گزارشی از وضعیت زنان زندانی سیاسی در اعتصاب غذا و محبوس در زندان اوین

امروز یکشنبه ۱۶ شهریور ماه ۱۳۹۹، نسرین ستوده، رضوانه احمد خانبیگی و مژگان کاووسی، زندانیان سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین کماکان در اعتصاب غذا بسر می برند اما سکینه پروانه که به همراه مژگان کاووسی اعلام اعتصاب غذا کرده بود به اعتصاب خود پایان داد. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۱۶ شهریور ماه ۱۳۹۹، نسرین ستوده، وکیل دادگستری و زندانی سیاسی علیرغم ضعف شدید جسمانی و علائمی که سلامت و جان وی را در خطر انداخته همچنان در اعتصاب غذا بسر می برد. همچنین رضوانه احمد خانبیگی که اخیراً در اعتراض به محرومیت عدم اجرای بخشنامه اخیر قوه قضائیه برای کاهش احکام حبس تعزیری و عدم انجام مراحل اداری در روند طول درمان و صدور نشدن گواهی عدم تحمل کیفر اعلام اعتصاب غذا کرد علیرغم بی حالی شدید و بیماری صرع و تشنج که از آن در رنج است ششمین روز اعتصاب غذای خود را سپری می کند. مژگان کاووسی هم که از تاریخ ۱۲ شهریور ماه در همراهی با نسرین ستوده و رضوانه احمد خانبیگی اعلام اعتصاب غذا کرده با سستی زانو و بی رمقی مواجه است و سکینه پروانه هم به اعتصاب غذای خود پایان داد. 

براساس این گزارش نسرین ستوده – وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر با احتساب امروز بیست و هشتمین روز، رضوانه احمد خانبیگی – فعال مدنی در ششمین روز و مژگان کاووسی – فعال ادبی در پنجمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی شان در بند زنان زندان اوین در سایه بی توجهی مسئولان قضائی و سازمان زندان ها بسر می برند. 

بنقل از یک منبع مطلع در گفتگو با حقوق بشر در ایران ضمن اعلام این اخبار گفت: “رضوانه احمد خانبیگی با ضعف کلی بدن مواجه شده و در هنگام صحبت کردن قادر به تلفظ کلمات نیست و در آخرین مراجعه به بهداری  زندان اوین فشارخون روی ۷ و با افت شدید قند خون مواجه شده و در ادامه با سرگیجه و سردردهای شدید مواجه شده و با توجه به اینکه از قرص « لِوِبِل » برای کنترل بیماری صرع و تشنج خود استفاده می کند این قرص باید به همراه وعده غذایی مصرف شود و از آنجایی که این زندانی سیاسی در اعتصاب غذای تَر بسر می برد و وعده غذایی ندارد مصرف به تنهایی این قرص ضعف جسمانی خانم خانبیگی را دو چندان کرده است”. 

همچنین رضا خندان، همسر نسرین ستوده در مورد آخرین وضعیت این وکیل دادگستری به حقوق بشر در ایران گفت: ” از روز چهارشنبه هفته گذشته تا دیروز شنبه وضعیت جسمانی نسرین ستوده رو به وخامت رفته و به دفعات به بهداری زندان انتقال داده شد. روز جمعه پس از انتقال به بهداری در پی افت شدید قند خون و نوسان فشار خون در حالی که توان راه رفتن خود را از دست داده بود پس از تزریق سرم به بند بازگردانده شد اما پس از چند ساعت مجدداً ضعف شدید جسمانی، بی رمقی در پاها و کم شدن توان بینایی « تاربینی » در نسرین ستوده ظاهر شد و در حال حاضر هم با نوسان فشارخون و افت شدید قند خون مواجه شده و در ساعات عصر هم با سرگیجه و سردردهای شدید مواجه است.”

یک منبع نزدیک به مژگان کاووسی هم در مورد وضعیت مژگان کاووسی گفت: “خانم کاووسی در حمایت از نسرین ستوده و رضوانه احمد خانبیگی و با خواسته ای مشترک برای رعایت حقوق شهروندی زندانیان اعلام اعتصاب غذا کرد و در حال حاضر پنجمین روز از اعتصاب غذای اعتراضی خود را با علائمی همچون سر درد و سرگیجه پشت سر می گذارد و کامان بر خواسته های به حق خود تاکید دارد.”

در مورد وضعیت سکینه پروانه، این زندانی سیاسی به دلیل ضعف مفرط جسمانی به اعتصاب غذای خود پایان داد. 

در تاریخ ۱۲ شهریور ماه ۱۳۹۹، سکینه پروانه و مژگان کاووسی، در حمایت از اعتصاب غذای نسرین ستوده و رضوانه احمد خانبیگی، با خواسته هایی مشترک اعلام اعتصاب غذا کردند. 

همچنین رضوانه احمد خانبیگی، ۱۰ شهریور ماه ۱۳۹۹، در اعتراض به محرومیت عدم اجرای بخشنامه اخیر قوه قضائیه برای کاهش احکام حبس تعزیری و عدم انجام مراحل اداری در روند طول درمان و عدم صدور گواهی عدم تحمل کیفر اعلام اعتصاب غذا کرد.

نسرین ستوده هم از تاریخ ۲۰ مرداد ماه ۱۳۹۹، در اعتراض به موارد گسترده نقض حقوق بشر و با هدف در خواست برای آزادی زندانیان سیاسی و برخورداری زندانیان از حق آزادی مشروط, حق درمان و سایر حقوق شهروندی زندانیان اعلام اعتصاب غذا کرد. 

پس از قطع ارتباط زندانیان؛ پخش فیلم علیه برادران افکاری در بخش خبری شبکه دو / نگاهی به تناقضات

روز شنبه، هرانا از انتقال نوید افکاری، زندانی سیاسی محکوم به اعدام و دو برادر او به بندهای بسته یا امنیتی زندان عادل آباد شیراز خبر داد. در گزارش مورد اشاره هرانا پیش بینی کرده بود که در واکنش به موج گسترده حمایت های مردمی از این زندانیان، صدا و سیما قصد پخش فیلمی علیه آنان را دارد. انتقال این زندانیان مسلما باعث قطع ارتباط آنها و سلب امکان واکنش آنان به ادعاهای مطروحه در این فیلم می شود. در سایه قطع ارتباط برادران افکاری با دنیای بیرون، هرانا با بررسی تطبیقی اسنادی که از پرونده در اختیار دارد با ادعاهای مطروحه در فیلم پخش شده از شبکه دو به بررسی تعدادی از تناقضات آن به هدف تنویر افکار عمومی پرداخته است که در ادامه می آید.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شب شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۹ بخش خبری ۲۰:۳۰ در گزارشی با پخش قسمتی از اعترافات اجباری نوید افکاری سعی در اقناع افکار عمومی برای توجیه صدور حکم اعدام داشت.

پخش این فیلم در حالی است که امروز شنبه ۱۵ شهریورماه هرانا در گزارشی از انتقال نوید افکاری، کشتی گیر ۲۷ ساله و زندانی سیاسی محکوم به اعدام در شب پنج‌شنبه ۱۳ شهریور به بند امنیتی “عبرت” زندان عادل آباد شیراز خبر داد. همچنین وحید و حبیب افکاری دو برادر وی نیز روز شنبه ۱۵ شهریور به بند ارشاد این زندان که دارای کمترین ارتباط با دنیای بیرون است منتقل شده‌اند.

در جریان انتقال نوید، وحید و حبیب افکاری نیروهای گارد ویژه وارد بند شده و علاوه بر برادران افکاری شماری از زندانیان سیاسی نگران، که قصد جلوگیری از انتقال آنان را داشتند را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

یک منبع نزدیک به خانواده یکی از زندانیان محبوس در زندان عادل‌آباد شیراز در خصوص انتقال این افراد به بندهای عبرت و ارشاد گفت: «روز شنبه، تماس‌های زندان که قطع شد وحید داخل بند ۱۱ داد می‌زند و از ترس اینکه قرار است بی‌صدا نوید را جهت اعدام به سلول ببرند داد و بیداد می‌کند و ماموران او را همراه با ضرب و شتم توسط ماموران زندان به فضای بیرون بند منتقل می‌کنند، در این بین که می‌خواهند او را به بند ارشاد منتقل کنند نوید را می‌بیند که ماموران همراه با ضرب و شتم می‌خواهند او را به بند عبرت منتقل کنند، حبیب هم که پیش از این هنگام خروج از بند سیاسی توسط ماموران گارد زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود، در راهروی رفتن به ملاقات متوجه این جریان می‌شود و هر سه نفر با ماموران در یک راهرو به هم برخورد می‌کنند. حبیب که می‌بیند ماموران نوید و وحید را با مشت و لگد و باتوم ضرب و شتم می‌کنند و گاز اشک آور به صورت آنها می‌زنند، به هدف کمک به نوید به سمت ماموران هجوم می‌برد؛ نهایتا ماموران بیشتری از گارد زندان وارد شده و حبیب را نیز مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند و نهایتا حبیب و وحید را به بند ارشاد و نوید را به بند عبرت منتقل می‌کنند.

در گزارش پیشین، با توجه به نشانه های موجود از احتمال پخش گزارشی در خصوص نوید افکاری در بخش خبری ۲۰:۳۰ در شب شنبه ۱۵ شهریورماه خبر داد.

همانگونه که پیشتر در گزارش خود بیان داشت، هدف از انتقال نوید افکاری به بندی امنیتی، قطع ارتباط او با دنیای بیرون و جلوگیری از واکنش یا پاسخگویی او به فیلم پخش شده بود.

نهایتا بخش خبری ۲۰:۳۰ شب شنبه ۱۵ شهریور در گزارشی با پخش قسمتی از اعترافات اجباری نوید افکاری سعی در اقناع افکار عمومی و سوء استفاده از احساسات مخاطبان، در توجیه صدور حکم اعدام برای نوید افکاری داشت. این در حالی است که گزارش تهیه شده در تلویزیون دولتی ایران با مستندات پرونده و دادنامه صادره علیه برادران افکاری تناقضات جدی دارد.

هرانا با توجه دسترسی خود به محتویات پرونده، به هدف تنویر افکار عمومی لازم دیده در این گزارش اولیه بصورت اجمالی این تناقضات را مورد بررسی قرار دهد تا مشخص شود فیلم های این چنینی صرفا به هدف تهییج افکار عمومی و اقناع آنان از طریق برانگیختن احساسات در خدمت دستگاه امنیتی تولید می شود.

در بخشی از این گزارش فردی به نام حمیدرضا جمشیدی، با ادعای اینکه وکیل مدافع نوید افکاری است مسئله شکنجه این زندانی را در مرحله تحقیقات پرونده تکذیب می کند.

یک منبع نزدیک به خانواده افکاری در خصوص ادعای فوق توضیح داد “از زمان بازداشت برادران افکاری خانواده از ابتدا در تلاش برای گرفتن وکیل بودند اما مسئولان به آنها اجازه نمی‌دادند. بعد از مدتی گفتند وکیل باید وکیل مورد اعتماد قوه قضائیه باشد. بعد از مراجعه خانواده افکاری به دو نفر از وکلای مورد تایید قوه قضائیه، وکلا موافقت نکردند و گفتند چون هنوز اقرار از متهمان اخذ نشده اجازه وکیل به پرونده را نمی‌دهند و مسئولان دادگستری و ماموران آگاهی شیراز شما را سر کار گذاشته‌اند. در این بین ماموران اداره آگاهی طی روزهای متمادی با خانواده افکاری به گونه‌ای با آرامش صحبت می‌کردند و می‌گفتند چیز خاصی نیست و خودمان حلش می‌کنیم شما هم نگران نباشید اتفاق بدی رخ نمی‌دهد. در حالی که همان روزها نوید زیر بار شدیدترین فشارها در آگاهی شیراز بود. در این شرایط افسر پرونده به حبیب افکاری که در آن زمان در زندان نبود گفت یک وکیل خوب سراغ دارد و می‌توانند بروند با او صحبت کنند در مرحله بازپرسی وارد پرونده شود. حبیب هم به سراغ این وکیل (حمیدرضا جمشیدی اردکانی) می‌رود و او بلافاصله با مبلغی بسیار معمولی حدود یک میلیون تومان پرونده را پذیرفت و وکالتنامه را امضا کرد. وکیل در آن ایام کار خاصی انجام نمی‌داد و تنها یک بار ملاقات نوید رفته بود و اصلا اجازه هیچ کاری به او نمی‌دادند و عملا کاره‌ای نبود. تنها گاه به گاه به خانواده افکاری می‌گفت همه چیز خوب است و بچه‌ها کاری نکردند و مشکل کوچکی است حل می‌شود. بعدها که نوید را شکنجه دادند و دیدند دستش شکسته و نمی‌توانند او را به دکتر ببرند، همانجا در اداره آگاهی برگه‌ای از او گرفتند مبنی بر اینکه شکنجه نشده‌ام. برگه‌ای که اصلا برگه بازپرسی نیست و نام بازپرس ندارد و و در آگاهی و تحت فشار از او اخذ شده است. حالا حمیدرضا جمشیدی اردکانی، همان وکیل که اصلا در هیچ جا پیدایش نبود، آمده و می‌گوید موکلم اصلا شکنجه نشده و خودش هم نمی‌خواست برود پزشکی قانونی و نخواست شکایت کند وگرنه اگر شکنجه شده بود خودش می‌گفت. آقای جمشیدی مدعی می‌شود نوید گفته است من خیلی خوشحال هستم و اصلا هم ضرب و شتم نشدم و نمی‌خواهم به پزشکی قانونی بروم!”

در این گزارش تلویزیونی سازندگان برای رد ادعای شکنجه نوید افکاری به صورت جلسه‌ای مربوط به زمان حضور برادران افکاری در آگاهی استناد می‌کنند. این در حالی است که نوید افکاری بعدها در نامه‌ای سرگرد نیکبختی را از عوامل شکنجه خود معرفی می‌کند. امضای این فرد در انتهای صورتجلسه‌ای که در اداره آگاهی تنظیم شده یعنی “امضا متهم به شکنجه در رد شکنجه” مهمترین دست آویز این فیلم برای رد شکنجه افکاری است.

به علاوه در قسمت دیگری از این گزارش تلویزیونی گفته می‌شود که مقتول، زمانی که به قصد خرید از منزل خارج شده بود، به وسیله ضربه چاقو به قتل رسیده است. در حالی که در دادنامه صادره آمده است “احدی از پرسنل شرکت آبفا استان فارس با هویت حسین ترکمان که در اغتشاشات مردادماه ۱۳۹۷ ماموریت حضور در چهار راه زند شیراز را داشته، توسط نوید افکاری و وحید افکاری شناسایی، تعقیب و حین مراجعت، در اطراف منزل به صورت وحشیانه مورد اصابت ضربات مهلک کارد قرار گرفته و مظلومانه و در راه وطن به شهادت می‌رسد”.

همچنین در این گزارش تلویزیونی ادعا می‌شود که این قتل با انگیزه شخصی صورت گرفته است، با این وجود بنا بر اسناد دادگاه و اقاریر تحت شکنجه نوید افکاری آمده است: “با این تصور که مرحوم از نیروهای دولتی است و ظلم می‌کند اقدام به این کار کرده‌ایم”.

به علاوه در این مستند ادعا شد که تمامی متهمین بدون فشار و شکنجه بر علیه خود اعتراف کرده‌اند اما مجددا بنا بر اسناد دادگاه “وحید افکاری سنگری از ابتدای تحقیقات منکر هرگونه اقدام از سوی خود شده و به گفته خودش از حق سکوت استفاده می‌کرده و از امضا صورت جلسه نیز امتناع کرده است”. همچنین بارها در دفاعیات بر شکنجه شدن تاکید شده است.

مضاف بر این، در بخش دیگری از مستندات پرونده ادعا شده است که آقای افکاری از طریق یک کانال تلگرامی از خبر قتل حسین ترکمان مطلع شده است، این در حالی است که در این گزارش تلویزیونی نوید افکاری در اعترافات اجباری خود عنوان می‌کند خبر قتل حسین ترکمان را در باشگاه کشتی شنیده است.

سازندگان در این فیلم اصرار دارند تا محکومیت نوید افکاری و برادرانش را مستند و بر پایه دادرسی عادلانه جلوه دهند. با این حال اسناد دادگاه از چیز دیگری حکایت دارد.

نهایتا در فیلم پخش شده، چاقویی نشان داده می‌شود و ادعا می‌شود که آلت قتاله‌ای است که توسط برادران افکاری استفاده شده است. با این وجود در سند قضایی به نقل از وحید افکاری گفته شده است که چاقو به چاه آب انداخته شده است. (در اسناد دیگر عدم پیدا شدن چاقو مورد تاکید قرار گرفته است).

موارد فوق تنها نمونه های کوچکی از تناقضات پرتعداد این پرونده است، امید است که توضیحات بیشتر توسط وکلای محترم پرونده و خود قربانیان ارائه شود.

لازم به یادآوری است، نوید و وحید افکاری در تاریخ ۲۶ شهریورماه ۱۳۹۷ و حبیب افکاری در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۷ در رابطه با اعتراضات سراسری مرداد ۹۷ بازداشت شدند.

این شهروندان توسط دادگاه انقلاب و دادگاه کیفری شیراز مورد محاکمه قرار گرفتند و نوید افکاری به ۲ بار اعدام، ۶ سال و ۶ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق، وحید افکاری به ۵۴ سال و ۶ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق، حبیب افکاری به ۲۷ سال و ۳ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده‌اند. از میان این احکام یکی از احکام اعدام نوید افکاری به تازگی در دیوان عالی کشور نیز تایید شده است. پرونده‌ی این افراد از بابت چند اتهام دیگر نیز در دادگاه انقلاب کماکان در دست بررسی است.

نوید (فرشید) افکاری سنگری، فرزند حسین، متولد ۱۳۷۲، مجرد، شغل گچکار و کشتی گیر (دارای چند مدال قهرمانی کشوری). وحید افکاری سنگری، فرزند حسین، متولد ۱۳۶۴، مجرد، گچکار. حبیب افکاری سنگری، فرزند حسین، متولد ۱۳۷۰، متاهل، شغل جوشکار و سعید دشتکی، ۲۲ ساله اهل شیراز هستند.

بازداشت یک فعال رسانه ای مرتبط با گروه تندر توسط ماموران اداره اطلاعات اردبیل

امروز شنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۳۹۹، ماموران اداره اطلاعات اردبیل، یک فعال شبکه های اجتماعی ساکن این شهرستان را به اتهام فعالیت های رسانه ای در فضای مجازی بازداشت کردند. 

به گزارش حقوق بشر در ایران بنقل از ایلنا، امروز شنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۳۹۹، ناصر عتباتی، رئیس کل دادگستری استان اردبیل، از بازداشت یک فعال فضای شبکه های اجتماعی، ساکن این شهرستان به اتهام فعالیت‌های گسترده تبلیغی علیه اعتقادات مذهبی، تمامیت ملی، امنیت کشور، توهین به مقدسات، مکتب تشیع و شیعه در فضای مجازی و انجام کارهای تبلیغاتی برای گروه سیاسی تندر توسط اداره اطلاعات اردبیل خبر داد. 

رئیس کل دادگستری استان اردبیل در تشریح این خبر ادعا کرد: “بر اساس گزارش سربازان گمنام امام زمان در اداره کل اطلاعات استان عامل فعال تبلیغی و رسانه‌ای مرتبط با گروهک تندر که سرکرده آن نیز چندی قبل دستگیر شده در استان شناسایی و دستگیر شد. این فرد از سرپل گروهک تندر خط می‌گرفت و در فضای رسانه‌ای فعالیت‌های گسترده تبلیغی علیه اعتقادات مذهبی، تمامیت ملی، امنیت کشور، توهین به مقدسات، مکتب تشیع و ائمه اطهار و نیز ترویج افکار انحرافی انجام می‌داد.”

این مقام قضائی در استان اردبیل در ادامه مدعی شد: “فرد خاطی با این تصور که فعالیت حرفه ای و پیچیده وی قابل رصد از سوی مراجع و نهادهای امنیتی نیست فعالیتهایی را در حوزه های،اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی انجام می داد که با پیگیری و تلاش های دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی دستگیر شد. با توجه به مستندات متعدد کشف شده از فعالیت‌های این فرد پرونده کیفری برای وی تشکیل شده و با قرار قانونی روانه زندان اردبیل شده است.”

ناصر عتباتی در انتهای ادعاهای خود شهروندان را تهدید کرد: “کسانی که فکر می‌کنند فضای مجازی فرصتی است که می‌توانند فعالیت‌های سیاسی و امنیتی مجرمانه خود را در این حوزه ادامه دهند مسلماً دستگاه قضایی با هماهنگی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی مجال فعالیت به چنین افرادی را نخواهد داد و با قاطعیت و مطابق با قانون با این افراد برخورد می کند.” 

لازم به ذکر است، در تاریخ ۱۱ مرداد ماه ۱۳۹۹, جمشید شارمهد، از اعضای ارشد گروه سیاسی تندر توسط ماموران وزارت اطلاعات در یکی از کشورهای اطراف ایران ربوده و به ایران منتقل شد.

درخواست نسرین ستوده از مردم ایران و جهان: در اعتراض به حکم اعدام نوید افکاری واکنش جدی نشان دهید

نسرین ستوده، زندانی سیاسی که در زندان اوین دوران محکومیت خود را سپری می‌کند صدور حکم اعدام برای نوید افکاری را محکوم کرده است.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، نسرین ستوده، در پیامی صدور حکم اعدام برای نوید افکاری را محکوم کرد.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده در صفحه توییتر خود نوشت که خانم ستوده طی تماسی از زندان اوین ضمن محکومیت صدور حکم اعدام برای نوید افکاری گفته است که خواستار تشکیل دادگاهی عادلانه و رسیدگی بی‌طرفانه به پرونده نوید افکاری و کلیه بازداشت شدگان اعتراضات شده و از مردم ایران و جهان درخواست کرده در اعتراض به افزایش صدور احکام اعدام در ایران واکنش جدی نشان دهند.

نسرین ستوده روز ۲۳ خرداد ۹۷ در منزلش بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

بعدتر به او گفته شد دلیل بازداشتش گذراندن حکم پنج سال حبس برای پرونده‌‌ای است که سال ۹۵ به صورت غیابی برایش صادر شده است. حکمی که به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور و به استناد تحصن در مقابل کانون وکلای دادگستری صادر شده بود.

در پرونده جدید نسرین ستوده ۷ اتهام، قید شده‌، او به اتهامات “اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور” به هفت‌سال و نیم، “عضویت در کمپین لگام” به هفت سال‌و نیم، “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک‌سال و نیم، “تشویق به فساد و فحشاء” به ۱۲ سال، “ظاهر شدن بدون حجاب شرعی” به ۷۴ ضربه شلاق، “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی” به ۳ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و با اتهام “اخلال در نظم و آسایش عمومی” به ۲ سال زندان محکوم شده است. با احتساب حکم ۵ سال حبس غیابی که سال ۱۳۹۵ برای وی صادر شده بود، در مجموع احکام صادره علیه خانم ستوده به ۳۸ سال زندان و ۱۴۸ ضربه شلاق می رسد.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، پیش‌ از این در سیزدهم شهریور ۱۳۸۹ بازداشت و به اتهامات اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر به ۱۱ سال حبس تعزیری،۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده بود. این حکم در شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ۶ سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از حرفه وکالت تقلیل یافت. این وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، پس از تقریبا ۳ سال حبس در روز ۲۷ شهریور ماه ۱۳۹۲ از زندان اوین آزاد شد.

محرومیت احمد اینانلو، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین از حق مرخصی

امروز شنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۳۹۹، احمد اینانلو، زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۴ زندان اوین علیرغم درخواستهای مکرر از حق مرخصی محروم شده است. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، امروز شنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۳۹۹، احمد اینانلو، زندانی سیاسی محبوس در اندرزگاه ۴ زندان اوین از حق مرخصی محروم است. این زندانی سیاسی در دوران دادرسی با ۳ اتهام در مجموع به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم و با اعمال ماده ۱۳۴ از قانون مجازات اسلامی اجرای ۱ سال و ۶ ماه از این مدت برای احمد اینانلو لازم به اجرا شد. 

بنقل از یک منبع نزدیک به این زندانی سیاسی در گفتگو با حقوق بشر در ایران: “آقای اینانلو، چندی پیش درخواستی را برای اعزام به مرخصی موسوم به کرونا به مسئولان زندان ارائه کرد اما این درخواست از سوی مسئولان بدون هیچگونه توضیحی رد شد”. 

احمدی اینانلو، کارمند پیشین وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، سال ۱۳۹۸ در پی شکایت بازرسی این وزارت خانه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از انتقال به به زندان اوین و سلول انفرادی یکی از بازداشتگاههای امنیتی تحت بازجوئی و توسط شعبه بازپرسی دادسرای امنیت اوین مورد تفهیم اتهام قرار گرفت. 

پس از ارجاع پرونده به دادگاه انقلاب احمد اینانلو با اتهامات اقدام علیه امنیت ملی، توهین به رهبری در فضای مجازی و توهین به روح الله خمینی توسط شعبه دادگاه انقلاب تهران محاکمه و در مجموع به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران عیناً تائید شد. 

با اعمال ماده ۱۳۴ از قانون مجازات اسلامی، اجرای ۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری از مجموع ۵ سال حبس تعزیری بر علیه احمد اینانلو اجرایی شد و اوایل فروردین ماه ۱۳۹۹ این شهروند با دریافت ابلاغیه ای برای تحمل حبس تعزیری به شعبه اجرای احکام کیفری فراخوانده شد. 

جزییات کشته شدن سه کولبر در سردشت از زبان نزدیکان

چندی پیش ۳ کولبر جوان در نقاط مرزی شهرستان سردشت بر اثر شلیک مشتقیم نیروهای مرزبانی کشته شدند. این موضوع در حالی خبرساز شد که همزمان فرمانده مرزبانی از کشته شدن۳ متجاوز مرزیبه دست نیرو‌های مرزبانی خبرداد. کشتن این جوانان با واکنش‌هایی همراه بود. عثمان مزین حقوقدان و وکیل دادگستری در این خصوص گفت کهدر قوانین کولبری جرم نبوده و مجازات و عقوبت اقدام به آن کشته‌شدن و قتل نیست لذا مامور انتظامی حق ندارد بدون حکم قطعی مرجع ذیصلاح قضایی جان مردم را بگیرد. البته تا جایی که می‌دانم تاکنون هیچ ماموری به دلیل تیراندازی به کولبران مورد بازخواست و احضار قرار نگرفته است؛ این یعنی برخی به خود حق می‌دهند علناً کولبران را مستحق قتل بدانند.” همچنین نماینده سردشت در مجلس نیز گفته است، “هنگ مرزی باید قانون حمل سلاح را رعایت کند. اصل ۲۸ قانون اساسی دولت را موظف کرده برای همه افراد امکان اشتغال به کار در شرایط مساوی را فراهم آورد و بند ۹ اصل سوم قانون اساسی نیز بر رفع تبعیض‌های ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه‌های مادی و معنوی تاکید کرده است. متاسفانه دولت نه تنها شغلی ایجاد نکرده بلکه بازارچه‌های رسمی و معابر رسمی کولبری را هم مسدود و کارگاه‌های تولیدی را به مناطق مرکزی منتقل کرده است. این امر باعث کشته و زخمی شدن جوانان در دو شهرستان سردشت و پیرانشهر شده است.

به نقل از رویداد ۲۴، روز چهارشنبه ۱۲ شهریور ماه سه جوان کولبر به نام‌های زانست حسن زاده ٢۵ ساله و پدر یک فرزند ۶ ساله اهل روستای قله‌ره‌شی، زانکو احمدی ٢٢ ساله اهل روستای «خانه‌خل» سردشت و سروش ملکاری اهل روستای سوره‌چم به ضرب گلوله ماموران هنگ مرزی جان باختند. 

زانست حسن نژاد متولد سال ۱۳۷۳ بود. نزدیکان او می‌گویند نبود شغل و شرایط نامساعد مالی خانواده باعث شد که از نوجوانی همراه با سایر جوانان خانواده کولبری کند. زانست اینبار همراه با زانکو و سروش قصد می‌کنند برای آوردن کالا به سمت مرز عراق حرکت کنند. ظاهرا ساعت ۵ صبح در حالیکه هنوز داخل خاک ایران هستند، ماموران مرزبانی به آن‌ها شلیک می‌کنند. 

پسرعموی زانست حسن نژاد: آنها کولبر بودند، نه متجاوز

پسر عموی زانست ماجرا را اینگونه تعریف می‌کند: “برادرم حدود ۱۲ سال است که کولبری می‌کند، ۷ سال پیش ازدواج کرد و یک پسر ۵ ساله هم دارد. برادرم و دوستانش ۵ کیلومتر مانده به مرز عراق یعنی در خاک کشورمان گلوله خوردند. شلیک مستقیم بوده و بدون هیچ هشداری به آن‌ها شلیک شده است؛ ۳ گلوله به برادرم اصابت کرده است”. 

ظاهرا فرمانده هنگ مرزی آذربایجان گفته این‌ها اشرار بوده‌اند. یحیی حسین خانی گفته «سه تن از متجاوزان مرزی مورد اصابت گلوله قرار گرفتند که زخمی شده و به بیمارستان منتقل شدند و با وجود تلاش پزشکان به هلاکت رسیدند 

  با این حال خانواده کولبران معتقدند که آنها فقط کولبر بودند و تجاوزی در کار نبوده است. پسر عموی زانست حسن نژاد می‌گوید من هر ۳ نفر را کاملا می‌شناسم. آنها فقط به خاطر چند هزار تومان پول کولبری می‌کردند زیرا در منطقه ما کار نیست کارخانه و زمین کشاورزی نیست بنابراین چاره‌ای نداریم به جز آنکه با کولبری معاشمان را تامین کنیم.”

زانکو احمدی دیگر قربانی این ماجرا است. او ۲۷ ساله و دارای همسر و پسری ۴ ساله است. برادر زانکو ماجرا را اینگونه شرح می‌دهد: “برادرم و دوستانش کولبر بودند و قصد داشتند کولر گازی و پوشاک بیاورند. هنوز به مرز نرسیده بودند که به آن‌ها شلیک می‌شود. من و برادرم هر دو کولبر هستیم از ۱۳ سالگی مجبور به کولبری شدیم تا بتوانیم به اقتصاد خانواده کنیم. من ۲ بار حین کولبری زخمی شدم”.

وی ادامه می‌دهد: در این مناطق صد‌ها کولبر برای یک لقمه نان زخمی یا کشته شده‌اند و خانواده‌ها عزادار شده‌اند. اینجا شغل نیست ما کار دیگری برای کسب درآمد نمی‌توانیم کنیم. برادر من ۲ گلوله خورده بود. از حالا به بعد من و پدرم باید مراقب فرزند و همسر زانکو هم باشیم فقط خدا کمکمان کند.”

دایی سروش ملکاری: نرسیده به مرز به کولبران شلیک شده است 

سروش جوان‌ترین قربانی این ماجراست. پسری ۲۰ ساله که با آرزوی ازدواج و تشکیل خانواده تنها راه معاش در منطقه را انتخاب کرده و حدود یکسالی به کولبری روی می‌آورد. او هم با زانکو و زانست همراه می‌شود اما این سفر هرگز به پایان نمی‌رسد. دایی سروش می‌گوید: “این ۳ نفر دوست بودند و در نزدیکی مرز به آن‌ها شلیک شده است. ما نمی‌دانیم باید چکار کنیم. برای نان خوردن در شرایطی که کار نیست باید از چه کسی اجازه بگیریم. این ۳ نفر می‌خواستند ببینند اگر راهی هست از آن طرف مرز پوشاک بیاورند. بالاخره باید منبع درآمدی دست و پا می‌کردند”.

وی عنوان می‌کند: “دولت باید شرایطی ایجاد کند که جوانان بتوانند مشغول به کار شوند. خانواده‌ها به غذا و لباس نیاز دارند و برای تامین این‌ها پول نیاز است نمی‌توان از یک طرف کار ایجاد نکنند و بگویند کولبری هم نکنید.”

نامه نماینده سردشت به رئیس‌جمهور 

این اولین بار نیست که کولبر‌ها به ضرب گلوله جان خود را از دست می‌دهند. برخی معتقدند باید مسیرهای کولبری مشخص شود تا احتمال تیراندازی به کولبران به صفر برسد، با این حال نبود مسیر مشخص برای کولبران و تیراندازی ماموران نظامی باعث شده کشته شدن کولبران به قدری زیاد شود که تقریبا هر چند هفته یکبار خبری درباره کشته شدن کولبران در نقاط مرزی منتشر شود.

بعد از ماجرای تیراندازی به سه جوان کولبر و متجاوز خواندن آنها، کمال حسین پور نماینده سردشت و پیرانشهر در مجلس، در تذکری کتبی تندی خطاب به رئیس جمهور نوشت: «چرا علی رغم هشدار‌های متعدد، نیرو‌های مرزبانی کولبران مناطق مرزی را به رگبار می‌بندند؟ اصل ۲۸ قانون اساسی دولت را موظف کرده برای همه افراد امکان اشتغال به کار در شرایط مساوی را فراهم آورد و بند ۹ اصل سوم قانون اساسی نیز بر رفع تبعیض‌های ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه‌های مادی و معنوی تاکید کرده است.»

وی در این نامه ادامه می‌دهد: «جناب رئیس جمهور چرا شما به وظیفه و سوگند خود عمل نمی‌کنید؟ چرا باید جوانان بی‌دفاع و مظلوم مناطق کردنشین برای کسب یک لقمه نان کولبری کنند و کشته شوند؟! متاسفانه دولت شما نه تنها شغلی ایجاد نکرده بلکه بازارچه‌های رسمی و معابر رسمی کولبری را هم مسدود و کارگاه‌های تولیدی را به مناطق مرکزی و برخوردار منتقل نموده است. این امر باعث روی آوردن جوانان ساکن مناطق مرزی به کولبری کشته و زخمی شدن جوانان در دو شهرستان سردشت و پیرانشهر شده است. تا چه زمانی این رویه می‌خواهد ادامه پیدا کند و چرا در دولت شما اراده‌ای برای حل این معضل وجود ندارد؟ آیا جوانان این مناطق زندگی معیشت و آسایش ندارند.»

نماینده سردشت: سال‌هاست در سردشت حتی یک کلاس درس هم نساخته‌اند

در این گزارش آمده است، با توجه به اهمیت این حادثه با کمال حسین‌پور نماینده مردم سردشت در مجلس گفتگو کردیم. حسین‌پور می‌گوید: “سردشت دارای ۳ مرز کیله، قاسم‌رش و اشکان است که این مرز‌ها سالیان زیادی فعال بودند، اما طی ۳ سال اخیر مرز‌های قاسم‌رش و اشکان بدون هیچگونه توضیحی بسته شد. مرز کیله نیز نیمه فعال شده است. یعنی واردات آن را بستند و سازو کار آن را مشخص نکردند. گمرک سردشت نیز ضعیف‌ترین عملکرد را دارد. هزاران جوان در این مرز‌ها مشغول کسب و کار بودند و با بستن این مرز‌ها مشاغل دیگری نیز جایگزین مشاغلی که در این مناطق وجود داشت نشد.

از جوانان محروم‌ترین شهر ایران چه توقعی دارید؟ 

وی با بیان اینکه سردشت شهرستانی محروم است، عنوان می‌کند: سال‌هاست که در این شهرستان حتی یک کلاس درس جدید ساخته نشده است. ۹۰ درصد جنگل‌های استان آذربایجان غربی در این شهر واقع شده است، اما پایین‌ترین میزان فضای سبز در کل استان متعلق به سردشت است کمترین تعداد کارخانه صنعتی، کمترین وام اشتغال و کمترین راه روستایی آسفالت شده به سردشت اختصاص داده شده است. از شهری که در این حد محروم بوده و هیچ شغلی برای جوانان آن ایجاد نشده است، شهری که مردان آن بیکار مانده‌اند چه انتظاری می‌توان داشت؟

نماینده مردم سردشت و پیرانشهر اضافه می‌کند: “براساس آمار رسمی که فرمانداری سردشت و سایر ارگان‌ها ارائه داده‌اند بیش از هزار نفر از جوانان سردشتی طی ماه‌های اخیر از کشور مهاجرت کرده‌اند. دیگر جوانی در سردشت باقی نمانده است. آن وقت ما در آستانه ماه مهر و بازگشایی مدارس که والدین چه کولبر و چه کارخانه‌دار باید برای فرزندان خود خرید مدرسه را انجام دهند، چنین برخوردی می‌کنیم. مگر این افراد راهی به جز کولبری هم دارند. کولبر‌ها برای مبالغی بسیار اندک این کار را انجام می‌دهد در حالیکه صاحبان بار افرادی ثروتمند هستند. جالب آنکه کولبر‌هایی که از فقر دست به این کار می‌زنند به رگبار بسته می‌شودند، اما صاحبان بار در امان هستند.”

حسین‌پور می‌گوید: “سخن من به رئیس جمهور و هنگ مرزی و استاندار آن است که اگر فردی مرتکب خلاف شده یا اگر قاچاق هم کرده، باید با او برخورد قانونی شود چنین فردی را باید دستگیر و محاکمه کنند. چرا می‌کشند؟ خانواده‌ای که منتظر است که پدر با لقمه‌ای نان به خانه بازگردد با جنازه او مواجه می‌شود. این درحالی است که هیچ شغلی برای این مردم ایجاد نشده است.”

وی با طرح این سوال که تکلیف کارت‌های مرزنشینی که دولت صادر کرد و مردم برای دریافت آن پول دادند چه شد؟ خاطرنشان می‌کند: “هیچ سازوکاری برای این کارت‌ها پیش‌بینی نشده است. این سخنان همگی تبلیغاتی بودند و هیچ اقدامی برای حمایت از کولبران صورت نگرفت. مردم با این کارت‌ها هیچ درآمدی کسب نکردند.”

بخاطر کشتن کولبران طرح سوال از وزیر کشور را مطرح کردیم 

نماینده مردم سردشت با تاکید براینکه کولبری قاچاق نیست. خاطرنشان می‌کند: “هنگ مرزی باید قانون حمل سلاح را رعایت کند. کشتن برای اشرار و افراد مسلح است فردی که اسلحه ندارد را بر فرض هم که بار قاچاق دارد می‌توان دادگاهی و زندانی کرد. اما وقتی ۳ نفر بی‌سلاح را یکجا می‌کشند برای مردم سنگین تمام می‌شود. از ابتدای سال تا کنون بیش از ۱۵ کولبر در سردشت و پیرانشهر کشته شده‌اند. چه کسی باید پاسخگوی بی‌سرپرست شدن خانواده‌ها و فرزندان این افراد باشد؟”

هیات کارشناسی بررسی کند آیا هنگام تیراندازی به کولبران دستورالعمل‌ها رعایت شده یا خیر

او می‌افزاید: “وقتی خانواده کولبران کشته شده موضوع را پیگیری می‌کنند هیچ پاسخی به آن‌ها داده نمی‌شود. هیچکس بررسی نمی‌کند که آیا دستورالعمل‌های حمل سلاح زمان تیراندازی رعایت شده و مرزبان‌ها حق تیراندازی داشته‌اند یا خیر؟ ما در مجلس تقاضا دادیم هیاتی کارشناسی از وزارت کشور به منطقه بیاید. این موارد را بررسی و مشخص کند که علت این اتفاقات چیست. جان انسان‌ها از دست می‌رود و این موضوع بسیار جدی است”.

حسین‌پورتصریح می‌کند: “امروز مردم کشور تحت فشار اقتصادی شدید قرار دارند. سردشت، اما نماد محرومیت ایران و اولین شهر شیمیایی در جهان است. برای چنین شهری باید ایجاد اشتغال کرد، کارت مرزنشینی و ساز و کار استفاده از آن مشخص شود و همچنین معابر آن باید رسمی شود. مرز‌های این شهر می‌تواند بیشترین درآمد را برای جوانان آن جذب کند درحالیکه بسته یا نیمه فعال شدند.”

وی اظهار می‌کند: “این هفته مجلس بازگشایی شده و حتما این موضوع را پیگیری می‌کنیم. ما در صحن علنی مجلس مساله برخورد با کولبران در مناطق مرزی مختلف را مطرح می‌کنیم. باید مساله کولبران ساماندهی شده و برای آن‌ها ساز و کاری مشخص شود. باید برای مرزنشین‌ها امتیازاتی در نظر گرفته شود. مردم مرزنشین برای داشتن حداقل درآمد و نان مجبور به کولبری هستند. فردی که مطمئن است کار و شغل دارد آیا جان خود را با کولبری به خطر می‌اندازد؟

نماینده سردشت: هنگ مرزی بر چه اساسی به خود اجازه داده ۳ کولبر را یکجا بکشد

نماینده مردم سردشت تاکید می‌کند: روز شنبه در مجلس سوالی خطاب به وزیر کشور طرح خواهیم کرد تا مساله مرز‌ها را تعیین تکلیف کند. رئیس شورای تامین استان، استاندار و رئیس شورای تامین شهرستان شخص فرماندار است که همگی زیرمجموعه وزارت کشور هستند. سوال ما آن است که چرا مرز‌ها بسته شده و اگر قصد بازگشایی مرز‌ها وجود دارد چرا تا به حال اقدامی انجام نکرده‌اند. همچنین این مساله را مطرح خواهیم کرد که هنگ مرزی بر چه اساسی به خود اجازه داده است که ۳ نفر را یکجا بکشد آیا مسلح بودند یا قصد داشتند اقدام علیه امنیت ملی کنند؟ این کولبر‌ها برای نان شب کولبری می‌کردند.”

وی تاکید می‌کند: “این افراد در روستای قله‌رشی از توابع شهرستان سردشت بودند که کشته شدند. این افراد از مرز دور بوده و داخل خاک ایران بودند. همه این افراد همسر و فرزند داشتند. خانواده این افراد چه سرنوشتی خواهند داشت؟”

حسین پور خاطرنشان می‌کند: “من نمی‌گویم از قاچاق حمایت کنیم. ما قانون‌گذار و مدافع قانون هستیم. اما آیا درست است که ۳ جوان را در ماه محرم به رگبار ببندند؟ در وضعیت اقتصادی فعلی کشور و فشاری که مردم تحمل می‌کنند باید با دقت و محتاطانه عمل کنیم”. 

در قوانین کولبری جرم نیست

عثمان مزین حقوقدان و وکیل دادگستری در این خصوص می‌گوید: “کولبری شغل نیست و آشکارا موجب تحقیر انسان بوده و کرامت وی را نابود می‌کند. اما این شغل نامطلوب به دلیل نبود شرایط اشتغال در مناطق مرزی و کردنشین به مردم این مناطق تحمیل شده است.”

وی ادامه می‌دهد: “در قوانین کولبری جرم نیست و مجازات و عقوبت اقدام به آن کشته‌شدن و قتل نیست لذا مامور انتظامی حق ندارد بدون حکم قطعی مرجع ذیصلاح قضایی جان مردم را بگیرد. البته تا جایی که می‌دانم تا کنون هیچ ماموری به دلیل تیراندازی به کولبران مورد بازخواست و احضار قرار نگرفته است؛ این یعنی برخی به خود حق می‌دهند علناً کولبران را مستحق قتل بدانند.”

بر اساس این گزارش، نبود شغل و منبع درآمد پایدار در مناطق مرزی غرب کشور موضوعی جدی است افراد در روزگار بزرگسالی به این نتیجه می‌رسند که برای امرار معاش راهی به جز کولبری ندارند. کولبری در این مناطق آنچنان فراگیر است که طرح‌هایی مانند بیمه کولبری و طرح ساماندهی کولبران در مجلس مطرح شده است. طرح‌هایی که به صورت ضمنی می‌توانند نشان‌دهنده تفاوت کولبر از قاچاقچی باشند. با اینحال، اما نیرو‌های مرزبانی با شدت و حدت هرچه تمام‌تر با این کولبران کم‌بضاعت برخورد می‌کنند و گویا قصد ندارند واقعیت موجود در این مناطق را درک کنند. دولت نیز دست روی دست گذاشته است نه برای حفاظت از جان کولبران اقدامی می‌کند و نه با ایجاد اشتغال و بهره‌گیری از ظرفیت‌های مرزی این مناطق سعی می‌کند زمینه برچیده شدن زمینه کولبری را فراهم کند و دود این بازی یک بام و دو هوا تنها به چشم مردمی می‌روند که برای کسب حداقل‌های معیشتی دست به این کار خطرناک و توان‌فرسا می‌زنند. 

پرونده سازی جدید؛ برگزاری جلسه آخرین دفاع پریسا رفیعی در دادسرای اوین

آخرین جلسه بازپرسی پریسا رفیعی، فعال صنفی دانشگاه تهران محبوس در زندان اوین جهت اخذ آخرین دفاعیات از وی از بابت پرونده جدیدی که اخیرا برای او گشوده شده، امروز شنبه ۱۵ شهریور در شعبه ۲ بازپرسی دادسرای اوین برگزار شد. پس از پایان این جلسه که بدون حضور وکیل مدافع خانم رفیعی برگزار شد، بازپرس اقدام به صدور قرار وثیقه برای این فعال صنفی کرد. جلسه نخست رسیدگی به اتهام خانم رفیعی در تاریخ ۲۹ مرداد در دادسرای اوین برگزار شد. این پرونده به دلیل نامه‌ای که پریسا رفیعی اردیبهشت‌ماه ۹۸ در خصوص شرایط بازداشتگاه انفرادی و فشار مضاعف بر فعالین مدنی زن با اهرم‌هایی چون “تست بکارت” نوشته بود، برای وی ایجاد شده است.

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز شنبه ۱۵ شهریورماه ۱۳۹۹، پریسا رفیعی، فعال صنفی دانشگاه تهران محبوس در زندان اوین جهت ارائه آخرین دفاع در دادسرای اوین حاضر شد.

خانم رفیعی در جریان این جلسه که بدون حضور وکیل مدافع ایشان در شعبه ۲ بازپرسی دادسرای اوین به ریاست قاضی حاجی مرادی برگزار شد، در خصوص اتهام “تبلیغ علیه نظام” به ارائه آخرین دفاع از خود پرداخت و قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی برای وی صادر شده است.

جلسه نخست رسیدگی به اتهام خانم رفیعی در تاریخ ۲۹ مرداد در همین شعبه برگزار شد. احضار خانم رفیعی بدون صدور ابلاغیه قبلی صورت گرفته بود.

اتهام “تبلیغ علیه نظام” به دلیل انتشار نامه‌ای است که خانم رفیعی در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۹۸ در خصوص شرایط بازداشتگاه انفرادی و فشار مضاعف بر فعالین مدنی زن با اهرم‌هایی چون “تست بکارت” نوشته بود، وارد شده است.

پریسا رفیعی در تاریخ ۶ اسفند ۹۶ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از گذشت ۲۳ روز با قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد. خانم رفیعی مدتی بعد توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه از بابت اتهامات اجتماع و تبانی، تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم عمومی مجموعا به ۷ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال ممنوع الخروجی و محرومیت از عضویت در گروه ها و احزاب محکوم شد. حکم صادره در آبان ۹۸ عینا به تائید دیوان عالی کشور نیز رسید و در آذرماه همان سال در پی شمول عفو موردی، به یک سال حبس تعزیری تقلیل یافت.

خانم نهایت نهایتا در تاریخ ۱۷ تیر ۹۹  در پی احضار به واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

تجمع دوباره بازنشستگان تامین اجتماعی در چند شهر ایران

گروهی از بازنشستگان تامین اجتماعی در شهرهای تهران، اراک، کرج، اهواز و رشت  با حضور مقابل سازمان تامین اجتماعی خواستار افزایش حقوق و دیگر مطالباتشان شدند.

این بازنشستگان در تجمع روز شنبه ۱۵ شهریور اعلام کردند که افزایش ناچیز مستمری‌ها نمی‌تواند فاصله عمیق دریافتی بازنشستگان با خط فقر را جبران کند. 

مصطفی سالاری، مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی، روز ۲۵ خرداد از افزایش حقوق مستمری‌بگیران دارای ۳۰ سال سابقه به حدود ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان خبر داده بود.

این افزایش حقوق بر اساس مصوبه دولت مبنی بر افزایش ۱۵ درصدی حقوق کارکنان دولت و بازنشستگان در سال ۹۹ انجام شده است. در حالی حقوق بازنشستگان ۱۵ درصد افزایش یافته که تورم تیر ماه ۴۰/۴ بوده است.

گروهی از بازنشستگان معترض افرادی هستند که پیش از این شغل «سخت و زیان‌آور» داشته‌اند و سابقه کار آنان ۲۰ سال محاسبه شده است.

محمد شریعتمداری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی وعده داده که حقوق این ۲۰۰ هزار بازنشسته دوباره محاسبه شده و افزایش خواهد یافت.

همچنین به گزارش خبرگزاری ایلنا، پرداخت بدهی‌های دولت به سازمان تامین اجتماعی از جمله دیگر خواسته‌های بازنشستگان است. 

دولت در سال‌های گذشته اعلام کرده که بخشی از بدهی خود به سازمان تامین اجتماعی را از طریق واگذاری شرکت‌ها و کارخانجات به این سازمان پرداخت کرده است.

در همین حال به گفته وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، قرار است امسال نیز ۳۰هزار میلیارد تومان از سهام شرکت‌های دولتی به ازای مطالبات سازمان تامین اجتماعی از دولت پرداخت شود.

 رقم‌های متفاوتی درباره میزان بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی اعلام شده است.

علی دهقان‌کیا، رییس کانون بازنشستگان تامین اجتماعی تهران، این رقم را ۲۵۰ هزار میلیارد تومان ذکر کرده بود.

در هفته‌های گذشته نیز بازنشستگان در شهرهای مختلف ایران چندین بار تجمع کرده‌اند.

به هدف قطع ارتباط؛ انتقال برادران افکاری به بندهای دربسته زندان عادل آباد شیراز

در آستانه پخش احتمالی برنامه ای تلویزیونی، نوید افکار، کشتی گیر ۲۷ ساله و زندانی سیاسی محکوم به اعدام شب پنج‌شنبه ۱۳ شهریور به بند امنیتی “عبرت” زندان عادل آباد شیراز منتقل شده است. به نظر می‌رسد این انتقال به هدف قطع ارتباط او با دنیای بیرون در واکنش به موج گسترده حمایت‌های مردمی که برای لغو حکم اعدام او به راه افتاده است صورت گرفته باشد. وحید و حبیب افکاری دو برادر وی نیز امروز شنبه ۱۵ شهریور به بند ارشاد این زندان که دارای کمترین ارتباط با دنیای بیرون است منتقل شده‌اند. خانواده افکاری تاکنون اجازه ملاقات با فرزندان خود را نداشته و ارتباط تلفنی آنها با فرزندانشان نیز قطع شده است. گفته می‌شود در جریان انتقال حبیب افکاری از بند سیاسی، در پی مقاومت همبندی‌های وی گارد ویژه زندان به داخل بند رفته و تعدادی از زندانیان سیاسی را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شب پنج‌شنبه ۱۳ شهریورماه ۱۳۹۹، نوید افکاری زندانی سیاسی محکوم به اعدام به بند عبرت زندان عادل آباد شیراز منتقل شده است.

بند عبرت و یا بند دربسته توسط نیروهای امنیتی اداره می‌شود و برای زندانیان محلی مخوف است. عمدتا زندانیان سیاسی به صورت تنبیهی به آنجا منتقل می‌شوند. زندانیان در این بند از حق تماس و ملاقات با خانواده خود محروم هستند و حق خروج از بند را نیز ندارند. این زندانیان به هواخوری دسترسی مداوم و آسان ندارند و ممکن است هر چند هفته یکبار اجازه استفاده از هواخوری را داشته باشند. تعداد افرادی که در این بند نگهداری می‌شوند متغیر است و گاهی به حدود صد نفر می‌رسد.

وحید و حبیب افکاری نیز امروز شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۹، از بندهای ۱۱ و سیاسی به بند ارشاد این زندان منتقل شده‌اند. خانواده افکاری تاکنون اجازه ملاقات با فرزندان خود را نداشته ارتباط تلفنی آنها با فرزندانشان نیز قطع شده است.

زندانیان در بند ارشاد به پتو و تخت دسترسی ندارند و تنها یک موکت قدیمی و کثیف به عنوان کفپوش استفاده شده است. در بدو ورود موهای زندانیان تراشیده می‌شود. این بند فاقد سیستم سرمایشی و گرمایشی است. زندانیان محبوس در این بند از دسترسی کافی به حمام، آب آشامیدنی، تلفن و فروشگاه زندان محروم هستند و افراد ناچار به نوشیدن آب از شیر دستشویی و یا توالت هستند. زندانیان متهم به جرائم خطرناک و یا زندانیانی که مرتکب تخلف در زندان می‌شوند به صورت تنبیهی به این بند تبعید خواهند شد.

یک منبع مطلع از شرایط این شهروندان در این خصوص به هرانا گفت: «زمان انتقال حبیب افکاری از بند سیاسی به بند ارشاد، مسئولان در پاسخ به سوال همبندی‌های او درباره علت و مقصد انتقال پاسخی ندادند و به همین دلیل زندانیان در برابر انتقالش به خارج از بند مقاومت کردند. نهایتا نیروهای گارد ویژه زندان وارد بند شدند و تعدادی از زندانیان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و حبیب را از بند خارج کردند. وحید نیز از بند ۱۱ به بند ارشاد منتقل شده است. به هیچ یک از آنان در زمان انتقال گفته نشده بود که به چه دلیل و به کجا منتقل می‌شوند. حتی مسئولین زندان تلفن‌های بند سیاسی را امروز مجددا قطع کرده‌اند.»

طی هفته‌های اخیر پس از رسانه‌ای شدن خبر صدور احکام اعدام، حبس و شلاق این شهروندان و طوفان توئیتری در پی آن شماری از چهره‌های شناخته شده ورزشی، هنری، سیاسی، فعالان مدنی و… به آن واکنش نشان داده و خواستار توقف حکم اعدام آقای افکاری شدند.

یوسف سلامی، خبرنگار تلویزیون دولتی ایران امروز شنبه ۱۵ شهریورماه در حساب شخصی خود در توییتر از پخش گزارشی در خصوص نوید افکاری در بخش خبری ۲۰:۳۰ خبر داده است. برخی منابع مطلع از پرونده این شهروندان در این خصوص به هرانا گفته‌اند نشانه‌هایی وجود دارد که تلویزیون دولتی ایران در واکنش به موج حمایت‌ها از نجات نوید افکاری از اعدام قصد پخش برنامه‌ای علیه او را دارد.

نوید و وحید افکاری در تاریخ ۲۶ شهریورماه ۱۳۹۷ و حبیب افکاری در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۷ در رابطه با اعتراضات سراسری مرداد ۹۷ بازداشت شدند. این افراد در جریان بازجویی‌ها برای اخذ اعتراف بارها مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته‌اند.

این شهروندان توسط دادگاه انقلاب و دادگاه کیفری شیراز مورد محاکمه قرار گرفتند و نوید افکاری به ۲ بار اعدام، ۶ سال و ۶ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق، وحید افکاری به ۵۴ سال و ۶ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق، حبیب افکاری به ۲۷ سال و ۳ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده‌اند. از میان این احکام یکی از احکام اعدام نوید افکاری به تازگی در دیوان عالی کشور نیز تایید شده است. پرونده‌ی این افراد از بابت چند اتهام دیگر نیز در دادگاه انقلاب کماکان در دست بررسی است.

نوید (فرشید) افکاری سنگری، فرزند حسین، متولد ۱۳۷۲، مجرد، شغل گچکار و کشتی گیر (دارای چند مدال قهرمانی کشوری). وحید افکاری سنگری، فرزند حسین، متولد ۱۳۶۴، مجرد، گچکار. حبیب افکاری سنگری، فرزند حسین، متولد ۱۳۷۰، متاهل، شغل جوشکار و سعید دشتکی، ۲۲ ساله اهل شیراز هستند.

ممانعت مسئولان زندان اوین از تکمیل مراحل درمانی بهنام محجوبی درویش گنابادی

امروز شنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۳۹۹، بهنام محجوبی، درویش گنابادی محبوس در اندرزگاه ۸ زندان اوین از دسترسی به خدمات پزشکی و حق درمان محروم شده است. 

به گزارش حقوق بشر در ایران، امروز شنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۳۹۹، بهنام محجوبی نظام آبادی، درویش گنابادی محبوس در اندرزگاه ۸ سالن ۹ زندان اوین با توجه به ابتلا به بیماری اعصاب و روان و تجویز دارو از سوی پزشک متخصص و تهیه این داروها از سوی خانواده اش اما از دسترسی به این داروها در پی عدم قبول این داروها برای رساندن به این زندانی عقیدتی از سوی مسئولان زندان اوین از حق درمان محروم شده است. این زندانی عقیدتی در حالی تحمل حبس تعزیری ۲ ساله خود است. 

بنقل از یک منبع نزدیک به این درویش گنابادی در گفتگو با حقوق بشر در ایران: “بهنام محجوبی در پی استفاده از داروهایی که دکتر احمدی، پزشکی بهداری زندان اوین با علائمی همچون خواب رفتگی و بی حسی  سمت چپ بدنش مواجه شد و در پی اطلاع این مشکل به خانواده اش و مشورت آنها با پزشک متخصص که پیش از بازداشت بهنام محجوبی به آن پزشک مراجعه می کرد داروهای خاص بیماری اعصاب و روان را برای بیماری این درویش گنابادی تهیه و امروز ساعت ۸ صبح این داروها را به واحد اطلاعات مددجویان زندان اوین تحویل دادند اما مسئولان زندان از تحویل این داروها به بهنام محجوبی به بهانه اینکه تجویز دارو باید با نامه پزشکی بهداری زندان باشد سر باز زدند و در با توجه به این شرایط بهنام محجوبی از دسترسی به داروهای خود محروم است”.

این درویش گنابادی، پیش از این نیز در تاریخ ۹ مرداد ماه ۱۳۹۹, در اعتراض به محرومیت از حق درمان و ممانعت مسئولان زندان اوین از دسترسی وی به داروهای بیماریش اعتصاب غذا کرد و در تاریخ ۱۱ مرداد ماه ۱۳۹۹,  با وعده مسئولان مبنی بر پیگیری خواسته هایش به اعتصاب غذای خود پایان داد. 

بهنام محجوبی نظام آبادی، در تاریخ ۲۱ مرداد ماه ۱۳۹۹, به همراه تنی چند از زندانیان سیاسی در اعتراض به وضعیت وخیم زندانیان سیاسی در اندرزگاههای زندان اوین اعلام اعتصاب غذا کردند اما چندی بعد در پی عود کردن بیماری اعصاب و روان وی و نیاز این زندانی سیاسی به استفاده از دارو به اعتصاب غذای خود پایان داد. 

در تاریخ ۲۶ خرداد ماه ۱۳۹۹, شعبه اجرای احکام کیفری دادسرای امنیت زندان اوین با صدور و ارسال احضاریه ای بهنام نظام آبادی محجوبی را برای تحمل حبس تعزیری ۲ ساله اش به زندان اوین فراخواند و این درویش گنابادی از تاریخ ۳۱ خرداد ماه سالجاری در حالی تحمل دوران محکومیت خود است. 

این درویش گنابادی, در تاریخ۲۷ مرداد ماه ۱۳۹۸, توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور از طریق ارتباط گیری با سایرین و فراهم ساختن تجمع غیر قانونی در مقابل کلانتری ۱۰۲ خیابان پاسداران تهران و عضویت ارتباط با فعالان رسانه ای دراویش گنابادی و حضور در تجمع اعتراضی دراویش در مقابل زندان اوین بر طبق ماده ۳۷۴ از قانون آئین دادرسی کیفری و استناد به ماده ۲۳ قانون مجازات اسلامی به تحمل ۲ سال حبس تعزیری و بعنوان مجازات تکمیلی هم به ۲سال محرومیت از عضویت در احزاب و گروهها و دسته جات سیاسی و اجتماعی, محکوم شده بود. این حکم پس از ارجاع پرونده به دادگاه تجدیدنظر عیناً تائید شد. 

بهنام نظام آبادی « محجویی », در حادثه گلستان هفتم به همراه سایر دراویش گنابادی بازداشت و پس از طی مراحل بازجوئی و تفهیم اتهام با تودیع قرار وثیقه و بطور موقت از بازداشت آزاد شد. 

لازم به یادآوری است، از نیمه‌شب ۱۴ بهمن‌ماه سال ۱۳۹۶ حضور پر تعداد نیرو های امنیتی و انتظامی در اطراف منزل دکتر نور علی تابنده با واکنش منفی سایر دراویش مواجه شد، دراویش گنابادی در حمایت از قطب خود تجمعاتی اطراف منزل دکتر تابنده تشکیل دادند، این تجمعات با دخالت نیروهای انتظامی و لباس شخصی به خشونت کشیده شد و صدها تن زخمی و بازداشت شدند؛ این در حالی بود که پیش تر در شامگاه چهارشنبه ۴ بهمن‌ماه ۱۳۹۶ نیز ماموران امنیتی در اقدامی مشابه در همین مکان حضور یافتند که موجی از نگرانی‌ها در میان دراویش را رقم زده بود.

Design a site like this with WordPress.com
Get started