Ahvaz Sheiban Prison: Situation of Three Prisoners Sentenced to Death is Unknown

Reports indicate that three Arab prisoners sentenced to death, held in Sheiban Prison in Ahvaz, were transferred to an unknown location in recent days.

According to the Campaign for Defense of Political and Civil Prisoners, three prisoners sentenced to death, Ali Motiri, Hossein Silavi, and Ali Khosraji and Ali Mojaddam were transferred from Sheiban Prison in Ahvaz to an unknown location.

Ali Motiri, a resident of Sheiban in the north of Ahvaz, was accused of “assassination of two Basijis” in Sheiban, named “Bashir Hamidi and Hassan Karouni”, who were stabbed and later died of their injuries on May 7th, 2018.

Ali Motiri was sentenced to death in the Revolutionary Court on charges of war against God. At the same time, two other Arab citizens, Abbas Rabiee and Muslim Amiri, son of Jassim, are on trial on charges of acting against the country’s security and awaiting sentencing.

Sources close to the Arab citizen say that due to pressure from security forces, the prisoner’s assigned lawyer did not provide accurate information to the prisoner’s family, and it is said that the death sentence of this citizen has been upheld by the Supreme Court.

Also, it is reported that Ali Khosraji, 26, a resident of Alavi alley in Ahvaz, and Hossein Silavi, 30, a resident of Khabineh, 4th Street, Ahvaz, who were both arrested in Ahvaz on charges of “participating in armed operations against security centers” in May 2017, were transferred to an unknown location.

The fate of these two Arab citizens along with 33-year-old Nasser Khafajian (Mormazi) (a NAJA officer) is unknown.

The initial case of these three Arab citizens in Branch 12 of the Interrogation office, presided over by Judge Jalilian, was approved and sent to the Supreme Court after the death sentence was handed down in the Revolutionary Court and approved on appeal.

All three defendants were denied the right to a lawyer during the trial.

Security and judicial officials have accused the three men of attacking Hamid checkpoint 40 km from Ahvaz and the Mojahedin police station 23 in Ahvaz in May 2017.

Ali Mojaddam, 39, an Arab prisoner from Koot Seyyed Saleh, Ahvaz, was arrested by the intelligence service along with 14 Arab citizens, including two women on February 9th, 2020. Mr. Mojaddam was tried as the first defendant in this case along with other members of this group on charges of “participating in armed operations against security forces and acting against the security of the country and communicating with the outside world and forming an opposition group.”

The Radio and Television of the Islamic Republic of Iran has published the forced confessions of some members of this group.

With the anniversary of the September 2018 attack on the Armed Forces parade in Ahvaz approaching and due to the absence of the accused in this incident and the killing of the attackers, the possibility of their imminent execution has increased in recent days and has caused concern among political and civil activists.

سازمان عفو بین الملل خواهان آزادی علی یونسی و صبا کُرد افشاری شد

سازمان عفو بین الملل، خواهان آزادی علی یونسی، دانشجوی بازداشتی دانشگاه صنعتی شریف و صبا کردافشاری فعال مدنی محبوس در زندان اوین شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، سازمان عفو بین الملل از مقامات حکومت ایران خواسته است، بی‌درنگ و بدون قید و شرط، علی یونسی، دانشجوی بازداشتی دانشگاه صنعتی شریف و صبا کردافشاری، فعال مدنی معترض به حجاب اسلامی محبوس در زندان اوین را آزاد کنند.

این سازمان بین المللی در رابطه با علی یونسی، دانشجوی بازداشتی اعلام کرد:«مقامات ایران باید علی یونسی و همه افرادی را که صرفا به دلیل یا به اتهام نسبت خانوادگی داشتن با اعضای گروه‌های مخالف نظام بازداشت شده‌اند، بی‌درنگ آزاد کنند».

عفو بین الملل همچنین با اشاره به وضعیت جسمانی صبا کرد افشاری و تشدید مشکل گوارشی وی در زمان حبس، تاکید کرد: « او را بی‌درنگ و بدون قید و شرط آزاد کنند و تا زمان آزادی، دسترسی وی به خدمات درمانی مناسب را تضمین کنند».

«علی یونسی» و «امیر حسین مرادی» دو دانشجوی نخبه دانشگاه صنعتی شریف، روز جمعه۲۲ فروردین ماه ۱۳۹۹، توسط مأموران لباس شخصی، بدون ارائه حکم و با ضرب و شتم بازداشت شده‌اند.

«علی یونسی»، برنده مدال نقره المپیاد نجوم سال ۹۵ و مدال طلای المپیاد نجوم سال ۹۶ و «امیرحسین مرادی»، برنده مدال نقره المپیاد نجوم کشوری سال ۹۶ است. همچنین، «علی یونسی» دارای مدال طلا در دوازدهمین المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک که در چین برگزار شد می باشد.

پیشتر دیده بان حقوق بشر، از مقامات ایران خواست، دو دانشجوی دانشگاه شریف تهران، «علی یونسی» و «امیرحسین مرادی» را که به مدت حدود دو ماه در سلول انفرادی نگه داشته شده اند، فوراً آزاد کنند مگر این که بتوانند آنها را متهم به جرمی مشخص، یا با شفاف‌سازی اتهام آنها، تمام حقوق دادرسی عادلانه‌‌شان را تضمین کنند.

همچنین سازمان عفو بین‌الملل مستقر در لندن با انتشار بیانیه‌ای خواستار آزادی بی‌قید و شرط علی یونسی، دانشجوی زندانی شد.

عفو بین‌الملل گفته بود: آقای یونسی به همراه یک دانشجوی دیگر که همان در یک روز بازداشت شده‌اند، به صورت علنی به داشتن ارتباط با گروه‌های «ضدانقلاب» و در اختیار داشتن «مواد منفجره» در منازل‌شان متهم شده‌اند که این اقدام ناقض حق این دو زندانی برای بی‌گناه شمرده شدن تا پیش از اثبات جرم‌شان بوده و موجب نگرانی‌های جدی در مورد تأمین سلامت‌شان می‌شود. این دو زندانی در معرض خطر شکنجه یا سایر بدرفتاری‌ها قرار دارند.

«صباکردافشاری» فعال مدنی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، با ریاست قاضی «ایمان افشاری» به اتهام «تشویق به فساد و فحشا» به ۱۵ سال حبس، با اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به ۷ سال و نیم حبس و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به ۱ سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده بود.

«صبا کردافشاری» روز شنبه ۱۱ خرداد ماه سال گذشته، در منزل پدری خود بازداشت و به بازداشتگاه وزرا منتقل شد. وی پس از ۱۱ روز بازجویی و فشار برای اعتراف تلویزیونی روز سه شنبه ۲۱ خردادماه به زندان قرچک ورامین منتقل شده بود.

گفتنی است، در تفهیم اتهام اولیه به «صبا کردافشاری»،  اتهام «تبلیغ علیه نظام از طریق گروهک معاند و طرح براندازی نرم، اشاعه فساد و فحشا و پیاده روی بدون حجاب، اجتماع و تبانی و فعالیت تبلیغی از طریق ارتباط با مسیح پولی نژاد [مسیح علی‌نژاد] و خبرگزاری هرانا» را ابلاغ کرده‌اند.

«صبا کردافشاری» پیش از بازداشت در خصوص مسایل حقوق بشری همچون زندانیان سیاسی گمنام، اقلیت‌های مذهبی و زنان فعالیت می‌کرد.

وی پیشتر در تاریخ ۱۱ مرداد ماه سال ۱۳۹۷ در جریان اعتراضات مردمی به موج گرانی‌ها نیز بازداشت شده بود. وی که در این بازداشت به یک سال زندان محکوم شد، در تاریخ ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۹۷ و در جریان موج آزادی زودهنگام زندانیان سیاسی، بدون اینکه درخواست عفو داده باشد از زندان آزاد شد.

پیشتر نیز سازمان عفو بین الملل روز دوشنبه ۱۷ تیرماه ۱۳۹۹ با انتشار یک فراخوان، در سالروز تولد ۲۲ سالگی «صبا کردافشاری»،‌ فعال مدنی زندانی معترض به حجاب اسلامی، خواستار اقدام فوری نسبت به وضعیت وی در ایران شد و از مقامات جمهوری اسلامی خواست او را فوراً و بدون قید و شرط آزاد کنند.

آلان بنگین، زندانی سیاسی محبوس در زندان تبریز آزاد شد

امروز سه شنبه ۱ مهر ماه ۱۳۹۹، آلان بنگین، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی تبریز پس از اعطای مرخصی متصل به آزادی از این زندان آزاد شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، امروز سه شنبه ۱ مهر ماه ۱۳۹۹، آلان بنگین – اهل اشنویه و زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی تبریز با توجه به اتصال مرخصی که از مرداد ماه سالجاری به وی اعطا شده بود دوران محکومیت حبس تعزیری ۵ ماهه وی به اتمام رسید و آزاد شد. 

این شهروند ساکن شهرستان اشنویه در هفته آخر مرداد ماه ۱۳۹۹، به مرخصی منتج به آزادی اعزام شده بود. 

در تاریخ ۸ خرداد ماه ۱۳۹۹, شعبه دادگاه نظامی تبریز, با صدور دادنامه ای آلان بنگین, را با اتهام همکاری با یکی از احزاب کُرد مخالف نظام به تحمل ۵ ماه حبس تعزیری محکوم کرد.

آلان بنگین, در حالی مشغول سپری کردن دوران خدمت سربازی خود بود اوایل اردیبهشت ماه ۱۳۹۹، به همراه یحیی ابراهیمی, دیگر شهروند ساکن شهرستان اشنویه توسط نیروهای امنیتی این شهرستان بازداشت و جهت بازجویی به مکان نامعلومی منتقل شده بود. 

حقوق بشر در ایران, در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۹, با انتشار گزارشی انتقال یحیی ابراهیمی و آلان بنگین, جهت تکمیل مراحل بازجوئی و تفهیم اتهام به بازداشتگاه یکی از ارگانهای امنیتی تبریز را اطلاع رسانی کرده بود. 

رضوانه خان‌بیگی؛ اعتصاب غذا به خاطر اجرای قانونی که خودشان تصویب کرده‌اند

«رضوانه خان‌بیگی» یکی از زندانیان سیاسی «بند زنان زندان اوین» است که در اعتصاب غذا به سر می‌برد. او خواسته عجیبی ندارد فقط می‌خواهد قوانین خود حکومت و قوه قضاییه درباره او هم اجرا شوند. رضوانه به بیماری صرع مبتلا است و در صورت عدم دسترسی به دارو دچار تشنج‌های شدید می‌شود. درخواست او دسترسی به دارو و درمان‌های پزشکی و استفاده از قانون جدیدکاهش حبس تعزیری و مقررات مربوط به زندانیان بیمار است.

***

رضوانه خان‌بیگی متولد ۱۳۶۹ و سی ساله است. او به صورت مسالمت‌آمیز در زمینه آزادی زندانیان سیاسی فعالیت می‌کرد. همسر رضوانه، «بهفر لاله‌زاری»، حقوق‌دان و از فعالان سیاسی است که به خاطر نوشتن مقالات حقوقی در شبکه‌های اجتماعی و مطبوعات بارها بازداشت شده است. رضوانه اولین بار زمانی بازداشت شد که همسرش‌ بهفر در زندان بود و او همراه دیگر فعالان مدنی در حمایت از آزادی زندانیان سیاسی فعالیت می‌کرد.

یک منبع آگاه به «ایران‌وایر» می‌گوید: «اوایل دی ماه سال ۱۳۹۷ بهفر در بند ۸ زندان اوین بازداشت بود. او هر روز با همسرش تماس می‌گرفته‌ است، اما وقتی متوجه قطع بودن تلفن همراه همسرش می‌شود، نگران می‌شود و با کمک دوستان قدیمی‌تر زندان که با واحدهای مختلف آشنایی داشتند، پرس‌وجو می‌کند و متوجه می‌شود نام همسرش در فهرست زندانیان بند نسوان زندان اوین قرار دارد.»

دو اتهام «اجتماعی و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت» و «تبلیغ علیه نظام» به واسطه فعالیت‌های مدنی مسالمت‌آمیز برای آزادی زندانیان سیاسی مثل شرکت در تجمع‌های مسالمت‌‌آمیز، در دست گرفتن پلاکاردهایی درباره زندانیان سیاسی و پخش پلاکارد در همین زمینه برای رضوانه در نظر گرفته می‌شود. او در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «ایمان افشاری» محاکمه و به چهار سال و نیم حبس محکوم می‌شود.

همسر رضوانه که به خاطر نوشتن مقالات حقوقی با دو اتهام توهین به رهبری و توهین به مقدسات به ۷ سال زندان محکوم شده بود، در بیست‌ودوم بهمن ماه ۱۳۹۷ با دستور عفو گسترده زندانیان که از سوی «علی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی، به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب ۱۳۵۷صادر شد، از زندان آزاد شد. او پس از آزادی از زندان تمام همتش را به کار گرفت تا رضوانه را به قید وثیقه آزاد کند و موفق شد. آن‌ها پرونده رضوانه را برای تجدیدنظرخواهی به دادگاه تجدیدنظر فرستاده بودند و منتظر رای دادگاه بودند، اما رای دادگاه تجدیدنظر هنوز صادر نشده بود که اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸ شروع شد. اعتراضات آبان ماه با گرانی ناگهانی بنزین در بیست‌وچهارم آبان ۱۳۹۸ آغاز شد. روز دوم اعتراضات اما رضوانه بار دیگر بازداشت شد: «ده، دوازده مامور اطلاعات سپاه به شکل وحشیانه، بدون داشتن حکم ورود به منزل و حکم بازداشت به خانه آن‌ها ریختند و خیلی خشن او را دستگیر کردند و وسایل شخصی مثل لپ‌تاپ، موبایل، دست‌نوشته‌ها و… را بدون داشتن حکم تفتیش و مجوز با خود بردند. بهفر چون حقوق‌دان است برای هر کدام از این موارد حکم و مجوز خواسته بود و هر چه درباره اتهامات پرسیده بود، جوابی نگرفته بود. به او گفته بودند اتهاماتش از توی همین لپ‌تاپ و موبایل و… در می‌آید. بهفر هر چه توضیح داده بود که این کار غیرقانونی است، آن‌ها توجهی نکرده بودند.»

ماموران ابتدا قصد داشته‌اند همسر رضوانه را هم با خود ببرند، اما بعد منصرف می‌شوند. خانواده رضوانه پس از دستگیری، دو هفته از او بی‌خبر بودند: «بعد از دو هفته با همسرش تماس گرفته بود و یک خبر کوتاه داده بود.آن‌ها بعدا متوجه شده بودند که رضوانه بیش از یک ماه در یک بازداشتگاه غیررسمی و مخفی بازجویی می‌شده و بعد از تمام شدن بازجویی به بند نسوان زندان اوین منتقل شده است.»

چند روز بعد از دستگیری رضوانه، جواب دادگاه تجدیدنظر پرونده اول او رسید. حکم قاضی افشاری به طور کامل تایید شده بود: «لایحه دفاعیه دادگاه تجدیدنظر را بهفر نوشته بود. می‌گفت ادله کافی دارد و چون رضوانه سابقه ندارد، احتمالا حکم در دادگاه تجدیدنظر می‌شکند، اما چهار سال و نیم حبس رضوانه عینا تایید شد.»

پرونده بازداشت دوم رضوانه به شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب داده می‌شود، جایی که «محمدرضا عموزاد» بر مسند قضاوت می‌نشیند: «بیشتر پرونده‌های اعتراضات آبان ۱۳۹۸ را به شعبه ۲۴ ارجاع داده بودند. عموزاد به این معروف است که برای همه اتهامات اشد مجازات را صادر می‌کند، در پرونده بازداشت دوم رضوانه هم همان اتهامات قبلی یعنی اجتماع و تبانی علیه امنیت و تبلیغ علیه نظام تکرار شده بود. او این بار به شش سال حبس محکوم شد و شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر هم رای دادگاه بدوی را عینا تایید کرد.» چند ماه بعد با دوندگی‌های وکلای پرونده، طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی احکام صادر شده برای رضوانه تجمیع می‌شود.

رضوانه از زمان دستگیری در آبان ماه ۱۳۹۸ تا ماه گذشته که مدت ۵ روز به او مرخصی داده شد، از حق مرخصی محروم بود: «در این مدت مادر همسرش فوت کرد، بسیاری از زندانیان به دلیل شیوع ویروس کرونا مرخصی رفتند، برای مراجعه به پزشک درخواست مرخصی کرد، اما با درخواست‌های او موافقت نمی‌شد تا این که پس از اعتصاب غذای نسرین ستوده به او مرخصی دادند که شاید خانم ستوده که با او نزدیک است، به اعتصابش پایان دهد.» رضوانه حالا خودش در اعتصاب غذاست و در نامه‌ای به «ابراهیم رییسی»، رییس قوه قضاییه، نسبت به وضعیت «نسرین ستوده» که بیش از ۴۰ روز از اعتصاب غذایش می‌گذرد، هشدار داده است. او که به بیماری صرع مبتلا است و در مواقعی که در دادن دارو به او در زندان اهمال صورت گرفته، دچار تشنج‌های شدید شده است، روزهای سختی را در اعتصاب غذا می‌گذراند: «خوردن دارو با معده خالی برای این بیماران سخت است، اما او خواسته عجیبی ندارد. او فقط می‌خواهد قانونی که قوه قضاییه خودش تصویب کرده است، اجرا شود. او می‌خواهد قانون کاهش حبس تعزیری و مقررات مربوط به زندانیان بیمار درباره او هم اجرا شود.» این چندمین بار است که رضوانه دست به اعتصاب غذا می‌زند: «چند وقت پیش او را صدا کرده بودند و وعده داده بودند که به خواسته‌هایش عمل می‌کنند. او هم ده روز مهلت داده بود و اعتصابش را شکسته بود، اما متاسفانه مسئولان زندان به وعده‌هایشان عمل نکردند و این باعث شد رضوانه اعتصابش را از سر بگیرد.»

فاطمه سپهری: نگران جان برادرم هستم

«فاطمه سپهری»، فعال سیاسی و از امضاکنندگان «بیانیه ۱۴ امضا»، اخیرا در یکی از ساختمان‌های وزارت اطلاعات مشهد مورد بازجویی قرار گرفته است.

روز چهارشنبه گذشته، بیست‌وششم شهریور ماه ۱۳۹۹، زمانی که «محمدحسین سپهری»، زندانی سیاسی و از امضاکنندگان بیانیه چهارده امضا، از زندان وکیل‌آباد مشهد در حال گفت‌وگوی تلفنی با خواهرش «فاطمه سپهری» بود، مکالمه بین آن دو قطع شد و بعد از آن به مدت چهار روز از این زندانی سیاسی اطلاعی در دست نبود، تا این که او تماس می‌گیرد و از خواهرش می‌خواهد تا به یکی از ساختمان‌های وزارت اطلاعات مشهد برود تا با او دیدار کند. فاطمه سپهری در ساختمان مذکور برادرش را ملاقات می‌کند، اما خودش هم در همان‌جا چند ساعتی مورد بازجویی و سوال و جواب قرار می‌گیرد. بهانه این بازجویی کمک به خانواده یکی از زندانیان سیاسی بوده است.

فاطمه سپهری در مورد جزئیات آن‌چه در طول این هفته بر برادرش و خانواده او رفته، به تفصیل با «ایران‌وایر» گفت‌وگو کرده است.

***

فاطمه سپهری همسر شهید و یکی از امضاکننده‌های بیانیه موسوم به بیانیه ۱۴ امضا بود که خواستار «استعفای خامنه‌ای»، «گذار از جمهوری اسلامی» و «تغییر بنیادین قانون اساسی» است.

او و سایر امضاکنندگان این بیانیه در مدت کوتاهی پس از انتشار آن، بازداشت و زندانی شدند.

آن‌ها در متن بیانیه از مردم خواسته بودند، با کنار گذاشتن تمایلات مصلحت‌جویانه، پای به میدان بگذارند، چرا که تاریخ چهل‌ساله گذشته نشان داده است که جمهوری اسلامی هیچ عزمی برای پاسخگویی به مردم ندارد و هر روزه به کج‌روی‌هایش اصرار می‌ورزد.

فاطمه سپهری روز بیستم مرداد ماه ۱۳۹۸به همراه برادرش محمدحسین بازداشت و مدت نه ماه در زندان وکیل‌آباد مشهد نگهداری و پس از آن مشمول عفو شد.

این فعال سیاسی به محض آزادی، با انتشار ویدیویی خطاب به مردم گفت که از خواسته‌هایش کوتاه نمی‌آید، سکوت نمی‌کند و به مسیری که انتخاب کرده، پایبند است.

فاطمه سپهری را پیش از آزادی با پابند به شعبه ۱۴۹ دادگاه مشهد منتقل می‌کنند و به اتهام «توهین به مقدسات و نشر اکاذیب، به قصد بر هم زدن نظم عمومی» مورد بازخواست قرار می‌دهند و در انتهای دادگاه به او می‌گویند، از آن‌جایی که نمی‌خواهیم همسر یک شهید بیش از این در زندان بماند، می‌خواهیم شما را عفو کنیم.

او برای ایران‌وایر توضیح می‌دهد که در جریان آخرین دادگاه، برای کلیه امضاکنندگان بیانیه چهارده، حکم چند سال حبس تعلیقی و دو نوبت شلاق تعلیقی صادر شده است تا اهرم سکوت‌شان باشد:

«گفتند اگر شما مرتکب هر جرمی بشوید، حتی اگر به خاطر تصادف رانندگی به زندان بیفتید، باید حبس تعلیقی‌تان را بکشید. وقتی اولین نوبت شلاق را خواندند و گفتند ۸۴ ضربه، من دیگر به هم ریختم و گفتم دستور بدهید بیایند همین الآن همه این شلاق‌ها را یک‌جا بزنند، چون من سکوت نخواهم کرد. من در جریان زندان، اطلاعات، بازجویی، بازپرسی و دادگاه سکوت نکردم. اگر به این بهانه می‌خواهید مرا ساکت نگه دارید، بهتر است همان داخل زندان نگه دارید.»

فاطمه سپهری در مورد آن‌چه در طول هفته گذشته رخ داده است، به ایران‌وایر می‌گوید: «برادرم از مدت‌ها پیش درخواست کرده بود برای روند درمان بیماری عروق گردن به یک مرکز درمانی بیرون زندان منتقل شود. بگذریم که ما را هی بردند و آوردند و اذیت کردند تا در نهایت قرار شد برای درمان به “بیمارستان قائم” منتقل بشود. همان روز ما به بیمارستان قائم مراجعه کردیم، اما گفتند چنین کسی را این‌جا نیاورده‌اند. در نهایت حدود ساعت دو ظهر بود که محمد از زندان زنگ زد و داشت برای من توضیح می‌داد که او را به جای بیمارستان قائم به “بیمارستان علوی” برده‌اند که حین گفت‌وگو، مکالمه ما قطع شد.»

خانم سپهری چند روز بعد متوجه می‌شود که مکالمه تلفنی آن‌ها به علت درگیری مسئول حفاظت زندان با برادرش محمد قطع شده است: «محمد گفت در حال حرف زدن با من بوده که آقای “تقوایی”، مسئول حفاظت زندان مکالمه را قطع می‌کند و شروع می‌کند به فحاشی. برادرم هم در پاسخ به فحاشی او می‌گوید همه این‌ها که گفتید خودتان هستید. هیئت‌امنای داخل زندان به این بهانه که به مسئول حفاظت توهین شده است، ماجرا را صورت‌جلسه می‌کنند و او را برای تنبیه به بند ۱۰۲ که محل نگهداری مجرمان خطرناک است، می‌فرستند. حالا به مجرمان آن‌جا چه قولی داده بودند که مثلا به شما اجازه تلفن یا مرخصی می‌دهیم که به محض ورود محمد به داخل، او را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند.»

فاطمه سپهری در پاسخ به این سوال که بهانه ضرب و شتم آقای سپهری چه بوده است، می‌گوید: «برادرم می‌گفت به محض این که رسیدم، بی‌هیچ بهانه و درگیری یا مشاجره‌ای ده زندانی هجوم آوردند و شروع کردند به زدن. انگار آماده درگیری بوده‌اند و آن‌قدر او را کتک زده بودند که بی‌هوش می‌شود و توی بهداری زندان به هوش می‌آید.»

خانواده سپهری از این درگیری و شرایط محمدحسین بی‌خبر بوده‌ است تا این که او بعد از چهار روز با خواهرش تماس می‌گیرد که به فلان ساختمان اداره اطلاعات بیایید تا همدیگر را ببینند.

خانم سپهری به آدرس مورد نظر در خیابان شهید قانع مشهد مراجعه می‌کند و بعد از ملاقات با برادرش در همان ساختمان، برای چند ساعتی مورد سوال و جواب و بازجویی قرار می‌گیرد:

«گفته بودند به ساختمانی در خیابان شهید قانع مراجعه کنم، بیش از نیم ساعت در کوچه منتظر ماندیم و بالاخره من و برادر دیگرم حسین به زیرزمین ساختمان هدایت شدیم. آن‌جا محمد به همراه مامور دیگری که بازجو بود و تا انتهای ملاقات ما را ترک نکرد، حضور داشتند. گویا همان لحظه آقای “جعفری یزدی” هم طبقه بالا و برای دیدار با خانواده‌اش آمده بود. درخواست کردم اگر امکان دارد آقای جعفری را هم برای دقایقی ببینم و احوالی از ایشان بپرسم که گفتند اجازه ندارید. زیرزمین را ترک کنید. بعد از تمام شدن ملاقات آقای جعفری ما را به همراه همان آقای بازجو به طبقه بالا منتقل کردند و شش برگه گذاشتند جلوی رویم که بخوانم و امضا کنم.»

کمال جعفری یزدی از فعالان سیاسی و یکی دیگر از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ امضا است.

فاطمه سپهری می‌گوید در همان‌جا به خاطر کمک به همسر یک زندانی به نام «حبیب پیرمحمدی» مورد بازخواست قرار می‌گیرد:

«چندی بعد از آزادی، برادرم از زندان تماس گرفت و سفارش خانواده یک زندانی به نام “حبیب پیرمحمدی” را کرد که اهل تربت جام بود و اسفند ماه سال ۱۳۹۶ در محل کارش در یک چاپخانه دستگیر شده بود. برادرم گفت چنین شخصی در زندان در حال [سپری کردن] حبس است. همسرش افغانستانی و دارای یک فرزند خردسال است و کس و کاری در ایران ندارد. او گفت اگر احیانا با شما تماس گرفت، جهت رفع گرفتاری دریغ نکنید. طولی نکشید که خانم این زندانی چند باری با من تماس گرفتند و نگران بودند. من حقیقتا چندان مداخله‌ای نکردم تا این که از من درخواست کمک مالی کردند. من گفتم در شرایط کمک مالی نیستم و تنها محل درآمدم همان حقوق مختصر “بنیاد شهید” است و اگر قادر به کمک بودم، به برادرم کمک می‌کردم که هم قبل از زندان انفصال خدمت گرفته و هم مستاجر است و دو بچه دارد.»

به گفته خانم فاطمه سپهری، چندی بعد همسر یک زندانی دیگر به کمک خانواده حبیب پیرمحمدی شتافت و چون اداره اطلاعات تلفن آن‌ها را رصد می‌کردند، خانم پیرمحمدی مدتی بعد احضار شد و مورد پرسش و پاسخ قرار گرفت که از چه محلی کمک مالی دریافت کرده است:

«برگه‌ای گذاشتنند جلوی من که شما به این خانواده پول داده‌اید و خانه آن‌ها رفت و آمد کرده‌اید و این حرف‌ها. از آن‌جایی که من از بیان واقعیت واهمه‌ای ندارم توضیح دادم که خودم در شرایط کمک نبوده‌ام، اما همسر ایشان را به دوستانی معرفی کرده‌ام که شاید بتوانند از جیب خودشان گره یک آدم گرفتار را رفع کنند و دیگر در جریان ماجراهای بعدش نیستم.»

آن‌ها از فاطمه سپهری می‌خواهند متن صفحات را امضا کند، اما او پاسخ می دهد که آن‌ها می‌توانند حساب‌های بانکی‌اش را بازبینی کنند:

«همان جا زنگ زدند به خانم پیرمحمدی، گوشی را دادند به من. گفتم خانم پیرمحمدی من به شما پولی داده‌ام؟ گفت نه. گفتم پس چرا این طور نوشته‌ای؟ من و من کرد و مشخص شد تحت فشار بوده است. در نهایت گوشی را دادم به آقایان اطلاعاتی. بعد هم گفتم آقای محترم یک نفر دوست دارد از جیب خودش به فرد گرفتاری که همسرش زندانی است کمک کند. اما شما که کل دارایی این مملکت را خرج “سیدحسن نصرالله” می‌کنید و او هم می‌آید جلوی تلویزیون می‌نشنید و زل می‌زند توی صفحه و می‌گوید هم غذایمان را می‌دهند، هم اسلحه‌مان را می‌دهند، شما برای آن چه توضیحی دارید؟»

فاطمه سپهری بسیار نگران وضعیت برادرش در بند ۱۰۲ است. او می‌گوید تا زمان حصول نتیجه به هر جا که لازم باشد مراجعه می‌کند و کوتاه نمی‌آید:

 «امروز به دیدار معاون دادستان، آقای “طباطبایی” رفتم. گفت به من ربطی ندارد و برو پیش دادستان. رفتم ساختمان قدوسی که محل استقرار دادستان است. گفتم برادرم را به بند ۱۰۲ فرستاده‌اید و ما نگرانیم چون این بند جای نگهداری مجرمان خطرناک است. دادستان گفتند تقاضا بنویسید برای جابه‌جایی. بعد که تقاضایم را تحویل دادم، پایین نامه را پاراف کرد و گذاشت کنار و گفت خودمان پیگیری می‌کنیم. وقتی می‌خواستم اتاق دادستان را ترک کنم، به او گفتم من نگران جان برادرم هستم. آقای “علیرضا شیرمحمدعلی” را با انتقال به بند مجرمان خطرناک از بین بردید، مراقب باشید که چنین فکرهایی در مورد برادرم به سرتان نزند.»

«علیرضا شیرمحمدعلی» زندانی جوانی بود که به اتهام «توهین به مقدسات» و «توهین به رهبری» در فضای مجازی، در تیر ماه سال ۱۳۹۷ بازداشت شده بود و در بند مجرمان خطرناک و اشرار «زندان فشافویه تهران» نگهداری می‌شد. او بارها در اعتراض به رعایت نشدن اصل تفکیک جرایم دست به اعتصاب غذا زد، اما در نهایت روز بیستم خرداد ماه سال ۱۳۹۸ به دست دو زندانی شرور با ضربات متعدد چاقو به قتل رسید. حالا فاطمه سپهری می‌ترسد مشابه آن‌چه بر سر علیرضا شیرمحمد‌علی آمد، دامان برادرش را بگیرد. او می‌گوید: «نگران جان برادرم هستم.»

 

Arsalan Hedayati went to Kermanshah’s Diezel Abad Prison to serve his sentence

Arsalan Hedayati, a Kurdish civil activist, introduced himself to Dizel Abad Prison in Kermanshah (western Iran) to serve a 4-month prison sentence.

According to the Campaign for the Defense of Political and Civil Prisoners, Arsalan Hedayati, a Kurdish civil activist from Qorveh, a city in Kurdistan Province, who had been sentenced by Branch 2 of the Kermanshah Revolutionary Court, presided over by Shahrokh Moradi, to 9 months in prison on charges of “propaganda activities against the regime” and this verdict was commuted to 4 months imprisonment in the Kurdistan Court of Appeals, introduced himself to Dizel Abad Prison in Kermanshah on Sunday, September 20, 2020, to serve his sentence.

Arsalan Hedayati, along with three Kurdish civil activists, named Ardeshir Mousavi, Shahriar Tahmasebi, and Mostafa Begheri-Ashena, were arrested on Thursday, July 5, 2018, in a coordinated action by the IRGC intelligence agents, and after being held in solitary confinement in the Kurdistan IRGC’s detention center for 2 months in harsh conditions, they were released from Dizel Abad Prison on heavy bails.

The trial of the four Kurdish civil activists was held by Branch 2 of the Kermanshah Revolutionary Court.

“In this case, numerous and harsh accusations, including ‘membership in dissident groups’, ‘forming and running a population with the intention of disrupting national security’, ‘assembly and conspiracy to act against national security’, and ‘insulting the leadership’, were attributed to my clients, which fortunately, following strict observance of the principles of justice and judicial fairness by Shahrokh Moradi, head of Branch 2 of the Kermanshah Revolutionary Court, they were acquitted of all charges and each was sentenced to 9 months in prison only in one case for propaganda activities against the regime,” Mostafa Ahmadian, the lawyer of these Kurdish civil activists, said in June this year (2020) after the verdict was issued in Branch 2 of the Kermanshah Revolutionary Court.

Eventually, the 9-month prison sentences of Arsalan Hedayati, Ardeshir Mousavi, Shahriar Tahmasebi, and Mostafa Begheri-Ashena, which had previously been issued by Branch 2 of the Kermanshah Revolutionary Court, were reduced to 4 months in the Kermanshah Court of Appeals.

Confirming the news, these Kurdish activists’ lawyer said: “In Branch 18 of the Court of Appeals, where the case was referred to that branch according to our protest, after a meeting and hearing of the defense on August 2nd, the sentence was finally reduced from 9 months to 4 months.”

گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر شهریور ۹۹

آنچه در پی می‌آید گزارش ماهانه و اجمالی از وضعیت حقوق بشر در ایران در دوره زمانی شهریور ماه ۹۹ که به همت نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تهیه شده است، این گزارش با توجه به حجم محدود آن و نیز به دلیل عدم اجازه فعالیت گروه‌های مستقل مدافع حقوق بشر در ایران نمی‌تواند بازتاب بی نقص وضعیت حقوق بشر در ایران باشد.

لازم به یادآوری است بخش آمار این تشکل به‌صورت سالانه گزارش مفصل‌‌تر خود را به اشکال آماری و تحلیلی از وضعیت حقوق بشر در ایران منتشر می‌کند.

خلاصه آنچه گذشت:

اخبار نقض حقوق بشر در شهریور ۹۹ با قریب به ۱۰ مورد اعدام، محکومیت‌های متعدد، احضارها، نقض گسترده حقوق زندانیان، نقض پایدار آزادی بیان، تجمعات کارگران بخصوص در زمینه معوقات مزدی و موارد دیگری که در استان‌های مختلف رخ داد، همراه بود. این گزارش بر مبنای اطلاعاتی گردآوری شده که صحت آن‌ها به احراز رسیده است.

اعدام

شهریور با قریب به ۱۰ مورد اعدام همچنان بازگو کننده نقض حق حیات در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران است. بنا بر گزارش نهادهای بین‌المللی، ایران به تناسب سرانه جمعیت و میزان اعدام، رتبه نخست اعدام شهروندان خود در دنیا را دارد. از مهمترین رویداد ها در این باره می‌توان به اجرای حکم اعدام نوید افکاری، از بازداشت شدگان اعتراضات مرداد ۹۷ در زندان عادل آباد شیراز اشاره کرد.

همچنین، روز سه شنبه ۲۵ شهریور‌ماه، حکم اعدام دو زندانیکه پیشتر از بابت اتهام “تجاوز به عنف” به بیش از ۱۰ بار اعدام محکوم شده بودند، در زندان مشهد به اجرا در آمد.

افزون بر این، حکم اعدام دو زندانی در یزد و اراک که پیشتر از بابت اتهامات مرتبط با “مواد مخدر” و “قتل” محکوم شده بودند، به اجرا درآمد.

به علاوه، روز پنج‌شنبه ۲۰ شهریورماه، حکم اعدام ۱ زندانی که پیشتر از بابت اتهامات “مرتبط به مواد مخدر” به اعدام محکوم شده بود، در زندان ارومیه به اجرا درآمد.

در ماهی که گذشت، شاکر بهروز، زندانی سیاسی محبوس در زندان ارومیه توسط شعبه ۲ دادگاه انقلاب ارومیه به اعدام محکوم شد.

در ضمن، حکم اعدام محی الدین ابراهیمی، زندانی سیاسیمحبوس در زندان ارومیه، در دیوان عالی کشور تأیید شد.

ار سوی دیگر، یک متهم در تهران از بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شد.

بیش از ۷۵ درصد اعدام های صورت گرفته در ایران توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمی‌شوند که نهادهای حقوق بشری اصطلاحا آن را اعدام “مخفیانه” می‌خوانند.

آزادی اندیشه و بیان

در شهریورماه بسان گذشته بازداشت متهمان بصورت متعدد گزارش شد که از میان این گزارشات میتوان به بازداشت زهرا رحیمی در تهران، شکیلا منفرد در تهران، علیرضا حبیبی فر و محمدحسین صفرپور در بهبهان، دو شهروند در کردستان، یک شهروند در چهارمحال و بختیاری، یک شهروند در سروآباد، کوثر کریمی، خبرنگار خبرگزاری مهر، یک شهروند در اردبیل و یک شهروند در سنندج اشاره کرد.

همچنین در ماه سپری شده محکومیت های متعددی صورت گرفت که از این تعداد می توان به محکومیت نوید، وحید و حبیب افکاری سنگری، به ۲ حکم اعدام، ۳۰۸ ضربه شلاق و ۸۸ سال حبس، سینا ربیعی به ۳ سال حبس تعزیری، بابک طهماسبی، روزنامه نگار به ٢ سال حبس و ۷۵ ضربه شلاق، کوروش باقری به ۳ سال حبس تعزیری، محمد مساعد به ۴ سال و ۹ ماه حبس و ۲ سال محرومیت از خبرنگاری، هادی مهرانی به سه سال و نیم حبس تعزیری، وحید هروآبادی به ۱ سال و ۴ ماه و ۱۵ روز حبس تعزیری و ۲ میلیون تومان جزای نقدی، ولی قره باشی به ۳ سال و ۳ ماه حبس تعزیری، محمد داوری به ۳ سال و ۹ ماه حبس تعزیری و امضا کنندگان بیانیه ۷۷ نفر؛ شش تن مجموعا به ۱۰ سال حبس اشاره کرد.

طبق قانون، قاضی نباید کسی را احضار یا جلب کند، مگر آن که دلایل کافی داشته باشد. اگرچه ممکن است کسی که در مظان اتهام قرار گرفته است، پس از پایان دادرسی، تبرئه شود، اما همین زدن برچسب اتهام به دیگری باید دلیل داشته باشد. قاضی در صورت سهل‌انگاری در این مورد، خود مشمول محکومیت انتظامی می‌شود. اما در این حیطه معیارهای مراجع قضایی ایران متناقض با موازین حقوق بشری است.

از این قرار، علیرضا کفایی، نازنین زاغری، زهرا رحیمی، لیلا حسین زاده و فرنگیس مظلوم به دادگاه احضار شدند.

در ماهی که گذشت، هوشمند علیپور، ناهید فتحعلیان، سها مرتضایی، علی مجتهدزاده و پریسا رفیعی محاکمه شدند.

لازم به ذکر است، مدیر مسئول روزنامه شرق و مدیرمسئول اسبق روزنامه ایران از بابت اتهاماتی از جمله “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی” مجرم شناخته شدند.

زندان

در ماهی که گذشت، یک زندانی در زندان ارومیه به دلیل سهل انگاری مسئولان زندان و عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست داد.

در ضمن، مریم ابراهیم وند، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده سینما که از تیرماه ۹۷ به صورت بلاتکلیف در بند زنان زندان اوین در بازداشت بسر می‌برد. شب جمعه ۲۸ شهریورماه با خوردن قرص اقدام به خودکشی کرد و به بیمارستان لقمان تهران منتقل شد.

لازم به ذکر است خودکشی زندانیان به دلیل رفتار نامناسب مسئولان، شرایط نگهداری زندانیان در زندانهای ایران و شرایط نامناسب روحی ناشی از ایام بازداشت مسبوق به سابقه است.

برخی زندانیان در دوران بازداشت و یا حبس خود در کنار مشکلات هر روزه زندان به ناچار برای شنیده شدن دادخواهی‌شان دست به اعتصاب غذا می‌زنند. در شهریورماه، ایرج حاتمی و بهنام موسیوند در زندان رجایی شهر کرج در اعتصاب غذا بسر بردند.

به علاوه، روز جمعه ۲۸ شهریورماه، هرانا گزارشی از خودداری زندانیان بند مشاوره زندان ارومیه از دریافت غذای زندان در اعتراض به کمبود سهمیه منتشر کرد.

از سوی دیگر، جعفر عظیم زاده و بهنام موسیوند به بهانه مثبت شدن تست کرونا، یک زندانی در زندان ارومیه و یک زندانیدیگر نیز در زندان سنندج جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند.

در ماهی که سپری شد، نوید، حبیب و وحید افکاری سنگریدر زندان عادل آباد شیراز، خالد پیرزاده در زندان تهران بزرگ توسط ماموران گارد زندان و حمزه درویش در زندان لاکان رشت توسط ماموران اداره اطلاعات رشت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

لازم به ذکر است، هرانا روز سه‌شنبه ۲۵ شهریورماه، گزارشی مبنی بر اعتراض زندانیان سیاسی زندان ارومیه همراه با خشونت گارد زندان منتشر کرد.

یکی از خطرخیزترین کانون‌های شیوع ویروس کرونا زندان‌ها هستند. قشر زندانیان کمتر مورد توجه افکار عمومی و مسئولین قرار می گیرند.

فاطمه خویشوند معروف به سحر تبر علیرغم ابتلا به بیماری کرونا از مرخصی محروم مانده و کماکان در بازداشت به سر می برد. این در حالی است که پیشتر جلسه دادگاه پرونده او به دلیل ابتلای وی به بیماری کرونا و عدم انتقال وی طبق مقررات سازمان زندان ها لغو شد.

در این خصوص هرانا گزارشی از زندان های لاکان رشت، یاسوج، عادل آباد شیراز و بازداشتگاه مرکزی شیراز منتشر کرد.

همچنین، در روز ۱۲شهریورماه، هرانا گزارشی مبنی بر پژوهشی مفصل در باب شیوع کووید ۱۹ کرونا در زندان‌های ایران منتشر کرد.

حق درمان و رسیدگی پزشکی همواره از مهم‌ترین موارد نقض حقوق زندانیان در ایران به شمار می‌رود.

از این قرار، صبا کردافشاری، فاطمه مثنی، جعفر عظیم زاده، قاسم آبسته، علیرضا گلی‌پور و بهنام موسیوند از دریافت خدمات درمانی محروم بودند.

در ضمن، الهام خمسه، زندانی سیاسی روز شنبه ۲۲ شهریورماه به صورت اجباری از زندان اوین به بیمارستان روانپزشکی امین آباد منتقل شد و عصر روز یکشنبه ۲۳ شهریورماه به زندان اوین بازگردانده شد.

از سوی دیگر، آیدا یونسی خواهر، علی یونسی، دانشجوی مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف از فشار بر برادر خود برای انجام اعترافات تلویزیونی خبر داده است.

همچنین، به دلیل عدم اجرای اصل تفکیک جرایم زهرا صفایی، پرستو معینی و فروع تقی پور متهمان سیاسی در زندان قرچک ورامین توسط تعدادی از زندانیان جرائم عمومی در این زندان مورد تهدید و آزار و اذیت قرار گرفتند.

با وجود خطرهای موجود، محرومیت زندانیان عقیدتی و سیاسی از اعزام به مرخصی به وفور گزارش شده است که از مهمترین آنها میتوان به فاطمه خویشوند معروف به سحر تبراشاره کرد.

افزون بر این، وحید و حبیب افکاری ، حیدر قربانی، فاطمه مثنی و مجید اسدی از حق تماس تلفنی و ارتباط با خانواده خود محروم هستند.

به علاوه، فرید پژوهی شهروند اهل شهرستان مریوان، پس از گذشت نزدیک به دو سال، کماکان در بازداشت و بی‌خبری به سر می‌برد و از سرنوشت او اطلاعی در دست نیست. وی پیشتر در آبان ماه ۹۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی شد.

اقلیت های ملی و مذهبی

اتنیک ها در شهریورماه نیز زیر فشار فزاینده بازداشت‌ها و احضارها بودند.

در این ماه، میرموسی ضیا گرگری در نقده، حجت مختارزاده در تبریز، سه شهروند در مهاباد و سنندج، چهار شهروند در سردشت، شش شهروند در زاهدان، سه شهروند در شهرهای بانه و مریوان، یک شهروند در جوانرود، یک شهروند در ارومیهو یک شهروند در سرو‌آباد بازداشت شدند.

به علاوه، علی عزیزی به دادگاه کیفری دو شهرستان تبریز ، محمد ابراهیم جودت به دادگاه عمومی خسروشاه، ناصر خلوصی به شعبه ۱ دادگاه انقلاب و شعبه ۱۱۲ دادگاه کیفری دو تبریز احضار شدند.

همچنین، رضا واثقی در شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری دو اردبیل و حجت مختارزاده در دادگاه انقلاب تبریز محاکمه شدند.

لازم به ذکر است، اداره ثبت احوال شهرستان اردبیل از صدور شناسنامه برای یک کودک به بهانه فارسی نبودن آن خودداری کرده است. این اداره به صورت شفاهی به والدین این کودک اعلام کرده است که باید نام دیگری را برای دختر خود برگزینند. بنا به ادعای ثبت احوال منطقه ۱ اردبیل تمامی اسامی ثبت احوال باید به تایید ۳ تن از اساتید زبان فارسی برسد.

از سوی دیگر، ماموران نیروهای امنیتی پس از بازداشت میرموسی ضیا گرگری اقدام به تفتیش منزل و محل کاری وی کرده و تعدادی از وسایل شخصی ایشان ازجمله تلفن همراه و کامپیوتر وی را ضبط کرده و با خود بردند.

در ماهی که گذشت، یک شهروند در سردشت، یک شهروند در سنندج توسط نیروهای امنیتی و شش شهروند در زاهدان توسط ماموران وزارت اطلاعات در زمان بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

اعمال فشار و تهدید اقلیت‌های مذهبی در این ماه نیز ادامه داشت.

در شهریورماه، مژده اقترافی و هوشمند طالبی در ویلاشهر اصفهان و دو نوکیش مسیحی در شهرهای سردشت و شیرازبازداشت شدند.

به علاوه، ۸ شهروند بهایی مجموعا به ۱۱ سال و ۳ ماه حبس تعزیری و فرید زیرگی مقدم به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

از این قرار، محمد (مولوی) ایوب بارانی و اصغر کوهیروحانیون اهل سنت، به اداره اطلاعات شهرستان راسک احضار شدند.

همچنین، محمدرضا (یوهان) امیدی، نوکیش مسیحی جهت اجرای حکم دو سال تبعید راهی شهر برازجان شد.

لازم به ذکر است، ماموران نیروهای امنیتی پس از بازداشت مژده اقترافی و هوشمند طالبی در اصفهان به منزل این زن و شوهر بهایی رفته و پس از تفتیش منزل تعدادی از لوازم شخصی ازجمله لپ‌تاپ، تلفن همراه، کتاب‌ها و یک دستگاه پیانوی آکوستیک آنها را ضبط کرده و با خود بردند. از سوی دیگر دو خودروی سواری و کامیونت این خانواده بهایی نیز توسط ماموران توقیف شده است.

حقوق کودک

برای برخی از نوجوانان، هنگامی که رشد و بلوغ طبیعی آنها همراه با وقایع ناراحت کننده ی دیگری باشد، ممکن است بسیار سخت و تحمل ناپذیر باشد. احساسات بسیار قوی همراه با ترس، استرس، سردرگمی، عدم اطمینان، فشار برای موفقیت و همچنین بدست آوردن توانایی فکر کردن در مورد اتفاقات به روش جدید برتوانایی حل مسئله و نحوه تصمیم گیری نوجوانان تاثیر می گذارد، و گاهی این فشارها ذهن خام و بی تجربه ی کودک را به سمت خودکشی برای رهایی از موقعیت مذکور سوق می دهد. سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی‌های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.

در ماهی که گذشت، یک دختر ۱۷ ساله در رباط کریم از طریق حلق آویزکردن خود و یک دختر ۱۷ ساله در آبادان با پرت کردن خود از ارتفاع یک ساختمان دست به خودکشی زدند و جان خود را از دست دادند.

همچنین، یک پسر ۱۵ ساله در روستای گلدره شهرستان هلیلان، یکی از مناطق بشدت محروم استان ایلام دست به خودکشی زده و جان خود را از دست داد.

افزون بر این، پسربچه شش ساله ای در کرج که ازسوی زن عمویش مورد شکنجه شدید جسمی و آزار و اذیت جنسی قرار گرفته بود پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست داد.

به علاوه، معاون اجتماعی پلیس کرمانشاه از بازداشت متهم به قتل خواهر نوجوانش با اسلحه در دهستان قلعه شاهین از توابع سرپل ذهاب خبر داد. متهم در بازجویی‌ها انگیزه شلیک به خواهر ۱۶ ساله‌اش را اختلافات خانوادگی عنوان کرده است.

در شهریورماه، دو نوزاد رها شده در ساوه و تبریز توسط نیروهای انتظامی و ماموران کلانتری پیدا شدند و جهت نگهداری به اداره بهزیستی تحویل داده شدند.

از سوی دیگر، یک دختر ۱۱ ساله در اهواز از سوی خانواده برای ازدواج با یک مرد تحت فشار و اجبار قرار دارد. این اجبار برای پایان دادن به یک موضوع خانوادگی به واسطه اجرای سنتی تحت عنوان “سنت فصلیه”، صورت گرفته است.

لازم به ذکر است، سه نوجوان متهم به عضویت در گروه داعشکه دو تن از آنها تبعه کشور عراق هستند، توسط دادگاه کیفری تهران مجموعا به ۱۷ سال حبس محکوم شدند.

در ضمن، ۶ کودک در زاهدان توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شدند. گفته میشود بازداشت این کودکان با ضرب و شتم همراه بوده است.

گفتنی است، ۱۰ کودک کار در شهرستان شاهین شهر واقع در استان اصفهان، توسط اداراه بهزیستی در زیرزمین این اداره محبوس شدند.

زنان

روز دوشنبه ۱۰ شهریور، یک زن در یکی از روستاهای شهرستان شازند در پی مشاجره خانوادگی، توسط همسر خود مورد اصابت ضربات چاقو قرار گرفت و پس از انتقال به بیمارستان، به دلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.

در ضمن، رئیس پلیس آگاهی خراسان شمالی از دستگیری مردی در اسفراین خبر داد که همسرش باردارش پس از ضرب و شتم شدید توسط او به بیمارستان منتقل شده و پس از چند روز به دلیل خونریزی داخلی به همراه جنین ۶ ماهه جانش را از دست داده است.

به علاوه، روز پنجشنبه ۶ شهریورماه، یک زن ۳۵ ساله در کرج، اقدام به آتش زدن خود و فرزندش کرد. طی این حادثه کودک ۸ ساله که دچار بیماری صعب العلاج بوده، در خودرو فوت کرده و مادرش پس از انتقال به مراکز درمانی به علت شدت سوختگی جان خود را از دست داده است. “اختلافات خانوادگی” دلیل این اقدام عنوان شده است.

از سوی دیگر، یک زندانی که به دلیل بدهکاری مهریه و دیه ضرب و جرح همسر سابق خود در زندان بود با گرفتن مرخصی از زندان او را به قتل رساند.

لازم به ذکر است، روز دوشنبه ۱۷ شهریور، یک زن جوان در تهران توسط شوهرش مورد اسیدپاشی قرار گرفته و به بیمارستان منتقل شد.

اسید، یکی از معدود محصولاتی است که بازار خرید و فروش آن در کشور هرگز از رونق نیفتاده است. علاوه بر سهولت دسترسی و تهیه اسید در بازارهای ایران، نبود قوانین پیشگیرانه کافی نیز بر تداوم جرمی تحت عنوان “اسیدپاشی” موید شده است.

کارگران و اصناف

در ماهی که سپری شد ۸۳ کارگر در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار در اقصی نقاط کشور دچار حادثه شدند. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

در شهریورماه، عدم رعایت ایمنی کار ۳۹ کارگر را مصدوم و۴۴ تن دیگر را به کام مرگ کشاند.

از اخبار مرتبط در این حوزه می توان به مرگ ۴ معدنچی و ۱ کارگر دیگر در پی ریزش معدن زغال سنگ هجدک، مرگ و مصدومیت ۵ کارگر در شهرهای اصفهان، تهران، نسیم‌شهر و ایلام، مرگ و مصدومیت ۷ کارگر در شهرهای تهران، سنندج، تبریز و دهگلان، مرگ ۶ کارگر در شهرهای آران و بیدگل، ایلام، بندر لنگه و پیشوا، مرگ و مصدومیت ۶ کارگر در زابل، زنجان، ایلام، مرگ ۲ کارگر در شهرهای منوجان و کرج و مصدومیت ۳ کارگر در شهرهای تهران و ثلاث باباجانی اشاره کرد.

لازم به ذکر است، صبح روز دوشنبه ۳ شهریور، کارگر جوان اداره برق مسجد سلیمان پس از درگیری لفظی با پیمانکار خود دست به خودسوزی زد. به گفته رئیس اداره برق مسجد سلیمان، درگیری پیمانکار با این کارگر بر سر «دو روز غیبت» وی صورت گرفته است. این کارگر پس از این اقدام به بیمارستانی در اهواز منتقل شده است.

همچنین، یک دامدار جوان اهل شهرستان بهمئی واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد روز یکشنبه ۲ شهریور با حلق آویز کردن خود اقدام به خودکشی کرد و جان باخت. علت خودکشی این شهروند ناتوانی اقتصادی در پرداخت اقساط وام دامداری عنوان شده است.

در شهریورماه، سجاد شکری، فعال کارگری، توسط دادگاه انقلاب تهران به چهار سال حبس تعزیری محکوم شد. گفته می شود این حکم در پی حضور وی در تجمع اعتراضی روز جهانی کارگر که در سال ۹۸ مقابل مجلس برگزار شده بود، صادر شده است.

به علاوه، دو تن از نمایندگان صنفی کارگران شرکت کنتورسازی ایران، در جریان تجمع اعتراضی این کارگران در مقابل دادگستری کل استان قزوین بازداشت شدند.

اگر چه که کارگر و کار انجام شده توسط او، دارای منزلت و جایگاه بسیار بالایست، ولی متاسفانه این جایگاه مورد توجه مسئولین، کارگزاران و کارفرمایان قرار نمی گیرد و در بسیاری از مواقع، این قشر ضعیف جامعه موفق به اخذ معوقات مزدی و رسیدن به مطالبات حداقلی خود نمی شوند، و یا بدون دلایل موجه از کار اخراج و یا تعدیل می‌شوند. به همین خاطر در بسیاری از موارد برای تحقق خواسته های خود ایجاد تجمعات اعتراضی را برمی گزینند.

در شهریورماه، دستکم ۱۲۶ تجمع اعتراضی برگزار شد که از مهمترین آنها میتوان به تجمع اعتراضی کارگران هفت تپه، کارگران شهرداری لالی، کارگران کارخانه کنتورسازی قزوین، دامداران استان فارس، کارگران کارخانه کمپروسورسازی تبریز، کارگران خدمات و فضای سبز شهرداری سوسنگرد، کارگران آب معدنی داماش، کارکنان هتل هرمز بندرعباس و کارکنان اخراج شده شرکتمپنا اشاره کرد.

افزون بر این، شماری از بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی در شهرهای تهران، رشت، اراک، مشهد، اهواز، تبریز، کرج، ارومیه، لرستان، کرمان و شوش، معلمان نهضت سواد آموزی و کارکنان مخابرات روستایی در مقابل مجلس شورای اسلامی، معلمان حق التدریس در مقابل وزارت آموزش و پرورش و پرستاران بیمارستان‌های استان اصفهاندر مقابل ساختمان استانداری برای تحقق خواسته های خود دست به تجمعات اعتراضی زدند.

در این ماه معوقات مزدی متعدد بسان گذشته در جریان بود.

از جمله اخبار در این حیطه میتوان به معوقات مزدی کارگران شهرداری سی سخت، کارگران شهرداری شهرستان حمیدیه، کارگران معدن آقدربند، کارگران شهرداری های استان کهگیلویه و بویراحمد، کارگران بیمارستان دهدشت، کارگران شهرداری کوت عبدالله و کارگران آب و فاضلاب حوزه شهری آبادان اشاره کرد.

همچنین، نیروهای قراردادی بیمارستان شهرستان باشت، کارکنان شرکت آب و فاضلاب روستایی استان خوزستان، پرسنل حمل و نقل شرکت هواپیمایی هما و پرستاران بیمارستان‌های استان اصفهان دارای معوقات مزدی هستند.

در ماهی که سپری شد، رئیس کل دادگستری استان کهگیلویه و بویراحمد از بازداشت گروهی از شهروندان فعال در زمینه مدلینگ تحت عنوان «باند مروج فساد و فرهنگ غربی» در فضای مجازی، در این استان خبر داد.

در ضمن، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان اصفهان از پلمب ۲۸ فروشگاه و صدور اخطار پلمب برای ۵۶ فروشگاه به دلیل آنچه «فروش البسه نامتعارف و غیر مجاز» خوانده است خبر داد. به گفته وی بیش از ۴ هزار دست لباس و ماسک بهداشتی طرحدار نیز در این طرح ضبط شده است.

تحمیل سبک زندگی و مبارزه با آنچه “سبک غربی” زندگی خوانده می شود از نخستین سال های عمر حکومت جمهوری اسلامی در ایران محل کشمکش بین شهروندان و حکومت بوده است.

بهداشت و محیط زیست

محیط بانان با توجه به اینکه در شبانه روز ۱۸ ساعت کار میکنند و فقط درماه ۱۲ روز استراحت دارند نسبت به همه کارمندان کشور دو تا سه برابر کار میکنند اما به لحاظ دریافت حقوق و وضعیت معیشتی جزء اقشار کم درآمد جامعه هستند. این در حالی ست که این قشر از جامعه هر لحظه با خطرمرگ و مصدومیت در محدوده ی کاری دست و پنجه نرم می‌کنند.

در این ماه، یک محیط بان در پی درگیری با گروهی از شکارچیان غیرمجاز در منطقه ارمک بندر لنگه با اصابت گلوله جان خود را از دست داد.

همچنین، یک قرق بان در شهرستان مهریز که به عنوان همکار در جریان دستگیری شکارچیان در کنار محیطبانان این منطقه حضور داشته است، بر اثر اصابت گلوله جان خود را از دست داد. به گفته فرمانده یگان حفاظت سازمان محیط‌زیست، این قرق‌بان بر اثر اشتباه سهوی یکی از اعضای تیم همراه خود در به کارگیری سلاح در جریان درگیری با شکارچیان غیرمجاز جانش را از دست داده است.

همینطور، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان تهران از مجروح شدن یک محیط بان در شهرستان شمیرانات در درگیری با شکارچی غیرمجاز خبر داد.

حق بر محیط زیست و مبانی فلسفی آن، از قواعد حقوق بشر و حقوق طبیعی نشأت گرفته شده است. ابتدایی ترین حق طبیعی انسان در این کره خاکی، «حق حیات» است. اما طی دهه های اخیر به دلیل استفاده بی رویه از منابع طبیعی، عدم نظارت و توجه به مباحث زیست محیطی و الگوهای صحیح، محیط زیست طبیعی به شدت مورد صدمه واقع شده است. هرانا در این حوزه گزارشاتی از هفته اول، دوم، سوم و چهارمبه هدف آگاهی سازی گردآوری کرده است.

خشونت نظامی و قضایی و امنیت شهروندان

در ماهی که سپری شد، یک کودک ۱۴ ساله کولبر به نام مانی هاشمی در مناطق مرزی شهرستان پاوه، سه کولبر در ماکو، یک کولبر در مناطق مرزی شهر نوسود، سه کولبر در مناطق مرزی سردشت و یک کولبر در مناطق مرزی اشنویه بر اثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی کشته و زخمی شدند.

لازم به ذکر است، روز شنبه ۱۵ شهریورماه، پدر و پسر ۱۱ ساله اش در شهرستان زهک واقع در استان سیستان و بلوچستان، هدف تیراندازی ماموران نظامی فرار گرفتند. در این حادثه اسماعیل ۱۱ ساله در دم جان باخته و پدرش زخمی شد.

همچنین، روز یکشنبه ۲ شهریورماه، یک شهروند در محور زاهدانزابل که به کار سوختبری مشغول بوده است، در پی تعقیب و گریز ماموران نیروی انتظامی و واژگونی خودرو جان خود را از دست داد.

همینطور، روز پنجشنبه ۶ شهریور، یک شهروند در شهرستان سراوان، در پی شلیک مستقیم نیروهای نظامی کشته شد.

از سوی دیگر، جوانی اهل شهرستان پاوه واقع در استان کرمانشاه روز دوشنبه ۱۷ شهریورماه با اسلحه شکاری اقدام به خودکشی کرده و جان باخت. علت خودکشی این شهروند بیکاری و مشکلات اقتصادی عنوان شده است.

با وجود گذشت ۳۲ سال از جنگ ۸ ساله بین ایران و عراق، هنوز مین های به جا مانده از آن دوران، در مناطق مرزی غرب، جنوب غرب و شمال غرب ایران شامل استانهای آذربایجان غربی، کردستان، ایلام، کرمانشاه و خوزستان، جان شهروندان را تهدید می کنند.

از این قرار درشهریورماه، یک شهروند بر اثر انفجار یک مینبر جای مانده از جنگ ایران و عراق در شهرستان مریوان جان خود را از دست داد.

ایران از معدود کشورهایی است که کماکان از مجازات های تحقیرآمیز استفاده می کند. این در حالی است که میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی صراحتا استفاده از مجازات های غیر انسانی و موهن از جمله اعدام و شلاق را ممنوع کرده است.

در این ماه، چهار متهم در تهران مجموعا به ۱۷۴ ضربه شلاق، یک متهم در مازندران به ۱۴۸ ضربه شلاق، سه متهم در مشهد مجموعا به ۱۱۰۰ ضربه شلاق و یک متهم در اردبیل به ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شدند.

به علاوه، در یک مهمانی خصوصی، ۲۸ شهروند توسط نیروهای انتظامی در میگون نو بازداشت شدند.

ورود به حریم خصوصی شهروندان و مداخله در امور فردی آنان از جمله انتقاداتی است که به نظام قضایی و انتظامی ایران وارد است.

۱گزارشاتی که توجهات زیادی به خود جلب کرد

در این بخش سعی شده به گزارش‌هایی از نقض حقوق بشر در مردادماه که با حساسیت و توجه بیشتری از سوی افکار عمومی مواجه شدند، اشاره شود. بدیهی است که این توجه بیشتر، الزاماً به معنی شاخص بودن این دسته از گزارش‌ها به لحاظ حجم نقض حقوق بشر در ایران نیست.

از مهم‌ترین اخبار که در این ماه بازتاب بسیار گسترده‌ای در کشور داشت، به اجرای حکم اعدام نوید افکاری در زندان عادل آباد شیراز، تأیید حکم اعدام حیدر قربانی، در دیوان عالی کشور، احکام صادره علیه امضا کنندگانبیانیه ۷۷ نفر و اقدام به خودکشی مریم ابراهیم وند، نویسنده و کارگردان سینما در زندان اوین می‌توان اشاره کرد.

۲گزارشاتی که علی‌رغم اهمیت با بی‌توجهی روبرو شدند

در مقابل بخش قبل، بسیاری از گزارش‌های حقوق بشری، اساساً با کم توجهی و بعضاً بی‌توجهی رسانه‌ها و افراد فعال در شبکه‌های اجتماعی که به هر ترتیب تشکیل‌دهنده‌ی قسمتی از افکار عمومی هستند روبه‌رو شدند. گفتنی است این نوع کم‌توجهی‌های بعضاً غیر تعمدی یا بعضاً تبعیضات هدفمند، زمینه بیشتری از تداوم و گسترش نقض حقوق بشر را فراهم می‌آورد.

از مهم‌ترین خبرها که در این ماه با بی توجهی رسانه ها و مردم روبرو شدند، میتوان به مرگ یک زندانی در زندان ارومیه، تداوم بازداشت فاطمه خویشوند معروف به سحر تبر علیرغم ابتلا به بیماری کرونا و تایید حکم اعدام محی الدین ابراهیمی، زندانی سیاسی در دیوان عالی کشور اشاره کرد.

باپیر برزه، شهروند ساکن پیرانشهر برای تحمل حبس تعزیری بازداشت شد

امروز سه شنبه ۱ مهر ماه ۱۳۹۹، باپیر برزه، شهروند ساکن توابع پیرانشهر برای سپری کردن دوران حبس تعزیری خود را به زندان شهرستان نقده معرفی کرد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از کُردپا، امروز سه شنبه ۱ مهر ماه ۱۳۹۹، باپیر برزه – فرزند: عثمان  و ساکن روستای چیانه از توابع پیرانشهر برای سپری کردن دوران حبس تعزیری ۲ سال و ۶ ماهه اش خود را به زندان نقده معرفی کرد. 

این شهروند ساکن توابع پیرانشهر، در تیر ماه ۱۳۹۸, توسط شعبه ۱ دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی پس از تشکیل جلسه دادرسی از ۸ ماه حبس تعزیری صادره توسط دادگاه بدوی به تحمل ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد. با اجرای مصوبه مجلس مبنی بر کاهش مجازات حبس تعزیری و بازگشت پرونده این فعال سیاسی به شعبه مذکور در تاریخ ۹ مرداد ماه ۱۳۹۹، شعبه ۱ دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی باپیر برزه را با اتهام همکاری با یکی از احزاب کُرد اپوزسیون حکومت ایران به تحمل ۲ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم کرد. 

در بهمن ماه ۱۳۹۸, باپیر برزه, توسط شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری ۲ شهرستان پیرانشهر با اتهام همکاری با یکی از احزاب کُرد مخالف نظام محاکمه و به تحمل ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد. پس از ابلاغ حکم این فعال سیاسی با تودیع قرار وثیقه ای به مبلغ ۲۲۰ میلیون تومان بطور موقت از بازداشت آزاد شد. 

این فعال سیاسی، در آذر ماه ۱۳۹۸, توسط ماموران اطلاعات سپاه  پیرانشهر بازداشت و جهت بازجویی به بازداشتگاه این ارگان امنیتی در ارومیه منتقل شد. 

آتش سوزی گسترده در جنگل ها و مراتع کوه کیالان شهرستان پلدختر

امروز سه شنبه ۱ مهر ماه ۱۳۹۹، در ادامه آتش سوزی های سریالی در جنگلها و مراتع کشور این بار بخشی از جنگلها و مراتع کوه کیالان از توابع شهرستان پلدختر طعمه حریق شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از رُکنا، روز دوشنبه ۳۱ شهریور ماه ۱۳۹۹، نصرالله حسین زاده، دهیار روستای چم گرداب در شهرستان پلدختر از وقوع آتش سوزی در جنگلها و مراتع کوه کیالان از توابع این شهرستان خبرداد. این آتش سوزی در حالی ادامه دارد که بر اثر نبود تجهیزات کافی برای مهار آن فعالان محیط زیست و اعضای محیط بانی منطقه با مشکلات بسیاری مواجه شدند. 

دهیار روستای چم گرداب در تشریح این خبر گفت: “بخشی از جنگل‌ها و مراتع کوه کیالان، از توابع این شهرستان دچار آتش‌سوزی شده است.”

این مقام مسئول در مورد زمان شروع این آتش سوزی افزود: “آتش سوزی از عصر یکشنبه، در منطقه اتفاق افتاد و همچنان پس از گذشت ۲۴ ساعت با شدت و گستردگی بیشتر در حال شعله ور شدن است.”

وی با بیان این که این آتش سوزی باعث از بین رفتن بخشی از منابع طبیعی منطقه شده است، افزود: “این آتش سوزی در ۳ نقطه مختلف از جنگل های منطقه به وقوع پیوست که نیروهای منابع طبیعی شهرستان پلدختر و مردم محل با حضور در محل آتش سوزی و تلاش برای مهار این آتش سوزی را آغاز کردند.”

دهیار روستای چم گرداب پلدختر گفت: “متاسفانه به علت گرمای هوا، وزش باد و کوهستانی بودن منطقه، آتش شعله ور شدن و تلاش نیروها را برای مهار بی اثر کرده است.”

حسین زاده در ادامه به کمبود تجهیزات برای مهار این آتش سوزی اشاره کرد و افزود:”عشایر منطقه به کمک نیروهای منابع طبیعی آمده و چند نقطه از آتش سوزی را مهار کردند که به دلیل گستره آتش سوزی دوباره آتش شعله ور شده و عملیات مهار را با مشکل مواجه کرده و از این رو برای مهار آتش سوزی نیاز به نیروها و امکانات بیشتری است.”

تداوم و گسترش این آتش سوزی ها در حالی است که در تاریخ ۲۷ خرداد ماه ۱۳۹۹, مسعود منصور, رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور از وقوع ۷۴۰ حریق در جنگل‌ها و مراتع کشور از ابتدای سال ۱۳۹۹ تا تاریخ ۲۴ خرداد ماه سالجاری خبر داد و در ادامه اعلام کرد که بر اثر این آتش سوزی ها دستکم ۸ هزار هکتار از مراتع و جنگلها نابود شده است. 

آتش سوزی گسترده در جنگل ها و مراتع کوه کیالان شهرستان پلدختر

حقوق بشر در ایران – امروز سه شنبه ۱ مهر ماه ۱۳۹۹، در ادامه آتش سوزی های سریالی در جنگلها و مراتع کشور این بار بخشی از جنگلها و مراتع کوه کیالان از توابع شهرستان پلدختر طعمه حریق شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از رُکنا، روز دوشنبه ۳۱ شهریور ماه ۱۳۹۹، نصرالله حسین زاده، دهیار روستای چم گرداب در شهرستان پلدختر از وقوع آتش سوزی در جنگلها و مراتع کوه کیالان از توابع این شهرستان خبرداد. این آتش سوزی در حالی ادامه دارد که بر اثر نبود تجهیزات کافی برای مهار آن فعالان محیط زیست و اعضای محیط بانی منطقه با مشکلات بسیاری مواجه شدند. 

دهیار روستای چم گرداب در تشریح این خبر گفت: “بخشی از جنگل‌ها و مراتع کوه کیالان، از توابع این شهرستان دچار آتش‌سوزی شده است.”

این مقام مسئول در مورد زمان شروع این آتش سوزی افزود: “آتش سوزی از عصر یکشنبه، در منطقه اتفاق افتاد و همچنان پس از گذشت ۲۴ ساعت با شدت و گستردگی بیشتر در حال شعله ور شدن است.”

وی با بیان این که این آتش سوزی باعث از بین رفتن بخشی از منابع طبیعی منطقه شده است، افزود: “این آتش سوزی در ۳ نقطه مختلف از جنگل های منطقه به وقوع پیوست که نیروهای منابع طبیعی شهرستان پلدختر و مردم محل با حضور در محل آتش سوزی و تلاش برای مهار این آتش سوزی را آغاز کردند.”

دهیار روستای چم گرداب پلدختر گفت: “متاسفانه به علت گرمای هوا، وزش باد و کوهستانی بودن منطقه، آتش شعله ور شدن و تلاش نیروها را برای مهار بی اثر کرده است.”

حسین زاده در ادامه به کمبود تجهیزات برای مهار این آتش سوزی اشاره کرد و افزود:”عشایر منطقه به کمک نیروهای منابع طبیعی آمده و چند نقطه از آتش سوزی را مهار کردند که به دلیل گستره آتش سوزی دوباره آتش شعله ور شده و عملیات مهار را با مشکل مواجه کرده و از این رو برای مهار آتش سوزی نیاز به نیروها و امکانات بیشتری است.”

تداوم و گسترش این آتش سوزی ها در حالی است که در تاریخ ۲۷ خرداد ماه ۱۳۹۹, مسعود منصور, رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور از وقوع ۷۴۰ حریق در جنگل‌ها و مراتع کشور از ابتدای سال ۱۳۹۹ تا تاریخ ۲۴ خرداد ماه سالجاری خبر داد و در ادامه اعلام کرد که بر اثر این آتش سوزی ها دستکم ۸ هزار هکتار از مراتع و جنگلها نابود شده است. 

همچنین در هدف ۱۵ از سند ۲۰۳۰ یونسکو که پس از تصویب در سال ۲۰۱۶ برای اجرای مفاد و اهداف در اختیار کشورها قرار گرفت به صراحت بر حق افراد در برخورداری از محیط زیست و همچنین حفاظت از منابع طبیعی تاکید کرده است. متن هدف ۱۵ از سند ۲۰۳۰ عبارت است از: “حفاظت، بازیابی و ترویج استفاده پایدار از اکوسیستم های زمینی، مدیریت پایدار جنگل ها، مبارزه با بیابان زایی، متوقف و معکوس نمودن فرسایش زمین و توقف از بین بردن تنوع زیستی”. این هدف مشتمل بر حفاظت، احیاء و استفاده پایدار از جنگل ها، تالاب ها، کوه ها و نواحی خشک, توقف جنگل زدایی, مبارزه با بیابان زایی, کاهش تخریب زیستگاه های طبیعی و جلوگیری از انقراض گونه های در معرض خطر, اشتراک گذاری منصفانه مزایای ناشی از استفاده از  منابع ژنتیک در راستای توافقات بین المللی, پیشگیری از پدیدار شدن گونه های مهاجم و بیگانه در زیست بوم های خشکی و آبی, مبارزه با صید غیرقانونی و قاچاق گونه های حفاظت شده است.

Design a site like this with WordPress.com
Get started