علیرضا کفایی به دادگاه انقلاب گچساران احضار شد / سند

علیرضا کفایی، معلم بازنشسته و فعال سیاسی، روز چهارشنبه ۱۹ شهریورماه طی ابلاغیه‌ای الکترونیکی به دادگاه انقلاب گچساران احضار شد. در این احضاریه از وی خواسته شده روز شنبه ۲۹ شهریور ۹۹، جهت دفاع از اتهام انتسابی مبنی بر توهین به رهبری از طریق طریق فضای تلگرام در این دادگاه حاضر شود.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹، علیرضا کفایی، معلم بازنشسته و فعال سیاسی، طی ابلاغیه‌ای الکترونیکی به دادگاه انقلاب گچساران احضار شد.

در این احضاریه که در تاریخ ۱۹ شهریور ۱۳۹۹ توسط محمدجواد کریمی نژادیان مدیر دفتر دادگاه کیفری گچساران صادر شده است، از آقای کفایی خواسته شده ساعت ۱۰ صبح روز شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۹، جهت دفاع از اتهام انتسابی در این شعبه حاضر شود. بر اساس این احضاریه اتهام آقای کفایی توهین به رهبری از طریق فضای تلگرام عنوان شده است.

علیرضا کفایی پیش از این نیز سابقه بازداشت و محکومیت دارد. آقای کفایی در تاریخ ۹ بهمن‌ماه ۹۸، با شکایت دفتر امور حقوقی و قوانین شورای نگهبان، در محل کارش توسط نیروهای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت و در نهایت توسط شعبه دوم دادگاه کیفری یک شهر یاسوج، از بابت اتهام “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی” به استناد ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی به پرداخت ۲۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد.

علیرضا کفایی، معلم بازنشسته و فعال سیاسی و فرهنگی است. آقای کفایی رئیس انجمن اسلامی معلمان گچساران، عضو انجمن اسلامی معلمان استان کهگیلویه و بویراحمد و دبیر شورای اصلاح‌طلبان گچساران است. وی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ به عنوان قائم مقام ستاد حسن روحانی در شهرستان گچساران فعالیت می‌کرد.

اعتراضات آبان؛ ولی قره باشی به ۳ سال و ۳ ماه حبس محکوم شد

دادگاه تجدیدنظر استان لرستان، ولی قره باشی، کارگر ساختمانی ساکن خرم آباد و یکی از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ را با اعمال قانون کاهش مجازات حبس، به ۳ سال و ۳ ماه حبس تعزیری محکوم کرد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۳۱ ماه و ۱۵ روز زندان در خصوص آقای قره باشی قابل اجرا است. آقای قره باشی پیشتر در مرحله بدوی توسط دادگاه انقلاب خرم آباد به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دادگاه تجدیدنظر استان لرستان ولی قره باشی، کارگر ساختمانی ساکن خرم آباد و از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ را به ۳ سال و ۳ ماه حبس تعزیری محکوم کرد.

بر اساس این حکم که در اواخر مردادماه سال جاری توسط شعبه دهم دادگاه تجدیدنظر استان لرستان با مستشاری علی امرایی و فخرالدین کرد علیوند و با در نظر گرفتن قانون کاهش مجازات حبس صادر و به تازگی به وی ابلاغ شده است، آقای قره باشی از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به ۷ ماه و ۱۵ روز حبس، از بابت اتهام “عضویت در کانال‌های گروه‌های معاند نظام” به ۲ سال و ۷ ماه و ۱۵ روز حبس و در مجموع به ۳ سال و ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۳۱ ماه و ۱۵ روز زندان در خصوص آقای قره باشی قابل اجرا است.

 ولی قره باشی پیشتر در جریان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در نهایت با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.

ولی قره باشی، در تاریخ ۱۸ اردیبهشت‌ماه ۹۹، توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب خرم آباد به ریاست قاضی حسن کرم پوری از بابت اتهامات  “تبلیغ علیه نظام” به ۱ سال حبس تعزیری و از بابت “عضویت در کانال‌های گروه‌های معاند نظام” به ۳ سال حبس و در مجموع به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد.

ولی قره باشی، فرزند غلامحسن، ۴۱ ساله، متاهل، پدر دو فرزند، کارگر ساختمانی اهل خرم آباد است.

لازم به اشاره است اعتراضات آبان ماه، به مجموعه اعتراضات سراسری گفته می شود که از روز جمعه ۲۴ آبان ماه ۹۸ با اعلام افزایش بی سابقه قیمت بنزین در ده‌ها شهر ایران با حضور بی سابقه معترضین در خیابان‌ها آغاز شد و برای چند روز ادامه یافت. محمد جواد کولیوند، نماینده مردم کرج در مجلس گفت این اعتراضات در ۷۱۹ نقطه از کشور رخ داد. سید حسین نقوی حسینی سخنگوی وقت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز، آمار بازداشتی های اعتراضات اخیر را حدود ۷ هزار نفر اعلام کرد. بر اساس گزارشات نهادهای مدافع حقوق بشر صدها تن نیز در پی این اعتراضات خونین جان باختند.

برگزاری ۵ تجمع اعتراضی کارگران: مطالبات معوقه ما را پرداخت کنید

روزهای ۱۹ و ۲۰ شهریور۱۳۹۹ استان خوزستان شاهد برگزاری پنج تجمع اعتراضی کارگران بود؛ کارگرانی که به عدم اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل و پایین بودن سطح دستمزدها، عدم دریافت ماه‌ها حقوق و بیمه، افزایش ساعت کاری و حذف مزایای شغلی معترض هستند.

تنها خبر خوب این دو روز، پرداخت یک ماه از پنج ماه مطالبات معوقه ۱۷۰ کارگر شهرداری خرم‌آباد است که از سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ باقی مانده‌اند. شهردار ماهشهر هم به تجمعات اعتراضی کارگران واکنش نشان داده است. 

بخشی از مطالبات کارگران شهرداری خرم‌آباد پرداخت شد

 «حمید علیرضایی» امروز پنج‌شنبه ۲۰شهریور ۱۳۹۹ در گفت‌وگو با فارس اعلام کرد: «مهم‌ترین اولویت شهرداری خرم‌آباد، پرداخت حقوق معوقه کارگران این مجموعه است.»
سرپرست معاونت خدمات شهری شهرداری خرم‌آباد با بیان این که این معوقات مربوط به سال‌های گذشته بوده‌اند، افزود: «طی چند سال گذشته همیشه شاهد مشکلات پرداخت حقوق کارگران فضای سبز و تنظیف مناطق سه گانه شهرداری خرم‌آباد بوده‌ایم.»
او گفت  از میان سه منطقه شهرداری خرم‌آباد، کارگران منطقه یک تقریبا مشکلی در این حوزه ندارند.

علیرضایی با اشاره به این‌که روز یک‌شنبه مبلغی به پیمان‌کار کارگران حوزه تنظیف و فضای سبز جهت پرداخت حقوق کارگران پرداخت شده است، تصریح کرد: «این پرداختی تقریبا برای هر کارگر به اندازه یک ماه حقوق معوقه است. چهارشنبه هفته گذشته نیز مبلغی به حساب پیمان‌کار جهت پرداخت حقوق واریز شده است و این کار تا زمانی که مطالبات این عزیزان اتمام نیابد، ادامه خواهد داشت.»

کارگران معترض شهرداری منطقه سه خرم‌آباد در هفته اول شهریورماه جاری با اعتصاب و تجمع در مقابل ساختمان شهرداری این شهرستان، پرداخت دستمزدها و حقوق معوقه خود را درخواست کرده بودند. یکی از کارگران حاضر در تجمع گفته بود: «سفره کارگران شهرداری خرم‌آباد به خاطر ۱۱ ماه حقوقی که معوق مانده، در این روزهای کرونایی خالی‌تر از همیشه شده است و کارگران برای رفع این بی پولی دست به اعتراض زده‌اند.»

به گفته او، هیچ‌گاه شرایط پرداخت حقوق‌ کارگران شهرداری‌ خرم‌آباد مناسب نبوده است: «این مشکلات زمانی بیشتر شدند که شهرداری‌ها با برون‌سپاری خدمات شهری، سرنوشت آن‌ها را به پیمان‌کاران سپردند. در این برون‌سپاری، دیگر خبری از قراردادهای طولانی نیست بلکه در بهترین حالت، قرارداد پیمان‌کاران با کارگران حداکثر یک ساله است.»

کارگر دیگری می‌گوید: «ما ۴۰ نفر هستیم که از پیمان‌کار قبلی حقوق هشت ماه را طلب داریم. این حقوق مربوط به سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ است. اما حدود ۱۷۰ کارگر امسال از پیمان‌کار جدید پنج ماه حقوق معوقه دارند.»

شهردار ماهشهر: تلاش می‌کنم اعتبارات لازم جذب شوند و حقوق کارگران شهرداری افزایش یابد

‌«مجاهد نظارات»، شهردار بندرماهشهر در واکنش به اعتراضات کارگران شهرداری گفته است: «نمایندگان کارگران خدمات شهری شهرداری با نایب رییس شورای اسلامی شهر ماهشهر دیدار کردند. از ابتدای حضورم در شهرداری همیشه اولویت تمام امورات را پرداخت به موقع حقوق کارگران و پس از آن کارمندان می‌دانستم.»

کارگران شهرداری ماهشهر در روزهای اخیر در اعتراض به عدم اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل و پایین بودن سطح دستمزدها مقابل ساختمان شهرداری این شهر تجمع کرده و خواستار رسیدگی به وضعیت بد معیشت وعمل به قوانین مزدی شدند.

حالا شهردار بندرماهشهر می‌گوید: «طرح طبقه بندی مشاغل را به مدت دو ماه اجرا کردیم اما بر خلاف تصورات، بودجه و منابعی که برای این امر در نظر گرفتیم، تحقق نیافت. اگر بنا بود به همین روال جلو رود اما شهرداری با مشکلات شدید مالی و پرداخت حقوق عادی هم با مشکل مواجه می‌شد.»

او با تاکید بر این که وضعیت معیشت کارگران برایش در اولویت همه امور است، افزود: «تمام تلاش خود را خواهم کرد که اعتبارات لازم را در این خصوص جذب کنم تا حقوق کارگران شهرداری افزایش یابد.»

 

تأخیر  ۳ماهه در پرداخت حقوق کارکنان و کارگران شهرداری بناب

بدهی حدود ۵۰ میلیارد تومانی شهرداری بناب به تأمین اجتماعی، باعث بروز تأخیر سه ماهه در در پرداخت حقوق کارکنان و کارگران شده و اجرای پروژه‌های عمرانی را در سطح شهر با کندی مواجه ساخته است. برخی از پروژه‌ها به جهت تعطیلی، مشکلاتی را برای شهروندان به وجود آورده‌اند.

حقوق معوقه کارگران اداره آبفای آبادان

شماری از کارگران اداره آبفای آبادان در اعتراض به آن‌چه پرداخت نشدن چندین ماه حقوق عنوان می‌کنند، مقابل ساختمان این اداره تجمع کردند.
در شرکت آب و فاضلاب آبادان ۲۵۰ کارگر شاغل هستند. از این تعداد، ۲۰۰ کارگر پیمان‌کاری و مابقی را کارگران رسمی تشکیل می‌دهند؛ کارگرانی که هر کدام مطالبات مزدی متفاوتی دارند.

آن‌ها در گفت‌وگو با ایلنا، با اعلام این که کارگران پیمان‌کاری از ابتدای سال جاری حقوق طلب‌کارند، می‌گویند در این فاصله فقط مبالغی را به صورت‌ علی‌الحساب دریافت کرده‌اند. مجموع این دریافتی به شش تا هفت میلیون تومان می‌رسد. البته کارگران رسمی نیز دو تا سه ماه معوقات مزدی طلب‌کارند.

به گفته آن‌ها، شش نفر از کارگران مشمول بازنشستگی با مشاغل سخت و زیان‌آور منتظر پرداخت چهار درصد هزینه بازنشستگی خود به تامین اجتماعی هستند.

این کارگران اضافه کردند: «در سال جاری حدود ۶۰ نفر از کارگران آبفای آبادان با ۲۵۰ کارگر آبفای ادغام شده‌اند که وضعیت پرداخت مطالبات آن‌ها هم مشخص نیست.»

تجمع کارکنان دانشگاه دولتی شهید چمران اهواز

چهارشنبه ۱۹ شهریور۱۳۹۹، شماری از کارکنان دانشگاه دولتی «شهید چمران» شهرستان اهواز نیز در مقابل ساختمان مرکزی این‌ دانشگاه تجمع کردند. تجمع کنندگان دلیل تجمع خود را اعتراض‌ به افزایش ساعت کاری و حذف مزایای شغلی خود عنوان کردند.

تجمع کارگران خدمات و فضای سبز شهرداری سوسنگرد

روز چهارشنبه جمعی از کارگران خدمات و فضای سبز شهرداری شهرستان سوسنگرد نیز در اعتراض به عدم پرداخت معوقات مزدی خود، مقابل ساختمان فرمانداری شهرستان دشت آزادگان تجمع کردند. این کارگران با بیان این که هفت ماه حقوق معوقه دارند، می‌گویند در شرایط کنونی، به ویژه با وجود گسترش اپیدمی کرونا و تورم سرسام‌آور، خانواده‌های آن‌ها در شرایط اقتصادی نگران کننده‌ای قرار دارند.

تجمع کارگران کشتارگاه ماکیان

روزهای سه‌شنبه ۱۸و چهارشنبه ۱۹ شهریور، گروهی از کارگران کشتارگاه ماکیان شهرستان شوش با تجمع در مقابل فرمانداری این شهرستان، خواستار رسیدگی به مطالبات مزدی خود شدند. این کارگران تجمع اعتراضی روز چهارشنبه خود را مقابل دفتر امام جمعه شهر شوش برگزار کردند.

اعتصاب کارگران حمل زباله شهرستان کارون

کارگران حمل زباله شهرداری کوت عبدالله در شهرستان کارون هم در اعتراض به عدم پرداخت معوقات مزدی خود دست از کار کشیده‌اند.
به گفته شهردار این شهر، به‌دلیل دو ماه ‌ونیم عقب افتادن حقوق کارگران حمل زباله شهرداری کوت‌عبدالله، گروهی از کارگران معترض هستند: «عده‌ای از بیرون مجموعه به تحریک کارگران پرداختند و سبب بروز مشکلاتی در جمع‌آوری زباله‌های سطح شهر شدند.»

شهردار شهرستان کارون گفته است: «تمام تلاش خود را در جهت فراهم و پرداخت کردن معوقات کارگران عزیز به کار گرفته‌ایم اما بدهی‌ها از مدت‌ها قبل انباشته شده‌اند و کار در این زمینه آسان نیست. به هرحال، به‌دنبال پرداخت هرچه زودتر حقوق کارگران هستیم.»

از تهدید اتحادیه جهانی ورزشکاران تا پیام مخفیانه اتحادیه جهانی کشتی؛ نوید افکاری را آزاد کنید

اتحادیه جهانی ورزش‌کاران» و «اتحادیه جهانی کشتی» مذاکرات علنی و غیرعلنی خود را با فدراسیون کشتی ایران در مورد نجات «نوید افکاری» از دو حکم اعدام آغاز کرده‌اند و در صورت دست‌ نیافتن به پاسخی قانع‌کننده، به شکل علنی به وسیله رسانه‌ها، به این احکام واکنش نشان خواهند داد. از سوی دیگر، «اتحادیه جهانی ورزش‌کاران» اعلام کرده است که در صورت عدم لغو این احکام، ورزش‌کاران جهان، ایران را تحریم خواهند کرد. بنا به یافته‌های «ایران وایر» این اتحادیه، به همراه اتحادیه جهانی کشتی و همچنین، کمیته بین‌المللی المپیک طی روزهای گذشته برای نجات «نوید افکاری»  وارد مذاکره با جمهوری اسلامی شده‌اند. در عین‌حال، اگرچه فدراسیون کشتی ایران هنوز موضعی علیه احکام اعدام «نوید افکاری» نگرفته است، اما گروهی از ورزش‌کاران ایرانی از داخل و خارج از ایران، به این حکم اعتراض کرده‌اند و خواستار نجات «نوید افکاری» شده‌اند.

 

****

 

هفته گذشته، اتحادیه جهانی کشتی و کمیته بین‌المللی المپیک، هم از طریق رسانه‌ها، هم از راه پیام‌های مردمی و هم در شبکه‌های مجازی (بخصوص توییتر) در جریان احکام قضایی برادران افکاری قرار گرفتند. نوید افکاری کشتی‌گیر شیرازی یک بار به اتهام قتل یک مامور حکومتی در جریان اعتراضات مرداد ۱۳۹۷ در شیراز و یک بار برای شرکت در این اعتراضات، با اتهام «محاربه» در دادگاه انقلاب به مرگ محکوم شد.  دو برادر دیگر او، «وحید» و «حبیب» هم به ترتیب به ۵۴ سال و شش ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق و ۲۷ سال و سه ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده‌اند.

هرچند دستگاه‌‌های قضایی از نخستین روز رسانه‌ای شدن این حکم، به فدراسیون کشتی ایران فشار آوردند تا جلوی واکنش‌ ورزشکاران و مربیان ایرانی را بگیرند، اما در خارج از ایران، موجی برای حمایت از او آغاز شد و به داخل ایران نیز سرایت کرد و بسیاری از ورزش‌کاران هم برای نجات «نوید افکاری» به پا خاستند.

به عنوان نمونه، در کنار موضع‌گیری‌های ورزش‌کاران غیر ایرانی مثل «براندون اسلی» قهرمان کشتی آزاد المپیک سیدنی و از مربیان تیم ملی امریکا، «فرانک اشتبلر» دارنده سه نشان طلای کشتی فرنگی جهان از آلمان و«دیوی کربی» رییس کمیته علمی «اتحادیه جهانی کشتی» و «سالی رابرتز» مدیرعامل‌ موسسه‌ای به نام مثل یک دختر کشتی بگیر (Wrestle Like A Girl) گروهی از ورزش‌کاران ایرانی هم در حمایت از «نوید افکاری»‌ پیام‌هایی منتشر کردند. «مهدی زیدوند»‌ عضو پیشین تیم ملی کشتی فرنگی، «آنشان خسروی» عضو تیم ملی کاراته سوئد، «آروین باقری» کاپیتان سابق تیم ملی کاراته جوانان، «جواد محجوب» قهرمان جودوی ایران، «حسن علی‌محمدی» مربی سابق تیم‌ملی کیک‌بوکسینگ، «احسان رجبی» قهرمان جودو، «اسحاق قویدل» قهرمان پرورش اندام، «سالار غلامی» کاپیتان سابق تیم ملی بوکس، «امیرکمالی» عضو تیم‌ ملی دو و میدانی کم‌بینایان بریتانیا، «سردار پاشایی» مربی سابق تیم ملی کشتی فرنگی و «محدطاهر حسینی‌افشار» عضو سابق تیم ملی قایقرانی و «کسری مهدی‌پور‌‌نژاد» تکواندوکار ایرانی هم از جمله ورزش‌کارانی هستند که در این خصوص اقدام کرده‌اند.

موجی که به راه افتاد، با واکنش یک نهاد غیردولتی بین‌المللی دیگر همراه شد؛ «اتحادیه جهانی ورزشکاران.» این اتحادیه در بیانیه‌ای رسمی خطاب به «جمهوری اسلامی ایران» گفته است: «ما به خوبی درک کرده‌ایم که نوید افکاری  به ناحق مورد هدف مقامات ایرانی قرار گرفته است. مقامات حکومتی ایران می خواهند از یك ورزشكار محبوب و مشهور برای مردم ایران یک مثال بسازند و دیگر شهروندانی که می‌‌خواهند جرات استفاده از حقوق انسانی برای حضور در یک تظاهرات مسالمت آمیز داشته باشند، را بترسانند.»

این سازمان حکومت ایران را متهم کرده که از ورزشکاران خود «در عرصه‌های مختلف» به عنوان «پیاده نظام» استفاده می‌کند. «اتحادیه جهانی ورزشکاران» همچنین محافل ورزشی ایران را تهدید کرده است که در صورت لغو نشدن حکم اعدام نوید افکاری، ورزشکاران جهان، ایران را تحریم خواهند کرد. با توجه به این‌که تصمیمات این سازمان باید زیر نظر کمیته بین‌المللی المپیک باشد، به نظر می‌رسد تصمیم برای تحریم ورزش ایران ابتدا از یک سازمان کوچک‌تر آغاز شده و شاید در صورت عدم تغییر این حکم، عالی‌ترین نهادهای ورزشی جهان هم به صورت مستقیم وارد میدان شوند.

«اتحادیه جهانی ورزش‌کاران» با نام اختصاری «WPA» و با صدور یک بیانیه «حقوق بشری» در سال ۲۰۱۷ فعالیت رسمی خود را آغاز کرد. در بخشی از این بیانیه، تاکید شده است که WPA از این پس تلاش می‌کند معیارهایی را برای سازمانهای و فدراسیون‌های ورزشی بین‌المللی تعیین کند تا آن‌ها به تعهدات خود در مورد حمایت، احترام و تضمین حقوق اساسی انسانی ورزشکاران در سراسر جهان پایبند باشند. منشور این سازمان به حقوق کودکان ورزشکار، حقوق شهروندی ورزشکاران، حق اعتراضات مدنی در جامعه، حق مصونیت ازعکس، امضا و نام ورزشکاران و برخورداری از زندگی خصوصی اشاره کرده است.

«براندن شاوب» مدیرعامل و یکی از موسسین این سازمان در زمان رونمایی از منشور حقوق ورزشکاران گفته بود: «در کتب قوانین ورزشی فدراسیون‌های جهانی، موارد  زیادی از تعهدات سنگین ورزشکاران و باشگاه‌ها یا فدراسیون‌ها به یکدیگر به چشم می‌خورد. اما هیچ یک از این قوانین، به روشنی حمایتی از حقوق انسانی ورزشکاران نکرده‌اند.»

«اتحادیه جهانی ورزش‌کاران» به صورت مستقیم زیر نظر کمیته بین‌المللی المپیک فعالیت می‌کند. هرچند هنوز نتوانسته خود را به عنوان یک نهاد موازی یا برابر با فدراسیون‌های بین‌المللی معرفی کند، اما با حمایت‌هایی که از سوی IOC و شخص «توماس باخ» رییس کنونی کمیته بین‌المللی المپیک داشته، موفق شده است خودش را در مدتی کوتاه به عنوان یک سازمان فعال در زمینه حقوق بشر معرفی کند.

از سوی دیگر، «گیگی آلفورد» مدیر بخش حقوق بشر این سازمان گفته است: «رفتار حکومت ایران در هدف گرفتن مکرر ورزشکاران این کشور برای دنیا ثابت شده است. اما این بار همه ورزشکاران جهان مقابل این رفتار خواهند ایستاد.»
بیانیه‌ این سازمان در جهت حمایت از «نوید افکاری» به امضای ۸۵هزار ورزش‌کار در ۱۰۰ دفتر ملی زیرمجموعه این اتحادیه رسیده است.

وقتی «اتحادیه جهانی ورزش‌کاران» به استفاده جمهوری اسلامی از ورزش‌کاران به عنوان «پیاده نظام» اشاره می‌کند، می‌توان نمونه‌های واضحی را به یاد آورد. مثل رفتار «مهدی ترابی» بازیکن فصل گذشته پرسپولیس دید که پس از گل‌زنی در لیگ برتر، زیر پیراهنی‌‌اش را نشان داد که روی آن نوشته بود: «تنها راه نجات کشور، اطاعت از رهبری» یا ورزشکارانی مانند «آرش میراسماعیلی» که در رفتاری نمایشی مقابل حریفان اسراییلی حاضر به رقابت نشدند نیز به بالاترین درجه‌های مالی و مقامی در ورزش ایران رسیدند.

حالا این اتحادیه تهدید کرده است که در صورت عدم لغو احکام اعدام «نوید افکاری» ورزش‌کاران جهان، ایران را تحریم خواهند کرد؛ شاید رفتاری مانند آن‌چه ورزش‌کاران ایرانی به دستور جمهوری اسلامی مقابل ورزش‌کاران اسرائیلی انجام می‌دهند.

«نناد لالوویچ» رییس اتحادیه جهانی کشتی، یکی از منتقدین جدی فدراسیون سیاست‌زده کشتی ایران است. او که از عدم رویارویی کشتی‌گیران ایرانی با حریفان اسراییلی بارها به ستوه آمده بود به عنوان نمونه در سال ۹۶ گفته بود: «فکر نمی‌کنم که حتی خود مردم فلسطین هم در جریان این همه از جان گذشتگی کشتی‌گیرهای شما برای خاک‌شان باشند.» او اگرچه بارها ایران را به دلیل دخالت سیاست در امور داخلی فدراسیون، به تعلیق محکوم کرد اما تا امروز تلاش کرده است با ایران مدارا کند.

حالا آقای لالوویچ سعی کرده نه به صورت علنی که در قدم اول با یک بحث درون خانگی از وضعیت «نوید افکاری» مطلع شود.

طی روزهای گذشته «اتحادیه جهانی کشتی» به «فدراسیون کشتی ایران» اعلام کرده است که در جریان صدور احکام اعدام برای «نوید افکاری» که ادعای بی‌گناهی دارد، قرار گرفته است. به نظر می‌رسد که قدم بعدی، واکنش علنی «اتحادیه جهانی کشتی» و درخواست آزادی «نوید افکاری» و همچنین برگزاری دادگاهی عادلانه برای او باشد. از سوی دیگر، اگرچه هنوز «فدراسیون کشتی ایران» به حمایت از «نوید افکاری» برنخاسته است، اما گفته می‌شود مذاکراتی جریان دارد تا بلکه «علیرضا دبیر» رئیس فدراسیون کشتی ایران و  دیگر دست‌اندرکاران این فدراسیون هم برای نجات جان کشتی‌گیر محکوم به اعدام، قدم‌هایی بردارند.

وکیل خانواده علی یونسی: گفته‌اند تا مصاحبه تلویزیونی نکند از بند امنیتی بیرون نمی‌رود

وکیل علی یونسی، دانشجوی زندانی دانشگاه صنعتی شریف و برنده طلای المپیاد جهانی، از اتفاقات بی‌سابقه در پرونده موکلش و همچنین فشار بر او برای انجام اعترافات تلویزیونی خبر داد.

مصطفی نیلی در مصاحبه با کانال تلگرامی «امتداد» گفت که موکلش در ملاقات با خانواده‌ خبر داده که ماموران به او گفته‌اند «تا مصاحبه تلویزیونی نکند از بند امنیتی اوین خارج نخواهد شد».

بنا بر همین گزارش، علی یونسی شرح برخوردهایی را که با او صورت گرفته در دو نامه به رییس زندان اطلاع داده و در دیدار با دادیار ناظر بر زندان نیز شکایتی  مطرح کرده است. 

پیش از این یک منبع نزدیک به خانواده امیرحسین مرادی، دانشجوی المپیادی بازداشتی، به ایران اینترنشنال گفته بود که او و علی یونسی برای اعتراف اجباری تحت فشار قرار دارند.

برادر علی یونسی نیز گفته است بازجویان سعی کرده‌اند به اسم «ملاقات با سفیر سوئد»، برادرش را در یک صحنه‌سازی برای اخذ اعتراف اجباری فریب دهند.

مصطفی نیلی که از سوی خانواده یونسی به عنوان وکیل انتخابی برای علی تعیین شده، می‌گوید به او اجازه دسترسی به پرونده و ملاقات با موکلش داده نشده است.

نیلی در گفت‌وگو با «امتداد» با اشاره به این‌که برای علی یونسی وکیل تسخیری تعیین شده است گفت: در مرحله بازداشت و تحقیقات «فرد می‌تواند بدون وکیل از خود دفاع کند، مگر در جرایمی که مجازاتش اعدام یا حبس ابد باشد».

وکیل علی یونسی با یادآوری مواردی از قبیل تعیین وکیل تسخیری، صحنه‌سازی برای اخذ اعترافات اجباری، انتقال علی یونسی و امیرحسین مرادی به کاخ دادگستری در جمع هم‌دانشگاهیان و اساتید و «موارد عجیب» دیگر گفت: «وقتی پرونده را با این اتفاقات کنار هم قرار می‌دهیم بسیار عجیب می‌شود.»

مصطفی نیلی همچنین گفت که «موارد دیگری هم هست که بعدا اگر لازم باشد مطرح خواهد شد».

علی یونسی، برنده مدال طلای المپیاد جهانی نجوم، و امیرحسین مرادی، برنده مدال نقره المپیاد نجوم کشوری، ۲۲ فروردین امسال بازداشت شدند.

سازمان عفو بین‌الملل پیش از این نسبت به شکنجه علی یونسی هشدار داده است؛ شماری از نهادها، از جمله دیده‌بان حقوق بشر، نیز از روند دادرسی این پرونده و به‌ویژه بازجویی این دو زندانی در جمع دانشجویان و اساتید انتقاد کرده‌اند.

همچنین درخواست‌های متعددی برای آزادی این دو دانشجو به مقام‌های جمهوری اسلامی ارسال شده است.

از جمله «کمیته دانشمندان نگران» در نامه‌ای به ابراهیم رئیسی، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران، نگرانی عمیق خود را درباره وضعیت علی یونسی، دانشجوی بازداشتی دانشگاه صنعتی شریف اعلام کرده است.

گزارشی از آخرین وضعیت زینب جلالیان، زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد

زینب جلالیان، زندانی سیاسی کُرد محکوم به حبس ابد، در حالی که سیزدهمین سال از دوران محکومیتش را می گذراند، همچنان به صورت بلاتکلیف در سلول انفرادی در زندان مرکزی کرمان و در تبعید به سر می برد.

این زندانی سیاسی کُرد محکوم به حبس ابد، که روز پنج‌شنبه ۵ تیرماه ۱۳۹۹، بدون اطلاع قبلی در حالی که به ویروس کرونا مبتلا شده و در اعتصاب غذا به سر می بُرد، از بند قرنطینه زندان قرچک ورامین به زندان مرکزی کرمان منتقل شده و پس از گذشت بیش از ۲ ماه، همچنان در سلول انفرادی این زندان نگهداری می‌شود.

بنا به اطلاع منابع آگاه طی تماس های تلفنی که زینب با خانواده‌اش دارد از ادامه نگهداریش در شرایط سخت سلول انفرادی خبر داده است.

زینب جلالیان به خانواده اش گفته مسئولان زندان کرمان به او وعده داده‌اند تنها در صورتى او را به زندان خوی باز خواهند گرداند که حاضرباشد هزینه انتقال به زندان خوی را خودش پرداخت کند، علی رغم وعده مسئولان زندان تاکنون اقدام موثری در این زمینه انجام نداده اند.

زینب جلالیان از تاریخ ۳۱ خرداد با درخواست بازگشت به زندان خوی یا انتقال به زندان اوین و همچنین رسیدگی‌های پزشکی پس از ابتلا به کرونا دست به اعتصاب غذا زده بود، اما در ششمین روز از اعتصاب غذا در تاریخ ۵ تیرماه ۱۳۹۹، از بند قرنطینه زندان قرچک به زندان مرکزی کرمان منتقل شد.

پیشتر علی جلالیان پدر زینب جلالیان زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد، با اعلام خبر ابتلای دخترش به ویروس کرونا در زندان قرچک گفته بود: شب سه‌شنبه ۱۳ خرداد ماه، این زندانی سیاسی به دلیل تنگی‌ نفس شدید به بهداری زندان قرچک منتقل شده و پس از انجام معاینه و آزمایشات، بیماری او کووید-۱۹ تشخیص داده شده اما با این وجود مسئولان زندان به دستور وزارت اطلاعات از انتقال وی به بیمارستان خودداری می‌کنند.

زینب جلالیان، در آخرین تماس تلفنی خود با خانواده اش در روز شنبه ۱۷ خرداد ماه ۱۳۹۹، گفته بود که همچنان تب شدید و تنگی نفس دارد و در بخش قرنطینه زندان قرچک به همراه چند زندانی دیگر مبتلا به کرونا در اتاقی جدا نگهداری می‌شود.

گفتنی است، پزشک بهداری زندان قرچک به زینب جلالیان گفته بود که ویروس ریه‌اش را درگیر کرده و آنها درصدد کنترل عفونت ریه از طریق دارو هستند.

همچنین روز چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۹، زینب جلالیان زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد،  به دلایل نامشخصی، از سوی نیروهای امنیتی از زندان خوی خارج و به بند قرنطینه زندان قرچک ورامین منتقل شده بود.

به گفته خانواده زینب جلالیان، وی طی روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه با چشمبند و دستبند به زندان‌های ارومیه و کرمانشاه و اوین تهران منتقل شده و نهایتاً پس از امتناع این زندان‌ها از پذیرش او، مأموران امنیتی وی را به زندان قرچک ورامین برده‌اند.

یک منبع نزدیک به خانواده زینب جلالیاندر این خصوص افزوده بود: « انتقال او به بند قرنطینه زندان قرچک ورامین در حالی ست که هم‌اکنون حدود ۸۰ زندانی که طی روزهای اخیر به زندان قرچک وارمین منتقل شده‌اند در آنجا نگهداری می‌شوند و با توجه به شیوع ویروس کرونا در زندان‌ها خانواده او به شدت نگران وضعیت او هستند».

طبق گزارش منابع حقوق بشری، انتقال ناگهانی این زندانی سیاسی در حالی رخ داده است که طبق تأیید و گواهی پزشک، نامبرده از بیماری ناخنک چشم و برفک دهان رنج می‌برد.

سازمان عفو بین الملل طی بیانیه‌ای در اسفند ماه ۱۳۹۸، ضمن ناعادلانه خواندن حبس زینب جلالیان، زندانی سیاسی کرد، خواستار پایان دادن به آن شد.

زینب جلالیان، متولد ۱۳۶۱ اهل روستای «دیم قشلاقِ ماکو» از توابع استان «آذربایجان غربی»  در ۲۰ اسفند ماه ۱۳۸۶، در سن ۲۵ سالگی توسط ماموران اداره اطلاعات کرمانشاه با ضرب و شتم و به زور اسلحه در جاده کرمانشاه – سنندج بازداشت شد.

دلیل بازداشت او همکاری با شاخه سیاسی حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) اعلام شده بود.

این زندانی سیاسی کُرد، پس از بازداشت به بازداشتگاه ستاد خبری اطلاعات واقع در کرمانشاه (میدان نفت) منتقل شده بود.

فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی او متمرکز بر توانمندسازی زنان، متعلق به اقلیت کرد ایران و تحقق حق تعیین سرنوشت کردها بوده است.

«زینب جلالیان» هشت ماه در سلول انفرادی بدون دسترسی به وکیل نگهداری شد.

او در آذرماه ۱۳۸۸، به اتهام «محاربه از طریق عضویت در گروه پژاک» در دادگاهی چند دقیقه‌ای، غیرعلنی و بدون حضور وکیل به اعدام محکوم شد و حکم صادره از سوی دیوان عالی کشور تایید و به او ابلاغ شد.

شعبه یک دادگاه انقلاب کرمانشاه علیرغم وجود هیچ مدرکی دال بر دست داشتن زینب جلالیان در فعالیت‌های مسلحانه پژاک، او را متهم به «اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسالمی ایران» کرد.

بر اساس اعلام رسانه ها و اطلاعات به دست آمده حکم صادره علیه این زندانی سیاسی در ۲۹ آبان ماه ۱۳۹۰ به حبس ابد کاهش یافت، اما تا کنون هیچ حکمی به او ابلاغ نشده و علی رغم مشکلات جسمانی از جمله اختلال بینایی و خطر از دست دادن آن، بدون حتی یک روز مرخصی همچنان در بند است و از بیماری‌های عدیده‌ای رنج می‌برد.

او گفته است که در طی این دوره، ماموران اطلاعات او را مورد شکنجه از جمله تحمل شلاق بر کف پا، مشت به شکم، کوباندن سر به دیوار و تهدید به تجاوز قرار دادند. او در آذر ماه ۱۳۸۷ به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد.

محاکمه «زینب جلالیان» به شدت ناعادلانه بود و بیشتر از چند دقیقه طول نکشید.

دادگاه پس از اشاره به همکاری زینب جاللیان با شاخه سیاسی پژاک و چندین بار رفت و آمد او بین ایران و عراق در رای نهایی نوشت: «نامبرده چه بسا در عملیات‌های تروریستی نیز شرکت داشته است که از بیان حقایق خودداری میکند.» این استدلال نقض بارز اصل برائت است که بر اساس آن متهم حق دارد بی‌گناه فرض شود مگر اینکه مجرمیت او، مطابق قانون در یک دادگاه عادلانه خارج از هرگونه شک و تردید معقول توسط دادستان اثبات شود.

زینب جلایان تنها چند هفته پیش از دادگاه اجازه گرفتن وکیل را یافت.

با این حال، محاکمه او بدون حضور و اطلاع وکیلش برگزار شد. حکم اعدام وی در ادیبهشت ماه سال ۱۳۸۸، توسط دادگاه تجدید نظر تأیید شد اما بعدتر در آذر ماه ۱۳۹۰، با عفو رهبری به حبس ابد کاهش یافت.

در فروردین ماه ۱۳۹۵، کارگروه بازداشت‌های خودسرانه سازمان ملل از مقامات ایران خواست بی‌درنگ «زینب جلالیان» را آزاد کنند، چرا که او تنها به خاطر کاربست مسالمت‌آمیز حق آزادی بیان و حق آزادی ارتباطات از طریق فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی برای حقوق زنان کرد و فعالیت سیاسی در شاخه غیر نظامی پژاک بازداشت شده است.
این نهاد سازمان ملل اعلام کرد که زینب جلالیان از حق بهره‌مندی از محاکمه عادلانه محروم شده و رفتارهای صورت گرفته با او ناقض اصل منع شکنجه و سایر رفتارها و مجازات‌های بی‌رحمانه، غیرانسانی و یا تحقیر کننده است.

«زینب جلالیان» در طی سال‌های طولانی زندان بارها از حقوق اساسی خود از جمله دسترسی به خدمات درمانی مناسب و کافی محروم مانده است. امتناع مقامات از ارائه خدمات درمانی به زندانیان چنانچه عامدانه و به منظور تنبیه، ارعاب، اخذ اعتراف یا اعمال تبعیض صورت گیرد و موجب درد و رنج شدید زندانی شود، شکنجه به شمار می‌آید.

«زینب جلالیان» در طول بازداشت خود در این بازداشتگاه به مدت یک ماه علی رغم تحقیر و فحاشی تحت شدیدترین شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفت.

این زندانی سیاسی کُرد پس از درگیری لفظی با بازجوی خود جهت تحقیر و شکنجه روحی به «کانون اصلاح و تربیت زندان دیزل‌آباد کرمانشاه» که از زندان اصلی «دیزل‌ آباد»، ۵ کیلومتر فاصله دارد منتقل و مدت ۷ سال را در آنجا سپری کرد.

«زینب جلالیان» در زمان بازداشت و پس از آن به علت شکنجه‌های شدید فیزیکی، از ناحیه بینایی دچار مشکل شده و از آن پس از اختلال بینایی نیز رنج می‌برد.

این زندانی سیاسی، تنها زندانی سیاسی زن در ایران است که به «حبس ابد» محکوم شده و بیش از ۱۳ سال است که بدون یک روز مرخصی دوران محکومیتش را می گذراند.

گزارشی از وضعیت هوشمند علیپور زندانی سیاسی کُرد محکوم به اعدام

هوشمند علیپور، زندانی سیاسی کُرد، روز جمعه ۱۲ مردادماه ۱۳۹۷، در نزدیکی شهر سقز در استان کردستان توسط نیروهای امنیتی به ظن مشارکت در حمله نظامی به یک پایگاه امنیتی در شهرستان سقز بازداشت شده و روز ۲۳ شهریورماه ۱۳۹۷، در شعبه‌ دوم بازپرسی دادسرای سنندج به اتهام «بغی» تفهیم اتهام شده بود. وی پس ازقریب به ۴ ماه بازجویی در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر سنندج روز دوشنبه ۲۸ آبان‌ماه ۱۳۹۷، به زندان مرکزی سقز منتقل شد.

این زندانی سیاسی کُرد روز چهارشنبه ۵ دی ماه ۱۳۹۷، به زندان سنندج منتقل شده و روز پنجشنبه ۹ آبان ماه ۱۳۹۸، با حضور وکیل در شعبه‌ اول دادگاه انقلاب سنندج از بابت اتهام «بغی» محاکمه و بر اساس رای صادره دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم شد. این حکم روز یکشنبه ۸ دی‌ماه ۱۳۹۸، به خانواده‌ و وکیل وی اطلاع داده‌ شد.

هوشمند علیپور از اعضای حزب «پارت آزادی کُردستان» بوده‌ و زمانی که برای فعالیت تبلیغی از کُردستان عراق وارد ایران شده بود، در کمین نیروهای امنیتی گرفتار و بازداشت شد.

این شهروند کُرد ۲۶ ساله اهل شهرستان سردشت آذربایجان غربی، پس از بازداشت با گذشت بیش از دو ماه بدون داشتن وکیل یا ملاقات با خانواده در اداره اطلاعات شهر سنندج نگهداری شد.

نیروهای اداره اطلاعات به علی ساکنی وکیل هوشمند علیپور گفته‌بودند «بر اساس (تبصره) ماده ۴۸ آیین دادرسی تا تحقیقات تمام نشود، هیچ کس نمی‌تواند با این زندانی سیاسی ملاقات کنند».

هوشمند علیپور در تاریخ ۱۰ شهریورماه موفق شد با خانواده‌اش یک تماس تلفنی بگیرد. او در خلال این تماس گفت که ابتدا او و محمد استادقادر به بازداشتگاه مرکزی بانه منتقل شده بودند و در آنجا برای دادن اعتراف تحت شکنجه قرار گرفته‌اند. او به خانواده‌اش گفته بود که فقط به خاطر رهایی از شکنجه بیشتر اعتراف کرده است.

هوشمند علیپور همچنین گفته بود که در روز ۹ شهریور با یک وکیل تسخیری ملاقات داشته و اکنون به بازداشتگاه مرکزی سنندج منتقل شده است. این در حالی است که مسئولان به دو وکیلی که خانواده هوشمند علیپور انتخاب کرده‌اند اجازه ملاقات نداده‌ بودند.

خانواده‌ او اولین بار در آبان‌ماه ۱۳۹۷، توانستند در محل بازداشتگاه اداره اطلاعات سپاه سنندج به صورت کوتاه وی را ملاقات کنند.

در تاریخ ۱۶ مردادماه ۱۳۹۷، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اقدام به پخش برنامه‌ای کرد که در آن هوشمند علیپور و محمد استاد قادر که با هم دستگیر شده بودند، به نقش خود در حمله به یک پایگاه امنیتی واقع در سقز اعتراف ‌کردند که این حمله خسارت مالی به پایگاه را در پی داشت. اما خانواده‌های آنها گفته‌ بودند که اعترافات در نتیجه‌ شکنجه صورت گرفته و آن‌ها اقدام مسلحانه‌ای انجام نداده‌اند.

وزارت اطلاعات به دنبال دستگیری هوشمند علیپور و محمد استادقادر ادعا کرد که اعضای «گروهک‌های تجزیه طلب و تکفیری» که به یک پایگاه امنیتی در سقز حمله کرده بودند، بازداشت شده‌اند.

در روز ۱۸ مردادماه همان سال، حزب آزادی کردستان ایران (پاک)، که در اقلیم کردستان عراق مستقر است و علیه جمهوری اسلامی ایران فعالیت‌های مسلحانه انجام می‌دهد، با انتشار اطلاعیه‌ای مسئولیت حمله را به عهده گرفت.این بیانیه اظهار داشته است که هوشمند علیپور و محمداستادقادر پس از اقدام برای نجات مجروحان که در حمله شرکت داشتند، بازداشت شدند.

خانواده هوشمند علیپور گفته بود‌ند که او عضو حزب آزادی کردستان بوده است اما در عملیات مسلحانه شرکت نداشته و به منظور فعالیت‌های سیاسی نظیر اطلاع رسانی درباره‌ی حزب آزادی کردستان در میان کردهای ایران به کشور وارد شده بود.

روز چهارشنبه ۲۸ شهریورماه همان سال، هژارعلیپور برادر هوشمند علیپور طی نامه ای جزییات دستگیری برادرش توسط نیروهای اداره اطلاعات را منتشر کرد.وی در این نامه به اعمال شکنجه و گرفتن اعترافات اجباری زیر شکنجه از برادرش پرداخت.

پخش اعترافات اجباری هوشمند علیپور و محمد استاد قادر از تلویزیون و ناآرامی‌های کردستان، نگرانی بابت صدور احکام سنگین برای این دو زندانی کُرد را افزایش داده به گونه ای که سازمان عفو بین‌الملل در همین خصوص بیانیه‌ای منتشر کرده‌بود.

در راستای همین پرونده، روز یکشنبه ۸ تیرماه ۱۳۹۹، علی ساکنی وکیل مدافع هوشمند علیپورزندانی سیاسی محکوم به اعدام، با ورود به منزل شخصی وی توسط نیروهای امنیتی در شهر سقز بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل شد.

بە گفتە یک منبع مطلع، علی ساکنی وکیل دادگستری، به اتهام «تبلیغ علیە نظام» از طریق افشای اسرار پروندە موکلش هوشمند علیپور زندانی سیاسی محکوم به اعدام، بازداشت شده بود.

«علی ساکنی» روز چهارشنبە ۱۱ تیرماه ۱۳۹۹، از بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج بە سقز منتقل شدە و پروندە او در شعبە سوم بازپرسی سقز در جریان بود.

این وکیل دادگستری روز دوشنبه ۱۶ تیرماه ۱۳۹۹، با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی از زندان سقز آزاد شد.

«علی ساکنی» وکیل دادگستری روز یکشنبه ۱۹ مردادماه ۱۳۹۹، دوباره بازداشت و به زندان مرکزی سقز منتقل شد.

بر اساس گفته یک منبع آگاه، «علی ساکنی» از بابت اتهام «جاسوسی» مورد تفهیم اتهام قرار گرفته بود.

پروندە «علی ساکنی» در شعبە ٣ دادسرای عمومی و انقلاب سقز در جریان بوده و قرار وثیقە وی بە بازداشت موقت تبدیل شد.

طی هفته اخیر هژار علیپور برادر هوشمند علیپور با انتشار ویدئویی از همه فعالان و سازمان‌های فعال در زمینه حقوق بشر درخواست کرده تا با کمک و اطلاع‌رسانی و هر روشی مانع اجرای حکم غیرعادلانه اعدام برادرش شوند.

روز چهار شنبه ۱۲ شهریورماه ۱۳۹۹، مصطفی علیپور، پدر هوشمند علیپور زندانی سیاسی محکوم به اعدام با انتشار ویدئویی ضمن ناعادلانه خواندن روند دادرسی و حکم صادره علیه فرزندش می گوید تمام اعترافات هوشمند تحت اجبار و زیر شکنجه و تهدید صورت گرفته است.
وی با اشاره به این موضوع که جان فرزندش از جانب جمهوریاسلامی در معرض خطر قرار دارد گفت؛ خانواده وی هرگز سکوت نخواهد کرد و صدایش را به تمام دنیا خواهند رساند.

آکو علیپور برادر دیگر هوشمند علیپور روز دوشنبه ۱۷ شهریورماه ۱۳۹۹، با انشار ویدئوی کوتاهی از مردم ایران میخواهد از درخواست لغو اعدام هوشمند حمایت کنند. وی تاکید کرد برادرش هوشمند علیپور تحت فشار و شکنجه ناچار به اعتراف اجباری شده است.

محمد استاد قادر، زندانی سیاسی که به همراه هوشمند علیپور روز۱۲ مرداد ماه ۱۳۹۷، به اتهام عضویت در حزب  «پارت آزادی کُردستان» دستگیر و در جریان بازداشت مورد اصابت گلوله قرار گرفته و زخمی شده بود، پس از تحمل یک سوم دوران حبس، ساعت ۹ شب دوشنبه ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۹، از زندان مرکزی سنندج آزاد شد.

طی سال‌های گذشته فعالان و سازمان‌های حقوق بشری در داخل و خارج از کشور خواستار رعایت قوانین بین‌المللی در خصوص دادرسی عادلانه و همچنین دسترسی متهمان در بازداشت به وکیل و پایان دادن به آزار و اذیت زندانیان برای اخذ اعترافات اجباری شدند.

اتهام جدید علیه پریسا رفیعی در زندان؛ پرونده سها مرتضایی در آستانه صدور حکم

بنابر گزارش‌ها، پرونده‌ای جدید علیه پریسا رفیعی، فعال دانشجویی زندانی در اوین، تشکیل شده و هم‌زمان آخرین جلسه دادگاه سها مرتضایی، دانشجوی ستاره‌دار، برگزار شد و قرار است قاضی صلواتی برای پرونده او حکم صادر کند.

مصطفی نیلی، وکیل پریسا رفیعی، روز چهارشنبه ۱۹ شهریور به وب‌سایت خبری «رویداد ۲۴» گفت در پرونده جدیدی که برای این دانشجوی زندانی تشکیل شده اتهام «تبلیغ علیه نظام» برای او مطرح شده است.

این دانشجوی زندانی ۲۱ سال دارد و به گفته وکیلش، اتهام جدید در شعبه دوم بازپرسی دادسرای امنیت اوین به او تفهیم شده است.

وکیل رفیعی همچنین با اشاره به این‌که در مرحله تحقیقات به او اجازه ورود به پرونده و اعلام وکالت داده نشد گفت این دانشجوی زندانی «بدون حضور وکیل از خودش دفاع کرد،‌ دفاع آخر گرفته و قرار وثیقه صادر شده است».

مصطفی نیلی خواستار صدور قرار منع تعقیب و مختومه کردن پرونده جدید شده است.

سلطانعلی رفیعی،‌ پدر این دانشجوی زندانی،‌ پیشتر در توییتر خود نوشته بود که طرح اتهام جدید علیه دخترش به دلیل نامه سرگشاده‌ای است که او از زندان نوشت.

پریسا رفیعی در نامه‌ای که سال گذشته از اتفاقات دوران بازداشت خود منتشر کرد گفته بود ضابطان امنیتی،‌ وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران،‌ به صورت «غیرانسانی و خشونت‌آمیز» بر زندانیان، به‌خصوص زندانیان زن،‌ اعمال فشار می‌کنند.

او در این زمینه به «بازی‌های روانی»،‌ «بازداشت در سلول انفرادی بی‌نام‌ و نشان»،‌ «بی‌خبری از دنیای بیرون»،‌ «شکنجه‌های روحی» و همچنین گرفتن «تست بکارت اجباری» در دوران بازداشت اشاره کرده بود.

رفیعی دانشجوی رشته عکاسی دانشگاه تهران است و در ارتباط با اعتراضات صنفی دانشگاه ابتدا به هفت سال زندان محکوم شد و این حکم بعدا به یک سال کاهش پیدا کرد.

او در اسفندماه سال ۱۳۹۶ از سوی ماموران امنیتی بازداشت و پس از ۲۳ روز با قرار وثیقه آزاد شد. رفیعی تیرماه امسال برای اجرای حکم احضار و به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

پرونده سها مرتضایی زیر دست صلواتی

وب‌سایت خبری «هرانا» روز چهارشنبه گزارش داد دادگاه رسیدگی به اتهامات سها مرتضایی،‌ دبیر اسبق شورای صنفی دانشگاه تهران، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب برگزار شد.

قرار است این دادگاه به زودی با ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به صدور رای بپردازد.

صلواتی به همراه قاضی محمد مقیسه به دلیل نقض حقوق بشر و «دادرسی غیرعادلانه در دادگاه‌های نمایشی رژیم ایران» در فهرست تحریم‌های آمریکا قرار دارند.

مرتضایی از جمله دانشجویانی است که در جریان اعتراضات سراسری آبان‌ماه ۱۳۹۸ از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و سپس در بهمن‌ماه با قرار وثیقه آزاد شد.

اتهام او در این پرونده «اجتماع و تبانی علیه نظام و امنیت کشور» ذکر شده است. 

مرتضایی همچنین از جمله دانشجویان ستاره‌داری است که از تحصیل در مقطع دکتری علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه تهران محروم شده بود.

نگاهی به محل و شرایط نگهداری برادران افکاری در زندان شیراز؛ محروم از حداقل‌ها و در معرض خطر

نوید، حبیب و وحید افکاری سنگری هفته گذشته همراه با ضرب و شتم به بند ارشاد زندان عادل آباد شیراز منتقل شدند. انتقال آنان همزمان با پخش ویدیویی در برنامه ۲۰:۳۰ که به نهادهای امنیتی نزدیک است صورت گرفت. انتقال این افراد که توام با ضرب و شتم آنان بود عملا امکان هرگونه واکنشی از آنان در خصوص ویدیوی پخش شده را سلب کرد. از دیگر پیامدهای این انتقال قطع ارتباط آنان با دنیای بیرون، حتی با خانواده خود است. همچنین نگرانی دیگر فضای بند مذکور است که بعنوان یکی از خشن‌ترین اماکن نگهداری زندانیان در این زندان به شمار می‌آید. خودکشی، خودزنی، تجاوز و قتل در این بند دربسته بارها گزارش شده است. قطع ارتباط و وضعیت این بند به شدت خانواده افکاری را نسبت به سرنوشت فرزندان خود نگران کرده است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نوید، حبیب و وحید افکاری سنگری طی هفته گذشته همراه با ضرب و شتم به بند ارشاد زندان عادل آباد شیراز منتقل شدند.

در پی انتقال این افراد، پدر و مادر برادران افکاری با انتشار نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضاییه، ضمن اشاره به ضرب و شتم فرزندانشان در بازداشتگاه انفرادی خواهان اعزام آنان به پزشکی قانونی قبل از اینکه علائم آن از بین برود شدند، آنها همچنین عدالت قضائی را برای فرزندان خود طلب کردند.

به نظر می‌رسد انتقال برادران افکاری به بند ارشاد زندان عادل آباد شیراز همزمان با پخش ویدیویی علیه آنان در برنامه ۲۰:۳۰ شبکه دو، جهت قطع ارتباط آنان با دنیای بیرون، افزایش فشار بر این افراد و جلوگیری از گسترده‌تر شدن حمایت‌های مردمی در داخل و خارج از کشور از آنان است.

انتشار گزارش محکومیت برادران افکاری توسط هرانا، در روزهای اخیر به موج گسترده‌ای از حمایت‌های بین‌المللی توسط چهره‌های شناخته شده ورزشی، هنری، سیاسی، فعالان مدنی و سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشری و همینطور طوفان توئیتری کم‌سابقه‌ای منتهی شد.

برادران افکاری هفته گذشته پس از ضرب و شتم به بند ارشاد که برخلاف نام آن اساسا محلی دربسته و به نوعی تبعیدگاه درون زندان محسوب می‌شود منتقل شدند.

بند ارشاد حدودا ۵۰ متر مربع و متشکل از ۴ سلول ۱۲ متری است. این بند مقابل بند قرآن و دفتر حفاظت زندان و در مجاورت بند عبرت واقع شده است، در هر سلول این بند حدود ۱۰ تا ۱۲ زندانی نگهداری می‌شود اما در برخی موارد این تعداد به ۳۰ نفر نیز می‌رسد. سلول‌های ۱ و ۲ و سلول‌های ۳ و ۴ بند ارشاد در مقابل یکدیگر قرار دارند.

بند ارشاد محل نگهداری زندانیان متهم به جرایم خشن و دیگر زندانیانی است که به صورت تنبیهی و به دلیل انجام جرایم مجدد در زندان و یا نقض قوانین زندان به این بند منتقل می‌شوند. برخی از زندانیان در آستانه اعدام به منظور به تعویق انداختن اجرای حکم خود مجددا در زندان مرتکب قتل شده و برای مدتی به این بند منتقل می‌شوند. همچنین در مواردی گزارش شده که زندانیان با مشکلات روانی که سابقه درگیری و آسیب فیزیکی رساندن به سایر زندانیان را داشته‌اند به بند ارشاد منتقل می‌شوند.

در ورودی این بند یک میز سنگی قرار داده شده است و نگهبان در بدو ورود موی سر زندانیان را از ته می‌تراشد و به منظور دفع هرگونه مواد مخدر به آنان روغن کرچک داده می‌شود. افراد حق بردن هیچگونه لباس، وسیله و یا کتابی با خود را ندارند و تنها لباسی سبز رنگ در زمان ورود به آنان داده می‌شود. این لباس‌ها عموما به دلیل خودزنی و یا درگیری آغشته به خون است.

برخی از زندانیان با سابقه در زمان انتقال به این بند به دلیل شرایط خطرناک موجود سعی بر حمل اشیای برنده می‌کنند؛ از جمله متداول‌ترین آنها تیغی است که زیر زبان خود پنهان کرده و با خود می‌برند. زندانیان از این تیغ گاه به عنوان ابزار خودکشی و گاه به عنوان ابزار حمله به دیگر زندانیان یا دفاع از خود در مقابل حمله دیگر زندانیان استفاده می‌کنند.

خودکشی، خودزنی، تجاوز و درگیری منجر به قتل در این بند مسبوق به سابقه است. با این وجود نگهبانان به هیچ وجه در درگیری‌های بند دخالت نمی‌کنند. پیشتر نیز در مواردی تنها زمانی که زندانی در حال مرگ بود و یا پس از آنکه جان خود را از دست داد، به خارج از بند منتقل شد.

هر سلول دارای یک نورگیر و فاقد محافظ است که در صورت بارش باران، آب به داخل سلول می‌آید و باعث ایجاد سر و صدا و خیس شدن سر و بدن زندانیان می‌شود.

در صورت ایجاد هر گونه سر و صدا، ضرب و شتم و درگیری میان زندانیانی که به مواد مخدر اعتیاد دارند و در این مکان به اصلاح زندانیان خماری می‌کشند، محتمل است.

در انتهای هر سلول یک سرویس بهداشتی قرار دارد که به وسیله یک دیوار سنگی از سلول جدا شده است. شیر دستشویی عموما خراب است. همچنین در این فضا یک عدد دوش آب نیز قرار داده شده که در تمامی فصول سال، آب آن سرد است.

ساکنین این بند فاقد پتو، بالش و وسایل سرمایشی و گرمایشی هستند. حتی حوله، صابون و شامپو نیز در اختیار زندانیان قرار نمی‌گیرد. تنها موکتی بسیار قدیمی و کثیف به عنوان کفپوش وجود دارد که در مواقع سرما زندانیان آن را روی خود می‌اندازند. غذای این زندانیان از جیره غذایی زندان است اما قاشق و چنگال نیز در اختیار آنان قرار داده نمی‌شود.

زندانیان در این بند از هرگونه امکاناتی همچون دسترسی به تلفن، هواخوری و یا امکانات فرهنگی و ورزشی و تلویزیون محروم هستند. افراد پس از انتقال به این بند تا ۶ ماه ممنوع از ملاقات اعم از کابینی، حضوری و شرعی هستند.

تنها در برخی موارد زندانیان جهت تماس تلفنی به دفتر حفاظت زندان که روبروی این بند واقع شده، منتقل می‌شوند. البته این تماس‌ها به شدت کنترل شده است و زندانی کلماتی در حد بیان حرف‌هایی ازجمله خوبم، غذا خوب است و … را می‌تواند خطاب به خانواده خود بیان کند.

پیشتر در گزارشی با عنوان “بحران کرونا؛ گزارشی جامع از زندان عادل آباد شیراز” به وضعیت زندانیان در این زندان به ویژه در شرایط شیوع کرونا در کشور و به صورت خلاصه به شرایط بند ارشاد این زندان پرداخته بود.

با توجه به نگهداری زندانیان جرایم خشن در این بند و همچنین وجود گزارشات متعدد از خودکشی، خودزنی، درگیری‌های منجر به قتل و یا تجاوز در سال‌های گذشته، اکنون سلامت و جان برادران افکاری در این بند در معرض خطر جدی قرار گرفته است.

یکی از نزدیکان خانواده افکاری گفت “خانواده این شهروندان مسئولیت حفظ سلامت فرزندانشان را متوجه مقامات زندان عادل آباد شیراز می‌دانند و مشخصا تاکید کرده‌اند هر گونه آسیبی به این سه برادر نتیجه سهل انگاری این مسئولان است.”

لازم به یادآوری است، نوید و وحید افکاری در تاریخ ۲۶ شهریورماه ۱۳۹۷ و حبیب افکاری در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۷ در رابطه با اعتراضات سراسری مرداد ۹۷ بازداشت شدند. این افراد در جریان بازجویی‌ها برای اخذ اعتراف بارها مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته‌اند.

این شهروندان توسط دادگاه انقلاب و دادگاه کیفری شیراز مورد محاکمه قرار گرفتند و نوید افکاری به ۲ بار اعدام، ۶ سال و ۶ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق، وحید افکاری به ۵۴ سال و ۶ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق، حبیب افکاری به ۲۷ سال و ۳ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده‌اند. از میان این احکام یکی از احکام اعدام نوید افکاری به تازگی در دیوان عالی کشور نیز تایید شده است. پرونده‌ی این افراد از بابت چند اتهام دیگر نیز در دادگاه انقلاب کماکان در دست بررسی است.

نوید (فرشید) افکاری سنگری، فرزند حسین، متولد ۱۳۷۲، مجرد، شغل گچکار و کشتی گیر (دارای چند مدال قهرمانی کشوری). وحید افکاری سنگری، فرزند حسین، متولد ۱۳۶۴، مجرد، گچکار. حبیب افکاری سنگری، فرزند حسین، متولد ۱۳۷۰، متاهل، شغل جوشکار و سعید دشتکی، ۲۲ ساله اهل شیراز هستند.

در تاریخ ۷ شهریورماه امسال نخستین بار در گزارشی به تفضیل از صدور احکام اعدام، حبس و شلاق برای نوید، وحید و حبیب افکاری خبر داد و اسناد مربوط به آن را نیز منتشر کرد.

در ادامه موج حمایت‌ها از برادران افکاری نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر زندانی روز سه‌شنبه ۱۸ شهریورماه جایزه انجمن قضات آلمان را به امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی، محمد رجبی و نوید افکاری چهار زندانی در خطر اعدام اهدا می کند و ابراز امیدواری کرد که با این کار افکار عمومی بین‌المللی علیه چنین خشونت‌های قضایی در ایران فشار آورده و به لغو این احکام کمک کنند.

همچنین اتحادیه بازیکنان جهان (WPA) به نمایندگی از ۸۵۰۰۰ ورزشکار خواستار اخراج ایران از ورزش جهانی در صورت اعدام نوید افکاری، قهرمان کشتی شد. برندان شواب، مدیر این اتحادیه در این بیانیه از هیئت های ورزشی جهانی مانند کمیته بین المللی المپیک و فیفا خواست که از اهرم فشار خود برای فشار به ایران برای لغو مجازات اعدام نوید افکاری استفاده کنند.

نرگس محمدی، سخنگو و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر محبوس در زندان زنجان نیز طی نامه ای سرگشاده نسبت به صدور حکم اعدام علیه شرکت کنندگان تجمعات اعتراضی از جمله نوید افکاری، واکنش معترضانه نشان داد.

در خصوص اعتراضات مردادماه لازم به توضیح است، اعتراضات ۱۳۹۷ ایران مجموعه تظاهراتی اطلاق می شود که از سه‌شنبه ۹ مرداد ۹۷ در بحبوحهٔ افزایش قیمت طلا و نیز رشد شتابان قیمت سکه و کاهش شدید ارزش ریال در برابر دلار شروع شد و از منطقه شاهپور جدید اصفهان و کرج به نقاط دیگری گسترش یافت. تظاهرات به سرعت فراگیر شد و از اصفهان و مناطق مختلف کرج به شیراز، رشت، تهران، قزوین، زنجان، ساری و در روز سوم به مشهد،نیشابور؛کرمانشاه، همدان و قرچک نیز گسترش پیدا کرد و در روز چهارم اهواز و ارومیه و قم و تنکابن به تظاهرات پیوستند، این اعتراضات برای هفت روز ادامه یافت و دهها شهر و استان را در برگرفت.

این اعتراضات وسیع‌ترین اعتراضات پس از تظاهرات دی ۱۳۹۶ و تا پیش از اعتراضات سراسری ۱۳۹۸ در جمهوری اسلامی ایران بود. در این اعتراضات چند معترض جان باختند و تعداد پرشماری نیز زخمی یا بازداشت شدند.

گزارشی از آخرین وضعیت ابوالفضل غسالی در زندان اوین

ابوالفضل غسالی، شهروند اهل تهران از حدود ۱۰ روز پیش دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری می‌کند. آقای غسالی در سال ۹۶ به دلیل فعالیت در فضای مجازی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در سال ۹۷ توسط دادگاه انقلاب تهران به ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در مرحله تجدیدنظر به ۴ سال و ۹ ماه حبس کاهش یافت. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۳ سال و ۶ ماه زندان در خصوص آقای غسالی قابل اجرا است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ابوالفضل غسالی، شهروند اهل تهران از حدود ۱۰ روز پیش جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شده است.

آقای غسالی در سال ۹۶ به دلیل فعالیت در فضای مجازی (مدیریت یک کانال تلگرامی) توسط نیروهای امنیتی بازداشت و مدتی بعد با تودیع قرار به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.

ابوالفضل غسالی در سال ۹۷ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهام اجتماع و تبانی و اخلال در نظم عمومی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت ملی به ۵ سال حبس تعزیری و به اتهام توهین به رهبری به ۲ سال حبس و مجموعا به ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد.

در اردیبهشت ماه امسال این حکم توسط شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی بابایی به ۴ سال و ۹ ماه حبس تعزیری تقلیل یافت.

با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۳ سال و ۶ ماه حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی و اخلال در نظم عمومی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت ملی” برای وی قابل اجرا است.

Design a site like this with WordPress.com
Get started