پایان اعتصاب محکومان اعتراضات آبان در زندان تهران

۷۲ زندانی و متهم سیاسی در زندان تهران بزرگ که روز گذشته با نوشتن نامه‌ای از اعتصاب خود خبر دادند. امروز دوشنبه ۲۷ مردادماه با وعده مساعد مسئولین به این اعتراض خود پایان دادند. اعتصاب این افراد در اعتراض به نقض حقوق خود بعنوان زندانی بخصوص در شرایط شیوع کرونا صورت گرفته بود.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۷۲ تن از زندانیان و متهمین سیاسی بازداشت شده در جریان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ صبح روز یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۹ در زندان تهران بزرگ اعتصاب کردند.

مسئولان زندان در واکنش به این اقدام، امروز تعدادی از امضاکنندگان نامه را به دفتر مدیریت زندان احضار و مورد تهدید از جمله امکان گشودن پرونده جدید قرار دادند.

از سوی دیگر مسئولان حفاظت زندان در گفتگو با چند تن از زندانیان معترض قول رسیدگی به مطالبات زندانیان معترض را دادند. با وعده مساعد مسئولین زندانیان معترض به اعتصاب خود پایان دادند.

این زندانیان سیاسی روز گذشته وعده‌های غذای صبح، ظهر و شب خود را از زندان تحویل نگرفته و طی نامه‌ای که در اختیار مسئولان زندان قرار داده‌اند اعلام کرده‌اند که در اعتراض به عدم اعزام به مرخصی در شرایط شیوع ویروس کرونا و وضعیت غیراستاندارد زندان تهران بزرگ دست به اعتصاب غذای جمعی زده‌اند و تا رسیدن به خواسته‌های خود به این اعتصاب ادامه خواهند داد.

۱. سعید تمجیدی ۲. امیرحسین مرادی ۳. محمد رجبی ۴. سیامک پایمرد ۵. سعید اسدی ۶. مهدی قلندری ۷. حسین ریحانی ۸. حسین نیکچه فراهانی ۹. سینا خاطری ۱۰. داوود غفاری ۱۱. جواد بلندجاه ۱۲. امید میردریکوند ۱۳. حمید جهانگیری ۱۴. محمد بیگی ۱۵. مهدی حسنی پور ۱۶. محمد غفاری جم ۱۷. ایمان مردان بخشی ۱۸. سیامک مقیمی ۱۹. آریا حامدی راد ۲۰. میربهنود اسماعیلی ۲۱. ساحل رضایی ۲۲. مرتضی امیدبیگلو ۲۳. محمد آدم ۲۴. مهدی وحیدی ۲۵. محمدباقر سوری ۲۶. محمدمهدی عبدالله زاده ۲۷. دانیال بخشی ۲۸. ابوالفضل شهبازی ۲۹. وحید باقری ۳۰. جواد آدینه وند ۳۱. محمد معلمیان ۳۲. کیانوش جمالی ۳۳. کیانوش ولی اللهی ۳۴. حسین آرمند ۳۵. متین ایزدی ۳۶. مجید زرهپوش ۳۷. علیرضا صفری سیار ۳۸. هادی خاتمیان ۳۹. سیدامید موسوی ۴۰. مهدی نقدی ۴۱. کاظم نباتیان ۴۲. حسین باقری ۴۳. رضا رمضان زاده ۴۴. توحید فتوحی ۴۵. شاهین نظرزاده ۴۶. مهدی باقری ۴۷. محمد رشیدی ۴۸. رضا قریشی ۴۹. محمد علیجانی ۵۰. حسین جعفری ۵۱. رامین باقریان ۵۲. سپهر بابازاده ۵۳. احسان خزایی ۵۴. سعید مروتی ۵۵. احمدعلی حاتمی ۵۶. علی بی کس ۵۷. رضا علیدوست ۵۸. مجتبی خانعلی ۵۹. ایمان دارایی ۶۰. مجید قره باغی ۶۱. علی قهرمانی ۶۲. رضا بیات ۶۳. مهرشاد سعیدی نیا ۶۴. محسن تشکری ۶۵. محسن سبزعلی ۶۶. حسن عباسی  ۶۷. امیرحسین کشاورز ۶۸. میلاد ارسنجانی ۶۹. علی اصغر کرامتی ۷۰. محمدعلی پرندلو ۷۱. امیرحسین کشاورزی کرجی ۷۲. فرید کرد زنگنه.» زندانیانی هستند که پیشتر با نوشتن نامه‌ای به تشریح دلایل اعتصاب غذای خود پرداخته بودند.

اعتراضات سراسری آبان ماه ۹۸

اعتراضات آبان ماه، به مجموعه اعتراضات سراسری گفته می شود که از روز جمعه ۲۴ آبان ماه ۹۸ با اعلام افزایش بی سابقه قیمت بنزین در ده‌ها شهر ایران با حضور بی سابقه معترضین در خیابان‌ها آغاز شد و برای چند روز ادامه یافت. محمد جواد کولیوند، نماینده مردم کرج در مجلس گفت این اعتراضات در ۷۱۹ نقطه از کشور رخ داد. سید حسین نقوی حسینی سخنگوی وقت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز، آمار بازداشتی های اعتراضات اخیر را حدود ۷ هزار نفر اعلام کرد. بر اساس گزارشات نهادهای مدافع حقوق بشر صدها تن نیز در پی این اعتراضات خونین جان باختند.

نسخه کامل گزارش هرانا از این اعتراضات را تحت عنوان “آبان خونین” می‌توانید در این لینک مطالعه کنید.

بسیاری از زندانیان در ایران به عنوان آخرین راه برای رسیدن به خواسته‌هایشان دست به اعتصاب غذای اعتراضی می‌زنند. بسیاری از این اعتصاب‌ها در اعتراض به عدم رسیدگی به مشکلات پرونده، مراعات نشدن حقوق زندانی و یا بازداشتی و بلاتکلیفی‌های بلندمدت بوده است.

بازداشت کوتاه مدت مهراوه خندان، دختر نسرین ستوده

امروز دوشنبه ۲۷ مرداد، مهراوه خندان، دختر ۲۰ ساله نسرین ستوده بازداشت و دقایقی پیش با تودیع قرار کفالت از دادسرای اوین آزاد شد. بازداشت او بدون ارائه هیچگونه توضیحی توسط نیروهای امنیتی و در منزل صورت گرفته است. خانواده نسرین ستوده در دوران حبس او همواره تحت فشارهای امنیتی و قضایی بوده اند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز دوشنبه ۲۷ مردادماه ۹۹، مهراوه خندان، دختر نسرین ستوده توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از ساعاتی با تودیع قرار کفالت از دادسرای اوین آزاد شد.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده در گفتگو با گزارشگر هرانا ضمن تائید این خبر گفت: “ظهر امروز ۵ مامور امنیتی در مقابل درب منزل آمده و بدون اینکه پیشتر احضاری صورت گرفته باشد بدون ارائه توضیحی مهراوه را بازداشت و به شعبه یک دادسری اوین منتقل کردند. نهایتا پس از چند ساعت پیگیری، دقایقی پیش با تودیع قرار کفالت آزاد شد”.

در سالهای حبس نسرین ستوده خانواده او همواره از سوی نهادهای امنیتی و قضایی تحت فشار بوده اند.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر محبوس در بند زنان زندان اوین از روز سه‌شنبه ۲۱ مردادماه، طی نامه‌ای با شرح درخواست آزادی زندانیان سیاسی از اعتصاب غذایخود خبر داد.

نسرین ستوده وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ در منزل خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است. به گفته محمد مقیمی یکی از وکلای ستوده حکم وی در مجموع ۳۸ سال زندان با ۱۴۸ ضربه شلاق برای ۲ پرونده باز نسرین؛ بابت پرونده اول ۵ سال زندان و بابت پروندهٔ دوم ۳۳ سال زندان با ۱۴۸ ضربه شلاق به خود او ابلاغ شد.

در رابطه با پرونده دوم، خانم ستوده در جلسه دادگاهی که در تاریخ ۹ دی ۹۷ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد به صورت غیابی از بابت هفت عنوان اتهامی از جمله «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، عضویت موثر در گروهک غیرقانونی و ضد امنیتی کانون مدافعان حقوق بشر، لگام (حذف اعدام) و شورای ملی صلح، تشویق مردم به فساد و فحشا و فراهم آوردن موجبات آن و ظاهر شدن بدون حجاب شرعی در محل شعبه بازپرسی، اخلال در نظم و آسایش عمومی و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» جمعاً به ۳۳ سال حبس و تحمل ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شد. با این حال طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی در ایران از این مدت ۱۲ سال آن «قابلیت اجرا دارد».

خانم ستوده مادر دو فرزند به نام‌های مهرآوه و نیما است.

با پایان مرخصی؛ جعفر و میلاد اسمعیل زاده به زندان تبریز بازگشتند

جعفر اسمعیل زاده فعال ترک (آذربایجانی) روز شنبه ۲۵ مرداد با پایان ایام مرخصی به زندان تبریز بازگشت. همچنین فرزند وی میلاد اسمعیل زاده نیز روز شنبه ۲۵ مرداد در احضار به اداره اطلاعات این شهر بازداشت و پس از بازجویی امروز دوشنبه ۲۷ مرداد به زندان تبریز منتقل شد. این شهروندان پیشتر در تاریخ ۱۹ تیرماه از زندان تبریز به مرخصی اعزام شدند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۲۵ مردادماه ۱۳۹۹، جعفر اسمعیل زاده فعال ترک (آذربایجانی) روز شنبه ۲۵ مرداد با پایان ایام مرخصی به زندان تبریز بازگشت.

همچنین فرزند وی میلاد اسمعیل زاده نیز روز شنبه ۲۵ مرداد در احضار به اداره اطلاعات این شهر بازداشت و پس از بازجویی امروز دوشنبه ۲۷ مرداد به زندان تبریز منتقل شد.

این شهروندان پیشتر در تاریخ ۱۹ تیرماه از زندان تبریز به مرخصی اعزام شدند.

جعفر اسمعیل زاده بیشک و فرزندش میلاد اسمعیل زاده بیشک فعالان ترک (آذربایجانی) در تاریخ ۱۸ خردادماه پس از حضور در واحد اجرای احکام شهرستان تبریز بازداشت و جهت تحمل مدت محکومیت خود راهی زندان تبریز شدند.

جعفر و میلاد اسمعیل زاده بیشک در تاریخ ۸ خردادماه ۹۸ توسط نیروهای اطلاعات سپاه تبریز بازداشت و پس از ۵ روز هر کدام با تودیع قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شدند.

این شهروندان نهایتا در شهریور ۹۸ توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حملبر از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام از طریق پخش اعلامیه و تراکت و نوشتن مطالب مخالف نظام روی تابلو برخی اماکن و عکسبرداری و انتشار آن در فضای مجازی” هر یک به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شدند.

این حکم نهایتا توسط شعبه ۳ دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی عینا تایید و به آنان ابلاغ شد.

جعفر اسمعیل زاده داور و مربی رسمی فدراسیون در رشته ورزشی رزمی کیک بوکس است و میلاد اسمعیل زاده نیز دارای مدال قهرمانی کشوری و بین المللی در این رشته ورزشی است.

جعفر عظیم زاده، فعال کارگری به بیمارستان اعزام شد

امروز یکشنبه ۲۶ مرداد، جعفر عظیم زاده، فعال کارگری محبوس در زندان اوین، به بیمارستان منتقل شد. پیشتر در روز یکشنبه ۱۹ مردادماه در پی وصول نتیجه آمایش رندوم (تصادفی)، تست بیماری کرونا آقای عظیم زاده به همراه ۱۱ زندانی محبوس در این زندان مثبت اعلام شده بود. روز جاری دکتر بهداری زندان اوین این افراد را مورد معاینه قرار داد و وضعیت جسمانی جعفر عظیم زاده را اورژانسی تشخیص داد و دستور اعزام فوری او را به به بیمارستان صادر کرد.

به نقل از اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز یکشنبه ۲۶ مرداد ۹۹، جعفر عظیم زاده، فعال کارگری محبوس در زندان اوین به بیمارستان طالقانی منتقل شد.

پیشتر در روز یکشنبه ۱۹ مردادماه ۱۳۹۹، دوازده تن از زندانیان محبوس در زندان اوین پس از تایید ابتلا به بیماری کرونا به بهداری این زندان منتقل شدند. جعفر عظیم زاده، اسماعیل عبدی، امیرسالار داوودی، مجید آذرپی، فریدون احمدی و سعید شریفی ازجمله این افراد هستند.

امروز دکتر بهداری زندان اوین این افراد را مورد معاینه قرار داد و طبق تشخیص دکتر، وضعیت جسمانی ( قلب و ریه ) جعفر عظیم زاده را اورژانسی تشخیص داد و دستور اعزام فوری او را به به بیمارستان صادر کرد.

جعفر عظیم زاده، در تاریخ ۱۱ مرداد سال جاری، بدون زمینه قبلی توسط دو تن از زندانیان جرائم عمومی در بند ۸ زندان اوین مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

یک منبع مطلع از وضعیت آقای عظیم زاده با بیان اینکه جعفر عظیم زاده تا قبل از این اتفاق هیچگونه برخوردی با این زندانیان نداشته است، به هرانا گفته بود: «پس از اینکه دو نفر از زندانیان جرائم خطرناک دو بار در یک روز اقدام به درگیری و ضرب و شتم آقای عظیم زاده کردند و آشکارا وی را به قتل تهدید کردند در داخل بند ۸ زندان اوین زندانیان با اعتراض و تحصن به مسئولین بند برای حفظ جان جعفر عظیم زاده ‌‌و دیگر زندانیان سیاسی هشدار دادند. نهایتا پس از تحصن روز ۱۱ مرداد این زندانیان، مسئولان زندان به ناچار ضاربین آقای عظیم زاده را به بند ۴ زندان اوین منتقل کردند.»

در پی این اتفاق فرانت لاین دفندرز سازمان بین المللی حمایت از مدافعان حقوق بشر، ضمن ابراز نگرانی از افزایش آزارها بر جعفر عظیم زاده در زندان اوین طی فراخوانی خواستار اقدام فوری در خصوص وضعیت این فعال کارگری در بند شد. در این فراخوان آمده است که مسئولین زندان نه تنها اقدامی برای جلوگیری از حمله این افراد به وی انجام نداده‌اند، بلکه زمانی که او به قصد شکایت به مسئولان زندان مراجعه کرده، فرد ضارب او را بار دیگر تهدید به مرگ کرده است.

آقای  عظیم زاده، در حالی که دوران محکومیت ۶ ساله خود را در زندان اوین سپری می‌کرد، در تاریخ ۱۲ مردادماه امسال در پرونده‌ای دیگر توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ۱۳ ماه حبس تعزیری دیگر محکوم شد.

زخمی شدن یک کولبر بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی در مناطق مرزی ارومیه

روز شنبه ۲۵ مردادماه، در پی شلیک مستقیم نیروهای نظامی در مناطق مرزی ارومیه، یک کولبر زخمی شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کردپا، روز شنبه ۲۵ مردادماه ۱۳۹۹، در پی شلیک مستقیم نیروهای نظامی در مناطق مرزی ارومیه یک کولبر زخمی شد.

هویت این کولبر “سلمان محمودیان، فرزند سعید، اهل روستای «شکل آباد» از توابع منطقه مرگور، عنوان شده است.

بر اساس این گزارش، این شهروند جهت طی کردن مراحل درمانی به مراکز درمانی ارومیه منتقل شده و هم‌ اکنون تحت مراقبت‌های پزشکی قرار دارد.

کولبری، شغلی کاذب و مشقت بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصت های شغلی به آن روی می آورند و سالانه ده ها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می شوند.

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیشتر با انتشار یک گزارش مشترک به بررسی عملکرد نیروهای نظامی و تلفات وارده به شهروندان به خصوص در نقاط مرزی کشور در محدوده زمانی سال ۲۰۱۸ پرداخته است.

بر اساس این گزارش به غیر خسارت های مادی، قتل حیوانات بارکش و حوادث روی داده از جمله سرمازدگی و بهمن، قتل ۴۸ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۱۰۴ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی در محدوده غرب و شمال غربی کشور مستند شده است.

مطابق این آمار، در کنار افرادی که هویت آنان به عنوان کولبر روشن شده، ۳۰۰ شهروند در ۱۱ استان کشور به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به واسطه عمل قوای نظامی دچار حادثه شدند.

ده‌ها تن از محکومان اعتراضات آبان در زندان تهران بزرگ دست به اعتصاب زدند

۷۲ تن از زندانیان و متهمین سیاسی بازداشت شده در جریان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ امروز یکشنبه ۲۶ مردادماه با نوشتن نامه‌ای که در ادامه می آید از اعتصاب غذای خود در زندان تهران بزرگ خبر دادند. اعتصاب غذای این افراد در اعتراض به عدم اعزام به مرخصی در شرایط شیوع ویروس کرونا و وضعیت غیراستاندارد زندان تهران بزرگ صورت گرفته است. این افراد در بخشی از نامه خود گفته‌اند «با توجه به اینکه حتی ریاست قوه قضاییه با مرخصی ما موافقت کرده،  امین وزیری، نماینده دادستانی و دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی با این مرخصی اضطراری که می‌تواند زندگی ما را نجات دهد مخالفت کرده و صراحتا در پاسخ به پدران و مادران ما که می‌گویند چرا نان آوران ما را محبوس کرده‌اید می‌گویند باید از گرسنگی بمیرید.»

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۷۲ تن از زندانیان و متهمین سیاسی بازداشت شده در جریان اعتراضات سراسری آبان ۹۸ از صبح امروز یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۹ در زندان تهران بزرگ اعتصاب غذا کرده‌اند.

این زندانیان سیاسی وعده‌های غذای صبح، ظهر و شب امروز خود را از زندان تحویل نگرفته و طی نامه‌ای که در اختیار مسئولان زندان قرار داده‌اند اعلام کرده‌اند که در اعتراض به عدم اعزام به مرخصی در شرایط شیوع ویروس کرونا و وضعیت غیراستاندارد زندان تهران بزرگ دست به اعتصاب غذای جمعی زده‌اند و تا رسیدن به خواسته‌های خود به این اعتصاب ادامه خواهند داد.

این زندانیان اکنون با نوشتن نامه‌ای به تشریح دلایل اعتصاب غذای خود پرداخته‌اند.

متن کامل این نامه که جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته است، عینا در ادامه می‌آید:

«از امروز اعتصاب کردیم. این اعتصاب در اعتراض به نقض حقوق زندانیان سیاسی و اصرار بر به زنجیر کشیدن مردم عدالت خواه در این شرایط اسفناک بهداشتی و در این زندان دور افتاده و فاقد استانداردهای لازم برای نگهداری انسان است. اصل مطلب این است که هیچ یک از ما مجرم نیستیم و اعتراض حق ماست.

مجرم آنها هستند که باعث گرانی و اوضاع فاجعه بار اقتصادی شدند. ما حقوق خود و مردم آسیب دیده را مطالبه کردیم. ما زندگی را مطالبه کردیم و محکوم به مرگ تدریجی در این تبعیدگاه شده‌ایم. جایی که فاقد امکانات اولیه برای زیستن انسان است.

وضعیت بهداشتی این زندان با توجه به شیوع ویروس کرونا خطرآفرین‌تر از پیش شده و با توجه به تجمع و فشردگی بیش از حد که هرگز فاصله اجتماعی رعایت نمی‌شود. به همین سبب جان هزاران انسان در این زندان در خطر است.

اما با توجه به اینکه حتی ریاست قوه قضاییه با مرخصی ما موافقت کرده، امین وزیری، نماینده دادستانی و دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی با این مرخصی اضطراری که می‌تواند زندگی ما را نجات دهد مخالفت کرده و صراحتا در پاسخ به پدران و مادران ما که می‌گویند چرا نان آوران ما را محبوس کرده‌اید می‌گویند باید از گرسنگی بمیرید.

پس ما با اعتصاب مردن را به مرگ در اثر ابتلا به ویروسی که به سیستم ستمگر و فاسد می‌ماند، ترجیح می‌دهیم.

اسامی امضاکنندگان:

۱. سعید تمجیدی ۲. امیرحسین مرادی ۳. محمد رجبی ۴. سیامک پایمرد ۵. سعید اسدی ۶. مهدی قلندری ۷. حسین ریحانی ۸. حسین نیکچه فراهانی ۹. سینا خاطری ۱۰. داوود غفاری ۱۱. جواد بلندجاه ۱۲. امید میردریکوند ۱۳. حمید جهانگیری ۱۴. محمد بیگی ۱۵. مهدی حسنی پور ۱۶. محمد غفاری جم ۱۷. ایمان مردان بخشی ۱۸. سیامک مقیمی ۱۹. آریا حامدی راد ۲۰. میربهنود اسماعیلی ۲۱. ساحل رضایی ۲۲. مرتضی امیدبیگلو ۲۳. محمد آدم ۲۴. مهدی وحیدی ۲۵. محمدباقر سوری ۲۶. محمدمهدی عبدالله زاده ۲۷. دانیال بخشی ۲۸. ابوالفضل شهبازی ۲۹. وحید باقری ۳۰. جواد آدینه وند ۳۱. محمد معلمیان ۳۲. کیانوش جمالی ۳۳. کیانوش ولی اللهی ۳۴. حسین آرمند ۳۵. متین ایزدی ۳۶. مجید زرهپوش ۳۷. علیرضا صفری سیار ۳۸. هادی خاتمیان ۳۹. سیدامید موسوی ۴۰. مهدی نقدی ۴۱. کاظم نباتیان ۴۲. حسین باقری ۴۳. رضا رمضان زاده ۴۴. توحید فتوحی ۴۵. شاهین نظرزاده ۴۶. مهدی باقری ۴۷. محمد رشیدی ۴۸. رضا قریشی ۴۹. محمد علیجانی ۵۰. حسین جعفری ۵۱. رامین باقریان ۵۲. سپهر بابازاده ۵۳. احسان خزایی ۵۴. سعید مروتی ۵۵. احمدعلی حاتمی ۵۶. علی بی کس ۵۷. رضا علیدوست ۵۸. مجتبی خانعلی ۵۹. ایمان دارایی ۶۰. مجید قره باغی ۶۱. علی قهرمانی ۶۲. رضا بیات ۶۳. مهرشاد سعیدی نیا ۶۴. محسن تشکری ۶۵. محسن سبزعلی ۶۶. حسن عباسی  ۶۷. امیرحسین کشاورز ۶۸. میلاد ارسنجانی ۶۹. علی اصغر کرامتی ۷۰. محمدعلی پرندلو ۷۱. امیرحسین کشاورزی کرجی ۷۲. فرید کرد زنگنه.»

اعتراضات سراسری آبان ماه ۹۸

اعتراضات آبان ماه، به مجموعه اعتراضات سراسری گفته می شود که از روز جمعه ۲۴ آبان ماه ۹۸ با اعلام افزایش بی سابقه قیمت بنزین در ده‌ها شهر ایران با حضور بی سابقه معترضین در خیابان‌ها آغاز شد و برای چند روز ادامه یافت. محمد جواد کولیوند، نماینده مردم کرج در مجلس گفت این اعتراضات در ۷۱۹ نقطه از کشور رخ داد. سید حسین نقوی حسینی سخنگوی وقت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز، آمار بازداشتی های اعتراضات اخیر را حدود ۷ هزار نفر اعلام کرد. بر اساس گزارشات نهادهای مدافع حقوق بشر صدها تن نیز در پی این اعتراضات خونین جان باختند.

ادامه اعتصاب‌های کارگری هم‌زمان با اعتراض کارمندان بخش دولتی

اعتصاب‌های کارگری در ایران با تجمع در هفت‌تپه و هپکو و همچنین تجمع آموزش‌یاران نهضت سوادآموزی و کارگران کنتورسازی قزوین ادامه یافت.

خلع ید بخش خصوصی، پرداخت حقوق معوقه و همچنین تعیین تکلیف وضعیت استخدام از مطالبات کارگران معترض است.

خبرگزاری ایلنا گزارش داد یکشنبه ۲۶ مرداد شماری از کارگران شرکت کنتورسازی ایران به علت «عملکرد نامطلوب مدیریت» این کارخانه مقابل استانداری قزوین تجمع کردند.

این کارگران به ادامه تعطیلی پنج ماهه این کارخانه در پی شیوع ویروس کرونا و عدم اقدام برای بازگشایی آن اعتراض داشتند. 

همچنین، ۲۶ ماه معوقات مزدی و بی‌توجهی به مطالبات کارگران از جمله دیگر موارد مورد اعتراض کارگران بود.

هم‌زمان در شرکت نیشکر هفت‌تپه، کارگران با تجمع در مقابل فرمانداری شوش شصت‌وسومین روز اعتصاب خود را برگزار کردند.

بر اساس ویدیوهایی که کانال مستقل کارگران هفت تپه در تلگرام منتشر کرده، کارگران حاضر در اعتصاب وعده‌های داده شده برای حل مشکلات خود را «پوچ» خواندند.

عادل سرخه، یکی از کارگران هفت تپه در اعتصاب کارگران با تاکید بر اینکه هفت تپه باید از بخش خصوصی بازپس گرفته شود، گفت هفت تپه باید با نظارت کارگران به دولت برگردانده شود

این کارگران همچنین با حمل پلاکاردهایی خواستار رسیدگی به مطالباتشان از جمله پرداخت دستمزدها، بازگشت به کار کارگران اخراجی،‌ تعیین تکلیف وضعیت شرکت و رسیدگی به پرونده امید اسدبیگی، مدیرعامل شرکت،‌ شدند.

دور جدید اعتراض این کارگران ۲۶ خرداد شروع شده است.

برخی گزارش‌ها نیز حاکی از ادامه تجمع کارگران ماشین‌سازی هپکو در اراک است. این کارگران در محوطه شرکت تجمع کردند.

پیشتر ایلنا گزارش داده بود کارگران معترض می‌گویند با وجود گذشت یک سال از استقرار تیم مدیریتی سازمان خصوصی سازی در هپکو، هنوز سفارش ساختی نرسیده و تولید تعطیل است.

در سوی دیگر، گروهی از آموزش‌یاران نهضت سوادآموزی که در آزمون استخدامی پذیرفته نشده‌اند،‌ در مقابل ساختمان مجلس در تهران دست به تجمع زدند.

این آموزش‌یاران با سفر از شهرهای مختلف به تهران خواستار تعیین تکلیف وضعیت استخدامی خود شدند. 

ایلنا نوشته حدود شش هزار نفر نتوانستند در این آزمون حد نصاب نمره را کسب کنند.

این خبرگزاری به نقل از برخی از این تجمع‌کنندگان نوشت که با وجود کسب نمره بالاتر از ۵۰ از ۱۰۰ از سوی ۷۰ درصد شرکت‌کنندگان، به افراد دیگری که نمره ۳۵ داشتند کمک شده تا قبول شوند.

روز شنبه دست‌کم ۱۵ تجمع و اعتصاب کارگری در نقاط مختلف کشور برگزار شده بود.

گزارش کانون نویسندگان ایران از آزادی بیان در هفته ای که گذشت

«کانون نویسندگان ایران»، طی گزارشی هفتگی به وضعیت آزادی بیان در ایران از روز پنجشنبه ۱۶ مردادماه تا چهارشنبه ۲۲ مردادماه می پردازد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، امروز یکشنبه ۲۶ مردادماه ۱۳۹۹، «کانون نویسندگان ایران» گزارشی هفتگی از وضعیت آزادی بیان در ایران از روز پنجشنبه ۱۶ مرداد تا چهارشنبه ۲۲ مرداد، ارائه داد که در این گزارش به وقایع مختلفی ازقبیل؛ صدور احکام حبس برای ۹ تن از شهروندان بهایی ساکن کرج، بازداشت «نادی صبوری»، فعال مدنی و خبرنگار، بازداشت «علی ساکنی»، وکیل دادگستری ساکن سقز، بازداشت «علی نوری زاد»، فرزند زندانی سیاسی «محمد نوری‌زاد» جهت اجرای حکم، اعتصاب غذای «نسرین ستوده»، وکیل و فعال حقوق بشر زندانی، انتقال «پریسا رفیعی» به دادسرای اوین، بازداشت سجاد شکری فعال کارگری و … پرداخت.

متن کامل گزارش «کانون نویسندگان ایران» به این شرح است:

پنجشنبه ۱۶ مرداد

– سجاد شکری، فعال کارگری و روزنامه‌نگار، در این روز در میدان انقلاب تهران به‌دست ماموران امنیتی بازداشت شد.

– کیانوش سلمان زاده، جمیله پاکرو، پیمان معنوی، پیام شبانی، پروان معنوی، الهام سلمان زاده، هومن خوشنام، ندا شبانی و سروش آگاهی ۹ تن از شهروندان بهایی ساکن کرج به اتهام تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب شهریار هر یک به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شدند. این حکم امروز به این شهروندان ابلاغ شده است. این شهروندان بهایی پیشتر در سال ۹۷ به‌دست ماموران امنیتی در کرج بازداشت و مدتی بعد با تودیع قرار تا پایان مراحل دادرسی آزاد شدند.

جمعه ۱۷ مرداد

– نادی صبوری، فعال مدنی و خبرنگار برای تحمل حبس تعزیری در منزلش بازداشت شد. همچنین سهراب صالحین همسر وی باید خود را برای تحمل حبس تعزیری به واحد اجرای احکام دادسرای امنیت تهران معرفی کند. این زوج خبرنگار اردیبهشت ۱۳۹۳ در تجمع اعتراضی مقابل نهاد ریاست جمهوری بازداشت شده بودند.

شنبه ۱۸ مرداد

– امروز در خبری اعلام شد که شهین خاکپور و ارشیا نقوی انارکی، شهروندان ساکن شیراز و بندرعباس در دادگاه انقلاب کرمان هر یک به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند. بر اساس این حکم که در شعبه ۱ دادگاه انقلاب کرمان به ریاست قاضی احمد قربانی در تاریخ ۸ مرداد ۹۹ صادر و در تاریخ ۹ مرداد ۹۹ به صورت الکترونیک ابلاغ شده است، این شهروندان هر یک از بابت اتهام “اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل و اداره گروه‌های مخالف نظام” به ۱۰ سال حبس، به اتهام “عضویت در گروه‌های مخالف نظام” به ۵ سال حبس، به اتهام “توهین به آیت الله خمینی و رهبری” به ۲ سال حبس، از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به ۱ سال حبس و مجموعا هر کدام به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

یکشنبه ۱۹ مرداد

– در این روز خبر رسید با شدت گرفتن علائم بیماری در بین زندانیان اوین، مسئولین بند از ۱۷ نفر از زندانیان تست کرونا گرفتند که از ۱۷ نفر، ۱۲ نفر به کرونا مبتلا شده‌اند. ابتلای جعفر عظیم‌زاده، اسماعیل عبدی، امیر سالار داودی، مجید آذرپی، فریدون احمدی، سعید شریفی و تعدادی دیگر به کرونا اعلام شده است.

– مهدی سلیمی، نویسنده‌ی زندانی در نامه‌ای که در این روز منتشر کرد، نوشت: با توجه به دو قرار در زمینه‌ی اتهام‌های «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «تشویق مردم به فساد و فحشا»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و «توهین به مقدسات» که علیه او مطرح شده، وثیقه‌ی یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومانی بدون فرصت دفاع برایش تعیین شده که توانایی تأمین آن را ندارد و باید در زندان بماند.

– علی ساکنی، وکیل دادگستری را ماموران امنیتی در شهرستان سقز بازداشت و به زندان این شهرستان منتقل کردند. آقای ساکنی وکیل مدافع هوشمند علی ‌پور زندانی سیاسی محکوم به اعدام است.

– حسین پیروتی، عضو کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری، طی تماسی تلفنی به اداره‌ی اطلاعات شهرستان اشنویه احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفت.

دوشنبه ۲۰ مرداد

– در پی شیوع همه گیری علائم کرونا در بین زندانیان بند ٨ زندان اوین، ۲۷ تن از زندانیان سیاسی در این بند با تحصن و بست نشینی در حیاط بند خواستار رسیدگی فوری به شرایط پیش آمده شدند.

– مصطفی محب‌کیا،‌ فعال سیاسی، روزنامه‌نگار و عضو هیئت تحریریه‌ی مجله‌ی «ایران‌فردا» در این روز از سوی دادگاه انقلاب تهران «اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت داخلی» به شش ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم شد.

– روزنامه‌ی «جهان صنعت» با دستور هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف شد. به گفته‌ی مدیر مسئول این روزنامه گزارشی با عنوان «به آمار دولتی اعتمادی نیست» که در گفت‌گو با یک کارشناس بهداشتی به نقد آمار اعلامی دولتی از مبتلایان به ویروس کرونا در کشور می‌پرداخت، دلیل توقیف این روزنامه است.

– مهدی رجبیان، آهنگساز در این روز از احضارش به بخش سایبری دادگاه انقلاب ساری به اتهام «انتشار رقص و آواز زن در آلبوم اهل خاورمیانه» خبر داد. آقای رجبیان ساعاتی بعد و پس از بازجویی به قید وثیقه آزاد شد.

– علی نوری زاد، فرزند زندانی سیاسی محمد نوری‌زاد برای اجرای حکم سه سال و نیم زندان به سبب حضور در بزرگداشت کشته شدگان هواپیمای اوکراینی، احضار شد.

سه شنبه ۲۱ مرداد

– نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر زندانی، در نامه‌‌ای از زندان اوین که در این روز منتشر شد، اعلام کرد: به دلیل شرایط ظالمانه که ادامه‌ی‌ حبس زندانیان سیاسی را غیر ممکن کرده و با درخواست آزادی زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذا زده است.

– در این روز خبر رسید آرش صادقی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجائی‌شهر کرج، که پیش از این به سرطان استخوان مبتلا شده بود، همچنان از دریافت خدمات درمانی محروم است.

– سازمان دیده‌بان حقوق بشر در بیانیه‌ای که در این روز منتشر شد، اعلام کرد: حداقل پنج نفر از افرادی که در جریان اعتراضات دی ماه ۹۶ در اصفهان شرکت داشته‌اند «بدون دادرسی عادلانه» به اعدام محکوم شده‌اند.

– در این روز منابع خبری محلی در بناب با انتشار تصاویری از مراسم تشییع جنازه‌ی بهمن خالقی مدیر کتابفروشی «آراز» خبر دادند این مراسم در محاصره‌ی کامل نیروهای امنیتی برگزار شده است.

چهارشنبه ۲۲ مرداد

– در این روز خبر رسید پریسا رفیعی، دانشجوی عکاسی محبوس در زندان اوین از بند زنان این زندان به شعبه‌ی دو بازپرسی دادسرای اوین منتقل شد. دلیل انتقال خانم رفیعی مشخص نشده است.

– پس از سخنان مصطفی میرسلیم، از اعضای مجلس شورای اسلامی مبنی بر رشوه‌ی ۶۵ میلیاردی مرتبط با رئیس مجلس قالیباف، اداره‌ی حقوقی این نهاد در این روز اعلام کرد اتهامات وارد شده از سوی برخی فعالان رسانه‌ای را پیگیری حقوقی می‌کند و برای جلوگیری از مخدوش شدن جایگاه حقوقی ریاست مجلس، از سه روزنامه نگار، یاشار سلطانی، صدرا محقق و وحید اشتری و همچنین مصطفی میرسلیم به دلیل «نشر اکاذیب و تشویش اذهان» شکایت کرده تا اسناد ادعاهای خود را در دادگاه ارائه کنند.

– سجاد شکری فعال کارگری که روز پنج‌شنبه ۱۶ مرداد توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شد، در این روز پس از یک هفته بی‌خبری، از بازداشتگاه یکی از نهادهای امنیتی در زندان اوین به قرنطینه‌ی سالن ۲ اندرزگاه ۴ زندان اوین منتقل شد.

فاطمه داوند: هنوز به فقر معترضم؛ از حضور در اعتراضات پشیمان نیستم

عصر یکشنبه، ۲۶آبان۱۳۹۸، در سومین روز اعتراضات آبان، ویدیویی از زنی کُرد در تظاهرات بوکان، در شبکه‌های اجتماعی پخش و بارها بازنشر شد که به یکی از نمادهای این اعتراضات بدل شد. نمادی از زنان معترض در میانه میدان، آن‌چنان‌ که کارگزاران تبلیغاتی حکومت هم از آن با عنوان «حضور پررنگ برخی زنان به عنوان لیدر» در اعتراضات نام بردند.

زنی ایستاده بر روی سقف یک اتومبیل در میان مردم معترض در شهر بوکان در آذربایجان‌ غربی در حالی که دست‌هایش را بالا گرفته بود، با دستانش علامت پیروزی نشان می‌داد، شعار می‌داد و مردم را به اعتراض تشویق می‌کرد. یکشنبه، ۲۶آبان۱۳۹۸، خبر رسید که زنی به نام «شلِر داوند»، در بوکان هدف نیروهای امنیتی قرار گرفته و جان باخته است. نادرستی‌ این خبر روز چهارشنبه ۲۹آبان۱۳۹۸، وقتی آشکار شد که تصاویر اعترافات اجباری فاطمه (شلِر) داوند، در فیلمی که «۲۰:۳۰» تهیه کرده بود، منتشر شد.

خانم داوند در گفتگویی با «ایران‌وایر» که هفته گذشته و پیش از برگشتن به زندان ارومیه برای گذراندن حکم ۵ سال حبس قطعی انجام داد، درباره آن روز‌ها می‌‌گوید و آن‌چه از آن عصر پرشور ۲۶آبان۱۳۹۸ تا صبح پنجشنبه ۱۶مرداد۱۳۹۹، ساعاتی پیش از رفتن به زندان ۵ ساله، تجربه کرده است. فاطمه داوند می‌گوید او به گرانی، فقر، سوءمدیریت و ستم‌کاری معترض بوده و از آن‌چه کرده‌ است، پشیمان نیست.

فاطمه داوند، ۴۲ ساله، دیپلم کامپیوتر دارد، متاهل و مادر سه فرزند زیر ۱۸ سال است. آبان ۱۳۹۸، او خویش‌فرما بود و شرکتی خدماتی داشت: «خودم کار می‌کردم و کارهای نظافت انجام می‌دادم. همسرم هم شراکتی با یک نفر دیگر یک اتومبیل باری دارد و در کار اسباب‌کشی است. البته پروانه کسب من را پس از بازداشت باطل کردند و این مدت که با قید وثیقه آزاد بودم، بی‌کار بودم.»

خانم داوند می‌گوید او مثل بسیاری دیگر به شرایط معترض بوده و معتقد است نمی‌توان در این شرایط سکوت کرد و دغدغه‌های اجتماعی و حساسیت فعال نسبت به شرایط پیرامون، بخشی از تجربه زندگی اوست: «من پیش‌تر هم در برخی اعتراضات حاضر بودم. درباره خاطراتم هم کتابی نوشته‌ام، هرچند منتشر نشده است. سال ۱۳۷۹، مجوز انتشار ماهنامه‌‌‌ای به نام  “پژواک” را هم گرفتم و با همکاری سه تن از دوستانم یک شماره از آن را هم منتشر کردیم.»

البته انتشار نشریه پس از همان شماره اول در بهمن ۱۳۷۹، با برخورد امنیتی متوقف شد و جمع چهار نفره دختران جوان از هم پاشید: «پس از انتشار شماره نخست، برای معرفی بیشتر پژواک به مردم، سالن سینمای بوکان را برای یک بعد از ظهر اجاره کردیم. اما روز مراسم با یک رویداد سیاسی خاص کُردها همزمان شده بود و این بهانه ورود امنیتی‌ها به موضوع شد. همان روز و چند ساعتی پیش از شروع مراسم، هر چهار نفر ما را بازداشت کردند. البته فردای آن روز، آزادمان کردند، اما کار نشریه متوقف شد و جمع ما هم از هم پاشید.»

بعدازظهر یکشنبه ۲۶آبان۱۳۹۸، در روز سوم اعتراضات آبان، جمعی کوچک از مردم معترض بوکان، در مرکز شهر، مقابل فرمانداری بوکان، تجمع کردند. خانم داوند نزدیک ساعت ۲:۳۰ عصر به جمع معترضان پیوست: «وضعیت دیگر غیر قابل تحمل شده بود. من از آن‌چه به سرمان آورده بودند کلافه بودم و تصمیم گرفتم صدای اعتراضم را بلند کنم. جمعیت در ابتدا چندان زیاد نبود و نیروهای کلانتری آن‌جا حضور پررنگی داشتند. من جلوی اتومبیل‌ها را می‌گرفتم که بایستند و به معترضان بپیوندند. بعد از یک اتومبیل پیکان بالا رفتم و روی سقف آن ایستادم و شروع کردم به صحبت کردن و مردم دورم را گرفتند.»

به گفته خانم داوند، مردم دور او جمع شدند، چون همه از این وضعیت ناراضی بودند و او حرف دل همه مردم را می‌زد: «من گفتم اجاره‌نشین هستم و سه فرزند دارم و با این وضعیت گرانی، عملا ادامه زندگی‌مان غیر ممکن است؛ تا کی باید تحمل کنیم؟ با زیاد شدن جمعیت، ماموران به تقلا افتادند که من را به پایین آمدن از روی ماشین راضی کنند، اما من کوتاه نیامدم. حتی پدر و برادرم را آوردند تا من را راضی کنند از آن‌جا پایین بیایم. بعد ماموران بیشتر شدند. من می‌گفتم این اعتراض برای نان است، نانی که شما از ما دریغ کرده‌اید.»

فاطمه داوند می‌گوید نزدیک به دو ساعت روی سقف همان اتومبیل ماند و صحبت کرد، شعار داد و از حق مردم گفت: «می‌گفتم آدم گرسنه یا [باید] برای سیر کردن شکم خودش گرفتار فحشا و دزدی شود یا برای گرفتن حقش اعتراض کند؛ ما دومی را انتخاب کرده‌ایم. فرماندار هم با تداوم حضور مردم معترض مقابل فرمانداری وارد جمعیت شد و گفت خانم داوند پایین بیایید صحبت کنیم که من باز قبول نکردم.»

با تندتر شدن شعار معترضان و بیشتر شدن جمعیت، ماموران امنیتی حاضر در صحنه برخورد با مردم را شروع و با شلیک گاز اشک‌آور سعی کردند مردم را متفرق کنند: «من هنوز آن بالا بودم و گاز اشک‌آور را جدی نگرفتم، اما دقایقی بعد تیراندازی شروع شد و دیگر مجالی برای ایستادن من آن بالا نمانده بود. گلوله‌ای از کنارم رد شد و من از اتومبیل پریدم پایین و بعد از مدتی در جمعیت ماندن، آن‌جا را ترک کردم.»

به گفته خانم داوند، او گلوله نخورده است، اما این‌که او همزمان با شروع تیراندازی از اتومبیل پایین پریده است، موجب این تصور شده بود که گلوله خورده است و خبرش پخش شد.»

خبر اشتباه کشته شدن «شلِر داوند» به همسرش هم می‌رسد که برای خرید اتومبیل باری همراه شریکش به شمال رفته بودند: «زنگ زد و گفتم سالم هستم، نگران نباش. گفت اتفاقا باید نگران بود، بهتر است خانه نمانی چون حتما سراغت می‌آیند. بعد پیشنهاد کرد بچه‌ها را بردارم و به سقز به خانه یکی از بستگانم بروم، تا او کارش تمام شود و برگردد.»

خانم داوند و سه فرزندش به منزل پسرعموی همسرش به سقز می‌روند و شب را همان‌جا می‌مانند: «نیمه‌شب، حدود ساعت ۱ بامداد، خواب بودیم که با سر و صدای رفتن کسانی روی پشت‌بام بیدار شدم. وضعیت عجیبی بود، این قدر مامور مسلح روی پشت‌بام و داخل حیاط و بعد دیدم در کوچه [هم] بودند که گویی برای دستگیری یک فرمانده مهم و همراهانش آمده‌اند. بی‌آن‌که در بزنند، از روی دیوار داخل حیاط شده بودند و روی پشت‌بام رفته بودند. صاحب‌خانه و همسرش وحشت کرده بودند. گفتم نترسید برای بردن من آمده‌اند.»

فاطمه داوند می‌گوید او مقاومتی نکرد و آماده بود همراه آن‌ها برود، اما به آن‌ها می‌گوید چرا هیچ مامور زنی همراه شما نیست. پسر خانم داوند هم که آن زمان ۱۵ ساله بود به یکی از ماموران می‌گوید چرا دست و پای مادرم را گرفته‌اید، بگذارید خودش بلند شود، همراه شما بیاید: «یکی از ماموران فقط به خاطر این حرف سیلی محکمی به پسرم زد و سپس به پسر صاحب‌خانه هم که همین حرف را زد، کشیده دیگری زد. دو بچه کوچک‌ترم به گریه افتادند و من را که اجازه نمی‌دادند حتی درست روی پای خودم بایستم، کشیدند و با خود بردند.»

سناریوی وزارت اطلاعات برای ساختن فیلمی از بازداشت خانم داوند و درهم‌شکستن او برای اعترافات اجباری از همان‌جا شروع شده بود: «داخل ماشین، من را بین دو مامور نشاندند و دوربینی هم بود که از من فیلم می‌گرفت. به بوکان که رسیدیم، من را به بازداشتگاه اطلاعات بردند و تا صبح همان‌جا بودم. من را در اتاقی نگه داشتند و تا صبح چند باری سراغم آمدند و از من فیلم هم گرفتند. چیزی نمی‌گفتند، تنها در یک مورد، یکی از آن‌ها خیلی به من فحاشی و بی‌احترامی کرد.»

صبح دوشنبه ۲۷آبان۱۳۹۸ خانم داوند را همراه با شش یا هفت مرد بازداشتی دیگر سوار اتومبیل ون کردند و به ارومیه بردند و بازجویی از او شروع شد: «گفتند همه بازجویی‌ها جلوی دوربین خواهد بود و تو باید جواب بدهی. باید همان چیزی را که می‌خواستند، می‌گفتم. مقاومت کردم، اما تهدیدم کردند که سه سال هم این‌جا بمانی تنها وقتی آزاد می‌شوی و می‌توانی فرزندانت را دوباره ببینی که هر آن‌چه را ما می‌گوییم جلوی دوربین تکرار کنی. دو روز به همین منوال گذشت. ساعت‌ها بازجویی ادامه داشت و من همان را که واقعا اتفاق افتاده بود می‌‌گفتم.»

صبح چهارشنبه ۲۹آبان۱۳۹۸، ماموری که به خانم داوند می‌گویند مدیرکل اطلاعات است سراغ او می‌رود و راضی‌اش می‌کند تا در سناریوی آن‌ها بازی کند: «گفت برای اتمام حجت آمده‌ام. اگر همکاری نکنی، رفتار ما تغییر می‌کند و در نهایت پشیمان می‌شوی و به همین نقطه می‌رسی و اصلا هم آزادت نمی‌کنیم. گفت شب‌ها می‌شنوی ما با کسانی که همکاری نکنند چطور رفتار می‌کنیم. بهتر است هرچه می‌خواهیم بگویی، در عوض به تو قول می‌دهم پرونده‌ات به دادگاه نمی‌رود و همین فردا آزادت می‌کنم بروی پیش بچه‌هایت. نمی‌خواهی که بی‌مادر بزرگ شوند؟»

به گفته خانم داوند، شب‌ها صدای کتک خوردن و داد و فریاد مردانی که در اتاق‌های دیگر آن بازداشتگاه شکنجه می‌شدند، او را به شدت وحشت‌زده می‌کرد. فاطمه داوند از سر ناچاری تسلیم شد و به آن‌چه آن‌ها گفتند «اعتراف» کرد.

به خانم داوند می‌گویند ما از این فیلم‌ها زیاد می‌گیریم و جایی هم پخش نمی‌شود. این هم یکی مثل بقیه: «خودشان گفتند چه بگویم، ده دوازده نفر در اتاق بودند. من صورت آن‌ها را نمی‌دیدم چون دوربین و نور روی من بود و آن‌ها در تاریکی ایستاده بودند. اما چند نفر از آن‌ها در گفتن پاسخ‌ها به من دخالت داشتند و گاهی یک پاسخ را بارها تکرار می‌کردم تا به شکلی که آن‌ها خواسته‌اند دربیاید و راضی شوند. اما باز حاضر نشدم خیلی چیزها را بگویم. وقتی به قید وثیقه آزاد شدم و فیلم ۲۰:۳۰ را دیدم، متوجه شدم که همان حرف‌ها را هم تقطیع و دست‌کاری کرده‌اند و چند ثانیه‌اش را پخش کرده‌اند.»

در فیلمی که چهارشنبه ۲۹آبان۱۳۹۸ در بخش خبری ۲۰:۳۰ صداوسیما منتشر شد، ادعا می‌شود خانم داوند «هنگام فرار از مرزها دستگیر شده است و به ارتباط خود با گروهک‌ها اعتراف می‌کند.» در ادامه نوشته می‌شود که خانم داوند، سابقه عضویت در «گروه‌های ضد انقلاب» را دارد، با «عناصر گروه‌های ضد انقلاب» در اقلیم کردستان عراق ملاقات داشته است و در جریان اعتراضات اخیر «از سوی آن گروه‌ها هدایت شده» و قصد متواری شدن و «اقامت در اردوگاه‌های گروه‌های معاند» در اقلیم کردستان را داشته است. ادعاهایی که خانم داوند تاکید می‌کند به کلی دروغ است: «حتی اگر این صحبت‌ها را همان‌طور که آن‌ها می‌خواستند گفته بودم، به جای نوشتن روی فیلم از زبان خودم نشان می‌دادند.»

بعد از ضبط فیلم، به خانم داوند اجازه دادند به خانواده‌اش زنگ بزند و چند دقیقه با همسر و فرزند کوچکش احوال‌پرسی کند: «گفتند اجازه کُردی صحبت کردن نداری. برای پسر کوچکم که ۸ ساله بود و به زحمت فارسی را می‌فهمد، سخت بود. اصلا مگر می‌توان به زبانی جز زبان مادری با فرزند خردسالت حرف بزنی؟»

سه روز بعد هم ترتیب ملاقات چند دقیقه‌ای خانم داوند و خانواده‌اش را در بازداشتگاه اطلاعات دادند و از آن هم فیلم گرفتند. خانم داوند را ۱۷ روز در بازداشتگاه اطلاعات ارومیه نگه داشتند و سپس او را تحویل بند زنان زندان ارومیه دادند: «در سلول من دوربین بود و دستشویی هم همان‌جا بود و از ترس این که در دوربین دیده می‌شوم، چیزی نمی‌خوردم که کمتر از دستشویی هم استفاده کنم. با رفتن به زندان، وضعیتم کمی بهتر شد و آن‌جا هم ۳ ماه و ۲۳ روز ماندم.»

در بند زنان ارومیه، قانون تفکیک جرایم رعایت نشده است و زنان زندانی با جرایم گوناگون کنار هم نگهداری می‌شوند: «آن‌جا تعدادی زندانی زن سیاسی هم نگهداری می‌شوند. من با خانم‌ها “باران بهزاد” (متهم به همکاری با پ‌ک‌ک)، “شهناز صادقی‌فر” و دختر نوجوانش “آیناز زارع” (در پیوند با حزب پاک)، همبندی بودم و در اتاق‌های دیگر هم “سنور خلیفانی” (متهم به ارتباط با داعش)، “حلیمه خلیفانی” (حضور در سوریه) و “سارا قزلباش” (توهین به رهبری) در اتاق‌های دیگر بودند. سارا و حلیمه نوروز مشمول عفو و آزاد شدند.»

در طول زندان، خانم داوند اگرچه روزانه با فرزندانش تلفنی صحبت می‌کرد اما تنها یک بار موفق شد با فرزندانش ملاقات کند: «۱۷ بهمن، در شعبه ۱۰۳ دادگاه کیفری دو بوکان حاضر شدم و به اتهام “اخلال در نظم و آسایش عمومی از طریق شرکت در اغتشاشات” دادگاهی شدم و به حکم قاضی “مهدی تقی‌زاده” به ۵ ماه زندان و سی ضربه شلاق محکوم شدم.»

خانم فاطمه داوند، ۶فروردین۱۳۹۹ و در جریان آزادی موقت زندانیان به خاطر کرونا با تامین وثیقه ۱ میلیارد تومانی به طور موقت از زندان آزاد شد؛ وثیقه‌ای سنگین که پرداختش از توان خانم داوند و همسرش خارج بود و با کمک چند آشنا و فامیل خانم داوند تامین شد.

۲۳اردیبهشت۱۳۹۹، خانم داوند در شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد حاضر شد. او به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور به دست قاضی «جواد غلامی» دادگاهی و به ۵ سال زندان محکوم شد: «در همین دادگاه هم از آن ادعاهای مضحک ارتباط با گروه‌های مخالف تبرئه شدم. ۵ سال زندان برای من با سه بچه بی‌آن‌که جز شرکت در اعتراضاتی که حق ماست کاری کرده باشم، خیلی زیاد است، اما درخواست تجدیدنظر ندادم.»

خانم داوند می‌گوید آقای «بهروز کیا» که وکالت او را «بدون چشم‌داشت مالی» بر عهده داشته است، اصرار کرده است که به حکم اعتراض کنند، اما او ترسیده وضعیت در دادگاه تجدید‌نظر از این بدتر شود: «گفتم من دو ساعت توضیح دادم که این اتهام‌‌ها دروغ است و من به فقر و نداری معترض بوده‌ام و هستم و در نهایت با همان قوانین موجود همان ۵ ماه حبس به خاطر آن‌چه شما اخلال در نظم می‌خوانید مجازات من است، اما ۵ سال حبس گرفتم. چه دلیلی دارد قاضی در ارومیه نگاهی بهتر از این داشته باشد؟ این زندان هم می‌گذرد. من ترسی از زندان ندارم، نگران بچه‌هایم هستم. اما این نیز می‌گذرد.»

خانم فاطمه داوند پنج‌شنبه ۱۶مرداد۱۳۹۹ جهت اجرای حکم ۵ سال زندان، خود را به زندان مرکزی ارومیه معرفی کرد و به زندان رفت.

اعتصاب غذای زندانیان بند ۸ اوین؛ تهدید اعتصاب‌کنندگان، حمایت نسرین ستوده و سهیلا حجاب

پنج روز از اعتصاب غذای «نسرین ستوده» و پنج زندانی سیاسی و عقیدتی در بند هشت اوین می‌گذرد. در پنجمین روز اعتصاب غذای آن‌ها، «سهیلا حجاب» وکیل زندانی در زندان قرچک هم خبر داد که در حمایت از «نسرین ستوده» به جمع اعتصاب‌کنندگان می‌پیوندند. این در حالی است که ده روزی می‌شود وضعیت بحرانی بر زندانیان سیاسی و عقیدتی اندرزگاه هشت حاکم است؛ از اعتراض و ضرب و شتم تا اعتصاب غذا و تهدیدهای مکرر زندان‌بانان. از سوی دیگر، «نسرین ستوده» که در جریان اعتصاب غذای زندانیان در حمایت از خود قرار گرفته است، از این حرکت حمایت کرده و گفته است در صورت برخورد با زندانیان، دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد. 

در حال حاضر هفت زندانی سیاسی و عقیدتی از جمله «نسرین ستوده» و «سهیلا حجاب» که هر دو وکیل هستند، در اعتصاب غذا هستند و خواسته آن‌ها «آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی» عنوان شده است. همچنین تعدادی دیگر از زندانیان نیز اعلام آمادگی کرده‌اند که می‌خواهند به جمع اعتصاب‌کنندگان بپیوندند. 

****

«نسرین ستوده»، وکیل زندانی در اوین از ۲۱مرداد۱۳۹۹ با خواسته «آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی» در اعتصاب غذای تر به سر می‌برد. از همان روز و انتشار این خبر، پنج تن از زندانیان سیاسی و عقیدتی «اندرزگاه هشت اوین» نیز در حمایت از حرکت نسرین ستوده اعتصاب غذای تر خود را آغاز کرده‌اند. ۲۴مرداد۱۳۹۹، «بهنام محجوبی»، «هادی مهرانی»، «آبتین جعفریان»، «محمدعلی نقی» و «یاسین جمالی» با انتشار بیانیه‌ایدلیل اعتصاب غذای خود را حمایت از اعتصاب غذای «نسرین ستوده» خواندند و اعلام کردند بارها از سوی نیروهای زندان مورد تهدید قرار گرفته‌اند. 

نسرین ستوده هنگام شروع اعتصاب غذا، بیانیه‌ای منتشر کرده و دلایل خود را توضیح داده بود. در بخشی از این بیانیه آمده است: «بسیاری از زندانیان هم‌اکنون مشمول آزادی مشروط‌‌اند و بسیاری از آنان با اعمال قانون جدید آزاد می‌شوند، اما با زندانیان به گونه‌ای رفتار می‌شود که گویی قانونی وجود ندارد و هیچ‌یک از آنان حق برخورداری از هیچ روزنه‌ قانونی را ندارند. مکاتبات زندانیان برای یافتن راه‌های قانونی تنفسی بی‌پاسخ مانده است.» او همچنین ادامه حبس زندانیان را در شرایط شیوع ویروس کرونا و طی این «شرایط ظالمانه» غیرممکن خوانده است. 

حالا، ۲۵مرداد۱۳۹۹، نسرین ستوده در تماس تلفنی کوتاهی که با همسر خود، «رضا خندان» داشته، اعلام کرده است که از اعتصاب غذای این زندانیان حمایت می‌کند. از آن‌جایی‌ که زندانیان اعتصاب‌کننده در بند هشت زندان اوین از سوی زندان‌بانان تهدید به جابه‌جایی شده‌اند، نسرین ستوده اعلام کرده است که اگر این جابه‌جایی اتفاق بیفتد دست به «اعتصاب غذای خشک» خواهد زد. 

از سوی دیگر، در همین روز ۲۵مرداد۱۳۹۹، «سهیلا حجاب» دیگر وکیل زندانی که در زندان قرچک به سر می‌برد هم با اطلاع از اعتصاب غذای نسرین ستوده، اعلام کرد که از همین امروز در حمایت از همکار خود و همراه با مطالبه «آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی»، اعتصاب غذای خود را آغاز خواهد کرد. این در حالی است که سهیلا حجاب به تازگی اعتصاب غذای خود را شکسته بود. او ۳مرداد۱۳۹۹ و پس از ۳۹ روز اعتصاب غذا، پس از موافقت با بخشی از خواسته‌هایش، به اعتصاب غذای خود پایان داده بود. با وجودی‌ که به نظر می‌رسد این وکیل زندانی وضعیت مناسب جسمی ندارد، اما اعلام کرده است که به این جریان اعتصاب غذا در حمایت از نسرین ستوده می‌پیوندد. سهیلا حجاب حق تماس تلفنی ندارد و به گفته رضا خندان چنان شرایط امنیتی برای او ایجاد کرده‌اند که وقتی می‌خواهند به بهداری منتقلش کنند، تمام سالن بهداری را تخلیه می‌کنند: «روز چهارشنبه نیز که قرار ملاقات خانواده با این وکیل زندانی بود، ماموران زندان با توهین به خانواده سهیلا حجاب اجازه ندادند که این ملاقات صورت بگیرد.»

در عین‌ حال، خبرها از اندرزگاه هشت اوین حاکی از آن است که تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی و عقیدتی نیز اعلام آمادگی کرده‌اند که به این جریان حمایتی از نسرین ستوده و «آزادی زندانیان سیاسی و امنیتی» خواهند پیوست. 

یکی از شگردهای زندان‌بانان در مقابله با حرکت‌های جمعی زندانیان، تبعید آن‌ها به دیگر زندان‌ها، قطع تلفن‌های‌شان و جابه‌جایی ایشان در بندهای مختلف است که همزمان با ارایه اخبار دروغ به آن‌ها مثل شکستن اعتصاب غذای همراهان‌شان، سعی در پایان بخشیدن به حرکت جمعی آن‌ها دارند. 

از همین رو، زندانیان بند هشت که در اعتصاب غذا به سر می‌برند اعلام کرده‌اند: «در صورت جابه‌جایی یا ارایه هر خبری از سوی زندان‌بانان، تا وقتی که ما “نسرین ستوده” را از نزدیک نبینیم یا از طریق منبعی موثق به ما خبری از او نرسد، مصمم به ادامه اعتصاب غذا و حمایت از او هستیم.» 

آن‌ها همچنین تاکید کرده‌اند: «اگر جسارتی به “نسرین ستوده” صورت گیرد، آن‌ها هم وارد اعتصاب غذای خشک خواهند شد.» 

نسرین ستوده که پیش‌تر هم در اعتصاب غذای طولانی به سر می‌برد، از همان زمان دچار مشکل در دستگاه گوارش شده است و پیوسته حالت تهوع دارد. در آخرین خبری که رضا خندان، همسر او، به «ایران‌وایر» داد، این مشکل در دوره جدید اعتصاب غذا نیز این وکیل زندانی را رنج می‌دهد. او حتی قادر به نوشیدن مایعات بسیار نیست. 

ظهر شنبه ۲۵مرداد۱۳۹۹ اتفاقات دیگری هم در زندان اوین رخ داد. ماموران زندان با حضور در سالن ۹ اندرزگاه هشت «حمید منافی» و «بهنام شیخی» از امضاکنندگان بیانیه مربوط به گزارش «۲۰:۳۰» را به سالن هشت که زندانیان سیاسی و عقیدتی در آن نگهداری می‌شوند، منتقل کردند. در حین این انتقال، ماموران می‌خواستند که ۱۰ نفر از زندانیان جرایم مالی را هم به این بند منتقل کنند که با مقاومت منافی و شیخی مواجه شدند و آن‌ها را تهدید کردند که فردا، یعنی روز یکشنبه ۲۶مرداد۱۳۹۹، به همراه گارد زندان، با این زندانیان مقابله خواهند کرد. دلیل مقاومت منافی و شیخی، لزوم رعایت اصل تفکیک جرایم بوده است. 

۲۳مرداد۱۳۹۹ پانزده نفر از زندانیان سیاسی و عقیدتی اندرزگاه هشت با انتشار بیانیه‌ای نسبت به گزارش برنامه ۲۰:۳۰ که ۲۲مرداد۱۳۹۹ از «شبکه ۲ صداوسیمای جمهوری اسلامی» پخش شد، روایت‌های منتشرشده را «سراسر دروغ» و «نفرت‌پراکنانه» خواندند. در عین‌ حال، صبح همان روز که گزارش ۲۰:۳۰ پخش شد، «طناز کلاهچیان»، همسر «امیرسالار داوودی» وکیل زندانی در بند هشت اوین، خبر داد که همسرش به ویروس کرونا مبتلا شده است. حمید منافی و بهنام شیخی از امضاکنندگان این بیانیه هستند.

«علیرضا فرشی» یکی دیگر از زندانیان امضاکننده این بیانیه نیز به تازگی در نامه‌ای به معاون قوه قضاییه ضمن تاکید بر این‌که نامه‌اش چندمین درخواست اوست، نوشت: «بارها اعلام داشته‌ام پر است از ساس‌های خون‌خواری که جای‌جای بدنم از زیر چشمان و پلک چشمان، صورت، گلو، گردن، شانه‌ها، شکم، کمر، دست‌ها، پاها و غیره در خارش از زخم حاصل از نیش آن‌ها است و علی‌رغم مراجعات متعددم به مسئولان بهداری، هیچ دارو، پماد، آمپول و غیره طبق حساسیت پوستی برای جلوگیری از خارش آن‌ها و مقابله با آن‌ها تجویز نشده است و هیچ راه‌کاری برای از میان بردن آن‌ها ارائه نشده است که این موجود موذی از کل سالن‌های زندان محو گردد.» 

او در پایان این نامه پرسیده است که آیا کسی هست که به داد زندانیان برسد یا قرار است که زندان برای آ‌ن‌ها به «قتل‌گاه» یا «محلی برای ناسالم‌کردن جسم و روان» زندانیان تبدیل شود. 

تاکنون هیچ اقدامی در جهت برآورده شدن خواسته‌های اعتصاب‌کنندگان و بهبود شرایط زندانیان سیاسی و عقیدتی رخ نداده است و زبان زندان‌بانان، همان زبان سرکوب و تهدید است. این در حالی است که خبرهای اعتصاب غذا در زندان‌های دیگر پخش شده است و ممکن است دیگر زندانیان هم به جمع اعتصاب‌کنندگان بپیوندند. 

Design a site like this with WordPress.com
Get started