گزارشی از آخرین وضعیت بابک دادبخش در زندان اردبیل

بابک دادبخش که دوران محکومیت ۱۶ ساله خود را در زندان اردبیل سپری می‌کند، علیرغم ابتلا به بیماری اعصاب و روان از مرخصی درمانی و رسیدگی مناسب پزشکی محروم است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بابک دادبخش در حال تحمل دوران محکومیت خود در زندان اردبیل است.

یک منبع مطلع در خصوص وضعیت این زندانی بیمار گفت: «آقای دادبخش که همچنان از مشکلات اعصاب و روان رنج میبرد، از اعزام به بیمارستان تخصصی محروم است و صرفا در زندان تعدادی از داروهای خود را دریافت میکند.»

آقای دادبخش در اسفند سال گذشته و پس از ۲ سال از زمان صدور حکم موفق به رویت دادنامه شد. وی پیشتر نیز بارها به روند قضایی پرونده خود اعتراض کرده بود.

بابک دادبخش، در آبان ۹۷ توسط ماموران پلیس امنیت تهران بازداشت و به وزارت اطلاعات تحویل داده شد. این زندانی در ایام بازداشت شرایط متفاوتی را در بازداشتگاه‌های مختلف از جمله بازداشتگاه ۲۰۹ زندان اوین و زندان تهران بزرگ سپری کرده است. او همچنین برای مدتی در بیمارستان روانپزشکی رازی (امین آباد) نگهداری شده است. وی نهایتا در ۲۷ بهمن‌ماه ۹۷ به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد اما به دلیل شرایط نامناسب جسمی و روحی ابتدا به بند بیماران اعصاب و روان و صعب العلاج این زندان و مدتی بعد به سالن ۱۰ بند ۴ این زندان که به سالن زندانیان سیاسی معروف است، منتقل شد.

آقای دادبخش بهمن‌ماه ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی و تجمیع احکام از بابت اتهاماتی از جمله حمل و نگهداری سلاح و مهمات به ۴۳ حال حبس تعزیری محکوم شد. که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی و تسلیم به رای ۱۶ سال زندان در خصوص او قابل اجرا خواهد بود. وی همچنین از اتهامات “محاربه، افساد فی الارض و اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” تبرئه شده است.

بنا به تشخیص بیمارستان روانپزشکی رازی (امین آباد) در سال ۹۸ وی به بیماری MDD، اختلال دو قطبی با علائم سایکوتیک مبتلاست با این حال پس از ۲۱ روز نگهداری در این بخش و علیرغم تائید پزشکی قانونی کرج مبنی بر نیاز به درمان و بستری مجددا به زندان رجایی شهر کرج بازگشت.

بابک دادبخش در اردیبهشت ۹۸ طی نامه ای سرگشاده خطاب به رئیس قوه قضاییه، ضمن تشریح شرایط زندگی و بازداشت خود، اتهامات مطروحه را واهی و ساختگی خوانده و خواهان رسیدگی این مقام قضایی به پرونده‌اش و پایان بی عدالتی شده است. در تاریخ ۵ خردادماه نیز خواهر بابک دادبخش طی نامه ای خطاب به رییس قوه قضاییه، به شرح وضعیت زیستی برادرش خصوصا وضعیت سلامت روان وی پرداخته و معتقد است که وی نه محارب بلکه انسانی منزوی بوده که در خلوت خود دلخوشی‌هایی نیز داشته است و با توجه به اینکه مصداق اتهامات مطروحه در موردش وجود ندارد، بی گناه است. وی در تاریخ ۲۵ خردادماه نیز با نگارش نامه‌ای خطاب به دخترش درد دل کرده و وضعیت زیستی و دلایلی که نهایتا وی را به شرایط کنونی سوق داده است، را شرح می داده بود.

بابک دادبخش حدودا ۴۱ ساله، متولد و اهل اردبیل است او که متاهل و پدر دو فرزند بود طی سانحه ای همسر و یکی از فرزندانش را از دست داده است. وی پیش از این نیز در سالهای ۸۶ تا ۸۸ در زندان اوین تحمل حبس کرده بود که با غیبت در زمان مرخصی کماکان با پرونده باز روبرو است.

انتقال محسن عزیزی به بازداشتگاه‌ یک نهاد امنیتی در ارومیه

محسن عزیزی، شهروند بازداشتی اهل اشنویه جهت بازجویی به بازداشتگاه‌ یکی از نهادهای امنیتی در ارومیه منتقل شد. وی اوایل تیرماه امسال توسط نیروهای امنیتی در اشنویه بازداشت شده بود.

به نقل از کردپا، محسن عزیزی، شهروند بازداشتی اهل اشنویه جهت بازجویی به بازداشتگاه‌ یکی از نهادهای امنیتی در ارومیه منتقل شد.

در این گزارش به نقل از یک منبع مطلع آمده است: آقای عزیزی پس از بازداشت از حق دسترسی به وکیل، برقراری تماس تلفنی و همچنین ملاقات با خانواده خود محروم بوده است.

در تاریخ ۶ تیرماه ۱۴۰۱، محسن عزیزی بدون ارائه حکم قضایی توسط نیروهای امنیتی در اشنویه بازداشت و به مکانی نامعلومی منتقل شد. ماموران در زمان بازداشت اقدام به تفتیش منزل آقای عزیزی کرده بودند.

تا لحظه تنظیم این گزارش، از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی در دسترس نیست.

وی پیش از این نیز از بابت فعالیت های خود سابقه بازداشت و بازجویی توسط نهادهای امنیتی را داشته است. آقای عزیزی در تاریخ ۲ تیرماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت و یک روز بعد با تودیع قرار وثیقه از بازداشتگاه یک نهاد امنیتی در این شهر آزاد شد.

محسن عزیزی ۲۶ ساله و شهروند اهل اشنویه است.

کاهش میزان محکومیت قانع خاطری در سنندج

محکومیت قانع خاطری، شهروند اهل سنندج به ۱۸ ماه حبس تقلیل یافت. آقای خاطری پیشتر توسط دادگاه انقلاب این شهر، به دو سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

به نقل از کردپا، دوران محکومیت قانع خاطری، شهروند اهل سنندج کاهش پیدا کرد.

بر اساس این گزارش، دوران محکومیت این شهروند در نتیجه تسلیم به رای به ۱۸ ماه حبس تقلیل یافته است.

پیشتر آقای خاطری همراه با شش شهروند دیگر توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی سعیدی از بابت اتهامات “تبلیغ علیه نظام و همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام” محاکمه و به دو سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

آخرین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات او در تاریخ ۲۳ اسفندماه ١۴٠٠ در این شعبه برگزار شده بود.

قانع خاطری به همراه شش تن دیگر اردیبهشت‌ماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از اتمام دوران بازجویی به صورت موقت با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی آزاد شده بود.

ویدا ربانی به ۵ سال حبس و محرومیت های اجتماعی محکوم شد

ویدا ربانی، روزنامه نگار و عضو حزب اتحاد ملت ایران، توسط دادگاه انقلاب به ۵ سال حبس و محرومیت های اجتماعی محکوم شد. ۲ سال از این محکومیت به حالت تعلیق در آمده است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دادگاه انقلاب ویدا ربانی، روزنامه نگار و عضو حزب اتحاد ملت ایران را به حبس و محرومیت های اجتماعی محکوم کرد.

خانم ربانی با انتشار مطلبی در صفحه شخصی اش اتهامات مطروحه علیه خود را توهین به مقدسات، اخلال در نظم عمومی، تشویق به رفتار خشونت آمیز، اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام عنوان کرد.

وی همچنین در این خصوص نوشت: “دادگاه مصادیق اتهام توهین به مقدسات را نوشتن شعر «تو مومن هستی و نمازت بوسه هایت هست» و اجتماع و تبانی را ریتوییت برخی مطالب، عنوان کرده است. علاوه بر این بر اساس حکم دادگاه تا پنج سال از فعالیت حرفه ای مرتبط با جرم اعم از فعالیت در شبکه های اجتماعی، دورهمی و فعالیت سیاسی محروم هستم. به عنوان یک روزنامه نگار، عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران که تمام این سالها در حوزه سیاست داخلی و احزاب نشریات بوده ام، این محرومیت جز تعطیلی کامل زندگی حرفه ای من چه معنای دیگری داد. اساسا محرومیت از دور همی چه وجه قانونی دارد.”

روز شنبه ۷ اسفندماه ۱۴۰۰، آخرین جلسه بازپرسی ویدا ربانی، روزنامه نگار و عضو حزب اتحاد ملت ایران در دادسرای اوین برگزار شده بود.

ویدا ربانی در تاریخ ۲ آذرماه ۹۹ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد و در تاریخ ۱۴ آذر همان سال طی یک تماس تلفنی با خانواده‌اش از اعتصاب غذای خود خبر داد. وی نهایتا در تاریخ ۳۰ آذرماه ۹۹ با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.

ویدا ربانی، روزنامه نگار و عضو حزب اتحاد ملت ایران پیشتر نیز سابقه بازداشت داشته است. وی در تاریخ ۲۵ دی ماه ۹۸، به همراه یکی دیگر از اعضای حزب اتحاد ملت ایران، به دلیل دعوت به شرکت کردن در تجمع اعتراضی نسبت به ساقط کردن هواپیمای اوکراینی توسط پدافند نیروی هوا فضای سپاه و ابراز همدردی با خانواده قربانیان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و همان روز آزاد شد.

گزارشی از آخرین وضعیت رضا نوروزی در زندان اوین

رضا نوروزی، زندانی سیاسی دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری میکند. وی پیشتر توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۱۰ سال حبس محکوم شد. با تایید این حکم در مرحله تجدیدنظر و با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی ۵ سال حبس در خصوص او قابل اجرا است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رضا نوروزی، زندانی سیاسی دوران محکومیت خود را در اندرزگاه ۸ سالن ۷ زندان اوین سپری میکند.

آقای نوروزی در اردیبهشت ۱۴۰۰، توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و به مدت ۲ ماه در سلول انفرادی یکی از بازداشتگاه های امنیتی نگهداری شد. وی در نهایت با اتمام مراحل بازجویی به بند عمومی زندان اوین منتقل شد.

آقای نوروزی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری از بابت اتهاماتی از جمله “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام” محاکمه و مجموعا به ۱۰ سال حبس محکوم شد. در نهایت با تایید این حکم در مرحله تجدیدنظر و با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ حبس در خصوص او قابل اجرا است.

یک منبع مطلع عنوان کرد: “همچنین در دوران حبس پرونده جدیدی علیه این زندانی به اتهام ایجاد درگیری با مسئولان زندان گشوده شده است. در این پرونده او توسط شعبه یک بازپرسی دادسرای اوین از بابت اتهامات اختلال در نظم زندان و توهین به مسئولان تفهیم اتهام شده است.”

رضا نوروزی متولد ۱۳۶۹، اهل شهرستان سراب، پدر دو پسر سه ساله و یک ساله است.

فرشید کریمی با تودیع قرار آزاد شد

فرشید کریمی شهروند اهل سنندج، با تودیع قرار کفالت به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر آزاد شد.

به نقل از کردپا، امروز چهارشنبه ۸ تیر ۱۴۰۱، فرشید کریمی از از بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج آزاد شد.

آزادی این شهروند با تودیع قرار کفالت به صورت موقت تا پایان مراحل دادرسی صورت گرفته است.

آقای کریمی حدود یک ماه و نیم پیش بدون ارائه حکم قضایی توسط نیروهای امنیتی سنندج بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر منتقل شد.

تا لحظه تنظیم این خبر از اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی در دسترس نیست.

فرشید کریمی، ۳۵ ساله و شهروند اهل سنندج است.

زندان ارومیه؛ شاکر بهروز، زندانی محکوم به اعدام به مکان نامعلومی منتقل شد

شاکر بهروز، زندانی سیاسی محکوم به اعدام امروز چهارشنبه ۸ تیر، از بند زندانیان سیاسی زندان ارومیه به مکان نامعلومی منتقل شد. وی در شهریورماه ۹۹ توسط شعبه ۲ دادگاه انقلاب ارومیه به اعدام محکوم شد که پس از نقض حکم در دیوان عالی کشور، چندی پیش توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب ارومیه مجددا به اعدام محکوم شد.

به نقل از کردپا، امروز چهارشنبه ۸ تیرماه ۱۴۰۱، شاکر بهروز، زندانی سیاسی محکوم به اعدام در زندان ارومیه به مکان نامعلومی منتقل شد.

در این گزارش به نقل از یک منبع مطلع آمده است: مسئولین زندان ساعت ٨ صبح این زندانی سیاسی را به بهانه ملاقات با برادرش از بند زندانیان سیاسی خارج و سپس وی را به مکان نامعلومی منتقل کرده‌اند.

شاکر بهروز در شهریورماه ۹۹ توسط شعبه ۲ دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی علی شیخ لو به اعدام محکوم شد. این حکم تیرماه سال گذشته توسط دیوان عالی کشور نقض شده و جهت بررسی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع شد. ابتدای هفته جاری شاکر بهروز توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب ارومیه مجددا به اعدام محکوم شد.

شاکر بهروز، در سال ۹۷ به عضویت یکی از احزاب کرد مخالف نظام در عراق درآمده و شهریورماه همان سال با گرفتن امان نامه به ایران بازگشت. او پس از بازگشت به ایران توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و پس از ۱۴ روز بازجویی آزاد شد. آقای بهروز در تاریخ ۱۰ اسفندماه ۱۳۹۷ توسط نیروهای امنیتی به اتهام عضویت در یکی از احزاب اپوزیسیون (حزب دموکرات کردستان) بازداشت و روز شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۸ پس از تحمل حدود یک ماه بازداشت در بازداشتگاه اطلاعات سپاه ارومیه به زندان ارومیه منتقل شد.

این شهروند اهل ارومیه در اردیبهشت‌ماه ۹۸ از زندان ارومیه به بازداشتگاه اطلاعات سپاه منتقل شد و در اسفندماه ۹۸ پس از حدود ده ماه به بند تلاش زندان ارومیه بازگردانده شد. آقای بهروز به دلیل شیوع ویروس کرونا پس از سپری کردن ۱۴ روز در بند تلاش و ۴ روز در بند امن این زندان نهایتا در تاریخ ۸ فروردین ۹۹ به بند سیاسی منتقل شد. شاکر بهروز در ماه پنجم بازداشت خود به شعبه ۲ دادگاه انقلاب ارومیه منتقل و در آنجا پس از محاکمه‌ای که حدود سه دقیقه به طول انجامید، حکم ۵ سال حبس به اتهام عضویت در یکی از احزاب اپوزیسیون (حزب دموکرات کردستان) به وی ابلاغ شد.

شاکر بهروز مجددا در پرونده‌ای که بهار ۹۹ برای وی تشکیل شد، به بغی از طریق عضویت در یکی از احزاب مخالف نظام (کومله) و قتل یکی از اعضای سپاه پاسداران متهم شد.

پیشتر یک منبع مطلع از وضعیت آقای بهروز در خصوص صدور این حکم برای آقای بهروز به هرانا گفت: “پرونده شاکر بهروز در حالی که طی تمامی مراحل بازجویی با اتهام عضویت در حزب دموکرات کردستان در حال رسیدگی بود اما بهار ۹۹ به اتهام بغی از طریق عضویت در کومله و قتل یکی از اعضای سپاه پاسداران در منطقه مرگور ارومیه تغییر پیدا کرد.” این منبع مطلع همچنین از فشار در دوره بازجویی برای اعتراف به قتل یک عضو سپاه خبر داده بود.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای بهروز در خصوص بخش دوم پرونده از بابت اتهام قتل یکی از اعضای سپاه پاسداران در تاریخ ۱۶ آذرماه ۹۹ در شعبه ۱ دادگاه کیفری ارومیه برگزار شده و دیماه همان سال به اعدام محکوم شد. در تاریخ ۶ مهرماه ۱۴۰۰، شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور حکم اعدام شاکر بهروز را تایید کرد.

محکومیت این زندانی سیاسی در این پرونده در شرایطی است که ۱۲ نفر شهادت می‌دهند که شاکر بهروز در زمان وقوع قتل در مغازه‌ای در شهرک دیزج از توابع شهرستان ارومیه حضور داشته است. با این وجود دادگاه حاضر به شنیدن اظهارات شهود نشده بود.

پیشتر یک منبع مطلع از شرایط این زندانی در خصوص پرونده سازی برای وی به هرانا گفته بود: “ماموران امنیتی خانواده همسایه آقای بهروز که از اعضای سپاه پاسداران بود و چند وقت پیش کشته شده را تهدید کرده‌اند که اگر از شاکر بهروز به اتهام قتل شکایت نکنند حقوقشان از بنیاد شهید قطع خواهد شد.”

همچنین بنا به گفته یک مطلع خانواده مقتول اعلام کرده‌اند از آقای بهروز شاکی نیستند و او را قاتل وی نمی‌دانند و حتی اعلام کرده‌اند حاضرند این مسئله را در دادگاه شهادت دهند. از طرف دیگر شاهدان آقای بهروز همگی نامه نوشته و وکیل او نامه آنها را به دادگاه ارائه داده و گفته‌اند حاضرند در دادگاه قسم بخورند و شهادت بدهند که آقای بهروز در زمان وقوع قتل در مغازه بود و نه در مکان وقوع قتل. اما دادگاه بدون حضور شاکیان پرونده و شاهدان آقای بهروز، وی را محاکمه کرده است.

شاکر بهروز، فرزند سلیم، ۳۳ ساله، مجرد و از اهالی منطقه دیزج ارومیه است.

بند ۲۰۹ زندان اوین؛ تداوم بازداشت و اعتصاب غذای رضا شهابی

رضا شهابی از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران، علیرغم حال نامساعد جسمانی در هفدهمین روز از اعتصاب غذا است. آقای شهابی با گذشت ۴۸ روز از زمان دستگیری، کماکان در بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت و بلاتکلیفی بسر میبرد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رضا شهابی از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران، از روز دوشنبه ۲۳ خردادماه در اعتصاب غذا بسر میبرد.

یک منبع مطلع نزدیک به خانواده آقای شهابی در خصوص وضعیت او گفت: «رضا شهابی در هفدهمین روز از اعتصاب غذای خود بسر میبرد و حال جسمانی نامساعدی دارد. همچنین محرومیت این فعال کارگری بازداشتی از برقراری تماس تلفنی و ملاقات با خانواده، منجر به افزایش نگرانی آنها به دلیل بی خبری از وضعیت او شده است.»

پیشتر یک منبع مطلع به هرانا گفته بود: «خانواده آقای شهابی در مراجعه به دادسرای اوین، دلایل محرومیت از تماس و ملاقات وی را از مقامات مسئول جویا شدند؛ آنها “عدم اتمام مراحل بازجویی” را بهانه ای برای اعمال این محرومیت ها عنوان کردند.»

هرانا در تاریخ ۲۳ خردادماه امسال طی گزارشی از آغاز اعتصاب غذای رضا شهابی در اعتراض به تداوم بازجویی و بازداشت وی در بند ۲۰۹ زندان اوین خبر داده بود.

رضا شهابی در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ توسط نیروهای امنیتی در منزل خود بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. در تاریخ ۲۲ خردادماه، قرار بازداشت این فعال کارگری به مدت یک ماه دیگر تمدید شد. پیشتر سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه با انتشار بیانیه ای نسبت به وخامت وضعیت جسمانی آقای شهابی ابراز نگرانی کرده بود.

تا لحظه تنظیم این گزارش از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه آقای شهابی اطلاعی در دسترس نیست.

ضاین فعال کارگری پیش از این نیز به واسطه فعالیت های صنفی خود سابقه بازداشت و محکومیت داشته است.

تداوم بازداشت و بلاتکلیفی سه شهروند بهائی در شیراز

ژیلا شرفی نصرآبادی، شقایق خانه زرین و نگار ایقانی، شهروندان بهائی ساکن شیراز، علیرغم گذشت ۳ روز از زمان دستگیری، کماکان در بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر موسوم به پلاک ۱۰۰، در بازداشت و بلاتکلیفی بسر میبرند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه ۸ تیرماه ۱۴۰۱، ژیلا شرفی نصرآبادی، شقایق خانه زرین و نگار ایقانی علیرغم گذشت ۳ روز از زمان دستگیری کماکان در بازداشتگاه یک نهاد امنیتی در شیراز بسر می برند.

یک منبع مطلع نزدیک به خانواده های این افراد گفت: «در تماس کوتاهی که این شهروندان در روز اول بازداشت با خانواده های خود داشتند، اعلام کردند که پس از دستگیری به بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز (پلاک ۱۰۰) منتقل شده اند.»

ژیلا شرفی نصرآبادی، شقایق خانه زرین و نگار ایقانی، روز یکشنبه ۵ تیر، توسط نیروهای امنیتی در شیراز بازداشت شدند. ماموران همچنین اقدام به تفتیش منزل این افراد کردند و شماری از وسایل شخصی‌ از جمله لوازم الکترونیکی آنها را ضبط کرده و با خود بردند.

پیشتر یک منبع مطلع به هرانا گفته بود: «روز یکشنبه، پدر خانم زرین در پی عدم کسب اطلاع از وضعیت دخترش و استرس ناشی از دستگیری وی، سکته کرده و جهت مراقبت های پزشکی به یکی از بیمارستان های شیراز منتقل شده است.»

تا لحظه تنظیم این خبر، از اتهامات مطروحه علیه این شهروندان اطلاعی در دست نیست.

نگار ایقانی پیشتر به همراه شمار دیگری از شهروندان بهائی شرکت کننده در کنکور سراسری سال ۹۸، در نتایج این آزمون با ایرادات مختلفی از جمله “نقص در پرونده” مواجه شده و به دلیل بهائی بودن از ادامه تحصیل محروم شد. در مهرماه همان سال، هرانا طی گزارشی به احراز هویت ۲۳ تن از شهروندان بهائی محروم از تحصیل در کنکور سراسری پرداخته بود.

شقایق خانه زرین ۲۰ ساله، نگار ایقانی ۲۲ ساله و ژیلا شرفی نصرآبادی ۴۱ ساله، متاهل و مادر دو دختر، شهروندان بهائی ساکن شیراز هستند.

شهروندان بهائی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهائی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهائیان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.

گزارشی از آخرین وضعیت زینب جلالیان در زندان یزد

زینب جلالیان، زندانی سیاسی تبعیدی در زندان یزد، همچنان محروم از مرخصی و بدون چشم‌اندازی از آزادی، پانزدهمین سال از حکم حبس ابد خود را بدون رعایت اصل تفکیک جرائم تحمل می‌کند. خانم جلالیان با وجود مشکلات پزشکی همچون ناخونک چشم، ناراحتی کلیه و بیماری های گوارشی از رسیدگی مناسب پزشکی محروم است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زینب جلالیان، زندانی سیاسی از سال ۸۶ همچنان بدون مرخصی و چشم‌اندازی از آزادی زودهنگام در حال تحمل حبس است.

خانم جلالیان با وجود مشکلات پزشکی همچون ناخونک چشم، ناراحتی کلیه و مشکلات روده از رسیدگی مناسب پزشکی محروم مانده است. یک منبع مطلع در خصوص آخرین وضعیت این زندانی سیاسی گفت: «علیرغم تشخیص و پیشنهاد پزشک بهداری زندان به ضرورت انتقال وی به بیمارستان‌های خارج از زندان به هیچ بیمارستانی انتقال داده نشده و صرفا در بهداری زندان مورد معاینه های غیرتخصصی قرار میگیرد.»

همچنین خانواده این زندانی سیاسی به دلیل دوری راه و مسافت زیاد امکان ملاقات با او را ندارند.

این منبع مطلع در خصوص آخرین وضعیت پرونده خانم جلالیان نیز اظهار داشت: «وضعیت پرونده ایشان در ابهام است. پس از زندانی شدن امیرسالار داودی، آقای مصطفلی نیلی وکالت خانم جلالیان را به عهده گرفت اما پشی از آنکه بتواند کاری انجام دهد، آقای نیلی هم به حبس محکوم شده و احتمالا به زودی برای تحمل حبس برود.»

خانم جلالیان در تاریخ ۸ اردیبهشت ۹۹ در حالی که دوران محکومیت خود را سپری میکرد به دلایل نامشخصی از زندان خوی خارج شده و نهایتا در تاریخ ۱۳ اردیبهشت به بند قرنطینه زندان قرچک ورامین منتقل و مجددا در تاریخ ۵ تیر از زندان قرچک ورامین به زندان کرمان تبعید شد. زینب جلالیان پس از ۳ ماه نگهداری در اتاق کوچکی در قرنطینه زندان کرمان به زندان دیزل آباد کرمانشاه منتقل شد. او نهایتا آبان‌ماه ۹۹ در چهارمین انتقال خود طی هشت ماه به زندان یزد تبعید شد.

زینب جلالیان در سال ۱۳۸۶ بازداشت و در سال ۱۳۸۸ به اتهام خروج غیر قانونی از کشور به یک سال حبس تعزیری و به اتهام محاربه از طریق عضویت در گروه‌های مخالف نظام به اعدام محکوم شد.

حکم اعدام او در دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور تایید اما با یک درجه تخفیف مورد عفو قرار گرفته و به حبس ابد تقلیل یافت.

Qبنا به گفته خانم جلالیان در زمان بازداشت از طریق شلاق بر کف پا، مشت به شکم، کوباندن سر به دیوار و تهدید به تجاوز مورد آزار و شکنجه قرار گرفته بود.

Design a site like this with WordPress.com
Get started