امین ذوالفقاری، شهروند بهایی ساکن یزد بازداشت شد

امین ذوالفقاری، شهروند بهایی ساکن یزد روز پنج‌شنبه ۱ خردادماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان این شهر منتقل شده است. گفته می‌شود قرار بازداشت آقای ذوالفقاری برای مدت یک ماه صادر شده است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز پنج‌شنبه ۱ خردادماه ۱۳۹۹، امین ذوالفقاری، شهروند بهایی ساکن یزد توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان این شهر منتقل شده است.

گفته می‌شود قرار بازداشت آقای ذوالفقاری برای مدت یک ماه صادر شده است.

یک منبع نزدیک به خانواده این شهروند درخصوص علت بازداشت وی به هرانا گفت: “امین ذوالفقاری به تبلیغ دیانت بهایی متهم و به همین دلیل بازداشت شده است”.

شهروندان بهایی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهایی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهاییان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.

شهروندان بهایی؛ فرزان معصومی و فرهام ثابت مجموعا به ۱۲ سال حبس تعزیری محکوم شدند

فرزان معصومی و فرهام ثابت دو تن دیگر از شهروند بهایی ساکن شیراز توسط دادگاه انقلاب شیراز مجموعا به ۱۲ سال حبس تعزیری محکوم شدند. با احتساب میزان محکومیت این دو شهروند، آنها به همراه ۱۰ شهروند بهایی دیگر در شیراز مجموعا به ۷۵ سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، فرزان معصومی و فرهام ثابت دو تن دیگر از شهروند بهایی ساکن شیراز توسط دادگاه انقلاب شیراز مجموعا به ۱۲ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

براساس این حکم که توسط شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی سید محمود ساداتی صادر و ابلاغ شده است. فرزان معصومی و فرهام ثابت از بابت اتهامات “فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضویت در گروه‌های مخالف نظام” هر یک به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

در صورت قطعی شدن این حکم در دادگاه تجدیدنظر و با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “عضویت در گروه‌های مخالف نظام” در خصوص این شهروندان قابل اجرا خواهد بود.

پیشتر نیز شهریار عطریان، نوید بازماندگان، بهاره قادری، نورا پورمرادیان، سهیلا حقیقت، شهناز ثابت، سودابه حقیقت، الهه سمیع زاده، دیگر شهروندان بهایی ساکن شیراز توسط شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی سید محمود ساداتی از بابت اتهامات “فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضویت در گروه‌های مخالف نظام” هر کدام به ۶ سال حبس تعزیری، نیلوفر حکیمی به ۸ سال حبس تعزیری و احسان الله محبوب راه وفا به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

از میان این افراد الهه سمیع زاده، در بخش دوم پرونده خود توسط شعبه ۱۰۵ دادگاه کیفری شیراز به ۱ سال حبس تعزیری دیگر و ۲ سال انفصال از خدمات دولتی و عمومی محکوم شد. به علاوه نیلوفر حکیمی نیز پیشتر در دادگاه کیفری به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. سهیلا حقیقت نیز در انتظار برگزاری دادگاه پرونده دیگر خود در دادگاه کیفری است.

با احتساب میزان محکومیت فرزان معصومی و فرهام ثابت، این شهروندان به همراه ۱۰ شهروند بهایی دیگر در شیراز مجموعا به ۷۵ سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

این شهروندان طی سال‌های ۹۵ تا ۹۸ توسط نیروهای امنیتی در شیراز بازداشت و مدتی بعد با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شدند.

شهروندان بهایی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهایی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهاییان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.

مصدومیت یک مامور حفاظت محیط زیست در درگیری با قاچاقچی چوب در کهگیلویه و بویراحمد

یک مامور یگان حفاظت محیط زیست استان کهگیلویه و بویراحمد در پی درگیری با یک قاچاقچی چوب از ناحیه پای راست دچار شکستگی شد.

به نقل از ایرنا، مدیرکل حفاظت محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد گفت: “قاچاقچی چوب، مامور یگان حفاظت محیط زیست استان را با خودرو زیر گرفت و هم اینک این مامور از ناحیه پای سمت راست دچار شکستگی شده است”.

اسدالله هاشمی در تشریح جزییات این حادثه اظهار داشت: “ماموران یگان حفاظت محیط زیست، حین گشت و کنترل شبانه متوجه حضور خودرویی در منطقه می شوند”.

وی افزود: “به منظور توقیف خودرو، ماموران با رعایت موارد قانونی اقدام کردند اما راننده ماشین به محض مشاهده آن ها، یکی از ماموران را زیر گرفت و متواری شد”.

مدیرکل حفاظت محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد تصریح کرد: “ماموران پس از طی نمودن مسافتی موفق شدند، خودرو متخلف را توقیف کنند و باهماهنگی مراجع قضایی و انتظامی اقدامات قانونی لازم را انجام دهند”.

شمار بیماران کرونا در خوزستان از یازده هزار نفر گذشت؛ سن ۹۰ درصد بیماران جدید در هرمزگان زیر چهل سال‌

شمار بیماران مبتلا به کرونا در خوزستان با افزوده شدن ۶۲۹ بیمار جدید از ۱۱ هزار نفر گذشت و همزمان رییس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان با اعلام شناسایی ۲۰۵ بیمار جدید در این استان، گفت: «۹۰ درصد بیماران جدید کرونا در هرمزگان زیر ۴۰ سال سن دارند.»

بنابر اعلام سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز در بیست و چهار ساعت منتهی به دوشنبه پنجم خرداد ماه، با مثبت شدن آزمایش ۶۲۹ نفر و تایید ابتلای قطعی آن‌ها به کرونا، شمار بیماران مبتلا به کرونا در استان خوزستان از ۱۱ هزار نفر گذشت و به ۱۱ هزار و ۴۸ نفر رسید.

تعداد بیماران جدید مبتلا به کرونا در خوزستان در بیست و چهارساعت منتهی به روز یک‌شنبه ۴۹۰ نفر اعلام شده بود که نشان می‌دهد و در روز دوشنبه با افزایش قابل توجهی تعداد بیماران جدید در این استان به ۶۲۹ نفر رسید.

علی احسان‌پور گفت، سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی اهواز همچنین گفت که طی شبانه روز گذشته ۱۳ نفر از بیماران مبتلا به کرونا در خوزستان جان‌ خود را از دست دادند و  تعداد جان‌باختگان کرونا در این استان به ۴۶۵  نفر افزایش یافت.

در حالی که  روند افزایشی و پر شتاب شیوع و ابتلا به کرونا در خوزستان همچنان ادامه دارد، رضا نجاتی سخنگوی ستاد مدیریت بیماری کرونا در خوزستان اعلام کرد که پس از چند روز تعطیلات، تمامی ادارات دولتی و بانک‌ها از روز سه‌شنبه باز هستند و فعالیت خود را از سر می‌گیرند.

سخنگوی ستاد مدیریت بیماری کرونا در خوزستان گفت که «تعطیلی ادارات و اصناف هزینه سنگینی برای استان دارد چرا که خوزستان یک استان اقتصادی است و فعال بودن تشکیلات اداری لازمه فعالیت در این استان است.»

نجاتی گفت که اصناف پر خطر در خوزستان تا آخر هفته تعطیل هستند اما سوپرمارکت‌ها، قصابی‌ها، نانوایی‌ها و دیگر فروشگاه‌های خدمات‌رسان کم خطر با رعایت پروتکلهای بهداشتی و فاصله گذاری اجتماعی مجاز به فعالیت هستند.

افزایش پرشتاب بیماران جدید کرونا در هرمزگان

حسین فرشیدی، رییس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان گفت: «با ابتلای ۲۰۵ نفر دیگر به کرونا، شمار مبتلایان در استان به دو هزار و ۷۴۳ بیمار افزایش یافت.»

فرشیدی با تاکید بر اینکه روند ابتلا به کرونا در هرمزگان طی هفته اخیر افزایشی بوده است، گفت که «۹۰ درصد بیماران جدید کرونا در هرمزگان زیر ۴۰ سال سن دارند و ۸۵ درصد مبتلایان بدون علامت هستند.»

او با بیان اینکه در بیست و چهار ساعت گذشته رکورد انجام تست کرونا در هرمزگان با ۶۵۹ مورد آزمایش تشخیص کووید ۱۹ شکسته شد، گفت که اکنون ۱۵۷ نفر در بیمارستان‌ها بستری هستند و ۲۸ بیمار در بخش مراقبت‌های ویژه بستری اند که وضعیت نیمی از آن‌ها بحرانی است.

فرشیدی گفت که در بیست و چهار ساعت گذشته دو نفر در هرمزگان  فوت کرده‌اند  که یک بیمار ۶۳ ساله و دیگری زنی ۲۴ ساله از بندرعباس بود.

رییس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان تاکید کرد که بررسی آمار و وضعیت مبتلایان به کرونا در این استان نشان می‌دهد در وضعیت پیک بیماری در استان قرار داریم و نسبت به به اوج گیری شیوع و ابتلا به کرونا در یکی دو هفته آینده در هرمزگان هشدار داد.

فرشیدی از «افزایش آزمایش‌های تشخیصی کرونا و رعایت نکردن فاصله‌‌گذاری فیزیکی و هوشمند» به عنوان دلایل افزایش آمار مبتلایان به کرونا در هرمزگان نام برد و خواهان تشدید مراقبت‌های بهداشتی شد. 

بی‌کاری گسترده روزنامه‌نگاران پس از برخوردهای امنیتی و سکوت مسئولان

ده‌ها روزنامه‌نگار در ایران  پس از احضار، بازجویی و بازداشت از سوی نهادهای امنیتی و قضایی شغل خود را هم از دست داده‌اند. این روزنامه‌نگاران نه تنها فشار و بار روانی هر کدام از این مراحل را متحمل شده‌اند بلکه پس از آن در محیط حرفه‌ای خود با لقب روزنامه‌نگاران «حاشیه‌دار» کنار گذاشته شده‌اند.

براساس گفته‌ تعدادی از از روزنامه‌نگاران بی‌کار شده، مدیران رسانه‌ها دیگر مایل به همکاری با آنها نیستند، چرا که آنها تبدیل به روزنامه‌نگارانی شده‌‌اند که با خودشان یک مین بزرگ را جابه جا می‌کند و ممکن است این مین هر لحظه جایی بترکد و با خودش از آبدارچی تا سردبیر را بی‌کار کند.

با یک نگاه سرانگشتی ۲۳ روزنامه‌نگاری که کار خود را پس از احضار یا بازداشت در استان تهران از دست داده‌اند، عبارتند از: «مهدی قدیمی، ساسان آقایی، فرشید غضنفر‌پور، فاطمه علی‌اصغر، محمد حسن نجمی، سبحان حسن‌وند، مولود حاجی‌ زاده، یاسمن خالقیان، ناهید مولوی، الهام دانیالی، ژیلا بنی‌یعقوب، مسعود کاظمی، مرضیه امیری، نوشین جعفری، میلاد فدایی اصل، بهمن احمدی، ریحانه طباطبایی، نازنین خسروانی، مهسا امرآبادی، محمد مساعد، شبنم نظامی، طاهره ریاحی و احمد زیدآبادی».

برخی از این روزنامه نگاران پیش از شروع دولت حسن روحانی بازداشت شده و حکم گرفتند اما پس از دولت او نیز قادر به بازگشت به کارهایشان نبوده‌اند.

حسن روحانی پیش از خرداد ۱۳۹۲، در سخنرانی‌های تبلیغاتی‌اش بارها از لزوم داشتن مطبوعات آزاد، حفظ حقوق شهروندی و احترام به آزادی بیان سخن گفت، سخن‌های که فقط زینت بخش همان روزها باقی ماند و راهی به دوران ریاست جمهوری او پیدا نکرد. 

در طی هشت سال گذشته نه تنها وضعیت آزادی مطبوعات بهتر نشده بلکه وزارت اطلاعات که زیرمجموعه دولت است بارها روزنامه‌نگاران را بازداشت یا احضار کرده، همچنین حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران و قوه قضاییه همچنان به روش‌های خود به تهدید روزنامه‌نگاران مشغول هستند. 

در این پروسه حیرت آور نه تنها روزنامه‌نگار به دلیل نوشتن مطالبی در یک رسانه و یا در شبکه‌های اجتماعی با احضار و توبیخ و حتی بازداشت و حکم قضایی روبرو می‌شود بلکه نانش هم قطع می‌شود. تلخی پشت تلخی دیگر. 

یک روزنامه‌نگار که پس از آزادیش از زندان نتوانسته به حرفه خود بازگردد به خبرنگاری جرم نیست، می‌گوید: «من پس از آزادیم تا الان که چند سال می‌گذرد نتوانستم در روزنامه‌ای کار بگیرم. مدیران روزنامه‌ها ترجیح می‌دهند روزنامه‌نگارانی که بازداشت‌ یا احضارشان رسانه‌ای شده و به قول خودشان حاشیه دارند را دیگر به کار نگیرند. خب من مانده‌ام در خانه و در آستانه ۴۰ سالگی هم کار دیگری بلد نیستم انجام بدهم. تمام این سال‌ها روزنامه‌نگار بودم. این کار را فقط بلدم. حالا من شب‌ها تا صبح بیدار می‌مانم، فیلم و سریال می‌بینم، کتاب می‌خوانم و بعد تا ظهر می‌خوابم. تقریبا هر روزم این طور می‌گذرد. تا اینکه ببینم چه می‌شود، البته می‌دانم چیز خاصی نمی‌شود، همین است دیگر.»

این روزنامه‌نگار که نامش برای خبرنگاری جرم نیست، محفوظ است درباره همکاران دیگر بی‌کارش می‌گوید: «یکی از آنها خانه‌ای داشته که فروخته و حالا فلان دارد از پول آن روزگارش را می‌گذراند، دیگری پس‌اندازی داشته برده در بازار بورس سرمایه‌گذاری کرده تا به قول خودش پول چای و سیگارش در بیاید. دیگری در خانه پدرش است و فعلا  پدرش خرج او را می‌دهد. یکی دیگر همسرش کار می‌کند، دیگری ارث پدری برایش مانده، برخی هم در روابط عمومی شرکت‌ها کار گرفته‌اند. خلاصه یک جوری دارند زندگی را می‌گذرانند.» 

این روزنامه‌نگار با اشاره اینکه پس از آزاد شدن از زندان مدتی برای شغل‌های دیگر فرم پر کرده است، گفت: «کارفرما وقتی ببیند شما سابق بازداشت و زندان دارید به کل منصرف می‌شود. چرا شما را باید استخدام کند وقتی یک عالمه جوان بی‌کار بدون سابقه بازداشت وجود دارند. من چند بار امتحان کردم.»
 
در بهمن و اوایل اسفند ۱۳۹۸، حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران خانه تعدادی از روزنامه‌نگاران را مورد تفتیش قرار داد، برخی از وسایل شخصی‌شان را ضبط و حتی آنها را احضار کرد. اسامی هفت نفر از آنها «یاسمین خالقیان، محمد مساعد، مازیار خسروی، احسان بداغی، شبنم نظامی، مولود حاجی‌زاده و یغما فشخامی» رسانه‌ای شد. 

با این حال به گفته روزنامه‌نگاران تعداد این افراد بیشتر از هفت نفر است ولی بقیه ترجیح داده‌اند تا خبر تفتیش خانه‌ها و احضارهایشان رسانه‌ای نشود تا حداقل به این شکل کار خود را حفظ کنند: «برخی از آنها این مساله را رسانه‌ای نکردند  تا به این شکل حداقل شغل خود را حفظ کنند چون به محض رسانه‌ای شدن بازجویی و احضار روزنامه‌نگاران، مدیران رسانه‌ها ترجیح می‌دهند دیگر با آنها کار نکنند.»

در واقع این تعداد روزنامه‌نگار با سکوت و در خفا نگه داشتن نقض حقوق بشری که بر روی آنها صورت گرفته ترجیح داده‌اند تا حداقل نان‌شان هم بریده نشود. 

برخی از روزنامه‌نگاران نیز مانند ژیلا بنی یعقوب، علیرضا رجایی و احمد زید‌آبادی براساس حکم‌های قضایی علاوه بر زندان، محکوم به محرومیت از فعالیت روزنامه‌نگاری شدند. 

ژیلا بنی یعقوب، احمد زید آبادی و علیرضا رجایی پس از بازداشت در سال ۱۳۸۸ علاوه بر حکم زندان به محرومیت از فعالیت‌های سیاسی، صنفی و روزنامه‌نگاری نیز محکوم شدند. ژیلا بنی‌یعقوب به ۳۰ سال محرومیت از شغل روزنامه‌نگاری، احمد زیدآبادی به محرومیت مادام العمر از فعالیت‌های سیاسی و مطبوعاتی و علیرضا رجایی به  پنج سال محرومیت از فعالیت رسانه‌ای محکوم شدند. اما براساس قانون جدید مجازات اسلامی در سال ۱۳۹۲، تمام مجازات‌های تکمیلی حداکثر تا سه سال اعتبار قانونی دارد. بنابراین محرومیت از فعالیت ژیلا بنی‌یعقوب و احمد زیدآبادی مدت‌هاست از نظر قانونی تمام شده با این هنوز امکان فعالیت مطبوعاتی را نیافته‌اند.

از سوی دیگر خیلی از روزنامه‌نگاران نیز مانند مسعود کاظمی، ساسان آقایی، میلاد فدایی اصل، نازنین خسروانی و بسیاری دیگر بدون اینکه حکم‌شان شامل محرومیت از روزنامه‌نگاری باشد پس از آزادی از زندان دیگر نتوانستند به شغل روزنامه‌نگاری بازگردند.

نازنین خسروانی که در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ بازداشت شد، دو سال پس از آزادیش در صفحه فیسبوک خود درباره بی‌کاری خود نوشته بود: «دو سال است که آزادم؛ دو سال است که بیکارم. اوایل باورم نمی‌شد (هنوز هم مطمئن نیستم) که به دلایل امنیتی و سیاسی و سابقه زندان و… دعوت به کار نمی‌شوم. فکر می‌کردم شاید کار مرا نمی‌پسندند و قبول ندارند. کسانی که با من کار کرده‌اند می‌دانند در حوزه کار اصلاً متواضع نیستم، اما دچار خودبزرگ‌بینی هم نیستم. مطمئن بودم و هستم که کارم از برخی خبرنگاران مشغول به کار بهتر است. ولی دلیل بیکاری‌ام را نمی‌فهمیدم. اطرافیانم همه می‌دانستند که دلم می‌خواهد برگردم به تحریریه. سردبیر مجله محبوبم پیش از انتشار مجله‌اش شخصاً از من قول همکاری گرفت و به شدت ابراز تمایل کرد که با هم کار کنیم و قرار شد به محض گرفتن مجوز مرا خبر کند. که البته تا این لحظه هیچ خبری از او نیست. یکی دیگر از دوستان هم بعد از پاسخ مثبت من به پیشنهاد کارش، کلاً ناپدید شد و چند ماه بعد شنیدم که سردبیری مجله‌اش را به روزنامه‌نگاری با دو سال سابقه کار سپرده. به من ربطی ندارد، انتخابش بوده. هیچ ایرادی نمی‌توانم به او بگیرم جز اینکه پس چرا این همه درباره تاریخ شروع به کار و میزان دستمزد و محتوای نشریه و… با من حرف زد و قول و قرار گذاشت؟!»
 
این روزنامه‌نگار بی شغل نوشته بود: «این وسط‌ها یکی دو بار همکاران دورتر، وقتی فهمیدند که منع قانونی برای کار کردن ندارم، لطف کردند و گفتند که حتماً برای فلان و فلان روزنامه جدید مرا به سردبیر معرفی خواهند کرد و انصافاً هم این کار را کردند. ولی خب، باز هم خبری نشد. برای من که همیشه لطف دوستان و همکاران متوجهم بوده و با انتشار هر روزنامه جدیدی دعوت به کار می‌شدم، این ندیده شدن خیلی عجیب بود. به جرات می‌گویم که یک سال تمام ذهنم درگیر این موضوع بود که “چرا “دعوت به کار نمی‌شوم؟ چرایی این موضوع گرفتارم کرده بود. البته یکی از دوستان و همکاران قدیمی مرا کمی از گیجی درآورد و گفت که سردبیرشان مخالف همکاری با من است به این دلیل که روی اسمم حساس هستند و برای روزنامه مشکل پیش می آید.»
 
اما قصه نازنین خسروانی همچنان ادامه دارد و اکنون بی‌کاری روزنامه‌نگاران پس از برخوردهای قضایی تبدیل به عرفی خطرناک در میان جامعه روزنامه‌نگاری شده است. 

یکی از این روزنامه‌نگارانی که چندین بار از سوی ماموران امنیتی احضار شده و احضارهایش رسانه‌ای شده است، می‌گوید: «مدیران رسانه‌ها دیگر ما پیشانی سفیدها را نمی‌خواهند، ما برایشان به مفهوم دردسر هستیم، به مفهوم کسانی که ممکن است روزنامه و سایت را به تعطیلی بکشاند. می‌دانند ما اهل سکوت کردن نیستیم بنابراین با عذر و بهانه و یا حتی کلمات بسیار محترمانه از ما می‌خواهند دیگر آن طرف‌ها آفتابی نشویم. به جای ما خبرنگاران تازه‌کار را می‌‌گیرند تا بتوانند به آنها خط قرمزها را از همان اول آموزش بدهند.»

بخشی از روزنامه‌نگاران بی‌کار در طی سال‌های گذشته از کشور خارج شدند، بخشی دیگری به فکر خارج شدن هستند و تعدادی نیز با کارهای دیگر و یا کمک اعضای خانواده‌هایشان زمستون بی‌انتها را سر می‌کنند بی‌آنکه قوه قضاییه و دولت پاسخی برای چنین نقض حقوق بشری داشته باشد.

 

دادگاه تجدیدنظر؛ پیام درفشان، وکیل دادگستری به حبس و محرومیت از وکالت محکوم شد

دادگاه تجدیدنظر استان البرز پیام درفشان، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر را به ۱ سال حبس و ۲ سال محرومیت از وکالت محکوم کرد. این محکومیت به مدت ۲ سال به حالت تعلیق در آمده است. آقای درفشان در مرحله بدوی توسط دادگاه انقلاب کرج به ۲ سال حبس تعزیری و ۲ سال محرومیت از وکالت محکوم شد. آقای درفشان، تاکنون وکالت پرونده بسیاری از زندانیان سیاسی را برعهده داشته است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دادگاه تجدیدنظر استان البرز پیام درفشان، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر را به حبس محکوم کرد.

براساس این حکم که توسط دادگاه تجدیدنظر استان البرز صادر و ابلاغ شده است، آقای درفشان به ۱ سال حبس و ۲ سال محرومیت از وکالت محکوم شده است. این محکومیت به مدت ۲ سال به حالت تعلیق در آمده است.

سعید دهقان وکیل مدافع آقای درفشان با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی در این خصوص گفته است: “دادگاه تجدیدنظر، ٢سال زندان برای پیام درفشان را به ١ سال کاهش داد اما حبس و محرومیت را ٢ سال معلق کرد این یعنی اعتراض ما وارد بود اما شمشیر داموکلس هم لازم بود! یعنی حریم خصوصی مردم، محترم است اما نقضِ آن هم لازم است! یعنی برای نقضِ حق دفاع و حریم خصوصی و صلاحیت و… باید تشکر کنیم؟”

آقای درفشان پیشتر در مرحله بدوی توسط شعبه اول دادگاه انقلاب کرج از بابت اتهام “توهین به رهبری” به ۲ سال حبس تعزیری و ۲ سال محرومیت از وکالت محکوم شد.

آقای دهقان پیشتر با انتشار یادداشتی در صفحه شخصی خود ضمن اعلام این خبر با اشاره به اینکه این پرونده مربوط به سال ۹۷ و در ارتباط با بازداشت پیام درفشان در منزل موکل خود (آرش کیخسروی، وکیل دادگستری) بوده است، عنوان اتهامی مطروحه در دادنامه را “توهین به رهبری” و دلیل صدور این حکم را برگرفته از “چت خصوصی!” او عنوان کرده است”.

در بخشی از دادنامه صادره توسط شعبه اول دادگاه انقلاب کرج، اتهام آقای درفشان یعنی ماده ۵۱۴ قانون مجازات اسلامی تحت عنوان “توهین به رهبری” با ادبیاتی نامتعارف نسبت به مواد قانونی “اهانت به ساحت مقدس ولی امر مسلمین جهان و خار چشم استکبار جهانی” عنوان شده است!.

سعید دهقان با انتشار تصویر این دادنامه در صفحه شخصی خود گفته بود: “و اما حکم؛حکمی فاقد استدلال در دادگاهی مانعِ وکالت، بدون اجازه مطالعه پرونده پیش از محاکمه و رای! نمیدانم متن رای باعث عدم انتشار توسط ایرنا و ایسنا و ایلنا شده یا وکیل بودنِ موکل! اما مهم، نقض ماده ١٧ قانون استقلال کانون وکلا در محرومیت وکیل و مهمتر، نقض حریم زندگی خصوصی وکلاست!”.

دهقان همچنین با اشاره به اینکه بخشی از بازجویی آقای درفشان در ارتباط با “پرونده شکایت مشترک آنها از بازپرس فیلترکننده تلگرامبوده است گفته که این حکم بدوی بوده و نسبت به آن اعتراض شده است.

پیام درفشان به همراه فرخ فروزان دیگر وکیل دادگستری در تاریخ ۹ شهریورماه ۱۳۹۷ و در منزل خانواده موکل خود آرش کیخسروی که آن زمان در بازداشت و در زندان تهران بزرگ بسر می‌برد بازداشت و در تاریخ ۱۵ شهریورماه همان سال با تودیع قرار وثیقه و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.

درفشان، تاکنون وکالت بسیاری از زندانیان سیاسی و عقیدتی ازجمله محمد نجفی، ویدا موحد، نسرین ستوده، خانواده کاووس سیدامامی، سحر تبر و شماری از بازداشت‌شدگان اعتراضات آبان ۹۸ را برعهده داشته است.

اخراج ۳۵ نفر از کادر اورژانس دزفول به دلیل اعتراض به معوقات مزدی

روز یکشنبه ۴ خرداد، ۳۵ نفر از کادر اورژانس دزفول که به عدم دریافت معوقات مزدی‌ ۳ ماه گذشته خود اعتراض کرده بودند، از محل کار خود اخراج شده‌اند.

به نقل از عصر جنوب، روز یک‌شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۹، ۳۵ نفر از کادر اورژانس دزفول از محل کار خود اخراج شده‌اند.

بر اساس این گزارش، این اقدام به دلیل اعتراض پرسنل اورژانس به عدم دریافت معوقات مزدی‌ ۳ ماه گذشته، صورت گرفته است.

این اقدام در حالی صورت گرفته است که استان خوزستان با توجه به آمار رسمی شیوع ویروس کرونا در این استان، روزهای سختی را سپری میکند و مراکز درمانی تمام کشور با توجه به این بحران به لحاظ کادر درمانی در مضیقه قرار دارد.

محکومیت چهار شهروند در کرمانشاه همزمان با تایید حکم یک شهروند دیگر در سنندج

چهار شهروند توسط دادگاه انقلاب کرمانشاه هرکدام به ۹ ماه حبس تعزیری محکوم شدند. همزمان حکم پنج سال حبس یک شهروند از اهالی شهرستان دیواندره، در دادگاه تجدیدنظر کردستان تایید شده است.

 به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، چهار شهروند به نام‌های “شهریار طهماسبی”، “اردشیر موسوی”، “مصطفی باقری آشنا” و “ارسلان هدایتی” توسط شعبه‌ی دوم دادگاه انقلاب کرمانشاه به ریاست قاضی شاهرخ مرادی هرکدام به ٩ ماە حبس تعزیری محکوم شدند.

بر اساس این گزارش اتهام مطروحه در دادنامه صادره “تبلیغ علیه نظام” و “تشکیل گروه به قصد برهم زدن نظم عمومی” عنوان شده است.

گفتنی است، “شهریار طهماسبی” پس از سپردن وثیقه از ایران خارج شده است.

از سوی دیگر طی روزهای گذشته، حکم پنج سال حبس تعزیری “صدیق سیفی” از اهالی دیواندره، در دادگاه تجدیدنظر کردستان عینا تأیید شده است.

این شهروند اواخر سال ٩٨ توسط شعبه‌ی اول دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی “سعیدی” از بابت اتهامات “اقدام علیه امنیت ملی” و “همکاری با یکی از احزاب مخالف نظام” به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

لازم به ذکر است، پیشتر نیز در تاریخ ۱۵ و ۱۶ اسفندماه ۹۷، جلسه رسیدگی به اتهامات این ۴ شهروند اهل کرمانشاه و کردستان برگزار شده بود. این شهروندان در جریان بازداشت گسترده شهروندان غرب کشور در تیرماه ۹۷،  بازداشت و پس از حدود دو ماه با تودیع قرار و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شده بودند.

صدیق سیفی روز پنج شنبه ١٧ مرداد ۹۸ پس از ضبط وسایل شخصی‌، توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت و در مهرماه ۹۸ با تودیع قرار از بازداشتگاه سپاه سنندج آزاد شده بود.

صدیق سیفی

شهریار طهماسبی

مصطفی باقری اشنا

ارسلام هدایتی

سید اردشیرموسوی

نامه سرگشاده محمدصابر ملک رئیسی, زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی اردبیل

امروز دوشنبه ۵ خرداد ماه ۱۳۹۹, محمدصابر ملک رئیسی, زندانی سیاسی محبوس در بند ۷ زندان مرکزی اردبیل که در حال تحمل دوران محکومیت توام با تبعید خود است در نامه ای سرگشاده خطاب به مادر و پدرش ضمن تبریک عید فطر از اینکه سالهاست که از آنها دور است ابراز ناخرسندی کرد

به گزارش حقوق بشر در ایران, امروز دوشنبه ۵ خرداد ماه ۱۳۹۹, محمدصابر ملک رئیسی, زندانی سیاسی که یازدهمین سال از مجموع حبس تعزیری توام با تبعید ۱۵ ساله خود را در بند ۷ زندان مرکزی اردبیل سپری می کند در نامه ای سرگشاده خطاب به مادر و پدرش از اینکه از آنها دور است ابراز ناخرسندی کرده است

این زندانی سیاسی در بخشی از این نامه سرگشاده خطاب به مادر و پدرش نوشت: “پدر جانم و مادر جانم! امسال یازدهمین سال دوری از شماست و دوازدهمین عید فطری است که در کنارتان نیستم تا رسم ادب به جا آورده و عید را تبریک گفته و دست‌های مهربانتان را ببوسم و بابت کوتاهی‌هایم در انجام وظایف فرزندی‌ام طلب حلالیت کنم. به رسم این سال‌های اسارتم از برادرم می‌خواهم از طرف من به شما در روز عزیز عید فطر عرض ادب کرده و دست‌هایتان را ببوسد و خود نیز در همین جا و در این نامه عید را تبریک گفته و طلب بخشش از تمام حق‌هایی که بر گردنم دارید و کوتاهی‌هایی که در این باره انجام داده‌ام و مهم‌تر از همه باعث ناراحتیتان هستم، دارم”.

متن نامه محمدصابر ملک رئیسی, در اختیار حقوق بشر در ایران قرار گرفته که در ادامه می آید

با عرض سلام و ادب خدمت پدر و مادر بزرگوار و عزیزم

از دست دادن نعمت در کنار شما بودن برایم بسیار سنگین است و از این بابت که در این زمینه انجام وظیفه‌ای نمی‌توانم بکنم معذرت می‌خواهم و طلب بخشش دارم. ابا جانم و بی بی گل جانم! شما خورشید و ماه من بر روی زمین هستید و صمیمانه دوستتان دارم و عاشقتان هستم! ناراحتی شما برای من زجرآورترین عذاب ممکن است. از اینکه باعث شده‌ام سال‌ها در ناراحتی و انتظار بسر ببرید واقعا متاسف هستم. 

همانطور که خودتان می‌دانید من کاملا بی تقصیر هستم و ناخواسته و به صورت اجباری این وضعیت را برایتان به وجود آورده‌ام. پدر جانم و مادر جانم! امسال یازدهمین سال دوری از شماست و دوازدهمین عید فطری است که در کنارتان نیستم تا رسم ادب به جا آورده و عید را تبریک گفته و دست‌های مهربانتان را ببوسم و بابت کوتاهی‌هایم در انجام وظایف فرزندی‌ام طلب حلالیت کنم. 

به رسم این سال‌های اسارتم از برادرم می‌خواهم از طرف من به شما در روز عزیز عید فطر عرض ادب کرده و دست‌هایتان را ببوسد و خود نیز در همین جا و در این نامه عید را تبریک گفته و طلب بخشش از تمام حق‌هایی که بر گردنم دارید و کوتاهی‌هایی که در این باره انجام داده‌ام و مهم‌تر از همه باعث ناراحتیتان هستم، دارمشما می‌خواهم که از صمیم قلب حلالم کنید و همچنان مثل قبل دعای خیرتان را بدرقه راهم کنید تا در این روزهای اسارتم لغزشی نکنم و جا نزنم، انشاالله! ابا جانم و بی بی گل جانم! از این روزهای سخت و جان‌فرسا اندوهگین نباشید. وعده پروردگارمان حق است که می‌گوید. از داد و ستدی که با من کرده‌اید در عوض جان و مالتان بهشت برای شماست! و نیز می‌گوید این است رستگاری بزرگ! حال با استقامت در این راه و صبر و تحمل پیشه کردن وارد همان تجارتی با پروردگارمان شده‌ایم که خودش در قران از آن سخن می‌گوید! پس برای تجارت با پروردگارمان و رستگاری بزرگ خوشحال شوید و استقامت کنید و صبر را پیشه راه خود سازید تا وعده حق پروردگارمان محقق شود و نیز ثابت کنید این روش گروگانگیری برادری برای بازگشت برادر دیگرش اشتباه و مردود بوده و جواب نخواهد داد. 

سنت شکنی کنید و این سنت زشت و ظالمانه را در هم شکنید تا از این پس پدر، مادر و برادری از ملتمان سرنوشتی چون من و شما برایش رقم نخورد. در ضمن این اقدام اخیر برخی اصلا بابت ناراحتیتان نشود. چون نشان از اوج استیصال و ناامیدشان از جواب رد شنیدنشان از طرف من بود که در چند نوبت مطرح کرده بودند و در اولین و همچنین آخرین نوبت در دهم ماه رمضان مطرح کرده بودند و در بیست و هفتم ماه رمضان چنین عمل کرده و شما پدر و مادر پیرم این گونه تهدید به در زندان ماندن من، کرده‌اند. باز هم مثل قبل گروکشی کرده و آن شرط عاری از عدالت را پیش کشیدند که آزادی من در قبال بازگشت برادرم است.

با اینکه باعث آزردگی خاطرتان شده اما باید خوشحالتان کند! که جواب رد شنیدنشان از طرف من و محکم و استوار ایستادنم بر آرمانم که آرمان حسین ابن علی است اینطور خشمگین شان کرده است که این گونه نسنجیده عمل کرده و مرا به در زندان ماندن تهدید کرده‌اند. باید بدانند که این طور آزردن یک پدر و مادر بیمار رسم اسلام و حق جوانمردی نیست که از آن دم می‌زنند بلکه این اوج نامردی است.

در ضمن باید بدانند که از این تاریخ به بعد، از این بار صدم و هزارم به بعد, در صورت تکرار چنین اقداماتی نه به صورت کنایه و اشاره بلکه به صورت شفاف و واضح و صریح برای همگان اقداماتشان را از گذشته تاکنون به صورت مفصل توضیح خواهم داد و اقدامات لازم را نیز انجام خواهم داد حتی اگر به قیمت جانم تمام شود. 

در خاتمه ابا جانم و بی بی گل جانم! شما را به خدای منان می‌سپارم و به امید پروردگارمان روزهای خوشی خواهند رسید و باز ما در کنار هم زندگی خواهیم کرد!

دوستدارتان و دعاگوی شما

محمدصابر ملک رئیسی/ خردادماه ۱۳۹۹/ زندان مرکزی اردبیل

در توضیحات بیشتر پیرامون نویسنده این نامه لازم به ذکر است؛ این زندانی سیاسی در تاریخ ۲۹ مردادماه ۱۳۹۸, در قسمت اول  پرونده هر یک به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود. جلسه دادرسی بر پرونده مذکور در اواخر فروردین ماه ۱۳۹۸, توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب اردبیل برگزار شده بود.

در تاریخ ۲۹ اسفند ماه ۱۳۹۷، محمدصابر ملک رئیسی از بابت بخش اول همین پرونده توسط شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری ۲ اردبیل به ریاست قاضی عباس فیض الهی، با شکایت رئیس زندان اردبیل یعقوب سرباز، از بابت اتهام “نشر اکاذیب به قصد اضرار به غیر” برابر با ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده و شیر احمد شیرانی، نیز بر اساس این دادنامه از اتهامات مطروحه تبرئه شده بود.

لازم به ذکر است محمد صابر ملک رئیسی، فرزند دادعلی و اهل چابهار استان سیستان و بلوچستان که در حال تحمل دوران محکومیت ۱۵سال حبس در تبعید خود است در تاریخ دوم مهر ماه ۱۳۸۸در سن ۱۵ سالگی بازداشت و پس از یک سال از بازداشتگاه اداره اطلاعات زاهدان به زندان زاهدان و پس از محاکمه به زندان اردبیل تبعید شده است.

نکته حائز اهمیت آن است که محمدصابر ملک رئیسی,  در زمان محاکمه اقاریر خود را تحت شکنجه و فشار دانسته بود با این حال با حکم سنگین ۱۵ سال حبس در تبعید روبه رو شده بود.

محمدصابر ملک رئیسی به عنوان یک نمونه کم سابقه در دهه اخیر، در سن ۱۵ سالگی بازداشت شد و آنطور که خود در نامه‌هایش گفته به خاطر فعالیت‌های یکی از برادرانش و در حالی که دستگاه امنیتی دسترسی به برادرش نداشت به عنوان “گروگان “دستگیر شده است.

طی هفته های اخیر با توجه به شیوع ویروس کرونا و وسعت ابتلای این بیماری در میان زندانیان محبوس در زندانهای کشور با توجه به زندگی دسته جمعی این شهروندان در محیطهای آلوده زندان و محرومیتهای گسترده در دسترسی زندانیان به اقلام بهداشتی و نبود سایر امکانات درمانی و بهداشتی در بهداری زندانهای کشور موجی از نارضایتی را در میان زندانیان بوجود آورده است.  

بازداشت ۲ فعال مذهبی جریان یمانی در مشهد توسط نیروهای امنیتی

امروز دوشنبه ۵ خرداد ماه ۱۳۹۹, نیروهای امنیتی در مشهد ۲ تن از پیروان جریان یمانی, ساکن این شهرستان را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از فارس, امروز دوشنبه ۵ خرداد ماه ۱۳۹۹, م.ک و م.ی, دو تن از فعالان مذهبی جریان یمانی ساکن مشهد توسط نیروهای امنیتی در این شهرستان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. 

براساس این گزارش, این شهروندان که از فعالان مذهبی جریان یمانی و در زمینه تبلیغات مذهبی عقاید و باورهای دینی خود در مشهد فعالیت می کردند پس از شناسائی توسط یکی از ارگانهای امنیتی بازداشت شدند. 

جریان یمانی, نوعی از باروهای مذهبی مسلمانان شیعه است که به بارو آنها سید یمانی شخصیتی در آخر زمان است و به همراه سید خراسانی و سفیانی هر ۳ در ۱ سال و ۱ ماه و ۱ روز پشت سرهم خروج خواهند کرد و زمان خروج این ۳ تن ۶ ماه پیش از ظهور مهدی امام ۱۲ شیعیان خواهد بود. آنها همچنین اعتقاد دارند هم ‌زمان با شورش و خروج سفیانی در شام، او هم خروج کرده و مردم را به عقیده شیعه به حق و حقیقت دعوت می‌کند. این دسته از باورمندان معتقدند که سید یمانی از فرزندان زید پسر علی است.

احمد الحسن, رهبر جمعیت مذهبی بنام انصار المهدی است که مدعی است نسبت وی به مهدی که امام ۱۲ شیعیان است باز می‌گردد. او همچنین مدعی است که از علم مهدی امام ۱۲ شیعیان بهره برده و در پایان سال ۱۹۹۹ میلادی و با دستور او دعوت یمانی را آغاز کرده است.

Design a site like this with WordPress.com
Get started