محکومیت پوریا محمدی, شهروند ساکن سنندج به تحمل حبس تعزیری

امروز شنبه ۹ فروردین ماه ۱۳۹۹, شعبه ۱ دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی سعیدی با صدور دادنامه ای پوریا محمدی, مسئول بخش آموزش شاخه کردستان حزب وحدت ملی را به تحمل ۳ ماه ۰ ۱ روز حبس تعزیری محکوم کرد. این حکم در اواخر اسفند ماه سال ۱۳۹۸ به پوریا احمدی ابلاغ شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از شبکه حقوق بشر کردستان, روز شنبه ۱۷ اسفند ماه ۱۳۹۸, پوریا محمدی, فعال سیاسی و مسئول بخش آموزش شاخه کردستان حزب وحدت ملی توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب این شهرستان با اتهامات “اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور” و “عضویت در احزاب اپوزیسیون” و “تبلیغ علیه نظام” مورد محاکمه قرار گرفته بود در مجموع به تحمل ۳ ماه و ۱ روز حبس تعزیری محکوم شد. 

براساس دادنامه صادره توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب سنندج:” پوریا محمدی, پس از تبرئه از اتهامات “اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور” و “عضویت در احزاب اپوزیسیون”, فقط از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به تحمل ۳ ماه و ۱ روز حبس تعزیری محکوم شد و این حکم در اواخر اسفند ماه ۱۳۹۸ به وی ابلاغ شد”. 

لازم به ذکر است, پوریا محمدی, در تاریخ ۱ اسفند ماه ۱۳۹۷ توسط ماموران اطلاعات سپاه پاسداران در شهرستان سنندج بازداشت شد و پس از  تحمل ۱۵ روز بازجوئی و سلول انفرادی در بازداشتگاه این ارگان امنیتی   با تودیع وثیقه و بطور موقت از بازداشت آزاد شده بود.

محمدی, پس از آن و برای دومین بار در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ماه ۱۳۹۸, توسط ماموران اداره اطلاعات سنندج بازداشت شده بود و پس از ۱۰ روز بازجویی در بازداشتگاه اداره اطلاعات اسن شهرستان و تفهیم اتهام با تودیع قرار وثیقه ای به مبلغ ۳۰۰ میلیون تومان بطور موقت و تا اتمام مراحل دادرسی از بازداشت آزاد شد.

Milad Arsanjani, convicted to 7 years imprisonment

On Friday 28th of March 2020 the first branch of revolutionary court in Shahriyar are under the supervision of Judge Barjesteh has issued a sentence for Milad Arsanjani, one of the arrested people during November 2019 protests who has been detained in type five of second prison ward of the second saloon in great Tehran prison to do his time of 7 years imprisonment. This sentence has been delivered to Milad in February 2020.

According to the reportage of Human Rights In Iran- on Thursday, January 30th 2020, Milad Arsanjani, born in 1982, one of those arrested in mid November protest rallies, followed by a hearing in Branch 1, Revolutionary Court in Shahriar county, headed by the Judge ” Barjasteh”, was trialed on the charges with ” community and collusion against the System “, and ” insulting the leadership ” that was totally sentenced to serve 7 years in prison. The sentence was communicated to him on Tuesday, 4th 2020, in Greater Tehran Prison. If the conviction is approved by the Court of Appeals and based on Article 134 of Islamic Penal Codes (Crimes aggrgation), 5 years of discretionary imprisonment will be exerted for him on the charge of community and collusion.

This sentence was delivered to him on January 4, 2020, in Great Tehran Prison. In the condition that this sentence is approved in appeal in court and in accordance with article 134 of Islamic criminal code indicating to do the maximum punishment, he has to do his time for five years in prison for the crime of gathering and participating in illegal demonstrations.

According to a source to human rights in Iran, This sentence was delivered to him on January 4, 2020, in type five of the second prison ward Of the second saloon in great Tehran prison and this political prisoner has appealed and is waiting for the decision of the appeal court.

Milad Arsanjani was arrested during November protest in Iran and the explanation of accusation to him was helping a protester who had been shot in his leg by Sarallah troops of IRGC and hiding him so after he was under arrest he was transferred to the prison ward 2A Which is dedicated to national security prisoners and was transferred to the current place after his interrogation finished and was in solidarity for a long time.

محکومیت محمد داوری, فعال مدنی در مجموع به تحمل ۸ سال و ۶ ماه حبس تعزیری

امروز شنبه ۹ فروردین ماه ۱۳۹۹, شعبه ۱ دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی ساداتی که پیش از این محمد داوری,  اهل شهرستان دهدشت از توابع استان کهگیلویه و بویر احمد محبوس در زندان عادل آباد شیراز را در مجموع به تحمل ۸ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم کرد. این حکم روز جاری به محمد داوری ابلاغ شد. در تائید این حکم توسط دادگاه تجدیدنظر و اعمال ماده ۱۳۴ از قانون مجازات اسلامی موسوم به تجمیع جرائم ۷ سال و ۶ ماه از مجموع این حکم برای محمد داوری اجرا خواهد شد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, امروز شنبه ۹ فروردین ماه ۱۳۹۹, محمد داوری, فعال مدنی اهل شهرستان دهدشت از توابع استان کهگیلویه و بویر احمد محبوس در زندان عادل آباد شیراز که پیش از این توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی ساداتی از بابت اتهامات: “تبلیغ علیه نظام” و “عضویت در یکی از گروه‌های مخالف نظام”, مورد محاکمه قرار گرفته بود در مجموع به تحمل ۸ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. در صورت تائید این حکم توسط دادگاه تجدید نظر استان فارس و اعمال ماده ۱۳۴ از قانون مجازات اسلامی مجازات اشد از بابت اتهام “عضویت در یکی از گروه‌های مخالف نظام ۷ سال و ۶ ماه حبس تعزیری برای این فعال مدنی اجرائی خواهد شد. 

بنقل از یک منبع مطلع در گفتگو با گزارشگر حقوق بشر در ایران ضمن اعلام این خبر گفت: ” براساس دادنامه ای که امروز در به وکیل مدافع محمد داوری ابلاغ شد وی از بابت اتهام “عضویت در یکی از گروه‌های مخالف نظام به دلیل تکرار جرم به اشد مجازات به تحمل ۷ سال و ۶ ماه حبس تعزیری و همچنین از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام هم به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد”. 

لازم به ذکر است, جلسه دادرسی بر پرونده محمد داوری, فعال مدنی پیش از این و در  تاریخ۱۷ اسفند ماه ۱۳۹۸, توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی ساداتی برگزار شده بود. این فعال مدنی پس از بازداشت تا  در زندان عادل آباد شیراز بسر می برد. 

جلسه دادرسی بر پرونده محمد داوری, در حالی برگزار شده بود که حقوق بشر در ایران, در تاریخ ۲۳ بهمن ماه ۱۳۹۸, با انتشار گزارشی از تمدید قرار بازداشت وی بر ای سومین مرحله پی یا پی از زمان بازداشت خبر داده بود

محمد داوری, فعال مدنی اهل شهرستان دهدشت, در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۸, برای دومین بار از زمان بازداشت پس از اتمام مراحل بازجوئی به زندان عادل آباد شیراز منتقل شد. 

در تاریخ ۱۰ آذر ماه ۱۳۹۸؛ محمد داوری, فعال مدنی اهل شهرستان دهدشت و محبوس در زندان مرکزی یاسوج که پیش از این با توجه به اتمام مراحل بازجوئی از بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز به این زندان منتقل شده بود برای دومین بار به بازداشتگاه این ارگان امنیتی در شیراز منتقل شد.

پیش از این و در تاریخ ۱۱ آبان ماه ۱۳۹۸, “محمد داوری”, فعال مدنی ساکن شهرستان دهدشت که چندی پیش توسط ماموران امنیتی در شیراز بازداشت و به بازداشتگاه پلاک موسوم به پلاک ۱۰۰ متعلق به اداره اطلاعات این شهرستان منتقل شده بود و پس از طی مراحل بازجوئی به زندان مرکزی یاسوج منتقل شده بود. 

 “محمد داوری”, فعال مدنی اهل شهرستان دهدشت در تاریخ ۱۰ مهر ماه ۱۳۹۸, در حالی که در راه بازگشت به منزل خود در شیراز بود در میان راه توسط ماموران اداره اطلاعات شیراز بازداشت و به بازداشتگاه این ارگان امنیتی موسوم به پلاک ۱۰۰ منتقل شد و پس از بازداشت وی ماموران امنیتی با یورش به محل سکونت این فعال مدنی آنجا را مورد تفتیش قرار دادند و دست نوشته ها و کتابهای متعلق به وی و حتی خودروی شخصی وی را نیز توقیف کردند

محمد داوری، فعال مدنی, پیش از این و در تاریخ ۱۸ مرداد ماه ۱۳۹۷, توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت شده بود و  پس از طی مراحل بازجوئی و تکمیل پرونده جهت ارجاع به دادگاه در تاریخ  ۵ شهریورماه همان سال، با تودیع قرار وثیقه  ای به مبلغ۲۰۰ میلیون تومان از بند ۱ زندان مرکزی یاسوج آزاد شده بود

محمد داوری”, فعال مدنی در حالی با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود که پیش از آن گزارش‌هایی مبنی بر شکنجه این فعال مدنی در زندان به حقوق بشر در ایران ارسال شده بود. پیش از این نیز یک منبع نزدیک به محمد داوری در گفتگو با حقوق بشر در ایران گفته بود : محمد داوری، شامگاه دوشنبه ۲۹ مرداد بدلیل شکنجه جسمی و روحی دچار تشنج تنفسی و حالت تهوع شده، بطوری که خون بالا آورده است.

محمد داوری در تاریخ ۷ مهرماه ۱۳۹۷, در حالی که هیچ ابلاغیه ای مبنی بر شرکت در جلسه دادگاه به دستش نرسیده بود، به صورت غیابی و توسط شعبه ۱۰۵ دادگاه کیفری ۲ یاسوج از بابت اتهام “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی از طریق سامانه‌های رایانه‌ای” به ۵ ماه حبس تعزیری محکوم شد. 

این فعال مدنی,  در تاریخ ۸ اسفند ماه ۱۳۹۷با توجه به پیامک دریافتی از سوی واحد ابلاغ قوه قضائیه از صدور ابلاغ الکترونیکی توسط شعبه ۱ اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب یاسوج، مبنی بر احضار وی جهت تحمل دوران حبس مطلع شده بود.

محمد داوری پیش از این نیز ، در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۹۶ پس از احضار به دفتر اداره اطلاعات سپاه پاسداران توسط این نیروها به اتهاماقدام علیه امنیت ملی از طریق تشویش اذهان عمومیبازداشت و در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ پس از گذشت ۱۰ روز با قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی و قرار کفالت از زندان آزاد شد. در مردادماه سال گذشته از بابت این پرونده قرار منع تعقیب صادر شد.

محمد داوری، ۲۷ ساله، متولد شهرستان دهدشت از توابع استان چهارمحال و بختیاری، ساکن یاسوج، دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی است و پیش از این نیز در جریان اعتراضات سال ۱۳۹۶موسوم به اعتراضات دی ماه و پیش از آن نیز در زمان درگذشت هاشمی رفسنجانی به دلیل پایین کشیدن بنر وی از سطح شهر یاسوج بازداشت و پس از مدتی آزاد شده بود.

“ابراهیم رئیسی”, رئیس قوه قضائیه, در تاریخ ۱۲ آبان ماه ۱۳۹۸,  با حضور در جلسه شورای عالی حقوق بشر در جمهوری اسلامی که با حضور “علی شمخانی” و “غلامحسین محسنی اژه ای” دو تن دیگر از اعضای ارشد در قوه قضائیه و شورای عالی امنیتی ملی جمهوری اسلامی برگزار شده بود از حکومت جمهوری اسلامی با عنوان حکومتی یاد کرد که در ریشه و بطن ساختاری برابری کامل با اصول حقوق بشر دارد!

کیانوش بیرانوند از زندان تهران بزرگ آزاد شد

کیانوش بیرانوند، درویش گنابادی امروز شنبه ۹ فروردین‌ماه از زندان تهران بزرگ آزاد شد. این آزادی زودهنگام به مناسبت عید نوروز و تحت عنوان عفو به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و با توجه به بحران شیوع ویروس کرونا در کشور صورت گرفته است. زندانیان سیاسی که بیش از ۵ سال محکومیت دارند شامل این عفو نمی‌شوند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اکبر (کیانوش) بیرانوند، درویش گنابادی امروز شنبه ۹ فروردین ماه ۱۳۹۹ از زندان تهران بزرگ آزاد شد.

کیانوش بیرانوند پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۷ سال حبس تعزیری، ۲ سال تبعید به زهک سیستان و بلوچستان و ۲ سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم شده بود. از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس برای وی قابل اجرا بود.

وی پیشتر در جریان واقعه “گلستان هفتم” بازداشت شده بودند. گلستان هفتم به مجموعه وقایعی گفته می‌شود که از نیمه‌شب ۱۴ بهمن‌ماه سال ۹۶ با حضور پرتعداد نیروهای امنیتی و انتظامی در اطراف منزل دکتر نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی آغاز شد و در جریان آن صدها درویش بازداشت و سپس به احکام شلاق، حبس و اعدام محکوم شدند.

آزادی زودهنگام این زندانی به مناسبت عید نوروز و تحت عنوان عفو به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و با توجه به بحران شیوع ویروس کرونا در کشور صورت گرفته است. پیشتر رئیس قوه قضاییه طی نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، علاوه بر مناسبت فرا رسیدن عید نوروز با اشاره به بحران شیوع ویروس کرونا، خواهان اعطای «عفو» به بخشی از زندانیان کشور، شده بود که این درخواست با موافقت آقای خامنه ای اجابت شد. زندانیان سیاسی که بیش از ۵ سال محکومیت دارند شامل این عفو نمی‌شوند.

گفته می‌شود تعداد آزاد شدگان بیش از این تعداد است.

پیشتر نیز در تاریخ ۱ فروردین ۹۹ سردار عثمان بکر، رحمی تورگوت، سیروان محمودی وفا اسدی، محمد قنبردوست، میلاد احمدی و سیامک اشرفی و پس از آن سخاوت سلیمی، جواد خمیس آبادی، هادی کریمی، رسول هویدا، جعفر احمدی، مجید رشیدی، رضا رضایی، حسن شاهرضا، احمد ایرانی خواه، مصطفی رهسپار، رضا انتصاری، سینا انتصاری، هادی کریمی، امیر نوری، مهدی بختیاری، هادی شاهرضا، مرتضی کنگرلو، مهدی مهدیلو، مهدی کیوانلو، مهدی فاطمی نسب، محمود براکوهی، سعید دوراندی، مهدی کیوانلو، مرتضی قادری، اردشیر عشایری، حسین قضاوی، بشیر ریاحی، مهدی مهدوی، علی نژاد صاحبی، سعید کریمایی، محمد کریمایی، مرتضی سهراب پور، امین سلیمان، حسام معینی، شهرام مقدسی، مجید مرادی، میلاد کاکاوند، مجتبی بیرانوند، بهروز صادقی، بابک مرادی و کیانوش بیرانوند از دراویش گنابادی با شامل این عفو شدن از زندان آزاد شدند.

دلنوشته سهیل عربی, زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ

امروز شنبه ۹ فروردین ماه ۱۳۹۹, سهیل عربی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۳ زندان تهران بزرگ در دلنوشته ای با زبان استعاره و تمثیل به شرح مشکلات و سختیهای جاری بر زندانیان محبوس در این زندان پرداخت. این زندانی سیاسی که در حال تحمل دوران محکومیت حبس ۱۱ ساله خود می باشد از سال ۱۳۹۲ پس از بازداشت توسط ماموران قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران تا به امروز از حق مرخصی, درمان و سایر حقوق شهروندی زندانیان محروم بوده است. 

به گزارش حقوق بشر در ایران, امروز شنبه ۹ فروردین ماه ۱۳۹۹, سهیل عربی, زندانی سیاسی محبوس در تیپ ۲ زندان تهران در حالی که از حق درمان, حق دادرسی عادلانه, حق مرخصی و سایر حقوق شهروندی محروم و در تیپ ۳ زندان تهران بزرگ محبوس شده است با انتشار دلنوشته ای به شرح داشتان دخترک کبریت فروش با زبان تمثیل به شرح مشکلات و مشقتهایی که با آنها دست به گریبان است پرداخت. 

متن دلنوشته سهیل عربی که جهت انتشار در اختیار حقوق بشر در ایران قرار گرفته در ادامه می آید

“آخرین کبریتها

هوا سرد بود او سردتر و شاید سردترین شب در تمام زندگی اش. برف می بارید…

برفهای دانه درشت با سرعت روی زمین فرود می آمدند تا در آخرین شب سال همچون فرشی سفید روی زمین پهن شوند.

برفها چنان با سرعت می بارند که گمان می کنی موظف شده اند هرچه سریعتر این فرش سفید را گسترده تر و ضخیم تر سازند، انگار این فرش از ملزومات عید کریسمس است ولی او هیچ سهمی از این عید و جشن ندارد و حتی بیشتر از پیش درد و رنج را تحمل می کند. هربار به هنگام عید فقط بوی غذا به مشامش می رسد و حسرت خوردن یک خوراک خوب و کافی بیشتر آزارش می دهد. علاوه بر دیدن غذاهایی که حتی یکی از آنها را نمی تواند خریداری کند، فقط با دیدن آنها به حسرت و گرسنگی اش، افزوده می شود و بیشتر زجر می کشد، قلم پاهایش نیز او را آزار می دهد. زیرا آنگاه که دختر کوچک در سرما راه می رفت دمپایی های بزرگش از پاهایش درآمدند و هرچه تلاش کرد فقط یک لنگه از آنها را توانست پیدا کند.

گمان می کرد آن یک لنگه دمپایی زیر برفها مخفی شده باشد و به همین دلیل با دستهای ظریفش برفها را کنار زد، اما نه تنها دمپایی پیدا نشد بلکه دستهایش حالا بیشتر از پیش در سرما می لرزید و سرخ شده بودند. هیچ پولی نداشت و تنها دارایی اش مقداری کبریت بود که باید آنها را بفروشد و پول آن را به مردی بی رحم دهد. تنها حاصل فروختن کبریتها این بود تا از کتک خوردن در امان بماند و رضایت مرد بی رحم را جلب کند، تا چند ساعت از جای خواب استفاده کند و گاهی شاید تکه ای سیب زمینی پخته شده برایش پرت کند. امروز اما هیچ کس از او کبریت نخریده و بنابراین نمی تواند به محل سکونت بازگردد. تا همین حالا هم سرما، حسرت، گرسنگی و خستگی ذهن و روانش را آزرده و طاقت کتک خوردن از مرد بی رحم و غرولند او را بابت فروخته نشدن کبریتها و دست خالی به خانه برگشتن را ندارد. تمام حواسش متمرکز دستهای یخ زده اش می شود و به این نتیجه می رسد که با روشن کردن چند کبریت می تواند گرم شود.

حرارت کبریت ذهن او را برای لحظاتی از سرما و سختی دور می کند و اینگونه به عالم رویا سفر می کند. می بیند زیر درخت کریسمس نشسته و جلو شومینه پاهایش را دراز کرده تا گرم شود. مادر برای او خوراک گرم و خوشبو می آورد اما همین که می‌خواهد تکه ای از آن غذا را در دهان بگذارد کبریت خاموش می شود و دگر بار به خیابان سرد و دلگیر باز می گردد. کبریتی که کاملا در دستش سوخته را می بیند و کبریتهای سالم دیگر را، بی آنکه حتی به عواقب سوختن کبریتها بیندیشد فقط برای اینکه به عالم رویاها بازگردد کبریت دیگری روشن می کند. چند لحظه بودن در اتاقی گرم با غذاهایی خوشبو و متنوع محصول سوختن دومین کبریت است. اما اینبار نیز پیش از اینکه بتواند پشت میز بنشیند و کمی از غذا بخورد کبریت خاموش می شود و از دنیای رویاهایش به واقعیت کابوس باز می گردد. سومین کبریت را روشن می کند و به کنار درخت کریسمس باز می گردد. چند لحظه با حسرت به درخت خیره می شود اما همین که می خواهد درخت را لمس کند کبریت خاموش می شود و به خیابان سرد باز می گردد. به آسمان نگاه می کند به ستاره دنباله داری که رفت و فقط دنباله آن در آسمان ماند. دختر کوچولو به یاد گفته مادر بزرگش افتاد. اینکه اگر ستاره دنباله داری بیفتد یعنی روحی از تن یک انسان خارج می شود و به آسمان پرواز می کند. مادر بزرگش که حالا مرده بود را به یاد آورد. مادر بزرگ که همیشه با مهربانی سعی می کرد جای خالی مادر را برایش پر کند. دخترک کبریت دیگری را روشن کرد و در نور آن مادر بزرگ مهربانش را دید. می‌خواست او را در آغوش بگیرد اما کبریت خاموش می شد. فریاد میزد مادربزرگ مرا هم باخودت ببر، با عجله کبریتها را روشن کرد زیرا می دانست اگر کبریتها خاموش شود مادربزرگ هم می رود. همانطور که اجاق گرم، غذا و درخت کریسمس رفتند. کبریتها روشن شدند. مادربزرگ، دختر کوچولوی کبریت فروش را در آغوش گرفت و با لذت و شادی پرواز کردند، به جایی که دیگر کسی او را به خاطر فروش نرفتن کبریتها و پول به خانه نبردن کتک نمی زند. به جایی که دیگر از سرما یخ نمی زند.

صبح روز بعد مردم دختر کوچولو را پیدا کردند در حالی که در سرما یخ زده بود و اطراف او پر از کبریتهای سوخته بود. همه گمان می کردند او سعی کرده با کبریتها خود را گرم کند و هیچ کس نمی دانست او چه رویای دلنشینی را دیده و در آغاز سال جدید با چه لذتی نزد مادربزرگش رفته است. سالها از پرواز دخترک کبریت فروش گذشته اما هنوز انسانهایی هستند که سرنوشتی شبیه به او دارند. مثل پدری که او را گروگان گرفته اند تا مردم را از اندیشیدن، آزادی خواهی، عدالت جویی و برابری طلبی بترسانند و آن نیز در شرایطی مشابه با دخترک کبریت فروش به سر می برد با چند تفاوت. نخست اینکه دخترک کبریت فروش دست کم چند ساعت در روز را آزاد بوده و از شر شکنجه های مرد بی رحم در امان، اما پدر سالهاست در مخوف ترین شکنجه گاه و محبس ها در بند بوده و حبس و شکنجه را تحمل کرده و هشت سال نو را با حسرت در آغوش گرفتن دخترکش در زندان بوده است.

دخترک کبریت فروش برای سفر به عالم رویاهایش کبریتها را می سوزاند و پدر محبوس اعضای تنش را. او با کاهش سطح گلوکز قند خون به کمای قندی می رفت. حالتی که برای او شبیه به رهایی بود، دقیقا حسی شبیه به لحظاتی که کبریت دخترک روشن می شد و می توانست محبوبش را ببیند. او نیز وقتی به کما می رود می‌تواند برای لحظاتی هم که شده از محیط عذاب آور زندان فاصله بگیرد، هیچ نشنود و هیچ نبیند مگر دخترکش را.

در جهان رویاهایش دخترش را در آغوش می گیرد و یک دل سیر باهم صحبت می کنند، اینجا خبری از صحنه هایی که مدام می گویند وقت ملاقات تمام شده و باید هرچه زودتر از هم جدا شوید نیست. کما او را به گذشته می برد. به لحظاتی که پس از سه شیفت کار به خانه باز گشته و می دید دخترش بیدار مانده تا با هم بازی کنند. دخترک با شادمانی بالا و پایین می پرید و شعرهایی که در مهد کودک یاد گرفته بود را با اشتیاق برای پدرش می خواند و پدر خستگی ساعتها کار و نداشتن در آمدی کافی برای تامین نیازهای خانواده اش را از یاد می برد. با دخترش هم صدا می شد و شعر می خواند. بعد او را در آغوش می گرفت و می بوسید، موهایش را شانه میزد و برایش قصه می گفت، آنگاه که دخترش می خوابید ساعتها به او خیره می شد، از دیدن نفس کشیدنش و غلت خوردنش هنگام خواب نیز لذت می برد و همین باعث می شد که فردا با انگیزه و انرژی بیشتری کار کند. پارک رفتن، خرید ، تمرین دوچرخه سواری، راهنمایی دخترش به هنگام انجام تکلیفهای مهد کودک و تکلیف زبان و شعرهای انگلیسی، تماشای کارتون و تمام کارهایی که باهم انجام می دادند را در این حالت مرور می کرد و دیگر حتی به صدای زندانبانها که او را تهدید می کنند اعتصاب غذا جرم است و عواقب دارد را نیز نمی شنود. فقط می خواهد در این حالت بماند و حتی در رویاها هم که شده دخترش را ببیند و هرچه از آغاز اعتصاب می گذرد سطح هوشیاری اش کمتر می شود و به لحظه موعود نزدیکتر می شود. وقتی کاملا بیهوش می شود و هیچ کس و هیچ چیزی را جز دخترش نمی بیند. حالا دختر چهارساله هفت سال بزرگتر شده و تقریبا هم قد پدر. سختیها باعث شده بزرگتر از سنش، به نظر برسد. از ته دل نمی خندد. زیاد فکر می کند و خیلی کم سخن می گوید. اکنون او نیز ناهمواریهای جهان را می بیند. تبعیض، بی عدالتی، سرکوب، خفقان، ضعیف کشی و بیداد، ظلم و فساد را می بیند و به پدر می گوید کار خوبی کردی که جنگیدی، ای کاش همه مبارزه می کردند و زودتر از این وضعیت خلاص می شدیم، دلم برای زندگی تنگ است… 
همه چیز سیاه می شود و دیگر صدای دخترش را نمی شنود و او را نمی بیند. بدنش از درون می سوزد تا صدای زبان، گلو، مری، معده و تمام اعضای گوارشی اش را می شنود که با التماس می گوید چند قطره آب… فقط چند قطره آب بنوش اما او مصمم به رفتن شده است و گمان می کند با آتش زدن تمام کبریتها می‌تواند پرواز کند و کنار دخترش باشد. شاید در آسمانها شاید، در عالمی دیگر…

                                      سهیل عربی/ ۲۸ فروردین ۱۳۹۹/ تیپ ۳ زندان تهران بزرگ”

 

در توضیحاتی پیرامون نویسنده این دلنوشته لازم به توضیح است؛ سهیل عربی, علیرغم تائید پزشکان متخصص مبنی بر ابتلا به بیماری هیدروسل « جمع شدگی آب در بیضه » که در پی ضربه وارده از سوی بازجوی قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران به بیضه اش به این بیماری مبتلا شد رنج می برد و از دسترسی به خدمات پزشکی و و انجام عمل جراحی برای درمان این بیماری محروم مانده است. این زندانی سیاسی از تاریخ ۲۶ اسفند ماه سال گذشته در اعتراض به محرومیت از حق درمان و سایر حقوق زندانیان دست به اعتصاب غذا زده بود و در تاریخ ۷ فروردین ماه ۱۳۹۹, در پی وعده مسئولان زندان تهران بزای پیگیری خواسته وی که حق درمان بیماری اش می باشد به اعتصاب غذای خود پایان داد. 

سهیل عربی در تاریخ ۱ بهمن ماه ۱۳۹۸,  بدون هماهنگی قبلی و با فریب انتقال وی به اندرزگاه ۸ به اندرزگاه ۴ زندان اوین از این زندان به زندان تهران بزرگ منتقل شد. انتقال سهیل عربی به زندان تهران بزرگ در حالی صورت گرفت که وی جهت شرکت در جلسه بازپرسی به دادسرای امنیت تهران احضار شده بود و این زندانی سیاسی از حضور در این جلسه امتناع کرده بود. 

در تاریخ ۱۹ آبان ماه ۱۳۹۸, “سهیل عربی”, پس از انتقال با چشم بند, دستبند و پابند به بند امنیتی ۲۰۹ وزارت اطلاعات مستقر در زندان اوین از بابت ۲ اتهام جدیدتوهین به رهبریواجتماع و تبانی از طریق تحریک زندانیان سیاسی به اعتصاب غذاتحت بازجوئی توام با تهدید قرار گرفته بود

این عکاس و شهروند خبرنگار زندانی، در آبان ماه ۱۳۹۶ برنده جایزه شهروند خبرنگار ۲۰۱۷ گزارشگران بدون مرز شده بود. 

آزادی ۷ تن از زندانیان سیاسی محبوس در زندان نقده پیش از اتمام دوران حبس تعزیری

روز جمعه ۸ فروردین ماه ۱۳۹۹, در راستای اعطای عفو مشروط به زندانیان سیاسی و عقیدتی عبدالقادر محمدپور، عزت محمودی، محمد ابراهیمی، ادریس کسروی، کمال عبداللهی، اسعد محمودی و امیر سید طاهری, هفت تن از زندانیان سیاسی محبوس در زندان نقده پیش از اتمام دوران محکومیت حبس خود آزاد شدند. اعطای آزادی مشروط به این شهروندان به این معنی است که در صورت تکرار جرم علاوه بر مجازات جرم اخیر باید باقی مانده مدت محکومیت حبس تعزیری که بواسطه عفو مشروط آزاد شدند را هم سپری کنند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان, روز جمعه ۸ فروردین ماه ۱۳۹۹, عبدالقادر محمدپور، عزت محمودی، محمد ابراهیمی، ادریس کسروی، کمال عبداللهی، اسعد محمودی و امیر سید طاهری, هفت تن از زندانیان سیاسی محبوس در زندان شهرستان نقده که در حال سپری کردن دوران محکومیت حبس تعزیری خود بودند با عطای عفو مشروط و آزادسازی زندانیان سیاسی و در راستای بخشنامه اخیر قوه قضائیه آزاد شدند. بر طبق قانون آزادی مشروط چنانچه زندانی پس از آزادی به جرمی مرتکب شود علاوه بر مجازات جرم اخیر باید باقی مانده مدت محکومیت حبس را که با آزادی مشروط آزاد شده سپری کند.

اعطای آزادی مشروط به این ۴ زندانی سیاسی بر مبنای بخشنامه اخیر قوه قضائیه برای آزادسازی زندانیان سیاسی و عقیدتی با محکومیت حبس تعزیری ۵ سال و یا کمتر بوده صورت گرفته است. در تاریخ ۲۷ اسفند ماه ۱۳۹۸, با توجه به شیوع ویروس کرونا در کشور و احتمال ابتلای بسیاری از زندانیان محبوس در زندانها در ابتلا به این ویروس و با توجه به سال نو و اعیاد مذهبی, علی خامنه ای در پاسخ به نامه ارسالی از سوی رئیس قوه قضائیه با اعطای عفو آزادی مشروط زندانیان محبوس در زندانهای کشور مورد تائید علی خامنه ای قرار گرفت. 

براساس قانون آزادی مشروط, چنانچه محکومیت حبس تعزیری متهم تا ۱۰ باشد باید یک سوم مجموع حبس تعزیری خود را سپری کند اما چنانچه محکومیت حبس تعزیری متهم بالای ۱۰ سال باشد فرد زندانی باید نصف دوران محکومیت حبس خود را سپری کند و پس از آن با ارائه درخواست آزادی مشروط با نظر مسئولان زندانی فرد زندانی در آن بسر می برد و همچنین نظر دادستان پیرامون رد و یا تائید درخواست آزادی مشروط زندانی تصمیم گیری می شود.

محمد ابراهیمی, ۵۲ ساله, فرزند احمد از اهالی روستای کهنه لاجان شهرستان پیرانشهر در تاریخ ۱۳دی ماه سال ۱۳۹۶, توسط ماموران اطلاعات سپاه پاسداران در این شهرستان بازداشت شده بود و پس از اتمام مراحل بازجوئی و تکمیل پرونده در بهمن ماه همان سال به زندان نقده منتقل شده بود.

ابراهیمی, پس از تحمل ۱سال بلاتکلیفی در زندان نقده در سال ۱۳۹۷ توسط شعبه ١٠٢ دادگاه کیفری ٢ این شهرستان از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی علیه نظام” و “اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در احزاب کرد مخالف نظام” مورد محاکمه قرار گرفته بود و به تحمل ۱۵ سال حبس محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴ از قانون مجازات اسلامی مدت ۳ سال و ۶ماه حبس تعزیری برای وی اجرائی شده بود. 

همچنین از این افراد، عبدالقادر محمدپور, پس از بازداشت در سال ۱۳۹۸, از سوی نیروهای امنیتی و طی مراحل بازجوئی و بازپرسی و تفهیم اتهام  با آغاز مراحل دادرسی از بابت “همکاری با یکی از احزاب کرد مخالف نظام” مورد محاکمه قرار گرفت و به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

اسعد محمودی نیز روز ۱۹ آذر ۱۳۹۷, بازداشت شده بود و پس از اتمام بازجویی و تکمیل پرونده جهت ارجاع به دادگاه بطور موقت و با تودیع قرار وثیقه از بازداشت آزاد شده بود. وی در اواخر سال ۱۳۹۸, با آغاز مراحل دادرسی توسط دادگاه انقلاب به تحمل به سه ماه حبس محکوم شده و جهت اجرای حکم بازداشت و به زندان نقده منتقل شد.

شهروند دیگر به نام عزت محمودی روز یکشنبه ۱۹اسفند ماه ۱۳۹۷ از سوی نیروهای سپاه پاسداران در پیرانشهر بازداشت و پس از اتمام بازجوییها موقتا آزاد شد. او سال ۱۳۹۸ به اتهام “همکاری با یکی از احزاب کرد مخالف نظام” به یک سال حبس تعزیری محکوم شده و جهت تحمل حبس بازداشت به زندان نقده منتقل شد.

ادریس کسروی, در تاریخ ۱۴ خردادماه ۱۳۹۸ در منزل شخصی خود در پی یورش ماموران اداره اطلاعات پیرانشهر بازداشت و به بازداشتگاه این ارگان امنیتی منتقل شد. وی نهایتا پس از اتمام مراحل بازجوئی,  قبل از صدور حکم به زندان نقده منتقل شده بود و در حال حاضر در این زندان تحمل می کند. 

ادریس کسروی در شهریور ۱۳۹۸ از سوی شعبە‌ ١٠٢ دادگاه کیفری ۲ شهرستان پیرانشهر بە ٧ سال حبس تعزیری محکوم شد.

براساس دادنامه صادره از سوی شعبه دادگاه کیفری ۲ شهرستان پیرانشهر، ادریس کسروی از بابت اتهام “همکاری با یکی از احزاب کرد مخالف نظام” بە تحمل ۵ سال حبس تعزیری و همچنین از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیە نظام” بە ۱ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “عبور غیرمجاز از مرز” هم به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ هم کمال عبداللهی در شهر پیرانشهر بازداشت و پس از ۳ ماه از بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به بند ۳-۴ عمومی زندان مرکزی ارومیه منتقل شده بود.

وی در اواخر دی ماه ۱۳۹۷ در دادگاه انقلاب ارومیه از بابت اتهامجاسوسی برای آمریکامحاکمه و به ۷ سال حبس تعزیری محکوم شده بود و در تاریخ ۳۰ دی‌ماه همان سال حکم صادره در زندان ارومیه به وی ابلاغ شد. نهایتا او پس از ابلاغ حکم، جهت ادامه حبس به زندان نقده منتقل شده بود.

شهروند دیگر به نام امیر سیدطاهری نیز در سال ۱۳۹۵ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود و پس از تفهیم اتهام از بابت اتهاماتمرتبط با احزاب کرد مخالف نظامبه تحمل ۵ سال و ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.

عقب‌نشینی مقام‌های ایران؛ ستاد ملی کرونا وجود ویروس در ایران از اوایل بهمن‌ را تایید کرد

چند هفته پس از انتشار گزارش‌های رسانه‌ای مبنی بر احتمال پنهان‌کاری مقام‌های ایران درباره اطلاع از  زمان ورود کرونا به این کشور، یک مقام رسمی ستاد ملی مقابله با کرونا تایید کرده که این ویروس از اوایل بهمن‌ماه در ایران «چرخش» داشته است.

علی‌اکبر حق‌دوست، رییس کمیته اپیدمیولوژی ستاد ملی مقابله با کرونا، روز شنبه ۹ فروردین‌ماه در یک نشست خبری گفت: «ویروس کرونا از اوایل بهمن به صورت خزنده و بی‌علامت در ایران چرخش داشته و گر چه با تاخیر تشخیص داده شده، اما مداخلات بعدی ایران از بسیاری از کشورها بهتر بوده است.»

او اضافه کرد که موارد نخست این بیماری «علائم اختصاصی» نداشته‌اند و به همین علت شناسایی آن در اوایل بهمن‌ماه صورت نگرفت.

حق‌دوست با تاکید بر جدی بودن بحران کرونا گفت: «همه مسئولان سلامت و غیرسلامت اکنون متوجه شدند داستان کرونا با آنفولانزا فرق دارد و بسیار جدی است.»

این اظهارات در حالی صورت می‌گیرد که پیشتر باوجود گزارش‌های رسانه‌‌ای درباره زمان ورود این بیماری به ایران، مقام‌های ارشد دولت و وزارت بهداشت هرگونه «پنهان‌کاری» درباره آن را رد کرده بودند.

ایران اینترنشنال روز دوم فروردین گزارش داد به اسنادی دست یافته که نشان می‌دهد مقام‌های حکومت ایران از اوایل بهمن ماه از ورود این بیماری به کشور خبر داشته‌اند و کمیته پدافند غیرعامل در وزارت بهداشت، روز پنجم بهمن ماه ۹۸، برای پیگیری سفارش خرید کیت کرونا تشکیل جلسه داده و در این جلسه از بیماری کووید۱۹ با عنوان «‌طغیان کرونا، ویروس جدید» یاد شده است.

پیش از آن در ۲۲ اسفندماه محمد مولایی،‌ پزشکی که در پی فوت برادرش به اطلاع‌رسانی درباره شیوع کرونا در ایران پرداخت،‌ طی گفت‌وگو با کانال تلگرام امتداد اعلام کرد که با وجود اصرار او برای انجام تست کرونا کادر بیمارستان با اظهار عدم وجود تست، از انجام آن خودداری می‌کردند.

این عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران گفته بود که پیش از برادرش نیز تعدادی افراد جان خود را با نشانه‌های کرونا از دست دادند و نهادهای حاکمیتی در آغاز «در صدد انکار این بیماری بودند».

با این حال حسن روحانی، رییس‌جمهوری،‌ روز ۲۸ اسفندماه ضمن رد پنهان‌کاری اشاره کرد که «ما در ۳۰ بهمن متوجه شدیم که کرونا به ایران آمده است».

پس از آن حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر پیشین بهداشت در دولت روحانی، در صفحه اینستاگرام خود نوشت که از «اوایل دی و اواخر آذر ماه ۹۸» هشدارهای خود را در خصوص شیوع این ویروس در ایران به مقام‌های ارشد از جمله رییس‌جمهور منتقل کرده بود.

اکنون تایید ورود این بیماری به ایران پیش از زمان اعلامی دولت، از سوی یکی از مقام‌های ستاد ملی کرونا صورت می‌گیرد. اعضای این ستاد منصوب مقام‌های ارشد کابینه و وزارت بهداشت بوده و به صورت روزانه جلساتی با  حضور مقام‌های ارشد سیاسی و نظامی کشور از جمله رییس‌جمهوری و فرماندهان نظامی برگزار می‌کنند.

 

اوج بعدی بیماری در شهرهای جنوبی و غربی

رییس  کمیته اپیدمیولوژی ستاد ملی مقابله با کرونا در بخش دیگری از اظهارات روز شنبه خود درباره زمان پایان این اپیدمی گفت که این بیماری تا آخر تابستان و همچنین تابستان‌های آینده در ایران خواهد بود.

او همچنین با اشاره به سطح پایین اپیدمی این بیماری در شهرهای جنوبی و غربی، آن‌ها را نقاط مورد انتظار برای «پیک بعدی» این بیماری دانست.

حق‌دوست هشدار داد تهران هنوز به اوج بیماری نرسیده‌ است اما اظهار امیدواری کرد که موج نخست این بیماری تا تابستان سپری شود.

او اضافه کرد که در صورت عدم تاثیر منفی سفرهای نوروزی به نظر می‌رسد در اردیبهشت‌ به «کنترل نسبی» این بیماری برسیم.

این مقام ستاد ملی کرونا همچنین با امکان کاذب بودن نتیجه تست‌های کرونا گفت: «اگر تست بگیریم اما قبل و بعد معلوم نباشد چه کاری انجام می‌دهیم فایده ندارد.»

او اشاره کرد که «ابزارهای واکسن و دارو و درمان را نداریم و تنها مسیر کنترل،‌ تغییر رفتار و سبک زندگی است.»

این عضو ستاد ملی مقابله با کرونا همچنین گفت با توجه به شرایط فعلی نمی‌توان زمان دقیقی برای بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها اعلام کرد.

رشید ناصرزاده به ۶ سال حبس محکوم شد

رشید ناصرزاده، شهروند ساکن شهرستان اشنویه توسط دادگاه کیفری این شهرستان، به تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد.

به نقل از موکریان، رشید ناصرزاده، خبرنگار و فعال محیط زیست توسط شعبه ١٠١ دادگاه کیفری ٢ شهرستان اشنویە، بە تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد.

بر اساس این حکم که روز پنجشنبه ۷ فروردین ماه ۱۳۹۹ ابلاغ شده است، رشید ناصرزاده از بابت اتهام “اجماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیە امنیت کشور” به تحمل ۵ سال حبس و از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به تحمل ١ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

در صورت تایید حکم به استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد، یعنی ۵ سال حبس از بابت اتهام “اجماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیە امنیت کشور” در خصوص وی قابل اجرا خواهد بود.

همچنین در این گزارش آمده است که وی از اتهام “جاسوسی برای گروهای مخالف نظام” تبرئه شده است.

لازم به یادآوری است که رشید ناصر زاده، پیشتر در تاریخ ١٢ آذر ٩٨، در هنگام بازگشت از عراق، در جاده‌ی پیرانشهر – اشنویه توسط نیروهای اداره اطلاعات شهرستان اشنویه بازداشت و در نهایت پس از ۴۵ روز در تاریخ ٢۶ دی ماه با تودیع وثیقه ٢٠٠ میلیون تومانی به صورت موقت آزاد شده بود.

شورش و فرار ۸۰ زندانی از زندان مرکزی سقز در پی خطر ویروس کرونا

عصر روز جمعه حدود۸۰ تن از زندانیان محبوس در زندان مرکزی سقز در استان کردستان دست به شورش زده و از این زندان فرار کردند.

به گفته منابع آگاه، عصر روز جمعه هشتم فروردین ۱۳۹۹، زندانیان محبوس در زندان سقز در اعتراض به شرایط نامناسب زندان پس از شیوع ویروس کرونا و عدم اعطای مرخصی دست به شورش زده و فرار کرده‌اند.

ویدئو کوتاهی از لحظه فرار شماری از زندانیان در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است، که گفته می‌شود مربوط به فرار زندانیان محبوس در زندان مرکزی سقز است.

زندان مرکزی سقز دارای هشت بند است و گفته شده است زندانیان متواری از شش بندی هستند که زندانیان با جرائم عادی در آنها نگهداری می‌شوند.

تا کنون گزارش‌های درباره شیوع ویروس کرونا و ابتلا و فوت زندانیان در زندان‌های کشور منتشر شده است که نگرانی زندانیان و خانواده آنان را درپی داشته است.

این چهارمین شورش گزارش شده از زندان های کشور پس از شیوع ویروس کرونا است.در روزهای اخیر گزارش‌هایی از شورش در زندان‌های مرکزی تبریز، الیگودرز و فشافویه  نیز در اعتراض به شیوع ویروس کرونا و عدم اعطای مرخصی به زندانیان منتشر شده‌بود.

محمد جباری، دادستان انقلاب و عمومی مرکز استان کردستان در این رابطه گفته است: تعدادی از این زندانیان فراری شناسایی شدند و تیم‌هایی برای دستگیری آنها اعزام شده است.

بابک مرادی از زندان خرم آباد آزاد شد

بابک مرادی، درویش گنابادی امروز شنبه ۹ فروردین‌ماه از زندان پارسیلون خرم آباد آزاد شد. این آزادی زودهنگام به مناسبت عید نوروز و تحت عنوان عفو به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و با توجه به بحران شیوع ویروس کرونا در کشور صورت گرفته است. زندانیان سیاسی که بیش از ۵ سال محکومیت دارند شامل این عفو نمی‌شوند.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز شنبه ۹ فروردین‌ماه ۱۳۹۹، بابک مرادی، درویش گنابادی از زندان پارسیلون خرم آباد آزاد شد.

در زمان آزادی از آقای مرادی تعهد گرفته شده تا پس از اتمام تعطیلات نوروز راهی تبعید شود.

بابک مرادی پیشتر توسط دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۷ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق، ۲ سال تبعید، ۲ سال محرومیت اجتماعی و رسانه‌ای و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده بود. از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس برای وی قابل اجرا بود.

وی پیشتر در جریان واقعه “گلستان هفتم” بازداشت شده بودند. گلستان هفتم به مجموعه وقایعی گفته می‌شود که از نیمه‌شب ۱۴ بهمن‌ماه سال ۹۶ با حضور پرتعداد نیروهای امنیتی و انتظامی در اطراف منزل دکتر نورعلی تابنده، قطب دراویش گنابادی آغاز شد و در جریان آن صدها درویش بازداشت و سپس به احکام شلاق، حبس و اعدام محکوم شدند.

آزادی زودهنگام این زندانیان به مناسبت عید نوروز و تحت عنوان عفو به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز و با توجه به بحران شیوع ویروس کرونا در کشور صورت گرفته است. پیشتر رئیس قوه قضاییه طی نامه ای خطاب به آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، علاوه بر مناسبت فرا رسیدن عید نوروز با اشاره به بحران شیوع ویروس کرونا، خواهان اعطای «عفو» به بخشی از زندانیان کشور، شده بود که این درخواست با موافقت آقای خامنه ای اجابت شد. زندانیان سیاسی که بیش از ۵ سال محکومیت دارند شامل این عفو نمی‌شوند.

گفته می‌شود تعداد آزاد شدگان بیش از این تعداد است.

پیشتر نیز در تاریخ ۱ فروردین ۹۹ سردار عثمان بکر، رحمی تورگوت، سیروان محمودی وفا اسدی، محمد قنبردوست، میلاد احمدی و سیامک اشرفی و پس از آن سخاوت سلیمی، جواد خمیس آبادی، هادی کریمی، رسول هویدا، جعفر احمدی، مجید رشیدی، رضا رضایی، حسن شاهرضا، احمد ایرانی خواه، مصطفی رهسپار، رضا انتصاری، سینا انتصاری، هادی کریمی، امیر نوری، مهدی بختیاری، هادی شاهرضا، مرتضی کنگرلو، مهدی مهدیلو، مهدی کیوانلو، مهدی فاطمی نسب، محمود براکوهی، سعید دوراندی، مهدی کیوانلو، مرتضی قادری، اردشیر عشایری، حسین قضاوی، بشیر ریاحی، مهدی مهدوی، علی نژاد صاحبی، سعید کریمایی، محمد کریمایی، مرتضی سهراب پور، امین سلیمان، حسام معینی، شهرام مقدسی، مجید مرادی، میلاد کاکاوند، مجتبی بیرانوند، بهروز صادقی و بابک مرادی از دراویش گنابادی با شامل این عفو شدن از زندان آزاد شدند.
Design a site like this with WordPress.com
Get started