Six Inmates with Coronavirus Died in Greater Tehran Prison

Six prisoners with the disease have died in Greater Tehran Prisons following the spread of the Coronavirus in Iranian prisons.

According to the Free Trade Union of Iranian Workers, six prisoners with coronavirus have died in Greater Tehran Prison since the spread of the Coronavirus in Iranian prisons.

As of Wednesday, March 25th, 2020, the death toll of prisoners with coronavirus in the Greater Tehran Prison has reached six people.

According to informed sources, the condition of the prison wards are currently extremely deteriorating in health and environment. The inmates in the rooms are crowded and overpopulated. Many prisoners do not have beds to sleep on, and sleep on the polluted ground. The only sanitation device in the prison is dishwashing liquid and the prisoners are in poor psychological conditions.

Despite the Corona outbreak in the Greater Tehran Prison (Fashafoyeh), prison agents and authorities have been silent on the outbreak of the Coronavirus so far and have not reported on the status of political and ordinary prisoners. As a result, many inmates in the Greater Tehran Prison are at risk for the Coronavirus.

The campaign had previously released a comprehensive report on the situation of prisoners in the coronavirus epidemic in different prisons across the country.

شورش در زندانهای ایران، از پارسیلون خرم آباد تا زندان مرکزی یزد

با شیوع ویروس کرونا و احتمال سرایت آن درمحیط‌های پرتراکم  مانند زندان و نبود تدابیری مانند قرنطینه و فاصله‌گذاری اجتماعی و گسترش آن به زندان‌های ایران، همچنین به دلیل عدم اعطای مرخصی به بسیاری از زندانیان، در برخی از زندان‌ها شورش و ناآرامی روی داده است در این میان تعدادی از زندانیان موفق به فرار شده و عده ای نیز کشته  و زخمی شده اند. پارسیلون خرم آباد، الیگودرز، سقز،تبریز، شیراز و … زندان هایی هستند که زندانیان آنها دست به اعتراض زده‌اند.

در ادامه گزارشی خواهید خواند که در آن به شورش و اعتراضات اخیر در زندانهای ایران پرداخته است.

زندان پارسیلون خرم آباد

روز پنج شنبه ۲۹ اسفند ماه ۱۳۹۸ تعدادی از زندانیان زندان پارسیلون خرم‌آباد هنگام هواخوری و پس از درگیری با نگهبانان فرار کردند. در جریان این اعتراضات،  بیست و سه زندانی زندان خرم آباد ساعاتی پیش از تحویل سال از این زندان گریختند.

همچنین مقامات رسمی از مرگ یک زندانی و زخمی شدن یک زندانی دیگر در جریان فرار از زندان خبر دادند.

 زندان الیگودرز لرستان

روزپنج شنبه ۱ فرودین ماه ۱۳۹۹ شورش در زندان الیگودرز با درگیری زندانیان و مامورین آغاز شد.

زندانیان زندان مرکزی الیگودرز ابتدا اسلحه سربازان را گرفته و سپس با آتش زدن درب زندان اقدام به فراری ناموفق نمودند. اعتراض زندانیان این شهر سرکوب شده و هیچ زندانی موفق به فرار نشده است.

زندان مرکزی تبریز

روزپنج شنبه ۷ فروردین ماه ۱۳۹۹ شورش  زندانیان در زندان تبریز با آتش زدن دربهای زندان و برخی اقلام زندانیان صورت گرفت. دود غلیظی در آسمان این قسمت از شهر و حضور مامورین و گاردهای مسلح موید شورش در زندان تبریز است.

بنا به این گزارشات رسیده در بندهای ۷ و ۹ زندان مرکزی تبریز به دلیل عدم اعطای مرخصی و خطر ابتلا به کرونا در محیط زندان شورش صورت گرفته است.

منابع اخباری میگویند حداقل ۷ نفر از زندانیان در اثر تیراندازی زندانبانان زخمی شده اند این حادثه تلفات جانی نداشت وپس از چندین ساعت اوضاع در زندان به حالت عادی برگشته است.

زندان سقز کردستان

روزجمعه ۸ فروردین ماه ۱۳۹۹ در پی شورشی در زندان سقز و شکستن در زندان توسط زندانیان، تعدادی از زندانیان توانستند  فرار کنند، درپی چهارمین شورش و دومین فرار گروهی زندانیان کشور ۷۴ نفر از زندان سقز فرار کردند. تا کنون ۹ زندانی دستگیر شده اند و ۱۱ نفر دیگر هم خودشان را معرفی کرده اند. در همین راستا ۴ نفر از کارکنان زندان سقز در ارتباط با این پرونده بازداشت شده اند.

زندان فشافویه (تهران بزرگ)

روز جمعه ۸ فروردین ماه ۱۳۹۹ زندانیان تیپ یک زندان فشافویه در اعتراض زندانیان به‌ شیوع و گسترش کرونا و فوت تعدادی از زندانیان و ابتلای تعدادی دیگر شورش کرده و با مأموران زندان درگیر شده اند در پی این شورش در زندان فشافویه نیروهای گارد و یگان ویژه به‌بندها حمله کرده وتمامی تماسهای زندانیان با خانواده‌هایشان قطع شده بود.

 زندان مرکزی ارومیه 

روز شنبه ۹ فروردین ماه ۱۳۹۹  بیش از ۲۰۰ نفر از زنان زندانی در زندان مرکزی ارومیه  در اعتراض به مخالفت با اعطی مرخصی و آزادی زندانیان با وجود شیوع  گسترده ویروس کرونا در زندان، دست به اعتصاب غذا زدند.

 زندان الوند همدان

اعتراض زندانیان در زندان الوند همدان  از زنجیره شورش های رخ داده  در زندان‌های ایران در طی کمتر از ده روز گذشته از سال جدید است.

منابع محلی شامگاه شنبه ۹ فروردین ماه ۱۳۹۹ از اعتراض و درگیری در زندان الوند همدان خبر دادند  زندانیان قسمتی از زندان را آتش زده و با نگهبانان درگیر شدند.

به گفته ی برخی منابع  دو نفر از زندانیان به علت خفگی ناشی از «‌آتش زدن پتو»  فوت کرده و سه نفر از آنها حین عملیات زخمی شده اند.

 زندان مرکزی مهاباد

ساعت اولیە بامداد روز یکشنبە ١٠ فروردین ماه ۱۳۹۹، تقریباً سیصد زندانی محبوس در ۶ بند از ٧ بند زندان مرکزی مهاباد دست بە شورش زدند.

در پی شورش زندانیان و شکستن چهار درب زندان، نیروهای امنیتی زندان را محاصره کرده وبە سوی زندانیان معترض آتش گشودە و برای سرکوب آنها از گاز اشک آور نیزاستفادە کردەاند طی این شورش یک زندانی جانش را از دست دادە و دست کم ۵ زندانی نیز زخمی شدەاند.

 زندان عادل آباد شیراز

شامگاه یکشنبه ۱۰ فروردین ماه ۱۳۹۹ زندان عادل‌آباد صحنه ناآرامی و درگیری میان زندانیان و ماموران شد.

منابع محلی ضمن انتشار ویدیوهایی از استقرار ده‌ها تن از ماموران نیروی انتظامی و یگان‌های ویژه در چهار راه زندان و عادل‌آباد و مناطق اطراف زندان عادل‌آباد از درگیری شدید در این زندان خبر دادند.

به گفته مقامات رسمی «هیچ‌گونه آسیبی به زندانیان و نیروهای حفاظتی و انتظامی و اقدام به فراری در پی این حادثه گزارش نشده است.»

 زندان سپیدار اهواز

موج اعتراضات در زندان‌ها در شامگاه دوشنبه ۱۱ فروردین ماه ۹۹ در حالی به زندان سپیدار اهواز رسید که پیشتر ابتلای چند نفر به کرونا در زندان‌های خوزستان گزارش شده بود.

در تصاویر و ویدیوهای منتشر شده از اعتراض در زندان سپیدار اهواز آتش‌سوزی در بخشی از این زندان از بیرون قابل مشاهده بود و صدای درگیری در داخل زندان و همچنین صدای شلیک گلوله شنیده‌ می‌شد.

یکى از کشته شدگان اعتراضات زندان سپیدار اهواز”محمد تامولى طرفى” ۲۵ ساله،فرزند لفته ، از اهالى شهر بستان بوده که در سال ۱۳۹۷ بازداشت شده است و در هنگام سپرى حکم ۷ ساله در زندان سپیدار اهواز توسط نیروهاى کشته شده است.

به گفته مقامات مسئول، وضعیت زندان پس از چند ساعت به حالت عادی برگشته  و هیچ فردی از زندانیان  موفق به فرار نشده است.

زندان شیبان اهواز

در حالی که گزارش‌ها حاکی از ابتلای دست‌کم سه زندانی به بیماری کرونا در زندان شیبان است سه‌شنبه ۱۲ فروردین‌ماه ۱۳۹۹ ویدیوهایی از حوالی زندان شیبان در اهواز منتشر شد که در آن تصاویر دود بر فراز محوطه این زندان دیده شده و همچنین صدای شلیک گلوله شنیده می‌شود.

گزارش‌ها حاکی از آن است که خانواده زندانیان در جاده شوشتر – اهواز تجمع کرده بودند ومأموران امنیتی با آن‌ها درگیر شده اند.فرمانده انتظامی استان خوزستان اعلام کرد شورش زندانیان مهار شده و آرامش به زندان بازگشته است.

زندان مرکزی یزد

صبح روز چهارشنبه ۱۳ فروردین ماه ۱۳۹۹ بیش از هزار زندانی در زندان مرکزی یزد به دلیل ترس از خطر شیوع ویروس کرونا در زندان و عدم اعطای مرخصی به زندانیان، همچنین اجباری بودن نماز و مراسمات مذهبی با تجمع در حیاط زندان دست به اعتراض زدند. در نتیجه حمله نیروهای گارد زندان به معترضان پنج زندانی مجروح شده‌اند.

 

 

۶ ماه حبس تعزیری، ۲۴۰ ضربه شلاق، تبعید و جریمه نقدی دست‌آورد معلمان ایران در سال۱۳۹۸

سال ۱۳۹۸ به باور بسیاری از مردم ایران، سال بسیار تلخی بود؛ سالی که با وقوع سیل در نقاط مختلف کشور آغاز شد و البته با شیوع گسترده ویروس «کرونا» به پایان رسید. در این سال بر معلمان ایران چه گذشت؟ معلمانی که از اسفند ۱۳۹۸ و شروع سال جدید به واسطه شیوع ویروس، با تعطیلی مدارس مواجه شدند و حالا باید از طریق دور کاری، تدریس به دانش‌آموزان خود را ادامه دهند. 

***

در سالی که گذشت، معلمان کماکان برای گرفتن مطالبات صنفی خود پافشاری کردند و با برگزاری تحصن و تجمع، اعتراض خود را به گوش مسوولان رساندند.

معلمان رسمی، حق‌التدریسی و خرید خدمت و هم‌چنین آموزگاران مدارس خارج از کشور از فروردین تا پایان اسفند ۱۳۹۸ با برگزاری ۳۱ تجمع اعتراضی، خواستار رسیدگی مقامات وزارت آموزش و پرورش و دولت به مطالبات صنفی خود شدند؛ مطالباتی که با پرداخت نشدن شش ماه حقوق به معلمان حق‌التدریسی در فروردین ماه آغاز و با اعتراض به سطح پایین حقوق معلمان در زمستان ختم شد.

جدول زیر مروری دارد بر ۳۱ مورد اعتراضات صنفی:

به دنبال طرح مطالبات صنفی و فعالیت‌های مدنی در سال گذشته، تعدادی از معلمان بازداشت شدند و  حکم گرفتند و برخی هم با اجرای احکام‌شان، به سایر فعالان صنفی محبوس در زندان پیوستند. تا پیش از آن، «محمد حبیبی»، «اسماعیل عبدی»، «محمود بهشتی لنگرودی»، «روح‌الله مردانی»، «محسن عمرانی» و «عبدالرضا قنبری»، از چهره‌های شاخصی بودند که در زندان دوران حبس خود را می‌گذراندند. ولی در سال ۱۳۹۸، بنا بر آماری که توسط «ایران‌وایر» جمع آوری شده است، حداقل ۴۸ معلم و فعال صنفی در این حوزه بازداشت و بازجویی شده‌اند و برایشان حکم دادگاه یا حکم هیات تخلفات اداری صادر شده است.

از میان این ۴۸ معلم، تعدادی تا لحظه انتشار این گزارش، در مجموع به ۹۷۶ ماه حبس تعزیری و تعلیقی، ۲۴۰ ضربه شلاق و ۱۱ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده و تعدادی نیز با پرونده‌های باز روبه‌رو هستند و هنوز حکمی دریافت نکرده‌اند.

آن چه در موضوع بازداشت معلمان و صدور حکم علیه آن‌ها موجب حیرت بود، این بود که به تعدادی از آن‌ها در استان‌های خوزستان و خراسان شمالی اتهام امدادرسانی به سیل‌زده‌ها‌ و زلزله‌زده‌ها وارد کرده بودند و به دلیل کمک به مردم نیازمند مناطق سیل‌زده یا زلزله‌زده، بازداشت یا با حکم زندان مواجه شده بودند.

جدول زیر مروری دارد بر احضار، بازداشت و احکام صادرشده‌ای که درطول ۱۲ ماه گذشته علیه فعالیت صنفی معلمان ایران صادر و البته رسانه‌ای شده است:

سال ۱۳۹۸ برای معلمان با دشواری‌های معیشتی فراوانی به پایان رسید. آن‌ها که منتظر اجرای طرح رتبه‌بندی معلمان برای افزایش حقوق‌شان بودند، با اجرای فصل دهم «قانون مدیریت خدمات کشوری» روبه‌رو شدند. همین مساله به حذف طرح رتبه‌بندی انجامید. معلمان با انتقاد از اجرای این قانون،  خواستار پایداری رتبه‌بندی و سایر مزایای مزدی خود شدند.

با اعلام اجرایی شدن فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری که منجر به افزایش ۵۰ درصدی مزایای مزدی کارکنان دولت در سال جدید می‌شود، مسوولان آموزش و پرورش ادعا کردند که حقوق و دریافتی معلمان به‌طور متوسط یک تا یک و نیم میلیون تومان افزایش یافته است.

این درحالی است که معلمان با پیوستن به کمپینی در فضای مجازی، اعلام کردند اجرای فصل دهم این قانون موجب حذف برخی مزایای مزدی، از جمله طرح رتبه‌بندی شده است. در واقع، با اجرایی شدن فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری، انتظار طولانی آن‌ها برای اجرای طرح رتبه‌بندی معلمان و وعده و وعیدهای مقامات وزارت آموزش و پرورش نتیجه عکس داد و رتبه‌بندی معلمان دوباره به بایگانی سپرده شد.

ویروس کرونا هم در این بین معلمان را رها نکرد. معلمان ایرانی که پیش از آغاز سال نو، با شیوع ویروس کرونا دست و پنجه نرم می‌کردند، با تعطیلی مدارس، به قرنطینه خانگی رفتند اما ۴۸ نفر از معلمان و فرهنگیان در سراسر کشور تا روز نهم فروردین ماه سال ۱۳۹۹ بر اثر بیماری کرونا جان خود را از دست دادند.

پنج زندانی امنیتی از زندان رجایی شهر کرج آزاد شدند

امروز چهارشنبه ۱۳ فروردین ۹۹، پنج زندانی امنیتی زندان رجایی شهر کرج به نام های یاسین رمضانی، رضا کامران، ایوب بدری، مختار باباجانی و جبار قادری از این زندان آزاد شدند. این آزادی‌های زودهنگام به مناسبت عید نوروز و تحت عنوان عفو به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و با توجه به بحران شیوع ویروس کرونا در کشور صورت گرفته است. زندانیان سیاسی که بیش از ۵ سال محکومیت دارند شامل این عفو نمی‌شوند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز چهارشنبه ۱۳ فروردین ماه ۹۹، پنج زندانی امنیتی زندان رجایی شهر کرج به نام های یاسین رمضانی، رضا کامران، ایوب بدری، مختار باباجانی و جبار قادری از این زندان آزاد شدند.

این زندانیان که همگی در سالن ۱۱ زندان رجایی شهر کرج محبوس بودند بیش از یک سوم دوران محکومیت ۵ ساله خود را در زندان سپری کرده اند.

چهار تن از این زندانیان به نام های یاسین رمضانی، ایوب بدری، مختار باباجانی و جبار قادریبه همراه تعدادی دیگر از زندانیان سنی مذهب زمستان سال ۹۷ پس از ماه ها بلاتکلیفی از زندان کرمانشاه به زندان رجایی شهر کرج تبعید شده بودند. از جزئیات پرونده رضا کامران تا لحظه تنظیم این گزارش اطلاع دقیقی در دست نیست.

آزادی زودهنگام این زندانیان به مناسبت عید نوروز و تحت عنوان عفو به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و با توجه به بحران شیوع ویروس کرونا در کشور صورت گرفته است. پیشتر رئیس قوه قضاییه طی نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، علاوه بر مناسبت فرا رسیدن عید نوروز با اشاره به بحران شیوع ویروس کرونا، خواهان اعطای «عفو» به بخشی از زندانیان کشور، شده بود که این درخواست با موافقت آقای خامنه ای اجابت شد. زندانیان سیاسی که بیش از ۵ سال محکومیت دارند شامل این عفو نمی‌شوند.

محمدرضا درویشی و رضا یاوری، دو درویش گنابادی نیز امروز چهارشنبه ۱۳ فروردین‌ماه از زندان شیبان اهواز آزاد شدند.

پیشتر نیز در تاریخ ۱ فروردین ۹۹ سردار عثمان بکر، رحمی تورگوت، سیروان محمودی وفا اسدی، محمد قنبردوست، میلاد احمدی و سیامک اشرفی و پس از آن سخاوت سلیمی، جواد خمیس آبادی، هادی کریمی، رسول هویدا، جعفر احمدی، مجید رشیدی، رضا رضایی، حسن شاهرضا، احمد ایرانی خواه، مصطفی رهسپار، رضا انتصاری، سینا انتصاری، امیر نوری، مهدی بختیاری، هادی شاهرضا، مرتضی کنگرلو، مهدی مهدیلو، مهدی کیوانلو، مهدی فاطمی نسب، محمود براکوهی، سعید دوراندی، مهدی ایزدپناه، مرتضی قادری، اردشیر عشایری، حسین قضاوی، بشیر ریاحی، مهدی مهدوی، علی نژاد صاحبی، سعید کریمایی، محمد کریمایی، مرتضی سهراب پور، امین سلیمانی، حسام معینی، شهرام مقدسی، مجید مرادی، میلاد کاکاوند، مجتبی بیرانوند، بهروز صادقی، بابک مرادی، کیانوش بیرانوند، سعید خموشی، حیدر تیموری، سعید سلطان پور، احسان ملک محمدی، محمد رضا درویشی، رضا یاوری، از دراویش گنابادی و بهروز زارع، زندانی سیاسی با شامل این عفو شدن از زندان آزاد شدند.

کشته و زخمی؛ گزارش تکمیلی از اعتراضات در زندان‌های اهواز

در پی اعتراضات اخیر در زندان‌های اهواز تعدادی از زندانیان با شلیک نیروهای امنیتی زخمی شده و جان خود را از دست داده‌اند. هرانا موفق به احراز هویت برخی از این افراد شده است. همچنین در جریان تجمع روز گذشته خانواده زندانیان زندان شیبان اهواز تعدادی از معترضان حاضر در تجمع با شلیک نیروهای امنیتی زخمی شده‌اند. طی روزهای گذشته نیز هرانا از درگیری‌های مشابهی در زندان‌های سپیدار اهواز، عادل آباد شیراز، سقز، الوند همدان، مهاباد، تبریز، پارسیلون خرم‌آباد و الیگودرز خبر داده بود. این بحران در پی افزایش نگرانی زندانیان در رابطه با شیوع ویروس کرونا و تاخیر در بررسی پرونده‌های زندانیان برای اعزام آنها به مرخصی، شکل گرفته است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در پی اعتراضات دو روز گذشته در زندان‌های سپیدار و شیبان اهواز که به دلیل عدم اعزام زندانیان به مرخصی در شرایط شیوع کرونا در کشور صورت گرفته بود، تعدادی از زندانیان در جریان اعتراضات زندان سپیدار اهواز کشته شده‌اند.

روز دوشنبه ۱۱ فروردین ماه شماری از زندانیان در زندان سپیدار اهواز به دلیل عدم اعزام به مرخصی در شرایط شیوع کرونا در کشور دست به اعتراض زده و برای مدتی کنترل افسرنگهبانی را به دست گرفته بودند. گفته می‌شود در پی آن تعدادی از زندانیان موفق به فرار از زندان شدند.

گفته می شود حداقل ۳ زندانی در پی تلاش نیروهای حفاظتی برای کنترل اوضاع در زندان سپیدار جان باختند، “محمد تامولى طرفى، ٢۵ ساله، فرزند لفته، از اهالى شهرستان بستان” یکی از کشته شدگان این اعتراضات در زندان است که توسط هرانا احراز هویت شده است.

وی در سال ۱۳۹۷ بازداشت و در حال سپری محکومیت ۷ ساله خود در زندان سپیدار اهواز بود. آقای تامولی روز دوشنبه ۱۱ فروردین ماه با شلیک نیروهای امنیتی زندان کشته شد.

هویت سایر کشته شدگان در زندان کماکان توسط هرانا در دست بررسی است.

این در حالی است که در تاریخ ۱۱ فروردین ماه سردار حیدر عباس زاده فرمانده نیروی انتظامی استان خوزستان ضمن رد آسیب به زندانیان درخصوص این اعتراض گفته بود: “آتش سوزی خسارتی به همراه نداشت و در این حادثه به هیچ یک از زندانیان آسیبی وارد نشد ضمن اینکه هیچ زندانی هم موفق به متواری شدن از زندان نشد”

همچنین در پی اعتراضات روز دوشنبه در زندان سپیدار اهواز، خانواده برخی از زندانیان محبوس در این زندان درحالی که نگران بستگان خود بودند، در مسیر جاده اهواز به شوشتر دست به تجمع زده بودند. گفته می‌شود نیروهاى امنیتى به طرف تجمع کنندگان گاز اشک‌آور پرتاب کرده و به گفته منابع محلی سه شهروند در این بین زخمى شده‌اند.

یکی از شهروندان در این تجمع به نام “عادل سوارى” با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی زخمی شده است. آقای سواری برای اطلاع از وضعیت پدر خود که در زندان شیبان اهواز محبوس است در این محل حاضر شده بود.

ویدئویی که در انتهای این گزارش می آید از وضعیت این شهروند، پس از حادثه است که به دست هرانا رسیده است.

دیروز سه شنبه ۱۲ فروردین ماه نیز شماری از زندانیان محبوس در زندان شیبان اهواز دست به اعتراض زده و با نیروهای گارد زندان درگیر شدند. هرانا مستنداتی دریافت کرده که نشان می‌دهد دود غلیظی از محل ساختمان زندان برخواسته و صدای تیراندازی نیز شنیده می‌شود. از سوی دیگر چندین آمبولانس از داخل زندان خارج شدند.

این اعتراضات در زندان‌های اهواز به دنبال درگیری‌های مشابهی در زندان‌های سپیدار اهواز، عادل آباد شیراز، سقز، الوند همدان، مهاباد، تبریز، پارسیلون خرم‌آباد و الیگودرز طی روزهای گذشته است.

شب یکشنبه ۱۰ فروردین ماه ۹۹ نیز، تعدادی از زندانیان زندان عادل آباد شیراز دست به اعتراض زده بودند. این اعتراض در مواجهه با گارد زندان به خشونت کشیده شده بود. در پی وقوع این درگیری، اطراف زندان عادل‌آباد با جو شدید امنیتی و حضور پر‌تعداد نیرو‌های گارد ویژه همراه بوده است. در همین خصوص حیدر آسیابی، دادستان عمومی و انقلاب شیراز مدعی شده بود: “این حادثه هیچ تلفات جانی نداشته و همان شب گذشته کنترل شد و هیچ زندانی موفق به فرار نشده است”.

روز شنبه ۹ فروردین نیز شماری از زندانیان محبوس در زندان الوند همدان دست به اعتراض زده بودند. بنا به برخی گزارش‌ها این اعتراض منجر به درگیری مسلحانه و فرار زندانیان در این زندان شده است؛ در این درگیری شماری از زندانیان معترض اقدام به آتش زدن پتو کرده و برخی از شنیدن صدای تیراندازی در اطراف این زندان خبر داده‌اند.

همچنین شب یکشنبه درگیری مشابهی در زندان مهاباد رخ داد و برخی از تیراندازی و کشته شدن یک تن از زندانیان خبر داده بودند. علی اکبر گروسی رییس کل دادگستری استان آذربایجان غربی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری میزان، ضمن رد بروز آسیب به زندانیان در این درگیری‌ها مدعی شد: ” هیچگونه مشکل یا نگرانی در زندان‌های استان آذربایجان غربی وجود ندارد و مشکل مختصری که بامداد شب گذشته در زندان مهاباد اتفاق افتاده بود با حضور موثر مسئولین استانی و یگان‌های انتظامی رفع شد”.

پیش از این نیز در شامگاه روز جمعه ۸ فروردین ماه ۱۳۹۹،در پی شیوع ویروس کرونا در کشور، زندانیان محبوس در زندان سقز با نیروهای کادر این زندان درگیر شده بودند که در جربان این درگیری حدود ۸۰ زندانی از زندان سقز گریختند.

در روز پنج‌شنبه ۷ فروردین‌ماه ۱۳۹۹، نیز هرانا از ایجاد درگیری در زندان تبریز خبر داده بود. این زندانیان در اعتراض به پذیرش زندانی جدید بدون طی دوره قرنطینه و تاخیر در بررسی پرونده‌های زندانیان و اعزام آنها به مرخصی علیرغم شیوع ویروس کرونا در کشور دست به اعتراض زده بودند. بر اساس مستندات هرانا، دود غلیظی از محل زندان برخواسته و صدای تیراندازی نیز شنیده شده بود.

همچنین پیشتر نیز در نخستین روز امسال حمید کشکولی، فرماندار الیگودرز گفته بود گه “زندانیان الیگودرز در یک اقدام خودسرانه و غیرقانونی اقدام به اعتراض در داخل زندان کرده بودند که نشر این خبر به بیرون از زندان موجب نگرانی برخی شهروندان شده بود.”

شورش در زندان الیگودرز یک روز پس از رویدادی مشابه در زندان پارسیلون خرم‌آباد رخ داد. در جریان این واقعه در آخرین روز سال ۹۸ درگیری میان زندانیان و زندانبانان زندان پارسیلون خرم‌آباد رخ داد. مقام‌های محلی و قضایی تایید کردند که ۲۳ نفر از زندانیان از زندان پارسیلون خرم ‌آباد گریخته‌اند. گفته شده هیچ یک از زندانیان متواری مرتکب جرایم “خطرناک” نشده و فرار زندانیان دست کم یک کشته و یک زخمی بر جای گذاشت. محمود ثمینی، معاون امنیتی استاندار لرستان گفته بود “در حین فرار یک نفر با تیراندازی مامورین کشته و یک نفر مجروح شد که به بیمارستان انتقال داده شد.”

لازم به ذکر است که این بحران در پی شیوع ویروس کرونا و عدم تمهیدات ویژه سازمان زندانها از جمله ضدعفونی کردن محیط زندان، اعطای مرخصی در بیشترین تعداد ممکن، اعطای بسته‌های بهداشتی از جمله ماسک و ژل‌های ضدعفونی کننده و همچنین انتقال زندانیان مشکوک به بیماری به قرنطینه، رخ داده است.

Corona Combatting Headquarters: Until further notice releasing of any newspaper and journal will be forbidden

On Sunday March 29th 2020, based on a decision by Corona virus Combating Headquarters, publication of any form of press such as newspapers and monthlies were forbidden during the time of fighting against corona virus. This decision in Iran is made while in another countries which are fighting against the disease there is not any sign of a decision like this.

According to the reportage of Human Rights in Iran- On Sunday March 29th 2020, following the pressure and suppression of Freedom of Speech and Ideology in Iran, after the decision by Corona virus Combating Headquarters, up to the end of fighting against this disease and the period of social distance i.e. quarantine, publishing any kind of press, magazines and newspapers was declared forbidden.

Based on this report: ” Upon this decision by governmental committee, in order to perform the regulation of social distance i. e. quarantine, up to the end of this period due to the necessity of the activities by journalists and the press staff, publishing any kind of papers and newspapers will be forbidden.”

This governmental committee asked the Publication Assembly Unit to utilize their potentiality on Social Medias.

After the reactions against the decision of governmental Headquarters to control corona virus, Abbas Abdi, the head of Journalists Association Unit in Tehran province, considered the prevention of paper publication up to the end of coronations crisis as a strike on publication foundation.

Moreover, in Telegram Channel of Journalists Association Unit quoted from Abdi, It was written: ” Also newspapers already had been weakened, however the continuity of this situation is another strike on publication foundation.”

“The paper press publishers are experiencing their minimum activities and if it is to be worsened, it is conspicuous what will happen.” Abbas Abdi added.

Abbas Abdi described the situation of social medias In Iran strictly lawless according to the rules of the authors’ copyright, and considered the forcing of publication press agents to write on social medias as an abuse and violation for the rights of writers, rapporteurs and news agencies and likewise putting disadvantages to them.

Also the head of Journalists Association Unit expressed that regarding to the untruthfulness of IRIB, in the absence of newspapers, the false unreal news about COVID-19 will be increased.

The decision by Corona virus Combating Headquarters was taken, reached and affirmed when the offered censuses, and the reports of the officials in Health Ministry had been encountered an ambiguity due to the nationwide infections to this pandemic slaughterer virus, based on the executions and announced figures by the authorities.

The suppression of publication agencies and media activists is a violation mentioned in Article 19 Universal Declaration of Human Rights, as well and in Article 19 International Covenant on Civil and Political Rights adopted on December 16th 1966 that emphasizes on individuals rights to express their thoughts and ideas regardless of boundary limitations.

تداوم بازداشت و بلاتکلیفی حافظ عبدالرشید ریگی، روحانی اهل سنت

حافظ عبدالرشید ریگی، روحانی اهل سنت که در مهرستان استان سیستان و بلوچستان از سوی نیروهای امنیتی بازداشت‌ شده‌بود همچنان در بازداشت و بلاتکلیفی به‌سر می‌برد.

به گزارش کمپین فعالین بلوچ، حافظ عبدالرشید ریگی، روحانی اهل سنت ساکن شهرستان مهرستان در استان سیستان و بلوچستان که روز پنجشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۹، از سوی نیروهای امنیتی اداره اطلاعات بازداشت و به شهر زاهدان منتقل شده‌بود همچنان در بازداشت و بلاتکلیفی به‌سر می‌برد.

طبق این گزارش با وجود تلاش خانواده آقای ریگی، از محل نگهداری و وضعیت این روحانی اهل سنت اطلاعی در دست نیست.

روز پنجشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۹، حافظ عبدالرشید ریگی، روحانی اهل سنت ساکن شهرستان مهرستان در استان سیستان و بلوچستان از سوی نیروهای امنیتی اداره اطلاعات بازداشت و به شهر زاهدان منتقل شده است.

علت بازداشت این روحانی، انتقاد از اعتقادات مسلمانان شیعه در خطبه نماز جمعه عنوان شده است.

حافظ عبدالرشید ریگی، روحانی اهل سنت و یکی از مدرسان مکتب علوم قرآنی در شهرستان مهرستان استان سیستان و بلوچستان است.

دو تن از دراویش گنابادی پیش از اتمام دوران حبس آزاد شدند

امروز چهارشنبه ۱۳ فروردین ماه ۱۳۹۹, رضا یاوری و محمدرضا درویشی, دو تن از دراویش گنابادی بازداشت شده در حادثه گلستان هفتم پاسداران محبوس در زندان شیبان اهواز, در پی اعطای عفو مشروط با توجه به بخشنامه اخیر قوه قضائیه از این زندان آزاد شدند. آزادی مشروط این دراویش گنابادی به این معنی است که در صورت تکرار جرم علاوه بر مجازات جرم اخیر باید باقی مانده مدت محکومیت حبس تعزیری که بواسطه عفو مشروط آزاد شدند را هم سپری کنند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, امروز چهارشنبه ۱۳ فروردین ماه ۱۳۹۹, محمدرضا درویشی و رضا یاوری, دو تن از دراویش گنابادی بازداشت شده در حادثه گلستان هفتم که در حال تحمل دوران محکومیتهای حبس تعزیری ۵ ساله خود در زندان شیبان اهواز بودند با اعطای عفو مشروط آزاد شدند. اعطای آزادی مشروط به این ۲ درویش گنابادی در حالی صورت گرفته که چنانچه زندانی پس از آزادی به جرمی مرتکب شود علاوه بر مجازات جرم اخیر باید باقی مانده مدت محکومیت حبس را که با آزادی مشروط آزاد شده سپری کند.

اعطای آزادی مشروط به این ۲درویش گنابادی بر مبنای بخشنامه اخیر قوه قضائیه برای آزادسازی زندانیان سیاسی و عقیدتی با محکومیت حبس تعزیری ۵ سال و یا کمتر بوده صورت گرفته است. در تاریخ ۲۷ اسفند ماه ۱۳۹۸, با توجه به شیوع ویروس کرونا در کشور و احتمال ابتلای بسیاری از زندانیان محبوس در زندانها در ابتلا به این ویروس و با توجه به سال نو و اعیاد مذهبی, علی خامنه ای در پاسخ به نامه ارسالی از سوی رئیس قوه قضائیه با اعطای عفو آزادی مشروط زندانیان محبوس در زندانهای کشور مورد تائید علی خامنه ای قرار گرفت. 

براساس قانون آزادی مشروط, چنانچه محکومیت حبس تعزیری متهم تا ۱۰سال باشد باید یک سوم مجموع حبس تعزیری خود را سپری کند اما چنانچه محکومیت حبس تعزیری متهم بالای ۱۰ سال باشد فرد زندانی باید نصف دوران محکومیت حبس خود را سپری کند و پس از آن با ارائه درخواست آزادی مشروط با نظر مسئولان زندانی فرد زندانی در آن بسر می برد و همچنین نظر دادستان پیرامون رد و یا تائید درخواست آزادی مشروط زندانی تصمیم گیری می شود.

محمدرضا درویشی, درویش گنابادی پس از بازداشت در جریان حادثه موسوم به گلستان هفتم در حالی که از حق دسترسی به وکیل و سایر حقوق زندانیان محروم بود پس از طی مراحل بازجوئی در روندی پر ابهام مورد تفهیم اتهام قرار گرفت و در مرداد ماه سال ۱۳۹۷ توسط دادگاه انقلاب تهران از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی”، “اخلال در نظم عمومی” و “تمرد در برابر امر پلیس” به تحمل ۷سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق، ۲ سال تبعید به شهرستان نهاوندان محکوم شده بود که این حکم پس از ارجاع به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا مورد تائید قرار گرفت. پس از اعمال ماده ۱۳۴ « تجمیع جرائم », این درویش گنابادی مجبور به تحمل ۵ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” شده بود.

همچنین , رضا یاوری, دیگر درویش گنابادی بازداشت شده در حادثه گلستان هفتم همانند سایر دراویش گنابادی بازداشت شده از زمان بازداشت از دسترسی به امکانات پزشکی برای درمان جراحات وارده بر وی در اثر ضرب و شتم از سوی ماموران امنیتی محروم مانده بود. این درویش گنابادی پس از طی مراحل بازجوئی در تاریخ ۲۳ خردادماه ۱۳۹۷توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضیابوالقاسم صلواتی”, مورد محاکمه قرار گرفت و به تحمل ۹سال حبس تعزیری, ۲ سال تبعید به تایباد و همچنین ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود. این حکم پس از ارجاع به دادگاه تجدید نظر استان تهران عینا مورد تائید قرار گرفت و پس از اعمال ماده ۱۳۴ « تجمیع جرائم », این درویش گنابادی مجبور به تحمل ۵ سال حبس تعزیری برای این درویش گنابادی لازم به اجرا شد

لازم به یادآوری است، از نیمه‌شب ۱۴ بهمن‌ماه سال ۱۳۹۶ حضور پر تعداد نیرو های امنیتی و انتظامی در اطراف منزل دکتر نور علی تابنده با واکنش منفی سایر دراویش مواجه شد، دراویش گنابادی در حمایت از قطب خود تجمعاتی اطراف منزل دکتر تابنده تشکیل دادند، این تجمعات با دخالت نیروهای انتظامی و لباس شخصی به خشونت کشیده شد و صدها تن زخمی و بازداشت شدند؛ این در حالی بود که پیش تر در شامگاه چهارشنبه ۴ بهمن‌ماه ۱۳۹۶ نیز ماموران امنیتی در اقدامی مشابه در همین مکان حضور یافتند که موجی از نگرانی‌ها در میان دراویش را رقم زده بود.

فشارها به دراویش در نظام جمهوری اسلامی عمدتا از شهر قم آغاز شد. قم مذهبی ترین شهر ایران است و با توجه به نزاع تاریخی صوفیه و اهل شریعت، فشار بر دراویش در این شهر سابقه طولانی دارد و به سال‌های قبل از انقلاب می‌رسد؛ اما در سال‌های اول دهه هشتاد خورشیدی با انتشار شماری از کتاب‌های ضد صوفی در قم که این سلسله را به ضد شیعی بودن متهم می‌کردند، رفته رفته جو سنگین‌تری علیه آنها شکل گرفت. تنش در مناسبات حکومت با دراویش نعمت‌اللهی با تخریب برخی از مکان‌های مذهبی‌شان و مخالفت حکومت با گردهمایی آنها به خصوص در قم وارد مرحله ای شد که یک دهه بعد در تهران به درگیری فیزیکی و خونریزی انجامید.

تفهیم دو اتهام در دوران بازداشت؛ روایت ضیا نبوی از بازداشت ۷ روزه

ضیا نبوی، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبائی و عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل که در تاریخ ۶ اسفندماه بازداشت و نهایتا در تاریخ ۱۲ اسفند با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود، روایتی از آنچه طی هفت روز بازداشت بر وی گذشته را بازگو کرده است. وی نوشته است که علیرغم حال نامناسب جسمانی طی دوره بازداشت، از بابت عناوین اتهامی «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» مورد تفهمیم قرار گرفته و از تماس با خانواده نیز محروم مانده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از انصاف نیوز، ضیا نبوی، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه علامه طباطبائی و عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل، طی رشته توییتی روایتی از آنچه طی هفت روز بازداشت بر وی گذشته را بازگو کرده است.

“۱- صبح سه‌شنبه ۹ اسفند بازداشت شدم. مامورین خود را از پلیس امنیت معرفی کردند اما کارشناسی که همراهشان بود بدون شک از اطلاعات سپاه بود.

۲- ماموران یکی از همسایه‌ها را وادار کرده بودند که زنگ آپارتمان را بزند و من چون از چشمی در فقط همسایه را دیدم اعتماد کرده و در را باز کردم.

۳- زمان بازداشت تب، ضعف و درد قفسه سینه داشتم. بعد بازداشت ابتدا به بیمارستان بقیه‌الله منتقل شدم و یک عکس از سینه و آزمایش خون از من گرفته شد. جواب دکتر نسبت به کرونا منفی بود.

۴- مامور همراهم اصرار داشت که به پزشک اسم واقعی خودم را نگویم که علیرغم اصرار و تهدیدش نپذیرفتم.

۵- بازداشتگاه جایی خارج از زندان اوین بود لذا بدون شک یکی از بازداشتگاههای امنیتی متداول یعنی ۲۰۹ یا ۲الف نبود. ظاهرا بازداشتگاه جدیدی بود متعلق به اطلاعات سپاه که در سالهای اخیر خارج از زندان اوین ساخته شده است. گرچه تا روز آخر بازداشت ضابط پرونده نگفت که دقیقا چه نهادی است.

۶- اولین چالشم با تیم بازداشت بر سر دادن رمز گوشی بود تا به محتویات آن دست بیابند. مامورین بارها تاکید کردند که اگر درین مورد همکاری نکنم خواهرم را بازداشت خواهند کرد. نپذیرفتم و تاکید کردم که هر گونه مزاحمتی برای خانواده سبب خواهد شد که در تمام مدت بازداشت کلامی سخن نگویم.

۷- جلسه اول بازجوئی عصر روز بازداشت بود. بدیهی بود که شرایط جسمی بازجوئی نداشتم و به این نکته اشاره کردم و حاضر به بازجویی دادن نشدم. امتناعم توهین و تهدید بازجو را در پی داشت و بدفعات مضامینی شبیه این را بکار برد که آدمم خواهد کرد و کاری می‌کند که برای بازجویی دادن التماس کنم.

۸- وقتی گفتم که باید با خانواده تماس بگیرم با جواب رد و توهین‌آمیز بازجو مواجه شدم. گفتم در صورتیکه اجازه تماس تلفنی با خانواده به من ندهد بازجوئی نخواهم داد و از آنجا که حس کردم تهدیدم را جدی نگرفته همین پیغام را از طریق نگهبان شب هم فرستادم. او نپذیرفت و من هم بازجویی ندادم.

۹- فردای بازداشت برای تفهیم اتهام به بازپرسی رفتم. دو سئوال در مورد ارتباط با «دانشجویان متحد» و همینطور توئیتهایم در دفاع از زندانیان سیاسی از من پرسیده شد. اتهامی که به من تفهیم شد «تبلیغ علیه نظام» و وثیقه تعیین شده صد میلیون تومان بود. این اتهام و مبلغ ۳ روز بعد تغییر کرد.

۱۰- حال جسمی‌ام در ایام بازداشت نامناسب بود. ضعف و لرز داشتم و علیرغم اصرار خودم و حتی دستور کتبی بازپرس، مسئولین بازداشتگاه از دادن جوراب و مایعات گرم به من سرباز زدند. داروهای تجویزی دکتر نیز فقط روز اول به من داده شد و تا دو روز بعد خبری از آن نبود و لذا از مصرفش منصرف شدم.

۱۱- جلسه دوم بازجویی فردای بازداشت بود. از همان ابتدا تاکید کردم که چون حق تماس تلفنی در روز قبل از من سلب شده لذا بازجویی نخواهم داد.کشمکشی با بازجو درگرفت و چون حاضر به نوشتن دلیل بازجویی ندادنم در برگه بازجویی نشدم مشتی حواله‌ام کرد. گرچه دقایقی بعد از بابت آن عذرخواهی کرد.

۱۲- جلسه سوم بازجویی در مکانی خارج از مجموعه اتاقهای بازجویی آغاز شد. از آنجا که سال ۸۸ خاطره بدی از بازجویی خارج از اتاق بازجویی داشتم همان ابتدا گفتم که هر نوع برخورد غیرمتعارفی را درین مکان رسانه‌ای خواهم کرد. آن جلسه نیز بازجویی ندادم و بازجو گفت دیگر کاری با من ندارد.

۱۳- شنبه ۱۰ اسفند دوباره به بازپرسی احضار شدم و این بار اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» نیز به من تفهیم شد. مبلغ وثیقه نیز به سیصد میلیون تومان افزایش یافت. مصادیق این اتهام که از پرسشهای بازپرس برمی‌آمد تجمعهای دانشگاه علامه و همینطور تجمع سردر دانشگاه پلی‌تکنیک بود.

۱۴-ابتدا قرار بود تا روز تامین وثیقه به زندان تهران بزرگ فرستاده شوم اما از آنجا که به دلیل شیوع کرونا آن زندان ورودی جدید نمی‌پذیرفت به اوین منتقل شدم. در بند قرنطینه با انواع زندانیان مواد، سرقت، زورگیری و .. که بعلت ورودی نپذیرفتن زندانهای دیگر همه در یک مکان جمع شده بودند.

۱۵- هنوز پرونده‌ام در مرحله بازپرسی است و در انتظار احضار بازپرس برای ارائه دفاع آخر هستم. این در حالی‌است که حتی یک خط بازجوئی در پرونده‌ام موجود نمی‌باشد و نمی‌دانم بازجویان پرونده طبق کدام مستندات پرونده‌ای این چنین را برایم تدارک دیده‌اند!
گرچه شاید اهمیتی هم نداشته باشد.”

در خصوص ضیا نبوی گفتنی است که وی روز سه شنبه ۶ اسفند ماه، با حکم شعبه چهارم بازپرسی دادسرای اوین، در منزل شخصی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و نهایتا در تاریخ ۱۲ اسفندماه، پس از یک هفته با تودیع قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

ضیا نبوی عضو تشکل شورای دفاع از حق تحصیل بود که در خرداد ۸۸ بازداشت و توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی پیرعباسی، به ۱۵ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ده سال حبس در تبعید تبدیل شد.

وی در مهر ماه ۸۹ به زندان کارون تبعید و اردیبهشت ۹۳ به زندان سمنان منتقل شد. آقای نبوی نهایتا در تاریخ ۲۵ بهمن‌ماه ۱۳۹۶و در آستانه نهمین سال حبس از زندان سمنان آزاد شد.

بحران کرونا و نامه شیراحمد شیرانی از زندان؛ با رویه فعلی بسیاری از زندانیان سیاسی پیش چشم جهانیان قربانی خواهند شد

شیراحمد شیرانی، زندانی سیاسی تبعیدی در زندان اردبیل در نامه‌ای سرگشاده درخصوص عدم اعطای مرخصی به زندانیان سیاسی و وجود خطر جانی برای آنان باتوجه به شیوع ویروس کرونا در کشور هشدار داده است. این زندانی سیاسی مخالفت با اعطای مرخصی به زندانیان سیاسی را یک تصمیم فراقانونی توصیف کرده است که جان زندانیان و جامعه را در معرض خطر قرار خواهد داد.

پس از شیوع گسترده ویروس کرونا و افزایش نگرانی ها از سرنوشت صدها هزار زندانی، رئیس قوه قضائیه طی دو بخشنامه در اسفندماه سال گذشته به هدف کنترل وضعیت بهداشتی زندانها شرایطی را برای اعزام به مرخصی زندانیان اعلام کرد که عمدتا شامل زندانیان مالی و همینطور زندانیان با محکومیت کمتر از ۵ سال می شد. این شرایط در مورد زندانیان سیاسی سختگیری مضاعفی دارد علاوه بر اینکه مسئولان قضایی یا سازمان زندانها در روند اداری مرخصی برخی زندانیان عقیدتی مانع تراشی های فراقانونی می کنند.

آقای شیرانی در بخشی از این نامه نوشته است: “تاکید می‌نمایم که اگر مسئولان عالی قضایی و امنیتی کشور اقدامی عاجل و فوری در جهت حفظ سلامت و جان زندانیان سیاسی و تسهیل شرایط اعطای مرخصی به آنان و مخصوصا زندانیان سیاسی حبس سنگین که تاکنون هرگز در طول مدت زندانشان به مرخصی نرفته‌اند، تدبیری اتخاذ نکنند بدون شک بسیاری از این زندانیان در نهایت مظلومیت و پیش چشم جهانیان قربانی خواهند شد و آن وقت تاریخ درباره عمدی بودن این فاجعه قضاوت خواهد کرد”.

متن کامل این نامه عینا در ادامه می‌آید:

“اینجانب زندانی سیاسی بلوچ که به ۲۲ سال تبعید و زندان در استان اردبیل محکوم شده‌ام، امسال یازدهمین سال است که در تبعید و زندان می‌باشم. حال باتوجه به شیوع گسترده ویروس مرگبار کرونا یا کووید ۱۹ که تمام مرزهای سیاسی و جغرافیایی جهان را شکسته و همه کشورها من جمله ایران را درگیر بحران و فاجعه انسانی کرده است. بطوری که قدرتهای بشری از مهار و کنترل آن عاجز مانده‌اند و تنها راه باقی مانده برای پیشگیری از ابتلا به این ویروس خطرناک به توصیه پزشکان و متخصصان جهانی دوری کردن از اماکن شلوغ و پرجمعیت است. اماکنی مانند زندان‌ها که فاقد امکانات بهداشتی و درمانی هستند و این ازدحام جمعیت خودش تهدیدی برای سلامت و جان زندانیان و سایر جامعه است و اگر مقامات و مسئولان کشور تصمیم و تدبیر منطقی و به موقع اتخاذ نکنند به فاجعه انسانی در زندان‌های کشور تبدیل خواهد شد. به همین جهت ما زندانیان سیاسی بند ۷ زندان مرکزی اردبیل برای در امان ماندن و پیشگیری از ابتلا به این ویروس خطرناک درخواست مرخصی نموده‌ایم کا تاکنون نتیجه آن به ما ابلاغ نشده است.

هرچند که در گذشته با درخواست مرخصی اینجانب و بسیاری از زندانیان سیاسی به بهانه های سیاسی و فراقانونی موافقت نشده است، اما در حال حاضر موضوع مرگ و زندگی ما در میان است. و ممکن است بخاطر سختگیری‌های موجود در امر مرخصی جان ما زندانیان به خطر بیافتد. از طرفی اینجانب و بسیاری از زندانیان سیاسی که حبس‌های طولانی مدت دارند و سالهاست در زندان هستیم و بیش از نیمی از حبسمان را در سخت ترین شرایط تبعید و زندان با هزاران کیلومتر دورتر از محل سکونت خانواده‌هایمان سپری نموده‌ایم. این در حالی است که نه اعدامی هستیم و نه شاکی خصوصی داریم که در این وضعیت بحرانی کرونا مانعی برای مرخصیمان باشد. حال در این وضعیت خطرناک و احتمال بسیار زیاد آلوده شدن زندان‌ها و زندانیان به ویروس کرونا واجب و لازم می‌دانم تا نگرانی خود و خانواده‌هایمان را به مقامات و مسئولان تصمیم‌گیرنده ارشد قضایی و امنیتی حاکمیت اعلام نموده و هشدار دهم اگر بیش از این تعلل بشود چه بسا همه زندانیان به این ویروس مرگبار مبتلا خواهند شد و آن وقت هیچ راه منطقی و عقلانی وجود نخواهد داشت. قضاوت ها بر عمدی بودن این فاجعه مسجل خواهد بود. چرا که ما زندانیان سیاسی مدام درخواست مرخصی کرده‌ایم و مسئولان قضایی و امنیتی نیز فرصت کافی دارند و اگر بخواهند می‌توانند با برداشتن موانع موجود و تسهیل فرآیند مرخصی به زندانیان از شیوع و ابتلا به این ویروس مرگبار پیشگیری نمایند.ضمن اینکه این یک مسئولیت انسانی، اجتماعی و اخلاقی برعهده آنان نیز هست.

حال باز هم تاکید می‌نمایم که اگر مسئولان عالی قضایی و امنیتی کشور اقدامی عاجل و فوری در جهت حفظ سلامت و جان زندانیان سیاسی و تسهیل شرایط اعطای مرخصی به آنان و مخصوصا زندانیان سیاسی حبس سنگین که تاکنون هرگز در طول مدت زندانشان به مرخصی نرفته‌اند، تدبیری اتخاذ نکنند بدون شک بسیاری از این زندانیان در نهایت مظلومیت و پیش چشم جهانیان قربانی خواهند شد و آن وقت تاریخ درباره عمدی بودن این فاجعه قضاوت خواهد کرد.

شیراحمد شیرانی/ ۱۳ فروردین ماه ۱۳۹۹ / زندان اردبیل”.

درخصوص نویسنده این نامه گفتنی است، شیراحمد شیرانی، ۳۵ ساله، فرزند چاکر، اهل زاهدان و ساکن تهران است. آقای شیرانی در تاریخ ۱۳ خرداد ۷۹ توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت و به مدت ۲ سال در سلول انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات مورد بازجویی و شکنجه قرار داشت. وی نهایتا در یک دادگاه پر ابهام به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق محاربه به تحمل ۲۲ سال حبس در تبعید محکوم شد.

این شهروند زندانی مردادماه سال گذشته در پرونده‌ای مشترک با محمدصابر ملک رئیسی، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام از درون زندان، توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب اردبیل به ریاست قاضی وحید مهدوی راد به یک سال حبس تعزیری دیگر محکوم شده بود.

Design a site like this with WordPress.com
Get started