۲ فروردین ۹۷ با تودیع وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. سعید اقبالی در تاریخ ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ برای ارایه آخرین دفاع به شعبه ۶ دادسرای اوین (مقدسی)  احضار و به دفاع از خود پرداخت.

این فعال مدنی شهریورماه ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در مرحله تجدیدنظر توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” برای وی قابل اجرا است.

سعید اقبالی نهایتا روز یکشنبه ۱۱ خردادماه ۱۳۹۹ پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوره محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد. وی حدود یک ماه پیش از بند ۴ زندان اوین به بند ۴ این زندان منتقل شد.

بیانیه ۶۰۰ معلم شاغل و بازنشسته در محکومیت حکم محمدتقی فلاحی

ششصد نفر از معلمان شاغل و بازنشسته ایران با امضای بیانیه ای محکومیت «محمدتقی فلاحی» دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران(تهران) به دو سال زندان تعزیری را محکوم کردند. متن این بیانیه را که قرار گرفته است در ادامه بخوانید:

« محمدتقی فلاحی، دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران(تهران) به دو سال زندان تعزیری محکوم شد. شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران حکم ناعادلانه دو سال حبس تعزیری ایشان که در دادگاه انقلاب اسلامی تهران توسط طلبه جوان به نام ایمان افشاری صادر شده بود را عینا تایید و در تاریخ ۲۹ مهر ۹۹ ابلاغ کرد. حکم بدون تشکیل جلسه دادگاه تجدیدنظر و بدون شنیدن دفاعیات شفاهی صادر شد و اتهام ذکر شده در آن نیز «اجتماع و تبانی از طریق عضویت در تشکل غیرقانونی» است.

متاسفانه هم اکنون سال هاست که شرکت در تجمع های صنفی،مشمول ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی به شمار می آید و فعالان صنفی بسیاری با این اتهام و با استناد به این ماده قانونی،به زندان های تعلیقی و تعزیری محکوم شده اند. ماده ۶۱۰ و به ویژه تفسیر مبسوطی که قضات دادگاه انقلاب از آن دارند بی گمان با برخی از حقوق ملت در تناقض است. در اصل ۲۶ قانون اساسی،به آزادی انجمن های صنفی تصریح شده است. در اصل ۲۷ نیز تشکیل اجتماعات و راه پیمایی ها،بدون حمل سلاح و به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد اعلام شده است.

کانون صنفی معلمان ایران،بنا به اصل ۲۶ قانون اساسی، یک نهاد قانونی است و طبق اصل ۲۷ قانون اساسی نیز همه گردهمایی های فرهنگیان سراسر کشور کاملا قانونی می باشند. بنابراین استناد به ماده ۶۱۰ و به زندان افکندن کنشگران صنفی،بی شک کاری خلاف قانون اساسی است و بنا به ماده ۵۷۰ قانون مجازات اسلامی،جرم محسوب می شود : «هر یک از مقامات و مامورین وابسته به نهادها و دستگاه های حکومتی که بر خلاف قانون،آزادی شخصی افراد ملت را سلب کند یا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران محروم نماید علاوه بر انفصال از خدمت و محرومیت یک تا پنج سال از مشاغل حکومتی،به حبس از دو ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.»

ما،شماری از معلمان بازنشسته و شاغل کشور ،خواستار برخورد با قضاتی هستیم که قانون اساسی کشور را نادیده می گیرند؛ از جمله با قضاتی که در دادگاه های بدوی و تجدیدنظر و بر خلاف قانون اساسی،محمد تقی فلاحی را به دو سال حکم زندان تعزیری محکوم کرده اند. در قانونی بودن کانون صنفی معلمان ایران،هیچ شک و شبهه ای نیست. علاوه بر اصل ۲۶ قانون اساسی که به آزاد و قانونی بودن انجمن های صنفی تصریح دارد این نهاد صنفی،پروانه فعالیت خود را در سال ۱۳۷۹ از وزارت کشور دریافت کرده و تاکنون در هیچ دادگاهی پروانه فعالیت آن،ابطال نشده است. آخرین مجمع عمومی آن نیز در سال ۹۵ و با حضور نمایندگان وزارت کشور برگزار شد.

 محمد تقی فلاحی، بنا به گواهی حدود دو دهه فعالیت صنفی مستمر ایشان در کانون صنفی معلمان ایران و همچنین همه کسانی که ایشان را از نزدیک می شناسند انسانی اخلاق مدار،قانون گرا،منطقی و خشونت پرهیز است که به هیچ عنوان اتهام تبانی بر علیه امنیت کشور به ایشان نمی چسبد- و البته این سخن درباره همه فعالان صنفی فرهنگی سراسر کشور،صادق است. شکی نیست که فلاحی یکی از ارزشمندترین کنشگران صنفی معلمان است که در دو دهه گذشته در جنبش صنفی فرهنگیان سراسر کشور،پرورش یافته است و محکومیت ایشان به ۲ سال زندان،رسوایی بزرگی برای نظام قضایی کشور است که ادعای عدالت دارد. زندان جای فلاحی نیست؛جای دزدان بیت المال است،جای کسانی است که حقوق ملت را زیرپا می گذارند،جای کسانی است که خون مردم بی گناهی را ریختند که از فقر و بیکاری و تورم دو و حتی سه رقمی به تنگ آمده بودند و برای اعتراض مسالمت آمیز به خیابان آمدند. زندان جای قضاتی است که به هنگام رای،چشم خود را بر قانون اساسی می بندند.  ما خواستار ابطال حکم دو سال زندان محمد تقی فلاحی هستیم و پیگیری نقض حقوق ایشان را به هر طریق ممکن،حق خود میدانیم.»

اسامی امضا کنندگان:

مهدی بهلولی/ محسن عمرانی/ فرحناز حیدری/ رحیم امیری/ محمدعلی زحمتکش/ یعقوب یزدانی/ ولی میرزا سیدی/ زلیخا فلاح/ مسعود زینال زاده/ سید محمود باقری/ نرگس ملک زاده/ صلاح آزادی/ پروین اسفندیاری/ ژاله روح زاد/ سهیلا خوشبین/ مریم محمدی/ بلقیس جوانروح/ آزاده شیرکوند/ محمد شیورانی/ پروین سلیمی/  زینب سپهری/

رحمن عابدینی/ حسن جوهری/ شهرزاد قدیری/ وحید دهسری/سارا سیاهپور/ شبنم بهارفر/ نسرین بهمن پور/ مریم حق شناس / علیرضا رجبیان / آفاق خاقانی/ منیژه آزادی /سهیلا معصومخانی/ پروین صالحی/رضا میرزاده/ سعید حق پرست/ محمدنبی ماستری فراهانی/تبسم ایلخاص زاده/ سلطنت صادقی/ ابوالفضل رحیمی شاد/ محمدرضا نیک نژاد/ فرهاد حسین زاده/ غفاردیندار امین جان/تیمور باقری کودکانی/ منصور محمدی/ هنگامه احمدی/ هومن عدالتی شیروان/ سیده نسرین موسوی/ مینا مؤذن / شهرام جمالی/ احمد حیدری/ خلیل موحد

نعمت الله شیخ سقا/اکبر نهاری/ابراهیم گرمساری/محمد کاظم حق شناس/ احمد سبحانیان/ حسین بختیاری آزاد/ محمود ملاکی/سید حسن درخشنده/ محمد رضا اکبری/خلیل موحد/ نعمت الله شیخ سقا/ اکبر نهاری/ محمد کاظم حق شناس/ حمد سبحانیان/ حسین بختیاری محمود ملاکی/ سیدحسن درخشنده/ محمدرضا اکبری

مهدی فتحی/محمود بهشتی لنگرودی/ داود بایسته منیژه فروزنده/ محبوبه فرحزادی/ مهدی فتحی/ محمد خاکساری/ داود بایسته/ محمدجواد حسامی فر/منصور میرزایی/فاطمه سلیمی/ فرشته صفی خانی/ شیرین احمدی/ باهره علمداری/ فهیمه بادکوبه

جواد حصاری مقدم، بجنورد/ شهین یوسفی/ حیدرعلی‌باقریان قلعه‌حسن/ محمد مصافی/ محمدتقی سبزواری/ رامش خسروی/ محمد رضا داوری/ مهوش رسولی/ منصوره عرفانیان/ محمد داوری/ محمد طاهری/ رضا حکیم الهی، مشهد/حمید محسن زاده/ شهره مردان/ مصطفی رباطی/محسن کام بر/ محمدرضا سروری/ حمید قندی/علی فروتن / محمدرضا رمضانزاده/ مهدی قهری/مجتبی گودرزی

شهپر بامداد/ عصمت گرامی/منیره بابایی/ مصطفی زینلی/ جواد بابازاده رها/ یداله ویژه/ سینا نوری/ مهتاب رحمانی /بانو شیخ الاسلامی/اسدالله سیف/مژگان خوش عاقبت / حمیده زارع / آذر یعقوبیان / حمزه علی نصیری/ مژگان باقری

ثریا نور/ جناب سفیدان / مستانه فیروزمندی/ صابر موحدی/ میهن دخت ذولفقاریان/ برات قربان زاده/ حمیدرضا قوی بنیه/ منصوره کاشانی‌/ یداله دلیر/ قاسم فلاح / سعید کرد کریمی/ محمود مقدسی/علی وکیلی/ حسین حامد پاکدشت/محمد دعاچی/علی حشمتی کلهر/فاطمه سلمانیان/ فاطمه مرادی

مرتضی الیاسی/ آفاق خاقانی/ محمود صدیقی پور/ سیاوش لاهوتی/ ملک حسین برات زاده/ مجتبی ابطحی/ حسام شیخ محمدی‌اسدآباد/ ملیحه واعظ ترشیزی/ فرهاد نیکویی/ محمد جواد حجتی/ بهنام محمدی/ فریدون سیاوشی/ عوض محمد قلیچ زاده/ هدایت دشه ای/ محمد حسن پوره/ ملیحه عباس مرادی/ مریم شریفی/ امیر شجاعی/ علیرضا زارع یزد

توفیق مرتضی پور/حسن بلوچیان/ امید ناصحی فر/ شهناز خالقی/ شیرزاد عبدالهی/ حسین شاهدی/ محمد حسین پوره/ رضا ندیم/ امین امیری / محمد ابراهیم نوروزی/ ایرج رهنما/ سید نوالدین  امیر آبادی/حسین مهرابی/ علی اورک/امید قجریبردر/مجید نقی زاده/ فهیمه جهانگرد/ منیژه قاسمی/ سهیلا کرمی/ فریده قهرمانی فر/علی محمودی/ زهرا خماریان/ محمد نادری/ شهناز بابایی/علیرضا هاشمی سنجانی/ سحراحمدی/ فخری کوچکی/ فرزانه شاهوردی/ مصطفی ابراهیم زاده/ ام البنين رضازاده/ نسرین ملکی/نسرین صادقیان/ مهوش غفاری/ دلارام غریبزاده/ مرضیه سلیمی/ اکرم روزبهانی

کیکاوس عنبری/ علیرضا گلی/ وحید میرشکار/ محمدجواد منتظری/ محمد جواهری/ میرآقا رضازاده/ سید جلال موسوی/ بهنام زارع/ گودرز شفیعیان/ فاطمه بشیری/ منصوره گرکانی/ حمیدرضا فاروجی زاده/ لیلا ادهم/ تورج گورکانی/ صلاح الدین سرخی/ عزت الله سوره میلی/ جواد دشتی خویدکی/ سید جمال آشفته/ علیرضا هاشمی/ نزهت نیستانی

سهیلا سیاوشی/ علی اکبر باغانی/ محمدرضا گودرز زاده/ شاپور تقی پور/ بانو مرادی/ محمد حسن محقق معین/روح الله قدیمی/ حسین زارعشاهی/ پروانه جوانمردی/ گوهر شریفی/ مریم عبادی فر/رضا امیرمحمدی/محسن نورایی/ هاله شهبازی/ فاطمه آقائی/ اکرم احمدوند/ مهران ناصری/محمد حسین زارعیان/لیلا قنبری/خدیجه مولائی/ سیدعلی بنی طبا/ فاطمه قراخانلو/قدرت فرقانی/محسن باقری/ صاحب انوشه/ جناب قاضی پور/ ژیلا خیر

رویا بلوری/ پرویوش طاهر کوهستانی / فرحنار حسینی پناه/ قاسم  بیات/علیرضا قربانی/ فرحناز حیدری/ ایران شفیعی/ پروین قهرمانی/ جعفر ابراهیمی/ رسول نورانی/عباس كاظمی/مرتضی راد سر/ فاطمه تقی پور/ قربان زاده/ پروین کسبی/ مهناز ریاضی/ عشرت بستجانی/ مریم حامدی/ عصمت شریفی روزبه اسدی/ پروانه تقی زاده/ شیرزاد رستگار/هادی کیایی/ یوسف اصلانی/ محمد خدایی/حمید رضا دریایی/ علی محمد ترابی/ مریم بابایی/ شیرین فتحی/فرشاد نژاد موری/ سیروس محمدی/ بتول خرمی/ خدیجه پاک ضمیر/ خمسه/ ابوالفضل پور محمود/ خلیل احمدی/ رسول اسلامی/ دکتر رضا میمندی/ افسانه نصیری/ زهرا امیرشریفی/ اکرم نورایی

الهه معصومی/علیرضا آقانوری/مینا نصیری/ مهناز دیلمقانی/محمد آقاحسنی/ شهین محمدی/ محمد شیورانی/عبدالله شیخی/ زهرا عباسی شیاری/ جمیله حیدری/ زهرا عوض زاده/ بتول عوض زاده/ علی اکبری/ فاطمه رحمانی/ فرزانه ناظران پور/ اسماعیل فرهنگ منش/ اشرف سیدمحمودی/ حسن رضوانی مقدم/ هدایت دشه ای/ محمود مژده/ طالب محمدی/ فائزه الماسی/ مهدی رحمانی/ مهدی فرجی/ ابوذر شهرکی/کریم سیاهپور/پری زراسوند/مهری رضایی/منوچهر اکبری/ حسن بلوچیان/راحله حریری/ نسرین عابدی/ سیما نوروزی/ حسن نادری/ بهمن افشین/ سیدعلی سعیدی/ حمید رحمتی/ محمد حسین زارع/ محمد حاجی حسینی/ محمد مهدی وثوقی/ مدینه حقیقت/ فرزانه خانی/ حسن علی پور/ حسن آریامنش/علیرضا مصلحی راد/ انوش عادلی/ حجت الله شهسواری/ زینب اسدی/ جناب مشهدی / احمد بهادران/ احمد تقوی/ سیداصغر ناقدی/ آفاق خاقانی/علی عباسیان/ عزیز محرمی/ فاطمه امینی زاد/ مینا احمدی/ حدیثه کامیاب/

احمد قادری/ ناجیه مهدوی/ مژگان طاهرخانی/ قزل گل افشین/ توحید طالبی/ ابراهیم اشرافی/افسانه صنیعی/ مهستی آدینه زاده/ مسعود فرهیخته/ جناب بیات/ محمد قاسمی/ نوراله برخوردار/علی مهدوی/ منصوره کاتوزیان/ مجید کریمی/ سلیمان عبدی/ خالد عبدالهی/ علی کروشاتی/ زهره بختیاری/ منوچهر آقابیگی/ محمد مهدی صدیقی خویدک/علی حسن زاده/ مجید رحیمی/زینب عسکری/ پژمان آماده/ علی اکبر اخوه/ سید هاشم حسینی/ محمود علیزاده/ پروانه آل بویه/ مریم ایزدی/ رضا شمس/ لقمان الله مرادی/ شهرام کریمی/ مهین دخت توسلی/حاج محمود علیزاده/سلیمان کاظمی/افروز بختیاری/ پریچهر عزیزی/سهیلا عزیزی/ اکرم سیدپور/عبدالرحمن شارونی/ محمدحسین اکبری/آذر بهمنش/ فروزان پرکاسی

محمد جورابیان/ محمد ابراهیم پژوهش/ سید ابراهیم حسینی/ بهمن گلالی/ محمد فتاحی/ اکرم مهروند/ سهیلا زال بیگی/ فرشته پورنیکو شهری/ لیلا محمدی/ عالیه امیری/ حمید شریفی منش/مهتاب سلیمی/احمد صاحب ناسی/شیرین هرمزی/ منیژه خرمشاهی/ حمیرا طاهری

علی محمد اشراقی/منیژه استکی/ ملیحه کربم الدینی/ نازی رمضانی/عبدالله نظری/ سید هاشم حسینی/بهروز درخشان/لیلا عنایت زاده / آوات رضوی/ پروین رئوفی/رفعت شهابی/ حمید طاوسی/ ژاله قانع/ عبدالله نظیرزاده/ اسماعیل سلیمانی/بهجت دانش/جواد شفیعی/ رضا فلاح/ مریم پورمحمود/ زهرا  میرمحمد/ابراهیم خدادادی/ خالد علیزاده/سعید صادقی/ سید احمد حسینی / کاظم هنرمند/ابولفضل نسرین پور/محمدحسن داودی/ یاسر ریگی/ حمید جعفری/ نیره نوربخش/ فرخنده قربانی/ ثریا نور/ ثریا ارژنگی

لیلا قاضیان/ یداله فرهادی/نوید جلالی/الهامه عزیزیان/ آزرم عزیزیان/صادق برهانی/ صدیقه مالکی فرد/نوراله برخوردار/عزیز مرادعزیزی/ مینا بیگوند/ حمید رضا صبوحی/ محمد رضا تقی زاده/ انوشه شیروانی/ محمد قاسمی/ رضیه خزاعی/ منصوره کاتوزیان/ فاطمه کریمی/معصومه استادی/ علی بهرامی

فرامرز کریمی/ حسین سلامی/ منصوره فرحزادی/ عنایت وثوقی/ تهماسب سهرابی/ بهمن طاهرخانی /محمد مومنی طارمسری/ فاطمه حسینی/ مصطفی حسین زاده/ عبدالرضا پاک سرشت/ معصومه قره باغی/ مرتضی الیاسی/ حمید یزدانی/ محمد علی توحیدی/ سیمین استخری/ حجت شرفی/سهیلا امان/ سهیلا توکلی/ فاطمه حسینی/ قنبر توحیدی نژاد/ طاهره ادیبی/ عفت  بستجانی/ گیتی  فرجی/ ذکراله   والی/ فرهاد بی ربا/ سمیه شهریسوند/ کبری  جباری/ مریم  کشاورز

صدیقه غفوری/ حیدرعمادی نسب/ احمد محمدی/ طاهر قادر زاده/ خالد مولودی/ یحیی امان الهی/ نسرین اسفندیار/ صادق  شریعتی/ مهری حاج قاسمعلی/بهنازبابازاده/ پروانه گنجه ای/ سلیمان پرویزی عمران/معصومه  شکرگزار/علی حاجی/ سکینه حبیبی/محبوبه منظمی/ رباب صفری/ مریم زارعی/ محمدتقی  پیک طالع/ زهره زرآبادی/ ام البنین ابراهیمی اشکور

یداله بهارستانی/ طاهره واعظ/ مریم حریری/ پروانه تهرانی/ زهره بختیاری/عبدالعزیز دباغیان نژاد/ ستار زارعی/ جواد سلیمی/ اعظم ضرغامی/محمد بدخشان/ معصومه سنگاری/حمید افرازه/ طاهره پویان/ محمدحسن فرامرزی/یوسف رفاهیت/ فریبا سامان/علی صادقی/ فریبا درستکار/ فرنگیس درستکار/ فرشته درستکار/ فرنگیس عباسی/ حسن رحیمیان/ محمدصالح رضایی/ سید محمدرضا  جعفرزاده

جواد لعل محمدی/ ‌محمد خدایی/ ملیحه امامی/ محمود جمالی/ احمد دهقان/ نورمراد نظری/ عباس فولادوند/ رضا بابایی/ جمشید دهقان/ محمود بسحاق/لیلا پورمند/ محمدرضا امیدی/ غلامحسین محمدی/ معصومه دهقان/ کیوان یزدانی/ حمیدرضا عباسی/ صدیقه وحیدنیا/ ناهید انصاری/ بهمن حسین زاده/ محمد اسدی/ مهین دخت شفیعی/ مصطفی واعظی/ ساسان دیلمی نژاد/ خدیجه فلاح بابایی/ صدیقه  نامور/ ماهرخ مقیمی/حمید تاجبخش/مینا نصیری/معصومه ناظم نژاد/ مهین مرادی/نصیر کیان ارثی/

مجید محمودی/فرزانه مدرس/ حسن زارعی/حافظ منصوریه/ مهرنوش حیدرزاده/عزیز ناصری/ جمیله یمودی/ محمد تقی زادگان/ بتول شریف زاده/ بهنام ابراهیم زاده/ رحمان عبدووی/ فریده شمس/ حمید دلاوری/ فریبا محلاتی/سعدی رستمی/ مهران به آئین/ علی  بروغنی

عباس رضایی/عذرا رفیعی/ محمدرضا بهنام نژاد/ سیروس فلاح/ محمود باقی زاده/ مجید اینالو/ شهلا صفوی/ مجتبی الماسی/ سید اصغر ناقدی/ عصمت نیک باقری/ فرج ناصری/ مهرانگیز ماهوری/ شهین جهانبخش/ ابوذر بامداد/ نادر شرفیان/ محمدامین فریدیان/ مجتبی الماسی

Short-term detention and confiscation of property of two Baluch citizens in Iranshahr

Over the past few days, two Baluch citizens were released on bail after being beaten, detained and their property confiscated by Iranshahr IRGC intelligence agents.

According to the Campaign for the Defense of Political and Civil Prisoners, on Friday, October 16th (2020), IRGC intelligence agents in Iranshahr, Sistan and Baluchestan Province, arrested two Baluch citizens after beating them.

The identities of these two citizens, who are brothers, are “Yasser Rouy” and “Nosrat Rouy”, the sons of Dor Mohammad.

The arrest is said to have been accompanied by the confiscation of their property. “The property of these two Baluch brothers was gasoline and diesel at a price of 20 million Tomans,” according to a credible source.

The Baloch Activists Campaign (BAC) reported that one day after their arrest, the two citizens were released on October 17th (2020) on a 50 million Toman bail.

Mehraveh Khandan, Sotoudeh’s Daughter, was Summoned to Court

Mehraveh Khandan, Nasrin Sotoudeh’s 20-year-old daughter, was summoned to court.

According to the Campaign for the Defense of Political and Civil Prisoners, Reza Khandan, the husband of Nasrin Sotoudeh, a civil activist and prisoners’ lawyer, announced that their 20-year-old daughter, Mehraveh Khandan, had been summoned to court.

According to Ms. Sotoudeh’s husband, “security pressure has been brought against Nasrin Sotoudeh and our family members, and Mehraveh, our 20-year-old daughter has been summoned to court.”

According to the judicial notice, Mehraveh Khandan must appear in Branch 15 of the Quds Judicial Complex on Monday, October 26th, 2020.

Earlier on August 17th, 2020, security forces arrested Nasrin’s daughter “Mehraveh Khandan” at the same time as Nasrin Sotoudeh went on a hunger strike and transferred her to the Evin Security Court without giving any explanation. She was released on bail the same day.

Nasrin Sotoudeh was arrested at her home and transferred to Evin Prison on June 13th, 2018. She was sentenced to 33 years in prison and 148 lashes on charges of “conspiring against state security”, “publishing lies”, “disturbing public opinion” and “insulting the authorities” which 12 years of imprisonment will be implemented.

Hassan Qadernejad, a Kurdish Activists from Saqiz, was Arrested

Hassan Qadernejad, a Kurdish activist from Saqiz, was detained by security forces and transferred to an unknown location.

According to the Campaign for the Defense of Political and Civil Prisoners, Hassan Qadernejad, a Kurdish activist living in Saqiz, was arrested by the security forces of this city without a court order and transferred to an unknown location on Wednesday October 21st, 2020.

Despite the constant pursuit of his family and relatives, his condition is in a state of ambiguity.

As of this writing, the exact reason for Hassan Qadernejad’s detention and whereabouts are unknown.

انتقال ۲ فعال ملی مدنی به بند قرنطینه زندان مرکزی تبریز

امروز دوشنبه ۵ آبان ماه ۱۳۹۹، رسول رضوی و اکبر مهاجری، دو فعال ملی مدنی پس از اتمام بازجوئی از بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز به بند قرنطینه زندان این شهر منتقل شدند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۳ آبان ماه ۱۳۹۹، اکبر مهاجری و رسول رضوی، دو تن از فعالان ملی مدنی ساکن تبریز و محبوس در بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر پس از اتمام بازجوئی ها و تفهیم اتهام به بند قرنطینه زندان مرکزی تبریز منتقل شدند. 

یک منبع نزدیک به اکبر مهاجری در گفتگو با حقوق بشر در ایران ضمن اعلام این خبر گفت: “در بازجوئی های صورت گرفته از این فعال ملی مدنی در مورد جنگ بین دو کشور آذربایجان و ارمنستان مورد سوال و جواب قرار گرفته اما از مصادیق اتهامات هنوز اطلاعی به داده نشد. حتی نزدیکان هم به شعبه بازپرسی تبریز که مراجعه کردند بازپرس پرونده به طور ضمنی اعلام کرده اتهامات مرتبط با اعتراضات اخیر تبریز است.”

اکبر مهاجری و رسول رضوی، در تاریخ  ۲۶ مهر ماه ۱۳۹۹، در پی یورش ماموران امنیتی تبریز به محل سکونت این افراد بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز منتقل شده بودند.

لازم به ذکر است، اکبر مهاجری، در تاریخ ۱۹ مهر ماه ۱۳۹۹، در پرونده مرتبط با بازداشت وی در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸، از بابت اتهام اقدام به عضویت در گروه گاماج و گوناز تی وی، توسط شعبه ۱ دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجانشرقی به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری از نوع درجه ۶ محکوم شد. 

مهاجری، در تاریخ ۱۱ مرداد ماه ۱۳۹۹, توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب تبریز به ریاست به ریاست رحیم حملبر, با اتهامات فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضویت در گروه غیر قانونی گاماج به تحمل ۳ سال حبس تعزیری و ۱ سال حبس تعلیقی محکوم شده بود. 

اکبر مهاجری, در جریان اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸, در پی یورش ماموران اداره اطلاعات تبریز به محل سکونت وی بازداشت و جهت بازجوئی به بازداشتگاه این ارگان امنیتی منتقل شد. این فعال ملی مدنی در تاریخ ۶ اسفند ماه ۱۳۹۸, با تودیع قرار وثیقه تا اتمام مراحل دادرسی از بازداشت آزاد شده بود. 

همچنین رسول رضوی، پیش از این در ارتباط با تجمعات اعتراضی هماهنگی که در تاریخ ۲۶ تیر ماه بصورت هماهنگ در مقابل سفارتخانه ارمنستان در شهرهای تبریز و تهران برگزار شده شده بود در تاریخ ۲۶تیر ماه ۱۳۹۹, به اداره اطلاعات تبریز احضار و پس از بازجوئی و تهدید با اخذ تعهد ساعتی بعد آزاد شده بود. 

بازداشت شهروند ساکن تبریز توسط نیروهای امنیتی

امروز دوشنبه ۵ آبان ماه ۱۳۹۹، ماموران امنیتی تبریز، سلیمان علیزاده، شهروند ساکن این شهر را بازداشت کردند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز یکشنبه ۲۷ مهر آبان ماه ۱۳۹۹، سلیمان علیزاده، شهروند ساکن تبریز، توسط ماموران امنیتی این شهر بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. 

یک منبع نزدیک به این شهروند در گفتگو با حقوق بشر در ایران ضمن تائید این خبر گفت: “ماموران یگان ویژه نیروی انتظامی روز یکشنبه ۲۷ مهر ماه در جریان تجمعی که در تبریز برای حمایت از کشور جمهوری آذربایجان برگزار شده بود سلیمان علیزاده، دانشجوی رشته حقوق را پس از ضرب و شتم بازداشت کردند. از زمان بازداشت علیرغم پیگیری‌های خانواده و نزدیکان از مکان نگهداری و اتهامات سلیمان علیزاده اطلاعی در دسترس نیست.”

زخمی شدن یک کولبر در مناطق مرزی بانه

روز یکشنبه ۴ آبان ماه، یک کولبر اهل روستای ننور در مناطق مرزی هنگە ژال بانه بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی زخمی شد.

به نقل از کردپا، روز یکشنبه ۴ آبان ۹۹، یک کولبر در مناطق مرزی هنگە ژال بانه بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی زخمی شد.

بر اساس این گزارش، هویت وی “باسط محمدی” اهل روستای ننور عنوان شده است.

کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و یا زخمی می شوند.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیشتر با انتشار یک گزارش مشترک به بررسی عملکرد نیروهای نظامی و تلفات وارده به شهروندان به خصوص در نقاط مرزی کشور در محدوده زمانی سال ۲۰۱۸ پرداخته است.

بر اساس این گزارش به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، قتل ۴۸ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۱۰۴ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی در محدوده غرب و شمال غربی کشور مستند شده است.

مطابق این آمار، در کنار افرادی که هویت آنان به عنوان کولبر روشن شده، ۳۰۰ شهروند در ۱۱ استان کشور به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به واسطه عمل قوای نظامی دچار حادثه شدند.

باسط محمدی

نامه‌ی شماری از نویسندگان به انجمن جهانی قلم؛ آزادی فوری نویسندگان و روزنامه‌نویسان در بند را بخواهید

تعدادی از اساتید دانشگاه و نویسندگان سرشناس ایرانی با امضای نامه ای مشترک خطاب سرگشاده به انجمن جهانی قلم و سازمان های مدافع حقوق بشر با اشاره به بازداشت بکتاش آبتین، کیوان باژن و رضا خندان مهابادی، اعضای کانون نویسندگان و نیز خبرنگار و پژوهشگر جامعه‌شناسی، خسرو صادقی بروجنی از این نهادها خواستند “صدای همکاران زندانی ما را به گوش مردم جهان رسانیده و با تمامی امکانات خود آزادی فوری آن‌ها را بخواهید.” آنها در این نامه از وضعیت سلامتی این زندانیان عقیدتی به دلیل شیوع ویروس کرونا در زندانهای ایران ابراز نگرانی کردند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جمعی از نویسندگان سرشناس و اساتید ایرانی دانشگاههای مختلف با امضای نامه ای مشترک خطاب به انجمن جهانی قلم خواستار مطالبه گری آزادی زندانیان اهل قلم محبوس در زندانهای ایران از جمله بکتاش آبتین، کیوان باژن و رضا خندان مهابادی، اعضای کانون نویسندگان و نیز خبرنگار و پژوهشگر جامعه‌شناسی، خسرو صادقی بروجنی شدند.

متن کامل این نامه که نسخه ای از آن جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته است عینا در ادامه می آید:

آزادی فوری نویسندگان و روزنامه‌نویسان در بند را بخواهید!

در ماه گذشته، سه تن از نویسندگان، مترجمان و اعضای کانون نویسندگان ایران، بکتاش آبتین، کیوان باژن و رضا خندان مهابادی، و نیز خبرنگار و پژوهشگر جامعه‌شناسی، خسرو صادقی بروجنی، به اتهام‌هایی چون «تبلیغ علیه جمهوری اسلامی» و «اجتماع و تبانی به‌قصد اقدام علیه امنیت ملی»، محکوم و زندانی شدند.

این اتهام‌ها واهی و دروغ محض‌اند. هدف اصلی‌ این محکومیت‌ها و بازداشت‌ها افزایش فشار بر نویسندگان و مردم ایران است.

زندانی کردن نویسندگان در زمانی رخ می‌دهد که جهان با بیماری همه‌گیر کووید۱۹ درگیر است و ایران، و به‌ویژه زندان‌ها در ایران، به‌دلیل شمار روزافزون بیماران مبتلا به ویروس کرونا در وضعیتی بحرانی است.

ما نویسندگان و استادان دانشگاه امضا کننده‌ی این نامه از شما می‌خواهیم که صدای همکاران زندانی ما را به گوش مردم جهان رسانیده و با تمامی امکانات خود آزادی فوری آن‌ها را بخواهید.

با احترام:

یرواند آبراهامیان، داریوش آشوری، سهیل آصفی، بابک احمدی، سهراب بهداد، آزاده پارساپور، اکرم پدرام‌نیا، سعید حریری، نسیم خاکسار، مهرداد درویش‌پور، منیرو روانی‌پور، فرج سرکوهی، رضا علامه‌زاده، مراد فرهادپور، فرشین کاظمی‌نیا، آرش کیا، امیر کیان‌پور، ایمان گنجی، مهران مصطفوی، اکبر معصوم‌بیگی، فرهاد نعمانی، آذر نفیسی، پیمان وهاب‌زاده، محسن یلفانی.

در رابطه با افراد مورد اشاره این نامه لازم به یادآوری است، بکتاش آبتین، رضا خندان مهابادی و کیوان باژن، سه تن از اعضای کانون نویسندگان روز شنبه ۵ مهر پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شدند.

پیشتر دادگاه تجدیدنظر استان تهران در تاریخ ۸ دیماه ۹۸، این افراد را را مجموعا به ۱۵ سال و شش ماه زندان محکوم کرد. بر اساس رای صادره که روز شنبه ۷ دی ماه به وکلای مدافع آنان ابلاغ شده است، بکتاش آبتین و رضا خندان مهابادی، دو تن از اعضای هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران هر یک به ۶ سال حبس تعزیری و کیوان باژن به ۳ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده‌اند. این شهروندان پیشتر در دادگاه انقلاب تهران مجموعا به ۱۸ سال حبس محکوم شده بودند.

خسرو صادقی بروجنی، نویسنده و روزنامه نگار که در این نامه آزادی او نیز مطالبه شده است، هم‌اکنون دوران محکومیت خود را در اندرزگاه ۸ زندان اوین سپری می‌کند. آقای صادقی بروجنی پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شد و این حکم در مرحله تجدیدنظر به ۷ سال حبس تقلیل یافت. از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال زندان در خصوص او قابل اجرا است. وی نهایتا در تاریخ ۲۸ مردادماه امسال بازداشت و جهت تحمل حبس به زندان اوین منتقل شد.

Design a site like this with WordPress.com
Get started