سهند معالی به زندان برگشت

سهند معالی، کنشگر مدنی ترک که پیشتر به مرخصی اعزام شده بود، با پایان مرخصی به زندان سراب بازگشت.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، سهند معالی، کنشگر مدنی ترک ساکن سراب شامگاه روز گذشته ۲ مهر ماه ۹۹ با پایان ایام مرخصی به زندان این شهرستان بازگشت.

معالی ۳ شهریور امسال به خاطر شیوع ویروس کرونا در زندان های ایران با تودیع قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان سراب به مرخصی اعزام شده بود.

این کنشگر ترک دوره حبس یکساله خود در زندان سراب است.

ادامه نگهداری آقای معالی در زندان در حالی است که این این کشنگر مدنی دارای دو پرونده اتهامی با عناوین مشابه تبلیغ علیه نظام است و با اتمام دوره محکومیت در تاریخ ۹۸/۱۰/۲۵ با شرط اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مبنی بر ادغام و تجمیع پرونده آزاد شده بود، اما مسئولین قضایی ذی ربط با تخلف آشکار وی را در تاریخ ۹۹/۴/۱۰ دوباره بازداشت کرده و به ایشان اعلام داشته اند پرونده وی تجمیع نشده است.

تعیین زمان دادگاه رسیدگی به اتهامات ۲۶ شهروند بهایی در دادگاه انقلاب شیراز

دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات پریسا روحی زادگان، اسماعیل روستا، بهاره نوروزی، بهنام عزیزپور، ثمره آشنایی، رامین شیروانی، رضوان یزدانی، سروش ایقانی صغادی، سعید حسنی، شادی صادق اقدم، شمیم اخلاقی، صهبا فرح بخش، صهبا مصلحی، عهدیه عنایتی، فربد شادمان، فرزاد شادمان، لالا صالحی، مژگان غلام پور سعدی، مرجان غلام پور، مریم اسلامی مهدی آبادی، مهیار سفیدی میاندوآب، نبیل تهذیب، نسیم کاشانی نژاد، نوشین زنهاری، ورقا کاویانی و یکتا فهندژ سعدی ۲۶ تن از شهروندان بهایی ساکن شیراز، پس از رفع ایرادات در دادسرا، در تاریخ ۱۴ مهرماه امسال در شعبه یک دادگاه انقلاب شیراز برگزار خواهد شد. جلسه نخست دادگاه این شهروندان در تاریخ ۲۶ خرداد امسال در همین شعبه برگزار شد. در جریان این جلسه وکلای متهمان ایراداتی را در پرونده به قاضی گوشزد کردند و نهایتا قاضی گفته بود پرونده باید برای بررسی بیشتر مجددا به دادسرا برگردد.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۲۶ تن از شهروندان بهایی ساکن شیراز پس از رفع ایرادات در دادسرا تعیین وقت شد.

بر این اساس جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات پریسا روحی زادگان، اسماعیل روستا، بهاره نوروزی، بهنام عزیزپور، ثمره آشنایی، رامین شیروانی، رضوان یزدانی، سروش ایقانی صغادی، سعید حسنی، شادی صادق اقدم، شمیم اخلاقی، صهبا فرح بخش، صهبا مصلحی، عهدیه عنایتی، فربد شادمان، فرزاد شادمان، لالا صالحی، مژگان غلام پور سعدی، مرجان غلام پور، مریم اسلامی مهدی آبادی، مهیار سفیدی میاندوآب، نبیل تهذیب، نسیم کاشانی نژاد، نوشین زنهاری، ورقا کاویانی و یکتا فهندژ سعدی در تاریخ ۱۴ مهرماه امسال در شعبه ۱ دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی سیدمحمود ساداتی برگزار خواهد شد.

اتهامات مطروحه علیه این شهروندان “تبلیغ علیه نظام و به نفع گروه های معاند نظام، اداره کردن گروه های معاند نظام، عضویت در گروه های مذکور و فعالیت تبلیغی و همکاری با دول متخاصم و ارتباط با دول متخاصم جمهوری اسلامی و استکبار جهانی از طریق پیاده کردن برنامه‌های آنان در قالب تشکیلات بهاییت در ایران” عنوان شده است.

نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان پیشتر در تاریخ ۲۶ خرداد ۹۹ در شعبه ۱ دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی سیدمحمود ساداتی برگزار شد. در جریان این جلسه وکلای متهمان ایراداتی را در پرونده به قاضی گوشزد کردند. نهایتا قاضی گفته بود پرونده باید برای بررسی بیشتر مجددا به دادسرا برگردد.

مرجان و مژگان غلامپور، فربد و فرزاد شادمان و پریسا روحی زادگان، شمیم اخلاقی و همسرش صهبا فرحبخش، صهبا مصلحی و همسرش عهدیه عنایتی، مهیار سفیدی و همسرش شادی اقدم و ورقا کاویانی، سروش ایقانی و مریم اسلامی، بهاره نوروزی در سال ۹۵ توسط نیروهای امنیتی در شیراز بازداشت و مدتی بعد با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شدند.

در تاریخ ۱۹ خرداد امسال بانی دوگال، نماینده ارشد جامعه جهانی بهایی در سازمان ملل با انتشار بیانیه‌ای نسبت به افزایش فشار بر پیروان این آیین در ایران ابراز نگرانی کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: “در بحبوحه شیوع روزافزون بیماری همه‌گیر، مقامات ایرانی بر اذیت و آزار بهائیان افزوده‌اند و در هفته‌های اخیر حداقل ٧١ نفر را در اطراف کشور هدف قرار داده‌اند. چندین گزارش از تهدیدهای جدید به «ریشه‌کن» نمودن جامعه در شیراز، در کنار شمار بی‌سابقه‌ای از احکام جدید زندان، تجدید حبس افراد و کمپین نفرت‌پراکنی در رسانه‌ها موجب نگرانی برای این اقلیت مذهبی کشور که مدت‌ها مورد اذیت و آزار بوده گردیده است. در جلسه دادگاه گروهی از بهائیان در شیراز، یک مقام قضایی تهدید کرد که بهائیان شهر را «ریشه‌کن» خواهد نمود. دادگاه، این بهائیان را به یک تا ١٣ سال زندان محکوم کرد. در هفته‌های اخیر، ۴٠ بهائی در شیراز که پرونده‌هایشان ماه‌ها معلق مانده بود به دادگاه احضار شده‌اند. این تعداد احضار بهاییان به دادگاه در یک شهر در سال‌های اخیر بی‌سابقه بوده است”

شهروندان بهایی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهایی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهاییان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.

Security forces arrested Abdollah Sadoughi, national civil activist residing in Tabriz

Thursday, September 24, 2020 /Tabriz security forces raided the private residence of Abdollah (Gountai) Sadoughi and ransacked his home, arresting this national civil activist living in this city.

According to Human Rights in Iran, following the raid of 15 agents of the Tabriz security forces on the private residence of Abdollah (Gountai) Sadoughi on Wednesday, September 23, 2020, and the ransack of his home and confiscating his personal belongings, this national civil activist residing in this city, the capital of East Azerbaijan, northwestern Iran, was arrested and transferred to the detention center of Tabriz Intelligence Department for interrogation and being briefed on his allegation.

“We live in the neighborhood of Mr. Abdollah Sadoughi. Yesterday, Wednesday, September 23rd (2020), 15 plainclothes agents raided the home of this Azerbaijani writer and activist, searched the home, confiscated several books, manuscripts, a computer case and two mobile phones, arrested and relocated him to the detection center of Tabriz Intelligence Department,” said a credible source speaking to the reporter of Human Rights in Iran.

Between 16 to 25 percent of Iran’s population are Turkic-speaking, most of whom live in the provinces of East and West Azerbaijan, Ardabil and Zanjan. Some of these citizens consider the government’s treatment of Turkish-speaking citizens to be discriminatory and consider the ban on teaching non-Persian languages in schools to be one of the most prominent forms of discrimination, which has always been protested by some civil society activists in these areas.

The suppression of civil activists violates the international human rights instruments, Article 19 of the Universal Declaration of Human Rights (UDHR), and Article 19 of International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR) adopted on December 16, 1966, which emphasize the individuals’ rights to release their thoughts and opinions regardless of boundary restrictions.

Also enjoying the right to a fair trial by an impartial tribunal in the presence of a jury and by preserving the right of the accused to appoint his or her lawyer in a trial, is one of the issues accentuated in international instrument of human rights, including Article 10 of the Universal Declaration of Human Rights (UDHR) and Article 14 the International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR), adopted on December 16, 1966.

Article 5 of the Criminal Procedure Code stipulates that the accused shall be informed of the charges and provided access to a lawyer as soon as possible. Other defensive rights are mentioned in law, but extrajudicial actions taken by the security services violate the laws that they themselves drafted and claim to be enforced.

بیانیه مادران پارک لاله؛ جلوی جنایت های حکومت را بگیریم، جان زندانیان سیاسی در خطر است!

مادران پارک لاله، با انتشار بیانیه ای خواستار لغو احکام اعدام زندانیان سیاسی و عادی و همچنین آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی شدند.

مادران پارک لاله، در این بیانیه ضمن محکوم کردن جان باختن نادر مختاری با ضربات باتوم ماموران امنیتی در بازداشتگاه کهریزک و اعدام نوید افکاری از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری مرداد ماه ۱۳۹۷، نگرانی خود را از اجرای حکم اعدام حیدر قربانی و ۴ زندانی عرب اهوازی ابراز کردند.

آنها همچنین مقامات حکومت ایران را مسئول جان و سلامتی نسرین ستوده و دیگر زندانیان سیاسی در حال اعتصاب غذا دانسته و خواستار لغو احکام اعدام زندانیان سیاسی و عادی و آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی شدند.

متن کامل بیانیه مادران پارک لاله با عنوان «جلوی جنایت های حکومت را بگیریم، جان زندانیان سیاسی در خطر است!» به  شرح ذیل است:

«شاید بتوان گفت که این روزها، سرنوشت ساز ترین روزهای مبارزات تاریخی مردم ایران علیه حکومت فاسد و جابر و جنایت کار اسلامی ایران است. از سویی حکومت راه نفس را بر تمام شریان های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی جامعه بسته است و کمر مردم را زیر باز فقر، تبعیض و نابرابری‌های اجتماعی، بیماری اپیدمیک و نبود امکانات حمایتی دولتی خم کرده و با گسترش فساد، اعتیاد و تبعیض در جامعه، مردم را به سمت خودکشی و زن کشی سوق داده است، از سویی دیگر سرکوب و قساوت را به حد نهایت رسانده تا شاید بتواند جلوی اعتراض ها، اعتصاب ها، ایجاد تشکل های مستقل و مردمی و اتحاد و مبارزه برای رهایی از بیدادگری حاکم را سد کند.

با این وجود، زنان و مردان شجاعی هستند که بدون ترس از عواقب مبارزات شان در برابر این حکومت جنایت کار و فاسد ایستاده‌اند و صدای اعتراض شان را هر روز بلند و بلندتر می‌کنند و می‌رود که چون سیلی جوشان و خروشان به راه افتند و تمامی بنیان‌های این حکومت ستم کار را زیر و رو کنند. زنان و مردان مقاوم و شجاعی که در مبارزه با تبعیض و بی‌عدالتی و جنایت های این حکومت آرام و قرار ندارند و از جان مایه می‌گذارند تا حقوق انسانی خود و دیگران را طلب کنند. حکومت نیز آن‌ها را به بند می‌کشد و به شرم آورترین شکل ممکن زیر ضرب قرار می‌دهد و انواع شکنجه های وحشیانه را بر روی آن ها و خانواده‌های شان اعمال می کند تا مقاومت آن‌ها را در هم شکند یا تسلیم خواسته های پلید نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و بازجو و قاضی شوند و در حقیقت علیه خود و آرمان های خود گواهی دروغ  دهند.

حکومت سال هاست که با انواع و اقسام وسایل سرکوب و شکنجه سعی کرده است که مردم آگاه و مبارز را یا در خفا سر به نیست کند یا به سکوت بکشاند، یا با تطمیع برخی فعالان را علیه خود و دیگری به میدان بیاورد یا اگر موفق نشد برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه، آشکارا “گردنی را برای طناب دارشان بیابد”. همان کاری که در تازه ترین نمونه از جنایت های بی شمارشان مرتکب شدند و جوانی برومند و شجاع به نام نوید افکاری را با توجیه اعترافات اجباری که زیر شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی از او گرفتند، با عجله و بدون شفاف سازی و پاسخ‌گویی به خانواده و مردم به دار آویختند و در خفا به خاک سپردند. با این خیال که این جنایت را نیز چون جنایت های دهه ی شصت می‌توانند تا ابد انکار کنند و زیر پرده ی ابهام و بدون پاسخ‌گویی بر آن سرپوش بگذارند و جامعه را به سکوت بکشانند. جنایت کاران غافل اند که همین خانواده‌های زخم خورده و دادخواه، روزی نه چندان دور با هم متحد خواهند شد و با همراهی مردم مبارز و آزادی خواه، دادخواهی را به سرانجام خواهند رساند.

در همین روزها سایت کلمه وابسته به اصلاح طلبان خبر داد که جوانی از معترضان آبان ۹۸ به نام «نادر مختاری» که به علت ضربات باتوم چند ماه در کما بوده، در «بازداشت گاه سروش ۱۱۱» در زندان کهریزک در جنوب تهران کشته شده است، زندانی که قرار بود پس از جنایت های سال ۸۸ تعطیل شود. از سوی دیگر قوه قضاییه ایران که رئیس آن ابراهیم رییسی، جزو جنایت کاران بزرگ است با تأیید مرگ نادر مختاری در زندان، ارتباط او را با اعتراضات آبان رد کرده است. در این میان ما مردم هنوز نمی‌دانیم که چه بلایی بر سر نادر مختاری و دیگر معترضانی که در طی این سال‌ها بازداشت شده‌اند و در زندان های رسمی و غیر رسمی سراسر کشور زیر انواع و اقسام شکنجه های وحشیانه هستند، یا آن‌هایی که با وثیقه های سنگین به ظاهر آزادند، ولی گردن شان زیر تیغ گیوتین حکومت درگیر است، در چه شرایط اسف باری بسر می برند.

در این شرایط وحشتناک، حکومت از سویی باسرکوب شدید اعتراضات و اعتصاب های مداوممردم جان به لب رسیده و صدور احکام اعدام وصدور احکام سنگین زندان و شکنجه هایوحشیانه در زندان ها، می‌خواهد جلوی حرکتپیش رونده ی مردم را بگیرد و هم‌اکنون حیدرقربانی و چهار زندانی عرب اهوازی و تعدادیدیگر در خطر اجرای احکام اعدام هستند، ازسوی دیگر زندانیان را آن‌چنان زیر فشار طاقتفرسا قرار می‌دهند که گاه ناچار می‌شوند برایبدیهی ترین حق و خواسته، زندگی‌شان را به داو بگذارند و وارد اعتصاب غذا شوند. در طیاین سال‌ها نمونه‌های بسیاری از زندانیان سیاسی بوده‌اند که با اعتصاب غذا، جان یاسلامتی شان را از دست داده‌ اند.

هم‌اکنون نیز تعدادی از زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا هستند و خبری از وضعیت آن‌ها نداریم و به شدت نگران سلامتی شان هستیم. نسرین ستوده حقوق دادن، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر یکی از آن هاست. او در مجموع به ۳۸ سال زندان با ۱۴۸ ضربه شلاق برای ۲ پرونده باز محکوم شده است. وی از آخرین بازداشت در ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ در منزل شخصی‌اش در تهران، تاکنون زندانی بوده و از تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۹۹، در اعتراض به برخوردهای فراقانونی و بی‌اعتنایی متولیان امر به حق آزادی مشروط زندانیان، اعتصاب غذا کرده است. این سومین اعتصاب غذای طولانی مدت اوست.

این زن مبارز و خستگی ناپذیر نیز هم‌اکنون با وضعیتی نگران کننده و وخیم در بخش سی سی یو بیمارستان طالقانی تهران بستری است و هیچ اطلاعی از او داده نمی‌شود. او  نیز چون بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی در اعتراض به بی عدالتی و تبعیض بارها بازداشت شده، ولی قاطعانه و شجاعانه بر راهی که به درستی آن ایمان دارد، ایستاده است. رضا خندان همسر نسرین ستوده گفته است: «او در بدترین شرایط ممکن در سی‌سی‌یو بستری است. شدیدترین و غیرانسانی‌ترین شرایط را برای او به کار بسته‌اند تا کسی نتواند با او تماس بگیرد و تحت فشارهای روحی تسلیم خواسته‌های شان شود. یکی از بدترین افرادشان را مسئول تیم امنیتی کرده‌اند و به ما به عنوان خانواده‌ی بیمار اجازه ورود و نظارت به پروسه درمان داده نمی‌شود. از مشاهده نتایج آزمایشات جلوگیری می‌کنند. تهدید به بازداشت و توهین توسط سرپرست تیم عملیات می‌شویم.».

این شرایط طاقت فرسا و تحمیلی از طرف حکومت و ایستادگی ها و مقاومت‌ زندانیان سیاسی مخصوص امروز و دیروز نیست، ولی از سویی خوشحال ایم که در این سال‌ها با وجود ابزارهای مختلف رسانه ای، صدای زندانیانی چون نسرین ستوده لحظه به لحظه در ایران و جهان پخش و شنیده می‌شود و به اشکال مختلف از مبارزات او قدردانی می‌کنند، ولی از سویی دیگر به شدت نگرانیم که مقاومت های  کم نظیر و جانانه ی دیگر زندانیان سیاسی که سال هاست بر آرمان‌های خود برای آزادی و عدالت و برابری ایستاده اند، نادیده گرفته شده یا کم‌رنگ می شود. زندانیان گمنامی که در بدترین شرایط در زندان ها در حبس و زیر شکنجه های وحشیانه حکومت ایستاده‌اند ولی کسی را ندارند که صدای آن ها را به این سوی دیوار زندان ها برساند. در همین روزها صبا کرد افشاری با محکومیت ۲۴ سال حبس دچار بیماری شده و او را به بیمارستان طالقانی بردند و دوباره به زندان باز گرداندند و به شدت نگران سلامتی او هستیم. باز صدای امثال صبا شنیده می شود، ولی صدها یا شاید هزاران زندانی سیاسی دیگر داریم که از حال و روزشان بی خبریم. بخصوص زندانیان سیاسی که در شهرستان‌ها محبوس اند. زندانیانی چون زینب جلالیان، زندانی سیاسی کرد که از آذر سال ۱۳۸۶ با بالاترین محکومیت زندان، یعنی «حبس ابد» بدون مرخصی در زندان است و زیر انواع و اقسام شکنجه های جسمی و روحی قرار دارد تا مقاومت او را بشکنند و به شدت نگران سلامتی‌ او و دیگر زندانیان هستیم.

در این میانه کمترین وظیفه ما پی جویی و پیگیری وضع این زندانیان و پشتیبانی از آن‌ها با انعکاس و انتشار خواسته‌ها و وضعیت شان است. تا به این وسیله هم به زندانیان و فعالان سیاسی  روحیه دهیم که ما نیز در کنارشان ایستاده‌ایم و هم به مردمی که به خاطر شقاوت و جنایت های هر روزه حکومت خسته شده و اعتماد به نفس خود را از دست داده‌اند و فکر می کنند که این حکومت تا به ابد پابرجاست، نوید دهیم که به قدرت خود ایمان بیاوریم. آری برماست که مدام یادآوری کنیم که فعالان بسیاری هستند که به خاطر اعتقادشان به برقراری آزادی، برابری و عدالت اجتماعی محکم ایستاده اند و با وجود تمام دشواری ها حاضر به سکوت نیستند. امید که با پایداری و همبستگی بیشتر با زندانیان سیاسی و تمامی مردم شریف و آزاده ایران که در برابر جهل و جنایت این حکومت ایستاده اند، این قفس را بشکنیم و هم چنان ققنوس که می سوزد تا از خاکسترش ققنوسی دیگر برآید، آتشی بر این بساط بی عدالتی و تبعیض بزنیم تا از خاکستر آن ایرانی آزاد بر پایه عدالت اجتماعی بسازیم و اجازه ندهیم که به نام حقوق بشر اسلامی یا دیگر انواع حقوق بشر که دیکتاتوری و تبعیض و کشتن آزادی سر لوحه ی آن است، بر ما فرمانروایی کنند.

ما مادران پارک لاله ایران به عنوان صدایی از جنبش دادخواهی مردم ایران، این چرخه ی آزادی کشی، سرکوب، قساوت،‌بازداشت، شکنجه، شلاق، اعترافات اجباری، تبعیض، بی‌عدالتی و اعدام را به دشت محکوم می‌کنیم و خواهان: ۱) لغو مجازات شکنجه و اعدام از جمله؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شکنجه، سنگسار و قصاص، ۲) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنات‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه هایی علنی و عادلانه هستیم. ما هم چنین اعتقاد عمیق داریم که این خواسته ها با اتحاد و همبستگی و مبارزات پیگیر ما دادخواهان به دست خواهد آمد و تردیدی نیست که برای رسیدن به این خواسته ها باید برای؛ ۴) آزادی بیان و اندیشه، ۵) حق داشتن تجمع و اعتصاب و تشکل و احزاب مستقل، ۶) رفع هرگونه تبعیض و ۷) جدایی دین ازحکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی عدالتی ها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیض آمیز حکومت جنایت کار اسلامی ایران می دانیم.

ما به شدت نگران جان زندانیان محکوم بهاعدام هم چون حیدر قربانی و ۴ زندانی عرباهوازی و هم چنین نگران سلامتی نسرینستوده و دیگر زندانیان سیاسی مقاوم در حالاعتصاب غذا یا زندانیان بیمار در زندان هایسراسر ایران هستیم و تاکید می کنیم کهمسئولیت جان و سلامتی آن ها با حکومت استو باید هر چه زودتر تمام احکام اعدام زندانیان سیاسی و عادی لغو و زندانیان سیاسی بدونقید و شرط آزاد شوند.»

مادران پارک لاله ایران

۲ مهر ۱۳۹۹

Farid Zirgi Moghaddam sentenced to 5 years in prison

Farid Zirgi Moghaddam, a Baha’i citizen, sentenced to 5 years in prison by Branch 4 of the South Khorasan Province.

According to Campaign for the Defense of Political and Civil Prisoners, Farid Zirgi Moghaddam, a Baha’i citizen of Birjand, the capital of South Khorasan Province located in eastern Iran, who had previously been sentenced in primary stage of his case to 6 years in prison by the Revolutionary Court of Birjand, over the past few days, Branch 4 of the South Khorasan Court of Appeals, presided over by Judge Ebrahim Ramezani, acquitted him of “propaganda against the regime” and sentenced him to 5 years in prison for “membership in an illegal Baha’i organization”.

It is said that his 5 years’ imprisonment on charges of “membership in an illegal Baha’i organization” has been issued on the basis of his management of a Telegram channel.

Farid Zirgi Moghaddam’s case has been investigated in 2 parts, which Branch 1 of the Birjand Revolutionary Court, headed by Judge Ja’far Eslamkhah, had sentenced him in the first part of the case to 6 years in prison in July 2020, on charges of “membership in an illegal Baha’i organization” and “propaganda against the regime”.

In the second part of the case, this Baha’i citizen was sentenced in August 2020, by Branch 102 of the 2nd Criminal Court of Birjand, chaired by Judge Mehdi Shiri Abbasabad, to 1 year in prison on charges of “insulting the sanctities of Islam”. He is currently awaiting a final court ruling.

Farid Zirgi Moghaddam, a Baha’i resident of Birjand, was arrested by security forces on Saturday, August 3, 2020.

This Baha’i citizen was temporarily released from prison on Saturday, September 7, 2020, by posting a bail of 150 million Tomans, pending trial.

Morteza Esmailpour, a journalist and human rights activist residing in the United States, announced on his Twitter account that Farid Zirgi Moghaddam had been arrested on charges of “intensifying sanctions on Iran” and “acting against national security” and was transferred to prison after 26 days undergoing interrogation at the Intelligence Department.

Security forces ransacked his private residence at the moment of detention and confiscated some of his personal belongings.

UN human rights rapporteurs have repeatedly protested against the anti-Baha’i actions of the Government of the Islamic Republic of Iran, citing this systematic repression as a flagrant instance of the Government’s disregard for human rights treaties.

The constitution of the Islamic Republic does not recognize the Baha’i Faith as a religion, so the detention and imprisonment of Baha’is has continued for four decades.

In recent years, persecutions of Baha’is have intensified, including the destruction of their cemeteries, arbitrary detentions, home invasions, confiscation of property, dismissal, and deprivation of basic civil rights. Iranian Baha’i youth continue to be denied the right to university education, and any university where Baha’i students study is forced to expel them. Baha’i professionals are barred from being appointed to government jobs and are discriminated against by private companies due to their beliefs. Even those who defend them are assaulted.

دوختن لب‌ها و اعتصاب غذای یک زندانی در زندان ارومیه

یک زندانی در زندان ارومیه از روز سه‌شنبه ۱ مهرماه با دوختن لب‌هایش دست به اعتصاب غذا زده است. اعتصاب این زندانی متهم به قتل، در اعتراض به تداوم بلاتکلیفی خود در زندان پس از حدود ۱۵ سال تحمل حبس صورت گرفته است. او از مسئولان زندان خواسته یا با تودیع وثیقه به صورت موقت آزادش کنند یا حکم اعدامش هر چه سریع‌تر اجرا شود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، یک زندانی در زندان ارومیه از روز سه‌شنبه ۱ مهرماه ۱۳۹۹، با دوختن لب‌هایش دست به اعتصاب غذا زد.

هویت این زندانی “عبدالله بنائی از خوابگاه ۱_۲ زندان ارومیه” توسط هرانا احراز شده است.

اعتصاب این زندانی که به اتهام قتل در بازداشت است، در اعتراض به تداوم بلاتکلیفی خود در زندان پس از حدود ۱۵ سال تحمل حبس صورت گرفته است.

یک منبع مطلع در خصوص اعتصاب غذای آقای بنائی به هرانا گفت: «آقای بنایی در بهار سال ۸۵ به اتهام قتل بازداشت و مدتی بعد به اعدام محکوم شد. مدت‌ها قبل همه شاکی‌های ایشان به جز یک نفر که یکی از پسران مقتول است، رضایت دادند. این یک نفر هم گفته چون در خارج از ایران زندگی می‌کنم نمی‌توانم به ایران بیایم و کتبا رضایت بدهم. آقای بنائی نیز از روز سه‌شنبه ۱ مهرماه در اعتراض به بلاتکلیفی خود لب‌هایش را دوخته و اعتصاب کرده و خواهان تعیین وضعیت خود شده است. او از مسئولان زندان خواسته یا با تودیع وثیقه با مبلغی بالا به صورت موقت آزادش کنند یا حکم اعدامش هر چه سریع‌تر اجرا شود.»

عبدالله بنائی، ۵۱ ساله، متاهل، اهل سردشت در خوابگاه ۱_۲ زندان ارومیه بسر می‌برد.

بسیاری از زندانیان در ایران به عنوان آخرین راه برای رسیدن به خواسته‌هایشان دست به اعتصاب غذای اعتراضی می‌زنند. بسیاری از این اعتصاب‌ها در اعتراض به عدم رسیدگی به مشکلات پرونده، مراعات نشدن حقوق زندانی و یا بازداشتی و بلاتکلیفی‌های بلندمدت بوده است.

اردبیل؛ اعتراض به ممنوعیت‌ها در انتخاب نام کودکان

فعالین مدنی اردبیل در اعتراض به آنچه «مداخله دولت در سلب حق انتخاب نام کودک توسط والدین» عنوان کرده‌اند، اقدام به دیوارنویسی گسترده در سطح شهر اردبیل کرده‌اند.

فعالین مدنی اردبیلی به خودداری اداره ثبت‌احوال این شهر در صدور شناسنامه برای کودکان به بهانه فارسی نبودن نام انتخابی، معترض هستند.

در کنار برخی از این دیوارنویسی‌ها که در آن جملاتی مانند «محافظت از هویت کودکان» و «حکومت حق نام‌گذاری برای فرزندم را ندارد» استفاده‌شده است، نام «آییل» به چشم می‌خورد. 

نام آییل برگرفته از هشتگ اعتراضی کاربران مجازی است که پس از انتشار ویدیوی اعتراضی «سجاد جولانی»، در شبکه‌های مجازی ترند شده است.

آقای جولانی خواننده و نوازنده تُرک ساکن شهرستان اردبیل است. وی چندی پیش با انتشار ویدئویی از مقابل ساختمان ثبت‌احوال این شهر به عدم صدور شناسنامه و رد شدن نام «آییل» که وی برای فرزند دختر خود انتخاب کرده بود، اعتراض کرد.

این هنرمند اردبیلی در این ویدئو با اعلام اینکه از حق خود کوتاه نخواهد آمد، با اشاره به معنی نام آییل که در زبان ترکی به معنی «بیدار شو» است،  گفته «صرف از نظر از ترکی بودن این اسم، چون حکومت ایران میانه خوبی با آگاهی و بیداری مردم نداشته و همیشه هراسان از این موضوع بوده است، با انتخاب نام آییل مخالفت کرده است.»

انتشار ویدئوی اعتراضی آقای جولانی، واکنش‌های گسترده‌ای در فضای مجازی در پی داشت. در کنار ترُک‌ها برخی از کاربران عرب، کُرد، ترکمن و بلوچ نیز با استفاده از هشتگ آییل به بازگو کردن تجربه‌های مشابه در توییتر پرداختند. 

«حامد فرمند» فعال حقوق کودک و بنیان‌گذار «موسسه کودکان زندانیان» در واکنش به این اتفاق با انتشار توییتی نوشته است: «بند یک ماده ۸ پیمان‌نامه حقوق کودک حق نام‌گذاری رو صراحتاً به خانواده‌ها داده و کشورهای متعهد به پیمان‌نامه ازجمله ایران، موظف به رعایت این حق و مداخله نکردن در آن هستند.»

ابراهیم نوری پژوهشگر حقوق نیز با انتشار نوشته‌ایاقدام اداره ثبت‌احوال در عدم صدور شناسنامه برای آییل را نقض آزادی باور و اعتقاد سیاسی، رفتارهای مذهبی، مشارکت فرهنگی و نیز مداخله دولت در اصل حریم خصوصی تفسیر کرده است.

سازمان ثبت‌احوال ایران با انتشار فهرستی از اسامی مصوب خود از شهروندان می‌خواهد که از این نام‌ها برای فرزندان خود انتخاب کنند. در صورتی‌که نام انتخابی خارج از فهرست پیشنهادی اداره ثبت‌احوال باشد، نام انتخاب‌ شده از سوی والدین جهت بررسی به هیئتی مستقر در این سازمان ارسال و در صورت عدم تائید مانع از نام‌گذاری آن‌ها می‌شود.

این اولین بار نیست که عدم صدور شناسنامه و مخالفت سازمان ثبت‌احوال با نام انتخابی از سوی والدین، حاشیه‌ساز می‌شود. 

سال‌هاست بسیاری از خانواده‌ها در انتخاب نام دلخواه برای فرزندان خود با محدودیت مواجه هستند. محدودیت‌هایی که تنها در صورت پیگیری و پافشاری خانواده‌ها بعضا با رای دادگاه برداشته می‌شوند ولی در بیشتر موارد والدین امکان انتخاب نام دلخواه خود برای فرزندانشان را نمی‌یابند. 

پلیس: در اعتراض‌های آبان خوزستان ۲۴۰ تجمع برگزار شد

فرمانده سابق پلیس استان خوزستان اعلام کرده در اعتراض‌‌های آبان ۱۳۹۸، ۲۴۰ نقطه خوزستان تجمع برگزار شده و در ۳۸ نقطه نیز تیراندازی رخ داده است.

«حیدر عباس‌زاده» در مراسم تودیع خود این مطلب را بیان کرده و گفته است که پلیس توانست این اعتراض‌‌ها را مدیریت کند.

خوزستان در جریان اعتراض‌‌های آبان سال گذشته یکی از ناآرام‌ترین استان‌های ایران بود که در جریان این اعتراض‌ها، ده‌ها نفر کشته شدند.

پلیس و نیرو‌های امنیتی تاکنون مسوولیت کشته شدن معترضان آبان در خوزستان و دیگر استان‌های دیگر را نپذیرفته‌اند.

براساس برخی گزارش‌ها، در اعتراض‌‌های آبان هزار و ۵۰۰ نفر کشته شده‌اند اما مقام‌ها و نهاد‌های دولتی این آمار را قبول ندارند.

سیل در تالش؛ ما مردمان فراموش شده‌ایم

قطعی آب، برق و گاز در روستاهای شهرستان تالش که در پی وقوع سیل در این شهرستان اتفاق افتاد، هم‌چنان ادامه دارد و راه‌های ارتباطی برخی روستاها هم‌چنان مسدود هستند.

بارندگی شدید در شهرستان تالش که از نیمه شب ۳۰ شهریور ۱۳۹۹ آغاز شده بود، ظرف چند ساعت منجر به آب‌گرفتگی و جاری شدن سیل شد.عملیات بازکردن راه‌ها و آوار برداری برخی مناطق سیل‌زده هم‌چنان ادامه دارد. گزارش زیر را که روایت سیل در شهرستان تالش از زبان مردم محلی است، یک شهروندخبرنگار برای «ایران‌وایر» فرستاده است.

***

«درست است که آب و برق و گاز بسیاری از خانه‌ها در تالش و چند روستای اطراف قطع شده‌اند اما گلایهٔ ما به شرایط موجود فقط به خاطر برخورد مسوولان است. استاندار تلفنش را جواب نمی‌دهد و امکاناتی به دست مردم سیل‌زده نرسیده است. شهردار می‌گوید امکانات راه‌سازی این شهر و حتی استان گیلان برای بازسازی خانه‌ها و باز کردن راه‌های روستاها و کمک به مردم کم است و از تهران درخواست کمک کرده‌‌ایم. همین یعنی مردم در این شرایط قحطی و بی‌آبی با زن و بچه کوچک زندگی کنند، شاید کمک از تهران برسد، شاید نرسد؟»

این‌ها بخشی از صحبت‌های «شهلا»، ساکن تالش است. او با عصبانیت در ادامهٔ صحبت‌هایش می‌گوید: «اقوام من که در تهران زندگی می‌کنند، می‌گویند در اخبار هم آن قدر که صحبت “مکانیسم ماشه” و تمدید تحریم تسلیحاتی و جنگ بین “دانولد ترامپ” و “جو بایدن” هست، از سیل تالش صحبتی نمی‌شود. مردم تالش در شرایط فعلی کلا فراموش شده‌‌اند و هنوز راه ارتباطی با بعضی روستاها قطع است. خدا می‌داند چند روز دیگر دوباره چه قدر آمار مرگ و میر منتشر بشود و باز ما سیاه‌پوش بشویم.»

بارندگی شدیدی که از بامداد ۳۰ شهریور ۱۳۹۹ در استان گیلان آغاز شد، ظرف چند ساعت شهر را با سیل و آب‌گرفتگی روبه‌رو کرد. چندین روستا با رانش زمین مواجه و راه‌های ارتباطی آن‌ها و آب و برق و گاز این مناطق قطع شدند. حالا با گذشت سه روز از این سیل، هنوز هم  برخی راه‌های روستایی مسدود و قطعی آب و برق در این روستاها ادامه دارد. 
«یعقوب»، مهندس راه‌سازی، ساکن رشت است و برای کمک به سیل‌زدگان به روستاهای تالش سفر کرده است. او در مورد اوضاع منطقه می‌گوید: «شرایط منطقه، به ویژه در روستاهای کوچک طبیعتا اصلا خوب نیست. اما چیزی که مردم را بیشتر کلافه و کم طاقت کرده، رفتار مسوولان شهری است. یا به بهانه‌های مختلف، مثل کمبود یا نبودن امکانات، کاری انجام نمی‌شود یا اگر کاری انجام شود، اوضاع را بدتر می‌کند؛ مثلا در منطقهٔ سد ساحلی، جرثقیل با هدف مهار سیل و ایجاد آب بند، چندین درخت سالم را که از سیل جان سالم به در برده بودند، انداخت و این مساله و چند مساله مشابه دیگر که جلوی چشم مردم باعث تخریب یا آسیب بیشتر به منطقه شد، به شدت ‌آن‌ها را از نظر روحی ضعیف کرده است.»

ویدیویی که از قطع درختان در منطقه سد ساحلی منتشر شده، مورد توجه کاربران شبکه‌های مجازی هم قرار گرفته‌اند؛ مثل «نوشین» که ویدیویی از قطع درختان منتشر و روی ویدیو ترانهٔ «دور ایران رو خط بکش» با صدای «محسن نامجو» را بارگذاری کرده است.
«کیوان»، فعال محیط زیست نیز همین ویدیو را بازنشر و در توضیح آن به «شعر سهراب سپهری» اشاره کرده است: «نگذارید بمیرد جنگل که جهان خواهد مرد، مرگ هر بوته سبز مرگ ما انسان‌هاست.»

«رحمان» یکی از اهالی تالش است که هنگام تخریب بخشی از پل اصلی شهر در آن‌جا بوده است: «با تحریم زندگی کردیم، زلزله را هم رد کردیم اما دیگر این سیل را نمی‌دانیم چه کار کنیم. آب، شهر را گرفته و پل وسط شهر هم تخریب شده است. نه راه پس داریم، نه راه پیش. یک دفعه مستقیم به ما بگویید بمیرید دیگر! ببینید ما چه قدر بی‌عار و درد هستیم که برای زندگی کردن داریم این‌قدر مقاومت می‌کنیم.»

«مازیار»، یکی از کاربران اینستاگرام عکس دو پل در شهر تالش را استوری کرده و در توضیح نوشته است: «ما در مدرسه، هر روز گفتیم مرگ بر شاه. چشم، به بچه‌های‌مان هم می‌گوییم بگویند مرگ بر شاه. اما خودتان هم یک کمکی بکنید دیگر. باور کنید ما دیگر زورمان نمی‌رسد. پلی که شاه ۵۰ سال پیش ساخته است، محکم و استوار سیل را پشت سر می‌گذارد ولی پلی که به دست شما ۵ سال پیش ساخته شده است، از وسط نصف شد.»
بنابر گزارش «خبرگزاری فارس»، استاندار گیلان با اشاره به بی‌سابقه بودن میزان بارندگی‌ها در تالش و وقوع سیل به این دلیل، برآورد اولیه خسارت‌های ناشی از سیل را در این شهرستان بالغ بر ۱۷۰ میلیارد تومان عنوان کرد.
یک کارشناس محیط زیست و منابع طبیعی ساکن تهران در مورد علت وقوع این سیل می‌گوید: «راستش در مورد وقوع سیل، اولین و ساده‌ترین دلیل این است که بگوییم بارش بی‌سابقه باران باعث وقوع سیل شد. این استدلال درست مثل این است که وقتی به دکتر می‌رویم و دکتر ریشه بیماری ما را تشخیص نمی‌دهد، می‌گوید عصبی است! یا همهٔ ما دلیل دیر رسیدن‌مان در جاهای مختلف را ترافیک عنوان می‌کنیم!»

مکثی می‌کند و صحبت‌هایش را این طور ادامه می‌دهد: «سیل تالش (گیلان) دقیقا مانند سیل کرمانشاه است و علت وقوع هر دو، تجاوز به حریم رودخانه و ساخت و سازهای بی‌رویه و غیر اصولی است که منطقه را به شدت آسیب‌پذیر کرده است. اگر اقدام اصولی و درستی انجام نشود، متاسفانه باز هم شاهد وقوع حوادث این چنینی در این مناطق هستیم.»

«نازنین» اصالتا تالشی است و در حال حاضر در تورنتو کانادا زندگی می‌کند. او در مورد وقوع سیل و صدمات و آسیب‌های ناشی از آن برای مردم تالش به خبرنگار «ایران‌وایر» می‌گوید: «از پریروز من یک بند گریه کردم؛ نه به خاطر کم اهمیتی و بی‌مسوولیتی که در تمام این سال‌ها فراوان در زمینه‌های مختلف دیده‌‌ایم. ما عادت کرده‌‌ایم که مسوولان در هر حادثه‌ای، از سقوط هواپیما و آتش‌سوزی جنگل گرفته تا وقوع سیل و زلزله، هیچ مسوولیتی گردن نگیرند. اما من دلم برای آسیبی که به ۲۴۰ خانهٔ هم‌شهریانم زده شده است، می‌سوزد. چون در سیستم دولتی، هرچه قدر هم پول تزریق شود، حالا حالا‌ها آن خانه‌ها خانه نمی‌شوند. همان‌طور که در کرمانشاه تا همین چند ماه پیش هم عده‌‌ای هنوز در کانکس زندگی می‌کردند. همان‌طور که خانه‌های “آق‌قلا” هنوز آباد نشده‌اند. همان طور که بعد از ۱۷ سال از گذشت زلزله، بم هنوز آباد نشده است.»

او با بغض می‌گوید: «باور کنید دلم می‌خواهد با همهٔ وجود به مردم شهرم کمک کنم. کاش یک سیستم قابل اعتماد متمرکز غیردولتی برای آبادی تالش وجود داشت، آن وقت من قول می‌دادم از همهٔ ایرانی‌های تورنتو برای آبادی تالش پول جمع کنم.»

او می‌گوید: «این روزها بیشتر از هر وقت این آهنگ را زمزمه می‌کنم که می‌گوید شهر من، من به تو می‌اندیشم، نه به تنهایی خویش، از پس شیشه تو را می‌بینم که گرفتی مرا در بر خویش.»

دردهایی که درمان نمی‌شوند؛ در بند نسوان زندان اوین چه می‌گذرد؟

روز چهارشنبه دوم مهر ۱۳۹۹، «رضا خندان»، همسر «نسرین ستوده» در صفحه توییتر خود خبر داد که همسرش را پس از پنج روز نگه‌داری در «بیمارستان طالقانی»، بدون هیچ اقدام درمانی به زندان بازگردانده‌اند.
ستوده در اعتصاب غذا است. همسر این حقوق‌دان و فعال مدنی نوشته است: «این اقدام جز قرار دادن او در معرض خطر جانی معنای دیگری ندارد.»

نسرین ستوده تنها زندانی بند زنان زندان «اوین» نیست که در مورد خدمات درمانی مورد بی‌توجهی قرار گرفته است. «سازمان عفو بین‌الملل» روز ۳۱ شهریور در بیانیه‌‌ای نسبت به وضعیت «صبا کُرد افشاری»، یکی از معترضان «حجاب اجباری» هشدار داد.

از سوی دیگر، در روزهای گذشته خانواده‌های «رضوانه خان بیگی»، «مژگان کاووسی»، «سمانه نوروز مرادی» و «آتنا دائمی» از مشکلات عزیزان‌شان در زمینه سلامت و عدم دسترسی آن‌ها به خدمات پزشکی و درمانی خبر داده‌اند. گزارش زیر روایت دردهایی است که درمان نمی‌شوند.

***

صبا کُردافشاری، دختر ۲۲ ساله‌ای که به جرم مخالفت با حجاب اجباری و شرکت در کمپین «چهارشنبه‌های سفید»، به ۱۵سال حبس محکوم است و از فروردین ۱۳۹۸ در زندان اوین به سر می‌برد، این روزها با درد و خون‌ریزی شدید معده مواجه شده است. ولی مقامات زندان تاکنون اعتنایی به معالجه و انجام آزمایش‌های تجویز شده‌اش نکرده‌اند.

یک منبع آگاه درباره وضعیت او به «ایران‌وایر» گفت: «ماموران زندان شنبه ۲۹ شهریور صبا را با خانم ستوده به بیمارستان طالقانی بردند اما در بیمارستان فقط از او سونوگرافی معده انجام شد در حالی که طبق نظر پزشک متخصصی که او را یک ماه و نیم پیش ویزیت کرده بود، باید دو آزمایش آندوسکوپی و کونولوسکوپی از او انجام می‌شد. حتی جواب آزمایش سونوگرافی را هم به او و خانواده‌اش نگفته‌اند. بعد از آن او را به زندان بازگرداندند. خانواده‌اش هنوز نمی‌دانند جواب سونوگرافی چه بوده است!»

طبق گفته این منبع آگاه، زمانی که صبا را از بند خارج کرده‌اند، به «راحله احمدی»، مادر او که در همان بند به سر می‌برد، گفته‌اند دخترش را به «بیمارستان شهدا» در خیابان «تجریش» تهران می‌برند: «خانم احمدی هم با همسرش تماس می‌گیرد که به سراغ دخترش برود. اما بعد خانواده متوجه می‌شوند صبا را به بیمارستان طالقانی برده‌اند. به بیان ساده‌تر، ماموران نمی‌خواسته‌اند خانواده‌اش صبا را حتی برای چند دقیقه‌ در بیمارستان ببینند و کنارش باشند. مگر او چه کرده است؟»

خانواده زندانیان بیمار موظف به پرداخت تمام هزینه‌های درمان و بیمارستان فرد زندانی هستند. با این حال، ماموران زندان از دادن اطلاعات درباره نوع بیماری و تشخیص پزشک پرهیز می‌کنند.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده که روز شنبه در پی اعتصاب غذا و ضعف جسمانی شدید، مشکل قلبی، تنگی نفس و فشار خون پایین به بیمارستان طالقانی منتقل شده بود نیز به «ایران‌وایر» می‌گوید: «ماموران زندان مانع دیدار خانواده با همسرم ‌شده‌اند و از پرونده پزشکی او هیچ چیزی به آن‌ها نمی‌گویند.»

او توضیح می‌دهد که همراه خواهر همسرش روزی هشت ساعت در بیمارستان انتظار می‌کشند تا شاید بتوانند هنگام انتقال به آزمایشگاه یا مراکز دیگر، او را در راهرو ببینند: «حتی یک بار که داشتند اتاق او را عوض می‌کردند، ماموری که دید ما او را دیدیم و جلو رفتیم تا با نسرین صحبت کنیم، ویلچرش را به سرعت هل داد و وارد اتاق جدید شد. آن‌‌ها از دیدار زندانی با خانواده‌اش می‌ترسند. درباره پرونده بیمار هم اطلاعاتی نمی‌دهند.»

 «سوگند کُردافشاری»، خواهر صبا روز شنبه ۲۹ شهریور در توییتر خود در اعتراض به چنین رفتاری نوشت: «از بند زنان زندان اوین تماس که نگرفتن هیچ، به مادرم هم گفتن که صبا رو میبریم بیمارستان شهدای تجریش. ولی بردن بیمارستان طالقانی و چون ما نریم بیمارستان، گفتن تجریش و بعد از برگشتش ما با خبر شدیم. پس وقتی ما نباید بدونیم، چجوری باید هزینشو بدیم؟»

سوگند در توییت دیگری در اعتراض به دروغ مسوولان زندان و عنوان نکردن نام درست بیمارستان نوشت: «صبا کی انقدر خطرناک‌ شد که ما تو این وضعیت حتی تو بیمارستان هم نمیتونیم ببینیمش؟»

صبا کُردافشاری پیش از زندان مشکل معده داشته و تحت نظر پزشک بوده است. با این حال، پس از بازداشت مشکلات معده او دوچندان و با خون‌ریزی‌ فراوان همراه شده است: «سلول انفرادی و فشارهای دوران بازجویی روی اعصاب معده صبا تاثیر گذاشته‌اند. از یک سال و نیم پیش تاکنون که در زندان است، بارها معده‌اش خون‌ریزی کرده است. دکتر بهداری زندان یک بار پس از آزمایش تایید کرد که خون‌ریزی دستگاه گوارشی دارد و برای درمان باید به خارج از زندان منتقل شود. اما مسوولان زندان ماه‌ها این انتقال را به تعویق انداختند. پدر صبا با دکتر سابق دخترش حرف زده و دکترش مقداری دارو برای او تجویز کرده بود. اما حالش نه تنها بهتر نشد بلکه بدتر هم شد. دکترش گفته بود من نمی‌توانم با حرف، دارو برایش تجویز کنم و باید او را ببینم. اما مسوولان زندان با معاینه صبا توسط دکتر سابقش مخالفت می‌کردند.»

به گفته این منبع آگاه، در نهایت یک ماه و نیم پیش صبا را با دست‌بند و پابند به بیمارستان طالقانی برای معاینه منتقل می‌کنند: «چون با آن شکل به بیمارستان رفته بود، دکتر هم ترسید و حتی معاینه‌اش نکرد، فقط برایش آزمایش‌های آندوسکوپی و کونولوسکوپی را نوشت.»

با این حال، از آن موقع تاکنون هنوز صبا کُرد افشاری برای انجام آزمایش‌ها به بیمارستان منتقل نشده است.

این منبع درباره علت عدم انتقال صبا برای انجام آزمایش‌هایش می‌گوید: «هیچ جوابی به خانواده او داده نمی‌شود. فقط می‌گویند که باید دادستانی دستور اعزام زندانی را به مراکز پزشکی بدهد. خلاصه همین‌طور بلاتکلیف و مریض در زندان مانده است.»

او درباره درخواست خانواده صبا می‌گوید: «درخواست آن‌ها این است که حداقل حقوق یک زندانی به عنوان بشر رعایت شود. یک انسان نباید شکنجه شود. این که صبا را به بیمارستان برای مداوا اعزام نمی‌کنند، خود شکنجه است. چرا باید یک دختر جوان ماه‌ها از درد معده رنج ببرد؟»

به دنبال اعتراضات برای عدم انتقال صبا به بیمارستان، سازمان عفو بین‌الملل روز ۳۱ شهریور با صدور بیانیه‌ای، آزادی بی‌درنگ این زندانی را خواست. این سازمان در بیانیه خود نوشته است: «]صبا[ به نحوی غیرعادلانه و تنها به دلیل فعالیت‌های صلح‌آمیز حقوق بشری، از جمله کارزار علیه قوانین تبعیض‌آمیز حجاب اجباری، در زندان اوین در حبس است. او حتی یک روز هم نباید زندانی باشد و مقامات ایرانی باید او را بی‌درنگ آزاد کنند.»

در این بیانیه هم‌چنین تاکید شده است تا زمان آزادی، مقامات ایرانی باید خدمات درمانی کافی و لازم را در دسترس او قرار دهند.

صبا کُردافشاری، از مخالفان حجاب اجباری و عضو کمپین چهارشنبه‌های سفید در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۹۸ از سوی نیروهای امنیتی در منزل پدری‌ خود بازداشت و به بازداشتگاه خیابان «وزرا» منتقل شد. یک روز پس از بازداشت، به شعبه یک بازپرسی دادگاه عمومی و انقلاب ناحیه ۲۱ تهران (دادسرای ارشاد) منتقل و به او سه اتهام «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی از طریق ارتباط با رسانه‌های بیگانه» و«تشویق به فساد و فحشا از طریق کشف حجاب و پیاده‌روی بدون حجاب» تفهیم شده بود.

صبا ۱۰ روز در بازداشتگاه وزرا بود و پس از آن به زندان «قرچک ورامین» منتقل شد و از اواخر مرداد ۱۳۹۸ در بند نسوان زندان اوین به سر می‌برد.

دادگاه این دختر جوان در تاریخ ۱۶ مرداد در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «ایمان افشاری» برگزار شده بود.

او در این شعبه با اتهام‌های «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «تشویق به فساد و فحشا»، در مجموع به ۲۴ سال زندان محکوم شد. بیشترین مجازات او مربوط به ۱۵ سال زندان برای اتهام تشویق به فساد و فحشا است.این حکم در دادگاه تجدیدنظر نیز عینا تایید شد.

یک ماه پس از بازداشت صبا، مادرش را نیز که برای پی‌گیری وضعیت او به دادسرای زندان اوین رفته بود، بازداشت کردند.

راحله احمدی نیز از سوی همان شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور از طریق همکاری با رسانه‌های معاند»، به سه سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شد. این مادر با انتشار ویدیوهایی در شبکه‌های مجازی، نسبت به بازداشت فرزندش اعتراض کرده بود.

علاوه بر این مادر و دختر که هر دو در بند زنان زندان اوین به سر می‌برند، «منیره عربشاهی»، «یاسمن آریانی» و «مژگان کشاورز» از دیگر زنانی هستند که به دلیل اعتراض به حجاب اجباری در زندان به سر می‌برند.

در این بند زنان دیگری نیز از جمله مژگان کاووسی و «رضوانه خان بیگی» نیز نیاز به مراقبت‌های ویژه و جراحی سریع دارند. با این حال، به دلایل نامشخصی رسیدگی به آن‌ها به زمانی نامعلوم در آینده موکول شده است.

مژگان کاووسی، از فعالان مدنی کُرد نیاز فوری به عمل جراحی «همورویید» دارد ولی علی‌رغم تشخیص پزشکان در داخل و خارج از زندان، مقامات قضایی تاکنون با بستری شدن او در بیمارستان برای جراحی موافقت نکرده‌اند.

کاووسی که از یازدهم شهریور تا به حال در اعتراض به وضعیتش دست به اعتصاب غذا  زده، در تماس تلفنی به خانواده‌اش گفته است تا زمانی که به وضعیت پزشکی و حقوق انسانی او توجه نشود، هم‌چنان به اعتصاب غذایش ادامه خواهد داد.

مژگان کاووسی در جریان اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸ در منزلش در نوشهر بازداشت و بعد به اتهام‌های «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، «عضویت در گروه‌های مخالف نظام» و «تشویق مردم به بر هم زدن نظم عمومی» به ۳۶ ماه زندان قطعی محکوم شد.

او را روز ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ برای اجرای حکمش بازداشت و به زندان اوین منتقل کردند.

رضوانه خان بیگی زندانی دیگر بند زنان زندان اوین مبتلا به بیماری تشنج و صرع است. ولی علی‌رغم درخواست‌های متعدد برای مرخصی درمانی، تاکنون موافقت نشده است. رضوانه نیز در اعتصاب غذا به سرمیبرد. خواسته او، دسترسی به دارو و درمان‌های پزشکی و استفاده از قانون جدید کاهش حبس تعزیری و مقررات مربوط به زندانیان بیمار است.

«بهفر لاله‌زاری»، همسر او در فروردین امسال به «ایران‌وایر» گفته بود تقریبا هر هفته با مرارت بسیار داروهای همسرش را تامین می‌کند و تحویل مسوولان زندان می‌دهد ولی اغلب بخشی از داروها در طول مسیر ورودی زندان تا بهداری گم می‌شوند! همسرش در  مواقعی که در دادن داروهای اهمال می‌شود، دچار تشنج‌های شدید می‌شود.

رضوانه ۳۰ ساله است و اتهامش، شرکت در اعتراضات مسالمت‌آمیز است. او ابتدا در سال ۱۳۹۷ به خاطر شرکت در اعتراضات مسالمت‌آمیز و فعالیت‌های مدنی برای آزادی زندانیان سیاسی بازداشت و در دادگاهی با ریاست قاضی ایمان افشاری، به اتهام‌های «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به چهار سال و نیم زندان محکوم شد.

رضوانه که با قید وثیقه آزاد و در انتشار حکم دادگاه تجدیدنظر بود، در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ برای بار دوم بازداشت شد. این بار نیز از سوی شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران با همان اتهامات اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام به شش سال زندان محکوم شد.

«سمانه نوروز مرادی»، زندانی دیگر بند زنان زندان اوین، به بیماری «لوپوس» مفصلی و سرطان سینه مبتلا است. با این حال، با مرخصی درمانی او نیز به دلایل نامشخصی موافقت نمیشود.

مرادی در شهریور ۱۳۹۷ به اتهام «هواداری از گروه‌های مخالف نظام از طریق نوشته‌هایش در شبکه‌های اجتماعی» از سوی ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد. شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب او را به سه سال و ۹ ماه زندان محکوم کرد.

سمانه نوروز مرادی در اردیبهشت ۱۳۹۸، پس از احضار به دادسرا، برای اجرای حکم به زندان زنان اوین منتقل شد. دهم تیر ۱۳۹۹، یک منبع مطلع به «ایران‌وایر» خبر داد که روز دوشنبه ۹ تیر۱۳۹۹ تعدادی از ماموران اطلاعات سپاه سمانه نوروز مرادی را با چشم‌بند و دست‌بند از زندان اوین به بیمارستانی که برای وی ناآشنا بوده است، منتقل کرده‌اند تا روند درمانش پی‌گیری شود. اما پس از انجام معاینات اولیه توسط پزشکان این بیمارستان، آن‌ها از پذیرش و بستری او امتناع و به ماموران اطلاعات سپاه همراه این زندانی سیاسی اعلام ‌کرده‌اند به‌دلیل حاد بودن بیماری سمانه، او باید به «بیمارستان امام خمینی» منتقل و هر چه سریع‌تر بستری شود. اما ماموران امنیتی از این کار سرباز زده و این زندانی را با همان وضعیت به زندان اوین بازگردانده‌اند.

«آتنا دائمی»، فعال مدنی نیز چند سالی است با عفونت دستگاه گوارشی و غده‌ای در یکی از سینه‌هایش مواجه است و علاوه بر آن، مشکوک به بیماری «ام اس» است. ولی در طی سال‌های زندان بارها درمان او به تاخیر افتاده است.

آتنا متولد سال ۱۳۶۷ است. او در تاریخ ۲۹ مهر ۱۳۹۳ توسط سازمان حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به خاطر فعالیت‌های مدنی خود بازداشت و در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۹۳ در دادگاهی به ریاست قاضی «محمد مقیسه»، به اتهام‎های «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «توهین به رهبری»، «توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی» و «اختفای ادله جرم»، به ۱۴ سال زندان محکوم شد. در دادگاه تجدیدنظر، از اتهام اختفای ادله جرم منع تعقیب خورد و براساس ماده ۱۳۴ «قانون مجازات اسلامی»، حکم وی به پنج سال حبس تغییر کرد.

۱۴ تیر امسال حکم پنج سال زندان آتنا دائمی تمام شدو باید از زندان آزاد می‌شد. با این حال، دو روز قبل از تاریخ آزادی، او از سوی شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب به دو سال و یک ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق برای اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «اخلال در نظم زندان» محکوم شد. این دو اتهام در حالی به او وارد شد که در زندان بود و از مصادیق آن، شعار خواندن در زمان ملاقات کابینی و یا ساعت‌های خاموشی و امضای بیانیه‌هایی در مخالفت با اعدام زندانیان سیاسی عنوان شده است.

حالا آتنا نیز در گوشه‌ای از بند زنان زندان اوین با حکم جدید و بیماری‌هایی که درمان نشده‌اند، روزگار خود را سپری می‌کند.

Design a site like this with WordPress.com
Get started