گزارش ماهیانه نقض حقوق پیروان ادیان، شهریور ماه ۱۳۹۹

ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر
هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود. این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می‌باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است. هرکس می‌تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی برخوردار باشد.

ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر
هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است.

گزارش پیش رو دربردارنده اطلاعات آماری نقض حقوق پیروان سایر ادیان در ایران, تا پایان شهریور ماه ۱۳۹۹ شمسی است. این گزارش به صورت آماری – تحلیلی ارائه می‌شود، مسلماً به دلیل عدم اجازه دولت ایران به مدافعان حقوق بشر جهت فعالیت به خصوص در حوزه گزارشگری نقض حقوق بشر و همین‌طور ممانعت از گردش آزاد اطلاعات و بالطبع به رسمیت نشناختن حوزه مستقل در فعالیت‌های مدنی از سوی دولت ایران، در حال حاضر مسئله گزارشگری، امری دشوار و خطیر با محدودیت‌های فراوان در ایران محسوب می‌شود.

مسلماً به دلیل عدم اجازه دولت جمهوری اسلامی ایران به مدافعان حقوق بشر جهت فعالیت به خصوص در حوزه دیده بانی و گزارشگری نقض حقوق بشر و همین‌طور ممانعت از گردش آزاد اطلاعات و بالطبع به رسمیت نشناختن حوزه مستقل در فعالیت‌های مدنی از سوی دولت ایران، در حال حاضر مسئله گزارشگری، امری دشوار و خطیر بسیاری از فعالان و گزارشگران در زندان و بازداشت هستند) با محدودیت‌های فراوان در ایران محسوب می‌شود.
برای آگاهی این که در بسیاری از موارد نقض حقوق شهروندان و پیروان سایر ادیان در ایران به دلیل تهدید خانواده های افراد بازداشت و یا محکوم به حبس شده و یا به هر طریق حقوق شهروندی وی نقض شده از سوی ارگانهای امنیتی و قضائی تهدید به پرونده سازی مجدد در صورت رسانه ای کردن پرونده فرد می شوند.

فشار بر پیروان سایر ادیان همچنان ادامه دارد 

حاکمیت کنونی ایران و سران آن اعتقاد دارند که برخی از گروه‌های مذهبی دشمنان کشور هستند، زیرا باورهای مذهبی آن‌ها ممکن است وفاداری به نظام را دچار چالش کند و به بهانه حفظ امنیت سیاسی، سرکوب فعالیت‌های مذهبی را سرلوحه عناد با ادیان دیگر را قرار داده‌اند.
بازداشت‌ها و خشونت‌های هدفمند ارگان‌های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی همچنان متوجه پیروان سایر ادیان در ایران است. ادیان به دو قسم رسمی و غیررسمی تقسیم می‌شوند، پیروان آئین بهایی از ادیان غیررسمی هستند که تحت فشارهای بیشتری قرار دارند، آن‌ها از انجام مناسک دینی و تبلیغ آئین آزادانه، تدریس و تحصیل در مقاطع عالی محروم هستند، هم‌اکنون تنی چند از رهبران این آئین که امور بهاییان را در این کشور اداره می‌کردند، در زندان‌های اوین و رجایی شهر به سر می‌برند و ده‌ها تن از پیروان آن نیز در زندان‌های کشور ازجمله سمنان، مشهد، تهران، کرج و غیره متحمل حبس‌های طولانی شده‌اند. ادیان و مذاهب رسمی هم چون مسیحیان نیز با محدودیت‌هایی زیادی مواجه هستند، جمهوری اسلامی تنها عبادت مسیحیان عاشوری، ارمنی و کلدانی را که مسیحی هستند، به رسمیت می‌شناسد، تبلیغ آئین برای ایرانیان از سوی ایشان جرم تلقی می‌شود. کسانی که فارس زبان هستند از ورود به کلیساها منع می‌شوند و کلیساها وظیفه دارند اسامی اعضای خود به همراه کپی کارت ملی آنها را به وزارت اطلاعات ارائه دهند ، توزیع کتب مقدس در کتابفروشی ها ممنوع میباشد . ماده ۱۳ و ۲۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی، مسیحیت را به رسمیت می‌شناسد و به مسیحیان حق عبادت و ایجاد انجمن را داده است اما برخورد با مسیحیان پروتستان که معتقد به بشارت دین خود هستند کماکان وجود دارد و کلیساهای خانگی با سرکوب گسترده مواجه هستند. تبعیض مذهبی در مورد مسلمانان سنی نیز اعمال می‌شود، آن‌ها که اکثراً در مناطق حاشیه‌ای کشور زندگی می‌کنند، از حق ساخت مسجد و برگزاری آئین مذهبی ازجمله نماز عید فطر و قربان در مناطق مرکزی هم چون تهران محروم هستند. حتی در مواردی گزارش تخریب نمازخانه اهل سنت هم گزارش شده است و این گروه از افراد با اعدام و بازداشت و آزار و اذیت هایی مواجه هستند حتی آنها از استخدام در ادارات دولتی و تصدی سمت هم منع هستند که نمونه بارز آن انتخاب بیژن ذوالفقار نصب به سمت وزیر ورزش در دولت حسن روحانی بوده که به خاطر اهل تسنن بودن وی از مجلس رای اعتماد نگرفت .

اهل سنت

اهل سنت خواستار امنیت و اخوت هستند، انتظار دارند که آزادی مذهبی مراعات شود و این خواسته تک‌تک جامعه اهل سنت است. انتظار آن است که جامعه اهل سنت در شهرهای بزرگ کشور مثل اصفهان و دیگر شهرها آزادانه بتوانند نماز بخوانند و به تعلیم فرزندان خود مشغول باشند. این انتظار کاملاً معقول و قانونی است. اینکه اهل سنت بتواند در هر شهری که نیاز دارد مسجد بسازد و نماز جمعه و نماز عید بخواند و از آزادی کامل برخوردار باشد، انتظاری کاملاً قانونی بوده و خواسته‌ای زیاده خواهان نیست. اهل سنت معتقد است که حق مردم باید رعایت شود و کسی به خاطر مذهب از حقوقش محروم نشود، زیرا رعایت حقوق ملت باعث اتحاد و نزدیکی می‌شود.

زندانیان اهل سنت که به خاطر تبلیغ دینی با اتهاماتی مانند اقدام علیه امنیت ملی مواجه هستند حکم محاربه در دست دارند در زندان و در فضای نامناسبی دوران زندان خود را می‌گذرانند و بصورت مدام از سوی مأموران زندان به دلیل عقیده‌شان مورد بی‌احترامی قرار می‌گیرند.

اصل ۲۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران, برابری تمام شهروندان ایرانی را بر اساس موازین اسلام مورد تأکید قرار می‌دهد. با این حال در کنار سایر پیروان ادیان در ایران که این ماده اساسی نتوانسته برابری آنان را در بیش از ۳ دهه گذشته در برخورداری از حقوق شهروندی تضمین کند، پیروان اهل سنت در ایران نیز علیرغم اینکه مسلمان هستند شرایط مشابهی دارند، آنان نیز از تصاحب مسئولیت‌های کلان مدیریتی کشوری و لشگری و نیز بهره‌مندی برابر از فرصت‌ها و امکانات محروم هستند، همین‌طور با موانع و محدودیت‌های جدی برای تبلیغ باورهای خود و بجا آوردن مناسک مذهبی خود از سوی حکومت ایران روبه‌رو هستند.

در این ماه

به گزارش حقوق بشر در ایران, در تاریخ ۱۶ مرداد ماه ۱۳۹۹, یحیی صیدمرادی – متولد: ۱۳۸۰، آرش دارابی – متولد: ۱۳۸۱ و افشین صیدمرادی – متولد: ۱۳۷۹, جملگی هر ۳ شهروند اهل سنت و از اهالی روستای داراب از توابع بخش ریژاو در شهرستان دالاهو توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز پنجشنبه ۲۳ مرداد ماه ۱۳۹۹, اسماعیل علی پروری, شهروند اهل سنت، ساکن شهرستان بوکان توسط نیروهای امنیتی این شهرستان بازداشت و جهت بازجوئی و تفهیم اتهام به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شد.

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز چهارشنبه ۲۹ مرداد ماه ۱۳۹۹, ماموستا حسین جنگ خواه, فعال مذهبی اهل سنت و از اهالی منطقه ترگور شهرستان ارومیه توسط نیروهای امنیتی این شهرستان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز سه شنبه ۴ شهریور ماه ۱۳۹۹, افشین صیدمرادی, یحیی صیدمرادی و آرش دارابی, سه شهروند سنی مذهب اهل روستای داراب شهرستان دالاهو واقع در استان کرمانشاه, پس از اتمام بازجوییها و تفهیم اتهام با تودیع وثیقه هایی به مبالغ ۴ و ۵ میلیارد ریال, تا اتمام مراحل دادرسی بطور موقت از زندان دیزل آباد کرمانشاه آزاد شدند. از مصادیق حقوقی اتهامات تفهیم شده به این افراد اطلاعی در دسترس نیست اما این افراد با اتهاماتی مرتبط با گروههای مذهبی اهل سنت مورد بازجوئی و تفهیم اتهام قرار گرفتند.

به گزارش حقوق بشر در ایران, عصر چهارشنبه ۵ شهریور ماه ۱۳۹۹, عبدالکریم کعبی – متولد: ۱۳۶۴ و محمود سعدی – متولد: ۱۳۵۷, شهروندان ساکن شهرستان شوش واقع در استان خوزستان پس از اتمام مراحل بازجوئی و تفهیم اتهام و بلاتکلیفی ۳ ساله در بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهرستان هر یک با تودیع قرار وثیقه بطور جداگانه از بازداشت آزاد شدند. اطلاع دقیقی در دسترس نیست اما اتهام دگراندیشی مذهبی و گرایش از شیعه به اهل سنت و انجام تبلیغات مذهبی مرتبط با اهل سنت دلیل اصلی بازداشت آنها بوده است”.

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز دوشنبه ۳ شهریور ماه ۱۳۹۹, حافظ اصغر کوهی, فعال مذهبی اهل سنت با دریافت تماس تلفنی به اداره اطلاعات شهرستان راسک از توابع استان سیستان و بلوچستان احضار و تحت بازجوئی و تهدید قرار گرفت. این شهروند اهل سنت اخیراً با تودیع قرار وثیقه تا اتمام مراحل دادرسی از بازداشت آزاد شده است.

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز یکشنبه ۲ شهریور ماه ۱۳۹۹, مسلم زغيبي – فرزند: طعمه، صاحب كراسي و حسین عگبي, سه شهروند اهل سنت اهل شهرستان شوشتر و بلاتکلیف در زندان مرکزی این شهرستان پس از اتمام بازجوئی و تحمل بلاتکلیفی ۲ ساله هر یک با تودیع وثیقه ای به مبلغ ۳ میلیارد ریال بطور موقت و تا اتمام مراحل دادرسی آزاد شدند.

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز شنبه ۱ شهریور ماه ۱۳۹۹, فرشاد جهش و ماموستا حامد علی مشکوه, دو فعال مذهبی اهل سنت ساکن ارومیه پس از گذشت ۱ ماه همچنان در بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهرستان بلاتکلیف هستند.

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز چهارشنبه ۱ مرداد ماه ۱۳۹۹, حامد علی مشکوه – متولد: ۱۳۶۳ و فرشاد جهش – متولد: ۱۳۶۷, دو فعال مذهبی اهل سنت ساکن شهرستان ارومیه توسط نیروهای امنیتی این شهرستان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز یکشنبه ۹ شهریور ماه ۱۳۹۹، قاسم آبسته، زندانی عقیدتی اهل سنت محکوم به اعدام و محبوس در اندرزگاه ۷ سالن ۲۱ زندان رجائی شهر کرج علیرغم احساس درد شدید از ناحیه معده، روده, مشکلات شدید کلیوی, آرتروز گردن و همچنین ایجاد غده ای در معده اش علیرغم معاینه اولیه در بهداری و مشکوک شدن پزشکان به احتمال سرطانی بودن غده مذکور از حق درمان محروم مانده است.

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز چهارشنبه ۱۲ شهریور ماه ۱۳۹۹، مسلم زغيبي – فرزند: طعمه، صاحب كراسي و حسین عگبي, سه شهروند سنی مذهب اهل شوشتر، به دستور دادستان این شهرستان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. هر ۳ نفر این افراد اخیراً با تودیع قرار وثیقه پی از تحمل بلاتکلیفی طولانی مدت از بازداشت آزاد شده بودند.

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز پنجشنبه ۱۳ شهریور ماه ۱۳۹۹، عدنان عچرش – متولد: ۱۳۵۵، عادل مرئی – متولد: ۱۳۵۶ و حسین عامری – متولد: ۱۳۵۹، هر سه شهروند اهل اهواز و از دگراندیشان مذهبی به اتهام تغییر مذهب از شیعه به اهل سنت از مهر ماه سال ۱۳۹۴، هر یک به تحمل ۱۰سال حبس تعزیری توام با تبعید به زندان قائن محکوم و در حال تحمل این دوران هستند.

به گزارش حقوق بشر در ایران، در خواست اعاده دادرسی بر احکام اعدام صادره بر علیه فرهاد سلیمی, ایوب کریمی, قاسم آبسته, داوود عبداللهی, انور خضری, کامران شیخه و خسرو بشارت, هفت تن از زندانیان عقیدتی اهل سنت محبوس در اندرزگاه ۷ سالن ۲۱ زندان رجائی شهر کرج, با اتهامات محاربه, افساد فی الارض, بغی « مبارزه مسلحانه » و عضویت در گروههای سلفی « القاعده », توسط شعبه ۳۸ دیوان عالی کشور رد و این شهروندان هر لحظه در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند.

به گزارش حقوق بشر در ایران، فرشاد جهش و اسماعیل علی پروری، دو شهروند اهل سنت ساکن ارومیه و محبوس و بلاتکلیف در بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهرستان پس از اتمام بازجوئی و تفهیم اتهام به زندان مرکزی ارومیه منتقل شدند. اتهام تفهیم شده به این افراد همکاری با گروههای سلفی عنوان شده است.

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز پنجشنبه ۲۷ شهریور ماه ۱۳۹۹، مولوی فضل الرحمن کوهی, فعال مذهبی اهل سنت و امام جماعت پیشامگ شهرستان سرباز و از منتقدان به سیاستهای غلط حکومتی در نوع برخورد با پیروان اهل سنت علیرغم گذشت نزدیک به ۹ ماه از زمان بازداشت بطور بلاتکلیف در بازداشتگاه اطلاعات سپاه زاهدان بسر می برد. این فعال شهروند اهل سنت از تاریخ ۷ آذر ماه ۱۳۹۸ در بازداشت نیروهای امنیتی بسر می برد.

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز دوشنبه ۲۴ شهریور ماه ۱۳۹۹، فائق شریعت پناه، آمانج حمزه لو و ماموستا طاهر شیخی، سه فعال مذهبی اهل سنت پس از اتمام بازجوئی و تفهیم اتهام در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به زندان مرکزی این شهر منتقل شدند. فائق شریعت پناه، ساکن روستای حاجی آباد از توابع منطقه چومی مجیدخان شهرستان بوکان، در تاریخ ۲۰ مرداد ماه ۱۳۹۹ توسط نیروهای امنیتی در بوکان بازداشت و برای بازجوئی و تفهیم اتهام به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شد. همچنین در تاریخ ۲۳مرداد ماه ۱۳۹۹, آمانج حمزه لویی, دیگر فعال مذهبی اهل سنت ساکن شهرستان بوکان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شده بود. همچنین ماموستا طاهر شیخی، هم در تاریخ ۲۰ مرداد ماه ۱۳۹۹، توسط نیروهای امنیتی در بوکان بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شده بود.

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز یکشنبه ۲۳ شهریور ماه ۱۳۹۹، عبدالعزیز حیدر پور، شهروند اهل سنت ساکن روستای کهریز از توابع شهرستان ارومیه را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز جمعه ۲۸ شهریور ماه ۱۳۹۹، محمدایوب بارانی، فعال مذهبی اهل سنت ساکن شهرستان سرباز پس از احضار به اداره اطلاعات شهرستان راسک تحت بازجوئی قرار گرفت.

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز جمعه ۷ شهریور ماه ۱۳۹۹، علی نصرت زهی – متولد: ۱۳۸۰ – فرزند: عبدالباقی – اهل شهرستان سراوان و فعال مذهبی اهل سنت، پس از بازداشت توسط نیروهای امنیتی این شهرستان به مکان نامعلومی منتقل شد.

ردیف موارد نقض حقوق بشر جمع موارد

۱ بازداشت ۸

۲ بیخبری از افراد بازداشت شده ۲

۳ تفهیم اتهام ۱۰

۴ تفتیش عقیده ۱۰

۵ بلاتکلیفی افراد بازداشت شده ۸

۶ احضار تلفنی جهت بازجوئی ۲

۷ بازجوئی ۲

۸ محرومیت از حق درمان ۱

۹ صدور حکم حبس تعزیری ۳

۱۰ صدور حکم تبعید ۳

۱۱ محرومیت از حق دادرسی عادلانه ۷

۱۲ آزادی با تودیع قرار وثیقه ۸

جمع کل موارد ۶۴ مورد

بهائیان

ایران، کشوری که در آن بهائیان زیادی زندگی میکنند، آئین بهایی هنوز یک در ایران «فرقه مرتد» تلقی می‌شود. این مشهور است که بهاییان به دنبال صلح هستند، قدرت سیاسی نمی‌خواهند و تهدید امنیتی ایجاد نمی‌کنند. با این حال رژیم دینی ایران آن‌ها را تحت تعقیب قرار می‌دهد. از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ میلادی تاکنون، بهاییان به طور سامانمند و روشمند از دسترسی به تحصیلات عالی و همچنین حق اشتغال محروم بوده‌اند؛و اگر پیگیر حق از دست رفته خود باشند با اتهامات واهی و زندان و تهدید مواجه می‌گیرند و همواره در معرض دستگیری‌های بدون مجوز قانونی و حبس قرار گرفته‌اند. بهائیان هرگز قادر نبوده‌اند به طور علنی از تعالیم دینی خود پیروی کنند. آنها تقریباً در تمام مراحل زندگی مورد بدرفتاری قرار می‌گیرند.

انتقال دانش و تجربه بشری، جز از طریق آموزش امکان‌پذیر نیست و به همین دلیل حق تحصیل یکی از حقوق بنیادی بشر در مفاد ۲۶ و ۲۷ اعلامیه جهانی حقوق بشر، بند ۲ از ماده ۱۹ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و مواد ۱۳ ، ۱۴ و ۱۵ میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که همگی بر حق تحصیل بدون هیچ نوع تبعیض از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی و یا هر عقیده دیگر یا اصل و منشأ ملی یا اجتماعی، دارایی، نسب یا هر وضعیت دیگر شناخته‌شده و بر آن تأکید شده و دولت ایران موظف است تمامی امکانات و تسهیلات لازم را برای ایجاد شرایط مناسب جهت بهره‌مندی همه شهروندان از این حق طبیعی فراهم کند و کلیه موانعی را که در اثر شرایط خاص جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در مسیر رسیدن شهروندان به این حق قرار می‌گیرد، مرتفع سازند.

ممانعت از کسب ‌وکار بهاییان یکی دیگر از فشارها و آزار و اذیت‌هایی است که بهاییان با آن مواجه هستند، پلیس اداره اماکن که وابسته به نیروی انتظامی است در نقاط مختلف کشور که سرکشی ماهانه به محل کسب شهروندان دارند، در اکثر مواقع محل کسب بهاییان را به دلیل عدم اجازه کسب، پلمپ می‌کنند.

در این ماه

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز سه شنبه ۲۸ مرداد ماه ۱۳۹۹, اردشیر فنائیان, شهروند بهائی در پی عدم موافقت مسئولان قضائی و اداره اطلاعات سمنان با تمدید مرخصی برای تحمل ادامه حبس تعزیری به زندان سمنان بازگشت.

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز یکشنبه ۲ شهریور ماه ۱۳۹۹, مژده اقترافی, شهروند بهائی ساکن اصفهان در پی مراجعه به اداره اطلاعات این شهرستان بازداشت شد. همچنین هوشمند طالبی, همسر این شهروند بهائی هم در پی یورش ۵ تن از ماموران اداره اطلاعات به منزل شخصی آنها در ویلاشهر اصفهان پس از تفتیش منزل و ضبط وسائل شخصی بازداشت و پس از انتقال به بازداشتگاه اداره اطلاعات به زندان دستگرد این شهرستان منتقل شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز سه شنبه ۱۱ شهریور ماه ۱۳۹۹، میترا بندی امیرآبادی و هیوا یزدان مهدی آبادی، دو شهروند بهائی اهل یزد و محبوس در بازداشتگاه اداره اطاعات این شهرستان پس از اتمام بازجوئی، تفهیم اتهام و تحمل بلاتکلیفی طولانی مدنی هر یک با تودیع قرار وثیقه بطور موقت و تا اتمام مراحل دادرسی از بازداشت آزاد شدند. این ۲ شهروند بهائی در تاریخ ۱۰ خرداد ماه سالجاری توسط ماموران اداره اطلاعات یزد بازداشت شده بودند.

به گزارش حقوق بشر در ایران، رویا ملاکی, عطاالله ملاکی، سعید ملاکی, آرزو محمدی،  فرزانه دیمی، نسرین قدیری، بنفشه مختاری و عطیه صالحی, هشت تن از شهروند بهائی ساکن بیرجند، توسط شعبه ۴ دادگاه تجدیدنظر استان خراسان جنوبی به ریاست ابراهیم رمضانی و مستشار دادگاه حمید عرب زاده، با اتهام « عضویت در تشکیلات غیر قانونی و مخل امنیت فرقه بهائیت » در مجموع به تحمل ۱۱ سال و ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شدند. همچنین رحمت الله دیمی، دیگر متهم این پروند هم تبرئه و قرار منع تعقیب وی صادر شد. این شهروندان بهائی در مرحله بدوی مجموعاً به تحمل ۵۱ سال و ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شده بودند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز چهارشنبه ۱۹ شهریور ماه ۱۳۹۹، مهرداد موسوی خولنجانی، شهروند بهائی و زندانی عقیدتی محبوس در زندان مرکزی « دستگرد » اصفهان، پس از تودیع قرار وثیقه به مرخصی اعزام شد. این شهروند بهائی در حال سپری کردن دوران حبس تعزیری ۶ ماهه خود است. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز سه شنبه ۲۵ شهریور ماه ۱۳۹۹، مریم لقایی و میترا فرصتی پور، شهروندان بهائی ساکن روستای گیلاوند از توابع شهرستان دماوند از تاریخ ۱۳ مرداد ماه سالجاری دوران محکومیت حبس تعزیری خود را در بند زنان زندان اوین سپری می کنند. این ۲ شهروند بهائی پس از بازداشت در مهر ماه سال ۱۳۹۸ و طی مراحل بازجوئی و تفهیم اتهام توسط دادگاه انقلاب به ترتیب به تحمل ۳ ماه حبس تعزیری و ۱ سال حبس تعزیری محکوم شدند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز دوشنبه ۲۴ شهریور ماه ۱۳۹۹، کیانا رضوانی و کیمیا مصطفوی، دو شهروند بهائی ساکن کرمان و محبوس در زندان مرکزی این شهرستان پس از نصب پابند الکترونیکی از این زندان آزاد شدند و باقی مانده دوران حب خود به این طریق سپری خواهند کرد. این دو شهروند بهائی در مرحله بدوی توسط دادگاه انقلاب کرمان هر یک به تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم و پس از ارجاع پرونده به دادگاه تجدیدنظر هر یک به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شدند.

ردیف موارد نقض حقوق بشر جمع موارد

۱ بازداشت ۲

۲ تفتیش منزل ۱

۳ ضبط وسائل ۱

۴ بلاتکلیفی افراد در بازداشت علیرغم اتمام بازجوئی و ممانعت از آزادی موقت ۲

۵ محاکمه ۱۰

۶ صدور حکم حبس تعزیری ۱۰

۷ آغاز دوران محکومیت حبس تعزیری ۴

۸ تبرئه و صدور قرار منع تعقیب ۱

۹ اعزام به مرخصی ۱

۱۰ آزادی با تودیع قرار وثیقه ۲

۱۱ آزادی زندانی و تحمل حبس با پابند الکترونیکی ۲

جمع کل موارد ۳۶ مورد

مسیحیان

جمهوری اسلامی کمر به نابودی مسیحیت بسته است، واقعیتی است تلخ در مورد جفا بر مسیحیان ایران؛ مسیحیانی که به خاطر دگراندیشی و تغییر دین از سوی حکومت مذهبی جمهوری اسلامی مورد اتهام و محکومیت قرار می‌گیرند. جفا بر مسیحیان در کشورهای اسلامی رو به رشد است و روزانه مسیحیان بسیاری مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. در جمهوری اسلامی ایران نیز، تعداد بی‌شماری از مسیحیان به خاطر تغییر دین و فعالیت‌های مذهبی‌شان زندانی‌شده، مورد اتهام و محکومیت قرار می‌گیرند. در حال حاضر بر اساس گزارش سازمان‌های مدافع حقوق مسیحیان در ایران گفته می‌شود تعداد زیادی از مسیحیان شناخته‌شده تنها به جرم‌هایی نظیر اقدامات بشارتی و یا آموزش و پخش انجیل در زندان به سر می‌برند و یا دیگر شهروندان مسیحی با عناوین جاسوسی محکوم می‌شوند و بسیاری از نوکیشان مسیحی تحت جفا قرارگرفته و با ضربات شلاق به جرم روزه‌خواری و شرب خمر در مراسم عشاء ربانی یا شکنجه و آزار در سلول خود در زندان‌های ایران مواجه شده و بعضاً حتی تحدید به مرگ شده‌اند. فشار دستگاه‌های امنیتی و قضایی بر کلیساها همچنان ادامه دارد و در ادامه سلسله محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی مسئولان امنیتی، کلیساهای تبشیری رسمی، کلیسای جماعت ربانی مرکز در تهران، کلیسای پروتستان عمانوئیل، کلیسای انجیلی پطرس واقع در تهران و … یا به اجبار تن به همکاری با نهادهای امنیتی و تن دادن به خواسته‌های آنان مبنی بر افشای فهرست اعضای این کلیساها به همراه سایر مشخصات ایشان من‌جمله شماره ملی، بستن درهای خود را به روی ایمان داران و نوکیشان مسیحی فارسی‌زبان و عدم برگزاری مراسم به زبان فارسی داده‌اند و یا به کل تعطیل، رهبران آنان جمهوری مانند روبرت آسریان دستگیر و با احکام غیرمنصفانه و بلندمدت مواجه شده‌اند. حتی کلیساها از پذیرش فارسی زبانان خودداری میکنند و باید مراسم خود را به زبان غیر از فارسی برگزار نمایند . صدور احکام حبس برای مسیحیان ایران همچنان ادامه دارد؛ با اینکه در قانون اساسی ایران آزادی دینی مسیحیان، کلیمیان و زرتشتیان به رسمیت شناخته‌شده ولی عملکرد حکومت در برابر تبلیغات دینی و اجرای مناسک مذهبی آنان تاکنون نشان داده است که اصول مندرج در قانون اساسی در مورد آزادی دین و مذهب و عدم تفتیش عقاید، تنها سرپوشی برای نقض حقوق پیروان سایر ادیان در ایران بوده است. در قانون اساسی ایران مذهب شیعه جعفری تنها مذهب رسمی ایران بوده و ارگان‌های مذهبی و امنیتی حکومت ایران تبلیغ اصول و مبانی این ادیان و مذاهب را تهدیدی برای ایدئولوژی غالب حکومتی قلمداد می‌کنند و این مسئله یکی از عمده دلایلی است که حاکمیت به واسطه‌ی آن، پیروان و مبلغین مسیحیت را سرکوب و با بستن کلیسای آنان، راه را برای تبلیغات دینی این دسته از پیروان ادیان در ایران را سد می‌کند. 

در این ماه 

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز شنبه ۱ شهریور ماه ۱۳۹۹, ژوزف شهبازیان, شهروند مسیحی « ارمنی » ساکن تهران پس از اتمام مراحل بازجوئی, تفهیم اتهام و تحمل بلاتکلیفی در اندرزگاه ۴ زندان اوین با تودیع وثیقه ای به مبلغ ۲۰ میلیارد ریال تا اتمام مراحل دادرسی از بازداشت آزاد شد.

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز شنبه ۱ شهریور ماه ۱۳۹۹، شیرکو سیاوشی, متولد: ۱۳۶۶, فرزند: محمد, اهل شهرستان سردشت, توسط نیروهای امنیتی این شهرستان پس از تفتیش منزل و ضبط وسائل شخصی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

به گزارش حقوق بشر در ایران, روز جمعه ۷ شهریور ماه ۱۳۹۹, مهدی ابراهیم زاده, نوکیش مسیحی – متولد: ۱۳۶۲ – فرزند: ابراهیم – متاهل و دارای ۲ فرزند, اهل شهرستان سردشت در استان فارس پس از تفتیش منزل و ضبط وسائل شخصی توسط نیروهای امنیتی این شهرستان بازداشت شد.

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز دوشنبه ۲۴ شهریور ماه ۱۳۹۹، محمدرضا « یوهان » امیدی، نوکیش مسیحی غیر تثلیثی، ساکن رشت، برای سپری کردن دوران تبعید ۲ ساله خود عازم شهرستان برازجان در استان بوشهر شد. این نوکیش مسیحی در پی کاهش محکومیت حبس تعزیری به ۲ سال اواخر مرداد ماه سالجاری از زندان اوین آزاد شد.

ردیف موارد نقض حقوق بشر جمع موارد

۱ بلاتکلیفی افراد در بازداشت ۱

۲ فرافکنی و حاشیه سازی ۱

۳ بازداشت ۲

۴ تفتیش منزل ۲

۵ ضبط وسائل ۲

۶ اجرای حکم تبعید ۱

۷ آزادی با تودیع قرار وثیقه ۱

۸ آزادی زندانی پس از اتمام دوران حبس تعزیری ۱

جمع کل موارد

۱۱ مورد

سایر پیروان ادیان

بازداشت‌های فراقانونی و خشونت‌های هدفمند ارگان‌های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی همچنان متوجه پیروان سایر ادیان در ایران است. حاکمیت کنونی ایران و سران آن اعتقاد دارند که برخی از گروه‌های مذهبی دشمنان کشور هستند، زیرا باورهای مذهبی آن‌ها ممکن است وفاداری به نظام را دچار چالش کند و به بهانه حفظ امنیت سیاسی، سرکوب فعالیت‌های مذهبی را سرلوحه عناد با ادیان دیگر را قرار دادند.

در این ماه 

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۳۹۹، بهنام محجوبی نظام آبادی، درویش گنابادی محبوس در اندرزگاه ۸ سالن ۹ زندان اوین با توجه به ابتلا به بیماری اعصاب و روان و تجویز دارو از سوی پزشک متخصص و تهیه این داروها از سوی خانواده اش اما از دسترسی به این داروها در پی عدم قبول این داروها برای رساندن به این زندانی عقیدتی از سوی مسئولان زندان اوین از حق درمان محروم شده است. این زندانی عقیدتی در حالی تحمل حبس تعزیری ۲ ساله خود است. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز چهارشنبه ۱۲ شهریور ماه ۱۳۹۹، ماشالله پسرکهن – متولد ۲۶ تیرماه ۱۳۳۹ – متاهل – دارای ۲ فرزند، شهروند یهودی محبوس در اتاق ۱۵ سالن ۲ اندرزگاه ۴ تیپ ۵ زندان تهران بزرگ، علیرغم ابتلا به بیماری قلبی، کم سوئی چشم و خرابی دندان از اعزام به مرکز درمانی تخصصی خارج از زندان محروم است. این زندانی عقیدتی در حال تحمل حبس تعزیری ۳ ساله خود علیرغم محرومیت از حق تماس با خانواده اش که در کشور اسرائیل زندگی می کنند بسر می برد.

به گزارش حقوق بشر در ایران، روز جمعه ۱۴ شهریور ماه ۱۳۹۹، ماشالله پسرکهن، زندانی عقیدتی یهودی، محبوس در تیپ ۵ اندرزگاه ۴ سالن ۲ اتاق ۱۵ زندان تهران بزرگ برای انجام امور درمانی به مرخصی ۱۵ روزه اعزام شد. این زندانی عقیدتی در حال تحمل حبس تعزیری ۳ ساله خود علیرغم محرومیت از حق تماس با خانواده اش که در کشور اسرائیل زندگی می کنند بسر می برد. 

ردیف موارد نقض حقوق بشر جمع موارد

۱ محرومیت از درمان ۲

۲ ممانعت از دسترسی زندانی به دارو علیرغم تائید پزشک متخصص ۱

۳ اعزام به مرخصی زندانی ۱

جمع کل موارد ۴ مورد

رضا خندان:حتی در بخش مراقبت‌های ویژه، نیروهای امنیتی غیرانسانی‌ترین شرایط را علیه نسرین ستوده به کار بسته‌اند

رضا خندان، فعال حقوق بشر و همسر نسرین ستوده، با تاکید براینکه «او در بدترین شرایط ممکن در سی‌سی‌یو بستری است» و به ما به عنوان خانواده‌ بیمار اجازه ورود و نظارت به پروسه درمان داده نمی‌شود و تهدید به بازداشت شده‌ایم، گفت که «شدیدترین و غیرانسانی‌ترین شرایط را برای او به کار بسته‌اند تا کسی نتواند با او تماس بگیرد و تحت فشارهای روحی تسلیم خواسته‌هایشان شود.»

نسرین ستوده وکیل و فعال حقوق بشر زندانی، در نامه‌‌ای از زندان اوین که بامداد ۲۱ مرداد ماه اعلام کرد به دلیل شرایط ظالمانه که ادامه‌ حبس زندانیان سیاسی را غیرممکن کرده و «با درخواست آزادی زندانیان سیاسی» دست به اعتصاب غذا زده است.

ستوده شنبه بیست و نهم شهریور بعد از هفته‌ها اعتصاب غذا به خاطر مشکل قلبی و تنگی نفس، فشار خون بسیار پایین و ضعف عمومی شدید از بند زنان زندان اوین به اورژانس بیمارستان طالقانی منتقل شد و به گفته همسرش، رضا خندان، عصر همان روز به دلیل شرایط وخیمی که داشت به بخش سی‌سی‌یو این بیمارستان منتقل شد.

رضا خندان طی یادداشتی که در نخستین ساعات بامداد سه‌شنبه اول مهر ماه و در آغاز چهل و سومین روز اعتصاب غذای همسرش نسرین ستوده در صفحه فیسبوک خود منتشر کرد، گفت که «یکی از بدترین افرادشان را مسئول تیم امنیتی کرده‌اند» و «به ما به عنوان خانواده‌ بیمار اجازه ورود و نظارت به پروسه درمان داده نمی‌شود. از مشاهده نتایج آزمایشات جلوگیری می‌کنند. تهدید به بازداشت و توهین توسط سرپرست تیم عملیات می‌شویم.»

او افزود که بیمارستان [ طالقانی] تمام پروتکل‌های حاکم بر روابط پزشک و محیط‌های درمانی با بیمار را زیر پا گذاشته و مرعوب تیم امنیتی است  و رییس بیمارستان پس از دو بار مراجعه، وقت ملاقات به من نداد و حاضر نشد حتی به اتاق‌اش راه دهد.

رضا خندان، همسرش نسرین ستوده گفت که به دنبال هفته‌ها اعتصاب غذا اکنون به عنوان بیماری در بخش سی‌سی‌یو بیمارستان طالقانی بستری است و «به گفته خودشان، مشکلات جدی قلبی دارد تحت شدیدترین استرس‌ها از ناحیه مسئول امنیتی قرار دارد.»

او گفت که «همین شخص [مسئول امنیتی]، عصر دوشنبه برای این که نسرین ستوده هنگام جابه‌جایی در راهرو با ما صحبت نکند از شدت عصبانیت ویلچیر او را عمدا هول داد و به در اتاق کوبید و او را داخل اتاق انداخت. پس از آن از پشت در بسته می‌توانستیم فریادهای نسرین را که لحظاتی قبل نای حرف زدن نداشت، در اتاق بشنویم.»

به گفته رضا خندان «همین سرپرست تیم عملیات که به هیچ وجه حق نزدیک شدن به او[نسرین] را ندارد، در موارد زیادی خودش با ویلچیر او را جابه‌جا می‌کند در حالی که صرفا مسئول مراقبت از اوست با حفظ فاصله».

رضا خندان تاکید کرد که در حال حاضر «نسرین ستوده با پایین‌ترین مقدار ایمنی و گلبول‌های سفید دو روز در سالن عمومی سی‌سی‌یو با ۱۰ بیمار و ده‌ها تن از کارکنان و همراهان بیماران که در رفت و آمد بودند نگهداری شد و احتمال ابتلا به کرونا در چنین فضایی بسیار بالاست.»

ستوده در نامه‌‌ ۲۱ مرداد ماه خود برای اعلام اعتصاب غذا، نسبت به خطر ابتلای زندانیان سیاسی به کرونا هشدار داده و تاکید کرده بود: «در میانه‌ بحران کرونا که ایران و جهان را در برگرفته است شرایط زندانیان سیاسی چنان سخت و دشوار شده است که ادامه‌ حبس با این شرایط ظالمانه غیرممکن شده است.»

این وکیل زندانی در همان نامه با تشریح روند غیرقانونی تشکیل پرونده‌ و بازداشت بسیاری از فعالان سیاسی نوشت: «قضات دادگاه انقلاب بی‌پروا و مکررا به متهمان سیاسی اظهار می‌دارند که صرفا برپایه‌ گزارش نهادهای اطلاعاتی و امنیتی حکم صادر می‌کنند و بازجو در بدو دستگیری متهمان پیشاپیش حکم قضایی را به آنان می‌گوید».

از زمان آغاز اعتصاب غذا فشارها بر نسرین ستوده و همچنین خانواده او تشدید شده است از جمله نیروهای امنیتی دوشنبه ۲۷ مرداد دختر او «مهراوه خندان» را برای ساعاتی بازداشت کردند و چند روز بعد محمد مقیمی، وکیل نسرین ستوده، اعلام کرد که «با هدف فشار» بر ستوده برای دختر ۲۰ ساله او نیز «پرونده» تشکیل داده‌اند.

مقام‌های قوه قضاییه جمهوری اسلامی و مسئولان سازمان زندان‌ها، تاکنون توضیحی درباره شرایط جسمی نسرین ستوده در جریان اعتصاب غذا  و همچنین درباره پاسخ به خواسته‌های این زندانیان توضیحی ارائه نکرده‌اند ولی توضیح رضا خندان درباره وضعیت همسرش حاکی از آن است که نیروهای امنیتی حتی در بخش سی‌سی‌یو بیمارستان طالقانی بر او و خانواده‌اش افزایش یافته است.

هزار پرنده در زرآباد تلف شدند

بیش‌ از هزار پرنده «یاکریم» و «قمری» در بخش زرآباد شهرستان کنارک در استان سیستان و بلوچستان به علت نامعلومی تلف شدند.

«حسن ذاتی کیخا»، رییس اداره حفاظت محیط زیست کنارک این خبر را اعلام کرد و گفت: «قرار است با انجام آزمایشات و بررسی‌ها، نتیجه مرگ این پرندگان اعلام شود.»

ذاتی کیخا افزود: «پرندگان تلف شده ناشی از بیماری‌های ویروسی بلافاصله معدوم می‌شوند.»

در سال‌های اخیر پرنده‌های بسیاری به صورت گروهی در مناطق مختلف ایران تلف شده‌اند که علت مرگ بسیاری از آن‌ها نیز مسمومیت اعلام شده است.

یاکریم بزرگ‌تر از دیگر گونه‌های قمری بوده و رنگ آن شنی صورتی یا نخودی کم‌رنگ است و نیم طوق سیاهی روی گردن دارد.

بخش زرآباد در ۱۵۰ کیلومتری شهر کنارک استان سیستان و بلوچستان و در ۱۷۰ کیلومتری شهرستان جاسک هرمزگان واقع شده است.

روایت تبعیض دینی: حتی نمی‌توانستم نام مندایی داشته باشم

منداییان، یکی از اقلیت‌های دینی کمتر شناخته‌شده در ایران هستند که طبق قوانین جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نمی‌شوند. نه می‌توانند نام مندایی خود را ثبت کنند، نه اگر بگویند مندایی هستند، استخدام می‌شوند. منداییان مجبور می‌شوند برای رفتن به دانشگاه گزینه «مسلمان» را انتخاب کنند. عده‌ای از آن‌ها نیز از فشار، دروغ و هویت دوگانه تحمیلی به تنگ آمده‌اند و مهاجرت کرده‌اند. این روایت یکی از ایرانیان مهاجر مندایی‌ است که در کشور خود به رسمیت شناخته نشد.

***

«روزهای پراسترسی بود که تصمیم گرفتیم همه چیز را رها کنیم و برویم. آن روزها، روزی صد بار کسی توی سرم از من می‌پرسید: چه شد که تصمیم گرفتی همه چیز را رها کنی؟ پاسخش برایم روشن نبود. مجموعه‌ای از اتفاق‌ها از حدود ۱۰ سالگی تا روزی که در ۳۰ سالگی تصمیم به مهاجرت گرفتم عاملش بود. اما مهم‌ترینش این بود که از پنهان کردن خود واقعی‌ام پشت اطلاعاتی که هیچ‌کدامش من نبودم، به تنگ آمدم…»

۱۲ سال قبل با راوی این جملات همکار بودم. زنی بالابلند، توانا و سخنور که بارها به عنوان یکی از بهترین مدرسان نرم‌افزارهای کامپیوتری در استان خوزستان انتخاب شد، طراح سوالات المپیاد کامپیوتر بود و یکی از بهترین شیوه‌های تدریس را در مهارت‌های پیشرفته برای فارغ‌التحصیلان دانشگاهی ارائه می‌کرد. آن‌قدر عاشق حرفه‌اش بود که در ساعت‌های طولانی و فشرده تدریس هرگز نشد رنگی از خستگی در چهره‌اش ببینم. اما یک‌باره دیگر نیامد. ارتباطش با همه همکاران قطع شد و چند سال بعد در شبکه‌های اجتماعی نشانش را پیدا کردم. از ایران رفته بود و حالا دور از سرزمین مادری، در یکی از ایالت‌های آمریکا زندگی می‌کرد. «شیرین» نام مستعار یکی از صدها شهروند خوزستانی پیرو آیین مندایی است.

می‌نویسم مستعار چون او در واقع نامی مندایی دارد که در سرزمین مادری ممنوع است و هرگز در هیچ زمانی به طور رسمی با آن خوانده نشده و به ناچار یکی از نام‌های موجود در فهرست اسامی «مجاز» ثبت احوال ایران برایش انتخاب شده است.

شیرین به «ایران‌وایر» می‌گوید: «بگذار از همین نام‌گذاری آغاز کنم. نامی که نقطه شروع تبعیض برای منداییان و شاید خیلی از اقلیت‌های مذهبی است. اغلب ما دو نام داریم. نامی که در شناسنامه‌مان ثبت شده و والدین‌مان ناچار به انتخابش شده‌اند و نامی که در کتاب‌های دینی و شجره‌های خانوادگی برایمان نوشته شده؛ نام غریبی که جز آشنایان هیچ کس بیرون از دیوارهای امن خانه، ما را به آن صدا نزده است.»

منداییان یکی از اقلیت‌های دینی کمتر شناخته‌شده در ایران هستند؛ پیروان «سام»، پسر «نوح» پیامبر. مندایی‌ها پیروان یکی از قدیمی‌ترین ادیان جهان‌اند. محل زندگی‌ اکثر آن‌ها در جنوب غربی ایران و به طور مشخص خوزستان و حاشیه رود کارون است.

شیرین می‌گوید: «نام دین مندایی با عنوان “صابئین” در آیه ۱۷ “سوره حج” و آیه ۶۹ “سوره مائده” آمده است، اما با این وجود آیین مندایی هرگز در جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نشد؛ اگر چه ما را به عنوان اهل کتاب می‌شناسند. من و همسرم هر دو بعد از پایان تحصیلات دبیرستان برای ورود به دانشگاه مجبور شدیم مذهب خود را شیعه اثنی‌عشری اعلام کنیم. من حتی قرآن را از دوستان مسلمانم بیشتر و بهتر می‌شناسم؛ چون همه سال‌های تحصیل هراسان بودم به‌ خاطر عقیده از تحصیل محروم شوم.»

پیروان آیین مندایی یا همان «صابئین» به دلیل رسمیت نداشتن این دین در قانون اساسی، هرگز نماینده‌ای در «مجلس شورای اسلامی» نداشته‌اند. حقوق‌شان به شکلی وسیع در ایران نادیده گرفته می‌شود و از سال ۲۰۰۲ که آمریکا آن‌ها را به عنوان اقلیت‌های مذهبی تحت تبعیض به رسمیت شناخت، بسیاری از آنان تصمیم گرفتند از ایران به آمریکا مهاجرت کنند.

شیرین می‌گوید: «همسر من پزشک است، اما هرگز نمی‌توانست در ایران مطبی داشته باشد. خودم لیسانس کامپیوتر دارم اما در همه سال‌هایی که فعالیت کردم نیروی حق‌التدریس بودم و در همه آن سال‌های تحصیل هم هر دوی ما و بسیاری از هم‌نسلان من مذهب خودشان را پنهان کردند وگرنه درس خواندن ممکن نبود.»

کودکان مندایی کودکی نمی‌کنند

او از سال‌هایی که در دوران تحصیل ناچار شده بود عقاید دینی خود و خانواده‌اش را پنهان نگه دارد، خاطرات تلخی دارد: «یادم است وقتی کلاس سوم دبستان بودم، پدر و مادرم برای شرکت در مراسم سوگواری یکی از آشنایان به شهرستان رفته بودند و قرار بود پدربزرگم برای برگرداندن من از مدرسه به دنبالم بیاید. تمام ساعت‌هایی که در مدرسه بودم داشتم نقشه می‌کشیدم چه‌طوری خودم را به او برسانم که کسی ما را نبیند، چون شیوه لباس پوشیدن پدربزرگم به سبک و سنت مندایی‌ها بود. ریش بلندی داشت و دستار می‌بست. ردای سفید و بلند می‌پوشید و خلاصه شمایلش جوری بود که ممکن بود جلب توجه کند.»

شیرین می‌گوید شب آن روز از شدت اضطرابی که تحمل کرده، دچار تب و هذیان شده بود: «خیلی گریه کردم و برای مادرم تعریف کردم چه شده. مادرم بغلم کرد و گفت لباس پدربزرگ دشداشه است. عرب‌ها هم می‌پوشند. ولی من با همه کودکی‌ام متوجه تفاوت‌های ظاهری مردان مندایی و عرب بودم. مدل ریش و مو و شکل بستن دستارشان متفاوت بود و بعدها مادرم می‌گفت آن روز یک نگرانی بیشتر از قبل برای او اضافه شد. این که این میزان دقت و حساسیت را از من که دختری ۹ ساله بودم، انتظار نداشت. می‌گفت آن روز خوب فهمیدم که شما کودکی نمی‌کنید.»

شیرین و همسرش سال ۱۳۸۴ ازدواج کردند: «مندایی‌ها در محله‌ای مشخص و نزدیک به رودخانه کارون زندگی می‌کنند. خانواده همسرم از بزرگان مندایی اهواز هستند. پدر من و پدر همسرم از کودکی با هم بزرگ شده‌اند و ما خیلی خوب همدیگر را می‌شناختیم. ازدواج هم در بین هم‌کیشان ما ساده است. ازدواج کردیم. همسرم هنوز مشغول تحصیل بود. دانشگاهش تهران بود و دور بودیم. من به صورت موقت به عنوان مدرس کامپیوتر در آموزشگاه‌های کامپیوتر مشغول به کار شدم تا درس او هم تمام شود. این‌جا قصه تازه‌ای شروع شد.»

دوست داشتم خودم باشم

شیرین برای گرفتن کارت مربی‌گری رسمی از طرف مدیر آموزشگاه به «سازمان فنی‌وحرفه‌ای» معرفی می‌شود: «ما برای استخدام رسمی فقط به شرطی می‌توانستیم اقدام کنیم که خودمان را شیعه معرفی کنیم. من بعد از فارغ‌التحصیلی دلم نمی‌خواست این کار را بکنم. دوست داشتم خودم باشم. برایم روشن بود یک‌سری امتیازها را از دست خواهم داد. آزمون مربی‌گری یک بخش عملی داشت که شامل ارائه مطلب و ارائه طرح درس بود. شیوه ارائه مطلب و طرح درسم آن‌قدر مقبول مسئولان وقت فنی‌وحرفه‌ای بود که از من خواستند در سازمان مشغول شوم.»

وقتی شیرین به مسئولان وقت می‌گوید که از اقلیت مذهبی مندایی است، آن‌ها موضوع استخدام را منتفی تلقی می‌کنند: «اگر چه، من نزدیک به چهار سال با سازمان به صورت حق‌الزحمه و حق‌التدریس همکاری کردم. در یکی از مراکز مهارت‌های پیشرفته کلاس داشتم. پر از شور و انرژی بودم. برخوردها هم با من اصلا بد نبود، اما همه چیز موقت بود؛ نه بیمه در کار بود نه مزایا، نه پاداش. من فقط به تعداد ساعت‌های تدریسم درآمد داشتم، در حالی‌که همکارانم در مناسبت‌های مختلف، از دوره‌های آموزشی برای ارتقای کیفیت شغلی بهره‌مند بودند، عیدی و پاداش سالانه دریافت می‌کردند و کسی هم مزاحم‌شان نمی‌شد.»

شیرین می‌گوید در طول زمانی که مشغول همکاری با سازمان فنی‌وحرفه‌ای بود، چندین بار به حراست سازمان فراخوانده شد: «من لباس ساده می‌پوشیدم. به خاطر حساسیت ذاتی‌ام سعی‌ می‌کردم کمتر توی چشم باشم. اما حراست که فهمیده بود اقلیت هستم، هر چند ماه یک‌بار به بهانه‌ای احضارم می‌کرد. برخوردشان محترمانه بود؛ بیشتر حالت تشویق به گرویدن به اسلام. حتی یادم هست یک‌بار مجموعه آثار “مطهری” و یک قرآن نفیس هم به من هدیه دادند که به عنوان هدیه سر عقد بخشیدم به یکی از دوستان خوب مسلمانم.»

زمانی به ایران برمی‌گردم که بتوانم خودم باشم

همسر شیرین بعد از پایان تحصیل در رشته پزشکی عمومی و گذراندن طرح، قصد ادامه تحصیل در رشته تخصص برای کودکان را داشت: «سال ۱۳۸۶ بود. همسرم می‌خواست برای آزمون تخصص آماده شود. یک روز که با هم صحبت می‌کردیم، گفتم خیلی خسته‌ام از این شرایط دوگانه. بیا تا بیشتر از این پابند نشده‌ای، تا دوباره حداقل دو سال دیگر گرفتار تظاهر به آدمی دیگر نشده‌ایم، از ایران برویم. دایی همسرم سال ۱۳۸۱ با خانواده‌اش از طریق لاتاری به آمریکا مهاجرت کرده بودند. تصمیم گرفتیم با آن‌ها مشورت کنیم.»

شیرین و همسرش بعد از گفت‌وگو با دایی همسرش تصمیم می‌گیرند برای مهاجرت اقدام کنند: «او گفت می‌توانیم از طریق پناهندگی اقدام کنیم. آن وقت‌ها اقلیت‌های مذهبی مثل بهاییان و مندایی‌ها در زمان کوتاهی از طریق دفاتر سازمان ملل به اروپا یا آمریکا منتقل می‌شدند. اما من و همسرم به خاطر خانواده‌هایمان تصمیم گرفتیم از روشی برای خروج از کشور استفاده کنیم که امید بازگشت به ایران برایشان ناامید نشود و اگر خواستیم برای دیدارشان برگردیم ممکن باشد.»

یک‌ سال بعد شیرین موفق شد از «دانشگاه سن‌آنتونیو» در تگزاس برای ادامه تحصیل در مقطع فوق‌لیسانس کامپیوتر پذیرش بگیرد. چند ماه بعد هم همسرش در رشته ژنتیک برای تخصص در دانشگاهی در همان ایالت بورسیه گرفت: «یک روز خاکستری زمستانی اواخر بهمن ۱۳۸۷ زادگاه‌مان را برای مدتی نامعلوم ترک کردیم. از آن به بعد همسرم یک بار برای دیدن پدر و مادرش و شرکت در مراسم سوگواری عموی بزرگش به ایران رفته است. من اما هرگز دلم نخواسته است برگردم. خانواده‌ام را چند باری بیرون از ایران و آمریکا دیده‌ام، اما بازگشت به ایران، فقط وقتی برایم ممکن است که بتوانم به تمامی خودم باشم.»

سکوت مسوولان زندان درباره نیاز فوری مژگان کاووسی به عمل جراحی

با وجود تاکید پزشک زندان «اوین» به لزوم جراحی اورژانسی «مژگان کاووسی»، مسوولان زندان تاکنون هیچ‌ اقدامی در این باره انجام نداده‌اند.

مژگان کاووسی دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۹ در تماس تلفنی با خانواده‌اش گفته پزشک زندان در طول یک هفته اخیر دست‌کم سه‌ بار تاکید کرده است که این زندانی به جراحی اورژانسی همورویید نیاز دارد.

او که پیش‌تر در اعتراض به عدم دسترسی به حقوق قانونی خود اعتصاب غذا کرده بود، در این تماس تلفنی تاکید کرده است اگر با درخواست جراحی‌ وی موافقت نشود، به اعتصاب ادامه خواهد داد.

به نقل از یک منبع مطلع، مژگان کاووسی به دیابت نوع دو مبتلا است، ‌ضربان قلبش نسبت به قبل پایین‌تر آمده و مشکل آریتمی‌ ضربانش تشدید شده، با این حال در تماس تلفنی با خانواده‌اش گفته است تا زمانی که به وضعیت پزشکی و حقوق انسانی ‌او توجه نشود، هم‌چنان به اعتصاب غذا ادامه خواهد داد.»

کاووسی از روز یازدهم شهریور تا به حال روزی یک دانه خرما و مقداری آب می‌خورد. کمتر از یک هفته پیش، در روز ۲۶ شهریور، به او گفته شده بود برای جراحی اورژانسی همورویید، به «بیمارستان طالقانی» تهران برده می‌شود. با این وجود، بعد از رسیدن به بیمارستان، فقط چند معاینه عمومی از او کرده‌اند و این نویسنده کُرد به زندان بازگردانده شده است.

یک منبع نزدیک به خانواده کاووسی به «خبرنگاری جرم نیست» می‌گوید: «مسوولان زندان نه خودشان مژگان را به بیمارستان می‌فرستند، نه می‌گذارند او به مرخصی استعلاجی بیاید و توسط خانواده‌اش بستری و معالجه شود. آن‌ها درباره همه چیز سکوت کرده‌اند.»

این منبع مطلع تاکید می‌کند وضعیت تندرستی مژگان کاووسی به شکلی است که با دشواری می‌تواند حرکت کند. با این وجود، مسوولان زندان هیچ واکنشی به درخواست‌هایش نداشته‌اند.

او هم‌چنین می‌گوید برای ما جای تعجب دارد که چه طور هیچ فعال مدنی و شخصیتی در جامعه به این وضعیت و اعتصاب غذای یک شخصیت فرهنگی واکنشی نشان نمی‌دهد.

مژگان کاووسی از کُردهای شمال ایران و اهل کلاردشت است که در رشته هنرهای زیبا در مقطع کارشناسی ارشد فارغ‌التحصیل شده است. او دو فیلم مستند به نام‌های «هیوا» و «بر باد» را ساخته است. کاووسی در جریان اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸ بازداشت شد.

او از اوایل شهریور در اعتراض به بروکراسی حاکم بر روند اجرای درخواست زندانیان، تبعیض جنسیتی در برخورداری از امکان تماس تلفنی و اعطا نکردن مرخصی به زندانیان بند زنان زندان اوین، دست به اعتصاب غذا زده است.

منبع نزدیک به خانواده مژگان کاووسی درباره جزییات درخواست‌های او می‌گوید: «زنان که به خاطر شرایط متفاوت‌‌شان هرچند وقت ‌یک‌ بار به داروها و وسایلی نیاز دارند، برای دسترسی به این امکانات باید روند طولانی‌ نامه‌نگاری را طی کنند. ضمن این‌ که بر خلاف آیین‌نامه سازمان زندان‌ها، از زندانیان برای دریافت لباس یا داروی جزیی امضا و اثر انگشت گرفته می‌شود. این رفتار خارج از شان انسانی زندانی است و حالت التماس‌گونه به خودش گرفته است. هم‌چنین زمان تماس‌ تلفنی زندانیان بند زنان زندان اوین بسیار محدود است و این محدودیت فقط برای زنان زندانی است و زندانیان مرد را شامل نمی‌شود.»

کاووسی به تازگی اجازه یافته است در روزهای یک‌شنبه با خانواده‌اش دیدار کابینی داشته باشد. البته در هفته اخیر دیداری انجام نشده است. منبع نزدیک به خانواده‌اش به «خبرنگاری جرم نیست» می‌‌گوید: «از آن‌جایی که چند وقت اخیر خانواده کاووسی چند بار بین نوشهر و تهران در رفت و آمد بود، به خاطر شلوغی جاده شمال و سن بالای والدینش، از خانواده خواسته بود این هفته به ملاقاتش نروند.»

مژگان کاووسی در جریان اعتراضات سراسری آبان ماه، در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۸ در منزلش در نوشهر بازداشت و یک ماه بعد، در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۹۸ به طور موقت با قرار وثیقه آزاد شد.

این زندانی سیاسی در دادگاه انقلاب نوشهر به اتهام‌های «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «عضویت در گروه‌های مخالف نظام» و «تشویق مردم به بر هم زدن نظم عمومی» به بیش از  ۷۶ ماه زندان محکوم شد. اما حکم او در دادگاه تجدیدنظر، در اقدامی عجیب، با اعتراض دادستانی چند ماه دیگر نیز افزایش یافت.

بر اساس ماده ۱۳۴ «قانون مجازات اسلامی»، اشد مجازات کاووسی مربوط به اتهام تشویق مردم به بر هم زدن نظم عمومی، قابل اجرا است. حکم این اتهام در دادگاه بدوی، ۳۳ ماه حبس بود که در دادگاه تجدیدنظر به ۳۶ ماه افزایش یافت.

این نویسنده روز سه‌شنبه ۳۰اردیبهشت۱۳۹۹، برای تحمل دوران محکومیت خود بازداشت و به «زندان نوشهر» منتقل شد. او را مدتی بعد به زندان اوین تهران منتقل کردند و هم‌اکنون در این زندان نگه‌داری می‌شود.

معوقات مزدی کارگران پروژه قطار شهری اهواز

کارگران شاغل در پروژه قطار شهری اهواز از تعویق دست‌کم ۱۵ ماه دستمزد حدود ۲۰۰ کارگر بخش حراست، انبار و تاسیسات این پروژه خبر دادند.

به نقل ایلنا، کارگران شاغل در پروژه قطار شهری اهواز معوقات مزدی طلب دارند.

بر اساس این گزاش، مسئولیت کنونی این کارگران از سال ۹۱ تاکنون به همان شرکت پیمانکاری که در حال حاضر مجری پروژه قطار شهری اهواز است، سپرده شد اما از روز گذشته ۳۰ شهریور ماه سازمان قطار شهری اهواز با فسخ قرارداد، مسئولیت ساخت پروژه را به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء واگذار کرده است.

از قرار معلوم این کارگران که شمار آنها در حال حاضر ۲۰۰ نفر است، علاوه بر دستمزد، عیدی سال ۹۹ خود را دریافت نکرده‌اند. وضعیت شغلی آنها مشخص نیست.

کارگران این پروژه عمرانی اظهار داشتند: فعالیت پروژه قطار شهری اهواز از ماه‌های پایانی سال ۹۷ متوقف شده است و در حال حاضر به جز ۲۰۰ کارگر نگهبان، انباردار و تاسیساتی برای نگهداری از ماشین‌آلات و ژنراتورها و همچنین تخلیه آب کارگاه، کارگر دیگری در این کارگاه حاضر نمی‌شود.

به گفته یکی از کارگران، بعد از چند ماه معوقات مزدی، کارگران در خرداد ماه سال‌جاری چندین تجمع اعتراضی برپا کردند که در نتیجه آن برخی مسئولان وعده رسیدگی به وضعیت کارگران باقیمانده قطار شهری را دادند اما با گذشت بیش از سه ماه، هنوز پرداخت معوقات مزدی کارگران به صورت کامل برآورده نشده است.

وی با بیان اینکه معترضان به دنبال وصول مطالبات و مشخص شدن وضعیت شغلی خود هستند، در ادامه افزود: “بی‌پولی و سرگردانی این تعداد کارگر در اهواز مشکلات زیادی را برای آنها و خانواده‌هایشان ایجاد کرده است”.

زخمی شدن ۴ کولبر بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی در مرز نوسود

امروز دوشنبه ۳۱ شهریور، در پی تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی به سمت گروهی از کولبران، ۴ کولبر در مناطق مرزی شهرستان نوسود واقع در استان کرمانشاه زخمی شدند.

به نقل از کردپا، شامگاه امروز دوشنبه ۳۱ شهریورماه، تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی در مرز نوسود بسوی دسته ای از کولبران منجر به زخمی شدن چهار کولبر شد.

هویت دو تن از کولبران زخمی شده “هدایت” و “نامدار” از  اهالی ثلاث باباجانی احراز شده است.

بر اساس این گزارش کولبران زخمی شده به بیمارستان پاوه، جهت مداوا انتقال داده شدند.

کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می شوند.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیشتر با انتشار یک گزارش مشترک به بررسی عملکرد نیروهای نظامی و تلفات وارده به شهروندان به خصوص در نقاط مرزی کشور در محدوده زمانی سال ۲۰۱۸ پرداخته است.

بر اساس این گزارش به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، قتل ۴۸ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۱۰۴ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی در محدوده غرب و شمال غربی کشور مستند شده است.

مطابق این آمار، در کنار افرادی که هویت آنان به عنوان کولبر روشن شده، ۳۰۰ شهروند در ۱۱ استان کشور به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به واسطه عمل قوای نظامی دچار حادثه شدند.

تبعید تنبیهی سهیل عربی به زندان رجایی شهر

سهیل عربی، زندانی عقیدتی روز جمعه ۲۸ شهریور به صورت تنبیهی از زندان تهران بزرگ به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد. وی هم‌اکنون در یکی از سلول‌های انفرادی زندان رجایی شهر کرج معروف به سوئیت نگهداری می‌شود.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عصر روز جمعه ۲۸ شهریورماه ۱۳۹۹، سهیل عربی، زندانی عقیدتی به صورت تنبیهی از زندان تهران بزرگ به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.

آقای عربی هم‌اکنون در یکی از سلول‌های انفرادی زندان رجایی شهر کرج معروف به سوئیت نگهداری می‌شود. از این سلول‌های انفرادی به عنوان محل نگهداری زندانیان محکوم به اعدام پیش از اجرای حکم و محل نگهداری زندانیان دارای تخلف انضباطی در زندان مورد استفاده قرار می‌گیرد.

هرانا صبح روز جمعه ۲۸ شهریورماه در گزارشی از انتقال آقای عربی به بهانه انتقال به بهداری از بند خارج و به مکان نامعلومی منتقل شد.

پیشتر یک منبع مطلع از شرایط آقای عربی در این خصوص گفت: «روز پنج‌شنبه ۲۷ شهریور سهیل عربی به دفتر رئیس زندان، علی چهارمحالی فراخوانده شد و در آنجا به همراه چند تن دیگر به بازجویی از او پرداختند و وی را به انتقال به مکانی دیگر، نگهداری طولانی مدت در سلول انفرادی و پرونده‌سازی جدید تهدید کردند.»

سهیل عربی از تاریخ ۱۶ آبان ماه ۱۳۹۲ در بازداشت و زندان به سر می‌برد و تمام این مدت از مرخصی نیز محروم بوده است. وی در تاریخ ۱ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، از زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شد.

وی همزمان با اینکه پس از تغییرات بسیار در روند دادرسی و احکام صادره در حال تحمل دوران محکومیت ۷ سال و شش ماهه خود در زندان تهران بزرگ بود، از بابت دو پرونده‌ی جدید که در زندان علیه وی مفتوح شده بود، توسط دادگاه انقلاب تهران به حبس تبعید و جزای نقدی محکوم شد. آقای عربی در پرونده نخست از بابت اتهامات “توهین به مقدسات دینی، فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به رهبری” به ۵ سال حبس و از بابت پرونده دیگرش به اتهام “نشر اکاذیب به قصد تشویق اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام” به ۲ سال حبس، دو سال تبعید به برازجان و ۴ میلیون تومان جزای نقدی و به اتهام “تخریب اموال دولتی” به ۱ سال و ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شده است. تاریخ آزادی آقای عربی خردادماه ۱۴۰۴ عنوان شده است.

بازداشت آکو کریمی، شهروند ساکن سنندج برای تحمل حبس تعزیری

امروز دوشنبه ۳۱ شهریور ماه ۱۳۹۹، آکو کریمی، شهروند ساکن سنندج و از بازداشت شدگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ برای تحمل حبس راهی زندان مرکزی این شهر شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران به نقل از کُردپا، روز شنبه ۲۹ شهریور ماه ۱۳۹۹، آکو کریمی – فرزند: سیف الله و از بازداشت شدگان اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸، برای سپری کردن دوران حبس تعزیری ۶ ماهه خود به زندان مرکزی سنندج منتقل شد.

کریمی، در جریان اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸ در پی یورش نیروهای امنیتی به منزل پدری وی پس از تفتیش منزل و ضبط اقلام شخصی بازداشت و به بازداشتگاه شهرامفر متعلق به اطلاعات سپاه سنندج منتقل شد و چندی بعد پس از اتمام بازجوئی و تفهیم اتهام با تودیع قرار وثیقه بطور موقت از بازداشت آزاد شد. 

با آغاز مراحل دادرسی پرونده این شهروند ساکن سنندج توسط شعبه دادگاه انقلاب این شهرستان مورد بررسی قرار گرفت و به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. با ارجاع پرونده به دادگاه تجدیدنظر حکم صادره توسط دادگاه بدوی عیناً تائید شد. 

افزایش مجموع محکومیت حبس تعزیری محمد نوریزاد، زندانی سیاسی

امروز دوشنبه ۳۱ شهریور ماه ۱۳۹۹، شعبه دادگاه شهرستان ایوانکی در استان سمنان با صدور دادنامه ای محمد نوریزاد، فعال مدنی و زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین را به تحمل حبس تعزیری محکوم کرد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، طی روزهای گذشته، محمد نوریزاد، فعال مدنی و زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۶ اتاق ۱ زندان اوین، بصورت غیابی توسط شعبه دادگاه شهرستان ایوانکی به اتهام توهین به رهبری به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم روز جاری پس از انتقال محمد نوریزاد به شعبه ۲۳ دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب تهران از طریق نیابت قضائی به وی ابلاغ شد. نوریزاد، در پرونده ای مرتبط با امضای بیانیه برای استعفای علی خامنه ای در ۲ بخش مجموعاً به تحمل ۱۵ سال ۸ ماه حبس تعزیری،۲ فقره ۷۴ ضربه شلاق و۱ سال تبعید به شهرستان طبس محکوم شد و در حال حاضر دوران حبس این پرونده را سپری می کند. این فعال مدنی در پرونده ای دیگر هم اخیراً توسط دادگاه تجدیدنظر استان گلستان به تحمل ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد. 

به نقل از یک منبع نزدیک به این فعال مدنی در گفتگو با حقوق بشر در ایران: “این پرونده مرتبط با مسافرت محمد نوریزاد در سال ۱۳۹۷ به روستاهای توابع شهرستان ایوانکی و مصاحبه و تهیه ویدئو های مستند توسط این فعال مدنی از وضعیت یک خانواده بهائی به نام ناشری که پیرمردی بود که از پدرش یک قطعه زمین را پیش از انقلاب به ارث برده بود و این زمین توسط پدر این پیرمرد بهائی و خان آن زمان بصورت ۵۰ درصد از سهم خان و ۵۰ درصد هم از طرف پدر این شهروند بهائی درخت کاری شده بود و انار ستانی در آن مکان ایجاد کرده بودند و پس از انقلاب ۱۳۵۷ و صدور بخشنامه شورای عالی انقلاب فرهنگی، بنیاد مستضعفان و ستاد اجرائی فرمان خمینی با اره تمامی درختهای انار این انارستان را قطع کرده بودند. همچنین دور درختهای توت لاستیکهای کامیون گذاشته و آن درخت ها را هم چون مالک آن یک شهروند بهائی بوده به آتش کشیده و پس از آن با اعمال فشارهای امنیتی و قضائی این پیرمرد بهائی را از آن مکان که مالک آن زمین بود پس از مصادره زمین بیرون کرده بودند. این شهروند بهائی پس از ۷۰ سال اقامت در آن مکان آواره شده بودند. آقای نوریزاد با تهیه ویدئویی ۲۰ تکه ای از وضعیت این شهروند بهائی تهیه بعنوان سند جنایت جمهوری اسلامی، بنیاد مستضعفان و ستاد اجرائی فرمان خمینی در فضای مجازی منتشر کرده بود که با اتهام توهین به رهبری به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد.”

این فعال مدنی در تاریخ ۲۵ شهریور ماه ۱۳۹۹، در ادامه پرونده سازی های دستگاه قضائی جمهوری اسلامی بر علیه فعالیتهای مسالمت آمیز محمد نوریزاد وی را پرونده قضائی وی توسط شعبه دادگاه تجدیدنظر استان گلستان به اتهامات توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام در مجموع به تحمل ۳ سال حبس محکوم کرد. 

پرونده سازی های مستمر برای محمد نوریزاد، در حالی از سوی دستگاه قضائی و ارگانهای امنیتی ایران انجام می شود که این زندانی سیاسی به لحاظ جسمانی در وضعیت وخیمی قرار دارد و از بیهوشی مداوم ناشی از ناراحتی قلبی، عدم کنترل ادرار و ضعف و بی حالی جسمانی رنج می برد. 

در تاریخ ۲۸ مرداد ماه ۱۳۹۹, محمد نوریزاد, در بخش دوم از پرونده قضائی خود توسط شعبه ۱۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ تهران بصورت نیابت قضائی از شعبه ۱۴۹ دادگاه کیفری ۲ مشهد با اتهامات نشر اکاذیب و اخلال در نظم و آسایش عمومی به تحمل ۲ فقره ۷۴ ضربه شلاق, هشت ماه حبس تعزیری و ۱ سال تبعید به شهرستان طبس محکوم شد.

جلسه دادرسی به پرونده محمد نوریزاد, فعال مدنی و زندانی سیاسی در تاریخ ۳۱ تیرماه ۱۳۹۹, توسط شعبه ۱۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ تهران بصورت نیابت قضائی از شعبه ۱۴۹ دادگاه کیفری ۲ مشهد با اتهامات نشر اکاذیب و اخلال در نظم و آسایش عمومی برگزار شده بود و در آن جلسه دادرسی قاضی شعبه رفتاری توهین آمیز با محمد نوریزاد کرده بود. 

لازم به ذکر است, محمد نوریزاد, در بخش اول از همین پرونده توسط شعبه ۴ دادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی منصوری با اتهامات تشویش اذهان عمومی، شرکت در تجمعات غیرقانونی, توهین به روح الله خمینی, همکاری با رسانه‌های خارجی, توهین به مقدسات و توهین به رهبری محاکمه و در مجموع به تحمل ۱۵ سال حبس تعزیری, دو سال تبعید به شهرستان ایذه و دو سال هم محرومیت از خروج از کشور محکوم شد. 

این پرونده به دادگاه تجدیدنظر و تشکیل جلسه دادرسی ۱۰ فروردین ماه ۱۳۹۹, شعبه ۳۵ دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی با صدور دادنامه ای محمد نوریزاد را به تحمل ۱۵ سال حبس تعزیری, دو سال تبعید به شهرستان ایذه و دو سال هم محرومیت از خروج از کشور محکوم شد. 

در تاریخ ۱ دی ماه ۱۳۹۸, حقوق بشر در ایران با انتشار گزارشی تعیین شعبه رسیدگی به اتهامات محمد نوری زاد و هاشم خواستار,  از فعالان مدنی و امضا کنندگان بیانیه استعفای علی خامنه ای, رهبر جمهوری اسلامی, که پیش از این توسط شعبه ۹۰۳ دایره بازپرسی سرای عمومی و انقلاب مشهد مورد تفهیم اتهام قرار گرفته بودند را توسط شعبه ۴ دادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی “هادی منصوری” اطلاع رسانی کرده بود. 

لازم به ذکر است؛ حقوق بشر در ایران, در تاریخ ۲۴ آذر ماه ۱۳۹۸, با انتشار گزارشی با مضمون “ارجاع پرونده ۵ فعال مدنی بازداشت شده در مشهد به دادگاه انقلاب این شهر”, پیرامون ارسال پرونده “هاشم خواستار”, “محمد نوری زاد”, “عبدالرسول مرتضوی”, “محمد حسین سپهری”, “فاطمه سپهری”, پنج تن از فعالان مدنی و امضا کنندگان بیانیه استعفای “علی خامنه ای”, رهبر جمهوری اسلامی, بازداشت شده در مشهد در تاریخ ۲۰ مردادماه ۱۳۹۸, در جریان برگزاری جلسه دادرسی بر پرونده کمال جعفری یزدی, استاد دانشگاه بازنشسته و فعال ساکن مشهد و در مقابل ساختمان دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی پس از گذشت بیش از ۴ ماه بلاتکلیفی در بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد و تفهیم اتهامات “اهانت به مقدسات اسلام”, ” نشر اکاذیب از طریق تلفن همراه و کامپیوتر”, “توهین به روح الله خميني”, “فعالیت تبليغي به نفع گروهها مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران”, “تاسیس و اداره کانال به قصد برهم زدن امنیت کشور”, “عضویت در گروههای مخالف نظام”, “اخلال در نظم و آسایش عمومی از طریق تجمع در خیابان ساجدی”, “تشویش اذهان عمومی” و “نشر اکاذیب” پس از اتمام مراحل بازجوئی از سوی “حسن سلیمانی”, بازپرس شعبه ۹۰۳ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۹ مشهد را اطلاع رسانی کرده بود. 

 در تاریخ ۲۰ مرداد ماه ۱۳۹۸, “هاشم خواستار”, “محمد نوری زاد”, “هاشم رجائی”, “عبدالرسول مرتضوی”, “محمد حسین سپهری”, “غلامعلی حسین پورگنابادي”, “فاطمه سپهری”, “حسین جنگی”, “زهرا سلمانیان”و “جواد لعل محمدی”, در جریان برگزاری جلسه دادرسی بر پرونده کمال جعفری یزدی, استاد دانشگاه بازنشسته و فعال ساکن مشهد, در پی برگزاری تجمع اعتراضی جمعی از فعالان مدنی در مقابل ساختمان دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. 

لازم به ذکر است, در همان تاریخ خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران, با انتشار گزارشی بازداشت این فعالان مدنی در جریان تجمع اعتراضی مسالمت آمیز که بر مبنای اصل ۲۷ قانون اساسی میباشد را تعبیر به “ایجاد ناامنی” و”ارتباط با گروههای برانداز”سپس بازداشت این افراد کرد. 

تعبیر “ایجاد ناامنی” و “ارتباط با گروههای برانداز” از سوی رسانه های وابسته به ارگانهای امنیتی از آن بابت است که در میان افراد بازداشت شده ۵ تن از این افراد از جمله چهارده تن از فعالان سیاسی و مدنی داخل ایران هستند که با انتشار ۲ بیانیه در تاریخ های ۲۱ خرداد و ۸ تیر ماه سالجاری, خواستار استعفای “علی خامنه ای” رهبر جمهوری اسلامی شده بودند. بدنبال گسترش این بیانیه و از سوی دیگر حضور و همراهی جمعی دیگر از شهروندان برای مطالبه گری و همراهی با این ۱۴ فعال مدنی و سیاسی باعث ایجاد برخی رفتارهای  قهرآمیز از سوی ارگانهای امنیتی و قضائی را بر علیه این ۱۴ فعال مدنی و سیاسی را در پی داشته است. 

محمد نوریزاد، در تاریخ ۱۹ تیرماه ۱۳۹۸, پس از مراجعه به شعبه بازپرسی دادسرای امنیت و تفهیم اتهامات توهین به رهبری, تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب بصورت نیابتی تفهیم اتهام و پس از صدور قرار بازداشت به قرنطینه و سپس به بند کارگری زندان اوین منتقل شد و پس از ۴ روز به زندان گرگان واقع در استان گلستان منتقل شده بود. بازداشت محمد نوریزاد از بابت اتهام انتشار فایلهای تصویری بود که این فعال مدنی در دوران سیل اخیر در استان گلستان «آق قلا» پیرامون سوء مدیریت در بر طرف کردن بحران سیل و توجه به درخواستهای شهروندان آسیب دیده از سیل با شکایت دادستان گرگان صورت گرفته بود. 

این فعال مدنی در تاریخ ۳۱ تیرماه ۱۳۹۸, با توجه به اتمام مراحل بازجوئی و تکمیل پرونده جهت ارجاع به مراجع قضائی با تودیع قرار وثیقه ای به مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان بطور موقت و تا اتمام مراحل دادرسی آزاد شد.

Design a site like this with WordPress.com
Get started